WEBVTT

00:06.253 --> 00:13.253
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.277 --> 00:20.277
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

00:25.921 --> 00:29.171
‫به‌نظرت بوی بد نمیده؟
‫تشخیص نمیدم

00:31.131 --> 00:32.171
‫نباید بده

00:32.921 --> 00:39.921
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

00:42.017 --> 00:44.297
‫واسه چی بهم نگفتی؟

00:47.561 --> 00:49.521
‫اول سعی کردم زنگ بزنم

00:49.521 --> 00:52.721
‫جواب ندادی، بعد هم آنتن پرید

00:53.901 --> 00:55.201
‫آنتن پرید؟

00:56.111 --> 00:58.021
سه سال پریده بود؟

00:58.371 --> 00:59.491
‫منظورت چیـه؟

00:59.491 --> 01:02.071
‫چرا بهم نگفتی که زنده‌ای، سید؟

01:02.701 --> 01:04.541
‫چرا بهت نگفتم که زنده‌م؟

01:04.541 --> 01:06.521
‫آره

01:09.471 --> 01:11.801
‫الان این بهونه‌ت واسه سه سال سر نزدن بهمـه؟

01:11.801 --> 01:12.921
‫من دیدمت، سید

01:14.131 --> 01:15.261
‫توی بیمارستان

01:16.091 --> 01:18.071
‫بعد از اون ماجرا. دیدمت

01:19.301 --> 01:20.431
‫و تو...

01:21.891 --> 01:23.641
‫- تو مُرده بودی
‫- من زنده‌م...

01:23.641 --> 01:25.561
‫- آره، الان که دیگه می‌دونم
‫- کی این رو گفته؟

01:25.561 --> 01:29.651
‫پارک. می‌دونی خودم رو مقصر می‌دونستم؟

01:30.611 --> 01:31.691
‫تمام این مدت

01:31.691 --> 01:33.401
‫تیر خورده تو کله‌‌ی من،
‫بعد تو آسیب دیدی؟

01:33.401 --> 01:35.441
‫- منظورم این نیست
‫- اما انگار هست

01:35.441 --> 01:37.361
‫- نه، منظور من... سید...
‫- خیلی بگاییـه

01:37.361 --> 01:38.491
‫این که مغز من متلاشی شه

01:38.491 --> 01:41.031
‫بعد تو بگی که بهت اختلال پس از سانحه دادم

01:41.031 --> 01:43.031
‫- منظورم این نیست
‫- پس منظورت چیـه؟

01:43.041 --> 01:44.241
‫وحشتناک بود

01:45.871 --> 01:47.601
‫بدجوری هم وحشتناک بود

01:52.091 --> 01:54.591
‫- برای تو البته
‫- آره

01:54.601 --> 01:56.761
‫اما اگه من بودم، تو پشتم در نمیومدی

01:56.761 --> 01:59.721
‫ریور، من به دستور تورنر دنبالت می‌کردم

02:00.011 --> 02:02.551
‫- اگه واقعاً می‌خوای زانوی غم بغل کنی...
‫- زانوی غم بغل نمی‌کنم

02:02.551 --> 02:04.991
‫باشه. خوبـه. چون تقصیر تو نبود،
‫پس بس کن

02:13.901 --> 02:15.981
‫پس، زنده‌ای؟
‫یعنی همین‌طوری زنده‌ای؟

02:15.981 --> 02:19.241
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم.
‫یه فنجون چایی می‌خوری؟

02:19.241 --> 02:20.871
‫آره

02:23.451 --> 02:25.081
‫فرانک دیگه کدوم خریـه؟

02:25.991 --> 02:28.721
‫- چی؟
‫- با اون دیلم توی دستش، داد و بی‌داد می‌کرد

02:29.001 --> 02:31.991
‫اوه، اون در واقع...

02:33.091 --> 02:34.501
‫مهم نیست

02:34.501 --> 02:37.341
‫حالا واسه چی اومدی اینجا؟

02:38.091 --> 02:39.401
‫منتظر کسی هستی؟

02:50.521 --> 02:52.231
‫ماشینه رو می‌شناسی؟

02:52.231 --> 02:53.971
‫نه

02:53.971 --> 02:56.441
‫اما ممکنه بابام باشه

02:56.441 --> 02:59.131
‫چون احتمالش هست که بخواد من رو بکشه

03:00.281 --> 03:02.181
‫همون فرانک که می‌گفتی

03:07.451 --> 03:09.141
‫بابات نیست

03:09.711 --> 03:11.621
‫اومدن من رو بکشن

03:32.141 --> 03:33.231
‫سلام؟

03:35.231 --> 03:36.651
‫کسی خونه نیست؟

03:39.231 --> 03:40.491
‫ما گم شدیم!

03:47.581 --> 03:49.161
‫آدرس‌ رو بلد نیستیم

05:44.321 --> 05:45.321
‫یالا

05:47.111 --> 05:48.991
‫ای خدا!‌ آروم بگیر

05:50.121 --> 05:52.951
‫ببخشید. باشه. حالا می‌خوای بگی اونا کیـن؟

05:52.951 --> 05:55.121
‫- نمی‌دونم کیـن
‫- گاوها رو نگاه

05:55.121 --> 05:57.541
‫- منظورت چیـه که نمی‌دونی؟
‫- نمی‌دونم کیـن، ریور

05:57.541 --> 05:59.581
‫پس از کجا می‌دونی می‌خوان بکشنت؟

05:59.581 --> 06:00.671
‫عالی شد

06:00.671 --> 06:02.251
‫- چی شد؟
‫- کت‌شلوارم عنی شد

06:02.251 --> 06:04.291
‫حالا چرا عین مورمون‌ها لباس پوشیدی؟

06:05.131 --> 06:07.471
‫- چون تو مراسم ختم بودم، باشه؟
‫- مراسمِ کی؟

06:07.471 --> 06:09.221
‫مهم نیست کی.
‫مهم اینـه که کی...

06:09.221 --> 06:11.681
‫- چرا، مهمـه. کی؟
‫- کیر توش. گندش بزنن

06:24.361 --> 06:26.111
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

06:26.111 --> 06:27.321
‫کجا داری میری؟

06:27.321 --> 06:28.821
‫- من نمیرم داخل اونجا
‫- چرا؟

06:28.821 --> 06:31.321
‫- یه نگاه به اندازه‌شون بنداز
‫- ریور، بچه نباش!

09:11.368 --> 09:13.367
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت سوم »

09:14.861 --> 09:16.941
‫همون‌طور که می‌گفتم...

09:16.941 --> 09:19.121
‫رعایت الزامات قانونی

09:19.121 --> 09:22.581
‫بعد می‌رسیم به آمار و ارقام استاندارد صنعت.
‫خیلی پایین‌تر از بودجه

09:22.581 --> 09:26.211
‫فلان و بیسار. بعد هم تغییرات سال آینده

09:26.211 --> 09:27.921
‫تغییرات عمده‌ی امسال

09:27.921 --> 09:31.251
‫مربوط میشه به طرحِ واکنش‌گری ما نسبت به
‫رخداد نفوذ به داده‌های مشتریان‌مون

09:31.251 --> 09:33.171
‫از قدیم‌الایام، این همون بخشی بوده که

09:33.171 --> 09:35.991
‫بیشترین کار میدانی رو می‌طلبیده

09:36.631 --> 09:40.721
‫الان باید درمورد صربستان و دویچه بانک
‫صحبت کنیم؟

09:40.721 --> 09:42.561
‫- بله
‫- بله، همین‌طوره

09:43.851 --> 09:47.391
‫باشه، خوبـه. خب، ادامه میدیم

09:47.391 --> 09:49.441
‫مسلماً، کسایی که درگیرش بودن

09:49.441 --> 09:53.401
‫می‌تونن شهادت بدن که برای مهار اون
‫ماجرا و جبران خسارات وارد شده،

09:53.401 --> 09:55.361
‫چقدر نفرساعت صرف شد

09:55.361 --> 09:58.031
‫کسی دلش نمی‌خواد برگرده سراغ اون ماجرا

09:58.031 --> 10:03.291
‫اما بخش تحقیق و توسعه خیلی به امکان استفاده
‫از هوش مصنوعی پیش‌بینانه، خوش‌بینـه

10:03.291 --> 10:06.411
‫تا وارد عمل بشه و دردسرهای پیچیده رو
‫جمع و جور کنه

10:06.411 --> 10:08.461
‫- به همین دلیل می‌خوام تمرکزم رو...
‫- سلام. اِم‌آی‌۵

10:08.461 --> 10:10.391
‫اومدیم دنبال لوئیزا گای

10:12.251 --> 10:14.171
‫- بله؟ سلام
‫- باید باهامون بیای

10:14.841 --> 10:16.591
‫ببخشید، شما؟

10:17.261 --> 10:18.261
‫عجب

10:18.761 --> 10:22.851
‫- باید باهامون بیای
‫- من سر کارم

10:22.851 --> 10:25.521
‫- وسط جلسه‌م
‫- کاری کرده؟

10:25.521 --> 10:27.181
‫نه، کاملاً برعکس

10:27.181 --> 10:31.311
‫متأسفانه عمو بلیکت دچار یه سانحه‌ی
‫خیلی جدی شده

10:31.311 --> 10:33.901
‫وضعیت قبری‌ایـه

10:33.901 --> 10:37.781
‫خیلی خب. من باید اینجا بمونم

10:37.781 --> 10:41.281
‫خواهش می‌کنم، لوئیزا. خانواده‌ مهم‌تره.
‫برنامه‌ی نفوذ داده‌ها رو بذار برای بعد

10:41.281 --> 10:42.821
‫نه، جدی میگم. اشکالی نداره

10:42.821 --> 10:45.331
‫- نه، خیلی هم اشکال داره
‫- مطمئنم کسی با من کاری نداره

10:45.331 --> 10:46.411
‫متأسفانه، داریم

10:46.411 --> 10:49.041
‫من و عمو بلیک چندین ماهـه که
ارتباطی نداشتیم

10:49.041 --> 10:50.331
‫اصلاً قطع رابطه کردیم

10:50.331 --> 10:53.021
‫خب کسایی که اون رو کشتن که
‫این رو نمی‌دونن، لامصب

10:53.751 --> 10:55.881
‫به‌نظرم واقعاً بهتره بری

10:55.881 --> 10:59.341
‫بله، واقعاً بابت این اتفاق شرمنده‌م، من...

10:59.341 --> 11:01.721
‫باید بهم زنگ می‌زدید.
‫خیلی راحت‌تر بود

11:01.721 --> 11:03.891
‫براتون ایمیل می‌فرستم. ببخشید

11:03.891 --> 11:05.561
‫راستی، چقدر خوشگل شدی

11:05.561 --> 11:06.561
‫مرسی

11:08.061 --> 11:09.061
‫خیلی خب

11:10.601 --> 11:12.191
‫رعایت الزامات قانونی

11:13.061 --> 11:15.571
‫- میشه بگی قضیه چیـه؟
‫- گفتم عصبانی میشه

11:15.571 --> 11:17.571
‫قبول دارم که تو اوج‌مون نبودیم

11:17.571 --> 11:19.191
‫چرا اسمش رو گذاشتن «قبر بلیک»؟

11:19.191 --> 11:22.031
‫انگار یکی داره نیروهای «اسب‌های کودن»
‫رو می‌کشه

11:22.031 --> 11:24.321
‫تا الان استروئن لوی و کی وایت رو کشتن

11:24.321 --> 11:26.911
‫آره، باید خودمون رو برسونیم به پناهگاه.
‫استروئن رو آتیش زدن

11:26.911 --> 11:29.251
‫توی کانتینری که توش زندگی می‌کرد

11:29.251 --> 11:30.541
‫یا خدا

11:30.541 --> 11:32.961
‫واسه چی توی کانتینر زندگی می‌کرده؟

11:32.961 --> 11:35.751
‫- این ماشین توئـه؟
‫- آره. تو پشت می‌شینی

11:37.001 --> 11:39.341
‫اول باید بریم شمال، بعدش هم شرق

11:39.341 --> 11:40.801
‫کد پستی رو بهم بدی کافیـه

11:40.801 --> 11:43.011
‫خب، من نقشه دارم

11:43.011 --> 11:44.851
‫من هم جهت‌یاب ماهواره‌ای دارم

11:44.851 --> 11:46.471
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

11:46.471 --> 11:48.851
‫چرا استروئن و کی؟
‫جفت‌شون چند سال پیش رفتن

11:48.851 --> 11:51.641
‫خب، یه لیست هست که اسم‌هامون توشـه

11:51.641 --> 11:52.731
‫مذهبی ایناس؟

11:52.731 --> 11:55.561
‫ای خدا. یه جاکلیدی از بالیـه.
‫این‌قدر به وسایلم دست نزن

11:55.561 --> 11:58.611
‫هر کسی هم که توی خانه‌ی لجن‌زار
‫کار می‌کرده، هدف محسوب میشه

11:58.611 --> 12:01.451
‫پشمام. ماشین جدید، مسافرت به بالی.
‫بعضی‌ها پله‌های ترقی رو طی کردن

12:01.451 --> 12:03.071
‫- ماشین شرکتیـه
‫- وای خدا!

12:03.071 --> 12:05.661
‫- چی شد؟
‫- مویرا هم تو خانه‌ی لجن‌زار کار می‌کرد

12:05.661 --> 12:07.371
‫شاید اسم اون هم تو لیست باشه

12:07.371 --> 12:10.291
‫امروز به‌اندازه‌ی کافی تخمی بود،
‫این هم اضافه شد

12:17.251 --> 12:19.631
‫آره اما اون‌قدری که خودش میگه،
‫گی نیست

12:19.631 --> 12:23.441
‫چون وقتی وارد شدم، مرتیکه‌ی چشم‌چرون
‫دستش رو برده بود زیر دامن دختره

12:24.931 --> 12:25.931
‫نـه

12:26.431 --> 12:28.941
‫همون مخمل سبزه که از «مارکسیز» گرفته بود

12:29.931 --> 12:31.021
‫آره

12:33.021 --> 12:37.861
‫خیلی خب، گوش کن. من ارباب‌ رجوع دارم.
‫بعداً زنگت می‌زنم، باشه، زنگت می‌زنم

12:37.861 --> 12:42.361
‫- چه کمکی از دستم بر میاد؟
‫- بله، من اومدم دنبال ریس نسمیت

12:43.071 --> 12:44.571
‫خب،‌ بیشتر از اون لازمـه

12:44.571 --> 12:47.991
‫خب باباش رو کشتن و ممکنه بعدی
‫خودش باشه، این چطوره؟

12:48.911 --> 12:50.621
‫اسکلم کردی؟ فکر کردم خواستی بگی

12:50.621 --> 12:51.701
‫باز دزدی کرده

12:51.701 --> 12:53.791
‫دارم برای محافظت می‌برمش

12:53.791 --> 12:55.331
‫بدون اطلاع قبلی نمیشه

12:56.631 --> 12:59.591
‫این رو می‌فهمی که جونش توی خطره دیگه؟

12:59.591 --> 13:00.921
‫خب، قبلش باید زنگ بزنی، عشقم

13:00.921 --> 13:04.531
‫خب، ظاهراً یه زنیکه‌ای خط رو اشغال کرده بود

13:06.971 --> 13:08.141
‫هیشکی زنگ نزده بود

13:08.681 --> 13:10.761
‫بدون خبر قبلی هم هیچ‌جوره نمی‌تونم...

13:10.761 --> 13:12.101
‫خب، پرونده‌ش رو چک کن

13:12.641 --> 13:16.081
‫حالا که این‌قدر واسه من مقرراتی شدی،
‫پرونده‌ش رو چک کن

13:29.201 --> 13:31.411
‫اتاقش طبقه‌ی بالا، سمت چپـه

13:33.251 --> 13:34.291
‫از پله‌ها برو بالا

13:36.121 --> 13:37.121
‫نه بابا؟

13:42.751 --> 13:44.011
‫اینجا نبود!

13:46.341 --> 13:47.551
‫ای لامصب

14:06.821 --> 14:08.421
‫جایی میری؟

14:29.641 --> 14:31.761
‫- خانم، یه مسئله‌ای...
‫- الان نه

14:44.901 --> 14:45.901
‫دایانا

14:46.691 --> 14:50.701
‫کسی دعوتت نکرده که اومدی اینجا.
‫پس زحمت رو کم کن

14:50.701 --> 14:53.491
‫می‌خوای توی راهرو درموردش حرف بزنیم؟

14:53.491 --> 14:55.161
‫خب، از اون‌جایی که نمی‌دونم درمورد چی...

14:55.161 --> 14:57.581
‫درموردش؟ درموردش، دایانا؟

14:57.581 --> 15:01.041
‫درمورد تصمیمت برای رفتن به تلویزیون...
‫تلویزیون ملی

15:01.041 --> 15:04.131
‫و این‌قدر بریم زیر ذره‌بین که
‫آخرش به ضررمون تموم شه

15:04.131 --> 15:05.211
‫متوجهم

15:05.211 --> 15:12.471
‫پس پارک حتماً باید به دو اصل مقدس شفافیت و
‫پاسخ‌گویی مقید باشه

15:12.471 --> 15:17.181
‫فکر کنم این رو تو چند تا از
...ایمیل‌هات خونده باشم

15:18.181 --> 15:22.561
‫البته نه مواقعی که واقعاً پای شفافیت و
‫پاسخ‌گویی در میونـه

15:22.561 --> 15:25.481
‫واقعاً فکر کردی داشتی وجهه‌ی عمومی‌مون رو
‫بهبود می‌دادی؟

15:25.481 --> 15:28.781
‫مگه از روزی که وارد این کار شدم،
‫تو و مقامات هی بهم نمی‌گفتید که

15:28.781 --> 15:30.241
‫این کار رو بکنم؟

15:30.241 --> 15:32.031
‫خب، نه با رفتن به تلویزیون

15:32.031 --> 15:34.281
‫در نهایت سازمان مثل یه ظرف آزمایشِ
‫پر از توطئه به‌نظر میاد

15:34.281 --> 15:38.001
‫پر از اسرار و لاپوشونی. و تلافی؟
‫قضیه‌ی اون دیگه چی بود؟

15:38.001 --> 15:40.001
‫حالا که فکر می‌کنم...

15:40.001 --> 15:43.001
‫شاید ساده‌لوح بودم که خودم رو توی
‫همچین موقعیتی قرار دادم

15:46.381 --> 15:47.591
‫پس حقیقت نداره؟

15:47.591 --> 15:49.841
‫محض رضای خدا، اولیور

15:49.841 --> 15:51.921
‫این کلک مطبوعاتی که خیلی قدیمیـه

15:51.931 --> 15:55.221
‫درمورد شایعه‌ای که همین حالا
‫از خودت در آوردی یه سؤال می‌پرسی،

15:55.221 --> 15:59.151
‫هر چی هم مهمون برنامه بگه،
‫به اون شایعه اعتبار میده

16:01.441 --> 16:03.671
‫متأسفانه این ماجرا تموم نشده

16:03.671 --> 16:05.111
‫عواقبی در پی داره

16:05.111 --> 16:07.001
‫آره

16:07.001 --> 16:10.741
‫یکیش هم اینـه که هنوز تو دفتر منی و
‫از وقت خوابم خیلی گذشته

16:10.741 --> 16:12.921
‫از وقت خواب خودت هم همین‌طور

16:23.671 --> 16:24.711
‫شب به‌خیر

16:31.011 --> 16:33.511
‫- گاو واقعاً گرونـه
‫- اما اون یه صدتا ازشون داره

16:33.511 --> 16:35.681
‫- گاو حدود یه ۳‌ هزار دلاری هست
‫- ۳‌ هزار دلار؟

16:35.681 --> 16:37.511
‫- ۳ هزار
‫- گاو که ۳ هزار دلار نیست

16:37.511 --> 16:39.681
‫- چرا، هست. بزن تو گوگل
‫- نمی‌تونم. گوشی ندارم

16:39.681 --> 16:42.101
‫- باورم نمیشه گوشیت رو جا گذاشتی
‫- خب، تو هم گوشیت رو انداختی

16:42.101 --> 16:44.191
‫ننداختمش. وقتی نزدیک بود بمیریم
‫از جیبم افتاد

16:44.191 --> 16:46.481
‫- چرا باید کسی بخواد تو رو بکشه، سید؟
‫- نمی‌دونم

16:47.691 --> 16:50.821
‫- قضیه چیه؟
‫- چیزی نیست

16:50.821 --> 16:54.151
‫- سید، دستت داره می‌لرزه
‫- آره، می‌دونم. به‌خاطر تیراندازیـه

16:54.741 --> 16:56.571
‫تموم میشه، آروم میشه

16:56.571 --> 16:57.701
‫زیاد این‌طوری میشه؟

16:57.701 --> 16:59.491
‫نمی‌دونم، این اواخر سمتم شلیک نشده

16:59.491 --> 17:01.651
‫ولی خب «شب گای فاکس» هم
همچین خوش نگذشت

17:02.251 --> 17:03.411
‫- لعنتی
‫- لعنتی

17:47.041 --> 17:48.041
‫اون‌ طرف

18:28.041 --> 18:29.121
‫برو، برو،‌ برو!

18:37.381 --> 18:39.431
‫دیدی کی همراهش بود؟

18:40.841 --> 18:42.391
‫روسی حرف نزن

18:42.971 --> 18:44.661
‫هنوز درگیر این بازی‌هاییم؟

18:52.061 --> 18:53.821
‫وقت بازی دیگه تموم شده

18:59.451 --> 19:00.861
‫داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم

19:00.861 --> 19:02.951
‫خب شاید خوابش سنگینـه

19:02.951 --> 19:04.331
‫مویرا!

19:04.331 --> 19:05.831
‫ریور هم قراره بیاد پناهگاه؟

19:05.831 --> 19:09.411
‫آره، مگه این که باباش زودتر بره سراغش.
‫سرزده واسه مراسم ختم اومده بود

19:09.411 --> 19:10.621
‫- مویرا!
‫- مراسم ختم کی؟

19:12.581 --> 19:14.091
‫بابابزرگش

19:14.091 --> 19:16.201
‫آره، امروز بود

19:16.201 --> 19:18.421
‫من که همیشه این‌طوری لباس نمی‌پوشم

19:18.421 --> 19:19.511
‫مویرا!

19:20.091 --> 19:22.091
‫گاز. بوی گاز میاد

19:22.091 --> 19:23.141
‫چی؟

19:24.681 --> 19:25.681
‫گندش بزنن

19:30.351 --> 19:31.651
‫- وای خدا
‫- مویرا؟

19:32.731 --> 19:34.361
‫- مویرا!
‫- مویرا!

19:34.361 --> 19:36.481
‫- نفس می‌کشه
‫- باید گاز رو پیدا کنیم

19:36.481 --> 19:38.861
‫- مویرا. مویرا! پاشو!
‫- مویرا

19:38.861 --> 19:40.741
‫- مویرا، یالا، یالا. پاشو
‫- مویرا

19:40.741 --> 19:42.641
‫بیا ببریمش بیرون.
‫ببریمش بیرون

19:43.491 --> 19:44.871
‫خیلی خب. یالا، پاشو

19:47.491 --> 19:49.001
‫- یک، دو، سه
‫- آره

19:49.001 --> 19:50.501
‫تموم شد. یالا

19:51.081 --> 19:52.711
‫چی شد؟

19:52.711 --> 19:54.291
‫گفتن گاز نشت کرده

19:55.961 --> 19:58.591
‫فک کنم یه اسپری هم زدن تو صورتم

19:58.591 --> 20:00.091
‫الان حالت چطوره؟

20:00.921 --> 20:03.551
‫خوبـم. خوبـم

20:03.551 --> 20:05.641
‫نه

20:05.641 --> 20:06.851
‫وای خدا

20:09.431 --> 20:12.481
خیلی خر شدم که راه‌شون دادم

20:12.481 --> 20:15.021
‫- باشه، باید از اینجا بریم
‫- مویرا، این رو بگیر

20:15.021 --> 20:17.361
‫باید با خودمون ببریمت پناهگاه

20:17.361 --> 20:19.731
‫پس باید بلند شی.
‫همینـه

20:19.741 --> 20:20.901
‫پنجره‌ها رو باز بذار

20:20.901 --> 20:22.861
‫الان واقعاً نگران ماشینتی؟

20:22.861 --> 20:25.071
‫واسه هوا میگم، شرلی. هوا

20:25.951 --> 20:27.701
‫خانم، این برای شما اومده

20:27.701 --> 20:30.331
‫از طرف دیمین کنتوره.
‫کامل بررسی شده

20:33.501 --> 20:34.921
‫خانم، یه لحظه وقت دارید؟

20:39.771 --> 20:41.371
‫حال‌تون خوبـه؟

20:41.721 --> 20:42.801
‫منظورت چیـه؟

20:42.801 --> 20:46.551
‫خب، الان بدون برنامه‌ریزی قبلی توی
‫یه مصاحبه‌ی تلویزیونی شرکت کردید،

20:46.551 --> 20:50.681
‫بدون اطلاع به میزهای دوم،
‫بدون اطلاع به رئیس حفاظت‌تون

20:50.681 --> 20:53.481
‫از شما خیلی بعید بود

20:53.481 --> 20:56.061
‫الان توانایی ذهنیم رو زیر سؤال بردی؟

20:56.061 --> 20:58.441
‫اگه کسی شما یا اعضای خونواده‌تون رو
‫تهدید کرده...

20:58.441 --> 21:00.191
‫اگه به هر نحوی وادارتون کردن که...

21:00.191 --> 21:01.401
‫بسـه!

21:02.901 --> 21:04.741
‫نه، دیگه بسـه. بسـه

21:05.661 --> 21:09.831
‫این که درمورد استروئن لوی به لمب
‫گزارش دادی غیرقابل قبول بود، اما این؟

21:09.831 --> 21:14.911
‫با چه جرأتی تصمیمات من رو ‫قضاوت می‌کنی؟

21:14.921 --> 21:17.711
‫لوی تو تیم لمب بوده.
‫سازوکار این بود که بهش بگم

21:17.711 --> 21:20.051
‫سازوکار خودِ منـم!

21:20.051 --> 21:23.511
‫نه. راستش این ماجرا فقط باعث شد
‫تصمیمم رو بندازم جلوتر

21:24.301 --> 21:26.591
‫تصمیمی که باید خیلی وقت پیش می‌گرفتم

21:26.591 --> 21:29.721
‫دارم عملکردت رو مجدداً ارزیابی می‌کنم

21:29.721 --> 21:32.351
‫نمره‌ی آخرین ارزیابی عملکردم که
‫از حد رضایت‌بخش بالاتر بود

21:32.351 --> 21:35.391
‫میز اول قبلی خیلی برات احترام قائل بود

21:36.731 --> 21:38.941
‫شاید توی ارزیابیش یکم جانب‌داری کرده باشه

21:38.941 --> 21:41.771
‫نگران نباش، اخراج نمیشی

21:41.781 --> 21:43.611
‫بیشتر یه جابه‌جایی تو سطح خودتـه

21:45.571 --> 21:48.531
‫و از اون‌جایی که به خانه‌ی لجن‌زار
‫وابسته شدی،

21:48.531 --> 21:50.201
‫گفتم شاید خوشحال هم بشی

21:51.701 --> 21:52.951
‫شوخی می‌کنید دیگه؟

21:52.951 --> 21:55.571
‫به قیافه‌م می‌خوره دارم شوخی می‌کنم؟

21:56.001 --> 21:57.691
‫قصد اهانت ندارم اما تشخیصش سختـه

21:58.501 --> 22:00.131
‫پس میری خانه‌ی لجن‌زار

22:06.431 --> 22:08.721
‫برای حفظ آبروت حاضری یه شهر رو
‫به آتیش بکشی، نه؟

22:08.721 --> 22:10.051
‫بستگی داره چه شهری باشه

22:13.311 --> 22:16.021
‫خانم، با کمال بی‌احترامی...

22:16.021 --> 22:18.971
‫کون لق خودت و کارت

22:24.481 --> 22:25.781
‫همین‌جاس

22:25.781 --> 22:27.401
‫اگه می‌خوای یه بچه رو به حرف بیاری

22:27.401 --> 22:29.801
‫باید ببریش توی محیط طبیعی خودش

22:30.121 --> 22:31.661
‫ای خدا

22:33.765 --> 22:38.765
♪ French 79 - Hometown ♪

22:43.751 --> 22:45.381
‫حالا راضی شدی؟ آره؟

22:46.171 --> 22:47.591
‫آره، کار رو در میاره

22:47.591 --> 22:51.551
‫بیا هو، یه چی بذار زیرش که
‫بتونه بازی کنه

22:51.551 --> 22:55.171
‫- چرا من باید این کار رو بکنم؟
‫- خب چه گُه دیگه‌ای می‌خوای بخوری؟

23:01.231 --> 23:05.151
‫ایده‌ای داری که کی نمی‌خواسته
‫سر به تن بابات باشه؟

23:05.151 --> 23:07.491
‫همین الان از خودت فهمیدم مُرده

23:07.491 --> 23:10.241
‫خب، انگار خوب هم کنار اومدی.
‫با هم صمیمی بودید؟

23:10.241 --> 23:12.121
‫اون‌‌وقت تو چی‌کاره حسنی؟

23:12.121 --> 23:14.731
‫الان می‌فهمم واسه چی گذاشتت یتیم‌خونه

23:15.831 --> 23:17.831
‫بیا. راضی شدی؟

23:17.831 --> 23:19.331
‫خب بلندم کن دیگه

23:20.331 --> 23:23.621
‫راستش، باید ازمون تشکر کنی که
‫جونت رو نجات دادیم

23:27.011 --> 23:28.601
‫پولش چی میشه؟

23:29.261 --> 23:31.181
‫همین‌طوری که روشن نمیشه، میشه؟

23:31.181 --> 23:32.181
‫هو...

23:38.561 --> 23:40.981
‫یعنی ندیدی که بابات کشته شد؟

23:41.951 --> 23:45.351
‫یعنی اونی که توی دوربین دیدم،
‫تو نبودی؟

23:45.901 --> 23:48.821
‫آره. لابد یه کوتوله‌ی دیگه داشته در می‌رفته

23:48.821 --> 23:51.861
‫بگو دورف. و آره، لابد یکی دیگه بوده

23:51.861 --> 23:54.031
‫اگه جات بودم، هر چی می‌دونستم رو می‌گفتم

23:54.031 --> 23:55.581
‫چون من تنها کسیـم که

23:55.581 --> 23:59.501
‫بین تو و اون یارو که بابات رو کشته،
‫وایسادم

23:59.501 --> 24:01.871
‫من به کمک تو احتیاجی ندارم.
‫تنهایی از پسش بر میام

24:01.871 --> 24:04.591
‫هر کی تو رو ببینه، می‌شاشه تو خودش

24:04.591 --> 24:06.671
‫«فرار کنید. کارآگاه موشه اومده!»

24:06.671 --> 24:10.131
‫کسی که بابات رو کشته،
‫مأمور سابق سیائه

24:10.131 --> 24:12.761
‫فکر می‌کنی عکست رو ندیده؟

24:12.761 --> 24:15.181
‫من فقط می‌دونم که با پول اومده بود

24:15.971 --> 24:17.601
‫انگار واسه یکی دیگه کار می‌کرده

24:17.601 --> 24:21.521
‫کسی که بابای من می‌خواست بابت
‫یه پرونده‌ی دزدی، ازش اخاذی کنه

24:21.521 --> 24:23.771
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- چیز به‌درد بخوری نداری؟

24:23.771 --> 24:24.981
‫چی؟

24:24.981 --> 24:26.861
‫وقتی رفته بودی سراغ وسایل بابات

24:26.861 --> 24:28.981
‫گالوم دنبال «عزیزش» نبود؟

24:28.981 --> 24:30.571
‫من نرفتم سراغ وسایلش

24:30.571 --> 24:32.151
‫نمی‌تونی وسایل من رو بگردی

24:32.151 --> 24:35.451
تازه ‫کشته شدن بابام رو دیدم.
‫ناراحتم. ضربه‌ی روحی خوردم

24:35.451 --> 24:38.241
‫آره. من هم یه رقاص باله‌م

24:38.241 --> 24:39.331
‫کدومش مال توئـه؟

24:39.331 --> 24:40.411
‫اون یکی

24:40.911 --> 24:41.911
‫خیلی خب. یالا

24:43.711 --> 24:46.131
‫- کجا داری میری؟
‫- مگه قرار نبود بازی کنیم؟

24:46.131 --> 24:47.171
‫یالا!

24:49.001 --> 24:50.261
‫محض رضای خدا

24:51.841 --> 24:53.091
‫چیه؟

24:57.681 --> 25:00.471
‫سید، اینجا معلومـه خالیـه و
‫حالا حالاها خونه‌‌ای پیدا نمیشه

25:00.471 --> 25:03.591
‫میشه تا دوباره سر و کله‌شون پیدا نشده،
‫بریم داخل؟

25:05.021 --> 25:07.481
‫بعدش هم، هنوز نگفتی چرا می‌خوان بکشنت

25:07.481 --> 25:09.481
‫نمی‌دونم. واسه همین رفتم تو اینترنت

25:09.481 --> 25:11.821
‫که تو گوگل بزنی،
‫«چرا یکی می‌خواد من رو بکشه؟»

25:11.821 --> 25:13.151
‫ببین، یه چند هفته پیش

25:13.151 --> 25:15.821
‫یه دستور سفر از طرف پارک
‫به خونه‌م فرستاده شد

25:15.821 --> 25:17.651
‫سفر به کازان

25:18.281 --> 25:19.371
‫کازانِ روسیه؟

25:20.241 --> 25:23.061
‫نه، ریور. کازانِ سر کوچه‌مون

25:23.065 --> 25:26.067
‫یادمه قدیم‌ها خیلی مهربون‌تر از
این حرفا بودی

25:26.068 --> 25:27.611
‫منم یادمه تو خوشگل‌تر بودی

25:33.583 --> 25:35.219
‫خب، داشتی کازان رو می‌گفتی

25:35.244 --> 25:38.621
‫آره، به پارک زنگ زدم.
گفتن یه اختلال سیستمیه

25:38.622 --> 25:40.666
‫منم زیاد جدی نگرفتمش

25:41.333 --> 25:43.043
‫تا این که چند روز بعد، پیداشون شد

25:44.711 --> 25:45.962
‫در خونه‌ت؟

25:45.963 --> 25:48.881
‫نه، روستایی که بعد از بیمارستان
برده بودنم اونجا

25:48.882 --> 25:49.966
‫اوه...

25:49.967 --> 25:52.343
‫خونه به خونه می‌گشتن و
سراغِ سید بیکر رو می‌گرفتن

25:52.344 --> 25:54.471
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه،
واسه همین فقط فرار کردم

25:55.597 --> 25:57.974
‫یعنی فکر می‌کنی این دوتا موضوع
به هم ربط دارن؟

25:57.975 --> 26:00.561
‫فکر می‌کنم این که یکی افتاده دنبالم بکُشتم،
‫ بی‌دلیل نیست

26:14.278 --> 26:15.988
‫این رو امتحان کن

26:42.269 --> 26:45.771
‫آره به پلیس زنگ زدم، چند ثانیه دیگه می‌رسن

26:45.772 --> 26:48.107
‫خیلی خب، خیلی خب، آروم باشید
‫چیزی نیست

26:48.108 --> 26:51.444
‫- اسم‌تون چیه؟
‫- به تو ربطی نداره

26:51.445 --> 26:54.030
‫خب ببینید، ما نیومدیم اینجا
اذیت‌تون کنیم. خب؟

26:54.031 --> 26:56.032
‫برای همین لطفاً گوشی رو بذارید کنار

26:56.033 --> 26:59.619
‫من آه در بساط ندارم.
‫ارزش نداره به‌خاطرش بیفتید زندان

26:59.620 --> 27:02.371
‫گوش کنید؛
‫ما هیچ کاری باهاتون نداریم. خب؟

27:02.372 --> 27:03.998
‫- ما ام‌آی۵ هستیم
‫- ریور!

27:03.999 --> 27:06.030
‫- کارت شناسایی‌تون رو نشون بدید
‫- به کسی زنگ نزده

27:06.055 --> 27:07.639
‫- اصلاً چی؟
‫- اصلاً به کسی زنگ نزده

27:07.664 --> 27:09.374
‫صفحه‌ش خاموشه. باتری هم نداره. هیچـ...

27:11.173 --> 27:12.174
‫این چه کاری بود؟

27:14.259 --> 27:19.389
‫باشه. می‌خوای کارت‌هامون رو ببینی،
‫بیا. بفرما. راضی شدی؟

27:19.973 --> 27:21.308
‫چه مرگشه...

27:21.892 --> 27:24.394
‫اوه، عکست واسه خیلی وقت پیشه

27:26.313 --> 27:27.314
‫نه بابا!

27:28.732 --> 27:29.733
‫ای لعنت...

27:31.443 --> 27:33.153
‫احیاناً کامپیوتر ندارید؟

27:46.124 --> 27:48.502
‫موی اگه خواستی بالا بیاری از این استفاده کن

27:49.461 --> 27:51.087
‫عمراً

27:51.088 --> 27:53.381
‫- کاترین، کیفت رو بده
‫- کیفم؟ اصلاً

27:53.382 --> 27:55.842
‫- پس بیا جامون رو عوض کنیم
‫- ای خدا. باشه

27:55.843 --> 27:56.844
‫خدایا

27:56.948 --> 27:58.116
« به یاد دیوید کارت‌رایت »

28:03.141 --> 28:05.810
‫- چه غلطی می‌کنید؟
‫- قراره یه توقف کوتاه داشته باشیم

28:05.811 --> 28:09.480
‫- توی این شرایط کار درستیه؟
‫- اتفاقاً توی این شرایط ضروریه

28:09.481 --> 28:11.775
‫حالا که قراره بزنید کنار میشه
لطفاً واسه من آب بگیرید؟

28:16.196 --> 28:18.948
‫اینم نبود. به‌نظرتون دیگه چی می‌تونه باشه؟

28:21.162 --> 28:22.952
‫تاریخ تولد همسرم رو بزن

28:22.953 --> 28:25.830
‫- آره
‫- نُه، نقطه،

28:25.831 --> 28:29.710
‫پنج، نقطه، سی و هشت

28:30.794 --> 28:31.795
‫نقطه

28:32.880 --> 28:34.464
‫آلبرت اریک اسمیت،

28:35.215 --> 28:38.427
‫نهم می ۱۹۳۸

28:38.451 --> 28:40.866
« مرگ در کازان روسیه »

28:40.891 --> 28:44.140
‫نمی‌دونستم هنوز از این کنسروهای «فری بنتوس»
درست می‌کنن. ‫واقعاً خوشمزه‌ست

28:44.141 --> 28:47.895
‫فکر نکنم هنوز درست کنن.
‫این رو قبل از مرگ همسرم خریده بودم

28:49.354 --> 28:50.355
‫یعنی کی؟

28:51.148 --> 28:52.983
‫سال ۲۰۰۶

28:53.567 --> 28:54.650
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

28:54.651 --> 28:55.652
‫متأسفم

28:56.987 --> 28:59.655
‫شما توی بخش تایپیست‌ها هستید؟

28:59.656 --> 29:00.740
‫جان؟

29:00.741 --> 29:01.909
‫توی ام‌آی۵؟

29:02.659 --> 29:03.743
‫نه

29:03.744 --> 29:06.621
‫نه، اَن. سید خودش مأمور بود

29:06.622 --> 29:11.000
‫آره. در واقع حین انجام وظیفه تیر خورد

29:11.001 --> 29:12.252
‫کجا؟

29:13.170 --> 29:14.337
‫لندن

29:14.338 --> 29:17.590
‫نه، منظورم این بود که کجات تیر خورد؟

29:17.591 --> 29:18.592
‫آهان

29:20.802 --> 29:22.221
‫مشخصه؟

29:24.864 --> 29:26.211
‫درد می‌کنه؟

29:26.943 --> 29:28.327
‫بعضی وقت‌ها

29:28.478 --> 29:30.146
‫یه تیکه از گلوله هنوز داخل بدنمه

29:30.812 --> 29:32.189
‫گه‌گداری باهام حرف می‌زنه

29:33.607 --> 29:35.817
‫- باهات حرف می‌زنه؟
‫- بعضی وقت‌ها

29:37.110 --> 29:38.320
‫اسم هم داره؟

29:40.948 --> 29:42.281
‫با توئم. اسم هم داره؟

29:42.282 --> 29:44.158
‫- اسمش رو گذاشتم پوآرو
‫- حالا چی میگه بهت؟

29:44.159 --> 29:45.785
‫خب، بیشتر بهم میگه حواست باشه تیر نخوری!

29:49.790 --> 29:50.791
‫یعنی...

29:51.875 --> 29:53.543
‫با هم رابطه دارید؟

29:53.544 --> 29:54.627
‫- یا خدا، نه
‫- نه

29:54.628 --> 29:56.921
‫از نظر من واقعاً حیفه که دیگه نمی‌تونی

29:56.922 --> 29:58.172
‫با همکارهات سکس کنی

29:58.173 --> 30:03.135
‫دخترهای امروزی سر یه نیشگون
یه قشقرقی به‌پا می‌کنن که بیا و ببین

30:03.136 --> 30:07.766
‫آخه اگه نتونی با رئیست وارد رابطه بشی،
چطوری می‌خوای

30:08.809 --> 30:10.782
‫یه پسر درست‌وحسابی پیدا کنی؟

30:11.311 --> 30:14.230
‫- راستش من مافوقشم!
‫- چی؟ نه. نه. نیستی!

30:14.231 --> 30:16.774
‫- چرا هستم
‫- نه. نیست. تو... نه، اون...

30:16.775 --> 30:17.942
‫ما هم‌رده‌ايم

30:17.943 --> 30:20.236
‫نه، من داشتم درمورد تو تحقیق می‌کردم.
‫اسب‌ کودن نیستم

30:20.237 --> 30:22.029
‫- رشوه می‌گرفت؟
‫- احتمالاً

30:22.030 --> 30:24.198
‫نه، نه. رشوه نمی‌گرفتم

30:24.199 --> 30:26.033
‫خب، فکر کردم شاید داری زیرمیزی می‌گیری...

30:26.034 --> 30:29.453
‫آخه با این، نمی‌دونم...
‫کت‌وشلوار شیک و پیکی که پوشیدی

30:29.454 --> 30:31.520
‫راستش مراسم ختم بودم، اَن

30:32.791 --> 30:34.125
‫واقعاً متأسفم

30:34.126 --> 30:35.836
‫- اوکیه بابا
‫- واقعاً متأسفم

30:36.545 --> 30:38.881
‫- بذار برم یه فنجون چای برات بریزم
‫- ممنون

30:42.009 --> 30:43.886
‫- ریور
‫- هـا؟

30:48.557 --> 30:51.370
‫- روسی بلدی؟
‫- آره، تو جفت رشته‌هام معدل الف بودم

30:51.935 --> 30:54.061
‫درباره یه زنه‌ست که تو کازان کشته شده

30:54.062 --> 30:55.730
‫- اما..
‫- کی؟ کی مُرده؟

30:55.731 --> 30:57.064
‫- هیچ‌کس
‫- یه زنی توی کازان

30:57.065 --> 30:58.357
‫- توی روسـ...
‫- روسیه‌ست

30:58.358 --> 30:59.735
‫مهم نیست

31:01.069 --> 31:03.571
‫ولی این یه متن ساده‌ست،
‫هیچ جزئیات خاصی نداره

31:03.572 --> 31:04.573
‫آره

31:05.407 --> 31:06.908
‫خب، پدربزرگم همیشه می‌گفت

31:06.909 --> 31:08.743
‫اخبار اصلی صفحه اولـه،
‫اخبار ورزشی صفحه آخر

31:08.744 --> 31:10.871
‫اخبار ترورها رو هم توی صفحه ۱۲ چپوندن

31:12.664 --> 31:14.040
‫چطوری کُشته شده؟

31:14.041 --> 31:16.293
‫دو بار به سرش شلیک کردن.
ظاهراً یه سرقتِ ناموفق بوده

31:17.002 --> 31:18.461
‫دو بار توی سرش؟

31:18.462 --> 31:21.214
‫فکر نکنم سرقت بوده باشه. نه؟

31:21.215 --> 31:23.133
‫- قتل سفارشی بوده
‫- اون دیگه کیه؟

31:24.384 --> 31:26.969
‫گندش بزنن. بخواب زمین
‫اَن، اَن. بخواب زمین

31:26.970 --> 31:30.723
‫دو نفرن. یه زن و یه مرد
‫جوونن

31:30.724 --> 31:32.433
‫اَن، اصلاً راه‌شون نده؛ خطرناکن

31:33.644 --> 31:35.728
‫- جواب نده
‫- اما من رو دیدن

31:35.729 --> 31:37.730
‫- اَن، جواب نده
‫- نمی‌تونم جواب ندم

31:37.731 --> 31:39.148
‫- بخواب زمین
‫- دست به سرشون می‌کنم

31:39.149 --> 31:40.233
‫- نه، اَن
‫- اَن؟ اَن!

31:40.234 --> 31:42.693
‫- دست به سرشون می‌کنم
‫- بیخیال، اَن. ول‌شون کن برن

31:42.694 --> 31:44.487
‫- گُه توی این شانس
‫- اَن!

31:44.488 --> 31:46.239
اَن

31:49.409 --> 31:51.410
‫- وایسا، وایسا، وایسا
‫- در رو باز نکن

31:56.875 --> 31:58.709
‫- سلام
‫- عصر به‌خیر

31:58.710 --> 32:02.380
‫ببخشید مزاحم‌تون شدیم.
‫اما ما گم شدیم

32:02.381 --> 32:04.675
‫احیاناً شما نمی‌دونید «وایت هارت» کجاست؟

32:05.259 --> 32:08.261
‫شرمنده. تا حالا اسمش رو نشنیدم

32:08.262 --> 32:11.973
‫من زیاد نمیرم بیرون. تنها زندگی می‌کنم
‫می‌دونید که...

32:11.974 --> 32:13.766
‫ما...

32:13.767 --> 32:15.561
‫داریم میریم دوست‌هامون رو ببینیم

32:16.520 --> 32:18.689
‫یه زوج هستن

32:20.274 --> 32:21.275
‫نمی‌شناسیدشون؟

32:22.067 --> 32:23.526
‫دختره موهاش تیره‌ست

32:23.527 --> 32:26.405
‫نه. نه. من کسی رو ندیدم

32:27.281 --> 32:29.448
‫همین یکم پیش از خواب بیدار شدم

32:30.534 --> 32:31.660
‫چی شد که بیدار شدید؟

32:33.996 --> 32:37.165
‫خب راستش من شب‌ها زیاد از خواب بیدار میشم

32:37.958 --> 32:40.001
‫از دست پیری و زایمان

32:40.002 --> 32:42.879
‫بدنم دیگه مثل قدیم‌ها سرحال نیست.
‫به هر حال، شب خوش...

32:42.880 --> 32:44.172
‫ببخشید، امکانش هست بیایم داخل

32:44.173 --> 32:46.294
‫- و از تلفن‌تون استفاده کنیم؟
‫- فکر نکنم ممکن باشه

32:46.319 --> 32:48.654
‫- ولی ما دوست داریم بیایم داخل
‫- متأسفانه نمیشه

33:21.793 --> 33:23.503
‫- کدوم گوری بودی؟
‫- چی؟

33:23.504 --> 33:24.880
‫کدوم گوری بودی؟

33:27.758 --> 33:28.759
‫ریور!

33:33.847 --> 33:34.890
‫کجا میریم؟

33:37.059 --> 33:39.061
‫کسی تو این ماشین گوزیده؟!

33:43.190 --> 33:45.024
‫آره؛ این داره تند تند می‌گوزه

33:59.331 --> 34:01.457
‫یا خدا

34:04.670 --> 34:09.006
‫من رو پیاده کنید. تو رو خدا پیاده‌م کنید
‫من مشکل تنفسی دارم

34:11.260 --> 34:13.718
‫خدای من

34:17.641 --> 34:20.100
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- باهات میام

34:20.101 --> 34:22.478
‫- اصلاً نیازی نیست
‫- اصلاً برام مهم نیست

34:23.438 --> 34:25.940
‫نه خواهش می‌کنم؛
‫لطفاً من رو تنها نذار، کاترین

34:26.525 --> 34:29.110
‫بابا دارم میرم واست آب بخرم، مویرا.
‫بشین میام

34:34.074 --> 34:37.577
‫تو این همه پول نقد رو از کدوم گوری آوردی؟
‫نکنه ساقی موادی چیزی هستی؟

34:37.578 --> 34:39.870
‫خوشت میاد ساقی مواد باشم نه؟

34:40.677 --> 34:41.747
‫مغازه بسته‌ست

34:41.748 --> 34:44.834
‫- مشتری‌ایم
‫- می‌دونم، همچنان مغازه بسته‌ست

34:44.835 --> 34:46.420
‫چه باحال آخه...

34:47.004 --> 34:48.547
‫از طرف مارکوس لانگ‌ریج اومدیم

34:49.505 --> 34:50.924
‫- تله که نیست؟
‫- نه

35:01.435 --> 35:02.561
‫قول انگشتی؟

35:09.526 --> 35:12.653
‫خب، چه کمکی از دستم بر میاد؟

35:12.654 --> 35:14.280
‫اون برتا چقدره؟

35:14.281 --> 35:16.074
‫به‌به، مشخصه از تفنگ‌مفنگ سر در میاری

35:19.536 --> 35:21.579
‫اون ۵ هزار یوروئه

35:21.580 --> 35:22.997
‫بیخیال، ۲ هزار تا می‌ارزه

35:22.998 --> 35:26.251
‫آره، اما وقت خوابم مزاحم شدید و
‫عجله هم دارید...

35:26.919 --> 35:28.670
‫برای همین میشه ۵ هزار تا

35:29.880 --> 35:31.464
‫باشه. با ۲ هزار تا چی می‌تونم بخرم؟

35:31.465 --> 35:32.841
‫یه‌چیزی دارم خوراک خودته

35:38.680 --> 35:41.266
‫حال مارکوس چطوره؟

35:42.184 --> 35:44.686
‫- مُرده
‫- به تفنگ‌ها دست نزن

35:47.856 --> 35:48.857
‫خب...

35:50.776 --> 35:53.194
‫تسلیت میگم

35:53.195 --> 35:56.489
‫آره، بعد از این که اسلحه‌ش رو
‫ دو برابر قیمت به خودش فروختی، مُرد

35:56.490 --> 35:58.157
‫بهش میگن قیمت‌گذاری پویا

35:58.158 --> 35:59.909
‫قیمت‌گذاری پویا؟ کسشعر نگو

35:59.910 --> 36:01.495
‫می‌خوای بری توی ماشین منتظر بمونی؟

36:07.724 --> 36:10.724
‫این هم از این

36:11.547 --> 36:12.755
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

36:13.776 --> 36:16.946
‫با پولت فقط همین رو می‌تونی بگیری

36:22.307 --> 36:23.308
‫دو هزار تا

36:26.436 --> 36:28.187
‫- میشه واسه من هم تفنگ بخری؟
‫- سیکتیر

36:28.188 --> 36:29.648
‫- تفنگ نیزه‌ای چی؟
‫- سیکتیر

36:33.318 --> 36:34.777
‫مراقبت کنید، خانم‌ها

36:34.778 --> 36:35.946
سیکتیر

36:39.241 --> 36:40.325
‫عجب جیگرهایی

37:05.058 --> 37:06.893
‫کاترین؟ کاترین؟

37:06.894 --> 37:10.354
‫فکر نکنم کار درستی باشه که
توی ماشین تنها بمونم

37:10.355 --> 37:12.273
‫اگه یکی‌شون بیاد سراغم چی؟

37:12.274 --> 37:14.901
‫چی شده؟ اینجان؟

37:14.902 --> 37:18.864
‫صدات رو بیار پایین، سرت رو هم بگیر پایین

37:25.746 --> 37:26.955
‫اینجا رو ببین، شرابِ رُز

37:30.834 --> 37:31.835
‫اون نیست

37:32.878 --> 37:35.630
‫این اونی نبود که ماسک داشت.
‫خدا رو شکر

37:35.631 --> 37:37.548
‫نگاه کن. تن و بدنم داره می‌لرزه

37:37.549 --> 37:38.966
‫مویرا ما اون‌ها رو نمی‌شناسیم

37:38.967 --> 37:41.594
‫هر کسی ممکنه عضوشون باشه،
‫باید حواس‌مون رو جمع کنیم

37:41.595 --> 37:43.012
‫آره، درست میگی

37:43.013 --> 37:44.014
‫رفت

37:44.723 --> 37:47.016
‫برگردیم توی ماشین؟
‫از نظرم بهتره زود برگردیم توی ماشین

37:47.017 --> 37:48.309
‫نه، بیا اول این آب رو حساب کنیم

37:48.310 --> 37:50.437
‫گور بابای آب؛
‫من یه نوشیدنی درست‌حسابی می‌خوام

37:51.271 --> 37:53.941
‫هر دفعه که من با شماهام همینـه؛ هربار...

37:55.275 --> 37:58.402
‫من حتی عضوِ خانه‌ی لجن‌زار هم نبودم

37:58.403 --> 37:59.404
‫همینش عجیبه

38:00.656 --> 38:02.698
‫از همون اول اشتباه بود

38:02.699 --> 38:05.451
‫خب اگه می‌تونی برو همین‌ها رو به
‫ کسایی که می‌خوان بکُشن‌مون توضیح بده

38:05.452 --> 38:07.246
‫وگرنه متأسفانه فعلاً باید هم رو تحمل کنیم

38:07.871 --> 38:09.622
فقط ‫همین‌ها؟

38:09.623 --> 38:11.332
‫استامینوفن به کارت میاد؟

38:11.333 --> 38:13.293
‫- آره لطفاً
‫- استامینوفن

38:16.213 --> 38:21.384
‫خب، داشتم با خودم فکر می‌‌کردم،
حتماً یکی با هویت جعلیِ سید بیکر

38:21.385 --> 38:25.105
‫توی کازان، وسط کشور خودشون،
‫یکی از نیروهای کلیدی‌شون رو نفله کرده

38:25.828 --> 38:28.311
‫که رسماً خط قرمز محسوب میشه...

38:28.336 --> 38:30.494
‫برای همین هم جوخه‌ی آدم‌کش‌ها رو
فرستادن دنبال‌مون

38:30.519 --> 38:33.399
‫آره. احتمالاً هم کار گ‌ئو باشه
(گ‌ئو: اداره اصلی اطلاعات روسیه)

38:34.439 --> 38:35.898
‫آره

38:35.899 --> 38:38.001
‫باید به تورنر زنگ بزنم

38:38.026 --> 38:39.152
‫چی؟ چرا؟

38:39.987 --> 38:41.237
‫به‌خاطر این حرف‌هایی که زدی

38:41.238 --> 38:43.948
‫یه ترورِ غیررسمی توی روسیه، با هویتِ من

38:43.949 --> 38:46.826
‫آره؛ ولی چرا باید زنگ بزنی تورنر؟

38:46.827 --> 38:48.661
‫تا براش تعریف کنم. بهش هشدار بدم

38:48.662 --> 38:51.707
‫بهش هشدار بدی؟
‫احتمالاً خودِ اون پشت نقشه‌ی ترور بوده

38:52.374 --> 38:54.125
‫نه، نه، نه.
‫یه لحظه فکر کن!

38:54.126 --> 38:56.627
‫تو...
‫پارک به ما گفت تو مُردی؛

38:56.628 --> 38:59.506
‫واسه همچین عملیات‌هایی هم
‫مناسب‌ترین گزینه مأموریه که مثلاً مُرده

39:02.843 --> 39:03.844
‫فرار کن

39:04.386 --> 39:06.429
‫فرار کن؛ گندش بزنن

39:06.453 --> 39:11.453
♪ Jehst , Lee Scott - You ♪

39:20.235 --> 39:22.446
‫- حال‌تون خوبه؟
‫- یا خودِ خدا

39:23.989 --> 39:27.325
‫- همین‌طوری داشتی واسه خودت دور می‌زدی؟
‫- لمب من رو فرستاده. ایشون کیـن؟

39:27.326 --> 39:28.493
‫ایشون سید بیکرن

39:29.369 --> 39:30.746
‫سید، با کو آشنا شو

39:31.288 --> 39:32.622
‫نترس. از بچه‌های خودمونه

39:32.623 --> 39:33.831
‫سلام

39:33.832 --> 39:35.583
‫چی‌کار می‌کنی؟

39:35.584 --> 39:36.792
‫می‌خوام سوار بشم

39:36.793 --> 39:38.085
‫شعور داشته باش

39:38.086 --> 39:39.087
‫چی؟

39:39.630 --> 39:41.547
‫می‌خواید جلو بشینید؟

39:41.548 --> 39:44.281
‫بله؛ می‌خوام.
‫ممنونم که پرسیدید

40:05.751 --> 40:07.216
‫ممکنه یه‌ذره طول بکشه

40:07.241 --> 40:10.077
‫تا وقتی من برمی‌گردم نذار بمیره

40:15.999 --> 40:19.043
‫خب قضیه چیه؟
‫تو دستیار شخصیشی؟

40:19.044 --> 40:20.671
‫به تو ربطی نداره

40:22.398 --> 40:23.858
‫همکاریم

40:27.114 --> 40:28.991
‫رفت اون داخل چی‌کار؟

40:29.638 --> 40:31.640
‫سطح دسترسیت به اندازه‌ای نیست که بدونی

40:32.307 --> 40:34.225
‫خودت هم نمی‌دونی، نه؟

40:34.226 --> 40:37.144
‫ببین، من می‌خوام جونت رو نجات بدم؛ میشه...
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

40:37.145 --> 40:39.397
‫- چی؟
‫- ممکنه گوشیت رو ردیابی کنن. خاموشش کن

40:39.398 --> 40:41.399
‫- چی؟ چی میگی؟
‫- خاموشش کن!

40:41.400 --> 40:46.529
‫چه مرگته؟
‫باشه، حله. ببین. خیالت راحت شد؟

40:46.530 --> 40:47.531
‫- آره
‫- خیالت راحت شد؟

40:48.365 --> 40:49.741
‫- گیری کردیم
‫- خدای بزرگ

40:51.785 --> 40:53.704
‫یا خدا. این دیگه چیه؟

40:54.371 --> 40:56.657
‫به‌نظر خودت شبیه چیه؟
‫خالکوبیـه دیگه!

40:58.458 --> 40:59.918
‫البته فقط یه خالکوبی ساده نیست

41:01.503 --> 41:02.629
‫یه نوع یادآوریه...

41:03.463 --> 41:06.550
‫از این که چه روزهایی رو گذروندم و
چقدر عوض شدم

41:07.264 --> 41:09.710
‫برای همین وقتی بهش نگاه می‌کنم
‫این جمله یادم میاد،

41:09.734 --> 41:11.614
‫«درد یعنی قدرت»

41:11.638 --> 41:12.639
‫به‌به

41:14.391 --> 41:16.435
‫این رو همیشه یادت باشه، بچه جون

41:17.728 --> 41:18.729
‫چشم

41:19.259 --> 41:23.292
♪ Verb T - Rotation ♪

41:23.317 --> 41:25.735
‫خب پس الان بقیه همه توی پناهگاهـن؟

41:25.736 --> 41:27.612
‫- توی راهـن...
‫- لوئیزا چی؟

41:27.613 --> 41:30.823
‫- رفتن دنبالش؟
‫- شرلی و کاترین رفتن دنبال لوئیزا

41:30.824 --> 41:31.825
‫من هم دنبالِ تو

41:33.535 --> 41:34.995
‫تو مثلاً قرار بود مُرده باشی!

41:35.537 --> 41:36.788
‫نکته‌ی خوبی بود، کو

41:37.706 --> 41:39.415
‫میشه لطفاً از گوشیت استفاده کنم؟

41:39.416 --> 41:41.083
‫نه؛ قرار شده همه‌چی‌مون رو خاموش کنیم

41:41.084 --> 41:43.921
‫پس باید یه تلفن همگانی پیدا کنم.
‫باید به تورنر گزارش بدم

41:46.089 --> 41:48.090
‫- خودم بهش گفتم
‫- ریور، دارم بهت میگم

41:48.091 --> 41:50.302
‫من یه چیزایی از تورنر می‌دونم که
تو نمی‌دونی

41:51.136 --> 41:54.139
‫ببین، جلوتر یه مرکز خرید هست.
‫ببینیم تلفن همگانی داره یا نه

41:58.977 --> 42:00.937
‫رئیسِ ام‌آی۵، دایانا تورنر،

42:00.938 --> 42:04.190
‫امروز پس از مصاحبه‌ای تلویزیونی
شدیداً زیر تیغ انتقادات قرار گرفته است؛

42:04.191 --> 42:07.735
‫مصاحبه‌ای که به باور کارشناسان،
ممکن است جزئیاتی از واکنش بریتانیا

42:07.736 --> 42:11.614
‫به حملات اخیر با گاز اعصاب را فاش کرده باشد

42:11.615 --> 42:16.911
‫گمانه‌زنی‌ها و جنجال‌ها بر سر استفاده‌ی وی
‫از واژه «تلافی» در حال افزایش است

42:16.912 --> 42:18.955
‫اگرچه وی سریعاً این کلمه را تصحیح کرد،

42:18.956 --> 42:22.041
اما پرسش‌های زیادی‌ را در
محافل مختلف برانگیخت

42:22.042 --> 42:24.335
‫پرسش‌هایی که ام‌آی۵ تا کنون...

42:24.336 --> 42:26.309
‫از پاسخگویی به آن‌ها امتناع ورزیده است

42:26.334 --> 42:29.462
‫- و اگه تلافی‌ای صورت گرفته باشه...
‫- ‫یه لحظه صبر کنید...

42:33.512 --> 42:36.223
‫قطعاً با در نظر گرفتن امنیت و آسایش...

42:52.823 --> 42:55.241
‫- توی...
‫- توی حیاط من چه غلطی می‌کنی؟

42:55.242 --> 42:57.558
‫بعدش هم تو میگی نه‌خیر، اینجا حیاط منه!

42:57.583 --> 42:58.995
و مثل همیشه کل‌کل می‌کنیم

42:58.996 --> 43:01.414
‫خودت می‌دونی چقدر طول می‌کشه تا
بازرس‌ها بریزن اینجا

43:01.441 --> 43:04.110
‫خب پس تو هم بیا بشین تا
با هم منتظرشون بمونیم

43:07.921 --> 43:09.005
‫چی می‌خوای؟

43:09.006 --> 43:13.217
‫احیاناً نمی‌دونی چرا مأمورهای من
پُشت هم دارن کُشته میشن؟

43:13.218 --> 43:15.636
‫منظورت استروئن لوی و کی وایتـه؟

43:15.637 --> 43:17.722
‫فکر نکنم جریان خاصی داشته باشه. فقط...

43:17.723 --> 43:20.016
‫- تصادفی بوده
‫- آره جون عمه‌ت

43:20.017 --> 43:22.935
‫آخه قفل کردن در کانتینر از داخل
کار خیلی سختیه

43:22.936 --> 43:24.729
‫کی وایت هم میشه گفت احمق بود،

43:24.730 --> 43:27.576
‫اما نه اون‌قدر احمق که از قایقی که
دوازده سال ‫توش زندگی می‌کرده

43:27.600 --> 43:29.169
بیفته توی آب و بمیره

43:29.193 --> 43:31.737
‫آخه افراد تو زیاد به هوش و ذکاوت‌شون
معروف نیستن

43:32.738 --> 43:34.780
‫پس این که فرانک هارکنس زده

43:34.781 --> 43:37.366
‫یکی از افراد خودتون رو هم کُشته تصادفی بوده؟

43:37.367 --> 43:41.954
‫آره؛ یه بازرس. بازرسِ سابق‌مون، اندی نسمیت.
‫می‌شناسیش؟

43:43.081 --> 43:44.803
‫خب معلوم شد قبل از رفتنش...

43:44.827 --> 43:48.979
‫ پرونده‌ی کاغذی واحد اسب‌های کودن رو
‫برداشته برده

43:49.004 --> 43:50.755
‫گفتم شاید تو چیزی درموردش بدونی...

43:50.756 --> 43:53.508
‫چون این تو بودی که تمام پرونده‌های
دیجیتالی‌مون رو پاک کردی

43:53.509 --> 43:55.510
‫به آدم‌هات بگو تا وقتی بفهمیم جریان چیه

43:55.511 --> 43:57.428
‫- می‌تونن بیان توی پارک بمونن
‫- ای خدا

43:57.429 --> 43:59.639
‫عمراً پامون رو بذاریم اونجا

43:59.640 --> 44:03.893
‫واحد شما این‌قدر نشت اطلاعات داشت که
‫جولیان آسانژ هم پشماش ریخته بود

44:03.894 --> 44:06.229
‫حالا من اگه جای تو بودم،
می‌گفتم فلایت یه آمارگیری بکنه

44:06.230 --> 44:08.856
‫ببینه اندی نسمیت برای کی کار می‌کرده

44:08.857 --> 44:10.817
‫فلایت اخراج شد.
‫به‌خاطر ضعف عملکرد

44:11.985 --> 44:13.069
جریان چیه؟

44:13.070 --> 44:14.570
‫مصاحبه‌ت رو دیده و

44:14.571 --> 44:17.823
‫- بهت گفته دوربین خیلی چاقت کرد؟
‫- خفه شو

44:17.824 --> 44:19.075
‫خب، ادامه بده

44:19.076 --> 44:23.664
‫به‌نظرم فرانک هارکنس داره واسه یکی
‫ آدم می‌کُشه

44:24.289 --> 44:27.668
‫این اواخر که به جز من
رو اعصابِ کس دیگه‌ای نرفته بودی؟

44:28.335 --> 44:32.171
‫کسی که فرانک رو اجیر کنه؟
‫می‌دونی، واسه تلافی

44:32.172 --> 44:33.382
‫نه

44:34.591 --> 44:36.260
‫دایانا، بیخیال

44:37.177 --> 44:38.178
‫نه

44:39.763 --> 44:41.597
‫بلاهایی که داره سر افرادت میاد

44:41.598 --> 44:43.766
‫هیچ ربطی به عملیات‌های جاری ما نداره

44:43.767 --> 44:47.353
‫حالا هم اگه حرف‌هات تموم شد
‫ممنون میشم سیکتیرت رو بزنی

44:47.354 --> 44:48.856
‫روز طاقت‌فرسایی داشتم

44:50.440 --> 44:52.358
‫میشه از در داخل برم بیرون؟

44:52.359 --> 44:54.862
‫نه؛ از همون‌جایی که اومدی برگرد

44:56.071 --> 44:57.865
‫آخه از داخل خونه اومدم

45:21.138 --> 45:23.599
‫هر چی بیشتر آدم می‌کُشم

45:25.392 --> 45:27.311
‫بیشتر احساس انسانیت می‌کنم

45:33.275 --> 45:35.903
‫این یعنی روانیـم؟

45:38.739 --> 45:39.740
‫آره احتمالاً

45:42.367 --> 45:44.494
‫شما دو تا چند وقته با همدیگه کار می‌کنید؟

45:47.414 --> 45:48.415
‫سه سال

45:50.834 --> 45:52.169
‫بهش اعتماد داری؟

45:54.546 --> 45:55.547
‫آره

46:02.429 --> 46:04.388
‫راستش هیچ‌کدوم از تلفن‌های همگانی
کار نمی‌کنن

46:04.389 --> 46:05.890
‫میرم داخل ببینم چی دستگیرم میشه

46:13.273 --> 46:14.816
‫- بهتره من هم باهاش برم. آره
‫- آره

46:15.481 --> 46:23.405
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

46:24.015 --> 46:29.015
♪ PVT - Kangaroo ♪

46:40.425 --> 46:41.635
‫صبر کن!

46:42.550 --> 46:50.514
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

46:50.538 --> 46:58.538
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus
