WEBVTT

00:15.284 --> 00:18.356
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:25.325 --> 00:32.479
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:38.396 --> 00:45.454
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:59.382 --> 01:07.232
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

01:09.187 --> 01:10.146
‫خوبه.

03:30.979 --> 03:35.804
‫[سه روز تا گفتن «بله»]

03:39.354 --> 03:46.371
‫[ببخشید فکر کردم
‫می‌خوای منو بکشی]

03:47.062 --> 03:51.228
‫نمی‌دونی برام چقدر ارزشمنده که
‫همه‌تون منو توی خانواده‌تون جا دادین،

03:51.229 --> 03:55.811
‫و فقط می‌خواستم بگم مرسی.

03:55.812 --> 03:57.187
‫و، ام…

03:58.271 --> 04:01.020
‫هیچی. فقط… امیدوارم ببخشینم.

04:04.979 --> 04:07.728
‫دیگه خیلی با این‌جور
‫اسباب‌بازی‌ها حال نمی‌کنم.

04:07.729 --> 04:10.770
‫من یه دوربین فیلم‌برداری
‫می‌خوام. یه خوبش.

04:10.771 --> 04:15.062
‫اوه، خب من… نه… بیشتر
‫یه جور حرکت نمادین بود.

04:16.604 --> 04:18.146
‫به جاش توی یه کارت بنویس.

04:19.729 --> 04:22.103
‫این واقعاً فکر خوبیه.

04:22.104 --> 04:24.562
‫کلی کارت توی کشوی خرت‌وپرت‌هاست.

04:32.104 --> 04:33.021
‫مرسی.

05:13.812 --> 05:15.353
‫ببخشید، خانم.

05:15.354 --> 05:16.937
‫ریدم تو خودم!

05:26.854 --> 05:29.395
‫سلام. با کی حرف می‌زدی؟

05:29.396 --> 05:32.645
‫رو خط موندم با… ام… بخش
‫جراحی مغز توی جانز هاپکینز.

05:32.646 --> 05:34.978
‫با یه بنده‌خدایی تو یوسی‌اس‌اف
‫حرف زدم. یه کصکش به تمام معناست.

05:34.979 --> 05:37.811
‫ولی یه جراح معروف جهانی تو پاریس
‫هست می‌خوام بعدی با اون تماس بگیرم.

05:37.812 --> 05:39.854
‫- یه سری تحقیقات جدید امیدوارکننده داره.
‫- چرا؟

05:41.021 --> 05:42.311
‫برای کمک به مامانم.

05:42.312 --> 05:44.228
‫عزیزم، فکر نمی‌کنم
‫اون دنبال کمک باشه.

05:44.229 --> 05:46.520
‫می‌دونی چی فهمیدم؟
‫این یه تومور مغزیه.

05:46.521 --> 05:50.603
‫می‌دونی، فکر کنم توموره…
‫داره با ذهنش بازی می‌کنه.

05:50.604 --> 05:52.771
‫برای همین… قوه
‫تعقلش رو مختل کرده.

05:53.354 --> 05:55.770
‫می‌دونی، فقط… همه‌
‫چی با عقل جور میگه.

05:55.771 --> 05:57.353
‫می‌دونی، حالش خوبه.

05:57.354 --> 05:59.103
‫کاملاً مثل خودشه،

05:59.104 --> 06:02.729
‫جز اون یه تصمیم دیوانه‌واری
‫که گرفته، و من فقط…

06:06.812 --> 06:08.396
‫لازم نیست که بمیره.

06:09.312 --> 06:12.311
‫اون فقط بهترین جراح
‫مغز دنیا رو لازم داره.

06:12.312 --> 06:14.895
‫و نمی‌دونم چرا جولز همه
‫آشناهاش رو نمی‌ریزه وسط.

06:14.896 --> 06:17.395
‫راستش شاید یکی رو بشناسه که
‫اون دکتره تو سینای رو می‌شناسه.

06:17.396 --> 06:20.061
‫- برو دوش بگیر و آماده شو.
‫- وسط یه کاریم.

06:20.062 --> 06:21.436
‫- این خیلی مهمه!
‫- نیکی.

06:21.437 --> 06:23.478
‫برای من مهم‌ترین چیزه.

06:26.021 --> 06:27.353
‫بیا عروسی رو عقب بندازیم.

06:30.479 --> 06:31.478
‫جدی میگی؟

06:31.479 --> 06:34.437
‫نه، تا که بتونی روی مهم‌ترین
‫چیز تو زندگیت تمرکز کنی.

06:35.062 --> 06:37.020
‫من منظورم اونجوری نبود. من…

06:37.021 --> 06:40.853
‫منم اونجوری نمیگم. منظورم اینه
‫مامانت یه چیز خیلی سنگین ریخت رو دلت،

06:40.854 --> 06:44.396
‫و آره، از عروسی مهم‌تره. و…

06:45.896 --> 06:50.396
‫نمی‌دونم. شاید بهتره ما تو
‫همچین شرایطی ازدواج نکنیم.

06:56.396 --> 06:57.603
‫بیا اینجا.

07:09.521 --> 07:10.521
‫این کیه؟

07:11.312 --> 07:12.561
‫هوم؟

07:12.562 --> 07:14.187
‫این فسقلیه کیه؟

07:14.687 --> 07:16.437
‫عه...

07:17.896 --> 07:23.353
‫این معذرت‌خواهی ابلهانه منه برای اینکه با
‫بی‌تدبیری راز خانوادگی‌تون رو کشیدم بیرون.

07:26.021 --> 07:28.228
‫می‌تونیم طبق برنامه
‫همین هفته عروسی کنیم.

07:28.229 --> 07:30.562
‫این قضیه برای ما
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه.

07:31.062 --> 07:31.979
‫آره.

07:33.979 --> 07:35.479
‫ولی یه‌جورایی…

07:37.604 --> 07:39.021
‫خیلی چیزا رو عوض می‌کنه.

07:41.271 --> 07:43.562
‫نمی‌ذارم مانع عروسیمون بشه.

07:47.437 --> 07:48.437
‫من کنارتم.

07:50.562 --> 07:52.437
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم. کنارتم.

07:52.937 --> 07:54.228
‫تا ابد؟

07:54.229 --> 07:55.187
‫تا ابد.

07:57.562 --> 07:58.728
‫چی؟ اوه! پورشا!

07:58.729 --> 08:00.811
‫لباس کو؟ باید
‫اندازه‌ش اصلاح بشه.

08:00.812 --> 08:03.436
‫من ۵۰۰ تا کار دارم.
‫نیکی، دست از سرش بردار!

08:03.437 --> 08:05.353
‫و یارو میزی فقط
‫هشت‌تا میز آورد...

08:05.354 --> 08:06.645
‫- نیکی، بس کن. اییی!
‫- دارم کمک می‌کنم.

08:06.646 --> 08:09.479
‫- کیترینگ منو نهایی رو می‌خواد.
‫- خب بذار کمک کنم.

08:10.479 --> 08:11.312
‫چی؟

08:11.896 --> 08:12.854
‫بذار کمکت کنم.

08:13.687 --> 08:15.186
‫لباس اونجاست.

08:15.187 --> 08:17.354
‫کت‌وشلوار نیکی هم
‫همونجاست. دیگه چی می‌خوای؟

08:19.521 --> 08:22.020
‫راستی، پورشا هنوز فرصت
‫نکردم تشکر کنم بابت...

08:22.021 --> 08:23.770
‫کیکت رو دیدم.

08:23.771 --> 08:25.437
‫- آره.
‫- و کارت رو خوندم.

08:26.187 --> 08:28.478
‫می‌دونی چی عجیبه؟
‫باید یه چیزی ازت بپرسم.

08:28.479 --> 08:30.771
‫تو فکر کردی می‌خوایم بکشیمت؟

08:31.354 --> 08:34.103
‫بهت برنخوره ها، ولی این واقعاً
‫یه نتیجه‌گیری کاملاً احمقانه‌ست.

08:34.104 --> 08:36.228
‫کسی تا حالا خواسته بود
‫بکشدت یا همچین چیزی؟

08:36.229 --> 08:38.978
‫- نه. نه.
‫- پس چرا همچین فکری کردی؟

08:38.979 --> 08:41.270
‫مغزم این‌جوری کار می‌کنه دیگه.

08:45.021 --> 08:50.146
‫مثلاً همین الآن… حس می‌کنم
‫یه نفر پشت این در وایستادـه.

09:01.854 --> 09:03.521
‫تو رو گوگل کردم، می‌دونی؟

09:04.271 --> 09:05.896
‫انگار اصلاً وجود نداری.

09:08.771 --> 09:12.145
‫نه شبکه اجتماعی، نه لینکدینی،
‫حتی آمار ورزش دبیرستان هم نداری.

09:12.146 --> 09:14.228
‫یا ورزش نکردی، یا افتضاح بودی.

09:14.229 --> 09:15.853
‫من راستش تو خونه درس خوندم.

09:15.854 --> 09:20.061
‫پس ورزش من این بود که سعی
‫کنم زیادی عجیب‌غریب به نظر نیام.

09:20.062 --> 09:22.311
‫که فکر نمی‌کنم موفق شده باشم.

09:22.312 --> 09:24.645
‫آره، من دقیقاً برعکس توام.

09:24.646 --> 09:26.646
‫هیچ‌وقت فکر نکردم
‫کسی دنبال کشتنمه.

09:33.062 --> 09:36.228
‫- واو، کی همه اینا رو آوردن؟
‫- هی. هی.

09:36.229 --> 09:40.061
‫این چیه؟ قرار بود
‫چوب سرو لایو-اج باشه.

09:40.062 --> 09:41.353
‫این‌ها شبیه یه تیکه
‫چوب معمولی‌ان!

09:41.354 --> 09:44.520
‫این یه عروسی شیکه،
‫نه فیلم پروژه جادوگر بلر.

09:44.521 --> 09:46.770
‫این همونیه که سفارش
‫دادین. چوب راش روستیک.

09:46.771 --> 09:48.395
‫چوب راش روستیک.

09:48.396 --> 09:50.895
‫یه نگاه دوروبرت بنداز. من
‫که ساحل نمی‌بینم این‌جا… ام…

09:50.896 --> 09:53.895
‫تم عروسی جنگل عشقه.
‫می‌تونم با دومینیک حرف بزنم؟

09:53.896 --> 09:56.811
‫بعد از تایید کارش مشاوره
‫نمیده. شما تایید کردین.

09:56.812 --> 09:59.686
‫نه، من اینو تایید نکردم. این اصلاً
‫اون تصویری نیست که من داشتم.

09:59.687 --> 10:01.811
‫هی، پورشا. بیا ببین.

10:01.812 --> 10:05.186
‫به نظرم… راستش این…
‫این در نهایت قشنگ درمیاد.

10:05.187 --> 10:06.478
‫- نه.
‫- چرا، می‌شه. قشنگ می‌شه.

10:06.479 --> 10:08.311
‫این‌جا یه کاری می‌کنن.

10:08.312 --> 10:10.770
‫و فکر کنم، یعنی، یه برنامه
‫دارن. شما برنامه دارین، درسته؟

10:10.771 --> 10:12.020
‫معلومه که داریم.

10:12.021 --> 10:13.811
‫این چوب میره اونجا،
‫اون یکی هم میره اون‌طرف.

10:13.812 --> 10:16.020
‫- من بهش انعام نمیدم.
‫- یه قوس درست می‌کنه.

10:16.021 --> 10:19.270
‫پورشا، فکر کنم گل‌ها
‫خیلی هم قشنگ شدن.

10:19.271 --> 10:22.854
‫- فکر کنم اونم خوشگل...
‫- ریچل، اینا گل نیستن.

10:24.729 --> 10:25.562
‫اممم... چی؟

10:26.187 --> 10:29.353
‫خب اینا مصنوعی‌ان. مصنوعی‌ان.
‫واقعی‌ها روز مراسم می‌رسن.

10:29.354 --> 10:31.646
‫چی؟ پورشا، این دیوونگیه.

10:32.396 --> 10:34.145
‫این‌ها… این‌ها خیلی
‫خوب چیده شدن.

10:34.146 --> 10:36.021
‫آماده‌ان. چرا همینا
‫رو استفاده نکنیم؟

10:37.771 --> 10:40.520
‫معلومه که باید گل
‫واقعی باشه، ریچل.

10:40.521 --> 10:42.978
‫می‌خوای عروسی‌ت شبیه
‫سالن انتظار بیمارستان باشه؟

10:42.979 --> 10:46.270
‫وای، این چیدمانو از قبل
‫درست کردم که ببینم چطوره.

10:46.271 --> 10:49.270
‫ما همیشه عروسی زمستونی تو
‫سامرهوس رو تصور می‌کردیم.

10:49.271 --> 10:50.978
‫کلی کل‌کل کردیم سر تم رنگی.

10:50.979 --> 10:52.561
‫زنگ‌ رز، مریم‌گلی،
‫همیشه‌سبز.

10:52.562 --> 10:56.312
‫ولی این‌جا زنگ‌ رز خیلی زیاده
‫و مریم‌گلی کمه. بیا، اینا رو بگیر.

10:57.354 --> 10:59.062
‫به نظرم…

10:59.687 --> 11:01.520
‫از نظر من که تقریباً بی‌نقصن.

11:01.521 --> 11:03.270
‫در خصوص گل‌ها به
‫تو یکی نمیشه اعتماد کرد.

11:03.271 --> 11:05.396
‫تو سوسن سفید آوردی،
‫گل مراسم خاکسپاری.

11:07.354 --> 11:09.853
‫- تف‌توش.
‫- خب معلومه نمی‌دونستی.

11:09.854 --> 11:13.061
‫ظاهراً بچگی‌تو تو یه گوشه دنیا مشغول
‫درس خوندن تو خونه بودی یا هرچی.

11:15.479 --> 11:16.896
‫اوه‌هو.

11:19.562 --> 11:22.061
‫- مرسی.
‫- راستش من اصلاً نمی‌تونم درکت کنم.

11:22.062 --> 11:24.270
‫ندیمه‌ات کیه؟ آهنگ ورودت چیه؟

11:24.271 --> 11:26.103
‫کسی رو داری که
‫دستتو بگیره ببرتت جلو؟

11:26.104 --> 11:27.686
‫باشه پورشا، تو واقعاً… تو…

11:27.687 --> 11:30.895
‫- لازم نیست این‌قد نگران باشی.
‫- چرا بایدم نگران باشم.

11:30.896 --> 11:33.771
‫چون تو نگران نیستی، و
‫یکی باید نگران این چیزا باشه.

11:34.354 --> 11:35.187
‫باشه.

11:39.521 --> 11:41.687
‫باشه. من…

11:43.021 --> 11:44.811
‫خودم تنهایی می‌رم جلو.

11:44.812 --> 11:50.812
‫نمی‌دونم… نمی‌دونم هنوز چه آهنگی،
‫ولی قول میدم… یکی انتخاب می‌کنم.

11:52.312 --> 11:53.146
‫باشه؟

11:54.562 --> 11:56.271
‫قبول می‌کنی ندیمه‌ام بشی؟

11:59.021 --> 12:00.521
‫این لطف رو برام می‌کنی؟

12:02.979 --> 12:06.395
‫کیترینگ زنگ زد گفته انتخاب
‫نهایی غذای همه رو ندارن، پس…

12:06.396 --> 12:07.603
‫خب. عالیه.

12:07.604 --> 12:11.020
‫پس از همه اینجا می‌پرسم چی
‫می‌خوان. گزینه‌ها چی هستن؟

12:11.021 --> 12:11.936
‫مرغ یا ماهی.

12:11.937 --> 12:14.603
‫- خب. گزینه گیاهی؟
‫- آتیشت می‌زنم ها.

12:14.638 --> 12:21.598
‫[یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته]

12:22.604 --> 12:25.520
‫بیا تو. کمکم کن.

12:30.104 --> 12:32.478
‫به نظرت کدومش بهتر…

12:32.479 --> 12:33.395
‫خدای من.

12:33.396 --> 12:34.437
‫…سر زندگیش رو نشون میده؟

12:39.729 --> 12:41.062
‫چقدر بامزه‌ست.

12:43.437 --> 12:44.604
‫این یکی.

12:45.354 --> 12:47.936
‫اوه! اوه، از تو عکسی ندارم.

12:47.937 --> 12:50.645
‫- نه بابا. مهم نیست. واقعاً اوکیه.
‫- نه‌نه، نه‌نه.

12:50.646 --> 12:52.145
‫نه نه نه نه، خواهش می‌کنم. من…

12:52.146 --> 12:55.021
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم.
‫فقط می‌خواستم بپرسم…

12:55.521 --> 12:56.646
‫که می‌خوای ...

12:58.187 --> 13:00.020
‫برای عروسی مرغ بخوری یا ماهی؟

13:00.021 --> 13:02.978
‫می‌خوام با کل خونوادم خاک بشم.

13:14.854 --> 13:15.771
‫می‌خوایش؟

13:16.312 --> 13:19.645
‫دارم… دارم دلبستگیم رو
‫به همه‌چی می‌ذارم کنار.

13:19.646 --> 13:21.187
‫- مرسی.
‫- اوهوم.

13:24.937 --> 13:27.270
‫می‌دونی دکتر کانینگهام کجاست؟

13:27.271 --> 13:30.354
‫احتمالاً تو دخمه‌شه
‫روی اون سگ کار می‌کنه.

13:31.646 --> 13:35.812
‫حالا که کار قبر تموم شده، باید
‫یه چیز جدید پیدا کنه بچسبه بهش.

13:36.396 --> 13:41.396
‫خب، اگه دوست داره روزای آخرشو
‫این‌جوری کنار من بگذرونه، اشکالی نداره.

13:49.104 --> 13:50.771
‫میشه یه چیزی بپرسم؟

13:51.812 --> 13:53.521
‫فکر می‌کنی بقیه

13:55.187 --> 13:57.979
‫حالشون خوبه؟ یعنی با…

14:00.271 --> 14:01.271
‫…با مرگت؟

14:02.146 --> 14:05.021
‫خب… چطور می‌تونه خوب باشه؟ یعنی…

14:06.312 --> 14:08.770
‫خب، می‌تونن با هم
‫راجع بهش حرف بزنن.

14:08.771 --> 14:11.186
‫می‌تونن تکیه کنن به هم.

14:11.187 --> 14:13.603
‫می‌تونن با خودت
‫درباره‌اش حرف بزنن.

14:16.312 --> 14:19.645
‫برای همچین موقعیت‌هایی
‫دولاهایی هست، کسی که کمک کنه...

14:16.354 --> 14:19.622
‫[نقطه مقابل قابله‌ها هستن... به جای کمک به تولد، به راحت‌تر مردن افراد کمک می‌کنند]

14:19.646 --> 14:21.062
‫تو باهاش کنار اومدی؟

14:23.687 --> 14:25.311
‫با چی؟ با مرگت؟

14:25.312 --> 14:27.646
‫با مال خودت. با
‫مرگ مادرت منظورمه.

14:30.021 --> 14:33.479
‫مامانم قبل از این که بشناسمش مرد.
‫چیزی برای کنار اومدن نمونده بود.

14:38.646 --> 14:39.896
‫خب، می‌دونم که

14:40.979 --> 14:42.729
‫بدون مادر بزرگ شدی.

14:43.229 --> 14:47.353
‫ولی ساده‌لوحانه‌ست که فکر
‫کنی چون مادرت رو نمی‌شناختی،

14:47.354 --> 14:48.895
‫نیازی نیست با این
‫چیزا روبه‌رو شی.

14:48.896 --> 14:51.436
‫اگه چشماتو خیلی محکم
‫ببندی از بین نمیرن.

14:51.437 --> 14:58.894
‫تو همین‌جوری یهو ظاهر
‫نشدی. از یه جایی اومدی…

14:58.919 --> 15:03.062
‫و وقتی بمیری، یه جایی
‫رو هم پشت سرت می‌ذاری.

15:04.271 --> 15:06.854
‫«چیزی نمونده بود»؟

15:07.687 --> 15:09.104
‫تو همون چیزی هستی که مونده.

15:15.479 --> 15:16.437
‫من هر دوشو می‌خوام.

15:17.521 --> 15:19.104
‫مرغ و ماهی. چرا که نه؟

16:13.479 --> 16:15.686
‫نباید تو وان بخوابی.

16:15.687 --> 16:17.228
‫نخوابیده بودم.

16:17.229 --> 16:19.561
‫یه بار مجبور شدم به یه دختر
‫توی دانشگاه احیای قلبی بدم.

16:19.562 --> 16:21.645
‫فشار سینه و همه اون
‫کارها رو براش کردم.

16:21.646 --> 16:23.436
‫آره، همون چیزیه که
‫بهش میگن احیای قلبی.

16:23.437 --> 16:25.021
‫دختره غرق شد، جولز.

16:26.104 --> 16:27.021
‫حدس بزن چطور؟

16:27.604 --> 16:29.561
‫تو وان خوابش برده بود.

16:29.562 --> 16:31.686
‫می‌دونم. قبلاً هم گفتیش.

16:31.687 --> 16:34.562
‫من همین الانش هم تمام
‫سرگذشت تو از حفظ بلدم.

16:35.271 --> 16:38.311
‫می‌خوای بدونی چرا ریچل
‫فکر کرد می‌خوایم بکشیمش؟

16:38.312 --> 16:42.770
‫چه‌بدونم. این یه مرگشه دیگه.

16:42.771 --> 16:45.062
‫حدس می‌زنم همینو دوست داری، نه؟

16:47.396 --> 16:48.562
‫اون داستان مردِ متاسف تو.

16:53.021 --> 16:57.520
‫نل، چی باعث می‌شه وقتی
‫من آروم تو وان نشستم،

16:57.521 --> 17:02.311
‫تو بیای تو و بگی «بذار با
‫خلال‌دندون جولز رو هی بزنم،

17:02.312 --> 17:03.686
‫تا از خون‌ریزی بمیره»؟

17:03.687 --> 17:06.104
‫کنار تو بودن اینجوریه.

17:06.604 --> 17:09.145
‫پورشاست که بهش داستان
‫مرد متاسف رو گفته.

17:09.146 --> 17:11.728
‫پورشا همیشه باید
‫مرکز توجه باشه.

17:11.729 --> 17:15.603
‫پورشا همه‌چی رو خراب کرد.
‫که هیچ‌کس هیچ‌وقت چیزی گردنش نمی‌ندازه.

17:18.604 --> 17:19.562
‫باشه هرچی.

17:20.604 --> 17:21.978
‫حالا هرچی.

17:21.979 --> 17:23.437
‫هرچی.

17:24.229 --> 17:28.646
‫و تقصیر من نیست که نیکی تو
‫کف دخترای داغون و خودشیفته‌ست.

17:29.229 --> 17:32.020
‫اون رسماً کشته‌مرده‌ی
‫دختراییه که ازش سواری میگیرن.

17:32.021 --> 17:33.978
‫خیال می‌کنه می‌تونه آدمشون کنه.

17:36.437 --> 17:38.604
‫من فقط می‌خوام یه
‫کم آرامش داشته باشم.

17:39.312 --> 17:43.354
‫چرا گند می‌زنی به آرامشم؟

17:44.854 --> 17:46.187
‫وقت حمومه.

18:09.937 --> 18:11.521
‫قدیما مهربون‌تر بودی.

18:12.146 --> 18:15.478
‫آخی عزیزم، آدم مهربون می‌خوای؟
‫باید با اون یکی ازدواج می‌کردی.

18:17.854 --> 18:20.979
‫ولی قضیه همینه، نلی.
‫تو آدم مهربون نمی‌خوای.

18:21.604 --> 18:23.479
‫چون، نمی‌خوام تو ذوقت بزنما…

18:24.021 --> 18:26.520
‫ولی خودتم واقعاً
‫آدم مهربونی نیستی.

18:26.521 --> 18:29.686
‫و اصلاً نمی‌تونستی تحمل کنی که
‫ببینی نیکی همه‌ش داره تو سری می‌خوره.

18:29.687 --> 18:32.978
‫تو کسی رو می‌خوای
‫که جواب پس بده. حقیقته.

18:32.979 --> 18:34.811
‫بعضی وقتا مهربونی هم می‌چسبه.

18:34.812 --> 18:36.395
‫خب، منم بعضی وقتا مهربونم.

18:41.896 --> 18:42.729
‫چیه؟

18:43.604 --> 18:44.479
‫بگو.

18:46.271 --> 18:49.353
‫مگه تو عهد ازدواجمون همینو نگفتیم؟
‫که تحت هر شرایطی با هم صادق باشیم؟

18:49.354 --> 18:52.271
‫عه! چقدرم که به عهدمون
‫پایبند موندیم، مگه نه؟

18:53.437 --> 18:54.271
‫بگو.

19:00.479 --> 19:01.854
‫بگو.

19:05.687 --> 19:06.604
‫بگو.

19:13.354 --> 19:14.271
‫بگو.

19:16.937 --> 19:17.896
‫یا زیر آب خفه‌م کن.

19:23.187 --> 19:24.104
‫خفه‌م کن.

19:25.437 --> 19:27.687
‫آره. آره.

19:28.271 --> 19:32.229
‫آره. آره. آره.

19:37.812 --> 19:40.686
‫عه، ببخشید. وای خدای من. وای
‫خدای من. ببخشید. معذرت می‌خوام.

19:40.687 --> 19:43.187
‫نه. نرو. یه لحظه.

19:57.396 --> 20:00.062
‫باشه. می‌خوای به زبون بیارمش.

20:00.729 --> 20:02.937
‫مادرت تا یه ماه دیگه میمیره،

20:03.646 --> 20:05.229
‫و تو اصلاً با این
‫قضیه کنار نیومدی.

20:05.729 --> 20:08.270
‫تو کلاً با هیچ‌چیزی درست
‫کنار نیومدی، مگه نه؟

20:08.271 --> 20:12.853
‫نه با اون ازدواج ناموفق قبلیت، نه
‫با این کصشعرای حسادت برادرانه،

20:12.854 --> 20:15.561
‫و نه با اون قاتل زنجیره‌ای
‫شاید خیالی و شاید واقعیت

20:15.562 --> 20:17.895
‫که از وقتی هم‌سن جود
‫بودی دست از سرت برنداشته،

20:17.896 --> 20:20.479
‫که اتفاقاً دقیقاً همون سنی‌ـه که توش
‫متوقف شدی و دیگه بزرگ نشدی.

20:21.062 --> 20:23.896
‫باید یه فکری به حال
‫گوه‌کاریات بکنی، باشه؟

20:24.646 --> 20:27.937
‫چون کم‌کم همه‌چیز دور
‫و برت از چنگت درمیاد.

20:29.937 --> 20:32.104
‫دلت می‌خواد پسرت هم یکی
‫بشه لنگه‌ی خودت، جولیان؟

20:35.396 --> 20:37.228
‫بله! چی‌کار داری؟

20:37.229 --> 20:40.478
‫ببخشید. نمی‌خواستم خلوتتون رو به هم بزنم.
‫فقط… راستش… موضوع خیلی مسخره‌ست.

20:40.479 --> 20:41.978
‫حواسم نبود تو حمومه.

20:41.979 --> 20:44.103
‫اون کارت خیلی قشنگ بود،
‫همون کاری که با کیک کردی.

20:44.104 --> 20:46.270
‫واقعاً قشنگ بود. نلی کلاً
‫از آدمای مهربون خوشش میاد.

20:46.271 --> 20:48.603
‫محلش نده. راز یه
‫ازدواج موفق همینه.

20:48.604 --> 20:50.520
‫راستش خیلی مسخره‌ست.
‫مسئول تشریفات می‌خواد بدونه

20:50.521 --> 20:52.603
‫واسه شام عروسی،
‫مرغ می‌خورین یا ماهی.

20:52.604 --> 20:53.561
‫امم، مرغ.

20:53.562 --> 20:55.896
‫ریچل، تو متن عهدت رو نوشتی؟

20:57.062 --> 20:59.811
‫امم، نه، هنوز نه. من…

20:59.812 --> 21:01.896
‫- هنوز ننوشتم.
‫- راز یه ازدواج موفق اینه.

21:03.521 --> 21:09.146
‫من و نلی تو عهدمون قول دادیم که همیشه با
‫هم صادق باشیم، واسه همین کاملاً جدی میگم:

21:09.729 --> 21:13.145
‫«عزیزم، بعضی وقتا تو خیال‌بافی‌هام
‫می‌بینم یکی رو اجیر کردم که تو رو بکشه.»

21:13.146 --> 21:14.687
‫آخی، عزیزم.

21:17.396 --> 21:21.145
‫یعنی حتی تو خیال‌بافی‌هات هم
‫خودت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی؟

21:27.646 --> 21:30.146
‫ماهیش چیه، و مرغش
‫چه‌جوری پخته می‌شه؟

21:30.729 --> 21:31.645
‫نمی‌دونم.

21:31.646 --> 21:34.603
‫نمی‌دونی؟ آخه تا اطلاعاتم
‫کامل نباشه نمی‌تونم تصمیم بگیرم.

21:34.604 --> 21:36.771
‫کرم نریز. ایشون
‫همون ماهی رو می‌خوره.

21:40.271 --> 21:42.271
‫واقعاً باید متن عهدت رو بنویسی.

21:46.312 --> 21:47.437
‫- ببخشید.
‫- ببخشید.

21:50.021 --> 21:52.436
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

21:52.437 --> 21:53.396
‫این تو چیه؟

21:54.062 --> 21:55.186
‫جود.

21:55.187 --> 21:56.561
‫برات یه چیزی گرفتم.

21:56.562 --> 21:58.478
‫فکر کنم یکی اون توئه.

21:58.479 --> 22:00.521
‫- ها؟
‫- فکر کنم یکی اون توئه.

22:01.479 --> 22:03.603
‫هی. نه، چیزی نیست.

22:03.604 --> 22:06.729
‫من… منم می‌دونم چه حسی داره،
‫ولی کسی… کسی اون پشت نیست.

22:07.604 --> 22:09.521
‫پس چرا باید قفل باشه؟

22:11.312 --> 22:12.146
‫بیا.

22:12.771 --> 22:14.104
‫دیدی؟

22:14.979 --> 22:18.728
‫نمی‌دونم، ولی بعضی وقتا
‫بهتره آدم در قفل رو باز نکنه،

22:18.729 --> 22:22.604
‫چون ممکنه اون تو چیزی باشه
‫که به کار تو نمیاد. هی، ببین.

22:24.521 --> 22:25.562
‫هوم؟

22:27.469 --> 22:28.271
‫آره؟

22:28.771 --> 22:30.770
‫یعنی، الان دیگه نو و قشنگ نیست،

22:30.771 --> 22:34.103
‫ولی خب، یه زمانی برای
‫خودش نو و قشنگ بوده. پس…

22:34.104 --> 22:35.686
‫بریم، رفیق.

22:35.687 --> 22:36.853
‫اینم واسه خودش چیزیه.

22:40.415 --> 22:46.749
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

22:48.187 --> 22:51.311
‫به خاطر تومور مغزی
‫نمی‌تونه درست فکر کنه.

22:51.312 --> 22:52.478
‫داری جا می‌زنی؟ همین؟

22:52.479 --> 22:54.561
‫- یعنی کلاً بیخیال…
‫- ببخشید.

22:54.562 --> 22:59.645
‫…یه ازدواج ۴۰ ساله، جون یه
‫آدم، جون مامان و خانواده‌ت شدی؟

22:59.646 --> 23:01.853
‫تو فقط… بیخیال
‫شدی. داری جا می‌زنی.

23:01.854 --> 23:03.687
‫من جا نزدم، نیکی.

23:05.729 --> 23:09.021
‫امم… تو زندگی مشترک ما،
‫تصمیمات رو با هم میگیریم.

23:09.687 --> 23:12.978
‫من فقط نظاره‌گر تصمیم مادرت
‫نیستم. منم بخشی از این تصمیمم.

23:12.979 --> 23:14.646
‫من پشت همسرم وایسادم.

23:17.104 --> 23:18.978
‫دارم از آخرین لحظاتی که باهاش
‫دارم نهایت استفاده رو می‌برم،

23:18.979 --> 23:21.645
‫و سنتی رو ادامه میدم که
‫پدرش پایه‌گذاری کرده بود.

23:21.646 --> 23:23.061
‫ببخشید، با پوست کندن یه سگ؟

23:23.062 --> 23:23.937
‫ریچل.

23:30.937 --> 23:32.271
‫شما نامزد کردین.

23:34.979 --> 23:35.979
‫به ما زنگ زدین.

23:36.854 --> 23:38.478
‫نمی‌خواستین یه
‫عروسی بزرگ بگیرید.

23:38.479 --> 23:41.229
‫فقط می‌خواستین اینجا با خانواده
‫یه مراسم ساده داشته باشین.

23:41.812 --> 23:43.396
‫مادرت خیلی خوشحال شد.

23:44.187 --> 23:45.853
‫نمی‌خواست عروسی‌تون رو خراب کنه،

23:45.854 --> 23:48.603
‫واسه همین این برنامه رو
‫گذاشت برای بعد از عروسی.

23:48.604 --> 23:52.811
‫دور هم جمع کردن خانواده خیلی
‫سخته، و این قراره آخرین جشن اون باشه.

23:52.812 --> 23:55.686
‫این، امم… آخرین آرزوشه.

23:55.687 --> 23:58.520
‫و شما دو تا قرار نیست اینو
‫براش خراب کنین. مفهومه؟

23:58.521 --> 24:01.395
‫این قضیه به همه‌ی ما مربوط
‫می‌شه. فقط تصمیم اون نیست.

24:01.396 --> 24:03.979
‫مفهومه؟! خیلی خب، چطوری
‫می‌تونم یه جلسه‌ی خانوادگی تشکیل بدم؟

24:05.562 --> 24:07.978
‫یه چی؟ جلسه‌ی خانوادگی.
‫چطوری باید ترتیبش رو بدم؟

24:07.979 --> 24:08.979
‫اصلاً من می‌تونم همچین کاری بکنم؟

24:10.854 --> 24:13.561
‫بازم، بابت سوتفاهمی که پیش
‫اومده خیلی معذرت می‌خوام.

24:13.562 --> 24:15.686
‫و شایدم با این کارم دارم کاملاً
‫پام رو از گلیمم درازتر می‌کنم،

24:15.687 --> 24:19.145
‫ولی خب فکر می‌کردم
‫خانواده‌های صمیمی‌ای مثل شما

24:19.146 --> 24:22.271
‫بتونن راحت درباره‌ی
‫احساساتشون با همدیگه حرف بزنن.

24:23.021 --> 24:26.603
‫می‌دونم که هنوز با مناسبات این خانواده
‫آشنا نیستم، ولی خب… متوجه شدم که

24:26.604 --> 24:29.520
‫برنامه‌تون این بوده
‫که از عروسی ما

24:29.521 --> 24:33.686
‫به‌عنوان یه جور مراسم
‫ختم پیش‌از‌مرگ استفاده کنین.

24:33.687 --> 24:36.145
‫اما از اونجایی که بیشترتون
‫هنوز با این قضیه کنار نیومدین،

24:36.146 --> 24:39.478
‫الان این عروسی تبدیل شده
‫به یه سرپوش به‌شدت استرس‌زا

24:39.479 --> 24:42.354
‫برای فرار از واقعیتی
‫که داره اتفاق می‌افته.

24:42.979 --> 24:48.187
‫و فکر می‌کنم شاید بهتره یه
‫فکری به حالش بکنیم، وگرنه…

24:50.104 --> 24:52.062
‫اصلاً نباید عروسی‌ای در کار باشه.

24:52.771 --> 24:54.228
‫امم، اون نمی‌تونه
‫این کار رو بکنه.

24:54.229 --> 24:56.395
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.

24:56.396 --> 24:57.645
‫فقط بذار حرفش رو بزنه.

24:57.646 --> 25:00.478
‫اصلاً منطقی نیست که جوری
‫رفتار کنیم که انگار اتفاقی نیفتاده.

25:00.479 --> 25:03.561
‫اینکه بخواین مراسم مرگتون رو لابه‌لای عروسی ما جا
‫بدین اونم بدون اینکه اصلاً درموردش حرفی زده بشه،

25:03.562 --> 25:06.146
‫این… اون چیزی نمی‌شه
‫که خودتون می‌خواین.

25:07.312 --> 25:10.937
‫نظرتون چیه؟ می‌شه یه کاری کرد که
‫با همه‌ی این قضایا کنار بیایم؟ می‌شه…

25:11.729 --> 25:12.729
‫می‌شه امتحانش کنیم؟

25:13.771 --> 25:14.686
‫آره.

25:14.687 --> 25:17.728
‫آره، بیایین… بیایین
‫امتحانش کنیم بچه‌ها.

25:17.729 --> 25:19.603
‫اصلاً نمی‌فهمم منظورش چیه.

25:19.604 --> 25:23.686
‫نظرت اینه که عروسی رو به‌خاطر
‫اینکه مادرمون داره می‌میره به هم بزنید؟

25:23.687 --> 25:25.770
‫آخه این‌طوری یه نمه بی‌انصافیه.

25:25.771 --> 25:27.354
‫خیلی خب، خوبه.

25:27.854 --> 25:29.936
‫امم، نه، منظورم…
‫منظورم اصلاً این نبود.

25:29.937 --> 25:33.645
‫میگم به نظرم باید یه فضایی داشته
‫باشین تا بتونین احساساتتون رو بروز بدین،

25:33.646 --> 25:35.645
‫اونم قبل از عروسی، که
‫یه وقت همه‌چی خراب نشه

25:35.646 --> 25:38.978
‫و بتونین واقعاً با این قضیه
‫کنار بیاین و آرامش داشته باشین.

25:38.979 --> 25:40.353
‫و به نظرم شروع خوبی بود.

25:40.354 --> 25:41.686
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

25:41.687 --> 25:46.411
‫یعنی می‌خوای برامون جلسه‌ی خانواده‌درمانی
‫راه بندازی، اونم به سرپرستی خودت.

25:46.854 --> 25:48.853
‫قصد توهین ندارم، ولی
‫تو رسماً یه غریبه‌ای.

25:48.854 --> 25:51.686
‫خب مگه روان‌درمانگر هم
‫همون نیست؟ یه آدم غریبه؟

25:51.687 --> 25:53.061
‫مگه تو روان‌درمانگری؟

25:53.062 --> 25:55.645
‫- داره دکتراش رو میگیره.
‫- عه، تو چه رشته‌ای؟

25:55.646 --> 25:57.686
‫- روان‌شناسی رفتاری.
‫- یعنی روان‌درمانگری؟

25:57.687 --> 26:00.187
‫نه، من روان‌شناس
‫رفتاریم. امم، یعنی تقریباً.

26:00.771 --> 26:03.271
‫- تا حالا رفتار خودت رو هم تحلیل کردی؟
‫- جولز…

26:04.771 --> 26:06.853
‫- درست حرف بزن.
‫- دارم با احترام حرف می‌زنم که.

26:08.771 --> 26:12.770
‫قراره… قراره چی‌کار کنیم، ریچل؟
‫حلقه‌ بزنیم، دستای همو بگیریم و عر بزنیم؟

26:12.771 --> 26:16.395
‫خب، همونم… همونم
‫از هیچی بهتره. آره.

26:16.396 --> 26:18.687
‫داری از کجا دکترا میگیری؟

26:19.896 --> 26:20.936
‫دانشگاه ایلینوی.

26:20.937 --> 26:24.311
‫- ا ، من می‌رفتم نورث‌وسترن.
‫- ایول.

26:24.312 --> 26:26.311
‫خب، چیزی هست که
‫بخوای به مادرت بگی…

26:26.312 --> 26:28.145
‫قبل از اینکه دیگه
‫فرصتش از دست بره؟

26:29.604 --> 26:31.604
‫امم… امم…

26:36.479 --> 26:37.312
‫بگو دیگه.

26:43.104 --> 26:44.229
‫امم…

26:49.437 --> 26:50.271
‫نه.

27:00.229 --> 27:01.187
‫باشه.

27:07.687 --> 27:10.478
‫خب، کسی هست که بخواد
‫چیزی به خانم کانینگهام بگه…

27:10.479 --> 27:11.979
‫قبل از اینکه برای
‫همیشه از پیشمون بره؟

27:30.729 --> 27:35.937
‫نظرتون چیه… نظرتون چیه این کار رو بکنیم؟
‫چطوره همه‌مون یه کم با خودمون خلوت کنیم؟

27:37.104 --> 27:39.478
‫کاملاً… کاملاً تنها. بشینین
‫با خودتون فکر کنین.

27:39.479 --> 27:43.686
‫به حرفایی که می‌خواین بزنین فکر کنین، یا
‫بنویسینشون، یا اینکه تو ذهنتون آمادش کنین.

27:43.687 --> 27:45.729
‫هر کاری لازمه
‫بکنین، بعدش می‌تونیم…

27:46.396 --> 27:48.395
‫می‌تونیم دوباره دور
‫هم جمع بشیم. باشه؟

27:53.146 --> 27:54.604
‫این‌طوری بهتره. باشه.

27:55.562 --> 27:57.312
‫نل، می‌شه باهام بیای؟

27:58.146 --> 27:59.021
‫آره.

28:17.771 --> 28:19.853
‫کارت خیلی خفن‌تر از چیزی
‫بود که خودت فکر می‌کنی.

28:19.854 --> 28:24.311
‫نه بابا. فقط کاملاً تابلوئه که دارن کم
‫میارن و نمی‌تونن با قضیه کنار بیان.

28:24.312 --> 28:26.853
‫نه. منظورم این بود که
‫زدی رو دست ملکه ویکتوریا.

28:26.854 --> 28:28.020
‫من که کاری نکردم.

28:28.021 --> 28:31.646
‫چرا دیگه. کلاً دو روزه اومدی اینجا،
‫ولی همه دارن به سازت می‌رقصن.

28:32.229 --> 28:33.145
‫اون یه‌جورایی…

28:35.146 --> 28:37.770
‫…یه‌جورایی خودشیفته‌ست، مگه نه؟

28:37.771 --> 28:40.562
‫یه‌جورایی؟ مگه همین الان عروسیت
‫رو تبدیل نکرد به مراسم ختم خودش؟

28:41.271 --> 28:42.937
‫راست میگی.

28:44.187 --> 28:45.312
‫آره.

28:47.896 --> 28:49.396
‫چیه؟

28:50.354 --> 28:51.728
‫اصلاً جنبه‌ی تعریف شنیدن نداری.

28:51.729 --> 28:53.686
‫ببخشید، کجای این
‫حرفت دقیقاً تعریف بود؟

28:53.687 --> 28:55.853
‫- همون عروسیه که شد مراسم ختم؟
‫- اونجاش که گفتم کارت خفن بود!

28:55.854 --> 29:00.895
‫وای خدای من، این… امم… اصلاً
‫کی… کی جنبه‌ی تعریف شنیدن داره؟

29:00.896 --> 29:02.354
‫من که جنبه‌ش رو دارم.

29:04.271 --> 29:05.229
‫بفرما.

29:10.521 --> 29:12.312
‫نمی‌دونم، یه‌جورایی…

29:13.562 --> 29:16.187
‫بد یُمنه که وسط یه مراسم
‫ختم ازدواج کنی، واسه همین…

29:16.687 --> 29:20.604
‫- پس چقدر خوب که خرافاتی نیستی.
‫- آره، خیلی خوبه، خیلی خوبه.

29:21.312 --> 29:23.895
‫چقدر خوبه که از وقتی پام رو
‫گذاشتم اینجا، اون حس لعنتی رو ندارم…

29:23.896 --> 29:25.353
‫که قراره یه اتفاق بدی بیفته.

29:25.354 --> 29:28.520
‫آره، ولی این خودش یه اتفاق بدیه،
‫مگه نه؟ مرگ ویکتوریا رو میگم.

29:28.521 --> 29:30.646
‫نه، منظورم… یه چیز دیگه‌ست.

29:31.354 --> 29:34.187
‫- باشه.
‫- اون حسه هنوز… دست از سرم برنداشته.

29:35.104 --> 29:37.395
‫من شش‌دُنگ حواسم به
‫اتفاقای بد دیگه هست.

29:40.396 --> 29:41.646
‫- بفرما یکیشون.
‫- اوه.

29:49.437 --> 29:50.353
‫چیه؟

29:50.354 --> 29:53.228
‫نگران بودم از این سلیطه‌های عوضی
‫باشی که سایه‌م رو با تیر می‌زنن…

29:53.229 --> 29:55.436
‫چون با اکس‌ت ازدواج کردم،
‫ولی این‌طوری نیستی. پس…

29:55.437 --> 29:57.603
‫باشه. ظاهراً تو بلدم
‫نیستی از کسی تعریف کنی.

29:57.604 --> 29:59.854
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

30:00.437 --> 30:03.437
‫خب حالا چه غلطی
‫باید با این بکنیم؟

30:05.979 --> 30:09.729
‫بعضی وقتا راحت‌تره
‫که حرف دلت رو بزنی…

30:10.562 --> 30:13.353
‫وقتی مجبور نباشی تو
‫چشمای طرف نگاه کنی.

30:13.354 --> 30:16.686
‫- پس با اون حرف می‌زنی.
‫- باید ساکت باشیم. جلسه گذاشتن.

30:18.604 --> 30:20.146
‫تک‌تکتون میرین،

30:21.146 --> 30:22.771
‫و احساساتتون رو بهش میگین،

30:24.312 --> 30:28.437
‫و اونم درد و رنجتون رو…

30:30.104 --> 30:31.937
‫غمتون رو به خودش جذب می‌کنه، و…

30:33.187 --> 30:34.687
‫بعدش آزادش می‌کنیم بره.

30:38.146 --> 30:38.979
‫باشه.

30:39.604 --> 30:40.896
‫کی می‌خواد اول شروع کنه؟

30:41.937 --> 30:42.771
‫من شروع می‌کنم.

30:48.979 --> 30:49.896
‫«ویکتوریا.»

30:52.312 --> 30:53.937
‫«تو زن فوق‌العاده‌ای هستی.»

30:54.812 --> 30:56.479
‫«تو خود خانواده‌ی کانینگهامی،

30:57.021 --> 31:00.979
‫و جای خالی‌ای تو این خانواده به
‫جا می‌ذاری که اصلاً نباید پر بشه،

31:01.521 --> 31:05.729
‫نه فقط به این خاطر که غیرممکنه،
‫بلکه چون این پایان یه دورانه،

31:06.562 --> 31:08.646
‫و باید دقیقاً به همین شکل
‫بهش احترام گذاشت.»

31:10.187 --> 31:13.270
‫«حضور، قدرت، و شجاعت بی‌نظیرت،

31:13.271 --> 31:16.271
‫جوری به ما شکل داده که
‫اثرش تا ابد باهامون می‌مونه.»

31:16.979 --> 31:17.854
‫امم…

31:20.396 --> 31:24.271
‫من همیشه، امم، احترام
‫خاصی برای تو و بابا…

31:26.062 --> 31:31.186
‫و زندگی مشترکتون و ازدواجتون…

31:31.187 --> 31:36.479
‫و اون‌جوری که… خودتون رو
‫وقف همدیگه می‌کنین قائل بودم.

31:37.062 --> 31:40.186
‫و همیشه دلم می‌خواست
‫پا جای پای شما بذارم،

31:40.187 --> 31:42.353
‫و امیدوارم که دارم
‫همین کار رو می‌کنم،

31:42.354 --> 31:45.270
‫چون می‌بینم که چطور
‫هوای همدیگه رو دارین،

31:45.271 --> 31:49.896
‫و به من یاد دادی که چقدر ارزش داره
‫آدم یه نفر رو اون‌قدر خوب بشناسه…

31:50.771 --> 31:52.729
‫که بدونه چطوری از گزند
‫درد و رنج حفظش کنه.

31:53.229 --> 31:56.562
‫می‌دونم همیشه با هم
‫هم‌نظر نبودیم. امم…

31:57.062 --> 32:00.145
‫امیدوارم با وجود تموم نقص‌ها
‫و اشتباهاتم، دوستم داشته باشی.

32:00.146 --> 32:04.687
‫من، امم… منم یاد گرفتم که تو رو
‫با تمام نقص‌هات دوست داشته باشم.

32:06.021 --> 32:08.146
‫دوستت دارم مامان، و…
‫و دلم برات تنگ می‌شه.

32:08.646 --> 32:12.436
‫اون دفعه که دو روز از سفرمون
‫به سانتورینی رو از دست دادیم…

32:12.437 --> 32:16.104
‫فقط به‌خاطر اینکه من
‫نمی‌خواستم قبول کنم اشتباه کردم…

32:20.646 --> 32:25.436
‫و اینکه تولد ۳۲ سالگیت رو به‌خاطر
‫یه سفر کاری بی‌اهمیت از دست دادم.

32:25.437 --> 32:26.562
‫من…

32:27.771 --> 32:29.437
‫از ته‌دل، از ته‌دل متاسفم.

32:31.187 --> 32:34.312
‫قول میدم کاری کنم که
‫بچه‌های آینده‌م تو رو بشناسن.

32:35.687 --> 32:38.896
‫قول میدم که سنت‌های
‫خانوادگی رو زنده نگه دارم.

32:39.896 --> 32:42.145
‫از عمارت سامرهاوس مراقبت می‌کنم.

32:42.146 --> 32:45.146
‫قول میدم یاد و
‫خاطره‌ت تا ابد تو قلب ما…

32:46.104 --> 32:48.396
‫و تو قلب کسایی که
‫می‌شناختنت زنده بمونه.

32:49.604 --> 32:52.771
‫می‌دونم که تازه با
‫هم آشنا شدیم، و…

32:53.729 --> 32:55.396
‫…خیلی ناراحتم که
‫داریم از دستتون میدیم.

32:57.604 --> 33:00.728
‫شما مادر فوق‌العاده‌ای برای
‫نیکی بودین، و راستش رو بخواین…

33:00.729 --> 33:03.604
‫فکر می‌کنم… اون حرفی که
‫زدین کاملاً درسته، درمورد اینکه…

33:05.062 --> 33:08.771
‫بچه‌ها خصوصیات مادرشون
‫رو جذب می‌کنن و برعکس.

33:24.771 --> 33:27.020
‫این همون کیکیه که ریچل
‫خرید تا معذرت‌خواهی کنه…

33:27.021 --> 33:29.354
‫بابت اینکه فکر می‌کرد
‫ما یه خانواده‌ی پر از قاتلیم.

33:31.896 --> 33:35.021
‫نیکی به خاطر شماست
‫که این‌قدر مهربونه.

33:35.937 --> 33:38.770
‫و خیلی خوش‌شانس بوده که
‫شما و دکتر کانینگهام رو داشته…

33:38.771 --> 33:41.020
‫تا بهش نشون بدین ریشه‌ش کجاست…

33:41.021 --> 33:44.312
‫و چطور عشق بورزه و
‫چطور عشق دریافت کنه.

33:46.021 --> 33:47.854
‫چرا… چرا این در بازه؟

34:17.979 --> 34:20.521
‫خیلی خوشحالم که نیکی
‫اینا رو از شما یاد گرفته…

34:21.104 --> 34:24.604
‫و اینکه تونسته با این عشق
‫بی‌قیدوشرط بزرگ بشه.

34:26.354 --> 34:28.021
‫اصلاً نمی‌تونم تصور
‫کنم چه حسی داره.

34:31.937 --> 34:34.687
‫اینجا همون‌جاییه که بابا به
‫حیوونای مرده ادای احترام می‌کنه.

34:35.271 --> 34:37.521
‫میگه سگا می‌تونن
‫همه‌چی رو ببینن.

35:05.438 --> 35:12.287
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

35:13.680 --> 35:25.813
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

35:30.624 --> 35:42.740
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

35:44.611 --> 35:57.394
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
