WEBVTT

00:00.821 --> 00:03.821
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:03.821 --> 00:06.821
‫مامان، باید فردا وسایل
‫فروش شیرینی رو بخریم.

00:06.821 --> 00:08.821
‫من دارم توی تقویمت،
‫وقت برای این کار خالی میکنم.

00:08.821 --> 00:10.821
‫بین "چرت زدن توی ماشینم" و "مانیکور کردن".

00:11.321 --> 00:13.121
‫من مانیکور برنامه ریزی نکردم.

00:13.125 --> 00:16.045
‫میدونم. تصمیم گرفتم اون
‫انگشت های پا به یه روز اسپا نیاز دارن.

00:16.045 --> 00:17.880
‫اه!

00:17.880 --> 00:21.008
‫کار خیلی دیوونه کننده‌ست،
‫وقت برای هیچ کاری ندارم.

00:21.008 --> 00:24.521
‫هفته پیش، اپیلاسیون کردم، در حالی که
‫یه وقت مجازی با متخصص زنان داشتم.

00:29.558 --> 00:31.769
‫ای کاش شنواییم بدتر بود.

00:31.769 --> 00:34.021
‫اوه، بابا، قبل از اینکه یادم بره.

00:37.483 --> 00:39.109
‫دوباره داری رقص میکنی؟

00:41.070 --> 00:42.446
‫این از ظرف انعام منه.

00:42.446 --> 00:44.114
‫میخوام با قبض ها کمک کنم.

00:44.114 --> 00:46.241
‫نه قبض آب.
‫با این مدلی که کارتر دوش میگیره،

00:46.241 --> 00:48.035
‫هیچ وقت نمیتونم از پسش بر بیام.

00:49.203 --> 00:51.038
‫داری بهم پول نقد میدی؟

00:51.038 --> 00:53.999
‫وای. آخرین بار کی این اتفاق افتاد؟

00:55.000 --> 00:58.253
‫ام... هیچ وقت، هیچ وقت،
‫هیچ وقت اتفاق نیفتاده.

00:58.253 --> 01:01.090
‫مامان، من دارم میرم برای کلاس رانندگیم!

01:01.090 --> 01:03.321
‫من امروز نمیخوام بهش درس رانندگی بدم.

01:04.321 --> 01:05.821
‫لو رفت.

01:06.821 --> 01:08.821
‫اون ماشین یه مربی رانندگیه؟

01:09.321 --> 01:12.321
‫آموزشگاه رانندگی معبد ووروم.

01:13.936 --> 01:16.438
‫من برای کارتر یه مربی رانندگی استخدام کردم.

01:16.438 --> 01:18.232
‫باشه، اینجوری نمیخواستم بفهمی.

01:18.232 --> 01:20.192
‫منظورم اینه که امیدوار بودم هیچ وقت نفهمی.

01:21.944 --> 01:22.820
‫باز باید اسباب کشی کنیم، مگه نه؟

01:24.238 --> 01:25.948
‫چرا این رو بهم نگفتی؟

01:25.948 --> 01:28.951
‫خب، سبک آموزش تو،
‫دقیقاً به کارتر کمک نمیکرد.

01:28.951 --> 01:30.744
‫تو باعث شدی به یه اتوبوس
‫مدرسه انگشت نشون بده.

01:30.744 --> 01:32.162
‫دختر کوچولو شروع کرد.

01:34.039 --> 01:36.416
‫ببین، بابام رانندگی رو بهم یاد داد.

01:36.416 --> 01:38.127
‫من به تو و برادرت رانندگی یاد دادم.

01:38.127 --> 01:40.821
‫که برای رانندگی کردن
‫به سمت روان درمانی عالی بود.

01:41.821 --> 01:44.007
‫ببین بابابزرگ، من باید این امتحان رو قبول بشم.

01:44.007 --> 01:46.218
‫آموزش تو یکم من رو مضطرب میکنه.

01:46.218 --> 01:48.929
‫سبک آموزش ریور تقویت مثبته.

01:48.929 --> 01:50.848
‫ریور اسم یه پسره؟

01:50.848 --> 01:53.392
‫یا فقط این رو از خودت در آوردی
‫که من رو عصبانی کنی؟

01:54.309 --> 02:00.021
‫فکر نمیکردم یه بابابزرگ حامی عاطفی
‫وجود داشته باشه، ولی از نظر قانونی اجازه ندارم بپرسم.

02:01.108 --> 02:02.818
‫من برگه انصراف رو امضا کردم.

02:06.613 --> 02:07.990
‫میخوای اینجا باشه؟

02:07.990 --> 02:09.821
‫آره.

02:16.821 --> 02:20.821
<i><b>[ تعویض دنده ]
[ فصل دوم : قسمت هفتم ]</b></i>

02:24.173 --> 02:28.321
‫خب، حالا وقتی به علامت ایست میرسی،
‫سه ثانیه کامل صبر کن.

02:28.343 --> 02:30.804
‫بهش به عنوان یه لحظه آرامش ذهن فکر کن.

02:30.804 --> 02:32.556
‫یا، راستش رو بخوای،
‫ما توی کالیفرنیاییم.

02:32.556 --> 02:34.099
‫بهش میگن ایست کالیفرنیایی.

02:34.099 --> 02:36.935
‫آروم میری جلوش، یه نگاه میندازی،
‫و به حرکتت ادامه میدی.

02:36.935 --> 02:38.812
‫متاسفم، آقای پارکر،

02:38.812 --> 02:41.921
‫به عنوان یه مربی رانندگی دارای مجوز،
‫این نصیحت خیلی خطرناکیه.

02:41.940 --> 02:45.021
‫به عنوان یه مربی رانندگی دارای مجوز،
‫اجازه بده یه سوالی ازت بپرسم.

02:45.068 --> 02:47.404
‫حدود پنج پیچ قبل،
‫یه بی‌ ام‌ و، ازمون سبقت گرفت.

02:47.404 --> 02:49.531
‫چه رنگی بود؟

02:49.531 --> 02:51.116
‫- اونا هیچ وقت ازت این رو نمی‌پرسن.
‫- اِرر!

02:51.116 --> 02:54.119
‫جواب اشتباه.
‫بی‌ ام‌ و سفید، زه کروم.

02:54.119 --> 02:55.662
‫یه راننده خوب باید همه چی رو بدونه.

02:55.662 --> 02:57.821
‫بهش میگن آگاهی از موقعیت.

02:58.165 --> 03:00.250
‫خب، حالا میخوایم همین بالا به راست بپیچیم.

03:00.250 --> 03:01.710
‫فقط آروم و با احتیاط برو.

03:01.710 --> 03:02.878
‫نه، نه، نه، نه، نه.

03:02.878 --> 03:04.671
‫این در واقع تبدیل به یه لاین میشه.

03:04.671 --> 03:07.671
‫فقط بپیچ و برو پایین خیابون شرمن وی،
‫اینطوری میتونیم خیلی سریع تر بریم.

03:07.674 --> 03:09.468
‫به حرفش گوش نده، کارتر.

03:09.468 --> 03:13.171
‫اون صلاحیت نداره درس بده، فقط به خاطر اینکه
‫اولین ماشینش رو از فرد فلینتستون خریده.

03:14.681 --> 03:16.642
‫اوه! اوه نه، اون این کار رو نکرد!

03:17.559 --> 03:19.311
‫پس، صلاحیت ندارم، ها؟

03:19.311 --> 03:21.021
‫نظرت چیه یه نگاهی
‫به گواهینامه رانندگیم بندازی؟

03:21.021 --> 03:24.771
‫من موتور، ماشین معمولی،
‫و گواهینامه تجاری دارم.

03:24.816 --> 03:26.902
‫من مثل وین دیزل با موهای خوشگلم.

03:28.111 --> 03:30.030
‫اون خیلی سریع عصبانی میشه.

03:31.240 --> 03:33.617
‫خب، نشون میده گواهینامت
‫دو ماه پیش منقضی شده.

03:33.617 --> 03:35.744
‫از این وضعیت خبر داشتی؟

03:37.287 --> 03:40.040
‫اوه! اوه نه، اون دوباره انجامش نداد!

03:43.877 --> 03:45.879
‫لعنت بهش!
‫کد کار نمیکنه.

03:45.879 --> 03:47.464
‫قرار نیست باز بشه.

03:47.464 --> 03:50.550
‫اینجاست که اثر انگشتت رو بگیره
‫و خانواده‌ت رو پیدا کنه.

03:52.261 --> 03:54.555
‫- به کمک نیاز داری؟
‫- نه! اوه!

03:54.555 --> 03:57.266
‫این بدتر از وقتیه که اون رومبا،
‫قرص‌ های جلوگیری از بارداری من رو خورد.

03:58.642 --> 04:00.321
‫ولی همه چی درست شد.

04:01.821 --> 04:04.481
‫مامان، باید وسایل براونی رو
‫برای فروش شیرینی بگیریم.

04:04.481 --> 04:06.817
‫اوه، من وسایل برای درست کردن براونی دارم.

04:06.817 --> 04:09.278
‫ولی احتمالاً نه از اون نوعی
‫که میخوای به بچه ها بفروشی.

04:09.821 --> 04:12.406
‫هر کی بیشتر بفروشه،
‫برای یه روز مدیر میشه.

04:12.406 --> 04:13.824
‫این همونه.

04:13.824 --> 04:16.285
‫صعود آهسته ولی حساب شده من به سلطه جهانی.

04:18.078 --> 04:20.872
‫خدا به دبیرستان استنبریج رحم کنه.

04:23.166 --> 04:25.127
‫گیب، چرا همونجا وایسادی؟ کمکم کن!

04:26.753 --> 04:28.589
‫خب، همتون گوش کنید.

04:28.589 --> 04:31.049
‫اگه پلیس‌ ها سر رسیدن،
‫اسم من تایرونه.

04:34.594 --> 04:37.821
‫نمیخوام کسی رو متهم کنم،
‫ولی فکر کنم یه نفر ربات رو کشته.

04:39.433 --> 04:41.226
‫مامان، میشه بریم؟

04:41.226 --> 04:46.321
‫اگه من توی مسابقه شیرینی‌ پزی برنده نشم،
‫مورگان اسپِلِتی قراره مدیر بشه و ریاضی رو اختیاری کنه.

04:46.356 --> 04:48.608
‫چرا کلاً کشور رو به چین ندیم؟

04:48.608 --> 04:50.110
‫تقریباً تموم شد، عزیزم.

04:50.110 --> 04:53.421
‫فقط باید سفارش‌ هاشون رو بگیرم،
‫قهوه درست کنم، تمیز کنم، تعطیل کنم،

04:53.447 --> 04:55.866
‫توی حالت جنینی جمع بشم و یکم گریه کنم.

04:56.908 --> 04:59.161
‫شاید باید کلاً کشور رو به چین بدیم.

04:59.161 --> 05:00.579
‫من میتونم جورجیا رو ببرم.

05:00.579 --> 05:02.664
‫اوه، لازم نیست اون رو ببری.

05:02.664 --> 05:04.458
‫لطفاً اون رو ببر.

05:04.458 --> 05:07.419
‫درکت میکنم. تو باید برای یه ربات
‫مراسم خاکسپاری ترتیب بدی

05:08.920 --> 05:11.089
‫خیلی خوب نمیشناختمش،
‫ولی سخنرانی میکنم.

05:13.800 --> 05:16.261
‫شرکت پستی بابت این ازم پول میگیره.

05:16.261 --> 05:17.637
‫میتونیم درستش کنیم.

05:17.637 --> 05:21.421
‫ممنون. هنوزم از دستم عصبانی ان، به خاطر وقتی
‫که مست کردم و یکی رو از بار تا خونه سوار شدم.

05:23.310 --> 05:24.978
‫رایلی، اون من بودم.

05:36.615 --> 05:38.283
‫اوه، خدای من.

05:39.409 --> 05:42.954
‫فقط میخوام بخوابم،
‫و دیگه هیچ وقت بیدار نشم.

05:42.954 --> 05:44.122
‫به روش خوب،
‫نه به روش مردن.

05:45.957 --> 05:49.378
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- اوه، داشتم برای امتحان رانندگیم تمرین میکردم،

05:49.378 --> 05:52.047
‫ولی الان دارم ویدیوهای آدم هایی
‫که دارچین میخورن رو می‌بینم.

05:53.799 --> 05:55.092
‫این یارو همین الان بالا آورد.

05:58.095 --> 05:59.638
‫- من کاملاً دیدم.
‫- میدونم!

05:59.638 --> 06:02.140
‫هی. هر چی لازم داشتی رو گرفتی، جورجیا؟

06:02.140 --> 06:05.435
‫آره. بعدش ماست بستنی خوردیم،
‫و رفتیم اتاق فرار.

06:05.435 --> 06:09.121
‫ما با یه زوج انگلیسی هم گروه شدیم که
‫باهوش به نظر میرسیدن ولی فقط لهجه‌شون بود.

06:10.321 --> 06:12.321
‫معلوم شد اونا هم آدم های احمق دارن.

06:12.321 --> 06:16.321
‫یادته هی میگفتن :
‫"این واقعاً وضعیت دشواریه."

06:17.197 --> 06:21.535
‫وای، شماها خیلی کارها کردین.
‫فکر کنم همه روز خوبی داشتن.

06:21.535 --> 06:23.537
‫بنزینم توی یه میدون ته کشید.

06:24.746 --> 06:27.290
‫اه، خیلی بده. متاسفم.

06:27.290 --> 06:29.126
‫آره، به نظر میاد...

06:29.126 --> 06:30.794
‫چه مخمصه ای.

06:33.130 --> 06:35.048
‫امروز بهترین روز بود، ایو.

06:35.048 --> 06:36.633
‫کاش میتونستیم فردا هم با هم باشیم.

06:36.633 --> 06:39.219
‫اوه. شاید بتونی بری بیرون برای
‫ماهی و سیب زمینی سرخ کرده.

06:40.804 --> 06:43.640
‫اوه، داره دیر میشه. مت!
‫وقت اداره راهنمایی و رانندگیه.

06:43.640 --> 06:45.475
‫- اداره راهنمایی و رانندگی؟
‫- آره.

06:45.475 --> 06:48.311
‫گواهینامه بابابزرگ منقضی شده.
‫ریور مچش رو گرفت.

06:48.311 --> 06:52.357
‫بابابزرگ داد زد.
‫ریور گریه کرد. بابابزرگ خندید.

06:53.525 --> 06:56.278
‫البته، مت این قضیه رو به طرز
‫عجیبی داره خوب هندل میکنه.

07:00.198 --> 07:01.700
‫بابابزرگ، برای عکست لبخند بزن.

07:06.204 --> 07:08.748
‫من همیشه گواهینامه‌م رو تمدید میکنم، میدونی؟

07:09.583 --> 07:11.668
‫فقط برگه هاش رو نگرفتم. و بعدش...

07:11.668 --> 07:13.753
‫اونا همیشه من رو وقتی پای وظیفه
‫هیئت منصفه وسطه پیدا میکنن.

07:15.088 --> 07:19.121
‫خب، این به این خاطره که اگه دولت یه لیست
‫از ۱۲ مرد خشمگین داشته باشه، تو توشی.

07:20.760 --> 07:22.220
‫میدونی چیه، بهت میگم.

07:22.220 --> 07:25.599
‫این زمان انتظار حتی با استانداردهای
‫اداره راهنمایی و رانندگی هم چشمگیره.

07:26.933 --> 07:29.269
‫فکر نکنم اون زن وقتی رسیدیم اینجا باردار بود.

07:29.269 --> 07:30.812
‫بعدی!

07:33.607 --> 07:35.025
‫چطور میتونم کمکتون کنم؟

07:35.025 --> 07:37.819
‫از کی باید در مورد اینا شکایت کنم؟

07:37.819 --> 07:39.863
‫منظورش اینه که اینجا اومده این رو تمدید کنه.

07:39.863 --> 07:42.991
‫آهان، فهمیدم.
‫فقط یکم کمک بیشتر لازم داره.

07:42.991 --> 07:43.992
‫هوم.

07:45.118 --> 07:47.821
‫آقای پارکر، شما باید دوباره امتحان رانندگی بدید.

07:47.821 --> 07:48.821
‫چی؟

07:49.821 --> 07:55.321
‫شما باید دوباره امتحان رانندگی بدید!

07:56.821 --> 07:59.321
‫چرا باید دوباره امتحان رانندگی بده؟

07:59.321 --> 08:01.821
‫چون اینجا توی کامپیوتر همین رو نوشته.

08:01.821 --> 08:02.821
‫چی؟

08:03.321 --> 08:08.321
‫چون اینجا توی کامپیوتر همین رو نوشته!

08:15.821 --> 08:17.821
‫مامان بزرگت خیلی زیاد از این استفاده میکرد.

08:17.821 --> 08:19.821
‫پودر قند کوکائینش بود.

08:20.321 --> 08:22.321
‫فکر میکردم کوکائین عمه گوئن بود.

08:22.321 --> 08:24.321
‫نه، کوکائین عمه گوئن، کوکائین بود.

08:26.321 --> 08:28.821
‫خب، این ۴۰ تا براونی شد.
‫دیگه چند تا لازم داریم؟

08:28.821 --> 08:30.321
‫۲۰۰ تا.

08:31.821 --> 08:33.821
‫من باید توی مسابقه شیرینی‌ پزی برنده بشم.

08:34.821 --> 08:36.821
‫طلاق خیلی برام سخت بوده.

08:41.821 --> 08:43.821
‫باشه، ولی دیره.
‫من اینجا کار رو تموم میکنم.

08:44.009 --> 08:45.178
‫تو برو بخواب.

08:45.178 --> 08:47.264
‫خیلی ممنونم که این کار رو میکنی.

08:47.264 --> 08:50.767
‫مخصوصاً به خاطر اینکه قراره
‫روح مورگان اسپِلِتی رو له کنیم.

08:50.767 --> 08:53.812
‫همش به خاطر تو میشه.
‫شب بخیر.

08:56.398 --> 08:58.608
‫اوه، ۲۰۰ تای دیگه.

08:59.442 --> 09:01.778
‫شکر دماغ عمه گون کجاست،
‫وقتی بهش نیاز داری؟

09:12.289 --> 09:13.164
‫آه!

09:16.334 --> 09:18.670
‫رایلی! حالت خوبه؟

09:18.670 --> 09:20.589
‫داری چی می‌پزی؟ دود؟

09:20.589 --> 09:22.966
‫خاموشش میکنم.

09:22.966 --> 09:25.385
‫براونی‌ هام. نه!

09:25.385 --> 09:28.054
‫من هیچ‌ وقت مدیر مدرسه برای یه روز نمیشم.

09:28.054 --> 09:30.599
‫خداحافظ، هاروارد.
‫سلام، دانشگاه ایالتی آریزونا.

09:30.599 --> 09:31.933
‫آه!

09:31.933 --> 09:33.894
‫درستش میکنم، باشه.

09:33.894 --> 09:35.604
‫اوه، فقط نه الان چون ساعت ۵ صبحه.

09:35.604 --> 09:36.730
‫و من باید برم سر کار.

09:38.648 --> 09:40.650
‫اوه. براونی خشک شده.

09:41.693 --> 09:43.320
‫اوه، خدای من.
‫آتیش، آتیش!

09:43.320 --> 09:45.030
‫براونی‌ ها!

09:49.326 --> 09:53.171
‫شرکت میگه اگه ربات رو پس نگیرن،
‫تا فردا، ازم هزینه میگیرن.

09:53.204 --> 09:55.749
‫کارت اعتباری رد میشه،
‫پس سر خودشون کلاه رفته.

09:57.584 --> 09:59.669
‫- ولی خواهش میکنم بگو درستش کردی.
‫- درستش کردیم؟

09:59.669 --> 10:03.715
‫توی پارکر کاستومز و رستوریشنز، ما تعمیر نمیکنیم.

10:03.715 --> 10:04.966
‫ما ارتقا میدیم.

10:08.053 --> 10:10.180
‫♪ هی، آروم باش، به میز نزن ♪

10:12.974 --> 10:15.018
‫هی، هی، این داره توی کارگاه چیکار میکنه؟

10:15.018 --> 10:17.771
‫داره به گیب یاد میده
‫چطوری داگی برقصه.

10:17.771 --> 10:19.814
‫این میتونه رانندگی کنه،
‫ولی من نمیتونم؟

10:21.900 --> 10:24.235
‫بچه‌ ها، شما دارید وقت
‫با ارزشی رو تلف میکنید.

10:25.195 --> 10:26.154
‫میشه دوباره رقص رو ببینم؟

10:28.198 --> 10:31.076
‫♪ هی، آروم باش، به میز نزن ♪

10:31.076 --> 10:33.370
‫- ♪ چی گفتی؟ ♪
‫- ♪ به میز نزن ♪

10:33.370 --> 10:34.871
‫- ♪ هی، آروم باش ♪
‫- ♪ چی؟ ♪

10:34.871 --> 10:36.164
‫♪ به میز نزن ♪

10:37.540 --> 10:39.334
‫- رایلی.
‫- ایو.

10:39.334 --> 10:41.002
‫اینجا چیکار میکنی؟

10:41.002 --> 10:43.630
‫با پیش‌ بند؟ وای خدا.
‫تو و بابام دارید نقش بازی میکنید؟

10:45.298 --> 10:46.925
‫چون سلامت روانم دیگه نمیکشه.

10:48.677 --> 10:50.887
‫بابات و نقش بازی کردن.
‫تصورش رو بکن.

10:52.889 --> 10:55.976
‫«من میچ مک‌ کانلم، و یه لاک‌ پشت سکسی‌ ام.»

10:58.821 --> 11:02.121
‫جورجیا درباره‌ ماجرای براونی پیام داد،
‫فکر کردم بیام کمک کنم.

11:02.148 --> 11:04.901
‫به تو پیام داد؟
‫این... این عالیه.

11:04.901 --> 11:09.021
‫خیلی خوشحالم که رابطه‌ ای دارید که
‫تو بهش پیام میدی و اون جوابت رو میده.

11:09.072 --> 11:10.907
‫این واقعاً... هیچی نیست، واقعاً.

11:10.921 --> 11:14.921
‫فقط درباره‌ پسره توی کلاس ریاضیه،
‫یا اینکه چطوری از نگین‌ زن استفاده کنه.

11:14.953 --> 11:17.122
‫داره کلاه‌ های جورجیا ۲۰۲۸ درست میکنه.

11:17.122 --> 11:19.332
‫اوه!

11:19.332 --> 11:21.321
‫خیلی باحاله.

11:21.418 --> 11:23.545
‫«آره، ما خیلی صمیمی ایم.
‫داریم با هم روی مرچ کار میکنیم.»

11:25.880 --> 11:29.467
‫اوه، وای، تو همه‌ براونی‌ ها رو
‫درست کردی. باحال‌ تر!

11:30.552 --> 11:34.921
‫وقت داشتم، و میدونم خیلی سرت شلوغه،
‫فکر کردم یه چیزی از سرت کم کنم...

11:34.931 --> 11:36.182
‫و یه چیزی بذارم سر سفره‌ت.

11:37.517 --> 11:39.477
‫یکم شوخی با بشقاب.

11:41.187 --> 11:43.523
‫ایو، نظرت درباره این لباس برای دیکتاتور...

11:44.399 --> 11:45.817
‫مدیر برای یه روز چیه؟

11:47.569 --> 11:52.821
‫عاشقشم. کت بلیزر میگه ترسناک،
‫ولی کفش های کتانی میگن صمیمی.

11:54.617 --> 11:56.995
‫حق با توئه.
‫باید کفش هام رو عوض کنم.

11:56.995 --> 11:58.747
‫سلام مامان.

11:58.747 --> 12:00.582
‫اوه، آره.
‫سلام، منم اینجام.

12:02.041 --> 12:03.460
‫چرا نمیری یکم وقتت رو با جورجیا بگذرونی؟

12:03.460 --> 12:04.961
.خودم براونی ها رو آماده میکنم

12:06.504 --> 12:08.298
‫اوم، داری چیکار میکنی؟

12:08.298 --> 12:09.966
‫دارم تمومشون میکنم.

12:09.966 --> 12:14.012
‫اون الک مامانمه.
‫نمیتونی همینجوری ازش استفاده کنی.

12:15.221 --> 12:18.808
‫اوه، باشه. متاسفم.

12:18.808 --> 12:20.351
‫"اوه، من ایوم، میتونم هر کاری انجام بدم."

12:22.771 --> 12:24.189
‫فقط میخواستم کمک کنم.

12:24.189 --> 12:27.971
‫آره، خب، کمک نمیکنی! این همه وقت رو
‫با دخترم میگذرونی، کلاه درست میکنی،

12:27.984 --> 12:30.487
‫لهجه بریتیش در میاری، الک میکنی...

12:32.072 --> 12:33.573
‫رایلی، متاسفم.

12:33.573 --> 12:35.033
‫نه، بوب، بوب، بوب، بوب، بوب، بوب.

12:36.409 --> 12:38.036
‫اینا چطورن؟

12:38.036 --> 12:40.538
‫این کفش ها میگن : "تعظیم کنید، دهاتی ها"؟

12:43.166 --> 12:45.543
‫اونا همون نگاه های ترسناکیه که دنبالشم.

12:48.963 --> 12:51.800
‫خب، جودی، ام، کسی نمره کامل
‫توی این آزمون گرفت، یا...

12:51.800 --> 12:53.134
‫اجازه بده دوباره بپرسم.

12:53.134 --> 12:55.428
‫چند نفر دیگه نمره کامل گرفتن؟

12:57.514 --> 12:59.182
‫هی، اینجا به چپ بپیچ.

12:59.182 --> 13:00.475
‫- فهمیدم.
‫- آره.

13:00.475 --> 13:02.060
‫- هوم.
‫- آها.

13:02.060 --> 13:03.520
‫می‌بینم اونجا داری لبخند میزنی.

13:03.520 --> 13:09.021
‫خب، یه راننده خوب به همه چی توجه میکنه،
‫و یه راننده عالی میتونه مردم رو به لبخند واداره.

13:09.025 --> 13:12.070
‫تنها چیزی که اون آقا متوجه‌ش میشه،
‫اینه که چی توی گوشیشه.

13:12.070 --> 13:14.113
‫آره، احتمالاً داره گوگل میکنه...

13:14.113 --> 13:16.199
‫"چطوری این رو برونم؟"
‫درست وسط ترافیک.

13:19.410 --> 13:21.538
‫پس موافقی؟
‫مردم؟ نه خیلی.

13:21.538 --> 13:24.321
‫اه! ۲۱ سال این کار رو بکنی،
‫دعا میکنی آخرالزمان بشه.

13:26.584 --> 13:28.711
‫اوه، اینجا عالیه.

13:28.711 --> 13:30.463
‫- اوه، خوبه، خوبه. همینجا.
‫- اوه.

13:30.463 --> 13:32.131
‫- مت، باید بگم...
‫- هوم هوم.

13:32.131 --> 13:34.217
‫واقعاً از وقت گذروندن باهات لذت بردم.

13:34.217 --> 13:36.010
‫وقتی داری بقیه رو مسخره میکنی،
‫زمان زود میگذره.

13:38.721 --> 13:40.473
‫تو دوست‌ داشتنی ای.

13:40.473 --> 13:42.350
‫به هر حال...

13:42.350 --> 13:43.601
‫تو رد شدی.

13:49.732 --> 13:51.693
‫- من رد شدم، واقعاً؟
‫- آره.

13:51.693 --> 13:54.571
‫از سه تا تابلوی ایست رد شدی.

13:54.571 --> 13:57.490
‫داشتی با سرعت میرفتی،
‫و به یه نگهبان مدرسه فحش دادی.

13:57.490 --> 13:59.242
‫پوف! ما با هم مشکل داریم.

14:00.285 --> 14:02.161
‫میدونی، من کل عمرم رانندگی کردم.

14:02.161 --> 14:03.872
‫حتی یه بار هم تصادف نکردم.

14:03.872 --> 14:05.999
‫میفهمم، ناراحتی.

14:05.999 --> 14:08.293
‫میدونی، همین اتفاق برای مادربزرگم هم افتاد.

14:08.293 --> 14:10.003
‫دو بار ردش کردم.

14:11.337 --> 14:13.339
‫متاسفم.

14:13.339 --> 14:15.008
‫این، مثل اینکه،
‫بدترین روز زندگی منه.

14:15.008 --> 14:16.342
‫و من بیوه‌م.

14:21.821 --> 14:25.321
‫سرِت کلاه رفت.
‫تو راننده فوق‌ العاده‌ ای هستی، مثل من.

14:25.351 --> 14:26.853
‫- تابلوی ایست!
‫- اوه!

14:28.479 --> 14:29.981
‫- وای.
‫- ببخشید.

14:30.857 --> 14:33.651
‫یک می سی سی پی،
‫دو می سی سی پی،

14:33.651 --> 14:36.446
‫- سه می سی سی پی و...
‫- من رو بکش.

14:39.991 --> 14:42.577
‫میدونی، عجیبه، اینطور نیست؟

14:42.577 --> 14:45.246
‫قبلاً بهت نیاز داشتم که من رو همه‌ جا برسونی،
‫و حالا تو بهم نیاز داری.

14:45.246 --> 14:47.957
‫لحظه واقعی شیرشاه.
‫چرخه زندگی.

14:49.918 --> 14:52.545
‫من الان بابابزرگی ام که
‫روی صندلی همسر نشسته.

14:54.130 --> 14:57.383
‫- اینقدر هم بد نیست. منظورم اینه... تابلوی ایست!
‫- اوه!

14:59.052 --> 15:00.720
‫یک می سی سی پی.

15:00.720 --> 15:03.473
‫- دو می سی سی پی.
‫- سه می سی سیپ...

15:04.557 --> 15:06.226
بابابزرگ؟

15:06.226 --> 15:08.186
‫بابابزرگ، کجا داری میری؟

15:08.186 --> 15:10.396
‫اونا برای هشدار سالمندان زنگ میزنن.

15:16.736 --> 15:20.531
‫هی! این یه پیشنهاد صلحه.
‫چه بطری شراب خوبی.

15:20.531 --> 15:22.200
‫اوه.

15:22.200 --> 15:23.701
‫باز شده.

15:25.203 --> 15:26.996
‫روز خیلی بدی داشتم.

15:29.321 --> 15:32.085
‫ممنون. ولی لازم نیست برای
‫چیزی معذرت خواهی کنی.

15:32.085 --> 15:33.378
‫آه، نه.

15:33.378 --> 15:39.371
‫خسته، غیرمنطقی، و راستش... حسود بودم،
‫چون تو و جورجیا خیلی خوش میگذروندید.

15:40.343 --> 15:41.928
‫میفهمم.

15:41.928 --> 15:45.348
‫پسر من وقتی نوجوون بود،
‫به ندرت باهام حرف میزد.

15:45.348 --> 15:48.851
‫یه پروفایل بازی درست کردم،
‫فقط برای اینکه بتونم صداش رو بشنوم.

15:48.851 --> 15:54.021
‫و وقتی آواتارم ازش پرسید مدرسه چطور بود،
‫یه نارنجک به سمتم پرتاب کرد.

15:55.400 --> 15:57.026
‫بهتر میشه.

15:57.026 --> 15:58.569
‫اوه. واقعاً؟

15:58.569 --> 16:01.155
‫حس میکنم همه چی داره سخت تر میشه.

16:01.155 --> 16:02.740
‫عاشق اینم که کسب و کار خودم رو دارم،

16:02.740 --> 16:05.821
‫ولی حس میکنم وقتی به شغلم اهمیت نمیدادم،
‫زندگی خیلی آسون تر بود.

16:07.745 --> 16:09.914
‫خیلی وقت پیش باید اخراجت میکردم.

16:12.125 --> 16:14.377
‫از پیدا کردن علاقه‌ت احساس گناه نکن.

16:14.377 --> 16:15.837
‫تو مادر فوق العاده ای هستی.

16:15.837 --> 16:18.631
‫آه! فقط احساس میکنم خیلی تحت فشارم.

16:18.631 --> 16:21.217
‫به خاطر همینه که وقتی تو رو
‫با الک مامانم دیدم عجیب شدم.

16:21.217 --> 16:24.137
‫فقط بهم یادآوری کرد که
‫اون میتونست همه کار بکنه،

16:24.137 --> 16:26.681
‫و تو میتونی همه کار بکنی،
‫و من به سختی میتونم کاری بکنم.

16:28.099 --> 16:34.221
‫میدونی، وقتی داشتم اینجا رو برای اولین بار
‫باز میکردم، تنها بودم و حس میکردم دارم غرق میشم.

16:34.230 --> 16:36.232
‫به سختی وقت داشتم پسرم رو ببینم،

16:36.232 --> 16:39.527
‫چه برسه به دوش گرفتن،
‫یا عوض کردن لباس زیرم، یا ملاقات با یه مرد.

16:41.821 --> 16:44.821
‫شاید سومی به دو تای اول مربوط باشه.

16:46.367 --> 16:48.870
‫ولی مجبور شدم یاد بگیرم
‫به آدم‌ های اطرافم تکیه کنم.

16:48.870 --> 16:51.247
‫مجبور نیستی این کار رو به تنهایی انجام بدی.

16:51.247 --> 16:53.750
‫کمک خواستن به این معنی نیست
‫که تو یه شکست خورده‌ ای.

16:53.750 --> 16:56.794
‫ممنونم. خدا میدونه
‫این ایده از کجا به سرم زد.

16:56.794 --> 16:59.797
‫شاید از بابام که میگفت : "کمک خواستن
‫یعنی تو یه شکست خورده‌ ای."

17:01.174 --> 17:03.134
‫اون این رو دیشب توی تخت خواب بهم گفت.

17:06.179 --> 17:08.765
‫چیه؟ نمیخواستم بلند بشم
‫چراغ رو خاموش کنم.

17:08.765 --> 17:09.890
‫آهان.

17:10.808 --> 17:12.810
‫خدا رو شکر،
‫چون در غیر این صورت... اه!

17:15.146 --> 17:17.821
‫اوه، میدونی چیه؟
‫من این رو برای بیرون می‌برم.

17:17.821 --> 17:19.321
‫امروز روز خیلی بدی بوده.

17:25.821 --> 17:27.821
‫اوه، سلام.
‫فروش شیرینی چطور پیش رفت؟

17:28.951 --> 17:31.204
‫داری به مدیر جدیدت نگاه میکنی.

17:31.204 --> 17:33.831
‫بخورش، مورگان اسپلتی
‫و رول دارچینی‌ های خشک و بی‌ مزه‌ت

17:35.124 --> 17:37.126
‫هی، این بی‌ ادبیه.

17:37.126 --> 17:39.321
‫مورگان کاپ کیک‌ های
‫خشک و بی‌ مزه رو فروخت.

17:39.321 --> 17:40.821
‫تیلور رول دارچینی‌ های
‫خشک و بی‌ مزه رو داشت.

17:41.881 --> 17:44.050
‫- بابابزرگ کجاست؟
‫- نمیدونم.

17:44.050 --> 17:46.969
‫وسط رانندگی و بردن ما به خونه،
‫از ماشین پیاده شد.

17:46.969 --> 17:48.388
‫خیابون ها حالا مالِ اونن.

17:51.265 --> 17:53.142
‫ها؟ تلفنش خاموشه.

17:53.142 --> 17:55.561
‫همین الان با ایو بودیم.
‫مغازه بسته‌ست.

17:55.561 --> 17:57.897
‫بهتره بدون گواهینامه رانندگی نکنه.

17:57.897 --> 17:59.774
‫باید شراب بیشتری میخریدم.

18:03.194 --> 18:07.115
‫♪ توی یه بزرگراه طولانی و متروک ♪

18:07.115 --> 18:08.866
‫♪ شرق اوماها ♪

18:10.034 --> 18:13.621
‫♪ میتونی به صدای موتور گوش بدی ♪

18:13.621 --> 18:17.250
‫باشه. موتور روشن نیست،
‫پس بدترین حالت نیست.

18:19.752 --> 18:21.712
‫داره توی ایمپالا غذا میخوره؟

18:22.630 --> 18:25.921
‫حتی وقتی توی ۴۰۵ گیر افتاده بودیم،
‫اجازه نمیداد آب بخوریم.

18:28.386 --> 18:31.055
‫♪ افکارت به زودی سرگردون میشن ♪

18:31.055 --> 18:35.768
‫♪ همونجوری که همیشه وقتی سواری... ♪

18:35.768 --> 18:37.228
‫چه خبر شده، رفیق؟

18:41.357 --> 18:42.692
‫اوه، خدای من.

18:42.692 --> 18:45.278
‫میخوای جارو برقی کوچولوی ماشین رو بیارم؟

18:47.029 --> 18:48.321
‫نه. اشکالی نداره.

18:48.321 --> 18:51.200
‫دارم به این فکر عادت میکنم
‫که دیگه رانندگی نکنم.

18:51.200 --> 18:53.161
‫همونطور که سِگِر میگه،
‫حس و حال سواری ندارم.

18:53.161 --> 18:56.080
‫فقط آرزو میکنم این سفر تموم بشه.

18:56.080 --> 18:59.171
‫متاسفم که توی آزمون رانندگی رد شدی،
‫بابا، ولی دفعه بعد قبول میشی.

18:59.208 --> 19:01.878
‫شاید نشم.
‫پدرم نشد.

19:01.878 --> 19:04.172
‫گواهینامه‌ش رو از دست داد،
‫نتونست کار کنه،

19:04.172 --> 19:07.383
‫نتونست هیچ کاری برای
‫خودش بکنه جز خوردن پودینگ.

19:08.843 --> 19:10.845
‫ولی به خودت نگاه کن،
‫داری چیپس میخوری.

19:14.223 --> 19:16.350
‫نه.

19:16.350 --> 19:17.643
‫مداخله!

19:19.103 --> 19:21.147
‫هی. ببخشید اگه ناراحتت کردم، بابابزرگ

19:21.147 --> 19:23.316
‫نه، این فقط چرخه زندگیه.

19:23.316 --> 19:24.901
‫دارم میرم شهر پودینگ.

19:26.485 --> 19:30.571
‫جدی؟ یه مربی یه بار ردت میکنه
‫و تو داری از زندگی دست میکشی؟

19:30.573 --> 19:33.784
‫از زندگی دست نمیکشم.
‫فقط نمیتونی زمان رو شکست بدی، بچه.

19:34.321 --> 19:38.321
‫فکر میکنم این دولت داره از شر ساعت تابستونی
‫خلاص میشه، پس داریم نزدیک میشیم.

19:40.166 --> 19:42.001
‫بیخیال بابا.
‫تو یه پارکری.

19:42.001 --> 19:45.571
‫وقتی گواهینامه پدربزرگ رو گرفتن،
‫اون ده سال دیگه رانندگی کرد.

19:45.588 --> 19:49.271
‫آره. دو سال آخر با راسکالش بود،
‫ولی اون متوجه تفاوتش نمیشد.

19:49.300 --> 19:52.171
‫آره، چون من یه باتری بزرگ تر
‫و موتورهای جدید توش گذاشتم.

19:52.221 --> 19:56.471
‫اون یارو میتونست خیلی سریع توی راهروهای
‫اون خونه سالمندان حرکت کنه. خیلی خنده‌ دار بود.

19:56.474 --> 19:58.017
‫تهش قراره برسم به همونجا.

19:59.310 --> 20:01.479
‫بابابزرگ، ما نمیذاریمت خونه سالمندان.

20:01.479 --> 20:04.321
‫نه اینکه نخوایم،
‫چون از پسش بر نمیایم.

20:06.321 --> 20:08.569
‫شرط می‌بندم اگه این ماشین رو بفروشیم میتونیم.

20:08.569 --> 20:10.696
‫مگه اینکه از روی جنازه من رد بشید.

20:10.696 --> 20:12.321
‫خب، اون وقت قطعاً میفروشیمش.

20:13.821 --> 20:16.577
‫فقط توش نمیری که از ارزشش کم بشه.

20:16.577 --> 20:19.413
‫همین الان توی این ماشین میمیرم
‫تا حرصت رو در بیارم.

20:19.413 --> 20:21.321
‫داری بدجنس تر به نظر میای، یعنی بهتری؟

20:22.821 --> 20:24.321
‫نه، نه، نه، نه، نه.

20:24.321 --> 20:25.821
‫توی این ماشین چیزی نخور،
‫ای بچه سوسول.

20:27.321 --> 20:29.321
‫و اون برگشت.

20:32.321 --> 20:34.321
‫ممنون که درستش کردید

20:34.470 --> 20:37.821
‫فقط بدونید، من پول هیچکدوم
‫از قطعات یا دستمزد رو نمیدم،

20:37.821 --> 20:40.821
‫یا اون عکسبرداری با تم وسترن که باهاش کردی.

20:40.821 --> 20:43.321
‫نه، اون ایده گیب بود.

20:43.321 --> 20:46.321
‫من فقط خوشحال بودم یه دلیل دیگه دارم
‫تا چکمه های چرمیم رو بپوشم.

20:47.821 --> 20:49.821
‫خداحافظ، دکتر فانکی.

20:50.321 --> 20:51.821
‫واسش اسم گذاشتی؟

20:51.821 --> 20:53.864
‫اوه، نه.
‫حرکاتش اسمش رو گذاشت.

20:55.700 --> 20:57.321
‫♪ من اینجام ♪

21:00.413 --> 21:01.539
‫دکتر فانکی!

21:01.539 --> 21:03.321
‫اوه نه.

21:04.321 --> 21:05.821
‫به چیزی زدم؟

21:05.821 --> 21:07.821
‫باید گواهینامه‌م رو پس بگیرم.

21:07.821 --> 21:09.622
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

21:09.647 --> 21:14.647
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.
