WEBVTT

00:05.372 --> 00:12.372
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.031 --> 00:17.021
‫واسه چی آنلاین شدن سیستم‌هامون
این‌قدر طول کشیده؟

00:18.241 --> 00:20.041
‫بالأخره دلایل خودش رو داره

00:20.661 --> 00:22.431
‫پس یعنی شکست رو قبول کردیم دیگه؟

00:22.451 --> 00:24.351
خیر سرمون غیرقابل نفوذ بودیم

00:24.371 --> 00:25.541
‫سه تا سؤال دارم

00:25.541 --> 00:29.251
‫چطور، چرا و چه گندی قراره بالا بیاد؟
‫هیچ جوابی هم ندارم

00:29.251 --> 00:32.051
‫متأسفانه یه چند نفر باید قربونی شن

00:32.071 --> 00:33.071
‫گندش بزنن

00:33.095 --> 00:39.736
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:39.761 --> 00:41.401
‫واسه چی شمارش معکوس اومده؟

00:41.401 --> 00:44.641
‫یهو ظاهر شد. دلیلش رو نمی‌دونیم.
‫البته این جواب خوبی نیست

00:44.641 --> 00:46.191
‫خب اصلاً جواب نیست

00:47.271 --> 00:50.264
‫یعنی یه‌جور برنامه‌ی ویروس‌کُشی نیست که

00:50.289 --> 00:52.761
‫بشه استفاده کرد؟

00:52.761 --> 00:54.481
‫یا مثلاً یه آپدیت امنیتی؟

00:54.481 --> 00:56.571
‫بعید بدونم گفتن این کلمات بی‌ربطی که

00:56.571 --> 00:59.201
‫ته ایمیل‌هات پیدا کردی،
‫فایده‌ای داشته باشه

00:59.201 --> 01:00.531
‫ممنون

01:00.531 --> 01:03.411
‫خیلی خب، خیلی خب دانکن.
‫راه‌اندازی مجدد چطور؟

01:03.411 --> 01:05.341
‫منظورت اینـه کامپیوتر رو
‫خاموش‌روشن کنیم؟

01:05.341 --> 01:06.621
‫نه

01:07.501 --> 01:10.291
‫مگه این که فایده‌ای داشته باشه.
‫این کار رو بکنیم کمکی می‌کنـه؟

01:10.291 --> 01:12.751
‫نمیشه خاموشش کرد.
‫فعلاً هیچ‌کاری نمی‌تونن بکنن

01:12.751 --> 01:14.721
‫کلود، نظرت چیـه یکم بهشون فضا بدی؟

01:18.891 --> 01:21.051
‫نباید اون کدی که بهت داد رو
وارد می‌کردی

01:21.051 --> 01:23.111
‫تو هم نباید می‌ذاشتی از اینجا بره

01:23.111 --> 01:25.301
‫من فقط می‌خواستم جلوی
تروریست‌های لیبیایی رو بگیرم تا

01:25.301 --> 01:26.571
‫پایتخت رو به آشوب نکشن

01:26.571 --> 01:28.731
‫هدفش این بود که ولش کنی بره

01:28.731 --> 01:31.611
‫چی واسه خودت داری میگی؟
‫اون ترسیده بود

01:31.611 --> 01:33.361
‫باید راضیش می‌کردم. من...

01:33.361 --> 01:36.151
‫اون‌موقع که هو گذاشته بود به
‫پایگاه‌داده دسترسی پیدا کنه،

01:36.151 --> 01:38.401
‫پرونده‌ت رو دزدید، کلود

01:38.411 --> 01:42.331
‫اون تو رو بازی داده. تو رو زیر نظر داشتن.
‫افتادی تو تله‌ی عسل

01:45.371 --> 01:47.461
‫این بلا سر جفت‌مون اومد داداش

01:47.461 --> 01:49.501
‫هیچ شانسی نداشتی

01:49.501 --> 01:52.011
‫اون نسخه‌ی زنونه‌ی منـه.
‫واسه همین عاشقش شدم

01:53.421 --> 01:56.671
‫خیلی خب، هم خبر خوب دارم و
‫هم خبر بد

01:56.671 --> 01:59.131
‫یه راهی هست که بشه همه‌چیز رو به
‫حالت قبل برگردوند...

01:59.131 --> 02:00.131
‫عالیـه

02:00.141 --> 02:01.721
‫...اما بعد از تموم شدن شمارش معکوس

02:02.581 --> 02:04.481
‫واقعاً خجالت‌آوره

02:04.931 --> 02:06.101
‫- قربان
‫- بله؟

02:06.101 --> 02:07.851
‫سفیر لیبی پشت خط شماره یکـه

02:07.851 --> 02:10.521
‫هر وقت عشقش بکشه زنگ می‌زنه.
‫چند ساعت پیش بهش زنگ زدم‌ها

02:10.521 --> 02:12.901
‫ممنون

02:18.991 --> 02:21.951
‫- جناب سفیر
‫- آقای ویلن

02:22.991 --> 02:26.291
‫از طرف دولت لیبی صمیمانه ازتون عذر می‌خوام

02:27.081 --> 02:31.421
‫همین الان بهم اطلاع دادن که یک گروهِ مخالف
‫متشکل از نیروهای امنیتی،

02:31.421 --> 02:34.591
‫مسئول وقایع وحشتناکی هستند که

02:34.591 --> 02:36.421
‫تو این چند روز اخیر رخ دادن

02:36.421 --> 02:39.321
‫خب، مطمئنم همه‌ی تلاش‌تون رو
می‌کنید تا

02:39.321 --> 02:41.891
‫به ما کمک کنید که پیداشون کنیم

02:41.891 --> 02:44.681
‫می‌تونید الان با یکی‌شون صحبت کنید

02:44.681 --> 02:46.021
‫جانم؟ چی گفتید؟

02:46.045 --> 02:53.456
‫مترجم: «محمدعلی sm »

02:53.481 --> 02:55.941
‫من همون زن جوون بی‌دفاعم که
‫اون‌موقع باهام حرف زدی

02:56.781 --> 02:58.061
‫یادت میاد؟

02:58.061 --> 02:59.571
‫حق با تو بود

02:59.571 --> 03:01.321
‫از چیزی که فکر می‌کردم قوی‌ترم،

03:01.321 --> 03:04.661
‫با قدرتی که درونم نهفته و
‫خودم هم ازشون بی‌خبر بودم

03:04.661 --> 03:05.871
‫تو واقعاً کی هستی؟

03:05.871 --> 03:10.041
‫بزرگ‌شده‌ی کشوری که شما با
دخالت‌های متکبرانه‌تون،‫ نابودش کردید

03:10.751 --> 03:12.291
‫ما رو با سال‌ها وحشت تنها گذاشتید

03:12.291 --> 03:15.841
‫هیچ‌ چیزی نمی‌تونه کشتار اون ۱۱ نفر رو
توجیه کنه

03:15.841 --> 03:18.051
گوشی رو بده دستِ رئیست

03:18.051 --> 03:20.051
‫حدس بزن چی شده؟
‫داری با رئیس اِم‌آی۵ حرف می‌زنی

03:20.051 --> 03:21.421
‫آره، خودم می‌دونم!

03:21.681 --> 03:24.241
‫اون‌موقع که داشتم می‌لرزیدم،
‫هی این رو می‌گفتی تا

03:24.241 --> 03:26.181
‫توجهم رو جلب کنی

03:26.181 --> 03:29.771
‫بعدش ما سیستم‌های کامپیوتری‌تون رو
از کار انداختیم و

03:29.771 --> 03:32.041
‫رهبری تو رو به سخره گرفتیم

03:32.901 --> 03:35.441
‫آره، به گمونم بشه گفت که ما
‫دشمن‌هامون رو کور کردیم

03:36.441 --> 03:38.031
‫گوشی رو بده به دایانا تورنر

03:41.151 --> 03:42.721
‫تورنر هستم

03:43.561 --> 03:45.701
‫اگه مطالبه‌‌مون رو نپردازید،

03:45.701 --> 03:48.031
‫وقتی شمارس معکوس روی صفحه‌هاتون تموم بشه،

03:48.041 --> 03:51.199
‫آخرین مورد استراتژی براندازی...

03:51.224 --> 03:53.672
‫همونی که خودتون ساختید و

03:53.697 --> 03:56.381
‫انداختیدش به جون مستعمرات‌تون...

03:56.381 --> 03:57.631
‫اجرا میشه

03:58.001 --> 03:59.961
‫اون‌وقت مطالبه‌تون چیـه؟

03:59.961 --> 04:01.801
‫۱۰۰ میلیون پوند

04:01.801 --> 04:04.221
‫غرامت سال‌ها درآمد نفتی از دست‌رفته که

04:04.221 --> 04:08.141
‫به یکی از صندوق‌های مالی جزایر کیمن
‫به اسم «آلبیون هولدینگز» واریز میشه

04:09.181 --> 04:11.371
‫که در واقع درصد کوچیکی از طلب‌مونـه

04:11.981 --> 04:14.061
‫هر وقت جور کردی، بهم زنگ بزن

04:18.151 --> 04:20.231
‫نترس. پول‌مون رو که دادن
‫آزاد میشی

04:21.531 --> 04:22.531
‫عزت زیاد

04:24.521 --> 04:27.121
‫تا قبل از پایان شمارش معکوس
‫۱۰۰ میلیون می‌خوان

04:27.121 --> 04:29.661
‫وگرنه آخرین مورد فهرست‌شون رو عملی می‌کنن

04:29.661 --> 04:31.991
‫اون‌وقت... آخرین مورد فهرست‌شون چیـه؟

04:32.001 --> 04:33.331
‫حمله به یه عبادت‌گاه

04:33.331 --> 04:36.081
‫درستـه. اما الان صبح یک‌شنبه‌ست

04:36.081 --> 04:39.001
‫ای تف توش.
‫چطوری باید پیداش کنیم؟

05:36.200 --> 05:38.079
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت آخر »

06:20.661 --> 06:21.901
‫دایانا

06:21.901 --> 06:23.921
‫تارا رو گم کردیم

06:24.401 --> 06:26.191
‫می‌دونستی ویلن رو بازی میده دیگه؟

06:26.441 --> 06:29.031
‫یه شک‌هایی کرده بودم

06:29.031 --> 06:31.821
‫که به محض این که پرونده‌‌‌ش رو
‫خوندم، مطمئن شدم

06:31.821 --> 06:36.081
‫مشخصات روان‌شناسیش داد می‌زنه که
‫«عقده‌ی پدر حمایت‌گر» داره

06:36.081 --> 06:39.661
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم اما
‫گفتم شاید دلت بخواد

06:39.671 --> 06:42.681
‫خودش رو مضحکه‌ی عام و خاص کنه

06:43.841 --> 06:46.111
‫هنوز مطالبه‌ای نکردن؟

06:46.131 --> 06:48.145
‫دختره همین حالا از سفارت زنگ زد

06:48.170 --> 06:51.220
‫اجازه‌ی خروج و ۱۰۰ میلیون
درآمد نفتی از دست‌رفته

06:51.891 --> 06:55.351
‫خب شاید درمورد رفتارمون حق داشته باشن اما

06:55.351 --> 06:57.431
‫بیشتر پول نفت‌شون رو خودشون دزدیدن و

06:57.431 --> 06:59.731
‫بقیه‌ش رو خرج سرکوب مردم‌شون کردن

07:00.851 --> 07:03.281
‫سیستم‌هامون رو مختل کردن و
‫بهمون یه ساعت وقت دادن

07:03.281 --> 07:05.191
‫که ساعت ۱۰ و ۶ دقیقه تموم میشه

07:05.191 --> 07:07.021
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله می‌کنن

07:07.031 --> 07:08.761
‫اون هم صبح یک‌شنبه

07:08.761 --> 07:11.041
‫عجب زمانی هم انتخاب کردن

07:11.901 --> 07:15.181
‫به گمونم چاره‌ای ندارید جز این که
‫سر کیسه رو شل کنید

07:25.341 --> 07:26.671
‫خانم

07:26.671 --> 07:28.751
‫حدود ۲ هزار کلیسا اطراف لندن هست

07:28.761 --> 07:32.801
‫اگه مساجد، کنیسه‌ها، معبدها و
‫مراکز چند دینی رو هم اضافه کنیم،

07:32.801 --> 07:35.351
‫حدود ۵ هزار سوژه‌ی احتمالی داریم

07:36.141 --> 07:39.771
‫بله اما مسلمون‌ها، یک‌شنبه‌ها عبادت نمی‌کنن

07:42.061 --> 07:43.941
‫درست میگم دیگه؟

07:44.401 --> 07:46.041
‫خب، من پیروی سیکـم

07:47.321 --> 07:50.021
‫خب، فرض رو بر این بذاریم که
‫با کلیساها سر و کار داریم، خب؟

07:50.021 --> 07:52.901
‫اهداف درجه یک هم سنت‌پاول و
‫کلیسای وست‌مینستر هستن

07:52.911 --> 07:54.801
‫اونا خودشون محافظ دارن

07:54.801 --> 07:57.741
‫اگه همه‌ی نیروها رو بفرستیم سنت‌پاول و
‫به یه جا دیگه حمله شه،

07:57.741 --> 08:01.001
‫این‌جور برداشت میشه که ما بیشتر
‫نگران بناهای تاریخی بودیم تا مردم

08:01.001 --> 08:02.251
‫خیلی خب. همه‌شون رو می‌بندیم

08:02.251 --> 08:05.581
‫اون‌وقت چطوری قراره مردم رو مجبور کنیم که
‫تو ۴۰ دقیقه آینده،

08:05.581 --> 08:08.401
‫از همه‌ی کلیساهای لندن دور بمونن؟
‫هرج و مرج میشه

08:08.401 --> 08:10.091
‫پلیس متروپولیتن رو خبر کنید

08:10.091 --> 08:12.131
‫تعداد پلیس‌های مسلح‌مون کافی نیست

08:12.131 --> 08:14.441
‫باشه، پس ارتش رو خبر می‌کنیم

08:14.441 --> 08:15.641
‫تو ۴۰ دقیقه؟

08:15.641 --> 08:17.721
‫خانم، وزارت خزانه‌داری،

08:17.721 --> 08:20.681
‫صندوق جزایز کیمن که قراره
‫براش پول واریز کنیم رو تأیید کرده

08:20.681 --> 08:22.541
‫به این شرکت مرتبطـه

08:25.481 --> 08:27.691
‫خدایا. خیلی خب. بیاریدش اینجا

08:27.691 --> 08:29.571
‫- توی راهـه
‫- کسی نباید ببینتش

08:29.571 --> 08:31.711
‫ببخشید، چرا داریم مقصد پول رو
بررسی می‌کنیم؟

08:31.711 --> 08:32.891
‫قرار نیست پولش رو بدیم که

08:32.891 --> 08:35.491
‫به نظرم باید اون گزینه رو هم
مدنظر داشته باشیم

08:35.491 --> 08:38.761
‫باید فوراً نخست‌وزیر رو خبر کنی.
‫هماهنگی‌هاش رو بکن

08:38.761 --> 08:41.161
‫تسلیم یه ترور بشیم؟
‫عمراً اگه بذاره

08:41.161 --> 08:43.961
‫پس منتظر یه ابوتسفیلد دیگه هم باش

08:48.341 --> 08:50.091
‫بازرس‌ها رو بفرست به سفارت لیبی

08:50.091 --> 08:51.821
‫اگه این ماجرا بدون خون‌ریزی ختم شه،

08:51.821 --> 08:54.301
‫باید خودش و تیمش رو تا فرودگاه همراهی کنیم

08:54.301 --> 08:58.241
‫اگه این‌طور پیش نرفت،
‫باید آماده‌ی حمله به اونجا بشن

09:00.821 --> 09:02.971
‫نباید دست به کار شیم؟

09:02.981 --> 09:06.851
‫مثلاً رد لیبیایی‌ها یا
دوست‌دختر رادی رو بزنیم؟

09:06.851 --> 09:08.561
‫اون که تو سفارت لیبیـه

09:08.561 --> 09:11.741
‫یعنی یه عملیات با چراغ سبز کشورش بوده؟

09:11.741 --> 09:13.241
‫نه، بعید بدونم

09:13.241 --> 09:15.151
‫به زور وارد اونجا شده، چون می‌دونه که

09:15.151 --> 09:17.821
‫ما نمی‌تونیم بریم تو و
‫بکشیمش بیرون

09:18.085 --> 09:20.364
« باباجون »

09:22.541 --> 09:23.701
‫باباجونتـه؟

09:23.701 --> 09:26.251
‫نه. آره. از کجا فهمیدی؟

09:26.251 --> 09:28.461
‫خب، اگه به عملیات ربطی داشت...

09:28.461 --> 09:30.081
‫...جواب می‌دادی

09:30.091 --> 09:32.361
‫تو که کَس و کاری نداری،
‫پس قطعاً خودش بوده

09:32.381 --> 09:34.091
‫راستی حالش چطوره؟

09:34.551 --> 09:36.301
‫خیلی تعریفی نداره

09:36.301 --> 09:38.271
‫از اخبار فهمیده چه خبره اما

09:38.291 --> 09:39.831
‫یکم قاتی پاتی برداشت کرده

09:39.861 --> 09:41.641
‫- چیزی نگو
‫- درمورد چی؟

09:41.641 --> 09:43.681
‫درمورد این که گیج شده، خب؟

09:43.681 --> 09:46.271
‫می‌دونم با هم اختلاف داشتید اما
‫دیگه ولش کن

09:46.271 --> 09:48.821
‫اون تیزهو‌ش‌ترین آدم توی سازمان بود.
‫البته بعد از من

09:48.821 --> 09:50.701
‫حالا می‌خوای یه حرف چرت بزنی

09:50.701 --> 09:52.731
‫یه حرف مزخرف درموردش بزنی

09:52.731 --> 09:54.901
‫مثلاً بگی اون سایه‌ی ننگین گذشته‌ی خودشـه

09:54.901 --> 09:56.841
‫لازم نیست چیزی بگم.
‫خودت گفتی دیگه

09:56.841 --> 09:58.571
‫- حرفاتون دردی رو دوا نمی‌کنه
‫- من...

09:58.571 --> 10:00.161
‫چی‌کار باید بکنیم؟

10:00.161 --> 10:01.531
‫نگو «هیچی»

10:02.941 --> 10:04.581
‫هیچ کاری نمیشه کرد

10:04.581 --> 10:07.441
‫اینا خیلی حرفه‌ایـن و
‫اصلاً هم رحم ندارن

10:07.441 --> 10:09.921
‫پارک نمی‌تونه مواظب
همه‌ی کلیساهای لندن باشه

10:09.921 --> 10:12.081
‫خب مجبورن پول رو بدن

10:12.091 --> 10:15.281
‫- اگه ندن چی میشه؟
‫- قتل‌عام راه میفته

10:15.281 --> 10:16.841
‫یعنی هر کلیسایی توی لندن؟

10:16.841 --> 10:18.841
‫- عجب کابوسی
‫- شاید هر کلیسایی نباشه

10:18.841 --> 10:21.511
‫یه عبادت‌گاه به ذهنم می‌رسه

10:22.561 --> 10:27.021
‫البته این فقط به ذهن
یه روانی بالفطره می‌رسه

10:33.611 --> 10:36.051
‫به نظرت فهمیده کدوم کلیسا رو میگی؟

10:36.781 --> 10:38.601
‫لعنتی

10:39.571 --> 10:41.321
‫صبر کن ببینم، اینا کجا دارن میرن؟

10:41.321 --> 10:42.571
‫ابوتسفیلد

10:42.571 --> 10:44.941
‫ابوتسفیلد. یه بار که به ابوتسفیلد حمله کردن

10:44.941 --> 10:48.441
‫که به زودی مراسم یادبودش تو
‫یه مرکز چند دینی برگزار میشه

10:50.211 --> 10:52.171
‫نمیشه که یه همچین حرفی بزنی و

10:52.196 --> 10:54.631
‫بعدش همین‌جا بشینی و
هیچ‌کاری نکنی

10:54.631 --> 10:57.801
‫کی گفته کاری نمی‌کنم؟
‫بهترین مأمورهام رو فرستادم

10:58.551 --> 10:59.631
‫به همراه تو

11:07.561 --> 11:09.341
‫میشه بپرسم چرا احضار شدم اینجا تا

11:09.341 --> 11:12.351
‫مجبورم کنن عین کارمندها
‫تو راه‌پله منتظر بمونم؟

11:12.351 --> 11:14.231
‫اون‌شب که اومدی به دیدنم،

11:14.231 --> 11:17.191
‫به یه گروه ناراضی لیبیایی اشاره کردی که
دنبال غرامت

11:17.191 --> 11:19.261
‫برای درآمدهای نفتی از دست‌رفته‌شون بودن

11:19.261 --> 11:23.681
‫و از الان ۲۵ دقیقه وقت داریم تا
‫۱۰۰ میلیون پول بدیم و

11:23.681 --> 11:28.041
‫جلوی حمله‌ی یه گروه لیبیایی به
‫یه کلیسا رو بگیریم

11:28.331 --> 11:30.871
‫من هیچی از اینا که میگی رو نمی‌دونم

11:30.871 --> 11:32.291
لیبی یه کشور از هم پاشیده‌ست و

11:32.291 --> 11:35.001
‫طبق تجربه‌ی محدود من،
‫همه‌شون رو می‌تونی با پول بخری

11:35.031 --> 11:38.171
‫کسایی که باهاشون سر و کار داری
‫ممکنـه عضو یه گروه کاملاً متفاوت باشن

11:38.171 --> 11:41.041
‫گفتن پول رو به یه صندوق مالی خارجی
‫بفرستیم که

11:41.041 --> 11:43.021
‫مدیرش تویی

11:44.431 --> 11:47.431
‫پس در این صورت... تف تو ذات‌شون،
‫انگار خودشونن

11:47.431 --> 11:49.641
‫دفعه آخرمـه تو خاورمیانه معامله‌ای می‌کنم

11:49.641 --> 11:50.771
‫عاشق چونه زدنن و

11:50.771 --> 11:53.191
‫کاملاً استعداد این رو دارن که
‫یهو بزنه به سرشون

11:53.191 --> 11:54.671
‫اطلاعات تو رو از کجا می‌دونن؟

11:55.771 --> 11:56.981
‫دو تا حساب هست

11:57.521 --> 12:00.441
‫یکی برای تقسیم پول بین خودشون،

12:00.441 --> 12:02.201
‫البته منهای کمیسیون من

12:02.201 --> 12:03.941
‫و خب مشخصاً پولی تو اون حساب نیست

12:03.971 --> 12:05.951
‫اون یکی حساب چی؟

12:05.951 --> 12:09.581
‫اونا تو سه سال گذشته،
‫یه مبلغ ناچیزی به من پرداخت کردن

12:09.581 --> 12:12.081
‫اخیراً توی لفافه بهم گفتن که
‫تلاش‌هام کافی نیست و

12:12.081 --> 12:15.081
‫- واسه همین اومدم پیش تو
‫- منظورت از «ناچیز» چقدره؟

12:15.081 --> 12:16.501
‫رو هم رفته...

12:16.501 --> 12:18.171
‫یه چند صد هزار دلار

12:18.171 --> 12:20.001
‫که به موقعش اطلاع میدم

12:20.011 --> 12:21.591
‫چرا پای من رو کشیدن این وسط؟

12:21.591 --> 12:22.671
‫وجهه‌م رو خراب می‌کنه

12:22.671 --> 12:25.741
‫چون پول‌شون رو گرفتی و هیچ‌کاری نکردی و
‫حالا می‌‌خوان ثابت کنن که

12:25.741 --> 12:28.391
‫اینجا چه کشور داغون و فاسدیـه

12:28.391 --> 12:30.971
‫گرفتن پول از طریق وزیر سابق کشور هم

12:30.971 --> 12:32.641
‫راه خیلی خوبی برای این کاره

12:34.061 --> 12:36.801
‫وقتی خبرش پخش شه،
‫وجهه‌ی همه‌مون خراب میشه

12:41.031 --> 12:42.151
‫جناب نخست‌وزیر،

12:42.151 --> 12:45.861
‫متأسفانه خیلی بعیده که بشه بدون پرداخت پول،
‫جلوی حمله رو گرفت

12:46.451 --> 12:48.781
‫نه. نه، من هم مثل شما سرافکنده هستم

12:51.251 --> 12:52.371
‫آم...

12:57.421 --> 12:58.501
‫۱۲ دقیقه، قربان

12:59.801 --> 13:02.041
‫خب، تورنر چاره‌ای واسه‌مون نذاشته

13:02.881 --> 13:04.061
‫اوهوم

13:04.931 --> 13:07.021
‫یه ساعت وقت ندادن تا
‫جلوی کشتار رو بگیریم

13:07.021 --> 13:08.781
‫یه ساعت وقت دادن تا پول رو جور کنیم

13:08.781 --> 13:11.021
‫بازی‌مون دادن

13:29.901 --> 13:31.181
‫پول رو میدیم

13:31.181 --> 13:33.851
‫اما باید قول بدی که حمله منتفی میشه

13:35.581 --> 13:38.331
‫تو هم باید قول بدی که بذاری
‫از کشور خارج شیم

13:38.331 --> 13:43.001
‫به‌زودی ماشین‌ها می‌رسن و
‫آماده میشن که ببرن‌تون فرودگاه نورثولت

13:43.011 --> 13:47.989
‫اما فقط زمانی اجازه‌ی خروج رو میدیم که
تو و همه‌ی اعضاتون خارج شید تا

13:48.014 --> 13:51.406
مطمئن بشیم ‫دیگه خشونتی در کار نخواهد بود

13:51.431 --> 13:53.781
‫اوه، در ضمن...

13:53.781 --> 13:56.731
‫هیچ‌کدوم از این ماجراها
نباید به بیرون درز کنه

13:56.731 --> 13:59.601
‫می‌تونم تصور کنم که حسابی تحقیر شدید

14:00.271 --> 14:01.731
‫ضدحالـه،‌ مگه نه؟

14:01.731 --> 14:03.821
‫با شرایط‌‌مون موافقی؟

14:03.821 --> 14:06.821
‫بهشون خبر میدم و اونا هم
‫زودی برمی‌گردن به سفارت

14:06.821 --> 14:09.361
‫کوچیک‌ترین خشونتی رخ بده،
‫مردهایی که توی ماشینن

14:09.361 --> 14:11.121
‫دیگه نمی‌برن‌تون فرودگاه

14:11.121 --> 14:13.271
‫کارتون رو یه سره می‌کنن

14:13.991 --> 14:16.001
‫دیگه خشونتی رخ نمیده

14:17.001 --> 14:18.821
‫انتقال وجه تأیید شد

14:32.301 --> 14:34.041
‫دستورش رو میدم

14:41.611 --> 14:44.071
‫پول رو دادن.
‫موفق شدیم

14:44.071 --> 14:47.031
‫برگردید سفارت.
‫با هواپیما خارج‌مون می‌کنن

14:47.501 --> 14:49.321
‫نقشت‌ رو جدی گرفتی‌ها

14:49.321 --> 14:50.611
‫تو سربازی

14:51.121 --> 14:53.311
‫نه کسی که دستور میده

14:54.661 --> 14:55.871
‫چی داری میگی؟

14:55.871 --> 14:57.161
‫دیگه تمومـه

14:57.161 --> 14:58.831
‫واسه‌ی ما نه

14:59.871 --> 15:00.871
‫گوش کن

15:02.041 --> 15:05.381
‫هر کار دیگه‌ای بکنی،
‫به ساختمون حمله می‌کنن

15:16.471 --> 15:17.681
‫آماده شید

15:20.771 --> 15:22.351
‫پول رو دادن؟

15:22.351 --> 15:23.981
‫مگه مهمـه؟

15:23.981 --> 15:26.041
‫چرا باید جلومون رو بگیره؟

15:27.151 --> 15:28.151
‫پس این چی میشه؟

15:28.861 --> 15:30.781
‫این چی میشه؟ هان؟

15:31.911 --> 15:33.621
‫باید با خون تاوانش رو بدن

15:34.411 --> 15:36.271
‫مثل خون‌هایی که جلوی چشم من ریخته شد

15:37.331 --> 15:39.541
‫کشورمون رو نابود کردن و
‫برگشتن سر زندگی‌شون،

15:39.541 --> 15:40.921
‫با ترسِ جنگ، تنهامون گذاشتن

15:40.921 --> 15:43.251
‫اونا هم باید این ترس رو بچشن

15:43.251 --> 15:45.724
‫این‌طوری شاید دفعه‌ی بعد، قبل از
‫شروع یه جنگ و ول کردنش،

15:45.748 --> 15:46.748
بیشتر فکر کنن

15:53.341 --> 15:55.431
‫- کدوم گوری داری میری؟
‫- ببین

15:55.431 --> 15:57.811
‫تو راه خودت رو برو،
‫من هم راه خودم رو میرم

15:58.601 --> 16:00.271
‫بچه‌ها، به‌اندازه‌ی کافی بی‌گناه‌ها مُردن

16:00.271 --> 16:02.881
‫ضربه‌ی نهایی باید به کسایی وارد شه که
‫مسبب جنگ شدن

16:06.271 --> 16:08.591
‫من فقط خون گناه‌کارها رو می‌ریزم

16:09.151 --> 16:11.031
‫تا انتقام خونواده‌م رو بگیرم

16:13.531 --> 16:14.531
‫تو چی‌کاره‌ای؟

16:16.531 --> 16:17.581
‫راه بیفت بریم داداش

16:32.761 --> 16:36.021
‫نمی‌فهمم تو این شرایط
‫چطوری غذا از گلوت پایین میره

16:42.811 --> 16:43.891
‫این گیاهیـه؟

16:44.561 --> 16:46.881
‫نه، گفتم توش گوشت باشه

16:47.561 --> 16:49.691
‫آره، اما اگه گوشت بود
‫رنگش صورتی روشن بود

16:51.111 --> 16:52.441
‫رول‌های سوسیس...

16:52.441 --> 16:54.101
‫خب حالا

16:56.701 --> 16:59.561
‫اگه می‌خواستی از اون ساختمان بیای بیرون و

16:59.561 --> 17:01.251
‫از دست بازرس‌ها فرار کنی...

17:02.381 --> 17:03.941
‫...از کدوم سمت می‌رفتی؟

17:03.941 --> 17:05.601
‫فکر می‌کنی تارا می‌خواد فرار کنه؟

17:05.601 --> 17:08.321
‫جواب سؤال من رو بده

17:11.051 --> 17:13.171
‫سمت چپ. سمت چپ اون کوچه

17:13.171 --> 17:16.511
‫گفتی اگه حمله رو کنسل کنه،
‫بهشون اجازه میدن که

17:16.511 --> 17:18.301
‫از کشور خارج شن

17:19.301 --> 17:21.041
‫خب، این دختره که سنی نداره

17:21.771 --> 17:24.771
‫امکان نداره که همه‌کاره باشه

17:24.771 --> 17:26.731
‫آره، افرادش هم باید تا الان می‌رسیدن

17:28.021 --> 17:30.061
‫من که فکر نکنم بیان

17:30.861 --> 17:32.691
‫فکر می‌کنم نشسته اونجا و

17:33.531 --> 17:36.821
‫به این نتیجه می‌رسه که هیچ‌وقت
‫کنترلی روی اون روانی‌ها نداشته

17:36.821 --> 17:38.491
‫اما تو گفتی قراره پول رو بدیم

17:38.491 --> 17:42.331
‫خب ببین اینا تو این چند روز
‫چه دسته‌گل‌هایی آب دادن

17:42.331 --> 17:45.831
‫بعدش هم، بعید بدونم که پول،
آتیش‌شون رو خاموش کنه

17:49.631 --> 17:52.041
‫بازرس‌ها هم رسیدن

17:52.341 --> 17:56.091
‫خب این‌طوری ممکنـه مردم بی‌گناه هم
‫توی درگیری‌ها آسیب ببینن

17:56.721 --> 18:01.301
‫خب، خطری که این قلچماق‌های دست به ماشه
‫برای مردم دارن،

18:01.311 --> 18:02.511
‫از اون دختره بیشتره

18:02.511 --> 18:05.081
‫نمیشه که دست‌به‌سینه اینجا بشینیم

18:07.021 --> 18:08.731
‫- خب یه کاری بکن
‫- چی؟

18:10.401 --> 18:12.151
‫برو و در رو بزن

18:12.151 --> 18:13.481
‫چی؟ من؟

18:14.571 --> 18:17.951
‫دیروز که به شهردار حمله کردی

18:17.951 --> 18:21.071
‫حالا واسه یه در زدن این‌قدر عصبانی میشی؟

18:21.071 --> 18:23.781
‫- دیروز چاره‌ای نداشتم
‫- چرت نگو

18:23.791 --> 18:27.461
‫جونت در میره واسه این که
‫تو دل ماجرا باشی

18:27.461 --> 18:30.001
‫احتمالاً یاد اون هیجانی می‌افتی که

18:30.001 --> 18:32.041
‫موقع شنگول شدن تجربه‌ش می‌کردی

18:34.501 --> 18:36.511
‫خب بعد از این که در رو زدم چی‌کار کنم؟

18:37.511 --> 18:39.261
‫بهش بگو بیاد دنبالت

18:39.261 --> 18:41.261
‫وگرنه یه گلوله خالی میشه تو کله‌ش

18:42.221 --> 18:47.271
‫وسط خیابون که به یه بی‌دفاع شلیک نمی‌کنن

18:47.271 --> 18:50.101
‫اما اگه برن داخل ساختمون،
‫قضیه فرق می‌کنه

18:50.101 --> 18:52.481
‫در ضمن، خودت که گفته بودی،

18:52.481 --> 18:56.021
‫- ممکنـه آدم‌های بی‌گناه آسیب ببینن
‫- به گمونم این رو گفتم،‌ نه؟

18:57.951 --> 19:01.621
‫آفرین. اونا که به یه پیرزن فسقلی کاری ندارن

19:02.661 --> 19:03.661
‫ایول

19:10.461 --> 19:11.691
‫تق، تق،‌ تق

19:20.011 --> 19:21.551
‫شرمنده خانم.
‫سفارت بسته‌ست

19:21.551 --> 19:23.681
‫نه، چیزی نیست.
‫من قرار قبلی دارم

19:25.101 --> 19:27.891
‫- خانم، شما اجازه ندارید اینجا باشید
<i>‫- تو کی هستی؟</i>

19:27.891 --> 19:29.481
‫از اِم‌آی۵ اومدم، در رو باز کن

19:29.481 --> 19:31.021
‫لطفاً از ساختمان دور بشید

19:31.021 --> 19:33.191
‫بذار بیام تو وگرنه مردهای مسلح میان تو

19:33.191 --> 19:35.841
‫خب دیگه خانم، مجبورم به زور ببرم‌تون

19:49.121 --> 19:50.341
‫خب...

19:50.341 --> 19:52.461
‫دقیقاً چه کمکی از دستت بر میاد؟

19:52.461 --> 19:55.347
‫اگه تفنگت رو بذاری زمین و
‫همین‌حالا باهام بیای،

19:55.371 --> 19:57.347
‫هیچ بلایی سرت نمیاد

19:58.091 --> 19:59.741
‫چرا باید حرفت رو باور کنم؟

19:59.741 --> 20:01.901
‫چار‌ای نداری،
‫چون اگه با تفنگت بمونی اینجا،

20:01.901 --> 20:03.361
‫ممکنـه بهت آسیب بزنن

20:04.011 --> 20:06.101
‫پس در رو باز کن.
‫یالا، در رو باز کن

20:06.101 --> 20:07.761
‫لیست گروگان‌ها رو به‌روز کن

20:07.761 --> 20:10.661
‫همین حالا یه نفر دیگه وارد شد

20:11.351 --> 20:13.061
‫- مراقب باشید!
‫- برید عقب!

20:13.561 --> 20:15.271
‫- نمیرید؟
‫- بذارش زمین!

20:15.271 --> 20:17.941
‫- تفنگت رو بذار زمین!
‫- می‌تونستی باهام بیای بیرون

20:17.941 --> 20:20.781
‫- تفنگت رو بذار زمین!
‫- بعدش چی؟ با هم برگردیم پارک؟

20:20.781 --> 20:22.321
‫چرا باید همچین چیزی بخوام؟

20:22.321 --> 20:23.571
‫تفنگت رو بذار زمین!

20:23.571 --> 20:25.531
‫گفتم برید عقب!

20:28.201 --> 20:29.791
‫- تکون نخور!
‫- می‌کشنت

20:29.791 --> 20:32.331
‫- تفنگت رو بذار زمین! همین حالا!
‫- شلیک می‌کنمم!

20:32.921 --> 20:34.711
‫شوخی نمی‌کنم، شلیک می‌کنم!

20:35.291 --> 20:36.831
‫تفنگت رو بذار زمین!

21:18.921 --> 21:19.921
‫دژاوو

21:19.921 --> 21:22.551
‫یالا، دستات رو بگیر بالا.
‫ببر بالای سرت

21:28.721 --> 21:30.681
‫دست بردار. واسه چی ناراحتی؟

21:30.681 --> 21:33.311
‫من زندان رو به قرار گذاشتن با
‫رادی هو ترجیح میدم

21:33.311 --> 21:35.001
‫کون لقت!

21:38.191 --> 21:41.071
‫لیما، گلف ۵-۷ به مرکز فرماندهی.
‫مظنون رو دستگیر کردیم

21:42.321 --> 21:43.901
‫داریم میاریمش. تمام

21:47.411 --> 21:49.351
‫می‌دونستی این‌طوری میشه دیگه؟

21:50.331 --> 21:51.541
‫آره

21:51.881 --> 21:53.851
‫گفته بودم که، اون سنی نداره

21:54.541 --> 21:55.871
‫بهت شلیک نمی‌کرد

21:56.671 --> 21:59.541
‫خب، همچین حسی که نداشتم

22:02.091 --> 22:03.341
‫بیا بریم

22:04.881 --> 22:07.011
‫واست لیموناد می‌خرم

22:10.601 --> 22:11.811
‫حال و هوات رو عوض می‌کنه

22:15.181 --> 22:17.461
‫از حمله‌ی اولی هم آدم‌های بیشتری می‌میرن

22:18.021 --> 22:19.311
‫همه‌شون می‌میرن

22:34.461 --> 22:36.911
.وقت‌مون داره تموم میشه
‫باید همه رو ببریم بیرون

22:36.911 --> 22:38.671
‫آره، اما با آرامش.
‫نباید وحشت کنن

22:39.211 --> 22:41.921
‫ممکنـه همین الانش هم لباس عزا
‫پوشیده باشن و رفته باشن تو

22:41.921 --> 22:43.261
‫من اگه بودم همچین کاری می‌کردم

22:43.261 --> 22:45.051
‫من هنوز تفنگ ندارم

22:45.051 --> 22:46.681
‫نترس، ما هنوز مال خودمون رو داریم

22:46.681 --> 22:49.041
‫جدی؟ اون‌وقت واسه گیمبال چی‌کار کردید؟

22:50.341 --> 22:56.231
‫♪ تا هنگامی که اورشلیم را بسازیم، ♪

22:56.731 --> 23:03.261
‫♪ در سرزمین سرسبز و باصفای انگلستان ♪

23:11.161 --> 23:15.371
‫ویلیام بلیک بیش از ۲۰۰ سال پیش
‫این اشعار امیدبخش رو سرود،

23:15.371 --> 23:20.171
‫اما همچنان تا به امروز
مایه‌ی الهام و تسلی‌ند

23:20.171 --> 23:22.501
‫اما برای یافتن بینشی مدرن‌تر که

23:22.501 --> 23:24.791
‫بتونه تسلی‌بخش عزادارنِ جوان ما باشه،

23:24.801 --> 23:30.021
‫به گفته‌ها‌ی دومینیک تورتو در
‫«فیلم سریع و خشن ۷» رجوع می‌کنم

23:31.551 --> 23:36.721
‫«میگن اگه بعد از مرگ...
‫در یاد و خاطره‌ی دیگران باشیم،

23:36.721 --> 23:37.831
‫در واقع نمُردیم»

23:39.101 --> 23:41.941
‫درسی که من از
‫هر دوی این بزرگواران می‌گیرم...

23:41.941 --> 23:43.981
‫حالا جدای از این که چندین قرن
‫با هم فاصله دارن،

23:43.981 --> 23:47.321
‫...اینـه که با این که شاید امروز لندن ما
‫«لندن‌انگیز» نباشه....

23:47.321 --> 23:50.071
‫اما فردا «لندن‌انگیز» خواهد شد،
‫اگر که...

23:50.071 --> 23:52.991
‫خیلی خب، همه از سر جاشون پاشن

23:52.991 --> 23:55.781
‫باید هر چه سریع‌تر اینجا رو ترک کنید،
‫ممنون میشم

23:55.781 --> 23:57.741
‫- قضیه چیه؟
‫- ببخشید، از طرف اِم‌آی‌۵ اومدیم. من...

23:57.741 --> 23:59.501
‫- میشه نشان‌تون رو ببینیم؟
‫- برید عقب

23:59.501 --> 24:01.501
‫خب، شاید بهتر بود اول
‫با اینا حرف می‌زدی

24:01.501 --> 24:04.921
‫دوستان، سازمان مدارکی پیدا کرده که

24:04.921 --> 24:07.341
‫نشون میده بهتره همین الان
‫اینجا رو ترک کنید

24:07.341 --> 24:09.671
‫پس لطفاً از درب پشتی ساختمون خارج شید

24:09.671 --> 24:12.841
‫لازم نیست وحشت کنید.
‫فقط خیلی آروم از ساختمون خارج شید

24:12.841 --> 24:14.861
‫فوراً همین الان برید بیرون لطفا!
‫زود باشید!

24:14.861 --> 24:16.601
‫جدی میگم، همین حالا!
‫برید بیرون!

24:16.601 --> 24:18.101
‫همه فوراً خارج شن!
‫خواهش می‌کنم!

24:20.181 --> 24:22.021
‫مگه نگفتم «با آرامش»؟

24:22.501 --> 24:25.021
‫وایسا ببینم، قضیه چیه؟
‫تازه سخنرانیم رو شروع کرده بودم

24:25.021 --> 24:28.771
‫عذر می‌خوام قربان، می‌دونم اما
‫باید فوراً از اینجا خارج شید

24:28.781 --> 24:30.321
‫- هی، هی، خیلی خب
‫- صبر کن. آتیش‌سوزی شده؟

24:30.321 --> 24:32.451
‫- نه، آتیش‌سوزی نشده
‫- پس چرا هشدار رو زد؟

24:32.451 --> 24:34.571
‫- سؤال خیلی خوبیـه
‫- تهدید امنیتیـه، خب؟

24:34.571 --> 24:36.991
‫- مدارکی از تهدید امنیتی پیدا کردیم
‫- چه‌جور تهدیدی؟

24:36.991 --> 24:40.081
‫عوامل لیبیایی ۱۰۰ میلیون پوند باج
از دولت خواستند

24:40.081 --> 24:41.161
‫صدات نمیاد

24:41.161 --> 24:43.831
‫ببخشید، میشه لطفاً یکی
اون تخمی رو خاموش کنه؟

24:43.895 --> 24:50.895
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:55.181 --> 24:56.261
تو ‫کمتر از یک دقیقه،

24:56.261 --> 24:58.181
‫باید ۱۰۰ میلیون پوند پرداخت کنیم

24:58.181 --> 25:00.221
‫وگرنه به یه عبادت‌گاه حمله میشه و

25:00.221 --> 25:03.081
‫بنا به دلایلی معتقدیم که ممکنـه اینجا باشه.
‫لطفاً باور کنید که...

25:03.081 --> 25:05.561
‫وای، خدا رو شکر.
‫شنیدید؟

25:05.561 --> 25:07.731
‫بله، بنا به دلایلی معتقدید که
‫ممکنه به اینجا حمله شه

25:07.731 --> 25:10.231
‫- بله، پس باید فوراً بریم
‫- اما مطمئن نیستید؟

25:10.231 --> 25:12.401
‫اطلاعات هیچ‌وقت به‌طور ۱۰۰‌ درصدی
‫مطمئن نیستن قربان

25:12.401 --> 25:14.781
‫چند در صد از این اطلاعات مطمئنی؟

25:14.781 --> 25:16.411
‫- واقعاً مهمـه؟
‫- بله، من شهردار لندنـم

25:16.411 --> 25:17.911
‫اگه احتمال حمله این‌قدر زیاد بوده،

25:17.911 --> 25:19.271
‫- باید بهم اطلاع داده می‌شد
‫- خب...

25:19.271 --> 25:20.371
‫« باباجون »

25:20.371 --> 25:21.501
‫لعنتی، الان نه

25:27.291 --> 25:29.171
‫ببینید، الان وقت خوبی برای این حرفا نیست

25:29.171 --> 25:31.821
‫- زنگ بزن به ویلن
‫- جدی میگم، باید فوراً از اینجا خارج شن

25:35.721 --> 25:37.701
‫می‌تونیم همین بیرون هم بکشیم‌شون

25:39.431 --> 25:40.931
‫شهردار هنوز داخلـه

25:40.931 --> 25:42.831
‫قبلاً نذاشتن بکشمش

25:43.351 --> 25:45.061
‫- اول اون رو می‌کشیم
‫- باشه

25:46.441 --> 25:48.191
‫تو حواس تیم امنیتیش رو پرت کن

25:52.531 --> 25:53.991
‫- اسمت چیـه؟
‫- اسمم...

25:53.991 --> 25:55.701
‫- ریور کارت‌رایت
‫- ریور؟

25:55.701 --> 25:56.861
‫بله

25:56.861 --> 25:58.491
‫کلود، ریور کارت‌رایت اینجاست

25:58.491 --> 26:01.411
‫یهویی مزاحم مراسم یادبود شده و
‫حرف از حمله‌ی لیبیایی‌ها می‌زنه و

26:01.411 --> 26:03.351
‫هیچ‌کدوم از مأمورهام ازش خبر ندارن

26:03.351 --> 26:04.371
‫درستـه

26:04.371 --> 26:09.331
‫خب، اولاً که بابت این اتفاق
معذرت می‌خوام، ظفر. ‫شرمنده

26:10.711 --> 26:14.051
‫باید در جریان قرار می‌گرفتی،

26:14.051 --> 26:17.491
‫البته در دفاع از خودمون بگم که
‫خیلی سریع این اتفاق افتاده

26:19.551 --> 26:21.931
‫- ایول
‫- حالا قرار بوده به مراسم حمله بشه یا نه؟

26:21.931 --> 26:23.181
‫- آره، آره، بوده
‫- هیس

26:23.181 --> 26:25.311
‫راستش ما اطلاعاتی نداشتیم که قرار بوده

26:25.311 --> 26:26.981
‫شخص شما مورد حمله قرار بگیره

26:26.981 --> 26:29.941
‫البته که اگه این اطلاعات رو داشتیم...

26:29.941 --> 26:31.521
‫- مداخله می‌کردیم
‫- صبر کن ببینم

26:31.521 --> 26:34.281
‫شما مداخله کردید.
‫کلی از مأمورهاتون جلوم وایسادن

26:34.281 --> 26:37.111
‫میشه لطفاً گوشی رو بدی به کارت‌رایت؟

26:42.031 --> 26:43.411
‫با تو کار داره

26:45.291 --> 26:47.501
‫- قربان
‫- چه گهی داری می‌خوری؟

26:48.211 --> 26:50.121
‫فکر کردیم قراره به ابوتسفیلد حمله شه

26:50.131 --> 26:51.671
‫خب ما پول‌شون رو دادیم

26:52.291 --> 26:55.111
‫دیگه به جایی حمله نمیشه،
‫تازه اون هم ابوتسفیلد

26:58.681 --> 26:59.761
‫برید بیرون!

27:33.261 --> 27:35.521
‫اصلاً تا حالا تفنگ گرفتی دستت؟

27:35.521 --> 27:38.221
‫زاویه‌ی تو بهتر بود

27:38.221 --> 27:39.221
‫حال‌تون خوبـه؟

27:44.471 --> 27:45.931
‫لعنتی

27:45.931 --> 27:48.181
‫گندش بزنن

27:52.101 --> 27:54.961
‫- چندتا تیر برات مونده؟
‫- اونقدری که کافی باشه

27:56.481 --> 27:57.781
‫گندش بزنن

28:00.241 --> 28:02.741
‫هر چی می‌خواد بهش بده.
‫تو رو خدا هر چی می‌خواد بهش بده

28:02.741 --> 28:04.531
‫می‌خوام از کشور خارج شم

28:04.531 --> 28:06.331
‫- معامله همچنان سر جاشـه
‫- کدوم معامله؟

28:06.331 --> 28:07.951
‫معامله با اِم‌آی۵.
‫اجازه‌ی خروج

28:07.951 --> 28:09.911
‫شوخی می‌کنی دیگه؟
‫اجازه‌ی خروج کجا بود؟

28:09.911 --> 28:11.871
‫اون‌موقع که شلیک کردی،
‫زدی زیر معامله

28:11.871 --> 28:13.961
‫- این حرف رو نزن
‫- خب مگه دروغ میگم؟

28:13.961 --> 28:15.131
‫کاش دروغ می‌گفتی

28:15.131 --> 28:17.551
‫بذار برم وگرنه شهردارتون رو زنده نمی‌ذارم!

28:17.551 --> 28:20.381
‫- نه، حرفش هم نزن
‫- چرا، وگرنه بهش شلیک می‌کنه

28:21.341 --> 28:24.091
‫نگیر سمت گردنش.
‫یه بار نشون دادی که هدف‌گیریت ریده

28:24.091 --> 28:25.551
‫جاهای دیگه‌ش رو هم میشه هدف گرفت

28:25.551 --> 28:28.101
‫از اینجا میرم بیرون و
‫این رو هم با خودم می‌برم

28:28.101 --> 28:29.811
‫- نه، اجازه‌ش رو نمیدیم
‫- چرا، میدی

28:29.811 --> 28:31.431
‫میشه این‌قدر مخالفت نکنی؟

28:31.441 --> 28:33.851
‫اگه هی اوضاع رو بدتر کنی،
‫می‌کنم

28:33.851 --> 28:37.281
‫- بسپارش به من. می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم
‫- یه روانی تفنگش رو گرفته سمت گروگان

28:37.281 --> 28:38.511
‫باید کاری که میگه رو بکنیم

28:38.511 --> 28:41.591
‫واسه همینـه که هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫از خونه لجنزار بیای بیرون

28:46.531 --> 28:49.241
‫وای، گندش بزنن.
‫گندش بزنن

28:49.241 --> 28:51.251
‫تو... تو یهو از کجا اومدی؟

28:52.461 --> 28:54.791
‫خیلی خیلی آروم بهش نزدیک شدم

28:56.291 --> 29:00.131
‫شما... شما دو تا الکی با هم بحث کردید تا
‫حواسش رو پرت کنید

29:00.131 --> 29:01.971
‫فهمیدم، فهمیدم.
‫حالا فهمیدم

29:02.471 --> 29:04.841
‫لعنتی

29:04.841 --> 29:06.391
‫آره، آره

29:06.931 --> 29:08.221
‫غیرمتعارفـه

29:08.221 --> 29:12.021
‫اما بعضی‌وقتا باید خارج از چارچوب فکر کنی

29:12.601 --> 29:13.601
‫مگه نه؟

29:15.361 --> 29:17.021
‫آره

29:22.651 --> 29:24.151
‫به حساب همه‌ی لیبیایی‌ها رسیدیم

29:24.151 --> 29:26.991
‫دوتاشون تو ابوتسفیلد ناکار شدن و
‫لمب هم تارا رو دستگیر کرد

29:26.991 --> 29:28.071
‫اون اونجا چی‌کار می‌کرد؟

29:28.081 --> 29:29.451
‫نمی‌دونم خانم

29:32.581 --> 29:35.711
‫پول رو دادیم، حمله‌شون رو هم کردن.
‫عجب بلبشویی

29:35.711 --> 29:36.961
‫چاره‌ای نداشتید

29:38.461 --> 29:41.631
‫وقتی جزئیات رو بررسی کنن،
‫شما تبرئه میشید خانم

29:44.261 --> 29:46.341
‫قوانین لندن اجرا میشن

29:46.341 --> 29:48.141
‫قوانین لندن؟

29:48.141 --> 29:49.721
‫اگه توی اطلاعات باشی، باید بدونی

29:49.721 --> 29:51.011
‫قوانین مسکو، «مراقب باش»

29:51.011 --> 29:54.001
‫قوانین لندن، «از خودت محافظت کن»

30:00.207 --> 30:02.207
« پیتر جاد »

30:10.741 --> 30:12.491
‫کلود ویلن، پیتر جاد هستم

30:12.491 --> 30:14.951
‫ظاهراً هر دوی ما پیرامون وقایع هفته‌ی گذشته،

30:14.961 --> 30:18.421
‫با چالش روابط عمومی مواجه هستیم

30:19.461 --> 30:22.551
‫نظرت چیـه که یه راه‌حل برد-برد مطرح کنم؟

30:35.481 --> 30:37.061
‫سلام. منم، ریور

30:37.061 --> 30:39.271
‫وای، پسرم

30:39.771 --> 30:42.361
‫- حالت خوبـه؟
‫- وای، اومدی

30:42.361 --> 30:44.571
‫آره

30:44.571 --> 30:46.401
‫وای

30:46.401 --> 30:47.991
‫وای، چقدر خوشحال شدم

30:49.161 --> 30:50.161
‫منم همین‌طور. آره

30:52.411 --> 30:56.481
‫بابت تماس دیشب معذرت می‌خوام

30:57.831 --> 31:00.541
‫فکر کنم عقلم خیلی سر جاش نبود

31:01.381 --> 31:03.191
‫- طوری نیست
‫- احتمالاً‌ به دردت نمی‌خورد

31:03.191 --> 31:05.041
‫طوری نیست. طوری نیست

31:05.301 --> 31:08.551
‫کار کی بود؟ روس‌ها رفته بودن سراغ
‫کلک‌های قدیمی‌شون؟

31:08.551 --> 31:09.681
‫نه...

31:10.391 --> 31:11.471
‫کار لیبی بود

31:11.471 --> 31:13.761
‫لیبی

31:16.431 --> 31:17.601
‫چه بلبشویی بود

31:18.481 --> 31:19.481
‫آره

31:21.061 --> 31:22.731
‫فکر کنم هدف‌شون هم همین بود

31:23.571 --> 31:24.941
‫که ازمون اخاذی کنن

31:25.731 --> 31:26.861
‫جواب هم داد، چون...

31:27.611 --> 31:30.741
‫خب ما... ما پول‌شون رو دادیم اما
‫اونا همچنان حمله کردن

31:33.741 --> 31:35.541
‫عجب بلبشویی...

31:35.541 --> 31:38.291
‫اما اگه ردشون رو بگیری،
‫می‌بینی که یه روشی دارن

31:38.741 --> 31:42.021
‫- آره
‫- دوست دارم رد تک‌تک‌شون رو بگیرم

31:44.161 --> 31:46.131
‫رد لیبیایی‌ها؟

31:46.131 --> 31:47.131
‫ها؟

31:48.091 --> 31:49.091
‫زنبورها رو میگم

31:49.561 --> 31:51.551
‫زنبورهای وز وزی

31:51.551 --> 31:53.221
‫زنبورها

31:53.221 --> 31:56.021
‫زنبورهای سخت‌کوش و با وجدان کاری

32:02.731 --> 32:03.731
‫نیش‌شون پشت‌شونـه

32:05.481 --> 32:07.611
‫دیشب همین رو می‌خواستم به یاد بیارم

32:09.181 --> 32:11.071
‫دارم عقلم رو از دست میدم

32:11.071 --> 32:13.741
‫- قانون نانوشته‌ست دیگه
‫- اون دیگه چیـه؟

32:14.411 --> 32:15.661
‫براندازی

32:16.831 --> 32:21.961
‫خب، اگه با یه مشت ‫حشره‌ی موذی
...سر و کار داشتیم

32:21.961 --> 32:25.291
‫زمانی بهشون ضربه می‌زدیم که
‫فکر می‌کردن همه‌چی تموم شده

32:25.291 --> 32:27.211
‫واسه‌ همین بهش می‌گفتیم نیشِ پشت

32:27.211 --> 32:29.551
‫- نشون‌شون می‌دادیم که رئیس کیـه
‫- آره

32:30.051 --> 32:32.681
‫خب،‌ دلیل حمله‌شون هم همین بود.
‫آره

32:36.511 --> 32:38.641
‫ما همیشه تو اوج نبودیم، ریور

32:39.221 --> 32:40.521
‫می‌دونستی؟

32:40.521 --> 32:43.941
‫اما اگه بعضی از اون مستعمر‌ها رو
‫به حال خودشون رها می‌کردیم،

32:43.941 --> 32:46.231
‫قرمز می‌شدن

32:46.231 --> 32:48.821
‫با این‌حال تو همه‌شون رو گیر انداختی

32:48.821 --> 32:50.441
‫وای، چقدر خوشحالم که اومدی

32:51.361 --> 32:54.531
‫باید بهم بگی چی واسه تولدت می‌خوای

32:54.531 --> 32:58.331
‫می‌دونم هنوز زوده اما...
‫نمی‌تونم برم خرید

32:58.331 --> 33:01.021
‫با اون کامپیوتری که بهم دادی هم
‫بلد نیستم کار کنم

33:01.411 --> 33:03.581
‫اگه می‌تونستم برم بانک،
‫بهت پول می‌دادم

33:03.581 --> 33:04.921
‫من باید یه تماس بگیرم

33:05.421 --> 33:06.671
‫باشه، حتماً

33:12.671 --> 33:14.551
پشت‌شون یه نیش دارن

33:15.471 --> 33:18.761
‫خب،‌ با حمله به مرکز چند دینی
‫نیش‌شون رو زدن دیگه

33:19.721 --> 33:23.331
‫مگه این که منظورت این باشه که
‫زامبی شده باشن

33:23.851 --> 33:25.691
‫اصلاً‌ نمی‌فهمم چرا زنگ زدی

33:25.691 --> 33:28.561
‫تو اون عکسه که شرلی نشون داد،
‫سه جفت چکمه پشت ون بود اما

33:28.571 --> 33:31.531
‫با راننده میشن چهار نفر، درست میگم؟

33:31.531 --> 33:34.151
‫شما اونی که دنبال رادی بود رو گرفتید،

33:34.151 --> 33:35.911
‫ما هم دوتاشون رو توی ابوتسفیلد زدیم

33:35.911 --> 33:37.571
‫یعنی یکی‌شون می‌مونـه

33:39.161 --> 33:41.081
‫- لمب؟
‫- آره، گوشی دستمـه

33:43.291 --> 33:47.661
‫خب،‌ یکی از دلایلی که با هو قرار می‌ذاشت
‫این بود که یه پرونده رو گیر بیاره

33:47.661 --> 33:49.041
‫من خوندمش

33:50.341 --> 33:55.341
‫به نظرت کی سزاوار مجازاتیـه که
‫از تحقیر شدن هم بدتر باشه؟

33:56.341 --> 34:01.341
‫♪ Crowded House - Fall At Your Feet ♪

34:31.361 --> 34:33.301
‫چقدر خوب بود

34:35.091 --> 34:36.381
‫آره، اصلاً راحت شدم‌ها

34:38.391 --> 34:40.801
امروز ‫استرس اَمونم رو بریده بود

34:41.981 --> 34:44.221
‫می‌دونی امشب چی‌کار می‌خوام بکنم؟

34:44.221 --> 34:46.601
‫یه حال درست‌حسابی به خودم میدم

34:46.601 --> 34:48.601
‫یه بطری «چاک هیلز» واسه خودم می‌گیرم

34:49.611 --> 34:51.061
‫تو برنامه‌ای نداری جیم؟

34:54.861 --> 34:55.861
‫جیم؟

34:58.201 --> 34:59.281
‫جیم، تو...

35:02.491 --> 35:03.491
‫لعنتی

35:04.121 --> 35:06.831
‫لعنتی، لعنتی

35:15.421 --> 35:16.421
‫لعنتی

35:22.221 --> 35:23.601
‫شرمنده جیم

35:36.151 --> 35:37.611
‫یالا دیگه، یالا

35:41.321 --> 35:43.531
‫چی؟

35:43.601 --> 35:45.516
‫« کلید هوشمند یافت نشد »
‫« به کتاب راهنما مراجعه شود »

35:44.541 --> 35:47.251
‫کلیدها کوشن؟ کلیدهای تخمی کوشن؟

36:01.221 --> 36:02.341
‫کلود ویلن هستم

36:03.851 --> 36:06.011
‫کی؟! میز اول دیگه

36:06.011 --> 36:08.271
‫- من میز اولم کودن
‫- پرتش کن!

36:17.111 --> 36:19.401
‫می‌دونی من کیـم؟

36:21.411 --> 36:23.491
‫- نه
‫- من یه رنج‌کشیده‌م

36:24.661 --> 36:26.351
‫به خاطر تصمیمی که تو گرفتی

36:27.331 --> 36:30.121
‫به خدا اگه یه کلمه از حرفات رو هم بفهمم...

36:30.121 --> 36:32.271
‫زلیتن، ۲۰۱۱

36:34.671 --> 36:35.671
‫درستـه، آره

36:36.171 --> 36:38.631
‫ما رو با گنگسترها و شبه‌نظامی‌ها
تنها گذاشتید و

36:38.656 --> 36:41.431
‫بهمون سلاح ندادید تا جلوشون وایسیم

36:41.431 --> 36:43.401
‫گوش کن من...

36:43.401 --> 36:45.851
‫من فقط پول گرفتم تا نظرم رو بگم، همین...

36:45.851 --> 36:50.731
‫نظر تو به عنوان یه پیش‌بینی بلندمدت
‫این بود که

36:51.731 --> 36:54.151
‫سرمایه‌گذاری توی لیبی،
‫بازدهی کمی داره

36:55.561 --> 36:58.401
‫چون بود و نبودش،

36:59.321 --> 37:01.691
‫فرقی به حال امنیت بریتانیا نداشت

37:01.701 --> 37:02.851
‫نظر تو...

37:04.661 --> 37:07.141
‫نظر تو تبدیل شد به سیاست

37:09.331 --> 37:11.021
‫این نظرت الان چه وضعیتی داره؟

37:12.461 --> 37:13.771
‫خوب نیست

37:15.751 --> 37:16.751
‫گوش کن چی میگم

37:18.961 --> 37:20.211
‫مشخصـه که ناراحتی

37:22.301 --> 37:23.471
‫اما من...

37:26.221 --> 37:27.351
‫من...

37:28.851 --> 37:29.891
‫خواهش می‌کنم

37:31.181 --> 37:32.181
‫فقط به...

37:32.181 --> 37:33.981
‫- لطفاً فقط به فکر زنم باش
‫- هستم

37:35.481 --> 37:36.691
‫می‌تونه درد من رو درک کنه

37:38.151 --> 37:40.571
‫- اون حداقل جسدی داره تا دفنش کنه
‫- برگرد پیپ!

37:40.571 --> 37:42.361
‫من هیچ‌وقت پدرم رو پیدا نکردم

37:42.361 --> 37:43.951
‫ولش کن پیپ

37:46.371 --> 37:47.701
‫شرمنده

37:47.701 --> 37:49.241
‫اون خیلی با آدم‌ها صمیمیـه...

37:49.241 --> 37:50.491
‫وای خدا!

37:55.121 --> 37:56.171
‫لعنتی

38:29.021 --> 38:30.081
‫مُرده؟

38:31.581 --> 38:32.741
‫آره، من کارم رو بلدم

38:33.451 --> 38:34.751
‫ممنون...

38:35.411 --> 38:36.421
‫لعنتی

38:37.331 --> 38:38.331
‫بابت کار خوبت

38:42.801 --> 38:43.881
‫چطوری پیدام کردی؟

38:43.881 --> 38:47.011
‫رفتم دم خونه‌تون و زنت بهم گفت که
‫میای اینجا بدوی

38:47.011 --> 38:48.341
‫- رفتی پیش زنم؟
‫- آره

38:48.891 --> 38:50.141
‫آره، اون‌وقت چی گفت؟

38:51.891 --> 38:54.141
‫- که میای اینجا بدوی
‫- آره

38:56.691 --> 38:58.941
‫آره. گوش کن، ممنونم. ممنونم

38:59.691 --> 39:00.941
‫بله

39:00.941 --> 39:02.861
‫بیا بغلم. ممنون

39:02.861 --> 39:04.611
‫خیلی خیلی ممنونم

39:04.611 --> 39:05.741
‫هیچ‌وقت یادم نمیره

39:05.741 --> 39:07.151
‫راستش من...

39:07.151 --> 39:08.361
‫باید مشروب بخورم

39:11.633 --> 39:18.279
« کافه بپه »

39:18.871 --> 39:21.501
‫<i>جزئیات بیشتری از تیراندازی دیروز در
‫پریمورز هیل</i>

39:21.501 --> 39:23.381
<i>‫منتشر شده</i>

39:23.381 --> 39:26.551
‫<i>با این که پلیس هویت شلیک‌کننده را
‫مشخص نکرده اما</i>

39:26.551 --> 39:28.051
<i>‫گمان نمی‌رود که این حادثه
‫با مواد مخدر...</i>

39:28.051 --> 39:29.341
‫تو دفترت منتظره

39:30.721 --> 39:33.061
‫واسه همین اومدم اینجا

39:34.391 --> 39:35.601
‫اون میز اولـه، لمب

39:37.391 --> 39:39.081
‫این هم پیروزی بزرگی واسه خانه لجنزاره

39:39.081 --> 39:41.231
‫می‌خوای عصبانیش کنی و
‫به بادش بدی؟

39:41.231 --> 39:43.401
‫تو می‌خوای به من توصیه‌ی کاری بدی؟

39:44.111 --> 39:46.321
‫من اون کاری که تو ازش دم می‌زنی رو کردم

39:46.321 --> 39:48.491
‫همین‌طوری میگم

39:48.491 --> 39:50.741
‫خب من جونش رو نجات دادم

39:50.741 --> 39:51.881
‫خب؟

39:51.881 --> 39:53.951
‫ خب این یه فرصتـه

39:53.951 --> 39:55.491
‫- واسه‌ی کی؟
‫- واسه‌ی همه

39:57.791 --> 40:00.421
‫فکر کردی قراره برگردی پارک، آره؟

40:00.961 --> 40:02.861
‫بیچاره

40:04.131 --> 40:07.551
‫تو دلت نمی‌خواد من اینجا باشم،
‫من هم دلم نمی‌خواد اینجا باشم

40:07.551 --> 40:08.841
‫به نفع جفت‌مونـه

40:09.341 --> 40:12.841
‫هر وقت دلت خواست می‌تونی بری.
‫اصلاً خانه لجنزار واسه همینـه دیگه

40:13.891 --> 40:15.501
‫نمی‌دونم چطور تا الان نفهمیدی

40:19.101 --> 40:20.641
‫من از سازمان نمیرم

40:22.061 --> 40:23.811
‫اما نباید تو خانه لجنزار باشم

40:24.771 --> 40:26.481
‫چون کارم خیلی خوبـه

40:28.321 --> 40:29.801
‫خودت هم این رو می‌دونی

40:37.871 --> 40:41.921
‫راستش، این امید نیست که آدم رو
می‌کشه، کارت‌رایت

40:43.171 --> 40:46.341
‫دونستن این که امید آدم رو می‌کشه،
‫آدم رو می‌کشه

40:48.321 --> 40:51.021
‫بپه، ایشون حساب می‌کنن

40:52.551 --> 40:54.721
‫پس من پول رو میدم،
‫تو هم بهش میگی دیگه؟

40:57.741 --> 40:59.831
‫اگه حرفش پیش اومد

41:22.501 --> 41:24.371
<i>‫لوئیزا هستم. پیغام‌تون رو بذارید</i>

41:26.081 --> 41:28.091
‫سلام، منم

41:28.091 --> 41:29.171
‫اوم...

41:29.961 --> 41:32.971
‫می‌دونم باید بهت فضا بدم و این چیزا اما...

41:34.301 --> 41:37.431
‫راستش کس دیگه‌ای رو نداشتم که
‫بهش زنگ بزنم

41:37.431 --> 41:39.851
‫چون...

41:41.181 --> 41:44.061
‫انگار منم از خانه لجنزار رفتنی شدم

42:01.331 --> 42:04.081
‫سلام. نمی‌دونستم اینجایی

42:05.791 --> 42:08.501
‫- چرا،‌ می‌دونستی
‫- آره، می‌دونستم

42:11.631 --> 42:15.341
‫باید این آسانسور کوفتی رو تعمیر کنیم

42:16.841 --> 42:19.931
‫- از این وضع خوشت میاد، ‌نه؟
‫- دقیقاً‌ که نه

42:21.271 --> 42:23.061
‫اما تو حرفت رو بزن.
‫زود باش

42:23.661 --> 42:25.891
‫فکر می‌کنم همه کارهاش رو کردی

42:25.891 --> 42:27.561
‫جلوی آینه با خودت تمرین کردی

42:27.561 --> 42:29.821
‫یا نکنه سخته برات که تو
چشمای خودت نگاه کنی؟

42:31.151 --> 42:33.401
‫میشه نکنی؟ امکانش هست که...

42:33.401 --> 42:35.321
‫میشه لطفاً اینجا سیگار نکشی؟

42:35.321 --> 42:37.201
‫بالأخره اینجا جزو اموال اِم‌آی‌۵ـه

42:38.461 --> 42:39.733
‫کیرم تو اِم‌آی‌۵

42:39.758 --> 42:42.016
‫اینجا دفتر منـه و
من قوانینش رو تعیین می‌کنم

42:42.041 --> 42:44.021
‫خب، می‌خواستم درمورد همین حرف بزنم...

42:45.461 --> 42:46.711
‫متأسفانه دیگه این‌طور نیست

42:47.331 --> 42:49.001
‫وای، جداً؟

42:49.001 --> 42:53.301
‫این دفتری که ازش حرف می‌زنی،
‫دیگه نیست

42:54.261 --> 42:55.881
‫عملاً به خاطرات پیوست

42:55.881 --> 42:59.761
‫قابل درکـه که چرا از سر ناچاری
‫اینجا رو دادن بهت اداره کنی

42:59.761 --> 43:01.101
‫به خاطر این که...

43:02.761 --> 43:04.731
‫خب به خاطر کارهایی که برای سازمان کردی

43:05.641 --> 43:08.141
‫اما خب می‌دونی که یه حد و حدودی هست

43:08.141 --> 43:10.111
‫جفت‌مون می‌دونیم که از حد و حدود رد شدی

43:10.111 --> 43:11.981
‫دیروز رو یادت نرفته که؟

43:11.981 --> 43:14.571
‫که یکی از اعضای گروهم جونت رو نجات داد

43:14.571 --> 43:16.741
‫کم‌کم دارم پشیمون میشم که بهش خبر دادم

43:16.741 --> 43:18.611
‫- خب، خب اگه جون من در خطر بود...
‫- بعدشم...

43:18.611 --> 43:21.201
‫- واسه این بود که اراذل و اوباشت...
‫- بعدش هم...

43:21.201 --> 43:22.781
‫یکی از کارهای مفید خانه‌ی لجنزار که...

43:22.781 --> 43:25.701
‫قبول هم دارم تعدادشون خیلی کمـه،

43:26.211 --> 43:28.871
‫...اینـه که من اون زن شَهرآشوبی که

43:28.871 --> 43:31.641
‫پشت همه‌ی خون‌ریزی‌‌ها و بلبشوی
‫این هفته بود رو دستگیر کردم و

43:31.641 --> 43:33.921
‫نذاشتم قلچماق‌هات تو
سفارتخونه جنگ راه بندازن

43:33.921 --> 43:36.051
‫اما به گمونم دلیلش همینـه دیگه؟

43:36.051 --> 43:38.171
‫می‌خوای ماسمالی کنی که

43:38.181 --> 43:40.971
‫اون با یه چشمک راضیت کرد که
‫بذاری از اونجا بره و

43:40.971 --> 43:44.511
‫همزمان کل اِم‌آی‌۵ رو به گا بده

43:45.221 --> 43:47.141
‫راستش خنده‌داره. من...

43:48.601 --> 43:50.311
‫من یه روایت کاملاً متفاوت دارم

43:50.311 --> 43:51.941
‫آره، مطمئنم همین‌طوره

43:51.941 --> 43:53.061
‫خب، بذار حدس بزنم

43:53.071 --> 43:58.821
‫جاد می‌تونه کمیسیون اون ۱۰۰ میلیون رو
‫نگه داره اما باید بگه که...

43:58.821 --> 44:03.581
‫درمورد لیبیایی‌ها و ارتباط تارا با هو
‫به من اخطار داده اما...

44:04.581 --> 44:06.021
‫من هیچ‌کاری نکردم

44:06.501 --> 44:09.221
‫آره، می‌خوای همه‌‌ی تقصیرات رو
‫بندازی گردن خانه لجنزار

44:09.221 --> 44:11.461
‫این‌طوری بمونی سر کارت

44:11.461 --> 44:12.501
‫آره؟

44:12.501 --> 44:14.671
‫کیش و مات، رفیق

44:15.801 --> 44:17.711
‫خب، این‌طور که پیداست، به گا رفتم

44:17.711 --> 44:20.841
‫راستش دوست ندارم این کلمه رو
‫به کار ببرم اما آره، به گا رفتی

44:20.841 --> 44:22.471
‫به گای سگ رفتی

44:22.471 --> 44:26.761
‫به گا رفتی. البته به جز کارت‌رایت،
‫چون یه امیدهایی به اون هست

44:26.771 --> 44:30.391
‫- و لایق یه فرصت مجدده
‫- اوه، اون که فقط گند می‌زنه

44:31.561 --> 44:33.621
‫خب. با اجازه‌ت، من دیگه مرخص میشم

44:34.021 --> 44:35.401
‫در ضمن

44:35.401 --> 44:39.151
‫امروز یه تیمی میاد اینجا تا...

44:40.781 --> 44:42.581
‫یه دستی به سر و روی اینجا بکشه

44:42.581 --> 44:44.661
‫اینجا رو به گند کشیدی

44:44.661 --> 44:45.661
‫ولی تمیز میشه

44:54.841 --> 44:58.001
<i>‫پس اگه یه بار دیگه، زرِ مفتی ازتون بشنوم،</i>

44:58.011 --> 45:01.421
<i>‫یه کاری می‌کنم که سرویس‌های امنیتی شما و</i>

45:01.431 --> 45:03.971
<i>‫زندگی نکبت‌بارتون رو جلوی چشم همه نابود کنن</i>

45:12.311 --> 45:13.401
‫ببخشید، این چی بود؟

45:14.101 --> 45:15.101
‫چی چی بود؟

45:15.111 --> 45:18.401
‫- اون چیزی که... شنیدم...
‫- اوه، اون رو میگی

45:18.401 --> 45:20.361
‫خب...

45:20.361 --> 45:24.031
‫صدای تو بود که داشتی یه چهره‌ی سیاسی رو

45:24.031 --> 45:26.241
‫چند ساعت قبل از کشته شدنش
‫تهدید می‌کردی

45:26.241 --> 45:28.331
‫اگه دلت خواست،
‫جاهای دیگه‌ش رو هم برات می‌ذارم

45:28.331 --> 45:32.661
‫همون‌جا که زنش درمورد شوگرددی‌بازی‌هات
‫حرف می‌زنه و...

45:32.661 --> 45:35.541
‫تو هم به‌خاطر بابای تُرک طرف
‫تهدیدش می‌کنی

45:36.081 --> 45:37.791
‫البته اگه یادت رفته

45:38.751 --> 45:40.171
‫آخه شاید رفته باشه

45:40.171 --> 45:41.551
‫این هفته خیلی سرت شلوغ بود

45:42.171 --> 45:43.681
‫راستش من...

45:46.511 --> 45:49.011
‫شاید یکم زود قضاوت کردم، نه؟

45:49.011 --> 45:51.931
‫وقتی گفتم «کیش و مات»

45:51.931 --> 45:53.771
‫منظورم بیشتر «کیش» خالی بود،‌ نه؟

45:53.771 --> 45:56.231
‫یعنی من مهره رو تکون میدم و
‫بعدش تو...

45:56.231 --> 45:57.941
‫چی می‌خوای؟

45:57.941 --> 45:59.441
‫چیزی که همیشه می‌خواستم

46:00.531 --> 46:03.321
‫که من رو با آرامش تخمی خودم تنها بذارید

46:05.201 --> 46:06.621
‫خیلی خب

46:08.491 --> 46:09.491
‫خیلی خب

46:10.951 --> 46:12.371
‫خانه لجنزار پا بر جا می‌مونه

46:12.371 --> 46:13.831
‫مالی دورن هم همین‌طور

46:13.831 --> 46:15.411
‫من عاشق مالی‌ـم.
‫مالی خیلی باحالـه

46:15.421 --> 46:17.631
‫- من همچین تصمیمی نداشتم
‫- هو هم باید برگرده

46:17.631 --> 46:20.421
‫هو؟ طرف بلای جون‌مونـه

46:20.421 --> 46:22.591
‫- اصلاً حرفش هم نزن
‫- هو برمی‌گرده

46:22.591 --> 46:25.781
‫فقط اونـه که می‌تونه با برنامه‌ی
‫سفارش غذای «دلیورو»ـم کار کنه

46:30.721 --> 46:33.931
‫باشه. اگه اون... خیلی خب.
‫باشه...

46:33.931 --> 46:38.311
‫پس... پیشنهاد میدی که تقصیرها رو
‫گردن کی بندازیم؟

46:38.311 --> 46:42.731
‫خب، می‌اندازیم گردن اون کسخل خری که لایقشـه

46:44.191 --> 46:45.991
‫- تو
‫- من؟

46:47.281 --> 46:49.991
‫نه. نه. امکان نداره. نه

46:49.991 --> 46:52.701
‫نه، نه، نه، نه.
‫من هیچ‌جا نمیرم

46:53.291 --> 46:56.581
<i>‫ با این‌حال به یه دختر تلفنی پول دادی که</i>

46:56.581 --> 46:59.001
<i>‫از قضا باهاش هم‌خواب هم شدی</i>

47:00.631 --> 47:04.261
‫اگه تا یه ساعت دیگه بار و بندیلت رو نبندی،

47:04.261 --> 47:09.971
‫این رو می‌فرستم واسه تک‌تک بی‌سروپاهایی که
‫تو دوران عیاشی‌هام می‌شناختم‌شون

47:09.971 --> 47:12.821
‫این آسیب جبران‌ناپذیری به سازمان می‌زنه و
‫خودت هم این رو می‌دونی

47:12.821 --> 47:15.001
‫به نازنین تخمم

47:17.521 --> 47:19.271
‫ببین سازمان چه بلایی سر من آورده

47:19.701 --> 47:22.021
‫داشتی می‌رفتی بیرون در رو باز بذار

47:22.021 --> 47:24.041
‫هوای خنک دوست دارم

47:30.031 --> 47:32.321
‫مطمئنم دوباره همدیگه رو می‌بینیم

47:32.321 --> 47:34.451
‫من که بعید بدونم

47:34.451 --> 47:36.621
‫من کاری با فاحشه‌ها ندارم

47:36.621 --> 47:38.161
‫اون فاحشه نبود

47:38.171 --> 47:39.461
‫نه‌خیر، اون...

47:39.461 --> 47:40.921
‫اون فاحشه... ای تف توش

47:40.921 --> 47:42.961
‫نمی‌دونم چرا همه هم حرفش رو می‌زنن

47:43.671 --> 47:44.841
‫اون... طرف...

47:47.301 --> 47:48.681
‫اون یه همراه بود

47:56.771 --> 47:59.731
‫رادی هو داره برمی‌گرده ور دل خودت

47:59.731 --> 48:02.811
‫کارت‌رایت هم جایی اینجا نداره

48:02.811 --> 48:04.231
‫باشه، طوری نیست

48:04.981 --> 48:07.071
‫خودم هم نیرو کم دارم

48:07.071 --> 48:08.151
<i>‫می‌خوای نگهش داری؟</i>

48:09.801 --> 48:11.081
‫خدا رو چه دیدی...

48:11.871 --> 48:14.721
‫شاید یه کبد جدید... لازمم شد

48:15.291 --> 48:19.791
‫بعدش هم، من بودم که فهمیدم
‫ویلن هدف اصلیـه...

48:19.791 --> 48:22.541
‫نگو که خودت می‌خوای برگردی پارک

48:22.541 --> 48:24.001
‫سیکتیر کن بابا

48:24.001 --> 48:29.171
‫خب، با این که از حرف زدن باهات لذت می‌برم
‫اما وسط جابجایی دفتر هستم و...

48:29.171 --> 48:30.971
‫خب، امیدوارم حالا که میز اول شدی

48:30.971 --> 48:33.431
‫ما فقیر فقرا رو فراموش نکنی

48:33.431 --> 48:37.221
‫در اینجا همیشه برای یه قهوه و
‫گپ و گفت بازه

48:37.221 --> 48:39.641
‫درست متوجه نیشه و کنایه‌هات شدم؟

48:39.641 --> 48:41.021
‫معلومـه

48:41.021 --> 48:46.111
‫نمی‌خوام یه بار دیگه ریخت تو یا
‫هیشکی رو از پارک ببینم

48:46.111 --> 48:49.031
‫دل به دل راه داره، جکسون

48:49.031 --> 48:56.031
‫مترجم: «محمدعلی sm »

48:58.381 --> 49:00.731
‫« فصل بعد »

49:00.731 --> 49:02.831
‫میشه گورت رو گم کنی؟

49:02.831 --> 49:04.331
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم

49:06.301 --> 49:09.401
‫بابای ایشون یه پرونده دزیده که...

49:09.401 --> 49:11.551
‫اسم «اسب‌های کودن» روش بوده

49:11.551 --> 49:16.081
‫حالا هم طرف مُرده و مأمورهای من تحت تعقیبن

49:17.181 --> 49:19.601
‫خانه لجنزار کلاً ناپدید شده

49:20.181 --> 49:21.891
‫ما دیگه وجود نداریم

49:23.851 --> 49:27.271
‫یه‌جوری افشاگری کردی که
‫جولین آسانژ بهت افتخار می‌کنه

49:29.571 --> 49:31.401
‫امنیت ما...

49:32.651 --> 49:33.951
‫...در دستان ایشونـه

49:36.031 --> 49:37.991
‫- وقت‌مون داره تموم میشه
‫- چی؟

49:38.361 --> 49:39.811
‫حمام خون راه میفته

49:43.501 --> 49:45.371
‫- اگه تو دردسری...
‫- چطور جرات می‌کنی؟

49:45.381 --> 49:47.341
‫- من از اون آدم‌ها که...
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

49:47.341 --> 49:48.881
‫...گُه می‌زنه به روز آدم‌ها

49:48.881 --> 49:50.631
‫واسه چی اومدی اینجا؟

49:52.221 --> 49:53.381
‫واسه کار و کاسبی

49:58.661 --> 50:00.411
‫هیچ‌کسی مصون نیست، دایانا

50:01.431 --> 50:02.641
‫هیچکس

50:02.641 --> 50:04.731
‫باید پنج «اِف» رو پیدا کنیم

50:05.481 --> 50:08.091
‫کدوم خری، چه کسشری،
‫کدوم گوری و واسه‌‌ی چی؟

50:10.611 --> 50:11.611
‫چهارمی بود

50:11.611 --> 50:13.951
‫سیکتیر کن.
‫پنجمی بود

50:14.011 --> 50:16.601
‫« اسب‌های کودن »

50:18.121 --> 50:19.951
‫خب برید دیگه.
‫سیکتیر

50:22.891 --> 50:29.891
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:29.891 --> 50:36.891
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
