WEBVTT

00:01.121 --> 00:11.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.145 --> 00:20.729
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:35.531 --> 02:38.117
‫باید بهت هشدار بدم، من مسلحم!

02:43.872 --> 02:45.207
‫فکر کردم دزدی

02:45.708 --> 02:47.626
‫- می‌تونستم بکشمت
‫- نه، نمی‌تونستی

02:48.335 --> 02:51.297
‫این دیگه چه کوفتیه؟

02:51.380 --> 02:52.506
‫تختِ آبیه

02:53.173 --> 02:56.218
‫حتماً مثل خوابیدن روی یه قلعه بادیه

02:57.094 --> 02:58.929
‫توی اتاقم سیگار می‌کشیدی؟

02:59.013 --> 03:02.099
‫در حقت لطف کردم. نمی‌خوای
‫بویی رو که می‌پوشونه حس کنی

03:02.182 --> 03:03.601
‫رفتی سراغ شامپاینم

03:04.643 --> 03:07.313
‫نه. اون آب گازداره

03:07.396 --> 03:08.814
‫این رو نگه داشته بودم

03:08.898 --> 03:10.357
‫برای از دست دادن باکرگیت؟

03:10.900 --> 03:12.359
‫تا اون موقع کُهنه میشه

03:12.443 --> 03:13.861
‫چرا اومدی اینجا؟

03:16.030 --> 03:17.615
‫اومدم ببینم مُردی یا نه

03:20.451 --> 03:23.454
‫امشب کسی سعی نکرده تو رو بکشه؟

03:24.413 --> 03:25.414
‫نه

03:25.915 --> 03:27.207
‫حیف

03:27.291 --> 03:29.919
‫عالی میشه یه جوری حلش کنیم

03:31.712 --> 03:34.089
‫متوجه نشدی کسی تعقیبت می‌کنه؟

03:34.173 --> 03:35.299
‫نه

03:35.799 --> 03:39.303
‫خب، یا تو داری بدتر میشی
‫یا همکارهات دارن بهتر میشن

03:40.679 --> 03:42.097
‫دهنم سرویس، گیج‌کننده‌ست

03:42.181 --> 03:44.516
‫ببین، من واسه چی محافظت لازم دارم؟

03:45.392 --> 03:48.145
‫قانع نشدم که محافظت لازم داری،

03:48.169 --> 03:51.374
‫ولی به هر حال احتیاط شرط عقله

03:51.398 --> 03:53.275
‫این که نزدیک بود ماشین زیرت کنه،

03:53.359 --> 03:57.029
‫دوربین مداربسته‌ی خراب، بپای احتمالی،

03:57.571 --> 03:59.907
‫ماشینی که سریع در رفت

04:00.282 --> 04:01.450
‫مشکوکه،

04:01.533 --> 04:04.328
‫ولی هیچکدوم باعث نمیشه احساس خطر کنم

04:04.411 --> 04:08.040
‫به اندازه‌ی شنیدن این که یه زنِ واقعی
‫از وقت گذروندن باهات خوشحاله

04:08.916 --> 04:10.417
‫از کجا از تارا خبردار شدی؟

04:11.001 --> 04:12.670
‫استندیش برام پیام گذاشت

04:12.753 --> 04:15.631
‫حالا من طرفدار تئوری توطئه نیستم
‫ولی یه خبرهایی هست

04:17.049 --> 04:18.133
‫نمی‌فهمم

04:18.217 --> 04:20.511
‫باید بدیم این رو برات روی یه تی‌شرت چاپ کنن

04:21.512 --> 04:23.722
‫من روی کاناپه می‌خوابم.
‫تختت خیلی افتضاحه

04:23.806 --> 04:24.848
‫چی؟ صبر کن ببینم

04:24.932 --> 04:27.351
‫واسه چی می‌خوابی؟ فکر می‌کردم
‫اومدی نگهبانی بدی

04:27.434 --> 04:29.311
‫خدایا، نه. چی باعث شد همچین فکری کنی؟

04:29.395 --> 04:31.689
‫من اومدم مطمئن شم یکی دیگه نگهبانی میده

04:37.236 --> 04:39.071
‫بهش یه شمشیر و کلاهخود بده

04:39.154 --> 04:41.365
‫شبیه هابیت کوچولوی شجاع میشه

04:42.324 --> 04:44.285
‫خیلی خب. پنجره‌ها رو باز کن

04:44.368 --> 04:45.869
‫من میرم برینم

04:55.129 --> 04:56.171
‫لعنتی

06:48.325 --> 06:49.868
‫شب بخیر، عزیزم

06:50.744 --> 06:52.162
‫من مرگم!

07:05.217 --> 07:09.013
‫آره. اگه سر به سر بهترین بذاری،
‫دهنت سرویس میشه. آره!

07:15.603 --> 07:17.229
‫سرت رو بدزد!

07:32.953 --> 07:33.996
‫برو، برو، برو!

08:01.857 --> 08:03.400
‫قطعاً می‌خواست یکی از ما رو بکشه

08:04.652 --> 08:05.653
‫آره

08:05.736 --> 08:07.279
‫می‌خواست تو رو بکشه، کُسخل!

08:07.863 --> 08:08.989
‫تو رو!

08:54.084 --> 09:02.084
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

09:17.182 --> 09:18.392
‫نتونستم بکشمش

09:18.475 --> 09:19.977
‫دو نفر دیگه اونجا بودن

09:20.060 --> 09:21.395
‫منتظرمون بودن

09:21.478 --> 09:22.479
‫مهم نیست

09:22.563 --> 09:25.149
‫حالا باید گزارش بدن که تهدید شده.
‫همین برامون کافیه

09:25.232 --> 09:27.234
‫اگه آدرسِ دوست دختره رو بهشون بده چی؟

09:27.318 --> 09:28.736
‫اون وقت سورپرایز میشن

09:30.195 --> 09:31.280
‫لعنتی

09:31.363 --> 09:32.615
‫توی محل قرار می‌بینمت

09:44.210 --> 09:45.711
‫نمیریم دنبال شرلی؟

09:46.587 --> 09:48.547
‫به من می‌خوره برای تعقیب
‫و گریز پیاده آماده باشم؟

09:49.924 --> 09:53.886
‫آدمکشه صورتش پر از سفیدکننده شده
‫و چندتا از استخون‌هاش شکسته

09:53.969 --> 09:57.097
‫شرلی گیرش میندازه و دستگیرش می‌کنه

09:57.598 --> 09:59.266
‫مطمئنم هویتم رو اشتباه گرفته بودن

09:59.350 --> 10:01.518
‫همونطور که گفتم،
‫هیچکس نمی‌دونه من اینجا زندگی می‌کنم

10:01.602 --> 10:04.605
‫آره، به جز دوست دخترت

10:05.856 --> 10:07.942
‫بهت گفتم به اون هیچ ربطی نداره

10:08.943 --> 10:10.402
‫تازگی‌ها کلیدهات رو گُم کردی؟

10:10.486 --> 10:12.655
‫آره و اون پیداشون کرد.
‫این یعنی دختره گناهکاره؟

10:12.738 --> 10:14.365
‫آره. اون از روشون کلید ساخته

10:14.907 --> 10:15.991
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

10:16.659 --> 10:18.911
‫چون آدمکشه کلید داشت، لامصب

10:19.787 --> 10:22.831
‫گوشی‌ات رو خاموش کن
‫تا مأمورهای پارک نتونن ردت رو بزنن

12:30.292 --> 12:31.627
‫برو، برو. یالا

12:37.299 --> 12:38.467
‫ببخشید

12:38.551 --> 12:39.552
‫موفق نشدم

12:39.635 --> 12:43.764
‫بهت گفتم، تنها چیزی که می‌خوایم
‫اینه که ام‌آی۵ زیر نظرش بگیره

12:44.640 --> 12:45.808
و تو وظیفه‌ات رو انجام دادی

12:47.434 --> 12:49.019
‫خب حالا چی میشه؟

12:50.396 --> 12:52.815
‫بعد از ابوتسفیلد، دوباره بهشون حمله می‌کنیم

12:52.898 --> 12:54.149
‫بزرگ‌تر از حمله‌ی اول

12:55.234 --> 12:57.695
‫نیاز داریم بترسن و گیج بشن

12:59.196 --> 13:00.656
‫من بیمارستان لازم دارم

13:01.282 --> 13:02.408
‫استراحت کن

13:02.491 --> 13:03.951
‫هوات رو داریم

13:25.514 --> 13:29.518
‫خانم، پروتکل امنیتی در اهدافِ نرم رو
‫بازبینی و به‌روزرسانی کردم

13:29.602 --> 13:33.188
‫میدان‌ها، موزه‌ها، جاذبه‌های گردشگری

13:33.689 --> 13:34.690
‫خب

13:34.773 --> 13:37.234
‫و من دارم بازبینی‌ات رو بازبینی می‌کنم

13:38.193 --> 13:39.778
‫امروز صبح فاجعه بود

13:39.862 --> 13:41.614
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم تکرار شه

13:42.489 --> 13:46.452
‫ممکنه همین الان اون بیرون یه روانی
‫در حال فریب خوردن باشه

13:47.119 --> 13:50.873
‫وسط انتخاباتِ شهرداری که مردم
‫دارن عقلشون رو از دست میدن

13:52.333 --> 13:55.461
‫ولی اصلاحاتی که انجام دادم
‫باید دفاعمون رو تقویت کنن

13:56.086 --> 13:57.213
‫من میرم خونه

13:57.296 --> 13:59.506
‫- باید یکم استراحت کنی
‫- من اینجا می‌مونم

14:00.799 --> 14:02.593
‫نه، خب، انتظار دارم بمونی،

14:03.844 --> 14:06.847
‫ولی می‌تونی روی یکی از نیمکت‌های
‫توی راهرو دراز بکشی

14:35.334 --> 14:36.335
‫چرا اومدیم اینجا؟

14:36.418 --> 14:39.922
‫خب، تو پولش رو نداری
‫و من هرگز همچین جایی نمیام

14:40.589 --> 14:42.591
‫پس مأمورهای پارک پیدامون نمی‌کنن

14:45.469 --> 14:49.098
‫یه شراب قرمز و یه ردبول لطفاً

14:55.271 --> 14:58.524
‫برای تو شراب قرمز و برای خودم
‫یه ردبول سفارش دادم

15:01.777 --> 15:03.320
‫و ۲۰ دلارم بهش انعام دادم

15:05.197 --> 15:06.282
‫چرا؟

15:06.907 --> 15:08.617
‫تا بتونیم سرِ هر میزی که می‌خوایم بشینیم

15:13.831 --> 15:15.916
‫خب، چطور باهاش آشنا شدی؟

15:16.000 --> 15:17.501
‫جاذبه

15:17.585 --> 15:18.669
‫چی؟

15:19.503 --> 15:21.255
‫ما مثل خورشیدهای دوقلوی تاتویین هستیم

15:22.381 --> 15:23.966
‫تتوهای یکسانی دارید؟

15:24.592 --> 15:28.012
‫تاتویین. یه سیاره‌ی صحرایی دوخورشیده
‫توی جنگِ ستارگانه

15:29.763 --> 15:30.931
‫سوختِ موشک

15:32.099 --> 15:33.350
‫نوش

15:34.059 --> 15:35.352
‫یه ده دلاری بهش بده

15:36.896 --> 15:38.063
‫قبلاً یه ۲۰ دلاری بهش دادم

15:38.147 --> 15:40.065
‫آره، اون خراج حماقت بود

15:40.649 --> 15:41.942
‫دفترچه و خودکارش رو می‌خوام

15:49.617 --> 15:51.744
‫شرمنده، آقا. نمی‌تونید اینجا سیگار بکشید

15:52.411 --> 15:53.537
‫آره، می‌دونم

15:54.747 --> 15:58.334
‫آره. اگه نگرانِ سلامتی‌ام هستی،
‫این منوی کوفتی من رو می‌کشه

15:58.417 --> 16:00.794
‫ببین، ۱۵ دلار واسه حلیم

16:02.713 --> 16:04.048
‫بیا

16:04.715 --> 16:05.716
‫بفرما

16:06.383 --> 16:09.220
‫هرچی که در مورد دختره می‌دونی بنویس

16:09.303 --> 16:10.471
‫کی به کی نزدیک شد،

16:10.554 --> 16:13.849
‫در مورد خودت چی بهش گفتی،
‫در مورد چجور چیزهایی سؤال پرسید

16:13.933 --> 16:16.810
‫هر جزئیاتی مهمه

16:16.894 --> 16:19.188
‫غیر از اون مزخرفاتی که
‫الان داشتی بهم می‌گفتی

16:20.648 --> 16:22.399
‫میرم دستشویی یه نخ سیگار بکشم

16:45.172 --> 16:47.883
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- یکی آپارتمانِ هو رو به گلوله بسته

16:51.720 --> 16:52.721
‫واقعاً؟

16:52.805 --> 16:55.683
‫لمب می‌خواد آدرس دوست دخترِ هو رو چک کنیم

16:57.560 --> 16:58.561
‫ما؟

16:59.353 --> 17:00.479
‫ما، یعنی...

17:03.148 --> 17:05.359
‫صبر کن ببینم، لمب از کجا می‌دونست من کجام؟

17:05.442 --> 17:08.153
‫گفت احتمالاً به خاطر مشکلاتت
‫مشغول ورزش باشی،

17:08.236 --> 17:11.155
‫و اینا نزدیک‌ترین لوازمِ ورزشی مجانی بهته

17:11.864 --> 17:13.784
‫آره، چون من اونی‌ام که مشکل داره

17:15.744 --> 17:17.454
‫لعنتی، پس حق با شرلی بود

17:17.538 --> 17:19.206
‫فکر می‌کردم داره دیوونه میشه

17:19.290 --> 17:20.582
‫می‌فهمم چرا حرفش رو باور نمی‌کنی

17:21.958 --> 17:23.961
‫آره، خب، اون قرار نیست
‫اینجوری به قضیه نگاه کنه

17:24.044 --> 17:27.590
‫اگه داره دیوونه میشه، تو تنها کسی نیستی
‫که اشتباه قضاوت می‌کنه

17:28.340 --> 17:29.884
‫قضاوتم هیچ اشکالی نداره

17:29.967 --> 17:32.303
‫تیم ببر. رمز سپتامبر. استنستد

19:07.773 --> 19:09.233
‫میشه زودتر تمومش کنیم؟

19:09.316 --> 19:13.070
‫این حرفیه که مطمئنم این وقت شب
‫زیاد از خانم‌ها شنیدی

19:13.153 --> 19:15.030
‫من برای خدمت به کشورم اینجام

19:15.114 --> 19:18.158
‫- و کمی اعتماد جای بدی نمیره
‫- تو برای خدمت به خودت اینجایی

19:18.909 --> 19:22.121
‫می‌تونم کمکت کنم سلاح استفاده شده
‫توی قتل‌عام ابوتسفیلد رو پیدا کنی

19:23.539 --> 19:25.642
‫ماه پیش از یه محموله‌ی
‫به نمایش گذاشته شده

19:25.666 --> 19:28.794
‫توی نمایشگاه تسلیحات امنیتی
‫توی داکلندز گُم شده بود

19:28.878 --> 19:30.462
‫و تو از کجا این رو می‌دونی؟

19:30.546 --> 19:32.548
‫توی زندگی قبل از نمایندگیِ پارلمانی‌ام،

19:32.631 --> 19:35.551
‫توی بخش روابط عمومی کار می‌کردم

19:36.427 --> 19:39.972
‫تو برای شرکتِ تسلیحاتی کار می‌کنی
‫که تفنگی رو گُم کرده

19:40.055 --> 19:41.682
‫که ۱۱ نفر از شهروندهامون رو کشته؟

19:41.765 --> 19:43.559
‫براشون کار نمی‌کنم. بهشون مشاوره میدم

19:43.642 --> 19:45.185
‫و در ازای ارائه‌ی این اطلاعات،

19:45.269 --> 19:50.691
‫گمونم ازم می‌خوای نذارم اسمِ اون شرکت
‫به رسانه‌ها درز پیدا کنه

19:50.774 --> 19:53.569
‫خب، تحقیقاتِ داخلی‌شون به بن‌بست خورد،

19:54.069 --> 19:56.572
‫ولی می‌تونم فهرستی از مُهمات گُم‌شده بهت بدم

19:57.364 --> 20:01.619
‫به شرطی که بتونی تضمین کنی موکل‌هام
‫از اتهامات کوتاهی مصون باشن

20:01.702 --> 20:05.706
‫اگه معلوم شه یک یا چندتا از سلاح‌هاشون
‫در این حادثه یا حوادث ناخوشایند دیگه

20:05.789 --> 20:07.499
‫به کار برده شدن

20:07.583 --> 20:09.501
‫اونا یه جعبه اسلحه گُم کردن

20:09.585 --> 20:10.794
‫این کجاش کوتاهی نیست؟

20:10.878 --> 20:12.920
‫از یه نمایشگاه تجاری گُم شده

20:12.944 --> 20:14.673
‫که درآمد خیلی زیادی
‫برای این کشور کسب می‌کنه

20:14.757 --> 20:17.635
‫فکر نکنم بخوای به خاطر خطای انبارگردانی
‫آبروی صنعتِ اسلحه‌سازی رو ببری

20:21.138 --> 20:23.974
‫به طور علنی از موکلت محافظت میشه،

20:24.058 --> 20:27.686
‫ولی به طور خصوصی شکایتم رو
‫به وزیر دفاع انتقال میدم

20:27.770 --> 20:29.313
‫ممنون. از پسش برمیام

20:29.980 --> 20:31.148
‫این فهرستیه که گفتم

20:32.942 --> 20:34.318
‫اگه اشکالی نداره، وقتی که اینجام،

20:34.401 --> 20:37.488
‫می‌خوام از طرف موکل‌های دیگه
‫به مسائلی اشاره کنم

20:38.614 --> 20:39.782
‫اشکال داره

20:40.866 --> 20:42.368
‫باید برگردم پارک

20:42.451 --> 20:47.456
‫زیمباوه‌ای‌ها ترجیح میدن پرونده‌ی قتلِ
‫ادعایی یه خبرنگارِ بریتانیایی رو ببندیم

20:47.539 --> 20:49.708
‫چچن‌ها می‌خوان دارایی‌هاشون رفع مسدودی شه

20:49.792 --> 20:52.670
‫و یه هلدینگِ لیبیایی هست
‫که ازمون غرامت می‌خواد

20:52.753 --> 20:55.965
‫در ازای درآمدهای نفتی از دست رفته
‫به خاطر بی‌ثباتی‌ای که ما ایجاد کردیم

20:56.048 --> 20:58.384
‫وقتی احمقانه رهبرِ جذابشون رو حذف کردیم

20:58.467 --> 21:01.095
‫و من می‌خوام از خونه‌ام بری بیرون

21:03.806 --> 21:06.725
‫دایانا، می‌دونم توی بخش خصوصی
‫دنبال کار می‌گردی

21:06.809 --> 21:08.227
‫جنازه‌ی مردم رو زمینه، پیتر

21:08.310 --> 21:09.353
‫من هیچ‌جا نمیرم

21:09.436 --> 21:11.605
‫سه بار استعفات رو عقب انداختی

21:11.689 --> 21:15.192
‫هرگز زمانِ خوبی برای کنار رفتن نیست،
‫ولی وقتی بالأخره این قدم رو برداشتی،

21:16.026 --> 21:18.195
‫می‌تونم کمکت کنم جای راحتی قدم بذاری

21:18.696 --> 21:20.864
‫پس، اون مسائلی رو که گفتم یادت باشه

21:21.532 --> 21:22.950
‫خودم می‌تونم جای راحتی پیدا کنم

21:50.352 --> 21:51.353
‫کجاییم؟

21:52.730 --> 21:55.274
‫مگه نگفتی من رو می‌بری بیمارستان؟

21:56.191 --> 21:57.526
‫آروم باش

21:57.610 --> 21:59.153
‫یه چشمم نمی‌بینه

21:59.904 --> 22:01.697
‫و اون جنده بهم سوزن زد

22:02.489 --> 22:04.074
‫سوزنه هنوز توی پامه

22:04.408 --> 22:05.826
‫به خودت مسلط باش

22:06.368 --> 22:07.578
‫اینجا میدان جنگه

22:07.953 --> 22:09.496
‫قبلاً اینجا بودیم

22:09.580 --> 22:10.706
‫باید کمکش کنیم

22:10.789 --> 22:13.584
‫واسه دردش بهش مسکّن بدیم
‫تا بتونیم ببریمش پیش دکتر

22:19.173 --> 22:21.759
‫اگه بری بیمارستان جلب توجه می‌کنی

22:22.551 --> 22:25.012
‫ام‌آی‌۵ می‌دونه چجوری زخمی شدی.
‫دنبالت می‌گردن

22:27.306 --> 22:29.183
‫- کجا میری؟
‫- نه، نه، نه

22:29.266 --> 22:30.976
‫- نه، نه، نه
‫- دیوونه شدی؟

22:57.753 --> 22:59.755
‫چه غلطی کردی؟ کُشتیش!

23:00.422 --> 23:02.049
‫اون دوستت بود و کُشتیش

23:04.760 --> 23:07.179
‫اون یه سرباز بود، خطرش رو می‌دونست

23:08.222 --> 23:12.226
‫تو هم اگه می‌خوای سرباز باشی،
‫باید این رو یاد بگیری و بفهمی

23:20.150 --> 23:22.653
‫بقیه‌اش مالِ خودت.
‫میشه لطفاً یه رسید بهم بدی؟

23:28.534 --> 23:30.160
‫- بفرمایید، خانم. مراقب باشید
‫- ممنون

23:49.847 --> 23:51.682
‫محض رضای سگ

23:54.560 --> 23:56.061
برگرد بگیر بخواب

23:56.145 --> 23:57.563
‫دمِ در خونه‌ی رادی‌ام

23:57.646 --> 23:59.315
‫شرلی بهم گفت اینجا نگهبانی می‌داد

23:59.398 --> 24:02.067
‫اومدم اینجا جاش وایسم
‫و پلیس‌ها ریختن اینجا

24:02.151 --> 24:05.195
‫میگن ممکنه یه حمله‌ی دیگه
‫مثل ابوتسفیلد باشه

24:05.279 --> 24:08.073
‫آره، خب، تا مأمورهای پارک پیداشون نشده
‫از اونجا بزن به چاک

24:08.157 --> 24:09.283
‫چه اتفاقی افتاد؟

24:10.159 --> 24:12.161
‫یه تیرانداز اومد. حسابش رو رسیدم

24:12.244 --> 24:13.746
‫رادی خوبه؟

24:15.289 --> 24:16.999
‫آره، حالِ جسمی‌اش خوبه

24:17.875 --> 24:19.543
‫ولی از نظر روحی روانی داغونه

24:19.627 --> 24:21.295
‫و شرلی هم پیشِ توئه؟

24:21.837 --> 24:23.464
‫اون رفت دنبال تیرانداز

24:23.547 --> 24:24.673
‫و تو گذاشتی بره؟

24:24.757 --> 24:29.678
‫آره. خب، اصلاً وقت نبود جلوش رو بگیرم،
‫ولی از بازخوردت ممنونم

24:29.762 --> 24:31.013
‫خودت کجایی؟

24:31.597 --> 24:35.893
‫دور از مزاحمت‌های ناخواسته‌ای مثل جناب عالی
‫هو رو توجیه می‌کنم

24:36.435 --> 24:37.436
‫لمب

24:44.944 --> 24:48.447
‫همین‌جاست... پرایوری پلیس، پلاک ۳۴

25:01.043 --> 25:03.504
‫خب، اگه هدف کشتنش بوده،
‫و دختره قرار بوده اغواش کنه،

25:03.587 --> 25:05.464
‫حداقل یعنی رادی هنوز از زن‌ها متنفره

25:05.548 --> 25:06.966
‫باعث میشه احساس حقارت کنی؟

25:09.468 --> 25:11.345
‫- نه
‫- اون از نظر فیزیکی جذابه

25:12.137 --> 25:13.138
‫و من نیستم؟

25:18.894 --> 25:20.729
‫آره، بیا بچسبیم به موضوع اصلی، حله؟

25:29.029 --> 25:30.322
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

25:32.199 --> 25:33.450
‫چاقوی پنجه‌ای

25:33.534 --> 25:35.786
‫واسه چی... بذارش زمین

25:36.662 --> 25:37.830
‫اگه دختره داخل باشه، بی‌گناهه

25:37.913 --> 25:39.747
‫- ممکنه مجبور شده باشه
‫- اون با رادی هو دوست بود،

25:39.771 --> 25:41.500
‫معلومه که یه جوری مجبورش کردن

25:41.584 --> 25:43.752
‫- ممکنه بقیه‌ی آدمکش‌ها اینجا باشن
‫- چرا؟

25:43.836 --> 25:46.046
‫چرا باید اینجا باشن
‫وقتی می‌دونن رادی آدرس رو داره؟

25:46.130 --> 25:47.464
‫شاید وقت نداشتن فرار کنن

25:47.548 --> 25:50.384
‫شاید نقشه دارن هرکی رو که اومد بکشن؟

25:57.725 --> 25:59.602
‫- خب یکی دیگه از اونا داری؟
‫- نه

25:59.685 --> 26:00.978
‫خب من باید چیکار کنم؟ غیرمسلحم

26:01.061 --> 26:03.272
‫- طعمه باش
‫- زهر مار و طعمه

26:03.355 --> 26:04.481
‫من طعمه‌ات نیستم

26:04.565 --> 26:05.983
‫گُم شید، عوضی‌ها!

26:06.066 --> 26:07.026
‫گُم شید

26:07.109 --> 26:08.527
‫- هی!
‫- گُم شید! گُم شید

26:08.611 --> 26:10.279
‫ما مأمورهای ام‌آی‌۵ هستیم.
‫فقط می‌خوایم چندتا سؤال بپرسیم

26:10.362 --> 26:13.198
‫- ام‌آی چی؟
‫- ام‌آی۵. سرویس امنیتی

26:13.282 --> 26:16.118
‫- میشه اون رو بذارید زمین، لطفاً؟
‫- جاسوسید؟ من چیکار کردم؟

26:16.201 --> 26:17.202
‫- هیچی
‫- این رو نمی‌دونیم

26:17.286 --> 26:19.246
‫- می‌رید زندان
‫- خب، چاقو دستِ شماست

26:19.330 --> 26:21.206
‫- اونم چاقو داره
‫- الان چاقوش رو میذاره کنار. مگه نه؟

26:21.290 --> 26:23.584
‫مامان! چاقو رو بذار زمین

26:23.667 --> 26:26.170
‫مامان، بده من... چاقو رو بده من،
‫چاقو رو بده من!

26:27.504 --> 26:28.505
‫من باهاشون حرف می‌زنم

26:29.506 --> 26:30.883
‫تو برو بخواب

26:31.550 --> 26:34.261
‫همونطور که داشتم توضیح می‌دادم
‫ما مأمور ام‌آی‌۵ هستیم خب؟

26:34.345 --> 26:36.263
‫و فقط می‌خواستیم چندتا سؤال بپرسیم

26:36.347 --> 26:40.351
‫اشکالی نداره. بعضی از بچه‌ها در می‌زدن
‫و فرار می‌کردن

26:40.434 --> 26:41.602
‫باشه. اشکالی نداره، ولی...

26:42.561 --> 26:44.480
‫می‌دونه که نمی‌تونه به خاطر این
‫به جماعت چاقو بزنه، درسته؟

26:45.105 --> 26:48.984
‫دفعه‌ی پیش عنِ سگ رو پیچیدن لای روزنامه،
‫آتیشش زدن و بعدش زنگ رو زدن

26:49.068 --> 26:51.570
‫برای خاموش کردنش پا گذاشت روش.
‫همه‌جا به گُه کشیده شد

26:52.321 --> 26:54.466
‫خیلی خب. منطقیه. منم بودم
‫می‌خواستم به جماعت چاقو بزنم

26:54.490 --> 26:58.160
‫ولی ما دنبال یه زنِ بیست و چند ساله
‫به اسم تارا می‌گردیم

26:58.702 --> 27:00.663
‫و اینجا رو به عنوانِ آخرین آدرسش داده

27:00.746 --> 27:03.832
‫فقط من و مامانم اینجاییم.
‫با این زن چیکار دارید؟

27:09.046 --> 27:10.631
‫متأسفانه نمی‌تونیم بیشتر توضیح بدیم

27:10.714 --> 27:12.424
‫ولی ممنون. به هر حال ممنونم

27:15.636 --> 27:18.347
‫مامان! برو بخواب! لعنتی!

27:24.770 --> 27:25.771
‫چاقوی پنجه‌ای

27:27.022 --> 27:28.148
‫چاقوی پنجه‌ای

27:53.132 --> 27:54.174
‫خودشونن؟

27:54.258 --> 27:55.259
‫باید خودشون باشن

28:00.264 --> 28:01.640
‫فقط خونسرد باش

28:07.146 --> 28:08.606
‫برای این کار آماده‌ای؟

28:08.689 --> 28:10.190
‫آره. چرا می‌پرسی؟

28:10.858 --> 28:13.152
‫چون احتمالاً دستگیر میشی

28:13.235 --> 28:15.863
‫- شاید بری زندان
‫- آره. خب، ارزشش رو داره

28:17.823 --> 28:19.366
‫فقط حرفی از ما نزن، خب؟

28:19.450 --> 28:21.660
‫من اطلاعات کافی در مورد شما ندارم
‫که بهشون چیزی بگم، پس...

28:21.744 --> 28:22.828
‫خوبه

28:31.212 --> 28:32.338
‫این رو بذار توی تانکر

28:33.297 --> 28:36.467
‫بعد قایم شو و فردا اخبار رو تماشا کن

28:36.550 --> 28:38.427
‫شهر توی هرج و مرج فرو میره

28:40.429 --> 28:41.430
‫حله

30:07.641 --> 30:08.642
‫با یکی قرار دارم

30:11.854 --> 30:14.273
‫چرا به استندیش گفتی من کجام؟

30:14.815 --> 30:17.484
‫چون اصرار کرد و عضو خانه لجن‌زاره

30:17.568 --> 30:21.113
‫آره، خب، توالتم اینطوره،
‫ولی نمی‌خوام دنبالم بیاد

30:21.196 --> 30:22.364
‫کسی توی آپارتمان نبود؟

30:23.616 --> 30:26.118
‫فقط یه مادر و پسر بودن.
‫هیچ ربطی به دوست دختر رادی نداشتن

30:26.201 --> 30:27.828
‫معلومه بهش آدرسِ غلط داده بوده

30:28.871 --> 30:30.247
‫حتماً با آدمکش‌ها همدسته

30:32.041 --> 30:35.044
‫- خب حالا می‌خوای چیکار کنیم؟
‫- به کو بگو بیاد اینجا

30:37.421 --> 30:38.589
‫و من چی؟

30:39.423 --> 30:42.927
‫خب، تو می‌تونی توی ماشین بشینی
‫یا بری کپه‌ی مرگت رو بذاری

30:43.510 --> 30:45.095
‫خب، پس من آماده‌باشم. خیلی خب

30:45.179 --> 30:46.639
‫اگه بهت احساس بهتری میده

30:48.766 --> 30:50.476
‫به خاطر اینه که شرلی رو ترک کردم؟

30:51.060 --> 30:53.187
‫یا به خاطر این که به کاترین گفتم کجایی؟

30:53.979 --> 30:54.980
‫هر کدوم کافیه

30:57.983 --> 30:59.276
‫تارا رو پیدا کردن؟

31:00.277 --> 31:01.445
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

31:01.528 --> 31:03.364
‫- شرلی، حالت خوبه؟
‫- اون خوبه

31:03.447 --> 31:04.448
‫خوب به نظر نمیاد

31:05.115 --> 31:07.952
‫از قرار معلوم اون تنها مأمور فعال منه

31:08.035 --> 31:10.329
‫و نمی‌خوام الان از پا در بیاد

31:11.372 --> 31:12.665
‫برو سرِ یه میز دیگه، خب

31:12.748 --> 31:16.335
‫یکم جا باز کن.
‫یا برو بشین سرِ میز توی خونه‌ات

31:18.629 --> 31:19.964
‫جدی

31:20.047 --> 31:21.840
‫خسته شدم از بس شماها

31:21.924 --> 31:24.051
‫جوری پیداتون میشه
‫انگار سواره نظامی چیزی هستید

31:24.134 --> 31:26.637
‫در حالی که فقط سیلی از عن
‫و گوهید که از تپه پایین میاید

31:28.222 --> 31:29.473
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

31:30.683 --> 31:31.809
‫ببخشید؟

31:31.892 --> 31:35.062
‫برام یکم چیپس بیار. فقط چیپس

31:37.565 --> 31:39.149
‫خب یارو رو گُمش کردم

31:39.775 --> 31:41.819
‫البته قبلش یه سرنگِ مصرف شده
‫توی پاش فرو کردم،

31:41.902 --> 31:43.529
‫پس حالا هردو پاش لنگ می‌زنه

31:44.113 --> 31:46.031
‫بیست و چند سالشه، سرش رو تراشیده

31:46.740 --> 31:49.034
‫علائمِ متمایزکننده‌اش شامل زخم‌های شیشه

31:49.118 --> 31:51.036
‫و تاول در اثر چیزیه که توی صورتش پاشیدی

31:51.120 --> 31:52.288
‫سفیدکننده

31:52.371 --> 31:54.331
‫نه، عکسی ازش ندارم

31:54.415 --> 31:57.835
‫می‌خواستم بگم چرا اون می‌تونه حرف بزنه
‫و من باید همه چی رو بنویسم؟

31:57.918 --> 31:59.962
‫چون اون فقط نکاتِ مهم رو میگه

32:00.045 --> 32:03.632
‫در حالی که وقتی تو حرف می‌زنی می‌خوام
‫مداد بکنم توی چشمم و میز رو کله‌پا کنم

32:04.258 --> 32:07.052
‫اون حرفه‌ایه. مثل یه عوضیِ
‫تمام عیار مبارزه می‌کنه

32:07.136 --> 32:08.137
‫عذرخواهی کن

32:08.721 --> 32:10.264
‫تویی که باید معذرت خواهی کنی

32:10.347 --> 32:11.682
‫از محل نگهبانیِ تو رد شد

32:15.477 --> 32:16.562
‫آره

32:29.074 --> 32:32.119
‫این فهرستی از سلاح‌هاییه که
‫از نمایشگاه تسلیحات لندن گُم شدن

32:32.202 --> 32:36.373
‫هردو تفنگِ ابوتسفیلد اون تو هستن،
‫همچنین تفنگ‌ها، تپانچه‌ها و نارنجک‌های دیگه

32:36.457 --> 32:37.458
‫پیداشون کن

32:37.541 --> 32:40.669
‫اوایل امشب توی آدرسی در شرق لندن
‫با یه تفنگِ سنگین تیراندازی شده

32:40.753 --> 32:43.714
‫حالا، آدرسی که از رادی هو
‫توی سیستم داریم نیست، ولی...

32:43.797 --> 32:44.798
‫- رادی هو؟
‫- آره

32:44.882 --> 32:46.842
‫به نام کلینت ولف اجاره شده،

32:46.926 --> 32:49.053
‫که به نظر اسمی میاد که فقط می‌تونسته
‫به ذهن هو برسه

32:49.136 --> 32:52.181
‫بعلاوه، یکی روی غذاهای توی یخچال
‫نوشته بود رادی

32:52.765 --> 32:55.142
‫- چرا دستگیرش نکردید؟
‫- داریم دنبالش می‌گردیم

32:55.226 --> 32:56.769
‫یعنی نمی‌تونید پیداش کنید

32:58.229 --> 32:59.230
‫آره

33:00.272 --> 33:01.273
‫آره، خب...

33:17.414 --> 33:20.543
‫دختره آدرسِ جعلی داده. پس یعنی مُهره‌شون بوده
‫و احتمالاً مجبور شده

33:28.342 --> 33:29.718
‫قراره بهم بی‌محلی کنی؟

33:32.179 --> 33:34.640
‫- من کار اشتباهی نکردم
‫- یکم بهش وقت بده

33:36.892 --> 33:38.477
‫باشه، شرمنده که اون موقع کنار کشیدم

33:38.561 --> 33:39.895
‫اشکالی نداره

33:39.979 --> 33:42.439
‫نه، اشکال داره.
‫یکی سعی کرد اون رو بکشه

33:42.523 --> 33:44.066
‫دو بار. هنوز اینجام

33:45.651 --> 33:46.944
‫لمب

33:48.445 --> 33:49.446
‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟

33:49.530 --> 33:51.073
‫میشه لطفاً این مرحله رو رد کنیم،

33:51.156 --> 33:54.618
‫از بخشی که من رو نادیده می‌گیری
‫و بعد بهم میگی آشغالم رد شیم؟

33:54.702 --> 33:57.413
‫و یه راست بریم سراغ اونجا که
‫بهم میگی می‌خوای چیکار کنم

33:57.496 --> 34:00.457
‫چون، راستش می‌دونیم که
‫بالأخره به اون مرحله می‌رسی،

34:00.541 --> 34:04.920
‫و مقدمه‌چینی‌هایی که مدام انجام میدی
‫داره خیلی خیلی خسته‌کننده میشه

34:05.004 --> 34:07.131
‫توی جنگ اخیر به دردم نمی‌خوری

34:08.007 --> 34:09.008
‫این دیگه یعنی چی؟

34:10.217 --> 34:11.427
‫ببین باید با چی کار کنم

34:11.509 --> 34:15.890
‫یه آدمِ داغون، یه الکلی، یه روانی
‫و هر زهر ماری که اونه

34:15.973 --> 34:17.975
‫همه‌شون بیشتر از تو به درد می‌خورن

34:18.058 --> 34:19.685
‫من اینجام. آماده‌ام

34:19.768 --> 34:22.770
‫دنیات وقتی متوقف شد که
‫بابازرگت زوال عقل گرفت

34:22.855 --> 34:24.648
‫و بابات سعی کرد منفجرت کنه

34:25.316 --> 34:26.859
‫باهاش کنار بیا یا گورت رو گُم کن

34:27.567 --> 34:29.361
‫تو ظرفیتی برای همدردی با آدم‌ها داری؟

34:29.444 --> 34:32.781
‫آره، کسی که باهاش همدردی می‌کنم
‫خودمم که مجبورم با تو سر و کله بزنم

34:32.864 --> 34:33.866
‫قبض رو بده

34:33.949 --> 34:35.534
‫پول نقد ندارم و کارت‌هام ردیابی میشن

34:35.618 --> 34:37.536
‫کارت بکش و گوشیِ وامونده‌ات رو روشن کن

34:42.665 --> 34:45.044
‫تقریباً ۲۰ دقیقه بعد از انجام این پرداخت،

34:45.127 --> 34:49.089
‫چندتا مرد عضلانی کت و شلواری
‫و یه زنِ بلوند جذاب میان سراغ ما رو می‌گیرن

34:49.172 --> 34:52.218
‫یه لطفی بهشون بکن و بهشون بگو برگشتیم دفتر

34:55.930 --> 34:57.765
‫چرا رادی رو به پارک تحویل می‌دیم؟

34:57.848 --> 35:00.059
‫چون اونا باید بدونن اون چیکار کرده

35:00.976 --> 35:02.561
‫و وقتی دارن در جریان قرار می‌گیرن،

35:02.645 --> 35:05.105
‫من وقت پیدا می‌کنم
‫سر در بیارم چه خبره

35:05.189 --> 35:06.941
‫- اون چیکار کرده؟
‫- هیچی

35:07.024 --> 35:10.277
‫همکارِ پپه‌مون لو رفته

35:10.361 --> 35:13.572
‫استراتژی بی‌ثبات‌سازی. جنگ سرد

35:13.656 --> 35:16.531
‫لو دادن یه مأمور محدود به جنگ سرد نیست

35:16.555 --> 35:18.035
‫بذارش کنارِ ابوتسفیلد

35:18.118 --> 35:22.414
‫و کاریه که ما با کشورهای
‫مخالف منافعمون می‌کردیم

35:22.998 --> 35:25.125
‫یک: لو دادن جاسوس دشمن

35:25.209 --> 35:27.002
‫دو: حمله به دهکده

35:27.586 --> 35:30.214
‫من لو نرفتم. یه دوست دختر دارم

35:30.297 --> 35:33.050
‫حتماً، فقط همین رو بگو.
‫این برام یه عالمه وقت می‌خره

35:33.634 --> 35:35.553
‫ببین، من و تو همیشه احترام متقابل داشتیم،

35:35.636 --> 35:37.638
‫ولی در این مورد اختلاف نظر داریم

35:37.721 --> 35:41.517
‫به نظرِ حرفه‌ای من به عنوان یه مأمور،
‫داری راه رو اشتباه میری

35:42.476 --> 35:44.144
‫تارا بی‌گناهه و منم بی‌گناهم

35:44.228 --> 35:48.482
‫خیلی خب، پس فکر می‌کنی چه خبره؟
‫به نظرت به عنوان یه مأمور؟

35:48.566 --> 35:51.694
‫به نظرم تو حسودیت میشه
‫که من با یه فرشته توی رابطه‌ام

35:51.777 --> 35:53.862
‫در حالی که تو توی تاریکی خودت رو می‌مالی

35:55.656 --> 35:56.657
‫صحیح

36:12.464 --> 36:13.883
‫برای انجام وظیفه‌ات حاضری؟

36:15.634 --> 36:16.760
‫اون رو چیکارش کنیم؟

36:16.844 --> 36:18.262
‫نمی‌تونیم با یه جسد پشت ماشین رانندگی کنیم

36:26.520 --> 36:28.147
‫و نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم.
‫شناسایی میشه

36:29.106 --> 36:30.274
‫نه، شناسایی نمیشه

37:12.191 --> 37:14.443
‫خب، همه جا اتفاق می‌افته، درسته؟

37:14.526 --> 37:17.613
‫و اونا نمی‌خوان گیمبل برنده شه،
‫برای همین بدنامش می‌کنن

37:17.696 --> 37:18.906
‫شرمنده، «اونا» کی هستن؟

37:18.989 --> 37:20.783
‫رسانه‌ها و دولتِ پنهان

37:20.866 --> 37:22.534
‫- منظورت منم؟
‫- آره، کاملاً

37:22.618 --> 37:25.120
‫درسته. شرمنده، پیت.
‫الان داری من رو بدنام می‌کنی

37:25.204 --> 37:28.082
‫امیدوارم تماس‌های بیشتری
‫عاری از تئوری توطئه داشته باشیم...

37:35.589 --> 37:36.590
‫سلام

37:39.176 --> 37:40.386
‫صبح بخیر، کلود

37:45.099 --> 37:46.267
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

37:46.850 --> 37:47.851
‫شرمنده

37:47.935 --> 37:50.020
‫احساس می‌کنم می‌شناسمت
‫چون توی روزنامه‌ها می‌بینمت

37:50.104 --> 37:51.105
‫درسته

37:51.188 --> 37:52.606
‫من معمولاً همزمان با تو میام اینجا

37:52.690 --> 37:55.234
‫گرچه من پیاده روی می‌کنم و تو می‌دوی

37:55.818 --> 37:56.819
‫کارل هستم

37:57.820 --> 38:00.155
‫حالت چطوره، کارل؟ حالت چطوره؟

38:02.908 --> 38:03.909
‫آره

38:03.993 --> 38:06.370
‫توی این شهر فضای سبزمون
‫فت و فراوونه، مگه نه؟

38:07.413 --> 38:08.747
‫آره. آره، البته که همینطوره

38:10.958 --> 38:13.794
‫مثل بعضی از پایتخت‌های اروپایی نیست

38:13.878 --> 38:14.962
‫گمونم، نه

38:17.423 --> 38:18.549
‫مثل کپنهاگ

38:18.632 --> 38:19.633
‫آره

38:23.971 --> 38:28.100
‫خب، ماه مارس واسه یه کنفرانس امنیتی اونجا بودی

38:28.726 --> 38:31.061
‫حتماً اشتهای خیلی زیادی پیدا کرده بودی

38:31.145 --> 38:33.147
‫چون توی اتاقت واسه دو نفر غذا سفارش دادی

38:34.398 --> 38:37.276
‫حقیقت داره که به خاطر جنده بلند کردن
‫با ماشین جریمه شدی؟

38:38.402 --> 38:40.070
‫فکر می‌کردم اون باعث شه
‫خونه پیش زنت بمونی

38:40.154 --> 38:42.323
‫در مورد هر کدوم از اینا نظری نداری؟

38:42.406 --> 38:44.199
‫برای ستونِ دودی گیمبل؟

38:48.287 --> 38:50.122
‫لعنتی. لعنتی

38:55.211 --> 38:57.213
‫غافلگیرش کردم. ازش نظر خواستم

38:58.047 --> 38:59.089
‫چه واکنشی نشون داد؟

38:59.173 --> 39:00.633
‫وحشت کرد

39:02.384 --> 39:04.094
‫الان ستون رو ثبت می‌کنم

39:04.178 --> 39:06.847
‫وقتی تحریریه تأییدش کنه،
‫که تأیید می‌کنه،

39:06.931 --> 39:08.599
‫یه فرصتِ رسمی برای جواب دادن پیدا می‌کنه

39:09.183 --> 39:10.809
‫بعیده دوباره بتونم بهش نزدیک شم

39:12.811 --> 39:14.605
‫می‌تونی شماره‌اش رو گیر بیاری؟

39:14.688 --> 39:15.731
‫رئیس ام‌آی‌۵؟

39:16.315 --> 39:19.902
‫آره، البته. ولی ارزون تموم نمیشه

39:20.486 --> 39:21.487
‫انجامش بده

39:31.914 --> 39:32.957
‫همه چی روبراهه، قربان؟

39:33.040 --> 39:36.377
‫آره، فقط یه شهروند عادی بود

39:37.586 --> 39:38.587
‫بی‌آزاره

39:47.930 --> 39:49.056
‫مطمئنی هنوز اونجان؟

39:49.139 --> 39:52.351
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫اونجا نشستن و منتظر مان

39:53.519 --> 39:54.937
‫اسلحه به دست وارد شید

39:56.981 --> 39:59.191
‫دیروز صبح یازده نفر کشته شدن

39:59.817 --> 40:00.943
‫هو یه دخالتی توش داشته

40:01.026 --> 40:03.112
‫می‌خوام لمب بدونه این قضیه چقدر جدّیه

40:03.612 --> 40:05.614
‫اون وقت شاید یه بار همکاری کنه

41:04.381 --> 41:05.382
‫دست‌ها بالا

41:26.779 --> 41:27.947
‫راه بیفت

41:33.494 --> 41:34.620
‫برو توی آشپزخونه

41:49.635 --> 41:50.636
‫سلام

41:59.353 --> 42:00.604
‫آره، آروم باش

42:02.314 --> 42:04.316
‫فقط دارم بهت نشون میدم کجاست

42:10.322 --> 42:11.782
‫اونجا نیست

42:11.865 --> 42:13.701
‫نوچ، قطعاً اینجا نیست

42:14.535 --> 42:15.536
‫اوه، ایناهاش

42:22.042 --> 42:24.044
‫تو رفیق فلایتی، آره؟

42:24.128 --> 42:25.170
‫آره. از پلیس کلانشهر

42:26.171 --> 42:29.550
‫حتماً بیشتر به جاساز کردنِ اسلحه عادت داری
‫تا برداشتنشون

42:33.679 --> 42:35.681
‫- پاکه
‫- خانم

43:04.877 --> 43:06.420
‫نه، ممنون

43:14.261 --> 43:15.262
‫تو بیرون منتظر باش

43:15.971 --> 43:18.224
‫اگه این ارزشیابی عملکرد در محله،

43:18.307 --> 43:21.435
‫باید بهت بگم الان حسابی دارم می‌ترکونم

43:22.061 --> 43:24.355
‫دیشب به جون رودریک هو سوءقصد شده

43:26.857 --> 43:27.858
‫کودن بازی در نیار

43:27.942 --> 43:30.110
‫بهتره دیگه از کلمه‌ی «کودن» استفاده نکنی

43:30.194 --> 43:32.446
‫چون توهین به افراد دارای اختلال گفتاری
‫یا احمق‌هاست

43:32.529 --> 43:33.530
‫یادم نمیاد کدوم بود

43:33.614 --> 43:34.782
‫نه. حال و حوصله ندارم

43:34.865 --> 43:36.450
‫آره، از ظاهرت معلومه

43:36.533 --> 43:39.870
‫دستورِ جاری خدمت یا هر کوفتی که هست

43:39.954 --> 43:42.289
‫- ۲۷ و سه
‫- هرچی تو میگی

43:42.373 --> 43:43.832
‫سه توی کروشه‌ست

43:43.916 --> 43:46.669
‫حتی اگه سانسکریت هم باشه برام مهم نیست.
‫به یه دلیلی وجود داره

43:46.752 --> 43:49.338
‫اگه به یکی از اعضای تیمت حمله بشه،
‫باید به مافوقت گزارش بدی

43:49.421 --> 43:50.506
‫که در این مورد منم

43:50.589 --> 43:53.801
‫آره. خب، در حالت عادی گزارش می‌کردم،
‫ولی شرایط خاص بود

43:53.884 --> 43:55.177
‫چه شرایطی؟

43:55.261 --> 43:56.845
‫کونم نمی‌کشید

43:56.929 --> 44:00.474
‫این شرایط خاص نیست، جکسون.
‫این مرض غالب خودته

44:00.558 --> 44:02.518
‫و این دفعه شاید مرگبار باشه

44:02.601 --> 44:05.145
‫اگه می‌خوای باهام درگیر شی، دایانا،
‫فقط بهم خبر بده

44:05.229 --> 44:08.232
‫انقدر ازت آتو دارم که می‌تونم
‫باهاشون یه کتاب بنویسم

44:08.315 --> 44:11.277
‫خب، مطمئنم توی بازنشستگی اجباریت
‫سرگرمت می‌کنه

44:11.360 --> 44:13.279
‫ولی قطعاً نجاتت نمیده. این دفعه نه

44:13.362 --> 44:16.407
‫ویلن دنبال بهونه‌ست که خانه لجن‌زار رو
‫تعطیل کنه و حالا یه دلیل داره

44:16.490 --> 44:19.118
‫گلوله‌هایی که توی آپارتمان هو پیدا کردیم

44:19.201 --> 44:22.830
‫از همون تفنگی شلیک شدن که باهاش
‫تیرانداز ابوتسفیلد کشته شده

44:27.209 --> 44:28.210
‫لعنتی

44:28.294 --> 44:31.171
‫آره. خب، حداقل باهم اتفاق نظر داریم

44:33.007 --> 44:34.300
‫من هو رو می‌برم پارک

44:34.383 --> 44:35.801
‫آره. منطقیه

44:35.885 --> 44:37.511
‫و خانه لجن‌زار رو قرنطینه می‌کنم

44:37.595 --> 44:40.848
‫بدون دسترسی به تلفن و اینترنت
‫و هیچکس هم بیرون نمیره

44:41.765 --> 44:43.976
‫من بهت اجازه نمیدم آزاد بچرخی

44:44.059 --> 44:47.104
و برای نجات جون آدمت آب رو گل‌آلود کنی

44:53.402 --> 44:54.737
‫تکون نخور

44:58.532 --> 44:59.533
‫خیلی خب

45:38.697 --> 45:40.574
‫یالا. برو بالا

46:21.223 --> 46:24.766
‫« بنزین می‌کشد! »
‫« بنزین را بکش! »

46:24.790 --> 46:26.690
‫« در حال آپلود... »

46:26.714 --> 46:34.614
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

46:34.638 --> 46:41.916
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:41.940 --> 46:51.940
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
