WEBVTT

00:06.080 --> 00:13.080
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:13.104 --> 00:20.104
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:20.128 --> 00:27.128
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:31.461 --> 00:32.461
‫لعنتی

00:33.511 --> 00:34.511
‫لعنتی

00:35.011 --> 00:36.931
‫وایسا! وایسا! وایسا!

00:38.051 --> 00:39.641
‫وایسا! وایسا! وایسا!

00:40.681 --> 00:42.431
‫ام‌آی۵. ماشینت رو می‌خوام

00:42.431 --> 00:43.931
‫- نه، نمیشه، شرمنده
‫- پسش میدم

00:43.931 --> 00:45.141
‫در رو باز کن، یالا

00:45.731 --> 00:48.271
‫بیا بیرون. یالا

00:48.271 --> 00:50.521
‫- تا کِی می‌خوایش؟
‫- از ماشین پیاده شو دیگه. یالا

00:50.521 --> 00:53.571
‫خب خیلی کار راحتی نیست.
‫ماشینم رو لازم دارم

00:53.571 --> 00:55.111
‫ببخشید! کِی ماشینم رو پس...

00:55.611 --> 00:57.701
‫وای خدا... وای خدا، مانتی!

01:14.631 --> 01:16.321
‫خب...

01:16.321 --> 01:18.721
‫چطوری انجامش بدیم؟

01:18.721 --> 01:22.951
‫خب، می‌تونیم حال و هوای جشن بهش بدیم.
‫از درخت آویزونت کنیم، شاید هم...

01:22.951 --> 01:24.471
‫آتیشت بزنیم

01:24.471 --> 01:27.051
‫یه مرگ خیلی زیبا

01:28.351 --> 01:29.651
‫یا این که...

01:30.691 --> 01:31.691
‫می‌تونیم فقط...

01:33.441 --> 01:35.301
‫همین‌جا توی ماشین کارش رو یه‌سره کنیم

01:38.451 --> 01:40.621
‫که کثیف‌کاری بیشتری داره...

01:42.331 --> 01:45.541
‫اما اگه خودت دلت بخواد،
‫می‌تونیم همین کار رو بکنیم

01:46.331 --> 01:48.121
‫خیابون بعدی رو بپیچ چپ

01:57.801 --> 01:59.511
‫یه دریاچه جلوترمونـه

02:01.761 --> 02:04.921
‫یه «ناحیه زیبای طبیعی برجسته»

02:07.311 --> 02:09.701
‫از اون اصطلاحاتیه که خودشون میگن

02:11.061 --> 02:12.481
‫لباس شنام رو نیاوردم

02:13.451 --> 02:15.231
‫شما انگلیسی‌ها خیلی اُمُلید

02:15.231 --> 02:16.871
‫لخت شنا می‌کنیم

02:17.571 --> 02:18.821
‫چرا که نه؟

05:09.581 --> 05:12.411
‫- شماها چه مرگ‌تونـه؟
‫- لمب، فقط گوش بده... خب؟

05:12.411 --> 05:14.581
‫- چند دفعه باید...
‫- آدم‌کش‌ها روسـن

05:14.581 --> 05:18.581
‫دارن انتقام یه ترور توی کازان رو می‌گیرن

05:18.581 --> 05:21.211
‫سید بیکر رو بردن و...

05:21.211 --> 05:22.711
‫سید بیکر؟

05:22.711 --> 05:24.961
‫آخرین باری که پیش تو بود، مُرد، مگه نه؟

05:24.971 --> 05:27.381
‫آره، فکر می‌کنن ترور کار اون بوده

05:27.381 --> 05:28.891
‫واسه چی؟

05:28.891 --> 05:29.971
‫کارت‌رایت؟

09:33.647 --> 09:35.521
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت پنجم »

09:40.891 --> 09:45.311
‫خانم، بهشون گفتیم سرتون شلوغـه،
اما ‫گوش نکردن

09:45.311 --> 09:47.271
‫ولم کن تو رو خدا

09:48.521 --> 09:49.521
‫سرم شلوغـه

09:50.361 --> 09:51.441
‫چی از جونم می‌خوای؟

10:00.071 --> 10:03.951
‫این چیه؟
‫یه تشکر کوچیک بابت مصاحبه؟

10:04.701 --> 10:06.541
‫کنتور چه آتویی ازت داره؟

10:06.541 --> 10:07.791
‫هیچ آتویی ازم نداره

10:07.791 --> 10:11.211
‫خب، عین یه دختر بیکینی‌پوش
‫توی باتلینز چرخوندت

10:11.211 --> 10:13.381
‫خب چی ازش گرفتی؟ پول؟

10:13.691 --> 10:16.171
‫پول کازان رو همین‌طوری جور کردی؟

10:16.171 --> 10:18.671
‫چون هیشکی نمیره سفر خارجی تا
‫کسی رو ترور کنه

10:18.681 --> 10:20.761
‫مخصوصاً وقتی مقصدت روسیه باشه

10:20.761 --> 10:23.721
‫تازه، جیبت هم باید پر از پول باشه

10:23.721 --> 10:29.471
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که سازمان در حال حاضر
‫پول اضافه‌ای برای سفرهای تفریحی نداره

10:29.471 --> 10:31.521
‫کنتور ‌خواست توی امنیت ملی
‫سرمایه‌گذاری کنه

10:31.521 --> 10:34.301
‫اون هم زمانی که ما دنبال سرمایه‌گذار بودیم

10:34.901 --> 10:37.321
‫خیالت جمع باشه که اون من رو نخریده

10:37.321 --> 10:38.881
‫بهم اعتماد کن، دایانا

10:39.321 --> 10:40.861
‫اگه از اون پول گرفتی

10:41.701 --> 10:43.951
‫از سر تا پات مال اونـه

10:43.951 --> 10:46.121
‫دیگه ازت خواسته چی‌کار کنی؟

10:47.271 --> 10:49.521
‫خدایا، عجب مزخرفیـه

10:50.371 --> 10:52.461
‫اون اهل رسانه‌ست.
‫از پسش بر میام

10:52.461 --> 10:53.671
‫چیزی نیست بابا

10:53.671 --> 10:58.821
‫امیدوارم حق با تو باشه چون کنتور بوده که
‫هارکنس رو استخدام کرده

10:59.761 --> 11:01.221
‫آدم از این کارها نمی‌کنه

11:01.221 --> 11:03.971
‫مگه این که فکرای خیلی خیلی شومی
‫توی سرش باشه

11:04.921 --> 11:06.541
‫اوضاع تحت کنترلـه

11:07.311 --> 11:09.141
‫تو این یه مورد بهم اعتماد کن، جکسون

11:09.141 --> 11:11.391
‫وقتی جمله‌ی «بهم اعتماد کن» رو می‌شنوم

11:12.271 --> 11:14.651
‫احساس می‌کنم یکی داره می‌شاشه توی کفشم

11:14.651 --> 11:17.481
‫اما تو قبلاً یه بار شاشیدی توی کفشم، مگه نه؟

11:17.481 --> 11:21.281
‫می‌دونی اگه من رئیس اطلاعات روسیه بودم و
‫دنبال یه آدم‌کش غیررسمی می‌گشتم که

11:21.281 --> 11:25.201
‫یکی از مأمورهام رو کشته بود،
‫اولین کاری که می‌کردم چی بود؟

11:25.201 --> 11:29.021
‫دنبال این می‌گشتم که ببینم کی این اواخر
‫اسمش از سوابق پاک شده

11:29.831 --> 11:34.831
‫پس وقتی واسه رد‌گم‌کنی، تموم پرونده‌هایی که
‫اسم سید بیکر توش بوده رو پاک کردی،

11:34.841 --> 11:38.001
‫عملاً یه دایره‌ی بزرگ دور افراد من کشیدی و
‫با این کار

11:38.011 --> 11:39.841
‫اونا رو یه تیم فوق‌ حرفه‌ای جلوه دادی

11:39.841 --> 11:43.051
‫پرونده‌ی سید بیکر خیلی وقت پیش پاک شده

11:43.051 --> 11:46.001
‫ولی اسمش هنوز توی لایه‌های
عمیق داده‌ها بود، مگه نه؟

11:46.601 --> 11:49.221
‫وگرنه مجبور نمی‌شدی
از اول همه‌چیز رو پاک کنی

11:49.221 --> 11:51.521
‫کار گ‌ئو به کجا رسیده؟

11:52.141 --> 11:54.561
‫روح بریا داره توی قبرش می‌لرزه

11:55.401 --> 11:58.611
‫همون‌طور که گفتم،
‫ اوضاع تحت کنترلمـه

11:58.611 --> 12:00.781
‫خب، اگه الان اوضاع تحت کنترلتـه، دایانا

12:00.781 --> 12:02.871
‫اصلاً نمی‌خوام تحت کنترل بودنت رو ببینم

12:02.871 --> 12:06.061
‫- کجا داری میری؟
‫- تا ببینم کنتور چه ارتباطی با روس‌ها داره

12:07.491 --> 12:10.391
‫سعی کن این مدت که نیستم،
‫تصمیم بد دیگه‌ای نگیری

12:18.421 --> 12:21.071
‫نگفتی مراسم ختم کی بود

12:22.841 --> 12:23.931
‫- نگفتم؟
‫- نه

12:27.761 --> 12:28.891
‫پدربزرگم

12:30.101 --> 12:31.271
‫- ریور
‫- آره

12:31.891 --> 12:32.981
‫تسلیت میگم

12:32.981 --> 12:34.191
‫خب...

12:34.191 --> 12:35.521
‫چرا نگفتی؟

12:37.191 --> 12:39.611
‫خب، چون یکم حواس‌مون پرت شده بود

12:44.661 --> 12:45.661
‫آره، من فقط...

12:48.411 --> 12:51.351
‫خدایا، از وقتی این ماجراها شروع شده
‫اصلاً بهش فکر نکردم

12:53.871 --> 12:55.211
لابد ‫اتفاق خوبی بوده

12:56.541 --> 12:58.541
‫باید بیشتر از این اتفاقات بیفته

12:59.921 --> 13:01.341
‫نه... چیزی نبود

13:02.051 --> 13:03.051
‫خب...

13:04.931 --> 13:06.391
‫اون اواخر...

13:07.511 --> 13:09.431
‫خیلی به‌هوش نبود...

13:10.471 --> 13:11.471
‫تسلیت میگم

13:14.431 --> 13:15.941
‫گلوله‌م دیگه باهام حرف نمی‌زنه

13:18.271 --> 13:22.821
‫وقتی سرم رو کرد زیر آب،
‫یکم حباب زد و بعدش...

13:22.821 --> 13:24.151
‫بعد وایساد

13:25.031 --> 13:26.491
‫به‌گمونم پوآرو رو غرق کرد

13:26.491 --> 13:28.031
‫خب،‌ خبر خوبیـه

13:32.491 --> 13:35.241
‫من متخصص نیستم اما...

13:35.241 --> 13:38.251
‫شاید ضربه‌های روحی همین‌طوری باشن

13:38.751 --> 13:42.211
‫مثلاً یکی‌شون اثر اون یکی رو از بین می‌بره

13:42.211 --> 13:43.881
‫- درستـه. تو متخصص نیستی
‫- آره

13:43.881 --> 13:46.621
‫یه‌جوری گفتی انگار هفت سال توی
‫دانشکده پزشکی بودی

13:46.621 --> 13:48.571
‫خفه شو

13:52.931 --> 13:55.251
‫در ضمن... ممنونم

13:57.601 --> 13:59.041
‫یا تو باید می‌مُردی، یا اون، سید

14:00.691 --> 14:01.691
‫آره

14:07.031 --> 14:09.621
‫و واقعاً ترجیح میدم که دیگه تو نباشی

14:15.001 --> 14:16.821
‫مأمور بیکر پیدا شد

14:18.711 --> 14:19.831
‫کارت‌رایت هم کنارشـه

14:20.751 --> 14:22.461
‫درست سر بزنگاه رسیدید، بروبچ

14:23.131 --> 14:24.211
‫اونجاس

14:24.211 --> 14:26.761
‫خانم، بیکر و کارت‌رایت رو پیدا کردیم

14:27.391 --> 14:29.681
‫خودشون کار مأمور روسی رو یه‌سره کردن

14:30.181 --> 14:32.951
‫هر وقت به مقصدشون رسیدن، خبرم کن

14:48.531 --> 14:49.821
‫وسیلی، دایانائم

14:50.911 --> 14:53.561
‫متأسفانه اتفاقات جدیدی رخ داده

15:00.751 --> 15:01.751
‫بله؟

15:02.251 --> 15:03.291
‫صبح به‌خیر

15:06.881 --> 15:10.011
‫خب، به‌طرز دلگرم‌کننده‌ای،
‫همه‌چی اینجا گرون به‌نظر می‌رسه

15:10.011 --> 15:11.431
‫چی‌کار داری، پیتر؟

15:11.431 --> 15:12.641
‫دایانا تورنر...

15:12.641 --> 15:16.511
‫اگه مخبرهام درست متوجه شده باشن،
‫انگار تو بد مخمصه‌ای گیر کرده

15:16.521 --> 15:18.931
‫راستش وقتی مصاحبه رو دیدم
‫خودم هم یکم ترسیدم

15:18.931 --> 15:20.941
‫دقیقاً چیزی نبود که ازت انتظار داشتم

15:20.941 --> 15:22.691
‫اون‌وقت باعث شد بترسی و پا پس بکشی؟

15:22.691 --> 15:23.731
‫اتفاقاً برعکس

15:24.231 --> 15:30.241
‫اومدم بهت اطمینان بدم که اگه دامنه‌ی
‫ تحقیقاتت درمورد دایانا گسترده‌تر بشه،

15:30.241 --> 15:32.821
‫حمایت و همکاری من
‫به قوه‌ی خودش باقی می‌مونه

15:32.821 --> 15:35.911
‫حدس می‌زنم اگه کسی بیاد و سراغ بگیره،
ترجیح بدی که

15:35.911 --> 15:38.101
‫سخاوتمندیت بی‌سروصدا بمونه، نه؟

15:39.621 --> 15:41.591
‫حاضری بگی که پول تو بوده؟

15:42.451 --> 15:44.591
‫مگه این کارها، دردسر مالی نداشت، پیتر؟

15:44.591 --> 15:47.901
‫دست‌کاری حساب و کتاب‌ها که
‫هنر آبا و اجدادی‌مونـه

15:48.171 --> 15:52.761
‫اون‌وقت در ازای همکاری و حمایتت
چی می‌خوای؟

15:53.431 --> 15:55.601
‫خیلی وقته که از بازی بیرونم

15:55.601 --> 15:57.971
‫می‌خوام دوباره جایگاهم رو پس بگیرم

15:57.971 --> 16:02.061
‫پیتر، این‌طوری اعاده‌ی حیثیتت
دیگه زیادی باشکوه میشه

16:02.061 --> 16:07.901
‫اما بعید می‌دونم این کار از توان مردی که
‫صاحب یه شبکه‌ی خبریـه،‌ خارج باشه

16:11.281 --> 16:12.361
‫باید این رو جواب بدم

16:12.361 --> 16:13.861
‫صد درصد

16:13.861 --> 16:14.911
‫سیکم رو می‌زنم

16:19.701 --> 16:21.461
‫- کنتور هستم
‫- کجایی؟

16:22.621 --> 16:23.961
‫سر کار؟

16:23.961 --> 16:26.171
‫اما وقتم برای ناهار آزاده

16:26.171 --> 16:28.341
‫نه، نیست

16:28.341 --> 16:30.341
‫دعوتی به رستوران کواگلینوز

16:31.671 --> 16:33.431
‫یه سری آدم‌ها هم میان

16:34.591 --> 16:37.721
‫آدم‌هایی که منتظر ملاقات باهاشون بودی

16:37.721 --> 16:39.851
‫وایسا ببینم، چی داری میگی؟
‫یعنی خودشـه؟

16:39.851 --> 16:41.101
‫خودشـه

16:41.101 --> 16:45.021
‫جزئیات قرارداد یکم جای کار داره

16:45.691 --> 16:47.771
‫اما این پیشنهاد روی میزه

16:49.021 --> 16:51.571
‫و صد البته، به همراه آرانچینو

16:52.821 --> 16:54.151
‫خب، تبریک میگم

16:54.151 --> 16:56.661
‫زحماتت به ثمر رسید

16:56.661 --> 17:01.151
‫داری بزرگ‌ترین قرارداد توزیع رسانه‌ای توی
‫تاریخ روسیه رو به دست میاری

17:09.961 --> 17:11.671
‫- حالا کجا داریم میریم؟
‫- پارک

17:13.671 --> 17:15.261
‫از کجا می‌دونستید که اینجاییم؟

17:16.091 --> 17:18.551
‫یه شهروند عادی گزارشش رو داد

17:18.551 --> 17:20.431
‫گفت یکی ماشینش رو مصادره کرده

17:21.101 --> 17:22.311
‫با سگش

17:46.001 --> 17:47.581
‫این یارو چه مرگشـه؟

17:47.581 --> 17:49.081
‫هر پنج دقیقه یه بار می‌شاشه

17:49.081 --> 17:50.591
‫به‌نظرت پروستات داره؟

17:52.551 --> 17:53.921
‫همه پروستات دارن

17:53.921 --> 17:55.421
‫البته پروستاتی که کار نمیده

17:55.971 --> 17:57.941
‫یه چیزی رو مطمئنم.
‫دنده‌هاش شکسته

17:57.941 --> 17:59.431
‫طرز راه رفتنش رو نگاه

17:59.431 --> 18:01.641
‫به‌نظرت واسه همین به ما احتیاج داشته؟

18:01.641 --> 18:03.181
‫شاید فقط همراه می‌خواسته

18:05.431 --> 18:07.811
‫لعنتی. باید بهش می‌گفتم
‫چه کودنِ دَمَقی هستی

18:07.811 --> 18:09.576
‫- اخمای تخمیت رو باز کن، باشه؟
‫- خب من فقط...

18:09.601 --> 18:12.591
‫بچه‌هه‌ دوباره گوشیش رو روشن کرده

18:13.191 --> 18:15.401
‫توی جاده‌ی «اِی ۴۰»ـن و
دارن میرن سمت شرق

18:23.991 --> 18:25.941
‫نظرت چیه تو بشینی پشت فرمون؟

18:27.411 --> 18:28.421
‫تو بشین پشت

18:31.291 --> 18:32.671
‫باشه، می‌شینم پشت

19:13.041 --> 19:15.001
‫احتمالاً کار بچه‌خواهری، نوه‌ای کسیشـه

19:15.001 --> 19:17.551
‫خب معلومـه خیلی بی‌هنرن.
‫دارم بهش لطف می‌کنم

19:18.971 --> 19:21.131
‫اگه بخوای می‌تونی کون گشادت رو
‫تکون بدی و کمک کنی

19:21.131 --> 19:23.371
‫نه. از کار کردن تو لذت می‌برم

19:23.681 --> 19:26.021
‫- تحسین‌برانگیزه
‫- نه به‌اندازه‌ی تو

19:26.451 --> 19:27.771
‫منظورت چی بود؟

19:27.771 --> 19:28.771
‫خودت بگو

19:30.521 --> 19:31.731
‫فقط همین؟

19:31.731 --> 19:33.151
‫فقط همین‌قدر پیدا کردم

19:33.151 --> 19:34.871
‫فکر می‌کردم قرار این بود که

19:34.871 --> 19:37.531
‫تو محدوده‌ی ساختمون بمونیم

19:37.531 --> 19:40.071
‫اینجا پناهگاهـه، مویرا.
‫حبس خونگی که نیست

19:40.071 --> 19:41.991
‫بنزین ماشین رو چی‌کار کنیم؟

19:41.991 --> 19:44.031
‫امکان نداره. اگه لازم شه فرار کنیم،
‫به گا میریم

19:44.031 --> 19:45.491
‫این کیک چایی بوده؟

19:45.491 --> 19:47.451
‫اگه لازم باشه از خودمون دفاع کنیم
‫به گا میریم

19:47.451 --> 19:49.331
‫به‌گمونم کیک چایی،‌ کم‌ترین دغدغه‌مون باشه

19:49.331 --> 19:51.081
ببین، پارک کل رد ما رو پاک کرده

19:51.081 --> 19:53.831
‫اگه اوضاع خراب شه،
‫هیشکی به دادمون نمی‌رسه

19:53.831 --> 19:55.711
‫لطفاً بذارش توی لیست، شرلی

19:55.711 --> 19:57.921
‫هیچ‌کدوم‌مون خبر نداریم تا کِی
قراره اینجا باشیم

19:57.921 --> 20:00.211
‫- اگه مجبور شیم جیره‌بندی کنیم، چی؟
‫- خدایا

20:00.221 --> 20:01.671
‫بنزین‌مون که احتمالاً مجانیـه

20:01.681 --> 20:03.431
‫مثل همه‌چیز این شغل معرکه‌ت

20:03.431 --> 20:05.551
‫- اوهوم. بهش میگن قرارداد
‫- با ماشین جدید

20:05.551 --> 20:08.601
‫با یه عالمه پول نقد.
‫این‌قدر خوبه که باورنکردنیـه

20:08.601 --> 20:09.601
‫شرمنده که خوشحالم

20:09.626 --> 20:11.021
‫نباش. ‫خیلی خوشحالم که خوشحالی

20:11.021 --> 20:13.191
‫خوبـه پس. همه‌چی جوره

20:30.621 --> 20:32.371
‫- چه خونه‌ی قشنگیـه
‫- رادیـه

20:32.961 --> 20:34.921
‫باید اتاق‌خواب مسترش رو نگاه کنیم

20:37.421 --> 20:39.551
‫- چقدر بعضیا عوض شدن
‫- دلم برات تنگ شده بود

20:39.551 --> 20:41.301
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

20:52.271 --> 20:53.351
‫الو؟

20:53.351 --> 20:55.271
‫استن‌دیشی؟

20:55.271 --> 20:57.311
‫بالأخره از اون ماجرا گذشتی؟

20:57.311 --> 21:01.371
‫اگه منظورت اینه که هنوز دلم می‌خواد
‫سرت رو بذارم زیر غلتک و لهش کنم، نه

21:01.941 --> 21:03.031
‫آروم بگیر

21:03.031 --> 21:05.531
‫اون پینویی که با خودت می‌بری
‫این‌ور اون‌ور رو سر بکش

21:05.531 --> 21:06.781
‫اولاً که مارگو بود

21:06.781 --> 21:09.031
‫دوماً، همون‌طور که می‌دونی،
‫گذاشتمش پشت ماشینت

21:09.031 --> 21:10.411
‫آره

21:10.411 --> 21:11.791
‫آره، همین کار رو کردی

21:12.661 --> 21:13.751
‫کیا رسیدن؟

21:13.751 --> 21:14.961
‫هو رسیده؟

21:14.961 --> 21:16.251
‫آره، تازه رسید

21:16.251 --> 21:18.251
‫اما ریور و کو هنوز نرسیدن

21:18.251 --> 21:20.551
‫مجبور شدیم مویرا ترگورین رو هم بیاریم

21:20.551 --> 21:21.881
‫ماجراش طولانیـه

21:21.881 --> 21:23.761
‫تف توش. این واقعاً آدم رو الکل‌لازم می‌کنه

21:23.761 --> 21:27.151
‫خب، حالا که همه‌مون رو جمع کردی اینجا،
‫نقشه‌ چیه؟

21:27.151 --> 21:29.141
‫شرلی داره کوکتل مولوتف درست می‌کنه

21:29.141 --> 21:30.511
‫نقشه؟

21:30.511 --> 21:32.221
‫خب پناهگاهـه دیگه

21:32.221 --> 21:33.681
اسمش روشـه

21:34.311 --> 21:36.191
‫گوشی رو میدی هو؟

21:36.851 --> 21:38.111
‫آره. گوشی

21:38.731 --> 21:40.481
‫رادی!

21:40.481 --> 21:41.981
‫سلام. لمب باهات کار داره

21:42.901 --> 21:45.191
‫مثل بیابونی که تشنه‌ی بارونـه

21:45.201 --> 21:46.401
‫بله

21:46.411 --> 21:49.071
‫دایانا تورنر زیرخواب دیمین کنتور شده

21:49.071 --> 21:50.891
‫ببین دیگه با کیا می‌پره

21:51.791 --> 21:52.871
‫جناب وزیر...

21:52.871 --> 21:56.041
‫من قبلاً پذیرفتم که نتیجه‌ی اون مصاحبه
‫چیزی نبود که

21:56.041 --> 21:57.291
‫ انتظارش رو داشتم

21:57.291 --> 22:00.331
‫این رو هم قبول داری که صرفاً با
‫قبول شرکت توی اون مصاحبه

22:00.341 --> 22:04.461
‫قضاوت ضعیف‌تر از حدی که از
‫یه میز اول انتظار میره رو نشون دادی؟

22:04.461 --> 22:06.671
‫دیگه هم از من چنین اشتباهی رو نمی‌بینید

22:06.681 --> 22:10.011
‫با این که از بقیه،
اشتباهات بدتری هم دیده بودید

22:10.011 --> 22:12.501
‫داری سعی می‌کنی با لکه‌دار کردنِ
‫اعتبار متصدیان قبلیت

22:12.501 --> 22:14.181
‫اشتباهات خودت رو کوچیک جلوه بدی؟

22:14.181 --> 22:17.891
‫نه، من فقط دارم سؤالاتی که
‫کمیته ازم می‌پرسه رو جواب میدم

22:17.901 --> 22:18.901
‫خیلی خب

22:19.861 --> 22:22.861
‫هزینه‌ی عملیات کازان رو از کجا تأمین کردی؟

22:22.861 --> 22:26.991
‫فکر می‌کردم که اولیور رفت
‫سراغ موضوع بعدی جلسه‌مون

22:26.991 --> 22:30.911
‫کشتن یه مأمور روس توی خاک روسیه،
‫توسط نیروهای ما

22:30.911 --> 22:34.081
‫احتمالاً همون تلافی‌ایـه که توی
مصاحبه بهش اشاره شد

22:34.081 --> 22:35.921
‫آقایون، اگه بار اوله این رو می‌شنوید

22:35.921 --> 22:39.101
‫به‌خاطر اینـه که میز اول برای این عملیات
‫از هیچ مسیر رسمی‌ای

22:39.101 --> 22:40.831
‫درخواست مجوز یا نظارتی نکرده بودن

22:40.831 --> 22:42.421
‫در واقع از هیچ مسیری

22:42.421 --> 22:44.171
‫حقیقت داره، دایانا؟

22:44.171 --> 22:48.511
‫حقیقت داره که اخیراً در پاسخ به
‫حملات شیمیایی توی خاک بریتانیا

22:48.511 --> 22:50.551
‫دست به اقداماتی توی روسیه زدیم

22:51.801 --> 22:54.851
‫بدون نظارت، تحقیقات یا مجوز؟

22:54.851 --> 22:55.851
‫بله

22:56.481 --> 22:58.851
‫لابد دلایلی داره که ما
این سازوکارها رو داریم

22:59.731 --> 23:03.861
‫گاهی اوقات هم دلایلی وجود دارن که
‫نباید ازشون پیروی کرد

23:03.861 --> 23:07.611
‫چه دلیلی می‌تونه برای نادیده گرفتن الزاماتِ
‫ قانونی در تمامی سطوح وجود داشته باشه؟

23:07.611 --> 23:10.021
‫خود این کمیته، جواب این سؤالـه

23:11.371 --> 23:13.071
‫ما که سازمان کشوری نیستیم

23:13.081 --> 23:14.661
‫سازمان امنیتیم

23:15.491 --> 23:17.951
‫تا میومدم برای این کار تأییدیه بگیرم

23:17.961 --> 23:20.541
‫فرصت اقدام کاملاً از دست‌مون پریده بود

23:21.041 --> 23:23.671
‫می‌پرسید هزینه‌ش از کجا تأمین شده؟

23:23.671 --> 23:26.551
‫جوابش اینه، با اوج مشقت

23:26.551 --> 23:29.551
‫وظیفه‌ی من اینـه که با بودجه‌ی
یه جشن روستایی

23:29.551 --> 23:33.011
‫امنیت کشور رو تأمین کنم

23:33.011 --> 23:36.221
‫مثل این می‌مونه که با مداد بفرستنت به
‫عملیات تیراندازی

23:36.221 --> 23:39.481
‫تازه اون هم مدادی که تأییدیه‌ی
‫یه کمیته‌ی فرعی رو می‌خواد

23:39.481 --> 23:42.921
‫سال گذشته بودجه‌ی پارک
بیش از ۴ درصد افزایش داشته

23:43.311 --> 23:46.861
‫و با توجه به این که هزینه‌‌های عملیاتی
‫دو برابر اون مقدار زیاد شدن،

23:46.861 --> 23:48.361
‫همچنان کسری داریم

23:49.991 --> 23:51.741
‫من خودم کاهش بودجه‌تون رو جبران کردم

23:51.741 --> 23:53.781
‫یکم از این‌ور، یکم از اون‌ور

23:53.781 --> 23:57.661
‫اما نباید از من بپرسید که چطوری
‫هزینه‌ش رو تأمین کردم

23:57.661 --> 24:01.621
‫باید بپرسید که چطوری هزینه‌ی عملیات بعدی رو
‫تأمین می‌کنم و

24:01.621 --> 24:04.701
‫عملیات بعدش و عملیات بعد از اون

24:05.461 --> 24:10.171
‫آقایون، این چیزیـه که شب‌ها
‫خواب رو از چشمام گرفته

24:11.268 --> 24:19.268
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

24:27.321 --> 24:28.321
‫قضیه چیه؟

24:31.071 --> 24:32.861
‫آره، ما رو کجا دارید می‌برید؟

25:30.671 --> 25:32.671
‫گفتید دارید می‌بریدمون پارک

25:36.471 --> 25:37.841
‫معلومـه چه خبره؟

25:47.061 --> 25:48.521
‫اون چیه؟ واسه کیه؟

25:54.071 --> 25:55.071
‫صدام رو می‌شنوی؟

26:01.581 --> 26:03.911
‫متوجهی که ما مأمورهای فعالی هستیم دیگه؟

26:05.001 --> 26:06.421
‫تورنر خبر داره ما اینجاییم؟

26:10.171 --> 26:12.301
‫- خیلی خب. میشه...
‫- بشین

26:17.671 --> 26:18.991
‫همین‌جا بمونید

26:44.241 --> 26:46.251
‫پس سیگنال تا همین‌جا رسوندمون؟

26:50.291 --> 26:52.091
‫حالا چی میشه؟

26:53.521 --> 26:55.951
‫تازه ارزش پولی که می‌گیرید رو نشون میدید

26:59.681 --> 27:01.511
‫اما مثل سوزن تو انبار کاه می‌مونه، نه؟

27:02.431 --> 27:05.121
‫بلدی پیداش کنی؟

27:05.851 --> 27:07.251
‫باید کل انبار رو آتیش بزنی

27:08.771 --> 27:09.771
‫درستـه

27:18.871 --> 27:22.201
‫هی، به‌نظرت تورنر چقدر برای
‫یه جفت دستگیره‌ی در پول داده؟

27:22.201 --> 27:23.531
‫۴۰ پوند؟

27:24.541 --> 27:26.041
‫- ۶۰؟
‫- بیشتر

27:26.041 --> 27:27.661
‫- ۲۰۰؟
‫- به وسایلش دست نزن

27:28.201 --> 27:29.907
‫۵۱۲ پوند به‌علاوه‌‌ی مالیات بر ارزش افزوده

27:29.932 --> 27:33.591
‫برای یه جفت دستگیره‌ی در شیشه‌ای قدیمی
با طرح گل حک شده

27:33.591 --> 27:35.381
‫- این نصف اجاره‌خونه‌ی منـه
‫- آره

27:35.381 --> 27:38.091
‫- میشه بس کنی؟
‫- اصلاً با لپتاپش چی‌کار داری می‌کنی؟

27:38.091 --> 27:43.221
‫اگه باید بدونی که لازم هم نیست بدونی،
‫لمب خواسته حرکات کنتور رو زیرنظر بگیرم

27:43.221 --> 27:45.051
‫حالا تو چرا ناراحت شدی؟

27:45.061 --> 27:46.931
‫تورنر که خودت رو هم دک کرد

27:46.931 --> 27:49.391
تو می‌خوای چی‌کار کنی؟

27:49.391 --> 27:51.941
‫- برو سر کار این دختره. زندگیت عوض میشه
‫- آره

27:51.941 --> 27:54.151
‫همیشه ور رفتن شما دو نفر با
‫همدیگه رو تصور می‌کردم

27:54.151 --> 27:55.521
‫جدی؟

27:55.521 --> 27:57.611
‫تا حالا شده اصلاً با زنی سکس کنی؟

27:57.611 --> 27:59.361
‫یا توی زندگی واقعیت، رابطه داشته باشی؟

27:59.361 --> 28:01.221
‫چون وضعیتت اسفناکـه

28:15.751 --> 28:17.171
‫تو شبیه جاسوس‌ها نیستی

28:17.741 --> 28:21.591
‫من؟ خب اگه شبیه جاسوس‌ها بودم که
‫جاسوس خوبی نمی‌شدم، نه؟

28:21.591 --> 28:24.521
‫اگه جاسوس خوبی بودی،
‫توی خانه‌ی لجن‌زار کار نمی‌کردی

28:25.181 --> 28:26.311
‫پس چی هستی؟

28:27.891 --> 28:29.141
‫سؤال خیلی خوبی پرسیدی

28:29.141 --> 28:30.941
‫زمانی که ما کارمون رو شروع کردیم...

28:30.941 --> 28:33.231
‫بیشتر زن‌ها خدمه‌ی پشتیبانی بودن

28:33.231 --> 28:36.371
‫آره، همیشه هم پشتیبان آدم‌‌های درستی نبودیم

28:39.531 --> 28:41.691
‫بهت تسلیت میگم

28:42.781 --> 28:43.781
‫آدم مزخرفی بود

28:44.871 --> 28:46.451
‫خیلی‌هاشون این‌طوریـن

28:47.371 --> 28:48.911
‫دیگه هم نمی‌تونه عوض بشه

28:48.911 --> 28:51.601
‫هر چی که بوده، از الان به بعد هم
‫همون می‌مونه

29:00.461 --> 29:02.761
‫بعضی‌وقتا حرف زدن درمورد این چیزها، مفیده

29:02.761 --> 29:03.761
‫نه

29:05.841 --> 29:07.011
‫نه، تقصیر تو نیست

29:12.481 --> 29:14.601
‫- وستوارد هو هستم
‫- سیکتیر

29:15.391 --> 29:18.271
‫خیلی خب. تقویم کنتور رو چک کردم

29:18.271 --> 29:21.441
‫هفته‌‌ای دو بار میره بوکس،
‫هفته‌ای یه بار یوگا

29:21.441 --> 29:26.361
‫با یه‌جور برنامه‌ی شراب‌شناسی و
‫تئاتر و کلی رستوران اعیونی

29:26.371 --> 29:30.291
‫حدوداً ماهی دو بار هم میره
‫یه کلاس رقص باله واسه بچه‌ها توی همپستید

29:31.041 --> 29:32.041
‫که امروزه

29:32.621 --> 29:34.431
‫- بچه داره؟
‫- نه

29:35.921 --> 29:37.331
‫خب، اگه بچه‌باز نباشه

29:37.331 --> 29:39.751
‫توی کلاس رقص باله‌ی‌ بچگونه چه غلطی می‌کنه؟

29:53.431 --> 29:54.641
‫چرا تو؟

29:55.941 --> 29:57.231
‫- چی؟
‫- چرا...

29:58.771 --> 30:00.611
‫چرا تو؟ چرا اسم تو؟

30:01.651 --> 30:02.981
ترور توی کازان رو میگی؟

30:02.991 --> 30:06.641
‫تورنر می‌تونست هویتِ
‫هر مأمور مُرده‌ی دیگه‌ای‌ رو برداره

30:07.281 --> 30:10.371
‫اما مأموری رو انتخاب کرد که
‫مرگش ساختگی بوده

30:18.831 --> 30:20.001
‫شاید من...

30:21.461 --> 30:22.881
نقشه‌ی ثانویه‌شـم

30:25.631 --> 30:26.681
‫مهره‌ی سوخته‌م

30:35.351 --> 30:36.891
‫باید با تورنر حرف بزنیم

30:39.621 --> 30:41.321
‫خیلی خب، اصلاً می‌دونید چیه، کله‌کیریا؟

30:41.321 --> 30:42.771
‫ما هنوز مأمورهای فعالی هستیم

30:42.771 --> 30:44.441
‫- بتمرگ سر جات!
‫- ما یه مأموریت حیاتی...

30:44.441 --> 30:46.321
‫باشه، باشه، باشه.
‫معذرت می‌خوام

30:46.321 --> 30:50.531
‫ببینید، اصلاً روح‌تون خبر داره که از
‫وقتی پیدامون کردید، چه اتفاقاتی افتاده؟

30:50.531 --> 30:51.661
‫اصلاً خبر دارید؟

30:51.661 --> 30:53.031
‫چون گوش کنید چی میگم

30:53.041 --> 30:56.451
‫اگه حتی یه سر سوزن راجع به کاری که
‫ازتون خواستن، شک دارید

30:56.461 --> 30:58.921
‫باید وصلم کنید به پارک

31:00.001 --> 31:01.341
‫وگرنه...

31:02.501 --> 31:04.921
‫وقتی گند ماجرا در بیاد و
‫این قضیه تموم بشه

31:04.921 --> 31:06.131
‫شخصاً تضمین میدم که

31:06.131 --> 31:09.131
‫تو کم‌تر از یه ماه،
منتقل‌تون کنن به خانه‌ی لجن‌زار

31:11.391 --> 31:13.351
‫فقط یه تماس تلفنی

31:20.351 --> 31:22.731
‫خانم، یه تماس از طرف ریور کارت‌رایت اومده

31:23.651 --> 31:24.731
‫وصلش کنم؟

31:27.951 --> 31:29.241
‫کارت‌رایت‌، چی‌کار داری؟

31:29.241 --> 31:30.701
‫خانم، سید بیکر کنارمـه

31:31.701 --> 31:34.531
‫و می‌خواد بدونه که می‌تونید
‫شخصاً امنیتش رو تضمین کنید؟

31:34.541 --> 31:35.701
‫گوشی رو بده بهش

31:39.041 --> 31:40.411
‫بیکر؟

31:40.421 --> 31:41.961
‫اینجا چه خبره، خانم؟

31:44.801 --> 31:45.801
‫ببین، سید...

31:48.051 --> 31:50.721
‫از هویت تو برای یه عملیات ترور غیررسمی
‫استفاده شده

31:51.471 --> 31:56.351
‫برای جلوگیری از بغرنج‌ شدن وضعیت،
‫قبول کردم که تحویلت بدم به گ‌ئو

31:56.931 --> 31:58.931
‫برده میشی به مسکو...

31:59.741 --> 32:03.021
‫و اونجا می‌مونی تا ما روی
‫جزئیات مبادله کار کنیم

32:04.651 --> 32:06.321
‫اون‌وقت چقدر طول می‌کشه؟

32:07.231 --> 32:08.321
‫یه چند ماه...

32:09.571 --> 32:10.701
‫نهایتاً

32:12.661 --> 32:13.661
‫خانم

32:17.411 --> 32:19.161
‫چرا به همه گفتید که من مُردم؟

32:22.211 --> 32:24.691
‫چون گفتم شاید این قضیه به درد بخوره

32:25.461 --> 32:29.511
‫نمی‌تونم مأموری که ترور رو انجام داده رو
از دست بدم

32:29.511 --> 32:32.451
‫اما می‌تونم یه چند ماهی بذارمت کنار

32:32.451 --> 32:34.541
‫« تماس‌‌گیرنده‌ی بدون شماره »

32:34.791 --> 32:37.621
‫تو این یه مورد بهم اعتماد کن، سیدونی

32:42.231 --> 32:43.231
‫وسیلی؟

32:52.491 --> 32:53.671
‫خب؟

32:53.671 --> 32:55.471
‫چی گفت؟

32:55.871 --> 32:56.991
‫سید؟

32:59.571 --> 33:00.921
‫این که...

33:00.921 --> 33:03.621
‫برم می‌گردونه و...

33:03.621 --> 33:04.851
‫بهش اعتماد کنم

33:06.461 --> 33:07.651
‫بهش اعتماد کنی؟

33:20.721 --> 33:21.981
‫دخلم رو میارن

33:29.191 --> 33:32.281
‫خانم، دارم نقشه‌ی پروازشون رو نگاه می‌کنم

33:32.281 --> 33:33.741
‫قرار نیست ببرنش روسیه

33:33.741 --> 33:35.241
‫دارن می‌برنش صوفیه

33:39.031 --> 33:40.871
‫بلغارستان یه منطقه‌ی بی‌طرفـه

33:40.871 --> 33:42.751
‫اگه توی روسیه نباشه،
‫توی سوابق رسمی ثبت نمیشه

33:42.751 --> 33:44.331
‫می‌تونن هر کاری خواستن باهاش بکنن

33:44.331 --> 33:45.821
‫قرار سر جاش می‌مونه

33:46.381 --> 33:49.551
‫- شما گفتید مبادله
‫- قرار سر جاش می‌مونه!

33:52.594 --> 33:57.594
♪ Tchaikovsky - The Nutcracker Ballet
Suite, Op. 71a: X. Waltz of the Flowers ♪

35:39.151 --> 35:40.531
‫مچکرم

35:40.531 --> 35:41.531
‫خدا نگهدار

36:22.361 --> 36:23.491
‫سلام

36:24.741 --> 36:27.241
‫حال شما؟ خیلی وقته ندیدمت

36:27.791 --> 36:30.251
‫واقعاً معذرت می‌خوام.
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

36:30.251 --> 36:32.211
‫بله. از کلاس باله

36:32.211 --> 36:34.291
‫فکر کنم با شوهرتون حرف زدم

36:34.291 --> 36:36.631
‫نه، نه. بعید بدونم

36:37.461 --> 36:40.171
‫- اسم دخترتون چی بود؟
‫- ماتیلدا

36:40.171 --> 36:42.091
‫همون موقرمز فسقلیه

36:42.091 --> 36:44.471
‫بچه‌ی استثایی‌ایـه

36:44.471 --> 36:46.051
‫خب، از دیدن‌تون خوشحال شدم

36:46.051 --> 36:47.601
‫- بله
‫- بله

36:47.601 --> 36:50.231
‫- به‌گمونم هفته‌ی بعد همدیگه رو می‌بینیم
‫- بله. امیدوارم

36:50.231 --> 36:51.561
‫خدافظ

37:49.201 --> 37:51.251
‫- الو؟
‫- باشه. گوشی رو بده هو

37:52.791 --> 37:54.921
‫آره، من هم اوضاعم خوب بوده. ممنون

37:55.871 --> 37:57.171
‫با تو کار داره

37:57.751 --> 37:59.341
‫میشه سراغ ریور رو ازش بگیری؟

38:00.051 --> 38:02.591
‫- چی لازم داری؟
‫- کنتور با یکی قرار داشته

38:02.591 --> 38:05.221
‫لهجه‌ش روسیه و همین الان
تونست گمم کنه که

38:05.221 --> 38:06.931
‫کار حضرت فیلـه

38:06.931 --> 38:10.681
‫تموم کسایی که وارد اون کلاس باله میشن یا
‫ازش خارج میشن رو رصد کن

38:10.681 --> 38:12.971
‫دختره موهاش خرماییـه

38:12.981 --> 38:14.731
‫از فلایت چیزی کم نداره

38:14.731 --> 38:16.271
‫ببین طرف کیه

38:16.271 --> 38:17.901
‫وقت‌مون داره تموم میشه

38:25.571 --> 38:29.161
‫به‌نظرت تو آسمون می‌کشنم یا
‫می‌برنم یه جای رمانتیک؟

38:39.171 --> 38:42.381
‫جای خیلی رمانتیک برای مُردن کجا میشه؟

38:44.971 --> 38:46.201
‫برج ایفل رو بکنن تو کونم؟

38:46.721 --> 38:47.721
‫آره

38:50.391 --> 38:51.761
‫وای، چه ایده‌ی خوبی بود

38:51.761 --> 38:52.851
‫آره

38:56.351 --> 39:00.071
‫- البته یکم توریستیه
‫- آره، باید چند ساعت تو صف وایسی

39:03.781 --> 39:04.781
‫اهرام مصر چطوره؟

39:06.521 --> 39:09.361
‫- در راستای همون چیزهای نوک‌تیز
‫- شاید اگه مودبانه ازشون بخوام

39:09.361 --> 39:10.821
‫پاشید، با جفت‌تونم!

39:19.751 --> 39:20.831
‫همین‌جا منتظر بمونید

39:23.051 --> 39:24.341
‫وای خدا

39:24.961 --> 39:28.091
‫فکر می‌کردم تیر خوردن توی سرم
‫بدترین بلایی بود که می‌تونست سرم بیاد اما

39:28.091 --> 39:29.431
‫انگار اشتباه می‌کردم

39:29.431 --> 39:30.431
‫آره

39:33.971 --> 39:35.141
‫وقتی اومدن سراغم

39:35.141 --> 39:37.641
‫تو تنها کسی بودی که برای کمک گرفتن ازش،‌
‫به ذهنم اومد

39:39.521 --> 39:40.651
‫خیلی غم‌انگیزه، نه؟

39:43.771 --> 39:44.781
‫واقعاً غم‌انگیزه

39:47.621 --> 39:50.121
‫ولی خوشحالم خونه‌ی پدربزرگت رو دیدم

39:51.701 --> 39:52.701
‫از اونجا خوشم اومد

39:54.371 --> 39:55.491
‫حسِ خونه به آدم می‌داد

40:00.081 --> 40:01.171
‫آره، قبلاً

40:05.171 --> 40:06.171
‫راستش اون...

40:07.921 --> 40:09.221
‫این کار رو می‌کرد

40:10.471 --> 40:13.431
‫هر وقت منتظرم می‌موند،
‫یه لامپ روشن می‌ذاشت. فقط یکی

40:14.051 --> 40:15.061
‫همیشه

40:18.271 --> 40:19.431
‫و خب این...

40:20.601 --> 40:23.041
‫این بیشترین چیزیـه که دلم براش تنگ شده

40:23.651 --> 40:25.741
‫وقتی برمی‌گردم...

40:25.751 --> 40:27.091
‫همه‌جا تاریکـه

40:33.701 --> 40:35.671
‫من یه لامپ برات روشن می‌ذارم

40:37.841 --> 40:39.641
‫اگه خونه‌ی من بود

40:50.881 --> 40:53.941
‫راستش انگاری میشه توی تاریکی
‫خیلی خوش‌گذرونی کرد

40:58.641 --> 40:59.981
‫و خب می‌تونیم هم...

41:02.811 --> 41:04.521
‫لامپ‌ها رو روشن نگه داریم

41:05.561 --> 41:06.731
‫به‌گمونم

41:08.071 --> 41:09.231
‫آره. آره

41:13.911 --> 41:15.121
‫وسطِ...

41:17.661 --> 41:18.701
‫کارهامون

41:19.201 --> 41:20.291
‫درستـه

41:20.291 --> 41:21.621
‫البته دلم نمی‌خواد عجله کنی

41:21.621 --> 41:24.251
‫اون اصلاً مسئله‌ای نیست

41:24.251 --> 41:26.921
از آخرین بارم خیلی وقته گذشته

41:27.631 --> 41:28.881
خیلی وقته؟

41:29.841 --> 41:32.631
‫خب، من سه سال رو توی
...آسایشگاه گذروندم، پس

41:33.221 --> 41:35.391
‫خب، مال من اون‌قدرها هم دور نبوده. خدایا

41:35.391 --> 41:36.681
‫- سیکتیر
‫- همین‌طوری میگم

41:36.681 --> 41:37.931
‫- آخه...
‫- دخترباز

41:39.721 --> 41:40.931
‫وای خدا

41:46.941 --> 41:48.611
‫دلم نمی‌خواد این کار رو بکنم، ریور

41:53.281 --> 41:55.491
واقعاً مسخره‌ست

41:55.491 --> 41:56.571
‫بریم

41:56.571 --> 41:58.951
‫ببین. باید یه راه‌حلی باشه، نه؟

41:59.451 --> 42:00.871
‫می‌تونیم با یه...

42:00.871 --> 42:02.451
‫لطفاً! خواهش می‌کنم!

42:17.181 --> 42:18.181
‫لعنتی

42:20.811 --> 42:22.831
‫دختره واقعاً خاطرخواهمـه

42:30.071 --> 42:31.071
‫هی!

42:34.861 --> 42:36.241
‫کارت‌رایت رو بگیرید!

42:43.121 --> 42:44.621
‫- از ماشین پیاده شو!
‫- یالا! یالا!

42:49.291 --> 42:50.841
‫بیکر رو بگیرید! داره میره!

42:54.761 --> 42:56.091
‫برو، برو، برو!

42:58.091 --> 43:01.891
‫- شلیک نکنید! بیکر رو زنده می‌خوایم!
‫- برو! بجنب!

43:03.471 --> 43:04.851
‫شلیک نکنید!

43:05.351 --> 43:06.481
‫تیر نزنید!

43:07.691 --> 43:09.231
‫تیر نزنید!

43:19.491 --> 43:21.621
‫ریور، داریم دور خودمون می‌چرخیم!

44:15.051 --> 44:16.061
‫سیکتیر!

44:58.841 --> 45:00.131
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- برو. فرار کن

45:00.131 --> 45:02.381
‫- نه، راهت رو برو
‫- سید، اونا دنبال من نیستن. دنبال توئن

45:02.381 --> 45:04.091
‫- راهت رو برو
‫- سید...

45:04.091 --> 45:06.261
‫واسه این کارها وقت ندارم، خب؟

45:06.261 --> 45:08.431
‫- می‌تونم معطل‌شون کنم. تو فقط برو
‫- خدایا

45:09.431 --> 45:10.521
‫وایسا. وایسا، وایسا

45:14.151 --> 45:15.811
‫- پس واسه این کار وقت داری؟
‫- خب...

45:16.401 --> 45:18.981
‫ای خدا. بیخیال

45:50.141 --> 45:51.681
‫از ماشین پیاده شو! بیا پایین!

45:52.231 --> 45:53.521
‫در رو باز کن!

45:54.191 --> 45:55.351
‫کجا رفت؟

45:56.731 --> 45:57.941
‫کجا رفت؟

45:59.321 --> 46:00.821
‫کدوم گوری رفت؟

46:05.004 --> 46:12.004
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

46:12.028 --> 46:19.028
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

46:19.052 --> 46:26.052
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
