WEBVTT

00:01.589 --> 00:08.589
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.441 --> 00:14.401
<i>‫طبق چیزهایی که از این بالا می‌بینیم،</i>

00:14.401 --> 00:17.741
<i>‫ترافیکی بی‌سابقه کل پایتخت رو فلج کرده</i>

00:17.741 --> 00:21.241
<i>‫به گفته‌ی شاهدین عینی،
‫چندین خودرو ناگهان از حرکت ایستادند و</i>

00:21.251 --> 00:24.001
<i>‫موتورهاشون شعله‌ور شدن</i>

00:24.001 --> 00:27.461
<i>‫گزارش‌ها حاکی از وقوع جراحاتـه اما
‫تا کنون مرگ و میری اعلام نشده</i>

00:27.461 --> 00:31.381
‫<i>اطراف وسایل نقلیه
‫ترافیک سنگینی ایجاد شده که</i>

00:31.381 --> 00:34.591
‫<i>همین موضوع مانع رسیدن به‌موقعِ
‫نیروهای امدادی شدند</i>

00:34.591 --> 00:37.041
‫درباره‌ی علت این اتفاق،
اطلاعاتی در دست نیست

00:37.065 --> 00:42.616
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:42.641 --> 00:45.231
‫هو رو ببر سلول بازجویی شماره هشت

00:45.231 --> 00:46.811
‫- مکعب وحشت؟
‫- آره

00:48.651 --> 00:51.321
‫حق و حقوق خودم رو می‌دونم،
‫باید با وکیل بابام حرف بزنم

00:51.321 --> 00:53.031
‫نمی‌تونی با کسی تماس بگیری

00:54.281 --> 00:57.541
‫اگه می‌تونستی هم، بهتر بود به
‫یه خشک‌شویی زنگ بزنی

00:57.541 --> 00:59.601
‫با یه دندون‌پزشک

01:02.911 --> 01:06.541
‫چرا باید خبر آتیش گرفتن ماشین‌ها رو
‫از اخبار بشنوم؟

01:06.541 --> 01:07.621
‫معذرت می‌خوام خانم

01:07.621 --> 01:09.671
‫منتظر بودیم تا مطمئن شیم دقیقاً چی شده

01:09.671 --> 01:11.671
‫- حالا شدید؟
‫- خب، احتمال ترور رو رد کردیم

01:11.671 --> 01:13.051
‫ماشین‌ها بمب‌گذاری نشدن

01:13.051 --> 01:16.181
‫ظاهراً یه ماده‌ی شیمیایی توی سوخت
‫باعث از کار افتادن و آتیش‌سوزی‌شون شده

01:16.181 --> 01:17.721
‫شرکت‌های سوخت‌رسان چی گفتن؟

01:17.721 --> 01:20.391
‫مسئولیت‌شون رو قبول نمی‌کنن و
‫میگن خرابکاری بوده

01:20.391 --> 01:23.241
‫میز اول در حال بررسی چگونگی و
‫محل احتمالی این حادثه هستن

01:23.241 --> 01:24.521
‫وای، جداً؟

01:24.521 --> 01:26.231
‫متوجه نمیشم...

01:26.731 --> 01:29.731
‫چرا ماشین‌های توی جاده همچنان دارن می‌سوزن؟

01:29.731 --> 01:32.301
تا ماشین خاموش نشن،
‫پلیس نمی‌تونه جابجاشون کنه و

01:32.301 --> 01:35.611
‫تا ترافیک باز نشه، آتش‌نشان‌ها نمی‌تونن
‫خودشون رو برسونن

01:35.611 --> 01:37.031
‫آره، اما خب...

01:37.031 --> 01:38.491
‫اوه، ببخشید، یه لحظه

01:38.515 --> 01:45.726
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

01:45.751 --> 01:46.751
‫ویلن هستم

01:46.751 --> 01:48.561
‫موقع دویدن همدیگه رو دیدیم

01:49.881 --> 01:52.561
‫اظهار نظر رسمی‌ای راجع به اخباری که قراره

01:52.561 --> 01:54.591
‫بره تو ستون خبری دودی گیمبل، نداری؟

01:54.591 --> 01:57.081
‫تو نباید این شماره تلفن رو داشته باشی

01:57.081 --> 01:59.301
‫با چه جرأتی زنگ زدی؟

01:59.301 --> 02:01.591
‫مطمئن باش که تقاصش رو پس میدی

02:01.601 --> 02:03.681
‫این تویی که باید تقاص کارهات رو پس بدی

02:03.681 --> 02:05.601
‫اگه سرت گرمِ دختربازی نبود،

02:05.601 --> 02:08.361
‫شاید این تیراندازی‌ها و
ترافیک هم اتفاق نمی‌افتاد

02:08.891 --> 02:11.611
‫مشکل ترافیک حل شده؟

02:12.901 --> 02:15.821
‫بله، حدوداً ده دقیقه پیش

02:15.821 --> 02:17.781
‫داشتم تموم پمپ گازهای لندن رو تعطیل می‌کردم

02:17.781 --> 02:19.401
‫- پمپ بنزین
‫- بنزین... پمپ بنزین

02:19.401 --> 02:22.201
‫خوشبختانه متوجه شدیم که تموم
‫پمپ‌های متأثر

02:22.201 --> 02:24.031
‫فقط از یک تانکر، سوخت دریافت کردن

02:24.031 --> 02:26.781
‫بنابراین تا آخر امروز، ترافیک باید
‫به حالت عادی برگرده

02:26.781 --> 02:28.321
فنس یه انبار بُریده شده

02:28.321 --> 02:30.681
‫بنابراین فکر می‌کنیم
منشأ خراب‌کاری اونجا بوده

02:30.681 --> 02:32.541
‫احتمالاً توسط معترضین به تغییرات اقلیمی

02:32.541 --> 02:35.091
<i>‫شهردار لندن یعنی ظفر جفری،</i>

02:35.091 --> 02:39.501
<i>‫در پی آنچه منابع، دستکاری در
‫سوخت‌رسانی اعلام کردند،</i>

02:39.501 --> 02:42.391
‫<i>طی بیانیه‌ای، مردم رو به
‫حفظ آرامش دعوت کرده</i>

02:42.391 --> 02:45.261
<i>‫در حالی که نیروهای امدادی
‫تمام تلاش‌شون رو می‌کنند تا</i>

02:45.261 --> 02:48.641
<i>‫جاده‌ها رو باز کنند،
‫از مردم می‌خوام ماشین‌هاشون رو رها کنند و...</i>

02:48.641 --> 02:51.271
‫نگاه‌شون کن، دیوونه‌شون کردیم

02:52.151 --> 02:55.301
کار بعدی‌مون رو ببینن،
دیوونه‌تر هم میشن

03:08.911 --> 03:10.501
‫چندتا رو می‌کُشه؟

03:10.911 --> 03:13.501
‫همه‌شون رو. قتل عام میشه

03:58.881 --> 04:00.841
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت سوم »

04:06.511 --> 04:08.721
‫ترافیک بیشتر اطراف همون وسایل نقلیه‌ست،

04:08.721 --> 04:11.811
‫یعنی ماسویل هیل، الفنت و کاسل،
‫مایل اند و خود شهر

04:14.021 --> 04:17.561
‫تلفاتی نداشتیم. البته فرد مُسنی
‫تحت مراقبت‌های ویژه‌ست

04:20.861 --> 04:23.321
‫ببخشید، واسه چی تیم خنثی‌سازی بمب رو
‫برگردوندن؟

04:24.741 --> 04:27.491
‫خب، کاش زودتر بهم می‌گفتی

04:29.871 --> 04:32.081
‫پس دلیل انفجار موتورها چی بوده؟

04:35.341 --> 04:37.881
‫به محض این که آتیش‌ها خاموش شدن،
‫تیم جرم‌شناسی رو بفرست

04:37.881 --> 04:40.021
‫اونا باید بفهمن ماده‌ی شیمیایی چی بوده و

04:40.021 --> 04:41.881
‫- از کجا اومده
‫- نقشه چیه؟

04:41.881 --> 04:43.461
‫بدبختی من هم اینجا گیر افتادم

04:43.471 --> 04:44.551
‫همون همیشگی

04:46.011 --> 04:47.511
‫یعنی هیچ کاری نکنیم؟

04:47.511 --> 04:48.921
‫آره

04:48.921 --> 04:49.811
‫همیشه همین بوده

04:49.811 --> 04:52.471
‫تورنر گفته موقع بازجویی جو،
‫اینا باید تو قرنطینه باشن

04:52.471 --> 04:54.351
‫تصاویر دوربین‌ها که اومدن خبرم کن

04:58.821 --> 05:00.401
‫شرلی دندر کجاس؟

05:00.401 --> 05:02.401
‫من باشم به توالت طبقه پایین سر می‌زنم

05:02.981 --> 05:07.111
‫احتمالاً یا داره بالا میره،
‫یا از پایین میده بیرون

05:07.111 --> 05:08.121
‫گوشی‌هاتون رو بدید

05:08.701 --> 05:12.241
‫من به شرلی پول دادم تا
‫واسه همه‌مون صبحونه بگیره

05:12.241 --> 05:14.021
‫البته متأسفانه برای شما نه

05:14.021 --> 05:16.061
‫قبل این که شما بیاید، فرستادمش

05:19.921 --> 05:21.131
‫هی، کجا داری میری؟

05:21.131 --> 05:24.341
‫خب... حرف از صبحونه شد،
‫دلم ضعف کرد

05:24.341 --> 05:26.781
‫طبقه‌ی پایین کیک و چیپس تازه هست

05:26.781 --> 05:29.341
‫بشین سر جات.
‫مگه نگفت داره صبحونه میاره؟

05:32.971 --> 05:33.971
‫ریور؟

05:34.981 --> 05:37.311
‫چی؟ صدات نمیاد

05:38.731 --> 05:40.271
‫- گه توش!
‫- هوی! حواست کجاس؟!

05:41.361 --> 05:43.201
‫بیخیال، مسخره‌بازی رو بذار کنار و

05:43.201 --> 05:44.721
‫گوشیت رو هم بده من

05:48.161 --> 05:50.821
‫کو، ناسلامتی تو قرنطینه‌ایم‌ها.
‫گوشیت رو بده بهش

05:50.821 --> 05:53.031
‫رد کن بیاد.
‫گوشی ممنوعـه، اینجا قرنطینه‌ست

05:53.041 --> 05:54.991
‫- دارم پادکست گوش میدم
‫- برام مهم نیست

05:55.001 --> 05:57.611
‫یالا، گوشیت رو بده بهش
وگرنه اون دوتا بازرسی که

05:57.611 --> 05:59.151
‫تو دفتر رادی‌ان رو صدا می‌‌کنه

05:59.881 --> 06:00.881
‫جانم؟

06:00.881 --> 06:03.131
‫اصلاً صدات نمیاد؟
‫الان می‌رسم

06:04.561 --> 06:06.511
‫حالا چرا این‌قدر کمک‌حال شدی؟

06:06.511 --> 06:09.341
‫آخه معمولاً خیلی جواب درست حسابی نمیده اما

06:09.341 --> 06:11.931
‫نمی‌دونم چرا به خودم زحمت دادم.
‫هر کاری می‌خوای بکن

06:11.931 --> 06:14.761
‫احتمالاً‌ در جریان پرونده‌ی
خانه لجنزار هستی، آره؟

06:14.761 --> 06:15.761
‫اوهوم

06:15.761 --> 06:18.041
‫پس باید بدونی که بعضی‌هامون...

06:18.041 --> 06:19.811
‫یه مشکلاتی داریم

06:19.811 --> 06:21.061
‫منظورت رو بگو

06:21.381 --> 06:22.811
‫فقط داره آهنگ گوش میده...

06:22.811 --> 06:24.131
‫پادکست

06:24.981 --> 06:29.451
‫گوش دادن به موسیقی یا پادکست
‫باعث آرامش اعصاب آقای کو میشه

06:29.451 --> 06:31.311
‫اگه چیزی تو گوشش نباشه چی میشه؟

06:31.951 --> 06:34.641
‫مطمئن نیستم.
‫تا حالا جلوش رو نگرفتیم

06:36.791 --> 06:39.541
‫خیلی خب، آهنگ کوفتیت رو گوش کن.
‫مهم نیست

06:41.541 --> 06:42.631
‫پادکستـه

06:51.781 --> 06:55.021
‫هیچ زندانی نمی‌تونه من رو نگه داره

06:57.721 --> 07:00.191
‫تنها زندانی که ازش می‌ترسم،
‫زندان ذهنمـه

07:00.891 --> 07:03.031
‫که اونم خیلی سال پیش ازش فرار کردم

07:03.521 --> 07:07.981
‫من افسانه‌ایـم، تاریخی و آینده‌نگرم

07:08.611 --> 07:13.411
‫رادی هو آخرین تجسم از
نیرومندترین انرژی منـه

07:13.411 --> 07:14.871
‫من نه می‌تونم به وجود بیام،

07:16.581 --> 07:17.581
‫و نه نابود بشم

07:18.441 --> 07:21.111
‫این رو سِر آیزاک نیوتون گفته، حرومیا

07:21.121 --> 07:24.591
‫تنها فرقی که بین‌ ماست اینـه که
‫من قوانین رو به رسمیت نمی‌شناسم

07:26.001 --> 07:27.671
‫من خود قانونم

07:30.761 --> 07:33.051
‫از کی تا حالاست که داره این کار رو می‌کنه؟

07:33.051 --> 07:34.641
‫حدوداً بیست دقیقه‌ای میشه

07:34.641 --> 07:36.051
‫یه سره

07:36.051 --> 07:37.391
‫چی باعثش میشه؟

07:37.391 --> 07:40.731
‫کمبود شیر مادر یا شیرِ مفرط؟

07:40.731 --> 07:41.931
‫هی، بیخیال

07:42.221 --> 07:45.231
‫مطمئنم اون حیوونای جنگل که پیداش کردن،
‫کم و کسری نذاشتن

07:45.231 --> 07:47.271
‫اسکندر کبیر. چنگیزخان

07:47.271 --> 07:49.071
‫اینجا چه خبره؟

07:49.071 --> 07:51.281
‫چرا اینا رو از مرکز کشوندی اینجا؟

07:52.071 --> 07:53.361
‫معذرت می‌خوام خانم

07:53.361 --> 07:56.371
‫واکنشش به اینجا غیرعادی بوده

07:59.621 --> 08:00.621
‫وای

08:12.671 --> 08:14.591
‫- خوش اومدی کلریس
‫- نه رادی

08:16.181 --> 08:19.181
‫می‌ذارم ۵ دقیقه بی‌سر و صدا بمونی و

08:20.101 --> 08:21.771
‫به اینجا و تموم بلاهایی که

08:22.681 --> 08:25.941
‫اگه کمکم نکنی، می‌تونم اینجا
سرت بیارم، فکر کنی

08:26.981 --> 08:28.731
‫خب؟ یکم دیگه می‌بینمت

09:00.011 --> 09:01.141
‫شما کی باشی؟

09:01.721 --> 09:02.931
‫خودت اول بگو

09:04.891 --> 09:06.101
‫جا واسه یه فسقلی داریم؟

09:06.101 --> 09:07.731
‫به من دست نزن

09:07.731 --> 09:09.691
ای خدا

09:09.691 --> 09:13.111
‫یعنی همین‌طوری اومدی تو و
‫خودت رو تسلیم کردی دیگه؟

09:13.111 --> 09:15.651
‫واسه چی بهم نگفته بودی
این عوضیا اومدن اینجا؟

09:15.651 --> 09:17.031
‫گفتم، بهت زنگ زدم

09:17.031 --> 09:18.531
‫تو کل لندن قشقرق به پا شده

09:18.531 --> 09:20.031
‫صدات رو نشنیدم

09:20.031 --> 09:22.741
‫خب من هم نتونستم بشنوم که تو
‫صدام رو نشنیدی، خب؟

09:25.541 --> 09:28.831
وای، شرلی. با پولی که من بهت دادم
‫شراب خریدی؟

09:28.831 --> 09:31.661
‫خب، با خودم گفت که این‌طوری
‫به بقیه‌مون بیشتر می‌رسه

09:31.661 --> 09:34.341
‫خب، منطقش ایراد نداره

09:34.341 --> 09:36.621
‫واقعاً می‌خوای روزت رو با
‫خوردن شراب شروع کنی؟

09:36.621 --> 09:39.261
‫واسه الکل خوردن یکم زوده اما
‫هر جور راحتی

09:39.261 --> 09:41.471
‫به خدا اون بیرون یه خبری هست

09:41.471 --> 09:42.561
‫همه‌جا ترافیکـه

09:42.561 --> 09:46.271
‫فلایت در جریانـه.
‫شاید افتخار داد و گفت

09:46.271 --> 09:48.691
‫یه حادثه‌ای برای چندتا از
پمپ بنزین‌ها رخ داده

09:49.361 --> 09:50.861
‫سه تا

09:50.861 --> 09:52.021
‫چه‌جور حادثه‌ای؟

09:52.611 --> 09:53.821
‫به پارک مربوط میشه

09:53.821 --> 09:55.041
‫اوه

09:55.041 --> 09:57.571
‫اون‌وقت پرستاری از ما هم
‫به پارک مربوط میشه؟

09:57.571 --> 09:59.381
‫این کار در شأن تو نیست

09:59.381 --> 10:01.081
‫شماره سه

10:01.531 --> 10:03.281
‫کو، چی داری میگی؟

10:03.541 --> 10:05.041
‫از همون لیست

10:06.001 --> 10:07.501
‫که بهش اشاره کردم

10:08.081 --> 10:09.171
‫اون‌موقع

10:09.171 --> 10:11.461
‫استراتژی براندازی رو میگه

10:11.461 --> 10:14.131
‫می‌خواستم فقط بهش اشاره کنم،
‫نه که همین‌طوری بگم

10:14.131 --> 10:16.171
‫اون هم جلوی مهمون‌های ناخونده‌مون

10:16.171 --> 10:18.551
‫خب، دلیل اصلی این که نباید جلوی همه بگیم

10:18.551 --> 10:21.581
‫اینـه که از میزان حماقت و
‫مزخرف بودنش خجالت می‌کشیم

10:22.101 --> 10:24.511
‫شماره‌ی سه، مختل کردن حمل و نقلـه

10:25.021 --> 10:29.391
‫میگه نیروهای شیطانی می‌خوان
‫کشور رو سرنگون کنن

10:29.391 --> 10:30.651
‫آره، اما کسشر میگه

10:31.561 --> 10:33.301
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

10:33.731 --> 10:35.901
‫آخه... چرا باید ترافیک لندن رو مختل کنن،

10:35.901 --> 10:38.201
‫وقتی که خود ترافیک همین‌طوریش هم داغونـه

10:40.281 --> 10:42.021
‫وای، برگشت تو خودش

10:42.201 --> 10:45.227
‫یعنی برای این که این یه استراتژیِ
‫براندازی باشه،

10:45.252 --> 10:46.371
همین الگو کافیـه؟

10:46.371 --> 10:49.251
‫نیست. چرا کسی خواسته رادی رو بکشه؟

10:49.251 --> 10:50.751
‫دغدغه‌مون باید این باشه

10:50.751 --> 10:52.881
‫چرا می‌خواستن با همون تفنگی بکشنش که

10:52.881 --> 10:55.421
‫باهاش قاتل ابوتسفیلد رو کشتن؟

10:57.261 --> 10:59.131
‫چی؟ وایسا ببینم، تو از کجا می‌دونی؟

10:59.631 --> 11:00.721
‫تورنر

11:00.721 --> 11:02.681
‫اون‌وقت چرا الان داری این رو
‫بهمون میگی؟

11:04.001 --> 11:05.721
‫چون داشتم فکر می‌کردم

11:05.721 --> 11:08.811
‫کشته شده؟ مگه قاتل ابوتسفیلد
‫خودش رو نکشته بود؟

11:08.811 --> 11:12.151
‫تورنر گفت «کشته‌ شده»

11:13.811 --> 11:15.441
‫فلایت هم که حرفم رو تصحیح نکرد

11:19.111 --> 11:20.111
‫ببخشید

11:20.111 --> 11:22.951
‫میشه یکم پول خرد بهم بدید؟
‫می‌خوام برم مسافرخونه

11:24.121 --> 11:25.371
‫روز خوبی داشته باشید

11:28.751 --> 11:29.751
‫روز بدی داشتی؟

11:29.751 --> 11:31.501
‫هر روز روز بدیـه رفیق

11:31.501 --> 11:32.751
‫هیشکی پول نداره

11:32.751 --> 11:33.831
‫آره

11:33.831 --> 11:36.211
‫اوضاع قاراشمیشی شده، نه؟

11:36.211 --> 11:38.671
‫آخه هیشکی سکه یا پول نقد نداره

11:38.671 --> 11:41.671
‫همه‌چی رو با گوشی‌شون پرداخت می‌کنن

11:41.681 --> 11:42.761
‫هی

11:44.181 --> 11:45.641
‫من واست پول آوردم

11:49.221 --> 11:52.041
‫با یه چیزی که فکر می‌‌کنم
‫بیشتر از پول لازمش داشته باشی

11:54.651 --> 11:55.691
‫هی!

11:56.401 --> 11:57.651
‫کجا با این عجله داداش؟

12:02.991 --> 12:05.031
‫باید اول یه محموله‌ای رو تحویل بدی

12:18.751 --> 12:21.051
‫شرمنده

12:21.051 --> 12:22.591
‫بابت چی؟

12:25.681 --> 12:26.891
‫وای خدا

12:26.891 --> 12:28.801
‫گندش بزنن

12:28.811 --> 12:30.771
‫گه توش. عجب بوی بدیـه

12:30.771 --> 12:32.931
‫واقعاً فکر می‌کنم باید بری دکتر

12:32.941 --> 12:34.481
‫فکر کنم سرطان ریه گرفتم

12:34.481 --> 12:36.151
الان گوزیدی؟

12:36.151 --> 12:37.521
مقدار زیادی آره

12:37.521 --> 12:38.941
‫نمیگم از صداش خوشم میاد اما

12:38.941 --> 12:41.031
این‌طوری قبلش پناه می‌گیریم

12:41.031 --> 12:43.951
‫نه، بمون تو اتاق!
‫بمون تو اتاق

12:43.951 --> 12:46.411
‫- گه توش
‫- می‌دونم چی تو سرتـه لمب

12:47.021 --> 12:48.781
‫دارم گازهای اضافیم رو خالی می‌کنم

12:48.781 --> 12:50.661
‫طبیعی‌ترین کار تو دنیاست

12:50.661 --> 12:52.291
‫اصلاً هم طبیعی نیست

12:52.291 --> 12:54.581
‫انگار لاشه‌ی سگ تو سوراخ کونتـه

12:54.581 --> 12:56.041
‫ای خدا. چقدر بده

12:56.041 --> 12:58.881
‫این اصلاً ترکیب خوبی نیست.
‫بوی گل و گُه

12:58.881 --> 13:01.801
‫پیش خودت نگهش دار.
‫فکر کنم یکم دیگه‌ش از شلوارم زد بیرون

13:01.801 --> 13:03.421
‫ای لاشی، یه نقشه‌ای تو سرتـه

13:03.421 --> 13:07.341
‫اسید معده‌م تا خرخره‌م اومده،
‫چیزی تو سرم نیست

13:07.341 --> 13:09.201
‫فکر کنم یه دستشویی کارم رو راه بندازه

13:09.201 --> 13:10.931
‫نه، نه. اونجا نه. نمی‌خوام صداش رو بشنوم

13:10.931 --> 13:13.351
‫آره، من هم نمی‌خوام بوش کنم

13:13.351 --> 13:16.551
‫یعنی اجازه دارم از دست‌شویی زنونه‌ی
‫طبقه‌ی پایین استفاده کنم؟

13:18.191 --> 13:20.571
‫تو رو خدا بذار بره.
‫خمپاره زده

13:21.571 --> 13:24.941
‫اگه حواس‌مون نباشه،
‫بچه‌م به دنیا میاد

13:24.951 --> 13:27.661
‫- زود باشید، یکی حوله بیاره
‫- باشه، برو

13:41.711 --> 13:43.251
‫همیشه این‌طوریـه

13:43.261 --> 13:45.761
‫نمی‌دونم. معمولاً‌ آخرهفته‌ها کار نمی‌کنم

13:47.551 --> 13:51.051
‫کاملاً مشخصـه که قبلاً پلیس بودی

13:51.051 --> 13:52.471
‫مشکلی با این قضیه داری؟

13:52.471 --> 13:55.231
‫راستش از خوک‌ها خوشم میاد

13:55.981 --> 13:59.021
‫وقتی پیش کثافت‌ها باشی
‫می‌دونی با چی سر و کار داری

13:59.021 --> 14:00.681
‫کارتون واقعاً غیراخلاقیـه

14:00.901 --> 14:04.841
‫آره... یه پنج پوندی بنداز کف دست‌شون،
‫جنازه تحویلت میدن

14:05.031 --> 14:06.991
‫اگه مراقب نباشی، کف دست تو هم می‌اندازم

14:08.241 --> 14:09.821
‫آره اما دیگه بی‌فایده‌ست، مگه نه؟

14:09.821 --> 14:13.831
‫چون اگه بمیرم که نمی‌تونی جنازه‌ی خودم رو
‫به خودم تحویل بدی

14:14.451 --> 14:17.041
‫آره، فکر کردی به این راحتی‌ها
‫می‌تونی با من کَل‌کَل کنی؟

14:23.251 --> 14:28.511
‫در رو باز بذارم یا میای داخل؟

14:29.841 --> 14:31.431
‫راحت باش

14:33.351 --> 14:35.431
‫اگه دنبال تفنگ تو مخزن آبی

14:35.431 --> 14:37.391
‫- قبلاً کلکش رو کندم
‫- لعنت بهش

14:37.391 --> 14:39.651
‫اولین جایی که می‌گردم،
‫مخزن‌های آبـه

14:41.101 --> 14:43.081
‫راستش این رو تو اداره پلیس یاد گرفتم

14:50.701 --> 14:52.741
‫سلام مارتین. چقدر خوش‌تیپ شدی

14:53.781 --> 14:54.871
‫ممنون که سر زدی

14:54.871 --> 14:56.911
‫دلیلی داره که الان توی دفترت نیستیم؟

14:56.911 --> 14:58.161
‫اوم...

14:59.461 --> 15:02.331
‫روز قشنگیـه، نه؟ عجب منظره‌ای

15:03.354 --> 15:04.376
‫در ضمن...

15:04.401 --> 15:06.241
‫درمورد یه موضوعی،
نظر حقوقیت رو می‌خواستم

15:06.241 --> 15:07.761
‫به صورت محرمانه

15:07.761 --> 15:10.721
‫به عنوان مشاور حقوقی اِم‌آی‌۵،
‫کار محرمانه‌ای نمی‌کنم

15:10.721 --> 15:12.511
‫خب، همین‌طوری فرضی یه سوال می‌پرسم

15:12.511 --> 15:13.591
‫سلام

15:13.601 --> 15:15.931
‫خدافظ. ممنون

15:18.271 --> 15:19.731
‫شرمنده

15:19.731 --> 15:23.561
‫همون‌طور که می‌گفتم، به صورت فرضی.
‫مثل یه جور بازی می‌مونه

15:23.561 --> 15:27.281
‫می‌خواستم برای یه شخصی،
‫دستور عدم انتشار اخبار صادر کنم

15:28.941 --> 15:31.951
‫برای خودم.
‫اما به‌صورت مخفیانه

15:31.951 --> 15:34.071
‫فکر کنم بهتر باشه با وکیل شخصیت حرف بزنی

15:34.071 --> 15:35.781
‫بعید بدونم از پسش بر بیاد

15:35.781 --> 15:37.871
‫و با توجه به این که تو مشاور ارشد حقوقیِ

15:37.871 --> 15:40.711
‫سرویس امنیتی‌ای هستی که رئیسش خودم منم،

15:41.421 --> 15:44.381
‫به‌نظر می‌رسید که نیازهای سرویس با خودم...

15:44.381 --> 15:45.631
‫در یک راستا باشه

15:45.631 --> 15:49.041
‫- مسئله‌ی امنیتیـه؟
‫- معلومـه که این مسئله‌ی تخمی...

15:49.341 --> 15:50.881
‫ببین، بیا آروم باشیم

15:50.881 --> 15:52.261
‫همین‌طوری فرضی میگم

15:52.261 --> 15:55.471
‫من فقط می‌خوام واسه‌ش آماده باشم و...

15:57.041 --> 16:01.101
‫با توجه به این که این چندوقته رفتیم رو
‫مخِ گیمبال و زنش...

16:01.101 --> 16:04.051
‫زنش رو که می‌شناسی؟
‫واسه اون روزنامه‌ی زرد کار می‌کنه

16:04.611 --> 16:07.191
‫خب اون یه خصومت قدیمی با من داره و

16:07.691 --> 16:11.071
‫ممکنـه علیهم دسیسه‌چینی کرده باشه

16:11.071 --> 16:14.281
‫دسیسه‌های ناخوشایند.
‫دروغ. دروغ‌های رسواکننده

16:14.281 --> 16:16.241
‫البته رسواکننده که نه... فقط دروغ.
‫من خب من...

16:20.911 --> 16:22.581
‫این دیگه چی بود؟

16:23.291 --> 16:24.921
‫نـ-نمی‌دونم

16:26.751 --> 16:28.291
‫این دیگه چی بود؟

16:28.301 --> 16:30.021
‫یه ماشین دیگه هم منفجر شد؟

16:31.011 --> 16:32.301
‫باز پمپ بنزین‌ها بودن؟

16:32.301 --> 16:35.431
‫نمی‌دونیم. کلی اطلاعات مبهم پخش شده

16:37.011 --> 16:39.851
‫خب، این که نشد بهونه.
‫ما اِم‌آی‌۵ـیم

16:40.561 --> 16:43.141
‫همین الان اطلاعات غیرمبهم می‌خوام

16:46.651 --> 16:47.651
‫هیشکی نداره؟

16:47.651 --> 16:49.441
‫یکی الان این رو منتشر کرده

16:58.161 --> 16:59.491
‫یا خدا

17:10.921 --> 17:13.011
‫دست بجنبون!

17:13.011 --> 17:15.181
‫- باید کارت تا الان تموم می‌شد
‫- یه بمب منفجر شده

17:15.181 --> 17:16.721
‫بیخیال. اونقدرا هم بد نیست

17:16.721 --> 17:18.701
‫تو باغِ وحش ریجنتز پارک.
من میرم اونجا

17:18.701 --> 17:20.471
‫به جانسون گفتم حواسش بهشون باشه

17:20.471 --> 17:22.871
‫به هیچ‌وجه نباید بیان بیرون یا
‫با کسی تماس بگیرن

17:22.871 --> 17:26.401
‫به اون قارچ انسانی هم نه گوش می‌کنی و
‫نه اعتماد می‌کنی

17:29.731 --> 17:31.821
‫من رو که نمی‌گفت؟

17:31.821 --> 17:32.981
‫اون تو چی‌کار می‌کردی؟

17:33.881 --> 17:35.241
‫اشتباه شده بود

17:35.241 --> 17:39.501
‫سوراخ کونم دیگه اون زور سابق رو نداره،
‫برای همین خیلی چیزها رو به جاذبه می‌سپرم

17:41.161 --> 17:43.161
‫اونجا موندی تا من رو معطل کنی؟

17:47.121 --> 17:48.921
‫خب، در رو برات باز گذاشتم

17:48.921 --> 17:50.171
‫اگه خواستی برو

17:52.671 --> 17:55.841
‫می‌دونم کسی رو شکنجه نمی‌کنیم

17:55.841 --> 17:57.511
‫همه‌ی پرونده‌های داخلی رو چک کردم

17:57.511 --> 18:01.721
‫پس نظرت چیه این‌قدر فیلم بازی نکنی و
‫مستقیم با پادشاه رو در رو شی؟

18:02.431 --> 18:04.021
‫رودریک هو

18:05.351 --> 18:07.461
‫یا بهتره که بگم... کلینت ولف؟

18:08.401 --> 18:09.981
‫من اسم‌های مستعار زیادی دارم

18:10.611 --> 18:16.781
‫کلینت ولف، شکارچی اژدها،
‫سه‌پایه‌ی انسانی، پادشاه برحق گاندور

18:16.781 --> 18:18.461
‫گهگاهی هم...

18:18.461 --> 18:19.871
‫آیس مونرو

18:20.871 --> 18:23.491
‫تو با جامعه‌ی اینسل‌ها، ارتباطی داری؟

18:24.361 --> 18:26.361
‫به ویژه جامعه‌ی «دیده‌نشده»

18:27.411 --> 18:31.201
‫مثلاً می‌خواستی از زیر زبونم بکشی که
‫از اَبولم کار می‌کشم یا نه؟

18:31.201 --> 18:32.381
‫هان؟

18:32.961 --> 18:37.131
‫راستش رو بخوای،
من موجود خیلی سکسی‌ای هستم

18:37.131 --> 18:39.091
‫- جداً؟
‫- آره

18:39.091 --> 18:41.601
‫اسمم رادیـه، هرزگی تو ذاتمـه

18:41.601 --> 18:43.761
‫من دقیقاً برعکس یه آدمِ با تجرد ناخواسته‌م

18:43.761 --> 18:46.081
‫بیشتر میشه گفت که
یه بکن ‌در‌روی ناخواسته‌م

18:47.271 --> 18:48.601
‫دیگه بسـه

18:49.101 --> 18:50.271
‫گوشیت رو گشتیم

18:50.271 --> 18:52.311
‫از ریز تا درشتِ رابطه‌ت با تارا خبر داریم

18:53.981 --> 18:55.801
‫چرا بهت علاقه‌مند شده؟

18:57.221 --> 18:59.571
‫بهترین مغز و بهترین هیکل رو
توی اِم‌آی‌۵ دارم

18:59.571 --> 19:01.451
‫یعنی می‌دونست مأمور اِم‌آی‌۵ـی؟

19:01.451 --> 19:02.821
‫آره

19:02.821 --> 19:04.661
‫گفتنش به همسرت که غیرقانونی نیست

19:04.661 --> 19:07.761
‫تازه اون بیشتر از همسرمـه،
‫نیمه‌ی گم‌شده‌ی منـه

19:07.761 --> 19:10.251
‫دیشب یکی می‌خواسته تو رو بکشه

19:10.251 --> 19:11.501
‫این قضیه نگرانت نمی‌کنه؟

19:11.501 --> 19:13.211
‫کشتن که دیگه زیاده‌رویـه

19:13.211 --> 19:16.091
‫اما شرح‌حال دقیقی از اتفاقیـه که افتاده

19:17.317 --> 19:22.511
‫قبلاً از اون تفنگ برای کشتنِ
‫قاتل ابوتسفیلد استفاده شده

19:23.511 --> 19:24.881
‫باشه خب

19:24.881 --> 19:27.141
‫اتفاقیـه دیگه. پیش میاد

19:27.141 --> 19:29.601
‫فیلم «مگنولیا» رو که دیدی؟

19:29.601 --> 19:31.271
‫آره، همون که تام کروز توش ترکونده

19:31.271 --> 19:35.061
‫- خیلی چیزها درمورد زن‌ها رو بهم یاد داد
‫- چرا یکی باید بخواد تو رو بکشه؟

19:35.561 --> 19:37.191
‫شاید دوست‌دختر سابقم حسودی کرده

19:37.191 --> 19:39.481
‫خشم دوست‌دختر سابق رادی هو
‫سوزان‌تر از جهنمـه

19:39.481 --> 19:40.741
‫اونجام رو که بچشی،

19:40.741 --> 19:42.621
‫دیگه هیچ هله‌ هوله‌ای برات خوشمزه نیست

19:42.621 --> 19:44.241
‫واسه بعضی زن‌ها خیلی سختـه

19:44.241 --> 19:46.831
‫مثل سرگیجه‌ی بعد از ارضا یا
‫افت فشار ناگهانی می‌مونه

19:46.831 --> 19:49.201
‫رادی... مجبور نیستی این کارها رو بکنی

19:50.041 --> 19:52.831
‫جفت‌مون می‌دونیم تو دوست‌دختری نداشتی

19:53.751 --> 19:57.001
‫نه، تو دخترباز نیستی.
‫جیمز باند نیستی

19:57.631 --> 19:59.171
‫تاریخچه‌ی روابط تو، یه مشت

19:59.171 --> 20:04.051
‫برخوردهای به‌شدت ناجور و ناقصـه که

20:04.051 --> 20:06.681
‫بعدش هم دچار وابستگی شدید شدی و

20:06.681 --> 20:10.521
‫این‌قدر طرفت رو اذیت کردی که
‫آخر سر بلاکت کرده

20:11.721 --> 20:13.441
‫که این سؤال رو برام به وجود میاره که

20:13.441 --> 20:17.001
‫مطمئنم به ذهن خودت هم هم رسیده،

20:17.601 --> 20:20.931
‫چی باعث شده تارا مثل بقیه نباشه؟

20:22.241 --> 20:24.821
‫درست شنیدم؟
عمداً پنگوئن‌ها رو هدف گرفته؟

20:24.821 --> 20:28.741
‫بله، ۲۲ تاشون رو کشته.
‫خوشبختانه تلفات انسانی نداشتیم

20:29.331 --> 20:31.871
‫طبق فیلم دوربین‌ها،
‫طرف داشته می‌رفته سمت باغ وحش و

20:31.871 --> 20:34.071
‫یه چیز شبیه فلاسک هم دستش بوده

20:34.671 --> 20:36.381
‫اینجا وارد باغ وحش میشه

20:36.381 --> 20:38.201
‫شاهدین میگن پرتش کرده و
‫فرار کرده

20:38.201 --> 20:42.171
‫حتماً دستگاه با آب واکنش نشون داده و
‫مثل یه جور ماشه عمل کرده

20:42.171 --> 20:43.471
‫خودشـه

20:43.471 --> 20:46.551
‫خب، فکر کنم بتونیم در نظر بگیریم که
‫خودش درستش نکرده

20:47.511 --> 20:48.811
‫بمب رو از کجا آوردی؟

20:49.771 --> 20:50.771
‫از یه مَرده‌ای

20:52.101 --> 20:54.851
‫نمی‌دونستم این‌طوری میشه

20:54.851 --> 20:56.731
‫نپرسیدی چرا گفته این کار رو بکنی؟

20:56.731 --> 21:01.321
‫نه. آخه کی می‌خواد پنگوئن‌ها رو بکشه؟

21:01.321 --> 21:02.941
‫خب فکر می‌کردی چی میشه؟

21:02.951 --> 21:08.271
‫گفت آب رو قرمز می‌کنه.
‫نمادینـه. خون واقعی نیست

21:08.951 --> 21:10.201
‫بابتش چیزی هم بهت داد؟

21:10.201 --> 21:13.791
‫۵۰‌ چوق بهم داد.
‫بعدش هم گفت بهم جنس میده

21:14.411 --> 21:17.081
‫- قیافه‌ش چه شکلی بود؟
‫- مَرد بود

21:17.081 --> 21:19.291
‫این رو که گفتی.
‫چیز دیگه‌ای جز جنسیتش نمی‌دونی؟

21:19.291 --> 21:21.501
‫سن، قومیت، ملیت؟

21:21.511 --> 21:23.011
‫شاید حدود ۳۰ سالش بود

21:23.671 --> 21:26.181
‫سفیدپوست. ایتالیایی. اسپانیایی

21:26.181 --> 21:27.801
‫چمیدونم

21:32.021 --> 21:33.681
‫میشه بهم شیشه بدید؟

21:33.681 --> 21:34.941
‫الان دیگه لیاقتش رو دارم

21:36.061 --> 21:37.191
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

21:37.811 --> 21:40.421
‫فکر می‌کنم باید بابتش یه چیزی گیرم بیاد

21:40.421 --> 21:42.901
‫پنگوئن لاشی بهم باله زد!

21:42.901 --> 21:44.901
‫- برو تو!
‫- باشه

21:44.991 --> 21:50.846
« دیـ.جی.مــو.ویـ.ز »

21:50.871 --> 21:52.691
‫« مرکز گردهمایی ابوتسفیلد »

21:53.791 --> 21:56.121
‫تو باغ وحش؟ واقعاً؟

21:58.881 --> 22:01.881
‫اصلاً منطقی نیست.
‫دیگه چه اطلاعاتی داریم؟

22:03.011 --> 22:04.011
‫آهان

22:07.011 --> 22:08.721
‫باشه. خبری شد بگو

22:08.721 --> 22:10.551
‫چون باید بیانیه بده

22:10.551 --> 22:13.471
‫عکس واسه اینستاگرام گرفتی؟

22:13.471 --> 22:15.271
‫یه تلفن بود که باید جواب می‌دادم

22:15.271 --> 22:18.391
‫ای خدا. نمیشه که بهش بگم
‫دوباره بغلم کنه

22:18.401 --> 22:21.601
‫یکی یه بمب پرت کرده تو استخر پنگوئن‌ها
‫توی باغ وحش ریجنتز پارک

22:21.601 --> 22:23.261
‫آخه... کی همچین کاری کرده؟

22:23.261 --> 22:25.241
‫یه معتاد روانی

22:25.241 --> 22:27.701
‫نباید... نباید این‌طوری حرف بزنی

22:27.701 --> 22:30.281
‫منظورت کسیـه که دچار سوءمصرف مواد شده

22:30.281 --> 22:32.281
‫مطمئنم واژه‌ی «روانی» زیاده‌رویـه

22:32.281 --> 22:33.701
‫گفته یکی بهش بمب داده اما

22:33.701 --> 22:36.191
‫معلوم نیست کی بمب رو بهش داده و
‫اصلاً هدفش چی بوده

22:38.871 --> 22:39.921
‫معذرت می‌خوام

22:39.921 --> 22:42.341
‫امیدوارم غم آخرتون باشه

22:42.341 --> 22:44.001
‫لندن عزادار شماست

22:44.001 --> 22:46.631
‫فردا برای مراسم یادبود برمی‌گردم،

22:46.631 --> 22:50.431
‫اونجا دوشادوش هم دیگه،
‫مسیر طولانی بهبود رو آغاز می‌کنیم و

22:50.431 --> 22:52.471
‫و لندن رو به شکوه سابقش برمی‌گردونیم

22:55.221 --> 22:58.891
‫چه بلایی داره سر این شهر میاد؟
‫این مسخره‌ست. وحشتناکـه

23:00.151 --> 23:01.691
‫چندتا خبر بد دیگه هم دارم

23:02.191 --> 23:04.151
‫مناظره‌ی امشب کنسل شده

23:04.781 --> 23:06.991
‫من تسلیم ترور نمیشم

23:07.821 --> 23:10.911
‫به‌خاطر گیمبال کنسل شده.
‫کشیده کنار

23:11.481 --> 23:14.911
‫فکر می‌کنه که شما می‌خواید از ابوتسفیلد
‫برای اهداف سیاسی‌تون استفاده کنید

23:14.911 --> 23:16.491
‫خوبـه، از ترسش فرار کرده

23:16.501 --> 23:17.911
‫من مراسم خودم رو می‌گیرم

23:18.541 --> 23:20.941
‫اون که نباشه، به اهداف بیشتری می‌رسم

23:27.011 --> 23:28.591
<i>‫صبح امروز...</i>

23:28.591 --> 23:31.971
<i>‫در باغ وحش ریجنتز پارک،
‫شاهد انفجار مهیبی بودیم</i>

23:31.971 --> 23:36.311
<i>‫پلیس متروپولیتن به ما اطلاع داده
‫بمبی که</i>

23:36.311 --> 23:40.561
<i>‫داخل محوطه‌ی پنگوئن‌ها منفجر شده رو
‫پیدا کرده</i>

23:40.561 --> 23:44.361
‫ای خدا. بمبه کلی پنگوئن رو سقط کرده

23:44.361 --> 23:45.441
‫لعنتی

23:45.441 --> 23:46.731
‫گندش بزنن

23:46.731 --> 23:47.821
‫این دیوونگیـه

23:47.821 --> 23:49.101
‫پنگوئن

23:49.101 --> 23:50.821
‫یعنی ارتباطی داره؟

23:50.821 --> 23:53.041
‫شماره چهار، رسانه رو تصاحب کن

23:53.831 --> 23:56.621
‫هی، من باید رسانه‌ی تو رو تصاحب کنم.
‫نباید گوشی همراهت باشه

23:56.621 --> 23:58.911
‫نه، اون یه مورد خاصی داره

23:59.661 --> 24:01.421
‫باید به حرفش گوش بدیم

24:03.291 --> 24:04.881
‫این‌طوری نگاهم نکن

24:04.881 --> 24:09.421
‫لعنتی. داره اتفاق می‌افته.
‫واقعاً داره اتفاق می‌افته

24:09.421 --> 24:13.091
‫ببخشید. چطوری میشه با پنگوئن‌ها
‫رسانه رو تصاحب کرد؟

24:13.561 --> 24:16.061
‫تا چندین روز سرتیتر همه‌ی خبرها میشه

24:16.391 --> 24:18.311
‫مردم عاشق پنگوئن‌هان

24:18.311 --> 24:20.521
‫اصلاً نگاه کن، چشمای همه‌تون خیس شده

24:20.521 --> 24:23.851
‫همه‌ی حواس‌ها رو از ابوتسفیلد پرت می‌کنه

24:23.851 --> 24:25.401
‫یعنی حرف کو رو باور می‌کنی؟

24:25.401 --> 24:28.401
‫خب اگه سه مورد از فهرست
...براندازی عملی شده باشه

24:28.401 --> 24:30.281
میشه گفت که شاید تصادفی بوده اما

24:30.281 --> 24:32.071
‫چهار تا که بشه یعنی واقعیـه

24:32.861 --> 24:35.741
‫خیلی خب، یعنی... بعدش نوبت چیه؟

24:35.741 --> 24:37.041
‫پنجمی

24:37.741 --> 24:38.911
‫آره، خودم بلدم بشمارم

24:38.911 --> 24:40.411
‫شماره پنج چی میشه؟

24:40.721 --> 24:43.121
‫ترور یه رهبر عوام‌‌گرا

24:44.001 --> 24:45.921
‫مناظره‌ی شهردار امشبـه

24:45.921 --> 24:49.751
‫خب،‌ گیمبال... گیمبال هم عوام‌گراست.
‫یعنی می‌خوان گیمبال رو بزنن؟

24:49.761 --> 24:52.261
‫ولز، من باید فوراً با پارک تماس بگیرم

24:52.261 --> 24:53.881
‫نمی‌تونی با هیشکی تماس بگیری

24:53.881 --> 24:56.641
‫توی قرنطینه‌ای، یادت رفته؟
‫خود پارک دستور داده

24:57.301 --> 24:58.971
‫باشه، پس بذار زنگ بزنم به فلایت

24:58.971 --> 25:02.521
‫گفته نذارم با هیشکی ارتباط برقرار کنی و
‫بهت هم اعتماد نکنم

25:02.521 --> 25:04.521
مطمئنم خودت هم اونجا بودی که این رو گفت،

25:04.521 --> 25:05.851
‫پس چرا باید جواب تماست رو بده؟

25:05.851 --> 25:08.261
‫خب سگ خورد. خودش زنگش بزن

25:08.941 --> 25:12.571
‫من کسی‌ام که دستور میده،
‫نه کسی که دستور می‌گیره

25:12.571 --> 25:15.701
‫- باشه، پس بهش پیام بده
‫ - چه پیامی؟

25:16.781 --> 25:19.281
‫یکی می‌خواد به جون دنیس گیمبال سوءقصد کنه

25:20.241 --> 25:22.261
‫این رو که خودمون هر روز می‌شنویم

25:22.581 --> 25:27.331
‫هو. ابوتسیفیلد. این ماجرای ترافیک

25:27.331 --> 25:30.131
‫حالا هم بمب‌گذاری توی باغ وحش

25:30.631 --> 25:34.091
‫همه‌شون بخشی از استراتژی براندازیـن

25:34.091 --> 25:37.801
‫کار بعدی این لیست،
‫ترور یه رهبر عوام‌گراست

25:37.801 --> 25:41.891
‫یعنی الان وسط یه وضعیت فاجعه و
‫خر تو خر و بگایی‌ایم و

25:41.891 --> 25:44.181
‫پارک حتی متوجهش هم نشده

25:46.401 --> 25:50.821
‫من آبروت رو بردم،
تو هم می‌خوای آبروم رو ببری

25:50.821 --> 25:52.481
‫نقشه‌ت همینـه دیگه؟

25:52.481 --> 25:54.601
‫لعنتی

25:54.601 --> 25:57.281
‫اولاً که تو اصلاً آبروم رو نبردی

25:57.281 --> 25:59.741
‫تفنگت رو مصادره کردم.
‫این تحقیرآمیزه دیگه

25:59.741 --> 26:02.331
‫الان می‌خوای من رو عین احمقا جلوه بدی

26:02.331 --> 26:04.621
‫ولز. ولز، تو فقط پیام رو منتقل کن

26:05.121 --> 26:07.671
‫جدی میگم، اگه قضیه مهم نبود
‫از رو صندلیش بلند نمی‌شد

26:07.671 --> 26:11.581
‫عقلم اون‌قدری کار می‌کنه که یادم نرفته باشه
‫خودت هم فکر می‌کردی تئوریِ کو مزخرفـه

26:11.581 --> 26:12.589
‫درست میگه

26:12.614 --> 26:14.221
‫آره اما همه‌ی حرفای تو مزخرف به‌نظر میان

26:14.221 --> 26:16.041
‫چون واقعاً هم مزخرفـه

26:16.478 --> 26:17.768
‫بشین سر جات پیرمرد

26:40.031 --> 26:41.581
‫اهل کجاست؟

26:44.621 --> 26:45.951
‫فرانسه

26:46.621 --> 26:47.621
‫فرانسه؟

26:48.251 --> 26:49.251
‫مطمئنی؟

26:50.421 --> 26:51.421
‫نه

26:51.961 --> 26:53.791
‫ازش پرسیدم اهل کجایی

26:53.801 --> 26:56.261
‫گفت، «اهل خیلی جاها»

26:57.471 --> 26:59.301
‫که به‌نظرم خیلی باحال گفت

26:59.301 --> 27:01.221
‫شاید خودم هم از این جمله استفاده کردم

27:01.221 --> 27:03.681
‫چرا به همکارهات چیزی درمورد دختره نگفتی؟

27:03.681 --> 27:06.181
‫رابطه‌ی قبلیم بد تموم شد.
‫نمی‌خواستم چشمش بزنم

27:06.181 --> 27:09.311
‫خب رابطه‌ی قبلیت با یه ربات بود، رادی

27:10.241 --> 27:13.481
‫از نظر ما داشته شناساییت می‌کرده و
‫نقاط ضعفت رو پیدا می‌کرده تا

27:13.481 --> 27:15.941
‫- بتونن بازیت بدن
‫- باشه، خیلی خب

27:15.941 --> 27:18.861
‫این چیزهایی که میگی دیگه توهم توطئه‌ست

27:18.861 --> 27:21.781
‫پس میشه لطفاً بری اونجا و
‫تارا رو بیاری پشت خط تا

27:21.781 --> 27:24.621
‫- بتونیم قضیه رو حل و فصل کنیم؟
‫- گوشیش خاموشـه

27:24.621 --> 27:26.951
‫تو اون آدرسی که بهت داده هم نبود

27:26.951 --> 27:29.831
‫این آدرس رو به شرکت تدارکچی‌ای که
‫توش کار می‌کرده هم داده

27:29.831 --> 27:34.671
‫راستش ما اصلاً نمی‌دونیم که
‫اسمش اصلیش هم تارائـه یا نه

27:36.131 --> 27:38.011
‫چرا باید اسمش رو به من دروغ گفته باشه؟

27:42.721 --> 27:44.141
‫اون یه تله‌ی عسل بوده

27:45.351 --> 27:48.731
‫بهت دروغ گفته، بازیت داده

27:49.391 --> 27:52.441
‫می‌‌خواسته یه چیزی ازت بکشه

27:52.981 --> 27:54.691
‫یه چیزی درمورد ابوتسفیلد

27:55.691 --> 27:57.991
‫خب من بهش اطلاعاتی ندادم

28:00.531 --> 28:03.361
‫واسه همین می‌خواستن من رو بکشن

28:04.801 --> 28:07.121
‫وقتی تله‌ی عسل، خودش عسل رو مزه می‌کنه

28:07.121 --> 28:08.791
‫این‌طوری میشه، خب؟

28:08.791 --> 28:11.921
‫یهو خل میشن.
‫آره، قبلاً هم دیدم

28:11.921 --> 28:13.588
فکر کنم یکی از فیلم‌های سیندی کرافورد بود

28:13.612 --> 28:14.831
‫البته فیلم‌های کمی بازی کرده...

28:14.841 --> 28:16.461
‫رادی، در برابر واقعیت مقاومت نکن

28:16.461 --> 28:20.091
‫نه، ببین. این قانون شماره یکـه،
‫هیچ‌وقت عاشق سوژه نشو

28:20.091 --> 28:22.841
‫اما میوه‌ی ممنوعه همیشه شیرین‌تره

28:23.801 --> 28:25.221
‫تبدیل شد به رابطه‌ی واقعی

28:25.221 --> 28:28.011
‫به رئیس‌هاش پشت کرده،
‫همه‌چی رو به خطر انداخته

28:28.021 --> 28:32.561
‫اصلاً واسه همین خواستن من رو بکشن،
‫تا اون و همه‌ی زن‌ها رو تنبیه کنن

28:34.731 --> 28:36.421
‫اما بیشتر خود تارا رو

28:39.031 --> 28:40.821
‫احتمالاً‌ تعداد کمی بیان

28:40.821 --> 28:42.031
‫چون گیمبال نمیاد؟

28:42.031 --> 28:43.321
‫یعنی میگی اون از من محبوب‌تره؟

28:43.321 --> 28:45.241
‫نه، چون هنوز ترافیک باز نشده و

28:45.871 --> 28:48.121
‫بمب‌گذاری باغ وحش مردم رو ترسونده

28:48.121 --> 28:49.581
‫بعضی‌ها تو خونه‌شون می‌مونن

28:49.581 --> 28:50.831
‫خب نمی‌تونن بمون، باشه؟

28:50.831 --> 28:52.581
‫اتاق پر می‌خوام.
‫واسه اتاق خالی حرف بزنم؟

28:52.581 --> 28:54.041
‫بابا

28:54.541 --> 28:56.081
‫وای، عرفان

28:56.631 --> 28:58.381
‫می‌بینم که رنگ موهات رو عوض کردی

28:58.381 --> 29:00.251
‫آره، می‌خواستم راحت‌تر شناسایی شم

29:00.261 --> 29:01.381
‫دستات رو بذار رو سرت

29:01.381 --> 29:03.131
‫- چه خبر شده؟
‫- هی، پسرم رو ول کنید

29:03.131 --> 29:04.721
‫به علت ورود غیرمجاز به انبار و

29:04.721 --> 29:06.091
‫ایجاد اختلال در سوخت‌رسانی دستگیره

29:06.091 --> 29:09.221
‫این دیگه چه مزخرفـه؟
‫چه مدرکی ازش دارید؟

29:09.221 --> 29:11.421
‫خودش اعتراف کرده

29:12.311 --> 29:14.021
‫وای، عرفان. تو چی‌کار کردی؟

29:14.021 --> 29:16.561
‫بر خلاف تو، من به وجدانم گوش کردم

29:17.101 --> 29:18.521
‫نه، با این کار آبروی من رو بردی

29:18.521 --> 29:19.901
‫نه، تو آبروی من رو بردی

29:19.901 --> 29:21.731
‫خب؟ تو واسه نسل من چی‌کار کردی؟

29:21.741 --> 29:23.991
‫گفته بودم، قدم به قدم باید
این مشکلات رو حل کنیم

29:23.991 --> 29:26.361
‫نه، تو فقط حرف می‌زنی و
‫هیچ کاری نمی‌کنی بابا

29:26.371 --> 29:27.621
‫هیچ وقتی نمونده

29:27.621 --> 29:30.701
‫پلاستیک داره زمین رو می‌کُشه!

29:30.701 --> 29:33.961
‫چیزی که اصلاً لازم نداریم،
‫یه سیاست‌مدار پلاستیکی دیگه‌ست!

29:33.961 --> 29:36.711
‫- بهتره اینجا نباشید
‫- سیاست‌مدار پلاستیکی!

29:36.711 --> 29:39.591
‫سیاست‌مدار پلاستیکی!

29:54.811 --> 29:58.521
‫برلین نماد کامل یه قرنطینه بود

30:01.111 --> 30:03.191
‫بهش می‌گفتن «باغ وحش اشباح»

30:05.031 --> 30:06.361
‫هیچ‌کس نتونست فرار کنه

30:08.571 --> 30:11.021
‫من پرستار خراب‌کارها بودم

30:11.581 --> 30:14.831
‫الان هم تقریباً همینم.
‫تو هم همین‌طور، دِون

30:17.001 --> 30:20.501
‫البته من کاریزما و جذبه داشتم

30:21.631 --> 30:23.861
‫جذابیت جنسی توی خونم بود

30:25.501 --> 30:26.821
‫سیکتیر کن بابا

30:27.891 --> 30:29.761
‫اشتازی دیگه نوبرش بود

30:30.391 --> 30:31.851
‫آره، یه مشت حیوون بی‌شرف

30:32.391 --> 30:35.521
‫عاشق شکنجه کردن مردم بودن،
‫به این کار افتخار هم می‌کردن

30:38.801 --> 30:40.721
‫هیچ قانونی نداشتن

30:40.721 --> 30:44.571
‫نه وجدانی داشتن و نه ترحمی

30:46.651 --> 30:48.561
‫آره، یکی مأمورهای خودم رو هم گرفتن

30:49.201 --> 30:50.371
‫دستگیرش کردن

30:52.441 --> 30:53.911
‫راستش رو بخواید...

30:53.911 --> 30:57.661
‫ترجیح میدم به صلیب کشیده شم تا
‫بلایی که سر اون آوردن، سرم بیاد

30:57.661 --> 30:59.671
‫اون رو از کجا آوردی؟

31:00.781 --> 31:01.801
‫نه، پیداش کردم

31:01.801 --> 31:02.901
‫نه‌خیر

31:02.901 --> 31:03.591
‫دست بردار

31:03.591 --> 31:05.461
‫- نه
‫- استن‌دیش. دارم لَه‌لَه می‌زنم

31:05.461 --> 31:06.551
‫فقط همین یکیـه

31:06.551 --> 31:07.631
‫نه

31:14.101 --> 31:16.471
‫- هی، این هم می‌خوای؟ باشه
‫- آره

31:17.941 --> 31:20.691
‫اشتازی باید رو هوا استخدامت می‌کرد

31:20.691 --> 31:22.611
‫آره، به دردشون می‌خوردی

31:23.901 --> 31:25.481
‫بی‌رحم

31:27.501 --> 31:29.741
‫با این‌حال خلاق بودن

31:29.741 --> 31:31.701
می‌تونستن از هر چیزی اسلحه بسازن

31:32.951 --> 31:36.201
بلوک شرق پولش به خریدِ
چراغ جوش‌کاری نمی‌رسید

31:36.201 --> 31:38.351
‫واسه همین خودشون می‌ساختنش

31:40.251 --> 31:42.131
‫یه بطری اسپری برمی‌داشتن،

31:43.711 --> 31:44.921
‫با یه فندک...

31:47.551 --> 31:50.591
‫و پوست کف پاهاش رو کامل می‌سوزوندن و

31:50.591 --> 31:53.331
‫مجبورش می‌کردن چندین روز سر پا وایسه

31:54.721 --> 31:56.761
‫بعد مجبورش می‌کردن تو یه بطری بشاشه

31:56.771 --> 31:58.271
‫بعدش می‌ریختن تو دهنش و

31:58.271 --> 32:01.191
‫اگه قورت نمی‌داد،
‫با همون می‌کوبیدن تو سرش

32:03.111 --> 32:04.481
‫سه روز این‌طوری گذشت

32:04.481 --> 32:06.191
‫چیزی نمونده بود بمیره،

32:06.821 --> 32:11.451
‫اشتازی هم فهمیده بود که بدنش
‫زودتر از اراده‌ش از پا در میاد

32:11.451 --> 32:12.911
‫اصلاً بدشون نمیومد بکشنش اما

32:13.701 --> 32:17.291
‫این‌طوری به اسمی که می‌خواستن نمی‌رسیدن

32:18.001 --> 32:20.911
‫که تو سرِ درب و داغون اون بدبخت بود

32:22.211 --> 32:24.421
‫برای همین تنها نقطه ضعفش رو پیدا کردن

32:25.131 --> 32:28.461
‫با یه زن از همون اطراف آشنا شده بود

32:29.671 --> 32:30.881
‫قضیه بین‌شون جدی بود

32:30.881 --> 32:32.007
‫شاید عاشق زنه نبود اما

32:32.032 --> 32:34.091
نزدیک‌ترین چیزی بود که ‫یه شبح‌
می‌تونست حسش کنه

32:34.116 --> 32:37.026
‫زندگی خیلی تنهایی داشت، دِون

32:39.341 --> 32:41.021
‫بعضی‌وقتا حتی به...

32:41.601 --> 32:44.151
‫کوچیک‌ترین کورسوی کمال هم چنگ می‌زنی

32:45.921 --> 32:47.741
‫برای همین اون رو مقصر نمی‌دونم

32:49.721 --> 32:52.681
‫خب، اونا تو یه خونه‌ی امن
‫با هم جفت و جور شده بودن

32:54.111 --> 32:55.411
‫یه سوتی‌ای داد

32:58.871 --> 33:02.961
‫آره، خلاصه که دختره رو هم آوردن و

33:03.671 --> 33:05.291
‫تو همون اتاقی که پسره بود

33:05.291 --> 33:09.051
‫شکنجه‌ش دادن تا اون هم ببینه

33:11.881 --> 33:12.931
‫اما حتی اون موقع هم...

33:14.551 --> 33:15.551
‫وا نداد

33:17.641 --> 33:20.521
‫نتونستن هیچی ازش بکشن

33:22.021 --> 33:26.021
‫حتی وقتی تموم پوست اون صورت خوشگلی که
‫عاشقش بود رو سوزوندن

33:27.761 --> 33:30.691
‫حتی وقتی که با کپسول آتش نشانی
‫می‌کوبیدن تو شکمش

33:30.691 --> 33:32.321
‫حتی وقتی جیغ و داد می‌کرد

33:37.321 --> 33:38.801
‫یعنی چی؟

33:38.801 --> 33:40.411
‫«من حامله‌م»

33:40.411 --> 33:41.951
‫لعنتی

33:43.251 --> 33:45.791
‫بهشون التماس می‌کرد که این‌قدر اذیتش نکنن

33:46.461 --> 33:48.091
‫آره، به پاشون افتاد

33:49.761 --> 33:52.561
‫اما با این‌حال اون اسم رو بهشون نداد

33:53.591 --> 33:55.341
‫و فقط زمانی جیغ و دادها آروم شد و

33:55.341 --> 33:58.551
‫زنه و بچه... که درواقع
‫بچه‌ی اونا بود، مُردن...

34:00.681 --> 34:02.721
‫که اشتازی فهمید...

34:04.431 --> 34:06.891
‫تنها دلیلی که بهشون اسم رو نمی‌گفت

34:06.901 --> 34:09.401
‫این بود که اصلاً اون اسم رو نمی‌دونست

34:14.441 --> 34:15.701
‫هیچ‌وقت نمی‌دونست

34:16.241 --> 34:17.871
‫لعنتی

34:18.991 --> 34:21.181
‫بعدش چی‌کارش کردن؟

34:23.331 --> 34:25.081
‫آزادش کردن بره

34:26.921 --> 34:28.171
‫مثل الان ما

34:28.881 --> 34:29.881
‫چی؟

34:31.001 --> 34:32.551
‫چه گهی داری می‌خوری؟

34:39.601 --> 34:40.801
‫لعنتی

34:42.811 --> 34:43.851
‫گندش بزنن

34:43.851 --> 34:45.231
‫لعنتی

34:51.021 --> 34:53.151
‫گوشیم رو بده بهم

34:57.451 --> 34:59.611
‫پشمام

34:59.621 --> 35:03.081
‫بالاخره واسه یه بار داشتید به
حرفم گوش می‌کردید

35:03.621 --> 35:04.621
‫هی

35:22.301 --> 35:23.971
‫خب، محترمانه ازت درخواست کردیم

35:23.971 --> 35:25.521
‫گاییدمت بابا

35:25.521 --> 35:27.141
‫به خاطر این کار اخراجت می‌کنن

35:27.141 --> 35:29.271
‫ما یه بار قبلاً اخراج شدیم

35:29.271 --> 35:31.611
‫- لعنتی
‫- زود باشید، کسخلای من

35:32.611 --> 35:36.461
‫خیلی جالبـه با این که از دست اینا
‫فرار کردیم اما همچنان کُسخلیم

35:36.991 --> 35:39.911
‫وقتی برگشتیم همه باید اینا رو از نو بنویسن

35:40.701 --> 35:42.031
‫نه‌خیر

35:48.081 --> 35:49.461
‫گاییدمت

36:09.481 --> 36:10.481
‫خیلی خب

36:10.981 --> 36:12.481
‫پیش به‌سوی مناظره

36:12.481 --> 36:15.151
‫مناظره کنسل شده.
‫قراره دوتا گردهمایی جدا برگزار شه

36:16.821 --> 36:18.111
‫باشه، تو با کارت‌رایت برو

36:18.111 --> 36:20.191
‫برو سمت گردهمایی گیمبال.
‫اون سوژه‌ی واضحـه

36:20.201 --> 36:22.951
‫تو هم برو گردهمایی جفری.
‫فقط واسه احتیاط

36:25.831 --> 36:28.041
‫هی، میشه از این تفنگ‌ها به من هم بدید؟

36:28.041 --> 36:30.371
‫نه که نمیشه.
‫ما بیشتر از تو لازم‌شون داریم

36:33.361 --> 36:36.841
‫لمب، اون ماجرایی که تعریف کردی،
‫زندگی خودت بود؟

36:36.841 --> 36:38.671
‫تو همونی بودی که داشت شکنجه می‌شد؟

36:40.001 --> 36:41.471
‫این‌قدر خر نباش، استن‌دیش

36:41.471 --> 36:43.781
‫داستان رو از خودم در آوردم

36:47.811 --> 36:49.721
‫پس من با شرلی میرم

36:49.731 --> 36:51.061
‫تو کجا میری؟

36:51.061 --> 36:52.691
‫هر جایی که تو نباشی

36:56.401 --> 37:00.111
‫تارا از تو درمورد کارت چیزی پرسیده بود؟

37:00.941 --> 37:03.031
‫ببین اگه اون مأموریتی هم داشته،

37:03.031 --> 37:05.821
‫به محض این که عاشق «هات راد» شده،
‫زده زیرش

37:07.031 --> 37:08.911
‫اگه دروغ بگی...

37:08.911 --> 37:14.711
‫...یا حتی یه موضوع خیلی کوچیکی رو
‫فراموش کرده باشی،

37:14.711 --> 37:18.421
‫برای مدت خیلی طولانی‌ای می‌‌افتی زندان،

37:18.421 --> 37:21.761
‫اون هم تو یه سلول خیلی کثیف‌تر و
‫کوچیک‌تر از این

37:22.931 --> 37:26.591
‫گفتم که، اون براش مهم نبود
من جاسوسم یا نه

37:26.601 --> 37:28.301
‫براش ارزشی نداشت

37:28.311 --> 37:30.410
‫حتی اون روز که بهش نشون دادم می‌تونم به

37:30.434 --> 37:33.061
‫پایگاه‌داده‌ی اِم‌آی‌۵ نفوذ کنم هم،
ککش نگزید

37:33.521 --> 37:34.601
‫چی‌کار کردی؟

37:35.481 --> 37:37.311
‫آروم باش. فقط خواستم مخش رو بزنم

37:37.311 --> 37:38.564
‫ببخشید، واسه اطمینان می‌پرسم،

37:38.589 --> 37:42.151
‫تو راه ورود به پایگاه‌داده‌ی
اِم‌آی۵ رو یادش دادی؟

37:42.151 --> 37:44.321
‫بزرگش نکن، خب؟
‫نمی‌تونسته که حفظش کنه

37:44.321 --> 37:46.991
‫من سریع‌ترین انگشت‌های غرب رو دارم

37:46.991 --> 37:48.121
‫این جمله رو خودم گفتم

37:48.121 --> 37:49.741
‫تا حالا شده بود تنهاش بذاری؟

37:49.741 --> 37:51.831
‫نه. هیچ‌وقت

37:52.911 --> 37:55.211
‫البته به جز اون روز که
رفتم دم در پیتزا بگیرم

37:55.211 --> 37:56.921
‫۲۰ ثانیه بیشتر طول نکشید

37:57.561 --> 38:00.711
‫اما گفتم که، اصلاً ککش هم نگزید

38:00.711 --> 38:03.761
‫اون عاشق خود منـه،
‫نه کاری که می‌کنم

38:05.361 --> 38:07.511
‫الان درست شنیدم؟

38:07.511 --> 38:11.471
‫دختره رو با کل پایگاه‌داده‌مون
تنها گذاشته و

38:11.471 --> 38:14.851
‫ما نمی‌دونیم دختره کیه،
‫دنبال چیـه یا چی‌کار کرده

38:22.037 --> 38:23.277
‫دوست‌دختر هو رو پیدا کنید و

38:23.302 --> 38:26.181
به بخش آی‌تی بگید که ‫احتمال نفوذ به
سیستم رو بررسی کنن

38:26.205 --> 38:33.205
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

38:33.229 --> 38:40.229
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

38:40.253 --> 38:47.253
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
