WEBVTT

00:00.602 --> 00:13.086
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

00:13.110 --> 00:14.470
‫هم‌رزم گودانو!

00:46.870 --> 00:48.710
‫آقای گودانو!

00:48.734 --> 01:03.698
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

01:18.710 --> 01:21.710
‫[هم‌رزم گودانو گم شده.]

01:22.630 --> 01:27.270
‫زنده باد هم‌رزمان
‫نیکولای و النا چائوشسکو!

01:27.430 --> 01:30.110
‫یه تلگراف فوری از آلمان رسیده.

01:30.270 --> 01:32.670
‫ویکتور گودانو گم شده.

01:32.830 --> 01:34.390
‫چی؟

01:34.550 --> 01:39.230
‫یعنی چی گم شده؟
‫زمین که دهن وا نکرده افتاده باشه توش!

01:47.230 --> 01:49.870
‫ناپدید شده.

01:50.030 --> 01:52.670
‫آخه چطوری این کار رو کرده؟ کِی؟

01:52.830 --> 01:55.070
‫از امروز صبحه که خبری ازش نیست.

01:55.870 --> 01:58.590
‫حتما روسی‌ها خارجش کردن.
‫درموردش تحقیق کن.

01:58.750 --> 02:00.190
‫چشم.

02:25.120 --> 02:28.020
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

02:35.780 --> 02:39.580
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

02:40.376 --> 02:42.900
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

02:52.542 --> 02:55.934
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

02:56.602 --> 02:59.793
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

03:05.844 --> 03:10.710
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

03:27.280 --> 03:32.240
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت سوّم»

03:32.750 --> 03:36.550
‫- کدوم پایگاه قراره بریم؟
‫- هنوز وقتـش نشده که به پایگاه بریم.

03:36.710 --> 03:39.790
‫- چرا نه؟
‫- مقدماتـش باید چیده بشه.

03:41.310 --> 03:43.270
‫می‌دونی دیگه، کاغذبازی و این داستان‌ها.

03:44.590 --> 03:46.030
‫کجا داری می‌بریم؟

03:47.310 --> 03:49.310
‫یه جایِ امن.

03:56.510 --> 04:00.070
‫ورودیـش فقط همین درِ اصلیـه،
‫تمام وقت نگهبانی می‌دیم.

04:00.230 --> 04:02.310
‫اینجا خالیـه.

04:04.590 --> 04:07.990
‫آها آره،
‫یه پیرزن طبقه پایین هست.

04:08.150 --> 04:11.150
‫ناشنواست و از روسی‌ها متنفره.

04:19.750 --> 04:22.710
‫به خونۀ دور از وطنـت خوش اومدی.

04:25.710 --> 04:27.870
‫کلا خونه دستِ خودته.

04:31.830 --> 04:35.590
‫هال، آشپزخونه.

04:36.710 --> 04:38.350
‫جان!

04:41.470 --> 04:43.710
‫آقای گودانو، ایشون جان هستن.

04:43.870 --> 04:46.430
‫شبتون بخیر آقای گودانو.
‫حالتون خوبه؟

04:46.590 --> 04:49.670
‫- تا حالا همدیگه رو دیدیم؟
‫- فکر نکنم.

04:49.830 --> 04:53.270
‫جان اطراف رو بهتون نشون می‌ده،
‫اتاق خواب انتهای راهروئه.

04:53.430 --> 04:58.230
‫- جلسۀ توجیهی کِی شروع می‌شه؟
‫- گاماس گاماس.

04:58.390 --> 05:01.710
‫صبح برمی‌گردم،
‫جاتون امنـه.

05:01.870 --> 05:05.870
‫- چون یه پسر 17 ساله نگهبانـشه؟
‫- بیست و هفت ساله.

05:06.030 --> 05:08.790
‫جوونتـر از من‌ها توی ویتنام جنگیدن قربان.

05:08.950 --> 05:11.510
‫جنگ سرد هیولای متفاوتیـه.

05:12.750 --> 05:15.510
‫هی من زیاد ازتون دور نیستم.
‫مشکلی براتون پیش نمیاد.

05:16.670 --> 05:21.070
‫اولین قدم شما به سمتِ آزادیـه.
‫ایمان داشته باش.

05:23.750 --> 05:25.190
‫شب بخیر.

05:31.550 --> 05:33.750
‫ممنون که در این مورد بهم کمک می‌کنی.

05:37.390 --> 05:38.950
‫اینو بگیر.

05:39.110 --> 05:42.590
‫اگه اوضاع خراب شد،
‫به همه بگو که من مجبورت کردم.

05:42.750 --> 05:44.390
‫شب خوش

05:51.070 --> 05:53.950
‫متاسفم عزیزم.
‫واست جبران می‌کنم.

05:54.110 --> 05:56.670
‫فقط دیگه بهم قول نده.

05:56.830 --> 06:02.070
‫هرکاری بگی واسه درست کردنـش انجام می‌دم.
‫به الایزا زنگ می‌زنم.

06:02.230 --> 06:06.470
‫نیازی نیست، مهارتـم توی دروغ گفتن به
‫دوست‌هام، بخاطر تو، زیادی بالاست.

06:08.670 --> 06:10.470
‫دیلایلا.

06:10.630 --> 06:13.990
‫ازت خواهش می‌کنم، باید در این مورد
‫بهم اعتماد کنی، خبرهای بزرگی توی راهـه.

06:14.150 --> 06:17.830
‫این مسئله می‌تونه زندگی شغلی من و
‫آیندۀ ما رو بسازه.

06:17.990 --> 06:19.390
‫کدوم آینده فرنک؟

06:19.550 --> 06:23.030
‫آخرین مسئلۀ بزرگی که درگیرش بودی
‫ما رو به اینجا رسونده.

06:23.190 --> 06:25.950
‫اگه همینطوری ادامه بدی،
‫هیچ آینده‌ای نخواهیم داشت.

06:28.310 --> 06:31.190
‫براتون پیژامه آوردم.

06:31.350 --> 06:34.350
‫شرمنده، فقط همین‌ها رو داشتم.

06:35.630 --> 06:39.190
‫توی دستشویی یه مسواک آبی رنگ
‫براتون گذاشتم

06:39.350 --> 06:42.750
‫اگه چیزی نیاز داشتید بهم بگید خب؟

07:07.550 --> 07:10.390
‫- سلام اسکات.
‫- فرنک!

07:11.870 --> 07:14.750
‫با رئیس‌جمهور جلسه داریم.

07:15.750 --> 07:18.590
‫پس یعنی فردا صبح
‫یه جواب واسم داری؟

07:18.750 --> 07:22.310
‫- اگه همه‌چیز خوب پیش بره آره.
‫- یک دقیقه هم یک دقیقه‌ست برامون اسکات.

07:22.470 --> 07:24.470
‫سعی می‌کنم بیارمش.

07:24.630 --> 07:26.670
‫باید برم.

07:28.630 --> 07:33.510
‫سعی؟ خدا لعنتش کنه، انجامش بده دیگه!

07:33.670 --> 07:38.510
‫هی، اسکات تنها کسیه که
‫کنارت مونده.

07:38.670 --> 07:40.670
‫بهش فرصت بده تا
‫کارها رو درست پیش ببره.

07:40.830 --> 07:45.990
‫می‌دونم. حق با توئه.
‫باید صبور باشم.

07:50.430 --> 07:52.310
‫من رو بخشیدی؟

07:52.470 --> 07:57.190
‫حسابی حواست رو جمع کن آقای جکسون،
‫منم در این مورد فکر می‌کنم.

08:04.670 --> 08:09.030
‫پیژامه رو نپوشیدید ها؟
‫صبحونه؟

08:10.150 --> 08:13.630
‫فکر می‌کردم الان دیگه باید
‫تو راهِ پایگاه نظامی باشیم.

08:13.790 --> 08:16.630
‫منتظرم تا یه سری جزئیات
‫رو با لنگلی شفاف‌سازی کنم.

08:16.790 --> 08:19.870
‫- جزئیات؟ چه جزئیاتی؟
‫- کاغذبازیـه.

08:20.870 --> 08:23.590
‫- بله.
‫- تشریفات اداری ما رو به کشتن می‌دن.

08:26.390 --> 08:30.790
‫نمی‌تونم درک کنم. اگه کارتر قبول کرده،
‫بقیۀ کارها که دیگه سخت نیست.

08:37.590 --> 08:41.110
‫کارتر قبول کرده دیگه، نکرده؟

08:43.710 --> 08:45.350
‫بله، قبول کرده.

08:45.510 --> 08:48.070
‫فقط ریز و درشتِ کاغذبازی‌های
‫سازمان سیا مونده.

08:48.230 --> 08:51.110
‫یکمی صبر داشته باش ویکتور.

08:51.270 --> 08:52.950
‫گوش کن بهم فرنک.

08:53.110 --> 08:56.550
‫تا یک ساعت دیگه، رومانی‌ها به
‫سراغ اتاقـم توی هتل می‌رن.

08:56.710 --> 08:58.550
‫تا چهار ساعت دیگه، اطلاعات رومانی

08:58.710 --> 09:01.070
‫و پلیس آلمان، همگی
‫دنبالـم می‌گردن.

09:01.230 --> 09:02.870
‫اینجا جامون امن نیست.

09:08.310 --> 09:13.670
‫[پلیس]

09:13.830 --> 09:16.390
‫مسئله اینه فرماندار اشتاینبرو.

09:16.550 --> 09:18.790
‫باید برای تحقیق در این مورد،
‫تماما محتاط

09:18.950 --> 09:20.430
‫پیش بریم،

09:20.590 --> 09:23.510
‫بخاطر اینکه هم‌رزم گودانو سمتِ بالایی داشتن.

09:23.670 --> 09:26.390
‫البته. در این مورد بهم گفتن.

09:26.550 --> 09:29.230
‫با توجه به اطلاعاتـتون، در این پرونده
‫به کمکتـون نیاز دارم.

09:29.390 --> 09:30.910
‫حتما.

09:31.070 --> 09:33.270
‫- آخرین بار کجا دیدیدش؟
‫- اینجا.

09:33.430 --> 09:35.710
‫دور و بر ساعت 3 ظهر
‫به هتل آوردیمـشون.

09:35.870 --> 09:38.350
‫قرار بود امروز صبح برای پرواز

09:38.510 --> 09:40.150
‫به بخارست بیایم دنبالـشون.

09:40.310 --> 09:43.230
‫ناپدید شده بود. همه جا رو گشتیم.

09:43.390 --> 09:47.710
‫- گودانو توی آلمان چیکار می‌کرده؟
‫- با مقامات دولتی دیدار داشته.

09:47.870 --> 09:49.870
‫دیدارهای غیررسمی چطور؟

09:50.910 --> 09:53.710
‫تا جایی که ما می‌دونیم، چیزی نبوده.

09:53.870 --> 09:56.950
‫آقای گودانو فقط چند ساعته
‫که ناپدید شده.

09:57.110 --> 10:01.670
‫اگه شب سختی رو پشت‌سر گذاشته
‫و الان تو بغل یه خانمی باشه چی؟

10:03.190 --> 10:07.030
‫به نظر ما اینطور نیست آقای اشتاینبرو.

10:07.190 --> 10:09.510
‫هم‌رزم گودانو مردِ مسئولیت‌پذیری هستن

10:09.670 --> 10:12.350
‫و خونواده‌ـشون توی خونه
‫منتظرشون هستن.

10:18.150 --> 10:20.990
‫مامان در رو باز می‌کنی؟

10:27.510 --> 10:29.470
‫معلومه که نه.

10:34.230 --> 10:35.910
‫- سلام
‫- سلام فلیکس

10:36.070 --> 10:38.550
‫درمورد هم‌رزم گودانو،
‫باید یه چیزی بهت بگم.

10:38.710 --> 10:40.550
‫بیا تو.

10:42.030 --> 10:44.270
‫- چی شده؟
‫- ویکتور غیبـش زده.

10:44.430 --> 10:47.990
‫- چطوری؟
‫- ناپدید شده و نمی‌تونیم پیداش کنیم.

10:49.590 --> 10:51.630
‫شاید مست کرده و
‫تو بغل یه زنی ولو شده.

10:51.790 --> 10:53.390
‫مامان!

10:53.550 --> 10:55.550
‫همه جا رو گشتن.

10:55.710 --> 10:59.990
‫شاید مسئلۀ اضطراری پیش اومده
‫و با عجله جایی رفته.

11:01.030 --> 11:05.910
‫خسته به نظر میای.
‫باید استراحت کنی.

11:11.070 --> 11:14.510
‫- بهتر شد؟
‫- خیلی بهتر.

11:14.670 --> 11:17.550
‫آخرهفته استراحت می‌کنم.

11:17.710 --> 11:21.470
‫امشب باید روی مذاکراتـمون
‫با رومانی‌ها کار کنم.

11:23.270 --> 11:25.230
‫برو بازی کن مکس،
‫دیگه سیر شدی.

11:25.390 --> 11:27.870
‫- هنوز غذاش تموم نشده.
‫- کافیه دیگه.

11:29.030 --> 11:30.470
‫هرچی تو بگی.

11:32.150 --> 11:37.790
‫باید دو تایی بریم تعطیلات.

11:37.950 --> 11:42.270
‫- بعد از اردوی مکس.
‫- باشه بعدش درموردش صحبت می‌کنیم.

11:42.430 --> 11:44.510
‫برای همه‌ـمون خوبه.

11:44.670 --> 11:49.110
‫باید به عنوان خونواده، زمان
‫بیشتری با همدیگه بگذرونیم.

11:49.270 --> 11:52.150
‫نمی‌شه که همیشه پیش کلاوس باشی.

11:52.310 --> 11:58.070
‫- بیا بعدا درموردش صحبت کنیم.
‫- «بعدا»! فقط همین رو بلدی؟

12:04.310 --> 12:05.830
‫همه‌چیز مرتبـه؟

12:07.310 --> 12:09.790
‫یه لیوان پُر ویسکی بیارم؟

12:10.630 --> 12:14.230
‫آره. ممنون سافیا.

12:24.190 --> 12:29.790
‫- احمد! درست بازی کن، شنیدی؟
‫- باشه مامان!

12:29.950 --> 12:31.670
‫خوبه.

12:40.270 --> 12:44.030
‫- خریدها رو بده به من عزیزم.
‫- اگه برای کمک اومدی، دیگه دیره.

12:44.190 --> 12:46.590
‫- بده به من. اون چیه؟
‫- بس کن.

12:51.190 --> 12:55.870
‫حتما نصیر اشتباهی انداختدش توی کیفـم.
‫باید ببرم پسش بدم.

12:56.030 --> 12:59.470
‫- نه مال منـه.
‫- بذار ببرم پسش بدم!

12:59.630 --> 13:01.190
‫- نیازی نیست.
‫- ما که دزد نیستیم.

13:01.350 --> 13:03.830
‫نه، یه هدیه‌ست.

13:03.990 --> 13:07.590
‫- نصیر حرفی از این هدیه نزدها.
‫- حتما یادش رفته.

13:07.750 --> 13:11.030
‫عه واقعا؟
‫حداقل باهاش تمیزکاری بکن!

13:38.710 --> 13:43.470
‫- همه‌چیز خوبه؟
‫- البته، فقط دارم یکم تمیزکاری می‌کنم.

13:43.630 --> 13:47.230
‫یادم رفت بهت بگم،
‫داداشت داره میاد دیدنـمون.

14:01.590 --> 14:03.630
‫قهوۀ اینجا خیلی بهتره.

14:03.790 --> 14:07.150
‫اما مطمئنم بخاطر خیلی چیزهای دیگه
‫عاشق آمریکا می‌شید.

14:07.310 --> 14:12.310
‫- واشنگتن معرکه‌ست، شما...
‫- عاشقـش می‌شم. آره گفتی.

14:15.310 --> 14:17.790
‫از کالج گرفتنـت نه؟

14:17.950 --> 14:19.270
‫بله.

14:19.430 --> 14:22.190
‫- پرینستون؟
‫- استنفورد.

14:22.350 --> 14:25.630
‫بازم حاضر نیستن یه مبتدی رو
‫بفرستن توی دهنِ گرگ

14:25.790 --> 14:28.590
‫مگه اینکه یه عموی بالارتبه
‫توی لنگلی داشته باشه.

14:28.750 --> 14:33.350
‫یا اینکه یه مهارت خاصی داشته باشه.
‫بگو ببینم کدومش؟

14:33.510 --> 14:37.790
‫من آلمانیـم عالیـه
‫و توی همۀ امتحاناتـم نمرۀ بالایی گرفتم.

14:37.950 --> 14:41.750
‫و توی یکی از پروژه‌هامون، توسعۀ
‫فناوری‌های تسلیحاتی، خودی نشون دادم.

14:41.910 --> 14:44.510
‫توی فناوری کارت درسته
‫اما با مردم ارتباط خوبی نداری.

14:44.670 --> 14:47.790
‫راستش به نظر خودم
‫اجتماعی هستم.

14:47.950 --> 14:50.830
‫و اطلاعات زیادی درمورد جنگ سرد دارم.

14:50.990 --> 14:55.510
‫حتما همینطوره.
‫به صورت تئوری.

14:55.670 --> 15:00.350
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم جان زرنگه.
‫می‌دونی چرا اینجایی؟

15:00.510 --> 15:03.110
‫نمی‌دونم منظورتون از این سوال چیه.

15:03.270 --> 15:05.390
‫بذار یه جور دیگه سوالم رو بپرسم.

15:05.550 --> 15:10.870
‫می‌دونی که چرا فرنک تو رو گذاشته اینجا،
‫توی این مکانِ به اصطلاح پناهگاه؟

15:11.030 --> 15:12.870
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

15:14.750 --> 15:16.230
‫بهش زنگ بزن.

15:20.350 --> 15:21.670
‫فرنک هستم.

15:21.830 --> 15:25.510
‫توی این شرایط این دوستـمون
‫یکمی بی‌قراری می‌کنه.

15:25.670 --> 15:29.270
‫- می‌خواد همین الان باهات صحبت کنه.
‫- الان میام اونجا.

15:31.390 --> 15:34.390
‫امروز صبح گودانو از پروازش جا موند.

15:34.550 --> 15:38.710
‫رومانی‌ها فکر می‌کنن که گم شده.
‫برای پیدا کردنـش به پلیس زنگ زدن.

15:38.870 --> 15:43.110
‫شاید مخفی شده
‫تا منتظر خبرمون بمونه.

15:43.270 --> 15:46.070
‫بیا توی دفترم درموردش صحبت کنیم.

15:54.950 --> 15:58.590
‫خانمی که توی بخش خدمات اتاقه می‌گه
‫یه بطری شراب به اتاق بغلیـش داده

15:58.750 --> 16:01.590
‫و دیده که یه خانم مو بلوند
‫از اتاق ویکتور بیرون اومده.

16:01.750 --> 16:04.150
‫گفت که این خانم مو بلوند چه شکلی بود؟

16:04.310 --> 16:06.630
‫فقط اینکه قد بلند و بسیار زیبا بوده،
‫کفش پاشنه بلند داشته،

16:06.790 --> 16:10.710
‫یه روسری خیلی قشنگی هم داشته که طرح
‫تمساحی رنگارنگی روش داشته.

16:10.870 --> 16:13.070
‫خانم وان وایزنوف
‫از این روسری‌ها داشته.

16:13.230 --> 16:14.670
‫خانم وان وایزنوف کیه؟

16:14.830 --> 16:16.910
‫از وزارت کشوره.

16:17.070 --> 16:21.750
‫وزارت آلمان؟
‫باید به مافوق‌هام زنگ بزنم.

16:24.510 --> 16:27.150
‫تو ذهنت چی می‌گذره سورین؟

16:27.310 --> 16:30.510
‫فقط مواردی که کاملا ضروریت داره
‫رو بهشون می‌گیم.

16:31.190 --> 16:34.510
‫به یه دردی بخور،
‫پروندۀ وان وایزنوف رو بردار بیار.

16:42.350 --> 16:43.990
‫خانم وان وایزنوف.

16:45.430 --> 16:48.190
‫فرمانده اشتاینبرو هستن.

16:48.350 --> 16:51.510
‫مایلن که یک سری سوال ازتون
‫درمورد آقای گودانو بپرسن.

16:51.670 --> 16:52.990
‫- سلام
‫- سلام

16:53.150 --> 16:56.150
‫ظاهرا ناپدید شده.

16:56.310 --> 17:02.630
‫- ویکتور ناپدید شده؟ چیز دیگه‌ای می‌دونید؟
‫- چیزی نمی‌دونیم.

17:02.790 --> 17:05.030
‫بفرمایید بنشینید.

17:05.190 --> 17:07.910
‫- یه لیوان آب میل دارید؟
‫- خیر.

17:09.830 --> 17:13.470
‫خانم وان وایزنوف، چقدر
‫گودانو رو می‌شناسید؟

17:14.750 --> 17:16.070
‫فقط از لحاظ شغلی.

17:16.230 --> 17:21.710
‫برای صحبت درمورد برنامۀ
‫دولت‌های مربوطه‌مون ملاقات کردیم.

17:21.870 --> 17:26.270
‫گودوانو رو خارج از
‫وزارتخونه هم دیدید؟

17:26.430 --> 17:28.350
‫خیر.

17:28.510 --> 17:30.390
‫توی اتاق هتلـش چی؟

17:32.510 --> 17:36.670
‫- همین الان جواب سوالـتون رو دادم.
‫- جدی؟

17:37.830 --> 17:39.310
‫به نظرم دیگه کارمون تمومه.

17:44.470 --> 17:45.790
‫این شمارۀ منـه.

17:47.670 --> 17:50.030
‫شاید داستان تغییر کرد.

17:55.070 --> 17:58.950
‫- ممنون
‫- ممنون

18:11.950 --> 18:17.510
‫این تموم گزارشات ما از هشت بار آخریه
‫که گودانو به آلمان اومده.

18:17.670 --> 18:21.310
‫دلایل رسمی اومدنـش،
‫مکان‌هایی که درشون اقامت داشته،

18:21.470 --> 18:23.750
‫اسم‌هایی که باهاشون سفر می‌کرده.

18:23.910 --> 18:28.110
‫شاید سرنخی از موقعیتـش
‫توی این مدارک باشه.

18:28.270 --> 18:30.110
‫گمون نکنم الان بتونیم پیداش کنیم.

18:30.270 --> 18:32.630
‫مطمئنم دیر یا زود
‫باهامون تماس می‌گیره.

18:32.790 --> 18:35.230
‫به این معنا نیست که
‫نباید دنبالـش بگردیم.

19:04.590 --> 19:10.030
‫ماشینـم به تعویض روغن نیاز داره.
‫فوریـه، امروز ساعت 3 ظهر.

19:11.310 --> 19:12.670
‫ممنونـم.

20:12.590 --> 20:14.510
‫چی شده که انقدر فوریه؟

20:16.590 --> 20:21.790
‫گودانو ناپدید شده.
‫پلیس اومد و یه سری سوال پرسید.

20:21.950 --> 20:24.150
‫می‌دونید چه بلایی سرش اومده؟

20:25.430 --> 20:28.390
‫- نه.
‫- خوبه.

20:29.470 --> 20:34.670
‫دفعۀ بعدی که اومدن، خونسردیت رو حفظ کن.
‫و دروغ نگو.

20:36.230 --> 20:38.910
‫فقط درمورد چیزهایی که می‌دونی
‫بهشون بگو.

20:45.070 --> 20:47.590
‫توی هتلـش باهاش خوابیدم.

20:52.790 --> 20:58.910
‫بهت گفتم که متقاعدش کن.
‫نه که بهش بدی!

20:59.070 --> 21:01.470
‫اگه مشکلی پیش بیاد، من دیگه نیستم.

21:05.550 --> 21:08.590
‫ما خیلی روت حساب کردیم.

21:08.750 --> 21:12.110
‫جایی نمی‌ری. روز خوش

21:50.870 --> 21:57.190
‫سلام ویکتور، شرمنده دیر کردم.
‫جان گفت یکمی نگران شدی.

21:58.190 --> 22:00.430
‫تو بهم دروغ گفتی.

22:00.590 --> 22:04.150
‫شرمنده، اوضاع اون طوری که انتظارش
‫رو داشتم پیش نرفت.

22:04.310 --> 22:07.750
‫این عملیات برای سازمان سیا نیست،
‫فقط تو و جان من رو مخفی کردید!

22:07.910 --> 22:10.430
‫هنوز کارتر قبول نکرده.

22:10.590 --> 22:14.430
‫انقدر نگران نابودی کمپ دیویده که
‫اصلا نمی‌خواد مشکل دیگه‌ای پیش بیاد.

22:14.590 --> 22:17.510
‫مشکل؟ فکر می‌کردم
‫بالارتبه‌ترین مقام

22:17.670 --> 22:20.710
‫بلوک شرقی، برای سازمان سیا
‫سرمایه به حساب میاد.

22:20.870 --> 22:25.110
‫ببین این شرایط موقتـیه.
‫من ناامیدیت رو درک می‌کنم.

22:25.270 --> 22:27.390
‫ناامیدی؟ من دارم جونم رو به خطر می‌اندازم!

22:27.550 --> 22:29.950
‫منم بخاطر تو حرفه‌ام رو به خطر انداختم.

22:30.110 --> 22:34.190
‫فرق بین من و تو اینه که
‫تو فقط یه مامور پُر شور و هیجانی،

22:34.350 --> 22:37.750
‫ولی من نامزدِ دادگاه نظامی‌ام!

22:37.910 --> 22:42.270
‫می‌دونم دلیلی برای باور کردن حرفام نداری
‫اما بهت قول می‌دم همه‌چیز خوب پیش بره.

22:43.670 --> 22:47.310
‫کِی؟ به نظرت اینجا جامون امنـه؟
‫چنین فکری داری؟

22:47.470 --> 22:50.910
‫- بله، تا وقتی که...
‫- تا وقتی که یه گلوله به مغزم شلیک بشه!

22:52.110 --> 22:56.430
‫بهت گفتم فقط چند ساعتی وقت دارم
‫قبل از اینکه بفهمن من غیبـم زده.

22:56.590 --> 22:57.990
‫دیگه اون داستان تموم شده.

22:58.150 --> 23:01.470
‫سازمان ضدجاسوسی رومانی همین حالا
‫داره دنبالـم می‌گرده!

23:01.630 --> 23:04.190
‫همون ماموری که من رو تا
‫نمایشگاه ماشین تعقیب کرده بود

23:04.350 --> 23:06.270
‫الان دنبال منـه
‫و تا چیزی عایدش نشه بیخیال نمی‌شه!

23:06.430 --> 23:10.030
‫می‌دونم اینطور به نظر نمی‌رسه ویکتور
‫اما واقعا اینجا امنـه.

23:10.190 --> 23:11.830
‫امن؟

23:11.990 --> 23:14.550
‫پنجرۀ شرقیِ اینجا روبه‌روی
‫یه ساختمون پنج طبقه‌ست

23:14.710 --> 23:16.470
‫که کلی فضا برای تک‌تیراندازها داره.

23:16.630 --> 23:20.630
‫قسمت غربیـش مشرف به یک انباره
‫که واسه تک‌تیراندازها بهشتـه!

23:20.790 --> 23:22.950
‫قسمت شمالی روبه‌روی
‫مغازه‌ایه که از پنجره‌هاش

23:23.110 --> 23:24.550
‫خیلی راحت می‌تونن ما رو هدف قرار بدن.

23:24.710 --> 23:28.110
‫و با نردبون هم خیلی راحت
‫می‌تونن وارد اینجا بشن.

23:40.990 --> 23:43.270
‫باید اینو بشنوید.

23:45.710 --> 23:49.510
‫...یک سیاستمدار اهل رومانی
‫از دیشب ناپدید شده.

23:49.670 --> 23:52.390
‫ویکتور گودانو که
‫به دلایل کاری به اینجا اومده بود،

23:52.550 --> 23:55.150
‫امروز صبح توی اتاق هتلـش نبود.

23:55.310 --> 23:59.550
‫تحقیقات ادامه پیدا می‌کنه
‫اما تا حالا پلیس هیچ سرنخی پیدا نکرده.

23:59.710 --> 24:03.230
‫گودانو ارتشبد بالارتبۀ رژیم
‫کمونیستیِ چائوشسکو،

24:03.390 --> 24:07.190
‫و عضو ارزشمندِ
‫حلقۀ نزدیکان رئیس‌جمهورـه.

24:07.350 --> 24:12.870
‫برای مذاکرات رده بالا در وزارت کشور
‫به بُن رفته بود.

24:13.030 --> 24:16.190
‫حالا که دارن دنبالـم می‌گردن،
‫بذار پیدام کنن.

24:16.350 --> 24:21.310
‫در میان برنامۀ همیشگیـتون
‫این خبر فوری رو به اطلاعتون می‌رسونیم

24:21.470 --> 24:23.910
‫که سیاستمدار اهل رومانی ناپدید شده.

24:24.070 --> 24:27.270
‫پلیس آلمان در سواحل رود لاین دیده شدن.

24:27.430 --> 24:31.590
‫جایی که منطقۀ گسترده‌ایش رو
‫برای تحقیقات محاصره کردن.

24:31.750 --> 24:34.990
‫حالا بیشتر درمورد سوژۀ تحقیقاتشون
‫صحبت می‌کنیم.

24:35.150 --> 24:40.470
‫اخبار تکان‌دهنده‌ای درمورد این سیاستمدار
‫اهل رومانیِ گمشده منتشر شده.

24:40.630 --> 24:45.470
‫ظاهرا برخی از وسایلـشون
‫در سواحل راین پیدا شده.

24:45.630 --> 24:51.230
‫هنوز جزئیات خبر به دستـمون نرسیده
‫و پلیس هیچ توضیحی نمی‌ده.

25:05.470 --> 25:07.870
‫وایسا! وایسا!

25:12.510 --> 25:14.430
‫فرماندار.

25:15.510 --> 25:17.870
‫محتاط بودن توی آلمان این شکلیـه؟

25:18.030 --> 25:20.350
‫کل دنیا خبردار شدن که گودانو ناپدید شده.

25:20.510 --> 25:21.950
‫چنین چیزی رو نمی‌شه کنترل کرد.

25:22.110 --> 25:25.790
‫بهمون اطمینان خاطر دادید که تحقیقات
‫در محتاط‌ترین حالت ممکن پیش می‌ره.

25:25.950 --> 25:29.710
‫نمی‌شه فقط انکار کنید
‫که این ماجرا بخاطر گودانوئه؟

25:29.870 --> 25:33.350
‫ما به خبرگزاری‌هامون دروغ نمی‌گیم خانم پوپسکو.

25:54.790 --> 25:57.990
‫پلیس آلمان اصلا باهامون همکاری نمی‌کنه.

25:58.150 --> 26:00.870
‫آخرین گزارشات مبتنی بر آدم‌ربایی بوده.

26:01.030 --> 26:03.350
‫این عکس ممکنه اولین تلاش
‫برای لکه‌دار کردن

26:03.510 --> 26:05.430
‫شهرت هم‌رزم گودانو باشه.

26:05.590 --> 26:08.230
‫حالا با این تنش‌زایی‌ها،

26:08.390 --> 26:11.190
‫دشمن می‌خواد که رژیمـمون
‫رو بی‌ثبات بکنه.

26:11.350 --> 26:15.950
‫دست راستـم رو ازم گرفتن.

26:17.230 --> 26:20.750
‫لعنت خدا بر این حرومزاده‌ها!

26:23.070 --> 26:29.270
‫می‌خوان که تضعیفـت کنن.
‫اما تو از این موضوع باخبری و بهشون اجازه نمی‌دی.

26:29.430 --> 26:32.150
‫هرکسی که این کار رو با ویکتور کرد...

26:33.870 --> 26:36.030
‫خودم زنده زنده پوستش رو می‌کَنَم.

26:38.790 --> 26:41.990
‫شرمنده که اون مرواریدها
‫رو بهش برگردوندم.

26:43.030 --> 26:45.550
‫زشت بودن
‫اما می‌تونستم نظرخواهی کنم.

26:45.710 --> 26:48.110
‫شاید یه چیزی توی ذهنـش بوده.

26:52.230 --> 26:55.790
‫هم‌رزم نیکولای چائوشسکو،
‫یه تماس فوری دارید.

27:04.510 --> 27:05.950
‫الو؟

27:11.830 --> 27:13.150
‫بسیارخب.

27:20.710 --> 27:24.670
‫پاسپورتـش رو توی ساحل راین پیدا کردن.

27:26.750 --> 27:28.870
‫این یعنی چی آخه؟

27:30.910 --> 27:32.590
‫که مُرده؟

27:35.910 --> 27:38.190
‫برای من که نمُرده.

27:39.390 --> 27:41.710
‫نه تا وقتی که جسدش رو ببینم.

27:48.990 --> 27:50.470
‫الو؟

27:54.470 --> 27:55.910
‫چی شده؟

27:57.550 --> 28:02.110
‫- چه خبر شده؟
‫- می‌گن که ممکنه مُرده باشه.

28:09.390 --> 28:11.670
‫اما می‌تونم احساس کنم که زنده‌ست.

28:12.710 --> 28:15.750
‫پلیس جستجوی طولانی مدتِ
‫ساحل رود لاین برای

28:15.910 --> 28:20.110
‫پروندۀ گودانو رو برای امروز متوقف کرده.

28:20.270 --> 28:22.070
‫حالت خوبه؟

28:24.990 --> 28:28.590
‫لعنتی، یه حولۀ کوفتی واسم بیار!

28:39.590 --> 28:43.550
‫آخرین باری که اینطوری شده بودم،
‫زمان بچگیـم بود.

28:46.550 --> 28:49.310
‫شا... شاید بخاطر اضطرابـه.

28:58.190 --> 29:00.110
‫یه تماس دارید جناب.

29:05.790 --> 29:07.230
‫- الو؟
‫- اسکات.

29:07.390 --> 29:09.910
‫کدوم قبرستونی بودی؟
‫دنبالت بودم.

29:10.070 --> 29:13.910
‫گوش کن، کارتر قرار نیست
‫واسه یه آدم گمشده تاییدیه بده.

29:14.070 --> 29:15.670
‫توی اخبار پخش شده.

29:17.830 --> 29:21.070
‫- پیش منـه.
‫- یعنی چی پیش توئه؟

29:21.230 --> 29:24.230
‫یعنی پیش منه و جاش امنـه ولی
‫باید فورا تحت حمایت آمریکا ببریمش.

29:24.390 --> 29:25.790
‫یا ابوالفضل!

29:25.950 --> 29:29.110
‫اسکات تو فقط باید بهشون
‫بگی که من خبر دارم کجاست.

29:29.270 --> 29:30.950
‫این دروغـه فرنک.

29:31.110 --> 29:35.590
‫گوش کن، تو من رو می‌شناسی.
‫بهم اعتماد کن، اقدام درستیه.

29:35.750 --> 29:38.110
‫اقدامیه که شغلـمون رو سر و سامون می‌ده.
‫هوای بن دیگه داره خیلی گرم می‌شه.

29:42.550 --> 29:44.670
‫برای وارد کردنـش به
‫تاییدیۀ کارتر نیاز داریم.

29:44.830 --> 29:47.990
‫تا فردا صبح وقت داری
‫وگرنه سرخود میارمش.

29:48.150 --> 29:49.470
‫راهی نداره فرنک.

29:52.510 --> 29:55.470
‫من امشب اینجا می‌مونم جان.
‫می‌تونی برای استراحت بری.

29:55.630 --> 29:56.950
‫واقعا؟

30:00.510 --> 30:03.030
‫یه چیزی بیار که ویکتور بپوشه،

30:03.190 --> 30:05.830
‫- چیزی که در شأنِ اونـه نه تو.
‫- حتما.

30:05.990 --> 30:09.070
‫- کارت خوب بود.
‫- ممنونـم فرنک.

30:09.230 --> 30:13.590
‫- قربونت. شبت بخیر
‫- ممنون، شب تو هم بخیر

30:17.030 --> 30:20.790
‫- چت شده؟
‫- دماغم خون اومد.

30:21.990 --> 30:23.510
‫بیا.

30:32.750 --> 30:34.710
‫خبرهای خوبی دارم.

30:38.070 --> 30:40.070
‫فردا میان دنبالـت.

30:48.910 --> 30:52.110
‫این مذاکرات رده بالا توی
‫کمپ دیوید ادامه پیدا می‌کنه،

30:52.270 --> 30:55.710
‫بعد از یک هفتۀ اولِ مذاکرات
‫همچنان به نتیجه‌ای نرسیدیم.

30:56.590 --> 30:59.870
‫ظاهرا رئیس‌جمهور مصر، سادات،
‫با رئیس‌جمهور کارتر ملاقات داشته.

31:00.030 --> 31:02.470
‫- ممنون.
‫- مامان دلش واست تنگ شده.

31:02.630 --> 31:05.510
‫منم همینطور.

31:06.990 --> 31:09.510
‫- کار چطور پیش می‌ره؟
‫- خوبه.

31:10.590 --> 31:15.830
‫اینگرید رفتار خوبی باهات داره؟

31:15.990 --> 31:19.030
‫خیلی باهام خوبه.
‫خیلی کارم رو دوست دارم.

31:21.510 --> 31:26.670
‫باید یه تماسی بگیرم.
‫خیلی طول نمی‌کشه.

31:34.190 --> 31:37.310
‫گفته بودی کارمون با کریمـه نه جبار.

31:37.470 --> 31:40.750
‫جبار بهمون ملحق شده،
‫توی مصر آشنا داره.

31:40.910 --> 31:42.950
‫من برادرم رو می‌شناسم، کلا دردسره.

31:44.030 --> 31:48.270
‫- مشکلـت اینه که بهم اعتماد نداری.
‫- من به اون اعتماد ندارم.

31:48.430 --> 31:50.750
‫من بهتر از تو می‌شناسمش.

31:54.910 --> 31:58.110
‫- ممنون که گذاشتید اینجا بمونم.
‫- این چه حرفیه.

31:59.550 --> 32:01.630
‫خیلی اینجا نمی‌مونم.

32:10.830 --> 32:15.550
‫مکس! در مورد چی صحبت کرده بودیم؟
‫با غذات بازی نکن!

32:15.710 --> 32:18.310
‫غذات رو بخور
‫وگرنه تو مدرسه گرسنه‌ات می‌شه.

32:18.470 --> 32:22.310
‫- تو هم باید یه چیزی بخوری.
‫- من دیرتر می‌خورم.

32:23.950 --> 32:26.110
‫تو بشین، من باز می‌کنم.

32:33.430 --> 32:35.630
‫به حرف مامانـت گوش بده.

32:40.750 --> 32:44.950
‫سلام خانم وان وایزنوف.
‫اجازه می‌دید بیام داخل؟

32:46.950 --> 32:49.350
‫- البته.
‫- ممنون.

32:49.510 --> 32:50.990
‫لطفا همینجا منتظر بمونید.

33:00.110 --> 33:04.590
‫می‌شه لطفا مکس رو ببری مدرسه گوستاو؟
‫مهمون دارم.

33:06.470 --> 33:08.510
‫باشه.

33:08.670 --> 33:13.830
‫- هی مکس! مکس! جدی هستم‌ها!
‫- این کیه؟

33:14.990 --> 33:21.310
‫یه دوست قدیمی.
‫مشکلی براش پیش اومده و به کمکم نیاز داره.

33:21.470 --> 33:23.510
‫همیشه داری به بقیه کمک می‌کنی.

33:24.990 --> 33:26.790
‫بیا بریم مکس!

33:28.350 --> 33:33.710
‫- ماشینتم بردار.
‫- بفرما. مدرسه خوش بگذره!

33:35.710 --> 33:38.670
‫- سلام
‫- سلام

33:52.870 --> 33:54.430
‫بفرمایید بنشینید.

34:00.590 --> 34:05.390
‫- خب چی می‌خواید؟
‫- ویکتور.

34:06.590 --> 34:10.670
‫- نمی‌دونم کجاست.
‫- اینکه...

34:13.030 --> 34:15.350
‫...با کی هم‌دسته چی؟

34:17.510 --> 34:19.030
‫اینو می‌دونی؟

34:19.190 --> 34:22.550
‫ایشون ارتشبد شاکاروفـ، رئیس کاگ‌ب هست.

34:22.710 --> 34:26.150
‫مطمئنم که خودتون در جریانیـد،
‫دستـش به خون خیلی‌ها آلوده‌ست.

34:33.510 --> 34:37.710
‫ظاهرا ویکتور رو اصلا خیلی خوب نمی‌شناسید.

34:37.870 --> 34:43.870
‫علی‌رغم اینکه اون شب
‫توی هتل پیشش مونده بودید.

34:44.030 --> 34:46.310
‫می‌دونم که استازی هستی.

34:46.470 --> 34:49.070
‫می‌تونم زندگیت رو قبل از اینکه
‫پسرت امروز به مهدکودکِ

34:49.230 --> 34:51.310
‫خصوصیـش برسه نابود کنم.

34:51.470 --> 34:58.310
‫نمی‌دونم چنین اطلاعاتی رو از
‫کجا شنیدید خانم پوپسکو.

34:58.470 --> 35:01.270
‫اما بهتون اطمینان می‌دم که در اشتباهیـد.

35:01.430 --> 35:07.030
‫شما در سال 68 با ویکتور توی فرانکفورت آشنا شدید.
‫با هم رابطه داشتید و عاشقش شدی.

35:07.190 --> 35:09.430
‫اما اون نه.

35:09.590 --> 35:14.550
‫تو یه منبع اطلاعات بودی براش
‫که خوشگل هم بودی.

35:15.870 --> 35:20.030
‫پرونده‌ات دستِ منه،
‫عکس‌های تو و ویکتور رو دارم.

35:20.190 --> 35:25.270
‫می‌تونم ترتیبی بدم که همۀ آدم‌های
‫این زندگیِ تقلبیت یه نسخه ازش داشته باشن.

35:36.230 --> 35:38.830
‫و حاضری پروژۀ مهاجرین رو به خطر بندازی؟

35:38.990 --> 35:42.510
‫من فقط ویکتور برام مهمه.

36:14.910 --> 36:19.630
‫من چند روز پیش،
‫ویکتور رو توی سفارتخونۀ آمریکا دیدم.

36:21.470 --> 36:25.030
‫- مطمئنی خودش بود؟
‫- بله، البته.

36:25.190 --> 36:26.950
‫توی لابی منتظر نشسته بود.

36:27.110 --> 36:29.550
‫بررسی کردم،
‫هیچ قرارِ رسمی‌ای نداشت.

36:29.710 --> 36:32.230
‫لزوما نیازی بهشون نداره.

36:32.390 --> 36:36.150
‫خب حسـم بهم می‌گه که
‫این قرارشون رو گزارش نکرده.

36:37.590 --> 36:41.030
‫به نظرم پناهندۀ آمریکا شده.

36:49.550 --> 36:52.310
‫می‌دونی با کی قرار داشته؟

36:52.470 --> 36:56.870
‫ماموری به اسم فرنک جکسون،
‫اما چیزی درموردش نمی‌دونم.

36:57.030 --> 36:58.550
‫به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.

37:01.190 --> 37:03.230
‫دست راستـش رو می‌شناسم.

37:19.590 --> 37:21.670
‫اسمش جان میلرـه.

37:32.350 --> 37:34.950
‫و حالا گورت رو از خونۀ من گم کن!

37:37.030 --> 37:38.590
‫ممنون.

38:17.590 --> 38:20.590
‫- الو؟
‫- پناهندۀ آمریکا شده.

38:20.750 --> 38:24.030
‫غیرممکنه.
‫انقدر راحت این حرف رو نزن کارمن.

38:24.190 --> 38:27.150
‫- باید مطمئن بشی.
‫- می‌دونم.

38:28.230 --> 38:30.830
‫به منبعـم اعتماد دارم،
‫و اگه این موضوع تایید بشه...

38:30.990 --> 38:33.550
‫عجب افتضاحی بشه!

38:34.670 --> 38:39.270
‫چنین چیزی غیر قابل قبولـه.

38:39.430 --> 38:42.910
‫هنوزم باید دستگیرش کنم
‫یا که می‌تونم بکشمـش؟

38:44.190 --> 38:45.790
‫بهت زنگ می‌زنم.

39:28.670 --> 39:30.150
‫بسیارخب، ممنون.

39:32.150 --> 39:34.790
‫یه خانم مُسنی برای اطلاع‌ دادن تماس گرفته بود.

39:34.950 --> 39:39.310
‫می‌گه یه آقایی توی خونه‌اش
‫با مشخصات گودانو تطابق داره.

39:41.670 --> 39:45.470
‫شما سه تا با من بیاید.
‫به فرمانده ارشد زنگ بزن.

39:45.630 --> 39:49.550
‫خب اینو برات آوردم.

39:51.550 --> 39:55.230
‫نظرت چیه؟
‫خیلی جذاب می‌شی.

39:55.390 --> 39:57.870
‫فقط باید همرنگ ملت بشم،
‫فشن شو که نیست.

39:58.030 --> 40:01.190
‫حتی اگه همرنگ ملت بشی،
‫بازم جذاب می‌مونی.

40:01.350 --> 40:04.310
‫اینم واست آوردم.

40:04.470 --> 40:07.110
‫- خیلی خوبه نه؟
‫- آره.

40:09.510 --> 40:11.030
‫چیه؟

40:34.990 --> 40:39.790
‫می‌دونستم قبلا یه جایی دیدمتون!
‫اینگرید وان وایزنوف.

40:39.950 --> 40:42.150
‫توی سفارتخونه من رو دیده بود.
‫استازیـه!

40:42.310 --> 40:46.110
‫- لعنتی. این خانم رو می‌شناسی؟
‫- بله، توی یه مهمونی دیدمشون.

41:01.350 --> 41:04.830
‫یه باری با هم خوابیدیم، فکر می‌کنه
‫که توی یه مرکز فرهنگی کار می‌کنم.

41:04.990 --> 41:07.870
‫- تو از کدوم قبرستونی می‌دونی که چه فکری می‌کنه؟
‫- باید بهم می‌گفتی.

41:08.030 --> 41:10.510
‫نگو که می‌دونه کجا زندگی می‌کنی.

41:25.070 --> 41:27.750
‫بهش فکر نکردم.
‫می‌دونم خرابکاری کردم.

41:27.910 --> 41:31.910
‫خانم پاپسکو! اینجا چیکار می‌کنید؟

41:33.910 --> 41:37.790
‫حداقل دو نفر انگلیسی زبون
‫اون داخل هستن.

41:37.950 --> 41:41.510
‫- کسی امروز صبح تعقیبـت کرده؟
‫- نه، فکر نکنم.

41:41.670 --> 41:45.470
‫- عه فکر نمی‌کنی نه؟
‫- اگه الان نریم، من کارم تمومه!

41:46.830 --> 41:48.990
‫پلیس آلمان، باز کنید!

41:52.510 --> 41:53.830
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

41:53.990 --> 41:56.150
‫- دنبال مردی می‌گردیم...
‫- یه فراری.

41:56.310 --> 42:00.350
‫چند روز پیش گم شده،
‫بهمون خبر دادن که ممکنه اینجا باشه.

42:00.510 --> 42:01.870
‫خب اینجا نیست.

42:04.310 --> 42:07.030
‫حکم دارید خانم؟

42:08.350 --> 42:11.550
‫- ببخشید؟
‫- خانم پاپسکو، یه لحظه صبر کنید!

42:14.350 --> 42:16.750
‫ببینید، نمی‌تونم اجازه بدم
‫بدون حکم اینجا رو بگردید.

42:16.910 --> 42:20.030
‫- می‌شه لطفا شما بهش یه چیزی بگید؟
‫- خانم پاپسکو.

42:21.270 --> 42:23.310
‫لطفا.

42:25.150 --> 42:27.950
‫- خانم پاپسکو!
‫- خانم؟

42:28.110 --> 42:32.750
‫این کار خیلی نامتعارفه خانم پاپسکو.
‫لطفا، دارید خط قرمزها رو رد می‌کنید.

42:32.910 --> 42:38.190
‫- می‌شه بپرسم دارید دنبال کی می‌گردید؟
‫- بله، همکارشون.

42:38.350 --> 42:41.390
‫متوجهم،
‫اما اینجا ملک شخصیِ بنده‌ست.

42:41.550 --> 42:44.710
‫بدون حکم،
‫ورودتون غیرقانونیـه.

42:44.870 --> 42:49.310
‫بابت این مزاحمت عذرخواهی می‌کنم،
‫فکر می‌کنم این مسئله براشون شخصیه.

42:52.350 --> 42:54.790
‫شما برای سفارت آمریکا کار می‌کنید، مگه نه؟

42:54.950 --> 42:56.270
‫بله.

42:56.430 --> 43:00.470
‫من عذرخواهی می‌کنم.
‫مشخصا اطلاعات نادرستی بوده.

43:00.630 --> 43:03.190
‫- مردم عاشق جنجال به پا کردنن.
‫- بیاید بریم.

43:06.190 --> 43:10.670
‫- شرمنده مزاحمتون شدیم آقای...
‫- میلر، جان میلر هستم.

43:21.390 --> 43:23.110
‫بجنبید، بیاید داخل!

43:24.990 --> 43:28.390
‫دم در رو نگاه کردم، خبری نیست،
‫باید بریم.

43:28.550 --> 43:30.870
‫آماده شو. سه دقیقه دیگه بیاید بیرون.

43:30.894 --> 43:51.030
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

43:51.054 --> 44:01.110
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
