WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.045 --> 00:16.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:39.104 --> 00:41.229
‫وای. خیلی خوشگله.

02:06.896 --> 02:10.229
‫«پنج روز تا گفتن بله»

02:20.771 --> 02:22.145
‫ریچل.

02:22.146 --> 02:23.937
‫ریچل!

02:24.729 --> 02:26.395
‫- خوبی؟
‫- وای خدای من.

02:26.396 --> 02:28.228
‫- می‌خوای من برونم؟ می‌تونم برونم.
‫- این چه کوفتی بود؟

02:28.229 --> 02:30.103
‫- می‌دونم.
‫- اوه.

02:30.104 --> 02:32.145
‫- می‌خوای من رانندگی کنم؟
‫- شرمنده. نه، اوکیم.

02:32.146 --> 02:34.311
‫- آره.
‫- وای خدا، معذرت می‌خوام.

02:34.312 --> 02:36.603
‫فقط بی زحمت باهام حرف بزن
‫که دوباره خوابم نبره.

02:36.604 --> 02:39.728
‫باشه حتماً. خب...

02:39.729 --> 02:43.395
‫آهان، شعبه اصلی کولدیز توی شهر بعدیه‌.

02:43.396 --> 02:44.770
‫- چی؟
‫- آره.

02:44.771 --> 02:47.896
‫- کولدیز؟ نمی‌شناسم...
‫- چی؟ یعنی توی اورگن، کولدیز نداشتین؟

02:49.354 --> 02:52.228
‫خب، ولی دیگه اسم کولدیز به گوشت خورده، نه؟
‫همون مغازه دسر فروشی؟

02:52.229 --> 02:54.354
‫- نه.
‫- پسر، داری شوخی می‌کنی؟

02:55.479 --> 02:58.520
‫یعنی لری پول رو هم نمی‌شناسی؟
‫مؤسس کولدیز؟

02:58.521 --> 03:01.520
‫آخه من از کجا باید مؤسس یه بستنی‌فروشی‌ای رو
‫بشناسم که تا حالا اسمش هم نشنیدم؟

03:01.521 --> 03:04.270
‫آخه مسئله اینه که اون سه تا زن رو هم کشته،

03:04.271 --> 03:06.936
‫در ضمن، کاسترده...
‫بستنی نیست.

03:06.937 --> 03:08.561
‫یا خدا، چطوری؟

03:08.562 --> 03:10.686
‫- خب با بستنی فرق داره، یه جور دیگه درستش می‌کنن.
‫- اونو نمیگم.

03:10.687 --> 03:14.603
‫فکر کنم توش تخم‌مرغ بیشتری می‌ریزن.
‫قتل‌ها هم فکر کنم بیشتر با خفه کردن بوده.

03:14.604 --> 03:16.936
‫یه پادکست درباره لری پول هست،

03:16.937 --> 03:19.936
‫توش درباره یه زنی حرف می‌زنه
‫که لری اوایل دهه 90 سعی کرده بود بکشتش.

03:19.937 --> 03:22.478
‫اون زنه هشت ماهه باردار بوده،

03:22.479 --> 03:26.311
‫و خودش تعریف می‌کنه که چه بدبختی‌هایی کشیده
‫تا بتونه از دست اون جون سالم به در ببره.

03:26.312 --> 03:28.312
‫مثلاً چه... چه بدبختی‌هایی؟

03:30.104 --> 03:33.561
‫توی کامیونش بودم.
‫داشت من رو از یه بزرگراه دورافتاده می‌برد.

03:33.562 --> 03:37.645
‫همون موقع بود که متوجه یه کفش کوچولو
‫زیر پاهام شدم.

03:37.646 --> 03:40.478
‫یه کفش باربی.
‫گفتم شاید دختر داشته باشه،

03:40.479 --> 03:43.103
‫واسه همین بهش گفتم که بچه‌ام دختره.

03:43.104 --> 03:46.145
‫باردار بودم. مدام بهش یادآوری می‌کردم که حامله‌ام:

03:46.146 --> 03:48.312
‫بعد تابلوی استراحتگاه رو دیدم.

03:48.854 --> 03:50.146
‫ازش پرسیدم می‌تونیم نگه داریم؟

03:50.646 --> 03:54.229
‫و اون... اون دستش رو دراز کرد
‫و گلوی من رو برید.

03:55.604 --> 04:00.562
‫داغیِ خونی که از بدنم می‌زد بیرون رو حس می‌کردم.

04:01.937 --> 04:05.103
‫و چیزی که انتظارش رو نداشتم این بود که
‫وقتی خون زیادی از دست میدی،

04:05.104 --> 04:07.854
‫ممکنه واقعاً بهت حس سرخوشی دست بده.

04:10.604 --> 04:13.978
‫دقیقاً همون حسی رو داشتم
‫که روز عروسیم داشتم.

04:13.979 --> 04:16.353
‫بیشتر از اینکه شبیه نزدیک شدن به مرگ باشه،

04:16.354 --> 04:18.604
‫شبیه عشق بود.

04:21.104 --> 04:23.478
‫و بعد لری من رو پرت کرد کنار جاده.

04:24.437 --> 04:26.728
‫مدام به خودم می‌گفتم...

04:26.729 --> 04:29.979
‫اگه چشم‌هات رو ببندی...
‫همین‌جا می‌میری.

04:30.646 --> 04:31.937
‫واسه همین بلند شدم.

04:32.979 --> 04:35.603
‫در حالی که با دستم گلوم رو فشار می‌دادم که.
‫از هم وا نره توی جاده راه افتادم

04:35.604 --> 04:38.728
‫کم‌کم اون حس سرخوشی جاش رو داد به
‫یه حسِ ذوب شدن،

04:38.729 --> 04:40.978
‫انگار داشتم محو می‌شدم،

04:40.979 --> 04:45.021
‫اما همزمان انگار داشتم
‫توی یه مسابقه دو ماراتن می‌دویدم.

04:45.604 --> 04:48.521
‫و داشتم می‌بردم. داشتم برنده می‌شدم.

04:50.312 --> 04:53.186
‫رسیدم به استراحتگاه.
‫یه زوج جوون اونجا بودن.

04:53.187 --> 04:54.312
‫چشماشون...

04:55.062 --> 04:58.104
‫خدایا، از دیدن قیافه من وحشت کرده بودن.

04:58.812 --> 05:00.229
‫ولی خیلی مهربون بودن.

05:01.229 --> 05:03.395
‫واقعاً خدا خیرشون بده. خدا خیرشون بده.

05:03.396 --> 05:04.686
‫اون آدم‌ها جونم رو نجات دادن.

05:06.479 --> 05:08.812
‫می‌رم از پمپ‌بنزین یه فندک بگیرم. چیزی می‌خوای؟

05:10.312 --> 05:13.270
‫- شاید حتی آدامس دارچینی؟
‫- اون‌قدرها هم حال به هم زن نیست.

05:13.271 --> 05:15.353
‫خیلی هم حال به هم زنه.
‫راستی، بی زحمت یه...

05:15.354 --> 05:16.479
‫میزِ کنار پنجره بگیرم. باشه.

05:23.479 --> 05:24.771
‫ده دلار و هفتاد و پنج سنت.

05:43.662 --> 05:45.662
«هیچوقت برای دختری زانو نزن»
«که برات زانو نمی‌زنه»

05:45.687 --> 05:48.728
‫تازه اینم بگم که شنیدم حتی
‫می‌تونی حس کنی که

05:48.729 --> 05:51.436
‫استخون‌ها و اعضای بدنت جابه‌جا می‌شن
‫تا جا برای بیرون اومدن بچه باز بشه.

05:52.729 --> 05:55.520
‫می‌دونی، بعضی زن‌ها بچه‌های گنده میارن.
‫تا حالا شنیدی؟

05:55.521 --> 05:59.186
‫بچه‌های پنج-شش کیلویی با سرهای بزرگ
‫که همه‌چیزو پاره می‌کنن.

05:59.187 --> 06:00.729
‫بچه ما که این‌قدر گنده نمی‌شه.

06:01.937 --> 06:02.895
‫از کجا می‌دونی؟

06:02.896 --> 06:07.103
‫خب، به نظرم بچه ما...

06:07.104 --> 06:08.020
‫خب؟

06:08.021 --> 06:10.061
‫...خیلی ظریف‌مریف می‌شه.

06:10.062 --> 06:12.021
‫نمیشه اینو تضمین کرد.

06:12.604 --> 06:14.353
‫نمی‌خوام بدنم تیکه‌پاره بشه.

06:14.354 --> 06:16.353
‫کوچولو می‌شه، قول می‌دم این‌قدری بشه.

06:16.354 --> 06:18.478
‫- کوچیک‌تر.
‫- کوچیک‌تر؟ باشه.

06:18.479 --> 06:19.437
‫از اینم کوچیک‌تر.

06:20.229 --> 06:21.812
‫- کوچیک‌تر.
‫- کوچیک‌تر؟

06:22.562 --> 06:24.729
‫- دیگه نمی‌تونم...
‫- باشه. همین خوبه.

06:26.354 --> 06:27.645
‫صبر کن.

06:27.646 --> 06:30.145
‫چقدر شبیهه! پناه بر خدا.

06:30.146 --> 06:31.936
‫- جدی؟
‫- آره، باید نشونت بدم.

06:31.937 --> 06:34.186
‫انگار پیشونیش بلنده و
‫مدام براش اتفاقای بد می‌افته.

06:34.187 --> 06:38.853
‫- چرا باز هم سگ می‌گیره؟
‫- نمی‌دونم. یارو عاشق سگه.

06:38.854 --> 06:40.436
‫پس چرا همش گم می‌شن؟

06:40.437 --> 06:43.436
‫آخه... چی بگم؟ پیش میاد که سگ گم بشه.

06:43.437 --> 06:45.686
‫- نه، سگ‌ها همین‌جوری گم نمی‌شن.
‫- چی؟

06:45.687 --> 06:48.228
‫- گربه‌ها گم می‌شن.
‫- این‌جوری‌ها هم نیست.

06:48.229 --> 06:51.311
‫مطمئنی تا حالا این لوگو رو ندیدی؟
‫آخه دقیقاً مو نمی‌زنه.

06:52.979 --> 06:54.478
‫خیلی عجیبه.

06:54.479 --> 06:56.187
‫حتی ژستش و همه‌چیزش رو هم درست درآوردی.

06:56.771 --> 06:58.896
‫- آره. نمی‌دونم.
‫- خیلی عجیبه.

06:59.479 --> 07:00.979
‫انگار حس ششمی چیزی داره.

07:01.562 --> 07:03.936
‫تا حالا درباره دوست‌دختر بابام برات گفتم؟

07:03.937 --> 07:06.353
‫- همونی که یه دختر داشت به اسم کتی؟
‫- نه، تعریف کن.

07:06.354 --> 07:09.811
‫کتی، همون دختر چهار ساله
‫زندگی قبلیش رو یادش بود‌

07:09.812 --> 07:13.021
‫و همیشه درباره شوهر مرحومش حرف می‌زد

07:13.687 --> 07:17.145
‫و اینکه چطوری وقتی داشته سعی می‌کرده پسرشون رو
‫از رودخونه خروشان نجات بده، غرق شده.

07:17.146 --> 07:19.353
‫به نظر میاد کتی قوه تخیل خیلی قوی‌ای داشته.

07:19.354 --> 07:24.561
‫نه، به نظرم بچه‌ها به شکل توجیه‌ناپذیری
‫توی یه بُعد سوم زندگی می‌کنن

07:24.562 --> 07:28.853
‫یا حداقل زندگی‌های قبلیشون رو یادشونه
‫و چه می‌دونم، شاید حتی آینده رو هم ببینن.

07:28.854 --> 07:32.021
‫و به نظرم این خیلی ترسناکه.
‫خوشم نمیاد.

07:32.521 --> 07:35.896
‫یا اینکه... کتی فقط خیال‌پرداز خوبی بوده.

07:36.437 --> 07:38.936
‫تو کتی رو نمی‌شناختی.
‫انگار جن‌زده بود.

07:38.937 --> 07:42.395
‫من دلم... بچه جن‌زده نمی‌خواد.

07:42.396 --> 07:45.562
‫- خب، ما که جن‌زده‌شون نمی‌کنیم.
‫- خودشون جن‌زده به دنیا میان.

07:46.604 --> 07:49.561
‫- تو که جن‌زده نیستی.
‫- با اطمینان نمیشه گفت.

07:49.562 --> 07:51.853
‫امیدوارم بچه‌مون شبیه تو بشه.

07:51.854 --> 07:53.062
‫خیلی لطف داری.

07:56.229 --> 07:58.479
‫حداقل مامانم مجبور نشد اون مرحله رو ببینه.

08:00.062 --> 08:01.061
‫کدوم مرحله؟

08:01.062 --> 08:05.062
‫همه‌اش رو. آخه مگه بچه‌ها در واقع
‫فقط مثل یه ظرف نیستن

08:05.729 --> 08:07.436
‫که آدم‌های پیر عشقشون رو توش سرازیر کنن؟

08:07.437 --> 08:10.021
‫اونم فقط برای اینکه حواسشون
‫از تنهاییِ اجتناب‌ناپذیرِ پیری پرت بشه.

08:10.812 --> 08:12.228
‫ناهار عالی بود.

08:12.229 --> 08:15.228
‫آخه چه دلیلی داره که یه نفر
‫مدام سگش رو گم کنه؟

08:15.229 --> 08:18.728
‫این‌جوری نیست که عمداً این کار رو بکنه.
‫من که می‌گم ولش کن بابا، کی اهمیت میده؟

08:21.229 --> 08:22.686
‫چی شده؟

08:22.687 --> 08:25.812
‫اشکالی نداره. من که حتی نمی‌شناختمش.

08:26.396 --> 08:28.104
‫- آره.
‫- مهم نیست.

08:29.479 --> 08:33.020
‫ما هفت ماه و نیمِ خیلی خوب رو با هم داشتیم.
‫خیلی چسبید.

08:33.021 --> 08:35.270
‫واقعاً... واقعاً بیشتر از اون هم لازم نداشتم.

08:36.687 --> 08:39.436
‫آره. آره.
‫اتفاقاً منم این رو شنیدم.

08:39.437 --> 08:42.271
‫رازِ داشتنِ یه دورانِ بزرگسالیِ سالم همینه.

08:42.854 --> 08:46.645
‫چی؟ یه... یه مادرِ فوت شده
‫و یه پدرِ خونه‌نشین و مردم‌گریز؟

08:46.646 --> 08:48.311
‫- رازش اینه؟
‫- آره. عالیه.

08:48.312 --> 08:50.436
‫فکر کنم یه مقاله تو نیویورک تایمز درباره‌اش خوندم.

08:50.437 --> 08:53.645
‫نوشته بود کسی که والدینِ کنترلی و سلطه‌جو داره،

08:53.646 --> 08:57.436
‫واسه کسی که مادرش فوت شده
‫و پدرِ عجیبی داره، جفتِ خیلی مناسبیه.

08:57.437 --> 08:59.561
‫می‌خوای مثلاً با هم ازدواجی چیزی کنیم؟

08:59.562 --> 09:01.645
‫اوه، من تو فکرِ یه مراسم خیلی کوچیک

09:01.646 --> 09:03.728
‫توی کلبه تفریحی و نقلیِ پدر و مادرم توی جنگلم.

09:03.729 --> 09:07.061
‫بدونِ این مسخره‌بازی‌های عروسی، فقط توی طبیعتِ زیبا،

09:07.062 --> 09:08.686
‫برف هم پشت پنجره در حال باریدن باشه.

09:08.687 --> 09:09.770
‫لازم هم نیست با هواپیما بریم.

09:09.771 --> 09:13.436
‫می‌تونیم با ماشین بریم و توی شیک‌ترین
‫رستوران‌هایی که پیدا می‌کنیم توقف کنیم.

09:13.437 --> 09:15.770
‫حله. پس بزن بریم. باهات ازدواج می‌کنم.

09:15.771 --> 09:16.604
‫خیلی خب، به سلامتی.

09:18.687 --> 09:20.478
‫به سلامتی.

09:20.479 --> 09:21.812
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

09:23.146 --> 09:24.271
‫- هی.
‫- جانم؟

09:25.104 --> 09:26.354
‫خانواده‌ام عاشقت می‌شن.

09:28.312 --> 09:31.646
‫ممنون. اون حساب می‌کنه. داریم ازدواج می‌کنیم.

09:33.812 --> 09:35.645
‫و...

09:35.646 --> 09:37.646
‫بچه‌مون بی‌نقص می‌شه.

09:41.854 --> 09:43.771
‫این‌قدر به بچه‌مون فشار نیار.

09:44.271 --> 09:45.770
‫بچه‌مون یه آدم معمولی می‌شه.

09:45.771 --> 09:48.186
‫بعضی بچه‌ها پدر و مادر خودشون رو می‌کشن.

09:48.187 --> 09:52.146
‫باشه، ولی آخه وقتی بچه‌مون
‫همین‌قدریه، چطوری می‌خواد ما رو بکشه؟

10:06.396 --> 10:08.812
‫داره سگ‌ها رو می‌کشه، مگه نه؟

10:09.729 --> 10:10.687
‫چی؟

10:33.896 --> 10:35.228
‫می‌شه عوضش کنی؟ قطعش کن.

10:59.062 --> 11:00.479
‫آماده‌ای؟ سه.

11:01.312 --> 11:04.062
‫دو. یک.

11:26.396 --> 11:27.437
‫نه.

11:48.229 --> 11:49.771
‫لعنتی. آخ!

11:50.729 --> 11:51.896
‫آخ!

11:57.104 --> 11:58.311
‫عزیزم.

11:58.312 --> 11:59.311
‫چیه؟

11:59.312 --> 12:02.812
‫- آماده نبودی.
‫- شرمنده. تونلش خیلی طولانی بود.

12:03.729 --> 12:06.186
‫آخه این بدیمنه.

12:06.187 --> 12:08.061
‫معذرت می‌خوام.

12:08.062 --> 12:09.604
‫موقع برگشتن انجامش می‌دیم.

12:10.104 --> 12:11.020
‫لعنت بهش.

12:37.312 --> 12:38.312
‫لعنتی.

12:58.896 --> 13:00.020
‫وای، دستشویی دارم.

13:30.354 --> 13:32.311
‫  یه کلبه کوچولو توی جنگل

13:32.312 --> 13:34.936
‫ یه مردِ کوچولو کنار پنجره ایستاده بود

13:34.937 --> 13:37.645
‫ یه خرگوش رو دید که داره بالا پایین می‌پره

13:37.646 --> 13:39.228
‫ تا حد مرگ ترسیده بود

13:40.271 --> 13:42.686
‫ ...گفت: کمکم کن، کمکم کن، کمک

13:42.687 --> 13:45.479
‫وای خدای من! نیکی!
‫نیکی، بیا اینجا! بدو بیا!

13:46.771 --> 13:48.521
‫- چی شده؟
‫- بیا اینجا!

13:52.062 --> 13:53.561
‫- نگاه کن.
‫- وای خدای بزرگ.

13:53.562 --> 13:55.728
‫به نظرت حالش خوبه؟

13:55.729 --> 13:57.812
‫چی؟ خیلی خب، تو همین‌جا بمون.

13:58.312 --> 14:00.396
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم یه سری به دستشویی بزنم.

14:01.521 --> 14:05.020
‫- ریچل، داری...
‫- دارم دنبال پدر و مادرش می‌گردم و خب...

14:05.021 --> 14:07.770
‫- فقط همین‌جا بمون. الآن برمی‌گردم.
‫- ریچل!

14:07.771 --> 14:09.645
‫

14:09.646 --> 14:13.228
‫خب. سلام کوچولو. چی شده؟ نه.

14:13.229 --> 14:16.228
‫نه، نه، نه، گریه نکن. بچه باس بخنده.

14:17.312 --> 14:18.228
‫کسی هست؟

14:20.562 --> 14:21.729
‫کسی اینجا نیست؟

14:31.437 --> 14:32.771
‫وای خدای من.

14:38.104 --> 14:39.021
‫آهای؟

15:44.729 --> 15:45.687
‫کسی هست؟

16:24.021 --> 16:24.978
‫هی.

16:27.646 --> 16:29.604
‫گوشیم اصلاً آنتن نمی‌ده.

16:30.354 --> 16:32.478
‫دستشویی مردونه رو چک کردم.
‫هیچ‌کس اونجا نبود.

16:32.479 --> 16:34.062
‫ای لعنت، آنتن نداره.

16:35.312 --> 16:36.146
‫خب.

16:36.937 --> 16:38.145
‫

16:40.062 --> 16:42.145
‫فکر کنم بهتره یکیمون همین‌جا پیش بچه بمونه

16:42.146 --> 16:43.978
‫و اون یکی با ماشین بره تا نزدیک‌ترین پمپ‌بنزین

16:43.979 --> 16:45.311
‫یا رستورانی چیزی و کمک خبر کنه.

16:45.312 --> 16:47.978
‫باشه، باشه. می‌خوای چی کار...

16:47.979 --> 16:48.936
‫چرا صداش نمیاد؟

16:48.937 --> 16:50.771
‫- چی؟
‫- اگه اون تو یخ بزنه بمیره چی؟

16:55.146 --> 16:57.937
‫خیلی خب.

16:59.396 --> 17:00.812
‫سعی کردی بشکنیش؟

17:19.854 --> 17:21.271
‫این دیگه چیه؟

18:29.187 --> 18:33.854
‫ اما چیزایی که دوست داریم همیشه موندگارن

18:36.104 --> 18:39.729
‫ چون رسمش

18:40.604 --> 18:42.021
‫ توی بهشت همینه

18:46.437 --> 18:48.604
‫ دیگه هیچی مهم نخواهد بود...

18:49.562 --> 18:51.645
‫سلام. سلام. ببخشید.

18:51.646 --> 18:54.853
‫بیست مایل پایین‌تر از اینجا توی بزرگراه، یه استراحتگاه هست.

18:54.854 --> 18:58.603
‫گوشی من اصلاً آنتن نمی‌ده
‫ولی من و دوست‌پسرم اونجا نگه داشته بودیم.

18:58.604 --> 19:02.561
‫و... و ما... ما یه نوزاد پیدا کردیم که توی یه ماشین رها شده بود،

19:02.562 --> 19:07.311
‫فکر می‌کنم شاید یه اتفاق بدی برای پدر و مادرش افتاده باشه.

19:09.646 --> 19:10.646
‫شما...

19:11.562 --> 19:13.104
‫شما اینجا تنها هستین؟

19:16.604 --> 19:18.936
‫اوه. چه خوب.

19:18.937 --> 19:20.229
‫تو که کنارمی.

19:20.729 --> 19:23.103
‫اوه، این یکی زیاد خوب نیست.

19:23.104 --> 19:25.228
‫ببخشید، می‌شه لطفاً با پلیس تماس بگیری؟

19:27.354 --> 19:28.436
‫بنجامین.

19:28.437 --> 19:30.687
‫آره، بنجامین.

19:31.396 --> 19:32.521
‫خیلی باحاله.

19:33.021 --> 19:35.854
‫بنجامین اسم اون پسری بود که قبل از من اینجا کار می‌کرد،

19:36.354 --> 19:38.728
‫اما خودش رو توی دستشویی با کابل برق دار زد،

19:38.729 --> 19:42.228
‫اونا هم اون‌قدر گدا‌گشنه بودن که نخواستن
‫برای من یه اتیکت با اسم خودم بگیرن.

19:42.229 --> 19:43.062
‫

19:43.979 --> 19:47.604
‫ببخشید، می‌شه... می‌شه همین الان به پلیس زنگ بزنی؟.

19:48.187 --> 19:49.854
‫چیزی زدی؟ نشئه‌ای؟

19:53.062 --> 19:54.311
‫کمک می‌کنه آروم شم.

19:54.312 --> 19:55.312
‫به نظر خیلی آروم میای.

19:55.812 --> 19:58.145
‫می‌شه لطفاً به پلیس زنگ بزنی؟

19:58.146 --> 19:59.521
‫همین‌جا منتظر بمون. زنگ می‌زنم.

21:02.354 --> 21:03.854
‫لعنتی!

21:12.646 --> 21:14.645
‫هی، گفتی جنوبِ اینجا؟

21:14.646 --> 21:17.478
‫آره، جنوبِ اینجا.

21:17.479 --> 21:18.479
‫باشه، همون‌جا بمون.

21:19.104 --> 21:20.811
‫صبر کن. بنجامین.

21:20.812 --> 21:25.854
‫ تو برای من همونی هستی که هستی...

21:29.229 --> 21:30.062
‫گندش بزنن.

21:36.771 --> 21:40.021
‫ تو سرنوشتِ منی...

22:57.104 --> 22:58.979
‫مطمئنی اون نیمه گمشده‌ست؟

23:09.771 --> 23:11.271
‫هی.

23:12.854 --> 23:16.270
‫هی! دارن میان که بچه‌ات رو نجات بدن!

23:33.812 --> 23:34.728
‫چه خبره اینجا؟

23:41.812 --> 23:42.646
‫لعنتی!

24:39.979 --> 24:43.271
‫وای خدای من! گندش بزنن.

24:45.437 --> 24:46.271
‫لعنتی!

24:48.646 --> 24:51.478
‫- وای خدا. ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- زهره‌ترکم کردی نیکی.

24:51.479 --> 24:52.853
‫بچه حالش خوبه؟

24:52.854 --> 24:54.686
‫آره بابا، خانواده‌اش برگشتن.

24:54.687 --> 24:57.353
‫قضیه چیه؟ داری خون‌ریزی می‌کنی.

24:57.354 --> 24:58.270
‫چی شده؟

24:58.271 --> 25:00.728
‫هیچی دیگه، فکر کردن می‌خوام بچه‌شون رو بدزدم،

25:00.729 --> 25:02.186
‫یارو هم زد تو صورتم.

25:02.187 --> 25:03.103
‫- چی؟
‫- آره.

25:03.104 --> 25:06.186
‫نگه داشته بودن یه هوایی بخورن.
‫چون حال زنه توی ماشین بد شده بود

25:06.187 --> 25:09.686
‫- بعد هم انگار رفته بودن یه قدمی بزنن.
‫- یعنی بچه‌شون رو توی ماشین ول کردن؟

25:09.687 --> 25:11.436
‫- آره، چه می‌دونم.
‫- چی؟

25:11.437 --> 25:13.228
‫آخه این روانی‌بازی نیست؟

25:13.229 --> 25:14.603
‫- بذار ببینم.
‫- آره، می‌دونم.

25:14.604 --> 25:15.645
‫اوه.

25:15.646 --> 25:17.936
‫لعنتی، صورتِ ماه و نازی داشتی.

25:17.937 --> 25:21.770
‫آره، اونا هم خیلی عذرخواهی کردن.
‫گفتن کار درستی انجام دادیم.

25:21.771 --> 25:24.145
‫خب، خیلی خوشحالم که همچین حسی داشتن.

25:24.146 --> 25:25.937
‫صبر کن، صبر کن. نباید منتظر پلیس بمونیم؟

25:29.271 --> 25:31.896
‫نه. نه، بیا فقط از اینجا جیم شیم.

25:45.437 --> 25:46.895
‫- خوبی؟
‫- هوم؟

25:46.896 --> 25:49.562
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. فقط خیلی خسته‌ام.

26:01.354 --> 26:03.729
‫- رمزش چیه؟
‫- صفر هشت هفده.

26:04.312 --> 26:05.770
‫تاریخ تولدته؟

26:07.771 --> 26:10.311
‫ببین، ازدواج با بچه عزیزدردونه خانواده
‫!اصلاً فشار و استرسی نداره‌ها

26:10.312 --> 26:12.687
‫اذیت نکن. خودت می‌دونی که
‫چقدر مشتاق دیدنت هستن.

26:26.771 --> 26:28.021
‫عجب.

26:28.979 --> 26:30.104
‫آره.

26:48.896 --> 26:51.729
‫این همون کلبه نقلیِ تفریحیِ پدر و مادرته؟

26:52.896 --> 26:54.311
‫مگه کلبه نیست؟

26:54.312 --> 26:56.771
‫هست، ولی اصلاً نقلی نیست.

26:58.354 --> 27:00.895
‫امیدوارم ضربه‌مغزی نشده باشم.

27:00.896 --> 27:01.811
‫خدای من.

27:05.771 --> 27:08.270
‫خب. آماده‌ای؟

27:18.896 --> 27:21.187
‫پناه بر خدا.

27:25.146 --> 27:26.646
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

27:33.896 --> 27:35.396
‫خدای من.

27:36.729 --> 27:38.811
‫- آره. راستش...
‫- این دیگه چیه...

27:38.812 --> 27:41.937
‫این سنتیه که برای سگ‌های خانواده داریم.

27:46.812 --> 27:48.271
‫آره، در واقع...

27:48.854 --> 27:50.853
‫همیشه اگه توی چشم‌هاشون نگاه می‌کردیم دعوامون می‌کردن،

27:50.854 --> 27:55.311
‫چون معتقد بودن وقتی مُردن، نگاه کردن به چشمشون
‫یه جور بی‌احترامیه.

27:55.312 --> 27:57.812
‫آخه اونا از کجا می‌فهمیدن
‫که تو به چشمشون نگاه کردی؟

27:58.312 --> 28:00.396
‫چی بگم... بابام می‌گفت اونا می‌تونن ببینن.

28:01.062 --> 28:04.396
‫من که همین الآن زل زدم تو چشماشون،
‫چی شد حالا؟ تو دردسر افتادم؟

28:05.312 --> 28:06.687
‫فکر کنم به زودی معلوم می‌شه.

28:30.062 --> 28:32.354
‫اون صندلی خالی واسه... واسه منه؟

28:33.229 --> 28:37.478
‫می‌دونم که همیشه آرزوت بوده
‫در حالی که دو تا سگ تاکسیدرمی‌شده ازت محافظت می‌کنن،

28:37.479 --> 28:39.603
‫توی یه تابلوی نقاشیِ خانوادگی باشی.

28:39.604 --> 28:43.686
‫یا خدا، یعنی روی عکسِ زنِ سابقِ برادرت،
‫عکسِ زنِ جدیدش رو نقاشی کردن؟

28:43.687 --> 28:46.437
‫آره، خواهرم اصرار داشت که این کار رو بکنن.

28:47.604 --> 28:50.604
‫- واقعاً که خیلی عجیبه.
‫- آره.

28:55.937 --> 28:58.270
‫اینجا هم غارِ عشقه.

28:58.271 --> 28:59.645
‫غارِ عشق؟

28:59.646 --> 29:00.686
‫آره.

29:13.187 --> 29:15.771
‫ایول!

29:30.146 --> 29:31.979
‫اینم حیوان خانگیِ خونواده بوده؟

29:32.812 --> 29:33.812
‫اوه، نه.

29:34.687 --> 29:38.854
‫یه خرس، الیزابت، مادربزرگِ مادربزرگم رو کشت.

29:39.812 --> 29:42.104
‫و شوهرش هم موقعی که داشت سعی می‌کرد
‫انتقامش رو بگیره، مُرد.

29:42.937 --> 29:44.103
‫عجب.

29:44.104 --> 29:45.021
‫آره.

29:46.687 --> 29:48.187
‫تو هم حاضر بودی واسه من این کار رو بکنی؟

29:49.104 --> 29:49.979
‫معلومه که آره.

29:51.104 --> 29:52.395
‫اوه، مراقب باش. مراقب باش.

29:52.396 --> 29:54.437
‫- ببخشید. ببخشید.
‫- آره، طوری نیست.

29:55.437 --> 29:59.020
‫می‌تونم یه کم یخ واسه صورتت بیارم

29:59.021 --> 30:01.562
‫یا اینکه فقط پیشخدمت رو صدا بزنم.

30:02.271 --> 30:03.812
‫اون ساعت ده می‌ره.

30:07.354 --> 30:08.271
‫اوه.

30:08.854 --> 30:11.103
‫- شوخی کردم. مطمئنی؟
‫- مسخره.

30:11.104 --> 30:13.728
‫- خودم می‌تونم برم بیارم.
‫- من میارم. فقط بگو کجاست.

30:13.729 --> 30:16.103
‫خیلی خب.
‫منم می‌رم ساک‌ها رو از ماشین بیارم.

30:16.104 --> 30:19.186
‫آشپزخونه اون پایین، تهِ سالنِ ورودیه‌...

30:19.187 --> 30:22.103
‫سمت راستِ اون راهروی منحنی،
‫کنارِ درِ ورودی.

30:22.104 --> 30:23.854
‫- اینجا؟
‫- آره، همون سمت راست.

30:45.854 --> 30:48.186
‫بکشید بیرون از اینجا دیگه!
‫دورهمی دخترونه داریم.

30:48.187 --> 30:50.228
‫آشپزخونه عمومیه.
‫شما برین یه جای دیگه.

30:50.229 --> 30:53.270
‫صبر کن ببینم، اینو واسه اون درست کردی؟
‫همش از این مرغ‌ها می‌خوره؟

30:53.271 --> 30:55.895
‫نه بابا. من واسه جولز آشپزی نمی‌کنم.
‫واسه خودم درست می‌کنم.

30:55.896 --> 30:57.103
‫اون فقط برحسب اتفاق اینجا بود.

30:57.104 --> 30:59.103
‫باید ازش طلاق بگیری
‫و با من ازدواج کنی

30:59.104 --> 31:01.562
‫تا جمعِ سه نفره خواهر برادرهای
‫کانینگهام تکمیل بشه. لعنتی!

31:02.646 --> 31:04.686
‫- زهره‌ترکم کردی!
‫- ببخشید!

31:04.687 --> 31:06.979
‫ببخشید، من... نمی‌خواستم مزاحم شم.

31:08.771 --> 31:09.686
‫می‌تونم برم.

31:09.687 --> 31:12.270
‫وای خدای من، پس واقعاً وجود داره.

31:12.271 --> 31:16.478
‫مزاحم چیه دختر؟ بیا بغلم.
‫ما دیگه خانواده‌ایم!

31:16.479 --> 31:19.436
‫اوه، عروسیته!

31:19.437 --> 31:21.686
‫ذوق داری؟ هیجان‌زده‌ای؟

31:21.687 --> 31:22.936
‫آره، واقعاً هیجان‌زده‌ام. آره.

31:22.937 --> 31:26.520
‫اوه، داشتیم درباره‌ات حرف می‌زدیم
‫که یهو از غیب ظاهر شدی.

31:26.521 --> 31:28.228
‫بهتون که گفتم، می‌تونم چیزها احضار کنم.

31:28.229 --> 31:29.936
‫اون چیز نیست پورشا. آدمه.

31:29.937 --> 31:31.437
‫بیا با خانواده جدیدت آشنا شو.

31:34.271 --> 31:36.228
‫نِلی. جولی.

31:36.229 --> 31:37.687
‫- نِل هستم.
‫- سلام.

31:38.896 --> 31:40.478
‫- منم جولز.
‫- از دیدنتون خوشبختم.

31:40.479 --> 31:43.645
‫باورم نمی‌شه بالاخره داریم می‌بینیمت.
‫انگار داشتی از دست ما فرار می‌کردی.

31:43.646 --> 31:44.561
‫وای نه، اصلاً.

31:44.562 --> 31:46.311
‫راستش ناراحت شدیم که لندن،

31:46.312 --> 31:49.228
‫یا سفر ایسلندِ تابستون پارسال نیومدی؛
‫ولی گویا از هواپیما می‌ترسی؟

31:49.229 --> 31:50.145
‫نه...

31:50.146 --> 31:53.186
‫داشتم واسه دوستم سیدنی تعریف می‌کردم
‫که چطوری تو و نیکی توی فرودگاه با هم آشنا شدین.

31:53.187 --> 31:55.604
‫اوه! خیلی رمانتیکه.

31:56.229 --> 31:57.187
‫ممنون.

31:58.062 --> 31:59.936
‫واقعاً نازی. مگه نه؟ خیلی نازه.

31:59.937 --> 32:01.686
‫- آره، خیلی نازه.
‫- ای جان...

32:01.687 --> 32:03.020
‫اوه، بذار حلقه رو ببینم.

32:03.021 --> 32:04.395
‫بیا.

32:04.396 --> 32:06.353
‫چقدر خوشگله.

32:06.354 --> 32:08.186
‫- نِلی، خوشگل نیست؟
‫- آره، واقعاً قشنگه.

32:08.187 --> 32:09.395
‫خب، نیکیِ عزیزمون کجاست؟

32:09.396 --> 32:13.520
‫داره وسیله‌ها رو از ماشین میاره.
‫ما... تازه رسیدیم. راستش...

32:13.521 --> 32:18.478
‫راستش اومدم اینجا یه کم یخ
‫واسه صورتش بردارم، چون اون...

32:19.896 --> 32:22.645
‫امشب یه نفر زد توی صورتش.

32:22.646 --> 32:23.687
‫- جدی؟
‫- چی؟!

32:25.354 --> 32:27.021
‫داستانش مفصله. راستش...

32:31.687 --> 32:32.646
‫ما که وقت داریم.

32:34.396 --> 32:35.271
‫خب...

32:36.021 --> 32:39.311
‫توی یه استراحتگاه بودیم،
‫وسطِ یه جای پرت،

32:39.312 --> 32:44.811
‫و یه... انگار یه نوزاد رو توی یه ماشین
‫ول کرده بودن.

32:44.812 --> 32:46.686
‫نیکی پیش بچه موند. منم رفتم کمک بیارم.

32:46.687 --> 32:48.478
‫بعد که رفتم توی یه کافه داغون،

32:48.479 --> 32:51.645
‫اونجا یه مردِ خیلی ترسناک و مرموز دیدم و...

32:51.646 --> 32:53.229
‫نکنه مردِ متاسف بوده؟

32:55.021 --> 32:55.896
‫پورشا!

32:59.229 --> 33:00.062
‫کی؟

33:00.771 --> 33:03.061
‫می‌دونستی یه موجود شیطانی
‫توی این جنگل‌ها زندگی می‌کنه؟

33:03.062 --> 33:04.853
‫نه، نه، باز شروع نکن.

33:04.854 --> 33:07.895
‫بذار بگم دیگه!
‫دلم می‌خواد یه قصه تعریف کنم، مگه چیه؟

33:07.896 --> 33:10.103
‫- من نیستم دیگه.
‫- ریچل دلش می‌خواد بشنوه.

33:10.104 --> 33:11.728
‫نگران نباش.

33:11.729 --> 33:12.978
‫شب بخیر، ریچل.

33:12.979 --> 33:14.145
‫شب بخیر.

33:14.146 --> 33:15.437
‫مراقب باش.

33:16.812 --> 33:18.686
‫خب، دیگه من برم.

33:20.229 --> 33:21.770
‫- ریچل.
‫- جونم؟

33:21.771 --> 33:24.187
‫سریع تموم می‌شه. یه قصه قبل خوابه.

33:27.646 --> 33:29.354
‫باشه. حله.

33:31.229 --> 33:35.478
‫خب، این‌جوری تصور کن: یه روز معمولیِ زمستونی،
‫یه روزی دقیقاً مثل امروز.

33:35.479 --> 33:38.478
‫جولز هشت سالش بود و از اونجایی که کلاً آدم
‫احساساتی و دراماتیکیه، تصمیم می‌گیره از خونه فرار کنه.

33:38.479 --> 33:40.271
‫منم که اون موقع بچه بودم و کلاً چیزی یادم نیست.

33:41.062 --> 33:44.437
‫هوا رو به تاریکی می‌ره و جولزِ کوچولو
‫توی جنگل تک و تنها می‌مونه.

33:44.937 --> 33:47.521
‫می‌دونی چی بدتر از تنها بودن توی جنگله؟

33:48.146 --> 33:52.354
‫اینکه یهو بفهمی در واقع اصلاً تنها نیستی.

33:53.354 --> 33:56.186
‫خلاصه، جولز صدای جیغ یه زن رو می‌شنوه که...

33:56.187 --> 33:57.021
‫...البته از این بدتر.

33:57.937 --> 34:01.811
‫سعی می‌کنه از سمتِ صدا فرار کنه،
‫اما به هر طرفی که می‌ره

34:01.812 --> 34:05.353
‫صدای جیغ‌ها بلندتر و بلندتر می‌شه...

34:05.354 --> 34:09.479
‫و بلندتر و بلندتر و بلندتر...

34:10.437 --> 34:13.312
‫تا اینکه باهاش چشم‌تو‌چشم می‌شه.

34:14.479 --> 34:15.728
‫مردِ متأسف رو میگم.

34:17.771 --> 34:22.187
‫اونم با ناخن‌های بلند و تیز و کثیفش،
‫با اون شکمِ ورم کرده‌ش،

34:22.979 --> 34:28.146
‫و با اون لبخندِ وارونه و دهنِ باز،
‫داشته زوزه می‌کشیده.

34:29.271 --> 34:33.436
‫خیلی وحشتناکه. تصور کن فقط سه متر
‫جلوتر ازت ایستاده باشه،

34:33.437 --> 34:35.686
‫و این همون چیزیه که جولزِ کوچولو می‌بینه.

34:35.687 --> 34:39.520
‫جولز از ترسِ مرد متأسف قایم می‌شه،
‫نفسش رو تو سینه حبس می‌کنه

34:39.521 --> 34:41.979
‫و تماشا می‌کنه، تماشا می‌کنه،

34:43.021 --> 34:44.146
‫تماشا می‌کنه...

34:44.729 --> 34:49.853
‫که چطوری مرد متأسف شکم یه زن رو پاره می‌کنه

34:49.854 --> 34:52.396
‫و تمام دل و روده‌اش رو می‌ریزه بیرون.

34:53.687 --> 34:56.811
‫و تمام مدتی که داره این کار رو می‌کنه، گریه می‌کنه،

34:56.812 --> 35:02.562
‫و مدام می‌گه:
‫متأسفم. متأسفم. متأسفم.

35:03.646 --> 35:04.646
‫خیلی وحشتناکه.

35:05.396 --> 35:08.686
‫اون کاملاً مخش رد داده، از اعماق جهنم اومده
‫و توی این جنگل‌ها پرسه می‌زنه.

35:08.687 --> 35:12.979
‫چون فکر می‌کنه زنِ گمشده‌اش توی کالبدِ یه زنِ دیگه مخفی شده.

35:13.687 --> 35:16.271
‫خیال می‌کنه بالاخره یه روز شکمِ یه زن رو پاره می‌کنه و...

35:17.312 --> 35:18.479
‫اون رو پیدا می‌کنه.

35:19.437 --> 35:25.271
‫و بعد دوتایی می‌تونن با هم برگردن به جهنم...
‫توی یه فضایِ عاشقانه و البته مریض‌گونه...

35:27.812 --> 35:28.896
‫وای خدای من!

35:29.854 --> 35:31.062
‫اون چیه؟

35:36.062 --> 35:39.604
‫ها! مچتونو گرفتم! مچ جفتتون رو گرفتم!

35:40.646 --> 35:42.561
‫اوه جودی، چه خبر؟

35:42.562 --> 35:48.186
‫این وقت شب چرا بیداری، جودی؟
‫داشتی آمارِ دخترها رو می‌گرفتی؟

35:48.187 --> 35:51.103
‫ببخشید، عمه پورشا. خوابم نمی‌برد.

35:51.104 --> 35:52.853
‫خب، ایشون ریچله.

35:52.854 --> 35:55.771
‫قرارِه زن عموی جدیدت بشه. هیجان‌انگیز نیست؟

35:57.271 --> 35:58.978
‫آخی، طوری نیست.

35:58.979 --> 36:01.395
‫نه، آخه مرد متأسف با بوی خون از خواب بیدار می‌شه،

36:01.396 --> 36:04.812
‫واسه همین فقط نباید بذاری خون‌ریزی کنی.
‫الان که پریود نیستی، هستی؟

36:07.479 --> 36:11.646
‫نگران نباش. مرد متأسف کاری به کار پسربچه‌ها نداره. نه.

36:12.437 --> 36:14.145
‫اون دنبالِ عروس می‌گرده.

36:14.146 --> 36:16.811
‫خب، به زن عمو ریچل چی میگیم؟ شب بخیر.

36:16.812 --> 36:18.520
‫- شب بخیر.
‫- عروسِ ناز و قشنگ.

36:18.521 --> 36:19.396
‫عروسِ ناز و قشنگ.

36:20.104 --> 36:22.728
‫نذاری مرد متأسف دل و روده‌ات رو ببینه!

36:31.437 --> 36:33.937
‫هی، ببخشید که مجبور شدی این داستان رو بشنوی
‫تا اینو برام بیاری.

36:34.437 --> 36:39.021
‫بچگی‌هامون اون‌قدر ما رو می‌ترسوند که
‫مامان‌بابامون کلاً تعریف کردنش رو ممنوع کردن.

36:39.687 --> 36:42.728
‫پس جولز و نلی رو هم دیدی؟ جالبه.

36:42.729 --> 36:45.020
‫داشتن سعی می‌کردن با کاردِ کره خوری همدیگه رو بکشن؟

36:45.021 --> 36:47.353
‫می‌گم، تو که به این چیزا اعتقاد نداری... داری؟

36:47.354 --> 36:53.104
‫نه. قطعاً به یه هیولای جهنمی که پوست آدم می‌پوشه اعتقادی ندارم.

36:56.104 --> 36:59.271
‫ولی وقتی بچه بودیم، توی جنگل یه اتفاقی برای جولز افتاد.

37:00.146 --> 37:02.729
‫وقتی برگشت... کلاً یه آدم دیگه شده بود.

37:04.021 --> 37:05.854
‫نمی‌دونی واقعاً چی شده بود؟

37:06.354 --> 37:09.436
‫راستش...
‫این داستانی بود که خودش وقتی برگشت تعریف کرد.

37:10.771 --> 37:14.520
‫بعدش هم مامان‌بابام فرستادنش به یه مدرسه شبانه‌روزی.
‫توی اروپا و از سر خودشون بازش کردن

37:14.521 --> 37:15.895
‫خیلی اوضاع داغونیه، نه؟

37:15.896 --> 37:17.687
‫من توی اون کافه به یه یارویی چاقو زدم.

37:18.562 --> 37:19.853
‫چی؟

37:19.854 --> 37:23.811
‫با کلیدهای ماشین.
‫یارو خیلی ترسناک و مرموز بود.

37:23.812 --> 37:25.145
‫صبر کن، چی؟ منظورت چیه؟

37:25.146 --> 37:27.561
‫مدام بهم زل زده بود، بعدش هم راه افتاد بیاد سمت من.

37:27.562 --> 37:29.478
‫فکر کردم می‌خواد بهم آسیب بزنه، ولی اون...

37:29.479 --> 37:32.686
‫نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم.
‫ولی انگار داشت دید می‌زد که دارم دستشویی می‌کنم.

37:32.687 --> 37:34.020
‫چی؟ حالت خوبه؟

37:34.021 --> 37:36.646
‫آره، خوبم. فقط...

37:39.271 --> 37:40.187
‫نمی‌دونم.

37:41.146 --> 37:44.561
‫یه جوری حس آشناپنداری دارم
‫ولی نه از اون نوع خوبش.

37:44.562 --> 37:48.353
‫انگار یه چیزی برام خیلی آشناست،
‫ولی نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم

37:48.354 --> 37:50.270
‫فقط می‌تونم بگم اضطراب و وحشت دارم.

37:50.271 --> 37:52.395
‫مثل وقتی که می‌دونی قراره یه اتفاق بدی بیفته.

37:52.396 --> 37:54.936
‫اینو می‌دونی و از وقتی رسیدیم اینجا

37:54.937 --> 37:58.686
‫این حس هی بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌شه.

37:58.687 --> 38:02.228
‫و الان که اینجاییم دیگه... نمی‌دونم.

38:02.229 --> 38:05.604
‫- الان دیگه واقعاً حسش می‌کنم.
‫- هی، بیا اینجا. بیا بغلم، ریچل.

38:06.104 --> 38:07.104
‫عزیزم، بیا بغلم.

38:07.604 --> 38:09.396
‫طوری نیست. متأسفم.

38:10.437 --> 38:11.561
‫ببخشید. من...

38:12.479 --> 38:16.437
‫درکت می‌کنم. هی، منم همین حس رو داشتم. یه جوری بودم.

38:17.229 --> 38:18.812
‫کاملاً می‌فهمم چی می‌گی.

38:25.354 --> 38:26.645
‫نیکی.

38:26.646 --> 38:27.646
‫هوم؟

38:28.979 --> 38:33.145
‫تو به خواهرت گفتی که من به خاطرِ حمله عصبی نیومدم ایسلند؟

38:33.146 --> 38:35.354
‫نه. من... همچین کاری نمی‌کنم.

38:38.229 --> 38:40.437
‫پس اون از کجا می‌دونه من از پرواز می‌ترسم؟

38:41.812 --> 38:44.062
‫خب، اون داستانِ چطوری آشنا شدنمون رو می‌دونه.

38:48.354 --> 38:50.103
‫معذرت می‌خوام.

38:50.104 --> 38:52.104
‫دوستت دارم.

39:03.896 --> 39:05.187
‫ببخشید. ببخشید.

39:05.771 --> 39:06.646
‫چی شده؟

39:14.062 --> 39:15.979
‫باید اون کار رو انجام بدم.

41:12.646 --> 41:13.728
‫نیکی!

44:01.187 --> 44:02.437
‫خانمِ کانینگهام؟

44:29.604 --> 44:30.479
‫سلام.

44:32.062 --> 44:33.021
‫سلام.

44:36.854 --> 44:38.062
‫خانمِ کانینگهام؟

44:39.104 --> 44:40.396
‫هی، حالتون خوبه؟

44:51.146 --> 44:54.146
‫ببین کی اینجاست!

44:57.812 --> 44:59.729
‫خانمِ کانینگهامِ بعدی.

45:10.229 --> 45:11.104
‫سلام.

45:11.646 --> 45:15.146
‫ویکتوریا، عزیزم، بیا برگردیم به تخت‌خوابت.

45:16.729 --> 45:18.270
‫من فقط... داشتم نامه‌ها رو برمی‌داشتم.

45:18.271 --> 45:20.521
‫لازم نیست این کار رو بکنی عشقم
‫وظیفه منه.

45:23.146 --> 45:25.186
‫دیگه زیاد همدیگه رو نمی‌بینیم.

45:25.187 --> 45:27.979
‫اوه، نه، نه، می‌بینیم.
‫این... تازه شروعشه.

45:30.021 --> 45:35.021
«یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته»

46:20.146 --> 46:22.896
‫«باهاش ازدواج نکن»

46:23.479 --> 46:29.437
‫ تو سرنوشتِ منی

46:30.229 --> 46:37.146
‫ تو سرنوشتِ منی

46:37.687 --> 46:43.854
‫ تو برای من همونی هستی که هستی

46:44.396 --> 46:50.646
‫ تو تمامِ خوشبختیِ منی

46:51.146 --> 46:56.229
‫ این تمامِ چیزیه که تو هستی

46:57.937 --> 47:04.104
‫ تو سرنوشتِ منی

47:04.812 --> 47:11.686
‫ تو شریکِ رویاهای منی

47:11.687 --> 47:18.187
‫ تو فراتر از خوشبختی هستی

47:19.229 --> 47:26.061
‫ این چیزیه که تو هستی

47:26.062 --> 47:30.937
‫ سرنوشتِ من

47:30.961 --> 47:38.961
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
