WEBVTT

00:04.478 --> 00:08.478
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.479 --> 00:11.520
‫ چه عروس زیبایی

00:11.521 --> 00:14.770
‫ میشی تو

00:14.771 --> 00:21.353
‫ یه روز باهام ازدواج می‌کنی

00:21.354 --> 00:24.728
‫ چون راحت میشه دید

00:24.729 --> 00:28.061
‫ خیلی ساده میشه دید

00:28.062 --> 00:31.811
‫ چه عروس زیبایی
‫[چهار روز مانده تا بله گفتن]

00:31.812 --> 00:35.353
‫ میشی تو

00:35.354 --> 00:38.645
‫ خب، خیلی جوونیم

00:38.646 --> 00:41.396
‫ می‌دونم

00:48.437 --> 00:54.311
‫ صبر ندارم ببینم

00:55.896 --> 00:58.646
‫می‌خوام چند کلمه حرف بزنم...

00:59.646 --> 01:04.186
‫تا اعلام کنم این
‫هفته عشق شما رو جشن می‌گیریم

01:04.187 --> 01:08.020
‫و خیلی مایه افتخارمه که
‫تصمیم گرفتین اینجا ازدواج کنین...

01:08.021 --> 01:09.353
‫در سامرهاوس...

01:09.354 --> 01:12.021
‫همونطور که خواهرهام و من
‫قبل از شما این کار رو کردیم

01:13.062 --> 01:17.062
‫و خیلی هیجان دارم و خوشحالم
‫که این سنت رو به...

01:18.021 --> 01:19.437
‫پسر نازنین و قشنگم انتقال بدم

01:20.146 --> 01:21.854
‫پسر کوچولوی من

01:22.646 --> 01:24.603
‫به دنیا اومدی تا دوست داشته بشی

01:25.979 --> 01:27.728
‫همیشه کسی بودی...

01:27.729 --> 01:31.187
‫که با روحش می‌بینه به جای چشمهاش

01:31.812 --> 01:34.811
‫حتی وقتی خیلی کوچولو بودی...

01:34.812 --> 01:37.396
‫شبهایی بود که
‫تمام دنیا ساکت بود...

01:37.979 --> 01:40.312
‫و فقط تو و من توی تاریکی بودیم

01:41.271 --> 01:45.771
‫و با یه گریه دوست‌داشتنی
‫از خواب بیدارم می‌کردی...

01:46.437 --> 01:48.811
‫انگار که داشتی منو صدا می‌کردی...

01:48.812 --> 01:50.728
‫نه چون یه چیزی ازم می‌خواستی...

01:50.729 --> 01:54.686
‫بلکه می‌خواستی یه
‫چیزی رو با هم سهیم بشی

01:54.687 --> 01:58.937
‫و همون موقع بهت قول دادم که
‫همیشه از این حالتت محافظت کنم

01:59.562 --> 02:00.937
‫این...

02:01.646 --> 02:03.979
‫وجود پاک و خالصت رو

02:05.062 --> 02:07.354
‫پس می‌خوام به هر دوی
‫شما یه چیزی بگم

02:08.437 --> 02:09.646
‫در یه ازدواج...

02:11.021 --> 02:12.479
‫باید قول بدین...

02:13.354 --> 02:16.354
‫تا روحی که الان می‌بینین رو...

02:16.937 --> 02:20.811
‫به عنوان مهمترین و مقدس‌ترین
‫چیز درنظر بگیرین

02:20.812 --> 02:25.520
‫چون زمان یک نیروی توقف‌ناپذیره

02:27.021 --> 02:29.521
‫و هر کاری از دستش بربیاد
‫انجام میده تا شما رو نابود کنه

02:31.062 --> 02:32.437
‫و در نهایت...

02:33.187 --> 02:34.729
‫برنده میشه

02:36.771 --> 02:40.604
‫پس فدا می‌کنی، آره،
‫چیزهای سطحی رو فدا می‌کنی...

02:41.437 --> 02:42.937
‫حال و احوال روزانه...

02:43.896 --> 02:45.353
‫ترجیحات کوچیک...

02:45.354 --> 02:50.646
‫به نفع عمیق‌ترین و خالص‌ترین
‫قسمتها فدا میشن

02:53.146 --> 02:56.396
‫اشتباه‌های همدیگه رو
‫می‌پذیرین و می‌بخشین

02:56.979 --> 02:59.520
‫نذارین هیچ چیز شما
‫رو از هم جدا کنه...

02:59.521 --> 03:00.937
‫مهم نیست چقدر وحشتناک باشه

03:01.479 --> 03:03.979
‫باید عشق زندگی‌تون به
‫همین معنا باشه

03:04.479 --> 03:07.853
‫عشق زندگی‌تون

03:07.854 --> 03:10.229
‫پس حالا بنوشیم!

03:10.937 --> 03:13.812
‫به افتخار پسر قشنگم، نیکی...

03:15.146 --> 03:19.145
‫و نامزدش، ریچل که
‫ازمون قایمش کرده بود

03:19.146 --> 03:23.312
‫الان وظیفه‌ی توئه تا از
‫روحی که جلوته محافظت کنی

03:23.979 --> 03:27.936
‫ازدواج یه ادغام قدرتمند از روح‌هاست

03:27.937 --> 03:30.937
‫انگار که روح‌ها بهم دوخته میشن

03:31.646 --> 03:34.353
‫و اگه این پیوند اشتباه باشه...

03:34.354 --> 03:38.561
‫ممکنه این حس رو داشته باشی
‫که به یه کشتی شکسته زنجیر شدین...

03:38.562 --> 03:41.187
‫که ته اقیانوسه

03:41.771 --> 03:44.146
‫ولی اگه این پیوند درست باشه...

03:45.187 --> 03:46.396
‫ممکنه حس بشه...

03:48.604 --> 03:49.853
‫فناناپذیر شدین

03:56.521 --> 03:58.395
‫- به افتخارش فناناپذیری
‫- به افتخارش

03:58.396 --> 03:59.895
‫- به افتخارش
‫- به افتخارش

03:59.896 --> 04:02.561
‫- خیلی قشنگ بود، مامان. وای
‫- به افتخارش. به افتخارش

04:02.562 --> 04:04.479
‫- به افتخارش، مامان.
‫- چه خوشگل

04:06.479 --> 04:07.771
‫این چه کوفتی؟

04:07.772 --> 04:08.772
‫[باهاش ازدواج نکن]

04:09.479 --> 04:12.521
‫- و نمی‌دونی اینو کی فرستاده؟
‫- نه. با پست اومد

04:13.521 --> 04:14.521
‫عجب

04:15.396 --> 04:17.811
‫تا حالا نامه تنفر‌آمیز نگرفته بودم

04:20.521 --> 04:24.103
‫- شاید از طرف جس باشه؟
‫- نه

04:24.104 --> 04:26.020
‫مگه نگفت می‌خواسته
‫آپارتمانتو به آتیش بکشه؟

04:26.021 --> 04:28.521
‫نه، سعی کرد خودشو توی
‫آپارتمانم آتیش بزنه

04:29.271 --> 04:30.521
‫- ریچل...
‫- چیه؟

04:31.104 --> 04:32.395
‫سلیقه ترسناکی داری

04:32.396 --> 04:37.353
‫باشه، خب، شاید، شاید
‫از طرف یکی از دوست‌دخترهای سابق توئه

04:37.354 --> 04:38.270
‫- نه
‫- آره

04:38.271 --> 04:40.895
‫شاید یه دوست‌دختر سابق خاص
‫که اتفاقی اینجا هم هست

04:40.896 --> 04:42.145
‫- یعنی...
‫- بیخیال! نل؟

04:42.146 --> 04:44.228
‫آره، شاید. اگه یکی
‫بخواد اذیتم کنه چی؟

04:44.229 --> 04:45.686
‫خونواده‌ت اصلا منو نمی‌شناسن

04:45.687 --> 04:48.811
‫منو می‌شناسن، خب؟ و با علاقه
‫خاصی در موردت حرف می‌زنم

04:48.812 --> 04:51.186
‫انگار که تا حد مرگ عاشقتم

04:51.187 --> 04:53.061
‫آره، ولی تو برای اونا مثل یه خدایی

04:53.062 --> 04:57.561
‫آخه ببین مادرت چطوری در موردت
‫حرف می‌زنه. پسر بی‌عیب و نقص

04:57.562 --> 05:00.771
‫چرا باید بذاره پسر بی‌عیب و نقصض
‫با دختری که اصلا ندیده ازدواج کنه؟

05:01.354 --> 05:04.020
‫هیچکس لازم نیست بهم اجازه بده.
‫می‌خوام باهات ازدواج کنم

05:04.021 --> 05:05.020
‫نیکی

05:05.021 --> 05:07.061
‫و تو می‌خوای باهام ازدواج کنی

05:07.062 --> 05:09.187
‫درسته؟ مگه همین مهم نیست؟

05:09.937 --> 05:11.521
‫باشه

05:12.104 --> 05:15.186
‫خب، اگه این یادداشت چیزی باشه...
‫بذار ببینمش

05:15.187 --> 05:18.978
‫داره میگه من برای تو کافی نیستم، باشه؟

05:18.979 --> 05:22.271
‫با اون پسر ازدواج نکن.
‫یعنی من. خیلی ضد منه

05:22.854 --> 05:24.853
‫کی اهمیت میده یه عوضی
‫ناشناس چی فکر می‌کنه؟

05:24.854 --> 05:27.353
‫آره، باشه، قبوله، ولی برام
‫مهمه که مادرت چه فکری می‌کنه

05:27.354 --> 05:31.353
‫خب، به اندازه کافی از روحت محافظت می‌کنم؟

05:31.354 --> 05:33.061
‫نمی‌دونم یعنی چی

05:33.062 --> 05:35.395
‫یعنی این آدمی که هستی
‫رو دوست دارم؟

05:35.396 --> 05:37.728
‫یا تو رو از کسی که هستی
‫دور می‌کنم تا اینکه یه روز...

05:37.729 --> 05:40.936
‫میگی خودمو نمی‌شناسم.
‫افسرده شدم. می‌خوام ترکت کنم

05:40.937 --> 05:43.896
‫ریچل. چنین اتفاقی برامون نمی‌افته.
‫ما از اون آدمها نیستیم

05:44.479 --> 05:45.896
‫گندش بزنن، لباسم کو؟

05:47.521 --> 05:49.020
‫چی؟ همونجاست

05:49.021 --> 05:50.311
‫اونجا نیست؟

05:50.312 --> 05:51.311
‫نه

05:53.687 --> 05:55.936
‫قسم می‌خورم امروز صبح اینجا بود

05:55.937 --> 05:58.271
‫همینجا کنار کت‌شلوارت آویزون شده بود

05:59.812 --> 06:02.770
‫باشه، خونه هانا و چد جا گذاشتیمش؟

06:02.771 --> 06:04.478
‫چون بیرون اوردیمش تا
‫بهشون نشونش بدیم

06:04.479 --> 06:06.311
‫یادت میاد که دیشب اورده باشیش؟

06:06.312 --> 06:10.479
‫فکر کنم. شاید توی ماشین
‫جا گذاشتمش

06:12.271 --> 06:13.687
‫شاید یکی برش داشته

06:14.437 --> 06:17.895
‫قسم می‌خورم چنین کاری نمی‌کنن.
‫هیچکس قصد نداره ازدواج‌مونو خراب کنه

06:17.896 --> 06:21.061
‫باشه، خب، 99 درصد مطمئنم که
‫لباس رو جا نگذاشتیم

06:21.062 --> 06:22.936
‫خب، می‌تونم دوباره برم ماشین رو بگردم

06:22.937 --> 06:25.145
‫فقط فکر نکنم کسی برش داشته باشه

06:25.146 --> 06:27.311
‫باشه، پس کجاست؟

06:27.312 --> 06:29.436
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

06:29.437 --> 06:32.020
‫هی، یه تیم هستیم، باشه؟

06:32.021 --> 06:35.396
‫باشه، بیا بغلم. هی، خوبی؟

06:36.146 --> 06:38.270
‫از همه می‌پرسم دیدنش یا نه، باشه؟

06:38.271 --> 06:40.811
‫تمام خونه رو می‌گردیم، باشه؟
‫پیداش می‌کنیم

06:40.812 --> 06:42.853
‫یه جایی همینجاست. باشه؟

06:42.854 --> 06:44.437
‫- همینجاست. پیداش می‌کنیم
‫- باشه

06:45.354 --> 06:47.521
‫ته و توشو درمیاریم، باشه؟

06:48.396 --> 06:51.020
‫و گور بابای این آشغال، خب؟

06:51.021 --> 06:53.978
‫حتی نگفتن جواب بده

06:53.979 --> 06:59.979
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

07:14.979 --> 07:22.979
‫[یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته]

07:22.980 --> 07:32.980
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

07:49.979 --> 07:52.520
‫اصلا نمی‌دونم دیشب
‫چی ممکنه....

07:52.521 --> 07:54.978
‫جلوی نامزد نیکی گفته باشه

07:54.979 --> 07:57.395
‫خب، فکر کنم وقتی رسیدم
‫که هنوز چیزی نگفته بود...

07:57.396 --> 07:59.186
‫ولی نمی‌تونم مطمئن باشم

07:59.187 --> 08:01.436
‫متاسفم. فکر نمی‌کنی نیکی باید بدونه...

08:01.437 --> 08:03.395
‫تا بتونه آماده بشه؟

08:03.396 --> 08:04.686
‫نه!

08:04.687 --> 08:08.645
‫اینطوری نقشه‌مون به کلی خراب میشه.
‫داریم این کار رو برای ویکتوریا می‌کنیم

08:08.646 --> 08:10.811
‫- می‌دونم.
‫- همینو می‌خواد

08:10.812 --> 08:14.061
‫اگه نیکی بفهمه ویکتوریا
‫حسابی نابود میشه

08:14.062 --> 08:18.728
‫پس از طرف من مراقب همه
‫باشه، به خصوص نامزد نیکی

08:18.729 --> 08:21.645
‫سعی می‌کنم. به من بسپارش، باشه؟
‫حواسم هست

08:40.979 --> 08:41.937
‫سلام، جود

08:43.729 --> 08:45.104
‫به چی نگاه می‌کنی؟

08:49.021 --> 08:49.854
‫خون

08:51.937 --> 08:53.479
‫خون ریخته. ببین

08:54.437 --> 08:55.812
‫خون، خون

08:56.854 --> 08:59.854
‫خون، خون، خون

09:00.396 --> 09:01.853
‫ای لعنتی

09:01.854 --> 09:03.062
‫مال توئه؟

09:03.729 --> 09:06.062
‫آره، یه خون‌دماغ بود

09:06.896 --> 09:07.811
‫ای لعنتی

09:07.812 --> 09:10.728
‫نه، نه، نه. اون کلمه رو نگو

09:10.729 --> 09:12.436
‫مرد متاسف تو رو می‌کشه

09:12.437 --> 09:14.520
‫- بابا!
‫- نه، نه، نه، نه

09:14.521 --> 09:16.520
‫جود، جود، جود، جود. وایستا، صبر کن، نه

09:16.521 --> 09:19.145
‫فکر نکنم چنین چیزی واقعی باشه

09:19.146 --> 09:20.353
‫از کجا می‌دونی؟

09:20.354 --> 09:23.103
‫فکر کنم عمه پورشا این داستان
‫رو ساخته تا ما رو بترسونه

09:23.104 --> 09:25.561
‫اصلا هیچی از اتفاقاتی
‫که اینجا می‌افته نمی‌دونی

09:25.562 --> 09:27.061
‫- چی؟
‫- بابا!

09:27.062 --> 09:28.811
‫جود، داد نزن

09:30.937 --> 09:33.520
‫توی این خونه داد نمی‌زنیم.
‫تو که می‌دونی

09:38.729 --> 09:40.603
‫می‌خوای بهم بگی چرا داد می‌زدی؟

09:40.604 --> 09:44.770
‫ریچل با خونش مرد متاسف رو
‫احضار کرد. حالا میاد اونو می‌کشه

09:44.771 --> 09:47.228
‫نه، شرمنده. دیشب خون‌دماغ کردم...

09:47.229 --> 09:49.021
‫و گمونم روی زمین ریخته

09:49.604 --> 09:52.312
‫شرمنده، بابا. نمی‌دونم چطوری...

09:53.187 --> 09:54.811
‫نمی‌خوام بشنوم

09:57.646 --> 09:59.354
‫صبح‌بخیر، دکتر کانینگهام

10:00.646 --> 10:01.479
‫صبر کن

10:02.187 --> 10:03.687
‫تو هم. وایستا

10:04.521 --> 10:05.396
‫صبر کن

10:08.396 --> 10:09.271
‫منو ببین

10:10.271 --> 10:13.312
‫نمی‌خوام دیگه چیزی بشنوم.
‫می‌فهمی؟

10:13.812 --> 10:15.021
‫متوجه میشی؟

10:18.604 --> 10:20.311
‫چی سرش میاد؟

10:20.312 --> 10:22.186
‫با عمو نیکی ازدواج می‌کنه

10:22.187 --> 10:23.103
‫بعدش چی؟

10:23.104 --> 10:26.896
‫نیازی نیست نگران اونش باشی، خب؟ خب؟

10:28.229 --> 10:30.936
‫هی، هی، هی.
‫وایستا، جود، کجا میری؟

10:30.937 --> 10:33.020
‫- داد نمی‌زنیم توی این خونه.
‫- ولی باید غذا بخوری

10:33.021 --> 10:35.020
‫نلی برام پنکیک درست کرده

10:35.021 --> 10:37.312
‫- چه جورش؟
‫- شکلاتی

10:40.104 --> 10:43.062
‫نیکی بهت گفته بابامونو
‫دکتر کانینگهام صدا کنی؟

10:44.062 --> 10:47.271
‫نه، فقط خواستم مودب باشم

10:49.354 --> 10:51.937
‫می‌دونی، منم دکتر کانینگهام هستم

10:55.312 --> 10:56.187
‫درسته

10:58.354 --> 11:00.895
‫شرمنده. می‌خوای تو رو
‫اینطوری صدا کنم؟

11:00.896 --> 11:01.979
‫البته

11:03.979 --> 11:04.854
‫باشه

11:05.937 --> 11:07.270
‫اه...

11:07.271 --> 11:08.353
‫کجاش خنده‌داره؟

11:08.354 --> 11:12.353
‫نمی‌تونم بفهمم داری شوخی می‌کنی یا نه

11:17.271 --> 11:19.771
‫هی، مگه عروس‌ها نباید لباس سفید بپوشن؟

11:23.646 --> 11:25.561
‫منظورت چیه که خبری از لباس نیست؟

11:25.562 --> 11:28.478
‫فکر می‌کنی امکانش باشه
‫که یکی لباس رو بر داشته باشه؟

11:28.479 --> 11:31.270
‫ریچل، چطور تونستی لباس
‫عروسی رو فراموش کنی؟

11:31.271 --> 11:32.811
‫پورشا

11:32.812 --> 11:35.687
‫چیزی نیست، عزیزم.
‫یه فکری براش می‌کنیم

11:36.854 --> 11:39.603
‫وای خدایا. باید در بزنی.
‫ممکن بود لخت باشیم

11:39.604 --> 11:40.561
‫همه‌تون؟

11:40.562 --> 11:42.103
‫چرا تصورش می‌کنی؟

11:42.104 --> 11:43.936
‫- نمی‌کنم.
‫- پیداش کردی؟

11:43.937 --> 11:45.353
‫فکر کنم جاش گذاشتیم، ریچ

11:45.354 --> 11:47.395
‫لباس رو توی شیکاگو جا گذاشتی؟

11:47.396 --> 11:50.645
‫- توی شیکاگو نیست. اوردیمش.
‫- فکر کنم خونه هانا و چد جاش گذاشتیم

11:50.646 --> 11:51.728
‫هانا و چد کین؟

11:51.729 --> 11:53.686
‫دوستامون که توی کلیولند پیششون موندیم

11:53.687 --> 11:56.353
‫- دوستانی در کلیولند دارین؟
‫- بهشون زنگ زدی که بپرسی؟

11:56.354 --> 11:58.978
‫آره. خب، هر دو سر کارن،
‫ولی خونه‌شون کلید یدک داره

11:58.979 --> 12:00.186
‫پس تا اونجا میرم

12:00.187 --> 12:02.603
‫- نه، نه، دیوونگیه
‫- چقدر رمانتیک

12:02.604 --> 12:05.603
‫- ببخشید، مگه با ماشین هشت ساعت راه نیست؟
‫- نباید تنها بری

12:05.604 --> 12:09.228
‫- چرا می‌دونی اینقدر دوره؟
‫- می‌خوام برم، باشه؟ مهمه

12:09.229 --> 12:10.936
‫ولی نیست. اصلا اشکالی نداره

12:10.937 --> 12:12.770
‫خب، می‌تونم یه چیز دیگه بپوشم

12:12.771 --> 12:15.103
‫برای عروسیت لباس
‫عروسی لازم داری، ریچل

12:15.104 --> 12:17.021
‫نمی‌تونی اونو بپوشی.
‫به درد خاکسپاری می‌خوره

12:17.812 --> 12:20.728
‫آره، خب، یه چیز دیگه
‫دارم که می‌تونم بپوشم

12:20.729 --> 12:24.395
‫به نظر من که کارش رمانتیکه، نه؟

12:24.396 --> 12:27.104
‫- باشه. می‌بینمت
‫- باشه. مطمئنی؟

12:27.771 --> 12:29.146
‫چی؟ آره، معلومه

12:30.521 --> 12:33.104
‫خوبه. فرصت پیدا می‌کنی
‫بقیه رو بهتر بشناسی

12:33.896 --> 12:34.978
‫باشه

12:47.521 --> 12:49.603
‫چرا لباس منو امتحان نمی‌کنی؟

12:49.604 --> 12:51.770
‫فکر خیلی خوبیه!

12:51.771 --> 12:55.271
‫خدای من، خانم کانینگهام،
‫خیلی لطف دارین. من...

12:59.729 --> 13:00.562
‫وای

13:01.146 --> 13:03.103
‫بهتر نیست ببینیم
‫نیکی می‌تونه لباس رو پیدا کنه یا نه...

13:03.104 --> 13:04.936
‫و می‌تونیم فردا بدیم اندازه‌ش کنن؟

13:04.937 --> 13:06.436
‫ولی فردا اصلا وقت نیست

13:06.437 --> 13:09.020
‫فردا کلی کار داریم.
‫شام عروسی جمعه‌ست

13:09.021 --> 13:11.395
‫مهمونی مجردی هم شنبه‌س.
‫یکشنبه هم روز بزرگه

13:11.396 --> 13:13.103
‫امروز برای اندازه کردن لباسه

13:13.104 --> 13:14.604
‫به نظر من که ممکنه اندازه‌ت بشه

13:15.562 --> 13:16.437
‫ها؟

13:18.271 --> 13:19.478
‫آره

13:19.479 --> 13:21.853
‫باشه، خوشحال میشم. لطفا. مرسی

13:24.104 --> 13:30.645
‫ میری کلیسا و
‫ قراره ازدواج کنیم

13:30.646 --> 13:33.061
‫ میری کلیسا

13:33.062 --> 13:38.020
‫ و می‌خوایم ازدواج کنیم

13:38.021 --> 13:40.354
‫عزیزم...
‫فکر کنم باید دنباله‌شو ببُریم

13:40.854 --> 13:43.312
‫و آستین‌ها رو.
‫آستین‌ها رو می‌برم

13:43.937 --> 13:45.020
‫مطمئنی؟

13:45.021 --> 13:46.771
‫باید کمرش تنگتر بشه

13:48.271 --> 13:52.270
‫مادرم چنین کمری داشت. خب
‫منم قبلا چنین کمری داشتم

13:52.271 --> 13:54.228
‫مامان، بس کن. خیلی هم خوشگلی

13:54.229 --> 13:55.978
‫می‌دونی چی کمر رو خراب می‌کنه؟

13:55.979 --> 13:58.061
‫موهاتو بالا می‌خوای یا پایین؟

13:58.062 --> 13:59.186
‫- پایین
‫- نه، بالا

13:59.187 --> 14:00.353
‫بچه‌دار شدن

14:00.354 --> 14:03.311
‫مامان، ترجیح می‌دادی منو
‫داشته باشی یا یه کمر باریک؟

14:03.312 --> 14:07.311
‫خب، البته که تو عزیز دلم.
‫ولی خوب می‌شد هر دو رو می‌داشتم

14:07.312 --> 14:10.811
‫مامان، قول دادی که
‫دستبند الماس مامان‌بزرگ مدلین رو بهم بدی

14:10.812 --> 14:14.020
‫- من نیازی...
‫- پورشا. بعدش می‌تونی داشته باشیش

14:15.062 --> 14:16.811
‫اوه...

14:16.812 --> 14:18.521
‫مهم نیست. بسته نمیشه

14:20.229 --> 14:21.604
‫خب، خیلی قشنگه

14:23.354 --> 14:24.686
‫نل؟

14:24.687 --> 14:27.895
‫متوجه گردنبند شدم

14:27.896 --> 14:29.645
‫اوه، نه. صبر کن...

14:29.646 --> 14:32.311
‫به نظرت عمه نورا عصبانی میشه؟
‫عاشق دنباله نبود؟

14:32.312 --> 14:36.061
‫خب، مهم نیست. برای اون که نیست

14:36.062 --> 14:38.104
‫راست میگی. برای ماست

14:39.271 --> 14:40.271
‫اوهوم

14:41.187 --> 14:46.061
‫خب، این حلقه مال
‫مادر مادربزرگم، النور بوده

14:46.062 --> 14:48.436
‫- خیلی قشنگه
‫- بله

14:51.604 --> 14:52.728
‫یعنی، به جای...

14:52.729 --> 14:54.062
‫یه ذره بزرگه...

14:54.646 --> 14:58.562
‫ولی اگه زیاد با دستهات
‫حرف نزنی در نمیاد

15:01.854 --> 15:04.145
‫آره، ولی اون حلقه رو نیکی بهم داد

15:04.146 --> 15:05.604
‫و بسیار زیباست

15:06.437 --> 15:09.187
‫معناش این نیست که باید
‫روز عروسیت دستت باشه

15:09.729 --> 15:11.020
‫ببخشید، ولی...

15:11.021 --> 15:13.270
‫رایجه که به زنهای
‫قدیمی خونواده احترام بذاریم...

15:13.271 --> 15:14.937
‫وقتی ازدواج می‌کنی، ریچل

15:15.521 --> 15:16.771
‫باشه. ببخشید

15:23.771 --> 15:24.812
‫اوهوم

15:39.437 --> 15:40.271
‫اه

15:41.187 --> 15:42.104
‫اه...

15:49.062 --> 15:50.729
‫آره، یه چیزی درست نیست

15:54.687 --> 15:59.561
‫شرمنده. از اشتیاقت خیلی ممنونم

15:59.562 --> 16:02.728
‫حس می‌کنم که این
‫کارها زیادم لازم نیست...

16:02.729 --> 16:05.853
‫اگه فقط قراره ما
‫برای مراسم ازدواج باشیم

16:05.854 --> 16:08.562
‫ریچل، صد نفر میان

16:09.604 --> 16:13.186
‫- صد نفر میان؟
‫- نه، نه، حدود 90 نفر، نه؟

16:13.187 --> 16:15.936
‫درسته، ولی فقط خونواده،
‫همونطور که می‌خواستین

16:15.937 --> 16:20.936
‫فکر می‌کردم فقط خونواده یعنی
‫شماها و شاید پدربزرگ و مادربزرگ

16:20.937 --> 16:24.145
‫می‌دونی خونواده چطوریه. خدای من

16:24.146 --> 16:26.395
‫پاک یادم رفته بود.
‫تو خونواده نداری

16:26.396 --> 16:28.270
‫فکر کردم پدر داره

16:28.271 --> 16:31.270
‫خب، زیاد حرف نمی‌زنیم. صد نفر...

16:31.271 --> 16:32.811
‫خب، پیچیده‌س، باشه؟

16:32.812 --> 16:36.061
‫چون اگه خاله ولری رو دعوت کنی
‫و مجبور میشی خاله ولری رو دعوت کنی...

16:36.062 --> 16:39.103
‫اونوقت باید هر چهار برادر
‫و خواهرشو با همسراشون دعوت کنی...

16:39.104 --> 16:42.853
‫و بچه‌هاشون، پس ممکن نیست...

16:42.854 --> 16:45.770
‫اونقدر که می‌خواستین کوچیک باشه،
‫ولی بازم یه مراسم کوچیکه

16:45.771 --> 16:47.228
‫نیکی خبر داره؟

16:47.229 --> 16:48.853
‫خبر ندارم نیکی می‌دونه یا نه. نلی؟

16:48.854 --> 16:51.187
‫- نمی‌دونم.
‫- بندهاشه

16:52.021 --> 16:54.936
‫همیشه با تور زیادی شلوغش می‌کردن

16:54.937 --> 16:56.228
‫خیلی شلوغه

16:56.229 --> 16:59.603
‫باید گردنبند بی‌نقصی پیدا کنیم

16:59.604 --> 17:03.478
‫راستش، می‌خواستم گردنبندی
‫رو که انداخته بودم داشته باشم...

17:03.479 --> 17:06.186
‫چون حلقه نامزدی مادرم توشه

17:06.187 --> 17:09.853
‫همه چی معرکه میشه
‫و اصلا متوجه نمیشی...

17:09.854 --> 17:11.854
‫که پدر و مادر نداری تا بدرقه‌ت کنن

17:14.854 --> 17:15.771
‫نگران نباش

17:16.646 --> 17:18.811
‫همه چی عالی از آب درمیاد

17:28.771 --> 17:30.770
‫- بیا اینو باز کنیم!
‫- نه، خودم می‌تونم

17:30.771 --> 17:32.728
‫- نه، چیزی نیست، از پسش برمیام.
‫- پورشا، لطفا!

17:32.729 --> 17:35.061
‫- کمک لازم ندارم!
‫- به طرف ما نگیرش

17:35.062 --> 17:36.520
‫- نمی‌گیرم
‫- خدای من! پورشا!

17:36.521 --> 17:38.353
‫لعنتی!

17:41.354 --> 17:42.562
‫خدای من

17:58.146 --> 17:59.396
‫خیلی متاسفم

18:00.437 --> 18:01.936
‫چرا تو متاسفی؟

18:01.937 --> 18:04.728
‫نه، چیزی نیست. حواسم هست.
‫نیا. نباید روی لباست خون بریزه

18:06.812 --> 18:09.770
‫- یه لحظه صبر کن و نفس بکش
‫- نلی!

18:13.604 --> 18:16.020
‫فکر نکنم بتونم. نمی‌تونم
‫باهاش همچین کاری بکنم

18:16.021 --> 18:17.520
‫بله، می‌دونم

18:17.521 --> 18:19.396
‫مادر مادربزرگم...

18:20.229 --> 18:25.103
‫اینو به مادربزرگم در روز ازدواجش داد

18:26.979 --> 18:29.354
‫فکر می‌کرد مرواریدها تقلبین

18:32.979 --> 18:35.395
‫می‌دونی چطوری باید مروارید
‫اصل رو تشخیص بدی؟

18:41.104 --> 18:43.937
‫باید اونا رو روی دندونت بمالی

18:44.771 --> 18:48.187
‫و اگه نرم باشن، تقلبین

18:50.312 --> 18:54.521
‫و اگه سخت باشن، مثل سمباده...

18:55.312 --> 18:56.437
‫اصلن

19:00.562 --> 19:05.187
‫البته که مادربزرگم دندونهای
‫تقلبی داشت، پس نمی‌تونست تشخیص بده

19:07.687 --> 19:08.687
‫مادرش...

19:09.937 --> 19:11.479
‫زنده به گور شد

19:14.812 --> 19:17.145
‫چی؟ چرا؟

19:17.146 --> 19:18.354
‫تصادفی بود

19:20.937 --> 19:22.270
‫شاید...

19:23.229 --> 19:25.021
‫این بتونه قرض تو باشه

19:27.146 --> 19:29.312
‫قرار بوده که از طرف مادر به دختر برسه

19:30.187 --> 19:32.271
‫تا بدشانسی در ازدواج رو دور کنه

19:32.854 --> 19:35.853
‫تقریبا مطمئنم که مروارید
‫برای ازدواج بدشانسی میاره

19:35.854 --> 19:37.604
‫مروارید تقلبی چی؟

19:39.562 --> 19:41.687
‫می‌خوای اینو به دندونهام بمالم؟

20:05.812 --> 20:06.729
‫آره

20:09.937 --> 20:10.896
‫واقعین

20:23.729 --> 20:25.979
‫حتما خیلی سخت بوده...

20:26.479 --> 20:28.979
‫که بدون مادر بزرگ شدی

20:31.937 --> 20:32.854
‫اوهوم

20:33.479 --> 20:35.479
‫مادر بچه‌هاشو جذب می‌کنه...

20:36.562 --> 20:37.978
‫برعکس

20:58.229 --> 21:00.604
‫خیلی خوشگل شدی

21:05.646 --> 21:06.603
‫مرسی

21:06.604 --> 21:07.562
‫حرف نداره

21:26.312 --> 21:27.604
‫منو ببین، عسلم

21:40.979 --> 21:45.854
‫من خیلی، خیلی، خیلی، خیلی متاسفم

21:47.812 --> 21:48.771
‫چی؟

21:52.479 --> 21:54.979
‫به خاطر بلایی که سر هر دوی شما میاره

21:57.854 --> 22:00.436
‫مامان؟ مامان!

22:00.437 --> 22:01.853
‫دارم میام، عزیزم

22:10.062 --> 22:13.728
‫- هی، عزیزم اوضاع چطوره؟
‫- خوبه، خوبه

22:13.729 --> 22:14.771
‫آخ آخ

22:16.937 --> 22:19.395
‫آره

22:19.396 --> 22:22.520
‫نیکی، می‌دونستی صد نفر برای مراسم میان؟

22:22.521 --> 22:23.521
‫چی؟

22:24.271 --> 22:26.770
‫- خدایا، فقط گفتم خونواده باشن
‫- آره

22:26.771 --> 22:32.145
‫آره، خب اینطوری که خواهرت میگه،
‫حدود 100 نفر میان...

22:32.146 --> 22:34.478
‫- متاسفم
‫- یه اتفاق عجیبی هم داره می‌افته

22:34.479 --> 22:37.728
‫لباس مادرت رو تنم کردن.
‫بریدنش. اندازه‌م کردن

22:37.729 --> 22:40.061
‫یه سری جواهرات دادن بهم
‫انگار از قبل چنین برنامه‌ای بوده

22:40.062 --> 22:42.478
‫انگار که واقعا می‌خوان
‫مراسم رو برگزار کنن...

22:42.479 --> 22:45.186
‫ولی اصلا براشون مهم نیست
‫کی کنارت باشه...

22:45.187 --> 22:48.228
‫فقط کافیه یکی باشه.
‫انگار یه جور عقده عروس‌گونه وجود داره...

22:48.229 --> 22:50.061
‫و فقط یکی رو لازم دارن تا پرش کنه

22:50.062 --> 22:52.395
‫- نمی‌دونم چرا. ولی...
‫- ریچل...

22:52.396 --> 22:55.853
‫همه‌شون می‌زنن زیر گریه
‫و بدجوری منو می‌ترسونه

22:55.854 --> 22:58.645
‫همه‌ش مزخرف پچ پچ می‌کنن و
‫می‌زنن زیر گریه...

22:58.646 --> 23:00.186
‫و یه چیزی رو ازمون قایم می‌کنن

23:00.187 --> 23:02.729
‫صبر کن، وایستا. چی؟
‫همه گریه می‌کنن؟

23:03.312 --> 23:05.270
‫بله، خیلی گریه و زاری هست

23:05.271 --> 23:07.436
‫- منظورت چیه؟
‫- مادرت ازم عذر خواست

23:07.437 --> 23:09.728
‫گفتش ببخشید که
‫این بلا سرت میاد

23:09.729 --> 23:12.186
‫یعنی چی؟ آخه منظورش چیه؟

23:12.187 --> 23:13.895
‫- صبر کن، واقعا اینو گفت؟
‫- بله!

23:13.896 --> 23:15.978
‫- اصلا نمی‌دونم
‫- میشه، میشه، میشه....

23:15.979 --> 23:19.936
‫- میشه لطفا برگردی اینجا؟
‫- آره، حتما. صبر کن. ولی لباست چی؟

23:19.937 --> 23:22.311
‫اصلا لباس برام مهم نیست.
‫هیچوقت برام مهم نبوده

23:22.312 --> 23:24.520
‫لباس مادرت تنمه. اصلا نمی‌خواستم بری

23:24.521 --> 23:27.103
‫نل و پورشا و مامانت می‌خواستن بری

23:27.104 --> 23:29.853
‫- باشه، باشه، باشه.
‫- باشه، داری برمی‌گردی؟

23:29.854 --> 23:33.686
‫همین الان برمی‌گردم. خیلی ببخشید
‫که اونجا ولت کردم، باشه؟ زودی برمی‌گردم

23:33.687 --> 23:35.145
‫- باشه
‫- باشه؟

23:35.146 --> 23:36.311
‫- مرسی
‫- باشه

23:36.312 --> 23:38.687
‫- دوستت دارم.
‫- باشه. منم دوستت دارم

26:47.895 --> 26:50.895
‫[اجرای مراسم فراطبیعی]

27:34.896 --> 27:37.270
‫نه، جدی میگم. چه فکری پیش خودش کرده؟

27:37.271 --> 27:39.145
‫- متوجه نمیشم.
‫- نباید این کار رو بکنه

27:39.146 --> 27:41.645
‫نه، و...

27:41.646 --> 27:44.728
‫خرابش می‌کنه. می‌دونم.
‫از همون لحظه که دیدمش فهمیدم

27:44.729 --> 27:47.353
‫و می‌خواست اون گردنبند
‫زشت رو با لباس مامان بپوشه

27:47.354 --> 27:48.603
‫من یکی که راضی نمیشم

27:48.604 --> 27:51.395
‫هر کاری که بهش بگن رو می‌کنه
‫اگه بدونه چی براش خوبه

29:01.104 --> 29:02.437
‫دکتر کانینگهام؟

29:08.146 --> 29:09.521
‫چطورین؟

29:12.896 --> 29:15.312
‫لباس اون چرا تن توئه؟

29:20.896 --> 29:22.937
‫من...

29:24.104 --> 29:25.770
‫نتونستم درش بیارم

29:28.437 --> 29:30.396
‫چرا اصلا تنت کردی؟

29:31.229 --> 29:34.896
‫چون خانم کانینگهام بهم گفت تنم کنم

29:35.729 --> 29:37.437
‫می‌خواستن ببینن اندازه‌م میشه یا نه

29:50.771 --> 29:51.896
‫متاسفم

29:53.062 --> 29:55.229
‫فکر من نبود

29:57.562 --> 29:58.770
‫درش بیار

30:01.312 --> 30:02.187
‫باشه

30:03.187 --> 30:04.186
‫درمیارم

30:13.187 --> 30:15.104
‫درش بیار

30:43.146 --> 30:46.145
‫سلام، نیکی کانینگهام هستم.
‫گمونم در دسترس نبودم

30:46.146 --> 30:48.396
‫لطفا پیام بذارین یا بفرستین

31:24.353 --> 31:26.353
‫[پنتوباربیتال سدیم]

31:45.354 --> 31:46.311
‫سلام

31:48.354 --> 31:49.562
‫سلام

31:50.146 --> 31:51.312
‫چیز خوبی پیدا کردی؟

31:51.812 --> 31:53.520
‫ببخشید

31:53.521 --> 31:55.854
‫دنبال لباس عروسیم می‌گشتم

31:58.229 --> 31:59.436
‫اوهوم

31:59.437 --> 32:00.521
‫سردته

32:01.312 --> 32:02.311
‫ببخشید؟

32:07.687 --> 32:08.646
‫سردتر

32:23.021 --> 32:24.729
‫گرمتر

32:30.812 --> 32:32.104
‫گرمتر

32:37.062 --> 32:38.104
‫گرمتر

32:40.062 --> 32:41.354
‫گرمتر

32:48.646 --> 32:50.104
‫گرمتر

32:53.396 --> 32:54.521
‫سردتر

32:58.271 --> 33:00.771
‫گرمتر

33:01.562 --> 33:03.811
‫گرمای سوزان

33:03.812 --> 33:04.936
‫زدی تو خال

33:06.479 --> 33:08.395
‫به نظرم که همون لباس عروسیه

33:12.312 --> 33:14.353
‫لباس من نیست. لباس مادرته

33:14.354 --> 33:15.312
‫اوه

33:17.104 --> 33:19.854
‫می‌خوای تا چهار روز
‫آینده همین لباس تنت باشه؟

33:22.479 --> 33:23.354
‫نه

33:26.229 --> 33:28.186
‫نمی‌تونم درش بیارم

33:28.187 --> 33:29.396
‫کمک می‌خوای؟

33:32.812 --> 33:34.436
‫به موزم کمک کن

33:35.812 --> 33:36.812
‫کمکت می‌کنم

34:09.812 --> 34:11.728
‫- سلام، نیکی کانینگهام هستم
‫- لعنتی!

34:11.729 --> 34:13.311
‫- گمونم در دسترس نیستم
‫- لعنتی! گوشی رو بردار!

34:13.312 --> 34:16.271
‫لطفا پیام بذارین یا بفرستین

34:21.479 --> 34:23.103
‫سلام، نیکی کانینگهام هستم

34:23.104 --> 34:26.853
‫مونم در دسترس نیستم
‫لطفا پیام بذارین یا بفرستین

34:26.854 --> 34:30.061
‫هی...

34:30.062 --> 34:32.103
‫ببین، سعی ‌می‌کنم هول نکنم

34:32.104 --> 34:35.145
‫سعی دارم خوب و عادی باشم

34:35.146 --> 34:38.603
‫ولی نیکی، واقعا یه خبری شده.
‫لباسم اینجاست

34:38.604 --> 34:40.395
‫کاورش رو زیر تخت پیدا کردم...

34:40.396 --> 34:43.020
‫و یه تیکه از لباس کوفتیم
‫بیرون اتاق پورشا بود...

34:43.021 --> 34:44.645
‫و یکی گردنبندم رو دزدید...

34:44.646 --> 34:48.853
‫و برادرت یه آمپول
‫کشنده توی اتاقش داره

34:48.854 --> 34:51.020
‫پس نمی‌دونم اون برای چیه...

34:51.021 --> 34:53.561
‫ولی اگه به زودی برنگردی اینجا،
‫از راه بزرگراه فرار می‌کنم...

34:53.562 --> 34:56.145
‫تا اینکه پیدام کنی
‫و تا خود شیکاگو میریم

34:56.146 --> 34:57.646
‫باشه، بهم زنگ بزن. خداحافظ

35:17.062 --> 35:18.853
‫خیلی غم‌انگیزه، کی اهمیت میده؟

35:44.562 --> 35:45.686
‫صدای چیه؟

35:47.187 --> 35:48.520
‫اوه، حرفم می‌زنه

35:48.521 --> 35:50.478
‫- کدوم صدا؟
‫- اون صدا. چیز...

35:50.479 --> 35:52.353
‫- تمام روز این صدا می‌اومد
‫- کدوم صدا؟

35:52.354 --> 35:55.395
‫همسایه‌هان. از برف‌روب استفاده می‌کنن

35:55.396 --> 35:57.104
‫ولی تمام روز روشن بوده

35:57.687 --> 36:00.146
‫و تمام روز از برف‌روب استفاده می‌کنن؟

36:01.354 --> 36:02.728
‫مشکلی هست؟

36:02.729 --> 36:04.186
‫صدای نشنیدم

36:04.187 --> 36:05.978
‫چه مرگته؟

36:05.979 --> 36:07.062
‫نخند

36:07.562 --> 36:08.729
‫بوریس کجاست؟

36:10.396 --> 36:13.021
‫داره استراحت می‌کنه.
‫تمام روز حالش بد بود

36:13.521 --> 36:14.729
‫نمی‌خوای چیزی بخوری؟

36:16.979 --> 36:17.979
‫گرسنه نیستی؟

36:19.979 --> 36:22.562
‫حرف نمی‌زنه. غذا نمی‌خوره

36:25.812 --> 36:27.437
‫نگران نباش، عزیزم

36:36.646 --> 36:38.728
‫شرمنده. نیکی زنگ می‌زنه

36:38.729 --> 36:41.895
‫ببخشید. شرمنده،
‫برم جواب بدم. الان برمی‌گردم

36:46.896 --> 36:47.771
‫سلام

39:03.396 --> 39:04.854
‫نه!

39:05.521 --> 39:07.646
‫نه! نه! صبر کن!

39:09.479 --> 39:11.228
‫برگرد! وایستا!

39:17.062 --> 39:18.437
‫وایستا!

39:28.521 --> 39:30.271
‫بس کن! وایستا، وایستا

39:33.646 --> 39:35.436
‫- برو، برو!
‫- چی شده؟ بهم بگو!

39:35.437 --> 39:36.936
‫چه خبر شده؟ چی شده؟

39:36.937 --> 39:40.020
‫نیکی، یه اتفاق خیلی ناجور داره می‌افته

39:40.021 --> 39:42.728
‫نمی‌خوان باهات ازدواج کنم. می‌خوان...

39:42.729 --> 39:44.603
‫منو برای یه شیطانی چیزی قربانی کنن

39:44.604 --> 39:47.270
‫- فکر کنم بابات همون آدمکش مرد متاسفه
‫- صبر کن، چی؟

39:47.271 --> 39:50.728
‫و داره یه قبر می‌کنه.
‫لطفا، باید همین الان بریم

39:50.729 --> 39:53.436
‫- هی، هی، هی. صبر کن، وایستا
‫- لطفا! الان!

39:53.437 --> 39:55.270
‫- نیکی. باید حرفمو باور کنی
‫- آروم باش

39:55.271 --> 39:57.395
‫- باشه. باشه. بله.
‫- میشه فقط بریم؟

39:57.396 --> 39:59.978
‫- باشه، من باهاتم، باشه؟ من همینجام
‫- لطفا

39:59.979 --> 40:03.645
‫سعی می‌کنم بفهمم، باشه؟ باید
‫سر دربیارم که چی شده

40:03.646 --> 40:05.103
‫- باشه؟ باید باهاشون حرف بزنم
‫- نه

40:05.104 --> 40:08.145
‫- نه، نه. باید حرفمو باور کنی.
‫- باید بفهمم چطوری این اتفاق افتاده

40:08.146 --> 40:09.770
‫- الان برمی‌گردم.
‫- میشه فقط بریم؟

40:09.771 --> 40:12.103
‫کلیدها رو میذارم. اگه
‫می‌خوای بری، برو

40:12.104 --> 40:15.395
‫- نه، نیکی، لعنتی!
‫- الان برمی‌گردم. الان برمی‌گردم

40:15.396 --> 40:16.478
‫- باشه؟
‫- گندت بزنن!

40:22.312 --> 40:23.395
‫وای خدایا

40:23.396 --> 40:25.353
‫خدای من. خدای من

40:25.354 --> 40:27.103
‫خدای من

40:43.521 --> 40:45.521
‫چی؟ نه

40:48.854 --> 40:50.478
‫زنم داره می‌میره

40:52.396 --> 40:56.520
‫یه تومور مغزی بسیار بدخیم داره

40:56.521 --> 40:58.228
‫وقتی تشخیص دادیم...

40:58.229 --> 41:02.728
‫پرتودرمانی و جراحی کردیم
‫و بازم برگشت

41:02.729 --> 41:03.979
‫پس...

41:05.562 --> 41:08.521
‫بعدش تصمیم گرفت که می‌خواد
‫با شرایط خودش بمیره

41:11.771 --> 41:15.187
‫چند ماهی میشه که داریم
‫برای مرگش برنامه‌ریزی می‌کنیم

41:16.896 --> 41:18.437
‫و بعد نیکی زنگ زد...

41:19.646 --> 41:21.562
‫و خبر داد نامزد کرده...

41:22.187 --> 41:25.436
‫و خیلی هیجان داشت که
‫اینجا عروسی بگیره

41:25.437 --> 41:27.146
‫و ما...

41:27.812 --> 41:31.146
‫فکر کردیم چقدر زیباست
‫که می‌تونیم...

41:32.521 --> 41:35.395
‫برای آخرین بار دورهمی،
‫جشن رو با هم داشته باشیم...

41:37.896 --> 41:40.686
‫قبل از اینکه ویکتوریا ما رو ترک کنه

41:40.687 --> 41:43.687
‫برای همین عروسی باید بزرگ باشه، ریچل

41:44.354 --> 41:45.978
‫آخرین مهمونی‌شه

41:45.979 --> 41:48.395
‫می‌خواستیم بهت بگیم، نیکی

41:48.396 --> 41:49.354
‫عزیزدلم

41:50.354 --> 41:53.854
‫خیلی به خاطر آینده و ازدواجت
‫هیجانزده بود...

41:54.646 --> 41:56.853
‫زمان مناسبی نبود که بهت بگیم

41:56.854 --> 41:59.686
‫می‌دونی، از این کارها می‌کنن

41:59.687 --> 42:03.146
‫- از نیکی کوچولو در برابر چیزای بد محافظت می‌کنن
‫- جولین، جولین

42:03.896 --> 42:05.936
‫- مهم نیست
‫- هر کاری تونستم کردم

42:05.937 --> 42:08.353
‫- وقتی خونواده...
‫- ولی محکوم به مرگم

42:08.354 --> 42:10.728
‫دیر یا زود منو به کسی
‫تبدیل می‌کنه که نیستم...

42:10.729 --> 42:12.521
‫و نمی‌خوام چنین اتفاقی بیافته

42:13.604 --> 42:15.604
‫نمی‌خوام بچه‌هام چنین
‫چیزی رو ببینن

42:21.437 --> 42:23.436
‫ببخشید که از کنترل خارج شد

42:23.437 --> 42:27.896
‫نه، من متاسفم. من...

42:28.812 --> 42:31.395
‫خیلی حس بدی دارم که
‫برنامه شما رو گند زدم. من...

42:31.396 --> 42:34.728
‫نه، نه، فکر کنم تو دقیقا
‫چیزی هستی که این خونواده لازم داره

42:35.812 --> 42:37.729
‫باعث میشی روراست باشیم، نه؟

42:42.187 --> 42:44.021
‫مامان

42:46.562 --> 42:48.396
‫- جولز
‫- زود باش. بیا

42:49.021 --> 42:51.729
‫عشق من. خیلی متاسفم

42:52.354 --> 42:55.645
‫خیلی متاسفم. همه چی درست میشه

42:55.646 --> 42:57.228
‫همه چی عالی میشه

43:01.312 --> 43:03.645
‫چیزی نیست

43:03.646 --> 43:07.686
‫هی، اینو برات اوردم

43:07.687 --> 43:09.771
‫نمی‌خواستم با بقیه چیزها گم بشه

43:10.354 --> 43:11.396
‫ممنونم

43:15.021 --> 43:16.021
‫ام...

43:17.562 --> 43:20.312
‫فقط یه چیزو متوجه نمیشم

43:20.812 --> 43:23.604
‫لباس عروسیم رو روی...

43:24.854 --> 43:28.021
‫یه جور عروسک وسط جنگل پیدا کردم

43:29.021 --> 43:32.437
‫نمی‌دونم، اونم بخشی از این ماجراست؟

43:33.021 --> 43:34.270
‫ای لعنتی

43:35.271 --> 43:39.811
‫عمه پورشا گفت مرد متاسف
‫عروس‌ها رو می‌کشه و برعکس‌شون می‌کنه

43:39.812 --> 43:42.645
‫فقط برای محافظت از ریچل
‫اون کار رو کردم

43:42.646 --> 43:44.811
‫گولش زدم تا به ریچل آسیبی نزنه

43:44.812 --> 43:48.521
‫به ریچل بگو متاسفی که
‫لباسش رو خراب کردی و ترسوندیش

43:50.521 --> 43:54.437
‫ببخشید، ریچل، که لباست
‫رو خراب کردم و ترسوندمت

43:55.604 --> 43:56.437
‫اشکالی نداره

43:56.937 --> 43:59.312
‫گوش کن، پسرم...

44:00.562 --> 44:02.270
‫مرد متاسف واقعی نیست

44:02.271 --> 44:03.520
‫فقط...

44:03.521 --> 44:07.728
‫یه داستانه که وقتی مثل
‫تو بچه بودم از خودم دراوردم...

44:07.729 --> 44:10.353
‫تا عمو نیکی و عمه پورشا رو بترسونم

44:10.354 --> 44:13.021
‫نه، ولی تو باور داری واقعیه، بابا؟

44:14.646 --> 44:15.687
‫نه

44:17.687 --> 44:20.270
‫نه، ندارم. ندارم

44:20.271 --> 44:21.561
‫ام...

44:21.562 --> 44:22.686
‫هیچکس باور نداره

44:22.687 --> 44:26.436
‫مامان‌بزرگ یا بابابزرگ نیست

44:26.437 --> 44:28.811
‫نلی نیست...

44:28.812 --> 44:31.811
‫یا نیکی یا پورشا...

44:31.812 --> 44:33.604
‫یا ریچل

44:34.437 --> 44:35.770
‫اوهوم

44:35.771 --> 44:36.646
‫واقعی نیست

44:37.229 --> 44:40.396
‫اصلا واقعی نیست. واقعیت نداره

44:41.271 --> 44:42.437
‫برام تکرارش کن

44:44.062 --> 44:45.729
‫مرد متاسف واقعی نیست

44:49.146 --> 44:51.436
‫مرد متاسف واقعی نیست

44:51.437 --> 44:54.104
‫- مرد متاسف واقعی نیست
‫- مرد متاسف واقعی نیست

44:55.271 --> 44:56.104
‫ریچل

44:57.021 --> 44:59.396
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:01.146 --> 45:03.603
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:03.604 --> 45:05.103
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:05.104 --> 45:07.562
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:08.187 --> 45:11.187
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:12.354 --> 45:15.021
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:17.271 --> 45:20.187
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:38.354 --> 45:40.521
‫مرد متاسف واقعی نیست

45:40.522 --> 45:45.522
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

45:45.523 --> 45:55.523
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury
