WEBVTT

00:06.965 --> 00:11.428
‫تلاش برای نجات جانِ حسن احمد
‫جوانِ آسیاییِ بریتانیایی

00:11.512 --> 00:14.806
‫که توسط اعضای یک گروه
‫راست‌گرای افراطی

00:14.890 --> 00:17.684
‫که اسم‌شون رو پسران آلبیون گذاشتن
‫شدت گرفته

00:17.768 --> 00:20.354
‫- آدم‌رباها درخواستی نداشتن
‫- خدای من

00:20.437 --> 00:22.189
‫و به‌نظر می‌رسد مسئولان
‫به شناسایی محل اختفای اون

00:22.272 --> 00:23.815
‫- نزدیک نیستن
‫- لعنتی

00:23.899 --> 00:25.442
‫- چه غم‌انگیز
‫- آره

00:25.526 --> 00:27.945
‫ما هم پشت‌صحنه‌ایم
‫اما از هیچی خبر نداریم

00:28.612 --> 00:30.322
‫می‌دونیم که این پدرسوخته‌ها
‫میخوان بکُشنش

00:30.405 --> 00:32.533
‫- آره، به‌خاطر اینکه درخواستی...
‫- درخواستی نکردن، آره

00:32.616 --> 00:35.244
‫وَرای پیشینه نژادی احمد
‫مشخص نیست چطور و چرا

00:35.327 --> 00:36.620
‫هدف قرار گرفته

00:36.703 --> 00:38.455
‫به‌نظرت لَمب می‌دونه چه خبره؟

00:39.122 --> 00:41.875
‫مطمئنم اگه دلش بخواد
‫می‌تونه بفهمه

00:41.959 --> 00:43.418
‫فکر نکنم واسش مهم باشه

00:43.502 --> 00:47.506
‫می‌دونی گذرواژه لَمب «گذرواژه»‌ـس

00:47.589 --> 00:48.924
‫«گذرواژه»؟

00:49.007 --> 00:51.051
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- هو بهم گفت

00:51.760 --> 00:53.762
‫- و چقدر برات خرج داشت؟
‫- هیچی

00:54.555 --> 00:57.724
‫فقط می‌خواست ثابت کنه
‫چقدر باهوشه

00:59.768 --> 01:02.479
‫فکر می‌کنی پارک تا چه حد
‫لَمب رو در جریان می‌ذاره؟

01:02.563 --> 01:06.316
‫می‌تونیم متوجه بشیم. برای عملیات‌های زنده
‫موظفه که آخرین گزارش‌ها رو کُپی بگیره

01:09.194 --> 01:12.406
‫اما بهتره این کار رو نکنیم

01:14.032 --> 01:15.242
‫بازم نوشیدنی میل داری؟

01:15.742 --> 01:18.495
‫آره، شاید. یا اینکه...

01:19.121 --> 01:21.164
‫نمی‌دونم. شاید بهتر باشه برگردیم دفتر

01:23.584 --> 01:26.670
‫خب بهتر از اینه که آدم این‌جا مست کنه، نه؟

01:26.753 --> 01:28.255
‫- دقیقاً
‫- کسی هم کمک حال آدم نیست

01:28.338 --> 01:29.715
‫- آره
‫- آخرین سفارش‌تون رو هم بدید بچه‌ها

01:29.798 --> 01:31.008
‫خیلی‌خب، مرسی.
‫بازم میل داری؟

01:31.091 --> 01:32.759
‫خیلی‌خب اما
‫شات بگیر که سریع بخوریم

01:35.554 --> 01:39.391
‫- اوه خدای من. نمی‌دونم
‫- می‌شه عجله کنی؟

01:39.474 --> 01:40.601
‫- می‌شه بدی من؟
‫- بیا

01:40.684 --> 01:42.352
‫- چون از معطل موندن خسته شدم
‫- بفرما

01:42.853 --> 01:44.229
‫- خیلی‌خب. آماده‌ای؟
‫- آره

01:44.313 --> 01:46.440
‫- می‌خوای قِلِق من رو عملی ببینی؟
‫- آره

01:46.940 --> 01:47.941
‫خیلی‌خب

01:51.445 --> 01:52.279
‫لعنتی

01:52.362 --> 01:54.531
‫باید دستگیری رو همزمان بچرخونی...

01:55.866 --> 01:58.702
‫چطوریه که هنوز یاد نگرفتی
‫این در کوفتی رو وا کنی؟

01:58.785 --> 02:00.245
‫- اما نرم باز کردم
‫- آهان

02:00.329 --> 02:02.414
‫- آروم همون‌طور که می‌خواستی
‫- کی گفته؟

02:02.497 --> 02:05.918
‫من. خیلی آروم بود
‫عین خیالم نبود

02:06.001 --> 02:07.252
‫- این‌قدر سر و صدا نکن
‫- نه، تو...

02:07.336 --> 02:08.628
‫اگه می‌تونی
‫تلاشت رو بکن

02:08.711 --> 02:10.380
‫جلوم رو نمی‌بینم

02:10.464 --> 02:11.548
‫ببین اونو...

02:11.632 --> 02:13.425
‫بذار چراغ رو روشن کنم

02:28.148 --> 02:30.859
‫ببخشید. درست انجامش نمی‌دم؟

02:30.943 --> 02:33.153
‫- از آخرین بار کلی گذشته
‫- شنیدی؟

02:34.488 --> 02:35.781
‫چی رو؟

02:35.864 --> 02:36.949
‫نمی‌دونم.
‫صدا اومد

02:37.032 --> 02:38.116
‫صدای موش؟

02:38.200 --> 02:39.409
‫موش داریم مگه؟

02:40.035 --> 02:42.746
‫آره. کلی موش داریم

02:42.829 --> 02:44.748
‫یا چیزیه که مثل فضله‌موش
‫کل دفتر رو کثیف کرده

02:44.831 --> 02:46.166
‫- خفه‌شو
‫- هو

02:51.547 --> 02:53.090
‫خیلی‌خب، منم شنیدم

02:56.385 --> 02:59.429
‫فکر کنم از دفتر لَمبه.
‫یعنی این‌طور به‌نظر می‌رسه

02:59.513 --> 03:01.473
‫نمی‌دونم.
‫چراغ‌هاش که خاموشه

03:32.629 --> 03:34.923
‫مطمئنی بهتره این کار رو بکنیم؟

03:35.465 --> 03:37.217
‫دیگه چه کاری ازمون برمیاد؟

03:37.301 --> 03:40.304
‫خب ترجیح می‌دم
‫همون کار قبلی رو بکنیم

03:40.846 --> 03:43.223
‫- خدایا
‫- البته. اولویت اینه

04:14.254 --> 04:15.255
‫نه

04:17.673 --> 04:18.675
‫تابلوی اعلانات؟

04:20.552 --> 04:21.928
‫نه، دو بار صدا اومد

04:22.012 --> 04:23.263
‫شاید خورده زمین برگشته

04:25.390 --> 04:26.725
‫خیلی‌خب

04:46.245 --> 04:47.329
‫لعنتی

04:48.705 --> 04:49.957
‫حالا چی؟

04:50.040 --> 04:53.001
‫بریم خونه من یا تو؟

04:55.170 --> 04:56.255
‫بیا بازم بگردیم

05:07.641 --> 05:10.102
‫مین؟
‫مین!

05:12.771 --> 05:13.772
‫مین

05:15.023 --> 05:16.358
‫- مین، حالت خوبه؟
‫- آره، آره

05:16.441 --> 05:17.943
‫- مین؟
‫- اسلحه، اسلحه

05:20.821 --> 05:22.781
‫- حالت خوبه؟
‫- آره ردیفم

05:24.658 --> 05:27.244
‫نبض نداره.
‫گمونم گردنش رو شکوندی

05:27.327 --> 05:28.954
‫خودش شکوند

05:30.581 --> 05:31.790
‫اوه خدای من

05:35.752 --> 05:36.795
‫اوه خدای من

05:36.879 --> 05:38.922
‫- لعنتی
‫- یعنی چی؟

05:42.923 --> 05:50.923
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

06:20.924 --> 06:25.924
‫«تـرجمـه از عـلـيـرضـا و مــــهــــرداد»
‫.:: Oceanic 6 - MehrdadSS ::.

06:34.728 --> 06:37.898
‫دکتر لاورنس به اتاق عمل شماره سه.
‫غیر اضطراری

06:37.981 --> 06:40.400
‫دکتر لاورنس تشریف بیارید

06:41.068 --> 06:43.904
‫دکتر لاورنس به اتاق عمل شماره سه.
‫غیر اضطراری

06:49.265 --> 06:50.266
‫«نیک دافی»

06:50.267 --> 06:53.267
‫کارت‌رایت تو زیرزمین حبس شده

07:11.306 --> 07:12.599
‫کمکی ازم برمیاد جناب؟

07:16.937 --> 07:18.647
‫حتماً راهتون رو گم کردید آقا

07:19.189 --> 07:21.650
‫دنبال هر کسی هستید
‫از پذیرش می‌تونید کمک بگیرید

07:46.216 --> 07:47.593
‫یه کفش

07:49.344 --> 07:50.512
‫توی کیسه؟

07:51.930 --> 07:53.265
‫داری خجالت‌زده‌ام می‌کنی

07:56.727 --> 07:59.563
‫وایسا، وایسا.
‫تلفن و کارتم دستشه

08:05.652 --> 08:08.071
‫- اصلاً عجله نکنی‌ها
‫- خب

08:13.577 --> 08:16.413
‫ببخشید. می‌دونید سیدنی بیکر
‫کجا بستریه..

08:17.080 --> 08:18.415
‫لمب

08:19.750 --> 08:21.877
‫لمب، اول باید جویای احوالش بشم
‫نمی‌تونم همین‌طوری بیام

08:21.960 --> 08:23.587
‫هنوز توی اتاق عمله

08:24.671 --> 08:26.173
‫یعنی چی؟
‫زنده می‌مونه؟

08:26.256 --> 08:28.800
‫چرا سوار آمبولانس شدی؟

08:28.884 --> 08:32.011
‫چون فکر می‌کردم داره می‌میره.
‫نمی‌شد که ولش کنم

08:32.513 --> 08:33.679
‫- تو بودی، ول می‌کردی؟
‫- معلومه

08:33.764 --> 08:35.682
‫حرکت احمقانه‌ای بود

08:35.765 --> 08:39.061
‫به محض اینکه زنگ زدی
‫هویتت رو از اینجا تا ریجنت پارک

08:39.144 --> 08:40.604
‫جار زدی

08:40.687 --> 08:42.272
‫اون یارو واسه همین منتظرت بود

08:44.358 --> 08:45.859
‫تو از کجا می‌دونستی اینجام؟

08:45.943 --> 08:47.319
‫چون به محض اینکه
‫رفتی چرخ بزنی

08:47.402 --> 08:50.030
‫- به هو گفتم اعلام‌خطرهای پاک رو زیرنظر بگیره
‫- چرا؟

08:50.113 --> 08:52.282
‫محض وقتی که مثل الان
‫کار احمقانه‌ای بکنی

09:04.545 --> 09:05.629
‫خیلی‌خب

09:05.712 --> 09:08.590
‫می‌گن ممکنه زنده بمونه

09:08.674 --> 09:09.842
‫خدا رو شکر

09:14.388 --> 09:15.556
‫نه به لطف تو

09:23.313 --> 09:24.606
‫هنوز نشانه‌ای دال بر اینکه

09:24.690 --> 09:27.067
‫مقامات از محل اختفای حسن
‫خبر دارن دیده نشده

10:04.354 --> 10:05.480
‫پلیس اعلام کرده

10:05.564 --> 10:10.068
‫خطر به شدت حسن، دانشجوی
‫دانشگاه لیدز رو تهدید می‌کنه

10:10.152 --> 10:13.071
‫افسران کادری پیش والدین حسن هستن

10:13.155 --> 10:16.283
‫اما ساعت‌ها از زمانیکه کسی

10:16.366 --> 10:18.952
‫به خانه وارد یا خارج بشه گذشته

10:19.036 --> 10:21.955
‫به‌گمونم حالا نشست خبری زنده رو در پیش داریم

10:22.039 --> 10:24.541
‫- که توسط پلیس یورک‌شایر غربی برگزار می‌شه
‫- بله؟

10:24.625 --> 10:27.377
‫کارت‌رایت اینجا نیست.
‫گمونم کار لمبه

10:27.461 --> 10:28.462
‫پیداشون کن

10:29.046 --> 10:31.882
‫حسن احمد بعد از اینکه
‫کلوبِ کمدیِ «خنده آخر» رو حدود

10:31.965 --> 10:33.550
‫ساعت 11 ترک کرد، اینجا بوده

10:41.767 --> 10:42.935
‫لجن‌زار؟

10:43.560 --> 10:44.978
‫چرا منو برگردوندی اینجا؟

10:45.604 --> 10:46.688
‫چون مامور منی

10:46.772 --> 10:49.191
‫و جایی بودی که یه مامور دیگه من تیر خورده

10:49.274 --> 10:51.276
‫واسه همین باید
‫توضیحاتت رو بشنوم

10:51.777 --> 10:54.196
‫شما دو تا دم خونه هابدن چه غلطی می‌کردید؟

10:55.864 --> 10:58.200
‫یه چیزی رو لپ‌تاپش بود
‫که پارک هم دنبالش بود

10:58.283 --> 11:00.452
‫فکر می‌کنم اون رو به
‫آدم‌رباها مرتبط می‌کرد

11:00.536 --> 11:02.454
‫سید باهات همنظر بود؟

11:03.247 --> 11:04.998
‫اون در تعقیب من بود

11:07.376 --> 11:10.379
‫بهم گفت که فرستادنش
‫لجن‌زار تا منو زیرنظر داشته باشه

11:13.090 --> 11:16.510
‫اینو قبل از اینکه تیر به سرش
‫خورد گفت یا بعدش؟

11:29.064 --> 11:30.107
‫کی بود؟

11:30.899 --> 11:32.025
‫کی؟

11:32.109 --> 11:33.986
‫کی بهش شلیک کرد ابله؟

11:34.069 --> 11:37.698
‫نمی‌دونم. صورتش رو ندیدم.
‫لباس نظامی و کلاه دوچشمی داشت

11:38.198 --> 11:39.366
‫حرفه‌ای بوده؟

11:40.742 --> 11:43.620
‫آره اما... یه جورایی

11:44.246 --> 11:45.622
‫محض رضای خدا کارت‌رایت

11:45.706 --> 11:47.165
‫- من...
‫- خدایا

11:47.791 --> 11:50.294
‫می‌شه یه دقیقه
‫بذاری من درست فکر کنم؟

11:54.256 --> 11:56.466
‫یه جورایی عجیب بود.

11:57.176 --> 11:59.636
‫انگار می‌خواست فکر کنم
‫یکی از افراد تیم عملیاته

11:59.720 --> 12:02.806
‫اما جور در نمیومد

12:05.726 --> 12:09.146
‫و کل اون مدت اصلاً حرف نزد

12:12.149 --> 12:14.276
‫انگار نگران نبود که صداش رو بشناسم

12:14.359 --> 12:15.360
‫خدایا

12:35.464 --> 12:39.510
‫اینم جوابت کارت‌رایت.
‫جد مودی لعنتی

12:40.219 --> 12:43.430
‫اگه باهاش مشکل داشتید
‫می‌تونستم با منابع انسانی حرف بزنم

12:43.514 --> 12:44.806
‫نه نمی‌دونستیم اونه

12:44.890 --> 12:47.142
‫- یه دفعه پرید به ما
‫- مطمئن نیستم دفاع از خود به حساب بیاد

12:47.226 --> 12:48.644
‫اسلحه داشت

12:48.727 --> 12:50.229
‫بهتر. قبلاً هم ازش استفاده کرده

12:50.312 --> 12:53.232
‫- به سید بیکر شلیک کرده
‫- سید رو کُشته؟ چرا؟

12:53.315 --> 12:54.900
‫نه. حالش خوبه.
‫زنده‌اس

12:54.983 --> 12:56.235
‫20دقیقه پیش زنده بود

12:56.318 --> 12:59.446
‫چرا باید بهش شلیک کنه؟
‫کجا بودن؟

13:00.614 --> 13:03.534
‫خونه رابرت هابدن.
‫سید منو تعقیب کرد. من ازش نخواسته بودم

13:03.617 --> 13:05.077
‫مودی اونجا چیکار می‌کرد؟

13:05.160 --> 13:08.080
‫نمی‌دونم. با همین لباس
‫دزدکی وارد خونه شد

13:08.163 --> 13:10.832
‫- این‌جا چیکار می‌کرد؟
‫- فرصت نشد بپرسیم

13:10.916 --> 13:13.210
‫اما توی دفتر شما بود

13:13.293 --> 13:15.003
‫تابلوی اعلانات از روی دیوار افتاده بود

13:18.382 --> 13:20.425
‫می‌شه گزارشی از رفت‌وآمدتون بدید

13:20.509 --> 13:23.512
‫- خب توی راه بودیم و...
‫- توی میخونه

13:24.847 --> 13:26.056
‫ای تف

13:26.139 --> 13:29.685
‫واقعاً دلم براتون می‌سوزه
‫اگه این‌جا از خونه‌تون بهتر باشه

13:31.270 --> 13:32.521
‫اسلحه کو؟

13:32.604 --> 13:33.647
‫اون‌جا

13:35.065 --> 13:36.191
‫می‌خواست ازش استفاده کنه؟

13:39.278 --> 13:41.947
‫بذارید رک و پوست‌کَنده بگم.
‫این‌جا که دادگاه نیست

13:42.030 --> 13:43.949
‫به‌نظر میومد بخواد ازش استفاده کنه؟

13:44.032 --> 13:46.201
‫به سمت ما که نشونه نگرفته بود

13:46.285 --> 13:48.871
‫خب بهتره تجدیدنظر کنید

13:50.664 --> 13:52.374
‫- نمی‌خواستم بکشمش
‫- البته که نمی‌خواستی

13:52.457 --> 13:54.293
‫اگه می‌خواستی بکشی
‫هنوز زنده بود

13:56.211 --> 13:57.254
‫این چیه؟

13:59.047 --> 14:00.299
‫پدرسوخته کثیف

14:00.382 --> 14:01.967
‫می‌خواسته تو دفترتون شنود بذاره؟

14:02.926 --> 14:05.596
‫بعد از شلیک به یه مامورم
‫حرکت عجیبی می‌شد

14:06.722 --> 14:08.473
‫نه، داشته پاکسازی می‌کرده

14:09.266 --> 14:10.309
‫قبل از اینکه بزنه به چاک

14:11.101 --> 14:12.102
‫خب!

14:12.603 --> 14:14.521
‫فاحشه‌های پاراگوئه

14:14.605 --> 14:17.608
‫یا هر مقصد دیگه‌ای که استرداد مجرمین نداره

14:17.691 --> 14:19.234
‫از دستش قِسِر در رفتن

14:26.742 --> 14:28.410
‫دو تا تلفن همراه

14:29.036 --> 14:30.329
‫جد، جد، جد

14:31.246 --> 14:33.540
‫جا خوردم که اون‌قدری رفیق داشتی
‫که یه موبایل هم لازمت می‌شده

14:35.876 --> 14:39.588
‫این یکی تازه‌اس.
‫فقط یه شماره بهش زنگ زده

14:39.671 --> 14:40.672
‫بهتره بهش زنگ بزنی

14:42.299 --> 14:44.092
‫خدا رو شکر که این‌جایی

14:45.093 --> 14:46.845
‫اصلاً به ذهن خودم خطور نمی‌کرد

14:51.517 --> 14:52.851
‫مودی؟

14:52.935 --> 14:55.646
‫متاسفانه الان نمی‌تونه بیاد پای تلفن

14:56.605 --> 14:57.814
‫جکسون

14:57.898 --> 14:59.358
‫باید با هم حرف بزنیم

15:03.487 --> 15:04.488
‫یالا

15:06.281 --> 15:08.325
‫- بله؟
‫- باید ببینمش

15:08.408 --> 15:09.743
‫دیر وقته جناب

15:09.826 --> 15:12.246
‫- می‌دونم. خونه‌اس؟
‫- بگم کی تشریف آورده؟

15:12.329 --> 15:14.122
‫هابدن.
‫رابرت هابدن

15:16.625 --> 15:19.378
‫زحمت این رفت‌وبرگشت رو به خودت نده

15:19.461 --> 15:21.880
‫بهش بگو اگه
‫الان منو نبینه

15:21.964 --> 15:24.299
‫فردا صبح باید واسه خودش
‫وقت خالی کنه

15:24.383 --> 15:28.387
‫چون دوربین‌ها این‌جا صف می‌کشن
‫و روزنامه‌های زرد هم می‌خوان بیان تو

15:39.898 --> 15:40.941
‫این‌جا منتظر بمونید

15:57.708 --> 16:01.295
‫رابرت هابدن، تو آسمونا دنبالت می‌گشتیم
‫روی زمین پیدات کردیم

16:01.378 --> 16:02.963
‫از دیدنت خوشحالم، رفیق قدیمی

16:03.630 --> 16:04.882
‫یه ذره بدموقع اومدی

16:04.965 --> 16:07.634
‫اما همیشه در خونه من
‫و بطری شرابم

16:07.718 --> 16:10.345
‫به روی دوستم بازه

16:10.429 --> 16:12.181
‫خودم پذیرایی می‌کنم سب.
‫ما رو تنها می‌ذاری؟

16:13.974 --> 16:17.060
‫این‌جا چه غلطی می‌کنی
‫مرتیکه احمق؟

16:17.144 --> 16:18.979
‫خیلی بهت زنگ زدم

16:19.062 --> 16:22.566
‫و منم جواب نمی‌دادم.
‫نکته رو بگیر. سَمی شدی

16:22.649 --> 16:24.568
‫- کسی اومدنت رو دید؟
‫- نمی‌دونم

16:24.651 --> 16:27.821
‫- این چه جواب مزخرفیه که می‌دی؟
‫- تنها جوابیه که دارم

16:29.198 --> 16:30.199
‫چی شده؟

16:31.241 --> 16:33.577
‫امشب یکی سعی کرد من رو بکشه

16:33.660 --> 16:34.912
‫خب کلی آدم خل و چل هست

16:34.995 --> 16:37.873
‫- آدم محبوبی نیستی...
‫- یه افراطی نبود. لباس شخصی بود

16:37.956 --> 16:38.957
‫لباس شخصی؟

16:39.041 --> 16:43.253
‫ام‌آی5 یه مرد که چهره‌اش رو پوشونده بود
‫فرستاد خونه‌ام تا لپ‌تاپم رو بدزده

16:43.337 --> 16:46.548
‫لعنتی! نمی‌دونم کجاست.
‫من اصلاً به این‌جا سر نمی‌زنم

16:47.925 --> 16:50.344
‫چرا ام‌آی‌5 دنبال رایانه توئه؟

16:50.427 --> 16:54.473
‫چون اطلاعاتی درباره ربایش
‫اون پسر مسلمان دارم

16:54.556 --> 16:56.058
‫چرا آدم‌ربایی باید برام مهم باشه؟

16:56.141 --> 16:59.478
‫با گفتن این‌که کار داعش بوده
‫آبروی خودم رو بُردم

16:59.561 --> 17:03.357
‫چون در کل دوران حرفه‌ایت
‫داشتی با کارت ملی‌گرایی بازی می‌کردی

17:03.440 --> 17:06.401
‫و اگه اون پسر بمیره،
‫دیگه فقط از بالای اتوبوس دوطبقه گردشگری

17:06.484 --> 17:09.195
‫می‌تونی دفتر نخست‌وزیری رو زیارت کنی

17:34.012 --> 17:35.055
‫تنها اومدی؟

17:38.684 --> 17:41.228
‫نمی‌دونم چرا کانال‌ها رو لایه‌روبی می‌کنن

17:42.855 --> 17:45.399
‫یه زمانی از بشکه یا جسد

17:45.482 --> 17:48.485
‫می‌تونستی به‌عنوان
‫هدف تمرینی استفاده کنی

17:58.412 --> 17:59.955
‫فکر می‌کنی چه فیلمی داری پیاده می‌کنی؟

18:00.664 --> 18:03.333
‫خب اینم یه گزینه‌اس، با توجه به این‌که
‫بهت یه مامورم رو قرض دادم

18:03.417 --> 18:05.252
‫تا به قول خودت
‫یه ماموریت عادی رو انجام بده

18:05.335 --> 18:06.879
‫و حالا یه گلوله تو سرش خالی شده

18:07.504 --> 18:09.423
‫«فکر می‌کنی داری چه فیلمی پیاده می‌کنی؟»
‫تیکه منه

18:09.506 --> 18:11.425
‫که با کلی بدوبیراه باید بهت بگم

18:11.508 --> 18:13.969
‫متاسفم اما ماموریتش این نبود
‫که 24 ساعته هابدن رو زیرنظر بگیره

18:14.052 --> 18:16.221
‫نه، ماموریت این بود که 24 ساعته
‫کارت‌رایت رو تعقیب کنه

18:16.305 --> 18:19.808
‫که باعث می‌شه فکر کنم
‫این دختر تمام این مدت آدمت بوده

18:19.892 --> 18:21.727
‫و تو محض نمایش ازم درخواست کردی

18:23.478 --> 18:27.357
‫- وقتی که تیر خورد کجا بود
‫- بیرون خونه هابدن بود

18:28.192 --> 18:33.488
‫که به‌صورت عمدی یا غیرعمدی
‫توسط جد مودی، یکی دیگه از آدم‌هات تیر خورد

18:33.572 --> 18:35.115
‫اساعه ادب نشه

18:35.199 --> 18:37.201
‫اما چه گهی می‌خوری دقیقاً؟

18:37.284 --> 18:39.203
‫مقررات رو یه دور بخون لمب

18:39.912 --> 18:42.748
‫تو لجن‌زار رو مدیریت می‌کنی
‫و کسی نمی‌خواد ازت بگیرش

18:42.831 --> 18:45.542
‫اما من میز دوم هستم
‫مسئول عملیات

18:45.626 --> 18:47.377
‫که یعنی مدیریت پرسنل

18:47.461 --> 18:50.380
‫تمامی پرسنل.
‫چه افراد تو چه بقیه

18:53.926 --> 18:55.052
‫بهتره بدم بیرون تا جلوش رو بگیرم

18:56.303 --> 18:57.846
‫خدایا، چقدر چندشی

18:58.805 --> 19:00.390
‫شاید بهتر بود، بیرون نمی‌دادم

19:02.100 --> 19:05.270
‫حالا فرض کنیم حق با توئه
‫و ربطی به من نداره

19:06.146 --> 19:08.815
‫با این جسدی که توی
‫راه‌پله افتاده چی‌کار کنم؟

19:10.567 --> 19:11.985
‫- مودی؟
‫- آره

19:13.111 --> 19:14.112
‫مُرده؟

19:14.196 --> 19:17.282
‫با توجه به بهره هوشیش
‫گفتنش سخته اما بله

19:17.366 --> 19:18.659
‫- خدایا
‫- آره

19:18.742 --> 19:22.371
‫اما اگه دنبال یه قرارداد فرعی بودی
‫کسی بهتر از جد مودی رو می‌تونستی پیدا کنی

19:22.454 --> 19:26.625
‫حتی زمان اوجش هم کارش خوب نبود.
‫یارو اسکل متحرکه

19:26.708 --> 19:28.001
‫کی کُشتش؟

19:28.502 --> 19:31.630
‫بخش بامزه‌اش همینه.
‫یادش رفته بود بند کفشش رو ببنده

19:31.713 --> 19:34.258
‫از پله‌ها افتاد

19:36.760 --> 19:38.470
‫وقتی جلوی افراد بخش محدودسازی نشستی

19:38.554 --> 19:40.973
‫بهتره این قسمت بامزه رو نگی

19:42.724 --> 19:44.017
‫محدودسازی

19:45.811 --> 19:47.479
‫پس تیم عملیاتی رو قراره خبر کنیم؟

19:47.563 --> 19:49.481
‫یه مرگ رخ داده دایانا

19:49.565 --> 19:52.192
‫می‌تونستم به پلیس زنگ بزنم.
‫باید می‌زدم

19:52.276 --> 19:54.236
‫تلفن همراهم باهامه

19:54.319 --> 19:56.280
‫می‌تونم ازش استفاده کنم

19:56.363 --> 19:58.073
‫همراه جسد مودی پیداش کردم

19:59.116 --> 20:01.743
‫نکته عجیب اینه که
‫تنها شماره تو توشه

20:01.827 --> 20:03.412
‫منظورت رو رسوندی

20:06.206 --> 20:08.000
‫ساعت از 2 گذشته دایانا

20:08.083 --> 20:10.335
‫و تیم من از دیروزم کوچیک‌تر شده

20:10.419 --> 20:14.631
‫تا وقتی سیگارم تموم نشده
‫و زنگ نزدم، فرصت داری

20:17.176 --> 20:18.177
‫خیلی‌خب

20:19.845 --> 20:22.848
‫داشتم با برادرم در کلوب فرانت‌لاین حرف می‌زدم

20:24.057 --> 20:27.394
‫و اشاره کردم که عملیاتی رو داریم جلو می‌بریم
‫که ملی‌گراها رو خنثی کنیم

20:27.477 --> 20:29.146
‫داری شوخی می‌کنی

20:29.229 --> 20:33.066
‫پسران آلبیون با همه گروه‌های
‫زیر چتر حمایتی سیموندز ارتباط دارن

20:33.150 --> 20:35.027
‫می‌تونم از این قضیه
‫برای جارو کردن همه‌شون استفاده کنم

20:35.110 --> 20:37.946
‫پس تو این نقشه نصفه‌نیمه رو کشیدی

20:38.030 --> 20:42.034
‫که یه گروه نئوفاشیست
‫یه بچه مسلمون رو می‌دزدن

20:42.117 --> 20:44.745
‫تهدید می‌کنن سرش رو می‌بُرن
‫و فیلمش رو می‌ذارن روی یوتیوب؟

20:44.828 --> 20:47.873
‫به‌غیر از این‌که اتفاق نمیوفته
‫چون یکی از افراد گروه برای تو کار می‌کنه

20:47.956 --> 20:49.249
‫- درست گفتم؟
‫- نصفه‌نیمه؟

20:49.333 --> 20:52.586
‫یه نفر مُرده و یکی هم
‫تو بخش ویژه بیمارستانه، چرا؟

20:52.669 --> 20:55.172
‫چون فکر می‌کنی هابدن
‫جزئی از پازله؟

20:56.715 --> 20:58.634
‫وقتی توی بار اون کلوب نشسته بودم

20:58.717 --> 21:00.802
‫دیدم هابدن پشت ما نشسته

21:01.970 --> 21:04.681
‫بدونِ‌شک قواعد جاسوسی رو درست رعایت نکردم

21:05.265 --> 21:08.852
‫فکر می‌کنی این مکالمه رو شنیده و ضبط کرده؟

21:08.936 --> 21:10.979
‫واسه همین می‌خواستی
‫بدونی چی تو چنته داره

21:16.026 --> 21:17.152
مدرکی داری؟

21:18.320 --> 21:21.615
‫،نه ولی حتماً سازمان اطلاعات فکر می‌کنه دارم
‫واسۀ همین امشب سعی کردن منو بکشن

21:21.698 --> 21:24.368
‫و تو بلند میشی میای اینجا و از خودت رَدِ پایی
‫به این بزرگی و واضحی به‌جا می‌ذاری

21:24.451 --> 21:28.205
‫- نمی‌خوام پام توی این ماجرا باز بشه
‫- پات توی این ماجرا باز هست

21:28.288 --> 21:30.999
!باید بهشون هشدار بدی و خارج‌شون کنی

21:31.083 --> 21:32.167
و چی بگم؟

21:32.793 --> 21:38.006
‫بهشون بگو این عملیات
‫و به اصطلاح اعدام، ساختگیه

21:38.090 --> 21:41.593
‫اینکه سازمان اطلاعات برای
‫پسران آلبیون که هیچوقت چیزی

21:41.677 --> 21:43.929
‫چیزی جز یه مُشت دزدِ خیابونی نبودن
‫تله گذاشتن

21:44.012 --> 21:45.764
‫توسط یه مأمورِ مخفی

21:45.848 --> 21:48.141
‫،و باید چیکار کنم
‫این موضوع رو توی مجلس اعلام کنم؟

21:48.225 --> 21:49.309
‫یا شایدم توی برنامۀ «امروز»؟

21:49.393 --> 21:52.771
‫پیتر، ما سال‌هاست همدیگرو می‌شناسیم
‫سعی نکن منو نادیده بگیری

21:52.855 --> 21:54.648
‫ما دوست نیستیم رابرت

21:54.731 --> 21:56.859
‫همیشه توی مقاله‌هات باهام منصفانه رفتار کردی
‫و من بهش احترام می‌ذارم

21:56.942 --> 21:58.485
‫ولی بیا اعتراف کنیم
‫تو دوره‌ات گذشته

21:58.569 --> 22:01.154
‫و همکاری کردن با تو
‫دیگه درست نیست

22:02.197 --> 22:03.407
پس مشکلت رو ببر یه جای دیگه

22:03.490 --> 22:05.576
‫شاید پیش دوستات توی
‫حزب وطن‌پرستانِ بریتانیایی

22:05.659 --> 22:07.160
چی؟
حرفام رو باور نمی‌کنن

22:07.244 --> 22:10.497
خب، نمی‌تونم به این پسران نمی‌دونم چی چی
هشدار بدم، اون دیوثا رو نمی‌شناسم

22:10.581 --> 22:13.125
ولی افرادی رو می‌شناسی
که افراد دیگه‌ای رو می‌شناسن

22:13.208 --> 22:15.085
‫باید بهشون هشدار بدی

22:15.169 --> 22:18.505
‫باید چو بندازی
‫یه جاسوس بین‌شونه

22:18.589 --> 22:21.717
‫عملیات نجات انجام می‌شه
‫و همه‌شون کُشته می‌شن

22:21.800 --> 22:24.094
‫من یه شخصیت ملی، محبوب و محترم‌ام

22:24.178 --> 22:27.222
‫همچین ارتباطاتی که فکر می‌کنی ندارم
‫حرومزادۀ روانی

22:27.306 --> 22:28.765
‫پیتر، کارت دارم!

22:30.184 --> 22:31.393
…لحظه‌ای که میرم طبقۀ بالا

22:31.476 --> 22:33.645
‫گورتو از اینجا گُم می‌کنی
‫وگرنه می‌گم سِب بندازتت بیرون

22:33.729 --> 22:35.439
عکست توی تجمع رو دارم

22:35.522 --> 22:39.610
‫عزیزم، نهیم و اروسلا خیلی زود می‌رن

22:39.693 --> 22:42.905
‫به این زودی؟ و بیخیال پنیر می‌شن، آره؟
‫حالا می‌بینم

22:42.988 --> 22:44.948
بیا یه بطری شراب باز کنیم
و وسوسه‌شون کنیم بمونن

22:45.449 --> 22:47.242
دوستت نمی‌خواد بهمون ملحق بشه؟

22:47.326 --> 22:50.412
راب و من داشتیم دربارۀ
مسائل محرمانه صحبت می‌کردیم عزیزم

22:50.495 --> 22:52.122
هیچکس نباید بدونه راب اینجاست

22:52.873 --> 22:54.249
همینجا منتظر بمون رفیق

22:54.333 --> 22:57.544
‫اوضاع بالا رو راست‌وریس می‌کنم
‫و سریع میام پائین

23:04.843 --> 23:07.888
‫نمی‌تونم خودم رو بزنم به اون راه
‫ولی برای یه آدمی که

23:07.971 --> 23:10.140
‫یه عملیات ساختگی ترتیب داده
‫تا گردنِ یه بچۀ بیگناه

23:10.224 --> 23:14.728
‫حدود ۴ ساعت دیگه زده بشه...
‫خیلی ریلکس و آروم به‌نظر می‌رسی

23:15.270 --> 23:16.563
‫این‌کار رو انجام نمیدن

23:16.647 --> 23:19.441
‫پیام اصلی‌شون که میگه این‌کار رو انجام میدن

23:19.525 --> 23:22.152
‫مأمورمون بهشون گفته که
‫نیازی به گردن زدن ندارن

23:22.236 --> 23:24.738
‫فقط باید نشون می‌دادن که اگه تحت فشار قرار بگیرن
‫می‌تونستن این‌کار رو بکنن

23:25.572 --> 23:27.991
‫قمار بَدیه. من جای تو بودم
‫خیلی به موفقیت امیدی نداشتم

23:28.075 --> 23:29.326
‫من رو دستکم می‌گیری

23:30.410 --> 23:31.662
‫اون پسر با دقت و احتیاط انتخاب شده

23:33.539 --> 23:34.790
‫اون بچه کیه؟

23:35.374 --> 23:37.960
‫خواهرزادۀ محمود گُله. گُل...

23:38.043 --> 23:40.838
‫می‌دونم محمود گُل کدوم خریه

23:40.921 --> 23:44.049
‫نفر دوم اطلاعات نظامی پاکستانه

23:44.132 --> 23:45.592
و این‌کار برات چه سودی داره؟

23:45.676 --> 23:47.010
‫خواهرزاده‌ش رو نجات می‌دیم...

23:47.094 --> 23:50.973
‫و اگر پاکستانی‌ها فقط ۱۰% بیشتر
‫باهامون همکاری کنن...

23:51.056 --> 23:52.099
ارزشش رو داره

23:52.182 --> 23:54.935
‫اگر یه دفعه این قضیه بیخ پیدا کنه
‫که البته هنوزم جواب نداده...

23:55.018 --> 23:57.396
‫خواهرزاده‌ش رو ترور کردین!

23:57.479 --> 24:00.148
‫- نیرومون...
‫- «نیروی خودت»

24:00.941 --> 24:03.402
‫این یه عملیات مجاز نیست، دایانا

24:03.485 --> 24:05.070
‫غیر رسمیه!

24:05.153 --> 24:08.866
‫این مثلِ دزد دریاییه!
‫حالا هابدن هم ممکنه خطرساز بشه!

24:10.075 --> 24:11.243
‫باید درستش کنی!

24:12.536 --> 24:13.954
‫- هنوزم می‌تونه جواب بده
‫- این...

24:14.037 --> 24:17.958
‫- این قضیه می‌تونی راست افراطی رو خنثی کنه
‫- نمی‌تونه

24:19.959 --> 24:23.959
‫«خیابان روپل»

24:35.350 --> 24:37.102
‫چطور خوابش بُرده؟

24:37.644 --> 24:40.772
‫من که اگر می‌دونستم قراره همچین بلایی
‫سرم بیاد نمی‌تونستم بخوابم

24:42.733 --> 24:44.568
‫از وقتی که دزدیدیمش نخوابیده

24:45.694 --> 24:47.321
حتماً خسته‌ست

24:47.404 --> 24:49.489
‫می‌خوای بری پائین و براش لالایی بخونی، نه؟

24:55.996 --> 24:56.997
‫محض رضای خدا

24:58.624 --> 24:59.666
صداش رو می‌بندم

25:01.043 --> 25:02.211
‫هنوز می‌تونیم چراغ‌ها رو ببینیم

25:50.509 --> 25:51.927
‫- دیوث!
‫- حرومزاده!

25:52.594 --> 25:53.971
یالا

25:56.223 --> 25:57.391
بیا پائین

25:58.225 --> 26:01.061
‫کمک!
‫یکی به دادم برسه!

26:01.812 --> 26:03.230
‫لطفاً یکی به دادم برسه!

26:03.313 --> 26:04.481
‫- پاهاش رو بگیر!
‫- نه، نه

26:04.565 --> 26:07.442
‫- یکی به دادم برسه! نه!
‫- از اونجا بیارینش پائین!

26:07.526 --> 26:10.696
‫- کمکم کنین! کمکم کنین کمک!
‫- اون دیوث رو بیارین پائین

26:13.448 --> 26:15.117
‫محض سرگرمی برام توضیح بده اگه
‫طبق دلخواهت پیش نرفت چی

26:15.701 --> 26:18.287
‫اگر اون پسران بی‌مغز
‫بفهمن نقشه‌ت چیه

26:18.370 --> 26:20.539
دخل اون پسر و نیروت اومده

26:20.622 --> 26:22.916
‫باید بهش زنگ بزنی و
‫بهش بگی که پوشش لو رفته

26:23.000 --> 26:25.711
‫نمی‌شه. ازشون خواسته
‫ارتباطان رو قطع کنن. گوشی نداره

26:26.378 --> 26:28.297
‫تیم عملیاتی رو زودتر بفرست

26:28.881 --> 26:31.383
‫،اگر بخوایم کاری خارج از نقشه انجام بدیم
‫باید بهش خبر بدیم

26:31.466 --> 26:33.343
تا بتونه امنیت حسن رو تضمین کنه
و خودش بیاد بیرون

26:33.427 --> 26:35.846
‫- آره. خب، موفق باشی
‫- کمکم می‌کنی

26:35.929 --> 26:38.390
‫نه، من این‌کار رو نمی‌کنم
‫و هیچکدوم از افرادم هم این‌کار رو نمی‌کنن

26:38.473 --> 26:39.766
اون بچه رو آوردن لندن

26:39.850 --> 26:42.102
‫توی یه خونه این طرف رودخانه زندانیش کردن

26:42.186 --> 26:44.855
فقط از تو می‌خوام بری و
به معنای واقعی کلمه در خونه رو بزنی

26:44.938 --> 26:46.523
‫نیرومون میاد دم در و...

26:47.649 --> 26:49.943
‫-علامت چیه؟
‫-قیافۀ تو علامته

26:50.777 --> 26:51.987
‫قیافۀ من؟

26:52.070 --> 26:54.573
جکسون، تو توی سازمان یه افسانه‌ای

26:55.407 --> 26:58.493
قیافه‌ت رو می‌شناسه و
متوجه میشه که قراره یه اتفاقی بیافته

26:58.577 --> 27:01.705
‫امنیت حسن رو تضمین می‌کنه
‫و لباس شخصی‌ها درست پشت سرتن

27:01.788 --> 27:03.790
‫میرن داخل و کارِ کثیف رو انجام میدن

27:06.543 --> 27:09.046
‫امشب می‌تونستم
‫کارهای دیگه‌ای انجام بدم دایانا

27:09.796 --> 27:12.174
یه عَنِ گُنده دارم

27:12.257 --> 27:14.968
‫می‌تونستم بشینم یه کتاب بخونم
‫و اون زیبایی رو خلق کنم

27:19.473 --> 27:21.058
مودی وقتی که مُرد، تنها بود؟

27:21.808 --> 27:24.269
،در نهایت همه‌مون تنهاییم
تو اینطوری فکر نمی‌کنی دایانا؟

27:24.353 --> 27:25.854
توی اون لحظه‌های نهایی؟

27:25.938 --> 27:27.648
‫اگر کسی همراهش بوده...

27:28.315 --> 27:31.401
‫اون همراه ممکنه
‫مورد بررسی شدید آژانس قرار بگیره

27:31.485 --> 27:33.362
‫بفرما راحت باش
‫به لباس شخصی‌ها زنگ بزن

27:33.445 --> 27:35.322
‫و وقتی که تحقیقات دربارۀ تو رو
‫تموم کردن...

27:35.405 --> 27:38.367
شاید هنوز انرژی و توان داشته باشن
تا بتونن برن سراغ بقیۀ موارد

27:38.450 --> 27:40.619
در هر صورت، اصلاً برام مهم نیست

27:41.286 --> 27:43.080
‫حتی اگه استن‌دیش بود؟

27:45.791 --> 27:48.377
داری بلوف می‌زنی

27:48.460 --> 27:50.838
‫استن‌دیش اونجا نبود
‫توی خونه خوابیده

27:50.921 --> 27:52.673
دربارۀ امشب صحبت نمی‌کنم

27:52.756 --> 27:55.592
‫دربارۀ شبی صحبت می‌کنم
‫که چارلز پارتنر مُرد

27:56.510 --> 28:00.764
‫کاترین استن‌دیش داشت
‫به خیانت متهم می‌شد

28:01.849 --> 28:04.393
‫اون پرونده می‌تونه
‫دوباره باز باشه، دوباره بررسی بشه

28:04.476 --> 28:06.895
‫اون موقع به نتیجه نرسید
‫الان هم نمی‌رسه

28:06.979 --> 28:08.939
ممکنه اطلاعات دیگه‌ای افشا بشه

28:12.484 --> 28:15.737
‫این پرونده‌ای نیست که بخوای بازش کنی

28:15.821 --> 28:17.489
‫به‌نظر میاد آدم باهوشی‌ام؟

28:20.909 --> 28:22.995
‫چه خوشت بیاد چه نیاد
‫لجن‌زار الان بخشی از این ماجراست

28:23.078 --> 28:24.746
دست همه‌تون رو میشه

28:25.247 --> 28:29.209
‫استن‌دیش چیزهایی رو
‫می‌فهمه که به نفعش نیست

28:41.388 --> 28:43.348
‫میرم دم در

28:45.809 --> 28:49.605
‫ولی در ازاش، پروندۀ استن‌دیش رو می‌خوام

28:52.482 --> 28:56.069
‫و این مدت از لجن‌زار به عنوان
‫جعبۀ اسباب بازیِ شخصیت استفاده می‌کردی

28:56.153 --> 28:57.279
که عصبیم می‌کنه

28:57.362 --> 28:58.780
‫- واضحه؟
‫- کاملاً

28:58.864 --> 29:00.073
بازم هست

29:01.700 --> 29:03.577
‫مودی ناپدید می‌شه

29:04.745 --> 29:07.706
‫بِیکر، قربانی جنایت خیابانی می‌شه

29:08.540 --> 29:11.376
‫کسایی که امشب با من هستن مصون‌ان

29:12.961 --> 29:15.839
‫و تا وقتی که بری خونۀ سالمندان
‫بهم مدیونی

29:15.923 --> 29:18.091
وای خدا، خیلی بهشون اهمیت میدی، نه؟

29:19.718 --> 29:22.930
نه. به‌نظرم یه مُشت بدبخت‌ان

29:24.848 --> 29:26.266
ولی بدبخت‌های منن

29:30.479 --> 29:32.397
‫اگر ارزشی داره باید بگم
‫بابت بیکر متأسفم

29:32.940 --> 29:35.108
‫میگم این رو توی شرح حالش بنویسن

29:36.109 --> 29:38.779
‫می‌دونی، همون شرح حالی که
‫پائینِ تخت مریض‌ها می‌ذارن

29:38.862 --> 29:40.989
‫که بهت می‌گه چه زمانی
‫سوند مثانه‌اش باید عوض بشه

29:49.998 --> 29:55.170
از اینکه تهدیدت کردم معذرت می‌خوام
ولی باید به حرفام گوش بدی

29:55.754 --> 29:56.755
متوجه نیستی؟

29:56.839 --> 30:00.175
می‌خوان همه جنازه‌های

30:00.259 --> 30:04.096
‫توی تلویزیون رو فراموش کنن

30:04.179 --> 30:08.016
‫و دیوانه‌هایی شمشیر به‌دست
‫که روی پُل‌ها به مردم حمله می‌کنن

30:08.100 --> 30:09.476
‫ولی به‌جاش، فیلم نجات دادن یه پسر بچه

30:09.560 --> 30:13.647
با پوستِ قهوه‌ای رنگ
توسط مأمورهای شجاع‌مون رو می‌بینیم

30:13.730 --> 30:16.358
و راست‌گراها رو به عنوان
یه مُشت حرومزادۀ قاتل جا می‌زنن

30:18.944 --> 30:20.612
می‌خوای از این قضیه قسر در برن؟

30:20.696 --> 30:25.075
‫این جلوت رو می‌گیره تا حزب و کشورت
‫رو به سمت راست افراطی نبری

30:26.410 --> 30:28.287
‫زمینه مسموم می‌شه

30:28.370 --> 30:33.083
‫بریتانیا به سمت چپ و لیبرال شدن
‫سوق پیدا می‌کنه

30:33.959 --> 30:35.460
‫جایی که حقوق اقلیت‌ها

30:35.544 --> 30:38.422
‫از حقوق اکثریتِ حلال‌زاده پیشی می‌گیره

30:38.505 --> 30:40.174
‫و مجبور می‌شی باهاش همراه بشی

30:40.257 --> 30:43.844
‫و می‌دونم این موضوع باعث ناراحتیت میشه و
‫می‌دونم که توی این موضوع باهام هم‌نظری

30:46.138 --> 30:50.392
‫نمی‌خوام با استفاده از اون عکس
‫مجبورت کنم این‌کار رو انجام بدی

30:50.475 --> 30:52.269
می‌خوام با با کمال مِیل
این‌کارو رو انجام بدی

30:59.234 --> 31:01.069
‫گوش کن ببین چی میگم پفیوز

31:01.987 --> 31:03.739
‫اون عکس وجود نداره

31:04.239 --> 31:06.158
‫اگر وجود داشت
‫همۀ افرادی که توی اون عکس بودن

31:06.241 --> 31:09.369
مطمئن می‌شدن که
همۀ کُپی‌هاش و نگاتیوها نابود شده باشه

31:10.579 --> 31:14.416
ولی بیا فرض کنیم وجود داشته و به یه نحوی
یه کُپی ازش افتاده دست تو

31:15.042 --> 31:18.253
‫زودتر از اینکه بتونی برای بواسیرت کِرِم بزنی
‫می‌تونم اون عکس رو از بین ببرم

31:19.004 --> 31:20.547
‫«فتوشاپه

31:20.631 --> 31:23.050
‫یه دست تکون دادنه، نه سلام نازی‌ها

31:23.133 --> 31:25.677
‫بالماسکه بوده
‫کج‌سلیقگی بوده ولی جُرم که نیست

31:26.303 --> 31:29.097
جَوون، مَست و احمق بودم

31:29.181 --> 31:32.017
و می‌دونم که همچین آدمی نیستم

31:32.100 --> 31:34.394
‫اینم ۱۰ هزار پوند کمک مالی به یه گروه ضدفاشیست».

31:36.355 --> 31:39.816
‫حالا تا یه جوری نزدم توی صورتت که دستم بشکنه
‫از خونه‌ام گُمشو بیرون

31:47.866 --> 31:48.867
سب

31:54.665 --> 31:57.417
می‌خوای برم دنبالش؟
بهش بگم دیگه نیاد اینجا؟

31:57.501 --> 32:00.045
نه ولی می‌خوام چند تا تماس بگیری

32:00.128 --> 32:02.923
‫لعنتی! نزدیک بودا

32:04.091 --> 32:08.303
‫یه حرومزادۀ عوضی و فراریه

32:08.887 --> 32:10.973
آره. خب، الان نمی‌تونه جایی بره

32:11.557 --> 32:13.225
پس اگر هر کدوم‌تون می‌خواین برین بخوابین

32:13.308 --> 32:14.977
‫نه. الان دیگه خواب از سرم پریده

32:15.060 --> 32:18.272
‫نه. بیدار می‌مونم
‫چون به این حرومزاده اعتماد ندارم

32:18.355 --> 32:21.775
‫آروم باش. همه چیز به وقتش
‫همه چیز به وقتش

32:21.859 --> 32:23.443
خوش خنده کجاست؟

32:23.527 --> 32:26.363
‫نمی‌دونم
‫احتمالاً رفته طبقۀ بالا، داره دوش می‌گیره

32:28.073 --> 32:29.700
‫بسیارخب، پس بیاین خوش بگذرونیم

32:31.451 --> 32:33.370
‫شاید بتونم از شما ۲ تا یه پولی بزنم به جیب

32:35.330 --> 32:36.331
‫کی پایه‌ست؟

32:36.832 --> 32:38.792
‫- من که پایۀ ورق هستم
‫- آره، بسیارخب

32:39.501 --> 32:41.378
‫بیا از شَرِ این بطری‌ها خلاص بشیم

32:41.461 --> 32:43.297
‫- نخوابیا
‫- آره، یالا

32:54.308 --> 32:55.517
اسلحه چی شد؟

33:00.314 --> 33:02.733
‫بسیارخب. اُسگلا بیاین

33:12.659 --> 33:15.120
‫حواست به اینجا باشه، باشه جِد؟

33:18.999 --> 33:21.627
‫- کسی ماشین نداره؟
‫- من دارم

33:21.710 --> 33:24.630
‫- می‌تونی رانندگی کنی؟
‫- من می‌تونم

33:24.713 --> 33:26.340
‫بهتر از مین مستی
‫رو مدیریت می‌کنم

33:26.423 --> 33:28.800
‫بسیارخب. کارت‌رایت، همراه من بیا

33:29.927 --> 33:31.261
شما ۲ تا مُنگلا بیاین دنبال‌مون

33:31.345 --> 33:32.554
‫کجا می‌ریم؟

33:32.638 --> 33:34.306
خیابان روپل. جنوب رودخانه

33:34.389 --> 33:36.058
چرا؟ -
تا به نجاتِ -

33:36.141 --> 33:37.226
حسن احمد کمک کنیم

33:43.690 --> 33:44.691
‫امروز صبح...

33:44.775 --> 33:47.069
‫نخست وزیر آدم‌رباها رو شیطان توصیف کرد

33:47.152 --> 33:48.987
‫دولت داره حرفای جِدی می‌زنه...

33:49.071 --> 33:53.200
‫آدم‌رباها ادعا می‌کنن
‫عضو گروهی به اسم پسران آلبیون هستن

33:53.283 --> 33:54.910
‫کارهای نفرت انگیز و وحشتناک

33:54.993 --> 33:57.829
‫هراس از این وجود داره که
‫یک شهروند بریتانیایی دیگه هم کشته بشه

33:57.913 --> 34:00.040
‫دولت بریتانیا داره در کشور خودش

34:00.123 --> 34:02.918
‫با تروریسم بین المللی مبارزه می‌کنه

34:03.001 --> 34:07.089
‫به شدت نگران کننده‌ست
‫و تحقیقاتِ بیشتر ادامه داره

34:07.172 --> 34:09.757
ضرب الاجلی که رباینده‌های
حسن احمد تعیین کردن

34:09.842 --> 34:12.386
کمتر از ۴ ساعت دیگه به پایان می‌رسه

34:27.109 --> 34:29.527
‫شروع کنین. لَمب میره دم در
‫بعدش شما جمع و جور کنید

34:29.610 --> 34:30.445
‫بریم!

35:01.268 --> 35:03.478
‫- پول بود، نه؟
‫- چی؟

35:03.562 --> 35:06.023
‫«چی؟» بیخیال دیگه
‫توی اون پاکتی که توی جیب مودی بود

35:06.106 --> 35:09.151
‫پولِ فرارته
‫اگر نیاز شد این‌کار رو انجام بدی

35:09.234 --> 35:12.613
‫پول فرار؟
‫چرا، خیلی وقت بود این کلمه رو نشنیدم

35:12.696 --> 35:15.782
‫- از کجا شنیدی؟ پدربزرگت؟
‫- چقدر؟

35:16.617 --> 35:18.035
‫1500تا

35:18.118 --> 35:21.246
و یه پاسپورت و کلید یه جعبه

35:21.330 --> 35:23.207
‫سوئیس؟ -
‫معلومه که سوئیس نه -

35:23.290 --> 35:27.544
‫یه بانک توی یه شهر کوچک توی فرانسه
‫4 ساعت از پاریس فاصله داره

35:27.628 --> 35:29.046
‫چرا دارم این چیزا رو بهت میگم؟

35:30.380 --> 35:32.382
‫احتمالاً واسۀ اینکه
‫یه بهونه برای کشتنم داشته باشی

35:33.050 --> 35:34.468
احتمالاً واسۀ همینه

35:42.184 --> 35:43.810
‫وزارت کشوره خانم. باروبیه

35:44.561 --> 35:47.105
‫بهش بگو وسط عملیاتم
‫وقتی تونستم زنگ می‌زنم

35:47.606 --> 35:48.607
بله خانم

35:52.569 --> 35:54.821
‫فکر می‌کنی می‌تونه نفس بکشه؟

35:54.905 --> 35:55.989
بازی کن

35:56.073 --> 35:57.574
خیلی وقته تکون نخورده

35:57.658 --> 35:59.243
واسۀ اینه که بستمش به صندلی

36:03.914 --> 36:05.499
می‌تونی نفس بکشی، مگه نه؟

36:06.875 --> 36:09.419
‫مسخره بازی در نیار. سرت رو تکون بده
‫می‌دونم که صدام رو می‌شنوی

36:09.503 --> 36:10.504
‫دیدی؟
‫حالش خوبه

36:14.675 --> 36:15.676
‫۱۵تا

36:18.929 --> 36:19.763
‫شرط می‌بندم

36:21.890 --> 36:22.891
۱۵تا

36:24.601 --> 36:25.811
‫کجا بودی؟

36:26.562 --> 36:27.980
بالشت بغل کرده بودی و گریه می‌کردی؟

36:30.732 --> 36:32.943
هی، اون بالا چیکار می‌کردی؟

36:33.527 --> 36:34.528
‫فکر می‌کردم

36:35.112 --> 36:36.905
‫فکر کردم صدایجیغ شنیدم

36:37.781 --> 36:39.283
‫می‌خوای تو هم بازی کنی؟

36:39.366 --> 36:41.076
ولی واسۀ پول بازی می‌کنیما

36:41.159 --> 36:42.786
شاید جرأتش رو نداشته باشی

36:43.620 --> 36:45.038
می‌خوام ۳۰ تا دیگه اضافه کنم

36:45.831 --> 36:47.124
توی کدوم هَنگ بودی؟

36:47.207 --> 36:49.168
چی؟ -
توی ارتش -

36:50.210 --> 36:52.629
‫می‌دونی، اون موقع که مسلمان‌ها رو می‌کشتی

36:53.547 --> 36:54.631
نیروی دریایی

36:55.507 --> 36:56.508
‫هَنگت رو پرسیدم

36:56.592 --> 36:58.218
نیروی دریایی، هَنگ نداره

36:58.302 --> 37:00.888
گُردان‌هایی هستن که به «کماندو» معروف‌ان

37:00.971 --> 37:02.848
خودت رو مسخره نکن

37:05.726 --> 37:06.727
خب؟

37:09.938 --> 37:10.939
همه‌ش

37:17.779 --> 37:18.864
‫تف توش

37:21.658 --> 37:23.744
‫انگار شما ۲ تا بالاخره جُربُزه پیدا کردین

37:24.369 --> 37:25.746
‫یکی‌تون

37:26.455 --> 37:28.457
از اینا استفاده نکردی، کردی؟

37:30.876 --> 37:31.877
‫بذارش زمین

37:32.753 --> 37:33.754
‫نه

37:34.671 --> 37:36.673
‫وقتی دستمه حس خوبی دارم

37:39.760 --> 37:41.470
‫به گمونم، فقط یه ضربه کافیه

37:42.804 --> 37:44.264
قشنگ می‌بُره

37:45.015 --> 37:47.267
‫تا همه چیز رو خراب نکردی بذارش زمین

37:48.519 --> 37:49.603
وایسا ببینم

37:50.479 --> 37:52.481
‫الان کشتنش همه چیز رو خراب می‌کنه؟

37:55.609 --> 37:56.652
عجیبه

37:57.486 --> 37:59.154
‫منظورم اینه، دربارۀ چی حرف می‌زنی رفیق؟

38:00.864 --> 38:03.367
فکر می‌کردم قراره طلوع آفتاب
به‌خاطر انگلستان یه کاری بکنیم

38:05.118 --> 38:06.119
‫ببین

38:07.162 --> 38:09.665
‫وقتی که این ماجرا تموم بشه
‫من به سیموندز گزارش میدم، نه؟

38:10.415 --> 38:13.544
‫می‌تونم بهش بگم سرباز خوبی هستی
‫تشویق میشی

38:14.545 --> 38:19.716
یا می‌تونم بهش بگم باعث دردسری
و اونم به افرادش میگه دخلت رو بیارن

38:21.301 --> 38:22.302
تصمیمش با خودته

38:42.948 --> 38:44.074
عوضی

38:45.617 --> 38:48.036
‫- دستِ کامل مشنگ‌ها
‫- لعنتی

38:48.120 --> 38:49.204
‫- هی!
‫- نه!

39:06.221 --> 39:07.598
خیلی ساکت به‌نظر می‌رسه

39:07.681 --> 39:11.059
‫چه انتظاری داشتی؟
‫دم در بادکنک نصب کنن؟

39:15.981 --> 39:18.734
‫هی، هی. اگر قراره فقط در بزنی
‫چرا اسلحه می‌گیری دستت؟

39:18.817 --> 39:21.361
‫چون این عملیات بِگاییه

39:22.404 --> 39:25.532
‫تورنر داره طبق قوانین لندن عمل می‌کنه
‫اما ماموریت میدانی به من محول شده

39:25.616 --> 39:28.035
‫پس طبق قوانینِ مسکو بازی می‌کنم. ممنون

39:41.590 --> 39:42.591
‫هی

39:43.217 --> 39:45.052
‫داری چیکار می‌کنی؟

39:45.135 --> 39:46.386
‫گربه رو نوازش می‌کنه

40:10.827 --> 40:12.037
‫لعنتی!

40:14.081 --> 40:15.082
‫از پشت بیاین!

40:20.003 --> 40:21.296
‫لمب؟

40:23.966 --> 40:24.967
لمب؟

40:25.634 --> 40:26.635
توی آشپزخونه‌ام

40:37.855 --> 40:38.856
‫لعنتی

40:53.857 --> 41:00.857
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

41:02.858 --> 41:07.858
‫«تـرجمـه از عـلـيـرضـا و مــــهــــرداد»
‫.:: Oceanic 6 - MehrdadSS ::.
