WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Azad ✧ MUSE ✧ bunny ✧ Purella ✧ Violet ✧ Fatemeh ✧
✧ ادیت: heaven ✧

01:37.770 --> 01:43.060
༺ مجازاتگــرِ ⚔️ ســایه‌ها ༻

01:43.110 --> 01:43.729
⌞ نشان ماُمور ویژه ⌝

01:43.729 --> 01:45.900
☾ سایه‌ی بیست و چهارم ⚔️

01:46.509 --> 01:47.310
زه ‌شی

01:47.310 --> 01:48.039
در خدمتم، اعلی‌حضرت

01:48.039 --> 01:49.430
مطمئن شو عمارت اژدهای طلایی
کاملا محاصره شده باشه

01:49.430 --> 01:50.509
اگه سر و کله‌ی دشمن‌ها پیدا شد

01:50.509 --> 01:51.430
همه‌اشون رو نابود کن

01:51.430 --> 01:51.950
اطاعت

01:56.620 --> 01:58.110
⌞ عمارت اژدهای طلایی ⌝

02:12.800 --> 02:13.730
عروسک‌گردان سایه؟

02:13.750 --> 02:14.640
اینا مثل

02:14.640 --> 02:16.310
عروسک‌گردان‌های سایه‌ای همیشگی نیستن

02:16.310 --> 02:17.570
همه‌اشون سربازن

02:18.360 --> 02:23.560
دست‌ها تخت، پاها تخت
تنِ بی‌جونش صاف و تخت

02:23.560 --> 02:24.240
!عروسک‌گردان‌های سایه‌ای

02:24.240 --> 02:28.630
!همه‌اشون عروسک‌گردان سایه‌این -
اما ادعا می‌کنه آدمه، نه یه سایه -

02:28.630 --> 02:29.730
⌞ در برگیرنده‌ی همه چیز⌝
!عروسک‌گردان سایه‌ای آدم می‌کشه

02:29.730 --> 02:31.210
این -
!این عروسک‌گردان سایه‌ای جون آدم‌ها رو می‌گیرن -

02:31.210 --> 02:34.670
عروسکیه که سایه‌بازی می‌کنه -
!حمله کنین! همه‌اشون ساختگی‌ان -

02:34.760 --> 02:40.000
یا عروسکی با شمایل آدمیزاده؟ -
صف بکشین و حمله کنین -

02:40.280 --> 02:40.850
جن جو

02:40.880 --> 02:42.840
برو به عمارت یون‌ دینگ
و از نوه‌ی ارشد امپراتور محافظت کن

02:42.840 --> 02:43.800
اینجا رو بسپار به من

02:43.800 --> 02:44.430
باشه

03:12.520 --> 03:13.310
چرا

03:13.310 --> 03:15.030
نیروهای خودمون افتادن به جون هم؟

03:15.030 --> 03:15.840
اوضاع خرابه

03:16.560 --> 03:18.490
این فنون توهم لی‌ لوئه

03:19.000 --> 03:20.760
باز هم دست شب تاریک در میونه

03:20.760 --> 03:23.000
⌞ خدای آشوب، چیو یو ⌝

03:24.430 --> 03:25.560
خدای آشوب

03:26.030 --> 03:26.960
...چیو یو

03:31.840 --> 03:32.770
!همه‌اتون، دست نگه ‌دارین

04:02.150 --> 04:03.520
!هیولای عروسک‌گردان سایه

04:23.800 --> 04:25.040
جریان توی گذرگاه انرژی معنوی

04:25.040 --> 04:26.040
...چرخش یین و یانگ در گذر باد

04:26.040 --> 04:26.830
!باطل شو

04:41.120 --> 04:41.830
ارباب یان

04:42.360 --> 04:43.159
جیو یینگ؟

04:46.680 --> 04:47.610
حالت خوبه؟

04:49.430 --> 04:50.730
چطوری؟

04:50.800 --> 04:52.130
!زود باشین، یه طبیب خبر کنین

04:52.360 --> 04:52.920
بجنبین

04:52.920 --> 04:53.430
لی سی؟

04:53.430 --> 04:55.030
کمک کن ببریمش اون‌ طرف

05:18.600 --> 05:19.860
مامور روح

05:20.800 --> 05:21.600
لی سی

05:24.430 --> 05:25.780
همیشه می‌گفتی

05:26.240 --> 05:27.600
وقتی شمشیر سرمای زمستان
بیرون کشیده بشه

05:27.600 --> 05:28.600
یه نفر باید بمیره

05:28.600 --> 05:29.430
ولی حالا

05:30.310 --> 05:31.190
صحیح و سالم

05:31.190 --> 05:32.360
جلوت ایستادم

05:32.600 --> 05:33.430
از اونجایی

05:33.630 --> 05:34.480
که با شمشیر سرمای زمستانت

05:34.480 --> 05:36.010
کشته نشدم

05:36.390 --> 05:37.430
ثابت می‌کنه

05:38.310 --> 05:39.110
که اون

05:39.140 --> 05:40.940
یه سلاح خون‌ریز و بی‌رحم نیست

05:41.920 --> 05:42.830
مگه نه؟

05:47.600 --> 05:49.040
از وقتی که سر و کله‌ی تو پیدا شده

05:51.560 --> 05:53.020
انگار پیشگویی این شمشیر

05:54.430 --> 05:56.830
دیگه مثل قبل درست از آب در نمیاد

05:57.040 --> 05:57.830
این

05:58.800 --> 05:59.860
خواست آسمانه

06:00.600 --> 06:02.130
...قانون علت و معلول

06:02.190 --> 06:03.160
و من و تو هم

06:05.000 --> 06:06.000
استثنا نیستیم

06:12.950 --> 06:13.800
برادر لی سی

06:14.120 --> 06:14.920
چینگ ‌یانگ؟

06:20.950 --> 06:21.800
برادر منگ

06:22.680 --> 06:23.480
منگ روی؟

06:26.040 --> 06:27.600
واقعا هیچوقت توقعش رو نداشتم

06:28.180 --> 06:29.180
فکرش رو هم نمی‌کردم

06:29.310 --> 06:31.370
نزدیک بود با شمشیرت ازت ضربه بخورم

06:31.430 --> 06:33.760
خدا رو شکر چینگ ‌یانگ به‌ موقع رسید

06:39.920 --> 06:40.720
جناب

06:41.950 --> 06:43.750
مهارتتون واقعا فوق‌العاده‌ست

06:43.750 --> 06:45.409
شما این بحران رو ختم به خیر کردین

06:45.800 --> 06:47.310
می‌تونم اسمتون رو بدونم؟

06:52.190 --> 06:53.050
<i>برادر سوم</i>

06:53.830 --> 06:55.760
<i>آخرش هم من رو نشناختی</i>

06:57.430 --> 06:58.230
من

06:58.830 --> 07:00.040
مامور ویژه لی چینگ ‌یانگ

07:00.040 --> 07:01.840
از دیوان ماموران ویژه

07:02.240 --> 07:04.900
به اعلی‌حضرت، شاهزاده پینگ ادای احترام می‌کنم

07:07.750 --> 07:09.340
پس تو همون

07:09.830 --> 07:12.690
مامور ویژه چینگ ‌یانگی
که آوازه‌ات توی پایتخت پیچیده

07:13.720 --> 07:14.720
بله، خودمم

07:16.950 --> 07:17.750
خیلی هم عالی

07:18.360 --> 07:19.560
امپراتوری بزرگ شی

07:19.720 --> 07:21.120
حقیقتا سرشار از استعداده

07:23.430 --> 07:25.310
مامور روح منگ روی
از دیوان ماموران ویژه

07:25.310 --> 07:27.920
به اعلی‌حضرت ادای احترام می‌کنه -
عرض ادب، اعلی‌حضرت -

07:27.920 --> 07:28.720
امشب

07:29.510 --> 07:30.800
به لطف حضور شماها ماموران
دیوان ماموران ویژه

07:30.800 --> 07:33.120
نقشه‌ی خرابکاری لی ‌لو خراب شد

07:34.159 --> 07:35.120
توی محفاظت از ما خدمت بزرگی کردین

07:35.120 --> 07:35.980
!گزارش

07:39.000 --> 07:39.950
عرض ادب، اعلی‌حضرت

07:39.950 --> 07:40.920
حال نوه‌ی ارشد امپراتور چطوره؟

07:40.920 --> 07:41.750
خیالتون راحت باشه، اعلی‌حضرت

07:41.750 --> 07:43.390
اعلی‌حضرت نوه‌ی ارشد امپراتور در سلامت کاملن

07:43.390 --> 07:44.800
فورا من رو پیش ارباب هو ببر

07:44.800 --> 07:45.480
اطاعت

07:50.750 --> 07:51.610
اعلی‌حضرت

07:55.630 --> 07:56.430
لی سی

07:58.190 --> 07:59.000
منگ روی

08:00.040 --> 08:01.190
جفتتون اینجایین

08:02.040 --> 08:02.800
عالی شد

08:02.800 --> 08:04.260
ببین جن جو چقدر خوشحاله

08:05.190 --> 08:06.390
با این حال

08:06.600 --> 08:08.430
انگار باید مدیون بحران امشب باشیم

08:08.430 --> 08:09.830
که ما چهار مامور ویژه رو

08:09.920 --> 08:12.380
دوباره دور هم جمع کرد

08:12.430 --> 08:13.190
چینگ ‌یانگ

08:13.830 --> 08:14.800
اصلا نمی‌دونی

08:15.040 --> 08:16.230
توی روزهایی که نبودی

08:16.950 --> 08:18.810
چی از سر می‌گذروندیم

08:24.240 --> 08:25.090
می‌دونم

08:25.130 --> 08:26.240
حتما همه‌اتون

08:27.190 --> 08:28.750
کلی سوال درباره‌ی من دارین

08:28.750 --> 08:29.560
ولی

08:30.190 --> 08:31.720
مهم‌ترین چیز توی این لحظه

08:31.720 --> 08:33.440
حل کردن این پرونده‌ست

08:33.909 --> 08:34.909
بعدا همه ‌چیز رو

08:35.630 --> 08:37.030
براتون توضیح می‌دم

08:38.030 --> 08:39.159
!ماموران ویژه

08:39.789 --> 08:40.600
!خبر بد

08:41.549 --> 08:42.480
ژنرال سوی بینگ

08:42.840 --> 08:44.700
به دست عروسک‌گردان سایه‌ای کشته شد

08:45.630 --> 08:46.630
چی گفتی؟

08:47.320 --> 08:48.630
جسدش الان کجاست؟

08:49.200 --> 08:50.460
توی عمارت لانگ‌ یوئه

08:51.620 --> 08:55.560
⌞ عمارت لانگ‌ یوئه ⌝

09:03.360 --> 09:04.150
!ژنرال

09:04.200 --> 09:05.130
بهش دست نزن

09:14.790 --> 09:16.630
کی اول از همه جسد رو پیدا کرد؟

09:16.630 --> 09:17.440
من پیدا کردم

09:19.200 --> 09:20.750
وقتی شورش عروسک‌گردان سایه‌ای شروع شد

09:20.750 --> 09:22.320
و خبری از ژنرال نبود

09:22.320 --> 09:23.790
یه نفر رو فرستادم اینجا دنبالش بگرده

09:23.790 --> 09:25.050
...ولی اصلا فکرش رو نمی‌کردم

09:25.550 --> 09:27.390
من قبلا ژنرال رو دیده بودم

09:27.390 --> 09:29.550
که داشت توی عمارت تونگ ‌تیان گشت می‌زد

09:29.550 --> 09:31.240
چرا برگشته بود به عمارت لانگ ‌یوئه؟

09:31.240 --> 09:32.170
ژنرال گفت

09:33.030 --> 09:34.440
برمی‌گرده تا یه چیزی رو برداره

09:34.440 --> 09:35.440
کی این اتفاق افتاد؟

09:35.600 --> 09:36.960
یه کمی بعد از اینکه ژنرال رفت

09:36.960 --> 09:38.560
ماه‌گرفتگی اتفاق افتاد

09:38.600 --> 09:39.960
منظورت از یه کمی بعد دقیقا چقدره؟

09:40.440 --> 09:41.600
حدود یه ساعت

09:48.510 --> 09:49.320
چیزی پیدا کردی؟

09:49.320 --> 09:49.960
مثل

09:49.960 --> 09:51.150
نُه قربانی قبلیه

09:51.150 --> 09:53.240
سوی بینگ از ناحیه‌ی کنار گردن زخم عمیقی برداشته

09:53.240 --> 09:54.970
و به خاطر خون‌ریزی شدید مرده

09:55.200 --> 09:57.000
اعضای داخلی بدنش چی؟

09:59.720 --> 10:00.630
قلب و کبدش

10:00.630 --> 10:01.720
جفتشون برداشته شده

10:05.120 --> 10:05.910
<i>انگار</i>

10:06.240 --> 10:08.630
<i>شایعه‌های توی شهر همچین بی‌اساس هم نبوده</i>

10:08.630 --> 10:10.390
ژنرالمون دقیقا چطوری کشته شده؟

10:10.390 --> 10:11.030
نکنه واقعا

10:11.030 --> 10:12.390
همونطور که مردم شهر می‌گن

10:12.390 --> 10:14.200
روح عروسک‌گردان سایه جونش رو گرفته؟

10:14.200 --> 10:15.000
شنیدم

10:15.120 --> 10:16.390
اون روح

10:16.390 --> 10:17.990
باید 81 جفت قلب و جگر جمع کنه

10:18.000 --> 10:20.270
ممکنه این ماجرا به
شب تاریک لی‌ لو ارتباطی داشته باشه؟

10:20.270 --> 10:21.080
شاید سوی بینگ هم

10:21.080 --> 10:22.000
مثل ما گرفتار توهم شده

10:22.000 --> 10:23.260
و اشتباهی کشته شده

10:25.910 --> 10:27.440
به احتمال زیاد، حادثه‌ی شهرستان گو تان

10:27.440 --> 10:29.240
کار شب تاریک لی‌ لوئه

10:29.240 --> 10:30.970
با این حال، ظاهرا

10:31.750 --> 10:33.150
ماجرای مرگ سوی بینگ به همینجا ختم نمی‌شه

10:33.440 --> 10:35.390
همین الان همه‌امون دیدیم

10:35.550 --> 10:36.960
فن توهم باعث می‌شه

10:36.960 --> 10:38.960
کسایی که توش گرفتار می‌شن
همدیگه رو بکشن

10:39.630 --> 10:41.120
ولی سو بینگ

10:41.440 --> 10:43.440
درست مثل 9 قربانی قبلی کشته شده

10:43.440 --> 10:44.700
این رو چطور می‌شه توضیح داد؟

10:45.000 --> 10:46.440
حرف لائو یان منطقیه

10:47.240 --> 10:50.120
سوی بینگ بر اثر توهم نمرده

10:51.200 --> 10:52.530
ولی به نظر نمی‌رسه

10:53.240 --> 10:54.550
قاتل اون 9 نفر قبلی هم

10:54.550 --> 10:55.810
کارش رو ساخته باشه

10:55.910 --> 10:56.720
چون

10:57.030 --> 10:58.750
شیوه‌ی قتل متفاوته

10:58.910 --> 11:00.170
هر 9 قربانی قبلی رو

11:00.440 --> 11:01.320
مثل

11:01.440 --> 11:02.910
عروسک‌گردان‌های سایه

11:02.910 --> 11:04.110
آویزون کرده بودن

11:04.790 --> 11:06.550
قاتل تا این حد پیش رفته

11:06.550 --> 11:09.120
پس حتما انگیزه‌ی عمیق‌تری پشت این کارشه

11:10.910 --> 11:12.570
ولی چرا جسد سوی بینگ

11:12.840 --> 11:14.550
آویزون نشده بود؟

11:15.390 --> 11:16.960
من با لی سی موافقم

11:17.030 --> 11:18.320
با اینکه زخم کنار گردن سوی بینگ

11:18.320 --> 11:18.970
شبیه

11:18.990 --> 11:20.240
زخم قربانی‌های قبلیه

11:20.240 --> 11:22.000
ولی اگه دقیق نگاه کنین

11:22.000 --> 11:23.630
متوجه می‌شین که لبه‌های زخم صاف و یکدسته

11:23.630 --> 11:24.550
برخلاف زخم‌های اونا

11:24.750 --> 11:26.260
بیشتر به نظر می‌رسه کسی
با یه سلاح تیز گردنش رو سوراخ کرده

11:26.260 --> 11:27.720
تا ظاهر زخم رو شبیه زخم‌های قبلی کنه

11:28.550 --> 11:29.950
یه جنایت تقلیدی دیگه

11:30.030 --> 11:31.340
جالبه

11:31.440 --> 11:34.000
روح عروسک‌گردان سایه
از روش یین جیه تقلید کرده

11:34.000 --> 11:35.600
و قاتل سوی بینگ هم

11:35.630 --> 11:37.840
از روش اون روح تقلید کرده

11:39.150 --> 11:40.910
نکنه داریم زیادی قضیه رو پیچیده می‌کنیم؟

11:41.030 --> 11:41.940
لی لو

11:41.960 --> 11:43.960
امشب به عمارت اژدهای طلایی یورش برد

11:43.960 --> 11:45.890
اونا هنوز هم مظنون‌های اصلیمونن

11:45.910 --> 11:47.320
اگه واقعا شب تاریک پشت این ماجرا بوده

11:47.320 --> 11:48.240
هدفشون

11:48.240 --> 11:50.500
باید نوه‌ی ارشد امپراتور می‌بود

11:52.030 --> 11:52.910
ژنرال جی

11:52.910 --> 11:53.720
بله

11:53.720 --> 11:55.840
لطفا به افراد گردان شوان جیه دستور بدین

11:55.840 --> 11:58.320
تمام گوشه‌ و کنار عمارت لانگ یوئه رو بگردن

11:58.320 --> 12:00.200
از داخل تا بیرون، از بالا تا پایین

12:00.440 --> 12:01.750
اگه به چیز غیرعادی‌ای

12:01.750 --> 12:02.960
برخوردین

12:03.000 --> 12:04.400
فورا خبرمون کنین

12:04.440 --> 12:05.200
بسیار خب

12:05.360 --> 12:06.360
فورا رسيدگی می‌کنم

12:07.390 --> 12:10.450
فکر می‌کنی این عمارت مشکلی داره؟

12:15.200 --> 12:17.000
اژدها در اعماق خفته"

12:17.000 --> 12:18.730
"و ژرفاش قابل سنجیدن نیست

12:19.440 --> 12:20.190
مشکوکم

12:20.220 --> 12:22.840
که پشت ظاهر این عمارت وسیع اژدهای طلایی

12:22.840 --> 12:24.150
رازهای پنهانی وجود داشته باشه

12:26.200 --> 12:27.150
به هر حال

12:27.790 --> 12:29.440
تو و منگ روی برگشتین پیشمون

12:29.440 --> 12:30.320
دیگه رسیدگی به همه چیز

12:30.320 --> 12:31.550
آسون‌تر می‌شه

12:31.550 --> 12:32.480
مگه نه، جن جو؟

12:34.150 --> 12:35.880
بیاین بریم پایین و یه نگاهی بندازیم

12:46.630 --> 12:47.980
شراب اسمانتوس

12:48.030 --> 12:49.120
این رو می‌شناسم

12:49.510 --> 12:51.200
توی خیلی از میخونه‌های شهر پیدا می‌شه

12:51.360 --> 12:52.160
یه بار صاحب یه میخونه

12:52.320 --> 12:54.030
کلی ازش برام تعریف کرد

12:54.030 --> 12:55.190
پس این باید

12:55.210 --> 12:57.000
همون شراب کهنه‌ی مشهور شهرستان گو تان باشه

12:57.000 --> 12:58.200
شراب اسمانتوس

12:58.200 --> 12:59.390
واقعا طعم خوبی داره

12:59.390 --> 13:00.240
و

13:00.240 --> 13:01.550
اصلش فقط

13:01.550 --> 13:02.790
توی کوزه‌‌های بلورین شفاف مثل این

13:02.790 --> 13:03.840
فروخته می‌شه

13:04.390 --> 13:05.360
همین عطر رو چند لحظه پیش

13:05.360 --> 13:06.440
طبقه‌ی بالا هم حس کردم

13:11.240 --> 13:12.200
فهمیدم

13:13.150 --> 13:15.150
قاتل بعد از کشتن سوی بینگ

13:15.200 --> 13:16.200
یه بطری

13:16.390 --> 13:18.030
شراب اسمانتوس روی میز دید

13:18.030 --> 13:19.630
و هوسش به سرش زد

13:19.630 --> 13:21.320
نتونست جلوی خودش رو بگیره

13:21.320 --> 13:22.320
برای همین موقع فرار

13:22.320 --> 13:23.790
شراب رو هم با خودش برد

13:24.000 --> 13:25.790
ولی انقدر دستپاچه بود

13:26.150 --> 13:27.390
که همین که به طبقه‌ی پایین رسید

13:27.390 --> 13:29.200
بطری از دستش افتاد و همینجا شکست

13:29.200 --> 13:29.910
...خب

13:31.440 --> 13:32.630
دوتا بطری‌؟

13:33.840 --> 13:36.030
پس قاتل دو بطری
شراب اسمانتوس با خودش برده

13:36.030 --> 13:37.290
توی این عمارت

13:37.440 --> 13:38.570
خوردن گوشت

13:38.600 --> 13:39.660
و نوشیدن شراب ممنوعه

13:39.960 --> 13:40.750
سوی بینگ حتی

13:41.150 --> 13:42.840
سر همین مسئله، توی
دیوان امور غذایی جنجال بزرگی

13:42.840 --> 13:43.840
به پا کرد

13:44.370 --> 13:45.200
<i>منم</i>

13:45.630 --> 13:47.390
<i>اون شب وقتی سوی بینگ</i>

13:47.600 --> 13:49.240
<i>به عمارت لانگ یوئه اومد
متوجه یه چیزی شدم</i>

13:49.240 --> 13:50.390
<i>کنار غذاش</i>

13:50.960 --> 13:51.910
<i>اصلا شراب نبود</i>

13:53.630 --> 13:55.440
معلوم بود که سوی بینگ

13:55.790 --> 13:57.450
از قوانین عمارت حساب می‌برده

13:58.000 --> 13:59.070
اگه این دو بطری شراب

13:59.070 --> 14:00.670
واقعا مال سوی بینگ بود

14:00.790 --> 14:02.350
و اون هم اهل زیاد نوشیدن بوده

14:02.630 --> 14:04.960
چرا همون اول بازشون نکرد و ننوشیدشون؟

14:04.960 --> 14:06.740
با این حال، حتی الان هم

14:07.000 --> 14:10.000
درپوش هر دو بطری محکم سر جاشونه

14:14.200 --> 14:15.000
پس

14:16.840 --> 14:18.320
این دو بطری رو

14:18.510 --> 14:19.630
شخص دیگه‌ای

14:19.630 --> 14:21.440
برای سوی بینگ آورده بوده

14:21.720 --> 14:23.550
<i>امشب، کل افراد گردان شوان جیه</i>

14:23.550 --> 14:25.810
<i>برای محافظت از عمارت
تونگ تیان فرستاده شده بودن</i>

14:25.960 --> 14:27.840
<i>برای همین هیچکس</i>

14:27.840 --> 14:29.320
<i>توی عمارت لانگ یوئه نگهبانی نمی‌داد</i>

14:29.600 --> 14:32.720
<i>بهترین فرصت بود که کسی
مخفیانه وارد بشه و شراب رو تحویل بده</i>

14:32.720 --> 14:34.120
<i>ولی درست همون موقع</i>

14:34.200 --> 14:36.450
<i>ماه‌گرفتگی اتفاق افتاد</i>

14:36.550 --> 14:38.440
<i>لی لو از فرصت استفاده کرد تا آشوب به پا کنه</i>

14:38.440 --> 14:40.840
<i>و عروسک‌گردان‌های سایه یه دفعه ظاهر شدن</i>

14:41.000 --> 14:42.630
<i>چیزی که اون شخص انتظارش رو نداشت</i>

14:42.630 --> 14:44.630
<i>این بود که سوی بینگ
از قبل کشته شده بود</i>

14:44.630 --> 14:46.630
<i>برای همین، از ترس</i>

14:46.630 --> 14:47.790
<i>پا به فرار گذاشت</i>

14:47.790 --> 14:49.240
<i>و شراب رو جا گذاشت</i>

14:50.390 --> 14:52.320
طبق فرضیه‌ی تو

14:52.910 --> 14:53.810
قبل از رسیدن ما

14:53.810 --> 14:55.120
به محل جنایت

14:55.200 --> 14:57.000
به جز سوی بینگ و قاتل

14:57.000 --> 14:59.200
شخص سومی هم اونجا بوده

14:59.200 --> 15:00.790
اگه اون شخص سوم رو پیدا کنیم

15:01.200 --> 15:02.750
شاید بتونیم زمان دقیق

15:03.320 --> 15:05.200
مرگ سوی بینگ رو مشخص کنیم

15:05.360 --> 15:07.240
سوی بینگ رو خیلی ناگهانی
به اینجا منتقل کردن

15:07.240 --> 15:08.440
با این منطقه آشنا نبود

15:08.630 --> 15:10.120
کسی که می‌دونست اون عاشق شرابه

15:10.120 --> 15:10.910
و حاضر بود خطر کنه

15:10.910 --> 15:12.640
و قوانین عمارت رو زیر پا بذاره

15:13.000 --> 15:14.720
...تا یواشکی براش شراب ببره

15:14.840 --> 15:16.960
...کسی که اینجا چنین رفاقتی باهاش داشته

15:16.960 --> 15:18.120
قاضی شهرستان گو تان

15:18.120 --> 15:19.600
دو جونگ تائو -
!برادر سوی -

15:24.200 --> 15:25.000
لائو یان

15:25.200 --> 15:26.440
منگ روی، جن جو

15:26.840 --> 15:28.000
دو جونگ تائو رو

15:28.000 --> 15:29.000
به شما می‌سپارم

15:29.440 --> 15:31.000
می‌خوام برگردم به دیوان امور غذایی

15:31.000 --> 15:32.000
تا ببینم می‌تونم

15:32.000 --> 15:33.440
سرنخ جدیدی پیدا کنم

15:33.750 --> 15:35.120
ارباب، من بی‌گناهم

15:35.120 --> 15:36.630
!من بی‌گناهم، ارباب

15:38.200 --> 15:39.600
اوضاع بیرون چطوره؟

15:40.200 --> 15:41.360
وزیر

15:41.510 --> 15:42.390
جست‌وجو تموم شده

15:42.390 --> 15:43.000
تمام نیروهای شب تاریک

15:43.000 --> 15:44.790
از عمارت بیرون رونده شدن

15:44.790 --> 15:45.750
ارتش یو لین هم

15:45.750 --> 15:48.680
با تمام قوا دنبال بازمانده‌های فراریه

15:49.150 --> 15:50.680
لی‌ لو آشوب به پا کرده

15:50.720 --> 15:52.150
و سوی بینگ هم به قتل رسیده

15:52.150 --> 15:54.210
!اعلی‌حضرت شاهزاده پینگ به شدت خشمگینن

15:54.510 --> 15:55.440
من فورا درخواست کردم

15:55.440 --> 15:57.000
که ارتش یو لین وارد عمارت بشه

15:57.000 --> 15:58.790
من خیلی وقت پیش گفتم که

15:59.000 --> 16:00.630
این ماجرای عروسک‌گردان سایه‌ که آدم می‌کشن

16:00.630 --> 16:01.810
فقط پوششی برای پنهان کردن

16:01.810 --> 16:02.750
!نقشه‌های شوم یه عده‌ست

16:03.200 --> 16:03.870
لی‌ لو

16:03.870 --> 16:06.320
هیچوقت از آرزوش
برای نابودی کشورمون دست نکشیده

16:06.320 --> 16:07.200
و حالا

16:07.200 --> 16:09.320
آشکارا وارث بزرگ رو هدف قرار دادن

16:09.320 --> 16:10.720
!این کاملا وحشیانه‌ست

16:11.030 --> 16:11.840
!دو جونگ تائو

16:12.750 --> 16:13.550
ارباب

16:13.790 --> 16:15.790
سوی بینگ دقیقا چطور مرد؟

16:16.200 --> 16:17.400
!راستش رو بگو

16:17.550 --> 16:18.360
ارباب

16:18.600 --> 16:19.750
واقعا نمی‌دونم

16:19.750 --> 16:21.120
من بی‌گناهم

16:21.390 --> 16:23.060
...من... من فقط می‌دونستم

16:23.150 --> 16:24.270
می‌دونستم سوی بینگ عاشق شرابه

16:24.270 --> 16:25.390
پس... پس فکر کردم

16:25.390 --> 16:26.510
مخفیانه یه کم براش بیارم

16:26.510 --> 16:27.780
تا... تا با هم بنوشیم

16:27.780 --> 16:28.440
‌‌...ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم

16:28.440 --> 16:29.390
هیچوقت فکر نمی‌کردم که با

16:29.390 --> 16:30.770
روح عروسک‌گردان سایه که آشوب با په کرده، روبه‌رو بشم

16:30.770 --> 16:32.000
تا... تا وقتی رفتم

16:32.000 --> 16:33.000
به طبقه‌ی بالای عمارت لانگ‌ یوئه

16:33.000 --> 16:33.600
...ژنرال سوی

16:33.600 --> 16:35.030
ژنرال سوی دیگه مرده بود

16:35.030 --> 16:36.240
!سوی بینگ، بد شد

16:36.240 --> 16:37.030
...روح انتقام‌جوی عروسک‌گردان سایه

16:37.030 --> 16:37.840
...روح انتقام‌جوی عروسک‌گردان سایه

16:37.840 --> 16:39.030
...سوی بینگ، سوی

16:47.750 --> 16:48.550
ارباب

16:49.630 --> 16:50.720
حتما روح عروسک‌گردان سایه

16:50.720 --> 16:51.650
اون رو کشته

16:52.080 --> 16:52.840
قلب و جگر سوی بینگ رو هم

16:52.840 --> 16:54.200
حتما از بدنش درآورده

16:54.200 --> 16:55.000
درسته؟

16:59.550 --> 17:00.360
درسته؟

17:03.550 --> 17:04.720
مگه نگفتم؟

17:05.160 --> 17:06.400
مگه نگفتم؟

17:06.440 --> 17:07.829
این روح انتقام‌جوی یین جیه بود

17:07.829 --> 17:08.690
که اون رو کشت

17:09.160 --> 17:09.960
من نبودم

17:10.109 --> 17:11.710
!واقعا من نبودم، ارباب

17:12.200 --> 17:13.640
وقتی جسد رو پیدا کردی

17:13.640 --> 17:15.440
چرا فورا گزارشش ندادی؟

17:15.440 --> 17:17.920
اون موقع از ترس داشتم سکته می‌کردم

17:17.920 --> 17:18.440
فقط فکر کردم

17:18.440 --> 17:20.569
به هر حال که من نکشتمش

17:20.790 --> 17:21.839
و... و حالا که

17:21.869 --> 17:22.880
مأموران ویژه اینجان

17:22.880 --> 17:25.280
قطعا قاتل واقعی رو پیدا می‌کنن

17:25.640 --> 17:28.000
آدم تا می‌تونه باید از دردسر دوری کنه، مگه نه؟

17:28.000 --> 17:29.510
به عنوان قاضی شهرستان گو تان

17:29.510 --> 17:30.750
!چقدر ترسویی

17:30.750 --> 17:31.790
ارباب، لطفا من رو ببخشین

17:31.790 --> 17:32.960
لطفا من رو ببخشین، ارباب

17:32.960 --> 17:33.750
...ارباب

17:35.000 --> 17:37.000
وقتی مراسم دعا برای برکت تموم بشه

17:37.310 --> 17:39.160
حتما میام حسابت رو می‌رسم

17:39.750 --> 17:40.240
!گم شو

17:52.790 --> 17:53.830
وزیر

17:56.440 --> 17:57.240
من خوبم

18:00.310 --> 18:01.440
در مورد آشوبی که

18:01.550 --> 18:03.440
امشب بازمانده‌های لی‌ لو ایجاد کردن

18:03.440 --> 18:05.920
وارث بزرگ موضعشون رو روشن کردن

18:05.920 --> 18:08.160
ایشون گفتن نباید از اینجور خشونت‌ها بترسیم

18:08.160 --> 18:10.090
و باید شرارت رو برای همیشه ریشه‌کن کنیم

18:10.160 --> 18:10.960
همچنین

18:11.550 --> 18:14.200
مراسم نیایش آسمانی و مراسم برکت

18:14.200 --> 18:15.830
باید طبق برنامه برگزار بشن

18:16.750 --> 18:18.350
جی شون از گردان شوان‌ جیه

18:18.350 --> 18:20.280
تو موقتا فرماندهی رو به عهده می‌گیری

18:20.640 --> 18:22.170
من، جی شون، فرمان رو می‌پذیرم

18:30.720 --> 18:31.920
چیزی که دو جونگ تائو گفت

18:31.960 --> 18:33.000
ثابت می‌کنه که استدلال لی سی

18:33.000 --> 18:33.920
درسته

18:34.030 --> 18:34.960
یعنی

18:35.200 --> 18:37.000
سوی بینگ در واقع همون موقع مُرده

18:37.070 --> 18:37.840
که لی‌ لو

18:37.870 --> 18:39.000
شروع به دستکاری عروسک‌گردان سایه کرد

18:39.000 --> 18:40.200
تا آشوب به پا کنه

18:40.200 --> 18:41.640
یا حتی قبل‌تر

18:41.750 --> 18:42.590
اگه قاتل واقعا

18:42.590 --> 18:43.640
از نیروهای شب تاریک لی‌ لو بوده باشه

18:43.640 --> 18:45.400
پس انگیزه‌‌ی قتلش هم مشخص می‌شه

18:45.510 --> 18:47.000
حتی اگه نمی‌تونستن وارث بزرگ رو بکشن

18:47.000 --> 18:47.920
کشتن ژنرالی که

18:47.920 --> 18:48.960
مسئول محافظت از اونه

18:48.960 --> 18:50.690
یه مانع بزرگ رو برمی‌داشت

18:50.830 --> 18:51.830
دقیقا

18:51.830 --> 18:53.550
ولی یه چیزی هست که جور در نمیاد

18:53.550 --> 18:54.510
وقتی کشتنش

18:54.510 --> 18:55.590
به هدفشون رسیده بودن

18:55.590 --> 18:57.160
چرا باز قلب و جگرش رو درآوردن؟

18:57.160 --> 18:58.760
مگه همین الان تحلیلش نکردیم؟

18:58.920 --> 19:00.000
برای اینکه از قتل‌های قبلی تقلید کنن

19:00.000 --> 19:01.720
و گردن روح عروسک‌گردان سایه بندازن

19:01.720 --> 19:03.000
دقیقا همین بخش عجیب

19:03.000 --> 19:04.000
مرگ سوی بینگه

19:04.200 --> 19:05.720
می‌گن اگه می‌خوای نمایشی اجرا کنی
باید درست اجراش کنی

19:05.720 --> 19:07.000
اگه یه جرم تقلیدی بوده

19:07.000 --> 19:08.720
چطور وقت داشتن قلب و جگرش رو دربیارن

19:08.720 --> 19:09.530
ولی وقت کافی نداشتن

19:09.530 --> 19:11.000
که جسد رو آویزون کنن؟

19:11.000 --> 19:12.160
منم همین فکر رو می‌کنم

19:13.750 --> 19:15.480
بیاین صبر کنیم ببینیم

19:15.480 --> 19:16.790
لی سی چی می‌تونه پیدا کنه

19:16.790 --> 19:18.240
می‌خوام برگردم به عمارت لانگ‌ یوئه

19:18.240 --> 19:19.180
و جسد سوی بینگ رو

19:19.180 --> 19:20.170
به دفتر شهرستان

19:20.170 --> 19:21.770
برای معاینه‌ی کامل ببرم

19:21.830 --> 19:23.110
اگه از میان‌بر

19:23.110 --> 19:24.030
برکه‌ی تینگ‌ هه رد بشیم، نزدیک‌تره

19:24.240 --> 19:24.920
بریم

19:24.920 --> 19:25.590
بریم

19:30.750 --> 19:32.110
هیچوقت چیزی مثل دیشب

19:32.240 --> 19:33.750
از وقتی عمارت اژدهای طلایی ساخته شده

19:33.750 --> 19:35.310
!اتفاق نیفتاده

19:35.590 --> 19:36.510
قاتل‌ بود؟

19:36.510 --> 19:37.830
قاتل نبود

19:37.830 --> 19:39.200
روح انتقام‌جوی عروسک‌گردان سایه بود

19:39.200 --> 19:41.550
!که برای انتقام به عمارت اژدهای طلایی اومده بود

19:41.550 --> 19:42.510
انقدر ترسناکه؟

19:42.510 --> 19:43.520
شنیدم

19:43.590 --> 19:45.160
که یین جیه

19:45.440 --> 19:48.000
توسط خود پادشاه اژدها خورده شده

19:50.030 --> 19:50.830
برادر شیائو شان

19:51.310 --> 19:52.790
واقعا خودت دیدی؟

19:52.790 --> 19:54.400
دیدم"؟"

19:54.400 --> 19:56.240
!دقیقا از بالای سرم پرواز کرد

19:57.240 --> 19:59.440
خون از آسمون می‌بارید

19:59.790 --> 20:01.000
خوشبختانه، سریع واکنش نشون دادم

20:01.000 --> 20:02.110
و پشت یه سنگ قایم شدم

20:02.110 --> 20:03.400
وگرنه، گیرش میفتادم

20:03.400 --> 20:05.460
!و قلب و جگرم رو درمیاورد

20:05.510 --> 20:07.440
به نظر می‌رسه وظایفتون
توی عمارت اژدهای طلایی

20:07.440 --> 20:09.310
براتون خیلی آسونه

20:09.440 --> 20:10.970
مواظب باشین

20:10.990 --> 20:12.750
!وگرنه از ارباب هو می‌خوام زبون‌هاتون رو بکشه بیرون

20:12.750 --> 20:13.440
همین الان

20:13.440 --> 20:15.160
این خدمتکار احمق باز هم بی‌جا حرف زد

20:15.160 --> 20:16.690
لطفا من رو ببخشین، خواجه

20:19.720 --> 20:20.960
راجع به اتفاقی

20:21.590 --> 20:23.160
که دیشب افتاد

20:23.400 --> 20:24.590
دهنتون رو بسته نگه دارین

20:25.000 --> 20:27.240
هر کس جرات کنه یه کلمه هم پخش کنه

20:27.350 --> 20:28.760
!سرش زده می‌شه

20:30.000 --> 20:30.830
بله -
بله -

20:35.510 --> 20:38.720
این چیزیه که از غذای دیشب
نوه‌ی ارشد امپراتور باقی مونده

20:38.720 --> 20:39.960
زود باشین بگیرینش

20:42.590 --> 20:44.000
برین سر کار، همه‌اتون

20:44.000 --> 20:44.510
بریم

20:44.510 --> 20:45.750
بریم

20:46.110 --> 20:46.920
اجازه بده

21:31.790 --> 21:32.310
داره میاد؟

21:32.310 --> 21:33.040
!داره میاد

22:25.240 --> 22:27.310
بالاخره می‌تونیم دوباره با همدیگه

22:29.350 --> 22:30.280
روی پرونده‌ها کار کنیم

22:41.270 --> 22:42.070
لائو یان

22:52.110 --> 22:53.440
پدر یان، خوبی؟

22:53.440 --> 22:54.310
چی؟

22:54.440 --> 22:56.790
من... د.. دنبالم نیاین

22:58.110 --> 22:58.920
باید بگم

22:59.880 --> 23:01.010
سان هو واقعا

23:01.040 --> 23:02.310
...شادترین آدم

23:04.310 --> 23:06.110
توی دیوان ماموران ویژه‌ه‌امونه

23:06.720 --> 23:07.510
...من

23:25.750 --> 23:27.680
انگاری جن جو درست حدس زده بود

23:27.680 --> 23:29.640
سرپرست بوده که نجاتت داده

23:29.640 --> 23:31.240
و تو ما رو توی بی‌خبری گذاشتی

23:31.440 --> 23:32.550
و نگرانمون کردی

23:32.590 --> 23:33.400
قصد نداشتم

23:33.400 --> 23:34.460
ازتون قایمش کنم

23:34.720 --> 23:35.620
فقط قضیه اینه

23:36.350 --> 23:37.350
که لی سان و من

23:37.750 --> 23:39.350
استاد و شاگرد بودیم

23:39.440 --> 23:40.680
و اون اهل لی لو بود

23:40.770 --> 23:41.640
نگران بودم

23:42.030 --> 23:43.030
هویتش

23:43.350 --> 23:44.750
ممکنه همه‌اتون رو توی خطر بندازه

23:45.070 --> 23:45.880
لی سی

23:46.070 --> 23:47.870
دقیقا ارتباطت با لی سان

23:48.030 --> 23:49.400
و لی لو چیه؟

23:51.640 --> 23:52.510
وقتی بچه بودم

23:53.030 --> 23:54.200
لی سان نجاتم داد

23:55.680 --> 23:57.000
همینطور هر چیزی که می‌دونم رو

23:57.350 --> 23:58.720
بهم یاد داد

23:59.440 --> 24:00.790
برای من

24:01.240 --> 24:02.790
مثل پدر دومم بود

24:03.270 --> 24:04.440
همین

24:05.640 --> 24:06.440
با این حال

24:07.440 --> 24:08.670
من، لی سی، هیچوقت

24:08.670 --> 24:10.160
کار بی‌رحمانه و شرورانه‌ای نکردم

24:10.200 --> 24:11.730
و به آدم‌های بدکار هم کمک نکردم

24:12.270 --> 24:13.400
لی لو و من

24:14.030 --> 24:15.350
دشمن همدیگه‌ایم، نه دوست

24:15.350 --> 24:16.160
دیدی؟

24:16.230 --> 24:17.400
بهت گفته بودم

24:20.640 --> 24:21.440
جن جو

24:21.790 --> 24:22.640
چطوره؟

24:23.160 --> 24:24.460
فهمیدی این دقیقا

24:24.460 --> 24:25.460
چیه؟

24:26.000 --> 24:27.200
باید

24:27.590 --> 24:29.320
فلس‌های بال یه حشره باشه

24:29.790 --> 24:30.590
حشرات چی یینگ؟

24:30.960 --> 24:31.750
نه

24:32.470 --> 24:33.330
یه نوع حشره

24:33.360 --> 24:34.840
با بال خوشگله

24:35.960 --> 24:36.750
پروانه؟

24:40.000 --> 24:41.860
این ممکنه

24:42.830 --> 24:45.440
پروانه‌ها جذب
چیزهای شیرین می‌شن

24:45.750 --> 24:47.750
و توی وعده‌های غذایی نوه‌ی ارشد امپراتور

24:47.790 --> 24:49.030
خوراکی‌ها و شیرینی‌های زیادی هست

24:49.030 --> 24:50.400
مثل شیرینی شیری

24:50.590 --> 24:51.640
شاید

24:52.000 --> 24:53.640
بوی شیرینی روی

24:53.640 --> 24:54.790
چوب‌های غذاخوری جذبشون کرده

24:55.000 --> 24:56.550
ولی این موقع از سال

24:56.550 --> 24:57.680
کجا پروانه پیدا کنیم؟

24:58.160 --> 24:59.160
...واقعا از کجا

25:03.440 --> 25:04.830
همینطور که ما به درگاه آسمان دعا می‌کنیم

25:05.000 --> 25:06.610
خدایان برکت عطا کنن

25:06.610 --> 25:08.210
و اژدهای طلایی
!شانس خوب با خودش بیاره

25:22.590 --> 25:25.000
توی سیزدهمین روز ماه یازدهم

25:25.000 --> 25:27.550
توی سی و هفتمین سال هونگ یون

25:27.750 --> 25:29.400
جو یه، نوه‌ی ارشد امپراتور

25:29.400 --> 25:32.070
این عریضه رو با احترام
تقدیم آسمان می‌کنه

25:32.070 --> 25:34.350
توی انقلاب زمستونی

25:34.350 --> 25:35.750
شش‌تا نیروی حیاتی
دوباره زنده می‌شن

25:35.750 --> 25:37.240
برای به جا آوردن آیین‌های باستانی

25:37.240 --> 25:38.880
با احترام مقاماتم رو توی تقدیم

25:38.880 --> 25:42.590
یشم، ابریشم، دام، غلات
و بقیه‌ی نذرها

25:42.590 --> 25:44.000
و آماده کردن عود و آتش قربانی

25:44.000 --> 25:46.110
برای پرستیدن آسمان‌ها رهبری می‌کنم

25:46.880 --> 25:48.240
برای همچین مراسم مهمی

25:48.240 --> 25:50.130
مثل آیین نیایش از آسمان

25:50.240 --> 25:51.440
چرا سرپرست معبد یون های

25:51.440 --> 25:52.590
هنوز سر و کله‌اش پیدا نشده؟

25:53.750 --> 25:56.240
سرپرست 20 ساله
که توی گوشه نشینیه

25:56.680 --> 25:58.280
اگه نخواد بیاد بیرون

25:58.640 --> 26:00.640
کار زیادی از دستمون برنمیاد

26:12.030 --> 26:14.850
!فانوس‌های اژدها رو بفرستین هوا

26:47.830 --> 26:48.750
!ببین! ببین

26:48.830 --> 26:49.790
!اژدها

26:49.790 --> 26:50.860
کجا؟ کجا؟

26:52.750 --> 26:53.480
!واقعا اژدهائه

26:53.480 --> 26:54.070
آره

26:54.070 --> 26:56.200
واقعا اژدها هستن -
اژدها -

26:56.400 --> 26:57.400
!خیلی واقعی به نظر میان

26:57.400 --> 26:58.260
خیلی بالا پرواز می‌کنن

27:01.640 --> 27:03.900
آیین نیایش از آسمان شروع شده

27:05.480 --> 27:07.400
الان که مراسم شروع شده

27:07.400 --> 27:08.480
هیچکس حق نداره آزادانه

27:08.480 --> 27:10.240
توی عمارت اژدهای طلایی
رفت و آمد کنه

27:10.240 --> 27:11.270
الان دیگه تحقیق کردن

27:11.270 --> 27:12.400
سخت‌تر هم می‌شه

27:13.750 --> 27:15.000
اژدهای طلایی شانس خوب میاره

27:15.000 --> 27:16.000
خیلی واقعی به نظر میان

27:16.550 --> 27:18.000
خودت رو ببین، خیلی راحت
تحت‌تاثیر قرار می‌گیری

27:18.000 --> 27:20.330
!نشون می‌ده چقدر از دنیا بی‌خبری

27:21.440 --> 27:22.830
اگه نتونیم
اون داخل رو تحقیق کنیم

27:22.830 --> 27:24.430
بیرون رو تحقیق می‌کنیم

27:25.550 --> 27:26.350
جائو چوان

27:28.880 --> 27:29.750
ارباب جوان

27:30.240 --> 27:31.310
من رو می‌شناسین؟

27:31.350 --> 27:32.590
نه تنها تو رو می‌شناسم

27:32.680 --> 27:34.480
بلکه ارباب خاندانتون رو هم می‌شناسم

27:35.240 --> 27:36.030
بله، بله

27:36.350 --> 27:37.790
طبیعتا یه دوست ماموران ویژه

27:37.790 --> 27:38.480
دوست اربابمون هم

27:38.480 --> 27:39.550
هست

27:39.750 --> 27:40.920
اربابتون کجاست؟

27:40.920 --> 27:41.810
از وقتی که ارباب دیشب

27:41.810 --> 27:42.880
از عمارت اژدهای طلایی برگشته

27:42.880 --> 27:44.400
حال و احوالش خوب نیست

27:44.400 --> 27:46.460
الان داره توی یکی
از اتاق‌های کناری استراحت می‌کنه

27:48.000 --> 27:49.750
اون لنگ دیوونه، مردی

27:49.750 --> 27:51.000
که دیروز وقتی داشتیم
برای مراسم دعا آماده می‌شدیم

27:51.000 --> 27:52.680
با خودتون بردین، کجاست؟

27:52.680 --> 27:53.940
هنوز بازداشته

27:54.000 --> 27:55.240
برای بازجویی بیارش اینجا

27:55.240 --> 27:55.920
اطاعت

27:55.960 --> 27:56.750
دا چوان، آر شیونگ

27:56.750 --> 27:57.440
!همراهم بیاین

27:57.440 --> 27:58.110
!زود باشین

27:58.160 --> 27:58.960
خیلی خب

28:05.550 --> 28:06.550
اسمت چیه؟

28:08.400 --> 28:09.530
اون دیوونه‌ست و هذیون می‌گه

28:09.530 --> 28:11.160
احتمالا خیلی وقته
که یادش رفته کیه

28:11.160 --> 28:13.090
"فقط صداش می‌کنیم "لنگ دیوونه

28:13.830 --> 28:15.440
اونا چی‌ان توی دستت؟

28:16.030 --> 28:17.400
می‌تونم ببینم؟

28:19.070 --> 28:21.000
اونا رو بـ.. بده بهم

28:22.270 --> 28:23.670
فقط دوتا سنگ بی‌ارزشن

28:23.750 --> 28:24.830
وقتی آوردنش این داخل

28:24.830 --> 28:26.240
به هیچ قیمتی ولشون نمی‌کرد

28:26.240 --> 28:27.840
به خاطر همین هم مجبور شدیم
بذاریم نگهشون داره

28:28.270 --> 28:29.600
دست‌هاش پر از پینه‌ست

28:32.550 --> 28:34.000
پینه‌هات دستت

28:34.000 --> 28:35.830
از کار‌ کردن با عروسک‌گردان‌های سایه
به وجود اومده

28:35.830 --> 28:36.680
و عادتت

28:36.680 --> 28:38.210
به غلتوندن سنگ کف دستت

28:38.240 --> 28:40.110
برای تقویت کردن دست‌هاته

28:40.110 --> 28:40.920
پس

28:41.880 --> 28:43.960
یه گردوننده‌ی
عروسک‌گردان سایه‌ای

28:45.830 --> 28:48.000
دو بار سر و کله‌ات
توی خیابون پان لونگ پیدا شد

28:48.240 --> 28:50.830
و هر بار از روح عروسک‌گردان سایه‌ای حرف می‌زدی

28:50.830 --> 28:52.890
چون توی دلت کینه داری

28:53.400 --> 28:54.240
پس

28:54.400 --> 28:57.660
همه رو نفرین می‌کنی
باور داری که تا مغز استخون بدجنسن

28:58.000 --> 28:59.270
فکر می‌کنی همه‌‌ی آدم‌های دنیا

28:59.270 --> 29:00.640
بهت ظلم کردن

29:00.960 --> 29:03.200
و می‌خوای قلب و جگرشون رو بیرون بیاری

29:03.200 --> 29:05.550
تا انتقام زن و بچه‌‌ی مرده‌ات رو بگیری

29:06.780 --> 29:08.060
درست می‌گم؟

29:12.400 --> 29:13.200
یین جیه

29:21.400 --> 29:22.790
تو 9 نفر رو

29:23.000 --> 29:24.510
از روی کینه کشتی

29:24.830 --> 29:26.490
چطور وجدانت آروم می‌گیره؟

29:26.550 --> 29:27.640
اون یین جیه‌ست؟

29:28.350 --> 29:29.910
مگه یین جیه خیلی وقت پیش نمرده بود؟

29:29.910 --> 29:31.030
م...من یین جیه نیستم

29:31.030 --> 29:32.230
من کسی رو نکشتم

29:32.590 --> 29:33.920
!اونا کشتنشون

29:34.270 --> 29:35.400
!اونا کشتنشون

29:35.550 --> 29:36.790
!اونا کشتنشون

29:49.830 --> 29:51.630
خواهش می‌کنم خوب نگاه کنین، ارباب‌ها

29:51.680 --> 29:53.140
این مرد رو می‌شناسین؟

29:56.350 --> 29:57.500
...خب

30:00.640 --> 30:01.510
اون همون

30:01.640 --> 30:03.720
گن شنگ، پسری که با خیرات همه بزرگ شد نیست؟

30:03.720 --> 30:04.440
آره، آره، آره

30:04.440 --> 30:06.080
خود گن شنگه

30:06.550 --> 30:07.440
ارباب‌ها

30:07.860 --> 30:09.640
این مرد از روستای یین ماست

30:09.640 --> 30:10.840
اسمش گن شنگه

30:10.880 --> 30:12.230
توی بچگی یتیم شد

30:12.230 --> 30:14.230
و اهالی دهکده کمک کردن بزرگ شه

30:14.440 --> 30:16.160
بعدا، شاگردی کرد

30:16.160 --> 30:18.210
و هنر عروسک‌گردانی رو یاد گرفت

30:18.640 --> 30:19.920
استادش کی بود؟

30:20.680 --> 30:23.200
همون یین جیه، روح عروسک‌گردان سایه‌ای

30:23.200 --> 30:25.030
از اون ماجرا به بعد

30:25.640 --> 30:27.590
گن شنگ هم ناپدید شد

30:28.960 --> 30:30.560
به نظر می‌رسه باید بفهمیم

30:30.750 --> 30:32.640
شیش سال پیش واقعا چه اتفاقی افتاد

30:34.160 --> 30:35.400
بقایای خانواده‌‌ی یین جیه الان

30:35.400 --> 30:37.000
کجا دفن شده؟

30:37.070 --> 30:38.550
خب، چون از روستای یین بودن

30:38.550 --> 30:39.470
طبیعتا باید

30:39.470 --> 30:40.930
توی قبرستان روستا دفن شده باشن

30:41.270 --> 30:42.400
ولی اون موقع

30:42.590 --> 30:44.030
صاحب شیانگ روی

30:44.200 --> 30:45.920
فقط جسد همسر یین جیه

30:45.920 --> 30:47.030
چین رو برگردوند

30:47.440 --> 30:49.070
اما خب

30:49.070 --> 30:49.750
نمی‌دونیم جسد پسر سه ساله‌اش

30:49.750 --> 30:51.590
کجاست

30:51.750 --> 30:53.410
غرفه‌ی عروسک‌گردان سایه‌ای شیانگ روی؟

30:53.590 --> 30:54.400
درسته

30:57.050 --> 30:58.540
⌞ غرفه‌ی عروسک‌گردان سایه‌ای شیانگ روی ⌝

30:57.790 --> 30:58.640
صاحب غرفه هوانگ

30:58.640 --> 31:00.040
هنوز من رو یادت هست؟

31:02.400 --> 31:03.630
خودتی

31:04.030 --> 31:05.110
یادمه

31:09.030 --> 31:11.160
من و یین جیه یه جورهایی دوست قدیمی بودیم

31:11.160 --> 31:13.200
مرد گوشه‌گیری بود

31:13.200 --> 31:14.640
و کم با بقیه معاشرت می‌کرد

31:14.640 --> 31:15.720
راستی

31:16.000 --> 31:17.550
اگه هنوز زنده بود

31:17.680 --> 31:19.360
تقریبا

31:19.390 --> 31:20.320
پونزده سال می‌شد

31:20.340 --> 31:21.650
که همدیگه رو می‌شناختیم

31:24.000 --> 31:26.310
یین جیه غیر از همسر و پسرش

31:26.640 --> 31:28.550
کس دیگه‌ای رو هم توی خانواده‌اش داشت؟

31:28.550 --> 31:31.200
مثلا یه شاگرد؟

31:31.310 --> 31:32.240
راستش داشت

31:32.240 --> 31:34.400
ولی اون پسر یتیم بود

31:34.830 --> 31:36.440
یین جیه هیچوقت شاگرد نمی‌گرفت

31:36.440 --> 31:37.830
ولی شاید از روی دلسوزی

31:38.240 --> 31:40.030
اون پسر رو قبول کرد

31:40.680 --> 31:41.430
و اون پسر

31:41.460 --> 31:42.920
واقعا خیلی بااستعداد بود

31:44.400 --> 31:45.750
فقط توی دو سال

31:45.750 --> 31:48.610
عروسک‌های سایه‌ای‌ای که
می‌ساخت خیلی قابل‌قبول بودن

31:49.030 --> 31:50.420
استاد، کی

31:50.440 --> 31:52.570
تجدید دیدار پل زاغ‌ها" رو یادم می‌دین؟"

31:53.640 --> 31:54.580
وقتی

31:54.680 --> 31:56.010
این پیرمرد رو

31:56.040 --> 31:57.610
قشنگ بکشی

31:57.640 --> 31:59.200
یادت می‌دم

31:59.880 --> 32:01.110
پدرسوخته کوچولو

32:05.680 --> 32:06.880
!نمایش شروع شد

32:09.830 --> 32:11.640
بهترین نمایش یین جیه

32:11.640 --> 32:13.500
تجدید دیدار پل زاغ‌ها" بود"

32:13.640 --> 32:15.400
وقتی اون و همسرش با هم اجراش می‌کردن

32:15.400 --> 32:18.030
تماشاگرها با حیرت کف می‌زدن

32:26.960 --> 32:28.750
با این حال، تمام این مدت

32:29.640 --> 32:31.970
اون نمایش رو به گن شنگ یاد نداده بود

32:32.030 --> 32:33.340
به خاطر همین

32:33.750 --> 32:35.960
رابطه‌اشون به عنوان استاد و شاگرد

32:35.960 --> 32:37.420
کم‌کم خراب شد

33:01.030 --> 33:02.090
صاحب غرفه هوانگ

33:02.350 --> 33:04.480
می‌خواستم بپرسم می‌شه گروهت رو

33:05.030 --> 33:07.030
دعوت کنیم با ما به روستای یین بیاد

33:18.640 --> 33:19.660
گن شنگ

33:21.160 --> 33:22.090
گن شنگ؟

33:23.750 --> 33:24.550
گن شنگ

33:25.590 --> 33:26.790
برگشتی

33:27.880 --> 33:30.410
خیلی وقته سر نزدی

33:31.680 --> 33:32.700
گن شنگ؟

33:34.000 --> 33:35.050
!گن شنگ

33:42.030 --> 33:42.830
گن شنگ

33:44.400 --> 33:45.200
!گن شنگ

33:53.480 --> 33:54.750
گن شنگ

33:56.640 --> 33:57.830
گن شنگ

33:59.790 --> 34:01.240
!گن شنگ

34:27.400 --> 34:30.480
♪دور، خیلی دور ستاره‌‌ی چوپان می‌درخشه♪

34:30.800 --> 34:33.920
♪بانوی بافنده‌‌ درخشانه♪

34:34.440 --> 34:37.480
♪دست‌هاش باریک و ظریف بودن♪

34:37.710 --> 34:41.420
♪دستگاه بافندگیش تق‌تق می‌کرد♪

34:41.480 --> 34:44.880
♪تمام روز می‌بافت، ولی هیچ نقش و نگاری درنمیومد♪

34:44.920 --> 34:48.260
♪اشک از گونه‌هاش سرازیر بود♪

34:48.510 --> 34:51.920
♪کهکشان راه شیری، صاف و کم‌عمق، کشیده شده بود♪

34:52.020 --> 34:57.150
♪دو ساحل چقدر می‌تونن از هم دور باشن؟♪

35:03.550 --> 35:04.360
گن شنگ

35:04.360 --> 35:05.400
چرا بانوی پری رو

35:05.400 --> 35:06.590
با این همه خط ظریف می‌کشی

35:06.590 --> 35:07.760
ولی پیرمرد رو

35:07.790 --> 35:08.890
با چندتا خط ساده؟

35:08.890 --> 35:10.800
بانوی پری رو بانو یین بازی می‌کنه

35:10.800 --> 35:12.760
پس معلومه باید قشنگ کشیده بشه

35:12.760 --> 35:14.110
اما شما استاد

35:14.400 --> 35:15.840
هم روی صحنه و هم بیرونش پیرمردین

35:15.840 --> 35:17.100
یه طرح ساده کافیه

35:18.070 --> 35:18.800
یو آر

35:18.800 --> 35:19.960
ازم طرفداری کن

35:20.230 --> 35:21.480
درسته که تو رو

35:21.480 --> 35:22.710
به بانوی پری تشبیه می‌کنه

35:23.070 --> 35:25.030
ولی چرا من باید پیرمرد باشم؟

35:25.030 --> 35:26.400
پدرسوخته

35:30.440 --> 35:32.360
...استاد

36:19.440 --> 36:20.230
گن شنگ

36:21.400 --> 36:23.260
دقیقا شیش سال پیش

36:23.800 --> 36:25.360
اون شب چی اتفاق افتاد؟

36:25.760 --> 36:27.040
نمی‌دونم

36:27.630 --> 36:29.380
نمی‌دونم

36:29.440 --> 36:30.550
دروغ می‌گی

36:31.670 --> 36:33.400
تو همه چیز رو می‌دونی

36:34.000 --> 36:36.200
یین جیه کم با کسی معاشرت می‌کرد

36:36.230 --> 36:37.400
و هیچکس

36:37.630 --> 36:38.830
نصف شب

36:38.840 --> 36:41.000
نمی‌رفت خونه‌اش

36:41.110 --> 36:42.960
بیا یه لقمه بخور

36:47.590 --> 36:48.800
ولی الان

36:49.000 --> 36:51.190
کل شهرستان گو تان

36:51.280 --> 36:52.740
هر چی اون شب

36:52.800 --> 36:53.800
توی این حیاط

36:53.810 --> 36:55.060
اتفاق افتاده رو می‌دونن

36:55.550 --> 36:56.670
پدر برگشت

36:56.800 --> 36:57.590
دارم میام

37:04.710 --> 37:06.510
چطور همه فهمیدن؟

37:09.320 --> 37:10.110
مگه اینکه

37:10.760 --> 37:13.030
یکی توی این حیاط بوده باشه

37:13.510 --> 37:15.640
و همه چیز رو از نزدیک دیده باشه

37:18.670 --> 37:20.760
یین جیه می‌خواست انتقام همسر و بچه‌اش رو

37:20.760 --> 37:22.320
با کشتن اراذل روستا بگیره

37:22.320 --> 37:24.030
ولی چطور فهمید

37:24.480 --> 37:26.480
مقصرها کی‌ان؟

37:27.710 --> 37:29.230
کی بهش گفت؟

37:35.760 --> 37:36.550
گن شنگ

37:37.070 --> 37:38.190
اون شب

37:38.710 --> 37:40.000
تصادفا شنیدی که همسر استادت

37:40.000 --> 37:41.990
از اتاق فریاد کمک می‌زد

37:42.480 --> 37:43.840
<i>اما اون موقع -</i>
!ولم کن -

37:43.840 --> 37:45.460
انقدر‌ ترسیده بودی

37:45.670 --> 37:47.250
که جرأت نکردی وارد اتاق بشی و نجاتش بدی

37:48.320 --> 37:49.510
در عوض، فقط نگاه کردی

37:49.510 --> 37:50.550
که اون آدم‌های شرور چطور

37:51.230 --> 37:53.590
به همسر استادت تعرض کردن

37:59.030 --> 38:00.630
تو همه‌ چیز رو دیدی

38:01.670 --> 38:03.000
اونا

38:04.000 --> 38:05.670
با همسر استادت کار وحشیانه‌ای کردن

38:06.030 --> 38:08.340
و پسر سه‌ ساله‌ی استادت رو هم

38:08.440 --> 38:10.480
<i>با بی‌رحمی به قتل رسوندن</i>

38:11.190 --> 38:12.390
من کسی رو نکشتم

38:12.880 --> 38:13.940
من اونا رو نکشتم

38:14.880 --> 38:15.970
اونا بودن که کشتن

38:16.480 --> 38:17.680
من کسی رو نکشتم

38:18.670 --> 38:19.480
اونا بودن که کشتن

38:19.480 --> 38:20.480
کار اونا بود

38:20.630 --> 38:22.480
اونا همه‌اشون آدم‌های پست و کثیفی بودن

38:22.480 --> 38:23.540
!ذاتشون پر از شرارت بود

38:23.670 --> 38:24.480
!حقشون بود بمیرن

38:24.480 --> 38:25.030
...حقشون بود بمیرن

38:25.030 --> 38:26.590
تو اون خانواده رو نکشتی

38:26.590 --> 38:27.960
اونا بودن که کشتنشون

38:28.280 --> 38:29.840
پس همه‌اشون حقشون بود بمیرن

38:31.030 --> 38:32.270
اما واقعا

38:32.840 --> 38:34.190
ماجرا همینطور بود؟

38:37.670 --> 38:39.670
کالبدشکافی بقایای چین

38:39.670 --> 38:40.960
همسر یین جیه، تموم شده

39:02.280 --> 39:03.610
جسد چین، همسر یین جیه

39:03.620 --> 39:04.670
با گذشت این همه سال فقط استخوان‌هاش باقی مونده

39:04.670 --> 39:05.980
اما از روی آثار باقی‌مونده روی استخوان‌ها

39:06.010 --> 39:07.310
می‌شه تشخیص داد

39:08.000 --> 39:09.030
که روی دنده‌هاش چندین اثر

39:09.030 --> 39:10.710
زخم ناشی از ضربات سلاح تیز وجود داره

39:10.710 --> 39:12.840
اما علت مرگ چین، زخم‌های چاقو نبوده

39:12.840 --> 39:14.480
گلوش با دقت بررسی کردم

39:14.480 --> 39:15.480
استخوان لامی شکسته

39:15.480 --> 39:16.320
که به‌ وضوح نشون می‌ده

39:16.350 --> 39:18.080
بر اثر فشار شدید دست روی گردنش این اتفاق افتاده

39:20.510 --> 39:22.040
اونو با فشار دادن گردنش خفه کردن

39:22.760 --> 39:23.550
گن‌ شنگ

39:24.440 --> 39:25.970
حالا که کار به اینجا رسیده

39:26.110 --> 39:27.670
دیگه حرفی برای گفتن داری؟

39:32.320 --> 39:33.720
چون استادت

39:35.000 --> 39:36.150
نمایش "وصال روی پل زاغی" رو

39:36.150 --> 39:37.190
بهت آموزش نداد

39:37.190 --> 39:38.850
ازش کینه به دل گرفتی

39:39.230 --> 39:40.030
برای همین

39:41.110 --> 39:42.910
همیشه منتظر فرصت بودی

39:43.630 --> 39:44.840
تا عروسک‌گردان سایه‌ی چوپان گاو و دختر بافنده رو

39:44.840 --> 39:45.960
برای خودت برداری

39:47.190 --> 39:48.630
...تا اینکه اون شب رسید

39:51.440 --> 39:52.440
شماها کی هستین؟

39:52.510 --> 39:53.510
!ولم کنین

39:53.920 --> 39:54.760
!ولم کن

39:55.670 --> 39:56.480
!ولم کن

39:56.590 --> 39:57.670
!ولم کن

40:13.280 --> 40:14.250
اون یین جیه

40:14.280 --> 40:15.480
بعدا برامون دردسر درست نمی‌کنه؟

40:15.480 --> 40:16.110
از چی باید بترسیم؟

40:16.110 --> 40:16.840
اون فقط یه عروسک‌گردان سایه‌ست

40:16.840 --> 40:17.880
مگه چه کاری از دستش برمیاد؟

40:18.280 --> 40:19.070
تازه -
آره -

40:19.070 --> 40:20.480
اصلا کی می‌فهمه کار ما بوده؟

41:12.420 --> 41:13.970
⌞ نت وصال روی پل زاغی ⌝

41:24.960 --> 41:25.760
گن‌ شنگ

41:25.920 --> 41:26.670
گن‌ شنگ

41:26.670 --> 41:27.590
بهت التماس می‌کنم

41:27.590 --> 41:29.070
خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

41:29.070 --> 41:29.880
نجاتم بده

41:30.400 --> 41:31.440
خواهش می‌کنم

41:31.480 --> 41:32.810
اگه اون این فن رو به من یاد نده

41:32.840 --> 41:34.030
!خودم به زور به دستش میارم

41:34.710 --> 41:36.190
چه فن مخفی و ممنوعه‌ای

41:36.800 --> 41:37.590
توی این

41:37.590 --> 41:38.920
جفت عروسک‌ پنهون شده؟

41:39.440 --> 41:40.640
اون حاضر نبود این فن رو بهم یاد بده

41:40.920 --> 41:42.110
چون می‌ترسید یه روز

41:42.110 --> 41:43.600
!ازش جلو بزنم

41:43.800 --> 41:45.030
این همه سال خودم رو کوچیک کردم

41:45.030 --> 41:46.880
چاپلوسی کردم و گذاشتم هر طور می‌خواین
ازم کار بکشین

41:46.880 --> 41:48.620
دیگه بسه! به اندازه‌ی کافی تحمل کردم

41:48.710 --> 41:49.440
!ولم کن

41:49.440 --> 41:51.190
...گن‌ شنگ، خواهش می‌کنم

41:51.280 --> 41:52.070
ولم کن

41:52.280 --> 41:53.250
!ولم کن

41:53.360 --> 41:54.110
...نه

41:54.110 --> 41:55.110
بهت التماس می‌کنم

41:55.110 --> 41:56.070
خواهش می‌کنم نجاتم بده

41:57.320 --> 41:58.190
...گن شنگ

42:03.760 --> 42:04.510
خواهش می‌کنم

42:04.510 --> 42:05.670
بهت التماس می‌کنم

42:09.230 --> 42:10.380
ول نمی‌کنی؟

42:10.440 --> 42:11.720
پس ول نمی‌کنی، آره؟

42:14.440 --> 42:15.640
هنوز هم ولم نمی‌کنی، آره؟

42:29.360 --> 42:30.150
بعد از اون ماجرا

42:30.840 --> 42:31.780
وقتی دفتر شهرستان

42:31.780 --> 42:33.240
وسایل به‌ جا مونده از قربانی‌ها رو بررسی کرد

42:34.070 --> 42:35.730
طبیعتا نتونستن

42:35.840 --> 42:38.170
اون عروسک‌‌گردان‌های سایه رو که تو برداشته بودی رو پیدا کنن

42:38.670 --> 42:40.070
حالا فقط می‌خوام ازت بپرسم

42:40.670 --> 42:41.480
گن شنگ

42:42.590 --> 42:44.070
تونستی راز فنی رو که استادت پنهون کرده بود

42:44.440 --> 42:46.700
و حاضر نبود بهت یاد بده رو، کشف کنی؟

42:50.800 --> 42:51.930
آماده کردن پوست

42:52.710 --> 42:53.840
صاف کردنش

42:54.230 --> 42:56.230
کشیدن طرح و منتقل کردنش روی پوست

42:56.230 --> 42:57.800
حکاکی و رنگ‌آمیزی

42:58.110 --> 42:59.910
آماده‌سازی نهایی و سرهم کردن

43:00.070 --> 43:01.670
اصلا چه تفاوتی با هم داشتن؟

43:03.440 --> 43:05.770
در واقع، هیچ تفاوتی نداشتن

43:05.920 --> 43:06.900
اونا فقط

43:06.930 --> 43:09.280
عروسک‌گردان سایه‌ی معمولی بودن

43:10.070 --> 43:11.070
استادم مدت‌ها پیش

43:11.070 --> 43:12.440
هر چیزی رو که می‌تونست به من یاد بده

43:12.440 --> 43:14.400
کامل یاد داده بود

43:17.110 --> 43:18.440
فقط یه چیز هست

43:19.200 --> 43:20.670
که نتونستم درکش کنم

43:21.030 --> 43:22.590
چرا از بین همه‌ی نمایش‌ها

43:22.590 --> 43:25.670
فقط نمایش "وصال روی پل زاغی" رو نباید یاد می‌گرفتم؟

43:26.190 --> 43:27.000
گن‌ شنگ

43:27.920 --> 43:30.280
فکر می‌کنی نمایش "وصال روی پل زاغی" یین جیه

43:30.280 --> 43:30.880
فقط درباره‌ی

43:30.880 --> 43:32.920
داستان عاشقانه‌ی چوپان گاو و دختر بافنده بود؟

43:32.920 --> 43:34.590
اون موقع هنوز خیلی کم سن و سال بودی

43:34.670 --> 43:35.840
هنوز

43:35.840 --> 43:37.800
<i>عشق و نفرت و کینه و دلبستگی و تلخی و
شیرینی‌های زندگی رو هنوز تجربه نکرده بودی</i>

43:38.880 --> 43:40.840
<i>نه کسی رو داشتی که عاشقانه دوستش داشته باشی</i>

43:40.840 --> 43:43.190
<i>!و نه درد دوری و دلتنگی رو چشیده بودی</i>

43:43.190 --> 43:44.670
<i>اگه جدایی رو تجربه نکرده باشی</i>

43:44.670 --> 43:46.600
<i>چطور می‌تونی معنای وصال دوباره رو درک کنی؟</i>

43:46.920 --> 43:47.990
و چطور می‌تونی

43:47.990 --> 43:49.650
معنای واقعی این نمایش رو به تصویر بکشی؟

43:50.440 --> 43:51.590
استادت

43:51.920 --> 43:53.850
می‌خواست صبر کنه تا بزرگ‌تر بشی

43:54.110 --> 43:55.320
و تجربه‌ی بیشتری از زندگی به دست بیاری

43:55.320 --> 43:57.190
!بعد نمایش رو بهت بسپره

44:09.400 --> 44:10.190
یو آر

44:10.800 --> 44:11.800
همیشه احساس می‌کنم

44:12.840 --> 44:13.590
این دختر بافنده

44:13.590 --> 44:15.070
انگار یه چیزی کم داره

44:16.070 --> 44:17.000
بذار ببینم

44:27.510 --> 44:28.440
یه فکری به ذهنم رسید

44:46.630 --> 44:47.550
عالیه

44:47.880 --> 44:48.670
یو آر

44:49.030 --> 44:50.000
می‌دونی چیه؟

44:50.590 --> 44:52.590
وقتی می‌بینم گن‌ شنگ روز به روز بزرگ‌تر می‌شه

44:53.000 --> 44:54.590
از ته دل خوشحال می‌شم

44:55.670 --> 44:56.920
تموم مهارت‌هام رو

44:56.920 --> 44:58.070
بهش یاد می‌دم

44:59.000 --> 45:01.260
از جمله نمایش "وصال روی پل زاغی" رو

45:01.360 --> 45:02.160
توی آینده

45:02.440 --> 45:03.590
همه‌ی اعضای خانواده‌امون

45:03.840 --> 45:05.640
با هم روی صحنه اجرا می‌کنه

45:16.070 --> 45:17.030
... همسر استاد

45:47.440 --> 45:48.400
استاد

45:49.440 --> 45:50.610
...همسر استاد

45:51.840 --> 45:53.160
...من

45:54.070 --> 45:55.840
...اشتباه کردم

45:58.670 --> 45:59.840
ببریدش به زندان شهرستان

45:59.840 --> 46:00.840
و طبق قانون باهاش برخورد کنین

46:00.840 --> 46:01.590
چشم -
چشم -

46:02.990 --> 46:03.800
!حرکت کن
