WEBVTT

00:19.681 --> 00:22.581
‫« به جفری رأی بدید »

00:31.511 --> 00:38.511
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:38.511 --> 00:45.271
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:45.271 --> 00:51.821
‫مترجم: «محمدعلی sm »

01:45.041 --> 01:46.961
‫سلام. به شهردار جفری رأی بدید

01:49.371 --> 01:51.131
‫میشه یه پوستر بهت بدم که
‫بزنیش به پنجره؟

01:51.131 --> 01:53.411
‫بانک اجازه نمیده وارد مسائل سیاسی بشیم

01:53.435 --> 01:55.435
‫بعدشم، طرف صد در صد برنده میشه دیگه؟

01:55.501 --> 01:57.591
‫نباید مسائل رو دست‌کم بگیری

01:57.591 --> 02:00.801
‫فکر کن همه بمونن خونه و آخرش
‫دنیس گیمبال انتخاب شه

02:00.801 --> 02:02.601
‫طرف احمقـه. امکان نداره انتخاب شه

02:02.601 --> 02:06.271
دور از جون اما انتخابات
‫جلوی ورود احمق‌ها رو نمی‌گیره

02:14.481 --> 02:15.481
‫صبح‌ به‌خیر

02:16.321 --> 02:19.321
‫امیدوارم شهردار جفری بتونن
‫روی رأی‌تون حساب باز کنن

02:19.321 --> 02:21.921
‫می‌دونم خیلی از شما قشر جوان

02:21.945 --> 02:23.717
‫از سیاست دلسرد شدید

02:23.741 --> 02:25.741
‫آره، من هم یه زمانی هم‌سن تو بودم

02:25.741 --> 02:28.047
‫اما شهردار جفری بذر امید می‌کاره و

02:28.071 --> 02:30.284
‫گیمبال بذر نفرت

02:31.541 --> 02:33.631
‫گیمبال گفته می‌خواد لندن رو...

02:36.671 --> 02:37.761
‫چی‌کار داری می‌کنی...

02:37.761 --> 02:39.131
‫نه. این کار رو...

04:41.621 --> 04:43.491
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت اول »

04:45.428 --> 04:50.428
‫♪ آهنگ Simply Irresistible
‫از Robert Palmer ♪

05:31.891 --> 05:32.931
‫هو! مراقب باش!

05:37.441 --> 05:38.981
‫یعنی چی؟

05:38.981 --> 05:40.191
‫- ندیدی؟
‫- چی رو؟

05:40.191 --> 05:42.651
‫- داشت از روت رد می‌شد
‫- چی داری میگی؟

05:45.151 --> 05:46.281
‫هدفونم

05:51.871 --> 05:54.411
‫سرعتش رو زیاد کرد.
‫مطمئنم داشت میومد سراغت

05:58.331 --> 05:59.631
‫نباید خیلی دور شده باشن

06:02.301 --> 06:04.131
‫فکر می‌کردم می‌خوای دوربین‌ها رو چک کنی

06:04.131 --> 06:05.761
‫لینکش رو برات می‌فرستم

06:05.761 --> 06:08.181
پول هدفونم رو بده تا همین‌جا تمومش کنیم

06:08.181 --> 06:09.761
‫نه، معلومـه که تمومش نمی‌کنیم

06:10.681 --> 06:12.262
‫پیرهنم رو هم پاره کردی

06:12.286 --> 06:15.061
‫این رو هم به فاکتور ‫اضافه می‌کنم وگرنه...

06:15.561 --> 06:16.641
‫وگرنه چی؟

06:17.431 --> 06:21.441
‫وگرنه به‌خاطر تعرض، رسماً ازت شکایت می‌کنم

06:21.441 --> 06:25.031
‫تعرض؟ من جونت رو نجات دادم کله‌کیری

06:25.031 --> 06:27.611
‫بعدشم، فقط یه کودن ۲۰۰ پوند
پول پیرهن میده

06:28.111 --> 06:30.201
‫خب من ضرر این پول رو با
‫کُس کردن جبران می‌کنم

06:31.031 --> 06:33.621
‫یه‌جوری گفتم انگار واسه سکس پول میدم،
‫که همچین کاری نمی‌کنم!

06:33.621 --> 06:35.041
‫سکس واسه من پول میده!

06:36.201 --> 06:40.421
<i>‫شاهدین می‌گویند تیرانداز از شاتگان یا
‫تفنگ‌گلوله زنی استفاده کرده و</i>

06:40.421 --> 06:42.461
<i>‫بدون هدف و هیچ دل‌رحمی‌ای</i>

06:42.461 --> 06:44.291
<i>‫شروع به تیراندازی کرده</i>

06:44.291 --> 06:48.091
<i>‫پلیس و سایر نیروهای امدادی همچنان در
‫صحنه حضور دارند</i>

06:48.091 --> 06:50.841
<i>‫و ما نیز بدون شک، شما رو در
‫جریان تازه‌ترین اتفاقات...</i>

06:50.841 --> 06:52.641
‫آره، از ابوتسفیلد خبر دارم

06:53.221 --> 06:56.851
‫چه ربطی به تو یا بقیه‌ی کارمندهای
‫خانه لجن‌زار داره؟

06:57.471 --> 07:00.601
‫خیلی غیرمنتظره بوده.
برای همین پارک می‌خواد خودش رو برسونه

07:00.601 --> 07:03.271
‫تحقیقات زمینه‌ای عمیق و
بررسی‌های هویتی و

07:03.271 --> 07:06.111
‫مزخرفات حوصله‌سربری که همیشه
‫مجبورمون می‌کنی انجامش بدیم، با اوناست

07:06.111 --> 07:08.281
‫فکر نمی‌کنی از کمک‌مون استقبال کنن؟

07:09.071 --> 07:11.321
‫خب، یه حدس آکادمیک بزن

07:11.321 --> 07:12.951
‫استقبال می‌کنن

07:12.951 --> 07:14.371
‫گفتم آکادمیک

07:14.371 --> 07:18.041
‫حدس تو، حدس یه دانش‌آموز ۱۵ ساله‌ست که
‫مدرسه رو ول کرده تا بره کشتارگاه کار کنه

07:18.041 --> 07:20.001
‫اصلاً تو چرا اهمیت میدی؟

07:20.001 --> 07:21.211
‫مگه روز آخر کاریت نیست؟

07:22.121 --> 07:26.551
‫چرا هواپیما کاغذی یا
توپِ کشی درست نمی‌کنی؟

07:26.551 --> 07:27.881
‫به یه دردی بخور

07:27.881 --> 07:31.011
<i>‫...درحال حاضر به‌نظر نمی‌رسد که
‫این اتفاق تروریسی بوده باشد</i>

07:31.011 --> 07:34.051
<i>‫اما انگیزه‌ی این حمله مشخص نشده</i>

07:36.431 --> 07:38.811
‫ای خدا، چرا این‌جا رو با
‫دفترم اشتباه می‌گیری؟

07:39.221 --> 07:41.021
‫که البته اونجا هم دوست ندارم ببینمت

07:41.021 --> 07:42.851
‫شرلی یه چیزی می‌خواست بهت بگه

07:42.851 --> 07:45.771
‫- خب گروه پیش‌نمایش که نمی‌خواستم
‫- خب پس، زود باش تا

07:45.771 --> 07:49.071
‫بتونم سیکت رو بزنم و
با آرامش صبحونه‌م رو بخورم

07:49.071 --> 07:50.661
‫یکی نزدیک بود از روی هو رد بشه

07:50.661 --> 07:52.111
‫خوش به‌ حال‌شون. سیک کن

07:52.111 --> 07:54.411
‫عمدی بود. داشتن یه راست میومدن سمتش

07:54.411 --> 07:57.451
‫با این که دلم می‌خواد فکر کنم
‫هو تصادفی زیر گرفته شده اما

07:57.451 --> 07:59.911
‫این‌‌طوری از یه لحظه خوش محروم میشیم

08:01.001 --> 08:03.371
‫- کجا این اتفاق افتاد؟
‫- خیابون فن

08:03.371 --> 08:05.381
‫دوربین نداره که خودش این هم شک‌ برانگیزه

08:05.961 --> 08:07.501
‫چه جور ماشینی بود؟

08:07.501 --> 08:09.301
‫ون فورد ترانزیت. سفید

08:09.301 --> 08:12.936
...خصوصیاتی برای شناسایی مثلِ

08:12.961 --> 08:14.181
‫پلاک نداشت؟

08:14.181 --> 08:17.741
‫داشتم هو رو نجات می‌دادم و وقت نشد پلاکش رو
‫ ببینم. تا سرم رو برگردوندم رفته بود

08:17.741 --> 08:20.851
‫اون‌وقت چرا خود هو اینجا نیست که
‫بخواد غرهاش رو بزنه؟

08:21.771 --> 08:22.981
‫خودش نفهمید

08:24.601 --> 08:26.521
‫خب، قابل پیش‌بینی بود

08:27.021 --> 08:29.111
‫ون ترانزیت سفید داشت می‌رفت سمت شرق

08:29.111 --> 08:31.281
‫میشه حداقل تلاش کنیم ردش رو بگیریم؟

08:31.984 --> 08:34.104
‫خب، ترک صحنه‌ی تصادف که باعث نمیشه

08:34.129 --> 08:36.201
‫طرف قاتل باشه

08:36.201 --> 08:39.741
‫مطمئنم طرف سرش رو از پنجره بیرون نیاورده که
‫بگه، «دفعه‌ی بعد زیرت می‌گیرم»

08:39.741 --> 08:41.831
‫این قضیه رو جدی می‌گیری یا نه؟

08:41.831 --> 08:43.371
‫خب، خیلی خوشحالم که پرسیدی. نه

08:43.371 --> 08:46.381
‫تو می‌خوای این قضیه رو جدی بگیری؟
‫سیکتیر کن

08:52.131 --> 08:53.631
‫شرلی، صبر کن

08:53.631 --> 08:57.551
<i>‫چیزی که امروز شاهد اون بودید، یک ترور بود.
‫به همین سادگی</i>

08:57.551 --> 09:00.944
<i>‫سیاست‌های سهل‌انگارانه‌ی
‫این شهردار در قبال جرایم،</i>

09:00.968 --> 09:03.254
<i>این شهر رو به میدان جنگ تبدیل کرده‌</i>

09:09.271 --> 09:11.731
‫اما فلایت هستم، رئیس بخش امنیت اِم‌آی‌فایو

09:11.731 --> 09:12.731
‫فلایتی

09:13.074 --> 09:14.021
‫جانم؟

09:14.046 --> 09:16.929
.فلایتی فلایت
از اداره‌ی پلیس رسیدی به ام‌آی‌فایو

09:16.954 --> 09:19.914
‫تو سرقت خیابون لنارد،
گذرمون بهم خورده بود

09:20.281 --> 09:22.701
‫راست میگی. اجازه هست؟

09:22.701 --> 09:26.041
‫که این‌طور. پس حالا که مأمور سطح بالا شدی،
وقت واسه گپ زدن نداری؟

09:26.711 --> 09:29.211
‫۱۱ نفر با یه اسلحه‌ی خودکار کشته شدند

09:29.211 --> 09:31.131
‫پس نه، وقت واسه گپ زدن ندارم

09:31.131 --> 09:33.171
‫مخصوصاً با کسی که
یه بار توی واتس‌اپ

09:33.171 --> 09:36.551
‫لیست مظنون‌ها رو به ترتیبی که
‫دوست داشت بکنتشون، فرستاد

09:39.091 --> 09:40.391
‫صحنه رو نشونت میدم

09:44.311 --> 09:48.151
‫حوالی ساعت ۹:۰۷،
‫مظنون از خونه‌ش میاد بیرون،

09:48.151 --> 09:50.151
‫میره سمت مرکز میدون و

09:50.151 --> 09:53.611
‫اونجا بدون هیچ اخطاری،
‫همه رو به رگبار می‌بنده

09:53.611 --> 09:56.421
‫با اون پیرمرده که توی غرفه‌ی انتخابات بود،
‫شروع می‌کنه

09:58.911 --> 10:02.831
‫چند دقیقه بعد، تفنگ رو می‌گیره سمت خودش

10:03.681 --> 10:05.871
‫هیچکس جلوی اون اسلحه
‫حرفی برای گفتن نداشته

10:05.871 --> 10:08.371
‫خب ما رفتیم باشگاه تیراندازی محله و
‫پرس‌وجو کردیم...

10:08.371 --> 10:11.041
‫این‌جور اسلحه‌ها اجازه ندارن توی
‫باشگاه‌های تیراندازی استفاد شن

10:11.041 --> 10:12.671
‫از شلیک‌کننده چی می‌دونیم؟

10:19.131 --> 10:21.551
‫« روحیه‌ی راسخ، دنیس گیمبال »

10:21.551 --> 10:23.141
‫طرفدار دنیس گیمبال بوده

10:23.891 --> 10:26.771
‫تا حالا درمورد نژاد خاص یا مهاجران،
‫دیدگاه افراطی‌ای نداشته؟

10:26.771 --> 10:28.561
‫تا الان که چیزی پیدا نکردیم

10:28.561 --> 10:30.771
‫مردم محلی گفتن یارو با هیشکی حرف نمی‌زده

10:31.361 --> 10:33.691
‫باید فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی کنم

10:33.691 --> 10:35.361
‫شاید به گروه خاصی وابسته بوده

10:36.281 --> 10:37.861
‫باید به اطلاع پارک برسونم

10:38.451 --> 10:39.571
‫چی رو؟

10:39.571 --> 10:41.531
‫خب تیرانداز طرفدار گیمبال بوده و

10:41.531 --> 10:43.781
‫اولین قربانیش هم یه شخص حامی شهردار بوده

10:44.491 --> 10:47.161
‫مطبوعات و سیاستمدارها
‫چه حالی با این قضیه بکنن

10:48.121 --> 10:50.171
‫شهر همین الانش هم به مو بنده

11:03.011 --> 11:04.471
‫گوه توش

11:11.901 --> 11:14.401
داشتی از دست کسی در می‌رفتی که
‫این‌قدر دیر کردی؟

11:14.401 --> 11:15.481
‫کاش این‌طور بود

11:15.481 --> 11:18.441
‫نه، کاترین پیام داد گفت
‫واسه جشن وسیله بخرم

11:18.441 --> 11:21.531
‫امروز صبح یکی می‌خواست هو رو بکشه.
‫با ماشین اومد سمتش

11:23.031 --> 11:26.031
‫چی؟ جداً؟ کی؟ چطوری؟

11:26.031 --> 11:27.331
‫نه، مزخرف میگه

11:27.331 --> 11:30.411
‫این دنبال بهونه بود تا
‫بهم تعرض جنسی کنه

11:31.711 --> 11:33.761
‫خیلی خب. بالاخره این اتفاق افتاده یا نه؟

11:33.761 --> 11:35.141
‫نزدیک بود زیرش بگیرن

11:38.591 --> 11:40.171
‫میشه یکم از اینا رو بیاری؟

11:42.381 --> 11:44.301
‫فکر می‌کنی دارم از خودم در میارم؟

11:44.301 --> 11:48.654
‫نه، مطمئنم یه ماشین نزدیک بوده بهش بزنه،
‫مثل هر کسی که می‌خواد از خیابون رد شه

11:49.141 --> 11:51.521
‫چرا سر این قضیه این‌قدر بی‌شعورید؟

11:51.521 --> 11:54.001
‫بی‌شعور نیستم. فقط می‌خوام وقتم رو با
‫چیزایی بگذرونم که

11:54.001 --> 11:55.021
‫واقعاً اهمیت دارن

11:56.521 --> 11:59.361
‫یه ون نزدیک بود بزنه بهش.
‫من هم پرتش کردم اون‌ور

11:59.361 --> 12:00.361
‫باشه

12:01.451 --> 12:02.651
‫دو تا مسئله‌ست، خب؟

12:04.241 --> 12:07.991
‫راننده‌های لندن عصبانین و
‫راه رفتن رادی هم خیلی رو مخـه

12:07.991 --> 12:09.201
‫کون لقت

12:10.161 --> 12:11.871
‫اصلاً انتظار نداشتم

12:13.001 --> 12:14.461
‫این چش شده؟

12:14.461 --> 12:15.751
‫نه، با خودت بودم

12:16.541 --> 12:18.091
‫- من؟
‫- آره

12:18.671 --> 12:19.761
‫مطمئنـه

12:19.761 --> 12:22.881
‫اگه کسی یکی‌مون رو هدف قرار داده باشه
‫جون همه‌مون تو خطره

12:22.881 --> 12:23.881
‫احتمالاً

12:24.431 --> 12:27.931
‫خب اون شاهد عینیِ چنان قابلی نیست، هست؟

12:27.931 --> 12:30.701
‫صدات هنوز میاد، حیوونِ خر!

12:31.481 --> 12:34.981
‫یکم انصاف داشته باش.
‫هنوز با مرگ مارکوس کنار نیومده

12:34.981 --> 12:37.561
‫خب همه‌مون با خیلی چیزها
‫کنار نیومدیم، مگه نه؟

12:37.561 --> 12:39.401
‫بعضی‌هامون بیشتر از بقیه

12:48.031 --> 12:50.061
‫تو فکر می‌کنی کسی به هو حمله کرده؟

12:50.821 --> 12:52.761
‫نه می‌دونم و نه اهمیتی میدم

12:54.831 --> 12:57.211
‫چرا رفتی خرید؟ فکر می‌کردم مأموریتی

12:57.711 --> 12:58.711
‫نه

12:59.251 --> 13:02.711
‫نه، داشتم واسه جشن تو چیزمیز می‌خریدم

13:02.711 --> 13:04.931
‫ای خدا،‌ من جشن نمی‌خوام

13:04.931 --> 13:06.261
‫فقط می‌خوام از اینجا برم

13:06.261 --> 13:08.721
‫نه. استراحت روانی حرکت خیلی شجاعانه‌ایـه

13:08.721 --> 13:10.481
‫برای همین باید جشن بگیریم

13:13.771 --> 13:14.771
‫خدایا

13:15.521 --> 13:16.601
‫چی شده؟

13:16.601 --> 13:18.691
‫امروز صبح بابابزرگم
‫یه داستان برام تعریف کرد،

13:18.691 --> 13:23.519
‫من هم حس کردم آشناست،
‫گفتم لابد قبلاً واسم تعریف کرده اما

13:23.544 --> 13:27.796
‫در واقع داستان فیلمِ «آنجا که عقاب‌ها
‫جرأت پیدا می‌کنند» بوده

13:27.821 --> 13:29.201
‫- ای بابا
‫- آره

13:29.741 --> 13:31.241
‫پس حالش خیلی خوش نیست؟

13:31.241 --> 13:32.241
‫نه

13:32.741 --> 13:36.081
‫خب راستش خیلی راحت با خونه سازگار شده

13:36.791 --> 13:39.881
‫اما اون هم واسه اینـه که چیزی از
‫زندگیش یادش نمیاد

13:41.921 --> 13:45.971
‫قبلاً کلی داستان باحال از جنگ سرد رو
‫برام تعریف می‌کرد

13:45.971 --> 13:47.431
‫با کلی جزئیات و...

13:48.551 --> 13:52.221
‫حالا که بالاخره یه حرفی زده،
‫معلوم شد داستان یه فیلم قدیمی بوده

13:53.641 --> 13:55.521
‫راستی قضاوتم نکنی‌ها

13:55.521 --> 13:56.771
‫- از خودم متنفرم که...
‫- قضاوت نکردم

13:56.771 --> 13:57.851
‫...همچین احساسی دارم

14:00.981 --> 14:04.041
‫خب، دلم واسه این شوخی‌های خنده‌دارِ
‫اداره‌ای تنگ میشه

14:06.031 --> 14:07.491
‫فلایت هنوز تو صحنه‌ی جرمـه

14:07.491 --> 14:10.701
‫بر اساس اطلاعاتی که فرستاده،
‫داریم فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی می‌کنیم

14:10.701 --> 14:14.081
‫یه مشخصه‌ی کامل نیاز داریم.
‫ابهامات زیادی هست

14:14.081 --> 14:18.041
‫باید بفهم چطوری از رادارمون مخفی شده.
‫نباید اجازه‌ی اتفاق مشابهی رو بدیم

14:20.791 --> 14:23.381
‫داشتم با وزیر کشور حرف می‌زدم و
‫ایشون شدیداً ناراحت بودن

14:23.381 --> 14:24.461
‫آره خب

14:25.171 --> 14:27.511
‫- یازده نفر مُردن
‫- باید خودمون رو جمع‌وجور کنیم

14:27.511 --> 14:29.181
‫گام‌های بعدیـه که اهمیت داره

14:29.181 --> 14:31.121
‫با توجه به وابستگی سیاسی تیرانداز،

14:31.121 --> 14:33.681
‫کاندیدای شهرداری باید کمتر
‫تو انظار عمومی حاضر شه

14:33.681 --> 14:34.771
‫جالبـه این رو گفتی

14:34.771 --> 14:36.941
‫خواستم شخصاً این رو به اطلاع‌شون برسونم

14:36.941 --> 14:39.021
‫همین الان دارم میرم پیش گیمبال و جفری

14:39.021 --> 14:40.601
‫مطمئنی فکر خوبیـه؟

14:40.601 --> 14:43.231
‫نه، فکر خیلی بدیـه،
‫واسه همین دارم میرم

14:44.271 --> 14:46.901
‫اگه گیمبال از طرف رسانه‌ها،
‫ارتباطش با تیرانداز رو بفهمه

14:46.901 --> 14:48.991
‫می‌خواد به زمین و زمان اتهام بزنه

14:48.991 --> 14:50.411
‫میگه این یه عملیات ساختگی بوده

14:50.411 --> 14:53.241
‫پس باید از زبون خودم بشنوه.
‫رک و راست و بی شیله ‌پیله

14:53.741 --> 14:56.621
‫به‌نظرم دیگه همه‌مون از
‫این حرف‌های جنجالیش خسته شدیم

14:56.621 --> 14:59.871
‫به‌گمونم باید قبول کنی که اون در هر صورت
‫این کار رو می‌کنه

15:01.061 --> 15:02.521
‫نه تا وقتی که من باشم

15:14.851 --> 15:19.851
‫« مناظره‌ی شهرداری، لندن »

15:20.851 --> 15:21.851
‫ممنونم

15:27.231 --> 15:29.491
‫بعدش من فرصت پرسش سوالات رو فراهم می‌کنم

15:29.491 --> 15:31.861
‫برای یه مشت مخاطب شهری

15:31.861 --> 15:35.451
‫نه، یه کاری می‌کنیم که نشون بدیم
‫یک‌سوم مخاطبین می‌خوان به شما رأی بدن،

15:35.451 --> 15:37.961
‫یک‌سوم به آقای جفری و
‫یک‌سوم هم هنوز تصمیم نگرفتن

15:37.961 --> 15:39.041
‫ببخشید

15:39.751 --> 15:41.671
‫با عرض معذرت، باید ازتون بخوام که برید

15:41.671 --> 15:43.641
‫باید تنهایی با کاندیداها صحبت کنم

15:44.381 --> 15:46.571
‫کلود، خوشحالم که دوباره می‌بینمت

15:46.571 --> 15:48.301
‫من هم از دیدنت خوشحالم ظفر

15:48.301 --> 15:51.051
‫بعد میگن ما اصلاً آدم حکومتی نداریم

15:51.051 --> 15:53.841
‫باید فرض کنم که با هم
گلف بازی می‌کنید دیگه؟

15:53.841 --> 15:56.931
‫- نه، راستش با همدیگه عربی می‌رقصیم
‫- چه ناز

15:57.471 --> 15:59.101
‫شوخی کردم...

15:59.541 --> 16:02.101
‫می‌دونم اتفاقات ناگوار ابوتسفیلد به
‫گوش‌تون رسیده

16:02.101 --> 16:03.191
‫هولناکـه

16:03.901 --> 16:07.271
‫لندن همبستگی خودش رو با
‫قربانیان نفرت اعلام می‌کنه

16:07.271 --> 16:11.151
‫ببخشید اما چرا این‌طوری حرف می‌زنی؟
‫مگه دوربینی هست؟

16:11.151 --> 16:12.991
‫یازده نفر مُردن دنیس

16:12.991 --> 16:15.071
‫آره چون تو نمی‌تونی جلوی جرایم رو بگیری

16:15.071 --> 16:16.451
‫آقایون

16:16.451 --> 16:19.871
‫از امروز به بعد، تعداد نیروهای پلیس در
‫همه‌ی گردهمایی‌های عمومی

16:19.871 --> 16:21.251
‫افزایش پیدا می‌کنه

16:21.251 --> 16:23.211
‫از جمله‌ مناظره‌ی شهرداری فردا

16:23.211 --> 16:26.751
‫بهتره چندتا نیروی کمکی بیارید.
‫تیم‌تون رو بزرگ‌تر کنید

16:26.751 --> 16:28.461
‫چرا باید تیمم رو بزرگ‌تر کنم؟

16:29.841 --> 16:32.671
‫خب مطمئنم که تو می‌تونی
‫از پس خودت بر بیاری، معلومـه

16:32.671 --> 16:35.591
‫اما کاندیدات به محافظت کامل نیاز داره

16:35.591 --> 16:37.556
‫تایسون رئیس ستاد منـه

16:37.581 --> 16:41.621
‫- چیتـه؟ نفهمیدم
‫- تایسون بومن رئیس ستاد منـه

16:43.141 --> 16:45.561
‫- فکر کردی محافظشم؟
‫- ببخشید دیر کردم

16:45.561 --> 16:50.281
‫باید به ویراستارم حالی می‌کردم که
‫دو رگه، کلمه‌ی نژادپرستانه نیست

16:50.781 --> 16:53.701
‫دیم ویلن. سلام

16:53.701 --> 16:55.911
‫ببخشید. این یه جلسه‌ی اطلاعاتیـه

16:55.911 --> 16:57.661
‫داری آی‌کیوم رو می‌بری زیر سوال؟

16:57.661 --> 17:00.491
‫دودی فقط همسر من نیست،
‫مدیر کارزارم هم هست

17:00.491 --> 17:03.961
‫و همچنین یه خبرنگاره که برای
‫یه نشریه‌ی ملی کار می کنه

17:03.961 --> 17:06.251
‫اون مقاله‌هه که درموردت نوشتم رو
دوست نداشتی

17:06.251 --> 17:08.211
‫من مطالب تو رو نمی‌خونم

17:08.211 --> 17:12.051
‫اما درست شنیدم که تو گفتی
‫باید استعفا بدم؟

17:12.551 --> 17:17.131
‫به‌خاطر تلاشم برای جذب بیشتر مامورهای
‫«ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس» به سازمان؟

17:17.131 --> 17:20.681
‫گفته بودی دنبال یه «جیمر بانداژ» می‌گردم؟

17:23.431 --> 17:25.101
‫بهتره همین الان از اینجا بری

17:26.101 --> 17:27.101
‫معذرت می‌خوام

17:27.651 --> 17:29.311
‫جزو ساز و کاره

17:36.531 --> 17:37.991
‫نچ نچ نچ

17:38.741 --> 17:39.951
‫نباید این کار رو می‌کردی

17:45.291 --> 17:47.671
‫ظاهراً تیرانداز از طرفدارهای تو بوده

17:48.791 --> 17:49.841
‫ظاهراً؟

17:50.421 --> 17:51.841
‫کتاب‌های تو رو داشته

17:51.841 --> 17:55.381
‫خیلی‌ها کتاب‌های من رو می‌خرن.
‫کارهای من پرفروشـه

17:55.381 --> 17:57.301
‫روزنامه‌نگارها چپ‌گرایی که

17:57.301 --> 17:59.931
‫از تحریف حرف‌هام لذت می‌برن ‫هم
جزو مشتری‌هامن

17:59.931 --> 18:03.141
‫یه عکس دوتایی از تو و خودش رو هم
‫زده بوده به یخچالش

18:03.141 --> 18:05.811
‫اولین هدفش هم کسی بوده که
‫داشته شهردار رو تبلیغ می‌کرده

18:05.811 --> 18:09.191
‫ازت می‌خوام یکم به حرفات
‫طعم واقعیت ببخشی

18:09.191 --> 18:11.231
‫یه کلمه از این حرفا رو هم باور نمی‌کنم

18:11.231 --> 18:13.861
‫این دسیسه‌چینیـه

18:29.881 --> 18:31.961
‫سیکتیر کن، سرم شلوغـه

18:31.961 --> 18:33.461
‫تفنگ مارکوس رو می‌خوام

18:35.301 --> 18:38.841
‫دوربین مداربسته از کار افتاده بود و
‫دوربین نتونست ماشین رو بگیره

18:39.641 --> 18:41.051
‫حالا هو چی میگه؟

18:42.221 --> 18:43.851
‫نظر اون رو به من ترجیح میدی؟

18:43.851 --> 18:46.743
‫نه، مشتاقم نظرات مختلف رو بسجنم و

18:46.768 --> 18:48.957
‫بعدش تصمیمم رو بگیرم

18:49.044 --> 18:52.111
‫میگه دوربین‌های مداربسته
‫همه‌جای شهر رو پوشش نمیدن و

18:52.111 --> 18:55.531
‫هیچ چیز مشکوکی هم نیست اما
‫می‌خواد همچنان به گیمبال رأی بده

18:56.161 --> 19:00.701
‫اون‌وقت دقیقاً چی از جون من می‌خوای؟

19:00.701 --> 19:03.781
‫اگه حمله عمدی بوده،
‫بازم این کار رو می‌کنن

19:03.781 --> 19:06.831
‫هر لحظه ممکنه یکی دوباره در رو بشکونه.
‫من تفنگ می‌خوام

19:06.831 --> 19:09.501
‫مگه یادت نیست که تفنگه
‫به‌طرز مشکوکی ناپدید شد؟

19:09.501 --> 19:12.541
‫این‌طوری مجبور نشدم
‫ ۱۵ تا فرم تخمی رو پر کنم که

19:12.541 --> 19:17.656
‫توضیح بدم چرا گذاشتید کو یه زندانی رو
‫همین‌جا کنار رادیاتور اعدام کنه

19:17.681 --> 19:19.521
‫آره. اما هنوز پیشتـه دیگه

19:21.681 --> 19:23.221
‫یادم نیست کجا گذاشتمش

19:24.931 --> 19:26.721
‫خب میشه مال خودت رو بدی؟

19:27.471 --> 19:28.561
‫آره، چرا که نه؟

19:28.561 --> 19:31.191
‫توی کشوی سومی از پایینـه.
‫خودت بردار

19:33.651 --> 19:36.401
‫- شوخی کردی دیگه؟
‫- معلومـه که شوخی کردم

19:36.401 --> 19:38.641
‫اصول تخمی مدیریتی رو کامل نخوندم اما

19:38.641 --> 19:42.531
‫کاملاً مطمئنم که اجازه ندارم چون حوصله‌ی
‫ کارکن‌هام سر رفته، تفنگ بدم دست‌شون

19:42.531 --> 19:44.491
‫من حوصله‌م سر نرفته

19:44.491 --> 19:46.291
‫واقعاً؟

19:46.291 --> 19:49.541
‫این حرفت توهین به سبک رهبری من بود

19:49.541 --> 19:52.001
‫وقتی اون حرومزاده‌ی روانی فرانسوی
‫حمله کرد اینجا،

19:52.001 --> 19:54.331
‫با کتری داشتیم جلوش رو می‌گرفتیم

19:54.331 --> 19:56.171
‫اگه باز بهمون حمله کردن چی؟

19:56.171 --> 19:58.801
‫مگه کتری رو عوض نکردیم؟

19:59.412 --> 20:06.826
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

20:06.851 --> 20:08.101
‫باز بذارم یا ببندم؟

20:09.311 --> 20:10.641
‫سیکتیر کن بابا

20:14.811 --> 20:17.691
‫- دِون
‫- ترو تو یه انجمن اینسل‌ها می‌چرخیده

20:17.691 --> 20:20.071
‫دارم بررسیش می‌کنم،
‫الان لینکش رو می‌فرستم

20:20.071 --> 20:21.701
‫احتمالاً یکی دیگه هم عضو اون انجمن باشه،

20:21.701 --> 20:25.321
‫فیل، مسئول صحنه‌ی جرم که
‫میگه کدوم زن‌ها کردنی‌ان

20:25.321 --> 20:26.991
‫چطوری هنوز گذاشتن سر کارش باشه؟

20:26.991 --> 20:29.791
‫بیشتر از این که سر پستش باشه،
‫توی تعلیق بوده

20:30.501 --> 20:33.961
‫- خدا رو شکر می‌کنم که رفتم
‫- من هم همین‌طور

20:36.131 --> 20:37.631
‫« دِون ولز »

20:43.261 --> 20:44.261
‫صبر کن

20:48.221 --> 20:49.561
‫هی

20:50.221 --> 20:52.561
‫کسی شاهد بوده که اون به
‫خودش شلیک کرده باشه؟

20:52.561 --> 20:54.771
‫خب، تا اون‌موقع همه یا داشتن فرار می‌کردن
‫یا قایم می‌شدن

20:54.771 --> 20:56.021
‫پس کسی ندیده

20:56.021 --> 20:58.651
‫فقط اون دیوونه بوده که تفنگ داشته.
‫پرونده مختومه‌ست

20:58.651 --> 21:00.901
‫من تعیین می‌کنم که پرونده کِی مختومه بشه

21:01.901 --> 21:04.951
‫ببین، اگه حرفات به‌خاطر رفتارهای سابقمـه

21:04.951 --> 21:08.411
‫باید بدونی که من الان خودم رو
‫یه‌جور فمینیست می‌دونم

21:08.411 --> 21:10.791
‫ای کیر! نصف کله‌ش رفته!

21:11.541 --> 21:13.961
‫- به خودش شلیک نکرده
‫- خب این‌طور که به‌نظر میاد

21:13.961 --> 21:17.041
‫از یه فاصله‌ی دور و بلند بهش شلیک شده

21:18.881 --> 21:21.041
‫بریم یه نگاه به اون بالا بندازیم

21:53.791 --> 21:57.081
‫شاید عملیات تروریستی نباشه اما
‫یه قتل عام معمولی هم نیست

21:59.381 --> 22:00.791
‫اون خودش رو نکشته

22:01.711 --> 22:03.131
‫کشته شده

22:13.280 --> 22:18.280
‫♪ آهنگ Feel Good از Phats & Small ♪

22:31.161 --> 22:32.411
‫پیشنهاد من...

22:34.201 --> 22:36.001
‫مثل پیشنهادیـه که به اون دادم

22:37.461 --> 22:39.751
‫برید با یه کار دیگه خودتون رو سرگرم کنید

22:39.751 --> 22:41.881
‫لااقل به‌خاطر سلامت روانی من

22:42.921 --> 22:44.421
‫واقعاً ضدحالـه

22:44.421 --> 22:47.881
‫خب، حالا که رفت، اوضاع فقط بهتر میشه

22:48.801 --> 22:51.051
‫بجنبید بچه‌‌ها، جشن داره شروع میشه!

22:51.051 --> 22:52.851
‫تا کِی باید بمونم؟

22:52.851 --> 22:54.761
‫بیخیال، نمیشه نفر اول بری که.

22:55.641 --> 22:56.851
‫الان برم چطوره؟

22:56.851 --> 23:00.441
‫نه، نه، نه. ببین چی‌کارها کردم.
‫چه بساط و ضیافتی پهن کردم

23:03.481 --> 23:07.781
‫یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫این جشن «ا.پ.م»‌ـه

23:09.241 --> 23:12.321
‫- «ا.پ.م» یعنی از پیش مُرده
‫- آره، فهمیدیم. سیک کن

23:12.321 --> 23:14.951
‫اگه هم از قبل مرده باشه،
‫دیگه دستگاه شوک لازمت نمیشه

23:14.951 --> 23:16.621
‫پس بهتر بود بگی

23:16.621 --> 23:20.921
‫«یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫قلب این جشن وایساده»

23:20.921 --> 23:22.001
‫چرا داری کمکش می‌کنی؟

23:22.001 --> 23:24.341
‫نمی‌دونم، آخه انگار...
‫همیشه کمک لازم داره

23:24.341 --> 23:26.801
‫ببخشید. کس دیگه‌ای چایی می‌خواست؟

23:26.801 --> 23:30.221
‫نه، قبلش باید می‌پرسیدم اما به گمونم
‫یه چیز قوی‌تر می‌خواستید

23:30.221 --> 23:32.391
‫جشن چایی خوری. چه خفن!

23:33.011 --> 23:35.141
‫- پیداشون کردم
‫- چی رو پیدا کردی؟

23:35.721 --> 23:37.561
‫دیده‌بان، راننده و کل واحدشون

23:38.061 --> 23:39.141
‫کدوم دیده‌بان؟

23:39.141 --> 23:41.061
‫ماشین سر نبش می‌پیچه،

23:41.061 --> 23:44.771
‫یه دوربین روی دکه‌ی روزنامه‌فروشی هست که
‫پیاده‌رو رو پوشش میده

23:44.771 --> 23:46.651
‫یکم از... یکم از جاده هم معلومـه

23:48.941 --> 23:50.951
‫پاهاش رو نگاه کن. پوتین نظامی پاشه

23:53.201 --> 23:54.621
‫من هم پوتین نظامی پامـه

23:55.201 --> 23:56.991
‫خب، کفش‌های خودت هم خیلی نظامی‌ان

23:58.041 --> 23:59.951
‫مدل کفشای من «رد وینگز»ـه.
‫نگاه کنید

24:00.501 --> 24:02.751
‫سوار همون ماشینی میشه که
‫اومده سراغ هو

24:02.751 --> 24:04.541
‫از کجا می‌دونی همون ماشینـه؟

24:04.541 --> 24:05.631
‫سفیده

24:05.631 --> 24:08.711
‫اما زوم که بکنی، دو نفر دیگه هم
‫پوتین نظامی پاشونـه

24:08.711 --> 24:11.011
‫این یارو که سوار میشه،
‫دیده‌بانیـه که هو رو می‌پاییده

24:11.011 --> 24:12.511
‫آره. خب که چی؟

24:13.591 --> 24:15.011
‫یعنی یه گروه آدم‌کشن

24:17.601 --> 24:20.021
‫چون چندنفر نشستن پشت یه ونی که

24:20.021 --> 24:23.271
‫ممکنه رفته باشن سمت رادی و
‫ممکنه کفش نظامی پاشون کرده باشن

24:29.611 --> 24:31.651
‫حالا که این‌طور شد... کون لق همه‌تون

24:31.651 --> 24:34.451
ببخشید که دلم نخواست بمیرید

24:34.451 --> 24:38.021
‫می‌خوای جلوی کشته شدن ما رو بگیری یا
‫می‌خوای مارکوس رو برگردونی؟

24:41.871 --> 24:43.081
‫ببخشید...

24:44.171 --> 24:45.751
‫شرمنده. ببخشید

24:47.501 --> 24:48.501
‫ببخشید

24:49.211 --> 24:50.341
‫ای داد

24:52.051 --> 24:54.801
‫عاشق جشن‌هاییم که پر از فضای شادن

24:54.801 --> 24:56.891
‫جشن تموم شد، خب؟

24:56.891 --> 24:58.851
‫بیا. این برای توئـه

24:58.851 --> 25:00.181
‫ممنون

25:00.181 --> 25:02.521
‫- لطفاً زود برگرد
‫- مرسی

25:02.521 --> 25:05.151
‫من که از خدامـه.
‫جایی کار دارم

25:05.441 --> 25:07.691
‫انجمن جقی‌های بریتانیا،
‫مجمع سالانه برگزار کرده؟

25:07.691 --> 25:09.531
‫همچین انجمنی وجود نداره

25:13.611 --> 25:14.701
‫بریم می‌خونه؟

25:14.701 --> 25:15.701
‫نه، ممنون

25:18.081 --> 25:19.371
‫لعنت بر شیطون

25:28.751 --> 25:31.301
‫گوش کن، شرلی شاید یه چیزهایی فهمیده باشه

25:31.301 --> 25:33.131
‫توی دوربین یه چندتا پوتین دیده

25:34.551 --> 25:37.141
‫باورم نمیشه با صدای بلند این رو گفتی

25:37.141 --> 25:38.221
‫بر اساس ساز و کار،

25:38.221 --> 25:41.311
‫در صورت دریافت اطلاعاتی مبنی بر
‫تهدید جدی علیه یه مأمور،

25:41.311 --> 25:45.492
‫باید فوراً به رئیس عملیاتی ایستگاه محلی
‫ارجاع داده بشه

25:45.517 --> 25:48.017
‫ایستگاه محلی ما کجاست؟
‫یادم میندازی؟

25:48.561 --> 25:49.651
‫ریجنتز پارک

25:49.651 --> 25:52.481
‫ریجنتز پارک.
‫پس بر اساس قانون شماره‌ی...

25:53.491 --> 25:55.901
‫- حالا هرچی که هست...
‫- ۲۷ داخل پرانتر، ۳

25:55.901 --> 25:58.781
‫باید گزارش کاملی از وقایع امروز صبح

25:58.781 --> 26:00.911
‫به خانم دی تورنر داده بشه،

26:00.911 --> 26:04.021
‫که اون هم حتماً یه نسخه ازش رو
‫برای کلود ویلن می‌فرسته

26:04.581 --> 26:07.791
‫خوشبختانه قانون شماره یک لندن،

26:07.791 --> 26:11.131
‫نسبت به قانون پابرجای شماره ۲۷(۳) سازمان
...تو ارجحیتـه که میگه

26:12.131 --> 26:14.341
‫- «از خودت محافظت کن»
‫- دقیقاً

26:15.131 --> 26:16.141
‫پس...

26:16.141 --> 26:18.931
‫چون نمی‌خوای پای پارک به این ماجرا باز شه،
‫کاری نمی‌کنی؟

26:18.931 --> 26:22.011
‫خب من به شخصه واسه کارهام
برنامه‌ریزی نمی‌کنم اما

26:22.011 --> 26:24.311
‫بعید بدونم که دارودسته‌ی فسقلیِ کله‌شق‌مون،
‫
408
00:26:24,290 --> 00:26:26,920
‫این فرصت رو برای انجام عملیاتِ
‫محرمانه‌‌ی شخصی‌شون از دست بدن

26:28.351 --> 26:30.691
‫خانم قاصدک که همین الانش هم
‫ازم تفنگ خواسته

26:30.691 --> 26:32.481
‫قبول که نکردی؟

26:33.611 --> 26:35.741
‫خب نه، اما وسوسه شدم

26:35.741 --> 26:39.991
‫فکر کن با اسلحه‌ بره سر جلساتِ
‫«اضطراب پس از سانحه»ش و

26:39.991 --> 26:43.621
‫بقیه‌شون رو هم تحریک کنه

26:43.646 --> 26:47.273
‫یعنی با وجود مشکلاتی که داره حرفش رو

26:47.298 --> 26:49.939
‫باور می‌کنی اما خلافش رو نشون میدی

26:54.961 --> 26:57.421
‫قرار بود ترک کنی

26:57.421 --> 26:58.971
‫آخر سر می‌کشتت

26:59.841 --> 27:01.391
‫اصلاً واسه همین می‌کشم

27:04.011 --> 27:06.557
‫دکتر گفته نباید بکشی

27:06.582 --> 27:09.141
‫تا خاموشش نکنی، جایی نمیرم

27:20.111 --> 27:22.871
‫اسم تیرانداز راب ترو بوده.
‫مرد سفیدپوست و ۲۸ ساله

27:23.361 --> 27:25.701
‫سوءسابقه نداشته.
‫با خانواده‌ش قطع رابطه کرده

27:25.701 --> 27:27.831
‫با کسی هم در ارتباط نبوده

27:27.831 --> 27:29.621
‫از نظر محلی‌ها سرد و غیرصمیمی بوده اما

27:29.621 --> 27:32.881
‫چیزی نیست که نشون بده می‌تونسته
‫دست به کشتار جمعی بزنه

27:32.881 --> 27:37.591
‫با تفنگ تهاجمی «ال۱۶ اِس» شروع به
‫تیراندازی کرده و ۱۱ نفر رو کشته

27:38.341 --> 27:39.841
‫دوباره سوابقش رو بررسی کن

27:39.841 --> 27:42.641
‫برای این که دستش به همچین اسلحه‌ای برسه

27:42.641 --> 27:44.841
‫حتماً توی مافیا یا نظامی‌های سابق آشنا داشته

27:44.841 --> 27:46.121
‫و همچنین پول زیاد

27:46.121 --> 27:48.231
‫یکی این اسلحه رو بهش داده، خانم

27:48.231 --> 27:51.061
‫- بهش داده؟
‫- تو «دیده‌نشده» فعال بوده

27:51.061 --> 27:53.901
‫که در واقع یه وبسایت‌ برای مردان ناراضیـه

27:53.901 --> 27:56.821
‫احساس می‌کرده زن‌ها طردش کردن،
‫جامعه‌ نادیده‌ش گرفته و

27:56.821 --> 27:59.491
‫هویت بریتانیاییش داشته از بین می‌رفته

27:59.491 --> 28:01.821
‫می‌خواسته اطرافیانش هم درد اون رو بچشن

28:01.821 --> 28:04.371
‫کاربر دیگه‌ای به این موضوع دامن زده

28:04.371 --> 28:07.291
‫پروفایل‌شون حذف شده و
‫هیچ‌جوره نمیشه ردشون رو گرفت

28:07.291 --> 28:11.291
‫ما فقط چت‌های ترو رو داریم

28:11.291 --> 28:14.541
‫آخرین پیام ترو ساعت ۲۱ و ۵ دقیقه
‫به اون ارسال شده

28:15.041 --> 28:19.481
‫«فردا صبح بسته رو برمی‌دارم و
‫دیده و شنیده میشم»

28:20.221 --> 28:23.836
‫یعنی میگی برای قتل تحریک شده و

28:23.861 --> 28:24.971
‫بهش اسلحه دادن؟

28:24.971 --> 28:27.061
‫بله. همون شخص هم اون رو به قتل رسونده

28:28.271 --> 28:31.481
‫کسی که اون‌قدر باهوش بوده این مرد رو
‫بکشه و بعد غیب بشه

28:31.481 --> 28:34.521
‫اون‌قدری حواس‌پرت نیست که
‫از خودش پوکه‌ی گلوله به جا بذاره

28:34.521 --> 28:36.381
‫به‌نظر من عمدی اونجا رها شده

28:36.381 --> 28:39.231
‫بهش می‌خورد خودشون گذاشته باشنش اونجا.
‫برای مسخره کردن‌مون

28:39.231 --> 28:42.451
اسم کاربر توی انجمن «تک‌تیرانداز ۷۶۲» هست

28:42.451 --> 28:46.041
‫و اون توسط یه تک تیرانداز با
‫فشنگ ۷.۶۲‌ میلی‌متری کشته شده

29:29.371 --> 29:32.581
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- گفتم نیروی کمکی به کارت میاد

29:32.581 --> 29:35.081
‫مطمئنم چی دیدم.
‫اون سوءقصد بود

29:36.001 --> 29:37.501
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

29:37.501 --> 29:40.711
‫احتمالاً یا داره پوکمون جمع می‌کنه
‫یا یه کار احمقانه‌ی دیگه

29:41.301 --> 29:43.341
‫اگه می‌خوای کمک کنی
‫حواس‌مون بهش باشه خوبـه

29:43.341 --> 29:46.721
‫اما اگه قصد کمک دیگه‌ای رو داری،
‫می‌تونی بری درت رو بذاری، چیزیم نیست

29:46.721 --> 29:47.801
‫اگه تو میگی که باشه

29:47.801 --> 29:50.481
‫مطمئن باش اگه یه مرگیم باشه،
‫بارزترین نشونه‌ش اینـه که

29:50.481 --> 29:52.851
‫به بقیه نمیگم برن درشون رو بذارن

29:52.851 --> 29:55.351
‫ببین، مطمئنم ریور قصدی از اون حرفش نداشته

29:55.351 --> 29:57.151
‫یا خدا

29:58.021 --> 29:59.821
‫هو اومده سر قرار...

30:00.441 --> 30:01.441
‫با اون

30:04.321 --> 30:06.241
‫شرط می‌بندم دختره فاحشه‌ست

30:07.241 --> 30:09.031
‫یکم دور از انصافـه

30:09.621 --> 30:11.521
‫اما احتمالاً همینیـه که میگی

30:20.001 --> 30:24.551
‫«دلم برای تنها آدم عاقل اداره تنگ میشه.
‫زود برگرد»

30:24.551 --> 30:26.721
‫خیلی بانمکی

30:27.761 --> 30:29.261
‫خب درست میگم

30:29.261 --> 30:31.561
‫البته یکم عاقلی اما خب دلم هم برات تنگ میشه

30:31.561 --> 30:32.641
‫بعید بدونم عاقل باشم

30:35.231 --> 30:37.391
‫چرا، هستی.
‫فقط باید یکم استراحت کنی، همین

30:37.981 --> 30:39.401
‫تو هم همین‌طور

30:39.401 --> 30:42.481
‫حرفی که به شرلی زدی اصلاً درست نبود

30:42.481 --> 30:44.071
‫می‌دونم، می‌دونم

30:44.071 --> 30:46.071
‫هر وقت آروم شد ازش معذرت‌خواهی می‌کنم

30:46.071 --> 30:50.321
‫فقط الان اصلاً حال و حوصله‌ی
‫این چرندیات رو ندارم و...

30:51.831 --> 30:54.701
‫وقتی می‌بینمش، یاد بدبختی‌هامون میفتم

30:54.701 --> 30:55.701
‫آره

30:58.461 --> 31:00.291
‫واسه همین دارم میرم پی کارم

31:02.591 --> 31:03.801
‫میری پی کارت؟

31:05.161 --> 31:06.761
‫پی کار کجات؟

31:06.761 --> 31:10.011
‫کلاً از خانه لجن‌زار، از اطلاعات

31:10.011 --> 31:11.971
‫برنمی‌گردم

31:12.601 --> 31:14.061
‫منظورت چیه؟

31:14.061 --> 31:15.431
‫چرا، برمی‌گردی

31:15.431 --> 31:17.961
‫- نه، برنمی‌گردم
‫- چرا، برمی‌گردی. فقط میری یه مرخصی شش ماهه

31:17.961 --> 31:18.891
‫- من...
‫- چی؟

31:18.891 --> 31:21.811
‫دیگه نمی‌تونم با اتفاقاتی که
افتاده کنار بیام

31:21.811 --> 31:23.321
‫- نه، نه، نه
‫- از دست دادنِ مین،

31:23.321 --> 31:27.031
‫این که بابات می‌خواست تو رو بکشه و
‫واکنش تو این بود که

31:27.031 --> 31:30.281
‫تلاش کنی تبدیل بشی به یه‌جور اَبَرسرباز

31:30.281 --> 31:31.781
‫- اشتباه می‌کنی
‫- نه، نمی‌کنم

31:31.781 --> 31:33.061
‫- چرا
‫- بابات که بهت حمله کرد

31:33.061 --> 31:35.791
‫مردونگیت تیکه و پاره شد

31:35.791 --> 31:38.371
‫منظورت چیه؟ من دستش رو خوندم.
‫برنده شدم

31:38.961 --> 31:40.921
‫به حرفای خودت گوش کن

31:40.921 --> 31:42.961
مگه بازیـه؟

31:42.961 --> 31:44.501
‫تو داغون شدی

31:44.501 --> 31:47.921
‫داری جلوی احساساتی که
‫باید داشته باشی رو می‌گیری

31:49.341 --> 31:50.551
‫و من...

31:51.591 --> 31:53.817
‫من فقط می‌خوام...

31:53.841 --> 31:55.787
دوباره احساس داشته باشم

31:55.811 --> 31:57.021
‫منظوم رو می‌گیری؟

32:07.531 --> 32:08.821
‫این دیگه چه گهی بود خوردی؟

32:10.541 --> 32:12.401
‫احساساته دیگه

32:13.701 --> 32:17.241
‫یعنی فکر کردی می‌خواستم بوست کنم؟

32:17.241 --> 32:19.201
‫فکر کردم می‌خواستی احساسات داشته باشم

32:19.961 --> 32:21.251
‫نه، نه، نه

32:21.251 --> 32:24.631
‫داشتم بهت می‌گفتم که نمی‌تونم
‫با این فقدان کنار بیام

32:24.631 --> 32:25.961
‫آره. فقدان من

32:25.961 --> 32:27.801
‫- درمورد از دست من حرف می‌زنی
‫- ای خدا

32:27.801 --> 32:29.761
‫چطوری این ماجرا رو به خودت ربط دادی؟

32:29.761 --> 32:31.801
‫- نه، نه، نه، من به خودم ربط ندارم
‫- خدایا

32:31.801 --> 32:33.341
‫تو داری به من ربطش میدی

32:33.341 --> 32:35.471
‫- شما مردها چه مرگ‌تونـه؟
‫- نه، نه، نه

32:35.471 --> 32:37.971
‫وقتی یه زن سفره‌ی دلش رو باز می‌کنه

32:37.971 --> 32:41.231
‫اولین چیزی که به ذهن‌تون می‌رسه
‫اینه که بکنیدش؟

32:41.231 --> 32:43.231
‫صبر کن، نه، نه، نه.
‫نه، من همچین فکری نکردم

32:43.231 --> 32:45.601
‫- این نامردیـه... نه، نه، نه
‫- من که همچین احساسی کردم

32:45.601 --> 32:48.031
‫اصلاً من باید از دستت عصبانی باشم

32:48.031 --> 32:50.991
‫می‌خواستی چیکار کنی؟ همین‌طوری
‫بذاری بری و هیچوقت بهم نگی؟

32:52.201 --> 32:53.981
‫داش، همین الان دارم بهت میگم

32:54.741 --> 32:56.911
‫دلیل این که به تو و بقیه نگفتم هم
این بود که

32:56.911 --> 32:58.581
‫با استعفا دادن جلوی لمب

32:58.581 --> 33:01.501
چهره‌ی خندونش رو نبینم

33:01.501 --> 33:03.041
‫من...

33:03.041 --> 33:05.001
‫تو... تو...

33:07.291 --> 33:09.841
‫اگه چیزی به ذهنت نمی‌رسه،
‫بهتره گوشیت رو جواب بدی

33:13.221 --> 33:14.381
‫ای خدا

33:15.641 --> 33:18.311
‫- کاترین
‫- شرلی رادی رو تا یه کلوب شبانه تعقیب کرده،

33:18.311 --> 33:20.221
‫همونی که زیرِ روگذره

33:20.221 --> 33:23.891
‫من نمی‌تونم برم داخل. بیرون وایمیسم.
‫الکل هم هست

33:23.891 --> 33:26.311
‫حالا این موانع به کنار،
‫اصلاً چرا می‌خوای بری تو؟

33:26.311 --> 33:28.771
‫چون شرلی مأمور عملیاتیـه

33:28.771 --> 33:29.941
‫اون هم تنها

33:29.941 --> 33:32.951
‫کاترین، شرلی اضطراب پس از سانحه داره، خب؟

33:32.951 --> 33:36.841
‫- اون... اون کارهاش منطقی نیست
‫- نه، هنوز معلوم نشده

33:36.841 --> 33:39.021
‫رادی هم با یه زنه‌ایـه

33:39.451 --> 33:42.621
‫- چی؟
‫- ببین، شرلی نیروی کمکی لازم داره

33:42.621 --> 33:44.621
‫بعید بدونم شرلی الان بخواد من رو ببینه

33:44.621 --> 33:45.711
‫باشه

33:45.711 --> 33:48.961
‫اگه کسی بخواد دست به قتل بزنه و

33:48.961 --> 33:53.471
‫دوباره دیوارها پر از خون بشه، تقصیر خودتـه

33:53.471 --> 33:55.511
‫امیدوارم شب‌ بتونی راحت بخوابی

33:55.511 --> 33:57.141
‫باشه. خیلی خب، خیلی خب

33:57.141 --> 33:59.051
‫- خودم رو می‌رسونم
‫- ممنون

34:02.471 --> 34:07.061
‫خب. رادی با یه زنه تو کلوب شبانه قرار داره

34:09.231 --> 34:10.481
‫من هم باید...

34:12.231 --> 34:15.281
‫خیلی خب. میشه هفته‌ی بعد
‫دوباره این کار رو بکنیم؟

34:16.201 --> 34:19.821
‫بیایم همین‌جا و من هم این‌قدر عجیب نباشم

34:22.297 --> 34:26.677
‫نه... من باید کنار آدم‌های عادی باشم و
‫زندگی عادی داشته باشم

34:28.501 --> 34:30.341
‫پس باید یکم فضا بهت بدم

34:32.671 --> 34:34.921
‫باشه... چند هفته دیگه بهت زنگ می‌زنم

34:36.971 --> 34:38.841
‫نه. به نظرم باید این‌طور باشه که...

34:38.841 --> 34:41.351
‫تو بهم زنگ نزنی و خودم بهت زنگ بزنم

34:45.851 --> 34:47.601
‫باشه، پس...

34:49.231 --> 34:50.861
‫پس هر وقت شد می‌بینمت

34:56.651 --> 34:57.911
‫گندش بزنن

35:26.351 --> 35:30.191
‫« پیرزن دائم‌الخمر: رادی با یه زنه‌ایـه، شرلی و
‫ریور حواس‌شون بهش هست، یه سر میرم خونه »

35:30.941 --> 35:31.941
‫لعنتی

36:17.571 --> 36:18.861
خب؟

36:20.031 --> 36:21.741
‫تو اینجا چیکار می‌‌کنی؟

36:21.741 --> 36:22.911
‫کاترین فرستادم

36:26.791 --> 36:29.751
‫- راستی بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام
‫- فراموشش کن

36:30.961 --> 36:32.921
‫پس مهمونی لوئیزا چی شد؟

36:34.791 --> 36:36.091
‫دیگه برنمی‌گرده

36:36.091 --> 36:37.381
‫نباید هم برگرده

36:37.381 --> 36:39.761
‫آخه کیه که از خانه لجن‌زار بره و
‫بگه «دلم تنگ شدها»؟

36:40.841 --> 36:43.051
‫پس یعنی همه این رو فهمیدن، آره؟

36:43.051 --> 36:44.551
‫تقریباً

36:44.551 --> 36:47.061
‫اگه می‌خوای بدونی شبت از
این بدتر میشه یا نه

36:47.061 --> 36:48.471
‫یه نگاه به پایین بنداز تا

36:48.481 --> 36:51.061
‫رقصیدن زنی که خیلی سطحش
ازت بالاتره رو ببینی

37:15.831 --> 37:17.041
‫چی؟

37:19.301 --> 37:20.301
‫درست می‌بینم؟

37:23.761 --> 37:25.681
‫نه، یکی نوشیدنیم رو مسموم کرده، مگه نه؟

37:31.391 --> 37:34.141
‫شاید فقط به‌خاطر سکس باهاشـه

37:34.141 --> 37:35.601
‫چی؟

37:35.601 --> 37:37.311
‫آخه هو خیلی هیکلیـه

37:37.311 --> 37:39.941
‫اگه این‌قدر بی‌شعور نبود
‫خوب تیکه‌ای می‌شد

37:41.491 --> 37:44.571
‫- یعنی تو میگی رادی جذابـه؟
‫- معلومـه که نه

37:45.071 --> 37:48.331
‫حاضرم با لمب بخوابم تا با اون،
‫ اما توی یه کلوب

37:48.331 --> 37:51.521
‫منطقیـه که یه نفر اون رو به
‫چشم یه اسباب‌بازی جنسی ببینه

37:52.451 --> 37:55.041
‫نکنه از وقتی اومدم اینجا،
‫چشم دخترها رو گرفته باشم

37:55.751 --> 37:58.961
‫والا بعید بدونم.
قیافه‌ت عین بی‌جنس‌گراهاست

38:27.361 --> 38:28.911
‫چی شد؟

38:32.451 --> 38:33.451
‫گندش بزنن

38:35.371 --> 38:38.291
‫شرلی! میشه بگی چه گهی داری می‌خوری؟

38:39.171 --> 38:40.591
‫- شر...
‫- شما دو نفر، برید بیرون!

38:42.171 --> 38:43.261
‫به من دست نزن!

38:44.551 --> 38:45.761
‫کله‌کیری

39:05.401 --> 39:07.281
‫- نه، نه. اون رو بده من
‫- چه غلطی می‌کنی؟

39:07.281 --> 39:09.201
‫چی‌کار داری می‌کنی؟
‫اون دیگه چه کاری بود؟

39:09.201 --> 39:10.281
‫فکر کردم چاقو دستشـه

39:10.281 --> 39:11.701
‫چاقو؟ بطری دستش بود!

39:11.701 --> 39:15.001
‫باشه،‌ گند زدم! تو که باید بتونی
‫باهام هم‌دردی کنی

39:15.001 --> 39:16.961
‫رو سکوی رقص پریدی رو کله‌ی طرف

39:16.961 --> 39:19.421
‫اون‌وقت الان می‌خوای مواد بزنی؟

39:19.421 --> 39:22.251
‫- فقط خواستم نگاهش کنم
‫- نه، گم‌شو. یه نگاه به خودت بنداز!

39:22.251 --> 39:24.381
‫یه نگاه به خودت بنداز!
‫خیلی داغونی

39:32.101 --> 39:33.681
‫خیلی خب. هر وقت حالم خراب میشه و

39:34.471 --> 39:37.731
‫از خودم و زندگیم متنفر میشم و

39:38.311 --> 39:40.441
...تحمل دیدن خودم رو ندارم

39:40.441 --> 39:43.231
‫درش میارم و فقط بهش نگاه می‌کنم

39:43.231 --> 39:46.691
‫و با خودم میگم، «اگه مارکوس اینجا بود
‫چی بهم می‌گفت؟»

39:47.991 --> 39:50.101
‫ولی اینجا نیست، مگه نه؟

39:50.101 --> 39:52.901
‫چون برادر نانتیت کله‌ش رو داغون کرد

39:54.741 --> 39:58.411
‫واسه همین دوباره می‌ذارمش تو جیبم چون
‫این چیزیـه که مارکوس بهم می‌گفت

40:00.331 --> 40:03.001
‫و این‌طوری وانمود می‌کنم که
هنوز زنده‌ست،‌ خب؟

40:07.671 --> 40:08.881
‫باشه

40:12.391 --> 40:14.061
‫پشمام. راحت بود

40:15.971 --> 40:18.431
‫واقعاً فکر کردی باهوشی، آره؟
‫یه نگاه به خودت بنداز

40:18.431 --> 40:20.231
‫به خودت نگاه کن.
‫واقعاً کمک لازم داری

40:20.231 --> 40:21.941
‫تویی که باید به مغزت استراحت بدی

40:21.941 --> 40:24.111
‫وای خدا. چه حرفای قشنگی می‌زنی.
‫سیکتیر!

40:24.111 --> 40:25.611
‫باشه. کون لقت!

40:26.401 --> 40:28.611
‫این‌قدر بکش تا کور شی.
‫ببین به تخمم هست یا نه!

40:28.611 --> 40:31.491
‫شما هم با آهنگ‌های تخمی‌تون توی
‫کلوب تخمی‌تون حال کنید!

41:42.021 --> 41:43.771
‫هی! چی‌کار می‌کنی؟

42:06.631 --> 42:08.421
‫پس...

42:08.421 --> 42:11.421
‫امشب همون شبیـه که...

42:11.446 --> 42:15.456
‫دو تا آدم یکی میشن؟

42:17.551 --> 42:19.931
‫- می‌دونی خیلی دلم می‌خواد، آره؟
‫- آره

42:19.931 --> 42:22.137
‫اما باید صبح زود بیدار شم و

42:22.162 --> 42:25.050
‫می‌خوام خاص باشه، نه عجله‌ای

42:25.897 --> 42:26.937
‫خاص هم میشه

42:28.024 --> 42:30.053
‫وقتی با من عشق‌بازی کنی...

42:30.078 --> 42:32.557
‫انگار زمان داره رو به عقب میره

42:33.111 --> 42:35.151
‫خیلی دوست دارم که حاضری صبر کنی

42:35.651 --> 42:36.951
‫خیلی حس قدرتمندیـه

42:47.291 --> 42:48.331
‫خدافظ

42:49.331 --> 42:51.041
‫خیابون پریوری، پلاک ۳۴

42:52.051 --> 42:53.421
‫با احتیاط هم رانندگی کن، خب؟

42:54.671 --> 42:56.551
‫محموله‌ی با ارزشی داری

43:33.711 --> 43:38.051
‫« تنهایی داره میره سمت خونه‌ش »

43:50.259 --> 43:53.072
‫« به یاد جان آشر، دوست و
‫همکاری بسیار دوست‌داشتنی »

43:53.096 --> 44:00.096
‫مترجم: «محمدعلی sm »

44:00.120 --> 44:07.120
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:07.144 --> 44:14.144
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
