WEBVTT

00:13.313 --> 00:20.342
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.367 --> 00:27.401
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:27.426 --> 00:33.651
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:33.729 --> 00:34.646
‫نل.

00:36.187 --> 00:37.104
‫نل.

00:38.646 --> 00:40.354
‫چیه؟ آخه چه…

00:41.943 --> 00:43.067
‫یه کاری باید برام بکنی.

00:43.229 --> 00:46.146
‫هم غیرقانونیه هم عجیب‌غریب،
‫حق هم نداری هیچ سوالی ازم بپرسی.

00:47.437 --> 00:48.437
‫وایسا لباسامو بپوشم.

00:49.146 --> 00:56.182
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

01:35.062 --> 01:36.520
‫ریچل؟

02:00.396 --> 02:05.956
‫[باهاش ازدواه کن] ‫]متاسفم]

02:08.563 --> 02:11.236
[یک روز تا گفتن «بله»]

02:14.146 --> 02:15.812
‫دفتر ثبت احوال؟

02:16.312 --> 02:19.061
‫با خودم گفتم حتماً
‫می‌خوای فرار کنی،

02:19.062 --> 02:22.478
‫یا مثلاً مرگت رو جعل کنی…
‫بالاخره یه کار هیجان‌انگیز.

02:22.479 --> 02:24.604
‫مگه نگفتم هیچی نپرس، لطفاً.

02:25.104 --> 02:27.187
‫کلمه‌ی «لطفاً» توش نبود.

02:27.937 --> 02:30.145
‫امروز شنبه‌ست. اینجا تعطیله.

02:30.146 --> 02:31.562
‫خب، من کلیدشو دارم.

02:32.312 --> 02:34.147
‫تو چرا باید کلید
‫اینجا رو داشته باشی؟

02:36.312 --> 02:37.979
‫اصلاً باورم نمیشه داریم
‫همچین غلطی می‌کنیم.

02:41.521 --> 02:42.646
‫اول شما.

02:50.521 --> 02:52.561
‫دلت می‌خواد دستگیر بشیم؟

02:52.562 --> 02:55.467
‫چون واسه قال گذاشتن داماد پای سفره‌ی
‫عقد، راه‌های خیلی ساده‌تری هم هستا.

02:56.547 --> 02:58.145
‫مثلاً اینکه فقط ول کنی بری.

02:58.146 --> 03:00.979
ا ...

03:03.021 --> 03:04.145
‫خب، همون‌طور که گفتم،

03:04.146 --> 03:07.103
‫من فردا می‌میرم مگه اینکه
‫نیکی نیمه‌ی گمشده من باشه،

03:07.104 --> 03:08.936
‫که الان اصلاً از این
‫بابت مطمئن نیستم.

03:08.937 --> 03:12.436
‫واسه همین به این نتیجه
‫رسیدم که اگه این طلسم

03:12.437 --> 03:14.645
‫بیشتر از ۱۰۰ سال پیش ‫به
ندیده‌مادربزرگ من رسیده باشه،

03:14.646 --> 03:16.895
‫نسل من باید بعد از
‫دو نسل منقرض می‌شد،

03:16.896 --> 03:19.061
‫ولی نشد چون الان من اینجام،

03:19.062 --> 03:21.811
‫یعنی یه‌سری‌هاشون
‫جون سالم به در بردن،

03:21.812 --> 03:24.811
‫یه‌سری‌هاشون نیمه‌ی گمشده‌شون
‫رو پیدا کردن و باهاش ازدواج کردن،

03:24.812 --> 03:28.061
‫یا… چه می‌دونم، یه
‫راه دیگه‌ای پیدا کردن.

03:28.062 --> 03:30.228
‫خب که چی؟

03:30.229 --> 03:32.436
‫باید بفهمم چطوری این کارو کردن.

03:32.437 --> 03:34.686
‫اگه بتونیم ته و توی اینو دربیاریم
‫که پدر و مادر مامانم کیا بودن،

03:34.687 --> 03:37.311
‫اون‌وقت می‌تونیم ریشه‌ی
‫این نفرین رو پیدا کنیم و…

03:38.854 --> 03:40.645
‫حالا کلیدش دست منه.

03:40.646 --> 03:43.229
‫وقتی کلید رو دزدیده باشی،
‫بازم ورود غیرقانونی حساب میشه.

03:49.146 --> 03:54.121
‫در جریان هستی که اگه واسه مهمونی مجردی
‫دیر برسیم، «پورشا» خونمون رو می‌ریزه.

03:55.437 --> 03:58.229
‫- می‌خوای بدونی تم مهمونی ‫چیه؟
- نه، اصلاً دلم نمی‌خواد بدونم.

03:58.812 --> 04:00.812
‫باید بهش بگم اون
‫رقصنده رو کنسل کنه.

04:01.354 --> 04:03.478
‫وای خدا، تو رو خدا
‫بگو داری شوخی می‌کنی.

04:03.479 --> 04:04.562
‫شوخی کردم بابا.

04:05.062 --> 04:07.187
‫عمراً هیچ‌چیزی بتونه باعث
‫بشه اون رقصنده رو کنسل کنه.

04:10.271 --> 04:11.104
‫ای کیرتوش.

04:16.479 --> 04:19.395
‫خب، اول از همه باید سند
‫ازدواج پدر و مادرم رو پیدا کنیم.

04:19.396 --> 04:23.937
‫خب، دادگاه، دادگاه، دادگاه…
‫فوتی‌ها، فوتی‌ها. متولدین.

04:25.062 --> 04:26.021
‫ازدواج‌ها.

04:26.854 --> 04:29.770
‫خب، «الکساندرا
‫هارکین» و «جی هولمن».

04:29.771 --> 04:34.061
‫اونا توی تاریخ ۱۳ ژانویه ۱۹۹۷ با
‫هم ازدواج کردن. این مال سال ۲۰۱۳ ـه…

04:34.062 --> 04:38.978
‫بدون اغراق ده‌ها
‫هزار تا پرونده اینجاست.

04:38.979 --> 04:42.062
‫خب، پس بهتره دست‌به‌کار بشیم، مگه
‫اینکه بخوای رقصنده‌مون رو از دست بدی.

04:42.979 --> 04:44.645
‫اون واقعاً جفتمون
‫رو زنده نمی‌ذاره.

04:44.646 --> 04:47.311
‫فقط یه بهونه‌ای براش جور کن، بگو
‫رفتیم مانیکور کنیم یا همچین چیزی.

04:47.312 --> 04:48.936
- ‫اوهوم.
- باشه.

04:57.849 --> 04:59.056
خیلی خب.

05:07.729 --> 05:08.979
‫ریچل؟

05:16.021 --> 05:17.062
‫عه…

05:17.646 --> 05:18.811
‫سلام بابا.

05:18.812 --> 05:20.228
‫داری چیکار می‌کنی؟

05:20.229 --> 05:22.687
- ‫دارم واسه روباه‌ها ‫تله می‌ذارم.
- آها.

05:24.062 --> 05:27.229
‫بعید می‌دونم روباهی
‫این دور و بر باشه.

05:27.812 --> 05:32.312
‫خوشحالم می‌بینم حس
‫شوخ‌طبعیت با نامزدت نذاشته بره.

05:33.354 --> 05:36.728
‫گذاشت رفت؟ کجا… اصلاً
‫می‌دونی کجا رفت؟

05:36.729 --> 05:41.312
‫نه. وسایل زیادی با خودش نبرده،
‫واسه همین… به نظرم قصد داره برگرده.

05:42.729 --> 05:44.437
‫خیلی هم عالی بابا.
‫دستت درد نکنه.

05:44.937 --> 05:46.478
‫واقعاً مایه‌ی آرامشه.

05:47.729 --> 05:50.853
‫راستی، دیشب عجب حرفای جالبی زد.

05:50.854 --> 05:52.812
‫اصلاً دلم نمی‌خواد
‫راجع‌بهش حرف بزنم، باشه؟

05:53.396 --> 05:55.646
‫یه گندی زدم، الانم دارم
‫سعی می‌کنم جمعش کنم.

05:56.187 --> 06:00.146
‫هوم. حداقلش اینه که پیش نلی‌ـه.
‫نلی دو کلمه حرف حساب تو کله‌ش می‌کنه.

06:00.646 --> 06:04.020
‫آره جون خودت، فکر کردی
‫اکسم قراره نامزدم رو قانع کنه

06:04.021 --> 06:05.853
‫که من یه آشغال دروغگو نیستم؟

06:05.854 --> 06:08.311
‫اگه یه نفر دیگه باشه که ۵ ٪
‫ با من تفاهم بیشتری داشته باشه

06:08.312 --> 06:10.311
‫و یکی دیگه که  ۵%
‫بیشتر با اون بسازه، چی؟

06:10.312 --> 06:12.020
‫ما دوتایی از کجا باید
‫همچین چیزی رو بفهمیم؟

06:12.021 --> 06:15.436
‫البته، فکر کنم اگه پای سفره‌ی
‫عقد بمیرم، قشنگ دستگیرم بشه.

06:15.437 --> 06:17.062
‫به نظرم داری الکی
‫قضیه رو پیچیده می‌کنی.

06:20.562 --> 06:23.270
‫آهان. خیلی خب، پس بی‌زحمت
‫خودت برام ساده‌ش کن.

06:23.271 --> 06:26.478
‫نه، ببین، می‌دونم… فقط منظورم اینه
‫که همه‌ی اینا نسبی و سلیقه‌ایه، مگه نه؟

06:26.479 --> 06:29.020
‫کائنات که برات سیگنال نمی‌فرسته.

06:29.021 --> 06:31.270
‫فقط خودتی که یه
‫اتفاقی رو می‌بینی

06:31.271 --> 06:33.895
‫و بعدش سبک‌سنگین می‌کنی کدوم
‫جزئیاتش مهمه و کدومش نیست

06:33.896 --> 06:35.436
‫و بعدشم خودت معنی‌اش می‌کنی.

06:35.437 --> 06:38.478
‫هیچ تضمین کیهانی‌ای وجود نداره
‫که ازدواجت قراره ختم به خیر بشه.

06:41.979 --> 06:44.186
یالا، یالا دیگه.

06:50.312 --> 06:53.312
‫برو لباساتو عوض کن. می‌خوام
‫تا دیر نشده تله‌ها رو کار بذارم.

06:58.312 --> 07:00.270
عه، تو… تو ازم
‫می‌خوای باهات بیام؟

07:00.271 --> 07:03.228
‫معلومه که آره! قدیما عاشق
‫تله گذاشتن واسه روباه‌ها بودی.

07:03.229 --> 07:04.686
‫والا مطمئن نیستم
‫عاشقش بودم یا نه.

07:04.687 --> 07:07.186
‫گذشته از این، گشت‌وگذار تو
‫دل طبیعت خیلی… خیلی می‌چسبه.

07:07.187 --> 07:10.311
‫اون دورانی که خودم به قول معروف تو
‫«برهوت» بودم، طبیعت حالمو جا می‌آورد.

07:10.312 --> 07:15.478
‫آره. خب می‌دونی بابا، این دوره‌زمونه
‫وقتی کسی که دوستش داری رو می‌رنجونی،

07:15.479 --> 07:17.895
جیم نمیشی بری شکار.

07:17.896 --> 07:19.312
‫می‌شینی باهاش حرف
‫می‌زنی تا حل بشه.

07:19.896 --> 07:23.103
‫مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد.

07:23.104 --> 07:26.603
‫می‌دونی پسرم، چیزی که تو این سال‌های
‫پرماجرای زندگی مشترکم یاد گرفتم اینه

07:26.604 --> 07:30.104
‫که وقتی طرف جواب تلفنت رو نمیده،
‫نمی‌تونی بشینی باهاش حرف بزنی تا حل بشه.

07:32.812 --> 07:33.896
‫خرت‌وپرتاتو بردار بریم.

07:49.604 --> 07:52.645
- هی. مهمونی مجردی خوش ‫بگذره.
- عه، تو هم که میای.

07:52.646 --> 07:54.686
‫هی، اینجارو باش!

07:54.687 --> 07:57.145
‫مردای خانواده‌ی کانینگهام
‫دوباره دور هم جمع شدن.

07:57.146 --> 08:00.020
‫- شرمنده‌م بابا. من نمی‌تونم ‫با این سر کنم.
- بیخیال.

08:00.021 --> 08:03.603
‫کاری که دیروز کردی خیلی
بگا بود. گند زدی به عروسیم.

08:03.604 --> 08:05.728
‫خیلی داری پیازداغشو زیاد می‌کنی.
‫من فقط می‌خواستم بهش کمک کنم.

08:05.729 --> 08:07.436
‫با به شک انداختنش
‫درمورد رابطه‌مون

08:07.437 --> 08:09.436
‫اونم دو روز مونده به عروسی‌مون؟
‫دستت درد نکنه واقعاً، خیلی کمک کردی.

08:09.437 --> 08:12.478
- ‫من مجبورش نکردم ‫کاری کنه.
- بیخیال بچه‌ها.

08:12.479 --> 08:14.728
‫فقط می‌خواستم چشماشو باز
‫کنم تا بتونه خودش قضاوت کنه

08:14.729 --> 08:16.270
‫که تو نیمه‌ی گمشده
‫واقعیش هستی یا نه.

08:16.271 --> 08:18.478
‫هیچ‌کس ازت نخواسته
‫بود همچین غلطی بکنی.

08:18.479 --> 08:20.520
‫پای مرگ و زندگی در میونه.

08:20.521 --> 08:22.936
‫بابا، شاید الان وقت
‫مناسبی واسه این کار نباشه.

08:22.937 --> 08:24.895
‫قدیما عاشق این قسمتش
‫بودی، اینکه تله‌ها رو کار بذاری.

08:24.896 --> 08:28.061
‫آره، همون موقع‌هایی که ما رو تو جنگل
‫گروگان می‌گرفتی تا با هم صمیمی بشیم،

08:28.062 --> 08:31.353
‫و آخرشم همه‌مون رقت آور
‫و یخ‌زده برمی‌گشتیم.

08:31.354 --> 08:33.228
‫باید یه فکری به حال یه
‫سری مشکلات جدی بکنیم.

08:33.229 --> 08:34.896
‫می‌خوای راجع‌به
‫مشکلات جدی حرف بزنیم؟

08:36.854 --> 08:38.936
‫این دیگه آخر خط
‫وضعیتیه که توشیم.

08:40.104 --> 08:43.228
‫مادرتون که بره،
‫همه‌چیز قراره عوض بشه.

08:43.229 --> 08:46.896
‫ما طبق قوانین اون پیش میریم. اون
‫همونیه که ما رو کنار هم نگه داشته.

08:48.396 --> 08:50.521
‫به‌زودی باید یه تصمیمی بگیریم.

08:51.729 --> 08:53.146
‫یا اینکه بیخیال همدیگه بشیم،

08:53.646 --> 08:56.021
‫یا یه دلیل جدید واسه
‫موندن کنار هم پیدا کنیم.

08:58.312 --> 09:01.437
‫ولی خب، شما دیگه
‫واسه خودتون مردی شدین.

09:02.021 --> 09:04.646
‫من که نمی‌تونم
‫به‌جاتون تصمیم بگیرم.

09:05.937 --> 09:08.146
‫یه کم غرورتون رو بذارین کنار.

09:12.812 --> 09:14.186
‫وایسا ببینم.

09:14.187 --> 09:16.479
‫کتی هارکین.

09:17.146 --> 09:20.603
‫کتی هارکین، مارک الیس.

09:20.604 --> 09:24.353
‫تاریخ ازدواج ۲۲
‫آگوست ۱۹۹۷.

09:24.354 --> 09:25.728
‫اینا دیگه کی‌ان؟

09:25.729 --> 09:29.436
‫چه می‌دونم. لابد از فک‌وفامیلان.

09:33.687 --> 09:34.854
‫صبر کن.

09:35.812 --> 09:37.103
‫خیلی عجیبه.

09:37.104 --> 09:41.021
‫چرا باید بقیه‌ی اعضای خانواده‌م
‫پاشن بیان اینجا ازدواج کنن؟

09:41.562 --> 09:47.145
‫امم… شاید چون خانواده‌ی
‫تو هم اصالتاً مال همین‌جان.

09:49.187 --> 09:50.271
‫یا شایدم

09:50.854 --> 09:56.145
‫اینجا یه تله‌ی مرگ شیطانیه که ساخته شده تا
‫ما رو بکشونه اینجا و همه‌مون رو نفله کنه.

09:56.146 --> 09:58.354
‫یا اینکه کلاً یه تصادف ساده‌ست.

10:03.646 --> 10:04.645
‫آها!

10:04.646 --> 10:06.686
‫پیداش کردم! اینم یه گواهی فوت.

10:06.687 --> 10:07.853
‫ها؟

10:07.854 --> 10:09.979
‫گواهی فوت، کتی هارکین.

10:12.312 --> 10:14.604
‫وایسا. عه، ۲۲ آگوست.

10:20.604 --> 10:22.270
‫یا خدا.

10:22.271 --> 10:25.062
‫خب، این… این یعنی چی اونوقت؟

10:30.229 --> 10:33.104
‫همون روزی که شوهر کرده، مرده.

10:37.521 --> 10:39.562
‫این دیگه اتفاقی نیست.

10:42.062 --> 10:42.896
‫خیلی خب.

10:44.104 --> 10:48.228
‫باید دنبال گواهی‌های
‫فوت و تولد هم بگردیم.

10:48.229 --> 10:50.478
‫شاید بازم از اینا پیدا کنیم.

10:50.479 --> 10:53.812
و ‫این‌طوری شاید بتونیم… چه
‫می‌دونم، یه شجره‌نامه درست کنیم.

11:20.187 --> 11:21.146
‫باشه.

11:22.271 --> 11:23.604
‫این مال پدر و مادرته.

11:24.437 --> 11:28.103
‫اینم یه فوتی دیگه.
‫اسمشم راجر هارکینه.

11:28.104 --> 11:30.145
‫- نهم اکتبر، ۱۹۴۱.
‫- عالیه.

11:30.146 --> 11:33.811
‫- وایسا، راجر هارکین. همین الان دیدمش. عه…
‫- اوهوم.

11:33.812 --> 11:39.686
‫آها. راجر هارکین. خب. راجر
‫هارکین. راجر هارکین. راجر هارکین.

11:41.021 --> 11:45.770
‫راجر هارکین، علت مرگ…
‫خون‌ریزی. دقیقاً مثل مامانم.

11:49.187 --> 11:51.854
‫تو همون تاریخ نهم
اکتبر ازدواج کرده.

11:52.687 --> 11:55.020
‫تاریخ مرگ هم نهم ‫اکتبر ۱۹۴۱ـه.

12:29.271 --> 12:30.270
‫بابا، اون…

12:30.271 --> 12:32.021
‫ده ساله که پاکم، بابا.

12:33.479 --> 12:34.521
‫آره.

12:35.854 --> 12:36.853
‫شرمنده.

12:36.854 --> 12:37.854
‫مشکلی نیست.

12:42.104 --> 12:45.021
‫خب، من برم یه دستشویی.
‫تو حواست به اوضاع باشه.

13:01.104 --> 13:02.896
‫باید قضیه‌ی مامان
‫رو بهم می‌گفتی.

13:04.271 --> 13:05.729
‫مثلاً چند ماه پیش.

13:07.229 --> 13:08.521
‫تلاشمو کردم.

13:09.646 --> 13:13.104
‫ولی خودت که می‌دونی
‫مامان چقدر روت حساسه.

13:15.021 --> 13:16.812
‫در هر صورت باید بهم می‌گفتی.

13:18.062 --> 13:21.020
‫آره جون خودت، انگار حاضر
‫بودی رو حرف مامان حرف بزنی.

13:21.021 --> 13:23.814
‫دیگه حالم به هم می‌خوره از بس تو این
‫خانواده با من مثل بچه‌ها رفتار می‌کنن.

13:24.437 --> 13:25.561
‫آره.

13:25.562 --> 13:27.021
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

13:29.312 --> 13:33.021
‫خب، خودتم باید قبول کنی که
‫تو پذیرفتن واقعیت‌ها مشکل داری.

13:33.521 --> 13:35.978
‫نمی‌تونی قبول کنی که
‫همه‌چیز بی‌نقص نیست.

13:35.979 --> 13:38.270
‫- همیشه باید شور قضیه رو دربیاری.
‫- باشه.

13:38.271 --> 13:41.436
‫تا می‌بینی یه چیزی اون‌طور که دلت
‫می‌خواد پیش نمیره، سریع جا می‌زنی.

13:41.437 --> 13:45.311
‫دروغه مگه؟ یه عمره می‌شناسمت. همیشه باید
‫همه‌چیزت شبیه یه قصه‌ی بی‌عیب‌ونقص باشه.

13:45.312 --> 13:48.270
‫یه… یه آشنایی رویایی
‫واسه یه عشق افسانه‌ای.

13:48.271 --> 13:50.228
‫انگار خودت اصلاً
‫پیازداغ قصه‌تو زیاد نکردی.

13:50.229 --> 13:51.936
‫خب، اون اولش دوست من بود.

13:51.937 --> 13:54.228
‫دوست جفتمون بود! من حال‌وحوصله‌ی
‫بحث کردن سر این موضوع رو ندارم.

13:54.229 --> 13:56.021
- ‫خودت سر بحثو باز ‫کردی.
- خودت شروع کردی!

14:03.354 --> 14:06.811
‫مشکل اینه که تو همه‌چیز
‫رو به خودت ربط میدی.

14:06.812 --> 14:08.478
‫من که نرفتم با
اکس تو ازدواج کنم.

14:08.479 --> 14:11.020
‫من با زنی ازدواج کردم
‫که از ۲۱ سالگی عاشقش بودم.

14:11.021 --> 14:14.561
‫تو اون‌موقع‌ها اصلاً عاشقش نبودی.
‫اینا رو میگی که این‌طوری جلوه بدی که…

14:14.562 --> 14:16.686
- ‫مثل روز روشن بود.
- … من ‫یه چیزی رو ازت دزدیدم.

14:16.687 --> 14:19.020
‫- تو همیشه باهاش بدرفتاری ‫می‌کردی.
- آره، چون عاشقش بودم.

14:22.479 --> 14:23.853
‫من نتونستم بیام عروسیت

14:23.854 --> 14:26.811
‫چون داشتم در حق یه
‫آدم نیازمند لطف می‌کردم.

14:26.812 --> 14:29.186
‫ولی فقط به این خاطر این کارو کردی
‫که قصه‌ی قشنگی از توش درمی‌اومد.

14:29.187 --> 14:30.561
‫این‌طوری نیست.

14:30.562 --> 14:33.645
‫همین‌طوره. تو شیفته‌ی
‫قصه‌هایی، نه آدما.

14:33.646 --> 14:37.603
‫خیلی راحت می‌تونستی شماره‌شو
‫بگیری و بعدشم پا شی بیای عروسی من.

14:37.604 --> 14:42.353
‫ولی نه، حتماً باید یه حرکت
‫رمانتیک اغراق‌آمیز می‌زدی.

14:42.354 --> 14:45.061
‫خفه شو بابا. تو که اونجا
‫نبودی. بهترین کار همون بود و…

14:45.062 --> 14:46.957
‫دیگه کلمه‌ای راجع‌به این
موضوع باهات حرف ‫نمی‌زنم.

14:46.981 --> 14:48.227
از الان به بعد جفتمون
خفه خون می‌گیریم.

14:48.438 --> 14:49.718
[باشه، خیلی‌خب.]

15:09.627 --> 15:11.321
‫تقصیر تو نیست.

15:17.743 --> 15:22.202
‫راستی، این… اینا تقصیر تو نیست.
‫تقصیر… تقصیر مامان و باباست.

15:23.687 --> 15:27.021
‫اونا… اونا این خزعبلات رو راجع‌به
‫بی‌نقص بودن تو سرت فرو کردن،

15:27.896 --> 15:29.562
‫رابطه‌ی رویایی،

15:30.062 --> 15:31.771
نیمه گمشده و این کصشعرا.

15:32.854 --> 15:35.771
‫اونا خیلی چیزا رو از
‫ما سه تا مخفی کردن.

15:37.187 --> 15:38.729
‫ولی بیشتر از همه از تو.

15:40.479 --> 15:44.521
‫فقط حواست جمع باشه. دلم نمی‌خواد
‫مثل همیشه گند بزنی به همه‌چیز.

15:46.937 --> 15:48.811
‫دیشب که خودت همه‌چیزو خراب کردی.

15:48.812 --> 15:51.686
‫پسر، من باید مطمئن می‌شدم
‫که کل ماجرا رو می‌فهمه.

15:51.687 --> 15:53.645
‫داشت باورش رو روی
‫یه دروغ بنا می‌کرد.

15:53.646 --> 15:55.020
‫باشه، می‌دونم.
‫دارم درستش می‌کنم.

15:55.021 --> 15:57.395
‫باید یه کاری کنی باورش
‫بشه که تو  نیمه گمشده اونی.

15:57.396 --> 15:58.978
‫این تنها شانسیه که
‫ممکنه زنده بمونه.

15:58.979 --> 16:02.604
‫یا خدا، فهمیدم دیگه. ‫مگه
نگفتم دیگه نمی‌خوام حرف بزنم.

16:07.187 --> 16:09.686
‫در ضمن عمراً از تو یکی
‫مشاوره‌ی رابطه‌ی عاطفی بگیرم.

16:09.687 --> 16:10.895
‫فکر کردم قرار شد دیگه حرف نزنیم.

16:10.896 --> 16:13.311
‫تو و نلی عین بچه‌ها می‌مونین
‫که دارن با هم تنیس بازی می‌کنن.

16:13.312 --> 16:15.311
‫حداقلش اینه که من و
‫نلی با همدیگه روراستیم.

16:15.312 --> 16:16.895
‫شماها دیگه زیادی با
‫هم بی‌رحمانه روراستین.

16:16.896 --> 16:19.020
‫این که بهتر از محافظت کردن
‫از کسی که دوستش داری نیست.

16:19.021 --> 16:23.520
‫وای خدای من. منم همینو دارم میگم دیگه. این…
‫این همون کاریه که مامان و بابا با ما کردن.

16:23.521 --> 16:26.395
‫تو این کارو باهاش
نکن. باهاش صادق باش.

16:26.396 --> 16:28.186
‫من و ریچل رابطه‌ی
‫فوق‌العاده‌ای داریم.

16:28.187 --> 16:30.520
‫اصلاً نیازی نمی‌بینم بخوام
‫رابطه‌م رو پیش تو توجیه کنم.

16:30.521 --> 16:32.396
‫پس واسه چی داری توجیهش می‌کنی؟

16:36.604 --> 16:38.311
‫«تنیس.»

16:38.312 --> 16:39.395
‫برو در کونتو بذار.

16:45.187 --> 16:48.186
- ‫یا خدا. روباه. یه روباه ‫اونجاست.
- چی؟ بابا رو صدا کن.

16:48.187 --> 16:50.520
‫قرار بود چی داد بزنم؟ هوتی‌هو؟

16:50.521 --> 16:53.228
- ‫ووپی‌دی‌وو؟
- ووپی‌دی‌وو.

16:53.229 --> 16:56.021
‫هوتی‌هو بود، احمقا.

16:58.146 --> 17:00.687
‫آها، آره. آره.

17:01.187 --> 17:02.729
‫نیکی، اون تله‌ی توئه.

17:07.562 --> 17:09.021
‫خودت زحمتش رو بکش.

17:13.854 --> 17:16.396
‫ضامنش کشیده‌ست. تا وقتی
‫نرسیدی پایین تپه بازش نکن.

17:18.604 --> 17:21.146
- ‫چیزی نیست. چیزی نیست.
- باشه.

17:45.021 --> 17:46.437
‫لعنتی.

17:47.271 --> 17:48.604
‫گندش بزنن.

17:52.729 --> 17:53.728
‫اینم از تو.

17:59.229 --> 18:00.896
‫اینم گواهی تولدت.

18:01.896 --> 18:03.562
عه، مرسی.

18:08.312 --> 18:13.103
‫خب، انگار این نفرین اولین
‫بار وارد شجره‌نامه‌ی من شده…

18:13.104 --> 18:14.770
‫از طریق «ماریان»
‫و «توماس هارکین».

18:14.771 --> 18:16.895
‫و مثل اینکه سه تا بچه هم داشتن.

18:16.896 --> 18:18.853
‫دوتاشون بچه‌های نامشروع داشتن،

18:18.854 --> 18:20.478
‫و یکیشون هم ازدواج کرده.

18:20.479 --> 18:24.020
‫اونم «کری هارکین‌ـه». تاریخ
‫ازدواج: ۲۷ آوریل ۱۸۷۰.

18:25.437 --> 18:30.186
‫تاریخ فوت: همون ۲۷ آوریل
‫۱۸۷۰. علت مرگ: خون‌ریزی.

18:30.187 --> 18:36.061
‫و… «ویرجینیا هارکین». تاریخ
‫ازدواج: اول نوامبر ۱۹۴۷.

18:36.062 --> 18:40.770
‫و تاریخ فوتشم همون اول نوامبر
‫۱۹۴۷. علت مرگ: خون‌ریزی.

18:40.771 --> 18:42.936
‫یعنی اگه ازدواج نکنی،
‫نفرینه منتقل میشه؟

18:42.937 --> 18:47.603
‫فقط در صورتی که خواستگاری رو قبول کرده
‫باشی. وگرنه کسی رو نداره… که بهش منتقل بشه.

18:47.604 --> 18:51.978
‫فکر کنم همه‌ی این آدما، حتماً
‫از قضیه‌ی نفرین خبر داشتن…

18:51.979 --> 18:55.228
‫و تصمیم گرفتن کلاً دور
‫ازدواج رو خط بکشن.

18:55.229 --> 18:59.186
‫مثل… مادربزرگم… آدری.

18:59.187 --> 19:02.645
‫آدری، اون… مامانم رو
‫نامشروع به دنیا آورد، درسته؟

19:02.646 --> 19:04.978
‫پس تابلوئه که
‫می‌دونسته نباید نامزد کنه.

19:04.979 --> 19:07.979
‫ولی خواهرش، لوری…

19:08.729 --> 19:12.771
‫…۱۰ فوریه ازدواج کرده
‫و همون ۱۰ فوریه هم مرده.

19:14.229 --> 19:16.061
‫اوهوم.

19:16.062 --> 19:19.812
‫اوضاع برای اینا
‫هم همین‌طوری بوده…

19:22.187 --> 19:24.061
‫…کتی و راجر…

19:24.062 --> 19:28.061
‫و ویرجینیا و اون کری لعنتی.

19:28.062 --> 19:31.770
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده،
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده، مُرده.

19:31.771 --> 19:35.062
‫همه‌شون دقیقاً تو روز
‫عروسی‌شون به فنا رفتن و مُردن.

19:49.354 --> 19:51.186
‫و همین‌جوری میاد جلو…

19:52.521 --> 19:53.729
‫…تا می‌رسه به من.

19:54.896 --> 19:55.854
‫یعنی فردا.

19:57.937 --> 20:00.104
‫- یه جای کار… یه ‫جای کار می‌لنگه.
- ها؟

20:00.729 --> 20:03.104
‫امضای شاهد تو همه‌شون یکیه.

20:03.687 --> 20:05.520
- ‫اصلاً امکان نداره.
- آره.

20:05.521 --> 20:08.521
- ‫هیچ‌کدوم اینا با عقل جور ‫درنمیاد، ولی بازم…
- نه. نه.

20:09.021 --> 20:13.936
‫اگه این‌طوری باشه، یارو باید… دست‌کم
‫چه‌می‌دونم، یه ۲۰۰ سالی عمر داشته باشه.

20:13.937 --> 20:15.561
‫آره. دقیقاً.

20:15.562 --> 20:17.936
‫همون کسیه که این نفرین رو
‫انداخته تو شجره‌نامه‌ی من…

20:17.937 --> 20:19.728
‫چون با نامزد خودش ازدواج نکرده،

20:19.729 --> 20:22.478
‫و حالا مجبوره شاهد تموم این
‫عروسی‌های نفرین‌شده باشه…

20:22.479 --> 20:23.853
‫به‌عنوان مجازات
‫یا یه همچین کوفتی.

20:23.854 --> 20:25.271
‫تو اینا رو از کجا می‌دونی؟

20:25.771 --> 20:27.521
‫خودش بهم گفت.

20:31.854 --> 20:34.812
‫- همون مرد ۲۰۰ ساله ‫اینا رو بهت گفت؟
- آره.

20:36.562 --> 20:37.646
‫آره.

20:46.937 --> 20:48.896
‫حالا حرفم رو باور می‌کنی؟

20:55.437 --> 20:56.937
‫حالا حرفم رو باور می‌کنی؟

21:13.187 --> 21:15.021
کیرتوش.

21:16.396 --> 21:20.353
‫بابا، فکر کنم بهتره بیخیالش
‫بشیم. عمراً بتونیم پیداش کنیم.

21:20.354 --> 21:23.645
- کلاً سه تا پا داره.
‫-  یه‌کم دیگه هوا تاریک می‌شه.

21:23.646 --> 21:25.478
‫صداتون رو بیارین پایین.
‫این‌طوری فراریش می‌دین.

21:25.479 --> 21:29.311
‫فراریش بدیم؟ حیوون پای خودش رو
‫جویده. از ترس داره قالب تهی می‌کنه.

21:29.312 --> 21:31.812
‫این‌قدر می‌دوئه تا
‫قلبش از کار بیفته.

21:35.062 --> 21:37.020
‫خب، برنامه‌ت چیه؟

21:37.021 --> 21:40.895
‫کل شب رو بگردیم دنبالش، فقط برای اینکه
‫کار طبیعت رو راحت کنیم و خلاصش کنیم؟

21:40.896 --> 21:44.646
‫پس چی؟ اینکه ولش کنیم تا آروم‌آروم
‫خون‌ریزی کنه و بمیره از نظر تو بهتره؟

21:50.021 --> 21:51.979
‫چی می‌شه اگه فقط فرار کنی و بری؟

21:52.562 --> 21:57.104
‫گور بابای همه‌چی. «شرمنده نیکی». برگرد
‫خونه. اصلاً هم پشت‌سرت رو نگاه نکن.

21:57.687 --> 22:00.936
‫آره، اگه این کار رو بکنم،
‫نفرینه می‌افته تو شجره‌نامه‌ی اون.

22:00.937 --> 22:04.186
‫آره، ولی این دقیقاً یعنی چی؟
‫یعنی نفرینه می‌افته به جون نیکی؟

22:04.187 --> 22:05.479
‫فکر کنم معنیش اینه که…

22:05.979 --> 22:10.145
‫مجبوره با این مصیبتی که تا آخر عمر
‫یقه‌ی خودش و بچه‌هاش رو می‌گیره…

22:10.146 --> 22:12.187
‫…سر و کله بزنه، واسه همین…

22:13.229 --> 22:14.187
‫ولی…

22:15.187 --> 22:17.229
‫اصلاً راه نداره.

22:19.646 --> 22:21.061
‫اون حقش این نیست.

22:21.062 --> 22:22.395
‫تو هم حقت نیست.

22:22.396 --> 22:24.395
‫ولی دیگه یقه‌م رو گرفته، پس…

22:24.396 --> 22:28.561
‫فکر کنم تنها راه خلاصی…
‫نشستن پای سفره‌ی عقده.

22:28.562 --> 22:32.021
‫یا زنده می‌مونم یا
‫می‌میرم، وسلام.

22:36.146 --> 22:37.146
‫وسلام.

22:37.896 --> 22:40.646
‫چطوری تو این‌قدر
‫می‌کشی و توهم نمی‌زنی؟

22:43.062 --> 22:45.437
‫توهم می‌زنم که.

22:52.021 --> 22:53.104
‫هوم؟

23:03.604 --> 23:08.062
‫و، فقط برای اینکه مطمئن بشم، تو واقعاً
‫حرف اون مرد نامیرا رو باور کردی؟

23:09.021 --> 23:11.312
‫آره. مو به موی حرفاش راست بود.

23:13.271 --> 23:14.854
‫لعنتی.

23:17.146 --> 23:18.146
‫لعنتی.

23:20.604 --> 23:21.687
‫لعنتی.

23:24.312 --> 23:25.354
‫لعنتی.

23:30.271 --> 23:31.521
‫لعنتی!

23:32.812 --> 23:34.896
‫اون پدرسوخته‌ی کوچولو
‫الان ممکنه هر جایی باشه.

23:36.854 --> 23:38.686
- تف‌توش!
- خب؟

23:38.687 --> 23:39.895
‫از هم جدا می‌شیم.

23:39.896 --> 23:42.479
‫عالی شد. من می‌رم ببینم
‫راه‌شو سمت خونه کج نکرده باشه.

23:44.396 --> 23:46.729
‫شکار خوبی داشته باشی. نیکی؟

23:48.729 --> 23:49.604
‫نه؟

23:50.396 --> 23:53.561
‫باشه. بعدش حتماً یه سر
‫بیا اتاقم تا برام تعریف کنی…

23:53.562 --> 23:56.686
‫چطوری روباهه رو پیدا کردی و
‫پنجه‌ش رو دوباره بهش بخیه زدی،

23:56.687 --> 23:59.353
‫و بعد روباهه زل زد
‫تو چشمات و گفت:

23:59.354 --> 24:03.646
‫«یک دنیا ممنون نیکی، که جونم
‫رو نجات دادی. تو قهرمان منی.»

24:05.854 --> 24:06.854
‫بابا.

24:08.396 --> 24:12.103
‫عاشق این سفرای دونفره‌مونم.
‫هرچند که زیاد هم با هم وقت نگذروندیم،

24:12.104 --> 24:16.229
‫واسه همین… می‌خوام یه خبر داغ بهتون
‫بدم. من و نلی داریم از هم طلاق می‌گیریم.

24:16.854 --> 24:18.187
- ‫چی؟
- آره.

24:18.937 --> 24:22.103
‫- جولز.
- چی؟ ‫برگه‌ها رو امضا کردین؟

24:22.104 --> 24:23.229
‫هنوز نه.

24:25.562 --> 24:28.103
‫خدا خودش بهم رحم کنه، وای به
‫حالت اگه این قضیه رو به مادرت بگی.

24:28.104 --> 24:31.224
‫معلومه که نمیگم. خدا نیاره اون روزی رو
‫که تو این خونه کسی با آدم روراست باشه.

24:32.021 --> 24:33.312
‫شب خوش.

24:33.812 --> 24:36.645
‫واسه پیروزی
‫غرورآفرینتون دعا می‌کنم.

25:29.396 --> 25:31.104
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

25:31.604 --> 25:33.229
‫آرلین هارکین، درسته؟

25:34.021 --> 25:35.812
‫متولد ۱۹۰۰.

25:36.312 --> 25:38.604
‫ازدواج تو سال ۱۹۲۲.

25:39.729 --> 25:41.729
‫هیچ تاریخ فوتی براش ثبت نشده.

25:42.937 --> 25:45.479
‫خب، الان دیگه باید مرده
‫باشه. همه‌شون مردن.

25:47.479 --> 25:52.937
‫مُرده، مُرده، مُرده،
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده.

26:02.937 --> 26:05.646
‫یه جورایی انگار یه
‫شست پا رو سقفه.

26:07.812 --> 26:09.312
‫اگه چشماتو ریز کنی.

26:12.687 --> 26:13.603
‫ببین.

26:20.562 --> 26:22.561
‫تو سال ۱۹۷۹ مرده.

26:22.562 --> 26:25.479
‫پس… ۵۷ سال زندگی مشترک داشته.

26:26.021 --> 26:27.104
‫چی؟

26:27.979 --> 26:29.436
‫- یعنی چی؟
‫- هی!

26:29.437 --> 26:31.312
‫وایسا، وایسا، وایسا. آخه…

26:32.562 --> 26:34.228
‫چطوری این کار رو کرده؟

26:34.229 --> 26:36.729
‫نمی‌دونم، ولی جای
‫امیدواری هست، مگه نه؟

26:40.312 --> 26:42.021
‫باید باهاش حرف بزنیم.

26:43.187 --> 26:44.854
‫آره، ولی اون مرده.

26:45.396 --> 26:47.020
‫باید باهاش حرف بزنیم.

26:48.271 --> 26:49.437
‫اون مرده.

26:50.521 --> 26:54.062
‫ما باید باهاش حرف بزنیم.

27:12.288 --> 27:19.532
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

27:39.729 --> 27:41.437
‫باشه. اوه…

27:42.771 --> 27:47.146
‫تو لباست رو عوض کن. منم پورشا رو
‫راضی می‌کنم، بعدش تو اتاق نشیمن می‌بینمت.

27:48.146 --> 27:50.396
‫باهاش راه بیا، وگرنه
‫کمکمون نمی‌کنه.

28:24.937 --> 28:27.437
کیرتوش! از دست تو، پورشا.

28:28.229 --> 28:29.645
‫دیر کردی، عوضی.

28:29.646 --> 28:31.811
- ‫ببخشید…
- شما دوتا کل ‫روز چیکار می‌کردین؟

28:31.812 --> 28:33.562
‫تو آرایشگاه داشتین
‫به همه حال می‌دادین؟

28:34.312 --> 28:35.978
‫اوه.

28:35.979 --> 28:39.520
‫اینا خیلی خوب شدن. امیدوارم به اون بچه‌ی
‫کوری که اینا رو درست کرده انعام هم داده باشی.

28:39.521 --> 28:40.645
‫شرمنده‌م…

28:40.646 --> 28:43.645
‫من آدم روراستی‌ام، ریچل. تو
‫هم می‌تونی باهام روراست باشی.

28:43.646 --> 28:45.686
‫یه عالمه انرژی منفی
‫داره ازت ساطع می‌شه،

28:45.687 --> 28:48.020
‫و فکر کنم خودت می‌دونی
‫این عروسی چقدر برای…

28:48.021 --> 28:50.853
‫برادرم، مامانم، و
‫بقیه‌ی خانواده‌مون مهمه.

28:50.854 --> 28:51.896
‫می‌دونی، نه؟

28:52.729 --> 28:57.186
‫هوم. نلی بهم گفت همه‌ی اون کصشعرای
‫عجیبی که دیشب گفتی واقعیت داره.

28:57.187 --> 29:00.436
‫و اصلاً هم برام مهم نیست که یه
‫نفرین خونی شیطانی با خودت داری.

29:00.437 --> 29:03.603
‫چون با این وجود،
‫برادرم عاشقت شده،

29:03.604 --> 29:05.645
‫و منم عمراً بذارم این
‫عروسی رو به هم بزنی.

29:05.646 --> 29:07.436
‫من خودم تقریباً پای
‫سفره‌ی عقد ول شدم،

29:07.437 --> 29:10.562
‫واسه همین تو وگاس با یه یاروی رندوم
‫ازدواج کردم. به مامان‌بابام چیزی نگو.

29:12.812 --> 29:15.353
‫و نمی‌ذارم یه همچین
‫اتفاقی برای نیکی هم بیفته.

29:15.354 --> 29:18.521
‫می‌خوای دل برادرم رو بشکنی و آرزوهای
‫مادرم رو نابود کنی؟ راستش رو بگو.

29:20.604 --> 29:21.562
‫خوبه.

29:22.062 --> 29:23.686
‫حالا، می‌میری اگه بیای…

29:23.687 --> 29:27.186
‫یه بازی باحال، نرمال و جذاب … مهمونی
‫مجردی که من برنامه‌ریزی کردم رو انجام بدی…

29:27.187 --> 29:29.270
‫قبل از اینکه دوباره
‫همه‌چیز خراب بشه…

29:29.271 --> 29:31.979
‫اونم به خاطر اصرارت
‫برای… یه کابوس مرموز بودن؟

29:34.896 --> 29:35.979
‫می‌میری؟

29:39.354 --> 29:40.354
‫ریچل.

29:40.896 --> 29:42.520
‫اینو الکی نمیگم.

29:42.521 --> 29:45.562
‫تو خیلی، خیلی، خیلی
‫شانس آوردی که منو داری.

29:46.437 --> 29:48.436
‫چون من می‌دونم چطوری
‫مرده‌ها رو احضار کنم.

29:50.151 --> 29:51.067
‫هوم؟

29:51.771 --> 29:52.771
‫اوهوم.

29:58.896 --> 30:03.603
‫ما این فضا رو پاکسازی می‌کنیم
‫تا ارواح خبیث رو دور کنیم.

30:05.146 --> 30:06.146
‫شر…

30:07.562 --> 30:09.228
‫…اینجا جایی نداره.

30:14.271 --> 30:17.686
‫ما اینجا جمع شدیم، تو
‫آخرین شب آزادی ریچل…

30:17.687 --> 30:19.271
‫تا ارتباط برقرار کنیم با…

30:20.021 --> 30:21.062
‫کی؟

30:21.771 --> 30:22.936
‫خاله‌بزرگم.

30:22.937 --> 30:26.354
‫درسته. برای گرفتن
‫مشاوره‌ی ازدواج از اون دنیا.

30:28.521 --> 30:32.312
‫این شمع رو با دست چپت روشن
‫کن، دستی که تو رو به نور وصل می‌کنه.

30:35.812 --> 30:38.146
‫آره. و بعد، همون موقع…

30:38.646 --> 30:42.395
‫خیلی خب. و بعد، همون
‫موقع، با دست راستت،

30:42.396 --> 30:44.811
‫به یکی از وسایل مرحوم دست بزن.

30:44.812 --> 30:46.562
‫دست راست، رو به سوی تاریکی.

30:47.062 --> 30:51.229
‫این کار ارتباطت رو برقرار می‌کنه،
‫و بعد می‌تونی سوالاتت رو بپرسی.

30:59.812 --> 31:01.479
‫آرلین هارکین.

31:04.229 --> 31:08.771
‫من یه روز قبل از عروسیم
‫اومدم پیشت تا ازت راهنمایی بگیرم.

31:10.021 --> 31:15.104
‫باید بدونم چطوری مطمئن شدی که
‫شوهرت، دیوید، مرد رویاهات بوده.

31:16.896 --> 31:18.937
‫حالا همه دستاشون رو بیارن وسط.

31:33.687 --> 31:34.687
‫امم…

31:35.687 --> 31:38.021
‫شاید بهتره یه جور دیگه بپرسی.

31:40.312 --> 31:43.062
- ‫یعنی چی یه جور دیگه؟
- ریچل.

31:44.948 --> 31:48.401
‫باشه. آرلین، اگه اونجایی،

31:49.812 --> 31:52.062
‫لطفاً بهم بگو چطوری
‫جون سالم به در بردی.

31:59.271 --> 32:02.020
‫شاید بهتر باشه با یه
‫چیز ملایم‌تر شروع کنی.

32:06.646 --> 32:07.936
‫وای خدای من! تکون خورد!

32:07.937 --> 32:10.270
‫- فکر می‌کردم قبلاً این کار رو ‫کردی!
- قبلاً هیچ‌وقت جواب نداده بود!

32:10.271 --> 32:13.311
- ‫این دیگه چه کوفتیه؟
‫- خب. الان باید چیکار کنم؟

32:13.312 --> 32:16.396
- ‫باهاش حرف بزن.
‫- باشه. امم، آرلین…

32:18.437 --> 32:19.437
‫آرلین.

32:21.104 --> 32:24.104
‫چطوری روز عروسیت زنده موندی؟

32:29.104 --> 32:30.062
‫دوباره بپرس.

32:31.187 --> 32:36.687
‫آرلین، از کجا فهمیدی که
‫دیوید نیمه‌ی گمشده‌ت بوده؟

32:53.979 --> 32:56.270
‫وای خدای من.

33:06.146 --> 33:07.853
‫وای خدا!

33:10.354 --> 33:14.228
‫وای خدای من! یه چیزی بهم
‫خورد! واقعاً یه چیزی بهم خورد!

33:14.229 --> 33:16.228
- ‫خیلی بد شده؟
- چی شد یهو!؟

33:16.229 --> 33:17.978
‫نه! اصلاً!

33:17.979 --> 33:20.853
‫- نه، اصلاً چیزی نیست.
- بالاخره ‫یه روزی خوب می‌شه.

33:20.854 --> 33:23.145
‫حالا دیگه یه بهونه داری
‫که بری دماغت رو عمل کنی.

33:23.146 --> 33:26.646
‫وای، نلی! جاش می‌مونه؟ یعنی
‫قراره رو صورتم جای زخم بمونه؟

33:27.146 --> 33:28.395
- ‫شاید.
- کیرتوش!

33:29.896 --> 33:30.895
‫نل.

33:32.729 --> 33:36.392
[مرده‌ی زنده]

34:01.562 --> 34:03.145
کیرتوش!

34:07.646 --> 34:09.104
‫ببخشید، بابا. من…

34:16.187 --> 34:17.187
‫بابا؟

34:25.729 --> 34:26.687
‫هی.

34:28.562 --> 34:29.521
‫بابا؟

34:31.437 --> 34:35.020
‫من باید در قبال اتفاقات
‫دیشب کمی مسئولیت‌پذیر باشم.

34:35.021 --> 34:37.437
‫نه، نه. دیشب…

34:38.062 --> 34:40.270
‫کاملاً تقصیر من
‫بود. منظورم اینه که…

34:40.271 --> 34:41.479
‫گوش کن.

34:42.021 --> 34:48.479
‫بعضی وقتا عیبی نداره واسه محافظت از کسایی که
‫دوستشون داریم، رازهایی رو پیش خودمون نگه داریم.

34:52.604 --> 34:54.771
‫ولی خب برادرت هم بیراه نمیگه.

34:56.854 --> 34:57.896
‫اوه.

34:58.979 --> 35:03.187
‫آره، تو… تو شنیدی که داشتیم
‫در موردش حرف می‌زدیم.

35:05.437 --> 35:06.562
‫حقیقت داره.

35:07.771 --> 35:12.562
‫مادرت همیشه می‌خواست شما
‫رو از واقعیت‌های تلخ دور نگه داره.

35:14.979 --> 35:17.104
‫ولی الان می‌بینم که این
‫کار چه بلایی سرتون آورده.

35:20.979 --> 35:25.395
‫این از بی‌مسئولیتی ما بود که
‫یه داستان بی‌نقص تحویلتون بدیم،

35:25.396 --> 35:28.562
‫یه استاندارد خیلی بالا
‫از اینکه ازدواج چیه.

35:32.937 --> 35:34.020
‫واسه همین…

35:36.146 --> 35:37.936
‫مادرت زن خوبیه،

35:37.937 --> 35:42.521
‫اون عشق زندگی منه، و
‫شماها رو خیلی دوست داره.

35:43.896 --> 35:45.187
‫اینو می‌دونم.

35:47.021 --> 35:50.646
‫ولی رابطه‌ی ما اون‌طوری که
‫تو فکر می‌کنی نیست، نیکی.

35:54.937 --> 35:57.436
‫من به مادرت قول دادم
‫که اینو هیچ‌وقت بهت نگم،

35:57.437 --> 35:59.979
‫ولی الان می‌بینم که باید بدونی.

36:13.354 --> 36:16.062
‫آرلین، برگرد.

36:16.561 --> 36:21.161
آرلین، مرده‌ی زنده معنیش چیه؟

36:24.854 --> 36:26.687
‫معنیش چیه؟

36:28.854 --> 36:30.146
‫خواهش می‌کنم،

36:31.354 --> 36:32.687
‫جواب بده.

36:47.187 --> 36:48.311
‫اوه.

36:49.312 --> 36:50.686
‫وای خدای من!

36:50.687 --> 36:53.811
- ‫بعد اون ماجرا بازم داری امتحانش ‫می‌کنی؟
- ببخشید… حالش… حالش خوبه؟

36:53.812 --> 36:57.145
‫آره، آره. خوبه. فقط به
‫خاطر کبودیه حسابی ترسیده،

36:57.146 --> 36:59.354
‫ولی یه قرص کلونوپین بهش
‫دادم و فرستادمش تو تخت.

37:01.646 --> 37:03.312
‫تو از اینا آوردی تو خونه؟

37:03.979 --> 37:06.520
‫حتماً کار پورشاست
‫که یکیشو جا گذاشته اونجا.

37:06.521 --> 37:09.729
‫حالم ازش به هم می‌خوره.
‫خیلی مورمورکننده‌ست. می‌خوام…

37:12.021 --> 37:13.104
‫فقط یه بار دیگه.

37:28.729 --> 37:30.271
‫اینجایی؟

37:55.062 --> 37:56.979
‫دیگه عقلم به جایی قد نمیده.

37:58.146 --> 38:00.062
‫اصلاً نمی‌دونم چیکار کنم دیگه.

38:02.604 --> 38:03.853
‫یه چیزی…

38:03.854 --> 38:08.187
‫اون‌تو یه اتفاقی افتاد، و…

38:09.312 --> 38:10.812
‫باید یه کمکی بهم بکنی.

38:14.062 --> 38:15.187
‫من…

38:17.479 --> 38:19.853
‫نمی‌دونم… یعنی…

38:21.312 --> 38:23.478
‫…من و نیکی ‫نیمه‌ی گمشده‌ی همیم…

38:23.479 --> 38:27.728
‫چون بیشتر وقتا می‌تونیم
‫خواسته‌های همدیگه رو پیش‌بینی کنیم،

38:27.729 --> 38:33.521
‫یا… اصلاً نیمه گمشده هم نیستیم چون…

38:34.687 --> 38:39.478
‫اون عوضی… درباره‌ی
‫هواپیما دروغ گفت؟

38:39.479 --> 38:42.146
‫درمورد اون هواپیمای
‫لعنتی دروغ گفت.

38:42.812 --> 38:43.811
‫و…

38:46.288 --> 38:47.830
‫پدرم چی؟

38:49.684 --> 38:51.726
‫اون بابامو دعوت کرده.

38:53.854 --> 38:55.271
‫لعنتی، انگار…

38:56.229 --> 38:57.812
‫اصلاً منو می‌شناسه؟

39:00.521 --> 39:03.562
‫گفتی باید باورت بشه که
‫اون نیمه‌ی گمشده‌ته، مگه نه؟

39:04.104 --> 39:05.271
‫آره.

39:06.271 --> 39:08.228
‫خب چی باعث می‌شه باورت بشه؟

39:08.229 --> 39:10.603
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

39:10.604 --> 39:12.061
‫دردسرم همینه دیگه.

39:12.062 --> 39:17.353
‫خب، پس واقعاً فکر می‌کنم تنها کاری که
‫از دستت برمیاد اینه که تصمیمتو بگیری…

39:17.354 --> 39:21.395
‫که اون نیمه‌ی گمشده‌ت هست یا نه، و بعدش
‫پای هر اتفاقی که می‌افته وایسی.

39:21.396 --> 39:23.604
‫اتفاقی که قراره بیفته…

39:24.771 --> 39:25.771
‫…مرگه.

39:27.812 --> 39:30.853
‫ولی می‌دونی، اگه جات بودم، به
‫اون روی خودم اعتماد می‌کردم…

39:30.854 --> 39:34.353
‫که سه سال عاشقش
‫بوده و بله رو بهش گفته،

39:34.354 --> 39:37.771
‫نه اون رویی که پنج ثانیه پیش یه
‫چیزی درباره‌ی نفرین نیمه‌ی گمشده شنیده.

39:38.396 --> 39:41.729
‫حتماً وقتی قبول کردی زنش بشی،
‫حس می‌کردی که تو رو می‌فهمه، نه؟

39:43.229 --> 39:44.229
‫آره؟

39:45.604 --> 39:46.978
‫آره، فکر کنم.

39:46.979 --> 39:48.728
‫آره. این…

39:48.729 --> 39:52.271
‫این… قضیه‌ی نفرین…

39:52.937 --> 39:54.853
‫کلاً دیدت رو به واقعیت خراب کرده.

39:54.854 --> 39:57.229
‫کاملاً گند زده به همه‌چی.

40:00.562 --> 40:02.229
‫باعث شده به همه‌چیز شک کنی.

40:03.271 --> 40:05.228
‫و تنها راهی که جلوی
‫این شک رو بگیری…

40:05.229 --> 40:08.270
‫…اینه که تصمیمت رو
‫بگیری، اون‌وقت متوجه می‌شی.

40:08.271 --> 40:09.562
‫پس فقط…

40:10.854 --> 40:16.228
‫گور بابای این نفرین، برگرد
‫به دنیای واقعی خودمون.

40:16.229 --> 40:18.186
‫- فردا روز عروسیته.
- اوهوم.

40:18.187 --> 40:19.103
‫هوم؟

40:19.104 --> 40:21.521
- ‫امشبم مهمونی مجردیته.
- اوهوم.

40:22.187 --> 40:24.687
‫فردا که بیدار شدی
‫تصمیمت رو بگیر. به سلامتی.

40:28.521 --> 40:31.061
‫سهمم فقط همینه؟

40:31.062 --> 40:31.896
‫به سلامتی.

40:32.687 --> 40:35.353
‫باید تو چشمام نگاه کنی.

40:35.354 --> 40:37.687
‫نگاه کردم. تو
‫حواست جای دیگه بود.

40:39.146 --> 40:41.229
- ‫آخرین شب آزادیته.
- اوهوم.

40:44.062 --> 40:45.896
‫هر جوری که دوست داری بگذرونش.

40:50.854 --> 40:53.771
‫و می‌دونی، شاید بهتره واقع‌بین
‫باشی. ما که نمی‌تونیم، مثلاً…

40:54.604 --> 40:55.604
‫نمی‌دونم…

40:57.604 --> 40:58.561
‫بریم چتربازی.

41:00.896 --> 41:03.895
‫دیگه تو که منو می‌شناسی. عمراً
‫این کارو بکنم. اگه چتره باز نشه چی؟

41:07.146 --> 41:09.311
- ‫اوهوم.
- ممنون. مرسی.

41:09.312 --> 41:11.146
‫من و جولز داریم طلاق می‌گیریم.

41:12.521 --> 41:13.646
‫چی؟

41:16.271 --> 41:17.312
‫اوهوم.

41:17.812 --> 41:18.812
‫آره.

41:21.604 --> 41:25.354
‫خب، قصدش رو داریم. هنوز
‫برگه‌ها و اینجور چیزا رو امضا نکرده.

41:27.062 --> 41:28.479
‫امم…

41:31.437 --> 41:32.854
‫به کسی نگو.

41:46.354 --> 41:47.646
‫چی؟

42:25.354 --> 42:26.271
‫مامان؟

42:28.479 --> 42:29.729
‫مامان؟

42:33.354 --> 42:35.104
‫مامان.

42:36.896 --> 42:38.937
عه، سلام عزیزم. بیا.

42:40.062 --> 42:41.353
‫بیا اینجا.

42:50.229 --> 42:51.645
‫امم…

42:53.479 --> 42:57.062
‫باید بدونم این قضیه
‫راسته یا نه، مامان.

42:59.854 --> 43:02.021
‫وقتی بچه بودم، به
‫بابا خیانت کردی؟

43:04.354 --> 43:06.062
‫یا قبل از به دنیا اومدن من؟

43:09.146 --> 43:10.271
‫نه.

43:12.646 --> 43:13.937
‫نه، عزیزم. این…

43:15.687 --> 43:19.062
‫اونجوری… اونجوری
‫که فکر می‌کنی نبود.

43:20.021 --> 43:21.271
‫کی بود؟

43:25.937 --> 43:27.604
‫اون… امم،

43:28.729 --> 43:30.646
‫یه هوس گذرا نبود.

43:31.354 --> 43:33.436
‫من بابات و بو رو
‫تقریباً تو یه دوره دیدم.

43:33.437 --> 43:35.979
‫جفتشون رو… دوست داشتم.

43:36.479 --> 43:39.103
‫بابات رو انتخاب کردم.
‫از این بابت… پشیمون نیستم.

43:39.104 --> 43:42.187
‫بعدش چی، همین‌طوری…
‫زدی زیر قولت یا…

43:43.604 --> 43:45.103
‫بو رو هم دوست داشتم.

43:45.104 --> 43:48.811
‫گور بابای بو!
‫چرا اینو بهم نگفتی؟

43:48.812 --> 43:51.729
‫چون اصلاً به تو هیچ ربطی نداره.

43:56.437 --> 44:00.853
‫تو گذاشتی با این باور بزرگ بشم که
‫می‌شه… یه ازدواج سی‌ساله‌ی پایدار داشت،

44:00.854 --> 44:03.020
‫که توش فقط به
‫یه نفر پایبند باشی.

44:03.021 --> 44:06.686
‫خب این فوق‌العاده نیست؟ این که
‫تونستی با این باور زندگی کنی قشنگ نیست؟

44:06.687 --> 44:08.103
‫نه وقتی که همه‌ش دروغ باشه.

44:08.104 --> 44:10.353
‫دروغ نیست. این موضوع
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه.

44:10.354 --> 44:13.229
‫گند می‌زنه به تمام
‫اون چیزایی که من…

44:15.729 --> 44:18.436
‫دیگه چی؟ دیگه چیو
‫دارین… ازم قایم می‌کنین؟

44:18.437 --> 44:22.936
‫من نمی‌ذارم… نمی‌ذارم این راز
‫رو با خودت به گور ببری. من…

44:22.937 --> 44:24.936
‫برام مهم نیست که
‫می‌خواین ازم محافظت کنین.

44:24.937 --> 44:29.311
‫همین… همین الان بهم میگی، از چه
‫چیزای دیگه‌ای دارین ازم محافظت می‌کنین.

44:31.521 --> 44:32.521
‫مامان.

44:35.729 --> 44:37.021
‫مامان.

44:39.354 --> 44:40.354
‫مامان؟

44:42.937 --> 44:47.811
‫مامان. مامان. مامان.
‫مامان. مامان. مامان.

45:04.562 --> 45:06.436
- کیرتوش!
- وای! اون چی بود؟

45:06.437 --> 45:09.478
‫تو منو کشوندی اینجا، مگه نه؟

45:09.479 --> 45:12.145
- ‫ولم کن!
- داری چه غلطی می‌کنی؟

45:12.146 --> 45:14.104
‫لعنتی!

45:17.771 --> 45:22.396
‫یه چیز زنده. یه چیز
‫مرده. پورشا، تمومش کن!

45:23.271 --> 45:25.146
‫یه چیز دزدی.

45:28.021 --> 45:29.937
‫یه چیز قرمز.

45:33.854 --> 45:37.773
[یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته]

45:37.798 --> 45:43.319
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

45:43.396 --> 45:45.436
‫چه بلایی سرم آوردی؟

45:45.461 --> 45:50.929
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

45:50.954 --> 45:59.063
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

45:59.088 --> 46:08.602
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
