WEBVTT

00:06.031 --> 00:13.031
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.031 --> 00:20.031
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.031 --> 00:26.861
‫مترجم: «محمدعلی sm »

00:33.551 --> 00:36.181
‫کجا داری میری؟ هنوز کلی کار داریم

00:36.181 --> 00:38.931
‫نتونست جفری رو بکشه. دیگه تمومـه

00:38.931 --> 00:40.181
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

00:40.181 --> 00:44.041
‫نه، امکان نداره.
این آخرین فرصتی بود که داشتیم

00:45.271 --> 00:46.811
‫باید از کشور خارج شیم

00:50.441 --> 00:53.571
‫هوس کردی باز از
شر یه جسد دیگه خلاص بشی؟

00:54.611 --> 00:56.821
‫- تفنگت رو بگیر پایین
‫- تو رو هم خلاص می‌کنم

00:56.821 --> 00:59.531
‫- گیمبال مُرده
‫- چطوری مُرده؟

01:01.891 --> 01:04.231
‫« دنیس گیمبال، کاندیدای شهرداری لندن
‫درگذشت »

01:06.041 --> 01:08.171
‫این کشور واقعاً یه چیزیش میشه

01:09.461 --> 01:12.751
‫مهم نیست چطوری کشته شده.
همون تأثیر رو داره

01:12.751 --> 01:14.671
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

01:16.591 --> 01:17.931
‫در صورتی موفق میشیم...

01:19.931 --> 01:21.261
‫...که همه‌مون پایه باشیم

01:23.641 --> 01:26.868
‫من همیشه پایه بودم

01:26.893 --> 01:29.067
مگه من گند بالا آوردم؟

01:32.441 --> 01:34.531
‫چیـه؟

01:38.911 --> 01:40.971
‫فکر نکن چون بابای تو کاپیتانم بوده و

01:40.971 --> 01:43.886
‫نون و نمک همدیگه رو خوردیم،

01:43.911 --> 01:46.041
جلوم رو می‌گیره که ماشه رو نکشم

01:46.041 --> 01:48.041
‫دهن‌تون سرویس بابا

01:48.461 --> 01:49.921
‫این مسخره‌بازیا دیگه چیه؟!

01:51.591 --> 01:54.561
‫این بلاییـه که ما باید سر بریتانیا بیاریم

01:58.511 --> 02:01.361
‫یه بار دیگه همین‌طوری بذار و برو

02:01.361 --> 02:03.701
‫تا یه گلوله تو پشت کله‌ت خالی کنیم

02:05.311 --> 02:08.041
‫حالا زود باشید که باید کورشون کنیم

02:52.041 --> 02:54.951
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت پنجم »

02:55.321 --> 02:57.071
<i>‫پلیس عازم محل حادثه شد،</i>

02:57.071 --> 02:59.571
‫<i>جایی که جسد یک مرد شصت و چند ساله
‫کشف شده بود</i>

02:59.571 --> 03:01.071
<i>‫امدادگران در همان‌جا...</i>

03:01.071 --> 03:03.031
<i>‫...مرگ او را تأیید کردند</i>

03:03.911 --> 03:07.081
‫<i>پلیس همچنین تأیید کرده که
‫هیچ مورد مشکوکی در کار نبوده</i>

03:07.081 --> 03:08.151
‫تورنر اومده

03:08.151 --> 03:10.281
‫<i>...و این حادثه به نهاد بهداشت و
‫ایمنی اجرایی</i>

03:10.281 --> 03:11.871
<i>‫ارجاع داده شده است</i>

03:11.871 --> 03:13.251
<i>‫آقای گی...</i>

03:15.881 --> 03:17.551
‫تا الان این‌ها رو می‌دونیم

03:18.171 --> 03:21.171
‫فلایت داره بازجویی رو شروع می‌کنه.
من هم دارم میرم اونجا

03:23.011 --> 03:25.081
‫راستش این رو بعداً باید بررسی کنم

03:25.081 --> 03:27.261
‫اگه همزمان بخونم و قدم بزنم

03:27.261 --> 03:30.391
‫- حالت تهوع می‌گیرم
‫- تارا یونس، زن لیبیاییِ ۲۸ ساله

03:30.391 --> 03:34.691
‫پدرمادرش تو شورش‌های طرابلس تو سال ۲۰۱۱
‫فرار کردن و سعی کردن اینجا موندگار شن،

03:34.691 --> 03:37.059
‫موفق نشدن، رفتن پاریس،

03:37.084 --> 03:39.071
دختره هم پارسال برگشت

03:39.071 --> 03:42.201
‫دانشجوی مدلینگـه، سوابق کیفری نداره

03:42.201 --> 03:46.021
‫مسیر شغلی خاصی نداره و
در حال حاضر توی مراسم‌ها کار می‌کنه

03:46.741 --> 03:48.261
‫درستـه

03:48.261 --> 03:49.951
‫وابستگی سیاسی خاصی نداره؟

03:49.951 --> 03:51.291
‫مورد مشکوکی نداره

03:51.291 --> 03:54.581
‫کارهایی رو می‌کنه که همه‌ی زن‌های
تحصیل‌کرده‌ی هم‌سنش می‌کنن

03:54.581 --> 03:57.361
‫کلی هشتگ می‌زنن و
آخرش به هیچ‌جا نمی‌رسن

03:58.211 --> 03:59.631
‫خبر جدیدی از گیمبال نیومده؟

04:00.591 --> 04:02.931
‫چرا، تو کوچه‌پشتیِ محل مراسم بوده و

04:02.931 --> 04:06.084
‫یه سطل رنگ از یه داربستی غِل خورده و

04:06.109 --> 04:07.601
افتاده رو کله‌ش

04:07.601 --> 04:09.431
‫جداً؟ عالیـه

04:09.431 --> 04:11.641
‫البته عالی نیست.
معلومـه که عالی نیست

04:12.141 --> 04:13.851
‫با این‌حال...

04:14.351 --> 04:17.361
‫منظورم اینـه که خوشحالم
توطئه‌ای در کار نبوده

04:17.361 --> 04:18.731
‫جدی میگم

04:18.731 --> 04:21.991
‫یکی از طرفدارای گیمبال کلی آدم رو تو
ابوتسفلید می‌کشه،

04:21.991 --> 04:23.701
‫بعدش هم یهو خبر مرگ گیمبال میاد...

04:24.531 --> 04:26.781
‫خوراکِ تئوری‌های توطئه‌ست، مگه نه؟

04:30.491 --> 04:32.981
‫تو قبلش از ماجرای ابوتسفیلد خبر داشتی؟

04:33.291 --> 04:36.751
‫گفتم که هیچی از ماجرای ابوتسفیلد نمی‌دونم

04:36.751 --> 04:37.831
‫من می‌دونم

04:38.751 --> 04:41.521
‫واسه اتفاقات پس از حادثه اونجا بودم.
‫۱۱ نفر مُردن

04:42.341 --> 04:45.212
‫زن و شوهرها، پدرمادرها، بچه‌ها

04:45.237 --> 04:47.406
زندگی‌های زیادی متلاشی شد

04:48.029 --> 04:50.946
‫من فقط دوست‌دختر رادی‌ام، خب؟

04:50.971 --> 04:54.891
‫تارا، مشکل من و مشکل خیلی‌ها تو
‫این ساختمان اینـه که...

04:54.891 --> 04:58.021
‫با عقل جور در نمیاد که
رادی دوست‌دختر داشته باشه

04:59.861 --> 05:01.191
‫چون ما می‌شناسیمش

05:04.741 --> 05:06.741
‫خیلی خب...

05:08.071 --> 05:10.041
‫من علاقه‌ی خاصی بهش ندارم

05:10.041 --> 05:12.561
‫بعید بدونم اصلا کسی بهش علاقه داشته باشه

05:15.041 --> 05:18.809
‫اما اگه چهارتا مرد با نقاب رو صورت‌هاشون

05:18.834 --> 05:20.041
بیان تو خونه‌ت و

05:20.041 --> 05:24.741
‫تهدیدت کنن که اگه رادی رو اغوا نکنی،
‫زنده زنده پوستت رو می‌کَنیم...

05:24.741 --> 05:27.381
‫...شاید یهویی بهش علاقه‌مند شی

05:42.761 --> 05:45.011
‫« لمب: تو زیرگذر مخصوص شاشیدن
‫هم رو می‌بینیم »

05:56.711 --> 05:58.541
‫یه لباس‌فروشی پیدا کردم

06:05.591 --> 06:07.721
‫تو اصلاً چیزی خریدی؟

06:08.761 --> 06:10.591
‫- اینا رو خریدم
‫- وای، جداً؟

06:10.591 --> 06:12.301
‫آره، خودم می‌بینم

06:13.101 --> 06:15.601
‫- با پول خودم هم خریدی، دمت گرم
‫- می‌خوری؟

06:15.601 --> 06:18.021
‫گیلاس؟ نه ممنون، نمی‌خوام

06:23.191 --> 06:25.041
‫لمب گفته بریم پیشش

06:28.151 --> 06:29.541
‫خب برو لباس عوض کن

06:29.541 --> 06:31.071
‫آره، همین کار رو می‌کنم

06:31.071 --> 06:33.021
‫اما تو رانندگی کن،
من پشت لباس عوض می کنم

06:33.021 --> 06:34.891
‫نه، من می‌خوام اینا رو بخورم

06:35.911 --> 06:37.961
‫می‌تونی همزمان این کارها رو بکنی

06:39.921 --> 06:41.081
‫کار خطرناکیـه

06:58.021 --> 07:01.101
‫میشه زود باشی؟
واسه هسته‌هام کیسه می‌خوام

07:01.651 --> 07:03.231
‫خب تو خیابون تف کن

07:04.061 --> 07:05.611
‫کار حال‌بهم‌زنیـه

07:07.611 --> 07:08.901
‫این کار حال‌بهم‌زنیـه؟

07:08.901 --> 07:11.011
‫همین الان آدم کُشتی!

07:13.621 --> 07:15.661
‫کیسه

07:27.421 --> 07:29.131
‫خب، شرمنده بابت این ماجرا

07:30.161 --> 07:32.431
‫دوستت کوئـه که باید شرمنده باشه

07:32.431 --> 07:34.561
‫بعد از ساعت کاری دهنش رو میگام،
حالا نگاه کن

07:34.561 --> 07:36.394
‫حتماً. اگه فکر می‌کنی این ماجرا که

07:36.419 --> 07:38.591
‫اسب‌های کودن حبس‌تون کردن،
‫آبروتون رو می‌بره،

07:38.591 --> 07:41.761
‫می‌تونید الکی بگید تو
یه کلوب بردگی گیر افتادید

07:42.021 --> 07:43.521
‫ما کلاً چقدر اینجا بودیم؟

07:43.521 --> 07:45.401
‫فقط چند ساعت؟

07:45.401 --> 07:47.021
‫شما هر روز اینجایید

07:53.111 --> 07:55.781
<i>‫دنیس گیمبال، کاندیدای مستقل...</i>

07:55.781 --> 07:58.541
‫شما رو فرستادم حواس‌تون به جفری باشه

07:59.161 --> 08:03.081
‫یه نفر با مشخصات تو با
بطری آب بهش حمله کرده

08:04.291 --> 08:06.961
‫خب... باید از استیج می‌کشوندمش پایین

08:06.961 --> 08:09.211
‫آره، سوژه جفری بود

08:09.211 --> 08:11.591
‫دیدم یکی همین‌طوری الکی رفت پشت صحنه و

08:11.591 --> 08:12.871
‫تفنگ هم جاساز کرده بود

08:12.871 --> 08:15.131
‫کاترین به موقع جفری رو از
استیج کشوند پایین

08:15.131 --> 08:17.351
‫پس تو نشئه‌ای و اون هم عصبانیـه

08:17.351 --> 08:19.721
‫افتادم و دنبالش و بعد سوار
‫همون ماشینی شد که دم خونه هو بود

08:19.721 --> 08:21.061
‫یه بخش از پلاکش رو هم نوشتم

08:21.061 --> 08:23.851
‫فکر می‌کردم کوکائین زدی، نه اِل‌اِس‌دی

08:23.851 --> 08:27.061
‫جکسون، تو که اونجا نبودی.
به جون جفری سوءقصد شد

08:27.061 --> 08:30.021
‫- آره، ما جونش رو نجات دادیم
‫- شما جونش رو نجات ندادید

08:30.321 --> 08:33.101
‫گیمبال مُرده، خنگ خداها

08:33.101 --> 08:34.971
‫چی؟

08:34.991 --> 08:37.021
‫ریور و کو چی میگن؟

08:37.281 --> 08:39.331
‫دارم میرم نزدیک پارک ببینم‌شون

08:40.371 --> 08:43.411
‫عجب گزارش‌گیریِ به یادموندنی‌ای بشه

08:45.541 --> 08:47.481
‫جکسون، هدف بعدی‌شون چیه؟

08:49.041 --> 08:51.221
‫خب، اگه حافظه‌م درست کار کنه...

08:51.221 --> 08:52.711
‫مرحله‌ی «دشمنت رو کور کن»

08:52.711 --> 08:54.361
‫خب این می‌تونه...

08:54.361 --> 08:55.401
‫هر چیزی باشه

08:55.401 --> 08:58.261
‫آره اما با توجه به این که
‫موضوعِ «ترور یه رهبر عوام‌‌گرا»

08:58.261 --> 09:01.781
‫خیلی تابلو بود و با این‌حال نتونستیم
‫جلوش رو بگیریم،

09:02.221 --> 09:04.041
‫به نظرم دهن‌مون گاییده‌ست

09:12.481 --> 09:14.741
‫از اِم‌آی۵ پرت‌مون می‌کنن بیرون، مگه نه؟

09:14.741 --> 09:15.951
‫آره

09:16.701 --> 09:19.661
‫پرت‌مون می‌کنن و بعدش‌ هم
می‌فرستن‌مون آب خنک بخوریم

09:21.291 --> 09:22.831
‫من مشکلی با انزوا ندارم

09:22.831 --> 09:24.411
‫آره، خب من دارم

09:24.411 --> 09:25.621
‫به نظرم تو هم نداری

09:25.621 --> 09:28.071
‫تو عمیقاً تنهایی.
به نظرم مشکلی نداری

09:28.921 --> 09:32.251
‫به خدا... می‌زنم دهنت رو...
فقط خفه‌خون بگیر، خب؟

09:32.251 --> 09:34.591
‫از الان به بعد دیگه حرف نمی‌زنی

09:34.591 --> 09:36.431
‫بعدشم...

09:36.431 --> 09:38.511
‫این‌قدر گیلاس نلمبون!

09:48.981 --> 09:51.361
‫هیشکی خبر نداره ما اونجا بودیم

09:51.361 --> 09:52.651
‫میگه هیشکی خبر نداره

09:52.651 --> 09:55.111
‫پس اون یارو که با
گیمبال درگیر شده بود چی؟

09:55.111 --> 09:57.521
‫یه مرد سیاه‌پوست با یه نژادپرست معروف
دعواش شده و

09:57.521 --> 09:59.911
‫یکم بعد همون نژادپرست معروف
کله‌ش شکافته میشه

09:59.911 --> 10:01.621
‫لازم نیست نگران اون باشیم

10:02.491 --> 10:04.831
‫باشه، خیلی خب

10:04.831 --> 10:06.501
‫آره، خیلی خب

10:07.871 --> 10:09.671
‫آره

10:09.671 --> 10:11.791
‫یعنی فقط... ما فقط دیر رسیدیم

10:12.671 --> 10:14.301
‫دیر رسیدیم اونجا لمب. آره

10:14.301 --> 10:16.431
‫که درک می‌کنم، اتفاق بدیـه

10:16.431 --> 10:19.041
‫اما به بدیِ‌ این نیست که
خودمون کشته باشیمش

10:21.641 --> 10:22.851
‫به نظرت باورش میشه؟

10:25.971 --> 10:27.571
‫آره، من که میگم باورش میشه

10:28.141 --> 10:29.191
‫به نظرم میشه

10:30.941 --> 10:32.541
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد

10:38.111 --> 10:39.911
‫چرا می‌خواستن رادی رو اغوا کنی؟

10:40.821 --> 10:42.571
‫چیزی نگفتن. اونا...

10:42.571 --> 10:45.491
‫فقط گفتن که بهش نزدیک شم...

10:46.941 --> 10:52.041
‫اونا یه برنامه‌ی روان‌شناختی داشتن و
بهم می‌گفتن چی‌کار کنم و چطوری رفتار کنم

10:53.041 --> 10:55.641
‫تفاوت چندانی با بقیه‌ی مردها نداشت، فقط...

10:56.091 --> 10:59.241
‫...فقط باید به جوک‌هاش می‌خندیدم و
‫بهش می‌گفتم چه مرد بزرگیـه

11:00.471 --> 11:02.261
‫از کلیدش واسه‌شون کپی گرفتم

11:02.261 --> 11:04.922
‫گفتم شاید می‌خوان
...ازش دزدی کنن یا

11:04.947 --> 11:06.601
‫واسه‌ش شنود بذارن یا تهدیدش کن،

11:06.601 --> 11:09.181
‫اما به خدا نمی‌دونستم می‌خواستن بکشنش

11:11.311 --> 11:13.361
‫می‌دونی رادی واسه اِم‌آی‌۵ چی‌کار می‌کنه؟

11:13.731 --> 11:16.781
‫فقط گفتن که با کامپیوترها یه کاری می‌کنه

11:17.321 --> 11:19.861
‫ازت نخواستن کاری با کامپیوترش بکنی؟

11:22.661 --> 11:26.661
‫مجبور شدم راضیش کنم که نشونم بده
‫چطوری وارد پایگاه داده میشه و...

11:26.661 --> 11:29.501
‫بعد که از اتاق رفت بیرون،
یه کد وارد کردم

11:30.121 --> 11:31.481
‫کده یادت هست؟

11:35.261 --> 11:37.761
‫موقعی که داشتم از حفظ می‌خوندمش،
رو گلوم چاقو گرفته بودن

11:37.761 --> 11:39.871
‫پس آره، یادم هست

11:53.401 --> 11:55.021
‫میدمش به بچه‌‌های آی‌تی

11:55.021 --> 11:58.071
‫قبلاً سیستم رو بررسی کردن و
مورد مشکوکی پیدا نکردن

11:58.071 --> 12:00.441
‫خب، پیشنهاد میدم دوباره بررسیش کنن

12:11.251 --> 12:12.661
‫خیلی خب، زودی تمومش کن

12:12.661 --> 12:16.081
‫می‌خوام تورنر رو در جریان بذارم و
باید بدونم که گیمبال

12:16.081 --> 12:19.341
‫به‌خاطر حرفه‌ای بودن اون‌ها مُرده یا
به خاطر بی‌عرضگی شما کسخل‌ها

12:19.341 --> 12:21.221
‫حدس می‌زنم به‌خاطر جفتش

12:21.221 --> 12:23.051
‫خب، ما که رسیدیم اون مُرده بود

12:23.051 --> 12:24.831
‫یه سطل رنگ خورده بود تو سرش

12:25.431 --> 12:30.012
‫یعنی... یعنی دارید میگید که قاتل با

12:30.037 --> 12:31.956
سطل رنگ... اون رو کشته؟

12:31.981 --> 12:34.701
‫به گمونم می‌خواستن حادثه جلوه‌ بدنش

12:34.701 --> 12:35.851
‫راستش زیرکانه هم هست

12:35.851 --> 12:38.441
‫اونا محوطه‌ی پنگوئن‌ها رو منفجر کردن

12:38.441 --> 12:40.861
‫اون رو که نمی‌خواستن حادثه جلوه بدن

12:40.861 --> 12:43.451
‫آره اما خب... ما که نمی‌دونیم کار اونا بوده

12:43.451 --> 12:45.781
‫- چرا، می‌دونیم
‫- نه، نمی‌دونیم. نمی‌دونیم

12:45.781 --> 12:47.001
‫ممکن بود کار هر کسی باشه

12:47.001 --> 12:48.351
‫یعنی چی که کار هر کسی؟

12:48.351 --> 12:51.771
‫اسم یکی رو بیار که از پنگوئن‌ها
کینه داشته باشه

12:54.791 --> 12:56.981
‫- بتمن
‫- سیکتیر کن بابا

12:57.461 --> 12:59.461
‫ببین، اونا... اونا کشتنش. خب؟

12:59.461 --> 13:01.421
‫- شرمنده
‫- اونا سراغ اون نیومده بودن،

13:01.421 --> 13:03.341
‫رفته بودن سراغ جفری

13:03.341 --> 13:05.181
‫شرلی و کاترین جلوش رو گرفتن

13:05.181 --> 13:07.721
‫حرف‌شون رو باور نمی‌کردم،
تا این که شما حرف زدید

13:07.721 --> 13:10.001
‫خب معلومـه که می‌خواستن
جفت‌شون رو بزنن

13:10.391 --> 13:11.771
‫ببین... من کاملاً جدی میگم...

13:11.771 --> 13:14.691
‫...ببخشید که کوتاهی کردیم، خب؟

13:14.691 --> 13:15.731
‫اما...

13:16.651 --> 13:18.481
‫تو این همه مدتی که می‌شناسمت،

13:19.191 --> 13:22.171
‫هیچوقت به خاطر بگایی‌های پر و پیمونت

13:22.196 --> 13:24.241
مسئولیت قبول نکردی

13:24.241 --> 13:26.221
‫چه دلیلی داره که الان این کار رو بکنی؟

13:28.701 --> 13:30.541
‫شاید دارم بزرگ میشم

13:34.371 --> 13:35.871
‫این چرا کلاه سرش نیست؟

13:37.001 --> 13:40.461
‫یه جوری لپ‌هاش گل انداخته که
انگار تازه ارضا شده

13:40.461 --> 13:43.281
‫حالا... بگو واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

13:46.591 --> 13:48.301
‫عمدی نبود

13:48.301 --> 13:50.851
‫یعنی میگی طرفدارای متعصب گیمبال،

13:50.851 --> 13:53.941
‫کسایی که ادعا می‌کنن حکومت مخفی
‫رهبر باشکوه‌شون رو کشته،

13:53.941 --> 13:54.861
‫درست میگن

13:54.861 --> 13:56.891
‫ما... ما اون رو نکشتیم، خب؟

13:56.891 --> 13:58.561
‫پس کی اون رو کشته؟

13:58.561 --> 14:01.611
‫یکی داشت بهش حمله می‌کرد و
من فکر کردم طرف قاتلـه

14:01.611 --> 14:02.611
‫اون‌وقت بود؟

14:03.191 --> 14:04.571
‫چی بود؟

14:04.571 --> 14:06.201
‫قاتل!

14:06.201 --> 14:09.241
‫- عملاً که نه...
‫- ای خدا

14:09.241 --> 14:11.451
‫- ممکن بود باشه
‫- کسی می‌تونه ثابت کنه که اونجا بودید؟

14:11.451 --> 14:12.531
‫نه، هیشکی نمی‌تونه

14:12.531 --> 14:14.581
‫به جز اون یارو که فکر می‌کردم قاتلـه

14:14.581 --> 14:16.411
‫اما... اما اون قبل از این ماجرا رفت

14:16.411 --> 14:17.801
‫قبل از ماجرای...

14:17.801 --> 14:18.901
‫سطل رنگ

14:18.901 --> 14:20.901
‫پس خدا رو شکر، نه؟

14:24.131 --> 14:26.131
‫خب، فکر نکنم...

14:26.131 --> 14:27.881
‫لازم باشه... به اون گوش بدی

14:27.881 --> 14:29.931
‫تو الان چی‌کار کردی؟

14:31.851 --> 14:34.721
‫از نردبون اومدم پایین.
‫تو چی‌کار کردی؟

14:36.311 --> 14:38.891
‫آره، واقعاً مُرده، مگه نه؟

14:40.191 --> 14:41.611
‫فکر کنم این داره ضبط میشه

14:50.411 --> 14:52.241
‫به پارک که نمیگی؟

14:52.241 --> 14:54.541
‫که بعدش بذارم درِ خانه لجنزار رو تخته کنه؟

14:55.371 --> 14:58.081
‫نه، معلومه که به پارک تخمی نمیگم

15:00.211 --> 15:03.711
‫حالا هم نزدیک من نمیشید،
با جفت‌تونم، باشه؟

15:03.711 --> 15:05.091
‫یه لطفی هم بکنید،

15:05.091 --> 15:09.041
‫دفعه‌ی بعد که خواستید از خیابون رد شید،
لطفاً چشمای وامونده‌تون رو ببندید و رد شید

15:17.601 --> 15:19.691
‫من هیچی از کامیپوتر بارم نیست

15:19.691 --> 15:21.771
‫نمی‌دونم چرا مجبورم کردن این کار رو بکنم

15:22.981 --> 15:24.861
‫رادی به چیزی مشکوک نشد؟

15:25.731 --> 15:27.941
‫- بله؟
‫- نه، راحت گول می‌خورد

15:27.941 --> 15:29.951
‫- بذار بیاد تو
‫- چطوری با رادی آشنا شدی؟

15:30.491 --> 15:32.781
‫- لمب اومده
‫- همیشه می‌رفت گیم‌نت

15:34.161 --> 15:36.161
‫اینجا؟ واسه چی؟

15:36.161 --> 15:38.291
‫میگه از نقشه‌ی بعدی‌شون خبر داره

15:39.641 --> 15:41.251
‫حالا واسه ما طالع‌بین شده؟

15:41.251 --> 15:42.621
‫به نظرم باید حرفاش رو بشنویم

15:42.621 --> 15:44.161
‫باید بفهمیم این آدم‌ها کیـن و

15:44.161 --> 15:46.131
‫چه بلایی سر پایگاه‌داده‌مون آوردن

15:58.201 --> 16:01.591
‫می‌دونی اینجا سازمانیـه که
سیگار کشیدن توش اکیداً ممنوعه؟

16:02.941 --> 16:08.441
‫می‌تونیم بُکُشیم و غارت و اخاذی کنیم اما
بدن‌هامون باید پاک بمونه

16:09.571 --> 16:11.991
‫درستـه. میشه لطفاً زودتر بریم
سر اصل مطلب؟

16:11.991 --> 16:13.111
‫من هم داشتم می‌گفتم

16:13.111 --> 16:16.741
‫ما کشتیم و غارت و اخاذی کردیم و
حالا هم این بلاها داره سر خودمون میاد

16:16.741 --> 16:18.861
‫ابوتسفیلد...

16:18.861 --> 16:22.831
‫...ماجرای ترافیک،‌ بمب‌گذاری توی باغ‌ وحش،
‫گیمبال

16:22.831 --> 16:27.211
‫حمله به روستا، مختل کردن حمل و نقل،
تصاحب رسانه، ‫ترور یه رهبر عوام‌‌گرا

16:27.211 --> 16:29.966
‫استراتژی براندازی قدیمی اِم‌آی‌۵ که

16:29.991 --> 16:32.091
الان داره علیه خودمون استفاده میشه

16:32.091 --> 16:34.761
‫آره اما نباید فراموش کنیم که
ماجرای ترافیک

16:34.761 --> 16:38.351
‫در واقع توسط یه گروه معترض معروف بود

16:39.101 --> 16:40.851
‫به رهبری پسر شهردار

16:40.851 --> 16:44.341
‫آره اما اونا می‌خواستن ازش سوءاستفاده کنن،
بازیش بدن تا

16:44.341 --> 16:46.231
‫یه جوری القا کنن که
وقت رفتن ما سر رسیده

16:46.231 --> 16:49.781
‫تو گفتی که قاتل ابوتسفیلد کشته شده

16:49.781 --> 16:53.201
‫خب لابد یکی گولش زده،
تفنگ داده دستش

16:53.201 --> 16:55.201
‫خیلی خب، پس گیمبال رو چی میگی؟

16:55.201 --> 16:57.021
‫یا نکنه اون...

16:57.045 --> 16:59.176
یه حادثه‌ی نه‌چندان غم‌انگیز بوده؟

16:59.201 --> 17:01.251
‫آره اما واسه گیمبال خوش‌شانسی آوردن

17:01.251 --> 17:02.661
‫چون واقعاً یه حادثه بود

17:02.661 --> 17:04.954
‫سوژه جفری بود اما

17:04.978 --> 17:06.839
آدم‌های من جلوش رو گرفتن

17:06.864 --> 17:11.001
‫دلم می‌خواست زودتر بهتون بگم اما این‌طوری
حرفم رو از الان هم کمتر باور می‌کردید

17:11.001 --> 17:13.131
‫اون‌وقت یه همچین عملیاتی زیرِ سر کیه؟

17:13.131 --> 17:15.561
‫خب، فکر کنم این چیزیـه که طبقه‌ی پایین
می‌خوایم بهش برسیم

17:15.561 --> 17:19.261
‫خب، لیبیایی‌ها محتمل‌ترین عامل این ماجران

17:19.261 --> 17:22.101
‫چون وقتی کمک‌شون کردیم که
قذافی رو برکنار کنن،

17:22.101 --> 17:23.811
‫دهن‌شون رو هم گاییدیم

17:23.811 --> 17:26.311
‫و با توجه به کتاب‌های توی
‫قفسه‌ی خونه‌ی دوست‌دختر هو...

17:26.311 --> 17:29.571
‫...اون داشته درمورد تاریخ لیبی
‫تحقیق می‌کرده

17:29.571 --> 17:31.941
‫راستش اون لیبیاییـه و
بعد از شورش فرار کرده

17:31.941 --> 17:34.191
‫خب دیگه، تحویل بگیر

17:34.191 --> 17:37.821
‫دندر پلاک ناقص ماشینی رو بهم داده که
سر و کله‌ش زیاد پیدا می‌شده

17:37.821 --> 17:41.411
‫احتمالاً اشتباه باشه اما دادمش به بچه‌هاتون،

17:41.411 --> 17:42.661
‫باید بتونن ردش رو بگیرن

17:42.661 --> 17:45.621
‫و از اون‌جایی که امروز
‫دست و دل‌بازیم گل کرده...

17:47.371 --> 17:51.101
‫باید بگم که هدف بعدی اونا اینه،
«دشمنت رو کور کن»

17:51.101 --> 17:53.261
‫بله، بیا تو. مرسی

17:53.261 --> 17:54.461
‫شرمنده مزاحم میشم

17:55.681 --> 17:57.431
‫سلام دِون!

17:57.431 --> 17:59.341
‫رد پلاک ناقصی که بهمون داد رو گرفتیم

17:59.341 --> 18:03.221
‫ماشین تو پارکینگ نزدیک فرودگاه لندن سی‌تیـه

18:03.221 --> 18:06.841
‫قبلش گزارشی از صدای شلیک هم اومده بود.
دارم میرم اونجا

18:08.231 --> 18:10.581
‫مراقبت پرواز هم ممکنـه آسیب‌پذیر باشه

18:12.401 --> 18:14.231
‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم؟

18:14.231 --> 18:17.151
‫فکر می‌کنم اومدی اینجا تا
حواس‌ها رو پرت کنی و

18:17.151 --> 18:19.912
‫دوست‌دختر هو رو قربونی کنی و

18:19.937 --> 18:21.738
هو رو نجات بدی

18:21.763 --> 18:25.610
‫اگه خیال کردی که می‌تونی با
،اون یا تارا حرف بزنی

18:26.041 --> 18:28.421
‫کاملاً کور خوندی.
همچین اتفاقی نمیفته

18:28.421 --> 18:30.081
‫البته اگه واسه این موضوع اومده باشی

18:30.081 --> 18:34.211
‫من اومدم اینجا تا بفهمم کدوم
‫مقام امنیتی سابق یا فعلی لیبی،

18:34.211 --> 18:36.591
‫با بریتانیا کینه‌شتری داره

18:36.591 --> 18:40.091
‫خوبه که بدونید با کی طرفید

18:40.091 --> 18:42.471
‫آره خب، اگه اومدی اینجا تا از
مالی دورن سؤال کنی،

18:42.471 --> 18:45.401
‫شانست ته کشیده،
...چون اون غیبش زده

18:45.401 --> 18:49.351
‫در واقع کنار گذاشته شده...
به‌خاطر تعدیل نیرویی که داشتیم

18:49.351 --> 18:52.644
‫حالا هم بنده رو ببخشید چون بعضی‌هامون...

18:54.361 --> 18:55.361
‫آره

19:04.121 --> 19:06.761
‫بهتره هر چه زودتر استعفا بدی،

19:06.785 --> 19:10.266
قبل از این که از خجالتِ کار کردن
واسه این یارو بمیری

19:10.291 --> 19:11.381
‫لطفاً چیزی نگو

19:11.381 --> 19:13.291
‫دیگه همین مونده دل تو واسه‌ی من بسوزه

19:23.281 --> 19:25.141
‫خیلی خب، چی دستگیرمون شد فلایت؟

19:25.141 --> 19:27.221
‫تیم آی‌تی همچنان داره روی اون کد کار می‌کنه

19:27.221 --> 19:28.931
‫لمب چی گفت؟

19:28.931 --> 19:31.691
‫هیچی. راستش هیچی نگفت

19:31.691 --> 19:33.801
‫بهتره برگردی داخل، ممنون

19:37.781 --> 19:39.951
‫پس لمب جکسون بزرگ همین بود؟

19:39.951 --> 19:42.411
‫خدایا. طرف واقعاً عقلش رو از دست داده

19:42.951 --> 19:45.951
‫ولز رو فرستاد دنبال نخود سیاه

19:46.871 --> 19:49.621
‫حقیقتش نمی‌فهمم که اون یا خانه لجنزار

19:49.621 --> 19:51.161
‫اصلاً به چه دردی می‌خورن

19:59.841 --> 20:03.721
‫«کشتن یه مأمور، حمله به روستا،
‫مختل کردن حمل و نقل،

20:03.721 --> 20:06.101
‫تصاحب رسانه، ترور یه رهبر عوام‌گرا»

20:07.011 --> 20:08.561
‫اوه، خیلی ممنون

20:08.561 --> 20:10.101
‫ممنون که ضایعم کردی دایانا

20:10.101 --> 20:12.941
‫اینجا هیشکی به اندازه‌ی لمب
تجربه‌ی عملیاتی نداره

20:13.701 --> 20:15.611
‫نادیده گرفتنش کار واقعاً غیرمسئولانه‌ایـه

20:15.611 --> 20:18.401
‫آره، اما آخرش...
آخرش تصمیمش به عهده‌ی منـه،

20:18.401 --> 20:22.201
‫مگه این‌طوری بازجویی رو پیش نمی‌بریم؟
...پس اگه من بگم

20:22.201 --> 20:24.011
‫شما از کجا می‌دونید؟

20:26.701 --> 20:27.781
‫خدایا

20:27.781 --> 20:29.241
‫فکر می‌کنن من بهتون گفتم

20:29.241 --> 20:31.201
‫- می‌تونیم ازت محافظت کنیم...
‫- نه، نمی‌تونید!

20:31.201 --> 20:33.871
‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
می‌کشنم، خب؟

20:33.871 --> 20:36.421
‫اگه همه‌چی رو بهمون بگی،
می‌تونیم ازت محافظت کنیم

20:38.701 --> 20:40.881
‫ببخشید، آخه...

20:40.881 --> 20:44.361
‫خیلی سختـه که بخوام
‫به کسی اعتماد کنم، من...

20:45.141 --> 20:48.921
‫اولش به اونا اعتماد کردم و حالا ببین
به چه کارهایی وادارم کردن

20:48.921 --> 20:51.001
‫الان خیلی تنهام

20:52.421 --> 20:54.041
‫چطوری باهاشون آشنا شدی؟

20:55.271 --> 20:58.272
‫اونا یه گروه فرهنگی لیبیایی بودن.
‫من...

20:58.297 --> 21:00.011
به اصالتم علاقه‌مند شدم

21:00.011 --> 21:02.721
‫و فهمیدم که لازم نیست خودم رو
مدیون بریتانیا بدونم که

21:02.721 --> 21:04.641
‫بهم پناه دادن

21:06.071 --> 21:07.701
‫بریتانیا موظف بود که...

21:07.701 --> 21:09.481
‫به من پناه بده

21:10.161 --> 21:12.081
‫چون شما کشور من رو نابود کردید

21:14.251 --> 21:16.751
‫خب، اوضاع قبل اومدن ما هم
همچنین گل و بلبل نبود

21:16.751 --> 21:20.551
‫آره، و الان خیلی بدتر شده.
و... برای هیشکی مهم نیست

21:20.551 --> 21:22.801
‫همه باهاش کنار میان

21:22.801 --> 21:24.977
‫با چندتا فعال اجتماعی آشنا شدم که

21:25.001 --> 21:27.841
دنبال چندنفر برای کارهای نمادین بودن تا...

21:27.841 --> 21:31.471
‫...مردم رو درباره کارهایی که
‫بریتانیا کرده آگاه کنن

21:31.471 --> 21:34.061
‫قرار بود تو یه روستا
‫کلی کاغذ رنگی قرمز بریزیم یا...

21:34.061 --> 21:37.231
‫یا یهو وارد یه اتاق خبری بشیم و
‫از این کارها بکنیم

21:37.231 --> 21:38.861
‫همه‌ش نمادین بود

21:38.861 --> 21:41.401
‫بعدش فهمیدم می‌خوان واقعاً
‫همه‌ی این کارها رو بکنن

21:41.981 --> 21:43.531
‫بعد که قبول نکردم...

21:46.201 --> 21:48.661
‫...بهم گفتن که زنده‌زنده پوستم رو می‌کَنن

21:50.121 --> 21:52.121
‫واسه‌ی «کور کردن دشمن»
چی‌کار می‌خوان بکنن؟

21:52.121 --> 21:53.661
‫نمی... نمی‌دونم

21:55.141 --> 22:00.171
‫البته یه ضرب‌المثل لیبیایی بود که
‫همه‌شون بهش می‌خندیدن

22:00.171 --> 22:02.921
‫ببخشید، عربی من خیلی تعریفی نداره اما...

22:04.211 --> 22:05.841
‫اما یه همچین‌ چیزی بود...

22:09.221 --> 22:12.291
‫«بارش باران روی سنگ محکم، تأثیری نداره»

22:14.521 --> 22:16.041
‫یکی‌شون گفت...

22:16.691 --> 22:18.041
‫«اما بارش جسدها چرا»

22:21.021 --> 22:22.941
‫بارش جسد از آسمون

22:23.781 --> 22:25.441
‫قراره آخرالزمون بشه

22:28.241 --> 22:29.871
‫خیلی خب، همه حواسا اینجا باشه!

22:29.871 --> 22:32.991
‫اطلاعات موثقی داریم که
فرودگاه‌های لندن توی خطرن

22:32.991 --> 22:34.081
‫پس حسابی حواس‌تون باشه...

22:34.081 --> 22:36.371
‫دِون، شنیدم توی ون
پوکه‌ی فشنگ پیدا کردی

22:37.041 --> 22:39.831
‫همون تفنگ حادثه‌ی ابوتسفیلد و هوئـه

22:40.751 --> 22:42.977
‫و همچنین نقشه‌ها و عکس‌هایی از

22:43.001 --> 22:45.001
‫فرودگاه‌های گاتویک، هیترو و
سی‌تی پیدا کردیم

22:47.171 --> 22:49.511
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردید که
نشون بده الان کجان؟

22:49.511 --> 22:51.051
‫نه، هیچی

22:51.051 --> 22:54.261
‫دوربین‌های مداربسته‌ی ورودی
‫بعد از وارد شدن‌شون از کار افتادن

22:55.681 --> 22:57.771
‫- خیلی خب
‫- چی گفت؟

22:57.771 --> 23:00.981
‫فرودگاه‌‌ها رو زیر نظر گرفتن و
‫نمی‌دونیم کجان

23:00.981 --> 23:02.091
‫احتمالاً از حراست هم رد شدن

23:02.091 --> 23:04.421
‫ممکنه با یه موشک‌انداز توی محوطه باشن

23:05.611 --> 23:06.991
‫خب؟

23:06.991 --> 23:08.991
‫کدی که بهمون داد خوب چیزیـه

23:08.991 --> 23:10.421
‫از نحوه‌ی پیاده‌سازی و سه‌لایه بودنش

23:10.421 --> 23:12.571
‫مشخصـه که واسه دستگاه خاصی نوشته شده

23:12.571 --> 23:15.121
‫اون‌وقت چی‌کار کرده؟
‫یه‌جوری بگو ما هم بفهمیم

23:15.121 --> 23:16.281
‫وایسا

23:18.261 --> 23:19.001
‫نمی‌دونم

23:19.001 --> 23:20.916
‫تنها راهی که بتونیم بفهمیم چی‌کار کرده

23:20.941 --> 23:22.791
‫اینـه که دوباره رو دستگاهی که
‫استفاده شده اجراش کنیم

23:22.791 --> 23:24.921
‫خب اون لپتاپ هو بوده،
‫پیش خودمونـه

23:24.921 --> 23:27.151
آره و کار هو تقریباً همون‌قدر خوبـه که
فکر می‌کنه

23:27.151 --> 23:30.511
‫برای همین یه چندساعتی طول می‌کشه تا
‫رمزش رو بشکنیم

23:30.511 --> 23:31.991
‫مگه این که...

23:36.681 --> 23:38.401
‫واسه کاری بهت نیاز داریم

23:38.401 --> 23:40.731
‫ذوق‌مرگ نشی‌ها

23:40.731 --> 23:43.061
‫ببین کی سینه‌خیز برگشته پیش بابایی

23:43.085 --> 23:50.376
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:50.401 --> 23:51.741
‫سلام

23:51.741 --> 23:53.951
‫راستی، کارتون با جفری عالی بود

23:53.951 --> 23:55.871
‫چه بلایی سر گیمبال اومد؟

23:55.871 --> 23:58.541
‫اوه، اون که یه‌جور حادثه بود

23:58.541 --> 23:59.871
‫سطل رنگ خورد تو سرش

24:00.621 --> 24:02.581
‫- ببخشید متوجه نشدم
‫- آره

24:02.581 --> 24:04.671
‫درست و حسابی ایمن نشده بود

24:04.671 --> 24:07.301
‫صبر کنید ببینم،
‫موقع این اتفاق، شما هم اونجا بودید؟

24:08.171 --> 24:10.511
‫راستش ترجیح میدم اصلاً ندونم

24:12.841 --> 24:15.761
‫سلام. همه‌چی مرتبـه؟
‫یهو نصف‌شب زنگ زدی

24:15.761 --> 24:16.891
‫آره...

24:16.891 --> 24:19.681
‫خوابم نبرد و...
...اخبار رو روشن کردم و

24:19.681 --> 24:21.561
‫این ماجرای گیمبال رو دیدم

24:23.271 --> 24:24.861
‫عجب... عجب بگایی‌ای!

24:25.731 --> 24:27.691
‫عجب بگایی درهم برهمی

24:28.941 --> 24:30.821
‫تازه هیشکی واسه‌ش عزاداری نمی‌کنه

24:30.821 --> 24:33.861
‫یکم با خودم فکر کردم و
‫گفتم ترافیک و اون، اون...

24:33.861 --> 24:35.941
‫اون حادثه‌ی وحشتناک توی...

24:35.941 --> 24:37.621
‫اسمش چی بود؟

24:37.621 --> 24:38.621
‫ابوتسفیلد

24:38.621 --> 24:40.451
‫- اون دیگه چیه؟
‫- آره، ابوتسفیلد

24:40.451 --> 24:43.931
‫جعبه‌ خاطراتـه.
یادگاری قرارهای هو با تارائه

24:43.931 --> 24:46.751
‫می‌خواستم سیستمش رو وصل کنم تا
‫ماشین قاتل رو ردیابی کنم،

24:46.751 --> 24:48.531
‫این رو زیر چندتا سیم پیدا کردم

24:48.531 --> 24:51.151
‫ببین... من می‌دونم چه اتفاقی قراره بیفته

24:51.151 --> 24:54.131
‫آره، یکی از استراتژی‌های براندازیـه.
‫می‌دونیم

24:54.131 --> 24:57.301
‫نه، نه، نه

24:57.301 --> 24:59.221
‫این موی آدمـه؟

24:59.221 --> 25:03.521
‫خب، از لحاظ روانشناسی کیفری،
‫این خط قرمز محسوب میشه دیگه؟

25:03.521 --> 25:06.271
‫آره. تو مشتم بود. من...

25:06.271 --> 25:07.441
‫- دشمنت رو کور کن
‫- نــه!

25:07.441 --> 25:10.231
‫عسلـه. به عسل یه ربطی داره

25:10.231 --> 25:12.401
‫آره، تله‌ی عسل.
‫اون کار رو قبلاً کردن

25:12.401 --> 25:14.911
‫ببین، دوباره انجامش میدن،
‫دوباره انجامش میدن

25:14.911 --> 25:16.371
‫مثل زنبور می‌مونه

25:18.331 --> 25:21.161
‫راستش ما اینجا زنبورهای
دوست‌داشتنی‌ای داریم

25:21.701 --> 25:23.041
‫آره

25:23.041 --> 25:25.331
‫اونا خیلی خوشحالم می‌کنن

25:26.791 --> 25:29.671
‫وقتی... وقتی که تو رو نمی‌بینم
‫با خودم میگم...

25:29.671 --> 25:32.381
‫«حداقل زنبورها کنارمن»

25:33.171 --> 25:36.391
‫آره، ببین، باید سعی کنی برگردی بخوابی، خب؟

25:36.891 --> 25:38.221
‫آره، آره، همین کار رو می‌کنم

25:38.221 --> 25:41.221
‫آره، فردا می‌بینمت،
‫واسه ناهار یک‌شنبه دیگه؟

25:42.811 --> 25:46.401
‫آره، سعیم رو می‌کنم اما
احتمالاً درگیر کار باشم

25:46.401 --> 25:49.551
‫- نه، درگیر نیستی
‫- چرا، هستم!

25:52.071 --> 25:53.361
‫شب‌بخیر ریور

25:55.571 --> 25:56.571
‫دوستت دارم

26:00.531 --> 26:01.541
‫خب، من هم همین‌طور

26:02.581 --> 26:05.251
‫درگیرم چون این ماجرا هنوز تموم نشده

26:05.251 --> 26:08.331
‫خب علتش تویی، چون اون یارویی که
فرستاده بودنت ‫ازش محافظ تکنی،

26:08.355 --> 26:10.355
کله‌ش داغون شد

26:10.421 --> 26:11.921
‫با دقت این رو می‌گردم

26:11.921 --> 26:13.921
‫- چرا؟
‫- تا هو رو مسخره کنم

26:14.631 --> 26:18.011
‫باشه. هر جور راحتی.
‫من یه کار مفید پیدا می‌کنم

26:18.011 --> 26:19.971
‫اوه، لمب بهت گفت این کار رو بکنی؟

26:19.971 --> 26:21.221
‫آره، یه جورایی

26:21.221 --> 26:24.311
‫اون گفت سیکتیر کنیم و
‫به خودمون آسیب بزنیم

26:24.311 --> 26:26.311
‫کو، اون همیشه از این حرفا می‌زنه

26:26.311 --> 26:27.731
‫منظوری که نداشت

26:27.731 --> 26:28.731
‫چرا، داشت

26:49.631 --> 26:50.881
‫مالی

26:50.881 --> 26:52.171
‫واسه چی بهم نگفتی؟

26:53.521 --> 26:55.991
‫چی‌کار می‌کردی؟

27:03.061 --> 27:05.851
‫ویلن این‌قدر شعور نداشت که
‫تو روی خودم این کار رو بکنه

27:07.181 --> 27:09.434
‫یه ایمیل از منابع انسانی اومد که

27:09.459 --> 27:11.861
‫توش نوشته بود برکنار شدم

27:11.861 --> 27:16.881
‫ظاهراً من حداقل استانداردهای
سازمان رو نداشتم

27:17.781 --> 27:20.451
‫حالا چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

27:20.451 --> 27:22.031
‫این کار؟

27:22.031 --> 27:23.741
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

27:23.741 --> 27:25.281
‫حالا که دیگه از کار بی‌کار شدی

27:26.951 --> 27:28.461
‫احتمالاً‌ با قرص

27:29.211 --> 27:30.751
‫بهترین گزینه‌ست دیگه؟

27:30.751 --> 27:33.041
‫نه، انتخابای گسترده‌تری هم داری

27:33.041 --> 27:36.041
‫مسیر ساحلی قشنگ.
‫یه سراشیبی تند

27:36.551 --> 27:39.551
‫شاید تونستی رکورد پروازِ
بدون کمک رو هم بشکنی

27:39.551 --> 27:41.761
‫حداقلش اینـه که رکورد شخصی خودت رو می‌زنی

27:43.221 --> 27:45.471
‫همیشه به آدم‌ها دلگرمی میدی؟

27:46.681 --> 27:48.231
‫خبرها رو دنبال می‌کنی؟

27:49.641 --> 27:50.691
‫ابوتسفیلد؟

27:51.191 --> 27:54.521
‫آره. هم اون، هم ماجرای ترافیک،
‫هم بمب‌گذاری باغ وحش...

27:54.521 --> 27:56.571
‫...همه‌شون به هم ربط دارن

27:57.151 --> 28:00.741
‫کو گفته مربوط به یه
استراتژی قدیمی براندازیـه

28:01.451 --> 28:03.451
‫تقریباً مطمئنم کار لیبیـه

28:03.451 --> 28:05.871
‫رفتم پارک تا بفهمم دقیقاً کار کی تو لیبیـه

28:07.331 --> 28:09.831
‫توی پرونده‌ها هست، جکسون

28:10.961 --> 28:13.041
‫من هم حافظه‌ی نامحدودی ندارم

28:13.041 --> 28:15.791
‫آره اما تو راه اینجا که بودم،

28:15.791 --> 28:17.881
‫گفتم شاید یه پرونده‌ای باشه که...

28:17.881 --> 28:20.171
‫...نگهش داشته باشی

28:25.351 --> 28:27.561
‫چطوری راضی‌شون کردی اینجا رو باز کنن؟

28:28.891 --> 28:29.891
‫من میز اولـم

28:30.641 --> 28:32.311
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

28:32.311 --> 28:34.991
‫خب، گفتم بدت نمیاد
یکم هوای آزاد به کله‌ت بخوره

28:35.521 --> 28:36.571
‫سردمـه

28:50.161 --> 28:53.251
‫- تو مرد مهربونی هستی. ممنون
‫- خب، جدی میگی؟ خوبـه

28:54.001 --> 28:56.781
‫باید بدونی که...

28:56.805 --> 28:59.471
ما همگی خیلی تلاش کردیم تا
‫به کشورتون کمک کنیم

29:00.341 --> 29:02.001
‫منظورم بعد از شورشـه

29:02.261 --> 29:04.761
‫حیف که این بار خیلی برامون سنگین بود

29:05.931 --> 29:09.061
‫- شما ما رو به حال خودمون ول کردید
‫- نه، نه، این‌طور نیست

29:09.061 --> 29:10.431
‫ما کاری که تونستیم رو کردیم

29:10.431 --> 29:12.001
‫و حالا...

29:13.191 --> 29:16.101
‫باید کاری رو بکنی که برای
این کشور می‌تونی بکنی

29:17.361 --> 29:18.821
‫من همه‌چی رو بهتون گفتم

29:19.401 --> 29:21.241
‫الان دیگه دست خودتونـه، آقای میز اول

29:21.821 --> 29:23.611
‫بله. بله، گفتی

29:24.281 --> 29:26.821
‫فقط یاد حرفی افتادم که اون‌موقع زدی

29:26.821 --> 29:28.701
‫یه جورایی کنجکاوم کرد

29:28.701 --> 29:30.121
‫گفتی که...

29:31.451 --> 29:34.081
‫خب گفتی که «‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
‫می‌کشنم»

29:34.081 --> 29:35.621
‫و...

29:35.621 --> 29:38.261
‫...واسم سؤال شد که چطوری قراره
‫دوباره ببینی‌شون

29:40.301 --> 29:42.701
‫نمی‌دونم. منظورم این بود که
اگه بهشون بر بخورم

29:43.011 --> 29:46.641
‫- نه، بعید بدونم همچین منظوری داشتی
‫- نه

29:46.641 --> 29:48.500
‫نه، اگه منظورت این بود،

29:48.525 --> 29:50.721
‫می‌گفتی «اگه پیدام کنن»

29:50.721 --> 29:52.771
‫اما تو این رو نگفتی

29:52.771 --> 29:56.651
‫گفتی «اگه دوباره هم رو ببینیم».
‫یعنی احتمالش رو در نظر گرفتی

29:57.641 --> 29:59.651
‫یه‌جوری می‌تونی باهاشون
تماس بگیری، مگه نه؟

29:59.651 --> 30:00.731
‫نـه!

30:00.731 --> 30:03.311
‫می‌خوان یه کار وحشتناک توی
فرودگاه بکنن، مگه نه؟

30:03.821 --> 30:05.891
‫شاید قراره یه هواپیما رو بکوبونن تو شهر

30:05.891 --> 30:08.321
‫- یا به محض رسیدن به فرودگاه منفجرش کنن
‫- بس کن، باشه؟

30:08.321 --> 30:10.351
‫- می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی
‫- دارم جون آدم‌‌ها رو نجات میدم

30:10.351 --> 30:12.001
‫- نه، نه، نه
‫- کاری که دارم می‌کنم اینـه

30:12.001 --> 30:15.371
‫داری به من عذاب وجدان میدی.
‫و من هیچ کاری اشتباهی نکردم

30:15.371 --> 30:17.881
‫خب الان که داری یه تصمیمی می‌گیری، مگه نه؟

30:17.881 --> 30:19.171
‫که به من کمک نکنی

30:19.171 --> 30:20.751
‫به نظر من این کار اشتباهیـه

30:21.661 --> 30:23.301
‫من باید این آدم‌ها رو دستگیر کنم

30:23.301 --> 30:25.671
‫وگرنه از آسمون جسد می‌باره

30:26.551 --> 30:28.721
‫واقعاً می‌خوای وجدانت این رو تحمل کنه؟

30:37.391 --> 30:38.601
‫ساعت ۱۲ شب

30:40.111 --> 30:42.631
‫قراره امشب ساعت ‍‍۱۲ ببینم‌شون.
‫دلیلش رو نمی‌دونم

30:42.631 --> 30:44.921
‫- هر کاری بگن می‌کنم
‫- کجا؟

30:45.991 --> 30:49.241
‫پیکدیلی سرکس.
‫اونا... یه کد گذاشتن

30:49.241 --> 30:52.661
.تو یه سطل آشغال چسبیده
‫جزئیات یه سفر با مترو رو نشون میده

30:54.541 --> 30:57.081
‫اولین نفر رو تو اولین ایستگاه تعویض خط
می‌بینم

30:57.081 --> 30:58.671
‫دومی رو تو ایستگاه تعویض بعدی

30:58.671 --> 31:00.331
‫سومی هم تو ایستگاه تعویض آخری

31:01.341 --> 31:03.291
‫هر کدوم‌شون چک می‌کنن که
‫کسی پشتم نباشه و

31:03.291 --> 31:04.831
‫کسی تعقیبم نکرده باشه

31:06.881 --> 31:07.971
‫حالا زود باش که بریم

31:10.511 --> 31:12.261
‫- کجا؟
‫- باید بری به دیدن‌شون

31:12.261 --> 31:13.451
‫وای نه، نه، من نمی‌تونم

31:13.451 --> 31:15.531
‫- چرا، می‌تونی. وقتی نمونده
‫- نه، نه، نه

31:15.531 --> 31:18.311
‫نه، یه تیم بفرست که دستگیرشون کنه.
‫این خانمه می‌تونه بره

31:18.311 --> 31:21.651
‫خودت گفتی که حواس‌شون هست.
‫من می‌خوام هر سه تا حرومزاده‌ رو بگیرم

31:21.957 --> 31:24.097
‫گوش کن چی میگم

31:24.122 --> 31:27.216
‫تو خیلی از اونی که فکر می‌کنی، قوی‌تری

31:27.241 --> 31:30.111
‫آره، این‌ها مردهای... مزخرفی هستن

31:30.111 --> 31:31.201
‫و من درک می‌کنم

31:31.201 --> 31:33.621
‫می‌بینم که تو یه زن جوان آسیب‌پذیری

31:33.621 --> 31:34.861
‫اما...

31:34.885 --> 31:37.911
تو قدرتی داری که ازش بی‌خبری

31:43.791 --> 31:46.591
‫- اگه بخوان بکشنم یا بلایی سرم بیارن چی؟
‫- نه، نه، نه

31:46.591 --> 31:49.261
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

31:49.261 --> 31:50.951
‫حواس‌مون بهت هست.
‫قول میدم

31:50.951 --> 31:52.221
‫رو حرفم حساب کن

31:52.221 --> 31:54.561
‫هیچ... هیچ بلایی سرت نمیاد

32:06.571 --> 32:07.861
‫قبولـه

32:08.611 --> 32:09.651
‫مرسی

32:10.201 --> 32:12.911
‫تو شجاعی. تو خیلی خیلی شجاعی

32:14.451 --> 32:15.741
‫فلایت

32:21.921 --> 32:24.081
‫ما تو تک‌ تک مراحل این مسیر
همراهت می‌مونیم

32:24.081 --> 32:25.561
‫بهت قول میدم

32:29.171 --> 32:30.221
‫همه‌ش رو شنیدی؟

32:30.761 --> 32:33.301
‫پیکدیلی سرکس...
‫مرحله به مرحله باهاش ملاقات می‌کنن

32:33.301 --> 32:34.971
ما یه قدم ازشون عقب‌تر می‌مونیم

32:34.971 --> 32:36.681
‫- ردیابش کجاس؟
‫- تو پالتوش

32:36.681 --> 32:37.681
‫خوبـه

32:38.391 --> 32:39.981
‫مطمئنی از پس این کار بر میاد؟

32:41.271 --> 32:42.351
‫مجبوره

32:53.111 --> 32:56.581
‫می‌خوام یه سخنرانی درموردش بکنم.
‫فقط بهشون بگو که...

32:56.581 --> 32:57.621
‫کلود

32:58.701 --> 32:59.701
‫بله؟

33:00.661 --> 33:02.751
‫فرستادن تارا به این مأموریت کار اشتباهیـه

33:02.751 --> 33:04.121
‫اون مأمور آموزش‌دیده‌ای نیست

33:04.121 --> 33:07.211
‫- آره، خب هو رو که گول زد، مگه نه؟
‫- خب هر کسی می‌تونه هو رو گول بزنه

33:07.791 --> 33:09.981
‫ببین، ما خیلی وقته که یه قدم عقب‌تریم

33:09.981 --> 33:11.551
‫وقتشـه اوضاع امور رو به دست...

33:11.551 --> 33:13.561
‫لازمـه بهت یادآوری کنم که
جون آدم‌ها تو خطره؟

33:13.561 --> 33:15.231
‫تو فرودگاه‌‌ها تدابیر شدید امنیتی هست

33:15.231 --> 33:17.171
‫واسه‌شون آماده‌ایـم.
‫نمی‌تونن رد بشن

33:17.171 --> 33:19.501
‫خب، شرمنده که پشتم به
استراتژی‌های تا الان‌مون

33:19.501 --> 33:21.771
‫اون‌قدرها گرم نیست

33:21.771 --> 33:24.271
‫باید این رو در نظر بگیری که
‫هر برنامه‌ای که دارن،

33:24.271 --> 33:26.811
‫حتماً قبلش واکنش ما رو هم پیش‌بینی کردن

33:26.811 --> 33:29.511
‫فقط از طریق دختره‌ست که
می‌تونیم بهشون برسیم

33:29.651 --> 33:32.281
‫گوش کن... تارا رو بسپار به من

33:32.281 --> 33:34.951
‫تو تمرکزت رو بذار رو اون کدی که
بهمون داد، خب؟

34:14.821 --> 34:15.901
‫آماده‌ای؟

34:19.321 --> 34:20.991
‫ببخشید، من نمی‌تونم

34:46.481 --> 34:47.851
‫فلایت، قضیه چیه؟

34:47.851 --> 34:49.151
‫نمی‌تونه این کار رو بکنه؟

34:49.651 --> 34:51.941
‫خودش رو لو میده.
‫باید مأموریت رو کنسل کنیم

34:52.611 --> 34:53.611
‫گوشی رو بده بهش

35:01.331 --> 35:02.461
‫تارا...

35:02.461 --> 35:05.041
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

35:05.581 --> 35:06.621
‫چطوری؟

35:07.661 --> 35:09.221
‫خب...

35:09.221 --> 35:11.211
‫ما یه ردیاب تو پالتوت گذاشتیم

35:11.211 --> 35:12.571
‫میکرفون گوشیت روشنـه

35:12.571 --> 35:14.411
‫یه گروه هم با فاصله‌ی مطمئنی دنبالت میاد

35:14.411 --> 35:17.221
‫به محض این که کوچیک‌ترین نشونه‌ای از
‫دردسر ببین، حمله می‌کنن

35:17.221 --> 35:19.261
‫خیلی دیر می‌کنن و تا اون‌موقع می‌میرم

35:19.261 --> 35:20.341
‫نه

35:20.931 --> 35:23.311
‫این آدم‌ها دلیلی ندارن که بهت شک کنن

35:23.311 --> 35:24.391
‫هیچ دلیلی ندارن

35:25.181 --> 35:26.431
‫ببخشید، نمی‌تونم

35:32.731 --> 35:34.321
‫تارا، یه نگاه به اطرافت بنداز

35:34.321 --> 35:37.321
‫تموم این آدم‌های بی‌گناه و
خوشحال رو می‌بینی که

35:37.321 --> 35:39.821
‫دارن زندگی‌ معمولی‌شون رو می‌کنن؟

35:39.821 --> 35:41.201
‫حالا یه نگاه به آسمون بکن

35:42.871 --> 35:45.411
‫هواپیماهایی هست که ممکنـه که از
‫آسمون سقوط کنن،

35:45.411 --> 35:47.061
‫اما تو می‌تونی جلوش رو بگیری

35:49.211 --> 35:51.211
‫و من می‌دونم که تو می‌تونی،
‫مطمئنم

35:58.761 --> 35:59.841
‫- قربان؟
‫- آره، فلایت

35:59.841 --> 36:01.011
‫فلایت، چی‌کار داره می‌کنه؟

36:01.011 --> 36:02.011
‫باشه

36:02.891 --> 36:05.261
‫داره وارد میشه

36:05.261 --> 36:07.391
‫ایول! آ ماشالا دختر!

36:09.691 --> 36:11.231
‫با تو نبودم

36:11.231 --> 36:12.231
‫اون رو گفتم

36:13.611 --> 36:15.711
‫البته تو هم کارت عالی بوده

36:18.961 --> 36:21.151
‫به محض این که از پله‌ها
‫رفتی پایین و وارد شدی،

36:21.151 --> 36:22.911
‫من با افرادی که داخل ماشینن حرکت می‌کنم

36:22.911 --> 36:24.641
‫یه قطار عقب‌تر از تو حرکت می‌کنیم

36:24.641 --> 36:27.001
‫تو همین حین، یه تیم دومی
‫از بالای زمین زیرنظرت داره و

36:27.001 --> 36:29.311
‫یه تیم سومی هم توی آسمون حاضر میشه

36:34.251 --> 36:36.381
‫اگه بلایی سرم اومد،

36:37.131 --> 36:40.401
‫لطفاً به مامان‌بابام بگو شرمنده‌م و
‫دوست‌شون دارم، باشه؟

36:40.671 --> 36:43.101
‫هر وقت این ماجرا تموم شد،
‫خودت می‌تونی بهشون بگی

36:43.641 --> 36:45.061
‫خواهش می‌کنم

36:56.441 --> 36:58.191
‫تیم یک، به سمت محوطه حرکت کن

36:59.191 --> 37:02.181
‫- چرا این‌قدر طول کشیده؟
‫- طول نکشیده

37:02.361 --> 37:05.201
‫دارم با «برخورددهنده هودرونی» به
‫سیستم‌تون نفوذ می‌کنم،

37:05.201 --> 37:07.081
‫سریع‌تر از هر انسان زنده‌ی دیگه‌ای

37:07.081 --> 37:10.291
‫- تو نمی‌تونستی این کار رو بکنی؟
‫- این الاغ رو میگی؟

37:10.291 --> 37:12.211
‫حتی نتونسته لپتاپم رو باز کنه

37:12.211 --> 37:16.251
‫رمز یه تریلیون حالت مختلف داشته و
‫یه بار اشتباه بزنی، کل هارد پاک میشه

37:17.421 --> 37:21.171
‫البته توی دارک‌نت بکاپش رو گرفتم
‫اما هیشکی نمی‌تونه پیداش کنه

37:21.171 --> 37:22.781
‫من هم دلم برات تنگ شده بود رادی

37:22.781 --> 37:24.861
‫باید دقیقاً و با همون دستگاه،

37:24.861 --> 37:26.891
‫به سیستم‌مون دسترسی پیدا کنه

37:26.891 --> 37:28.031
‫بعدش کد رو وارد می‌کنیم

37:28.031 --> 37:29.641
‫بعد کاری که قبلاً کرده رو می‌کنه؟

37:29.641 --> 37:32.441
‫ولی این دفعه کُندش می‌کنیم،
‫تا ببینیم چیـه و کجا میره

37:32.441 --> 37:33.991
‫اما در واقع جایی نمیره دیگه؟

37:33.991 --> 37:36.981
‫نه می‌تونیم بفرستیمش به یه حلقه‌ی بسته،
‫که بخوره به در و دیوار

37:36.981 --> 37:38.071
‫خیلی خفنـه

37:38.071 --> 37:40.191
‫بعدش بهمون، اطلاعات خیلی مهمی میده

37:44.741 --> 37:46.371
‫هو قاتل سریالیـه

37:46.951 --> 37:48.581
‫استیک تی-بنـه؟

37:48.581 --> 37:51.581
‫- از غذایی که با دختره خورده نگه داشته؟
‫- همه‌چی رو نگه داشته

37:51.581 --> 37:53.911
‫اُسکل‌تر از چیزیـه که فکرش رو می‌کردیم

37:54.161 --> 37:55.701
‫بهش سخت می‌گذره

37:55.701 --> 37:57.741
‫به آدم‌های دورش سخت می‌گذره

37:57.741 --> 38:00.171
‫دست‌بندها و کارت‌های عبور کار دختره رو
‫نگه داشته

38:00.171 --> 38:02.091
‫انگار از سطل آشغال درشون آورده

38:02.591 --> 38:03.801
‫دختره چی‌کاره بود؟

38:03.801 --> 38:05.181
‫تو کار مراسم اینا بود دیگه؟

38:05.181 --> 38:07.061
‫دختر خوشگله به مردم «کاناپه» تعارف می‌کنه

38:07.061 --> 38:08.801
‫ولی این دیگه نوبرشـه

38:08.801 --> 38:10.181
‫چایی کیسه‌ای تاریخ‌دار

38:10.851 --> 38:12.351
‫مال سیتی‌هالـه

38:12.351 --> 38:13.431
‫این هم همین‌طور

38:14.901 --> 38:17.211
‫اونجا تو مراسم‌های زیادی بوده

38:18.821 --> 38:20.631
‫تو یه مراسم تسلیحاتی هم بوده

38:21.441 --> 38:23.601
‫یعنی میگی قبل از حمله به جفری،

38:23.601 --> 38:25.111
‫اسلحه‌ها رو کش رفته؟

38:25.111 --> 38:26.781
‫باغ وحش هم رفته؟

38:26.781 --> 38:28.081
‫با هو

38:30.741 --> 38:33.021
‫تو یه مراسم برای
پمپ‌بنزین‌های «اسو» هم بوده

38:33.661 --> 38:37.651
‫به تک‌تک‌ بخش‌های استراتژی براندازی متصلـه

38:38.291 --> 38:40.151
‫البته پارک دستگیرش کرده دیگه؟

39:00.651 --> 39:02.111
‫یالا تارا

39:02.901 --> 39:04.441
‫می‌دونم از پسش بر میای

39:10.451 --> 39:11.871
‫آره، داره این کار رو می‌کنه؟

39:11.871 --> 39:12.991
‫- قربان؟
‫- بله؟

39:12.991 --> 39:16.621
‫تصویرش رو بین پله‌ها و
سالن از دست میدیم اما

39:16.621 --> 39:18.041
‫از طریق ردیاب می‌بینیمش

39:18.041 --> 39:19.711
‫درستـه

39:20.791 --> 39:21.791
‫باشه

39:22.461 --> 39:23.961
‫به فلایت بگو آماده باشه

39:25.381 --> 39:27.061
‫به سمت ورودی ایستگاه حرکت کن

39:33.721 --> 39:37.481
‫خیلی خب. کد داره اجرا میشه

39:38.841 --> 39:40.351
‫نگاه کنید، یه پرونده رو کپی کرد

39:40.351 --> 39:41.521
‫چه پرونده‌ای؟

39:41.521 --> 39:42.611
‫بگو پرونده‌ی کی

39:43.721 --> 39:45.691
‫پرونده‌ی ویلن بود

39:45.691 --> 39:48.071
‫واسه چی پرونده‌ی ویلن رو کپی کردن؟

39:48.071 --> 39:50.911
‫♪ آهنگ She’s Not There از The Zombies ♪

39:50.911 --> 39:54.161
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

39:54.991 --> 39:56.911
‫♪ درمورد دروغ‌ گفتن‌هاش ♪

39:58.041 --> 40:01.381
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

40:01.921 --> 40:03.881
‫♪ که اشک چند نفر رو در آورده ♪

40:04.421 --> 40:08.221
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

40:08.221 --> 40:09.801
‫♪ من از کجا بدونم؟ ♪

40:09.801 --> 40:11.301
‫♪ چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

40:12.181 --> 40:15.561
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

40:15.561 --> 40:18.231
‫♪ اونجا نیست ♪

40:19.811 --> 40:21.561
‫چرا وایساد؟

40:21.561 --> 40:23.981
‫- ردیاب تأخیری داره؟
‫- این‌طور به نظر نمیاد

40:23.981 --> 40:25.821
‫- فلایت رو بفرستم پایین؟
‫- نه، هنوز زوده

40:27.161 --> 40:30.091
‫شاید زود جلوش رو گرفتن.
‫نباید بترسونیم‌شون

40:30.611 --> 40:31.951
‫وای، ای گوه توش

40:31.951 --> 40:34.741
‫خب، این کلمه حتماً توی گزارش عملکردت میاد

40:34.741 --> 40:36.181
‫کد داره یه کار دیگه می‌کنه

40:36.181 --> 40:38.671
‫- کاری که قبلاً نکرده؟
‫- اون‌موقع شناساییش نکردیم

40:38.671 --> 40:42.171
‫اومد تو و رفت بیرون و ردش رو پاک کرد.
‫حالا نمی‌تونه بره بیرون

40:42.171 --> 40:44.191
‫لعنتی

40:47.301 --> 40:48.541
‫واسه چی کاری نمی‌کنیم؟

40:48.541 --> 40:50.511
‫- گمش می‌کنیم
‫- وایساده

40:50.511 --> 40:53.391
‫فیلم دوربین‌های سالن رو چک کنید.
‫حتماً رد شده

40:53.391 --> 40:54.721
‫اثری ازش نیست که اونجا باشه

40:54.721 --> 40:57.181
‫ردیاب هنوز پایین راه‌پله‌ست

40:59.811 --> 41:01.561
‫فوراً فلایت رو بفرست پایین

41:02.271 --> 41:03.711
‫فلایت، شروع کن

41:06.231 --> 41:09.151
‫♪ هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

41:10.071 --> 41:12.281
‫♪ با این که همه‌شون می‌دونستن ♪

41:12.281 --> 41:15.911
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

41:15.911 --> 41:17.921
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

41:17.921 --> 41:19.751
‫گندش بزنن

41:19.751 --> 41:21.541
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

41:21.541 --> 41:25.001
‫پالتوش رو انداخته.
‫تکرار می‌کنم، پالتوش رو انداخته

41:26.791 --> 41:28.461
‫نمی‌فهمم

41:29.341 --> 41:31.091
‫چرا باید پالتوش رو بندازه؟

41:32.471 --> 41:36.261
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

41:36.261 --> 41:38.761
‫♪ اما اونجا نیست ♪

41:43.941 --> 41:44.941
‫ای گوه توش

41:46.191 --> 41:47.901
‫نباید تو محیط بسته بازش می‌کردیم

41:47.901 --> 41:50.401
‫نه، نه. نباید این کار رو می‌کردی

42:10.881 --> 42:12.591
‫چرا این‌طوری شد؟ چی...

42:14.171 --> 42:15.181
‫میشه...

42:15.761 --> 42:18.141
‫میشه یکی بگه اینجا چه خبره؟

42:18.141 --> 42:19.641
‫نـ-نمی‌دونم قربان

42:20.261 --> 42:22.021
‫سیستم‌مون کلاً از کار افتاد

42:25.191 --> 42:26.441
‫دشمنت رو کور کن

42:29.191 --> 42:31.051
‫ای کیر تو این وضع

42:43.541 --> 42:45.121
‫موفق شدی؟

42:45.121 --> 42:46.871
‫میز اول کور شد

42:47.751 --> 42:50.211
‫کل پارک کور شد

42:50.841 --> 42:52.551
‫حالا فقط مونده قدم آخر

42:53.171 --> 42:56.841
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

42:56.841 --> 43:00.761
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

43:00.761 --> 43:04.141
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

43:04.141 --> 43:06.941
‫♪ اونجا نیست ♪

43:06.941 --> 43:09.731
‫♪ خب بذار درمورد طرز نگاه کردنش بهت بگم ♪

43:09.731 --> 43:13.361
‫♪ از طرز رفتارش،
‫از رنگ موی سرش ♪

43:13.361 --> 43:17.031
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

43:17.031 --> 43:19.511
‫♪ اما اونجا نیست ♪

43:23.821 --> 43:30.821
‫مترجم: «محمدعلی sm »

43:30.821 --> 43:37.821
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:37.821 --> 43:44.821
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
