WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.045 --> 00:16.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.021 --> 01:36.145
‫لطفاً بنشینید.

01:41.271 --> 01:42.853
‫ما اینجا جمع شدیم

01:42.854 --> 01:46.604
‫تا شاهد پیوندِ این دو روحِ عزیز باشیم.

01:49.604 --> 01:53.937
‫میگن که عشق یعنی صبر، عشق یعنی مهربانی

01:55.271 --> 01:58.645
‫اما به نظر من، عشق خیلی
‫خطرناک‌تر از این حرف‌هاست.

02:00.937 --> 02:04.021
‫وقتی برای اولین بار عاشق می‌شیم،
‫نرم می‌شیم.

02:05.062 --> 02:09.395
‫و توی همین نرمیه که یهو
‫تا تهِ قلبمون خنجر می‌خوریم.

02:09.396 --> 02:10.562
‫عشق همینه.

02:11.854 --> 02:16.437
‫مثل یه میله فلزیه که وسط قلبتون فرو می‌ره
‫و سوراختون می‌کنه.

02:17.812 --> 02:20.812
‫هر روز آرزو می‌کنیم که
‫اون میله رو از قلب بیرون نکشن.

02:21.562 --> 02:24.853
‫اما مثل هر ریسک دیگه‌ای،

02:24.854 --> 02:29.062
‫همین هیجانشه که
‫باعث می‌شه به همه‌چیز بیارزه.

02:31.021 --> 02:33.686
‫برای اینکه تمام و کمال عاشق باشی،
‫باید خودت رو فدا کنی.

02:33.687 --> 02:36.770
‫مهم‌ترین تصمیم اینه که
‫به کی اعتماد کنی تا سرِ دیگه

02:36.771 --> 02:38.812
‫اون میله فلزی رو نگه داره.

02:40.646 --> 02:43.854
‫و حالا این زوج تصمیم گرفتن که
‫سوگندنامه خودشون رو بخونن.

02:44.354 --> 02:46.271
‫ریچل، اول با تو شروع می‌کنیم.

02:51.812 --> 02:53.146
‫نیکی.

02:54.521 --> 02:58.354
‫عاشقِ تو شدن خیلی راحت بود
‫و خیلی هم سریع اتفاق افتاد.

02:59.104 --> 03:02.228
‫اولین قرارمون توی یه ماشین اجاره‌ای بود

03:02.229 --> 03:06.353
‫و چهار روز طول کشید.

03:06.354 --> 03:08.604
‫چهار روز!

03:09.271 --> 03:13.312
‫و یادمه با خودم فکر می‌کردم...

03:15.771 --> 03:17.978
‫«هیچ‌وقت نمی‌خوام از این ماشین پیاده شم.»

03:18.896 --> 03:24.811
‫و اون چهار روز حالا شده... تا ابد.

03:29.729 --> 03:33.311
‫تمام عمرم سعی کردم خودم رو

03:33.312 --> 03:37.687
‫در برابر بدشانسی مسلح کنم، همیشه...

03:39.979 --> 03:44.271
‫دنبالِ یه اطمینانِ قلبی بودم. اما...

03:45.312 --> 03:49.145
‫خب همون‌طور که می‌دونیم، این هفته
‫دهنمون رو صاف کرد.

03:49.146 --> 03:53.936
‫ببخشید. حسابی از پا درمون آورد.

03:53.937 --> 03:58.979
‫و بین همه این‌ها، فهمیدم که

04:00.104 --> 04:04.479
‫نمی‌شه به «قطعیت» تکیه کرد، چون...

04:05.271 --> 04:09.353
‫توی ازدواج، توی عشق، توی هیچ‌چیزی
‫هیچ قطعیتی وجود نداره.

04:09.354 --> 04:12.604
‫تنها قطعیتِ زندگی، مرگه.

04:17.396 --> 04:19.811
‫تنها قطعیتِ زندگی، مرگه.

04:46.354 --> 04:48.062
‫پس لعنت به قطعیت!

05:02.146 --> 05:03.937
‫من هیچ نگرانی ندارم.

05:05.562 --> 05:09.645
‫چون تو... تو مهره شانسِ منی.

05:09.646 --> 05:14.479
‫تو همیشه، همیشه، همیشه
‫مهره شانسِ من بودی.

05:15.562 --> 05:17.062
‫واقعیت داره.

05:18.229 --> 05:19.437
‫برای همین...

05:20.937 --> 05:27.895
‫من، نیکی، قسم می‌خورم همون‌طور که تو منو دیدی،
‫منم تو رو ببینم.

05:27.896 --> 05:29.979
‫و قول می‌دم که...

05:32.354 --> 05:35.812
‫بهت باور داشته باشم و به «ما» باور داشته باشم.

05:38.396 --> 05:42.311
‫چون واقعیتِ این ماجرا... همینه.

05:42.312 --> 05:46.978
‫این ریسکِ بزرگیه که نمی‌دونیم تهش چی قراره بشه،

05:46.979 --> 05:51.687
‫اما باور داریم که همه چیز خوب پیش می‌ره.

05:53.187 --> 05:54.354
‫و من...

05:55.562 --> 05:59.229
‫باور دارم که تو نیمه گمشده منی.

06:05.271 --> 06:08.854
‫پس هر جا که داریم می‌ریم... هر جا...

06:10.979 --> 06:13.145
‫هیچ‌وقت نمی‌خوام از این ماشین اجاره‌ای پیاده شم.

06:17.146 --> 06:18.271
‫خب، تموم شد.

06:18.979 --> 06:22.270
‫- خیلی خب نیکی، نوبت توئه.
‫- آره، باشه.

06:24.021 --> 06:27.021
‫من مالِ خودم رو نوشتم.

06:28.604 --> 06:29.812
‫ریچل.

06:31.187 --> 06:34.978
‫کاش اول من می‌خوندم.
‫بعد از حرف‌های تو، خوندن خیلی سخته. واقعاً سخته.

06:35.937 --> 06:41.186
‫خب ریچل، همون‌طور که از لحظه
‫ورودت به اینجا فهمیدی...

06:41.187 --> 06:47.020
‫من توی خانواده‌ای بزرگ شدم
‫که برای ازدواج خیلی ارزش قائل بودن.

06:47.021 --> 06:51.186
‫واسه همین طبیعیه وقتی دو هفته بعد از
‫شروع رابطه‌مون بهم گفتی

06:51.187 --> 06:53.562
‫که هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنی، با خودم گفتم:

06:54.854 --> 06:56.395
‫!خودِ خودشه.

06:56.396 --> 07:01.270
‫اما واقعیت اینه که هیچ‌وقت لازم نشد
‫از خودم بپرسم که آیا تو نیمه گم‌شدمی یا نه،

07:01.271 --> 07:04.646
‫چون همیشه این رو می‌دونستم.

07:05.521 --> 07:09.021
‫و بعد از اینکه فقط یک ساعت باهات وقت گذروندم

07:09.562 --> 07:13.437
‫با خودم گفتم:
‫«کاش... کاش تمام ساعت‌های عمرم همین‌طوری باشه.»

07:14.021 --> 07:17.061
‫«و اگه بقیه عمرم رو باهاش نگذرونم»

07:17.062 --> 07:21.353
‫«حتماً به خاطر اینه که یه گندِ حسابی زدم.»

07:21.354 --> 07:24.853
‫با خودم عهد بستم که اون گندِ حسابی رو نزنم

07:24.854 --> 07:29.312
‫تا بتونم یه روز اینجا پای سفره عقد بایستم
‫و برات سوگند یاد کنم.

07:32.104 --> 07:33.811
‫و حالا رسیدیم به این لحظه مقدس.

07:35.979 --> 07:40.353
‫قول می‌دم که همیشه عشقم،

07:40.354 --> 07:43.521
‫وقتم و درکم رو بهت هدیه بدم.

07:44.771 --> 07:50.979
‫قول می‌دم توی هر ماجراجویی‌ای که دنبالشی،
‫یه همراه باشم که هیچ‌وقت قضاوتت نمی‌کنه.

07:51.521 --> 07:56.436
‫قول می‌دم همیشه کنارت بایستم،

07:56.437 --> 07:58.645
‫حتی وقت‌هایی که با هم اختلاف نظر داریم.

07:58.646 --> 08:03.312
‫توی این دنیا هیچ‌چیزی برام
‫مهم‌تر از تو نیست.

08:04.521 --> 08:06.896
‫و اجازه نمی‌دم هیچ‌چیزی بینمون فاصله بندازه.

08:07.771 --> 08:08.937
‫عاشقتم.

08:10.687 --> 08:11.811
‫خیلی قشنگ بود.

08:11.812 --> 08:13.854
‫هر دوتاتون خیلی زیبا گفتین.

08:15.604 --> 08:19.021
‫خب حالا نوبت لحظه اصلیه، بله.
‫حلقه‌ها رو لطف کنین.

08:22.021 --> 08:24.437
‫بفرمایید. این مالِ شماست.

08:25.437 --> 08:26.687
‫اینم مالِ شما.

08:27.729 --> 08:29.396
‫دارم می‌لرزم.

08:30.854 --> 08:31.729
‫بسیار خب.

08:32.521 --> 08:34.353
‫ریچل الکساندرا هارکین،

08:34.354 --> 08:39.145
‫آیا نیکلاس سامر کانینگهام رو به همسریِ
‫قانونی خودت قبول می‌کنی،

08:39.146 --> 08:45.062
‫تا در خوشی و ناخوشی همراهش باشی
‫و فقط مرگ بتونه شما رو از هم جدا کنه؟

08:52.854 --> 08:54.103
‫بله، قبول می‌کنم.

09:06.604 --> 09:08.187
‫نیکلاس سامر کانینگهام،

09:08.771 --> 09:13.353
‫آیا ریچل الکساندرا هارکین رو به همسری
‫قانونی خودت قبول می‌کنی،

09:13.354 --> 09:18.229
‫تا در خوشی و ناخوشی همراهش باشی
‫و فقط مرگ بتونه شما رو از هم جدا کنه؟

09:35.437 --> 09:37.228
‫پسرم، فقط یه «بله» بگی کافیه.

09:37.229 --> 09:38.770
‫من...

09:38.771 --> 09:39.979
‫حالت خوبه؟

09:40.562 --> 09:41.937
‫من...

09:43.437 --> 09:48.895
‫من این سوگندنامه رو... یه هفته پیش نوشتم،

09:48.896 --> 09:52.729
‫اما الان دیگه زیاد به دلم نمی‌شینه...

09:55.354 --> 09:57.604
‫چون تو... تو راست می‌گفتی.

09:58.646 --> 10:01.895
‫این هفته حسابی از پا درمون آورد،

10:01.896 --> 10:05.103
‫و هر چی که فکر می‌کردم

10:05.104 --> 10:08.561
‫درباره عشق و ازدواج می‌دونم، عوض شده.

10:08.562 --> 10:09.686
‫همه‌چیز عوض شده.

10:09.687 --> 10:14.853
‫و من... من الان تو رو بهتر از
‫هر زمانِ دیگه‌ای درک می‌کنم.

10:14.854 --> 10:17.687
‫تازه می‌فهمم چی می‌گفتی.

10:18.271 --> 10:19.686
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

10:19.687 --> 10:22.186
‫ازدواج آدم‌ها رو نابود می‌کنه.

10:22.187 --> 10:25.186
‫و داشت روی ما تأثیر می‌ذاشت.

10:25.187 --> 10:27.728
‫و می‌دونی چیه؟ من...

10:28.812 --> 10:31.145
‫نمی‌خوام رابطه‌مون تغییر کنه.

10:31.146 --> 10:32.811
‫- طبق برنامه پیش برو.
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟

10:32.812 --> 10:34.686
‫ازدواج مثل سم بوده.

10:34.687 --> 10:37.270
‫- ازدواج مثل... بسه دیگه، دارمش.
‫- خوبی؟

10:37.271 --> 10:40.812
‫توی خانواده من مثل سم بوده،
‫و من فقط...

10:41.771 --> 10:44.478
‫در حالی که خودت نمی‌خواستی
‫تو رو مجبور کردم بیای اینجا

10:44.479 --> 10:45.436
‫داری چیکار می‌کنی؟

10:45.437 --> 10:49.186
‫ریچل، تنها چیزی که من می‌خوام
‫اینه که بقیه عمرم رو با تو بگذرونم.

10:50.354 --> 10:52.354
‫اما نمی‌خوام ما هم مثل بقیه بشیم.

10:53.271 --> 10:58.728
‫می‌خوام این حق رو داشته باشیم که
‫هر روز، از صمیم قلب همدیگه رو انتخاب کنیم.

10:58.729 --> 11:01.186
‫- دقیقا همون‌طوری که همیشه بودیم.
‫- همگی، طوری نیست.

11:02.562 --> 11:06.020
‫اون ماشین اجاره‌ای داره می‌پیچه به چپ،
‫خیلی دورتر از اینجا.

11:06.021 --> 11:10.145
‫- اما ما هنوز توی ماشینیم.
‫- نیکی، بهم نگاه کن. بهم نگاه کن.

11:10.146 --> 11:14.686
‫باهام ازدواج کن. باهام ازدواج کن.
‫باید باهام ازدواج کنی. همین الان.

11:14.687 --> 11:17.270
‫دارم ما رو از قید و بندِ
‫این رسم و رسومات آزاد می‌کنم.

11:17.271 --> 11:19.061
‫- داری شوخی می‌کنی دیگه، نه؟
‫- ریچل...

11:19.062 --> 11:20.186
‫داری جدی حرف می‌زنی؟

11:20.187 --> 11:22.020
‫این همون چیزیه که تو می‌خوای.

11:22.021 --> 11:24.228
‫- تمومش کن. خدای من، این...
‫- جدی می‌گم.

11:24.229 --> 11:27.353
‫بهتر نیست یه کمی به این زوج وقت بدیم
‫تا بتونن مسائلشون رو حل کنن؟

11:27.354 --> 11:29.686
‫- نه.
‫- همه سرِ جاشون بمونن.

11:29.687 --> 11:31.686
‫ریچل!

11:37.687 --> 11:40.270
‫بیا فقط سوییچ رو برداریم، سوار ماشین شیم
‫و بریم. تف به این وضعیت.

11:40.271 --> 11:43.436
‫- بگو که جدی نمی‌گی.
‫- متأسفم که مجبورت کردم بیای اینجا. دارم درستش می‌کنم.

11:43.437 --> 11:45.020
‫این هفته یه جورایی شبیه کابوس بود.

11:45.021 --> 11:47.978
‫اگه این یه نشونه از آینده‌مون باشه چی؟
‫نمی‌ذارم این اتفاق برامون بیفته.

11:47.979 --> 11:49.645
‫معلومه که این هفته کابوس بود!

11:49.646 --> 11:51.937
‫هفته عروسی‌مونه.
‫فکر کردی هفته عروسی چطوریه؟

11:53.104 --> 11:55.520
‫قرار بود با من دل رو بزنی به دریا.

11:55.521 --> 11:57.686
‫- زدم! زدم! داشتم همین کار رو می‌کردم.
‫- نه!

11:57.687 --> 11:59.561
‫تو فقط داشتی پشتِ یه مشت فلسفه قایم می‌شدی

11:59.562 --> 12:02.228
‫و از آینده‌ای می‌ترسیدی که
‫بر اساس تصمیمات اشتباهِ بقیه بود!

12:02.229 --> 12:05.436
‫اون کسی که به رابطه‌ام ایمان داشت، من بودم!

12:05.437 --> 12:08.270
‫- منم دارم همین کار رو می‌کنم.
‫- کجای این کار مثلِ همونه؟

12:08.271 --> 12:10.186
‫تو خودت قبول کردی
‫که تنها چیزی که مهمه، ما هستیم.

12:10.187 --> 12:12.061
‫- دارم مراقبِ رابطه‌مون هستم.
‫- چطوری؟

12:12.062 --> 12:14.478
‫من به خاطرِ تو، کلِ ارزش‌هایِ
‫خانواده‌ام رو زیرِ پا گذاشتم!

12:14.479 --> 12:16.270
‫اما من ازت نخواسته بودم که این کار رو بکنی!

12:16.271 --> 12:19.436
‫باشه، اما ریچ می‌دونم که تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی ازدواج کنی.

12:19.437 --> 12:22.686
‫و الان... می‌بینمش،
‫و بالاخره می‌فهمم چرا.

12:22.687 --> 12:25.311
‫باید باهام ازدواج کنی.
‫نه، ما باید با هم ازدواج کنیم.

12:25.312 --> 12:28.020
‫ریچل، تو همیشه می‌گفتی
‫که اصلاً دلت نمی‌خواد ازدواج کنی.

12:28.021 --> 12:30.811
‫اون مالِ قبلِ این بود که بفهمم یه نفرین ازدواج
‫توی خانواده منه.

12:30.812 --> 12:34.561
‫اگه تو بهم پیشنهاد نمی‌دادی،
‫اوضاعمون خوب می‌بود و این تقصیرِ تو نیست.

12:34.562 --> 12:36.395
‫باشه؟ تقصیرِ تو نیست. تو نمی‌دونستی.

12:36.396 --> 12:40.770
‫من نمی‌دونستم، اما الان می‌دونیم،
‫و الان مجبوریم که ازدواج کنیم.

12:40.771 --> 12:43.270
‫این دلیلِ درستی برای ازدواج کردن نیست.

12:43.271 --> 12:46.728
‫باید به خاطرِ این باشه که همدیگه رو دوست داریم
‫و به این عشق باور داریم.

12:46.729 --> 12:51.395
‫می‌دونم، اما الان توی اون
‫شرایطِ لعنتی نیستیم.

12:57.354 --> 13:00.354
‫خدای من. چرا الان داری این کار رو می‌کنی؟

13:02.396 --> 13:04.229
‫چه مرگته آخه نیکی؟

13:04.896 --> 13:06.436
‫چرا الان داری این کار رو می‌کنی؟

13:16.146 --> 13:20.103
‫آره، بیشتر. بیشتر. بیشتر.
‫آره، همونقدر، آره، ممنون.

13:20.104 --> 13:21.811
‫سهمِ همه باید همین‌قدر باشه.

13:21.812 --> 13:23.311
‫حتی اون‌هایی که زیرِ سن قانونین. این یکی مالِ توئه.

13:23.312 --> 13:25.270
‫اون توی وضعیتِ بحرانی بود، ویکتوریا.

13:25.271 --> 13:28.521
‫از من راهنمایی می‌خواست و منم باید باهاش صادق می‌بودم.

13:31.937 --> 13:33.895
‫من از کجا باید می‌دونستم که
‫این‌طوری واکنش نشون می‌ده؟

13:33.896 --> 13:35.479
‫چون اون ما رو بتِ خودش کرده.

13:36.271 --> 13:38.396
‫فکر می‌کنه ما یه ازدواجِ بی‌عیب و نقص داریم.

13:39.479 --> 13:40.479
‫خب، داریم دیگه.

13:43.521 --> 13:46.271
‫تو رابطه من و پسرم رو نابود کردی.

13:47.187 --> 13:50.103
‫دیگه هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم اعتمادش رو دوباره جلب کنم.

13:50.104 --> 13:53.603
‫- نه، نه، نه. اون خیلی دوستت داره.
‫- تو پایانِ خوشِ زندگیِ منو ازم گرفتی.

13:53.604 --> 13:56.687
‫صبر کن، برگرد. ویکتوریا!

13:58.729 --> 14:00.978
‫عزیزم، اون بالا چه اتفاقی افتاد؟

14:00.979 --> 14:04.728
‫تو با این قضیه مشکلی نداری؟
‫نیکی حالش خوبه؟ حالا باید چی‌کار کنیم؟

14:04.729 --> 14:08.561
‫ممنون. چیزی نیست... فقط یه اختلاف‌نظرِ کوچیک.
‫و احمقانه بود. طوریشون نیست.

14:08.562 --> 14:12.270
‫یکی می‌تونه از مهمون‌ها پذیرایی کنه؟
‫نمی‌خوام کسی تشنه بمونه. به سلامتی!

14:12.271 --> 14:13.521
‫به سلامتی.

14:14.687 --> 14:18.228
‫یه جوری بگو که انگار واقعاً خوشحالی! مامان، سلام.
‫دارم سعی می‌کنم انرژی بقیه رو بالا نگه دارم.

14:24.104 --> 14:26.771
‫پس اصلاً چرا بهم پیشنهاد ازدواج دادی؟

14:27.604 --> 14:30.061
‫اونم وقتی من همیشه می‌گفتم که دلم نمی‌خواد ازدواج کنم؟

14:30.062 --> 14:33.061
‫فقط کافی بود بفهمی که ازدواجِ پدر و مادرت
‫بی‌عیب و نقص نیست.

14:33.062 --> 14:34.645
‫همین رو لازم داشتی.

14:34.646 --> 14:37.937
‫تا کاری رو انجام بدی که من از روزِ اولِ آشنایی‌مون
‫می‌گفتم دلم می‌خواد.

14:39.146 --> 14:41.686
‫نیکی، من بعد از یک ساعت شناختنشون هم می‌تونستم بهت بگم

14:41.687 --> 14:44.145
‫که پدر و مادرت اون ازدواجی که تو.
‫برای خودت بت کرده بودی رو ندارن

14:44.146 --> 14:46.478
‫مادرت دوست‌داشتنیه، آره.
‫اما در عین حال یه آدمِ خودشیفته‌ست

14:46.479 --> 14:48.520
‫و پدرت هم یه آدمِ رمانتیکِ داغونه

14:48.521 --> 14:51.353
‫که دنبالِ یه چیزی می‌گرده تا
‫بقیه وجودش رو توش غرق کنه.

14:51.354 --> 14:54.686
‫ازدواجشون هم فقط به این خاطر سر پاست چون اون.
‫مادرت رو می‌پرسته

14:54.687 --> 14:55.853
‫و مادرت هم نیاز داره که پرستیده بشه.

14:55.854 --> 14:58.478
‫اون کاملاً غرقِ مادرت شده، ولی باز هم برای مادرت کافی نیست.

14:58.479 --> 15:01.895
‫پس هر دوتاشون بی حس شدن
‫و تماشای زندگی‌شون واقعاً آدم رو دپرس می‌کنه.

15:01.896 --> 15:04.728
‫دستت درد نکنه ریچل، آره.
‫واقعاً ممنون بابتِ این حرف‌هات

15:04.729 --> 15:08.562
‫خب، پس فکر کنم هیچ‌کدوممون نمی‌خوایم
‫عاقبتمون مثلِ پدر و مادرِ تو بشه.

15:09.104 --> 15:13.561
‫و جهتِ اطلاع، توی این سناریویی که گفتی،

15:13.562 --> 15:16.312
‫من اون رمانتیکم و تو اون خودشیفته.

15:17.021 --> 15:18.936
‫خیلی هم عالی!

15:18.937 --> 15:21.186
‫آره، نه، اتفاقاً واقعاً هم جور درمیاد

15:21.187 --> 15:25.728
‫چون کلِ رابطه ما دورِ حول تو می‌چرخه.

15:25.729 --> 15:26.728
‫باشه.

15:26.729 --> 15:30.145
‫همش منم که باید بهت اطمینان بدم همه‌چیز مرتبه،

15:30.146 --> 15:33.478
‫حتی وقتی که رسماً هیچ اتفاقی نیفتاده!

15:33.479 --> 15:36.436
‫چون تو همش فکر می‌کنی یه چیزی قراره بهت آسیب بزنه،

15:36.437 --> 15:39.103
‫واسه همین من همش باید با احتیاط دور و برِ حساسیت‌هات راه برم.

15:39.104 --> 15:40.020
‫خیلی خب.

15:40.021 --> 15:42.811
‫- چون از پسِ هیچ‌چیزی برنمیای.
‫- فهمیدم. فهمیدم چی می‌گی.

15:42.812 --> 15:45.728
‫- حتی یه روز هم با خانواده...
‫- فهمیدم نیکی، بسه.

15:45.729 --> 15:47.811
‫بدونِ اینکه من اونجا باشم و مدام بهت دلداری بدم
‫نتونستی سر کنی.

15:48.729 --> 15:52.645
‫هر چیزِ کوچیکی با تو تبدیل به یه معمای خسته‌ کننده میشه

15:52.646 --> 15:54.645
‫- هیچی راحت نیست .
‫- متوجهم.

15:54.646 --> 15:57.353
‫- دوست داشتن تو واقعا سخته!
‫- می‌دونم!

15:59.437 --> 16:00.937
‫خب؟ می‌دونم!

16:05.354 --> 16:07.021
‫می‌خوای همینو بشنوی؟

16:09.729 --> 16:10.978
‫لعنتی!

16:26.062 --> 16:29.228
‫سلامتی همگی! بزن اون دستِ قشنگ رو، شادی کنین.

16:30.854 --> 16:32.853
‫حس می‌کنم تقصیر من بود.
‫آره، کار من بود.

16:32.854 --> 16:35.728
‫باید بریم؟
‫صبر کن، نکنه واقعاً باید بریم؟

16:35.729 --> 16:38.437
‫پورشا گفت که مراسم به‌زودی دوباره شروع می‌شه.

16:44.396 --> 16:46.104
‫پس اصلاً چرا گفتی بله؟

16:48.062 --> 16:50.020
‫- وقتی پیشنهاد دادم، چرا قبول کردی؟
‫- چون...

16:50.021 --> 16:52.270
‫چون... چون می‌دونستم
‫چقدر برات مهمه

16:52.271 --> 16:55.104
‫و من... و من... دوستت داشتم و...

16:58.854 --> 17:04.061
‫نیکی، تو تنها کسی بودی
‫که می‌تونستی من رو تا اینجا بکشونی.

17:04.062 --> 17:05.146
‫دوستم داشتی؟

17:08.646 --> 17:10.478
‫دیگه دوستم نداری؟

17:12.312 --> 17:14.770
‫- نه، برو اون‌ور.
‫- می‌خوام جوابش رو بشنوم.

17:14.771 --> 17:16.020
‫- برو بیرون.
‫- وای خدای من.

17:16.021 --> 17:18.103
‫مامان می‌خواد برگردی اون‌جا،
‫لبخند بزنی و بوسش کنی،

17:18.104 --> 17:20.561
‫انگار نه انگار که جلوی کلِ فامیل

17:20.562 --> 17:22.603
‫و همه کسایی که براش عزیزن، زدی تو گوشش.

17:22.604 --> 17:26.145
‫- خیلی خب، خداحافظ. برو بیرون دیگه.
‫- ای بابا، دستات چقدر لیزه!

17:31.771 --> 17:35.645
‫آره نیکی، معلومه که هنوز دوستت دارم، خب؟

17:35.646 --> 17:38.061
‫و یکی از ویژگی‌هات که خیلی دوست دارم

17:38.062 --> 17:40.978
‫اینه که تو مثل کوهی، همیشه ثابتی، پایداری،

17:40.979 --> 17:44.103
‫و از این کارهای عجیب‌غریب نمی‌کنی
‫که مثلاً پای سفره عقد منو قال بذاری.

17:44.104 --> 17:45.936
‫من که نمی‌خواستم باهات به هم بزنم.

17:45.937 --> 17:49.437
‫- داشتم رابطه‌مون رو نجات می‌دادم.
‫- آفرین.

17:49.937 --> 17:51.353
‫فکر می‌کنی جواب داد؟

17:52.646 --> 17:54.811
‫اگه واقعاً می‌خواستی نجاتمون بدی،

17:54.812 --> 17:58.478
‫اون‌جا می‌گفتی «بله»، چون من
‫همه‌چیز رو تحت کنترل داشتم.

17:58.479 --> 17:59.603
‫خب؟

17:59.604 --> 18:06.104
‫من خیلی به خودم فشار آوردم که اون‌جا بایستم
‫و با اطمینان بگم «بله».

18:07.062 --> 18:11.603
‫و اگه تا قبل از غروب با من ازدواج نکنی،
‫نفرین به تو و خانواده‌ات هم سرایت می‌کنه.

18:11.604 --> 18:16.021
‫پس در واقع، من داشتم تو رو نجات می‌دادم.

18:17.354 --> 18:21.937
‫- خدای من ریچل! چی؟
‫- منظورت چیه که «چی»؟

18:23.687 --> 18:25.353
‫چرا طوری رفتار می‌کنی که انگار شوکه شدی؟

18:30.854 --> 18:34.728
‫مگه فیلم «عروس فراری» رو ندیدی؟
‫یه اثر کلاسیکه.

18:34.729 --> 18:38.270
‫سلام بچه‌ها. از دیدنتون خیلی خوشحالم.

18:38.271 --> 18:41.186
‫- چه بامزه.
‫- خیلی خب! سلام...

18:41.187 --> 18:46.228
‫لعنتی، اصلاً باورم نمی‌شه.
‫داری می‌لرزی؟ من که یکم دارم می‌لرزم.

18:46.229 --> 18:49.646
‫نمی‌خوام الان بگم،
‫اما هر کدومتون پنجاه دلار به من بدهکارین.

18:50.146 --> 18:52.436
‫ای بابا. شماها شرط‌بندی کرده بودین؟

18:52.437 --> 18:55.978
‫بعد از اون شامِ قبل عروسی دیشب،
‫به نظر می‌رسید شرط‌بندیِ مطمئنی باشه.

18:55.979 --> 18:58.936
‫راستش، شرط‌بندی سرِ این بود
‫که ریچل مراسم رو به هم بزنه.

18:58.937 --> 19:02.478
‫- تو هم آره؟
‫- چیه؟ خب من پول دوست دارم.

19:02.479 --> 19:04.353
‫شرط رو باختی.

19:06.312 --> 19:09.395
‫خب، در واقع با نگین‌های اتمی کار شده، نه الماس.

19:09.396 --> 19:12.645
‫اما پشتش سفارشیه. لطفاً دست نزنین، حساسه.

19:14.062 --> 19:16.145
‫همیشه همین‌طوریه.

19:19.146 --> 19:21.228
‫با خودش چه فکر کرده بود؟

19:21.229 --> 19:22.646
‫نمی‌دونم.

19:23.562 --> 19:26.646
‫- و اون هم که چیزی نخورده بود...
‫- نمی‌دونم.

19:36.646 --> 19:40.520
‫حرفم اینه که از نظرِ من،

19:40.521 --> 19:43.853
‫تو از وقتی اومدیم اینجا، خیلی حساس شدی.

19:43.854 --> 19:47.311
‫و بعدش بهم گفتی
‫که قراره یه اتفاق بدی بیفته.

19:47.312 --> 19:50.436
‫و بعد هم شروع کردی به بافیدن درمورد نفرین...

19:50.437 --> 19:54.020
‫پس نمی‌فهمی چرا به نظرم منطقی می‌اومد

19:54.021 --> 19:56.729
‫که تو هم از این ایده که
‫ازدواج نکنیم خوشت بیاد؟

19:57.646 --> 20:01.436
‫انگار همه اون اتفاق‌هایی
‫که قبل عروسی پیش اومد،

20:01.437 --> 20:04.853
‫حتماً یه بخشیش به خاطرِ
‫فشارِ ازدواج یا یه همچین چیزی بوده.

20:04.854 --> 20:06.770
‫ببخشید. نیکی، تمومش کن.

20:07.896 --> 20:08.896
‫چیه؟

20:09.687 --> 20:11.686
‫یعنی تو به اون نفرین باور نداری؟

20:11.687 --> 20:13.145
‫خودِ ازدواج نفرین!

20:13.146 --> 20:17.145
‫- من دارم ما رو از شرش خلاص می‌کنم.
‫- خدای من، نه نیکی.

20:17.146 --> 20:21.145
‫نفرین واقعاً نفرینه!
‫راهِ خلاص شدنمون هم این بود که ازدواج کنیم.

20:21.146 --> 20:23.561
‫فکر می‌کنی من این‌ها رو از خودم درآوردم؟

20:23.562 --> 20:25.604
‫- چیه؟
‫- فکر نمی‌کنم از خودت درآورده باشی، فقط...

20:26.187 --> 20:28.854
‫فقط چی؟ بهم بگو چیه، چی؟

20:29.479 --> 20:32.895
‫چیه مثلاً، ترس از تعهده یا استرسه؟

20:32.896 --> 20:35.645
‫- نه، من... فقط...
‫- چی؟!

20:35.646 --> 20:42.436
‫فکر می‌کنم... هر دوی ما
‫به روش‌های خودمون نفرین شدیم،

20:42.437 --> 20:44.311
‫اونم توسطِ سیستم‌هایی که توشون بزرگ شدیم.

20:44.312 --> 20:45.311
‫خدای من!

20:45.312 --> 20:48.103
‫و با ازدواج نکردن،
‫داریم اون مشکل رو حل می‌کنیم.

20:48.104 --> 20:51.686
‫پس وقتی می‌گم اگه ما نیمه گمشده هم نباشیم،
‫من می‌میرم،

20:51.687 --> 20:52.771
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

20:54.729 --> 20:56.686
‫فکر نمی‌کنم... ریچل...

20:56.687 --> 20:57.771
‫چیه؟

20:58.562 --> 20:59.646
‫چه فکری نمی‌کنی؟

21:04.646 --> 21:06.479
‫آره، فکر نمی‌کنم همچین اتفاقی بیفته.

21:09.521 --> 21:13.061
‫تو بهم گفتی که باورم داری!
‫گفتی که باورم داری!

21:13.062 --> 21:16.061
‫اونم درست قبلِ اینکه بیام پای سفره عقد.
‫این مسخره‌ست! دیوونگیه!

21:16.062 --> 21:17.311
‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه وایسا.

21:17.312 --> 21:19.395
‫این واقعاً مسخره‌ست.
‫باورم نمی‌شه!

21:19.396 --> 21:21.770
‫- نه، نه.
‫- نمی‌خواستم اوضاع این‌طوری بشه.

21:21.771 --> 21:24.311
‫خودت می‌دونی که من به این رابطه اعتماد کردم

21:24.312 --> 21:26.686
‫چون فکر می‌کردم تو منو درک می‌کنی!

21:26.687 --> 21:28.728
‫فکر می‌کردم ما همدیگه رو می‌فهمیم.

21:28.729 --> 21:32.854
‫می‌شه برگردیم... می‌شه برگردیم
‫به چهار ساعت پیش؟ خواهش می‌کنم.

21:51.979 --> 21:54.854
‫مهمونِ عروس یا داماد؟

21:55.354 --> 21:58.770
‫- داماد.
‫- می‌دونستم. ازدواج کردین؟

21:58.771 --> 22:00.854
‫- آره.
‫- با همدیگه؟

22:01.354 --> 22:04.978
‫- آره.
‫- باور داری که اون نیمه گمشدته؟

22:04.979 --> 22:06.604
‫آره. صد در صد.

22:08.479 --> 22:09.811
‫صد در صد.

22:09.812 --> 22:13.520
‫ببخشید. ما دیگه برمی‌گردیم...
‫برمی‌گردیم سرِ میزمون. بریم.

22:13.521 --> 22:16.186
‫توی جشنی که نه عروس هست نه داماد، چه اتفاقی می‌افته؟

22:16.187 --> 22:18.186
‫اینم مقدمه یکی از اون جوک‌های بی‌مزته؟

22:18.187 --> 22:20.936
‫- نه عزیزم، واقعاً برام سواله.
‫- من از کجا باید بدونم؟

22:20.937 --> 22:22.562
‫- بفرمایید قربان، مالِ شماست.
‫- نه!

22:26.104 --> 22:27.895
‫نمی‌دونم ازم چی می‌خوای! من...

22:27.896 --> 22:30.270
‫تو نمی‌ذاری من مستقل از تو فکر کنم!

22:30.271 --> 22:34.020
‫وقتی دقیقاً با دیدگاهِ تو موافق نیستم،
‫قبولش نمی‌کنی.

22:34.021 --> 22:36.311
‫نمی‌تونم باورهام رو عوض کنم.

22:36.312 --> 22:38.686
‫اما تو نمی‌تونی منو باور کنی!

22:38.687 --> 22:40.853
‫- ببین، این دوتا با هم فرق دارن.
‫- تو نمی‌تونی منو باور کنی!

22:40.854 --> 22:42.603
‫- فرق داره، باشه؟
‫- چه فرقی؟

22:42.604 --> 22:44.936
‫من به خزعبلاتِ ماوراءالطبیعه

22:44.937 --> 22:47.478
‫مثلاً انتقام کائنات و نفرین و این‌جور چیزها
‫باور ندارم.

22:47.479 --> 22:50.103
‫باشه، خب من به وجودِ فضایی‌هایِ کوفتی باور ندارم

22:50.104 --> 22:53.895
‫اما اگه تو با اطمینان بهم می‌گفتی
‫که یه فضاییِ لعنتی رو دیدی،

22:53.896 --> 22:55.729
‫من حرفت رو باور می‌کردم، نیکی.

22:56.229 --> 22:59.561
‫- متأسفم ریچل.
‫- من... تو اصلاً...

22:59.562 --> 23:02.853
‫تو این رو درباره من می‌دونستی، باشه؟
‫این چیزِ جدیدی نیست که الان فهمیده باشی.

23:02.854 --> 23:06.770
‫نیکی، کاری که آدم وقتی عاشقِ کسیه
‫انجام می‌ده اینه که...

23:06.771 --> 23:10.520
‫حرفِ طرفش رو باور می‌کنه. اعتماد یعنی همین.

23:10.521 --> 23:13.978
‫پس وقتی بهم گفتی که حرفم رو باور داری، منم باورت کردم.

23:13.979 --> 23:16.936
‫اونم به جای اینکه به لیستِ تمام حرف‌هایی که توی گذشته زدی نگاه کنم،

23:16.937 --> 23:20.561
‫چون من دارم همین لحظه رو می‌بینم، توی تک‌تکِ لحظه‌ها،

23:20.562 --> 23:25.312
‫دارم به خودت نگاه می‌کنم ولی تو...
‫تو اصلاً این کار رو برای من نمی‌کنی.

23:25.854 --> 23:26.853
‫نمی‌کنی.

23:26.854 --> 23:33.436
‫تو خیلی وقت پیش یه نسخه از من رو توی ذهنت ساختی
‫و فکر می‌کنی من فقط همونم و...

23:35.146 --> 23:37.936
‫بعد وقتی اون چیزی که می‌خوای نیستم
‫عصبانی می‌شی

23:37.937 --> 23:41.145
‫چون اون‌موقع دیگه نمی‌دونی خودت باید چطوری باشی.
‫و می‌دونی چیه؟ این بده، نیکی.

23:41.146 --> 23:42.978
‫این صفتِ خیلی بدیه

23:42.979 --> 23:48.562
‫چون تو باعث شدی که وجود داشتنِ من،
‫ناممکن بشه، ناممکن!

23:54.354 --> 23:55.771
‫دو تا تکیلا، لطفاً.

23:58.437 --> 24:02.145
‫- از ژاکتت خوشم میاد.
‫- آره، ممنون.

24:02.146 --> 24:03.354
‫می‌دیش به من؟

24:09.146 --> 24:11.187
‫ساعت 3:45 دقیقه‌ست. میرم دنبالشون.

24:21.812 --> 24:23.396
‫هی.

24:25.896 --> 24:28.187
‫اون تو چه خبرِه؟

24:32.687 --> 24:33.729
‫احمق‌ها.

24:35.604 --> 24:37.478
‫غیرممکنه!

24:39.312 --> 24:40.228
‫بذار بیام تو.

24:40.229 --> 24:43.395
‫ریچل، خورشید ساعت 4:44 غروب می‌کنه.
‫کمتر از یه ساعت وقت داریم.

24:43.396 --> 24:45.603
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- یه دقیقه وقت می‌خوام.

24:45.604 --> 24:49.978
‫وقتت داره تموم می‌شه. دارم می‌رم کلید زاپاس رو بیارم. احمق‌ها.

25:08.146 --> 25:12.186
‫پسرِ خودم! جود، بیا، بیا،
‫بیا، بیا اینجا. بدو بیا.

25:14.521 --> 25:18.396
‫اگه... اگه نفرین نشده بودی، باز هم می‌گفتی بله؟

25:18.979 --> 25:20.895
‫خدای من، این اصلاً ربطی نداره!

25:20.896 --> 25:22.061
‫مثل اینه که ازم بپرسی:

25:22.062 --> 25:25.687
‫«فکر می‌کنی اگه دست نداشتی، باز هم راست‌دست می‌شدی؟»

25:28.229 --> 25:30.186
‫خب، من هنوز جوابم رو می‌خوام.

25:34.021 --> 25:36.186
‫هیچ حرفی برای گفتن نداری. می‌دونی چیه نیکی؟

25:36.187 --> 25:38.353
‫واقعیت اینه که تو مامانی بودی

25:38.354 --> 25:40.353
‫و اون از تمامِ حقایقِ دنیا دورت نگه داشت،

25:40.354 --> 25:44.395
‫واسه همین تو هیچی از دنیای واقعی نمی‌دونی نیکی، هیچی.

25:47.562 --> 25:50.020
‫...یه آدمِ خبیث. فکر کنم مغزت باید مورد مطالعه قرار بگیره.

25:50.021 --> 25:52.395
‫یاخدا، اون مالِ دو سالِ پیش بود نیکی!

25:52.396 --> 25:55.561
‫خب، من هیچ‌وقت یه هفته غیبم نمی‌زد که تو رو قال بذارم.

25:57.687 --> 25:59.186
‫برو یه کم گل بکش، شاید یادت بره.

25:59.187 --> 26:00.645
‫تو فکر می‌کنی رمانتیکی؟

26:03.812 --> 26:05.312
‫خودم رو تا سطحِ تو پایین بیارم؟

26:09.271 --> 26:11.646
‫تو متقلب‌ترین و موذی‌ترین
‫آدمِی هستی که تا حالا...

26:32.062 --> 26:33.186
‫خدای من.

26:33.187 --> 26:35.770
‫- می‌دونستم که عروسی رو خراب می‌کنی.
‫- من نکردم، پورشا.

26:35.771 --> 26:40.936
‫می‌دونم... می‌دونم که این هفته سختی بوده،
‫اما هر مشکلی که شما دوتا با هم دارین،

26:40.937 --> 26:44.686
‫قول می‌دم... قول می‌دم که می‌تونین
‫با هم حلش کنین، باشه؟

26:44.687 --> 26:46.145
‫اما الان وقتش نیست.

26:46.146 --> 26:48.311
‫- فقط بذارین کاری رو که باید، انجام بدن.
‫- نه، الان نه.

26:48.312 --> 26:50.770
‫اون‌ها باید ازدواج کنن بابا. مجبورن.

26:50.771 --> 26:53.728
‫- اون بیرون چه اتفاقی افتاد مرد؟
‫- اصلاً الان حوصله این حرف‌ها رو ندارم.

26:53.729 --> 26:56.520
‫هیچ‌کدوممون الان حوصله نداریم.
‫بچه بازی رو بذار کنار و برو ازدواج کن.

26:56.521 --> 26:58.561
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- از سر راهم برو کنار.

26:58.562 --> 26:59.646
‫- هی.
‫- نخوردیش؟

27:00.854 --> 27:03.103
‫نه، من... من بهش اعتماد کردم.

27:03.104 --> 27:04.270
‫آخه چرا همچین کاری کردی؟

27:04.271 --> 27:06.186
‫- چون 98 درصد مطمئن بودم.
‫- ببخشید، چی رو بخوریم؟

27:06.187 --> 27:08.770
‫داری چه غلطی می‌کنی؟
‫بهش نگاه کن. باهاش ازدواج کن.

27:08.771 --> 27:10.645
‫کی به این فلسفه زندگیِ جدیدت اهمیت می‌ده؟

27:10.646 --> 27:13.603
‫- یا باهاش ازدواج می‌کنی یا همه‌مون به فنا می‌ریم!
‫- نل، چی رو باید می‌خوردیم؟

27:13.604 --> 27:15.895
‫خفه شو پورشا.
‫باید ازدواج کنی.

27:15.896 --> 27:17.854
‫- چی؟ به خاطر اون نفرین؟
‫- آره!

27:18.437 --> 27:20.561
‫- اون باورش نداره.
‫- واقعیت داره!

27:20.562 --> 27:22.853
‫و اگه باهاش ازدواج نکنی، به بقیه فامیل هم سرایت می‌کنه.

27:22.854 --> 27:24.645
‫یعنی جود هم درگیرش می‌شه، درسته؟

27:24.646 --> 27:26.770
‫- منظورت چیه؟ همه‌مون؟
‫- آره.

27:26.771 --> 27:27.895
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

27:27.896 --> 27:30.395
‫خیلی خب، همگی آروم باشین.

27:36.229 --> 27:38.854
‫عزیزم، هی.

27:39.937 --> 27:42.396
‫اون حرف‌هایی که اون بیرون زدی، واقعاً منظورت نبود، نه؟

27:53.771 --> 27:55.062
‫من...

27:56.854 --> 27:59.728
‫- فقط داشتم سعی می‌کردم کار درست رو انجام بدم.
‫- پنج دقیقه وقت داری.

27:59.729 --> 28:01.104
‫جولز!

28:01.812 --> 28:06.645
‫خیلی خب، زود باشین. راه بیفتین.
‫بابا، آماده باش تا حرف‌هات رو بزنی.

28:07.896 --> 28:09.645
‫- بریم اون شاهد رو بیاریم.
‫- جولز، تمومش کن.

28:09.646 --> 28:11.812
‫- چرا هیچ‌کدومتون تکون نمی‌خورین؟
‫- من که دارم می‌رم...

28:12.354 --> 28:14.936
‫ریچل، بیا دیگه. زود باش ریچل.

28:14.937 --> 28:19.271
‫خب، بیا بریم اون بیرون
‫و مراسم رو تموم کنیم. خب؟

28:19.854 --> 28:21.729
‫اصلاً دلیلی نداره که خجالت بکشی.

28:22.521 --> 28:24.103
‫هیچ‌کس عصبانی نیست.

28:26.146 --> 28:27.646
‫عزیزم، بهم نگاه کن.

28:30.146 --> 28:31.687
‫همه‌چیز درست می‌شه.

28:34.562 --> 28:35.604
‫بیا بریم.

28:48.104 --> 28:50.437
‫خیلی معذرت می‌خوام. هی.

28:52.521 --> 28:55.103
‫یه بار دیگه امتحان کنیم؟ می‌خوای...

28:55.104 --> 28:56.978
‫می‌خوای برگردیم اون بیرون و دوباره امتحان کنیم؟

28:56.979 --> 28:58.729
‫نظرت چیه؟ چی می‌گی؟

28:59.229 --> 29:00.562
‫ریچل می‌شه...

29:04.271 --> 29:05.561
‫نظرت چیه؟

29:13.229 --> 29:14.479
‫نه.

29:16.187 --> 29:17.479
‫نه نیکی.

29:18.604 --> 29:20.146
‫من باهات ازدواج نمی‌کنم.

29:51.437 --> 29:53.645
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- من قرار نیست به خاطر اون بمیرم.

29:53.646 --> 29:56.228
‫قرار نیست بمیری. تو گفتی باور داری که اون نیمه گمشدته.

29:56.229 --> 29:57.895
‫- دیگه باور ندارم.
‫- ریچل، بی‌خیال.

29:57.896 --> 30:00.770
‫- لطفاً فقط همین یه کار رو برای من انجام بده.
‫- همین یه کار؟ همین یه کار؟

30:00.771 --> 30:05.020
‫نیکی، من همه این کارا رو به خاطر تو کردم.
‫همه‌اش به خاطر تو بود.

30:05.021 --> 30:06.561
‫به خاطر تو پیشنهاد ازدواجت رو قبول کردم.

30:06.562 --> 30:09.103
‫اون بالا هم به خاطر این گفتم بله چون بهت باور داشتم، اما دیگه تمومه.

30:09.104 --> 30:10.478
‫دیگه بریدم، فهمیدی؟

30:10.479 --> 30:12.853
‫دیگه بیشتر از این به خودم خیانت نمی‌کنم، اونم به خاطر تو.

30:12.854 --> 30:16.228
‫من حق دارم یه شانس دوباره داشته باشم. من لایق یه فرصتِ دیگه‌ام.

30:16.229 --> 30:18.728
‫- ریچل، خواهش می‌کنم.
‫- این کار رو نکن.

30:18.729 --> 30:20.937
‫نیکی، تنها کاری که باید می‌کردی این بود که حرفم رو باور کنی.

30:22.229 --> 30:23.645
‫لعنتی، ساعت 4:45 دقیقه‌ست.

31:15.271 --> 31:16.312
‫وای خدای من.

33:51.479 --> 33:54.396
‫جود! جود!

33:57.562 --> 34:01.437
‫حالا باید چی‌کار کنیم؟ چی‌کار کنیم؟

34:02.146 --> 34:04.311
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

34:04.312 --> 34:05.770
‫صداتو نمی‌شنوم!

34:05.771 --> 34:08.853
‫یه فکری به حالش می‌کنم، باشه؟
‫من... لعنتی، نیکی کجاست؟

34:14.062 --> 34:15.478
‫- زاندر؟
‫- عزیزم؟

34:18.812 --> 34:21.353
‫طوری نیست. همین‌جا بشین.

34:21.354 --> 34:23.436
‫مامان! مامان!

34:26.687 --> 34:28.186
‫مواظب باش!

34:52.479 --> 34:55.186
‫تو! ببین.

34:55.187 --> 34:56.228
‫ببخشید. خوبی، طوری نیست.

34:56.229 --> 34:58.061
‫فقط فشارش بده. طوری نمیشه.

34:58.062 --> 35:02.478
‫عزیزم، چه بلایی داره سرِ خانواده‌ت میاد؟ خدای من!

35:02.479 --> 35:04.603
‫چشماتو ببند پسرم. چشماتو ببند.

35:04.604 --> 35:06.103
‫هی! تو!

35:06.104 --> 35:09.353
‫منظورت همین بود؟ چرا بهم نگفتی که
‫این اتفاق قراره بیفته؟

35:09.354 --> 35:13.770
‫بهت هشدار دادم. بهت گفتم که این نفرین.
‫به خانواده‌اش هم سرایت می‌کنه

35:37.729 --> 35:39.228
‫مامان، نه.

35:39.229 --> 35:41.436
‫من از همون لحظه اولی که دیدمش، فهمیدم اون زن شیطانیه.

35:41.437 --> 35:44.104
‫- هیچ‌کی به حرفِ من گوش نمی‌ده.
‫- نه، نه، نه، نه...

35:45.437 --> 35:46.562
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

35:48.312 --> 35:51.270
‫طوری نمیشه. نگران نباش.

36:16.687 --> 36:18.395
‫- در رو قفل کن.
‫- باشه.

36:18.396 --> 36:20.936
‫و به جز من و نِلی، به هیچ‌کس اجازه ورود نده، فهمیدی؟

36:20.937 --> 36:21.936
‫فهمیدم.

36:24.479 --> 36:27.228
‫- صدای تلویزیون رو هم زیاد کن.
‫- فینال مسابقات ان‌اف‌ال...

36:34.021 --> 36:37.021
‫دوستت دارم و نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

36:38.854 --> 36:40.103
‫زود برمی‌گردم. قول می‌دم.

36:40.104 --> 36:43.562
‫با ورودِ تیمِ «سی‌هاکس» به زمین
‫قراره یه حمومِ خونِ واقعی راه بیفته

36:54.521 --> 36:57.270
‫خب گوش کنین. این نفرین کوفتی به خانواده ما هم سرایت کرده.

36:57.271 --> 36:58.978
‫یعنی سرِ منم میاد؟

36:58.979 --> 37:01.103
‫اگه فکر کنی اون شوهرِ «وگاسیت» نیمه گمشدته، نه.

37:01.104 --> 37:02.771
‫تو ازدواج کردی؟!

37:03.354 --> 37:06.229
‫مامان، واقعاً معذرت می‌خوام. یه اشتباه بود.
‫اصلاً نباید این کار رو می‌کردم

37:11.937 --> 37:13.936
‫- مامان؟ مامان؟ منو ببخش.
‫- این امکان نداره، نباید این‌طوری بشه.

37:13.937 --> 37:16.728
‫داره اتفاق می‌افته و همش هم تقصیر توئه، احمقِ بیشعور!

37:16.729 --> 37:18.478
‫تنها کاری که باید می‌کردی این بود که باهاش ازدواج کنی.

37:18.479 --> 37:21.146
‫همه‌اش به خاطر اینه که باهاش ازدواج نکردی.

37:21.729 --> 37:23.978
‫فکر کنم یه راهی باشه که بتونیم جلوش رو بگیریم.

37:25.312 --> 37:27.645
‫- بچه‌ها، حالا چی‌کار کنیم؟
‫- عزیزم، داریم کمک میاریم.

37:27.646 --> 37:29.353
‫معذرت می‌خوام. اشتباه از من بود.

37:29.354 --> 37:31.228
‫چرا برگه‌های طلاق رو امضا نکردی؟

37:31.229 --> 37:33.186
‫چون نمی‌دونم زندگی بدون تو چطوریه.

37:33.187 --> 37:35.228
‫- وای خدای من!
‫- دارم خونریزی می‌کنم؟

37:35.229 --> 37:36.437
‫هنوز نه.

38:18.187 --> 38:22.186
‫ریچ، ریچل... ریچل معذرت می‌خوام.

38:22.187 --> 38:24.145
‫خیلی متأسفم. واقعاً گند زدم.

38:24.146 --> 38:26.186
‫واقعاً، واقعاً معذرت می‌خوام.

38:26.187 --> 38:30.104
‫من باور دارم که تو نیمه گم‌شده منی.
‫و منم مال توأم. ما نیمه گم‌شده همدیگه‌ایم

38:35.812 --> 38:37.396
‫الان دیگه باورم می‌کنی؟

38:38.979 --> 38:40.187
‫آره، باور می‌کنم.

38:41.771 --> 38:43.020
‫باور دارم.

38:43.021 --> 38:44.437
‫قول می‌دم.

38:45.229 --> 38:49.396
‫قول می‌دم از این به بعد همیشه حرفت رو باور کنم، قول می‌دم.

38:49.979 --> 38:52.228
‫- قول می‌دم.
‫- نه نیکی.

38:52.229 --> 38:56.104
‫طبق اختیاراتی که به من داده شده، شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

38:56.604 --> 38:58.229
‫حالا می‌تونی عروس رو ببوسی.

39:00.479 --> 39:01.937
‫ریچل.

39:03.062 --> 39:03.978
‫ریچل.

39:03.979 --> 39:07.520
‫نه، نه، نه...

39:07.521 --> 39:09.645
‫نه! نه! نباید اون رو امضا کنه.

39:09.646 --> 39:12.186
‫شما قبلاً عهدهاتون رو بستین.

39:12.187 --> 39:15.103
‫- اونا می‌خواستن مراسم رو کامل کنن.
‫- لطفا زود باشین!

39:15.104 --> 39:17.771
‫نه، اما نفرین دیگه پخش شده
‫پس این کار جلوش رو نمی‌گیره، درسته؟

39:18.354 --> 39:20.146
‫جلوی نفرین رو نمی‌گیره. نیکی...

39:20.729 --> 39:23.103
‫نیکی، نیکی... به من نگاه کن.

39:23.104 --> 39:27.896
‫الان دیگه هر دوتامون این نفرین لعنتی رو داریم.
‫ازدواج کردن فقط باعث می‌شه بمیریم.

39:28.937 --> 39:31.271
‫- نه اگه نیمه گم‌شده هم باشیم.
‫- نیستیم!

39:31.854 --> 39:33.437
‫من هنوز فکر می‌کنم هستی.

39:41.562 --> 39:42.603
‫جولز...

39:42.604 --> 39:44.729
‫باید سعی می‌کردیم همه رو نجات بدیم.

39:46.187 --> 39:50.811
‫پسرم هم گرفتارش شد. متأسفم. متأسفم ریچل، معذرت می‌خوام.

39:50.812 --> 39:52.812
‫تو...

39:54.479 --> 39:56.812
‫ما هنوز نیمه گم‌شده همیم، مگه نه؟

39:57.479 --> 39:58.479
‫مگه نه؟

40:05.062 --> 40:06.936
‫واقعاً متأسفم.

40:08.604 --> 40:10.896
‫- متأسفم ریچ.
‫- ریچل.

40:21.396 --> 40:22.854
‫نه ریچل.

40:23.354 --> 40:28.186
‫ریچل صبر کن، صبر کن. جولز، تو چی گفتی؟.
‫گفتی... گفتی این کار جواب می‌ده

40:28.187 --> 40:31.812
‫- چرا جواب نداد؟
‫- دیگه خیلی دیر شده. متأسفم.

42:33.521 --> 42:35.395
‫طوری نیست دخترم.

42:35.396 --> 42:40.062
‫طوری نیست. همه‌چیز درست می‌شه. آروم باش.

42:44.187 --> 42:46.396
‫طوری نیست.

44:36.854 --> 44:38.146
‫برای من؟

44:41.312 --> 44:44.396
‫بالاخره اومدی سراغِ من.

45:35.521 --> 45:37.562
‫چرا این اتفاق برای تو نمی‌افته؟

49:04.979 --> 49:06.562
‫می‌دونی فندکم کجاست؟

49:27.896 --> 49:31.062
‫چیزی نیست. آروم باش.

49:33.187 --> 49:34.229
‫جود.

49:49.896 --> 49:54.646
‫واقعاً متأسفم که این اتفاق برات افتاد، خب؟

49:55.312 --> 49:56.979
‫اما یادت باشه که...

50:00.687 --> 50:02.062
‫این اتفاق واقعاً افتاد.

50:03.646 --> 50:06.478
‫پس نذار کسی غیر از این رو بهت بگه.

50:06.479 --> 50:09.271
‫طوریت نمیشه. باشه؟

50:10.187 --> 50:11.021
‫به من گوش کن.

50:12.646 --> 50:18.812
‫باید خیلی، خیلی، خیلی، خیلی زیاد توی انتخاب کسی.
‫که می‌خوای باهاش ازدواج کنی، دقت کنی

50:19.729 --> 50:22.686
‫اما نگران نباش. من اونجا هستم تا شاهد باشم، باشه؟

50:22.687 --> 50:24.062
‫باشه.

50:35.187 --> 50:36.229
‫خیلی خب.

50:38.729 --> 50:40.021
‫بعداً می‌بینمت.

51:14.021 --> 51:16.021
«نوبت توئه»

54:08.854 --> 54:11.646
‫ تو تازه قدم به مسیر اصلی گذاشتی

54:12.896 --> 54:15.396
‫ از روی حصار پایین اومدی

54:17.812 --> 54:20.021
‫ کلمات، سلاحِ تو هستن

54:21.104 --> 54:23.521
‫ و دروغ‌ها، سپرِ دفاعیت

54:25.854 --> 54:27.854
‫ می‌دونم چی می‌خوای

54:29.396 --> 54:31.771
‫ و همون چیزی رو می‌بینم که تو می‌بینی

54:34.021 --> 54:36.396
‫ تو دنبالِ یکی می‌گردی

54:38.229 --> 54:40.020
‫ اما اون آدم، من نیستم

54:40.021 --> 54:42.354
‫ برو سراغِ یکی دیگه

54:47.812 --> 54:51.021
‫ ما عاشقِ هم نخواهیم بود

54:57.187 --> 55:00.437
‫ حالا چشمات مثل مشعل می‌درخشن

55:01.771 --> 55:04.311
‫ حضورت مایه سعادت و خوشیه

55:05.937 --> 55:07.937
‫ هیچ‌وقت نمی‌دونستم که زمان

55:09.021 --> 55:12.187
‫ می‌تونه این‌طوری با سرعت برق و باد بگذره

55:15.146 --> 55:17.687
‫ مقاومت در برابر لمسِ تنت

55:19.271 --> 55:21.396
‫ واقعاً سخته

55:23.687 --> 55:27.270
‫ سیاره‌ها به هم برخورد می‌کنن، برخورد می‌کنن

55:27.271 --> 55:29.103
‫ با صدای بوسه تو

55:29.104 --> 55:32.021
‫ اما تو می‌تونی بری برادرت رو ببوسی

55:42.312 --> 55:48.979
‫ چون ما عاشقِ هم نخواهیم بود، نه

56:02.687 --> 56:05.104
‫ حالا داری پرده‌ها رو پایین می‌کشی

56:07.187 --> 56:09.604
‫ شعله‌های قدیمی رو دوباره روشن می‌کنی

56:11.187 --> 56:13.646
‫ باعث آشوب و ناآرامی می‌شی

56:15.687 --> 56:17.646
‫ از روی شرمساری گریه می‌کنی

56:19.729 --> 56:22.104
‫ به درها می‌کوبی

56:23.604 --> 56:25.646
‫ اسمم رو به لجن می‌کشی

56:27.604 --> 56:30.104
‫ بذرِ شک و تردید می‌کاری

56:31.646 --> 56:37.312
‫ و تقصیرها رو گردن من می‌اندازی
‫اما می‌تونی بری مادرت رو مقصر کنی

56:43.312 --> 56:44.896
‫ مادرت رو

56:47.271 --> 56:53.854
‫ چون ما عاشقِ هم نخواهیم بود

57:23.562 --> 57:26.104
‫ حالا دنیا پر از دردسر شده

57:27.979 --> 57:29.437
‫ همه ترسیدن

57:32.187 --> 57:34.187
‫ صاحب‌خونه‌ها اخم کردن

57:36.312 --> 57:38.146
‫ ظرف‌ها و کابینت‌ها خالین

57:40.187 --> 57:43.895
‫ مردم دارن تقلا می‌کنن

57:43.896 --> 57:48.186
‫ مثل سگ‌ها، برای یه تیکه سهم بیشتر

57:48.187 --> 57:50.229
‫ این ظالمانه و سخته

57:51.854 --> 57:57.312
‫ اما این‌ها هیچی نیست در مقایسه با
‫اون کاری که ما با همدیگه می‌کنیم

58:03.646 --> 58:05.521
‫ با همدیگه...
