WEBVTT

00:10.635 --> 00:17.535
«سایه و استخوان»
«فصل دوم: قسمت پنجم»

00:18.135 --> 00:25.135
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:25.608 --> 00:29.070
،وقتی این وضعیت رو دیدیم
.ضروری بود که خبرت کنیم

00:38.435 --> 00:45.535
«:: مترجم: محیا مبین مقدم ::»
Mahya14

01:01.603 --> 01:04.064
بیشتر چیزهایی که روش کار میکردیم
...از دست دادیم

01:04.147 --> 01:06.858
ولی من انقدر دوراندیش بودم
.که اینا رو پیش خودم نگه دارم

01:07.650 --> 01:10.737
پس من همچنان به
...آزمایش روی تشدیدکننده‌ها

01:13.114 --> 01:14.114
.ادامه میدم

02:01.579 --> 02:02.579
.ژنرال

02:03.957 --> 02:04.957
چیه؟

02:06.835 --> 02:09.129
نیروهای ما هیچ اثری از
...داعی آفتاب

02:09.212 --> 02:11.089
.و گروه شاهزاده نیکلای پیدا نکردن

02:11.172 --> 02:12.757
.خب به گشتن ادامه بدین

02:14.509 --> 02:18.138
قربان، ما تقریبا روکا رو
...از خاندان سلطنتی حذف کردیم

02:18.221 --> 02:20.598
.و شاهزاده نیکلای هم فراری دادیم

02:20.682 --> 02:22.100
...اگه تلاشمون روی این باشه که

02:22.183 --> 02:25.854
باقی‌مانده‌ی ارتش نخستین
...و قرارگاه‌هاشون رو نابود کنیم

02:25.937 --> 02:27.856
اینطوری شاهزاده نیکلای هم
.بیشتر تضعیف میکنیم

02:27.939 --> 02:30.483
.این حرکتِ حساب‌شده‌تریه

02:30.567 --> 02:35.572
،اینو در نظر نگرفتی که داعی آفتابِ من
.پیش اون شازده کوچولو و قافله‌شه

02:42.495 --> 02:44.873
ارزش الینا استارکوف
.از هر ارتشی بیشتره

02:46.541 --> 02:48.835
...صد بار گفتم، دوباره میگم

02:51.462 --> 02:52.630
.استارکوف رو پیدا کن

03:02.724 --> 03:03.724
مل؟

03:05.435 --> 03:07.812
!لعنتی

03:15.653 --> 03:16.653
مل؟

03:17.238 --> 03:19.407
.همه‌چی مرتبه، الینا
.اون اینجا نیست

03:19.490 --> 03:22.035
میدونی کجاست؟ -
.حتما بالای زمینه -

03:22.118 --> 03:22.952
تامار؟

03:23.036 --> 03:25.246
...یکم از کاخ اسپینینگ ویل فاصله داریم

03:25.330 --> 03:28.333
،ولی یکم که کنترل اوضاع دستمون بیاد
.پیداش میکنیم

03:28.917 --> 03:30.293
.مرده‌ها رو توی قبرستان دفن کنین

03:30.376 --> 03:32.587
میخوام هرچه سریع‌تر به سمت
.زدیا حرکت کنیم

03:35.590 --> 03:36.590
.همه‌چی مرتبه -
.درسته -

03:36.633 --> 03:38.092
.خیلی خب -
آماده‌ای؟ -

03:41.638 --> 03:42.764
.الینا

03:45.600 --> 03:47.393
<i>.برمیگردم دنبالت</i>

04:05.411 --> 04:08.623
چی شده بود؟ -
.هیچی. من فقط شوکه شده بودم -

04:08.706 --> 04:11.292
آره، و نزدیک بود با نورت
.همه ما رو دفن کنی

04:11.376 --> 04:12.585
حالت خوبه؟

04:13.211 --> 04:14.087
...عه

04:14.170 --> 04:17.423
.مل رو که پیدا کنیم حالم خوب میشه
.توی مهمونی نبود

04:17.507 --> 04:20.260
.شاید زخمی شده باشه
.نمیدونیم کجاست

04:20.343 --> 04:22.553
...اون همیشه من رو پیدا میکرد -
.یه مامور می‌فرستیم دنبالش -

04:23.471 --> 04:25.723
ولی فعلا روی ماموریتی که
...به عهده داری، تمرکز کن

04:26.641 --> 04:27.767
.نجاتِ روکا

04:29.560 --> 04:31.062
نباید بذاریم احساسات منفی به ما
.غالب بشن

04:55.712 --> 04:56.546
جوردی؟

05:31.247 --> 05:32.332
...اعتراف میکنم که

05:33.207 --> 05:35.418
.صبح‌ها به نظرم خوشگل میشی

05:44.135 --> 05:45.219
گرسنته؟ -
.هوم -

05:45.928 --> 05:49.307
نینا گفت یه جایی برای صبحانه هست
.که توش وافل‌ها رو آتیش میزنن

05:49.390 --> 05:50.808
یا شایدم سوسیس بود؟

05:51.976 --> 05:54.729
...نه یادم نیست. آخه گوش نمیدادم -
...من -

05:55.897 --> 06:01.277
من فکر نکنم هنوز آماده باشم
.برم صبحونه بخورم

06:01.360 --> 06:02.361
.اوه

06:12.163 --> 06:13.456
!نیا تو

06:13.539 --> 06:14.707
.فورا بیاید طبقه پایین

06:15.374 --> 06:16.709
.باید روکا رو نجات بدیم

06:21.923 --> 06:23.966
نشینیر؟
شمشیر سنکتا نیار؟

06:24.050 --> 06:27.637
پس تمام چیزهایی که توی کاخ کوچک
.یادت دادن رو فراموش نکردی

06:27.720 --> 06:29.806
.فقط وفاداری به روکا یادت رفته -
.ممنون -

06:29.889 --> 06:33.434
وفاداری به روکا یا کریگن؟
...لازم نبود کریگن یه شهر رو نابود کنه

06:33.518 --> 06:34.769
.تا من به وفاداریم شک کنم

06:34.852 --> 06:37.980
خب، حالا که همه میدونیم
...شما دوتا قبلا با هم یه داستانی داشتید

06:38.064 --> 06:39.690
بگید که حق‌الزحمه این ماموریت چقدره؟

06:39.774 --> 06:40.858
.خودت قیمت بده

06:40.942 --> 06:42.527
.ماموریتش انقدر مهمه

06:42.610 --> 06:45.738
این نماد خاندان لنتسوفه؟ -
.از بس زشته معلومه خودشه -

06:46.364 --> 06:48.366
...شاهزاده نیکلای به خدمات شما نیاز داره

06:48.449 --> 06:53.121
تا نشینیر رو پیدا کنین و ببرید
.شرق روکا و به الینا استارکوف تحویل بدین

06:53.204 --> 06:54.080
مگه اون برگشته؟

06:54.163 --> 06:55.957
.هم اون برگشته، هم سیاه‌زاده

06:56.040 --> 06:59.335
و یه ارتش نابودنشدنی
.از هیولاهای سایه‌ای هم با خودش آورده

06:59.418 --> 07:01.337
.از این توصیفت خوشم نیومد

07:01.420 --> 07:04.882
.النا برای کشتنشون به اون شمشیر نیاز داره
.فقط اون شمشیر ممکنه کمک کنه

07:04.966 --> 07:07.677
،شمشیر رو پیدا کنین
.و شاهزاده هرچقدر بخواید بهتون میده

07:08.386 --> 07:09.929
.از این توصیف خوشم اومد

07:10.680 --> 07:12.223
گمونم تو هم موافقی؟

07:12.306 --> 07:15.351
من از هر فرصتی برای کمک به شاهزاده‌تون
.برای خرج ثروت مملکتش، استقبال میکنم

07:15.435 --> 07:18.312
.من کروگه نمیخوام
.میخوام یکی رو از هل‌گیت بیارم بیرون

07:18.396 --> 07:21.107
خاندان لنتسوف حتما
.توی دولت کرچ نفوذ دارن

07:21.190 --> 07:22.733
میخوای یه فیردایی رو آزاد کنی؟

07:25.236 --> 07:27.113
.پس حتما مرد چهارشونه‌ و پرموییه

07:27.697 --> 07:29.615
.پیشنهاد ما بی‌بروبرگرده

07:30.575 --> 07:32.452
.شاهزاده نیکلای همیشه پای قولش می‌مونه

07:32.535 --> 07:34.328
.ولی باید الان راه بیفتیم

07:36.080 --> 07:37.080
.قبوله

07:37.790 --> 07:40.168
.ما هستیم -
شبحتون چی؟ -

07:40.251 --> 07:41.669
.انتظار داشتم ببینمش

07:42.378 --> 07:43.212
.اون رفته

07:43.296 --> 07:45.047
.نه، نرفته
...هنوز نرفته. اون

07:45.131 --> 07:46.507
.گزینه مناسبی نیست

07:49.302 --> 07:50.386
"گزینه مناسبی نیست؟"

07:52.138 --> 07:55.600
والا. نمیدونم چرا همچین فکری
.به ذهنش رسیده

07:55.683 --> 07:57.143
...و وقتی کار من تموم بشه

07:57.852 --> 07:59.312
.اون دیگه هیچوقت گزینه مناسبی نخواهد بود

08:00.605 --> 08:01.814
اون کلاه منه؟

08:04.358 --> 08:05.902
.تو که از اون کلاه متنفری

08:05.985 --> 08:09.071
ولی چرا درمورد ماموریت برای
داعلی آفتاب به من چیزی نگفت؟

08:09.155 --> 08:12.241
چون ترجیح میده تو رو از خودش برونه
.به‌جای اینکه قبول کنه از تو خوشش میاد

08:15.661 --> 08:18.039
اوه، نباید این رو با صدای بلند می‌گفتم؟

08:18.706 --> 08:21.125
.من شخصا خیلی خوشحال شدم که بلند گفتی

08:23.169 --> 08:24.295
.آره، از این کلاه متنفرم

08:25.963 --> 08:29.342
ببین، من نمیدونم بین شما دو نفر
...چه اتفاقی افتاده

08:29.425 --> 08:33.137
،چون توی این گروه لعنتی همه داغونن
.و هیچکس نمیتونه مثل آدم گپ بزنه

08:34.555 --> 08:35.806
.ولی کز رو میشناسم

08:37.391 --> 08:38.434
.تو رو هم میشناسم

08:39.018 --> 08:42.563
و فکر کردم حداقل بخوای بدونی
.چرا ما این کارا رو میکردیم

08:43.523 --> 08:44.690
.به خاطر قدیسِ تو

09:00.957 --> 09:04.001
،اگه اون نصف تو قوی باشه
.زنده می‌مونه

09:04.085 --> 09:07.004
...کاش می‌تونستم بگم قویه، ولی

09:12.260 --> 09:15.846
تولیا چی؟ نگران نیستی که
الان چطوری باید پیدامون کنه؟

09:15.930 --> 09:19.433
،اگه برای زویا اشعار حماسی نخونه
.چیزیش نمیشه

09:22.937 --> 09:25.314
ما روش خودمون رو داریم
.که همدیگه رو پیدا کنیم

09:33.698 --> 09:37.243
.جلوتر، بالای زمین یه خروجی هست
.زخمی‌ها رو جمع کن و برید

09:37.326 --> 09:38.411
.تو با نادیا برو

09:39.203 --> 09:41.205
جنوب کریبیرسک یه قلعه هست
.به اسم زدیا

09:41.289 --> 09:42.957
.برو اونجا و دومینیک ورتوف رو پیدا کن

09:43.040 --> 09:45.042
.ولی تو به من نیاز داری -
!دختر احمق -

09:45.126 --> 09:48.713
چقدر میخوای طولش بدی تا بالاخره
راه پایین رو رفتن رو نشونمون بدی؟

09:48.796 --> 09:49.964
بگرا؟

09:55.845 --> 09:58.514
شاید باید میذاشتم الکساندر
.همه ما رو بکشه

09:58.598 --> 09:59.598
!جنیا

10:00.600 --> 10:01.601
.اوه

10:01.684 --> 10:02.684
!قدیس‌ها رو شکر

10:03.269 --> 10:06.689
...خیالم راحت شد، مطمئن نبودم تو
چی کار میکنی؟ هی؟

10:06.772 --> 10:07.940
...حالا که دیدمت

10:09.817 --> 10:10.817
.خیالم راحت شد

10:14.905 --> 10:15.905
.بگرا

10:16.282 --> 10:18.701
،اینجا به پای کاخ کوچک نمیرسه
.ولی خب فعلا که اینجاییم

10:18.784 --> 10:22.038
.تو استاد گریشاها هستی -
.شاهزاده توله‌سگ -
(لقب کودکی شاهزاده نیکلای)

10:22.622 --> 10:24.457
.من همیشه تصور میکردم تو یه‌جور افسانه‌ای

10:24.540 --> 10:26.584
.خب، دیگه افسانه نیستم، پسرجون

10:26.667 --> 10:28.419
.واضحه که این کشور ویران شده

10:28.502 --> 10:31.213
سوال من اینه که آیا تو میتونی درستش کنی؟

10:54.528 --> 10:55.655
چه اتفاقی افتاده؟

10:55.738 --> 10:57.156
خودت چی فکر میکنی، دخترجون؟

10:58.449 --> 10:59.659
کریگن این بلا رو سرت آورده؟

11:00.910 --> 11:02.453
...نی

11:02.536 --> 11:04.246
.نیچوویای اون

11:04.747 --> 11:05.998
.اوه، جنیا

11:07.458 --> 11:08.458
جنیا؟

11:09.043 --> 11:10.544
جنیا سافین؟

11:10.628 --> 11:12.838
گریشایی که پادشاه رو مسموم کرد؟

11:16.550 --> 11:18.969
.بگو سرورم
.الان ایشون پادشاهِ توئه

11:19.053 --> 11:20.763
...نه، تا تاج‌گذاری نکنم شاه نمیشم

11:22.348 --> 11:25.768
و اونوقته که تو به جرم خیانت به
.کشور و سلطنت، محاکمه میشی

11:25.851 --> 11:26.851
.نه، محاکمه نمیشه

11:26.894 --> 11:30.106
.اون با سیاه‌زاده همکاری کرد -
.کاری کرد که مجبور بود تا زنده بمونه -

11:31.107 --> 11:34.402
همه مثل تو خوش شانس نبودن
.که بتونن از کاخ بزرگ فرار کنن

11:35.277 --> 11:37.780
.تو سال‌های زیادی از اینجا دور بودی، سوباچکا

11:37.863 --> 11:41.367
ولی حتی با این‌حال هم میدونی که
.چه کارهایی از خانوادت بر میاد

11:48.833 --> 11:50.042
پادشاه بهت تعرض کرد؟

11:51.210 --> 11:52.378
...من

11:53.337 --> 11:55.005
.هیچوقت دنبال جلب توجهش نبودم

11:55.756 --> 11:58.134
شاه دیگه زنده نیست
.که بتونه تقاص جرائمش رو بده

11:58.217 --> 12:00.302
نمیتونی جنیا رو بابت این کارش
.مجازات کنی

12:00.970 --> 12:03.347
مطمئنی که دیگه از سیاه‌زاده فرمان نمی‌گیره؟

12:03.431 --> 12:04.849
!ببین باهاش چی کار کرده

12:08.811 --> 12:12.231
،کریگان اونو بازی داد
.همونطور که هممون رو بازی داد

12:23.701 --> 12:24.701
.تو اینجا در امانی

12:25.161 --> 12:27.455
،به عنوان پادشاه آینده روکا
.بهت قول میدم

12:27.538 --> 12:29.707
...و اگه بتونی پایگاهش رو روی نقشه نشونم بدی

12:30.708 --> 12:33.711
به همه قدیس‌ها قسم که به محض اینکه
...بهبود پیدا کردیم و آماده حرکت شدیم

12:33.794 --> 12:35.963
.با تمام توان و داراییم، شکستش میدم

12:42.720 --> 12:45.055
،نشینیر توی امرات جن
.قطعا قلابیه

12:45.139 --> 12:48.517
البته اینو خودمون بهت گفتیم. چطوره تو هم
چیزی رو بهمون بگی که خودمون نمیدونیم؟

12:49.101 --> 12:53.189
طبق گفته منابعم، سارقی معروف به
.هواخواه" شمشیر رو دزدیده"

12:53.272 --> 12:56.400
هر جا که میره دزدی، دوست داره
.عتیقه‌های قدیس‌ها هم بدزده

12:56.484 --> 12:58.527
پس هم دزده و هم کلکسیون‌دار؟

12:58.611 --> 12:59.445
.و بازنشسته هم شده

12:59.528 --> 13:03.032
ولی توی بازنشستگی، چند تیکه از
.کلکسیونش رو توی بازار سیاه به فروش گذاشته

13:03.616 --> 13:06.702
،پس برای اینکه دستمون بهش برسه
.میریم سراغ اونی که اجناس دزدیش رو میخره

13:06.785 --> 13:08.412
.اوال ساران

13:09.121 --> 13:10.831
.توی بی‌ژو، چای‌فروشی داره

13:10.915 --> 13:14.919
باید چای زرد داوودی که توی منو نیست
.سفارش بدیم تا بتونیم باهاش حرف بزنیم

13:15.002 --> 13:17.171
.چای زرد گل داوودی

13:18.005 --> 13:20.925
.با کیک برنجی کنجدی خیلی خوشمزه میشه

13:21.008 --> 13:23.427
.بیا درموردش حرف بزنیم
.بیشتر بگو

13:32.770 --> 13:35.773
.می‌بینم که نتونستی جلوی خودت رو بگیری، جس

13:40.486 --> 13:43.489
تو دیگه آزادی. چرا باید انتخاب کنی
آزادیت رو اینطوری بگذرونی؟

13:43.572 --> 13:44.615
.من به خاطر تو نیومدم

13:46.534 --> 13:47.910
.به خاطر سنکتا الینا اومدم

13:50.162 --> 13:53.541
عجب. مگه قبلا نگفتی "هر اتفاقی برای
قدیس بیفته، کار سرنوشته"؟

13:55.000 --> 13:56.418
.خودم گذرنامه‌م رو جور میکنم

13:58.837 --> 14:00.506
مگه من چه هیزم‌ تری بهش فروختم؟ -
چی؟ -

14:00.589 --> 14:03.717
توی این گذرنامه، من رو از
.گذرنامه قبلی هم پیرتر کرده

14:04.301 --> 14:06.428
دقیق بخوایم بگیم خب
.واقعا نسبت به دفعه قبل پیرتر شدی

14:08.806 --> 14:11.850
،پناه بر قدیس‌ها
.چه اسم مزخرفی برات گذاشته

14:14.645 --> 14:15.563
چی نوشته؟

14:15.646 --> 14:16.855
چی؟ تو خوندن بلد نیستی؟

14:20.192 --> 14:21.735
...عه

14:21.819 --> 14:23.654
.خودم هم به زور میتونم بخونمش

14:24.196 --> 14:25.447
.باید برم وسایلم رو جمع کنم

14:26.991 --> 14:27.991
.ببخشید

14:40.254 --> 14:41.254
.ممنون

14:42.548 --> 14:44.800
به نظرت هنوزم میتونم داعی باشم؟

14:46.010 --> 14:47.011
فقط با یه دست؟

14:48.012 --> 14:50.264
.تو... تو هنوزم گریشایی

14:51.724 --> 14:54.268
.این اتفاق تغییری توی این موضوع نمیده

14:54.977 --> 14:55.978
.ممنون، جنیا

14:56.687 --> 14:57.521
.کاری نکردم

15:02.693 --> 15:04.445
.جنیا، لطفا صبر کن

15:07.323 --> 15:10.034
!جنیا! جنیا

15:10.117 --> 15:11.117
...تو

15:11.660 --> 15:12.953
!نگهبان‌ها! نگهبان‌ها

15:13.996 --> 15:17.166
!تاوان کارت رو میدی، هیولا

15:17.958 --> 15:20.711
حداقل حالا واقعا ظاهرت
.شبیه باطنت شده

15:23.130 --> 15:24.298
.ازم بپرس چطوری اون کار رو کردم

15:25.007 --> 15:26.007
چی؟

15:26.050 --> 15:27.343
!ازم بپرس

15:30.095 --> 15:34.099
.هفته‌ها زهر رو توی بدنم نگه داشتم

15:35.309 --> 15:37.353
...پس هر بار که بهم دست میزد

15:37.436 --> 15:40.189
...هربار که... من رو می‌بوسید

15:40.940 --> 15:42.733
.مقداری از زهر وارد بدنش میشد

15:42.816 --> 15:45.444
فقط کافی بود دیگه
.نیاد توی تخت‌خواب من

15:47.780 --> 15:49.281
!اون پادشاه تو بود

15:49.365 --> 15:51.867
.خودش این بلا رو سر خودش آورد

15:51.951 --> 15:53.160
!مادر

15:53.243 --> 15:56.330
.نیکلای. شنیدی که چی گفت
.این قاتل رو دستگیر کن

15:56.413 --> 15:57.413
.نه

15:57.998 --> 15:59.208
.بعد از حرفایی که شنیدم، دیگه نه

16:00.084 --> 16:02.086
.اون تحت حمایت تو بود

16:02.169 --> 16:03.545
.اون یه خدمتکاره

16:03.629 --> 16:05.297
.و تو هم مادرِ روکا هستی

16:05.381 --> 16:07.549
.باید با زیردستانت مثل بچه‌هات رفتار میکردی

16:08.550 --> 16:09.550
.همشون

16:19.228 --> 16:20.229
...من از طرف تمامیِ روکا

16:21.730 --> 16:23.232
...برای رنجی که تحمل کردی

16:24.274 --> 16:25.693
.عذرخواهی میکنم

16:27.319 --> 16:29.279
.معذرت‌خواهی تو رو نمیخوام

16:30.864 --> 16:32.658
...بلایی

16:32.741 --> 16:34.743
،بلایی که سر من اومد
.قابل برگشت نیست

16:37.830 --> 16:39.081
...من میخوام اینو بدونم که

16:39.164 --> 16:42.876
آیا تو واقعا قصد داری
...مشکلاتِ روکا رو حل کنی

16:42.960 --> 16:46.588
یا فقط توی تقدیرت اومده که
.شکست‌های پادشاهان قبلی رو تکرار کنی

16:52.560 --> 16:54.588
[ بالاکیرف ]

17:00.593 --> 17:02.928
[ بی‌ژو ]

17:32.593 --> 17:34.928
...مادر، پدر

17:36.472 --> 17:42.519
امیدواریم خواب و خوراکتون خوب باشه
.و سلامت باشید

17:58.410 --> 18:00.829
...وقتی حصار تاریکی جابه‌جا شد، خاله‌ت

18:03.582 --> 18:05.292
.زویا، من خیلی متاسفم

18:07.795 --> 18:09.338
اینجا مگه کسی هست
که داغ ندیده باشه؟

18:22.559 --> 18:23.852
...فقط محض اطلاعتون میگم

18:25.104 --> 18:27.773
اگه توی سونتساسار به مرده‌ها
.احترام نذارید، بدشانسی میاره

18:27.856 --> 18:30.150
،اگه به شانس اعتقاد داشتم
.انقدر قرض و قوله نداشتم

18:30.234 --> 18:31.985
.منم بیشتر به فکر زنده‌ها هستم

18:32.069 --> 18:35.364
،اگه به ارواحتون رسیدگی نکنین
.اونا گرسنه برمی‌گردن پیشتون

18:35.447 --> 18:37.032
.چای‌فروشی دیگه باید باز شده باشه

18:39.785 --> 18:40.785
میخوری؟

18:40.828 --> 18:43.914
تولیا، راستش من دنبال این بودم
.یکم پودر آتش‌زا بخرم

18:44.998 --> 18:46.083
تو هم میخوای بیای؟

18:48.961 --> 18:50.504
.من همیشه عاشق خرید کردن بودم

18:50.587 --> 18:52.005
خرید مواد منفجره؟

18:52.506 --> 18:53.506
چرا که نه؟

18:55.008 --> 18:57.427
،شما دوتا بیاید
.باید بریم چای‌خوری

19:06.436 --> 19:10.941
.جنیا لطفا باهام حرف بزن

19:11.024 --> 19:13.652
.عذاب وجدانت رو نمیخوام
.به احساس ترحمت هم نیازی ندارم

19:14.153 --> 19:16.989
.بهت گفتم ولم کنی و تو هم رفتی
.کار درست هم همین بود

19:17.072 --> 19:19.324
.من اشتباه کردم -
.اگه می‌موندی، می‌مُردی -

19:19.408 --> 19:21.618
.نه، همش این جریان رو توی ذهنم تکرار میکنم

19:21.702 --> 19:23.954
بارها و بارها. به کارهای مختلفی که
.میشد بکنم، فکر میکنم

19:24.037 --> 19:27.416
.که باید چی کار میکردم -
.نه، محاسبه‌گری اینو حل نمیکنه، دیوید -

19:27.958 --> 19:29.501
.تو نمی‌تونی من رو درست کنی

19:31.378 --> 19:33.547
...تو درک نمیکنی این چه حسی داره

19:35.174 --> 19:37.885
و منم دلش رو ندارم
.که کاری کنم درک کنی

19:37.968 --> 19:42.764
،میدونم خیلی چیزا رو نمیتونم درک کنم
.ولی فلزات رو خوب میشناسم

19:43.724 --> 19:45.809
چه ربطی داره؟

19:47.019 --> 19:48.604
.زیبایی تو، زره توئه

19:50.898 --> 19:52.858
.یه زره شکننده، همش فقط یه نمایش ظاهریه

19:55.485 --> 19:56.737
...ولی چیزی که در درونته

19:58.655 --> 19:59.781
.از جنس فولاده

20:01.491 --> 20:04.328
شجاع و نشکستی و نیازی به
.تعمیر نداره

20:07.456 --> 20:08.624
.تو نیازی به تعمیر نداری

20:14.880 --> 20:16.506
.من هیچوقت نباید تنهات میذاشتم

20:19.384 --> 20:20.384
.دیوید

20:22.221 --> 20:26.683
فقط میشه بپرسم، چطوری پیدامون کردی؟
...همش توی ذهنم باهاش کلنجار میرم

20:26.767 --> 20:29.645
که چطور تونستی انقدر
...زیرِ زمین پیدامون کنی، ولی

20:32.898 --> 20:36.401
.کار بگرا بود
.برام مثل تشدید‌کننده عمل کرد

20:38.320 --> 20:40.155
که بتونم ضربان قلب‌های آشنا رو
.پیدا کنم

21:35.335 --> 21:37.004
بگو دیگه، باهاش چی کار کردی؟

21:38.630 --> 21:42.426
.مشخصه کار احمقانه‌ای کردی -
.من هیچ کار احمقانه‌ای نکردم -

21:42.509 --> 21:43.509
.هوم

21:44.678 --> 21:46.346
.یه حرف احمقانه زدم -
.اوهوم -

21:47.806 --> 21:49.224
خب، چطوری میخوای درستش کنی؟

21:49.308 --> 21:52.602
اگه این رو می‌دونستم که
.الان ننشسته بودم با تو حرف بزنم

21:53.395 --> 21:55.689
.جالبه اینو گفتی
...یه شعری هست که

21:55.772 --> 21:57.232
.مرسی به اندازه کافی انگیزه گرفتم

22:07.617 --> 22:08.618
این یکی چیه؟

22:10.037 --> 22:12.414
.این... فسفر قرمزه

22:14.666 --> 22:17.794
،توی کتردام کم پیدا میشه
...ولی وقتی

22:18.962 --> 22:22.883
،با پتاسیم کلرات ترکیبش کنی
.یه انفجار تماسی خیلی قوی میده

22:22.966 --> 22:25.927
از کجا میدونی چی رو با چی قاطی کنی؟ -
.یه شیمی ساده‌ست -

22:26.887 --> 22:30.557
...و منم یه معل
.از روی آزمون و خطا فهمیدم

22:31.058 --> 22:32.225
با مواد منفجره آزمون وخطا کردی؟

22:33.185 --> 22:36.730
...خب اگه سایز نمونه‌ت کوچیک باشه

22:36.813 --> 22:39.191
.انفجارها نسبتا قابل کنترله

22:39.900 --> 22:43.028
،همه این اطلاعات رو یادت میمونه
.و همه انگشت‌هات هم سالمه

22:43.612 --> 22:45.822
تو احتمالا باهوش‌ترین
.آدمی هستی که می‌شناسم

22:47.115 --> 22:51.244
.تولیا؟ ببخشید
تولیا، میشه کمکم کنی؟

22:52.037 --> 22:53.038
چی شد؟

22:59.920 --> 23:01.421
به نظرت چه طعمی داره؟

23:03.340 --> 23:04.340
.طعم چایی

23:05.342 --> 23:08.553
.آره
ولی مثلا طعم گُل داره؟

23:09.137 --> 23:13.475
تلخه؟ یکم شیرینه
...با رگه‌هایی از کره

23:13.558 --> 23:15.268
.گرم. و خیس

23:19.523 --> 23:20.941
.پناه بر قدیس‌ها

23:50.470 --> 23:52.013
...ما امیدوار بودیم

23:52.097 --> 23:56.017
شما بتونین ما رو با یکی از مشتری‌هاتون
.به اسم هواخواه، آشنا کنین

23:57.686 --> 24:01.606
به عنوان یه روکانی، زبان ما رو
.به شکل تحسین‌برانگیزی تلفظ میکنید

24:02.774 --> 24:05.694
.عجب قدرت شنوایی دارین

24:05.777 --> 24:09.239
،من و شوهرم اهل کتردام هستیم
.ولی مادرم اهل روکاست

24:09.990 --> 24:13.368
منم علاقه‌م به صنایع دستی مرتبط با
.قدیس‌ها رو از مادرم به ارث بردم

24:13.994 --> 24:15.036
شوهر؟

24:16.496 --> 24:19.583
تعجب کردم. فکر میکردم مردم کرچ
.یکم بیشتر اهل ابراز محبت باشن

24:22.460 --> 24:24.796
،خب، وقتی تنها باشیم
.نمیتونه ازم دست بکشه

24:24.880 --> 24:27.632
مگه نه، وافل عزیزم؟

24:30.594 --> 24:34.764
آیا آقای وافل با رسوم فرهنگی من مشکلی داره؟

24:37.475 --> 24:42.147
عزیزم. ما این همه راه اومدیم
.برای همین کار

25:21.061 --> 25:25.273
بگذریم، رابط ما گفت که
...از وقتی هواخواه بازنشست شده

25:25.357 --> 25:28.109
هر از گاهی از قسمتی از
.کلکسیون شخصیش، دل می‌کَنه

25:28.193 --> 25:30.654
.شما دنبال مورد به خصوصی هستید -
.نشینیر -

25:32.530 --> 25:34.157
.نشینیر توی امرات جنه

25:34.866 --> 25:38.411
،اونطور که ما متوجه شدیم
.اون قلابیه

25:38.495 --> 25:40.497
.من در این مورد اطلاعاتی ندارم

25:46.711 --> 25:50.298
اگه بگیم که هواخواه میتونه
هر قیمتی بخواد تعیین کنه، چی میگید؟

25:50.382 --> 25:54.803
میگم که عجیبه دوتا دزد انقدر پول دارن
.که راحت میتونن بریزنش دور

25:55.679 --> 25:58.640
،ما دزد نیستیم
.فقط کلکسیون‌ داریم

25:58.723 --> 26:01.393
من انقدر با دزدها کار کردم
.که راحت دزدها تشخیص میدم

26:01.476 --> 26:05.730
،اگه شمشیر رو میخواید
.باید برید از امرات جن بدزدینش

26:14.864 --> 26:16.449
.برکر، یه نفسی بکش

26:43.101 --> 26:44.769
.تو قرار بود اون رو تعقیب کنی

26:44.853 --> 26:46.521
.نمی‌تونستم تنهات بذارم

26:48.315 --> 26:49.315
.نه توی این وضعیت

27:02.537 --> 27:05.290
اون رو جاهایی می‌بینم
.که واقعا نیست

27:05.373 --> 27:06.416
یعنی چطور؟

27:08.626 --> 27:12.839
،توی اسپینینگ ویل اومد سراغم
.درحالیکه واقعا اونجا نبود

27:15.759 --> 27:19.929
،می‌تونستم ببینمش
.ولی جسمش یه جای دیگه بود

27:20.013 --> 27:22.640
الکساندر به شکل یه تجسم اومد سراغت؟

27:24.726 --> 27:28.104
به نظرِ دیوید، هنوزم باقی‌مونده
.شاخ گوزن توی دستش مونده

27:28.188 --> 27:32.734
.اینطوری میتونه ارتباط با تو رو حفظ کنه
.اون میدونست تو دوال دریایی رو به دست آوردی

27:33.526 --> 27:37.113
باید ارتباط رو قطع کنم. نمیتونم همش فکر کنم
...که اون همه‌جا هست

27:37.197 --> 27:38.865
.که وقتی بیدار میشم، میاد سراغم

27:38.948 --> 27:42.535
از این پل ذهنی فقط درصورتی میشه عبور کرد
.که تصمیم بگیری ازش عبور کنی

27:42.619 --> 27:45.538
هربار که اون به تو فکر میکنه یا
.تو به اون، همدیگه رو طلب می‌کنین

27:47.165 --> 27:49.209
.من اصلا اونو طلب نمیکنم

27:50.627 --> 27:51.669
.تو که اونو میشناسی

27:53.797 --> 27:56.883
...اون دائما به افکارت و به زندگیت نفوذ میکنه

27:56.966 --> 27:59.177
تا بتونه متقاعدت کنه
.راهی که میری اشتباهه

27:59.886 --> 28:02.764
.نمیتونی گوزن رو از بدن خودت خارج کنی

28:03.973 --> 28:05.809
پس باید یه راهی پیدا کنی
.که دسترسیِ اون رو مسدود کنی

28:36.047 --> 28:37.132
.الکساندر

28:41.845 --> 28:44.222
.به نظر میاد از دیدنم غافلگیر شدی

28:45.640 --> 28:49.644
.آره. ولی شاید نباید غافلگیر بشم

28:51.104 --> 28:53.648
باید میدونستم که تو
.شاگرد شایسته‌ای خواهی بود

28:54.482 --> 28:57.026
<i>.من فهمیدم که حق با تو بوده</i>

28:58.903 --> 28:59.903
چطور مگه؟

29:03.199 --> 29:04.367
.من برای کارهای بزرگتری مقدر شدم

29:13.334 --> 29:14.377
!نیکلای

29:15.170 --> 29:19.257
پناه بر قدیس‌ها! کم کم داشتم نگران میشدم
.مجبور بشم به الینا بگم تو مُردی

29:19.841 --> 29:21.259
مامور من کجا پیدات کرد؟

29:21.342 --> 29:24.012
من اونو پیدا کردم، داشت از
.چاهی بیرون میومد که به اینجا میرسید

29:24.095 --> 29:26.431
...و دقیقا چطوری پیدا -
الینا کجاست؟ -

29:26.514 --> 29:28.475
.نگران نباش، حالش خوبه

29:31.436 --> 29:35.023
تو اولین کسی بودی که
.منِ واقعی رو دیدی

29:36.232 --> 29:38.485
اولین کسی که کمکم کرد بفهمم
.چه توانایی‌هایی دارم

29:39.819 --> 29:43.656
واقعا؟ پس اون ردیابت چی؟

29:44.783 --> 29:47.827
مل، قدرتی که درون من
.رشد میکنه رو درک نمیکنه

29:50.622 --> 29:51.622
.نمیتونه درک کنه

29:52.582 --> 29:53.875
.اون تقصیری نداره

29:54.751 --> 29:57.378
.من سعی کردم بهت هشدار بدم

29:59.839 --> 30:01.049
.سعی کردم بهت توضیح بدم

30:04.928 --> 30:08.097
،کسی مثل ما وجود نداره
.و هرگز هم وجود نخواهد داشت

30:10.517 --> 30:12.644
بالاخره کم کم دارم
.اینو درک میکنم

30:14.646 --> 30:15.646
.احساسش میکنم

30:18.233 --> 30:19.943
الینا؟ چی کار داره میکنه؟

30:20.026 --> 30:22.153
داره از طریق یه طناب ذهنی
...که توسط تشدیدکننده گوزن ایجاد شده

30:22.237 --> 30:23.696
.با الکساندر ارتباط برقرار میکنه

30:25.782 --> 30:27.575
!اینطوری سقف رو روی سرمون خراب میکنه

30:27.659 --> 30:33.206
.الینا! الینا! الینا، بیدار شو
!الینا، بجنب، نگاهم کن

30:33.289 --> 30:34.290
<i>!الینا</i>

30:34.374 --> 30:37.418
با اینکه خیلی خوشحالم که
...راهت رو به سمت من پیدا کردی

30:40.213 --> 30:41.506
ولی بگو چی میخوای؟

30:42.090 --> 30:43.800
.چیزی که ما رو به هم وصل میکنه

30:45.635 --> 30:48.012
به نظرم بیشتر از چیزی که
.بخوای قبول کنی، ازش میترسی

30:48.096 --> 30:51.307
،من از هر چیز ترسناکی که وجود داشت
.ترسیدم. و این من رو قوی‌تر کرد

30:52.934 --> 30:56.896
من چیزهایی از قدرت میدونم که تو
.سال‌ها مونده تا بفهمی

31:00.900 --> 31:05.446
ولی همه‌چی که قدرت نیست، مگه نه؟

31:10.743 --> 31:11.911
پس چیزی که من میخوام، چی؟

31:26.634 --> 31:29.888
...مشکلِ خواستن اینه که

31:36.686 --> 31:39.188
.ما رو ضعیف میکنه

31:39.272 --> 31:41.190
.الینا، نگاهم کن
!الینا

31:41.274 --> 31:45.904
<i>!خواهش میکنم! بجنب! الینا
!الینا، یالا. نگاهم کن</i>

31:56.122 --> 32:01.502
یا قدیس‌ها، مل! گیرش انداخته بودم! اگه
!حواسم رو پرت نمیکردی، ارتباطمون رو قطع کرده بودم

32:20.313 --> 32:22.398
تو و سیاه‌زاده با هم
.یه جور ارتباط دارین

32:24.609 --> 32:25.777
چرا بهم نگفتی؟

32:26.986 --> 32:29.948
کی می‌گفتم؟
.پیدات نکردم، تو اونجا نبودی

32:31.407 --> 32:35.703
.نبودم چون ارتش نخستین منو گرفت
.وسیلی دستور داد به جرم فرار، بازداشتم کنن

32:35.787 --> 32:38.581
،وقتی فرار کردم و برگشتم
.دیگه چیزی باقی نمونده بود

32:38.665 --> 32:43.378
.چون اون حمله کرد و همه رو قتل‌عام کرد
.باید ازش انتقام می‌گرفتم

32:43.461 --> 32:45.546
چطوری؟
با به خطر انداختن خودت؟

32:46.255 --> 32:49.550
من تا ته دنیا رفتم تا ازت محافظت کنم
...و مرغ آتشین رو پیدا کنم

32:49.634 --> 32:51.511
اونوقت تو یه‌راست می‌پری
.وسط جنگ با سیاه‌زاده

32:51.594 --> 32:53.805
.الان عصبانی شدی
.بالاخره

32:54.806 --> 32:57.934
این یعنی چی؟ -
.تو فقط قدم به قدم میری جلو -

32:58.017 --> 32:59.102
...سریع میری سراغ مرغ آتشین

32:59.185 --> 33:02.313
،دست منو میذاری توی دست یه مرد دیگه
!انگار که ککت هم نمی‌گزه

33:02.397 --> 33:03.648
!معلومه که اذیت میشم

33:03.731 --> 33:05.233
!پس با من روراست باش

33:05.316 --> 33:07.568
تو یه‌جوری هماهنگ با اینا
.حرکت میکنی که انگار هیچی نشده

33:07.652 --> 33:11.280
خب پس باید چی کار کنم؟
.تو داری خیلی سریع حرکت میکنی

33:11.364 --> 33:15.576
،گوزن، دوال دریایی، مرغ آتشین
.نامزدی، ارتش دوم

33:16.327 --> 33:17.327
هماهنگ؟

33:18.287 --> 33:19.706
.من به زور دارم خودم رو بهت می‌رسونم

33:20.373 --> 33:22.667
و این همه کار که
...روی هم انباشته کردی

33:25.211 --> 33:26.963
.متوجه نیستی که واقعا تهش به کجا میرسه

33:28.006 --> 33:32.135
،تهش اینه که روکا رو نجات میدم
.و این کشور خراب شده رو درست میکنم

33:32.218 --> 33:34.595
که چی بشه؟ -
.تا جایی که لازم باشه -

33:34.679 --> 33:36.264
مگه چیزی غیر از اینه؟

33:40.435 --> 33:44.063
.نه، نه. دقیقا همینه
.فقط باید از زبون خودت می‌شنیدم

33:45.440 --> 33:48.359
پس تو متوجه هستی که
.من و تو با هم هماهنگ نیستیم

33:49.819 --> 33:52.822
تو توی مسیری جلو افتادی
.که من خیلی ازت عقب‌ترم

33:52.905 --> 33:55.700
،و بایدم همین‌قدر جلو باشی
.چون تو برای چیزای بزرگ‌تری مقدر شدی

33:55.783 --> 33:57.160
.نه، مل -
.نه -

33:58.703 --> 34:02.665
برات مرغ‌آتشین رو میارم، کار بیشتری
.ازم برنمیاد. همون حقه قدیمی

34:20.391 --> 34:21.851
.اوال فقط یه مالخر نیست

34:22.894 --> 34:23.936
.اون خود هواخواهه

34:24.437 --> 34:25.730
از کجا فهمیدی؟

34:25.813 --> 34:28.941
فنجون چاییش رو بدون کوچک‌ترین صدایی
.گذاشت روی میز

34:29.025 --> 34:33.154
.و ضربان قلبش یه‌بارم نوسان نداشت
.مثل ساعت، هر ثانیه یک بار می‌تپید

34:35.865 --> 34:39.327
پس میتونه احساسات
.و ضربان قلبش رو کنترل کنه

34:39.410 --> 34:41.662
.این مهارت‌ها برای یک دزد، مفیده

34:43.247 --> 34:44.415
!پناه بر قدیس‌ها، چه خوبه

34:45.208 --> 34:47.418
اینجاست که بهمون میگی
.شمشیر کجاست

34:47.502 --> 34:51.631
دست اوال. وقتی به پیشخدمت علامت داد
.که روی من چایی بریزه، اینو فهمیدم

34:51.714 --> 34:53.674
.انگار واقعا مثل کف دستم می‌شناسمت

34:54.383 --> 34:58.596
،و اگه قرار نیست اونو به ما بفروشه
.مجبوریم خودمون برش داریم

34:59.514 --> 35:01.224
...بعد از اینکه من و نینا چای سفارش دادیم

35:01.307 --> 35:04.727
به اینژ گفتم کارگر چای‌فروشی که
.رفته بود اوال رو خبر کنه، تعقیب کنه

35:05.311 --> 35:08.564
.اوال خارج شهر زندگی میکنه
...وقتی رسید به چای فروشی

35:08.648 --> 35:12.235
توی عطاری یه چیزی سفارش داد
.و امشب میره تحویل بگیره

35:12.318 --> 35:14.904
،یه مدت توی خونه تحت نظر داشتمش
.جز خودش کسی رفت و آمد نکرد

35:14.987 --> 35:16.197
...پس وقتی از خونه رفت بیرون

35:16.280 --> 35:19.033
نینا تعقیبش میکنه که
.مطمئن بشه برنمیگرده خونه

35:19.117 --> 35:21.494
.بقیه‌مون هم شمشیر رو برمیداریم

35:22.620 --> 35:26.249
تو که واقعا انتظار نداری
دزدکی برم توی خونه این زنه؟

35:26.332 --> 35:28.960
فکر کردی اصلا چرا اینجاییم؟

35:31.504 --> 35:33.673
.من یه سربازم، دزد که نیستم

35:35.466 --> 35:37.635
وگرنه چرا باید به شما
مجرم‌ها نیاز داشته باشم؟

35:37.718 --> 35:40.012
،اونقدر هم که فکر میکنی
.دزد و سرباز با هم فرق ندارن

35:40.096 --> 35:43.391
.تو گردوهات رو بخور

35:44.684 --> 35:46.644
.من با نینا میرم

35:47.687 --> 35:49.438
مطمئنی به من نیاز نداری؟

35:49.522 --> 35:51.357
.یعنی، زویا هم میتونه اوال رو تعقیب کنه

35:52.066 --> 35:55.695
نینا و زویا توی عطاری منتظر
.اوال می‌مونن و بعدش تعقیبش میکنن

35:56.320 --> 35:59.365
<i>اگه داشت میومد سمت خونه، برامون
.وقت بخرید. حواسش رو پرت کنین</i>

36:07.665 --> 36:09.041
میتونی ضربان قلبش رو حس کنی؟

36:09.125 --> 36:10.960
.مثل مترونوم می‌مونه، نمیشه گمش کرد
(ابزاری برای ایجاد ضربات یکنواخت)

36:17.133 --> 36:19.010
.باید اون مرد فیردایی رو فراموش کنی

36:20.553 --> 36:23.848
شوخیت گرفته؟ اینطوری
سر صحبت رو درمورد این موضوع باز میکنی؟

36:23.931 --> 36:27.685
الانم مثل هر وقت دیگه‌ای، فرصت خوبیه
.که اشاره کنم داری زندگیت رو میندازی دور

36:27.768 --> 36:30.021
.برای یک دروسکل -
.اون همچین کسی نیست -

36:30.104 --> 36:31.355
.اینطوری بزرگ شده

36:31.439 --> 36:35.610
.اونا ما رو می‌سوزونن، نینا
.همچین نفرتی رو نمیتونن فراموش کنن

36:36.777 --> 36:38.905
...و تو هم برای روکا سوگند خوردی که

36:38.988 --> 36:41.240
روکا چاره‌ای جز
.سوگند خوردن برام نذاشت

36:42.867 --> 36:45.953
من یه فرصت داشتم که برای دل خودم زندگی کنم
.و از اون فرصت استفاده کردم

36:48.289 --> 36:49.289
.هردومون ازش استفاده کردیم

36:50.625 --> 36:53.753
...متایاس من که یک گریشا هستم رو

36:53.836 --> 36:55.838
،به سوگندی که به عنوان یک دروسکل خورده بود
.ترجیح داد

36:56.589 --> 36:59.217
،برای اولین بار در طول عمرمون
.انتخاب کردیم که آزاد باشیم

37:00.468 --> 37:02.011
...و الان اون توی هل‌گیته

37:02.553 --> 37:05.640
و تو هم وقتی کشورت بیشتر از همیشه
.بهت نیاز داشت، کشورت رو رها کردی

37:07.266 --> 37:08.266
ارزشش رو داشت؟

37:13.314 --> 37:14.899
!زندانی جدید

37:24.742 --> 37:26.535
!پکا رولینز

37:27.662 --> 37:29.372
!پس مهمون داریم

37:30.414 --> 37:31.624
!گوشت تازه آوردن

37:34.502 --> 37:36.254
.چه‌جوری از عرش به فرش افتادی

37:39.507 --> 37:41.509
.یالا. یالا

37:43.344 --> 37:44.595
.ممنون، برادر

37:47.515 --> 37:51.852
ببینید. بنگرید که من برادرم دمیان را
...آنجا می‌بینم

37:51.936 --> 37:55.106
.که به اشاره این مرد، به قتل رسید

37:57.275 --> 37:58.985
!آره! دعوا کن

38:10.454 --> 38:12.540
!آره -
!بزنش -

38:40.443 --> 38:42.194
.من پکا رولینز هستم

38:43.946 --> 38:49.243
و قرار نیست به دست
.یه بی‌سروپای لعنتی، کشته بشم

38:50.995 --> 38:54.832
،اگه بهم حمله کنین
.از وسط نصفتون می‌کنم

38:55.416 --> 38:56.416
...برای من کار کنین

38:58.252 --> 39:00.046
.تا هرچی میخواین براتون فراهم کنم

39:01.297 --> 39:03.466
...میتونم جیب خانواده‌هاتون رو پر پول کنم

39:04.300 --> 39:05.426
...شکمتون رو سیر کنم

39:06.844 --> 39:08.512
.یا شهوتتون رو ارضا کنم

39:11.849 --> 39:13.017
کی با منه؟

39:16.812 --> 39:18.064
کی با منه!؟

39:22.360 --> 39:23.819
!آره -
.ما باهات هستیم -

39:36.791 --> 39:40.503
.من سعی میکنم یه دکتر بیارم -
.نه. نه. نه -

39:42.296 --> 39:45.299
...حواست باشه که دفنم کنن

39:46.217 --> 39:50.805
.تا بدنم با ریشه‌های درخت زبان‌گنجشک، یکی بشه

39:51.931 --> 39:55.267
...متایاس، تو باید مسیر خودت رو طی کنی

39:56.435 --> 39:59.647
.تا بیای اینجا پیش جِل

40:01.232 --> 40:03.067
.بهم قول بده، قول بده

40:03.150 --> 40:04.318
.بهت قول میدم

40:07.613 --> 40:08.697
...خورشید

40:10.741 --> 40:11.742
.دمیان

40:22.420 --> 40:23.838
.بهت قول میدم

40:39.353 --> 40:40.729
.راستش رو بگو

40:41.856 --> 40:45.234
،ارتباطی که بین تو و الکساندر هست
دیگه چی داره؟

40:45.818 --> 40:47.570
.متوجه منظورت نمیشم

40:47.653 --> 40:50.531
...نفهمیدن فرق داره با اینکه

40:50.614 --> 40:53.242
از روبه‌رو شدن با حقایق تلخ
.سر باز بزنی، دختر

40:54.869 --> 40:58.414
،همین الان که با الکساندر بودی
...نور مثل انفجار از بدنت زد بیرون

40:58.497 --> 41:00.332
انگار که دیگه تحمل نداشت
.اون تو بمونه

41:01.041 --> 41:02.793
پس چی هست که به من نمیگی؟

41:05.546 --> 41:08.674
گفتی دنبال روشی هستی که
.نذاری باهات تماس داشته باشه

41:10.176 --> 41:13.179
،تا وقتی با این مساله رودررو نشی
.نمیتونی از این جلوتر بری

41:27.818 --> 41:28.819
.من اونو احساس میکنم

41:30.488 --> 41:33.491
،داری میگی اون به عنوان یک تجسم
میتونه تو رو لمس کنه؟

41:34.408 --> 41:35.618
.چیزی بیشتر از این

41:43.584 --> 41:46.045
...هربار که از قدرت‌هام استفاده میکنم

41:48.297 --> 41:49.340
.میتونم احساسش کنم

41:51.258 --> 41:52.468
...دستاش روی بدنمه

41:53.636 --> 41:54.887
.مجبورم میکنه از قدرتم استفاده کنم

41:56.889 --> 42:00.601
،حتی بعد اینکه از حصار تاریکی فرار کردیم
...و من شاخ گوزن رو از دستش بریدم

42:00.684 --> 42:01.936
.هنوزم احساسش میکردم

42:02.520 --> 42:06.023
،به خودم گفتم بهش محل نده
.به مرور زمان کمرنگ میشه

42:08.234 --> 42:10.194
،و وقتی دوال دریایی رو به دست آوردم
.کمرنگ شد

42:10.277 --> 42:14.031
.قدرتش، احساس متفاوتی بهم میداد

42:15.574 --> 42:16.700
.خودم احساس متفاوتی داشتم

42:17.701 --> 42:18.702
...حس میکردم

42:21.080 --> 42:22.081
.آزاد شدم

42:26.585 --> 42:30.005
،قدرت... عصبانی بود
.ولی قدرتِ من بود

42:30.839 --> 42:32.007
.فقط مال من

42:33.842 --> 42:35.094
.و بعدش دوباره دیدمش

42:38.764 --> 42:40.391
.واینستا، ادامه بده

42:40.975 --> 42:43.686
.انگار دوباره قدرت‌های من رو دزدید

42:44.186 --> 42:47.064
،انگار دوال دریایی دیگه مال من نبود
.مال اون بود

42:48.148 --> 42:49.233
و چرا همچین فکری کردی؟

42:49.316 --> 42:51.402
چون اصلا اول به‌خاطر اون
.دنبال دوال دریایی رفتم

42:51.485 --> 42:55.447
اگه اون نبود، من هیچوقت زندگی
.یا قدرت دوال دریایی رو ازش نمی‌گرفتم

42:55.531 --> 42:58.576
،اگه به خاطر اون نبود
.من هنوزم داشتم نقشه رسم می‌کردم

43:03.038 --> 43:05.874
...اون اولین کسی بود که نشونم داد که

43:05.958 --> 43:08.586
.من یه ترکه ضعیف اهل کرامزین نبودم

43:09.920 --> 43:11.046
.که من گریشا بودم

43:12.756 --> 43:14.216
.که من قدرتمند بودم

43:15.926 --> 43:17.303
.که من برای کارهای بزرگتری، مقدر شدم

43:17.386 --> 43:18.386
.فرزندم

43:19.263 --> 43:22.683
،حتی بدون تاثیر الکساندر
.این چیزها حقیقت دارن

43:22.766 --> 43:26.729
ولی خیلی از کارهایی که کردم و
.آدمی که هستم، به خاطر اونه

43:27.730 --> 43:29.690
...حتی قدرت‌های من به اون گره خورده

43:30.441 --> 43:34.445
به مردی که جنیا رو بازی داد و
...بهش خیانت کرد، به روکا خیانت کرد

43:34.528 --> 43:37.364
.مردی که به تو خیانت کرد
.به تو بی‌احترامی کرد

43:40.159 --> 43:44.288
الکساندر صدها سال عمر داره
...و تقریبا بی‌نهایت قدرت، و با این‌حال

43:45.247 --> 43:47.541
...یه دختر معمولی نه فقط یک‌بار

43:48.626 --> 43:50.586
.بلکه بارها و بارها شکستش داده

43:52.087 --> 43:54.923
.اینکه تو کی هستی، ربطی به الکساندر نداره

43:55.966 --> 43:59.345
.چون اراده تو از اون قوی‌تره

44:01.388 --> 44:04.725
فقط در صورتی به آرامش میرسی
.که کاری که شروع کردی رو تموم کنی

44:04.808 --> 44:08.020
.حصار تاریکی رو تکه تکه کن
...برو توی دلِ ساخته‌ی الکساندر

44:08.103 --> 44:10.773
،و زخمی که به پیکر این کشور زده
.شفا بده

44:11.899 --> 44:13.859
ولی بدون مرغ آتشین نمیتونم
.این کار رو بکنم

44:19.865 --> 44:21.075
.من کمکت میکنم پیداش کنی

44:22.660 --> 44:24.912
نمیخوای درمورد ترکیب نکردنِ تشدیدکننده‌ها
برام نطق کنی؟

44:25.663 --> 44:27.581
که چه کار زشت و شنیعی میکنم؟

44:27.665 --> 44:31.418
قبل از دوتا تشدیدکننده قبلی، حتما بهت
.درمورد قدرت و طمع هشدار میدادم. ولی الان نه

44:31.502 --> 44:35.923
زشت و شنیع اینه که
.این کار رو نیمه تموم بذاریم

44:39.593 --> 44:40.761
میدونی کجا رو بگردیم؟

44:42.513 --> 44:43.972
.میدونم از کجا شروع کنیم

44:45.516 --> 44:49.019
،از کارگاه موروزوا
.یا درواقع از باقی‌مونده‌های اون

44:54.024 --> 44:57.152
.امشب با نگهبان‌های من از اینجا میری -
!من همچین کاری نمیکنم -

44:57.236 --> 45:00.656
اونجا در امانی، دور از جنگ
.و خارج از دسترس سیاه‌زاده

45:00.739 --> 45:03.826
.اینطوری برات خوبه -
از چه نظر؟ -

45:04.576 --> 45:06.286
.من ملکه مادر هستم

45:07.621 --> 45:11.375
،من باید پیش تو توی کاخ باشم
.نه توی یه صومعه

45:12.167 --> 45:14.086
.دوران شما به عنوان ملکه به سر رسیده

45:15.254 --> 45:18.090
حالا وقتشه بری استراحت کنی
.چون لیاقتش رو داری

45:19.383 --> 45:21.260
.خواهش میکنم، کوچولوی من

45:22.761 --> 45:24.805
.خواهش میکنم، من فقط تو رو دارم

45:29.977 --> 45:33.439
،من میدونم که علی‌رغم جایگاهی که داشتی
.زندگی همیشه روی خوشی بهت نشون نداده

45:35.941 --> 45:38.068
...خودت انتخاب نکردی با شاه ازدواج کنی

45:38.735 --> 45:41.655
و همینطور انزوایی که
.ملکه بودن به همراه میاره

45:42.364 --> 45:44.950
،ولی هیچکدوم از اینا
.انتخاب‌های شما رو توجیه نمیکنه

45:47.953 --> 45:49.121
.متاسفم، مادر

45:50.581 --> 45:53.333
،ولی اگه قراره روکا تغییر کنه
.تغییرات باید از من شروع بشه

46:06.555 --> 46:09.016
.پس واقعا میتونی بی‌سروصدا تفکر کنی

46:15.105 --> 46:16.148
.نگران نباش

46:16.231 --> 46:17.691
.به کسی نمیگم

46:18.525 --> 46:21.028
هرچند اعتراف میکنم
.یکم خیالم راحت شد

46:21.820 --> 46:23.489
.خب بالاخره من هم یک مرد هستم، الینا

46:24.990 --> 46:27.367
،درسته که جذاب و خیلی شجاعم
...ولی به هرحال

46:28.619 --> 46:29.912
به هرحال؟

46:32.664 --> 46:33.664
اوضاع چطوره؟

46:35.209 --> 46:36.251
با مل؟

46:43.133 --> 46:45.511
.تاحالا اینطوری ولم نکرده بود بره

46:48.597 --> 46:49.598
.اون عاشق توئه، الینا

46:51.391 --> 46:52.391
.حتی منم اینو می‌بینم

47:07.282 --> 47:08.534
.من باید برم

47:10.244 --> 47:11.245
.دنبال مرغ آتشین

47:15.249 --> 47:18.544
واقعا ولم میکنی که خودم تنهایی
سربازهای توی زدیا رو با هم متحد کنم؟

47:20.504 --> 47:23.340
گمونم مجبوری "روی ماموریتی که
...به عهده داری، تمرکز کنی

47:23.423 --> 47:24.883
".نجاتِ روکا

47:25.634 --> 47:27.427
عاشق وقت‌هایی‌ام که
.حرفام رو نقل قول میکنی

47:50.617 --> 47:51.743
.این قطب‌نماییه که برات شانس میاره

47:52.536 --> 47:53.745
...زمرد سبزم رو که بهم پس دادی

47:53.829 --> 47:56.373
گفتم شاید یه بهانه دیگه بخوای
.که دنبالم بگردی

47:59.585 --> 48:01.211
.هرچه سریع‌تر که بتونم، برمیگردم

48:02.421 --> 48:05.591
،میدونم کار سختیه
.ولی سعی کن زیاد دلت برام تنگ نشه

48:07.509 --> 48:08.635
.غیرممکنه

48:47.591 --> 48:48.592
ژنرال؟

48:52.304 --> 48:54.306
.قرارگاه‌های ارتش نخستین رو نابود کنین

48:56.183 --> 48:57.351
.متوجه شدم

48:57.434 --> 48:59.019
.تلاشمون رو روی اون متمرکز میکنیم

49:00.062 --> 49:01.563
و داعی آفتاب چی؟

49:05.025 --> 49:10.656
،وقتی کاری کنم جیغ بکشه
.کل دنیا صداش رو می‌شنون

49:19.831 --> 49:21.792
.این یه خونه‌ی سنتیه

49:21.875 --> 49:23.543
.یه ساختار خاصی داره

49:24.127 --> 49:27.297
،اول از حیاط جلویی وارد میشیم
...بعدش سرسراست

49:27.381 --> 49:30.050
.بعدش حیاط میانی، بعد هم اتاق اصلی

49:30.133 --> 49:31.551
.باید همه‌جا رو بگردیم

49:35.013 --> 49:36.556
چقدر طول میکشه بساطتت رو آماده کنی؟

49:36.640 --> 49:38.725
.حدودا 5 دقیقه‌ای میتونم در رو باز کنم

49:39.309 --> 49:43.647
و اگه اوال سریع بیاد، دو دقیقه قبل از
.انفجار ترقه‌ها وقت داریم تا بریم بیرون

49:43.730 --> 49:47.859
،حتی اگه زودتر از موعد برگرده
.نمیتونیم بدون شمشیر از اینجا بریم

49:47.943 --> 49:50.779
آره، آینده روکا و دستمزد من
.به این شمشیر بستگی داره

49:51.363 --> 49:52.197
.خودم در جریانم

49:52.280 --> 49:54.700
.جز آینده روکا، بقیه هم در خطرن

49:54.783 --> 49:58.078
،اگه شکست بخوریم، شوهان، فیردا
...کتردام و بقیه جاها

49:58.787 --> 50:01.206
.سایه سنگین سیاه‌زاده روی سرشون میفته

50:01.289 --> 50:03.166
.مرسی که انقدر ریسک کار رو بردی بالا

50:15.262 --> 50:18.056
.یادت باشه از جلوی چشمم دور نشی -
.تو یادت باشه از من عقب نیفتی -

50:50.088 --> 50:52.841
ببین، بابت حرفی که توی
.انجمن انگل‌ها زدم، متاسفم

50:52.924 --> 50:55.010
.من واقعا نمی‌دونستم تو خوندن بلد نیستی

50:55.093 --> 50:59.139
من نمی‌دونستم. از کجا میخواستم بفهمم
...وقتی تو انقدر باهوش و زرنگی

50:59.222 --> 51:01.349
میشه تمومش کنی؟ لطفا؟-
چیو؟ -

51:01.433 --> 51:02.517
.اینکه باهام مثل بچه‌ها رفتار میکنی

51:03.268 --> 51:04.268
.از این کارت متنفرم

51:05.687 --> 51:10.025
اوه وایلن، چقدر معرکه‌ست که"
".این همه معادله رو یادت می‌مونه

51:10.108 --> 51:12.360
".چقدر باهوش. چقدر زرنگ"

51:12.444 --> 51:15.155
فقط دارم میگم تو مشکلی نداری
.که بخوای بابتش خجالت بکشی

51:15.238 --> 51:17.616
تو سعی داری بهم بگی درمورد
...شرمندگی خودم چه حسی داشته باشم

51:17.699 --> 51:20.202
درحالیکه خودت همون چیزی که
.تو رو منحصربه‌فرد میکنه، پنهان کردی

51:20.285 --> 51:21.536
...صورتم؟ من که هیچوقت

51:21.620 --> 51:23.538
.منظورم گریشا بودنته

51:25.415 --> 51:26.249
...من

51:26.333 --> 51:29.669
.من اون تیراندازی‌های غیرممکنت رو دیدم

51:30.629 --> 51:32.923
اون سیم پیانو هم
.خودش خودش رو تعمیر نکرد

51:34.049 --> 51:36.718
.نمیفهمم چرا اینو مخفی میکنی

51:36.802 --> 51:41.014
تو یه زمنی هستی. زمنی‌ها باور دارن که
.قدرت گریشاها، یه برکت الهیه

51:41.097 --> 51:42.224
پس چرا پنهانش میکنی؟

51:42.307 --> 51:44.684
،چون این یه برکت الهی نیست
.یه نفرینه

51:46.812 --> 51:49.648
و حتی فکرشم نمیکنی
.چقدر برام گرون تموم شده

51:51.525 --> 51:53.109
...من قصد نداشتم -
.جسپر -

51:53.193 --> 51:55.320
.داریم میریم تو
.درها رو پشت سرت ببند

51:58.198 --> 51:59.198
...عه

52:14.965 --> 52:16.007
بله؟

52:45.996 --> 52:46.996
!نینا

53:09.811 --> 53:10.811
.پخش بشید

53:14.691 --> 53:15.817
.یه ضربان قلب حس میکنم

53:15.901 --> 53:20.530
.فکر کردم خونه خالیه -
.ضربان ضعیفیه. باید جلوتر باشه -

53:33.376 --> 53:34.377
.غیرقابل نفوذه

53:36.171 --> 53:39.132
.چهارچوب فلزیه -
.اینو یه دیوراست درست کرده -

53:39.966 --> 53:44.054
...به جز تو، شوهرت و دختر سولی

53:45.055 --> 53:46.389
دیگه چند نفرید؟

53:46.473 --> 53:48.558
...نمیدونم درمورد چی

54:13.833 --> 54:14.960
.این چیز خوبی به نظر نمیاد

54:18.964 --> 54:21.049
.یه چیزی توی هواست

54:28.932 --> 54:30.392
.ما قراره اینجوری بمیریم

54:53.581 --> 54:55.875
حالت خوبه؟

54:55.959 --> 54:57.002
چی شد؟

54:57.085 --> 54:58.169
.اوال

55:00.338 --> 55:01.339
کجاست؟

55:01.538 --> 55:15.639
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

55:15.738 --> 55:22.739
«:: مترجم: محیا مبین مقدم ::»
Mahya14

55:25.655 --> 55:28.658
واقعا فکر کردی من میرم، برادر؟
