WEBVTT

00:05.186 --> 00:10.186
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.187 --> 00:15.187
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.188 --> 00:25.188
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

00:30.189 --> 00:32.189
‫[یک ساعت مانده تا بله گفتن]

00:32.187 --> 00:34.020
‫آره. آب کافی بهش رسیده؟

00:34.021 --> 00:37.145
‫همین الان آرام‌بخش رو قطع کردم
‫و مایعات رو بهش می‌زنم

00:37.146 --> 00:40.311
‫- نمی‌دونی کی بیدار میشه؟
‫- امیدوارم بزودی

00:40.312 --> 00:42.436
‫چقدر زود؟

00:42.437 --> 00:45.271
‫مدتی پیش بهش آرام‌بخش دادم.
‫الان وضعیتش ثابته

00:46.146 --> 00:48.145
‫ولی نمی‌دونم در چه وضعیتی باشه

00:48.146 --> 00:50.853
‫- باید بره بیمارستان.
‫- خودش گفت دیگه بیمارستان نره

00:50.854 --> 00:53.520
‫- هیچوقت نمی‌خواست اینطوری بشه
‫- گفتی بیدار میشه

00:53.521 --> 00:55.936
‫گفتی برای مراسم حالش خوبه. خب...

00:55.937 --> 00:57.811
‫- می‌دونم. می‌‌دونم.
‫- چی شد. زیادی بهش دارو دادی؟

00:57.812 --> 01:01.228
‫نه، تقصیر من که نیست.
‫تمام صبح تشنج داشته

01:01.229 --> 01:03.020
‫- شروع نکن
‫- می‌تونیم لغوش کنیم

01:03.021 --> 01:04.853
‫- چی رو لغو کنیم؟
‫- مراسم رو

01:04.854 --> 01:05.895
‫یک ساعت مونده

01:05.896 --> 01:07.936
‫آخرین خواسته‌ش این بود
‫که ازدواج نیکی رو ببینه

01:07.937 --> 01:09.978
‫اینطوری هیچی نمی‌بینه

01:09.979 --> 01:11.853
‫- ولی شاید حالش خوب بشه
‫- شایدم خوب نشه

01:11.854 --> 01:14.395
‫- چیزی نمونده صد نفر بیان.
‫- اصلا به یه ورم نیست

01:14.396 --> 01:16.728
‫- مراسم رو لغو می‌کنیم.
‫- تصمیمش با تو نیست

01:16.729 --> 01:18.771
‫مراسم رو لغو نمی‌کنیم

01:19.396 --> 01:22.770
‫چرا دعوا می‌کنیم؟
‫لطفا، جلوی مادرتون نکنین

01:22.771 --> 01:25.395
‫- بیهوشه.
‫- هنوزم می‌تونه انرژی رو حس کنه

01:25.396 --> 01:26.978
‫لغوش نمی‌کنیم، باشه؟

01:26.979 --> 01:30.186
‫چرا شما دو تا اینقدر اهمیت میدین؟
‫و تو چی؟

01:30.187 --> 01:31.603
‫می‌خوای مامان رو انتخاب کنی یا اونو؟

01:31.604 --> 01:32.520
‫پورشا!

01:32.521 --> 01:34.936
‫حتی بهم نگاه هم نمی‌کنین

01:34.937 --> 01:37.770
‫چون برامون بدشانسی میاره اگه
‫روز ازدواج‌مون همدیگه رو ببینیم

01:37.771 --> 01:40.145
‫شانس بد برای آدمهاییه
‫که نمی‌تونن مسئولیت چیزی رو بپذیرن

01:40.146 --> 01:41.645
‫چیزی به اسم شانس بد وجود نداره

01:41.646 --> 01:43.520
‫فقط تصمیمات بد داریم.
‫و اینم یکی از اوناست

01:43.521 --> 01:45.145
‫پورشا، جدی میگم

01:45.146 --> 01:46.603
‫نه، من جدی میگم

01:46.604 --> 01:49.686
‫امشب قبل از مراسم‌تون مجبورم کرد شیطان رو
‫احضار کنم تا ببینه نیمه گمشده‌ت هست یا نه

01:49.687 --> 01:52.061
‫- نه، چنین اتفاقی نیافتاد.
‫- به نظرت چطوری صورتم زخمی شد؟

01:52.062 --> 01:53.520
‫نه کار شیطان نبوده

01:53.521 --> 01:56.395
‫کار یه پیرزن مُرده بود و
‫زد صورتمو داغون کرد

01:56.396 --> 01:59.353
‫- تو احضارش کردی.
‫- نکردم. اصلا اینطوریا نبود

01:59.354 --> 02:01.895
‫توی مهمونی مجردی چه کوفتی بوده؟

02:01.896 --> 02:03.603
‫- چرا هیس؟
‫- مراقب حرف زدنت باش

02:03.604 --> 02:06.311
‫نه، بعدش که بیدارم شدم
‫دیدم کف اتاقش افتادم...

02:06.312 --> 02:07.686
‫و نمی‌دونم چطوری سر از اونجا دراوردم

02:07.687 --> 02:10.020
‫و خیلی عجیب و ترسناک رفتار کرد
‫و مامان هم چندین بار تشنج کرد

02:10.021 --> 02:13.103
‫- پورشا، تقصیر ریچل نیست. تقصیر منه.
‫- به خاطر تومور مغزی تشنج کرد

02:13.104 --> 02:14.770
‫این دختره اهریمنه و یه چیزی رو قایم می‌کنه

02:14.771 --> 02:16.020
‫- بس کن
‫- اهریمنی نیست

02:16.021 --> 02:18.978
‫- سعی دارم این خونواده رو نجات بدم، جولز
‫- چرا یه ذره آروم...

02:18.979 --> 02:20.853
‫خیلی آرومم. مجبورم کرد
‫شیطان رو احضار کنم

02:20.854 --> 02:22.686
‫پورشا، چی داری میگی؟

02:22.687 --> 02:26.228
‫شیطان نبود. عمه‌ی بزرگم بود

02:28.729 --> 02:31.436
‫و من چیزی رو قایم نمی‌کنم

02:31.437 --> 02:34.603
‫با همه‌تون در مورد اتفاقاتی که
‫می‌افته خیلی روراست بودم

02:34.604 --> 02:37.353
‫این هفته خیلی بهمون سخت گذشته

02:37.354 --> 02:38.561
‫ولی مهم نیست چی بشه...

02:38.562 --> 02:41.645
‫به یه مراسم ازدواج خیلی
‫زیبا، به شدت زیبا ختم میشه...

02:41.646 --> 02:42.561
‫پس خدا به دادم برسه

02:42.562 --> 02:44.603
‫امروز ما ازدواج می‌کنیم

02:44.604 --> 02:47.061
‫من عاشقشم، و عاشق همه‌تونم...

02:47.062 --> 02:51.311
‫و درک می‌کنم که این مسئله
‫برای مامانتون خیلی، خیلی، خیلی مهمه...

02:51.312 --> 02:52.729
‫ولی مراسم ماست...

02:53.646 --> 02:55.270
‫و نمیذارم هیچکدوم خرابش کنین

02:55.271 --> 02:58.228
‫هر طور که شده به سمت
‫نیکی میرم و توی بغلش می‌افتم

02:58.229 --> 03:00.728
‫مامان هم بیدار میشه تا
‫دامادی نیکی و رویاهاشو ببینه...

03:00.729 --> 03:03.520
‫و همه به رویاتون می‌رسین، باشه؟
‫پس انجامش میدیم

03:09.021 --> 03:10.228
‫نه

03:10.229 --> 03:14.103
‫نه، لغوش می‌کنیم. درسته، بابا؟

03:14.104 --> 03:17.478
‫- به هیچ وجه. نه
‫- نه. امکان نداره. نه

03:17.479 --> 03:22.061
‫- چیزی رو لغو نمی‌کنیم.
‫- پورشا. تو حق نداری تصمیمی بگیری

03:22.062 --> 03:24.686
‫برگزار میشه، پورشا.
‫بهتره یه کم آب خنک بخوری

03:24.687 --> 03:25.895
‫بهتره گورتو گم کنی

03:25.896 --> 03:28.478
‫- ممکنه زخم زشتی به جا بذاره
‫- خودت یه زخم زشتی

03:28.479 --> 03:30.312
‫باشه، کافیه، لطفا

03:31.021 --> 03:32.104
‫همگی برید بیرون

03:32.604 --> 03:34.771
‫دارین آرامش همسرمو بهم می‌زنین

03:35.937 --> 03:38.186
‫- بابا، واقعا متاسفم.
‫- حالش خوب میشه

03:38.187 --> 03:39.104
‫ممنونم

03:40.354 --> 03:43.686
‫- ببخشید، بابا.
‫- عزیزدلم، بیا اینجا

03:43.687 --> 03:44.604
‫بیا اینجا

03:46.021 --> 03:47.936
‫باشه، بیاین اینجا

03:47.937 --> 03:49.103
‫یه نقشه کشیدم

03:49.104 --> 03:50.728
‫باشه، نقشه چیه؟

03:50.729 --> 03:53.603
‫توضیح دادنش طول می‌کشه

03:53.604 --> 03:55.770
‫فقط شاید بهتر باشه پیش
‫نیکی بمونی و ساقدوش باشی...

03:55.771 --> 03:58.228
‫و بعدش که بهت نیاز داشتیم
‫خبرت می‌کنیم، آره

03:58.229 --> 04:02.186
‫ولی باید بدونم نقشه چیه.
‫هی، نل! نل!

04:02.187 --> 04:04.187
‫خفه شو! فقط هر کاری میگه بکن

04:04.687 --> 04:07.436
‫- صبر کن، وایستا، نقشه چیه؟
‫- کتاب پورشا رو پیدا کردم

04:07.437 --> 04:09.728
‫همونی که وقتی تسخیر شده بود
‫ازش حرف می‌زد

04:09.729 --> 04:12.686
‫یه چیز زنده، یه چیز مُرده،
‫یه چیز دزدیده شده، یه چیز قرمز

04:12.687 --> 04:15.770
‫یه آیینه و باید انجامش بدیم
‫و بعد همه چی درست میشه

04:15.771 --> 04:19.771
‫[یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته]

04:21.146 --> 04:22.228
‫خب، یه نسخه...

04:22.229 --> 04:24.978
‫از یه چیز قدیمی، یه چیز نو،
‫یه چیز قرض گرفته شده، یه چیز آبی ـه

04:24.979 --> 04:28.520
‫پس یه چیز زنده از داماد میاد. اینجاست

04:28.521 --> 04:32.686
‫یه چیز مُرده از عروس،
‫یه چیز دزدیده شده از مادرشوهر...

04:32.687 --> 04:34.728
‫و یه چیز قرمز از یه دشمن

04:34.729 --> 04:38.478
‫اینجا نوشته بهترین کار استفاده از خون ـه،
‫پس باید خون جمع کنیم، ترکیبش کنیم...

04:38.479 --> 04:40.436
‫و بعدش قبل از اینکه برم
‫توی سالن بنوشمش

04:40.437 --> 04:42.603
‫بعدش تنها چیزی که می‌مونه
‫اینه که وقتی بنوشمش...

04:42.604 --> 04:45.270
‫منو به نیمه گمشده‌ش تبدیل می‌کنه
‫حتی اگه الان نباشم

04:48.646 --> 04:49.979
‫نظرت چیه؟

04:50.979 --> 04:52.061
‫واقعا زده به سرت؟

04:57.104 --> 04:59.229
‫اسپرم داماد...

05:01.312 --> 05:05.436
‫- می‌خوای یکی از استخوون‌هاتو دربیاری؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم

05:05.437 --> 05:11.729
‫موی مادرشوهر و خون؟ خدای من

05:13.104 --> 05:16.561
‫- و می‌خوای تمام این آشغالها رو بخوری؟
‫- گمونم...

05:16.562 --> 05:18.353
‫یا عیسی مسیح، ریچل. من...

05:18.354 --> 05:21.811
‫خب، اینطوری نباید جواب بدی

05:21.812 --> 05:24.436
‫یه استخوون از عروس؟
‫واقعا می‌خوای یه استخوونت رو دربیاری؟

05:24.437 --> 05:25.645
‫نه، نه، نمی‌خوام

05:25.646 --> 05:28.811
‫یادته گفتم باید در
‫واقعیت واقعی بمونی؟

05:28.812 --> 05:33.186
‫آره، درست قبل از اینکه پورشا
‫رو عمه بزرگم که مُرده تسخیر کنه

05:33.187 --> 05:35.811
‫آره، واقعیت واقعی دیگه
‫چندان مطرح نیست

05:35.812 --> 05:39.061
‫- یه تاثیر جانبی بسیار بزرگ داره
‫- می‌دونم

05:39.062 --> 05:41.896
‫تو رو به نیمه گمشده نیکی تبدیل می‌کنه.
‫ولی چطوری؟

05:44.562 --> 05:45.686
‫نمی‌دونم

05:45.687 --> 05:47.104
‫خیلی دیوانگیه

05:47.604 --> 05:49.936
‫در بدترین حالت، جواب نمیده
‫ولی حداقل سعی‌مو کردم

05:49.937 --> 05:53.603
‫نه، در بدترین حالت تو رو
‫تبدیل به یک همسر مطیع می‌کنه

05:53.604 --> 05:55.520
‫بله، باشه

05:55.521 --> 05:57.395
‫در موردش فکر کردم و مشکلی نداره...

05:57.396 --> 05:59.603
‫چون نیکی خیلی آدم خوبیه، نه؟

05:59.604 --> 06:03.186
‫خب نمی‌تونی آدمی بهتر از
‫نیکی پیدا کنی، ولی من آدم خیلی خوبی نیستم

06:03.187 --> 06:05.270
‫یه آدم بد متوسطم، و
‫وقتی بهش فکر می‌کنم...

06:05.271 --> 06:09.311
‫همیشه اینو می‌دونستم ولی
‫یه فرصته تا درستش کنم

06:09.312 --> 06:12.936
‫حقیقت نداره، نه؟ آدم بدی نیستی.
‫خیلی هم خوبی

06:12.937 --> 06:15.478
‫نه، نه، نه، نه، نه

06:15.479 --> 06:18.520
‫الان داری یکی از نمونه‌های
‫بسیارش رو می‌بینی، باشه؟

06:18.521 --> 06:22.270
‫مثل اتفاقی که دیشب افتاد.
‫یه آدم بد متوسط چنین کاری می‌کنه

06:22.271 --> 06:25.520
‫بیخیال. می‌دونی هدف مهمونی
‫مجردی همینه دیگه

06:25.521 --> 06:27.603
‫وقتی ابداعش کردن هدف همین بوده

06:27.604 --> 06:29.686
‫خب، الان مثل قدیم نیست

06:29.687 --> 06:31.520
‫مردها همیشه این کار رو می‌کنن

06:31.521 --> 06:34.561
‫بله، ولی نیکی نمی‌کنه
‫چون نیکی خیلی خوبه

06:34.562 --> 06:37.436
‫نیمه گمشده‌شم خیلی خوبه
‫و چیزی که فهمیدم اینه...

06:37.437 --> 06:40.395
‫شاید برای من یه فرصت
‫خیلی عالی باشه، خب؟

06:40.396 --> 06:42.311
‫یعنی اگه این آیین واقعا جواب بده...

06:42.312 --> 06:45.478
‫اونوقت شاید برام مثل یه جور
‫جراحی برش مغز باشه، از نوع خوبش

06:45.479 --> 06:47.103
‫نیازی به بریدن مغزت نیست، ریچل

06:47.104 --> 06:48.811
‫باشه، خب، نمی‌خوابم بمیرم

06:48.812 --> 06:50.936
‫شاید بمیری. شایدم نمیری

06:50.937 --> 06:53.520
‫خب، دوست دارم با قطعیت نمیرم، خب؟

06:53.521 --> 06:54.853
‫پس دارم این آیین کوفتی رو انجام میدم!

06:54.854 --> 06:56.603
‫نمی‌‌دونی عواقبش چیه

06:56.604 --> 06:58.728
‫می‌دونم چه عواقبی داره، باشه؟

06:58.729 --> 07:02.978
‫انجامش بدم زنده می‌مونم
‫و انجامش ندم ممکنه بمیرم

07:02.979 --> 07:06.353
‫بله، ولی یه نسخه از خودت میشی
‫که اصلا برات آشنا نیست

07:06.354 --> 07:09.354
‫آره، ولی یه نسخه خیلی زنده

07:10.521 --> 07:14.020
‫فکر کردم تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که باور داشته باشی نیمه گمشده‌ته

07:22.729 --> 07:24.896
‫نمی‌خوام مثل مامانم بمیرم

07:26.312 --> 07:27.771
‫باشه، پس...

07:28.687 --> 07:30.312
‫باید یه کاری بکنم

07:31.812 --> 07:32.978
‫و بنابراین انجامش میدم...

07:32.979 --> 07:36.562
‫و یا بهم کمک می‌کنی یا نه،
‫ولی به هر حال انجامش میدم

07:39.312 --> 07:43.896
‫این مراسم عروسی با تراژدی تموم نمیشه

07:44.646 --> 07:47.187
‫اینطوری می‌تونم به صد درصد قطعیت برسم

07:48.979 --> 07:50.770
‫فکر می‌کنی تنها راه برای زنده موندنه؟

07:50.771 --> 07:51.729
‫کثافت!

07:53.479 --> 07:55.311
‫خدای من، مراسم ظهره

07:55.312 --> 07:58.562
‫مراسم ظهر شروع میشه و
‫غروب آفتاب ساعت 4:44 ـه. الان 11:08 ـه

07:59.104 --> 08:02.520
‫باشه، میرم با یه چیزی دزدیده شده
‫از ویکتوریا شروع کنم...

08:02.521 --> 08:05.270
‫و بعدش یه چیز قرمز احتمالا از پورشا...

08:05.271 --> 08:07.186
‫چون بی‌شرف بدجور ازم متنفره

08:07.187 --> 08:11.020
‫راستی، میشه به جولز بگی
‫برنامه چیه؟ آره؟

08:11.021 --> 08:13.061
‫چون باید بهمون برای یه چیز
‫مُرده کمک کنه...

08:13.062 --> 08:15.478
‫و بعدش برمی‌گردم و میرم سراغ نیکی

08:15.479 --> 08:17.228
‫باشه؟ میشه این کار رو برام بکنی؟ لطفا؟

08:17.229 --> 08:19.645
‫اومدم بهت بگم که مراسم رو لغو می‌کنم

08:19.646 --> 08:23.312
‫- البته به خودت زحمت ندادی حتی حاضر بشی
‫- صبر کن! پورشا!

08:23.937 --> 08:26.145
‫صبر کن! وایستا، وایستا!

08:26.146 --> 08:28.103
‫چهار روز پیش اصلا عروسی نمی‌خواستی

08:28.104 --> 08:29.978
‫در چهار روز گذشته خیلی
‫چیزها عوض شده

08:29.979 --> 08:32.478
‫مثل اوردن اهریمن غیرقابل درک به این خونه؟

08:32.479 --> 08:35.770
‫دارم هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم
‫تا روی خونواده‌ت تاثیری نذاره

08:35.771 --> 08:38.353
‫نمی‌خوام دیگه چیزی در مورد
‫نفرین خودشیفتگیت بشنوم

08:38.354 --> 08:40.436
‫خیلی رو اعصابه و انرژی
‫مثبت رو از بین می‌بره

08:40.437 --> 08:41.645
‫کدوم انرژی مثبت؟

08:41.646 --> 08:43.853
‫نمیذاری مادرم به آرزوی
‫پیش از مرگش برسه

08:43.854 --> 08:46.645
‫نه، تو با لغو کردن مراسم نمیذاری
‫مادر به اون آرزو برسه

08:50.021 --> 08:51.561
‫دیگه یه کوچولو دیر شده

08:51.562 --> 08:54.020
‫اصلا مشکلی ندارم
‫به همه بگم برن

08:54.021 --> 08:55.562
‫باشه

08:56.729 --> 08:59.061
‫زود باش

08:59.062 --> 09:00.186
‫دوباره اهمیت نمیدی

09:00.187 --> 09:03.436
‫مسئله این نیست که اهمیت ندم.
‫فقط وقت ندارم باهات دعوا کنم

09:03.437 --> 09:04.811
‫چرا وقت نداری؟

09:04.812 --> 09:07.853
‫چون 45 دقیقه دیگه ازدواج می‌کنم و باید...

09:15.979 --> 09:18.020
‫واقعا که این حرف رو باور نمی‌کنی؟

09:18.021 --> 09:20.561
‫باور می‌کنم! حقمه

09:39.479 --> 09:41.229
‫مرسی. عالیه

09:46.646 --> 09:49.436
‫باید آروم باشی. مهمون‌ها
‫دارن میان. مشکل چیه؟

09:49.437 --> 09:50.686
‫گوش نمیدی

09:50.687 --> 09:53.436
‫نمیذارم این مراسم رو تبدیل کنی
‫به یه جور مهمونی شیطان‌پرستی

09:53.437 --> 09:54.770
‫احمقانه‌س که اینطوری فکر می‌کنی

09:54.771 --> 09:56.395
‫نه بعد از اینکه سیلی خوردم...

09:56.396 --> 09:58.145
‫چون با دنیای مردگان سر و سری داری

09:58.146 --> 10:01.228
‫- میرم به همه بگم برن.
‫- باشه. مهم نیست، خب؟

10:01.229 --> 10:03.686
‫نیازی به صد نفر ندارم.
‫می‌تونی به همه بگی برن

10:03.687 --> 10:06.770
‫فقط نیکی، حلقه‌ها و یه شاهد لازم دارم...

10:06.771 --> 10:09.146
‫و بازم ازدواج می‌کنم. باشه؟

10:10.021 --> 10:12.978
‫و تو هم می‌تونی به مادرت
‫چیزی که می‌خواد رو بدی...

10:12.979 --> 10:15.271
‫که یه ازدواج خیلی، خیلی خوشگله

10:21.896 --> 10:22.896
‫زود باش

10:26.854 --> 10:29.186
‫مردم دارن میان. می‌خوای
‫اونو ازت بگیرم؟

10:29.187 --> 10:30.062
‫چرا؟

10:30.562 --> 10:33.478
‫چون خونی و چندشه

10:33.479 --> 10:35.812
‫خونم رو برای چی می‌خوای، ریچل؟

10:36.562 --> 10:40.228
‫خونت رو نمی‌خوام.
‫فقط می‌خوام کمکت کنم

10:40.229 --> 10:41.270
‫نه!

10:44.021 --> 10:44.854
‫لعنتی!

10:45.604 --> 10:48.520
‫ببخشید. مطمئن نیستم که
‫اولین عکس‌ها باید از کی باشه؟

10:48.521 --> 10:50.686
‫اشتباه داری میری.
‫باید بری اونطرف که مهمون‌ها هستن

10:50.687 --> 10:52.603
‫صبر کن، تو عروسی، نه؟

10:52.604 --> 10:53.686
‫- ریچل
‫- نه؟

10:53.687 --> 10:54.978
‫بله هستم، ولی الان نه

10:54.979 --> 10:57.395
‫باید یه چیزی بهت بگم.
‫اتفاق بدی افتاد

10:57.396 --> 10:59.520
‫- بری مامان‌بزرگ؟
‫- نمی‌دونم چطوری شد

10:59.521 --> 11:02.186
‫به خدا گذاشتم‌شون توی جعبه،
‫و بعد یه لحظه گذاشتمش زمین

11:02.187 --> 11:04.353
‫- حالا نمی‌تونم پیداش کنم
‫- چی رو نمی‌تونی پیدا کنی؟

11:04.354 --> 11:05.312
‫حلقه‌ها

11:07.646 --> 11:09.978
‫لعنتی! باشه

11:09.979 --> 11:12.686
‫می‌دونی کجان؟
‫آخرین بار کجا دیدی‌شون؟

11:12.687 --> 11:14.061
‫- نمی‌دونم!
‫- نمی‌دونی؟

11:14.062 --> 11:17.061
‫توی جعبه گذاشته بودم‌شون و
‫گذاشتمش یه جا

11:17.062 --> 11:19.436
‫سعی کن یادت بیاد
‫آخرین بار کجا دیدی‌شون

11:19.437 --> 11:21.145
‫- تبریک میگم!
‫- سلام! مرسی

11:21.146 --> 11:22.478
‫یادته که...

11:22.479 --> 11:25.061
‫- سلام، ریچل!
‫- سلام! یه لحظه. الان برمی‌گردم

11:25.062 --> 11:26.436
‫ریچل! به سلامتی، عزیز دلم

11:26.437 --> 11:28.520
‫باشه. تو سمت چپ رو بگرد

11:28.521 --> 11:33.228
‫اونطرف رو بگرد و یادت بیار
‫آخرین بار کجا دیدیش، جود. باشه؟

11:33.229 --> 11:36.353
‫- وقت این کار رو ندارم دیگه.
‫- باشه، رنگ جعبه چی بود؟

11:36.354 --> 11:38.729
‫فکر کنم نقره‌ای

11:40.187 --> 11:42.186
‫نقره‌ای...

11:42.187 --> 11:44.479
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

11:47.646 --> 11:51.186
‫جود، برو، برو توی اتاق
‫نشیمن رو بگرد، خب؟

11:51.187 --> 11:55.561
‫خوشحال باش. از روز لذت ببر.
‫ممکنه آخرین روزت باشه

11:55.562 --> 11:57.021
‫تو حلقه‌هامونو برداشتی؟

11:57.521 --> 12:03.061
‫راسته که میگن هیچکس از
‫ازدواج سه حلقه نمی‌تونه فرار کنه

12:03.062 --> 12:04.811
‫خدای من. جود!

12:04.812 --> 12:07.021
‫- حلقه نامزدی...
‫- بدو!

12:07.687 --> 12:09.728
‫حلقه ازدواج...

12:09.729 --> 12:12.061
‫و حلقه رنج

12:13.354 --> 12:16.104
‫تو حلقه‌هامونو براشتی؟

12:16.646 --> 12:21.396
‫فقط بعد از فاجعه گنجینه‌هامو برمی‌دارم

12:22.521 --> 12:27.562
‫این مال مادرت بود

12:31.396 --> 12:34.812
‫و کراوات پدرتو زدم

12:36.354 --> 12:39.937
‫یه چیز کوچیک قرض گرفته شده...

12:41.187 --> 12:42.146
‫برای من

12:48.521 --> 12:51.937
‫خب، این بار هیچ گنجی
‫عایدت نمیشه، عوضی بی‌شرف

12:52.479 --> 12:56.061
‫چون نمیذارم برنده بشی.
‫زنده می‌مونم

12:56.062 --> 12:58.436
‫و این مزخرفات رو
‫به کسی منتقل نمی‌کنم

12:58.437 --> 13:01.271
‫امشب با من تموم میشه

13:01.771 --> 13:03.646
‫می‌بینیم، مگه نه؟

13:04.229 --> 13:06.936
‫غروب ساعت 4:44 ـه

13:06.937 --> 13:10.061
‫آره، می‌دونم. کلی وقت دارم.
‫به سلامتی

13:17.312 --> 13:20.354
‫بهت گفتم! هنوز درد داره!

13:25.146 --> 13:26.520
‫- ریچل!
‫- سلام!

13:26.521 --> 13:30.020
‫- چه لباس قشنگی.
‫- تبریک میگم، ریچل. چطوری؟

13:30.021 --> 13:33.353
‫خوبم، ببخشید. باید...
‫باید برم لباس بپوشم

13:33.354 --> 13:36.311
‫چهار سال دانشکده پزشکی
‫برای چی؟ خیلی مسخره‌س

13:36.312 --> 13:38.270
‫فکر کردم ماموریت زندگیت
‫نجات مادرت بود

13:38.271 --> 13:40.020
‫خیلی احساسیش می‌کنی

13:40.021 --> 13:42.811
‫اگه تو انجامش ندی، من انجامش میدم،
‫و اینطوری برای همه بد میشه...

13:42.812 --> 13:44.311
‫ولی برات مهم نیست، پس به جهنم

13:44.312 --> 13:46.521
‫- تو انجامش میدی؟
‫- آره، چرا که نه؟

13:47.021 --> 13:49.103
‫خودتم نمی‌دونی چی کار می‌کنی.
‫قطعا گند می‌زنی

13:49.104 --> 13:50.812
‫جدی؟ خواهیم دید

13:54.854 --> 13:56.145
‫نه، خودم انجامش میدم

13:58.437 --> 14:01.520
‫ریچل! حقیقت داره که
‫اون لباس رو می‌پوشی؟

14:01.521 --> 14:03.186
‫مامانش نمیذاره اونو بپوشه

14:03.187 --> 14:05.311
‫- در کل نمی‌خواستم
‫- ببخشید

14:05.312 --> 14:07.770
‫راستش من یه چیز امروزی‌تر
‫رو انتخاب کردم

14:07.771 --> 14:10.228
‫- هی، دیشب خیلی ترسناک بود
‫- باشه

14:10.229 --> 14:11.978
‫- جدی؟
‫- با یه روح حرف زدیم

14:11.979 --> 14:15.186
‫پورشا کجاست؟ صورتش
‫خیلی داغون شده؟

14:15.187 --> 14:17.895
‫آره، شرمنده، من...

14:40.521 --> 14:41.437
‫سلام؟

15:15.979 --> 15:17.646
‫چی کار می‌کنی؟

15:21.812 --> 15:24.062
‫ببخشید. من...

15:25.354 --> 15:28.687
‫فقط خواستم بهش سر بزنم
‫و مطمئن بشم خوب باشه

15:29.979 --> 15:31.104
‫خب؟

15:37.771 --> 15:38.604
‫ببخشید

16:04.396 --> 16:06.854
‫ببخشید، فکر نکنم که...

16:07.354 --> 16:08.686
‫می‌تونم بذارم اون کار رو بکنی

16:10.646 --> 16:12.312
‫نمی‌تونم بذارم اون کار رو بکنی

16:21.062 --> 16:25.770
‫جولز گفت هنوزم فرصت داره
‫تا به موقع به هوش بیاد

16:25.771 --> 16:27.020
‫فکر کنم باید...

16:27.021 --> 16:31.729
‫همسرم آدم بسیار نادریه.
‫خیلی سریع و داغ می‌سوزه

16:32.604 --> 16:35.229
‫و هر بار که این اتفاق می‌افته یه ذره...

16:35.729 --> 16:38.146
‫از وجودش از بین میره. پس...

16:39.354 --> 16:40.854
‫بعد از تمام اینا...

16:43.104 --> 16:44.396
‫از بین رفته

16:47.312 --> 16:49.937
‫بهش قول دادم نذارم
‫اینطوری آب بشه

16:52.271 --> 16:56.478
‫زندگی باوقاری داشته و
‫باوقار از دنیا میره

17:08.396 --> 17:10.021
‫نمی‌تونی یه ذره صبر کنی...

17:12.229 --> 17:13.604
‫فقط 40 دقیقه؟

17:17.021 --> 17:18.771
‫تا ببینی بیدار میشه یا نه؟

17:25.104 --> 17:27.896
‫اگه این ازدواج
‫آرزوی دم مرگشه...

17:31.604 --> 17:33.271
‫اگه امکانش هست...

17:34.354 --> 17:35.854
‫به خاطر نیکی انجامش بده

17:36.562 --> 17:38.771
‫نیکی باید بزرگ بشه

17:40.479 --> 17:42.020
‫شما جوون هستین...

17:42.021 --> 17:45.853
‫و می‌بینم که قرار و مدار
‫ما شاید فراتر از درک شما باشه...

17:45.854 --> 17:47.854
‫پس خیلی ساده برات میگم

17:48.521 --> 17:52.729
‫ترجیح میده همینطوری بمیره...

17:53.729 --> 17:56.646
‫تا اینکه به کسی
‫که نمی‌شناسه تبدیل بشه

18:06.354 --> 18:10.479
‫حالا مایلم کمی با زنم تنها باشم

18:33.729 --> 18:35.979
‫جولز؟ نلی؟

18:36.646 --> 18:37.771
‫آره، حاضریم

18:38.271 --> 18:39.645
‫باید استخوون باشه؟

18:39.646 --> 18:41.520
‫آره

18:41.521 --> 18:44.146
‫یه چیزی که به نسبت
‫توی چشم نباشه

18:45.104 --> 18:46.520
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی

18:46.521 --> 18:47.854
‫منصرفش نکن

18:48.521 --> 18:51.311
‫از دراوردن استخوونش
‫ده قبل از ازدواجش؟

18:51.312 --> 18:53.103
‫- اینطوری نیست...
‫- همه‌ش استخوون‌هام نیست

18:53.104 --> 18:56.395
‫لطفا. باشه، می‌خوام زنده بمونم.
‫می‌خوام نیکی شاد باشه

18:56.396 --> 19:00.103
‫می‌خوام همه چی تموم بشه.
‫پس یه چیزی ازم جدا کن

19:00.104 --> 19:01.978
‫دندون چطوره؟

19:01.979 --> 19:04.020
‫نه، نه، نه. صورتش داغون میشه

19:04.021 --> 19:05.145
‫پس؟

19:05.146 --> 19:07.311
‫روز عروسیشه. نباید
‫صورتش ورم کنه

19:07.312 --> 19:10.186
‫شرمنده، فکر کردم باید جونش رو نجات بدیم

19:10.187 --> 19:12.561
‫بله، یه طوری که توی چشم نباشه

19:12.562 --> 19:14.811
‫از لحاظ فراطبیعی عوض میشه

19:14.812 --> 19:16.062
‫از درون

19:18.021 --> 19:19.146
‫انگشت کوچیک پا چی؟

19:26.229 --> 19:28.478
‫تو باید از طرف من تصمیم بگیری

19:28.479 --> 19:30.978
‫یه تصمیم خیلی دیوانه‌واره.
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم

19:34.229 --> 19:35.312
‫راست یا چپ؟

19:36.104 --> 19:36.937
‫اه...

19:37.562 --> 19:40.853
‫راستم. شرمنده.
‫نه، صبر کن. چپ، چپ. ببخشید

19:40.854 --> 19:43.395
‫نه، گندش بزنن، راست

19:43.396 --> 19:45.520
‫- راست. راست. انجامش میدم.
‫- بیا روی میز

19:45.521 --> 19:47.396
‫- یخ؟
‫- بله

19:54.687 --> 19:56.061
‫باشه

19:58.396 --> 20:00.811
‫اول باید جریان خون رو بند بیاریم

20:00.812 --> 20:03.103
‫لازم نیست بهم بگی چی کار می‌کنی

20:03.104 --> 20:04.270
‫لطفا. ممنونم

20:04.271 --> 20:05.646
‫لنگ می‌زنه؟

20:06.354 --> 20:08.937
‫باشه

20:09.479 --> 20:13.229
‫تو حاضر بودی خودتو برای همیشه
‫عوض کنی تا نیمه گمشده من باشی؟

20:14.562 --> 20:16.978
‫- نه اگه لنگ می‌زدم.
‫- باشه، بچه‌ها، بچه‌ها...

20:16.979 --> 20:20.562
‫معلومه که لنگ می‌زنه.
‫داریم انگشتش رو قطع می‌کنیم

20:22.021 --> 20:23.021
‫اینا رو می‌خوری

20:23.521 --> 20:24.729
‫ها؟

20:28.604 --> 20:32.811
‫پاش رو نگه دار، لطفا.
‫هر دو رو اگه نمی‌خوای لگد بخوری

20:32.812 --> 20:33.895
‫اوهوم

20:33.896 --> 20:35.728
‫باشه...

20:35.729 --> 20:37.270
‫چقدر طول می‌کشه؟

20:37.271 --> 20:39.686
‫نمی‌دونم. تا حالا
‫عضو قطع نکردم

20:39.687 --> 20:41.103
‫این حرفو نزن

20:41.104 --> 20:43.479
‫اوهوم

20:44.896 --> 20:48.020
‫اگه جواب نده و
‫یه اتفاقی اون بالا بیافته...

20:48.021 --> 20:49.395
‫نباید بذاریم جود چیزی ببینه

20:49.396 --> 20:51.186
‫بیخیال. اینو جلوی ریچل نگو

20:51.187 --> 20:52.895
‫نمی‌خوام تو هم ببینیش

20:52.896 --> 20:55.353
‫- لازم نیست ازم محافظت کنی.
‫- نمی‌دونی چه شکلیه

20:55.354 --> 20:57.186
‫میشه برگردیم به اون قسمت
‫که من نمی‌میرم؟

20:57.187 --> 20:58.395
‫- شرمنده.
‫- لطفا. ممنونم

20:58.396 --> 20:59.354
‫- باشه.
‫- آره

20:59.854 --> 21:01.895
‫- باشه.
‫- می‌خوام برش بدم

21:01.896 --> 21:04.020
‫مجبور نیستی بهم بگی
‫چی کار می‌کنی

21:04.021 --> 21:07.396
‫- لعنتی!
‫- چیزی نیست

21:14.187 --> 21:17.395
‫لعنتی!

21:17.396 --> 21:20.061
‫تموم شد؟ آره

21:20.062 --> 21:22.395
‫یا عیسی مسیح. اون چیه؟ خدای من

21:22.396 --> 21:25.353
‫- وای نه. بس کن. نل، بس کن.
‫- خدای من. نمی‌تونم

21:25.354 --> 21:29.770
‫اینو گاز بزن تا زبونو گاز نگیری.
‫بگیرش. خوبه. حاضری؟

21:29.771 --> 21:31.061
‫اوهوم

21:31.062 --> 21:33.895
‫باشه. می‌خوای بشماری؟

21:40.021 --> 21:41.354
‫شنیدی؟

21:45.479 --> 21:46.603
‫لعنتی!

21:46.604 --> 21:49.561
‫تموم شد. تموم شد

21:51.979 --> 21:55.395
‫می‌خوای نگهش داری یا...

21:55.396 --> 21:57.936
‫- لعنتی.
‫- می‌خوای باهاش چی کار کنم؟

21:57.937 --> 22:00.270
‫بذارش توی یخ اگه
‫یه موقع نظرش عوض شد

22:02.437 --> 22:05.896
‫خوبی؟
‫آره، باهام حرف بزن. حرف بزن

22:07.396 --> 22:09.395
‫جود، جود، حلقه‌ها رو گم کرد

22:09.396 --> 22:11.686
‫- نگران نباش. می‌تونی از مال ما استفاده کنین
‫- لعنتی!

22:11.687 --> 22:13.186
‫باشه؟

22:13.187 --> 22:15.436
‫نفس بکش. باشه؟

22:20.187 --> 22:21.103
‫لعنتی!

22:21.104 --> 22:23.521
‫به زودی مسکن اثر می‌کنه

22:24.229 --> 22:27.312
‫توی مراسم هم بازم بهت میدم

22:27.854 --> 22:31.353
‫تا اون موقع فوتبال بازی نکن، باشه؟

22:31.354 --> 22:32.479
‫اوهوم

22:35.187 --> 22:37.562
‫شما دو تا واقعا تیم خوبی میشین

22:38.104 --> 22:39.270
‫بهت که گفتم

22:39.271 --> 22:41.770
‫ساعت چنده؟

22:41.771 --> 22:44.478
‫11:31

22:46.271 --> 22:48.728
‫لعنتی. باید برم. نه، نه، نه

22:48.729 --> 22:51.896
‫صبر کن. باید یه دقیقه
‫پاتو بالا بگیری

22:52.396 --> 22:55.229
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم.
‫باید برم نیکی رو پیدا کنم

23:27.646 --> 23:28.771
‫لعنتی

24:21.104 --> 24:23.186
‫کثافت. شرمنده

24:23.187 --> 24:24.478
‫اینجا قایم شدی؟

24:25.771 --> 24:29.811
‫آره. یه جورایی. ببخشید

24:29.812 --> 24:33.104
‫خوشحالم اینجا پیدات کردم

24:34.354 --> 24:35.312
‫سلام

24:37.229 --> 24:38.187
‫سلام

24:49.771 --> 24:51.395
‫می‌تونی بهم نگاه کنی

24:51.396 --> 24:52.811
‫نه

24:52.812 --> 24:53.896
‫باشه

24:54.771 --> 24:56.436
‫می‌تونی نگاهم کنی

24:56.437 --> 24:58.896
‫نه. بدشانسی میاره

24:59.646 --> 25:01.521
‫دیگه از اونش گذشتیم

25:04.396 --> 25:07.354
‫سکه شانس رو جلوی در دیدی؟

25:07.937 --> 25:08.854
‫آها

25:09.354 --> 25:10.271
‫آره

25:11.187 --> 25:12.687
‫من گذاشتمش اونجا

25:16.812 --> 25:18.228
‫جدی؟

25:18.229 --> 25:19.146
‫آره

25:20.271 --> 25:25.561
‫- امروز صبح این کار رو برات کردم.
‫- حس کردم... نمی‌دونم

25:25.562 --> 25:29.103
‫یه فاصله خیلی وحشتناک بین ماست...

25:29.104 --> 25:30.896
‫و سعی داشتم...

25:31.396 --> 25:32.437
‫نمی‌دونم

25:34.312 --> 25:35.312
‫اوهوم

25:37.562 --> 25:38.521
‫هی

25:39.271 --> 25:40.604
‫هی

25:41.729 --> 25:42.812
‫منو ببین

25:53.479 --> 25:54.979
‫چی کار می‌کنیم؟

25:59.646 --> 26:01.771
‫فاصله رو کم می‌کنیم

26:29.354 --> 26:31.312
‫درستش می‌کنیم، باشه؟

26:32.229 --> 26:33.687
‫من درستش می‌کنم

26:35.104 --> 26:37.104
‫فقط بذار همه چیزو درست کنم

26:42.812 --> 26:43.937
‫باشه

26:45.354 --> 26:47.312
‫تو فقط باید خودت باشی

26:54.896 --> 26:56.062
‫دوستت دارم

27:36.104 --> 27:37.271
‫آره

28:07.896 --> 28:09.771
‫- متاسفم.
‫- اشکالی نداره

28:11.021 --> 28:12.062
‫آره

28:59.604 --> 29:00.646
‫هی

29:02.354 --> 29:03.812
‫به چی فکر می‌کنی؟

29:05.771 --> 29:07.479
‫به چی فکر می‌کنی؟

29:30.062 --> 29:31.271
‫نیکی

29:31.937 --> 29:33.229
‫چی ذهنتو مشغول کرده؟

29:35.937 --> 29:37.062
‫من داشتم...

29:38.271 --> 29:40.854
‫به چیزی که گفتی
‫فکر می‌کردم

29:41.896 --> 29:43.937
‫تو فقط باید خودت باشی

29:45.437 --> 29:46.521
‫انگار...

29:48.896 --> 29:51.604
‫احمقانه‌س، ولی...

29:52.937 --> 29:54.521
‫من...

29:55.812 --> 29:56.729
‫چیه؟

30:00.437 --> 30:02.604
‫الان نمی‌دونم کی هستم

30:06.312 --> 30:08.021
‫پدر و مادرم...

30:09.271 --> 30:11.104
‫هر چیزی که یادم دادن...

30:11.896 --> 30:15.311
‫همه چیز همین هفته عوض شد...

30:15.312 --> 30:16.561
‫و همه چی تغییر کرد

30:16.562 --> 30:17.896
‫خب...

30:18.396 --> 30:21.603
‫نه، نیکی، بس کن.
‫بس کن، خب؟ هی

30:21.604 --> 30:24.895
‫منو ببین.
‫من می‌تونم بگی کی هستی، خب؟

30:24.896 --> 30:27.145
‫آدم خوبی هستی

30:27.146 --> 30:31.854
‫خیلی خیلی خوبی. و گوش کن...

30:33.271 --> 30:34.811
‫همه چیز درست میشه

30:34.812 --> 30:37.353
‫همه چیز عوض میشه
‫چون من عوض میشم

30:37.354 --> 30:39.895
‫باشه؟ می‌خوام مثل تو خوب بشم. آره

30:39.896 --> 30:43.061
‫چی؟ نه، این کار رو نکن.
‫نمی‌خوام هیچی در موردت عوض بشه

30:43.062 --> 30:46.103
‫نه، نه، نه، آدم بدیم، خب؟

30:46.104 --> 30:48.936
‫یعنی واقعا و ذاتی آدم بدیم

30:48.937 --> 30:51.645
‫- نه، نیستی. چرا اینو میگی؟
‫- چون هستم

30:51.646 --> 30:55.145
‫نه، من بدم. شام عروسی
‫اصلا خوب رفتار نکردم...

30:55.146 --> 30:57.103
‫و باباتو به عروسی دعوت کردم

30:57.104 --> 30:58.811
‫سعی داشتی ما رو
‫دوباره بهم برسونی

30:58.812 --> 31:00.561
‫نه، نباید اون کار رو می‌کردم

31:00.562 --> 31:04.728
‫خودت که گفتی. باید می‌فهمیدم
‫چقدر اوضاع داغونه...

31:04.729 --> 31:10.436
‫به جای اینکه به اجبار
‫شما دو تا رو بهم برسونم

31:11.896 --> 31:14.520
‫فکر کردم اگه این کار رو بکنم
‫می‌تونه یه لحظه التیام‌بخش برات باشه

31:14.521 --> 31:15.978
‫و بود، نیکی، بود

31:15.979 --> 31:21.937
‫یه جورایی التیام‌بخش بود. بودش

31:22.646 --> 31:24.895
‫بالاخره فهمیدم چی سر مادرم اومده

31:24.896 --> 31:27.478
‫آره. و اونجا کنارت نبودم
‫و باید می‌بودم

31:27.479 --> 31:31.728
‫همینطوری همه چیزو ول کردم.
‫خیلی آشغال و عوضیم

31:31.729 --> 31:34.979
‫نه، نیستی. نه، نیستی

31:36.812 --> 31:42.061
‫آخه در آخرین لحظاتم با مامانم
‫مثل الاغ سر مامانم داد زدم؟

31:42.062 --> 31:43.603
‫- نه
‫- خب...

31:46.479 --> 31:48.770
‫آره، تو شاید نفرین شده باشی...

31:48.771 --> 31:52.021
‫ولی مطمئنم که من
‫یه چیز شیطانی هستم

31:58.354 --> 31:59.937
‫تو شیطانی نیستی

32:10.312 --> 32:11.937
‫از نلی لب گرفتم

32:17.437 --> 32:18.729
‫آره، می‌دونم

32:23.437 --> 32:25.187
‫می‌دونی؟ چطوری؟

32:25.854 --> 32:27.728
‫جولز صبح بهم گفت

32:27.729 --> 32:29.186
‫جولز می‌دونه؟

32:29.187 --> 32:31.062
‫همه چیزو بهم میگن

32:31.646 --> 32:32.729
‫متاسفم

32:33.729 --> 32:36.770
‫خیلی متاسفم. نباید اون
‫کار رو می‌کردم. نباید

32:36.771 --> 32:39.936
‫فکر کردم که به فنا میرم و شاید...

32:39.937 --> 32:41.229
‫نمیری

32:41.729 --> 32:43.603
‫آدم بدی نیستی

32:43.604 --> 32:44.895
‫ریچل، بهم نگاه کن

32:44.896 --> 32:46.770
‫آدم بدی نیستی

32:50.396 --> 32:54.771
‫قبل از اینکه بیایم اینجا خیلی خوب بودی

32:57.354 --> 32:58.312
‫می‌دونی؟

33:04.021 --> 33:05.854
‫پس، حرفمو باور داری، نه؟

33:07.771 --> 33:09.146
‫در مورد نفرین؟

33:10.479 --> 33:12.396
‫دارم، درک می‌کنم

33:14.604 --> 33:16.771
‫تنها چیزی که مهمه همینه

33:28.229 --> 33:29.936
‫دلتنگ بچه کوچولومونم

33:29.937 --> 33:32.270
‫بچه کوچولومون کجاست؟

33:32.271 --> 33:33.895
‫- چی؟
‫- بچه کوچولو رو گم کردی؟

33:33.896 --> 33:36.020
‫اصلا نمی‌دونم

33:36.979 --> 33:39.521
‫نیکی، اونجایی؟

33:40.271 --> 33:41.603
‫آره، صبر کن

33:41.604 --> 33:44.770
‫مامان بیدار شده. حالش خوبه!

33:44.771 --> 33:46.853
‫- عجله کن. مراسم ده دقیقه دیگه‌س
‫- برو

33:46.854 --> 33:51.562
‫الان میام!
‫خیلی دوستت دارم

33:52.104 --> 33:54.270
‫- دوستت دارم. باشه. باشه
‫- دوستت دارم

33:54.271 --> 33:56.895
‫- دوستت دارم. برو.
‫- باشه، بچه کوچولومونو پیدا کردم!

33:56.896 --> 34:01.770
‫- خدای من! نگهش دار برای خوش‌شانسی!
‫- باشه، قبوله! دوستت دارم

34:15.854 --> 34:18.270
‫ خوشحال باش، فرزندم

34:18.271 --> 34:23.103
‫ دنیا هیچی بهت بدهکار نیست

34:23.104 --> 34:25.812
‫ کی اون حلقه رو برات خرید؟

34:28.479 --> 34:30.895
‫ خوشحال باش، فرزندم

34:30.896 --> 34:35.686
‫ غول‌ها و تک‌تیراندازها اهمیتی نمیدن

34:35.687 --> 34:38.896
‫ کسی اونجا نیست

34:41.187 --> 34:43.270
‫ یکی از این روزها

34:43.271 --> 34:48.395
‫ شاید متوجه وصله روی سرم بشی

34:48.396 --> 34:53.603
‫ من دیگه مُردم

34:53.604 --> 34:59.561
‫ و مردی که به خاطر
‫ پول باهاش ازدواج کردی رو دیدم

34:59.562 --> 35:01.187
‫ نمی‌تونه نفس بکشه

35:01.729 --> 35:06.937
‫ تقریبا مُرده

35:19.979 --> 35:23.186
‫ چطوری میری انتهای خیابون؟

35:23.187 --> 35:27.687
‫ شهر مثل آتیش
‫ زیر پاهات می‌سوزه

35:29.896 --> 35:32.228
‫ خوشحال باش، فرزندم

35:32.229 --> 35:37.103
‫ دنیات از هم نمی‌پاشه

35:37.104 --> 35:40.437
‫ولی تو قلبش رو شکستی

35:42.479 --> 35:44.895
‫ خیلی‌ها

35:44.896 --> 35:50.103
‫ یه دست و پا رو از دست میدن

35:50.104 --> 35:55.104
‫ تا جایی زندگی کنن
‫ که زندگی می‌کنی

35:56.896 --> 36:00.229
‫ تقصیر تو نیست،
‫ تو رو سرزنش نمی‌کنیم

36:02.979 --> 36:06.520
‫ دنیایی که درش به دنیا اومدی
‫ رو سرزنش می‌کنیم

36:06.521 --> 36:08.311
‫ تولدت مبارک

36:08.312 --> 36:12.978
‫ مهم نیست امروز پاهات تو
‫ رو به کجای زمین بردن

36:12.979 --> 36:15.353
‫ شنیدی که میگم

36:15.354 --> 36:19.061
‫ که یه چیزی رو در موردت دوست دارم

36:19.062 --> 36:22.353
‫ولی نمی‌دونم چیه؟

36:22.354 --> 36:24.936
‫ یه چیزی که باید پیدا کنم

36:24.937 --> 36:30.311
‫ که واقعا تو ساخته باشیش

36:30.312 --> 36:34.437
‫ دژت

36:35.854 --> 36:42.479
‫ چطوری

36:45.146 --> 36:52.061
‫ می‌بینی زیر سایه‌بان رو
‫ از طبقه بالا....

36:52.062 --> 36:53.229
‫حلقه‌ها دستم نیست

36:54.187 --> 36:55.187
‫باشه

36:57.187 --> 36:58.229
‫حلقه‌تو بده

36:59.396 --> 37:00.311
‫چرا؟

37:00.312 --> 37:02.521
‫نمی‌تونیم حلقه‌ها رو پیدا کنیم.
‫حلقه‌های ما رو قرض می‌گیرن

37:04.062 --> 37:06.896
‫خدایا، ببین چی دارم.
‫پاک یادم رفته بود

37:08.812 --> 37:11.771
‫نمی‌خواستم گم بشن.
‫بهت برنخوره، جودی

37:12.396 --> 37:14.604
‫باشه، بزن بریم!

37:29.396 --> 37:33.728
‫ خب، بهترین دوستم
‫ یه خانم رو بهم معرفی کرد

37:33.729 --> 37:37.020
‫ با قوطی‌هایی روی سر بهم وصل شدیم

37:37.021 --> 37:43.979
‫ با اینکه می‌ترسم
‫ کاملا مُرده باشه

37:45.604 --> 37:52.645
‫ نشست و داستان جوانی رو خوند

37:52.646 --> 37:56.811
‫ چون بچه‌ها معنای
‫ حقیقت رو نمی‌دونن...

37:56.812 --> 37:58.062
‫لطفا برخیزید

37:58.063 --> 38:04.063
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

38:04.064 --> 38:14.064
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury
