WEBVTT

00:08.754 --> 00:15.754
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:15.778 --> 00:22.778
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:22.802 --> 00:29.802
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

01:48.581 --> 01:50.501
‫به کارت‌رایت یه مشت و مال حسابی دادیم

01:51.771 --> 01:53.531
‫می‌دونه که دختره کدوم گوریـه

01:55.591 --> 01:56.591
‫نمی‌دونم

01:57.171 --> 01:58.511
‫فقط یه خروار زمین اینجاس

02:00.341 --> 02:01.431
‫هیچ نشونه‌ای ازش نیست

02:02.761 --> 02:04.021
‫مفهومـه

02:04.671 --> 02:05.931
‫وایسا، وایسا، وایسا

02:05.931 --> 02:07.851
‫- نه، نه. کی بود؟
‫- ولم کن. گم شو

02:07.851 --> 02:09.351
‫چه گهی می‌خوری؟

02:09.351 --> 02:11.401
‫شرمنده. فکر کردم دیدمش

02:11.401 --> 02:12.941
‫ببخشید. می‌خواستم کمک کنم

02:20.361 --> 02:22.241
‫زیادی افترشیو زدی

02:25.831 --> 02:27.451
‫واقعاً لازمـه این‌قدر بزنی؟

02:28.161 --> 02:30.001
آره، کل روز رو که پیش این یارویی

02:38.471 --> 02:40.221
‫خب، راستش خیلی نازه

02:41.391 --> 02:42.891
‫کجا با هم آشنا شدید؟
‫سر کار یا...

02:43.471 --> 02:44.931
‫تو برنامه‌ی دوست‌یابی؟

02:44.931 --> 02:47.721
‫- خیلی خب. پیاده تا لندن میری
‫- با برنامه سختـه، نه؟

02:47.721 --> 02:50.521
‫- خود واقعیت رو نشون میدی یا...
‫- تا حالا شده دهنت رو ببندی، کودن؟

02:50.521 --> 02:52.021
‫...یا بهترینِ خودت رو رو می‌کنی؟

02:52.561 --> 02:53.561
‫آره، سختـه

02:58.151 --> 02:59.151
‫آشغال!

03:24.141 --> 03:28.681
‫اگه باز کارت‌رایتی، «خاموش کردن گوشی»
یعنی این که ازش استفاده نکنی

03:28.681 --> 03:31.421
‫لمب... لمب، اون رفته. سید رفته

03:32.061 --> 03:34.021
‫- کجا رفته؟
‫- تورنر...

03:34.021 --> 03:36.521
‫تورنر می‌خواست اون رو تحویلِ گ‌ئو بده

03:36.521 --> 03:38.401
‫من باید... ما باید یه کاری بکنیم

03:38.401 --> 03:40.361
‫نه، نه، نه، کاری نمی‌کنیم

03:40.361 --> 03:42.821
‫بازرس‌ها دارن همه‌جا رو دنبالش می‌گردن

03:42.821 --> 03:44.661
‫- باید یه کاری بکنیم، خب؟
‫- سید بیکر...

03:44.661 --> 03:47.371
‫حتی وقتی توی کما بود هم
‫از تو مأمور بهتری بود

03:47.371 --> 03:50.491
‫خودش حواسش به خودش هست.
‫من نگران بقیه‌م

03:50.501 --> 03:52.911
‫بقیه واسه‌م مهم نیستن.
‫گوش نمی‌کنی چی میگم

03:52.921 --> 03:54.671
‫- اون تنهاست
‫- بچه‌ها تو یه پناهگاه

03:54.671 --> 03:58.471
‫دم ساحل سافکـن و با یه بچه قایم شدن که
‫بابات می‌خواد بکشتش

04:00.801 --> 04:03.091
‫آره، آره. فکر می‌کردم که
توجهت رو جلب کنه

04:04.301 --> 04:06.721
‫پس جای این که با بازرس‌ها ور بری و
‫بری رو مخ‌شون

04:06.721 --> 04:08.431
‫با کو برید اونجا

04:09.601 --> 04:10.601
‫من...

04:11.231 --> 04:12.231
‫اون...

04:15.271 --> 04:16.351
‫الان دیگه خودم تنهام

04:20.731 --> 04:21.741
‫لمب؟

04:22.321 --> 04:23.321
‫لمب؟

04:24.241 --> 04:26.451
‫- الو؟
‫- آره، آره، هنوز پشت خطـم

04:30.411 --> 04:32.001
‫می‌دونی کجا باید بری؟

04:32.621 --> 04:33.621
‫آره، آره

04:34.121 --> 04:35.711
‫آره... راستی، کارت‌رایت؟

04:36.501 --> 04:37.541
‫بله؟

04:38.341 --> 04:39.501
‫قوانین مسکو

04:55.141 --> 04:56.351
‫ای خدا...

05:11.621 --> 05:14.751
‫- نمی‌دونی چه بکش‌بکشی شده، دایانا
‫- نه، تو یکی نمی‌خواد به من پند بدی

05:16.251 --> 05:18.211
‫توی دفتر چرک و فسقلیت قایم میشی

05:18.211 --> 05:22.571
‫تا تصمیماتی که من مجبورم هر روز
‫به‌خاطر صلاح همه بگیرم رو نگیری

05:22.571 --> 05:26.091
‫این داستانیـه که سر هم کردی؟
‫که قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به‌همراه داره؟

05:26.091 --> 05:29.021
‫کلی آدم داره کشته میشه

05:33.181 --> 05:36.101
‫از زنی به اسم ناتاشا کرینگتون چی می‌دونی؟

05:38.801 --> 05:41.901
‫دختر یه الیگارشـه،
‫با یه اشراف‌زاده‌ی انگلیسی ازدواج کرده

05:41.901 --> 05:43.731
‫دوس داره ادای تاجرها رو در بیاره،
کس خاصی نیست

05:43.731 --> 05:45.231
‫نه، قطعاً کس خاصی هست

05:45.241 --> 05:46.941
‫وقتی افسارت رو بدی دست کنتور

05:46.951 --> 05:48.911
‫- خودت رو می‌ذاری توی...
‫- افسارم دست کنتور نیست!

05:48.911 --> 05:51.281
‫این رو به کیرش بگو

05:51.281 --> 05:56.161
‫پولی که از اون گرفتی، از اون بالاها اومده و
‫با روبل هم اومده

05:56.751 --> 06:00.711
‫حالا هم افتاده دنبال کشتن کسی که
ثابت می‌کنه با ناتاشا در ارتباطـه

06:00.711 --> 06:04.711
‫روس‌ها می‌خوان کسایی که فکر می‌کنن
‫مسئول ماجرای کازانـن رو بکشن

06:04.711 --> 06:07.051
‫و می‌دونی کی توی تیررسِ این دو تا ماجراست؟

06:07.051 --> 06:08.631
‫مأمورهای کوفتی من

06:10.591 --> 06:11.851
‫حالا نقشه‌ت چی بود؟

06:13.721 --> 06:17.641
‫بیخیال، خیر سرت دایانا تورنری، میز اول

06:17.641 --> 06:20.301
‫خانم همه‌کاره! قطعاً یه نقشه‌ای داشتی

06:21.311 --> 06:24.051
‫روسیه مأمورهای مسئولِ
‫ماجرای کازان رو می‌خواد

06:25.221 --> 06:26.611
‫از هویت بیکر استفاده کردیم

06:26.611 --> 06:29.321
‫می‌خواستم تحویلش بدم به گ‌ئو و

06:30.201 --> 06:31.911
‫بعدش هم برم پیش وزیر کشور

06:33.121 --> 06:34.491
‫و همه‌چی رو بگی؟

06:38.001 --> 06:39.331
‫خب من میز اولـم دیگه

06:40.871 --> 06:43.671
‫میز اولـم و رسوا شدم

06:44.841 --> 06:48.591
‫من بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی که
‫توی این چند سال دیدیم، هستم

06:48.591 --> 06:51.801
‫- و می‌خوام خودم رو از ریاست بکشم کنار
‫- نه، از این خبرها نیست

06:51.801 --> 06:55.551
‫نه تا وقتی که کشتار مأمورهای من رو
‫تموم نکردی

06:56.221 --> 06:58.391
‫هر کاری که بعدش بکنی،
به خودت مربوطـه

06:58.821 --> 07:01.401
‫با این‌حال من جات بودم قبل از
‫اعتراف به خیانت، بیشتر فکر می‌کردم

07:01.401 --> 07:04.551
‫حقوق بازنشستگیت به باد میره

07:09.371 --> 07:13.071
‫یه راهی برای بیرون اومدن از این
‫اوضاع قمر در عقرب هست، دایانا

07:14.201 --> 07:17.051
‫اما باید این مظلوم‌نمایی‌هات رو
‫تمومش کنی و...

07:18.201 --> 07:20.051
‫به حرف آدم گوش کنی

08:04.922 --> 08:06.841
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت ششم »

08:23.101 --> 08:24.641
‫این که غذای سگـه

08:24.651 --> 08:27.021
‫جگر چربـه، رادی

08:27.401 --> 08:29.231
‫البته روش درست کردنش بی‌رحمانه‌‌ست

08:29.231 --> 08:31.671
‫حتی فکر کنم ممنوعـه اما خوشمزه‌ست

08:34.911 --> 08:36.661
‫دایانا تورنر رو دارم می‌بینم؟

08:36.661 --> 08:38.411
‫واسه شام لباس پوشیدم.
‫بذارش توی لیست

08:38.411 --> 08:40.941
‫اگه می‌خوای لباسش رو از تنش در بیاری،
‫می‌تونی امتحان کنی

08:42.751 --> 08:45.041
‫یالا. بیا سر میز، رادی

08:45.041 --> 08:46.461
‫وقت ناهاره، بچه‌ها!

08:49.591 --> 08:51.341
‫عین تنگ ماهی قرمز می‌مونه

08:53.841 --> 08:56.701
‫بیشتر عین موش توی تله می‌مونن،
‫مگه نه، رئیس؟

09:00.601 --> 09:02.021
‫برو سلاح‌ها رو بیار

09:03.391 --> 09:04.601
‫باشه، رئیس

09:11.221 --> 09:12.401
‫کجا دارید میرید؟

09:12.401 --> 09:13.481
‫- اتاق
‫- پای تلویزیون

09:13.491 --> 09:16.531
‫خب، گفتم اگه کنار همدیگه بخوریم
‫واسه روحیه‌مون هم خوبـه

09:16.531 --> 09:18.701
‫با همین روال می‌تونیم از
‫این شرایط عبور کنیم

09:18.701 --> 09:20.671
‫خب، می‌تونیم دعا بکنیم

09:21.241 --> 09:24.001
‫خب، تو اگه دوست داری، دعا کن، شرلی

09:24.001 --> 09:27.121
‫- ببخشید، نمی‌دونستم
‫- داره دستت میندازه، مویرا

09:27.921 --> 09:30.151
‫آدم رو از نظر ذهنی کُند می‌کنه؟

09:30.921 --> 09:32.751
‫منظورم... یائسگیـه

09:33.671 --> 09:36.511
‫متأسفانه این شتریـه که از خیلی وقت پیش
‫دم خونه‌م خوابیده

09:36.511 --> 09:39.051
‫با مادرت هم همین‌طوری حرف می‌زدی، رادریک؟

09:39.051 --> 09:41.471
‫نه، مویرا، این غذا حرف نداره.
‫ممنون

09:41.471 --> 09:43.641
‫می‌دونستی یه عوضیِ نیم‌وجبی چاپلوسی؟

09:43.641 --> 09:46.061
‫- هیشکی عوضی نیست، خب؟
‫- هو هست

09:46.061 --> 09:49.691
‫من فقط می‌خوام یه نظم و هدفی
‫به این قضیه بدم و

09:49.691 --> 09:53.281
‫اون‌وقت شما فقط ایراد می‌گیرید و
‫عین بچه‌ها جروبحث می‌کنید

09:53.281 --> 09:54.651
‫من اصلاً نباید اینجا باشم!

09:54.651 --> 09:56.491
‫خب، بیا وانمود کنیم که نیستی

09:56.491 --> 09:59.111
‫مویرا، ما نمی‌خوایم تو به زندگی‌مون نظم بدی

09:59.111 --> 10:01.911
‫خودمون می‌‌تونیم به‌تنهایی
‫گند بزنیم توش

10:23.221 --> 10:24.621
‫میشه من رو هم راه بدید؟

10:39.661 --> 10:40.951
‫تحویل بار پشت ساختمونـه

10:41.621 --> 10:43.951
‫آره، خواستم از همون‌جا بیام اما رد نشدم

10:44.821 --> 10:45.981
‫می‌تونی بدیش به من

10:46.951 --> 10:48.081
‫چی رو بدم بهت؟

10:48.081 --> 10:50.121
‫خودت گفتی... بار آوردی

10:50.121 --> 10:51.831
‫نه، تو گفتی بار آوردم

10:51.831 --> 10:53.791
‫من اومدم ناتاشا رو ببینم

10:54.591 --> 10:55.961
‫باهاشون قرار داشتی؟

10:56.551 --> 10:58.631
‫خب، لیست دست توئـه.
‫خودت بگو

10:59.471 --> 11:00.881
‫سر خانم کرینگتون شلوغـه

11:01.931 --> 11:04.051
‫سرش شلوغـه؟ خب، این...

11:04.051 --> 11:05.851
‫خیلی حیف شد چون من...

11:06.471 --> 11:09.061
‫می‌خواستم ازش درموردِ

11:09.601 --> 11:13.441
‫تیم ترورِ غیررسمی‌ای که راه انداخته حرف بزنم

11:14.021 --> 11:15.771
‫- مشکلی نیست. شرمنده
‫- آره، اصلاً ولش کن

11:15.771 --> 11:18.731
‫- شما بفرمایید داخل
‫- من یه سر میرم سفارت روسیه و

11:18.741 --> 11:20.571
‫اونجا درموردش پرس‌وجو می‌کنم

11:42.721 --> 11:44.641
‫فقط هارکنس نیست

11:44.641 --> 11:46.851
‫به اون ربط داره اما پیچیده‌ست

11:48.391 --> 11:49.731
‫چقدر پیچیده‌ست؟

11:51.231 --> 11:53.771
‫خب، برای شروع، گ‌ئو می‌خواد
‫سید بیکر رو بکشه

11:53.771 --> 11:55.561
‫- وایسا ببینم، کو کجاس؟
‫- گ‌ئو دیگه چیه؟

11:55.561 --> 11:57.071
‫سید بیکر مگه نمرده بود؟

11:58.321 --> 11:59.321
‫نه، نمرده

12:00.241 --> 12:01.721
‫تورنر براش نقشه کشیده بود

12:02.151 --> 12:04.241
‫یه ترور توی کازان رو انداختن گردنش

12:04.601 --> 12:06.551
‫هارکنس هم واسه سربه‌نیست کردن اومده

12:06.551 --> 12:07.911
‫ای سلیطه!

12:07.911 --> 12:10.001
‫ریور، کو کجاس؟

12:12.771 --> 12:15.131
‫به اون نگاه نکن. اون اوضاعش ردیفـه.
‫رفته اردوی کاری

12:15.131 --> 12:16.131
‫کو کجاس؟

12:24.551 --> 12:26.931
‫- یکی دیگه رو هم از دست دادیم
‫- خفه شو بابا

12:27.431 --> 12:29.761
‫- چطوری مُرد؟
‫- نمی‌خواد بدونی

12:29.771 --> 12:31.431
‫- چرا، می‌خوایم
‫- خب، فایده‌ای نداره

12:31.431 --> 12:33.391
‫چرا، راستش داره. چطوری مُرد؟

12:36.861 --> 12:38.811
‫- تنها بود؟
‫- می‌خوای چی بگم، شرلی؟

12:38.821 --> 12:40.941
‫لازم نیست چیزی بگی.
‫تقصیر اون که نیست، شرلی

12:40.941 --> 12:42.691
‫- فقط سؤال کردم
‫- این‌قدر بهش نپر

12:42.691 --> 12:44.111
‫- کارش همینـه
‫- بهم نپرید

12:44.111 --> 12:45.111
‫تو چرا ازش دفاع می‌کنی؟

12:45.111 --> 12:47.241
‫- فکر می‌کردم دیگه با هم نیستید
‫- وای خدا، بزرگ شو

12:47.241 --> 12:49.981
‫- مگه پنج سالتـه؟
‫- ای خدا، دیدین؟ دقیقاً منظورم همین بود

12:49.991 --> 12:53.221
‫- مویرا، لطفاً ساکت شو
‫- ادا در آوردن باعث میشه بزرگ شی؟

12:53.221 --> 12:55.651
‫نه، جمع و جور کردن خودم باعثش شده

12:55.651 --> 12:57.201
‫- تو هم امتحان کن
‫- داره دعوا میشه؟

12:57.201 --> 12:58.651
‫- امیدوارم
‫- حرفاتون کمکی نمی‌کنه

12:58.651 --> 13:00.626
‫ما هم اگه مثل تو شانس داشتیم
‫زندگی‌مون بهتر می‌شد

13:00.651 --> 13:03.761
‫- شانس؟ فکر کردی مشکلت بدشانسیـه؟
‫- فقط شانس نیست، عزیزم

13:03.761 --> 13:05.331
‫نه، راستش حسن تعبیر بود

13:06.051 --> 13:08.301
‫حسن تعبیر؟ واسه‌ی چی؟
‫اصلاً چی داری میگی؟

13:09.601 --> 13:11.891
‫- مشکلت با من چیه؟
‫- مهم نیست

13:14.231 --> 13:19.371
‫خیلی خب. این روزها یه الماس‌ تراش‌خورده‌ی
‫دزدی رو چند می‌خرن؟

13:21.901 --> 13:23.901
‫- چی؟
‫- وای. به خدا می‌دونستم

13:23.901 --> 13:25.241
‫می‌دونستم دست توئه

13:25.241 --> 13:27.071
‫صبر کنید ببینم، الماس دزدیده؟

13:27.071 --> 13:28.911
‫- نه، ندزدیده
‫- خیلی مسخره‌ای

13:28.911 --> 13:30.951
‫- واقعاً دزدیدی؟
‫- می‌دونستی چقدر مسخره‌‌ای؟

13:30.951 --> 13:33.971
‫می‌‌دونی چی مسخره‌ست؟
‫ول کردن خانه‌ لجن‌زار واسه ماشین شرکتی...

13:33.971 --> 13:35.451
‫ولم کن تو رو خدا، شرلی

13:35.451 --> 13:37.581
‫...مزایا و اردوی کاری

13:37.581 --> 13:39.461
‫این‌قدر تصمیمات من رو قضاوت نکن!

13:39.461 --> 13:40.881
‫- من راضیـم!
‫- کسشر میگی

13:40.881 --> 13:43.211
‫- فکر می‌کنی کل دنیا علیهتـه
‫- کسشر نگو! زندگیت قلابیـه!

13:43.211 --> 13:44.361
‫به کیر هیشکی نیستی!

13:51.181 --> 13:53.851
‫بلند نشید، بلند نشید.
‫ریس، همین حالا برو پشتِ مبل

13:53.851 --> 13:55.141
‫هیچی نمی‌بینم

14:21.591 --> 14:23.381
‫از انبار بیرون نیا، مویرا

14:29.551 --> 14:31.721
‫ریس! ریس، بلند نشو.
‫تکون نخور

14:35.721 --> 14:37.641
‫بمون سر جات! بلند نشو! بلند نشو!

14:39.061 --> 14:40.601
‫ریس، حالت خوبـه؟

14:40.601 --> 14:41.901
‫آره، خوبـم!

14:42.691 --> 14:43.901
‫باباتـه

14:43.901 --> 14:46.091
‫آره، من هم از دیدنش خوشحال شدم

15:04.381 --> 15:05.501
‫بخواب روی زمین، ریس!

15:05.501 --> 15:06.841
‫برو کنار!

15:15.851 --> 15:16.971
‫یالا دیگه

15:43.791 --> 15:44.791
‫افتاد رو زمین؟

15:46.881 --> 15:49.261
‫- آره
‫- این یارو هم افتاده

15:50.131 --> 15:51.591
‫خیلی خب، باید راه بیفتیم

15:51.591 --> 15:52.841
‫من پوشش‌تون میدم

15:52.841 --> 15:53.841
‫باشه

15:54.681 --> 15:56.471
‫بابات هنوز اونجاس

15:57.001 --> 15:59.981
‫دیگه همچین فرصتی نصیب‌مون نمیشه.
‫اینجا بمونیم می‌میریم

15:59.981 --> 16:02.191
‫- ریس، می‌تونی بدویی؟
‫- آره

16:02.191 --> 16:04.851
‫- فقط نه خیلی سریع
‫- رادی

16:04.861 --> 16:05.861
‫آماده‌اید؟

16:06.941 --> 16:08.111
‫بریم

16:08.111 --> 16:09.441
‫حالا! راه بیفتید!

16:11.071 --> 16:12.071
‫برید!

16:17.581 --> 16:18.581
‫زود باشید!

16:22.211 --> 16:23.581
‫بجنبید، بجنبید!

16:25.791 --> 16:27.791
‫- مویرا، تو رو خدا برو پشتم
‫- یالا!

16:52.531 --> 16:53.901
‫گندش بزنن، مویرا

16:55.201 --> 16:56.991
‫نه، یالا. نباید وایسیم.
‫یالا

16:59.201 --> 17:01.661
‫- مگه چند کیلویی؟
‫- پناه بگیرید

17:03.331 --> 17:05.251
‫- چی‌کار داری می‌کنی؟
‫- بیاید اینجا

17:05.251 --> 17:06.331
‫- چی؟
‫- اینجا

17:07.331 --> 17:08.541
‫لعنتی

17:10.341 --> 17:11.501
‫حالت خوبـه؟

17:11.511 --> 17:12.661
‫آره

17:12.661 --> 17:14.681
‫تعقیب‌مون کردن؟

17:14.681 --> 17:15.761
‫فکر کنم گم‌شون کردیم

17:17.721 --> 17:18.841
‫حالت خوبـه؟

17:19.721 --> 17:20.721
‫ردیفی؟

17:25.641 --> 17:27.441
‫بدجوری به گا رفتیم

17:46.581 --> 17:47.581
‫راه بیفت

17:52.751 --> 17:54.471
‫پس...

17:54.471 --> 17:57.471
‫جکسون لمب تویی

17:57.511 --> 18:00.101
‫برای من خیلی بده که تو اینجایی

18:00.101 --> 18:02.721
‫هم برای من بده، هم برای خودت

18:03.311 --> 18:05.431
تو از نظر پارک، آدم خاصی نیستی

18:05.431 --> 18:06.851
‫چطوری همچین کاری کردی؟

18:07.561 --> 18:09.501
‫خب، شاید هم واقعاً آدم خاصی نیستم

18:12.071 --> 18:15.051
‫جوخه‌ی آدم‌کشی روس‌ها دارن
آدم‌های من رو می‌کشن

18:15.051 --> 18:19.851
‫اون هم به‌خاطر یه لیستی که کنتور از پارک
‫دزدیده و دادتش به تو

18:20.201 --> 18:22.781
‫حتی اگه حرفی که می‌زدی هم حقیقت داشت

18:22.781 --> 18:25.001
‫این‌طوری من فقط یه واسطه بودم

18:28.621 --> 18:30.831
‫میشه من و جیدن با کفشات بازی کنیم؟

18:30.831 --> 18:33.341
‫وای، عزیزم. روز تولدتـه

18:33.341 --> 18:35.601
‫می‌‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی

18:36.381 --> 18:37.471
‫چیه؟

18:37.471 --> 18:38.631
‫دلقک آوردی؟

18:39.471 --> 18:41.391
‫حقه هم بلده بزنه؟

18:42.011 --> 18:44.311
‫هنوز معلوم نیست، عزیزم

18:44.311 --> 18:46.481
‫می‌خوای برگردی جشن تولدت؟

18:52.901 --> 18:54.151
‫خب...

18:55.281 --> 18:57.491
‫شنیدی که چی پرسید

18:58.951 --> 19:01.621
‫حقه هم بلدی بزنی، آقای لمب؟

19:02.571 --> 19:03.581
‫من...

19:04.281 --> 19:07.121
‫واسه حقه زدن، زیادی پیر و ترسو ام

19:09.801 --> 19:12.111
‫می‌دونی دلم برای چیِ گذشته‌ تنگ شده؟

19:12.881 --> 19:14.801
‫اسم جنگ سرد روش بود

19:16.051 --> 19:17.051
‫سرد

19:18.091 --> 19:19.381
‫اما جنگ داغ...

19:20.381 --> 19:22.601
‫این دنیا رو با خاک یکسان می‌کنه

19:23.301 --> 19:24.511
‫دنیای من، دنیای تو

19:25.431 --> 19:26.431
‫دنیای دخترت

19:27.931 --> 19:33.921
‫فکر می‌کنم گ‌ئو بهت دستور داده
‫توی خاک بریتانیا

19:33.921 --> 19:36.051
‫یه گروه آدم‌کشی غیررسمی رو اداره کنی

19:36.051 --> 19:38.771
‫چون بالادستیت می‌خواسته
‫حساب‌های قدیمی رو صاف کنه

19:39.361 --> 19:41.611
‫و حالا که همه‌چی به گند کشیده

19:42.611 --> 19:45.121
‫فکر می‌کنی کی تقصیرها رو گردن می‌گیره؟

19:45.121 --> 19:47.171
‫رئیست...

19:47.171 --> 19:49.101
‫رفیق وسیلی؟

19:51.171 --> 19:54.071
‫برام مهم نیست کی این ماجرا رو
‫شروع کرده، ناتاشا

19:55.211 --> 19:57.591
‫فقط می‌خوام تموم بشه

19:57.591 --> 19:59.131
‫خانم کرینگتون

19:59.841 --> 20:00.921
‫معذرت می‌خوام

20:00.921 --> 20:02.011
‫وقت بازیـه

20:02.011 --> 20:03.011
‫اوه، بله

20:04.681 --> 20:06.351
‫پنج دقیقه دیگه برمی‌گردم

20:09.221 --> 20:13.521
‫خب... کی واسه رقص مجسمه آماده‌ست؟

20:16.111 --> 20:17.151
‫هورا!

20:23.111 --> 20:25.161
‫- چیزی ندیدی؟
‫- نه

20:29.331 --> 20:30.371
‫باید راه بیفتیم

20:30.871 --> 20:33.211
‫اگه بیان که نمی‌فهمیم.
‫گیر میفتیم

20:33.211 --> 20:35.751
‫خب، اگه از سمت دریا بیان،
‫خودم هواتون رو دارم

20:35.751 --> 20:37.771
‫مگه وایکینگـن، احمق؟

20:37.771 --> 20:39.901
‫جدی میگم، باید راه بیفتیم

20:40.591 --> 20:42.301
‫می‌تونیم سوار قایق شیم

20:43.051 --> 20:44.471
‫ولی می‌بینن‌مون

20:44.471 --> 20:45.681
‫من حواس‌شون رو پرت می‌کنم

20:45.681 --> 20:47.141
‫توی خونه نگه‌شون می‌دارم

20:47.141 --> 20:48.831
‫- مطمئنی؟
‫- آره

20:49.561 --> 20:51.521
‫وقتش که شد، می‌زنید به چاک

21:00.191 --> 21:01.281
‫عجب اسطوره‌ای

21:04.451 --> 21:06.471
‫پرنده از قفس پرید

21:09.701 --> 21:12.201
‫- دردش آروم شد. فکر کنم بتونم تکونش بدم
‫- شل بگیر. شل بگیر

21:12.201 --> 21:13.831
‫- ریور، شاید یکی ببینتت...
‫- مشکلی پیش نمیاد

21:13.831 --> 21:15.461
‫وقتی رسیدید به ماشین‌ها،
‫چی‌کار می‌‌کنید؟

21:15.461 --> 21:17.501
‫- میریم دنبال کمک
‫- خیلی خطرناکـه

21:17.501 --> 21:19.541
‫- نمیشه که بشینیم اینجا، کاترین
‫- خب چی‌کار کنیم؟

21:19.551 --> 21:21.301
‫- بشینیم اینجا و صبر کنیم تا پیدامون کنن؟
‫- باشه

21:21.301 --> 21:22.381
‫- بهمون اعتماد کن
‫- مراقب باشید

21:22.381 --> 21:24.171
‫- چیزی نمیشه، خب؟
‫- برمی‌گردیم

21:24.171 --> 21:25.301
‫قول میدم، باشه؟

21:25.301 --> 21:26.431
‫مراقب باش

21:36.601 --> 21:38.811
‫از سمت صخره‌ها که نمی‌تونن فرار کنن

21:45.861 --> 21:47.701
‫مجبورن بیان این سمت

21:53.701 --> 21:54.871
‫تو همین‌جا بمون

21:56.251 --> 21:57.251
‫بیا بریم

22:21.571 --> 22:23.231
‫یکی‌شون هنوز اون بالائه

22:25.651 --> 22:28.351
‫به‌نظرت می‌تونیم خودمون رو به
‫ماشین‌ها برسونیم؟

22:48.801 --> 22:50.471
‫داره تکون می‌خوره

22:51.931 --> 22:53.641
‫چیه؟ نه، جدی میگم

22:57.181 --> 22:58.351
‫شما به بازی ادامه بدید

23:16.871 --> 23:18.461
‫اگه مأمور دوجانبه‌ای که

23:19.251 --> 23:24.071
مغزِ کل ماجرای کازان بوده رو
‫به روسیه تحویل بدی چی؟

23:25.551 --> 23:27.211
‫چی داریم برای خودمون میگیم؟

23:27.211 --> 23:29.721
‫بیخیال، ناتاشا.
‫خودت هم می‌خوای این ماجرا تموم شه

23:30.471 --> 23:33.621
‫وگرنه تا الان توی زیرزمین بودم و
‫دنده‌هام رو شکونده بودید

23:35.561 --> 23:36.891
‫گوش می‌کنم

23:36.891 --> 23:41.351
‫خب، مسکو برای جبران این تحقیر
‫چند تا قربانی می‌خواد

23:42.981 --> 23:47.301
‫اگه مأمور دوجانبه‌ای که پشت پرده‌ی
‫این ماجرای کوفتی بوده رو تحویل بدی چی؟

23:47.521 --> 23:50.451
‫مغز متفکر و مأمور دوجانبه‌ای در کار نیست

23:50.451 --> 23:51.451
‫نه

23:54.121 --> 23:56.541
‫نخواستم بدونم که خودت باور می‌کنی یا نه

23:58.411 --> 24:00.571
‫خواستم بدونم که...

24:00.571 --> 24:03.481
‫می‌تونی اونا رو متقاعد کنی؟

24:06.631 --> 24:09.091
‫یعنی قراره همین‌طوری بشینیم اینجا؟

24:09.091 --> 24:11.171
‫فلایت گفت به وقتش راه بیفتیم

24:11.841 --> 24:13.141
‫درستـه، اون‌وقت یعنی کِی؟

24:13.641 --> 24:14.931
‫نگران نباش، من می‌فهمم

24:16.221 --> 24:17.311
‫حسش می‌کنم

24:18.521 --> 24:20.141
‫خیلی خب، پس یعنی به گا رفتیم؟

24:22.351 --> 24:23.561
‫گندش بزنن

24:32.321 --> 24:33.741
این دیگه چه صدایی بود؟

24:34.951 --> 24:36.071
‫لعنتی

24:37.411 --> 24:38.871
‫- زود باش!
‫- دارم میام

25:21.331 --> 25:22.371
‫لعنتی

26:22.101 --> 26:23.811
‫رفت. من پوششت میدم

27:33.711 --> 27:36.761
‫متوجهم. امروز همه‌ی رزرو‌‌ها کنسل شدن

27:38.801 --> 27:39.801
‫از این طرف

27:40.841 --> 27:42.391
‫- خواهش می‌کنم
‫- لطفاً برید کنار

28:08.621 --> 28:09.831
‫سلام، دایانا

28:11.501 --> 28:12.751
‫این همه...

28:13.671 --> 28:15.251
‫این همه بند و بساط واسه‌ی چیـه؟

28:15.251 --> 28:17.711
‫با آدم‌های خاصی اینجا قرار ملاقات داشتی

28:19.451 --> 28:20.881
‫کارم غیرقانونی نبود

28:20.881 --> 28:22.701
‫نه، اما می‌تونست کارمون رو یه‌سره کنه

28:23.221 --> 28:25.051
‫واسه همین گزارش بمب‌گذاری دادم

28:30.351 --> 28:32.521
‫اسمت جکسون لمب برات آشنا نیست؟

28:34.101 --> 28:36.311
‫فهمیده که من ازت پول گرفتم و

28:36.321 --> 28:38.001
‫پول تو هم...

28:39.231 --> 28:40.841
‫پول روسیه‌ست

28:41.491 --> 28:42.571
‫خب...

28:43.161 --> 28:46.161
‫اگه رئیس ام‌آی۵ منابع مالی خصوصی‌ای
رو پذیرفته که

28:46.161 --> 28:47.701
‫در نهایت وصل می‌شده به کرملین...

28:47.701 --> 28:51.291
‫به‌نظر من که این مشکل خودشـه،
‫نه کسی که پول رو بهش داده

28:51.291 --> 28:52.871
‫نه اگه از اون پول برای

28:52.871 --> 28:56.761
‫تأمین هزینه‌ی یه ترور غیررسمی
‫توی خاک روسیه استفاده کرده باشه

28:59.171 --> 29:01.511
‫- چی؟
‫- من با پول تو...

29:01.511 --> 29:07.471
‫هزینه‌ی ترور یه مأمور روس
‫توی خاک روسیه رو تأمین کردم

29:09.751 --> 29:12.271
‫اگه وقتش رو داشتم،
‫حسابی به این ماجرا می‌خندیدم

29:12.271 --> 29:13.801
‫کی از این موضوع خبر داره؟

29:13.801 --> 29:15.551
‫لمب

29:15.551 --> 29:17.061
‫لمب خبر داره

29:17.061 --> 29:19.051
‫و الان دنبال انتقامـه

29:20.731 --> 29:24.401
‫تو مأمورهاش رو به گ‌ئو لو دادی.
‫جفت‌مون رو به فنا میده

29:24.401 --> 29:26.531
‫- خدایا. گندش بزنن!
‫- واسه خودمون وقت خریدم

29:26.531 --> 29:30.911
‫دو دقیقه دیگه بازرسی‌شون تموم میشه و
می‌فهمن بمبی در کار نیست

29:30.911 --> 29:34.331
‫با ماشینت میری یه فرودگاه که
‫اونجا یه هواپیما منتظرتـه

29:34.331 --> 29:36.831
‫خلبان مجوز پرواز به
چهار نقطه‌ی مختلف رو داره

29:36.831 --> 29:38.501
‫نمی‌خوام بدونم کدومش رو انتخاب می‌کنی

29:38.501 --> 29:39.711
‫وایسا ببینم...

29:39.711 --> 29:43.381
‫تا زمانی که میز اول باقی بمونم،
‫می‌تونم از جفت‌مون محافظت کنم و

29:43.381 --> 29:46.951
‫برای این کار، باید تا جایی که ممکنـه
‫ازم دور شی

29:48.101 --> 29:50.181
‫روس‌ها... لمب که هنوز به روس‌ها نگفته

29:50.181 --> 29:52.181
‫که با پول من چی‌کار کردی، گفته؟

29:53.141 --> 29:54.431
‫چرا، گفته

29:58.691 --> 29:59.981
‫نه، نه، نه، اون رو بذار کنار

29:59.981 --> 30:01.821
‫اولین چیزیـه که ردیابی می‌کنن

30:45.741 --> 30:47.701
‫لزلو. لزلو

30:47.701 --> 30:48.701
‫لزلو!

30:49.951 --> 30:50.951
‫لز...

30:52.121 --> 30:53.371
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

30:53.371 --> 30:55.751
‫خب، واضحـه که لزلو نیستم

30:56.501 --> 30:57.961
‫اینجا چه...

30:57.961 --> 30:59.671
‫اینجا چه خبره؟!

30:59.671 --> 31:02.461
‫بذار... بذار از ماشین پیاده شم

31:03.378 --> 31:11.378
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

31:13.061 --> 31:14.511
‫یالا، یالا

31:15.771 --> 31:17.141
‫از پسش بر میام

31:30.281 --> 31:31.281
‫وای، لوئیزا

31:32.871 --> 31:33.871
‫وای، لوئیزا

31:37.961 --> 31:39.581
‫لوئیزا، حالت خوبـه؟

31:41.791 --> 31:43.921
‫وای خدا. وای، نه

31:46.821 --> 31:49.301
‫باشه، اوضاع هنوز آرومـه.
‫باید خودمون رو برسونیم به قایق‌ها

31:49.301 --> 31:50.881
‫پشمام، دستش رو نگاه.
‫صدمه دیدی؟

31:50.881 --> 31:52.761
‫- نه، فقط یه خراشـه
‫- بذار ببینم

31:53.721 --> 31:55.141
‫چی...

31:55.141 --> 31:57.501
‫شرلی، این خالکوبی موقتیـه؟

31:57.501 --> 31:59.931
‫- خانم‌ها دوست دارن
‫- خانم‌‌ها؟ کدوم خانم‌ها؟

31:59.941 --> 32:02.401
‫باور کن اگه واقعاً خون‌ریزی داشتی،
‫جذاب‌تر می‌شدی

32:02.401 --> 32:04.191
‫خب دیگه، پاشید ببینم.
‫باید راه بیفتیم

32:04.191 --> 32:06.771
‫اگه مجبور باشم کولش کنم
‫نمی‌تونم سریع باشم

32:06.781 --> 32:08.901
‫بیا همین‌جا ولش کنیم.
‫بعداً میایم دنبالش

32:08.901 --> 32:10.571
‫تو چه مرگتـه؟!

32:10.571 --> 32:12.991
‫عجب قهرمانی هستی، نه؟

32:12.991 --> 32:14.991
‫- آره
‫- ای خدا

32:14.991 --> 32:17.201
‫خیلی خب... من قایق‌ها رو میارم نزدیک...

32:17.201 --> 32:19.291
‫شماها هم فقط کافیـه تا ساحل بیاید

32:19.291 --> 32:21.291
‫- خوبـه. فکر خوبی بود
‫- بمون کنارش

32:25.841 --> 32:27.251
‫فشارش بده

32:27.251 --> 32:28.631
‫نمی‌دونم از کجا داره میاد

32:28.631 --> 32:31.511
‫- من. از من داره میاد
‫- بیا ببینیمش. درش بیار

32:32.841 --> 32:34.141
‫یالا، زود باش

32:34.141 --> 32:35.261
‫وای خدا

32:35.261 --> 32:36.761
‫- گندش بزنن
‫- کیر توش!

32:36.761 --> 32:38.971
‫فشارش بده. یه لحظه هم ول نکن

32:38.971 --> 32:39.981
‫محکم فشارش بده

32:40.641 --> 32:43.311
‫- لوئیزا، عزیزم. همینـه
‫- بیا. نفس بکش

32:44.611 --> 32:47.111
‫باریکلا، دختر. همینـه، آفرین

33:07.251 --> 33:08.461
‫امکان نداره

33:48.131 --> 33:49.131
‫کیر توش!

34:16.901 --> 34:18.371
‫یه نگاه بنداز

34:21.621 --> 34:24.121
‫انگار یه چیزایی داره تکون می‌خوره

34:48.901 --> 34:49.901
‫اون دیگه چیه؟

34:50.981 --> 34:52.021
‫نعمت الهی

34:53.361 --> 34:54.441
‫هو کوش؟

34:54.441 --> 34:56.201
‫این‌طور که پیداست...

34:56.201 --> 34:58.861
‫گرگِ تنها خودش راهش رو پیدا می‌کنه

34:58.861 --> 35:00.991
‫عملاً در رفت و تنهامون گذاشت

35:02.031 --> 35:03.731
‫معلومـه که این کار رو کرده

35:07.661 --> 35:10.421
‫ریس، شاید مجبور شم کار با این رو یادت بدم

35:10.921 --> 35:11.921
‫چی؟

35:12.421 --> 35:14.591
‫- چرا؟
‫- تا بتونی از خودت دفاع کنی

35:16.591 --> 35:17.841
‫ولی تو که اینجایی

35:17.841 --> 35:20.601
‫خب، که اگه من نبودم
بتونی ‫از خودت دفاع کنی

35:21.301 --> 35:23.101
‫من تا حالا کسی رو نکشتم

35:27.711 --> 35:29.671
‫اون‌قدری که فکر می‌کنی، سخت نیست

35:30.351 --> 35:31.361
‫باشه

35:33.941 --> 35:37.691
‫راستش، تا این هفته
‫هیچ جسدی ندیده بودم

35:41.371 --> 35:42.621
‫پدرم هم که...

35:42.621 --> 35:45.701
‫خب، باید یاد بگیری که با این خاطرات
‫چطوری کنار بیای

35:48.331 --> 35:49.871
‫- چطور؟
‫- دفن‌شون کنی

35:50.621 --> 35:54.361
.هل‌شون بده پایینِ پایین
‫فکر کن اصلاً وجود ندارن، خب؟

36:29.121 --> 36:30.251
‫لوئیزا

36:31.501 --> 36:33.461
‫- باید بره بیمارستان
‫- می‌دونم

36:35.671 --> 36:37.251
‫خیلی خب، حالا چی‌کار کنم؟

36:37.251 --> 36:39.011
‫من می‌تونم کمک کنم

36:39.011 --> 36:40.131
‫چی؟

36:40.131 --> 36:42.631
‫- من می‌تونم کمک کنم
‫- مویرا، تو کمکی نمی‌کنی

36:42.631 --> 36:44.891
‫- مسئله همینـه
‫- بهم یاد بده با تفنگ کار کنم

36:44.891 --> 36:46.261
‫چرت و پرت نگو

36:46.261 --> 36:49.181
‫ببین، می‌دونم توی درگیری به درد نمی‌خورم
‫اما می‌تونم بمونم اینجا

36:49.181 --> 36:52.021
‫و تا وقتی که تو میری دنبال کمک
‫می‌تونم مراقبش باشم

36:52.901 --> 36:54.311
‫پس بهم یاد بده چطوری کار می‌کنه

36:59.781 --> 37:00.861
‫این ضامنشـه

37:00.861 --> 37:02.701
‫- باشه، حله
‫- خیلی خب

37:03.821 --> 37:05.871
‫قرمز یعنی آماده‌ست. خب؟

37:05.871 --> 37:07.491
‫باشه. خیلی خب

37:09.291 --> 37:10.291
‫خیلی خب

37:13.211 --> 37:14.291
‫زود برمی‌گردم

38:10.811 --> 38:11.811
‫شلیک خوبی بود

38:44.551 --> 38:47.301
‫باید کاملاً شیرفهمت کنم که
‫من یه میلیاردرم، خب؟

38:47.301 --> 38:49.471
‫میلیونر نه‌ها! مثلاً صد میلیون ندارم

38:49.471 --> 38:52.011
‫هزاران میلیون پول دارم

38:52.011 --> 38:54.601
‫هیچ‌کاری نیست که نتونم برات بکنم

38:54.601 --> 38:58.641
‫چه تو حوزه‌ی حقوقی، چه درمانی...
‫من با همه‌ آشنام

38:58.651 --> 39:02.231
‫خوب فکرات رو بکن.
‫فرصت بزرگی پیش روتـه

39:02.231 --> 39:03.441
‫حالیتـه چی میگم؟

39:08.031 --> 39:09.031
‫سلام!

39:10.241 --> 39:11.241
‫سلام!

39:26.301 --> 39:28.781
‫- بله؟
‫- جکسون، منـم

39:29.071 --> 39:30.697
‫گوش کن، دیگه خاموش کردن گوشی فایده نداره

39:30.722 --> 39:32.851
‫بهمون حمله شده.
همین حالا نیروی کمکی می‌خوایم

39:32.851 --> 39:33.931
‫فلایت مُرده

39:33.931 --> 39:37.321
‫لوئیزا بدجوری زخمی شده و خدا می‌دونه
‫چه بلایی سر بقیه اومده

39:38.941 --> 39:40.061
‫صدام رو می‌شنوی؟

39:41.861 --> 39:42.901
‫جکسون، گوشی دستتـه...

39:45.071 --> 39:46.821
‫فرانک هارکنس. زنگ بزن منصرفش کن

39:47.531 --> 39:48.611
‫من...

39:48.611 --> 39:49.781
‫زنگ بزن منصرفش کن

39:50.411 --> 39:52.241
‫تا ببینم چی‌کار می‌تونم برات بکنم

40:11.891 --> 40:13.301
‫داره زنگ می‌خوره

40:17.641 --> 40:19.231
‫کیه؟

40:19.231 --> 40:20.731
‫دست نگه دار

40:20.731 --> 40:23.021
‫خب؟ مأموریت لغو شد

40:25.771 --> 40:27.111
‫صدام رو می‌شنوی؟

40:28.191 --> 40:31.151
‫باید دست نگه داری.
‫مأموریت لغو شده

40:33.781 --> 40:35.621
‫صدام رو می‌شنوی؟ گفتم مأموریت...

40:48.881 --> 40:51.591
‫خیلی خب. عالیـه.
‫باشه، ممنون

40:53.341 --> 40:55.221
‫تموم شد. تموم شد. خب؟

40:58.271 --> 40:59.851
‫خیلی خب...

40:59.851 --> 41:01.441
‫هی، گفتی بهم کمک می‌کنی

41:04.151 --> 41:05.801
‫دروغ گفتم

41:13.611 --> 41:14.741
‫بیا بیرون

41:41.061 --> 41:43.181
‫- لمب
‫- بله، دایانا

41:43.191 --> 41:45.061
‫ویلای تعطیلاتت توی سافک

41:45.601 --> 41:46.691
‫چی شده؟

41:46.691 --> 41:48.901
‫کمک بفرست. همین حالا

41:54.861 --> 41:56.571
‫یه لحظه وایسید. خب؟
‫میشه فقط...

41:56.571 --> 41:58.281
‫- تکون بخور
‫- میشه لطفاً...

44:00.241 --> 44:01.281
‫می‌خوری؟

44:11.541 --> 44:12.631
‫بقیه کجان؟

44:13.341 --> 44:15.841
‫دوستات؟ دم ساحلـن

44:17.421 --> 44:19.091
‫البته نه همه‌شون

44:21.931 --> 44:23.011
‫ریس؟

44:23.011 --> 44:25.311
هدف هنوز سر جاشـه

44:26.641 --> 44:28.931
‫ماهیتِ کار عوض شد

44:29.891 --> 44:31.271
‫ماهیت همه‌چیز عوض شد

44:40.861 --> 44:42.161
‫مطمئنی نمی‌خوری؟

44:52.881 --> 44:54.171
‫باشه، سگ خورد. چرا که نه؟

45:22.241 --> 45:24.351
‫واسه چی اومدی مراسم ختم؟

45:27.741 --> 45:31.371
‫واسه مراسم ختم نیومدم.
‫واسه شناسایی اومدم

45:31.371 --> 45:33.711
‫مراسم ختم هم اتفاقی داشت اونجا برگزار می‌شد

45:35.381 --> 45:36.381
‫هم‌زمان شد

45:39.211 --> 45:41.671
‫راستش، باید این توهم رو بذاری کنار که

45:41.671 --> 45:44.681
‫من کمر به نابود کردن زندگی تو بستم

45:44.681 --> 45:45.761
‫توهم؟

45:45.761 --> 45:49.181
‫«مامان و بابات به گات میدن».
‫مگه قول همین رو نداده بودیم؟

45:49.891 --> 45:53.811
‫ولی خب ریور، بعضی وقتا
‫بابایی وقت این کارها رو نداره

45:56.971 --> 45:59.631
‫خب، اگه این‌قدر برات بی‌اهمیتـم
‫پس چرا زدی زنه رو کشتی؟

46:06.451 --> 46:10.791
‫طرف رو با تفنگ کشتم،
‫نه اونی که...

46:10.791 --> 46:12.651
‫نمی‌دونم چه کسشریـه

46:12.651 --> 46:14.711
‫آباژوره

46:14.711 --> 46:16.381
‫درستـه. آباژور

46:17.711 --> 46:20.801
‫وقتی توی پارک استخدام شدی،
‫اصلاً انتظار همچین چیزی نداشتی، نه؟

46:20.801 --> 46:24.261
‫آره، آخه یادم رفته بود که تو
‫الان توی کارت خیلی موفقی، نه؟

46:24.261 --> 46:29.751
‫نه بابا. من که با قبلم هیچ فرقی نکردم.
‫فقط این کارهامـن که کوچیک‌تر شدن

46:49.451 --> 46:52.491
‫خب، اگه حرف دیگه‌ای هست که توی دلت مونده

46:52.491 --> 46:55.051
‫به‌گمونم الان وقتشه خودت رو خالی کنی

47:00.791 --> 47:03.031
‫نمی‌شد یه بابای عادی می‌شدی؟

47:05.171 --> 47:06.801
‫بابای خاصی مدنظرت بود؟

47:07.971 --> 47:09.521
‫مثلاً...

47:09.521 --> 47:12.551
‫راننده‌ی قطار یا پست‌چی؟

47:13.141 --> 47:14.141
‫هر چیزی

47:15.181 --> 47:16.441
‫واقعاً هر چیزی

47:18.731 --> 47:20.731
‫جز یه قاتل قراردادی

47:23.501 --> 47:25.551
‫راستش، یه روز باید یه نگاه درست و حسابی

47:25.551 --> 47:27.571
‫به کارهایی که پدربزرگت کرده بندازی

47:27.571 --> 47:30.811
‫خیلی سریع حساب کار دستت میاد

47:32.081 --> 47:33.241
‫البته نمی‌دونم

47:33.241 --> 47:36.751
‫شاید هم اون حرومزاده‌ی پیر
‫بعضی چیزها رو درست فهمیده بود

47:46.721 --> 47:47.721
‫من دیگه باید برم

48:11.531 --> 48:12.821
‫از اون طرف رفت!

48:40.771 --> 48:42.501
‫خانم تورنر...

48:42.501 --> 48:45.071
‫وزیر کشور آماده‌ن تا شما رو ببینن

48:46.941 --> 48:49.191
‫می‌دونی که این اتهام چقدر سنگینـه دیگه؟

48:49.191 --> 48:50.201
‫بله

48:52.161 --> 48:54.281
‫خیانت به کشور توسط شخصی که

48:54.281 --> 48:57.551
‫یکی از بالاترین مناصب این کشور رو
‫در اختیار داشته

48:58.001 --> 48:59.251
‫بله

49:01.081 --> 49:02.081
‫خب...

49:03.581 --> 49:06.541
‫پیتر جاد همیشه مثل یه وزغ سمی می‌موند

49:07.421 --> 49:10.281
‫ولی خب باید بگم که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫همچین کاری ازش بر بیاد

49:11.091 --> 49:14.891
‫به‌نظرم خیانتش به کشور،
صرفاً پیامدِ فرعی ماجرا بود، نه هدف اصلی

49:14.891 --> 49:17.601
‫اون فقط پاچه‌خواری آدم‌‌هایی رو می‌کرد که

49:17.601 --> 49:19.971
‫فکر می‌کرد می‌تونن به جایگاهش
برش گردونن

49:20.291 --> 49:21.941
‫به وزارت کشور؟

49:21.941 --> 49:24.351
‫نه، به‌گمونم چشمش فقط...

49:24.351 --> 49:26.521
‫دنبال رسیدن به شغل قبلیش نبود

49:27.731 --> 49:29.111
‫دیمین کنتور الان کجاست؟

49:29.781 --> 49:32.071
‫فکر می‌کنیم روسیه.
‫اما مطمئن نیستیم

49:32.781 --> 49:35.361
‫دایانا، باید بگم که برای
خنثی کردن این تهدید

49:35.371 --> 49:42.701
‫ترکیب عجیبی از استراتژی درخشان و
‫قضاوت افتضاح از خودت نشون دادی

49:43.291 --> 49:47.501
‫راستش امیدوار بودم اولی باعث بشه که
‫دومی به چشم نیاد

49:48.251 --> 49:50.341
‫وقتی فهمیدی پولی که گرفته بودی

49:50.341 --> 49:52.011
‫در واقع پول روسیه بوده...

49:52.551 --> 49:53.881
‫تصمیم گرفتی به هیچ‌کس نگی

49:54.721 --> 49:56.021
‫حتی من

49:56.021 --> 49:57.071
‫چرا؟

49:59.811 --> 50:01.561
‫خب، راستش رو بخوام بگم، اولیور

50:01.561 --> 50:05.901
‫نگران بودم که دخالت تو باعث شه که
‫جاد زودتر خبردار شه

50:07.561 --> 50:08.771
‫شما هم‌کلاسی هم بودید و

50:08.771 --> 50:11.741
‫واقعاً نمی‌تونستم مطمئن باشم که
‫رابطه‌تون چقدر صمیمیـه

50:12.321 --> 50:14.531
‫- وزیر کشور...
‫- من افرادی رو آماده کردم که...

50:14.531 --> 50:18.081
‫آماده‌ن برن سراغ جاد.
‫اجازه دارم این عملیات رو شروع کنم؟

50:26.501 --> 50:27.921
‫ممنونم، جناب وزیر

50:28.961 --> 50:30.301
‫مچکرم

50:47.061 --> 50:49.521
‫رادی... اون رو نگیر سمت من

50:50.771 --> 50:51.781
‫آماده‌ای؟

50:52.731 --> 50:53.741
‫آره

51:12.631 --> 51:13.631
‫وقتشـه

51:21.391 --> 51:22.971
‫باشه. دارم میام، کاترین

51:22.971 --> 51:23.971
‫همین حالا

51:27.521 --> 51:28.521
‫داریم میریم

52:07.521 --> 52:09.021
‫مویرا معذرت‌خواهی کرد

52:09.021 --> 52:12.231
‫مشغول اینـه که مطمئن شه که
‫ماه بعد حقوق می‌گیریم

52:13.361 --> 52:14.361
‫آره

52:15.941 --> 52:16.941
‫چی دستتـه؟

52:17.611 --> 52:19.031
‫از سرداب بابابزرگم آوردم

52:20.821 --> 52:22.201
‫بده یه نگاه بندازم

52:23.371 --> 52:24.661
‫به‌نظرم چیز خوبی هم هست

52:27.001 --> 52:28.331
‫اوه، آره. عالیـه

52:39.261 --> 52:41.091
‫- یه‌وقت واسه کمک عجله نکنید
‫- آره. ببخشید

52:41.091 --> 52:42.431
‫چیزیم نیست

52:45.061 --> 52:46.641
‫- این‌‌طوری خوبـه؟
‫- آره

52:48.931 --> 52:51.061
‫راستی من برنمی‌گردم‌ها

52:51.061 --> 52:52.561
‫کاترین دعوتم کرد که بیام

52:54.651 --> 52:56.531
‫هتل کالیفرنیا که نیست

53:08.171 --> 53:09.771
...برای همه‌ی مأمورهایی که

53:11.291 --> 53:13.581
‫توی میدون نبرد کشته شدن

53:17.091 --> 53:18.341
‫نه. برای خودت بریز

53:29.771 --> 53:30.771
‫برای کو

53:50.751 --> 53:51.751
‫چیه؟

53:53.711 --> 53:55.631
‫من سابقه‌م از شما خیلی بیشتره

54:21.941 --> 54:23.531
‫عجب مالتی آوردی

54:42.511 --> 54:44.171
‫ریور. ریور

54:44.681 --> 54:49.601
‫ببخشید. یه پیغام از طرف همسایه‌‌ی
پدربزرگت دارم

54:49.601 --> 54:51.971
‫شماره تلفنش رو بهم داد.
‫همین‌جا بودش‌ها

54:52.681 --> 54:56.481
‫انگار می‌گفت یکی از لامپ‌های خونه
‫یه چند روزی هست که روشن مونده

54:56.481 --> 54:58.481
‫فکر کنم ترسیده که یه ولگرد رفته تو خونه

54:58.481 --> 54:59.861
‫وایسا. همین‌جا بود

55:03.151 --> 55:06.071
‫ببخشید. یه لحظه وایسا.
‫صبر کن. صبر کن

55:06.071 --> 55:07.201
‫همین‌جا بودش‌ها

55:09.621 --> 55:10.701
‫پس کجاس؟

55:14.517 --> 55:21.517
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

55:21.541 --> 55:28.541
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

55:28.565 --> 55:35.565
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

57:06.441 --> 57:07.441
‫چایی

58:51.296 --> 58:53.530
« فصل بعد »

58:54.631 --> 58:57.431
‫چیزی شنیدی؟ درمورد ریور؟

58:57.431 --> 58:59.851
‫آره، جالبیش همین‌جاس که برام
‫کارت پستال فرستادن

58:59.851 --> 59:04.561
‫«هوای اون دنیا محشره. غروب‌هاش جون میدن
‫برای مُردن. با عشق و آغوش»

59:04.561 --> 59:09.401
‫رئیس گ‌ئو، وسیلی رسنیکوف
‫سرزده اومده توی خاک بریتانیا

59:10.611 --> 59:14.191
‫اون مرد یه گروه آدم‌کش فرستاد تا
‫چهارتا از مأمورهای من رو بکشن

59:14.191 --> 59:16.551
‫خنده‌داره که وقتی می‌میرن،
‫میشن مأمورهای تو

59:17.241 --> 59:18.971
‫دلم رو شکوندی

59:19.531 --> 59:22.121
‫دنبال تو اومدن واقعاً خایه می‌خواد

59:22.121 --> 59:25.541
‫جفت‌ پاهای اسپاروی جاکش نیم‌وجبی رو
قلم می‌کنم

59:25.541 --> 59:27.921
‫می‌بینم که برگشتی به میدون جنگ، دایانا

59:27.921 --> 59:30.461
‫یه مدت دیگه مجبور نیستم تحملت کنم

59:30.461 --> 59:31.841
‫گاییدمت!

59:31.841 --> 59:33.961
‫میری بازپروری

59:35.621 --> 59:37.571
‫این رسنیکوف چند وقته وارد کشور شده که

59:37.571 --> 59:39.471
‫معلوم هم نیست چه غلطی داره می‌کنه؟

59:39.471 --> 59:43.061
‫یه خبراییـه. با تخمام حسش می‌کنم

59:43.061 --> 59:46.101
‫ممکنه تعداد کشته‌ها به هزاران نفر برسه

59:46.101 --> 59:47.771
‫یا خدا

59:48.331 --> 59:50.071
‫سیگار کشیدن تو این هتل ممنوعـه

59:50.071 --> 59:52.771
‫به‌گمونم دیگه آب از سرش گذشته

59:52.771 --> 59:57.071
‫اومدم اینجا تا بتونم خشمم رو کنترل کنم

01:00:01.581 --> 01:00:04.831
‫تو یه جاسوسی.
‫خودت می‌دونی. من هم می‌دونم

01:00:05.411 --> 01:00:08.921
‫تسویه‌حسابیـه که باید خیلی وقت پیش
‫انجام می‌شد

01:00:16.221 --> 01:00:17.631
‫رو لباست سس ریخته

01:00:17.631 --> 01:00:19.471
‫آره، می‌ذارم که بعد بخورمش

01:00:19.471 --> 01:00:21.801
‫با بقیه‌ی غذاهایی که ریخته روی شلوارت؟

01:00:21.801 --> 01:00:22.801
‫سیکتیر
