WEBVTT

00:14.571 --> 00:17.071
‫چطوری جذاب؟ اگه برم دوش بگیرم که اوکیه؟

00:17.161 --> 00:19.241
‫خب، اون وقت آینه‌ام بخار می‌گیره.

00:19.331 --> 00:22.081
‫چطوره یه جای کوچیک از در حموم رو پاک کنم،

00:22.161 --> 00:24.001
‫اون وقت بتونی یه سرکی بکشی؟

00:24.081 --> 00:28.921
‫دو جا رو پاک کن. یکی واسه منطقه
‫ممنوعه، اون یکی رو هم واسه صورتت.

00:29.001 --> 00:30.341
‫باشه، قبوله.

00:46.731 --> 00:50.271
‫ملکِ خیلی ردیفیه، ولی
‫بیش از حد بدهی بالا آوردم.

00:50.361 --> 00:53.901
‫شاید مجبور شم زیر قیمت بفروشمش. قشنگ
‫داره حس شکست رو تو وجودم بیدار می‌کنه.

00:54.651 --> 00:55.861
‫ببخشید، حالت خوبه؟

00:55.951 --> 00:59.621
‫آره. قرصامو خوردم، ولی
‫دیگه مثل قبل زود اثر نمی‌کنن.

01:00.491 --> 01:03.831
‫اگه اذیتت می‌کنه، دستمو بذارم روی پام.

01:03.911 --> 01:06.251
‫بعدشم با این پتو بپوشونمش.

01:07.001 --> 01:12.461
‫ولی اون وقت ممکنه این‌جوری به نظر بیاد
‫که دارم با بدبختی‌های مالیِ تو جق می‌زنم.

01:13.461 --> 01:16.261
‫ببخشید اگه حواستو پرت می‌کنه.

01:18.761 --> 01:19.761
‫ممنون.

01:26.891 --> 01:28.401
‫تو واسه چی اینجایی؟

01:29.351 --> 01:30.861
‫پارکینسون. تو چی؟

01:30.941 --> 01:31.941
‫فقط اصلاح مو.

01:34.651 --> 01:36.361
‫حقمه که بیشتر از اینا بهم بخندی.

01:36.451 --> 01:38.911
‫شرمنده. امروز کلاً تو خودمَم.

01:38.991 --> 01:42.331
‫خوب به نظر میای. صدات هم محکمه.
‫باعث میشه آدم عاقلی به نظر برسی.

01:42.411 --> 01:44.411
‫آره، حسابی عاقلم.

01:45.001 --> 01:46.001
‫تعادلت چطوره؟

01:46.081 --> 01:49.501
‫بد نیست. این تمرینای مسخره کمک می‌کنه.

01:49.581 --> 01:52.791
‫من؟ روزی سه بار می‌خورم زمین.
‫دارم به این فکر می‌کنم که برم بدلکار شم.

01:55.511 --> 01:56.801
‫- پاول.
‫- جری.

01:58.131 --> 02:01.801
‫فقط یه لرزش خفیف داری. حاضرم
‫آدم بکشم که لرزشم در همین حد باشه.

02:01.891 --> 02:04.141
‫آره. خب، بدنم حسابی خشک میشه.

02:04.721 --> 02:07.521
‫سمت چپم هم همیشه درد می‌کنه.

02:07.601 --> 02:10.191
‫به دوست‌دخترم گفتم سکس کمک می‌کنه،

02:10.271 --> 02:13.021
‫ولی چون خودش دکتره،
‫می‌دونه دارم کصشر میگم.

02:13.111 --> 02:14.861
‫خیلی بدشانسیه.

02:14.941 --> 02:18.951
‫احساس حماقت می‌کنم
‫که دارم پیش تو ناله می‌کنم.

02:19.031 --> 02:20.201
‫خواهش می‌کنم.

02:21.071 --> 02:22.991
‫همه‌مون سوار یه قطار کیری به مقصد جهنمیم.

02:23.741 --> 02:25.951
‫مغزت چطوره؟ توهم نداری؟

02:26.041 --> 02:27.501
‫نه، خداروشکر.

02:27.581 --> 02:28.791
‫توهم از همه بدتره.

02:29.711 --> 02:32.081
‫همین‌جوریش که بدنت از کار می‌افته بد هست، چه برسه
‫به اینکه یه چیزای عجیب‌غریبی هم ببینی. ترسناکه.

02:32.171 --> 02:34.291
‫اصلاً نمی‌دونستم پارکینسون
‫از این داستانا هم داره.

02:34.801 --> 02:37.591
‫البته، یه بار «هلی بری» رو
‫دیدم که باهام تو وان حموم بود.

02:38.921 --> 02:40.301
‫یه بار دیگه هم مادرمو دیدم.

02:40.381 --> 02:43.511
‫پس هم خوب بوده هم بد؟ مگه
‫اینکه مادرت خیلی داف باشه.

02:43.601 --> 02:45.971
‫خب، بابام میگه تو تختخواب واسه خودش ببریه.

02:48.141 --> 02:52.151
‫دیگه ناله کردن بسه. من هنوز
‫اینجام، پس کیرم تو پارکینسون.

02:52.861 --> 02:54.981
‫آره. باشه.

02:55.071 --> 02:56.611
‫باید با تمام وجودت بگیش تا اثر کنه.

02:57.991 --> 02:59.401
‫جری، یه دقیقه دیگه میام سراغت.

02:59.491 --> 03:00.951
‫پاول، آماده‌ای؟

03:09.081 --> 03:10.371
‫کیرم تو پارکینسون.

03:11.211 --> 03:12.621
‫کیرم تو پارکینسون.

03:16.211 --> 03:18.011
‫چه وضعیه آخه؟ من اول اینجا بودم.

03:18.961 --> 03:20.221
‫باید باهاش روبرو بشم، جیمی.

03:20.301 --> 03:22.551
‫آخرِ عمرم قراره سخت بگذره.

03:23.141 --> 03:27.011
‫یا می‌تونم یه آدم مزخرف باشم که
‫همش واسه خودش دلسوزی می‌کنه،

03:27.561 --> 03:32.271
‫یا اینکه از ثانیه‌ثانیه‌ی باقی‌مونده‌ی
‫این زندگیِ فوق‌العاده لذت ببرم.

03:32.351 --> 03:34.771
‫دیگه نمی‌خوام تو فازِ «چرا من؟» زندگی کنم.

03:35.481 --> 03:36.981
‫من یه جورایی از فاز «چرا من؟» خوشم میاد.

03:37.071 --> 03:38.691
‫تازگیا یه چند سالی رو اونجا گذروندم.

03:39.861 --> 03:40.861
‫جای خوبیه.

03:41.651 --> 03:44.741
‫خلاصه، این فلسفه‌ی جدید
‫منه.کیرم تو پارکینسون.

03:45.951 --> 03:47.951
‫دهن‌پرکنه. کیرم تو پارکینسون.

03:48.041 --> 03:50.161
‫- کیرم تو پارکینسون.
‫- قشنگ کیر بکن تو صورتش.

03:50.251 --> 03:53.211
‫دیگه کیر نزن تو صورتِ مریضیِ من، جیمی.

03:53.291 --> 03:54.421
‫حالا می‌بینیم.

03:56.081 --> 03:57.461
‫ولی یه خواهشی ازت دارم.

03:58.461 --> 04:02.881
‫اگه دیدی دارم وا میدم، حواست بهم باشه.

04:03.681 --> 04:04.801
‫منو بکش بالا.

04:07.391 --> 04:09.141
‫می‌دونم توقع زیادیه.

04:09.221 --> 04:10.221
‫پاول.

04:11.731 --> 04:13.941
‫من خیلی بهت تکیه کردم.

04:15.441 --> 04:18.401
‫خوشحالم که این فرصت رو دارم که
‫حتی یه ذره هم که شده برات جبران کنم.

04:21.651 --> 04:23.611
‫با این حال، هنوزم نمی‌فهمم
‫چرا معنیش این میشه که

04:23.701 --> 04:27.031
‫باید تو یه ماشین اسپرت کنارت بشینم در حالی
‫که تو داری مثل روانی‌ها رانندگی می‌کنی.

04:30.121 --> 04:33.711
‫میای یا نه؟ صرفاً چون اجازه
‫ندارم تو خیابون رانندگی کنم،

04:33.791 --> 04:35.331
‫دلیل نمی‌شه که نتونم انجامش بدم.

04:42.841 --> 04:44.511
‫پاول، پاول.

04:45.721 --> 04:47.261
‫- خوش می‌گذره؟
‫- آره.

04:47.341 --> 04:48.471
‫خوبه.

04:48.551 --> 04:49.931
‫پاول، آروم‌تر برو.

04:50.011 --> 04:51.521
‫پاول، این داره حالمو بد می‌کنه.

04:51.601 --> 04:53.891
‫زنم توی ماشین مُرد، پاول.

04:53.981 --> 04:55.521
‫بی‌خیال بابا! آروم باش.

04:58.521 --> 05:03.521
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

05:03.521 --> 05:08.521
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

05:23.521 --> 05:28.021
‫« روان درمــانــی »

05:28.391 --> 05:31.761
‫عزیزم، ببخشید، پودر خامه تموم
‫شد چون حال نداشتم برم بخرم.

05:31.851 --> 05:34.271
‫در ضمن، دیشب وقتی خواب بودی...

05:34.351 --> 05:35.601
‫بذار ببینم... چجوری بگم؟

05:36.981 --> 05:38.731
‫شروع کردی مثل یه بزدلِ ترسو جیغ کشیدن.

05:39.401 --> 05:40.441
‫داستان چیه؟

05:40.521 --> 05:41.981
‫- خب می‌دونی...
‫- بگو دیگه. نه، نه جدی میگم.

05:42.071 --> 05:43.071
‫مثلاً چیه قضیه‌اش؟

05:44.151 --> 05:45.401
‫اوکی.

05:46.241 --> 05:47.361
‫وقتی ده سالم بود،

05:47.451 --> 05:50.281
‫یه میوه‌ی کاج پرت کردم
‫سمت یه کلاغ تو حیاطمون.

05:50.371 --> 05:53.161
‫و خب معلومه که حسابی شاکی شد.

05:53.241 --> 05:56.371
‫و از اون به بعد هر وقت می‌رفتم
‫ایستگاه اتوبوس، شیرجه می‌زد رو سرم.

05:56.871 --> 05:58.831
‫جدی میگم، هر دفعه.
‫می‌دونستی کلاغ‌ها کینه‌ای‌ان؟

05:58.921 --> 06:01.081
‫نمی‌دونستم. ولی تا همین‌جاش هم
‫بهترین داستانیه که تا حالا شنیدم.

06:01.171 --> 06:05.881
‫آره. واسه همینم مدام این کابوس رو می‌بینم
‫که قراره پیدام کنه و بگادم.

06:06.511 --> 06:08.551
‫چی؟ یعنی فکر می‌کنی مثلاً
‫قراره چشماتو از کاسه دربیاره؟

06:08.631 --> 06:10.181
‫احتمالاً فقط یه چشمو درمیاره.

06:10.261 --> 06:12.301
‫این‌جوری می‌تونی لبخندشو در
‫حالی که داره چشمتو می‌خوره ببینی.

06:12.391 --> 06:14.261
‫خیلی خوشحالم که اینو باهات در میون گذاشتم.

06:14.351 --> 06:16.391
‫می‌دونم. شرمنده عزیزم. دوست دارم.

06:17.891 --> 06:19.651
‫دوستت دارم.

06:19.731 --> 06:21.311
‫- چی؟
‫- منظورت از «چی» چیه؟

06:21.401 --> 06:23.111
‫نشنیدی چجوری گفتی «دوستت دارم»؟

06:23.191 --> 06:24.191
‫آره، صدام که نرمال بود.

06:24.271 --> 06:26.111
‫صدات شبیه «مورفیوس»
‫شده بود. دوباره امتحان کن.

06:28.201 --> 06:30.281
‫دوستت دارم. واو!

06:31.241 --> 06:33.241
‫- یکم راحت‌تر بگو، مثلاً بگو «خیلی می‌خوامت».
‫- باشه.

06:34.491 --> 06:35.581
‫می‌خوامت.

06:36.541 --> 06:37.701
‫یه بوس بده.

06:39.251 --> 06:40.871
‫اونم از «پمِ» نژادپرست.

06:40.961 --> 06:42.751
‫باید یه کاری کنم که بفهمه ازش متنفرم.

06:42.831 --> 06:46.591
‫بهم اعتماد کن. هر کسی که تو ازش متنفری،
‫همین الانشم قشنگ می‌دونه که ازش بدت میاد.

06:47.511 --> 06:49.801
‫خب، تو یه کاری کن که
‫بفهمه تو هم ازش متنفری.

06:50.381 --> 06:51.471
‫مثلاً چیکار؟

06:51.551 --> 06:54.511
‫آخه تا الان چقدر دیگه بگم
‫کیر بخوره؟ دیگه تکراری شده.

06:54.601 --> 06:56.391
‫داریم نزدیک میشیم. یه فکری بکن.

06:57.271 --> 06:58.271
‫صبح بخیر.

07:02.521 --> 07:05.821
‫این جذاب‌ترین چیزی بود که تا حالا
‫دیدم. پایه ای بریم خونه یه حالِ سریع بکنیم؟

07:06.531 --> 07:07.691
‫- معلومه که آره.
‫- ردیفه.

07:07.781 --> 07:08.991
‫بیا بریم.

07:10.531 --> 07:15.831
‫تموم شد. ببین چجوری همه‌چی رو ردیف
‫می‌کنم، خیلی مردونه‌ست. داره حشریت می‌کنه؟

07:15.911 --> 07:18.041
‫اگه داشتی درست انجامش می‌دادی، شاید آره.

07:18.121 --> 07:22.081
‫بی‌خیال بابا، هیچ‌چیزی مردونه‌تر از این نیست که
‫یه کاری رو با اعتمادبه‌نفسِ کامل، غلط انجام بدی.

07:22.581 --> 07:24.461
‫مگه اینکه مثلاً کنار کباب‌پز ایستاده باشم

07:24.541 --> 07:27.751
‫و هم‌زمان هم سوسیس‌ها رو
‫بسوزونم و هم خام تحویل بدم.

07:29.551 --> 07:30.841
‫دمت گرم مشتی.

07:31.681 --> 07:32.841
‫- چطوری بابا بزرگ؟
‫- بله؟

07:32.931 --> 07:35.351
‫چندتا فلفل اضافه گذاشتم تو
‫اون کیسه واسه «گراهام».

07:36.511 --> 07:37.931
‫یکشنبه شام می‌بینمتون.

07:38.021 --> 07:39.061
‫کجا شال و کلاه کردی؟

07:39.141 --> 07:40.851
‫قرارِ سکسی داره.

07:40.931 --> 07:43.351
‫- این یه...
‫- خودش می‌دونه قرار سکسی چیه.

07:43.441 --> 07:45.061
‫ای بابا، مرد. من چهل و خرده‌ای سالمه‌ها.

07:45.151 --> 07:46.231
‫اونم همین‌طور.

07:50.111 --> 07:52.361
‫دود از کنده بلند میشه.

07:52.451 --> 07:54.281
‫بعضی وقتا دلم واسه اون موقع‌هایی
‫که با هم حرف نمی‌زدیم تنگ میشه.

07:55.071 --> 07:56.451
‫بسه دیگه. خیلی خب.

08:00.251 --> 08:01.251
‫یه خبر توپ!

08:01.331 --> 08:03.041
‫آخرین شورتِ تمیزمو پیدا کردی؟

08:03.121 --> 08:04.461
‫چی؟ نه بابا.

08:04.541 --> 08:07.501
‫مربی فوتبال «وسلین»
‫داره میاد بازیِ بعدیِ منو ببینه.

08:08.711 --> 08:10.881
‫- واو. اینم خیلی هیجان‌انگیزه.
‫- آره.

08:11.761 --> 08:14.891
‫ایول! بزن زنگو. خبرای خوب
‫همین‌جوری داره از راه می‌رسه.

08:15.551 --> 08:16.971
‫الان بدون شورت گشتی؟

08:18.261 --> 08:19.771
‫- نه.
‫- ...بازم که شروع کردی.

08:19.851 --> 08:21.021
‫دیگه دارم ازش می‌گذرم.

08:21.521 --> 08:23.851
‫قراره برم کانتیکت فوتبال بازی کنم!

08:26.611 --> 08:30.111
‫عجیبه، این اواخر انگار همه
‫اطرافیانم غرق در شادی‌ان.

08:30.191 --> 08:32.821
‫ولی من هنوزم با کوچک‌ترین
‫چیزها ضربه فنی میشم.

08:32.901 --> 08:35.451
‫جالبه، دوستم پاول منو به فکر فرو برد.

08:35.531 --> 08:36.911
‫همه‌مون قدرت اختیار داریم.

08:36.991 --> 08:41.291
‫و شاید خوشبختی اون چیز
‫غیرممکنی که فکر می‌کنیم نباشه.

08:41.371 --> 08:42.751
‫فقط باید انتخابش کنی.

08:42.831 --> 08:44.581
‫و چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

08:44.671 --> 08:45.671
‫اشتباه از من بود.

08:46.171 --> 08:47.711
‫آخه تو شادترین آدمی هستی که می‌شناسم.

08:47.791 --> 08:51.211
‫ببین، لازم نیست هر بار که حرف
‫می‌زنیم سعی کنی به من انگیزه بدی.

08:52.091 --> 08:53.971
‫چرا نمی‌تونیم فقط بشینیم
‫و از قهوه‌مون لذت ببریم؟

08:54.051 --> 08:56.681
‫چون قهوه‌ی مغازه‌ی تو
‫رسماً یه جنایت علیه بشریته.

08:57.471 --> 09:00.061
‫منطقیه. به نظرت چرا اون کایوتی
‫(گرگ صحرایی) اینقدر غمگینه؟

09:00.141 --> 09:02.891
‫شاید چون بهش می‌گی کایوتی؟
‫این لهجه بریتانیایی نیست، این فقط...

09:02.981 --> 09:04.431
‫- تو بهش چی می‌گی؟
‫- کایوتی.

09:04.521 --> 09:05.811
‫کایوتی.

09:05.891 --> 09:07.691
‫- نه، نشد.
‫- اوکی.

09:07.771 --> 09:08.901
‫باید بپرسم.

09:10.111 --> 09:13.111
‫واقعاً خوشحالی که روزاتو با دادن رمز وای‌فای

09:13.191 --> 09:14.191
‫و گرم کردن شیر می‌گذرونی؟

09:14.281 --> 09:17.531
‫هی، من روی نحوه چیدمان
‫مافین‌ها هم کنترل خلاقانه کامل دارم.

09:17.611 --> 09:20.121
‫اوکی. مگه تو قبلاً طراح گرافیک نبودی؟

09:21.161 --> 09:23.791
‫آره. اون لوگوی بازارچه محلی رو دیدی؟

09:24.291 --> 09:25.581
‫- آره.
‫- کار من بود.

09:25.661 --> 09:27.881
‫خالی نبند بابا.

09:27.961 --> 09:30.091
‫من هر بار میرم بازارچه اونو می‌بینم.

09:30.171 --> 09:31.711
‫آره، دنیا همین‌جوری می‌چرخه.

09:34.551 --> 09:36.841
‫یه جایی بالاخره باید
‫زندگی‌تو از نو شروع کنی.

09:38.091 --> 09:39.091
‫می‌دونم.

09:40.721 --> 09:43.851
‫فقط بالاخره دارم تو همین وضعیتی
‫که هستم احساس آرامش می‌کنم.

09:43.931 --> 09:46.771
‫فکر کنم نمی‌خوام با ریسک
‫کردن، این آرامش رو به هم بزنم.

09:46.851 --> 09:48.771
‫آره، درکت می‌کنم.

09:48.851 --> 09:50.981
‫من و آلیس الان رابطه‌مون خیلی عالیه.

09:51.061 --> 09:53.031
‫اونم که به زودی میره دانشگاه.

09:54.651 --> 09:57.781
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که تا وقتی
‫در آرامش بمیرم، پیش من زندگی کنه.

09:57.861 --> 09:58.861
‫بعدش می‌تونه بره

09:58.951 --> 10:01.581
‫و هر غلطی که یه زن جوانِ ۷۰
‫ساله ممکنه انجام بده رو تجربه کنه.

10:01.661 --> 10:02.951
‫خیلی منطقی و سالمه!

10:04.081 --> 10:05.121
‫تو چطور باهاش کنار میای؟

10:06.501 --> 10:08.671
‫همون چیزی که به مریض‌هام میگم.
‫ادای چیزی رو دربیار تا واقعاً بهش برسی.

10:09.251 --> 10:10.421
‫می‌خوام حمایتش کنم.

10:10.501 --> 10:12.291
‫هر کاری از دستم برمیاد انجام
‫بدم تا بتونه وارد دانشگاه وسلین بشه.

10:12.381 --> 10:14.211
‫و تظاهر کنم که از درون دارم داغون میشم.

10:15.461 --> 10:22.471
‫گل!

10:24.511 --> 10:27.271
‫دارم تمرین می‌کنم چون می‌دونم
‫امروز حتماً یه گل می‌زنی.

10:27.351 --> 10:30.101
‫جدی داری این‌همه فشار می‌ذاری روی من؟

10:30.191 --> 10:32.611
‫چی؟ نه. اصلاً لازم نیست گل بزنی.

10:32.691 --> 10:34.321
‫نه. اگه نزنم، بدبخت میشم.

10:35.731 --> 10:37.401
‫امیدوارم هر اتفاقی که دلت می‌خواد بیفته،

10:37.491 --> 10:40.411
‫بدون اینکه حس کنی "باید"
‫حتماً اتفاق بیفته، پیش بیاد.

10:40.491 --> 10:43.491
‫هنوز نتونستم بفهمم موهای جدیدم
‫رو واسه بازی چجوری درست کنم.

10:43.581 --> 10:45.831
‫هدبند ببندم؟ یا نصفش رو بدم بالا؟ یا...

10:45.911 --> 10:47.291
‫هی، هی. من که عاشقشم.

10:48.871 --> 10:51.081
‫مامانت هم وقتی اول بار دیدمش
‫موهاشو همین‌جوری درست می‌کرد.

10:51.171 --> 10:53.631
‫- صبر کن. جدی؟
‫- نه. نمی‌دونم چرا اینو گفتم.

10:54.381 --> 10:57.211
‫با اون قضیه «گل زدن یا
‫نزدن» حسابی استرسیم کردی.

10:57.301 --> 10:59.381
‫یه خواهش کوچیک دارم.

11:00.551 --> 11:02.511
‫می‌شه واسه بازی امروز صورتمون رو رنگ کنیم؟

11:03.971 --> 11:05.311
‫درک، گفت نه.

11:05.391 --> 11:07.351
‫بی‌خیال بابا!

11:07.431 --> 11:08.731
‫ولی رو سینه که هنوز میشه، نه؟

11:08.811 --> 11:10.641
‫گفت هیچ‌جای بدن رو نباید رنگ کنید.

11:11.561 --> 11:12.861
‫مگه ما مذهبیِ افراطی‌ایم؟

11:13.361 --> 11:15.361
‫من کی عضو گروه «حال‌گیری» شدم؟

11:18.151 --> 11:19.611
‫چرا از الان رنگ کرده بود؟

11:19.701 --> 11:21.861
‫میگه این‌جوری وقت داره
‫که قشنگ روی پوست بشینه.

11:22.701 --> 11:23.741
‫هی، من دارم میرم.

11:24.241 --> 11:25.371
‫- اوکی.
‫- منم دارم میام.

11:25.871 --> 11:28.831
‫اوکی. گوش کن، من این صحنه رو تصور کردم.

11:28.911 --> 11:31.161
‫مربی وسلین عاشقت میشه.

11:31.251 --> 11:34.331
‫میری به دانشگاه رویاهات توی نیو انگلند.

11:34.421 --> 11:36.421
‫تیپِ یقه اسکیِ منم که حرف نداره.

11:36.501 --> 11:41.471
‫واسه تمام بازی‌های بزرگ اونجام. افتتاحیه
‫فصل، جشن بازگشت، آخر هفته همسایه‌ها.

11:41.551 --> 11:43.141
‫- آخر هفته‌ی والدین.
‫- حالا می‌بینیم.

11:43.221 --> 11:44.431
‫خوبی؟

11:44.511 --> 11:46.601
‫درست نخوابیدم. یکم دارم رد می‌دم.

11:46.681 --> 11:48.721
‫ببین، اگه اونجا استرست گرفت،

11:48.811 --> 11:51.641
‫فقط کافیه به سکوها نگاه
‫کنی و همه‌ی ما رو ببینی

11:51.731 --> 11:53.851
‫- و انرژی مثبت ما رو قرض بگیری.
‫- آره.

11:53.941 --> 11:55.651
‫- و ما هم اون انرژی رو بهت می‌تابونیم.
‫- باشه.

11:55.731 --> 11:56.731
‫این‌جوری می‌شیم که...

12:01.071 --> 12:03.531
‫- بابا، چته آخه؟
‫- انگار داری روش بالا میاری.

12:03.611 --> 12:04.911
‫آره، فهمیدم چی شد.

12:04.991 --> 12:07.741
‫هی آلیس، ما واقعاً بهت افتخار می‌کنیم.

12:07.831 --> 12:09.081
‫هنوز که بازی نکردم.

12:09.161 --> 12:10.291
‫فرقی نمی‌کنه.

12:17.711 --> 12:20.511
‫صبح بخیر. اون لبخند رو من آوردم رو لبت؟

12:20.591 --> 12:21.671
‫آره، کار خودت بود.

12:25.891 --> 12:27.141
‫فکر کنم باید این رابطه رو تموم کنیم.

12:27.221 --> 12:31.521
‫و منظورت از «این رابطه»، همون
‫حرف زدن‌های قبل سکسه دیگه. درسته؟

12:31.601 --> 12:33.641
‫وقتی باهات آشنا شدم، تازه طلاق گرفته بودم

12:33.731 --> 12:37.401
‫و به یه چیز جذاب و سرگرم‌کننده نیاز داشتم.

12:37.481 --> 12:43.571
‫و بعدش یه مرد جوون و سکسی پیدا شد
‫که تو تخت منو «دکتر سایکس» صدا می‌کرد.

12:43.651 --> 12:45.911
‫خب، عمراً اگه الان دیگه
‫بخوام اسم کوچیکت رو یاد بگیرم.

12:48.161 --> 12:50.411
‫فکر کنم وقتش رسیده که
‫دیگه از آینده فرار نکنم.

12:50.991 --> 12:52.451
‫اوکی، این خیلی ضدحاله.

12:52.541 --> 12:55.171
‫واقعاً می‌خوای تظاهر کنی که
‫این قضیه واسه تو خیلی جدیه؟

12:55.251 --> 12:56.961
‫نه. ولی...

12:59.041 --> 13:00.341
‫دلم واسش تنگ میشه.

13:00.421 --> 13:03.091
‫خب، نگفتم که همین ثانیه باید تموم شه.

13:03.801 --> 13:06.091
‫پس یه برنامه فینالِ درست‌درمون داریم؟

13:06.761 --> 13:09.051
‫با گروه کر و... آتیش‌بازی و این حرفا؟

13:09.141 --> 13:10.761
‫آره، ولی ۱۵ دقیقه دیگه باید سر کار باشم.

13:10.851 --> 13:13.981
‫یه ۱۰ دقیقهِ بی حاشیه و ساده از
‫دستم برمیاد. بیا اینجا دکتر سایکس.

13:14.061 --> 13:16.981
‫ناموساً؟ واقعاً باهات به هم زد؟

13:17.061 --> 13:18.151
‫آره.

13:19.481 --> 13:20.691
‫انگار تعجب کردی؟

13:20.771 --> 13:22.941
‫فقط چون هنوز به من زنگ نزده.

13:24.111 --> 13:27.071
‫بیشتر با هم حرف زدیم
‫و اون گفت که بودن با من

13:27.161 --> 13:28.621
‫باعث میشه نتونه رو به جلو حرکت کنه.

13:29.781 --> 13:32.241
‫درکش می‌کنم، ولی باز رو اعصابه.

13:32.331 --> 13:34.961
‫خب، شاید واسه این رو
‫اعصابه که ته دلت می‌دونی

13:35.041 --> 13:36.961
‫که خودت هم باید بری سراغ زندگی‌ت.

13:37.041 --> 13:38.751
‫می‌دانم تو بیشتر از اینا می‌خوای.

13:39.631 --> 13:42.801
‫یه رابطه واقعی، یه خونه واسه خودت،

13:43.381 --> 13:45.091
‫یه قایق بادبانی توی کانتیکت.

13:46.471 --> 13:48.471
‫اوکی، اون آخری مال خودم بود.

13:48.551 --> 13:53.271
‫ولی نکته اینجاست که اگه
‫رشد نکنی، یعنی زندگی نمی‌کنی.

13:53.351 --> 13:55.061
‫نه بابا، من همین امروز صبح قشنگ زندگی کردم.

13:55.141 --> 13:56.141
‫اونم دو بار.

13:56.231 --> 13:58.151
‫این رو یادداشت می‌کنم.

13:59.611 --> 14:03.231
‫مریض با وجود اینکه دمش
‫رو چیدن، باز داره بلوف می‌زنه.

14:04.151 --> 14:05.281
‫دلم واسه اون دفترچه یادداشتت تنگ شده.

14:05.861 --> 14:06.951
‫منم همین‌طور بچه.

14:07.031 --> 14:09.241
‫دستام دیگه خیلی می‌لرزید.

14:10.161 --> 14:12.531
‫در مورد «میدان» چیزی بهت یاد دادم؟

14:13.121 --> 14:15.871
‫بازم از اون اراجیف معنوی و
‫چرت و پرت‌های من‌درآوردیه؟

14:15.951 --> 14:18.871
‫زندگی یه جور مکالمه با کائنات هست.

14:18.961 --> 14:20.381
‫بفرما، شروع شد.

14:20.461 --> 14:26.131
‫«میدان» یه نیروی انرژی هوشمنده
‫که می‌دونه تو قراره کی باشی.

14:26.221 --> 14:31.641
‫و مدام بهت نشون میده که روی
‫چه چیزهایی باید بیشتر کار کنی.

14:31.721 --> 14:35.351
‫اونقدر این کار رو تکرار می‌کنه
‫تا بالاخره بری سراغش.

14:35.431 --> 14:36.431
‫لعنتی.

14:37.061 --> 14:39.901
‫خیلی می‌تونست کمک‌کننده باشه،

14:40.441 --> 14:41.441
‫اگه واقعی بود.

14:42.811 --> 14:43.901
‫چرا لبخند می‌زنی؟

14:44.481 --> 14:46.991
‫چون دارم به این فکر
‫می‌کنم که چقدر قراره حال کنم

14:47.071 --> 14:49.741
‫وقتی بفهمی «میدان» واقعیه.

14:50.361 --> 14:51.951
‫و وقتی اون اتفاق افتاد،

14:52.031 --> 14:54.331
‫حتی لازم نیست بهم بگی
‫که حق با من بود.

14:54.411 --> 14:56.451
‫فقط، نمی‌دونم،

14:57.251 --> 14:59.711
‫یه جوری دستات رو بگیر سمتم

15:01.041 --> 15:02.421
‫انگار که من خداتم.

15:03.961 --> 15:06.051
‫چطوره یه چشمک سکسی بهت بزنم؟

15:07.511 --> 15:08.881
‫به اون میگی سکسی؟

15:09.471 --> 15:10.971
‫باشه. ببینم تو چه‌کاره‌ای.

15:16.221 --> 15:17.271
‫ایول، بد نبود، خوشم اومد.

15:17.351 --> 15:18.731
‫تو از پسش بر نمی‌اومدی.

15:20.641 --> 15:24.151
‫خیلی دنگ‌وفنگ داره
‫بازسازی حمام مهمان طبقه بالا.

15:24.861 --> 15:29.071
‫و ممنونم از شوهرم که
‫از نظر بودجه دستم رو کاملاً باز گذاشته.

15:29.151 --> 15:34.241
‫اما هر بار سعی می‌کنم بهش بگم
‫از نظر خلاقیت چه ایده‌ای تو ذهنمه،

15:34.781 --> 15:36.121
‫اصلاً نمی‌خواد بشنوه.

15:36.201 --> 15:37.951
‫زنان شجاع معمولاً ساکت می‌شن، کتی.

15:38.871 --> 15:41.831
‫تو، رزا پارکس، گروه پوسی‌رایت...

15:43.421 --> 15:45.131
‫آره، می‌دونم
‫نباید اون حرف رو می‌زدم.

15:45.211 --> 15:48.301
‫آخه مشکلش خیلی پیش‌پاافتاده بود.
‫نمی‌تونستم تمرکز کنم.

15:48.381 --> 15:50.171
‫پسر، منم بعضی وقتا از مرحله پرت می‌شم.

15:50.261 --> 15:52.471
‫یه مریض دارم، گریگوری.

15:52.551 --> 15:53.681
‫بهش می‌گن «اسپایدر» (عنکبوت).

15:53.761 --> 15:56.311
‫لقب باحالی داره،
‫کل بدنش هم تتوئه.

15:56.391 --> 15:58.021
‫همیشه هم از این بوت‌های خفن می‌پوشه.

15:58.101 --> 16:01.351
‫ولی این بشر اینقدر حوصله‌سربره که نگو...

16:02.101 --> 16:03.601
‫هی، زود اومدم؟

16:03.691 --> 16:04.691
‫گریگوری؟

16:05.611 --> 16:08.151
‫چطوری مرد؟ اوضاع چطوره؟

16:08.731 --> 16:10.651
‫- ما دیگه بریم سراغ کارمون.
‫- آره، برید.

16:11.571 --> 16:13.861
‫هر وقت به خودم به عنوان درمانگر شک می‌کنم،

16:13.951 --> 16:17.831
‫اون میره یه کار احمقانه‌ای می‌کنه که باعث
‫می‌شه نسبت به خودم حس بهتری پیدا کنم.

16:18.541 --> 16:19.751
‫واسه همین نگهش داشتم.

16:19.831 --> 16:22.371
‫آره. می‌دونی،
‫این روزا هر کسی رو که درمان می‌کنم

16:22.461 --> 16:24.501
‫انگار درگیر یه سری کصشر‌های
‫خیلی بی‌اهمیته.

16:24.581 --> 16:26.081
‫می‌دونم، رنج رنجه.

16:26.591 --> 16:28.881
‫و خوشحالم که از این راه
‫پول درمیارم.

16:28.961 --> 16:30.091
‫اما...

16:30.841 --> 16:33.881
‫نمی‌دونم. اون قضایای خواهرم،
‫یا دوقطبی بودن بابام.

16:34.641 --> 16:38.061
‫ببین، من واسه این وارد این کار شدم که به
‫مردم کمک کنم با تروماهای واقعی کنار بیان.

16:39.601 --> 16:42.731
‫مثلاً، بعضی وقتا حس می‌کنم
‫اون کاری که باید انجام بدم رو انجام نمی‌دم.

16:42.811 --> 16:43.851
‫اصلاً متوجه حرفم می‌شی؟

16:45.441 --> 16:47.651
‫اولین کار من تو بیمارستان «بل‌وو» بود.

16:47.731 --> 16:53.281
‫افکار خودکشی، اختلالات شخصیتی،
‫اسکیزوفرنی، خلاصه همه چی.

16:53.361 --> 16:54.491
‫چطور بود؟

16:54.571 --> 16:56.661
‫بدترین شغلی بود که تا حالا داشتم.

16:56.741 --> 16:59.661
‫- جدی؟
‫- و در عین حال بهترینش.

17:00.871 --> 17:02.501
‫تو اونجا عالی می‌شدی.

17:04.291 --> 17:05.291
‫مرسی، پاول.

17:05.371 --> 17:06.831
‫به عنوان دکتر،

17:08.081 --> 17:10.711
‫- یا به عنوان مریض.
‫- حالا هر کدوم.

17:10.801 --> 17:13.421
‫خب. داشتم به ترکیب رنگ
‫اتاق بچه فکر می‌کردم.

17:13.511 --> 17:16.881
‫واسه پرده‌ها، دو تا نمونه پارچه دارم
‫که از بینشون انتخاب کنی.

17:16.971 --> 17:19.561
‫- راستش رو بهش بگو.
‫- یه نمونه دارم.

17:19.641 --> 17:21.311
‫- اوکی.
‫- ولی خیلی مشتاقم

17:21.391 --> 17:22.931
‫- نظراتت رو بشنوم.
‫- حقیقت رو بگو.

17:23.021 --> 17:25.851
‫اصلاً برام مهم نیست چی فکر می‌کنی،
‫در ضمن کاغذ دیواری رو هم خودم انتخاب کردم.

17:25.941 --> 17:29.271
‫اوکی. می‌دونی، راستش
‫آوا فردا میاد پیشمون.

17:29.361 --> 17:31.481
‫شاید اونم یه سری ایده‌های باحال
‫واسه دکوراسیون داشته باشه.

17:31.571 --> 17:33.651
‫می‌دونستید،
‫داداشِ درک قبلاً شمع می‌خورد؟

17:33.741 --> 17:35.071
‫چی؟

17:35.151 --> 17:37.701
‫فکر کردم داریم درباره‌ی
‫کصشر‌های بی‌اهمیت حرف می‌زنیم.

17:37.781 --> 17:40.201
‫باشه. فقط کاغذ دیواری بچه رو نشونم بده.

17:40.281 --> 17:42.121
‫هنوز نه.
‫مهم‌ترین آدمِ جمع هنوز اینجا نیست.

17:42.201 --> 17:44.451
‫بی‌ادب. بهت که گفتم چارلی نمی‌تونه بیاد.

17:44.541 --> 17:46.791
‫- کی به چارلی اهمیت میده؟
‫- چطورید جیندا ها؟

17:46.871 --> 17:48.421
‫- هی!
‫- سلام.

17:48.501 --> 17:50.291
‫حالا دیگه می‌تونیم شروع کنیم.

17:51.881 --> 17:54.051
‫خب، نظرت چیه؟

17:54.131 --> 17:55.341
‫خیلی آرامش‌بخشه...

17:55.421 --> 17:56.551
‫وسط حرف گبی نپر.

17:56.631 --> 17:58.261
‫یعنی وقتی داره فکر می‌کنه
‫هم نباید بپرم وسط حرفش؟

17:58.341 --> 18:00.761
‫- برایان، لطفاً! اه.
‫- باشه، باشه، معذرت می‌خوام.

18:02.011 --> 18:03.021
‫لیز، عاشقشم.

18:03.521 --> 18:04.601
‫خیلی آرامش‌بخشه.

18:04.681 --> 18:07.691
‫تازه، اگه حس و حال نداشته باشی
‫بچه رو ببری پیاده‌روی،

18:07.771 --> 18:11.151
‫می‌تونی فقط بهش بگی: «آسمون رو نگاه کن
‫بچه جون. ما همین الانشم بیرونیم.»

18:11.231 --> 18:12.571
‫بچه‌ها خیلی خنگن.

18:12.651 --> 18:15.281
‫باورت می‌شه؟ فکر می‌کنه اجازه داره
‫واسه بچه من تصمیم بگیره.

18:15.361 --> 18:17.861
‫خودت می‌دونستی داری وارد چه ماجرایی می‌شی
‫وقتی «ننه لیز» رو استخدام کردی.

18:17.951 --> 18:22.491
‫من کاملاً روشن کرده بودم که قراره
‫با یه آدمِ «عشقِ کنترل» طرف باشی.

18:22.581 --> 18:23.951
‫من افتضاحم.

18:27.581 --> 18:29.371
‫من فقط... باید این تماس
‫رو جواب بدم، برم اون پشت.

18:31.251 --> 18:32.541
‫هی، تو.

18:32.631 --> 18:33.631
‫اون چی بود دیگه؟

18:33.711 --> 18:34.711
‫نمی‌دونم.

18:34.801 --> 18:37.801
‫چند روزه که همش
‫مخفیانه تلفنی حرف می‌زنه.

18:37.881 --> 18:38.881
‫خیلی عجیبه.

18:38.971 --> 18:40.971
‫معمولاً همیشه تلفن رو می‌ذاره
‫رو اسپیکر،

18:41.051 --> 18:43.891
‫و مجبورت می‌کنه به هر کسی که
‫پشت خطه سلام کنی.

18:43.971 --> 18:45.021
‫روانیم می‌کنه.

18:45.101 --> 18:46.641
‫تابلوئه دیگه، داره تلافیِ خیانتت رو درمیاره.

18:46.731 --> 18:48.561
‫- چی؟
‫- آره دیگه، قانونِ یک ساله.

18:48.641 --> 18:51.521
‫به همون اندازه وقت داره که همون کاری که
‫تو کردی رو انجام بده، بدون اینکه جریمه بشه.

18:53.481 --> 18:54.481
‫لیز؟

18:55.901 --> 18:57.071
‫پسر، گند زدی، نابودش کردی.

18:57.151 --> 19:00.321
‫- لیز، داشتم شوخی می‌کردم. فقط یه شوخی بود.
‫- هی. برگرد دختر. برگرد.

19:00.411 --> 19:02.241
‫هی، هی! بیاین دیگه!
‫باید بریم سرِ بازیِ فوتبال.

19:02.321 --> 19:05.121
‫- آره راست میگی. بزن بریم! بدو.
‫- بزن بریم! بزن بریم!

19:05.831 --> 19:07.541
‫- بریم که داشته باشیم!
‫- بزن بریم!

19:07.621 --> 19:09.211
‫- بریم.
‫- بریم.

19:09.291 --> 19:10.581
‫این چشه؟

19:10.671 --> 19:13.041
‫گرخیده، چون فکر می‌کنه
‫ممکنه درک بهش خیانت کنه.

19:13.131 --> 19:14.421
‫قانونِ یک ساله؟

19:15.711 --> 19:16.881
‫پیش میاد دیگه.

19:17.841 --> 19:19.471
‫پسر، جدی واقعیت داره؟

19:19.551 --> 19:20.591
‫آره.

19:21.091 --> 19:22.341
‫- بدویید! کی انرژی داره؟
‫- من!

19:22.431 --> 19:24.931
‫من! من خیلی پایه‌ام. تو چی؟

19:25.011 --> 19:26.351
‫- فوتبال چیه اصلاً؟
‫- من که آماده‌ام!

19:26.431 --> 19:28.981
‫- تو هم که آماده‌ای!
‫- صبر کنید، منتظر منم بمونید.

19:31.441 --> 19:35.651
‫ما زود اومدیم، یا بقیه هم
‫به اندازه من از فوتبال متنفرن؟

19:36.231 --> 19:38.441
‫هی. یه راه باحال واسه گذروندن وقت دارم.

19:39.031 --> 19:41.281
‫دادم برایان به وصیت‌نامه
‫جدیدت یه نگاهی بندازه.

19:41.951 --> 19:45.161
‫و اون گفت که ذینفعِ همدیگه
‫شدن (ارث بردن از هم)

19:45.241 --> 19:46.411
‫پیچیده‌تر از اونیه که فکر می‌کنیم.

19:46.911 --> 19:49.331
‫باید تکلیف اون «وکالت‌نامه
‫تام‌الاختیار» رو هم روشن کنیم.

19:50.291 --> 19:52.961
‫چون وقتی زمانش برسه که
‫بخوان دستگاه‌ها رو از من بکشن،

19:53.041 --> 19:56.251
‫مطمئنم «مگ» کم میاره و می‌ترسه. پس...

19:57.711 --> 20:00.221
‫- تو آدمِ منی.
‫- لحظه‌شماری می‌کنم.

20:00.301 --> 20:02.471
‫- واسه چی لحظه‌شماری می‌کنی؟
‫- واسه وقتی که باید کارِ پاول رو تموم کنم.

20:03.221 --> 20:04.891
‫عالیه. بعدش بریم ناهار بخوریم.

20:04.971 --> 20:06.011
‫ایول بابا، چه دَمی!

20:06.101 --> 20:08.061
‫این همه قیافه‌های خوشگل رو ببین آخه.

20:08.141 --> 20:11.061
‫مرسی که اومدید همگی. فقط می‌خواستم بگم...

20:11.141 --> 20:14.021
‫- قرار نیست هر لحظه‌ای رو تبدیل به سخنرانی کنی.
‫- این یکی لازمه.

20:14.101 --> 20:16.151
‫هنوزم حس می‌کنم درس خوبی برات می‌شه.

20:16.861 --> 20:19.321
‫ببینید، واقعاً برام یه دنیا ارزش داره.
‫اینکه همه‌تون اینجوری اومدید.

20:19.941 --> 20:23.161
‫مطمئن نیستم اگه شماها نبودید، آلیس
‫به چنین زن جوانِ قوی‌ای تبدیل می‌شد یا نه.

20:23.241 --> 20:24.451
‫نمی‌شد.

20:24.531 --> 20:26.491
‫- بیشترِ کارها رو ما کردیم.
‫- تو که هیچ کاری نکردی.

20:26.581 --> 20:28.741
‫چه مرگتونه؟
‫دارم تشکر می‌کنم مثلاً.

20:28.831 --> 20:30.701
‫سخنرانیِ عالی‌ای بود جیم‌بو. بشین سر جات.

20:30.791 --> 20:32.331
‫هی مرد. شنیدم آلیس موهاشو کوتاه کرده،

20:32.411 --> 20:33.961
‫پس شاید مجبور شی بهم نشون بدی
‫کدومشونه.

20:34.041 --> 20:35.041
‫باشه، حتماً.

20:35.881 --> 20:37.961
‫- دوستت دارم.
‫- شان.

20:38.051 --> 20:39.211
‫به بقیه گفتی؟

20:39.301 --> 20:40.921
‫فقط به شان گفتم عزیزم.

20:42.131 --> 20:43.881
‫منم دوستت دارم مرد.

20:44.551 --> 20:46.641
‫و بقیه رو هم همین‌طور. ببخشید عزیزم.

20:47.391 --> 20:48.891
‫هی! بدو آلیس! ماشالا!

20:48.971 --> 20:50.271
‫بدو آلیس!

20:50.351 --> 20:51.431
‫تو تشویق نمی‌کنی؟

20:51.521 --> 20:52.981
‫داره گرم می‌کنه بابا.

20:53.061 --> 20:55.561
‫- اونم چه گرم کردنی! مثل یه حیوون وحشی!
‫- هی!

20:55.651 --> 20:57.861
‫- به دختر مردم نگو حیوون. نه.
‫- آره داش، به زنا نگو حیوون وحشی، زشته.

20:57.941 --> 21:00.651
‫نه بابا، تو ورزش «حیوون»
‫بودن یعنی طرف خیلی خفنه، تعریفه.

21:01.401 --> 21:02.401
‫- جدی؟ اوکی، شرمنده.
‫- آره، ما رو ببخش.

21:06.701 --> 21:08.951
‫برو آلیس! ماشالا!

21:09.031 --> 21:10.701
‫صبر کن ببینم. تو چرا اون تو نیستی؟

21:10.791 --> 21:13.331
‫مربی پیشنهاد داد که... اگه به عنوان طرفدار
‫بیرون باشم، استعدادم بیشتر شکوفا می‌شه.

21:13.411 --> 21:16.421
‫خفه شو بابا! هر مربی‌ای که
‫من داشتم هم همینو بهم می‌گفت.

21:17.791 --> 21:19.751
‫باشه بابا. بدو آلیس! برو که رفتیم!

21:25.341 --> 21:29.931
‫ایول، ایول. خوبه. برو، برو، برو.

21:31.561 --> 21:32.771
‫آره، چه پاسی! عالی بود.

21:34.941 --> 21:37.941
‫ایول! آلیس، حرکتت حرف نداشت.

21:38.611 --> 21:40.771
‫- آره، وقتی مثبت حرف می‌زنم حال می‌کنه.
‫- خب، من که مثل تو نیستم.

21:40.861 --> 21:45.531
‫هی، اون دختره که موهاشو دم‌اسبی بسته! وقتی آلیس
‫بهت پاسِ گل میده، تمومش کن دیگه! آره با توام!

21:45.611 --> 21:48.371
‫- یا ابلفضل، پاول!
‫- پاول، داداش، یه کم فتیله رو بکش پایین.

21:49.071 --> 21:50.911
‫ماشاالله آلیس! بدو دختر!

21:50.991 --> 21:53.501
‫- بدو ماشاالله!
‫- همینه. برو آلیس!

21:53.581 --> 21:57.081
‫- بدو، این بازی مال خودته!
‫- آره. آره، آره، آره، خودشه!

21:58.291 --> 22:00.091
‫ای بابا! اون خطا بود دیگه!

22:00.171 --> 22:01.381
‫- ادامه بده! بازی کن!
‫- داور، خدایی؟

22:01.461 --> 22:03.211
‫کدوم بازی رو داری نگاه می‌کنی؟

22:03.301 --> 22:05.091
‫کله‌تو از تو کونت در بیار!

22:05.171 --> 22:07.261
‫وااای خدا، چقدر ما باحال و بانمکیم.

22:07.931 --> 22:09.721
‫بدو عزیزم. بدو، بدو، بدو.

22:12.811 --> 22:14.221
‫عیبی نداره، فدای سرت.

22:14.311 --> 22:18.061
‫ببینم، تو دکتری دیگه، نه؟ من
‫تازگی‌ها اصلاً نمی‌تونم تمرکز کنم.

22:18.151 --> 22:19.441
‫قرص «آدرال» (بیش‌فعالی)
‫بهت نمیدم، خیالت راحت.

22:25.281 --> 22:27.821
‫هی، به دختر کوچولوی من دست نزن.

22:29.871 --> 22:31.911
‫- دمت گرم داور، تصمیم درستی بود. ایول.
‫- آره! بالاخره، بالاخره یه سوت درست زدی.

22:31.991 --> 22:33.541
‫آروم و خونسرد باش عزیزم.

22:39.211 --> 22:41.421
‫صبر کنید، صبر کنید. هی همگی!

22:42.001 --> 22:43.671
‫می‌خوام هر کاری من می‌کنم،
‫شما هم انجام بدید، باشه؟

22:50.091 --> 22:51.301
‫خب، اینجوری...

23:12.031 --> 23:14.741
‫گللللللل!

23:18.001 --> 23:19.751
‫- بازیِ فوق‌العاده‌ای بود.
‫- هی، تو هم عالی بازی کردی.

23:19.831 --> 23:20.831
‫مرسی.

23:20.921 --> 23:25.841
‫آلیس، آلیس، آلیس!

23:25.921 --> 23:27.131
‫اوکی، دیگه داره لوس و عجیب می‌شه.

23:27.211 --> 23:29.131
‫هی آلیس، یه لحظه وقت داری؟

23:29.221 --> 23:31.181
‫- حتماً.
‫- اون مربیِ تیم «وسلیان» نیست؟

23:31.261 --> 23:33.221
‫- نگاه نکن بهش.
‫- به یه ورمم نیست.

23:33.891 --> 23:35.011
‫دارم با چشمام می‌خورمش.

23:35.601 --> 23:36.601
‫آلیس لِیرد.

23:39.431 --> 23:40.941
‫- می‌خوای فقط...
‫- پاول، پاول...

23:41.021 --> 23:43.731
‫حس می‌کنم این دقیقاً بدترین
‫حرکتِ ممکن واسه این لحظه‌ست.

23:45.441 --> 23:47.821
‫خب، اگه واقعاً تصمیم‌تون قطعیه که
‫وکالت‌نامه‌هاتون رو به نامِ هم بزنید،

23:47.901 --> 23:50.241
‫پیشنهاد می‌کنم حساب‌های
‫بازنشستگی‌تون رو هم به‌روز کنید،

23:50.321 --> 23:53.451
‫و اسم «جولی» رو هم توی سندِ
‫خونه بیارید، که البته کارِ دنگ‌وفنگ‌داریه.

23:53.531 --> 23:57.121
‫یه دفتردار لازم دارید، یه
‫شاهد، و یه تارِ سبیلِ پلنگِ برفی!

23:57.201 --> 23:59.751
‫چی رو باید امضا کنم تا تو فقط خفه شی؟

23:59.831 --> 24:01.751
‫هی! خودت ازم پرسیدی، پیرمردِ غُرغُرو.

24:01.831 --> 24:06.381
‫ولش کن. همش... نمی‌دونم...
‫خیلی پیچیده به نظر می‌رسه.

24:06.461 --> 24:08.131
‫چرا شما دوتا فقط با هم ازدواج نمی‌کنید؟

24:08.841 --> 24:10.341
‫مگه اونجوری بیشترِ این مشکلات حل نمی‌شه؟

24:11.261 --> 24:13.431
‫می‌دونی، حرفش بیراه نیست.

24:14.391 --> 24:17.431
‫آخه کدوم دختر کوچولویی هست
‫که آرزو نداشته باشه ازدواج کنه...

24:17.511 --> 24:19.601
‫فقط واسه اینکه فرم‌های اداریِ کمتری پُر کنه؟

24:20.391 --> 24:21.521
‫آره، اونجوری حله.

24:28.151 --> 24:31.781
‫تو الان جای من، از
‫دوست‌دخترم خواستگاری کردی؟

24:37.331 --> 24:39.291
‫- پاول...
‫- نه، نه، نه.

24:39.371 --> 24:41.751
‫خیلی صحنه‌ی جذابیه. خرابش نکن.

24:46.631 --> 24:47.921
‫سوتی از من بود.

24:51.591 --> 24:52.591
‫شرمنده.

24:59.931 --> 25:01.021
‫درست می‌شه.

25:01.101 --> 25:02.271
‫فکر نکنم.

25:04.941 --> 25:06.191
‫- هی عزیزم.
‫- سلام.

25:07.651 --> 25:09.111
‫باید یه اعترافی بکنم.

25:10.321 --> 25:11.531
‫اون تلفنی که دیروز جواب دادم...

25:11.611 --> 25:12.611
‫صبر کن. می‌دونستم!

25:12.691 --> 25:15.571
‫همون زنیه که باهاش بازی می‌کنی؟

25:16.281 --> 25:17.951
‫داری با اون لاس می‌زنی؟

25:18.031 --> 25:19.621
‫نه بابا. شارون اصلاً تو این فازها نیست.

25:19.701 --> 25:22.791
‫واسه اینکه اینو بدونی، حتماً
‫خیلی زیاد باهاش حرف زدی.

25:22.871 --> 25:24.121
‫ببین، همه‌ی اون زنگ‌ها...

25:25.461 --> 25:27.831
‫متیو بود. دوباره اخراج شده.

25:27.921 --> 25:30.211
‫و ازم خواست که کمکش
‫کنم چطوری خبر رو به تو بده.

25:30.301 --> 25:32.171
‫خب چرا خودش مستقیماً بهم نگفت؟

25:32.261 --> 25:37.971
‫شاید چون حس می‌کنه بعضی وقتا
‫باهاش خیلی سخت‌گیرانه رفتار می‌کنی.

25:38.641 --> 25:40.851
‫مثل اون موقع که پنج سالش
‫بود و روی ماشینت خط انداخت،

25:40.931 --> 25:42.931
‫تو هم زنگِ سه چرخش رو شکوندی.

25:43.521 --> 25:45.601
‫- چشم در برابر چشم.
‫- دقیقاً.

25:45.691 --> 25:49.021
‫فکر کنم خیال کرده اگه اول من یَخِ تو
‫رو باز کنم، اوضاع بهتر پیش می‌ره.

25:49.981 --> 25:52.571
‫راستی، تو این شلوار خیلی جذاب شدی‌ها!

25:54.901 --> 25:55.991
‫ادامه بده...

25:58.161 --> 25:59.451
‫باید برگرده خونه زندگی کنه.

25:59.531 --> 26:01.371
‫- دوباره؟
‫- آره!

26:01.451 --> 26:03.621
‫این بچه کی می‌خواد خودش رو جمع و جور کنه؟

26:03.701 --> 26:06.671
‫می‌دانم. عزیزم، تحت فشاره.
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟

26:08.671 --> 26:10.171
‫کی می‌خواد برگرده؟

26:11.301 --> 26:12.551
‫تقریباً ۶ ساعت پیش.

26:13.461 --> 26:14.671
‫سلام مامان.

26:15.671 --> 26:18.591
‫- تو این شلوار خیلی جذ...
‫- اوکی، این حرف‌ها به تو نیومده.

26:18.681 --> 26:21.931
‫باشه. بیا اینجا. بغلم کن.

26:22.011 --> 26:24.061
‫اما تو، می‌تونی ادامه بدی.

26:24.141 --> 26:26.311
‫عجب چیزی شدی!

26:28.651 --> 26:30.061
‫صبح بخیر.

26:30.861 --> 26:33.281
‫نه، نه، نه. وقتشه با واقعیت روبرو
‫شی. می‌خوام این صحنه رو ببینم.

26:34.031 --> 26:36.531
‫ببین پاول، معذرت می‌خوام که از طرفِ
‫تو از دوست‌دخترت خواستگاری کردم.

26:37.741 --> 26:40.781
‫و حاضرم هر تنبیهی که
‫صلاح می‌دونی رو بپذیرم.

26:40.871 --> 26:43.081
‫کارهای دفتری، محلی بهت ندم،

26:43.161 --> 26:46.331
‫یا حتی یه درکونی کوچولو، اگه هنوز تو
‫نسلِ شما اینجوری مسائل رو حل می‌کنید.

26:46.911 --> 26:48.001
‫قرار نیست تنبیه بشی.

26:48.081 --> 26:50.421
‫اه، ضد حال! همون درکونی کوچولو رو انجام بده.

26:50.501 --> 26:53.381
‫کاشف به عمل اومد که ازدواج
‫کردن بیشترِ مشکلاتمون رو حل می‌کنه.

26:53.461 --> 26:56.841
‫واسه همین آخر هفته می‌ریم
‫محضر که کار رو تمام کنیم.

26:56.921 --> 27:00.431
‫وقتی هم که پرسیدن آیا
‫حاضر پیوند زناشویی ببندید،

27:00.511 --> 27:04.061
‫جولی فقط می‌گه: «فکر کنم آره.»

27:04.141 --> 27:08.271
‫منم می‌گم: «چرا که نه؟» به همین سادگی.

27:08.351 --> 27:09.391
‫آره. پاول ببخشید،

27:09.481 --> 27:12.361
‫ولی جوابِ من به این مدل «عروسیِ
‫بی‌عروسی»، یه «نهِ» بزرگ و قاطعانه‌ست.

27:12.441 --> 27:14.651
‫اوکی، من که تو دردسر نیستم،
‫ولی فضا داره خطرناک می‌شه.

27:14.731 --> 27:19.401
‫پس من برم یه صبحانه‌ای بزنم و با
‫همین پیروزی صحنه رو ترک کنم.

27:20.571 --> 27:21.661
‫آخ.

27:21.741 --> 27:24.161
‫بیخیال. خودت می‌دونی چقدر
‫تو و جولی رو دوست دارم.

27:24.241 --> 27:26.161
‫بذار فقط یه دورهمیِ کوچولو راه بندازم؟

27:28.501 --> 27:30.081
‫به هیچ وجه.

27:30.171 --> 27:33.421
‫پاول، پاول، پاول... عروسی که واسه
‫آدمایی که دارن ازدواج می‌کنن نیست.

27:33.501 --> 27:35.881
‫واسه پدر و مادرهاست، واسه
‫مادربزرگ و پدربزرگ‌ها و ایناست.

27:35.961 --> 27:39.381
‫که خب تو موردِ تو، همه‌شون به رحمتِ
‫خدا رفتن، پس این عروسی در واقع...

27:39.471 --> 27:41.471
‫اگه بخوای منطقی فکر کنی، فقط واسه منه!

27:41.551 --> 27:44.891
‫- جولی هم هیچ مراسمی نمی‌خواد.
‫- دارم شماره‌شو می‌گیرم.

27:44.971 --> 27:46.141
‫- این کار رو نکن.
‫- دارم می‌کنم.

27:46.221 --> 27:47.811
‫اون همیشه دلش می‌خواد با من حرف بزنه.

27:50.061 --> 27:52.691
‫هی جولی. چی شده که یادی
‫از ما کردی؟ افتخار دادی.

27:53.481 --> 27:54.571
‫افتخار...

27:54.651 --> 27:56.651
‫وای، اینقدر هول شدم که
‫یادم رفت واسه چی زنگ زدم.

27:57.321 --> 27:59.071
‫اوکی، خودت رو کنترل کن دختر.

27:59.651 --> 28:00.951
‫خودت می‌دونی با من چه می‌کنی.

28:01.031 --> 28:02.321
‫من اینجام!

28:02.411 --> 28:04.161
‫خب، چی می‌گی

28:04.241 --> 28:08.161
‫اگه من یه جورهایی یه «عروسیِ
‫فسقلیِ بی‌عروسی» راه بندازم؟

28:08.251 --> 28:11.211
‫کشیش و اینا تعطیل، اونا خیلی
‫رو مُخن. نوشیدنی هم که به راهه.

28:11.291 --> 28:13.211
‫لباس هم هر چی دوست داشتید
‫بپوشید، کت‌وشلوارِ رسمی ممنوع.

28:13.291 --> 28:15.251
‫و تو هم با من میای تا یه
‫لباس خوشگل انتخاب کنیم،

28:15.341 --> 28:18.921
‫که اون بازوهای تراشیده و
‫بال‌مانندت رو قشنگ نشون بده.

28:19.551 --> 28:21.341
‫باشه. گوشی رو بده به پاول، لطفاً.

28:25.551 --> 28:28.311
‫واقعاً بازوهات مثلِ بالِ
‫فرشته‌ها تراشیده و قشنگه.

28:28.391 --> 28:30.731
‫مرسی. خب، حالا چطوری جلوی این رو بگیریم؟

28:30.811 --> 28:33.441
‫فکر کنم باید کلاً خلاصش کنیم!

28:34.771 --> 28:38.031
‫بی‌خیال پاول! خودت که می‌دونی این
‫چند وقته چقدر گیج و سردرگم بودم.

28:38.111 --> 28:39.401
‫من واقعاً به این تنوع احتیاج دارم.

28:39.941 --> 28:44.991
‫فرض کن من یه دخترم که جلو یه پسر ایستاده و داره
‫ازش خواهش می‌کنه که با یه دختر دیگه ازدواج کنه!

28:45.071 --> 28:48.041
‫بازم میگم، به هیچ وجه.

28:48.741 --> 28:51.291
‫- باشه، قبوله.
‫- یسسسسس! ایول، قبول کرد!

28:51.371 --> 28:53.211
‫- لعنتی!
‫- پشیمون نمی‌شی سکسی!

28:53.291 --> 28:54.791
‫- آره، فعلاً خداحافظ.
‫- اوکی، فعلاً قربانت.

28:55.711 --> 28:58.801
‫من اصلاً با این قضیه موافق نیستم.

29:01.761 --> 29:04.131
‫مربی الاناس که برسه، ولی خیالی نیست.

29:04.221 --> 29:05.721
‫می‌دونی چرا؟ چون ما کاملاً

29:06.301 --> 29:08.931
‫آماده‌ایم. خونه دسته گل شده.

29:09.011 --> 29:11.431
‫چندتا توپ فوتبال هم این‌ور اون‌ور
‫خونه پخش کردم که فضا ورزشی بشه.

29:11.521 --> 29:14.651
‫بعدش پام گیر کرد به یکیشون و سکندری
‫خوردم؛ واسه همین الان دارم می‌لنگم. بعدم

29:14.731 --> 29:17.191
‫همه‌شون رو جمع کردم چون واقعاً کار
‫احمقانه‌ای بود. تنقلات چی؟ همه چی ردیفه؟

29:17.271 --> 29:20.571
‫اگه با مزه و پیش‌غذا می‌شد بورسیه دانشگاه گرفت،
‫این سینی پنیر ما الان دکترای افتخاری داشت!

29:21.241 --> 29:22.441
‫می‌دونم دارم تند میرم،

29:22.531 --> 29:25.491
‫ولی از الان دارم خودم رو
‫تو «کانتیکت» تصور می‌کنم.

29:25.571 --> 29:28.531
‫مثلاً «آلیسِ نیوانگلندی» چه شکلی می‌شه؟

29:28.621 --> 29:29.951
‫اصلاً چی باید بپوشم؟

29:30.041 --> 29:33.161
‫از لیز پرسیدم، اونم فقط گفت
‫که با «یقه اسکی» معرکه می‌شه.

29:34.121 --> 29:36.631
‫استرس دارم. اگه یهو مثل بابام سوتی بدم چی؟

29:37.171 --> 29:38.921
‫مثلاً چی؟ رفتارهای عجیب غریب
‫و چرت‌وپرت گفتن جلوی مربی؟

29:39.001 --> 29:40.751
‫- دقیقاً.
‫- خب...

29:40.841 --> 29:43.841
‫اگه دیدی اوضاع داره خیط می‌شه،
‫کارتِ «مامانِ فوت‌شده» رو رو کن.

29:46.181 --> 29:49.101
‫همون که میگی مامانم مرده و
‫مردم هم هر چی بخوای بهت میدن.

29:49.181 --> 29:50.261
‫دیگه اون کار رو نمی‌کنم.

29:50.351 --> 29:51.431
‫چی؟ جانم؟

29:52.181 --> 29:55.141
‫همین دو هفته پیش، واسه اینکه
‫از زیرِ کارِ دکورِ کلاس تئاتر

29:55.231 --> 29:57.901
‫در بری، گفتی بوی چوب
‫منو یادِ تابوتِ مامانم می‌اندازه!

29:57.981 --> 30:00.401
‫قبول دارم، ولی این یه تغییرِ جدیده.

30:00.481 --> 30:03.741
‫یکی بهم فهموند که شاید دارم از این
‫مثل عصای زیر بغل استفاده می‌کنم.

30:03.821 --> 30:04.951
‫پس دیگه تموم شد.

30:05.531 --> 30:08.321
‫واو. بهت افتخار می‌کنم چون...

30:09.241 --> 30:10.911
‫ببخشید، الان دارم در کمال
‫آرامش مورد سرقت قرار می‌گیرم؟

30:10.991 --> 30:13.501
‫متیو دوباره اخراج شده،
‫واسه همین برگشته خونه.

30:13.581 --> 30:16.291
‫- ولی خونه‌ی خودش که نیست!
‫- مامانم گفت مشکلی نداره.

30:21.091 --> 30:22.091
‫لیز!

30:22.751 --> 30:24.631
‫شان، متیو؛ متیو، شان.

30:24.721 --> 30:26.341
‫خیلی پنیر دوست داری، نه؟

30:26.431 --> 30:27.631
‫آره.

30:27.721 --> 30:29.301
‫اصلاً و ابداً!

30:29.391 --> 30:32.471
‫بی‌خیال بابا. اونجا دیگه
‫هیچی واسه خوردن نمونده.

30:32.561 --> 30:35.271
‫همین‌جور داره می‌خوره.
‫مثلِ «پک‌من» می‌مونه.

30:35.351 --> 30:36.351
‫به من چه مربوطه.

30:37.561 --> 30:40.481
‫وقتی «تیا» مُرد، من یه
‫سال تمام به بچه‌ات غذا دادم.

30:40.505 --> 30:45.505
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

30:46.151 --> 30:49.321
‫اوه! یعنی لیز کارتِ «مامانِ
‫فوت‌شده‌ی» ما رو بازی کرده؟

30:49.911 --> 30:51.241
‫اونم چه بازیِ تمیزی!

30:52.701 --> 30:54.081
‫آره دیگه، زنت مُرده.

30:55.201 --> 30:56.371
‫خیلی سخته، می‌فهمم.

30:56.461 --> 30:58.041
‫خب، دیگه وقتشه که تشریفت رو ببری.

30:59.171 --> 31:00.171
‫نُچ.

31:03.211 --> 31:04.761
‫یا حضرت گوه. خودشه.

31:04.841 --> 31:05.881
‫- خودشه.
‫- نفسم بالا نمیاد.

31:05.961 --> 31:07.511
‫- نمی‌تونم نفس بکشم.
‫- زیر بغلام همین الان خیسِ عرق شد.

31:07.591 --> 31:08.631
‫مال منم همین‌طور.

31:08.721 --> 31:11.011
‫من در رو باز می‌کنم. جیمی،
‫تو هم خداحافظی کن و برو.

31:11.091 --> 31:12.601
‫چی؟ من باید برم؟

31:12.681 --> 31:15.271
‫حیف شد. این همه فکتِ
‫فوتبالیِ خفن حفظ کرده بودم.

31:15.351 --> 31:18.351
‫می‌دونستید «پله» اولین
‫تبلیغ‌کننده‌ی قرص «ویاگرا» بوده؟

31:18.441 --> 31:19.941
‫می‌دونستی که این خیلی چندش‌آوره؟

31:20.021 --> 31:23.861
‫اوکی، اگه توصیه‌ی لحظه
‫آخری داری، الان وقتشه.

31:23.941 --> 31:25.321
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

31:25.401 --> 31:28.901
‫وقتی باهاش دست میدی، محکم دست بده
‫ولی نه اونقدر که استخوناش خورد بشه.

31:29.661 --> 31:34.281
‫هر چی هم از اون سینی پنیرِ لعنتی
‫برداشت، بهش بگو: «انتخابِ خوبیه».

31:35.371 --> 31:36.831
‫و از همه مهم‌تر،

31:36.911 --> 31:38.001
‫فقط خودت باش.

31:39.291 --> 31:40.291
‫تو بهترینی.

31:43.751 --> 31:44.801
‫سلام.

31:44.881 --> 31:47.011
‫- سلام.
‫- جیمز لِیرد هستم.

31:47.091 --> 31:48.221
‫یه پدرِ دلسوز و عاشقِ دخترش.

31:48.301 --> 31:51.181
‫محکم، ولی نه خیلی محکم. انتخابِ خوبیه!

31:51.261 --> 31:54.471
‫مگی بوهان هستم. دخترِ
‫خیلی با استعدادی دارید.

31:54.561 --> 31:55.561
‫ممنون.

31:57.811 --> 31:59.351
‫البته، من پدرِ بیولوژیکیش نیستم.

31:59.431 --> 32:00.891
‫مادرش با «دیوید بکهام» سر و سری داشت...

32:00.981 --> 32:02.101
‫و... ما دیگه رفتیم!

32:02.191 --> 32:03.981
‫می‌دونم شان. خودم
‫اونجا بودم وقتی اتفاق افتاد.

32:04.731 --> 32:07.991
‫واو، واقعاً راست میگن که آدم تو بارداری
‫می‌درخشه، الان قشنگ داری برق میزنی!

32:08.071 --> 32:11.281
‫مرسی. ولی همش بادِ شکمه، باعث شده عرق کنم.

32:11.361 --> 32:13.071
‫حالا به هر دلیلی که هست، خیلی بهت میاد.

32:13.661 --> 32:16.241
‫خب، نظرت در مورد اتاقِ بچه چیه؟

32:17.041 --> 32:18.951
‫خوبی؟ دستمو بگیر.

32:19.041 --> 32:22.541
‫می‌خوام بگم نورِ اینجا خیلی عالیه.

32:22.621 --> 32:24.631
‫تخت‌خوابش هم حرف نداره.

32:25.211 --> 32:27.961
‫فقط در مورد اون کاغذ دیواری مطمئن نیستم.

32:29.211 --> 32:32.971
‫بچه که بودم همیشه دلم می‌خواست
‫«وینی پوئه» رو دیوارم باشه،

32:33.051 --> 32:35.301
‫ولی مامانم فقط اجازه می‌داد عکس
‫شخصیت‌های کتاب مقدس رو بزنم.

32:35.391 --> 32:36.721
‫مثلاً فرشته‌های زیبا؟

32:36.811 --> 32:38.221
‫نه، مثلاً صحنه‌ی کشته شدنِ
‫«هابیل» به دستِ «قابیل»!

32:38.311 --> 32:39.471
‫چه وحشتناک!

32:39.561 --> 32:41.021
‫بچگی‌های خیلی تنهایی داشتم.

32:41.101 --> 32:43.061
‫اولین کتابی هم که خوندم «وینی پوئه» بود؛

32:43.151 --> 32:44.901
‫و اون همه دوست داشت و...

32:46.271 --> 32:48.821
‫وای ببخشید. امیدوارم پامو
‫از گلیمم درازتر نکرده باشم.

32:48.901 --> 32:51.321
‫- نه اصلاً. کاملاً راحتم.
‫- نه، نه.

32:54.621 --> 32:57.871
‫خیلی هم عالیه. به نظرم
‫ایده‌ی «وینی پوئه» معرکه‌ست.

32:57.951 --> 32:59.451
‫وینی پوئه می‌تونه کیرمو بخوره!

32:59.541 --> 33:01.161
‫لیز، نه! وینی که این کاره نیست.

33:01.251 --> 33:03.541
‫خب، اول باید یه کم عسل بهش بزنی؛

33:05.251 --> 33:06.251
‫وینی عاشقِ عسله.

33:06.841 --> 33:07.881
‫خیل خب، فقط اعتراف کن.

33:07.961 --> 33:09.921
‫داری لجبازی می‌کنی چون
‫«آوا» از ایده‌هات خوشش نیومد، و

33:10.011 --> 33:11.511
‫حالا می‌خوای تا ابد کینه به دل بگیری.

33:11.591 --> 33:12.881
‫درست مثل یه کلاغ.

33:12.971 --> 33:14.891
‫بعید می‌دونم از این تشبیه خوشم بیاد.

33:15.391 --> 33:19.431
‫اوکی. آره، لجبازم. آره، کینه‌ای هم هستم.

33:19.511 --> 33:21.101
‫- و آره، تا ابد!
‫- حق گفتی.

33:21.181 --> 33:25.231
‫ببین برایان، بحثِ حفظِ حریمه. شما
‫دارید یه بچه رو به سرپرستی می‌گیرید.

33:25.311 --> 33:28.191
‫اصلاً با «آوا» صحبت کردی که چقدر
‫قراره تو زندگی‌تون نقش داشته باشه؟

33:28.271 --> 33:33.611
‫جدی داری می‌پرسی که آیا ما به این موضوعِ مهم فکر کردیم،
‫اونم وقتی چند روز بیشتر به دنیا اومدن بچه نمونده؟

33:33.701 --> 33:35.321
‫معلومه که فکر نکردیم لیز!

33:35.911 --> 33:37.161
‫همه اومدن! بچه‌ها، بفرمایید بشینید.

33:37.241 --> 33:38.951
‫- برایان، نوبتِ تو تموم شد!
‫- عالیه.

33:39.451 --> 33:40.831
‫- هی.
‫- سلام.

33:40.911 --> 33:42.751
‫پاول، جولی، مرسی که اومدید.

33:43.751 --> 33:45.171
‫واسه چی اینجا جمع شدیم؟

33:45.251 --> 33:48.791
‫تا من براتون از یه فیلم کوچولو بگم که سال ۲۰۰۱ ساخته شد؛

33:48.881 --> 33:52.131
‫جایی که خانم «جنیفر لوپز» به یه نسل انگیزه داد،

33:52.211 --> 33:55.471
‫با نشون دادنِ اینکه اگه جذاب باشی
‫و قلب مهربونی داشته باشی،

33:55.551 --> 33:57.801
‫می‌تونی بهترین عروسیِ تاریخ رو
‫راه بندازی، حتی اگه وقتت کم باشه،

33:57.891 --> 34:00.101
‫و بخوای با دوماد بری رو هم بریزند! جولی، با توام!

34:01.221 --> 34:06.141
‫خلاصه که، تا چند روز آینده، من
‫برنامه‌ریزِ عروسیِ مادرجنده شما هستم!

34:06.231 --> 34:08.191
‫- یسسسس!
‫- تو شدی «جی‌لو»!

34:08.271 --> 34:09.691
‫- دقیقاً.
‫- من که سر در نمیارم.

34:09.771 --> 34:13.281
‫من اون فیلم رو دوست دارم، ولی
‫اصلاً چرا به برنامه‌ریز احتیاج داریم؟

34:13.361 --> 34:14.941
‫صبر کن ببینم. تو از اون فیلم خوشت میاد؟

34:15.031 --> 34:16.651
‫هی، تمرکز کنید لطفاً!

34:16.741 --> 34:18.531
‫چون قراره این عروسی رو
‫خیلی سریع ردیف کنیم، اوکی؟

34:18.621 --> 34:20.491
‫مراسم هم همین جلوی خونه برگزار می‌شه،

34:20.581 --> 34:23.541
‫چون لیزِ عزیز و دوست‌داشتنی لطف
‫کرده و قبول کرده که میزبان باشه.

34:23.621 --> 34:25.501
‫واسه درمانگرم هر کاری می‌کنم.

34:25.581 --> 34:27.291
‫من فقط یه بار باهات رو نیمکت حرف زدم.

34:27.881 --> 34:29.791
‫نمی‌خوام اعتبارِ این
‫کارها به نامِ من تموم شه.

34:29.881 --> 34:32.131
‫رازداریِ پزشکی! شرمنده.

34:33.001 --> 34:35.721
‫در ضمن، پاول، جولی، می‌دونم حرف
‫زده بودیم که همه‌چی جمع‌وجور باشه،

34:35.801 --> 34:39.391
‫ولی اون فاز دیگه تموم شد. اوکی؟
‫قضایا داره بزرگتر و باحال‌تر می‌شه.

34:39.891 --> 34:41.261
‫- کلی غذا خواهیم داشت...
‫- غذا!

34:41.351 --> 34:42.511
‫- ...یه سکوی رقص...
‫- سکوی رقص!

34:42.601 --> 34:44.431
‫- ...چراغ‌های ریسه‌ای تو کون آدم!
‫- تو کون آدم!

34:44.521 --> 34:45.731
‫فکر کردم از این خوشت بیاد برایان.

34:45.811 --> 34:47.851
‫- این اتفاق نمیفته.
‫- داره میفته پاول!

34:47.941 --> 34:49.651
‫و تقصیر توئه که اجازه
‫دادی من وارد شم، بی‌عرضه!

34:49.731 --> 34:52.021
‫خلاصه بریم سراغ لیست مهمونای بیشتر.

34:52.111 --> 34:55.281
‫دیروز با «مگ» حرف زدم، اون و «دیو» هم میان.

34:55.361 --> 34:57.281
‫- دیو!
‫- می‌دونم.

34:57.361 --> 34:58.911
‫ولی گفت از اینکه خبر نامزدیِ پدرش رو از من

34:58.991 --> 35:02.161
‫شنیده، خیلی خوشحال نیست؛
‫پس بهتره بهش زنگ بزنی.

35:02.241 --> 35:04.491
‫در ضمن، چون وقتمون کمه، و چون

35:04.581 --> 35:07.541
‫اگه اون رو انتخاب نکنیم گریه‌اش می‌گیره،

35:08.121 --> 35:09.501
‫«جیمی» مجری مراسم میشه!

35:09.581 --> 35:13.461
‫آره!

35:13.551 --> 35:17.931
‫تو صورتت! تو صورتت! تو صورتت!

35:18.011 --> 35:19.841
‫- من روی این رویاپردازی کردم.
‫- پایین، و پایین بیا.

35:19.931 --> 35:20.931
‫خیل خب، عالیه.

35:21.011 --> 35:22.931
‫ببخشید، اوکی‌ام.

35:24.891 --> 35:26.431
‫بهترین جوکِ شروع مراسم رو دارم.

35:27.561 --> 35:29.901
‫به شماها نمیگم، ولی برای
‫عروسی نگهش می‌دارم.

35:29.981 --> 35:31.691
‫یا پیغمبر.

35:31.771 --> 35:33.691
‫پاول، آروم باش. تنها کاری که باید
‫بکنی اینه که تو مراسم حاضر شی.

35:33.771 --> 35:35.981
‫یعنی نمی‌دونم دیگه چجوری آسونش کنم برات.

35:36.071 --> 35:37.781
‫- اوکی.
‫- در ضمن جیمی،

35:37.861 --> 35:40.111
‫وقتی من و خوشگله رنگ‌بندی رو انتخاب کردیم،

35:40.201 --> 35:43.581
‫باید پاول رو ببری تا یه کراوات
‫و دستمال جیبی بگیره که بهش بیاد.

35:44.411 --> 35:45.411
‫این یعنی دوبار حاضر شدن.

35:45.491 --> 35:48.161
‫در واقع پاول، سه بار حاضر شدن.

35:48.251 --> 35:50.251
‫باید بری فروشگاه، باید سر عروسیِ خودِ لعنتی‌ت

35:50.331 --> 35:52.631
‫حاضر شی، و با یه قیافه‌ی بهتر حاضر شی.

35:52.711 --> 35:54.551
‫با من بیا ملکه. می‌خوام در
‫مورد یه چیزایی باهات حرف بزنم.

35:54.631 --> 35:57.381
‫راستش وقتی یه نفر شاهد
‫باشه، باهات راحت‌ترم.

35:57.461 --> 35:59.051
‫یعنی می‌خوای یه نفر نگاه
‫کنه؟ از این خوشم اومد.

35:59.131 --> 36:00.131
‫من فقط...

36:00.221 --> 36:01.641
‫بازی دیروز عالی بود.

36:01.721 --> 36:05.181
‫تماشاگرا خیلی شلوغ کرده
‫بودن، مخصوصاً اون آقا مسن‌تره.

36:05.261 --> 36:10.811
‫آره. اون پدربزرگِ
‫روان‌درمانگرِ بداخلاقِ من بود.

36:11.311 --> 36:14.821
‫و اون خانم قدبلند که لباسای رنگی
‫پوشیده بود، اون ننه خونده‌ی قهرمانِ منه.

36:14.901 --> 36:19.571
‫و بعدش هم برایان بود که
‫عمو-پدر خونده‌ی من بود، و شان.

36:19.651 --> 36:21.031
‫آدمای بیشتر.

36:21.111 --> 36:23.701
‫و اون زنی که باعث شد دروازه‌بان
‫ما گریه کنه، اون همسایه/مادرـطورمه.

36:23.781 --> 36:25.331
‫- آره.
‫- خب، این عالیه. یعنی ما...

36:25.411 --> 36:29.251
‫و حواست باشه، من نمی‌تونم
‫مسئول کارهایی باشم که اونا می‌کنن،

36:29.331 --> 36:31.291
‫اگه منو تو تیم نذاری.

36:31.371 --> 36:36.751
‫تو خوش‌شانسی که یه گروه
‫پشتیبان بزرگ و ترسناکاً وفادار داری.

36:37.251 --> 36:38.261
‫آره.

36:39.171 --> 36:40.261
‫واقعاً دارم.

36:41.381 --> 36:42.721
‫خیل خب، نگاه کن.

36:42.801 --> 36:45.141
‫ما به تیمی دفاعی شهرت داریم.

36:45.221 --> 36:48.061
‫به خاطر همینه که دنبال اضافه
‫کردن مهاجمایی مثل خودتیم.

36:48.141 --> 36:50.981
‫پس، من چند تا چیز رو بررسی می‌کنم...

36:53.901 --> 36:55.111
‫از دیدنت خوشحال شدم مربی.

36:55.191 --> 36:57.441
‫منم همین‌طور آلیس. ببخشید که نشد.

36:59.401 --> 37:01.861
‫هی! داری اشتباه بزرگی می‌کنی.

37:01.951 --> 37:02.991
‫اون عالیه.

37:03.071 --> 37:05.201
‫لازم نیست منو قانع کنی.
‫اون به من جواب رد داد.

37:09.831 --> 37:11.331
‫شان، اونا باید برن داخل.

37:13.541 --> 37:14.671
‫ممنون که اینجا ملاقاتمون کردی.

37:14.751 --> 37:17.751
‫همه‌مون داریم کمک می‌کنیم تا برای
‫عروسی یهوییِ دوستمون آماده بشیم.

37:17.841 --> 37:20.421
‫این خیلی مهربونیه. واو، حتی برایان؟

37:21.131 --> 37:22.841
‫آره استوارت، ای عوضیِ موذی.

37:22.931 --> 37:25.141
‫من بلدم مهربون باشم، فقط
‫در موردش خودنمایی نمی‌کنم.

37:25.221 --> 37:26.351
‫سلام استوارت، من گبی هستم.

37:26.431 --> 37:27.431
‫سلام، فکر کنم ما...

37:27.511 --> 37:32.101
‫وقتی برای پچ‌پچ نیست. شنیدم تو تو پیچیدن قاشق و چنگال تو
‫دستمال، و گره زدن روبان بهش عالی هستی. برو انجامش بده.

37:33.271 --> 37:36.101
‫شاید این اولین باریه که
‫از یه زن خوشم اومده.

37:38.401 --> 37:40.071
‫خدا رو شکر که تو اینجایی.

37:40.151 --> 37:44.151
‫نه لیز. این جلسه برای تو نیست.
‫خواهرم، چراغا برای توئه، اوکی؟

37:44.241 --> 37:45.991
‫راستش شاید برای همه بهتر باشه

37:46.071 --> 37:47.491
‫که بری داخل، و بار رو راه بندازی.

37:47.571 --> 37:49.831
‫من می‌خوام بیرون بمونم و چراغا رو درست کنم.

37:49.911 --> 37:51.951
‫نه! تو می‌خوای بیرون بمونی
‫و تو کار اونا دخالت کنی.

37:52.041 --> 37:53.041
‫من می‌تونم هر دو رو انجام بدم.

37:53.121 --> 37:54.461
‫نمی‌تونی. با من میای. بیا.

37:54.541 --> 37:57.881
‫گوش کن، باید همین الان این
‫قضیه‌ی «آوا» رو حل کنی.

37:58.461 --> 38:00.551
‫دوست فضولِ تو اشتباه نمی‌کنه.

38:00.631 --> 38:02.341
‫خب، کاش اینو به ما گفته بودی.

38:02.421 --> 38:07.221
‫فکر کنم دو هفته پیش یه پیام از من داری که
‫توش نوشته: «باید این قضیه‌ی آوا رو حل کنی.»

38:07.301 --> 38:10.311
‫شاید پیگیری کنی؟ سعی کنی یه
‫قدم بیشتر برداری. نظرت چیه؟

38:10.391 --> 38:13.351
‫من الان دارم برای غریبه‌ها
‫قاشق و چنگال می‌پیچم.

38:13.431 --> 38:15.191
‫ولی نه برای ما، استوارت.

38:15.271 --> 38:18.651
‫نگاه کن، این به تو بستگی داره
‫که پارامترها رو مشخص کنی.

38:18.731 --> 38:23.691
‫مثلاً، می‌تونی یه ساختار ایجاد کنی
‫که ملاقات‌های منظم سالانه داشته باشید.

38:23.781 --> 38:26.111
‫مثلاً اون سانتاست؟ ما
‫نمی‌تونیم با اون رقابت کنیم.

38:26.201 --> 38:29.161
‫خیل خب، یا ماهانه، مثل پرداخت قسط ماشین.

38:29.241 --> 38:31.911
‫تهدید کمتری برای غرور شکننده‌ی تو.

38:31.991 --> 38:36.001
‫به هر حال، فایده‌اش اینه که یه بزرگسالِ
‫مهربون دیگه تو زندگی بچه‌تون هست.

38:36.081 --> 38:37.711
‫خب، این می‌تونه خوب باشه.

38:37.791 --> 38:39.461
‫آره، اگه فکر می‌کنی سریال‌های تخمی خوبن.

38:39.541 --> 38:40.631
‫اوه، پسر.

38:40.711 --> 38:42.711
‫برگشتم. ازم چشم برداشت.

38:42.801 --> 38:47.551
‫گوش کن، وقتی من «متیو» رو به دنیا
‫آوردم، غریزه‌ی مادری‌ام انقدر قوی شد

38:47.631 --> 38:50.761
‫که وقتی پرستار اومد تا بچه رو حموم بده،

38:50.851 --> 38:54.391
‫من مثل یه حیوان وحشی بهش حمله
‫کردم. گازش گرفتم، مزه‌ی خون رو چشیدم.

38:54.471 --> 38:55.681
‫خدا.

38:55.771 --> 39:00.271
‫نکته اینه که رها کردن این
‫بچه برای «آوا» خیلی سخته.

39:00.861 --> 39:03.981
‫و اگه شماها حتی یه ذره هم در رو باز بذارید،

39:04.071 --> 39:07.151
‫اون برای همیشه تو زندگی‌تون خواهد بود.

39:08.241 --> 39:10.201
‫هیچ راه درست یا غلطی
‫برای انجام این کار نیست.

39:10.281 --> 39:13.331
‫استوارت، شما پدر و مادر هستید؟

39:13.411 --> 39:15.751
‫- نه.
‫- پس نظر زیادی داری.

39:15.831 --> 39:17.211
‫شنیدم تو پرستار بچه‌ای.

39:17.291 --> 39:19.211
‫این بچه خیلی خوشبخته.

39:19.291 --> 39:22.591
‫فکر کنم از این موضوع فرار می‌کردم
‫چون می‌ترسیدم اگه بگم واقعاً چی می‌خوام،

39:22.671 --> 39:25.761
‫خودخواهانه به نظر برسه. و این اصلاً شبیه من نیست.

39:25.841 --> 39:27.931
‫- می‌دونم.
‫- ولی صادقانه بگم،

39:28.511 --> 39:31.971
‫خوشحال می‌شم سالی یه بار یه
‫عکس و یه خبر ازش براش بفرستم.

39:32.601 --> 39:34.931
‫ولی نمی‌خوام «آوا» درگیر باشه.

39:36.431 --> 39:37.811
‫این خانواده‌ی ماست.

39:38.391 --> 39:40.351
‫عزیزم، در مورد این موضوع
‫خیلی شور و اشتیاق داری.

39:41.021 --> 39:42.111
‫آره.

39:43.571 --> 39:44.981
‫می‌خوایم فقط ما دو نفر باشیم.

39:45.071 --> 39:46.111
‫ما سه نفر.

39:47.281 --> 39:48.361
‫باید بریم و بهش بگیم.

39:48.451 --> 39:49.951
‫- بهم خبر بده چطور پیش میره.
‫- اوکی.

39:50.031 --> 39:51.031
‫اوکی.

39:53.741 --> 39:54.741
‫از این راضی هستی؟

39:55.831 --> 39:56.831
‫نه.

40:00.541 --> 40:01.541
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

40:02.631 --> 40:03.711
‫تفنگ داری؟

40:03.791 --> 40:05.051
‫خیل خب. آروم باش پاول.

40:05.631 --> 40:09.091
‫سلام، ما دنبال یه کراوات و یه
‫دستمال جیبی با این رنگ هستیم لطفاً.

40:10.381 --> 40:11.551
‫من عاشق دستمال جیبی‌ام.

40:11.641 --> 40:14.601
‫انگار کت و شلوارت داره به مردم چشمک می‌زنه.

40:14.681 --> 40:16.101
‫شماها اینجا چیکار می‌کنید؟

40:16.181 --> 40:17.601
‫ما استایل عالی‌ای داریم.

40:18.181 --> 40:20.141
‫جیمی مثل «آقای راجرز» لباس می‌پوشه.

40:21.021 --> 40:22.811
‫ببخشید، این نقل قول مستقیم از گبی بود.

40:22.901 --> 40:24.311
‫آقای راجرز؟

40:24.401 --> 40:26.321
‫- دارم خجالت می‌کشم.
‫- «فرد راجرز» می‌تونست اینو بگیره.

40:26.401 --> 40:30.451
‫اتفاقاً، عمه‌ی بزرگ من یه «آخر
‫هفته‌ی» گمشده با آقای راجرز داشت.

40:31.071 --> 40:33.371
‫می‌گفت اون یه روز خیلی خوب تو محله بود.

40:34.451 --> 40:36.661
‫پس محله واژن اون بود؟

40:37.371 --> 40:39.001
‫آره پاول، شاید هم باسنِ اون بوده!

40:39.081 --> 40:41.291
‫- پشمام.
‫- اون بیشتر شبیه یه کوچه تاریکه.

40:41.371 --> 40:43.831
‫شما دوتا هم بهتره برید یه
‫چرخی تو بقیه مغازه بزنید.

40:43.921 --> 40:46.041
‫- آره، من از همین‌جا شروع می‌کنم.
‫- آره، ما هم...

40:47.921 --> 40:49.171
‫لعنتی!

40:49.841 --> 40:51.011
‫دارمت

40:54.091 --> 40:55.101
‫کیرم تو این پارکینسون.

40:56.721 --> 40:58.561
‫آره واقعاً، کیرم تو پارکینسون.

41:00.391 --> 41:03.981
‫هی، راستی وقتی دارم عقدتون رو
‫می‌خونم، چیز خاصی هست که بخوای بگم؟

41:04.061 --> 41:06.021
‫چون من می‌تونم ساعت‌ها براتون روضه
‫بخونم، ولی می‌دونم که تو از این کار متنفری.

41:06.111 --> 41:08.401
‫پس فکر کنم کلاً در حد
‫ده بیست دقیقه تمومش کنم.

41:08.481 --> 41:09.691
‫فقط یه جمله حق داری بگی!

41:10.531 --> 41:12.951
‫اونم سعی کن خیلی لوس و رمانتیک نباشه.

41:13.031 --> 41:16.331
‫خب پس شما هم سعی کن یه داستانِ عاشقانه به این
‫قشنگی نداشته باشی که آدم دلش نخواد براش لوس شه!

41:17.371 --> 41:24.251
‫جیمی، وقتی تو ازدواج کنی، چنان
‫تلافی‌ای سرت دربیارم که حظ کنی.

41:26.171 --> 41:27.461
‫من دیگه هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم.

41:30.171 --> 41:32.131
‫«هیچ‌وقت» زمانِ خیلی طولانی‌ایه پسر جون.

41:34.131 --> 41:35.511
‫من قبلاً نیمه‌ی گمشده‌مو پیدا کردم.

41:36.471 --> 41:39.261
‫یه دخترِ دسته‌گل هم داریم.
‫دیگه چی از خدا بخوام؟

41:40.221 --> 41:41.561
‫ببین، با رفتنِ آلیس به کالج، خیلی

41:41.641 --> 41:43.191
‫به این فکر کردم که قراره تنها بشم.

41:43.271 --> 41:46.481
‫رفقای نابی دارم، شغلم رو هم که عاشقشم.

41:46.561 --> 41:47.731
‫زندگیِ خوبیه.

41:50.151 --> 41:52.781
‫تازه یه نفر رو می‌شناسم که بیشترِ عمرشو تنها ‫گذرونده

41:52.861 --> 41:54.281
‫و به نظر میاد واقعاً ازش لذت برده.

41:55.161 --> 41:57.241
‫- کی؟
‫- تو دیگه، پفیوز!

41:58.991 --> 41:59.991
‫آره.

42:01.661 --> 42:04.161
‫هی! محض اطلاع می‌گم،

42:05.371 --> 42:06.751
‫اینا اصلاً کمربند ندارن!

42:06.831 --> 42:09.001
‫- که واقعاً یه نقصِ بزرگ تو کارشونه.
‫- آره.

42:09.091 --> 42:11.261
‫دارن رسماً پولشون رو دور می‌ریزن، نه؟

42:11.761 --> 42:14.091
‫در ضمن، فروشنده گفت اون دستمال

42:14.171 --> 42:16.431
‫جیبی رو با اون رنگی که ما می‌خوایم ندارن.

42:16.511 --> 42:18.971
‫- خب؟
‫- ولی تو اون یکی شعبه‌شون دارن.

42:20.221 --> 42:23.021
‫من عمراً پامو تو شعبه‌ی
‫دوم یه بوتیک نمی‌ذارم.

42:26.981 --> 42:28.771
‫باورم نمی‌شه منو رد کرد.

42:28.861 --> 42:30.231
‫خب، پشیمون میشه.

42:30.901 --> 42:33.491
‫می‌تونم به پسرعموم «شیموس» پیام بدم. اون میگادش.

42:33.571 --> 42:37.701
‫از طریق سایت شجره‌نامه پیداش
‫کردم، رسماً یه روانیِ به تمام معناست!

42:38.281 --> 42:39.491
‫شاید بهتر باشه یه کم بیخیالِ این فاز بشی.

42:40.781 --> 42:43.701
‫یعنی خیلی ضایع‌ست، ولی خب
‫همیشه می‌تونم همین دور و برا برم کالج.

42:43.791 --> 42:47.001
‫داری چیکار می‌کنی؟ من با مربی حرف
‫زدم. تو بودی که بهش جواب رد دادی!

42:47.081 --> 42:48.581
‫بهم دروغ گفتی؟

42:48.671 --> 42:52.171
‫نه، بهت دروغ نمی‌گفتم. داشتم تمرین
‫می‌کردم که چجوری به بابام دروغ بگم!

42:53.211 --> 42:56.631
‫پس صد در صد بخشیده شدی. بهت
‫افتخار می‌کنم؛ مخصوصاً به دروغات!

42:57.511 --> 42:59.801
‫نمی‌فهمم. تو که خودت اینو می‌خواستی.

42:59.891 --> 43:03.141
‫وقتی باهاش حرف زدم، یادم اومد که شماها
‫چقدر همیشه پشتم بودید و برام مایه گذاشتید.

43:03.221 --> 43:08.311
‫همیشه همین‌طوری بودید. شاید هنوز آمادگیِ
‫اینو ندارم که این حسِ امنیت رو ول کنم و برم.

43:08.851 --> 43:10.811
‫منظورم رو که می‌فهمی، خودت هنوز
‫داری تو حیاطِ خونه زندگی می‌کنی!

43:10.901 --> 43:12.571
‫من تو حیاط زندگی نمی‌کنم!

43:13.321 --> 43:14.531
‫اونجا یه «سوئیت کوچیک» واسه خودمه.

43:14.611 --> 43:17.241
‫- میشه لطفاً آدم‌فروشی نکنی و به بابا چیزی نگی؟
‫- آلیس، نمی‌دونم والّا...

43:17.321 --> 43:19.951
‫شان، بیخیال دیگه، مامانم مرده!

43:20.911 --> 43:23.201
‫شرمنده، دیگه این فیلم‌ها جواب نمیده.

43:25.041 --> 43:26.041
‫خواهش می‌کنم!

43:27.711 --> 43:29.461
‫خیلی خب، باشه. چیزی نمی‌گم.

43:29.541 --> 43:33.301
‫امیدوارم واقعاً نگی، چون هیچ‌چیزی تو دنیا نیست
‫که شیموس بیشتر از «آدم‌فروش» ازش متنفر باشه.

43:34.801 --> 43:38.091
‫البته به جز خاندان سلطنتی؛
‫چون اون به شدت فازِ سیاسی داره!

43:38.681 --> 43:41.181
‫ببخشید که جشن مجردی‌ت فقط شد پرو کردن لباس و

43:41.261 --> 43:43.181
‫لیست کردنِ همه‌یِ پسرایی که باهاشون تیک زده بودی.

43:43.261 --> 43:46.521
‫- البته آمارِ خیره‌کننده‌ای بود، دمت گرم.
‫- مرسی. دهه‌ی ۷۰ خوش می‌گذشت دیگه.

43:46.601 --> 43:48.731
‫می‌دونی، حتی نشد اون خاطره رو برات بگم...

43:48.811 --> 43:52.561
‫که رفتم یه جشن مجردی، بعد پسره که
‫داشت برامون می‌رقصید، پسرِ دوستم بود!

43:53.191 --> 43:57.031
‫باید خیلی موقعیتِ چندشی می‌شد، ولی
‫راستشو بخوای من خیلی هم حال کردم.

43:57.741 --> 43:59.401
‫تمام مدت هم چشم تو چشمِ من بود.

43:59.491 --> 44:01.161
‫به نظر میاد همین الان خاطره‌شو کامل گفتی!

44:01.241 --> 44:05.871
‫هنوزم به اون جوون فکر می‌کنم. از
‫خاطره‌ش استفاده می‌کنم، اگه بفهمی چی می‌گم!

44:05.951 --> 44:08.041
‫من مشکلی ندارم که جشنم تموم شه.

44:08.121 --> 44:09.411
‫جیمی رفت خونه.

44:09.501 --> 44:14.961
‫و اون نیمه‌یِ گم‌شده‌هاتون هم که اسمشون
‫یادم نمی‌مونه، رفتن مغازه‌ی کمربند فروشی.

44:15.051 --> 44:16.301
‫تو اسمشون رو بلدی.

44:16.381 --> 44:18.221
‫واقعاً بلد نیستم.

44:18.301 --> 44:19.381
‫اسمشون رو بگو.

44:20.431 --> 44:22.181
‫خیلی خب. اصلاً کراوات و دستمال جیبی‌ت کجاست؟

44:23.801 --> 44:25.221
‫یالا دیگه مشتی.

44:25.891 --> 44:27.141
‫آخه کی به این چیزا اهمیت می‌ده؟

44:27.811 --> 44:30.271
‫ما تو خونه‌ی لیزیم، نه
‫تو کلوپ شبانه‌ی کوپاکابانا!

44:31.101 --> 44:32.901
‫این کارا واقعاً اضافیه.

44:33.691 --> 44:36.651
‫- پاول...
‫- نه، نه، نه. راست میگه.

44:36.731 --> 44:39.861
‫می‌تونیم بریم محضر، بعدشم بیایم همین‌جا...

44:39.951 --> 44:43.451
‫نمی‌دانم، همه‌مون یه پیتزایی چیزی
‫بخوریم. دردسرش هم خیلی کمتره.

44:43.531 --> 44:46.081
‫دقیقاً. دمت گرم.

44:47.541 --> 44:48.581
‫من تو ماشین منتظرتم.

44:53.381 --> 44:55.381
‫اون دقیقاً همون چیزی رو گفت
‫که من دلم می‌خواست بشنوم،

44:55.461 --> 44:59.091
‫ولی حس کردم یه جای کار می‌لنگه و
‫تهِ دلش یه چیزی هست که خوب نیست.

44:59.171 --> 45:00.381
‫آخه چه مرگته تو؟

45:00.471 --> 45:02.181
‫ناراحتی چون مجبور شدی
‫یه کراوات و دستمال بخری؟

45:02.261 --> 45:05.601
‫تو اونجا نبودی. جیمی داشت با شخصیتِ
‫«آقای راجرز» فانتزی‌های جنسی می‌ساخت!

45:05.681 --> 45:08.221
‫اون دِرِک‌ها هم یه بند داشتن حرف می‌زدن.

45:08.311 --> 45:10.181
‫می‌دونستم که اسمشون رو بلدی!

45:11.101 --> 45:13.481
‫ببین، می‌دونم که من تا خرخره
‫تو کارای عروسیِ شما فرو رفتم،

45:13.561 --> 45:16.691
‫و هرچقدر هم که عاشقِ
‫رقصیدن با این سفیدپوست‌ها باشم،

45:16.771 --> 45:18.821
‫واقعاً فکر می‌کنی همه‌ی
‫اینا فقط به خاطرِ منه؟

45:18.901 --> 45:20.571
‫- یعنی انقدر احمقی؟
‫- تو چی؟

45:20.651 --> 45:22.951
‫فکر کردی اگه نمی‌فهمیدم جولی خودش
‫اینو می‌خواد، من این همه دوندگی می‌کردم؟

45:23.031 --> 45:24.031
‫- واقعاً فکر کردی؟
‫- دختر،

45:24.111 --> 45:25.741
‫بعضی وقتا بد نیست بذاری من حرفِ آخرو بزنم.

45:25.821 --> 45:27.161
‫ببخشید. هیجان‌زده شدم.

45:27.241 --> 45:28.411
‫اینا همه‌اش کصشره.

45:29.791 --> 45:31.331
‫جولی اصلاً براش مهم نیست.

45:36.251 --> 45:37.251
‫ماشینش هم که نیست، رفته.

45:37.341 --> 45:38.501
‫امکان نداره.

45:41.011 --> 45:42.511
‫خیلی خب. می‌تونی بگی.

45:42.591 --> 45:43.971
‫عمراً!

45:45.931 --> 45:49.811
‫اون بهم گفت که برای تیم مناسب نیستم.

45:49.891 --> 45:52.681
‫میاد تو خونه‌ی خودمون و منو رد می‌کنه؟

45:52.771 --> 45:55.901
‫بیخیال. می‌دونی چیه؟ اصلاً
‫برام مهم نیست. گذشتم ازش.

45:57.061 --> 45:59.481
‫آره، ریدم تو «وسلین» و کالجش.

46:00.321 --> 46:01.321
‫بیا اینجا ببینم.

46:03.571 --> 46:07.031
‫داره دروغ می‌گه. آلیس خودش
‫بود که به مربی جواب رد داد.

46:07.121 --> 46:09.541
‫شان! قول داده بودی بهش نگی!

46:09.621 --> 46:12.411
‫آخه فکر نمی‌کردم این‌قدر اسکل
‫باشه که واقعاً حرفت رو باور کنه!

46:12.501 --> 46:16.291
‫کدوم مربیِ کالجی کلِ کشور رو پرواز می‌کنه
‫میاد این سرِ دنیا که فقط به یکی بگه «نه»؟

46:16.381 --> 46:18.211
‫یه مربیِ مهربون و محترم!

46:19.001 --> 46:21.671
‫- من... اصلاً چی داره می‌شه اینجا؟
‫- نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

46:21.761 --> 46:24.551
‫اون به این فکر کرد که چقدر دلش برای
‫همه‌مون تنگ میشه، و همین ترسوندش.

46:24.631 --> 46:27.091
‫میشه لطفاً برگردی به همون سوئیتِ تو حیاطت؟

46:27.181 --> 46:29.811
‫هی، وایسا ببینم!
‫شان می‌تونه بمونه. اونم بخشی از این خانواده‌ست.

46:30.641 --> 46:32.021
‫ایول.

46:32.101 --> 46:33.101
‫هی...

46:35.561 --> 46:38.771
‫من فقط فکر می‌کنم هنوز
‫آمادگیِ رفتن رو ندارم.

46:39.821 --> 46:41.481
‫می‌دونم که آماده نیستم از پیشِ تو برم.

46:42.571 --> 46:43.991
‫خب، درکت می‌کنم.

46:46.151 --> 46:47.781
‫اشکالی نداره اگه هنوز
‫آماده نیستی، می‌دونی که؟

46:47.871 --> 46:49.031
‫اگه زمانِ بیشتری لازم داری،

46:49.531 --> 46:52.121
‫می‌تونی همین‌جا خونه بمونی و تو
‫همین دانشگا‌هایِ دور و بر درس بخونی.

46:53.251 --> 46:54.251
‫مرسی بابا.

46:54.911 --> 46:57.831
‫این دیگه تهِ کصشر بود جیمی!
‫این کصشرای تو از مالِ اونم بدتره!

46:57.921 --> 47:00.421
‫خودت می‌دونی که اون از پسش
‫برمیاد. تو فقط نمی‌خوای که اون بره.

47:01.001 --> 47:02.551
‫لعنتی! تازه داشتم به عنوانِ
‫خانواده قبولِت می‌کردما!

47:03.211 --> 47:06.971
‫از همین الان از خانواده اخراجی.
‫برگرد به همون سوئیتِ تو حیاط.

47:07.051 --> 47:10.391
‫باورم نمی‌شه پاول راست
‫می‌گفت و اون حسِ ششمش واقعیه.

47:10.471 --> 47:12.761
‫حالا باید با ناز و عشوه بهش چشمک بزنم.

47:12.851 --> 47:14.271
‫چی داری میگی تو؟

47:14.891 --> 47:18.441
‫هردوتون از اینکه به جلو حرکت کنید می‌ترسید،
‫ولی می‌دونید که باید این کار رو بکنید.

47:20.231 --> 47:23.441
‫گندش بزنن. همه‌ی ما باید این کار رو بکنیم.

47:23.531 --> 47:25.781
‫باید دسته جمعی حمله کنیم بهش؟
‫فکر کنم باید دسته جمعی حمله کنیم.

47:25.861 --> 47:29.161
‫خیلی دلم می‌خواد این کار
‫رو بکنم، ولی خب راست میگه.

47:30.451 --> 47:31.451
‫و این خیلی رو مخه.

47:33.991 --> 47:35.701
‫بچه جون، تو از پسِ رفتن به کالج برمیای.

47:36.621 --> 47:38.791
‫بعد از همه‌ی این چیزایی که با هم پشت سر
‫گذاشتیم، رفتن به کالج برات مثل آب خوردنه.

47:40.171 --> 47:42.131
‫از خیلی جهات، تو الان هم یه
‫جورایی رو پای خودت زندگی کردی.

47:43.171 --> 47:44.711
‫من یه جورایی تو رو برای این آماده کردم.

47:45.301 --> 47:46.551
‫شاید از اول هم نقشه‌ی من همین بوده.

47:46.631 --> 47:48.761
‫نه. اما تلاشت قابل تقدیره.

47:50.141 --> 47:53.011
‫همه‌ی این آدمایی که از ترک کردنشون
‫می‌ترسی، همه‌شون همین‌جا می‌مونن و...

47:53.101 --> 47:55.431
‫گمشو بیرون متیو!

47:56.391 --> 47:57.561
‫آها، اینجایی.

47:57.641 --> 48:00.021
‫ببخشید. بیا بریم رفیق.
‫غذا برات تو خونه داریم.

48:00.101 --> 48:02.441
‫همین الان سرِ غذا خوردن تو خونه دعوام شد.

48:02.521 --> 48:04.691
‫خب آره. اون کیک عروسی بود.

48:06.321 --> 48:08.781
‫بیاین تو. راحت باشید.

48:11.161 --> 48:13.281
‫- لطفاً بشینید.
‫- عالیه. آره.

48:13.371 --> 48:15.661
‫هردوتون خیلی خوش‌تیپ به نظر
‫می‌رسید. از تیپتون خوشم اومد.

48:15.741 --> 48:16.751
‫ممنون.

48:16.831 --> 48:17.961
‫چه مناسبتیه؟

48:18.041 --> 48:20.541
‫شاید ۴۵ دقیقه دیگه بریم یه عروسی.

48:21.831 --> 48:26.761
‫امیدوارم یا اتفاق بیفته، یا به
‫شکل خیلی دراماتیکی اتفاق نیفته.

48:27.341 --> 48:28.801
‫چقدر باحال!

48:29.471 --> 48:31.841
‫مامان و بابای من هیچ‌وقت
‫با هم به جایی نمی‌رفتن.

48:31.931 --> 48:35.181
‫تا حالا اون زوجایی رو دیدی
‫که معلومه نباید با هم ازدواج کنن،

48:35.261 --> 48:37.721
‫ولی برای همیشه با هم
‫می‌مونن چون طلاق گناهه؟

48:38.681 --> 48:40.271
‫خیلی خب. دوباره برگشتیم به بحثِ خدا و اینا.

48:40.351 --> 48:43.311
‫ببخشید. احتمالاً نیومدی اینجا
‫که داستان بچگیِ منو بشنوی.

48:43.401 --> 48:44.401
‫نه.

48:47.151 --> 48:48.651
‫پس در مورد چی می‌خواستید حرف بزنید؟

48:57.411 --> 48:59.331
‫من فضا رو عجیب کردم. گاهی این کارو می‌کنم.

48:59.411 --> 49:01.581
‫- منم این کارو می‌کنم.
‫- اونم می‌کنه.

49:02.501 --> 49:06.211
‫فقط خواستم بگم، خانواده‌ی شما خیلی خاصه.

49:06.921 --> 49:09.461
‫و من خوش‌شانسم که حتی
‫یه ذره هم جزئی ازش باشم.

49:10.591 --> 49:12.681
‫واقعاً ازتون ممنونم.

49:14.301 --> 49:17.261
‫ببخشید، دیگه حرفم تموم شد. نوبت شماست.

49:20.271 --> 49:22.851
‫خب، چطور پیش رفت؟

49:22.941 --> 49:24.061
‫می‌دونی...

49:24.901 --> 49:26.691
‫من خراب کردم. فقط یه جمله گفتم،

49:26.771 --> 49:28.611
‫و ازش خواستم بقیه‌ی عمرشو با ما بگذرونه.

49:28.691 --> 49:29.691
‫نه!

49:29.781 --> 49:31.401
‫اون گفت که من خوش‌تیپ به نظر می‌رسم!

49:31.491 --> 49:34.871
‫و خانواده‌اش هم ناراحت بودن،
‫و گفت که از تیپم خوشش اومده.

49:34.951 --> 49:37.081
‫و می‌دونی که من همیشه در
‫مورد این ژاکت دو دل بودم.

49:37.161 --> 49:40.661
‫همونطور که از فاجعه‌ی «وینی پوئه»
‫فهمیدیم، اون رسماً سلیقه‌ی بدی داره.

49:41.291 --> 49:42.371
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

49:42.461 --> 49:45.081
‫که من ضعیفم و لیاقت این بچه رو ندارم.

49:46.421 --> 49:50.131
‫فقط «آوا» خیلی...

49:53.841 --> 49:56.181
‫تنهاست، می‌دونی.

49:58.431 --> 49:59.431
‫تو...

50:01.431 --> 50:02.941
‫یه مردِ ضعیفی.

50:03.641 --> 50:05.901
‫می‌دونم، می‌دونم. ریدم.

50:07.231 --> 50:09.071
‫من هم همین کار رو می‌کردم.

50:10.901 --> 50:12.031
‫واقعاً؟

50:12.951 --> 50:14.741
‫بدیش اینه که ما آدمای خیلی خوبی هستیم.

50:14.821 --> 50:16.161
‫می‌دونم. درسته؟

50:16.241 --> 50:17.571
‫هنوز نه، مشکل‌سازهای مست!

50:17.661 --> 50:18.701
‫تو از کجا پیدات شد؟

50:19.411 --> 50:22.331
‫چی؟ دیوونه شدی؟ گفتم پنیر نرم نباشه!

50:22.411 --> 50:23.961
‫چطوری واکی تاکی داری؟

50:24.041 --> 50:25.211
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

50:25.291 --> 50:27.791
‫ببین، فقط ۵۰-۵۰ احتمال
‫داره که مهمونای ویژه‌مون بیان.

50:27.881 --> 50:29.881
‫ولی ما به هر حال یه عروسی خواهیم داشت.

50:29.961 --> 50:32.551
‫لیز، اگه مجبور باشم، با تو ازدواج می‌کنم.

50:34.721 --> 50:37.341
‫خب، حالا دیگه امیدوارم پاول و جولی نیان!

50:37.431 --> 50:39.471
‫می‌دونم. همه‌مون می‌دونیم.

50:40.101 --> 50:42.851
‫اون یکی رو نخور، اون برای
‫منه. این کوچولو رو بردار.

50:49.771 --> 50:51.441
‫قصد داری با همین لباس بیای؟

50:52.441 --> 50:54.111
‫این باعث میشه حس کنم
‫علاقه‌ای به این کار نداری.

50:55.991 --> 50:57.491
‫هی،

50:57.571 --> 50:59.911
‫فکر کردم هیچ‌کدوممون
‫به این چیزا اهمیت نمی‌دیم؟

50:59.991 --> 51:02.831
‫منم اهمیت نمی‌دادم. من...

51:04.451 --> 51:07.961
‫ولی بعد اون لباس رو پرو کردم، و قشنگ بود.

51:08.961 --> 51:10.961
‫به علاوه، جشن مجردی ۱۵ دقیقه‌ایِ من،

51:11.041 --> 51:14.091
‫فقط در مورد همه‌ی پسرایی
‫که باهاشون بودم نبود.

51:14.171 --> 51:15.301
‫ببخشید؟

51:17.181 --> 51:23.391
‫بهشون گفتم چطوری با هم آشنا شدیم، و در مورد
‫اولین قرارمون تو اون رستوران ایتالیایی.

51:23.471 --> 51:25.931
‫و اینکه نفهمیده بودیم اونجا
‫یه بارِ کارائوکه هم هست،

51:26.021 --> 51:29.941
‫و اینکه چطوری آهنگ "خسوفِ کاملِ دل"
‫رو با صدای بلند و در حدِ حرف زدن خوندی.

51:30.811 --> 51:33.941
‫و اونا داشتن با تعجب و
‫ذوق‌زدگی نگاه می‌کردن، و من فقط...

51:34.031 --> 51:37.701
‫من فقط مجذوب شدم. و
‫من... خدای من. من فقط...

51:37.781 --> 51:40.241
‫حس می‌کنم... حس می‌کنم خیلی احمقم.

51:40.321 --> 51:43.291
‫نه. تو احمق نیستی.

51:44.121 --> 51:47.751
‫من به خودم قول دادم که از
‫زندگی نهایت لذت رو ببرم، و...

51:50.251 --> 51:51.591
‫اما متأسفانه،

51:52.791 --> 51:55.091
‫چیزی که من بیشتر از
‫همه تو زندگی دوست دارم...

51:57.091 --> 51:58.261
‫یه آدمِ عوضی بودنه.

51:59.011 --> 52:00.261
‫تو هم که تو این کار عالی هستی.

52:00.341 --> 52:02.971
‫نمی‌تونم متوقفش کنم. نمی‌تونم.

52:04.351 --> 52:06.811
‫چیزی که باید بهش پی می‌بردم این بود که

52:07.851 --> 52:09.231
‫ما الان اینجا چی داریم.

52:11.061 --> 52:12.441
‫تو. من.

52:17.321 --> 52:18.951
‫این ارزش جشن گرفتن رو داره.

52:21.201 --> 52:25.081
‫یعنی ممکنه ۵۰ سالِ بعدی رو با هم بگذرونیم.

52:25.911 --> 52:26.911
‫چی؟ همین؟

52:27.001 --> 52:29.711
‫خب پس احتمالاً می‌میری،
‫و من با یکی دیگه آشنا می‌شم.

52:32.921 --> 52:34.381
‫یه چیزی رو فراموش کردم.

52:46.061 --> 52:49.561
‫آیا با من ازدواج می‌کنی...

52:51.601 --> 52:53.061
‫...تا ۱۵ دقیقه دیگه؟

52:58.861 --> 53:00.151
‫آره.

53:00.241 --> 53:01.241
‫- آره؟
‫- آره.

53:10.751 --> 53:13.631
‫پس یه عروسیِ یهویی، ها؟ جولی بارداره؟

53:13.711 --> 53:15.841
‫می‌دونستم نباید دعوتت می‌کردم.

53:16.551 --> 53:19.591
‫کادوی عروسیِ من به بابام اینه
‫که شوهرم «دیو» رو نیاوردم.

53:19.671 --> 53:21.341
‫این رو نمی‌شه روش قیمت گذاشت.

53:22.891 --> 53:24.391
‫خیلی برام ارزش داشت که اومدی.

53:24.471 --> 53:25.681
‫البته که اومدم.

53:26.561 --> 53:28.101
‫تو باید هر آخر هفته ازدواج کنی.

53:28.721 --> 53:30.851
‫من می‌خوام هر چقدر که
‫می‌تونم با تو وقت بگذرونم.

53:34.811 --> 53:35.811
‫مختصر و مفید باشه، اوکی؟

53:35.901 --> 53:38.231
‫باشه. اگه بخوای... می‌تونیم
‫بغل و بوس هم بکنیم، می‌دونی؟

53:40.861 --> 53:43.201
‫من مدت زیادیه که به تنهایی به عروسی نرفتم.

53:43.281 --> 53:44.661
‫- آره.
‫- یه جورایی باحاله.

53:45.241 --> 53:46.911
‫لازم نیست اینجا یه مادرِ متاهل باشم.

53:46.991 --> 53:50.701
‫شاید زیاد مشروب بخورم. شاید
‫از یه غریبه بخوام که باهاش برقصم.

53:50.791 --> 53:53.961
‫شاید حتی یه کم هم ناز و عشوه بیام.

53:54.041 --> 53:55.421
‫می‌خوای یه امتحانی بکنی؟

53:55.501 --> 53:56.501
‫باشه.

53:56.591 --> 53:59.341
‫هی، بابایی من داماده.

54:00.381 --> 54:01.551
‫بابایی تو چطوریه؟

54:03.971 --> 54:05.591
‫بد نبود... می‌دونی؟ خوب بود.

54:05.681 --> 54:07.141
‫- عادت می‌کنی.
‫- آره.

54:07.221 --> 54:09.351
‫شاید فقط کمتر بگی «بابایی».

54:10.061 --> 54:11.851
‫- من شروع می‌کنم به مشروب خوردن.
‫- باشه.

54:12.681 --> 54:14.811
‫- خوش بگذره.
‫- آره. بله. نه، می‌فهمم.

54:14.901 --> 54:17.981
‫بله، می‌فهمم که چطور ممکنه
‫به نظر بیاد که من تعهدی ندارم.

54:18.071 --> 54:19.861
‫مربی «وسلین» بود. من ریدم تو همش.

54:19.941 --> 54:22.951
‫کارتِ مامانِ مرده. آخرین
‫باره که ازش استفاده می‌کنم.

54:24.491 --> 54:25.911
‫محکم بازی کن.

54:27.451 --> 54:28.491
‫قضیه اینه که،

54:29.451 --> 54:33.211
‫در مورد رفتن وسواس فکری پیدا
‫کردم چون مامانم خیلی وقت پیش نمرد.

54:33.291 --> 54:34.371
‫بیشتر، بیشتر، بیشتر.

54:34.461 --> 54:38.341
‫آره، آره. از وقتی مامان رو
‫از دست دادیم، یه کم آشفته شدم.

54:38.421 --> 54:39.671
‫مامان؟

54:41.301 --> 54:42.711
‫این خیلی مهربونیه از طرف شما.

54:42.801 --> 54:44.051
‫پشیمون نمیشید.

54:44.131 --> 54:46.551
‫خیلی ممنونم. نمی‌تونم صبر کنم. مرسی.

54:47.261 --> 54:48.471
‫من دارم میرم «وسلین»!

54:49.641 --> 54:51.971
‫خیلی خب! داریم این مراسم رو شروع می‌کنیم.

54:52.061 --> 54:54.731
‫پس لطفاً سر جاهاتون بشینید.

54:55.851 --> 54:57.151
‫ایول، از سخنرانی‌های باحال خوشت میاد؟

55:09.451 --> 55:12.621
‫خب، بیا شروع کنیم.
‫نمی‌خوای بشینی؟

55:13.661 --> 55:16.291
‫من دارم تو رو به دستِ داماد می‌سپارم.
‫چون بابات که هیچ‌وقت پیداش نشد.

55:17.171 --> 55:18.791
‫من همیشه از اینکه اون مُرده خوشحال بودم،

55:18.881 --> 55:22.421
‫ولی الان دیگه واقعاً از ته دل خوشحالم.

55:43.691 --> 55:46.201
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی، فقط یه حشره بود.

55:48.241 --> 55:49.701
‫عالیه.

55:50.951 --> 55:52.871
‫بدو برو اون تو. برو دیگه.

56:00.501 --> 56:01.541
‫دوستت دارم.

56:04.131 --> 56:05.761
‫لطفاً همگی بشینید.

56:06.971 --> 56:11.891
‫کوتاهی کردم اگه همین الان یه لحظه
‫وقت نذارم تا یادآوری کنم که درست تو همین لحظه،

56:11.971 --> 56:14.261
‫در جای‌جای این کشور پهناورِ ما،

56:14.351 --> 56:16.521
‫خربزه‌ها مجبورن...
‫- خربزه‌ها؟!

56:16.601 --> 56:21.481
‫...که عروسی‌های مجلل و بزرگی بگیرن
‫و دورشون پر از دوست و فامیل باشه.

56:22.691 --> 56:24.071
‫چون اونا نمی‌تونن «طالبی» (فرار برای ازدواج) کنن.
‫( یه شوخی لغت‌بازی با کلمات مشابه )

56:24.611 --> 56:26.441
‫- واو.
‫- وای خدای من.

56:26.531 --> 56:28.241
‫تو اجازه دادی این مرد بکنه توت.

56:28.321 --> 56:29.611
‫آره، اصلاً بهش افتخار نمی‌کنم.

56:29.701 --> 56:30.701
‫بچه‌ها، من همین‌جام‌ها!

56:30.781 --> 56:33.911
‫البته می‌خوام از همه بابت
‫اومدنشون تشکر کنم و حالا...

56:33.991 --> 56:40.121
‫نخیر. تو جوکِ خربزه‌ات رو گفتی که
‫همه‌مون باهاش مورد عنایت قرار گرفتیم!

56:40.211 --> 56:41.251
‫بله.

56:41.331 --> 56:42.881
‫این همون تک‌جمله‌ات بود.

56:43.501 --> 56:46.091
‫نه پاول. اون خوش‌وبش بود، جمله نبود.

56:46.171 --> 56:47.761
‫بذارید جمله‌اش رو بگه!

56:47.841 --> 56:49.421
‫لازم داره. طفلکی لازم داره.

56:49.511 --> 56:50.881
‫بابا، انقدر لاشی بازی در نیار.

56:50.971 --> 56:52.261
‫بذار یه عبارتی بگه.

56:52.341 --> 56:54.641
‫- بذار حرف بزنه!
‫- من از هیچ‌کدومتون نمی‌ترسم.

56:54.721 --> 56:57.601
‫- باشه، باشه. ببین چی میگم...
‫- این... نه.

56:57.681 --> 56:59.811
‫فقط به خاطر من انجامش بده غولِ بزرگ، باشه؟

57:00.851 --> 57:01.851
‫باشه، قبول.

57:02.481 --> 57:03.811
‫- بنال.
‫- خیلی خب.

57:05.111 --> 57:08.151
‫ما امروز اینجا جمع شدیم تا
‫پاول و جولی رو تشویق کنیم؛

57:08.241 --> 57:14.581
‫کسایی که نمونه‌های زنده‌ی این هستن که عشق
‫رو میشه تو غیرمنتظره‌ترین زمان‌ها پیدا کرد.

57:14.661 --> 57:17.331
‫و در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها.

57:17.411 --> 57:18.411
‫ویرگول.

57:18.501 --> 57:20.541
‫که در مورد این دو نفر،

57:20.621 --> 57:23.711
‫یه مطبِ دکترِ سرد و بی‌روح بود،

57:23.791 --> 57:27.711
‫جایی که اولین بار چشماشون روی گوشیِ
‫پزشکیِ جولی، تو چشمای هم گره خورد.

57:27.801 --> 57:30.971
‫ویرگول. و با وجودِ کلی مانع،

57:31.051 --> 57:33.431
‫از جمله اخلاقِ پزشکی،

57:34.051 --> 57:37.891
‫اونا پیوندی برقرار کردن
‫که اونقدر عمیق و قوی بود

57:39.521 --> 57:46.521
‫که تونستن دیوارهای اون «قلعه‌ی تنهاییِ»
‫معروف رو یک بار برای همیشه خراب کنن.

57:47.111 --> 57:48.691
‫نقطه ویرگول.

57:48.781 --> 57:51.781
‫پس، پاول و جولی،

57:52.361 --> 57:58.871
‫خیلی ممنون که این لحظه و
‫عشقتون رو با همه‌ی ما تقسیم کردید.

57:59.791 --> 58:04.331
‫چون تک‌تکِ ما خیلی خوش‌شانسیم که
‫فرصت داریم متقابلاً بهتون عشق بورزیم.

58:07.961 --> 58:09.001
‫نقطه.

58:10.551 --> 58:13.011
‫بخورش. علامت تعجب.

58:19.601 --> 58:21.021
‫و حالا...

58:21.101 --> 58:22.641
‫آخ، یادم رفت، ببخشید.

58:22.731 --> 58:26.941
‫و حالا با قدرتی که از طرف
‫ایالت کالیفرنیا به من داده شده،

58:27.021 --> 58:28.151
‫من شما رو...

58:28.231 --> 58:31.071
‫همین‌جوری می‌خوای تمومش کنی؟
‫باشه. شما زن و شوهر هستید.

58:31.151 --> 58:33.821
‫می‌تونید برید جلو و حسابی همدیگه رو ببوسید.

58:33.901 --> 58:34.911
‫ایول!

58:35.661 --> 58:36.911
‫آره.

58:40.291 --> 58:41.751
‫- آره!
‫- باریکلا.

58:50.341 --> 58:52.801
‫هی یاروی بزرگ. من یه چیزی بهت بدهکارم.

58:55.881 --> 58:57.181
‫بهت که گفته بودم.

58:57.761 --> 59:02.521
‫پس داری بهم میگی که من یک سال
‫وقت دارم هر کی رو دلم خواست ببوسم؟

59:02.601 --> 59:04.641
‫من اصلاً همچین حرفی بهت نمی‌زنم.

59:04.731 --> 59:05.851
‫ولی من دارم بهت میگم!

59:07.441 --> 59:08.561
‫من که می‌دونم کی رو انتخاب می‌کنم.

59:11.361 --> 59:14.401
‫بی‌خیال بابا. اگه من اجازه داشتم خیانت کنم،
‫قطعاً «پدرو پاسکال» رو انتخاب می‌کردم...

59:14.491 --> 59:15.901
‫که البته اون شوهرِ خودمه.

59:19.741 --> 59:21.411
‫- این عالیه عزیزم.
‫- واقعاً؟

59:21.491 --> 59:23.001
‫آره، باورم نمی‌شه از پسش براومدی.

59:24.411 --> 59:25.961
‫دوستت دارم.

59:26.041 --> 59:27.831
‫وای خدای من. بالاخره گفتی.
‫خیلی عادی و نرمال گفتیش.

59:28.501 --> 59:30.171
‫- واو. باحال بود.
‫- آره.

59:30.751 --> 59:31.841
‫خب، الان دلم برای اون
‫مدلِ عجیب‌غریبت تنگ شد.

59:31.921 --> 59:35.341
‫می‌تونم عجیبش کنم‌ها. می‌تونم ادای شخصیت‌ها رو
‫دربیارم. مثلاً ادای «اسمیگل» (ارباب حلقه‌ها).

59:35.421 --> 59:36.681
‫همونو برو.

59:37.341 --> 59:40.601
‫دوستت دارم، عزیزِ من!

59:56.031 --> 59:57.651
‫می‌دونی، تو هم می‌تونی
‫همچین عشقی داشته باشی.

01:00:00.531 --> 01:00:01.741
‫من قبلاً داشتمش، پاول.

01:00:03.871 --> 01:00:08.041
‫اونقدر خوش‌شانس بودم که
‫تقریباً ۲۰ سال تجربه‌اش کنم.

01:00:08.121 --> 01:00:09.121
‫بنابراین...

01:00:10.461 --> 01:00:12.291
‫مطمئن نیستم دیگه بتونم روی دستِ اون بیارم.

01:00:14.631 --> 01:00:15.961
‫کارتِ «زنِ مُرده».

01:00:16.801 --> 01:00:19.381
‫حدس می‌زنم تو همونی بودی که به
‫آلیس گفتی دیگه از این کارت استفاده نکنه.

01:00:21.471 --> 01:00:25.021
‫ترسناکه، نه؟ اینکه بخوای
‫دوباره خودت رو واردِ گود کنی.

01:00:27.521 --> 01:00:28.941
‫یه لطفی در حقم بکن.

01:00:31.271 --> 01:00:32.611
‫مثل من نباش.

01:00:37.861 --> 01:00:39.701
‫انقدر که من صبر کردم، معطل نکن.

01:00:52.171 --> 01:00:53.461
‫هی، بابایی.

01:00:55.171 --> 01:00:56.711
‫- واو.
‫- می‌خوای برقصیم؟

01:00:57.461 --> 01:00:59.301
‫فکر کنم هنوز هم کلمه‌ی
‫«بابایی» خیلی زیاده‌رویه.

01:01:00.011 --> 01:01:02.261
‫باشه بابایی. یالا بابایی.

01:01:04.721 --> 01:01:06.101
‫این چه وضعیه آخه؟

01:01:38.881 --> 01:01:41.681
‫جری، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

01:01:41.761 --> 01:01:45.301
‫هی، انقدر ذوق‌زده نشو. من فقط عاشقِ کیکم.

01:01:45.391 --> 01:01:47.851
‫- چطوری خوش‌تیپ؟
‫- سلام.

01:01:48.471 --> 01:01:49.771
‫خب، داری با کی حرف می‌زنی؟

01:01:50.431 --> 01:01:51.771
‫- جری.
‫- کی؟

01:01:53.851 --> 01:01:54.861
‫جری دیگه.

01:02:00.361 --> 01:02:01.781
‫تو نمی‌بینیش، نه؟

01:02:12.001 --> 01:02:13.001
‫هوف...

01:02:13.751 --> 01:02:14.751
‫آره.

01:02:14.775 --> 01:02:19.775
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

01:02:19.799 --> 01:02:24.799
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
