WEBVTT

00:05.408 --> 00:16.000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

00:16.370 --> 00:25.370
‫ترجمه و زیرنویس:
‫Sadegh.Db

00:29.370 --> 00:32.830
‫«حومه‌ی چرناست، اردوگاه نظامی اول»

01:42.977 --> 01:47.106
‫اون مجوز اجرای ماست،
‫توسط ملکه امضا شده.

01:56.032 --> 01:59.244
‫این مجوز بهتون
‫اجازه‌ی دسترسی به محوطه و

01:59.327 --> 02:01.955
‫سالن رقص اصلی رو میده،
‫نه هیچ‌جای دیگه.

02:02.038 --> 02:05.875
‫شما توسط ملکه استخدام شدین.
‫مهمان ایشون نیستین.

02:05.959 --> 02:09.504
‫باید همیشه مثل یک گروه
‫در کنار همدیگه باشین.

02:09.587 --> 02:13.967
‫هیچ تفنگ، چاقو و
‫هیچ‌نوع سلاحی نباید همراه داشته باشین.

02:15.593 --> 02:17.470
‫مجازات سرپیچی از این قوانین

02:17.554 --> 02:19.931
‫از اخراج شدن تا تیرباران شدن هست.

02:20.014 --> 02:22.267
‫حالا همه‌تون قوانین رو متوجه شدین؟

02:22.350 --> 02:24.602
‫نه!

02:28.273 --> 02:29.732
‫اوه، محض رضای مقدسین.

02:29.816 --> 02:32.152
‫احضارکننده‌ی خورشید!
‫من فقط می‌خوام ببینمش!

02:34.988 --> 02:36.156
‫خیلی‌خب، کافیه.

02:38.074 --> 02:40.785
‫این همه سرباز
‫فقط برای یک مرد جمع شدین؟

02:40.869 --> 02:41.869
‫بیا ببینم.

02:42.829 --> 02:44.539
‫بقیه‌تون برین سر پُست‌هاتون.

02:51.296 --> 02:53.965
‫خیلی ترسیدم، تاحالا کسی ازم
‫نخواسته بود باهاش وقت بگذرونم.

02:54.048 --> 02:57.093
‫- تو هم آتیشش زدی؟
‫- یه اتفاق بود.

02:57.176 --> 02:59.721
‫اسکوالرها مجبور شدن پرتش کنن توی دریاچه.

03:00.221 --> 03:03.725
‫پس اولش به آتیش کشیده شد و
‫بعدش نزدیک بود غرق بشه.

03:03.808 --> 03:06.019
‫چه تصویر خوبی از خودت تو ذهنش ساختی.

03:10.064 --> 03:11.357
‫- سلام، جنیا.
‫- سلام، جنیا.

03:11.441 --> 03:14.611
‫- برای درست کردن کفتا بهت نیاز دارن.
‫- نه، خیلی دیر شد. نادیا، بیا بریم.

03:18.865 --> 03:21.910
‫مقدسین رو شکر که به موقع رسیدم.

03:21.993 --> 03:25.538
‫- راستش فکر کنم تمام تلاششون رو کردن.
‫- طرز فکر وحشتناکیه.

03:29.751 --> 03:30.919
‫هنوز خبری از مل نیست.

03:33.671 --> 03:37.717
‫نیازی نیست همیشه منو در جریان بذاری.
‫مطمئنم خودت کلی کار داری.

03:40.053 --> 03:42.222
‫تو روحتم خبر نداره.

03:42.305 --> 03:45.266
‫ملکه، رئیس اعظم، تاتیانا

03:45.350 --> 03:47.227
‫اصلاً متوجه نیست که
‫من هم نیاز به خواب دارم.

03:47.310 --> 03:49.646
‫قبل از طلوع صبح از خواب بیدار شد و
‫از من خواست تا صورتش رو لمس کنم

03:49.729 --> 03:51.397
‫قبل از اینکه کل گروهش از راه برسن.

03:56.819 --> 03:57.819
‫همم.

04:00.073 --> 04:03.326
‫اگه بخوای می‌تونم بصورت اتفاقی
‫توی نمایش کورش کنم.

04:06.204 --> 04:07.997
‫اون برای چیه؟

04:08.581 --> 04:10.583
‫شل کردن ابروهات.

04:13.670 --> 04:15.296
‫راستش برام مهم نیست.

04:16.047 --> 04:19.050
‫باعث میشه توجه پادشاه
‫به اون جلب بشه.

04:19.884 --> 04:21.511
‫حداقل تا نیمه‌شب.

04:24.347 --> 04:25.473
‫همم.

04:31.604 --> 04:34.023
‫بیا تصور کنیم که فولد از بین رفته.
‫بعدش چی؟

04:34.649 --> 04:38.403
‫راوکا احیا میشه.
‫دیگه لزومی هم به وجود ارتش دوم نیست.

04:38.486 --> 04:40.405
‫درهای جدیدی روی گریشا باز میشه.

04:41.823 --> 04:45.868
‫من همیشه می‌خواستم دور دنیا سفر کنم.
‫دریای واقعی رو ببینم.

04:45.952 --> 04:48.579
‫به کتاب‌خونه‌ی
‫دانشگاه کِتردام سر بزنم.

04:48.663 --> 04:50.957
‫مل همیشه درمورد دوران بازنشستگی
‫توی یه مزرعه حرف می‌زد.

04:52.417 --> 04:53.918
‫من هیچوقت از مزارع خوشم نمیومد.

04:55.128 --> 04:57.255
‫شاید یه خونه‌ی ییلاقی توی بالاکیرف.

04:57.338 --> 04:59.465
‫البته اگه مقدسین بتونن بازنشسته بشن.

04:59.549 --> 05:02.135
‫درسته، آره، اینم هست.

05:03.928 --> 05:04.928
‫.اوه

05:07.307 --> 05:10.601
‫می‌دونم که ژنرال برای اجرا
‫اصرار کرده که سیاه باشی،

05:10.685 --> 05:13.104
‫ولی شاید بعدش بتونی
‫دوباره برگردی به رنگ آبی.

05:13.688 --> 05:17.191
‫فکر می‌کنم از این به بعد سیاه باشم.

05:23.531 --> 05:25.325
‫من دوست دارم تو رو اینطوری ببینم...

05:26.659 --> 05:31.122
‫ولی...
‫ازت می‌خوام مراقب باشی.

05:31.998 --> 05:32.998
‫مراقب چی؟

05:33.916 --> 05:35.126
‫مردان پرقدرت.

05:38.755 --> 05:39.756
‫بیا تو.

05:43.092 --> 05:43.968
‫سلام.

05:44.052 --> 05:47.930
‫ایشون دیوید کاستیک هستن.
‫فابریکاتور متخصص.

05:48.014 --> 05:51.100
‫ایشون نور آبی رو که
‫ما ازش برای عبور از فولد استفاده می‌کنیم، اختراع کردن.

05:51.184 --> 05:56.272
‫بله، ژنرال به من گفتن برای نمایش امروزتون
‫اینها رو براتون بسازم.

05:58.441 --> 05:59.776
‫خیلی خوشگلن.

06:02.278 --> 06:03.696
‫کارشون چیه؟

06:03.780 --> 06:07.283
‫نصف کردن یک پرتو به دوتا
‫با اونها راحت‌تره.

06:08.785 --> 06:11.412
‫نمایش قدرت‌تون مشخص می‌کنه
‫چه کسایی متحدین ما باقی می‌مونن.

06:20.588 --> 06:22.423
‫باعث بهبود اجرای شما میشن.

06:23.132 --> 06:24.592
‫نبوغ‌آمیزه.

06:40.399 --> 06:42.443
‫فکر می‌کنم خودم از پسش بر میام.

06:45.363 --> 06:46.363
‫البته.

06:49.992 --> 06:50.992
‫توی مراسم می‌بینیمتون!

07:04.382 --> 07:05.382
‫چیه؟

07:06.134 --> 07:08.761
‫تو هیچوقت جلوی هیچکس
‫از خودش تعریف نمی‌کنی.

07:09.470 --> 07:10.680
‫ازش خوشت میاد.

07:10.763 --> 07:11.681
‫حرف نباشه.

07:13.516 --> 07:15.351
‫"نبوغ‌آمیزه."

07:21.399 --> 07:22.942
‫نقشه اینه.

07:23.025 --> 07:25.570
‫من از مسیری که هدف ما
‫از اون راه از سال رقص به سمت

07:25.653 --> 07:27.780
‫به میز شام می‌ره رو طی می‌کنم و
‫دنبال یک نقطه برای کمین می‌گردم.

07:30.700 --> 07:32.535
‫یکی از ما باید همراهت باشه.

07:34.454 --> 07:35.454
‫از عهده‌اش برمیام.

07:36.414 --> 07:40.209
‫تو نمی‌تونی به این زودی خودت رو لو بدی و
‫جسپر هم باید دنبال راه فرار باشه.

07:42.587 --> 07:44.547
‫یه فاصله‌ی خالی
‫بین زمان برگزاری رویدادها هست،

07:44.630 --> 07:46.382
‫بنابراین ممکنه اون رو توی اتاقی همین اطراف بذارن،

07:46.466 --> 07:49.802
‫دور از شلوغی، یک جای امن.

07:54.724 --> 07:57.185
‫جایی که احساس می‌کنن امن‌ترین جاست

07:57.268 --> 07:59.520
‫بنابراین بهترین جا برای دزدیدن اوست.

08:04.025 --> 08:05.735
‫فقط باید یه راه برای ورود پیدا کنیم.

08:05.818 --> 08:09.238
‫و یک نفر باید حواس بقیه رو پرت کنه
‫تا ما بتونیم به راحتی فرار کنیم.

08:48.152 --> 08:49.904
‫همینجا می‌دزدیمش.

08:59.664 --> 09:00.784
‫بنظرت این درسته؟

09:01.499 --> 09:03.876
‫از موقعی که 14 سالم بود
‫این روتین رو اجرا نکردم.

09:12.760 --> 09:16.264
‫جسپر، حتی دقت هم نمی‌کنی، مگه نه؟

09:17.848 --> 09:20.268
‫- ببخشید، چی شده؟
‫- گفتم متمرکز نیستی.

09:20.935 --> 09:24.897
‫اوه، یه خاطره‌ی مبهم ازت دارم که
‫تو هوا معلق بودی. همین اواخر بود؟

09:24.981 --> 09:26.983
‫نباید الان دنبال راهی برای فرارمون باشی؟

09:27.066 --> 09:28.234
‫فکر می‌کنی دارم چیکار می‌کنم؟

09:28.317 --> 09:30.361
‫فکر کنم داری با اون خدمتکار طویله لاس می‌زنی.

09:30.444 --> 09:31.571
‫کدوم خدمتکار... آها، اون.

09:31.654 --> 09:34.991
‫بنظرم به اندازه‌ی متوسطی جذابه،
‫ولی خیلی بهش دقت نکرده بودم.

09:35.658 --> 09:37.577
‫اون برات خیلی کمتر جذاب بنظر میاد

09:37.660 --> 09:40.121
‫وقتی کالسکه‌ای که پیدا می‌کنی
‫به اندازه‌ی کافی سریع نباشه.

09:40.204 --> 09:42.915
‫اوه، پس هم آکروبات‌بازی و
‫هم متخصص کالسکه؟

09:42.999 --> 09:45.167
‫بگو ببینم چه چیزی باعث میشه
‫سرعت یه کالسکه بیشتر بشه؟

09:45.251 --> 09:47.003
‫چرخ‌ها؟ وزنش؟
‫سالی که ساخته شده؟

09:47.086 --> 09:48.421
‫جواب نده، سوال گمراه‌کننده‌ست.

09:48.504 --> 09:50.423
‫جواب درستش اینه که
‫جواب درستی وجود نداره.

09:50.506 --> 09:51.632
‫کالسکه مهم نیست.

09:51.716 --> 09:53.467
‫اسب‌ها توی سرعت تغییر ایجاد می‌کنن.

09:53.551 --> 09:55.469
‫اسب مشخص می‌کنه چقدر سریع و
‫تا مسافتی رو میشه رفت.

09:55.553 --> 09:58.097
‫و اسب مشخص می‌کنه که
‫گیر میوفتیم یا نه.

09:58.848 --> 10:01.350
‫هیچ انسانی نباید به اندازه‌ی
‫الانِ تو، به خودش مفتخر باشه.

10:01.434 --> 10:03.978
‫من؟ احضارکننده‌ی خورشیدت چی؟

10:05.688 --> 10:09.233
‫من نصف دنیا رو دعوت نکردم تا
‫یه تردستی نشونشون بدم.

10:11.736 --> 10:14.697
‫فکر می‌کنی فقط همینه؟ یه تردستی؟

10:14.780 --> 10:17.742
‫کاز فکر می‌کنه یه تردستیه.
‫اون معمولاً اشتباه نمی‌کنه.

10:18.326 --> 10:20.661
‫من می‌دونم کاز چی فکر می‌کنه.
‫از تو می‌پرسم چه فکری می‌کنی.

10:23.706 --> 10:24.706
‫ببین...

10:26.500 --> 10:30.379
‫من فکر می‌کنم...
‫تا زمانی که ما پولمون رو بگیریم

10:32.506 --> 10:34.133
‫برام مهم نیست که اون واقعیه یا نه.

10:41.474 --> 10:45.144
‫وایسا تا این کفتا رو ببینی.
‫یه شاهکاره.

10:45.227 --> 10:47.605
‫منتظرم قیافه‌ی زویا رو ببینم
‫وقتی چشمش به تو میوفته.

10:49.732 --> 10:51.692
‫باید بریم بیرون.

10:51.776 --> 10:52.860
‫نه.

10:52.943 --> 10:55.071
‫بیا دیگه، مثل هفته‌ی کره می‌مونه!

10:55.738 --> 10:57.573
‫توی کرامزین، اشرافی‌ها
‫دور شهر با کالسکه‌هاشون می‌چرخیدن

10:57.657 --> 11:00.451
‫و انواع پنیر و نون همراهشون داشتن.

11:00.534 --> 11:03.913
‫بعدش در خونه‌هاشون رو باز می‌کردن و
‫با گروه‌های مسافران یه جشن برگزار می‌کردن.

11:03.996 --> 11:06.832
‫یتیم‌ها اجازه ندارن برن،
‫ولی من و مل یواشکی می‌رفتیم.

11:06.916 --> 11:09.502
‫امن نیست.
‫ممکنه یک نفر بشناستت.

11:10.878 --> 11:15.132
‫می‌تونم یه روسری سرم کنم.
‫یا یه کلاه. یا دوتا کلاه.

11:17.009 --> 11:18.969
‫فقط آدم‌های اشرافی من رو می‌شناسن.

11:19.053 --> 11:21.430
‫نمی‌تونم قبل از اینکه
‫همه‌چی عوض بشه، برم بیرون؟

11:25.559 --> 11:26.936
‫اونا چطور؟

11:38.072 --> 11:40.074
‫از کجا یاد گرفتی دستور بدی؟

11:40.157 --> 11:41.909
‫داشتم از باقرا تقلید می‌کردم.

11:41.992 --> 11:43.536
‫اوه.

11:46.497 --> 11:48.582
‫خیلی‌خب، کافیه. بیا برگردیم.

11:48.666 --> 11:55.214
‫خانم‌ها و آقایان،
‫این شما و این آلینا استارکوف!

12:07.935 --> 12:09.186
‫خیلی عجیبه.

12:10.813 --> 12:12.815
‫- برم بهشون بگم؟
‫- آلینا، نه!

12:12.898 --> 12:15.298
‫همه نمی‌دونن که تو چه شکلی هستی.
‫اگه کسی ما رو اینجا ببینه...

12:16.777 --> 12:19.864
‫نه! نه! بیا ببینم!

12:19.947 --> 12:23.075
‫جِنیا! شما دوتا پیش خودتون چی فکر کردین؟

12:23.159 --> 12:24.952
‫تقصیر من بود.
‫من اصرار کردم.

12:26.662 --> 12:30.082
‫ببخشید، می‌خواستم ادای ایوان رو
‫دربیارم. کارم چطور بود؟

12:30.166 --> 12:32.084
‫- یکم زیادی متقاعدکننده بود.
‫- خوبه.

12:32.168 --> 12:33.502
‫ترسوندن ابزار مفیدیه.

12:33.586 --> 12:36.964
‫حالا بهتره زودتر از اینجا بریم، چون
‫ممکنه اونیکی قُلم بیاد دنبالتون.

12:50.769 --> 12:51.896
‫خب، چیز جدیدی بود.

12:55.024 --> 12:58.569
‫این نامه رو بده به دست ژنرال کریگان.

12:59.778 --> 13:02.239
‫اگه کسی...

13:02.323 --> 13:04.200
‫بهتره استراحت کنی، سرباز.

13:04.283 --> 13:05.784
‫این درمورد گوزنه، مگه نه؟

13:06.535 --> 13:08.245
‫داری میری به اُز آلتا؟

13:08.329 --> 13:11.290
‫تو توی وضعیت سفر نیستی.
‫قربان.

13:12.041 --> 13:13.584
‫من گوزن رو پیدا کردم.

13:13.667 --> 13:15.794
‫خودم هم باید خبر رو به اون دختر برسونم.

13:17.171 --> 13:19.632
‫به ایشون، به ژنرال کریگان.

13:33.521 --> 13:34.813
‫با همدیگه می‌رید.

13:45.449 --> 13:46.609
‫مطمئنی خودش بود؟

13:47.034 --> 13:50.037
‫مطمئنم، یه رگه‌اش شو بود.

13:51.372 --> 13:52.915
‫دقیقاً کِی دیدیش؟

13:52.998 --> 13:54.166
‫بعد از ظهر.

13:54.250 --> 13:55.834
‫توی این اتاق چیه؟

13:57.169 --> 13:59.672
‫اتاق تعویض لباس.
‫جایی که میره لباسش رو برای مراسم شام عوض کنه.

14:00.256 --> 14:01.757
‫و همونجا می‌دزدیمش.

14:01.840 --> 14:06.095
‫کسی مانع نیست و اونجا رو نمی‌پاد،
‫میشه موقعیت رو کنترل کند. بنظرم خوبه.

14:06.178 --> 14:07.578
‫بنظر منم خوب بود، اگه یه در داشت.

14:07.638 --> 14:10.224
‫- در نداره؟
‫- دری که ما بتونیم ازش استفاده کنیم، نه.

14:11.100 --> 14:15.145
‫یه جور قفل گریشاییه.
‫برای باز کردنش به یه متریالنیک نیازه.

14:15.229 --> 14:17.523
‫هیچ جوره نمیشه قفلش رو باز کرد؟

14:17.606 --> 14:21.277
‫راستش میشه.
‫من می‌تونم قفلش رو باز کنم.

14:21.986 --> 14:22.820
‫چطوری؟

14:22.903 --> 14:25.573
‫نحوه‌ی عملکرد قفل رو
‫فابریکاتور طراحی کرده.

14:25.656 --> 14:28.659
‫چرخ‌دنده‌های آهنی که بدون
‫چفتی، روی همدیگه قرار می‌گیرن.

14:29.410 --> 14:33.205
‫ولی برای اینکه یکی از ما
‫بتونه بازش کنه، به یک سنگ آهنربا نیازه.

14:34.081 --> 14:36.917
‫با حدقل قدرت خارجی دو هزار گوس.

14:37.001 --> 14:38.127
‫به سختی پیدا میشه.

14:38.794 --> 14:42.214
‫اینطوری نیست که ما همیشه
‫همراهمون یکی از اینا تو جیبمون داشته باشیم.

14:48.178 --> 14:51.932
‫بهتره مدت زمان زیادی توی جیبت نباشه.

14:52.892 --> 14:55.185
‫البته اگه قصد داری یه روزی بچه‌دار بشی.

14:57.104 --> 15:00.190
‫خیلی‌خب. آرکن هدف رو می‌دزده.

15:01.025 --> 15:04.028
‫می‌خوای این پسر جدیده
‫هدف میلیون کروگی رو بدزده؟

15:04.111 --> 15:06.655
‫این پسر جدیده بلده
‫قفل‌های گریشایی رو باز کنه.

15:07.489 --> 15:09.366
‫آینده‌ی ما به این نقشه بستگی داره.

15:09.450 --> 15:11.702
‫بقیه‌ی ما یه راه وَشَقی باز می‌کنیم.

15:13.245 --> 15:14.245
‫واقعاً؟

15:15.456 --> 15:16.665
‫راه وشقی چیه؟

15:17.958 --> 15:20.920
‫وشق‌ها حیوان‌های شکارچی دسته‌جمعی‌ان.
‫خیلی هم باهوشن.

15:21.003 --> 15:22.463
‫اونا یک راه برای طعمه باز می‌کنن.

15:22.546 --> 15:23.546
‫اوه.

15:24.048 --> 15:27.551
‫یعنی من احضارکننده رو
‫می‌دزدم و شما راه رو باز می‌کنین؟

15:27.635 --> 15:29.511
‫درسته.
‫قبل از مراسم شام انجامش میدیم.

15:30.554 --> 15:35.100
‫تو می‌دزدی، من و اینژ مسیر رو باز می‌کنیم،
‫جسپر تو هم یه راه سریع برای فرار پیدا می‌کنی.

15:50.699 --> 15:53.243
‫ایوان! کفتاام!

16:04.546 --> 16:05.546
‫تو که ایوان نیستی.

16:07.508 --> 16:08.842
‫ببخشید که نااُمیدت کردم.

16:10.552 --> 16:12.930
‫توی لحن هارت‌رندرم
‫طعنه حس می‌کنم؟

16:13.931 --> 16:16.558
‫می‌دونی، اگه بشناسیش،
‫متوجه میشی که خیلی هم بامزه‌ست.

16:17.101 --> 16:18.686
‫مطمئنم برای تو وُلکرا هم خنده‌داره.

16:22.398 --> 16:23.398
‫اجازه هست؟

16:25.484 --> 16:26.484
‫ممنونم.

16:29.780 --> 16:32.574
‫شنیدم تونستی تمرکز کنی و
‫بدون دستکش‌ها، آتش رو به دو نصف تقسیم کنی.

16:33.659 --> 16:35.452
‫در هر صورت بخاطر دستکش‌ها ممنونم.

16:36.245 --> 16:39.123
‫خب، اونا محض اطمینان بودن.

16:39.206 --> 16:40.457
‫درصورت مضطرب شدن.

16:42.334 --> 16:44.461
‫فکر می‌کنم در کرمزین
‫مهمونی‌هایی وجود داشته که در اونها

16:44.545 --> 16:48.048
‫اینجور... نمایش‌ها اجرا بشه.

16:49.717 --> 16:51.260
‫درواقع، هیچوقت.

16:54.096 --> 16:55.806
‫ولی راستش من
‫اونقدرا هم مضطرب نیستم.

16:55.889 --> 16:58.058
‫چندباری می‌خواستم که خودم رو

16:58.142 --> 16:59.727
‫از پله‌ها پرت کنم پائین.

17:00.686 --> 17:04.148
‫جواب نمی‌داد.
‫من چند درمانگر دارم.

17:12.156 --> 17:14.616
‫اولش مضطرب بودم.

17:16.410 --> 17:20.539
‫ولی وقتی با جنیا حرف زدم، فهمیدم
‫این نمایش بیانگر چه چیزیه.

17:22.624 --> 17:24.334
‫همیشه احساس می‌کردم یه خارجی‌ام.

17:25.335 --> 17:27.004
‫مخصوصاً اوائل که اومدم اینجا.

17:27.880 --> 17:31.341
‫ولی، الان بالاخره احساس تعلق می‌کنم.

17:32.760 --> 17:37.139
‫ولی نه اینکه به اینجا تعلق دارم،
‫به یه چیز بزرگتر.

17:38.307 --> 17:43.520
‫که ما می‌تونیم گریشا و رِوکان رو
‫به آینده اُمیدوار کنیم.

17:47.608 --> 17:49.068
‫این خیلی برای من ارزشمنده، آلینا.

17:53.155 --> 17:54.948
‫تو خیلی ارزشمندی...

17:57.868 --> 17:59.536
‫برای همه.

18:28.482 --> 18:30.484
‫آدمای زیادی نمی‌تونن
‫غافلگیرم کنن، دوشیزه استارکوف.

18:41.370 --> 18:42.610
‫عذرخواهی می‌کنم، ژنرال.

18:54.758 --> 18:55.884
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

18:56.635 --> 18:58.137
‫آه! اینجایی. من...

18:59.763 --> 19:01.515
‫سفیر درخواست اسب‌هاشون رو کردن.

19:01.598 --> 19:02.599
‫چی؟ الان؟

19:03.225 --> 19:05.644
‫- ظاهراً.
‫- نمی‌خواین منتظر ملکه بمونین؟

19:05.727 --> 19:07.229
‫تو تاحالا ملکه رو دیدی؟

19:07.312 --> 19:09.072
‫یعنی تاحالا
‫باهاش مکالمه داشتی؟

19:09.148 --> 19:11.233
‫نمی‌تونم بگم داشتم، نه.

19:11.316 --> 19:15.195
‫خب اگه دیده بودیش، متوجه می‌شدی
‫چرا سفیر اسب‌هاش رو می‌خواد.

19:15.279 --> 19:18.073
‫- کدوم جناب؟
‫- دو اسب پرچران.

19:19.408 --> 19:21.034
‫منظورم کدوم سفیر بود، جناب.

19:21.118 --> 19:24.163
‫اوه، البته. نووی زِم.

19:24.746 --> 19:26.874
‫- نووی زم؟ از اونجا خوشت میاد؟
‫- همم.

19:28.000 --> 19:29.000
‫بعضی اوقات.

19:29.960 --> 19:30.960
‫فقط بعضی اوقات؟

19:31.503 --> 19:33.255
‫خب مزایا و معایب خودش رو داره.

19:34.214 --> 19:37.009
‫ولی هرچقدر بیشتر سفر می‌کنم...
‫بیشتر متوجه میشم که

19:37.092 --> 19:40.304
‫مهم نیست کجا هستی،
‫مهم اینه که با چه کسی هستی.

19:41.722 --> 19:43.557
‫خوشم اومد.

19:44.641 --> 19:47.269
‫دیگه چه چیزهایی توی سفر یاد گرفتی؟

19:48.562 --> 19:50.147
‫اینکه وقتی یه چیزی می‌خوای...

19:51.440 --> 19:54.651
‫بهتره بدون فکر بهش عمل کنی
‫تا فقط بهش فکر کنی و عمل نکنی.

19:57.487 --> 19:59.865
‫تو عضوی از گروه بازیگران نبودی؟

19:59.948 --> 20:04.161
‫اوه، نه، نه، نه...
‫من نه، من بازیگر افتضاحیم.

20:04.244 --> 20:09.124
‫ولی... هر از گاهی برای رسیدن
‫به خواسته‌هام نقش بازی می‌کنم.

20:26.808 --> 20:29.269
‫نمی‌دونستم زمنی‌ها اینقدر با استعدادن.

20:29.811 --> 20:30.811
‫اون دختره سولی‌ـه.

20:59.132 --> 21:03.720
‫متوجه شدم یک ژنرال راوکای شرقی
‫بطرز مشکوکی در اینجا حضور نداره.

21:03.804 --> 21:05.264
‫فکر می‌کنی دعوت شده؟

21:05.347 --> 21:06.347
‫زلاتان؟

21:07.015 --> 21:10.435
‫بعید می‌دونم خطر اینقدر دور بودن
‫از خطوط دشمن رو به جون بخره.

21:11.228 --> 21:14.523
‫پس حقیقت داره؟
‫راوکای شرقی می‌خواد جدا بشه؟

21:14.606 --> 21:16.149
‫پشتیبانی کاملی داره.

21:16.817 --> 21:20.028
‫نماینده‌های فیِردن هم به طرف اونها پیوستن.

21:20.112 --> 21:22.364
‫همین دلیل میشه که چرا

21:22.447 --> 21:26.076
‫هیچ حرفی درمورد حملات دروسکلا
‫به شهرهای بندری‌اش برای گیشا نمی‌زنه.

21:26.785 --> 21:29.371
‫خب، اگه نمایش امشب موفقیت‌آمیز باشه،

21:29.454 --> 21:32.040
‫شاید باید بعدش درمورد تعهداتمون
‫نسبت به اون، تجدید نظر کنیم.

21:45.554 --> 21:49.057
‫سفیر کِیلیش وقتی مسته
‫خیلی دست و پا چلفتیه.

21:49.141 --> 21:52.185
‫نمی‌تونی اون رو اینجا بپوشی.
‫برو لباست رو عوض کن.

21:52.269 --> 21:54.146
‫- ولی به من دستور دادن که...
‫- شنیدی که.

21:55.272 --> 21:56.648
‫بله. ببخشید.

22:02.863 --> 22:04.448
‫- هم‌سایز من هست؟
‫- واقعاً مهمه؟

22:04.531 --> 22:06.783
‫یادته آخرین باری که اینکار رو کردیم
‫چه اتفاقی افتاد؟

22:06.867 --> 22:09.202
‫- وقتیکه یه یونیفورم مردونه برام گرفتی.
‫- جواب داد، مگه نه؟

22:09.286 --> 22:11.955
‫فقط خوشحال باش
‫که دلم می‌خواد زودتر درش بیارم.

22:19.046 --> 22:20.505
‫توی محل ملاقات می‌بینمت.

22:32.851 --> 22:33.851
‫ژنرال.

22:34.561 --> 22:37.022
‫تزار، مویا تاریتسا.

22:38.106 --> 22:40.859
‫امیدوارم شما از
‫جشن لذت می‌برین.

22:40.942 --> 22:43.945
‫باید اعتراف کنم که حوصله‌ام سر نرفته.

22:44.029 --> 22:45.197
‫خوشم اومده.

22:46.198 --> 22:47.657
‫همیشه بودن داخل این...

22:48.492 --> 22:51.453
‫قصر کوچک، حس عجیبی بهم می‌داده.

22:54.623 --> 22:56.124
‫الان وقتش نیست. از اینطرف.

23:28.615 --> 23:31.618
‫قرار بود همراه با نگهبانان قصر وارد بشی.

23:34.287 --> 23:35.956
‫در ضمن خیلی خوشگل شدی.

23:39.084 --> 23:41.253
‫بنظر می‌رسید باید یکی میومد نجاتت می‌داد.

24:11.575 --> 24:14.744
‫بیا به همشون به خوبی نگاه بندازیم.

24:18.123 --> 24:19.123
‫عالی بود.

24:28.175 --> 24:29.342
‫اون یه شیشه‌ی بازتاب‌کننده‌ست.

24:29.926 --> 24:31.094
‫نور رو به اون بتابونی،

24:31.178 --> 24:33.346
‫بقیه متوجه نمیشن که منبع نور از کجاست.

24:43.607 --> 24:44.649
‫آماده‌ای؟

24:45.650 --> 24:46.650
‫فکر کنم هستم.

24:47.819 --> 24:49.446
‫خودت می‌دونی کی هستی.

24:50.280 --> 24:51.280
‫می‌دونم.

25:04.002 --> 25:05.629
‫حالا وقتشه که به دنیا نگاه کنیم.

25:16.306 --> 25:18.475
‫اسمش هست آلینا استارکوف.

25:20.101 --> 25:24.105
‫و برای همه‌ی ما
‫آزادی به ارمغان میاره.

27:06.791 --> 27:08.168
‫آلینای مقدس.

27:14.299 --> 27:15.717
‫آلینای مقدس.

27:19.387 --> 27:20.388
‫آلینای مقدس.

27:23.725 --> 27:25.018
‫مقدس!

27:30.106 --> 27:32.984
‫- خیلی ...
‫- آره.

27:33.068 --> 27:34.152
‫یعنی...

27:34.235 --> 27:35.362
‫می‌دونم.

27:37.155 --> 27:38.155
‫دیما!

27:39.616 --> 27:41.201
‫- دیما!
‫- باید برم.

27:41.785 --> 27:42.869
‫متوجهم.

27:43.620 --> 27:45.038
‫ولی خیلی...

27:45.121 --> 27:46.247
‫موافقم.

28:00.845 --> 28:04.516
‫نمی‌دونم، ولی فعلاً
‫هیچکس نمی‌تونه خارج بشه، دستور ژنراله.

28:15.276 --> 28:18.154
‫بیست و چهار، بیست و شش.

28:57.318 --> 28:59.112
‫درها امشب بسته‌اند، آقایون.

28:59.195 --> 29:00.822
‫ما اومدیم ژنرال کریگن رو ببینیم.

29:08.621 --> 29:10.039
‫این شوخیه دیگه؟

29:11.458 --> 29:13.084
‫گوزن موروزوا یه افسانه‌ست.

29:14.294 --> 29:17.380
‫یه قدیس زنده توی قصر شماست و
‫اونوقت با طعنه میگی این افسانه‌ست؟

29:18.381 --> 29:21.217
‫می‌خوای به ژنرالت بگی
‫نذاشتی ما وارد بشیم؟

29:21.301 --> 29:25.638
‫باشه. به ضرر خوتونه.
‫اسلحه‌تون رو بذارین همینجا.

29:47.994 --> 29:51.873
‫افتخاری که حالا اون رو
‫بر تن کردی، به دست آوردی.

29:53.708 --> 29:54.542
‫ممنونم.

29:54.626 --> 29:58.838
‫باید بگم سول کورولوا،
‫داری کم‌کم خطرناک میشی.

29:59.798 --> 30:00.798
‫ببخشید؟

30:01.174 --> 30:03.802
‫همچنان خطرناک‌تر هم میشی.

30:05.136 --> 30:09.474
‫خودت نمی‌دونی چه نقش بزرگی رو
‫قراره ایفا کنی، مگه نه؟

30:11.142 --> 30:16.564
‫مردم معبد‌هایی با عنوان
‫آلینای قدیس برپا می‌کنن.

30:18.107 --> 30:19.359
‫چرا اینکار رو می‌کنن؟

30:20.109 --> 30:23.905
‫چون یه چیزی خیلی بزرگتر از ارتش‌ها وجود داره،

30:23.988 --> 30:27.742
‫چیزی اونقدر قدرتمند که
‫پادشاه‌ها و ژنرال‌ها رو سرنگون می‌کنه،

30:27.826 --> 30:31.704
‫دولت‌ها رو از پای درمیاره و
‫امپراطوری‌های جدید به وجود میاره.

30:32.539 --> 30:34.249
‫تقدیر، آلینا.

30:35.083 --> 30:36.000
‫اینجایی.

30:36.084 --> 30:39.254
‫ما رو ببخشید، ولی ژنرال کریگن می‌خوان
‫آلینا برای مراسم شام آماده بشن.

30:40.547 --> 30:44.467
‫تقدیر، آلینا سارکوف.
‫یادت باشه.

31:00.692 --> 31:02.819
‫توفین، بذارش زمین.

31:05.613 --> 31:07.782
‫این دوتا همونایین که
‫گوزن رو پیدا کردن؟

31:08.324 --> 31:10.243
‫نه قربان، فقط اون پیدا کرد.

31:12.287 --> 31:13.287
‫تو کی هستی؟

31:15.164 --> 31:16.875
‫ملین اورتسف.

31:18.376 --> 31:20.086
‫ردیاب گروهان سی و ششم، قربان.

31:22.088 --> 31:23.088
‫مل.

31:24.757 --> 31:25.842
‫مشتاق دیدار.

31:28.219 --> 31:29.219
‫ما رو تنها بذارین.

31:42.275 --> 31:43.275
‫حالت خوبه؟

31:45.028 --> 31:46.028
‫بله، قربان.

31:49.282 --> 31:53.328
‫خب، گوزن‌های زیادی توی جهان وجود دارن.

31:55.288 --> 31:57.373
‫از کجا می‌دونی این همون گوزنه؟

32:04.464 --> 32:05.464
‫خودش بود.

32:09.844 --> 32:11.012
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

32:12.221 --> 32:14.265
‫دو برابر بزرگ‌تر از بقیه بود.
‫تماماً سفید.

32:14.974 --> 32:16.684
‫وقتی مستقیم به من نگاه کرد، شاخ‌هاش...

32:17.644 --> 32:18.644
‫اونا...

32:19.437 --> 32:21.397
‫چی؟

32:22.148 --> 32:23.149
‫فکر کنم اون رو دیدم.

32:27.779 --> 32:31.032
‫تنها بود؟ یا با گله؟

32:31.115 --> 32:34.494
‫با یک گله‌ی کوچیک بود،
‫ولی وقتی دیدمش، تنها بود.

32:34.577 --> 32:35.578
‫به من زل می‌زد.

32:37.205 --> 32:38.205
‫نشون بده کجاست.

32:39.040 --> 32:40.249
‫شمال چرناست.

32:40.333 --> 32:43.294
‫نه، دقیقاً.
‫روی نقشه علامت بزن.

32:48.967 --> 32:50.510
‫قبلش باید آلینا رو ببینم.

32:53.054 --> 32:56.766
‫- جانم؟
‫- من می‌شناسمش. ما باهم دوستیم.

32:59.060 --> 33:00.061
‫اول بذار ببینمش...

33:01.437 --> 33:03.147
‫بعد میگم گوزن کجاست.

33:06.192 --> 33:08.778
‫می‌دونی چند نفر معتقدن که
‫احضارکننده‌ی خورشید رو می‌شناسن؟

33:08.861 --> 33:11.781
‫می‌خوان باهاش ملاقات کنن تا
‫فقط در کنار او حضور داشته باشن؟

33:13.116 --> 33:14.200
‫ازش درمورد من بپرس.

33:18.037 --> 33:20.498
‫یه چیزی درموردش بگو که
‫آدمای کمی درموردش می‌دونن.

33:20.581 --> 33:23.209
‫یه چیز... شخصی.

33:24.085 --> 33:25.294
‫مثل چی؟

33:25.378 --> 33:28.172
‫مثلاً... گل مورد علاقه‌اش چیه؟

33:28.256 --> 33:29.536
‫- یا چه کتابی دوست داره...
‫- زنبق.

33:31.843 --> 33:35.096
‫گل زنبق. آبی، نه سفید.

33:38.766 --> 33:39.766
‫خیلی‌خب.

33:41.352 --> 33:42.895
‫میگم تو رو به یه اتاق راهنمایی کنن.

33:42.979 --> 33:44.981
‫و درصورتیکه ادعات ثابت بشه...

33:46.149 --> 33:47.608
‫بعدش میارمش پیش تو.

33:49.610 --> 33:50.778
‫عادلانه‌ست؟

34:11.049 --> 34:12.592
‫چیه؟ چی شده؟

34:13.426 --> 34:14.594
‫یکی پیداش کرده.

34:16.763 --> 34:17.889
‫امکان نداره.

34:18.931 --> 34:20.016
‫کی اینو گفته؟

34:20.099 --> 34:23.061
‫یه ردیاب از چرناست.
‫با یک سرباز دیگه.

34:24.145 --> 34:25.229
‫بیارش پیش من.

34:29.108 --> 34:31.694
‫الان بردنش تا ژنرال رو ببینه.

34:31.778 --> 34:34.322
‫ظاهراً بهش
‫دستور داده بودن تا گوزن رو پیدا کنه.

34:35.656 --> 34:38.117
‫نمی‌تونیم بهش اجازه بدیم
‫صاحب همچین قدرتی بشه.

34:43.122 --> 34:44.415
‫به من گوش کن...

34:47.210 --> 34:48.210
‫به دقت.

35:17.365 --> 35:19.200
‫این از طرف ژنرال زلاتان.

35:21.786 --> 35:22.829
‫چی شده...

35:37.552 --> 35:38.594
‫صدای گلوله!

35:38.678 --> 35:39.971
‫بیاین، پایین پله‌ها!

35:40.054 --> 35:41.514
‫شما دوتا از اونور برید!

35:42.140 --> 35:43.724
‫از این طرف رفت!

35:52.441 --> 35:54.819
‫جنیا.

35:55.403 --> 35:56.529
‫چیزی نیست.

36:00.283 --> 36:01.742
‫من اینجام، ماری.

36:03.327 --> 36:07.206
‫منو برگردون، نمی‌خوام
‫با چهره‌ی یکی دیگه بمیرم.

36:25.433 --> 36:27.894
‫و راه وشقی برای
‫بیرون آوردن آرکن بود.

36:29.395 --> 36:31.731
‫همونطور که گفتم
‫آینده‌ی ما به این بستگی داره.

36:34.066 --> 36:36.027
‫توی اتاق تعویض لباس،
‫دوتا لباس شبیه به هم دیدم.

36:36.611 --> 36:38.029
‫هدف یکی پوشیده،

36:38.112 --> 36:41.449
‫و یه اینفرنی که هم‌قد و اندازه‌ی
‫اون بود، داشت اندازه‌گیری می‌شد.

36:41.532 --> 36:43.492
‫اونا هدف رو برای نمایش نیاز دارن،

36:43.576 --> 36:44.619
‫ولی توی سالن پذیرایی

36:44.702 --> 36:46.996
‫اونا از یک بدل به خاطر
‫مسائل امنیتی استفاده می‌کنن.

36:47.663 --> 36:48.789
‫آلینا!

36:48.873 --> 36:52.585
‫بنابراین من آرکن رو فرستادم دنبال بدل و
‫ما هم حواسمون به هدف هست.

36:52.668 --> 36:54.086
‫آرکن دستگیر میشه.

36:54.170 --> 36:56.964
‫اون سرنوشتش رو وقتی زلاتان رو
‫توی نووکریبیرسک ملاقات کرد، انتخاب کرد.

36:57.840 --> 36:58.883
‫اگه اشتباه کنی، چی؟

36:59.675 --> 37:01.510
‫اگه ما اون رو با راه وشقی
‫فدا کرده باشیم،

37:01.594 --> 37:03.387
‫و اون ملاقات هیچ ربطی به
‫این جریانات نداشته باشه، چی؟

37:03.471 --> 37:06.849
‫تنها دو مرد در جهان که می‌تونن
‫از فولد استفاده‌های بدی کنن؟ بعیده.

37:10.019 --> 37:11.019
‫حالا.

37:17.652 --> 37:18.903
‫دوشیزه استارکوف!

37:20.321 --> 37:22.990
‫ما قراره شما رو تا مراسم شام همراهی کنیم.
‫ممکنه لطفاً با ما بیاین؟

37:23.074 --> 37:24.242
‫من فکر کردم...

37:26.452 --> 37:28.079
‫راستش، من خیلی گرسنمه.

37:39.507 --> 37:41.467
‫ممنونم. من همراهش هستم.

37:45.513 --> 37:46.513
‫برای تو.

37:53.980 --> 37:56.274
‫خیلی‌خب، نقشه‌ی دوم.

37:58.567 --> 38:01.487
‫بیخیال، نقشه‌ی ششم، همراه با هدف بمون و
‫من رو توی مسیر فرار ملاقات کن.

38:01.570 --> 38:03.406
‫اون یه اینفرنیه، باهاش توی چالش نیوفت.

38:11.455 --> 38:12.999
‫حتماً ژنرال خیلی خوشحال شده که

38:13.082 --> 38:15.334
‫بهش گفتی گوزن رو دقیقاً
‫کجا می‌تونه پیدا کنه.

38:15.418 --> 38:16.418
‫هنوز نگفتم.

38:17.003 --> 38:18.212
‫یعنی هنوز نمی‌دونه؟

38:20.298 --> 38:21.549
‫داری منو کجا می‌بری؟

38:22.091 --> 38:23.551
‫دقیقاً جایی که باید بری.

38:50.494 --> 38:52.413
‫تروفین. لعنتی.

39:44.840 --> 39:47.635
‫من یادم نمیاد
‫این جرویی از برنامه بوده باشه.

39:51.889 --> 39:52.889
‫نیست.

39:58.729 --> 40:00.981
‫شاید ترجیح میدی
‫بری به مراسم شام.

40:01.649 --> 40:02.942
‫ماری از پسش برمیاد.

40:03.567 --> 40:06.028
‫- به تنهایی؟
‫- جنیا هم هست.

40:06.695 --> 40:07.695
‫آه.

40:09.407 --> 40:10.407
‫خب...

40:12.326 --> 40:13.577
‫بعدش...

40:16.497 --> 40:20.334
‫پس فکر می‌کنم مشکلی پیش نمیاد.

40:23.796 --> 40:24.797
‫اینطور فکر می‌کنی؟

40:52.491 --> 40:53.491
‫مطمئنی؟

41:23.814 --> 41:24.814
‫چیه؟

41:24.857 --> 41:26.942
‫ماری و جنیا توی
‫اتاق تعویض لباس مورد حمله قرار گرفتن.

41:27.026 --> 41:28.026
‫هدف آلینا بود.

41:29.570 --> 41:31.363
‫یه مظنون رو دستگیر کردیم.

41:32.907 --> 41:33.907
‫همینجا صبر کن.

41:37.036 --> 41:38.370
‫چیزی شده؟

41:38.454 --> 41:39.455
‫هیچی.

41:40.122 --> 41:42.333
‫تا برگردم نگهبان‌های خودمو
‫می‌ذارم پشت در.

41:42.416 --> 41:43.416
‫منتظر می‌مونم.

42:10.528 --> 42:11.362
‫با من بیا.

42:11.445 --> 42:13.489
‫باقرا! اینجا چیکار...

42:13.572 --> 42:16.909
‫دختره احمق!
‫الان وقتی برای هدر دادن نداریم.

42:17.535 --> 42:18.535
‫نه!

42:18.577 --> 42:20.079
‫تو باید از اینجا بری.

42:20.162 --> 42:21.872
‫چی؟ چرا؟

42:23.999 --> 42:26.085
‫- حالا، قبل از اینکه دیر بشه.
‫- ولی، باقرا...

42:26.168 --> 42:29.213
‫دارم تو رو نجات میدم تا بقیه‌ی زندگیت
‫مثل یه برده باهات رفتار نکنن.

42:31.924 --> 42:34.802
‫یه برده؟ ولی... باقرا!

42:35.553 --> 42:39.640
‫هر اتفاقی افتاده، من باید برگردم و
‫الکس رو... ژنرال کریگن رو پیدا کنم.

42:39.723 --> 42:41.100
‫مطمئنم می‌تونه کمک کنه.

42:41.183 --> 42:43.602
‫من سعی دارم تو رو
‫از دست الکساندر نجات بدم.

42:47.231 --> 42:50.484
‫اون می‌خواد فولد رو گسترش بده و
‫ازش بعنوان سلاح استفاده کنه.

42:50.568 --> 42:52.945
‫برای همینم همون اول به وجودش آورد.

42:53.028 --> 42:54.780
‫مرتد سیاه فولد رو به وجود آورد.

42:54.863 --> 42:56.782
‫صدها سال پیش،
‫و یه اشتباه بود.

42:56.865 --> 42:59.285
‫شاید بخاطر گرمای زیاد کلبه‌ات
‫دچار کم‌آبی شدی.

42:59.368 --> 43:01.453
‫می‌خواست من تمرین کنم
‫تا قوی‌تر بشم.

43:01.537 --> 43:06.250
‫واقعاً؟ یا می‌خواست حواست به رویاپردازی
‫درمورد آینده‌ات با اون پرت بشه؟

43:06.333 --> 43:10.713
‫مگه نمی‌خواست تو رو به خودش از طریق
‫دستکش‌های فابریکاتورش وابسته کنه؟

43:11.964 --> 43:13.716
‫نه! نه!

43:13.799 --> 43:17.469
‫فرزندم، الکساندر مرتد سیاهه.

43:18.721 --> 43:22.057
‫اون یه اسم اشرافی برای خودش انتخاب کرده
‫تا بعد از بوجود فولد، مخفی باقی بمونه.

43:22.725 --> 43:24.018
‫داری دروغ میگی.

43:24.101 --> 43:25.101
‫به من نگاه کن، دختر.

43:30.691 --> 43:33.569
‫تو می‌تونی...
‫ولی فقط اعضای خانواده‌ی کریگن...

43:37.364 --> 43:38.574
‫تو مادرشی.

43:38.657 --> 43:42.995
‫پسرم تلاش کرد ارتش خودش رو
‫با کمک مرزوست تشکیل بده.

43:43.078 --> 43:45.331
‫اصلاً به این فکر نکرد که همچین قدرتی،

43:45.414 --> 43:47.124
‫چه بلایی سر اون آدما میاره.

43:47.875 --> 43:50.502
‫اونا رو تبدیل کرد به موجودات شیطانی
‫که به همه حمله می‌کنن.

43:53.047 --> 43:54.089
‫ولکرا مردان عادی بودن؟

43:54.173 --> 43:56.508
‫و زنان و بچه‌ها.

43:58.093 --> 44:00.179
‫بهش هشدار دادم که بهایی داره.

44:06.560 --> 44:08.562
‫این اتفاق قرن‌ها پیش افتاد.

44:08.646 --> 44:12.274
‫اون اسامی زیادی داشت، به
‫پادشاهان زیادی خدمت کرد،

44:12.941 --> 44:16.028
‫چندین بار مرگش رو جعل کرد،
‫و منتظر تو بود.

44:20.157 --> 44:22.826
‫اگه تو تحت فرمانش باشی،
‫اون می‌تونه وارد فولد بشه

44:22.910 --> 44:24.745
‫و طبق نقشه‌اش
‫ازش بعنوان سلاح استفاده می‌کنه.

44:24.828 --> 44:26.872
‫اونوقت نمیشه جلوش رو گرفت.

44:26.955 --> 44:29.208
‫اون گفت می‌خواد دوباره
‫کل کشور رو باهم متحد کنه.

44:29.291 --> 44:32.711
‫اون قرن‌ها فرصت داشته تا در
‫دروغگویی به دختران ساده استاد بشه.

44:32.795 --> 44:37.466
‫بهت گفته چقدر تنها بوده؟
‫که یه پسربچه زخم‌خورده بوده؟

44:38.842 --> 44:42.471
‫اون هیچوقت پسربچه نبوده.
‫اون نامیراست.

44:42.554 --> 44:44.431
‫و تو هیچ شانسی دربرابرش نداشتی.

44:44.515 --> 44:46.517
‫فکر کردی اینا فقط درمورد توئه؟

44:47.476 --> 44:49.144
‫اون تشنه‌ی قدرته...

44:50.479 --> 44:53.232
‫تا تمام موجودات موروزوا رو شکار کنه.

44:53.315 --> 44:55.692
‫نزدیک بود گوزن رو بهش بدی.

44:58.278 --> 45:01.448
‫و الانم دارم بهت میگم،
‫باید قایم بشی.

45:10.707 --> 45:12.876
‫بهش کمک نمی‌کنم
‫باهاش مبارزه می‌کنم.

45:12.960 --> 45:14.837
‫تو هنوز اونقدر
‫قدی نشدی تا باهاش مبارزه کنی.

45:14.920 --> 45:18.257
‫فکر می‌کردم زمان بیشتری
‫برای آماده‌ کردنت دارم، ولی باید صبر کنیم.

45:47.744 --> 45:50.998
‫در مسیر اصلی برو
‫تا به دوراهی برسی.

45:53.125 --> 45:57.671
‫به سمت راست برو.
‫اونجا انبار غذا رو پیدا می‌کنی. همونجا منتظر بمون.

45:58.672 --> 46:01.258
‫اونجا چند گریشا وفادار به من هستن.

46:01.341 --> 46:04.845
‫اونا بهت کمک می‌کنن
‫در امان باشی تا من به یک نقشه برسیم.

46:38.670 --> 46:43.342
‫تو نباید اینجا باشیم،
‫مگه نه، مرد لَنگ؟

46:54.728 --> 46:57.773
‫تو مثل یه
‫عنکبوت زخمی توی خونه‌ی منی.

46:58.857 --> 47:02.027
‫می‌دونی من و خواهرم
‫با عنکبوت‌ها چیکار می‌کنیم؟

47:09.284 --> 47:12.829
‫برخلاف عنکبوت
‫من فقط به یه پا نیاز دارم.

47:12.913 --> 47:13.789
‫اما تو...

47:16.542 --> 47:18.001
‫بنظر می‌رسه به هر دوتا دستت نیاز داری.

47:34.142 --> 47:35.519
‫اشتباه می‌کنی.

48:09.344 --> 48:10.554
‫از اینطرف!

48:12.014 --> 48:13.014
‫ما باید بریم.

48:15.309 --> 48:18.604
‫من... من کُشتمش.

48:19.187 --> 48:20.564
‫اینژ، به من نگاه کن.

48:21.148 --> 48:22.274
‫به من نگاه کن.

48:24.568 --> 48:25.861
‫تو جونمو نجات دادی.

48:28.363 --> 48:29.906
‫خودت رو جمع‌وجور کن و بیا بریم.

48:30.907 --> 48:32.326
‫اینجا!

48:37.205 --> 48:40.125
‫- اون اونجاست!
‫- زودباشید! برید اونجا!

49:09.655 --> 49:10.655
‫آلینا؟

49:41.728 --> 49:42.813
‫اون اینجا نیست.

49:44.731 --> 49:45.731
‫کی؟

49:46.441 --> 49:49.486
‫ردیاب.
‫بله، من درموردش می‌دونم.

49:50.529 --> 49:52.030
‫و مأموریت مسخره‌ات.

49:54.658 --> 49:55.826
‫باهاش چیکار کردی؟

49:56.576 --> 49:57.786
‫از شرش خلاص شدم.

49:59.121 --> 50:01.373
‫اُمید تو برای پیدا کردن
‫گوزن هم از بین رفت.

50:01.456 --> 50:06.545
‫من همیشه اُمید دارم، مادر.
‫حتی تو هم نمی‌تونی از بین ببریش.

50:09.131 --> 50:12.759
‫این اُمید نیست. این حرصه.

50:14.219 --> 50:16.847
‫تو از آلینا علیه کل جهان استفاده می‌کنی.

50:17.848 --> 50:20.058
‫منظورت علیه دشمنامون؟

50:22.185 --> 50:24.688
‫بدون، اون خودشه و خودش.

50:25.397 --> 50:26.398
‫تنهای تنها.

50:27.482 --> 50:29.943
‫الان فقط اون مهمه، نه من.

50:30.026 --> 50:31.653
‫اون آینده‌ست.

50:31.737 --> 50:34.614
‫- اون کسیه که...
‫- آره، ولی اون الان کجاست؟

50:38.285 --> 50:39.285
‫مراقب باش.

50:41.204 --> 50:43.373
‫تو هم الان دیگه خیلی اهمیت نداری.

50:45.375 --> 50:47.294
‫و اگه کاری کردی که ممکنه آسیب ببینه...

50:52.299 --> 50:53.967
‫به این فکر کن که
‫من چیکار می‌تونم بکنم.

50:58.930 --> 51:01.892
‫مطمئن باش که به یه ردیاب ماهر نیاز داری
‫تا پیداش کنی.

51:03.894 --> 51:04.894
‫حیف شد.

52:00.992 --> 52:02.285
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

52:02.369 --> 52:06.498
‫اون واقعیه، جسپر.
‫کاری کرد نور آواز بخونه.

52:09.167 --> 52:10.377
‫از دستش دادیم.

52:11.419 --> 52:12.419
‫واقعاً؟

52:13.505 --> 52:14.840
‫ما نمی‌دونیم اون کجاست.

52:15.882 --> 52:17.551
‫نمی‌دونیم؟

52:18.176 --> 52:19.469
‫فقط بپرس.

52:19.553 --> 52:20.595
‫جسپر...

52:20.679 --> 52:22.013
‫فقط بپرس.

52:34.943 --> 52:35.943
‫فقط بپرس.

52:37.404 --> 52:41.491
‫خیلی‌خب.
‫ما می‌دونیم هدف کجاست؟

52:46.492 --> 52:52.492
‫ترجمه و زیرنویس:
‫Sadegh.Db

52:52.493 --> 53:12.493
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
