WEBVTT

00:37.021 --> 00:39.281
♪ Bananarama & Fun Boy Three - Really Saying Something ♪

00:39.281 --> 00:42.880
♪ داشتم خیابون رو می‌رفتم پایین ♪

00:42.881 --> 00:46.200
♪ که این پسره افتاد دنبال‌م ♪ -
♪ اوه، آره ♪ -

00:46.201 --> 00:49.320
♪ به همۀ چیزهایی که گفت بی‌محلی کردم ♪

00:49.321 --> 00:53.101
♪ از هر نظر من رو تکون داد ♪

00:53.761 --> 00:57.377
♪ واقعاً یه چیزی می‌گفت ♪ -
♪ یه چیزی می‌گفت ♪ -

00:57.401 --> 01:01.140
♪ واقعاً یه چیزی می‌گفت ♪ -
♪ یه چیزی می‌گفت ♪ -

01:01.221 --> 01:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:08.681 --> 01:10.480
چی‌کار داری می‌کنی؟

01:10.481 --> 01:12.400
هیچی

01:12.401 --> 01:14.360
داری خونه‌بغلی رو تماشا می‌کنی؟

01:14.361 --> 01:16.280
!نه

01:16.281 --> 01:17.781
خب؟

01:17.781 --> 01:20.081
تو خودت همه‌ش زاغ‌سیاه‌ش رو چوب می‌زنی؟

01:22.521 --> 01:26.821
...اه، بِو، باز داره سطل‌ها رو پُر می‌کنه. اه

01:27.441 --> 01:28.880
صحیح

01:28.881 --> 01:30.320
سهرۀ جنگلی

01:30.321 --> 01:34.760
این‌جا نوشته که اون‌ها «معمولاً بین اواخر
،آوریل تا اوایل مه تولیدمثل می‌کنند

01:34.761 --> 01:38.080
،با دورۀ نهفتگی حدود ۱۵ روز

01:38.081 --> 01:41.760
«با تقریباً ۱۱ تا ۱۸ روز پَردرآوردن

01:41.761 --> 01:44.280
چی داری می‌گی واسه خودت؟ -
،خب، بهونه‌ش اون بود -

01:44.281 --> 01:46.880
این‌که چرا نمی‌تونه پرچین رو هرس
کنه؛ لونه‌کردن سهره‌های جنگلی

01:46.881 --> 01:50.081
خب، نه اگه معمولاً بین اواخر
آوریل تا اوایل مه تولیدمثل کنن

01:50.082 --> 01:53.360
.وسواس پیدا کردی، کلایو
فقط دست از سرش بردار

01:53.361 --> 01:56.381
.بگذریم، من ازش خوش‌م میاد
به‌نظرم بامزه‌ست

01:57.521 --> 02:00.400
بامزه؟ -
آره. نامعموله. جالبه -

02:00.401 --> 02:02.301
حوصله‌سربر نیست

02:05.121 --> 02:07.101
!«بامزه»

02:32.561 --> 02:34.421
اعلی‌حضرت

02:50.641 --> 02:52.261
بانو

03:20.841 --> 03:23.141
...اوه، خدا

03:37.161 --> 03:39.461
!اه

04:08.321 --> 04:10.541
اسکار کو با فرغون؟

04:13.241 --> 04:16.541
چه خبر شده؟ -
به تو چه -

04:17.361 --> 04:20.861
این ون رو دزدیدید؟ -
پیداش کردیم. سکه‌ها رو ول کردن -

04:22.921 --> 04:24.840
خب، شما نمی‌تونید بَرشون دارید

04:24.841 --> 04:27.021
چرا؟ هرکی پیدا کنه، مال خودشه

04:27.681 --> 04:29.741
چیزی نمونده

04:33.481 --> 04:35.481
خونه‌تون کجاست؟

04:35.482 --> 04:37.482
مدرسه‌تون کجاست؟

04:39.201 --> 04:41.560
باید پلیس خبر کنم -
گورت رو گم کن، بابابزرگ -

04:41.561 --> 04:44.821
اگه خبر کنی، به‌شون می‌گم
دسته‌خرت رو نشون‌مون دادی

04:48.001 --> 04:49.981
همه‌ش رو بریزید توش

04:54.521 --> 04:56.520
،آره، منظورم اینه، بد نبود

04:56.521 --> 05:00.600
ولی، بعید می‌دونم قسمت‌های
...بیش‌تری تماشا کنم. آخه

05:00.601 --> 05:03.520
از نظرم دیگه توی نقش‌های
،جدی برام باورپذیر نیست

05:03.521 --> 05:07.701
نه از وقتی توی «من سلبریتی‌ام... از این‌جا خارج‌م
کن!» درحالِ گریه‌کردن توی زیرشلواری‌ش دیدم‌ش

05:07.701 --> 05:09.001
صحیح -
هوم -

05:09.441 --> 05:12.720
مثلاً، مطمئن‌ام نقش یه کارمند آسایشگاه رو
،خیلی متقاعدکننده بازی می‌کنه، ولی

05:12.721 --> 05:16.200
وقتی یه نفر رو درحالِ جویدنِ مقعد
،یه کانگورو توی شبکۀ «آی‌تی‌وی» دیده باشی

05:16.201 --> 05:19.741
سخت می‌شه ناباوری‌ت رو تعلیق کنی، مگه نه؟ -
...اوهوم -

05:20.441 --> 05:23.400
اوه، خدای من، اون کِیتلین تورن‌کرافت نیست؟ -
کی؟ -

05:23.401 --> 05:27.880
همون اخبارگوئه -
روح‌م هم خبر نداره -

05:27.881 --> 05:31.341
.خودشه. اوه، خدای من
می‌رم باهاش حرف بزنم

05:36.481 --> 05:38.800
سلام! کمک لازم ندارید؟

05:38.801 --> 05:41.400
چرا، لطفاً. نمی‌دونم چی‌کار دارم می‌کنم

05:41.401 --> 05:47.501
.یه لوله دارم که آب ازش فوران می‌کنه روی پاسیو
فقط باید جلوش رو بگیرم، یا ببندم‌ش یا چیزی

05:47.501 --> 05:50.001
این دراومد. جدا شده

05:50.801 --> 05:53.461
بیاید بریم به راهروی لوله‌کشی

05:56.481 --> 06:01.580
،آره، پس این تکه اول می‌ره روی شیلنگ
و بعد این تکه وصل می‌شه به اون، و تمام

06:01.580 --> 06:04.181
فوق‌العاده‌ست. خیلی ممنون

06:05.201 --> 06:07.200
اسم‌تون چیه؟ -
...آم -

06:07.201 --> 06:10.401
کِیسی. باز هم ممنون، کِیسی -
خواهش می‌کنم -

06:10.401 --> 06:12.101
خدافظ -
!خدافظ -

06:13.081 --> 06:15.141
...خوش‌وقت شدم

06:44.761 --> 06:46.981
روبه‌راه‌ای؟

06:48.921 --> 06:52.080
چی شد؟ -
دیدی‌ش؟ -

06:52.081 --> 06:56.701
آره. چی شد؟ چرا ناراحت‌ای؟ -
...آخه اون خیلی چیز بود -

06:57.361 --> 07:00.520
...نمی‌دونم، خیلی دوستانه
و، اوه، خدای من، خیلی هم بااعتمادبه‌نفس

07:00.521 --> 07:03.720
،و موفق. و... اسم من رو پرسید

07:03.721 --> 07:06.600
...ولی بعدش نشان‌م رو دید، و آخه

07:06.601 --> 07:11.981
آخه اون قرار نیست برگرده به یه خونۀ تخمیِ
نمور که دست‌شویی‌ش قارچ داره، مگه نه؟

07:12.641 --> 07:15.480
!و حتی بوی خوبی هم می‌داد

07:15.481 --> 07:18.780
این یه وقتِ‌استراحت رسمیه؟ چون
...من یادم نمیاد به کسی گفته باشم

07:20.281 --> 07:21.800
اون داره...؟

07:21.801 --> 07:24.760
چی؟ -
گریه می‌کنه؟ -

07:24.761 --> 07:27.720
این‌طور به نظر می‌رسه، بله -
چه‌شه؟ -

07:27.721 --> 07:30.221
!برو بیرون

07:38.561 --> 07:40.701
بیا از این‌جا بریم بیرون

07:54.601 --> 07:58.101
این کافه از روی سگی که جام جهانی رو
پیدا کرد نام‌گذاری شده

07:58.102 --> 08:00.102
«پیکلز»

08:09.121 --> 08:10.920
الآن حال‌ت خوبه؟

08:10.921 --> 08:12.680
آره

08:12.681 --> 08:16.301
ممنون. ببخشید. نمی‌دونم چی رفت توی جلدم

08:17.241 --> 08:18.480
...پس، آم

08:18.481 --> 08:21.520
ببخشید، اسم‌ش چی بود؟ -
کِیتلین تورن‌کرافت -

08:21.521 --> 08:24.480
کِیتلین تورن‌کرافت. اون چیزه...؟ -
چیه؟ -

08:24.481 --> 08:28.541
خب، مثلاً موردعلاقه‌ته، یا چیزی؟ -
نه، دوبار هم توی عمرم به‌ش فکر نکرده‌ام -

08:28.541 --> 08:30.541
فقط یه نفره توی تلویزیون

08:31.201 --> 08:32.760
...ولی مثل

08:32.761 --> 08:36.560
مثل نگاه‌کردن از یه دریچه به یه زندگی دیگه بود

08:36.561 --> 08:38.800
راننده داشت. دیدی؟

08:38.801 --> 08:42.741
،راننده‌تاکسی هم نه. راننده‌شخصی
یه نفر که فقط، مثلاً، می‌بردش این‌وَر‌اون‌وَر

08:43.401 --> 08:47.240
،نمی‌دونم، آخه عجیب بود
،دیدن‌ش توی دنیای واقعی

08:47.241 --> 08:50.640
توی فروشگاه -
آره. آره، فکر کنم می‌فهمم -

08:50.641 --> 08:53.000
پاسیو داشت. تو پاسیو داری؟

08:53.001 --> 08:54.240
فکر کنم

08:54.241 --> 08:56.600
قطعاً قدیم‌ها پاسیو داشتم

08:56.601 --> 08:58.480
مدتی می‌شه ندیده‌ام‌ش

08:58.481 --> 09:01.341
تصورش رو بکن شغلی داشته
باشی که واقعاً به تخم‌ت باشه

09:03.041 --> 09:05.640
خب به تو باشه، چی‌کار می‌کنی؟
،توی یه دنیای ایده‌آل

09:05.641 --> 09:07.600
چه شغلیه که به تخم تو هست؟

09:07.601 --> 09:10.701
دقیق می‌دونم کارم چیه -
چیه؟ -

09:12.441 --> 09:13.941
به‌ت نمی‌گم -
چرا؟ -

09:13.941 --> 09:18.400
چون مسخره‌ست. غیرممکنه -
خب، نیست، چون به‌ش فکر کردی -

09:18.401 --> 09:20.401
صادقانه، اح‍-احمقانه‌ست -
بگو -

09:20.401 --> 09:21.520
نه -
!بگو -

09:21.521 --> 09:23.541
دل‌م می‌خواد توی «همسایگان» باشم

09:27.641 --> 09:30.341
عذر می‌خوام؟ «همسایگان»؟ -
...نه، دیدی، چون می‌خوای بخندی، و -

09:30.341 --> 09:34.341
نمی-نمی‌خندم. «همسایگان»، همون سوپ‌اپرای استرالیایی؟ -
بله -

09:37.121 --> 09:39.920
ببخشید، دل‌ت می‌خواد به‌عنوان یه بازیگر توی «همسایگان» باشی؟ -
بله -

09:39.921 --> 09:42.101
تو بازیگری؟ -
نه -

09:44.601 --> 09:48.501
.رفیق، تو می‌تونی توی «همسایگان» باشی
«چراکه‌نه؟ فقط باید، می‌دونی، «باور داشته باشی

09:48.501 --> 09:51.461
یه دقیقه صبر کن ببینم، مگه «همسایگان» کنسل نشد؟ -
!چرا -

09:52.721 --> 09:56.741
.نگران نباش، بَرش می‌گردونیم
من یه جمع‌سپاری مالی راه می‌ندازم

10:02.401 --> 10:06.020
چه‌جور نقشی رو بازی می‌کنی؟
...مثلاً یه شخصیت انگلیسی نامعمول

10:06.020 --> 10:07.520
چیه، به‌نظرت نمی‌تونم استرالیایی باشم؟

10:07.521 --> 10:10.560
اوه، درسته، یه شخصیت استرالیایی‌ای؟ -
خب، آره، همۀ شخصیت‌هاش استرالیایی‌ان -

10:10.560 --> 10:11.760
لهجه‌شون رو می‌تونی درآری؟

10:11.761 --> 10:13.940
ببند. کاش چیزی نگفته بودم

10:15.401 --> 10:19.320
،بخشکی شانس، کِیس
به‌نظر من اون عالیه

10:19.321 --> 10:21.080
من کمک‌ت می‌کنم

10:21.081 --> 10:25.481
فقط دارم فکر می‌کنم ببینم توی «بنگاه
خبررسانی استرالیا» آشنا دارم یا نه؟

10:25.481 --> 10:28.280
.می‌تونیم یه کارش بکنیم
،ما «همسایگان» رو برمی‌گردونیم

10:28.281 --> 10:32.221
،و تو توش بازی می‌کنی. اوه، آره
تو واقعاً توش بازی می‌کنی. نوش

10:37.321 --> 10:39.941
واقعاً رو مخ‌مه که گوردن گریه‌کردن‌م رو دید

10:40.601 --> 10:42.560
چرا؟ -
!زیرا -

10:42.561 --> 10:47.680
نقطه‌ضعف دید. ازش دربرابرم استفاده می‌کنه -
گریه‌کردن که نقطه‌ضعف نیست -

10:47.681 --> 10:49.320
تو آخرین‌باری که گریه کردی کِی بود؟

10:49.321 --> 10:51.680
من گریه نمی‌کنم. نقطه‌ضعفه

10:51.681 --> 10:55.520
ولی بی‌شوخی، گریه می‌کنی؟ -
نه، واقعاً، نمی‌کنم -

10:55.521 --> 10:57.861
آخرین‌باری که گریه کردم رو یادم نمیاد

10:58.521 --> 11:01.701
نه، شرط می‌بندم تو هر شب
با هق‌هق می‌خوابی

11:06.001 --> 11:07.701
...مثلاً

11:08.361 --> 11:12.120
به کسی نگو... قضیۀ «همسایگان» رو، باشه؟...

11:12.121 --> 11:14.981
نه حتی بریگام؟ -
!اوه، به‌نفع‌ته که نگی -

11:15.961 --> 11:18.760
اوه، آره؛ یادته هفتۀ پیش مِی‌خونه بودیم

11:18.761 --> 11:20.680
و تو مست بودی؟ -
مست نبودم -

11:20.681 --> 11:24.661
درسته. خب، یادته برای
تولد آندره مِی‌خونه بودیم؟

11:25.321 --> 11:28.840
چی بود که توی بستو پرورش می‌دادی؟ -
هان؟ -

11:28.841 --> 11:32.000
همه‌ش از این موجوداتی می‌گفتی که توی
آلونک‌ت داخل بستوها پرورش می‌دادی

11:32.001 --> 11:35.520
میمون‌های دریاییِ جادویی یا چیزی -
من گفتم؟ -

11:35.521 --> 11:38.560
فقط به تو گفتم، یا به همه؟ -
به همه -

11:38.561 --> 11:41.781
گُه بگیرن! حتماً مست بوده‌ام -
آره -

11:42.441 --> 11:46.720
خب، حالا می‌شه دیدشون، یا هنوز
به چشمِ غیرمسلحِ انسان، ناپیدان؟

11:46.720 --> 11:47.920
نه، الآن دیگه پیدان

11:47.921 --> 11:51.061
خب، سه تاشون. حدوداً این‌قدّی‌ان

11:51.721 --> 11:53.221
و دوباره می‌گی اسم‌شون چی بود؟

11:53.221 --> 11:55.541
هومونکولای -
هومونکولای -

11:56.921 --> 11:59.960
پس می‌تونم بیام ببینم‌شون؟ -
نباید به کسی می‌گفتم -

11:59.961 --> 12:04.040
!باورم نمی‌شه توی مِی‌خونه گفتم. اوه

12:04.041 --> 12:07.920
به‌نظرت یادشون می‌مونه؟ -
بعید می‌دونم. همه‌شون سگ‌مست بودن -

12:07.921 --> 12:09.480
می‌تونم بیام ببینم‌شون؟

12:09.481 --> 12:11.360
ایموجی چهرۀ بی‌تمایل

12:11.361 --> 12:15.000
بی‌خیال. من قضیۀ «همسایگان» رو به‌ت گفتم

12:15.001 --> 12:16.421
شاید

12:17.081 --> 12:21.301
باشه. ولی نباید به هیچ‌کس بگی

12:21.961 --> 12:24.741
کِی؟ -
آخرهفته، شاید؟ -

12:25.841 --> 12:27.800
!مایکل! مایک

12:27.801 --> 12:29.441
هومونکولای»ت چطوره؟»

12:30.481 --> 12:33.141
!اِی بخشکی شانس

12:34.141 --> 12:36.941
.گوشی‌ش رو جواب نمی‌ده
اوناهاش. خودشه

12:40.961 --> 12:42.640
مایکل اسلیپ؟

12:42.641 --> 12:44.480
...آ... آره

12:44.481 --> 12:46.840
شما امروز صبح شاهدِ یه سرقت بودی؟

12:46.841 --> 12:48.640
نه. فکر نکنم

12:48.641 --> 12:51.160
یه ون امنیتی؟

12:51.161 --> 12:54.360
،اوه، آره. خدا! بله، ببخشید
بله، شاهدش بودم

12:54.361 --> 12:57.361
آ... چندتا بچه داشتن سکه‌ها رو
...سرقت می‌کردن. کوچولو

12:58.321 --> 13:00.261
می‌شه یه صحبتی داشته باشیم؟

13:05.701 --> 13:08.960
چندتا بچه؟ -
آ... چهار تا. یا پنج تا -

13:08.961 --> 13:10.661
یا شش تا

13:10.661 --> 13:12.621
یکی‌شون فرغون داشت

13:13.401 --> 13:16.001
و چرا گزارش‌ش نکردید؟ -
،می‌خواستم بکنم، ولی -

13:16.001 --> 13:17.920
بعدش صدای آژیرهای
...شما رو شنیدم، پس

13:17.921 --> 13:20.221
به‌نظرتون به‌عنوان شاهدِ
یک جرم نباید می‌موندید

13:20.221 --> 13:21.840
و چیزی که دیدید رو گزارش می‌کردید؟

13:21.841 --> 13:25.741
گفتن اگه گزارش کنم، به شما می‌گن
که من شرمگاه‌م رو نشون‌شون دادم

13:27.481 --> 13:30.320
چرا شرمگاه‌تون رو نشون‌شون دادید؟ -
نه، ندادم -

13:30.321 --> 13:33.440
ولی اون چیزیه که گفتن به شما
می‌گن، و من نمی‌خواستم بمونم

13:33.441 --> 13:35.400
...و به‌ش متهم بشم. ببخشید، چی

13:35.401 --> 13:37.381
چی دارید می‌نویسید؟

13:38.471 --> 13:38.721
« پاسبان پال سارجنت »

13:38.721 --> 13:41.371
(پاسبان «سارجنت» (گروهبان
« پاسبان پال سارجنت »

13:41.371 --> 13:41.560
(پاسبان «سارجنت» (گروهبان

13:41.561 --> 13:44.221
هوم؟ -
هیچی -

13:45.771 --> 13:47.206
« پاسبان جولیت براوو »

13:49.081 --> 13:51.560
دیدید کدوم‌سمتی رفتن؟ -
نه واقعاً -

13:51.561 --> 13:53.640
به‌نظرتون هیچ‌کدوم‌شون رو
می‌تونید دوباره به جا بیارید؟

13:53.641 --> 13:54.641
بعیده

13:54.641 --> 13:57.000
بچه بودن. فقط بچه‌های کثیف بودن

13:57.001 --> 13:59.701
اوه، صورتِ یکی‌شون مربایی بود

14:00.361 --> 14:01.840
چه‌نوع؟

14:01.841 --> 14:03.861
چه‌نوع مربایی؟ -
بله -

14:05.081 --> 14:06.440
زردآلو

14:06.441 --> 14:08.421
در حد حدسه

14:13.801 --> 14:15.661
داره میاد

14:17.681 --> 14:20.781
چی‌کار دارید می‌کنید؟ چی‌کار
!دارید می‌کنید؟ برگردید سر کارـتون

14:22.601 --> 14:25.080
مایکل، موردی نداره به من بگی جریان چیه؟

14:25.081 --> 14:28.121
وقتی داشتم میومدم سر کار، چندتا بچه دیدم که
داشتن از یه ون سرقت می‌کردن. همین، گوردن

14:28.121 --> 14:30.280
قابل‌قبول نیست مأمورهای پلیس
،سرشون رو بندازن پایین بیان این‌جا

14:30.281 --> 14:33.600
.کارکنان من رو سؤال‌پیچ کنن
به‌نظرت اون چه وجهه‌ای داره؟

14:33.601 --> 14:35.181
الو. هیلاری؟

14:35.841 --> 14:37.980
بله، الآن میام -
نه -

14:39.361 --> 14:41.720
بله، راه افتادم. باشه

14:41.721 --> 14:44.621
من باید برم. بابام توی آسایشگاه خورده زمین

14:47.921 --> 14:51.720
من نخوردم زمین. پام گیر کرد
به گربۀ وامونده و افتادم

14:51.721 --> 14:54.840
مگه زمین‌خوردن همین نیست؟ -
نه. کاملاً فرق داره -

14:54.841 --> 14:59.520
زمین‌خوردن موقعیه که پیرپاتال‌ها کون‌شون
نمی‌کشه روی درست‌ایستادن تمرکز کنن

14:59.521 --> 15:02.160
اولاً، من اون‌قدری پیر نیستم که زمین بخورم

15:02.161 --> 15:03.600
تو نزدیکِ ۹۰ سال‌ته، بابا

15:03.601 --> 15:07.601
دوماً، پام گیر کرد به یه گربۀ وامونده و افتادم

15:07.601 --> 15:09.901
زیرلب) گربه دارید؟) -
زیرلب) نه) -

15:09.961 --> 15:12.440
،خب، به دکتر می‌گیم چک‌ت کنه

15:12.441 --> 15:14.200
خاطرجمع بشیم جایی‌ت نشکسته باشه

15:14.201 --> 15:16.720
می‌شه لطفاً تنهامون بذاری؟
باید با پسرم صحبت کنم

15:16.721 --> 15:20.600
هی، بابا، با هیلاری گستاخ نباش -
خب، گفتم «لطفاً»، نگفتم؟ -

15:20.601 --> 15:23.280
با حالت گستاخانه، بله -
عیب نداره -

15:23.281 --> 15:26.301
چای می‌خورید؟ -
من راحت‌ام. ممنون، هیلاری -

15:29.601 --> 15:33.560
خب... چطور پیش می‌ره؟ روبه‌رشدن؟

15:33.561 --> 15:36.920
مطمئن‌ای روبه‌راه‌ای، بابا؟ -
بله. پیامبرها -

15:36.921 --> 15:40.501
تو گفتی دیدی‌شون. تکون
می‌خورن؟ غذا می‌خورن؟

15:42.041 --> 15:44.041
سه تاشون رو می‌تونم ببینم

15:44.041 --> 15:46.480
تاجایی‌که معلومه، بستوهای دیگه خالی‌ان

15:46.481 --> 15:49.840
کدوم سه تا؟ -
خب، فکر کنم یکی‌شون پادشاهه. تاج داره -

15:49.841 --> 15:52.080
آره، خوبه، درسته. و بقیه؟

15:52.081 --> 15:55.240
شاید یه ملکه، شاید یه-یه فرشته

15:55.241 --> 15:56.741
اون سراف می‌شه، آره

15:56.741 --> 16:00.640
باید حواس‌ت به عوض‌کردن آب
و غذادادن به‌شون باشه

16:00.641 --> 16:03.800
.و به وردخونی ادامه بدی
اون قوی‌شون می‌کنه

16:03.801 --> 16:07.600
بابا، چی هستن؟ شبیه آدم‌هایی‌ان
که توی بستوها گیر افتاده‌ان

16:07.601 --> 16:10.600
چی‌کار دارم می‌کنم؟
اصلاً باید این کار رو انجام بدم؟

16:10.601 --> 16:13.640
نه، نه، نباید انسان‌انگاری‌شون کنی. انسان نیستن

16:13.641 --> 16:17.840
نصف اوقات حتی فیزیکی هم نیستن. فراطبیعی‌ان

16:17.841 --> 16:21.841
.اون‌ها تابعِ قوانین طبیعت نیستن
اون‌ها مجموعۀ متفاوتی از قوانین دارن

16:21.841 --> 16:23.840
که ما حتی نزدیک به درک‌کردن‌شون هم نیستیم

16:23.841 --> 16:28.541
پس من از کجا بدونم چطور ازشون مراقبت کنم؟
منظورم اینه، جوری به نظر می‌رسن که انگار درد دارن

16:28.541 --> 16:29.800
به‌شون می‌خوره در عذاب باشن

16:29.801 --> 16:31.960
،خب، دوباره که شروع کردی که
!داری انسان‌انگاری‌شون می‌کنی

16:31.961 --> 16:35.800
.اون‌ها در قلمروی متفاوتی وجود دارن
،اون‌ها می‌خوان حقیقت رو بگن

16:35.801 --> 16:39.000
،اون‌ها نیاز دارن که حقیقت رو بگن
پس راضی نگه‌شون دار

16:39.001 --> 16:41.840
با کردنِ سؤال‌هایی ازشون که باید بدونی

16:41.841 --> 16:45.400
توی کتاب نوشته که باید توی پهِن اسب دفن بشن

16:45.401 --> 16:47.800
تا به حالت طالع‌بینی برسن

16:47.801 --> 16:52.040
.«اه، آره. آره، «وِنتِر اِکوآینِس
لاتینِ «دل‌وْرودۀ اسب»، بله

16:52.041 --> 16:55.360
ولی فکر کنم هر کودی از محوطۀ مزرعه کار رو راه بندازه -
صحیح -

16:55.361 --> 16:58.160
برای گرم‌نگه‌داشتن‌شونه؟
نمی‌شه فقط ولوم گرمایش رو ببرم بالا؟

16:58.161 --> 17:01.240
نه، نه، نه. به دستورالعمل
اعتماد کن، پسرم، همه‌ش اون‌توئه

17:01.241 --> 17:03.541
،به‌همون‌اندازه به تجزیه ربط داره

17:03.541 --> 17:08.901
به تفکیکِ مواد زنده برای انتقالِ
حیات و سرزندگی به پیامبران

17:12.321 --> 17:14.160
من، آم... من بعداً یه‌سر برمی‌گردم

17:14.161 --> 17:16.240
ببخشید به‌ت پرید

17:16.241 --> 17:18.720
تو روح‌ش، اون که چیزی نیست، عزیزجان. باید
چندتا از بدوْبیراه‌هایی که به‌م گفته می‌شه رو بشنوی

17:18.721 --> 17:22.600
حال‌ش خوبه؟ -
آره. فقط کمی سردرگمه -

17:22.601 --> 17:26.560
من بعداً یه‌سر برمی‌گردم -
هی، به‌ت گفت قبل‌تر بازدیدکننده داشت؟ -

17:26.561 --> 17:29.040
بابام؟ -
آره. برادرزن‌ت بود؟ -

17:29.041 --> 17:31.541
روی؟ برادرِ کِلیا؟ اون اومد این‌جا؟

17:31.541 --> 17:33.960
اوه، مشکلی که نداره، داره؟
انگار بابات به جاش آورد

17:33.961 --> 17:36.320
.نه، چیزه... مشکلی نداره
می‌دونی چی می‌خواست؟

17:36.321 --> 17:39.640
،خب، گفت فقط داشت رد می‌شد
خواست یه سلامی بکنه

17:39.641 --> 17:42.981
مشکلی نیست. رواله. ممنون

17:46.481 --> 17:48.481
روی، مایکل‌ام

17:48.481 --> 17:49.840
نمی‌خوام از بابام دیدن کنی

17:49.841 --> 17:55.040
نمی‌دونم چی ازش می‌خوای، ولی پیداشدن سروْکلّۀ
،کسایی که عملاً غریبه‌ان، فقط سردرگم‌ش می‌کنه

17:55.040 --> 17:57.440
و، می‌دونی، اون روال همیشگی خودش رو داره

17:57.441 --> 18:01.760
لطفاً بدونِ حضور من یا بدونِ این‌که
قبل‌ش به من بگی، ازش دیدن نکن

18:01.761 --> 18:03.701
سردرگم‌ش می‌کنه

18:04.761 --> 18:06.501
خدافظ

18:12.161 --> 18:14.061
سلام، مایکل

18:15.441 --> 18:17.080
...سلام

18:17.081 --> 18:20.000
...جالبه... نمی‌دونم یادته گفتی

18:20.001 --> 18:21.801
،یادته گفتی نمی‌تونی پرچین‌ت رو هرس کنی

18:21.801 --> 18:24.640
چون پرنده‌ها لونه کرده‌ان؟
سهره‌های جنگلی، فکر کنم گفتی

18:24.641 --> 18:27.000
اوه، آره؟ -
...آره، خب، من فقط داشتم، آم -

18:27.001 --> 18:29.280
...یه نگاه به این کتاب پرندگان می‌نداختم، و

18:29.281 --> 18:34.281
...فقظ به چشم‌م خورد که نوشته
که فصل بهار لونه می‌کنن

18:34.481 --> 18:36.261
واقعاً؟ -
آره -

18:36.921 --> 18:40.941
ظاهراً، همۀ... همۀ پرنده‌های باغی
همین‌طورن، پس... آره

18:42.441 --> 18:44.301
...اون زمانه که

18:45.241 --> 18:47.381
...اون زمانه که لونه می‌کنن، پس

18:48.041 --> 18:49.941
هراس‌آوره

18:51.361 --> 18:52.861
چی؟

18:53.521 --> 18:55.861
تغییر اقلیم

18:58.561 --> 19:01.501
!سلام، مایکل -
بِو -

19:04.441 --> 19:06.181
خِیرپیش

19:09.121 --> 19:13.121
♪ Art Garfunkel - Bright Eyes ♪

19:20.841 --> 19:27.480
♪ آیا نوعی رؤیاست ♪

19:27.481 --> 19:33.481
♪ شناوری روی جزروْمد ♪

19:33.801 --> 19:39.040
♪ دنبال‌کردن رودخانۀ مرگ به‌سمتِ پایین؟ ♪

19:39.041 --> 19:42.440
♪ اوه، آیا رؤیاست؟ ♪

19:42.441 --> 19:45.480
مایکل، روی‌ام. هرموقع این پیغام رو
گرفتی، یه زنگ به ما بزن

19:45.481 --> 19:49.240
گوش کن، رفیق، اونی که اومده
آسایشگاه دیدنِ بابات، من نبودم

19:49.241 --> 19:51.560
نمی‌دونم کی بوده، ولی من نبودم

19:51.561 --> 19:55.960
پس باید ته‌توش رو دربیاری کی
...خودش رو جای من جا زده، و

19:55.961 --> 19:58.440
از بابات چی می‌خواد...

19:58.441 --> 20:01.621
یه زنگ به ما بزن، خب؟
به‌سلامت. خدافظ

20:11.001 --> 20:14.480
سلام! روی بودی دیگه، نه؟

20:14.481 --> 20:19.160
آره. سلام -
من بی‌ام. دوست خواهرت کِلیا بودم -

20:19.161 --> 20:22.640
فک‍-فکر کنم یه‌بار خیلی‌وقت پیش همدیگه رو دیدیم -
اوه. باشه -

20:22.641 --> 20:25.760
.آره، من مدتی با کِلیا کار می‌کردم
با هم توی غرفۀ عتیقه‌جات بودیم

20:25.761 --> 20:28.160
یادمه. کتاب‌های دست‌دوم بود، مگه نه؟

20:28.161 --> 20:31.360
خبری ازش نداری؟ -
...آ... نه. اون، آ -

20:31.361 --> 20:33.021
منظورم اینه، اون... می‌دونی

20:33.801 --> 20:35.480
گم شد -
آره، البته -

20:35.481 --> 20:39.120
آره، فقط... برام سؤال بود
چیزی تغییر کرده یا نه

20:39.121 --> 20:42.621
دوباره می‌گی اسم‌ت چی بود؟ -
بی. بیاتریس -

20:43.281 --> 20:47.781
می‌خوای... یه قهوه‌ای چیزی بخوریم؟ -
آره، باشه -

20:51.041 --> 20:55.041
چقدر گذشته، پنج سال از وقتی گم شد؟ -
نزدیک هفت سال -

20:55.041 --> 20:57.400
اوه، عجب. اون‌قدر گذشته -
آره -

20:57.401 --> 21:00.600
آره. به‌گمون‌م همین‌طوره -
هنوز توی عتیقه‌فروشیه کار می‌کنی؟ -

21:00.601 --> 21:04.501
اوه، نه، اون‌جا خیلی‌وقته تعطیل شده

21:06.161 --> 21:10.761
خدا، می‌دونی چیه؟ الآن یادم اومد که
کِلیا قبلاً یه واحد انباری اجاره کرده بود

21:10.761 --> 21:13.261
تا مقداری از موجودی اضافه رو توش نگه داره

21:14.881 --> 21:18.120
اوه، جدی؟ -
آره. مونده‌ام چه اتفاقی براش افتاد -

21:18.121 --> 21:21.300
...فکر نکنم اون اواخر دیگه چیز زیادی توش مونده بود، ولی -
آره، نمی‌دونم -

21:21.300 --> 21:22.800
باید از شریک‌ش بپرسی

21:22.801 --> 21:24.301
اون همه‌چی رو همون‌جور که بود، نگه داشته

21:24.301 --> 21:28.021
هنوز فکر می‌کنه یکی از همین روزها
اون قراره از درِ جلویی وارد بشه

21:28.681 --> 21:31.681
...حتماً خیلی سخته برای

21:32.201 --> 21:33.960
اوه، خدا

21:33.961 --> 21:36.661
...اسم‌ش رو یادم رفته. آم

21:37.561 --> 21:40.760
هِیمیش -
البته، هِیمیش -

21:40.761 --> 21:42.261
هِیمیش بیچاره

21:42.261 --> 21:45.040
شماره‌ش رو داری؟
هنوز همون‌جاست؟

21:45.041 --> 21:48.421
چطوره تو شماره‌ت رو بدی به من؟
به‌ش می‌گم یه زنگی به‌ت بزنه

21:58.401 --> 22:02.160
!صبح به‌خیر، آلیو -
صبح به‌خیر، مایکل! سلامت‌ای؟ -

22:02.161 --> 22:06.120
...آ... آره، آره. من
من خیلی خوب‌ام، ممنون، آلیو

22:06.121 --> 22:08.920
تو چی‌کار می‌کنی؟
به‌ش می‌خوره کار سختی باشه

22:08.921 --> 22:12.520
آهان. به این نتیجه رسیده‌ام که
وقتِ استفاده از چمن مصنوعیه

22:12.521 --> 22:16.240
چمن مصنوعی؟ -
آهان، «استروتورف» گرام -
[ برندی از چمن مصنوعی  :AstroTurf ]

22:16.241 --> 22:18.941
قسم خورده بودم تن به این کار
نمی‌دم، ولی ضرورت ایجاب می‌کنه

22:19.481 --> 22:24.360
مطمئن‌ای اون فرش نیست، آلیو؟ -
فرش؟ نه -

22:24.361 --> 22:26.680
چون از این‌جا به‌ش می‌خوره طرح‌داره

22:26.681 --> 22:29.200
واقعاً؟ -
از کجا گرفتی‌ش؟ -

22:29.201 --> 22:32.840
.یه یارویی اومد دمِ در
این توی ون‌ش بود

22:32.841 --> 22:34.760
بیا یه نگاه بندازیم

22:34.761 --> 22:36.501
...هوم

22:49.041 --> 22:52.560
شرمنده، آلیو، اون قطعاً یه فرش پُرشانه‌ست

22:52.561 --> 22:55.160
!اِی ریدم تو این شانس

22:55.161 --> 22:58.320
چقدر بابت‌ش دادی؟ -
به‌ت نمی‌گم -

22:58.321 --> 23:02.821
به‌ش می‌خوره اکریلیک باشه، پس معلوم
نمی‌کنه، شاید مدتی دووم داشته باشه

23:04.281 --> 23:07.200
اقلاً سبزه -
دقیقاً. اقلاً سبزه -

23:07.201 --> 23:09.501
و... طرح بته‌جقه‌ش رو خیلی دوست دارم

23:20.521 --> 23:22.221
!سلام

23:26.721 --> 23:28.661
سلام

23:29.321 --> 23:32.520
تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ -
من خوب‌ام، ممنون. تو چطوری؟ -

23:32.521 --> 23:35.080
ببخشید. من... انتظار نداشتم بیای

23:35.081 --> 23:37.840
خب، اومده‌ام میمون‌های دریایی‌ت رو ببینم

23:37.841 --> 23:41.301
واقعاً زمان مناسبی نیست -
بی‌خیال، رفیق، خودت گفتی -

23:41.961 --> 23:44.781
خیلی‌خب. سریع، بیا تو

23:53.961 --> 23:55.960
بوته‌های تمشک جنگلی و گزنه‌ها رو بپّا

23:55.961 --> 23:59.141
و سیم‌خاردار -
و سیم‌خاردار -

24:08.681 --> 24:10.800
صبر کن

24:10.801 --> 24:13.200
زیاد روشن دوست ندارن

24:13.201 --> 24:15.040
...صحیح

24:15.041 --> 24:17.440
این‌جا عین شیره‌کِش‌خونه‌ست

24:17.441 --> 24:18.541
یا فاحشه‌خونه

24:18.541 --> 24:21.461
به چیزی دست نزن -
!نمی‌خواستم دست بزنم -

24:25.481 --> 24:27.120
آماده‌ای؟

24:27.121 --> 24:29.840
.آماده؟ نمی‌دونم
باید بترسم یا چیزی؟

24:29.841 --> 24:31.841
نه! قطعاً نه

24:31.841 --> 24:35.680
اون‌ها می‌تونن ترس رو حس
کنن. دستپاچه‌شون می‌کنه

24:35.681 --> 24:37.221
...باشه

24:45.241 --> 24:46.960
دنبالِ چی‌ام؟

24:46.961 --> 24:49.501
آروم بزن روی شیشه

24:55.361 --> 24:58.701
هی، چه باحاله. چطوری
کاری کردی اون‌جوری بشه؟

25:11.561 --> 25:13.960
!چه وضع‌شه! اون چه پُخیه؟

25:13.961 --> 25:18.040
هیس! داد نزن، استرس‌زده‌ش
!می‌کنی! خواهش می‌کنم

25:18.041 --> 25:20.661
خیلی متأسف‌ام

25:21.481 --> 25:22.641
!کِیسی

25:22.660 --> 25:25.760
و باید برق‌ش بندازن

25:25.761 --> 25:28.360
!دل‌شون نمی‌خواد توی عملِ انجام‌شده قرار بگیرن -
!صدات رو بیار پایین -
[ ایهام: دل‌شون نمی‌خواد روی بشکه باشن ]

25:28.361 --> 25:31.600
!مایکل، بی‌شوخی، اون چه پُخی بود؟

25:31.601 --> 25:35.040
.«گفتم که، یه «هومونکولوس
اون پادشاهه بود

25:35.041 --> 25:36.440
به‌کُل وحشت‌زده‌ش کردی

25:36.441 --> 25:40.421
اوه، من اون رو وحشت‌زده کردم؟ -
!سلام، بِو -

25:49.001 --> 25:50.800
...بقیه‌شون هم

25:50.801 --> 25:55.141
اون‌جوری‌ان؟... -
آره. همه‌شون فرق دارن، ولی، آره، شبیه‌ان -

25:57.641 --> 25:59.600
باشه

25:59.601 --> 26:01.840
...باشه، حالا می‌دونم چه انتظاری داشته باشم

26:01.841 --> 26:04.560
...ولی بی‌شوخی، اگه دوباره اون‌جوری نعره بزنی

26:04.561 --> 26:08.341
نمی‌زنم. ببند. من آماده‌ام. الآن آماده‌ام

26:34.921 --> 26:35.821
اوه، خدای من

26:35.822 --> 26:37.822
نمی‌دونم به چی دارم نگاه می‌کنم

26:40.201 --> 26:42.960
می‌تونن من رو ببینن؟ -
فکر نکنم -

26:42.961 --> 26:45.421
فکر کنم فقط حس می‌کنن که اون‌جائی

26:46.641 --> 26:48.440
روبه‌راه‌ان؟

26:48.441 --> 26:50.641
به‌گارفته به نظر می‌رسن

26:52.401 --> 26:55.000
اون‌ها... مثلاً... آدم‌ان؟

26:55.001 --> 26:58.781
نه. ارواحِ پیش‌گوئن

26:59.921 --> 27:01.861
این دیوانه‌واره

27:04.321 --> 27:07.560
و می‌تونی دربارۀ آینده ازشون سؤال کنی؟ -
،دربارۀ هرچی -

27:07.561 --> 27:10.040
به‌محض این‌که به یه اندازۀ به‌خصوصی برسن

27:10.041 --> 27:13.560
و همیشه با راستی جواب می‌دن

27:13.561 --> 27:16.581
اون‌وقت چطور ممکنه؟ -
نمی‌دونم -

27:19.521 --> 27:21.501
چی می‌خوای ازشون بپرسی؟

27:22.641 --> 27:25.381
که آیا کِلیا یه زمانی برمی‌گرده

27:28.361 --> 27:30.261
اگه بگن نه چی؟

27:33.481 --> 27:35.781
می‌پرسم آیا من رو دوست داشته

27:37.721 --> 27:42.121
...فقط باید بدونم
آیا می‌تونم گذر کنم

27:45.041 --> 27:47.181
من می‌تونم یه چیزی ازشون بپرسم؟

27:47.841 --> 27:50.421
که آیا یه زمانی توی «همسایگان» حضور پیدا می‌کنی؟

27:51.441 --> 27:53.421
اگه بگن نه چی؟

27:54.641 --> 27:56.941
خب، اون‌وقت می‌تونم دست از امیدواری بکشم

28:23.641 --> 28:27.040
این رو می‌شنوی؟
نمی‌دونم دختره کدوم خریه

28:27.041 --> 28:29.160
و اون لکۀ نفتی رو دیده‌ای اون بیرون؟

28:29.161 --> 28:31.880
اون‌وقت اونه که ادعا می‌کنه نگرانِ حیات وحشه

28:31.881 --> 28:34.881
،تا آخر هفتۀ آینده، «آلباتروس»ـه که این‌جا به پرواز درمیاد
[  آلباتروس‌ها بزرگ‌ترین پرندگان دریایی پروازگر هستند ]

28:34.881 --> 28:38.341
چون تو هم مثل من می‌دونی
که اون تمیزش نمی‌کنه

28:39.021 --> 28:44.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:44.051 --> 28:54.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:55.871 --> 29:00.871
کاری از هومن صمدی
@RaylanGivensSubs

29:00.881 --> 29:05.800
♪ می‌دونم الآن سن‌مون رفته بالاتر ♪

29:05.801 --> 29:08.741
♪ و دوباره سردرگم‌ایم ♪

29:11.281 --> 29:16.200
♪ توی بن‌بست ♪

29:16.201 --> 29:20.001
♪ تو گذاشتی وْ رفتی، دوست من ♪

29:20.201 --> 29:23.880
♪ کتری رو می‌ذارم ♪

29:23.881 --> 29:27.901
♪ ترانۀ مرد فرزانه رو... برای تو ♪
[ ایهام: مرد ساحر. و نیز ارجاع به «سه مغ» در انجیل ]
