WEBVTT

00:00.022 --> 00:06.812
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.813 --> 00:10.813
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.814 --> 00:14.814
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

00:46.501 --> 00:48.821
‫- چی توی سرش می‌گذره؟
‫- ها؟

00:49.381 --> 00:51.821
‫- فکر می‌کنه چیکار کردم؟
‫- درسته...

00:51.901 --> 00:54.461
‫وقتی بهم حمله می‌کنه
‫باید بشینم نگاهش کنم؟

00:54.541 --> 00:56.581
‫چه انتظاری داشته؟

00:57.981 --> 01:00.981
‫- موافقی که خیلی عجیبه، درسته؟
‫- آره

01:02.101 --> 01:05.341
‫می‌دونه که با توجه به شایعات
‫خبر دادن به پلیس فکر خوبی نیست؟

01:05.421 --> 01:10.021
‫- ممکنه برامون مشکل ایجاد کنه
‫- می‌دونه، و به پلیس خبر نمیده

01:11.781 --> 01:15.701
‫تمام فکر و ذکرش پیش اون تست بارداریه.
‫باید کنترلش کنی

01:17.141 --> 01:19.141
‫موافقم، اما خودت سیسیلیا رو می‌شناسی

01:19.221 --> 01:21.701
‫اگه فکر کنه می‌تونه کمک بده
‫حتماً دخالت می‌کنه

01:33.661 --> 01:35.661
‫اسکار، میشه لطفاً کمک بدی؟

01:36.781 --> 01:38.461
‫بابات داره کمک میده

01:39.381 --> 01:40.421
‫اما...

01:40.501 --> 01:42.181
‫- صبح بخیر، پسرها
‫- صبح بخیر

01:42.261 --> 01:43.101
‫صبح بخیر

01:45.741 --> 01:47.501
‫- صبح بخیر، عزیزم
‫- سلام

01:47.581 --> 01:50.621
‫ورا هنوز خوابه.
‫تخم‌مرغ‌ها رو آوردی؟

01:50.701 --> 01:51.741
‫آره

01:53.861 --> 01:56.221
‫- داریم تست فرانسوی درست می‌کنیم
‫- می‌بینم

02:08.381 --> 02:09.301
‫چیه؟

02:13.781 --> 02:14.821
‫می‌خوام برم ورزش

02:19.341 --> 02:22.261
‫وقتی چنین اتفاقی می‌افته
‫باید بهم زنگ بزنی

02:23.221 --> 02:25.221
‫نباید تنهایی اقدام کنی

02:27.261 --> 02:30.621
‫من دستور تبعید شدن زنی رو دادم
‫که اصلاً ربطی به پرونده نداشته

02:30.701 --> 02:33.381
‫- اینجا بودنش غیرقانونی بود
‫- مهم نیست

02:33.461 --> 02:36.181
‫قانون مهم نیست؟
‫حتماً خسته‌ای

03:09.101 --> 03:10.301
‫با آیشا پیترسن تماس گرفتید

03:10.381 --> 03:13.061
‫سلام، من سیسیلیا وینتر ینسن

03:13.141 --> 03:15.421
‫اومدی با پرستار بچه‌مون حرف زدی

03:15.501 --> 03:18.981
‫آره، درسته.
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

03:20.221 --> 03:22.581
‫فکر کنم باید یه چیزی رو بدونی

03:50.541 --> 03:54.181
‫« رازهـای مـا »

03:57.261 --> 04:00.221
‫ممنون که تماس گرفتی. خداحافظ

04:00.781 --> 04:03.461
‫- ممنون که قبول کردی من رو ببینی
‫- خواهش می‌کنم

04:12.821 --> 04:16.981
‫تقریباً مطمئنم شبی که روبی ناپدید شد
‫یه تست بارداری داده بود

04:17.661 --> 04:18.501
‫باشه

04:19.541 --> 04:23.381
‫دیدم که پرتش کرد توی سطل آشغال،
‫و بسته‌ش رو پیدا کردم

04:24.501 --> 04:25.821
‫نمی‌دونم...

04:28.101 --> 04:31.021
‫اون یه کاتولیک باایمان بود
‫و توی فیلیپین نامزد کرده بود...

04:32.381 --> 04:35.501
‫فکر نمی‌کنم خیانت کرده باشه

04:36.061 --> 04:36.901
‫درسته

04:37.461 --> 04:38.301
‫حتماً...

04:39.101 --> 04:39.941
‫سلام

04:46.541 --> 04:49.981
‫حتماً یه اتفاقی افتاده
‫که مجبور شده بره

04:53.021 --> 04:54.541
‫چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟

04:59.261 --> 05:02.421
‫برام خیلی ساده نیست
‫چون کاترینا هافمن دوستمه،

05:03.661 --> 05:04.661
‫اما...

05:05.741 --> 05:07.341
‫شوهرش، راسموس...

05:09.381 --> 05:13.061
‫نمی‌خوام غیبت کنم، اما پرستارهای بچه‌شون
‫هیچوقت کامل ۲ سال براشون کار نمی‌کنن

05:13.861 --> 05:17.301
‫نمی‌تونم به این فکر نکنم که شاید شوهرش...

05:23.941 --> 05:28.021
‫می‌دونیم روبی توی تابستون
‫با یه زوج توی هولته صحبت می‌کرد

05:28.621 --> 05:30.621
‫قرار بود بعد از تابستون
‫کارش رو شروع کنه

05:31.581 --> 05:33.781
‫یهویی، دیگه خبری از روبی نشنیدن

05:35.101 --> 05:37.661
‫فکر کردن یه جای دیگه مشغول شده

05:37.741 --> 05:40.101
‫تا اینکه گزارش مفقود شدنش رو دیدن

05:43.501 --> 05:47.061
‫حتماً از دست راسموس فرار کرده

06:01.581 --> 06:02.621
‫خاله دارنا؟

06:11.461 --> 06:12.821
‫منم، انجل

06:12.901 --> 06:14.101
‫سلام، انجل

06:16.501 --> 06:17.701
‫خیلی وقته خبری ازت نیست

06:17.781 --> 06:18.621
‫آره

06:18.701 --> 06:20.981
‫اخیراً توی کلیسا نمی‌بینمت

06:21.501 --> 06:23.701
‫نه، اما امشب میام

06:23.781 --> 06:24.741
‫عالیه

06:25.341 --> 06:29.381
‫دارنا، لطفاً این پول رو
‫به حساب فیلیپین انتقال بده

06:29.461 --> 06:30.661
‫باشه

06:33.421 --> 06:35.221
‫- ‏۳ هزار کرون
‫- آره

06:38.741 --> 06:40.621
‫راستی، دارنا...

06:41.421 --> 06:47.421
‫«اونا» گفت بار آخری که روبی اومده
‫به کلیسا، تو باهاش حرف زدی

06:47.501 --> 06:48.341
‫آره

06:48.861 --> 06:51.421
‫ازم کمک می‌خواست

06:53.141 --> 06:55.341
‫تا یه خانواده‌ی بچه‌دار براش پیدا کنم

06:56.061 --> 06:59.101
‫بهت نگفت چرا دنبال
‫یه خانواده‌ی جدید می‌گشته؟

07:00.261 --> 07:04.741
‫گفت پسربچه‌ای که ازش مراقبت می‌کنه
‫دیگه بزرگ شده

07:05.261 --> 07:08.821
‫انگار با خانواده‌ی پسر حرف زده بود
‫و به این نتیجه رسیده بودن

07:09.701 --> 07:12.461
‫هیچوقت به این موضوع اشاره نکرد.
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

07:12.541 --> 07:13.941
‫باشه. قضیه چیه؟

07:14.741 --> 07:16.741
‫ممنون، شوهرم!

07:18.061 --> 07:18.941
‫غذا رو پیش ما بخور

07:19.501 --> 07:20.341
‫نه، ممنون

07:24.501 --> 07:26.981
‫برادرزاده‌ی جن هم قراره بیاد

07:27.661 --> 07:29.901
‫مجرده و بچه هم نداره

07:30.741 --> 07:33.141
‫قبلاً دیدمش، دارنا

07:33.221 --> 07:36.101
‫- واقعاً؟
‫- آره. یادت نیست؟

07:37.461 --> 07:39.741
‫قراردادت به عنوان پرستار بچه
‫فقط تا دو ساله

07:40.221 --> 07:41.941
‫یک سال از اینجا بودنت می‌گذره

07:42.021 --> 07:45.181
‫- باید برای زندگیت برنامه بریزی
‫- باشه

08:07.581 --> 08:08.421
‫سلام، عزیزم

08:08.501 --> 08:11.341
‫- سلام
‫- امروز صبح که داشتی ورزش می‌کردی دیدمت

08:12.221 --> 08:14.941
‫خیلی باحاله، اونم بعد از اون همه
‫شرابی که دیشب خوردیم

08:16.901 --> 08:17.781
‫حتماً

08:19.181 --> 08:21.301
‫انگار اصلاً عرق نکرده بودی

08:24.661 --> 08:26.661
‫احتمالاً تقلب کردی، درسته؟

08:27.661 --> 08:30.381
‫به جای دویدن داشتی قدم می‌زدی

08:32.341 --> 08:36.061
‫داریم می‌ریم ناهار بخوریم،
‫لطفاً اسکار رو بعد از کشتی بفرست خونه

08:36.141 --> 08:38.381
‫- آره
‫- یا بعد از غذا خودمون میایم سراغش

08:38.461 --> 08:41.101
‫- حتماً
‫- خونه‌ی شما غذا بخوره هم مشکلی نیست

08:43.381 --> 08:45.381
‫- عالیه. بعداً می‌بینمتون
‫- خداحافظ

08:55.941 --> 08:59.101
‫- آخر هفته رو برو خونه
‫- اطلاعات جدیدی دارم. بیا

08:59.181 --> 09:02.981
‫اگه پدر خانواده‌ی میزبان حامله‌ش کرده،
‫به دوست‌هاش چیزی نگفته

09:05.621 --> 09:07.621
‫چطور آدمیه؟ پدر خانواده‌ی میزبان؟

09:09.061 --> 09:10.101
‫نمی‌دونم

09:10.741 --> 09:13.461
‫شبیه آدمیه که از اون کارها می‌کنه.
‫یه‌کم آدم ترسناکیه

09:16.061 --> 09:17.781
‫گفتی نامزد کرده

09:19.301 --> 09:21.341
‫حتماً با یکی درد و دل کرده

09:22.941 --> 09:24.621
‫اونا کاتولیکن، درسته؟

09:27.421 --> 09:28.261
‫آره

09:29.261 --> 09:31.461
‫- آخر هفته‌ی خوبی داشته باشی
‫- تو هم همینطور

09:49.581 --> 09:50.421
‫سلام؟

09:57.061 --> 09:58.821
‫- سلام
‫- سلام

09:58.901 --> 10:02.141
‫من آیشا هستم.
‫ممنون که قبول کردید من رو ببینید

10:02.221 --> 10:03.061
‫خوش اومدی

10:03.141 --> 10:07.181
‫چند تا سوال درمورد روبی تن دارم

10:07.901 --> 10:10.421
‫- شنیدم میاد به این کلیسا
‫- آره

10:12.181 --> 10:15.501
‫معتقدیم که وقتی غیبش زده
‫حامله بوده

10:16.661 --> 10:19.381
‫ولی انگار به کسی چیزی نگفته

10:21.021 --> 10:23.821
‫گفتم شاید به شما گفته باشه

10:30.941 --> 10:33.981
‫هیچوقت درمورد پدر خانواده‌ی
‫میزبانش چیزی بهتون نگفت؟

10:35.021 --> 10:36.061
‫راسموس هافمن؟

10:40.861 --> 10:44.181
‫وقتی کسی میاد پیش من اعتراف می‌کنه،

10:44.861 --> 10:48.581
‫به یه دلیلی میاد پیش من،
‫و با دوست‌هاش حرف نمی‌زنه

10:50.101 --> 10:51.461
‫یا حتی پیش شما نمیاد

10:52.141 --> 10:54.741
‫فقط خدا اعترافش رو می‌شنوه

10:56.381 --> 10:57.301
‫و شما

10:59.461 --> 11:00.581
‫قسم رازداری خوردم

11:01.741 --> 11:05.981
‫اگه روبی صدمه دیده،
‫باید با مردی که حامله‌ش کرده حرف بزنم

11:06.061 --> 11:07.581
‫درک می‌کنید، درسته؟

11:10.141 --> 11:12.541
‫همه‌مون دعا می‌کنیم
‫که روبی سلامت به خونه برگرده

11:15.541 --> 11:17.181
‫- یالا!
‫- عالیه. بجنب

11:17.261 --> 11:18.381
‫زیر بگیر

11:20.741 --> 11:23.021
‫آفرین. همین درسته

11:23.101 --> 11:26.301
‫ممنون. به هم دست بدید.
‫ویگو و اسکار، نوبت شماست

11:29.741 --> 11:30.781
‫به هم دست بدید

11:31.901 --> 11:33.861
‫یالا، شروع کنید

11:39.061 --> 11:40.101
‫بلند شید

11:40.821 --> 11:41.781
‫بلند شید

11:41.861 --> 11:43.581
‫- یالا، ویگو
‫- یالا

11:44.781 --> 11:45.821
‫- آفرین
‫- عالیه

11:45.901 --> 11:48.621
‫کوراج، آگوست.
‫بیاید. یالا، بیاید اینجا

11:54.061 --> 11:56.781
‫از اون فیلم دیروز خوشتون اومد؟

11:57.741 --> 11:59.141
‫همونی که «میل» توش بود؟

11:59.221 --> 12:00.341
‫آره

12:00.421 --> 12:02.341
‫به نظرم خوب بود

12:03.621 --> 12:04.861
‫می‌تونست بهتر باشه

12:05.461 --> 12:06.861
‫آدم با تمرین کردن حرفه‌ای میشه

12:08.661 --> 12:09.981
‫تو چی، ویگو؟

12:10.541 --> 12:12.981
‫خیلی پیام نمیدی

12:15.301 --> 12:17.261
‫دیروز یه فیلمی توی حسابم گذاشتم

12:17.341 --> 12:20.341
‫اون جوک‌های مسخره؟
‫یه چیز خوب بذار

12:21.021 --> 12:22.141
‫خودت رو جمع‌وجور کن

12:22.221 --> 12:26.501
‫می‌خوای بخشی از گروهمون باشی؟
‫از قوانین پیروی کن، وگرنه اخراج میشی

12:30.021 --> 12:31.901
‫به زودی یه چیزی می‌ذاره، پسرها

12:37.741 --> 12:39.901
‫نمی‌تونی رایگان استفاده کنی

12:58.621 --> 12:59.461
‫سلام

13:00.981 --> 13:02.101
‫کجا بودی؟

13:04.301 --> 13:05.821
‫رفتم به شهر

13:14.421 --> 13:17.101
‫- پولی که توی ظرف نگه می‌داریم رو یادته؟
‫- آره

13:18.061 --> 13:19.061
‫تو پول‌ها رو برداشتی؟

13:19.661 --> 13:21.901
‫اگه تو برداشتی، لطفاً همونقدر پول
‫بذار توی ظرف

13:22.381 --> 13:25.141
‫کار من نبوده... حدوداً ۳ هزار کرون نبودن؟

13:25.821 --> 13:27.341
‫نمی‌دونم چقدر بودن

13:29.341 --> 13:30.661
‫من برشون نداشتم

13:34.941 --> 13:37.981
‫انجل دیروز گفت پولش رو زودتر بدیم...

13:39.421 --> 13:40.901
‫برای چی پول می‌خواست؟

13:41.661 --> 13:44.661
‫چیزی بهم نگفت.
‫گفت نیاز فوری داره. من...

13:46.501 --> 13:47.501
‫چی بهش گفتی؟

13:48.341 --> 13:52.141
‫داشتیم برای شام می‌رفتیم بیرون،
‫پس گفتم بعداً درموردش حرف می‌زنیم

14:00.581 --> 14:01.901
‫به نظرت اون پول‌ها رو برداشته؟

14:04.021 --> 14:05.261
‫- نه
‫- نه!

14:05.341 --> 14:06.581
‫اون کار رو نمی‌کنه

14:08.021 --> 14:09.501
‫نه، اون کار رو نمی‌کنه

14:17.901 --> 14:18.741
‫ویگو!

14:18.821 --> 14:20.181
‫ببین چطور تیر رو می‌گیرم

14:20.261 --> 14:21.261
‫ویگو!

14:23.221 --> 14:26.101
‫بیا توی آشپزخونه، من و بابا کارت داریم

14:27.221 --> 14:29.861
‫قضیه چیه؟
‫به نظر میاد عصبانیه

14:29.941 --> 14:31.141
‫ویگو! همین‌الان! بجنب!

14:31.941 --> 14:33.141
‫نمی‌دونم

14:41.581 --> 14:45.461
‫عزیزم، پولی که برای مواقع ضروری
‫توی ظرف نگه می‌داریم...

14:46.501 --> 14:47.941
‫تو برداشتیش؟

14:48.621 --> 14:49.461
‫نه

14:51.501 --> 14:53.101
‫مطمئنی، عزیزم؟

14:57.941 --> 14:59.021
‫میشه برگردم پیش اسکار؟

15:01.461 --> 15:03.101
‫ویگو، می‌دونم داری دروغ میگی

15:03.901 --> 15:06.421
‫راستش رو بگو
‫تا یه راه‌حلی پیدا کنیم

15:15.581 --> 15:17.701
‫- به پول نیاز داشت
‫- کی؟

15:19.221 --> 15:20.061
‫انجل؟

15:21.381 --> 15:24.981
‫- تو پول رو دادی بهش؟
‫- تو قصد نداشتی بهش پول بدی

15:28.461 --> 15:29.861
‫- بهش حقوق می‌دیم
‫- آره

15:30.581 --> 15:32.341
‫بهش حقوق می‌دیم که مراقب تو باشه

15:34.581 --> 15:37.861
‫اسکار گفت دلیل رفتن روبی این بوده
‫که می‌تونسته یه جای دیگه پول بیش‌تری دربیاره

15:37.941 --> 15:41.021
‫حرف اسکار برام مهم نیست.
‫نباید پول رو می‌دادی بهش

15:41.661 --> 15:45.381
‫برای این پول رو بهش دادی
‫چون می‌ترسیدی ممکنه مثل روبی از اینجا بره؟

15:49.421 --> 15:50.781
‫باشه. اما نمیره

15:52.421 --> 15:54.141
‫تا یک سال دیگه اینجا می‌مونه

15:55.221 --> 15:58.061
‫بالاخره که انجل یه روزی میره.
‫خودت که می‌دونی

15:59.501 --> 16:01.301
‫اما من و بابا جایی نمی‌ریم

16:02.421 --> 16:04.981
‫همیشه پیشت می‌مونیم.
‫ما والدینتیم. باشه؟

16:06.541 --> 16:08.181
‫به من نگاه کن. می‌فهمی؟

16:11.221 --> 16:12.101
‫عالیه

16:14.101 --> 16:15.101
‫برو

16:23.221 --> 16:25.541
‫هنوزم توی رابطه‌م با ویگو حسش می‌کنم

16:29.821 --> 16:30.821
‫اون...

16:33.421 --> 16:36.101
‫دیگه من قبل با هم صمیمی نیستیم...

16:38.101 --> 16:40.101
‫فکر نمی‌کنم اونطور باشه

16:42.461 --> 16:43.701
‫خوب با هم کنار میاید

16:44.941 --> 16:45.941
‫واقعاً

16:47.501 --> 16:48.661
‫و پسرت دوستت داره

16:49.781 --> 16:51.181
‫اصلاً درموردش حرف نزدیم

16:55.061 --> 16:57.301
‫از بیمارستان اومدم خونه،

16:58.781 --> 17:00.501
‫و خیلی عادی به زندگی‌مون ادامه دادیم...

17:01.461 --> 17:02.861
‫چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

17:03.901 --> 17:04.901
‫می‌تونستیم درموردش حرف بزنیم

17:06.221 --> 17:07.221
‫درموردش حرف بزنیم؟

17:12.141 --> 17:13.701
‫من زیاد به حرف زدن اعتماد ندارم

17:16.381 --> 17:17.941
‫به نظرم باید فراموشش کنیم

17:21.661 --> 17:22.901
‫الان دیگه حالت خوبه

17:26.181 --> 17:28.821
‫همه چیز درست میشه. خب؟

17:29.826 --> 17:33.826
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

17:41.021 --> 17:43.581
‫- انجل، یه لحظه فرصت داری؟
‫- حتماً

17:45.941 --> 17:47.261
‫گوش کن

17:47.568 --> 17:49.704
‫الان با ویگو حرف زدیم

17:51.184 --> 17:53.588
‫ازش پول گرفتی؟

17:56.158 --> 17:57.927
‫انجل،

17:58.115 --> 18:00.033
‫باورم نمیشه

18:01.597 --> 18:02.732
‫پول خودش نبوده،

18:02.733 --> 18:05.703
‫باید منتظر می‌موندی
‫تا با خودم حرف بزنی

18:05.704 --> 18:07.139
‫اون فقط یه بچه‌ست

18:07.570 --> 18:08.726
‫ببخشید

18:08.727 --> 18:10.721
‫- اون پول رو پس میدم، سیسیلیا
‫- نه، مسئله...

18:10.722 --> 18:13.651
‫مسئله پس دادن پول نیست

18:14.610 --> 18:18.438
‫نمی‌تونم قبول کنم که بین تو و پسرم
‫پول رد و بدل میشه، انجل

18:19.014 --> 18:20.553
‫فقط می‌خواست به من کمک کنه

18:20.554 --> 18:22.140
‫آره، می‌دونم

18:22.141 --> 18:24.598
‫و تو ازش سوءاستفاده کردی

18:29.332 --> 18:31.134
‫پول رو برای چی می‌خواستی؟

18:32.642 --> 18:33.642
‫آم...

18:35.635 --> 18:37.470
‫هر چیزی که هست
‫می‌تونی بهم بگی

18:37.856 --> 18:39.053
‫درمورد روبیه؟

18:39.054 --> 18:40.751
‫نه. نه

18:41.077 --> 18:43.364
‫- درمورد روبی نیست
‫- باشه

18:44.221 --> 18:45.582
‫پس درمورد چیه؟

18:47.146 --> 18:48.146
‫انجل

18:49.268 --> 18:51.218
‫ازت می‌خوام بهم بگی
‫پول برای چه کاری بوده

18:51.219 --> 18:53.421
‫از پسرم پول گرفتی

18:57.081 --> 18:59.969
‫پول رو برای پسرم می‌خواستم، سیسیلیا

19:00.276 --> 19:04.636
‫پسرم می‌خواد بره مدرسه، و خواهرم
‫مسئول گرفتنه پوله، اونا...

19:04.637 --> 19:07.368
‫نه، نه، صبر کن.
‫یه پسر داری؟

19:10.107 --> 19:11.107
‫آره

19:11.463 --> 19:14.044
‫پس توی فرم درخواست کار
‫بهمون دروغ گفتی؟

19:14.669 --> 19:17.630
‫قانون منصفانه‌ای نیست، سیسیلیا

19:18.028 --> 19:21.044
‫چرا نباید بتونم پرستار بچه بشم؟

19:21.327 --> 19:23.008
‫فقط به‌خاطر اینکه یه بچه دارم؟

19:23.226 --> 19:29.822
‫چون هیچوقت نمی‌خوام یه مادر دیگه
‫بچه‌ش رو تنها بذاره و بیاد از بچه‌ی من مراقبت کنه

19:29.823 --> 19:33.386
‫اما اینکه من اینجام به نفع پسرمه

19:34.432 --> 19:36.412
‫واقعاً به نفع اونه

19:36.692 --> 19:39.173
‫و فقط با دروغ گفتن
‫می‌تونستم استخدام بشم

19:39.174 --> 19:41.153
‫فقط اونطوری می‌تونستم بیام اینجا

19:41.154 --> 19:43.926
‫اما فقط به مقامات دروغ نگفتی، انجل

19:45.757 --> 19:47.314
‫به من هم دروغ گفتی

19:51.143 --> 19:52.365
‫ببخشید

19:52.534 --> 19:53.954
‫سیسیلیا

19:54.153 --> 19:56.833
‫دیگه نمی‌خوام شب‌ها ویگو رو بخوابونی

19:57.163 --> 19:58.531
‫باید یه حد و مرزی مشخص کنیم

20:01.221 --> 20:04.941
‫می‌دونی به دست آوردن
‫اون پول چقدر سخت بود؟

20:05.941 --> 20:07.901
‫نزدیک بود شغلم رو از دست بدم

20:07.981 --> 20:09.621
‫اون پسر توئه، انجل

20:10.341 --> 20:13.941
‫و برای همین باید با احتیاط
‫اون پول رو خرج کنی

20:14.021 --> 20:17.061
‫می‌دونم. بهم اعتماد نداری؟

20:17.701 --> 20:19.301
‫بیا جامون رو عوض کنیم

20:19.941 --> 20:23.781
‫تو بیا از مامان و بابا مراقبت کن
‫و من میرم اروپا

20:26.861 --> 20:28.861
‫خوابم نگرفت

20:30.621 --> 20:32.701
‫عزیزم! هنوز بیداری؟

20:35.461 --> 20:36.901
‫مامانت داره با تو حرف می‌زنه

20:37.621 --> 20:42.061
‫می‌تونم تلویزیون ببینم؟

20:42.141 --> 20:48.261
‫- نه
‫- اشکالی نداره. خسته‌ست. بذار ببینه

20:50.501 --> 20:54.021
‫قول میدم تا جایی که می‌تونم
‫پول دربیارم و بفرستم براتون

20:54.621 --> 20:56.461
‫دیگه باید برم. بعداً حرف می‌زنیم

22:14.461 --> 22:18.500
‫امشب فکر و ذکرمون پیش روبیه

22:19.063 --> 22:21.301
‫توی چنین شرایطی،

22:21.302 --> 22:25.680
‫مهم‌ترین نکته اینه که
‫ایمان‌مون به خدا رو از دست ندیم

22:26.095 --> 22:29.916
‫بیاید دعا کنیم که خداوند
‫روبی رو حفظ کنه

22:30.345 --> 22:31.588
‫هر جایی که باشه

22:31.792 --> 22:35.777
‫و اینکه روبی حضور خدا رو حس کنه
‫و بدونه که خدا نگهدارشه

22:37.034 --> 22:38.381
‫لطفاً پاشید

22:41.436 --> 22:44.948
‫- خدا به همراهتون
‫- خدا به همراه شما

22:45.878 --> 22:49.992
‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس

22:49.993 --> 22:51.491
‫- آمین
‫- آمین

22:51.492 --> 22:52.739
‫به سلامت

22:52.956 --> 22:54.980
‫شکر خدا

22:54.981 --> 22:58.661
‫نمی‌دونم چرا پلیس فکر می‌کرد
‫روبی با من بوده

22:59.781 --> 23:01.981
‫بهشون گفتم تو از چیزی خبر نداری

23:02.461 --> 23:04.701
‫کاراگاه گفت

23:04.781 --> 23:07.221
‫که تمامی جزئیات

23:07.301 --> 23:08.581
‫ممکنه به درد بخورن

23:10.541 --> 23:11.981
‫کسی با یوآن حرف زده؟

23:12.541 --> 23:13.701
‫نه، هنوز نه

23:14.221 --> 23:16.301
‫باید بهش زنگ بزنیم، انجل

23:21.101 --> 23:21.941
‫بیب

23:22.821 --> 23:24.421
‫خسته شدی، شیر کوچولو؟

23:26.501 --> 23:27.581
‫چی گفتی؟

23:28.101 --> 23:29.781
‫اصلاً خسته نیست

23:33.701 --> 23:37.661
‫...یک هفته بعد، دیدم که پابرهنه
‫اونجا نشسته بودن و تا می‌کردن...

23:38.421 --> 23:40.781
‫- چی تا می‌کردن؟
‫- آتیش روشن می‌کردن و از اینجور کارها

23:40.861 --> 23:42.861
‫- البته، همیشه همینطورن
‫- درسته

23:42.941 --> 23:45.221
‫- نمی‌دونی کِی باید خفه خون بگیری
‫- سلام، عزیزم

23:45.301 --> 23:47.821
‫ناهار خیلی طول کشید

23:48.301 --> 23:50.501
‫- اسکار اینجا نیست؟
‫- نه، حتماً رفته

23:50.581 --> 23:53.421
‫- بیا یه لیوان مشروب کنارمون بخور
‫- خیلی خوش‌مزه‌ست

23:53.501 --> 23:54.541
‫انجل کجاست؟

23:55.861 --> 23:59.101
‫- فکر کنم ازمون دوری می‌کنه
‫- حتماً خیلی خجالت می‌کشه

23:59.181 --> 24:01.821
‫باورم نمیشه از ویگو پول گرفته

24:02.341 --> 24:05.461
‫باورم نمیشه از یه بچه سوءاستفاده کرده.
‫اصلاً قابل قبول نیست

24:05.541 --> 24:07.021
‫خیلی هم مسئله‌ی بزرگی نیست

24:07.101 --> 24:09.461
‫همه میگن یه فیلیپینی بگیر

24:09.541 --> 24:12.621
‫چون خیلی سخت‌کوش و قابل اعتمادن

24:12.701 --> 24:15.301
‫اون دختری که برامون کار می‌کرد...
‫اونی که اهل اسپانیا بود

24:15.381 --> 24:17.701
‫- سیلینا
‫- سیلینا عاشق خواب نیمروزی بود

24:17.781 --> 24:19.661
‫- درسته
‫- همیشه خواب بود

24:20.181 --> 24:24.701
‫ازمون دزدی می‌کرد.
‫لباس‌ها و کیف‌های کت رو می‌فروخت

24:24.781 --> 24:25.981
‫- واقعاً؟
‫- آره

24:26.061 --> 24:27.101
‫- توی اینترنت
‫- توی یه برنامه

24:27.181 --> 24:30.901
‫همیشه یه جوری وانمود می‌کنن
‫انگار ما داریم از اونا سوءاستفاده می‌کنیم

24:30.981 --> 24:34.261
‫اما در واقع ما قربانی‌های ساده‌لوح هستیم

24:34.341 --> 24:36.181
‫- قربانی؟ واقعاً؟
‫- آره

24:36.261 --> 24:39.181
‫روبی بدون خبر غیبش می‌زنه.
‫و انجل هم دزدی می‌کنه

24:39.261 --> 24:40.901
‫دزدی نمی‌کنه، کاترینا

24:42.221 --> 24:43.621
‫به نظرت اسم کارش چی بوده؟

24:47.861 --> 24:51.021
‫می‌دونستید روبی دنبال
‫یه خانواده‌ی دیگه می‌گشته؟

24:57.061 --> 24:58.181
‫نه، نمی‌دونستیم

24:59.501 --> 25:02.061
‫راسموس، تو نمی‌دونی
‫چرا می‌خواسته بره؟

25:04.141 --> 25:05.381
‫نه، اما...

25:05.461 --> 25:09.061
‫ولی می‌دونم کاراگاه به چی فکر می‌کرد،

25:09.141 --> 25:11.741
‫فکر می‌کرد من نمی‌تونم
‫دست‌هام رو کنترل کنم

25:11.821 --> 25:15.021
‫چقدر گستاخانه.
‫تو اصلاً از دخترهای آسیایی خوشت نمیاد

25:15.101 --> 25:18.501
‫- خوشم از واژن کج نمیاد
‫- نه

25:19.781 --> 25:21.141
‫راسموس از دخترهای
‫آسیایی خوشش نمیاد

25:21.221 --> 25:24.661
‫- این یه حقیقته
‫- شاید تو خوشت بیاد، مایک؟

25:24.741 --> 25:25.941
‫- نه
‫- ها؟

25:27.701 --> 25:28.701
‫نه

25:28.781 --> 25:31.341
‫مایک؟ عاشق پوست زردی؟

25:31.421 --> 25:33.221
‫- صد در صد
‫- نمی‌دونستم

25:33.301 --> 25:37.381
‫بهم گفتی به نظرت روبی خیلی خوشگله

25:37.461 --> 25:40.021
‫- این حرف رو نزدم
‫- پس چی گفتی؟

25:40.101 --> 25:43.701
‫گفتم به نظرم شبیه
‫یه پسر ۱۲ ساله نیست

25:43.781 --> 25:45.821
‫می‌دونی منظورم چیه

25:46.381 --> 25:48.341
‫- نه
‫- نمی‌دونم منظورت چیه

25:48.421 --> 25:50.461
‫حتماً، این...

25:51.381 --> 25:52.861
‫- فکر کنم...
‫- خودم شنیدم

25:52.941 --> 25:55.661
‫پاشو بریم خونه
‫تا همه‌ی اسرار رو نگفتی

25:55.741 --> 25:57.381
‫یا قبل از اینکه اون همه رو بگه

25:58.541 --> 25:59.701
‫بیخیال

26:04.581 --> 26:07.301
‫خیلی دوستتون دارم،
‫اما وقت رفتنه

26:11.101 --> 26:11.941
‫درسته

26:30.381 --> 26:32.573
‫[ کارلو: ویگو، کِی پست می‌ذاری؟ ]

26:33.381 --> 26:35.221
‫[ کارلو: اگه نذاری، اخراج میشی ]

27:17.141 --> 27:18.741
‫خبری نشد؟ چیزی پیدا نکردی؟

27:18.821 --> 27:21.981
‫کشیش چیزی نمیگه،
‫اما حس می‌کنم یه چیزایی می‌دونه

27:23.221 --> 27:25.061
‫می‌خوام برای بازجویی احضارش کنم

27:25.541 --> 27:26.421
‫باید فعلاً صبر کنی

27:26.501 --> 27:28.021
‫الان فقط یه حدس و گمانه

27:28.101 --> 27:30.381
‫اما اگه روبی صدمه دیده باشه...

27:31.941 --> 27:33.861
‫ببخشید، کارل.
‫باید جواب این تماس رو بدم

27:36.621 --> 27:37.461
‫آیشا هستم

27:38.061 --> 27:38.901
‫سلام

27:39.581 --> 27:41.181
‫کیف روبی رو پیدا کردن

27:47.741 --> 27:51.381
‫- کجا؟
‫- توی بوته‌ها بین بلویو و دور‌هیون

27:52.821 --> 27:53.901
‫باشه. ممنون

27:57.661 --> 27:59.501
‫- کارل
‫- بله، چی شده؟

28:00.261 --> 28:01.741
‫کیف روبی رو پیدا کردن

28:03.461 --> 28:04.821
‫خبر خوبی نیست

28:16.221 --> 28:17.141
‫خوابه

28:18.581 --> 28:19.701
‫بذار یه نگاهی بندازم

28:21.541 --> 28:22.781
‫مایک، نه

28:26.461 --> 28:28.541
‫- نکن. بس کن
‫- ها؟

28:33.141 --> 28:34.741
‫- ببخشید، فکر کردم...
‫- حتماً، من...

29:15.661 --> 29:18.661
‫سلام، سوآن. منم انجل

29:18.741 --> 29:20.741
‫دوست روبی توی دانمارک

29:21.341 --> 29:24.181
‫انجل، سلام. چی شده؟

29:24.901 --> 29:27.901
‫آخرین بار کِی با روبی حرف زدی؟

29:29.661 --> 29:35.381
‫آخرین بار کِی با روبی حرف زدم؟
‫روزی که باهام قطع رابطه کرد

29:35.901 --> 29:39.861
‫- چرا؟
‫- ها؟ قطع رابطه کردید؟

29:41.021 --> 29:42.901
‫آره، حدوداً یک هفته پیش

29:44.421 --> 29:45.781
‫بهت نگفته؟

29:47.141 --> 29:48.821
‫چه اتفاقی افتاد؟

29:50.101 --> 29:54.821
‫نمی‌دونم. فکر کنم
‫عاشق یه نفر دیگه شده

29:55.701 --> 29:57.901
‫رفتارش باهام خیلی سرد شده بود

29:57.981 --> 30:03.501
‫توضیح نداد که چرا
‫داره باهام به هم می‌زنه

30:15.005 --> 30:17.216
‫نمی‌تونی اینجا بخوابی، ویگو

30:18.088 --> 30:20.302
‫مامانت خوشش نمیاد

30:22.607 --> 30:23.795
‫لطفاً

30:24.776 --> 30:26.137
‫نه، ویگو

30:42.101 --> 30:46.021
‫باورم نمیشه همه چیز رو بهشون میگی

30:48.381 --> 30:49.461
‫اونا دوست‌هامونن

30:50.181 --> 30:53.181
‫لازم نبود قضیه‌ی پول رو بهشون بگی...

30:55.221 --> 30:57.901
‫قضیه‌ی تست بارداری رو هم
‫به راسموس گفته بودی

30:57.981 --> 31:00.541
‫چه مشکلی با راسموس داری؟
‫خجالت‌آوره

31:01.061 --> 31:04.181
‫می‌دونی چی خجالت‌آوره؟
‫نحوه‌ی حرف زدنشون

31:04.261 --> 31:06.981
‫و تو هم می‌خندیدی.
‫وقتی کنار اونایی خیلی آدم بدی میشی

31:08.661 --> 31:10.541
‫«عاشق پوست زرد»؟ حال به هم زنه!

31:17.941 --> 31:21.621
‫قضیه‌ی تست بارداری رو به پلیس گفتم

31:22.861 --> 31:24.021
‫شوخی می‌کنی!

31:24.621 --> 31:28.341
‫امیدوارم بهشون گفته باشی
‫توی یه مکان عمومی پیداش کردی

31:28.421 --> 31:32.941
‫کاراگاه بهم گفت بیش‌تر وقت‌ها مردم
‫بدون اینکه بدونن، کلید حل پرونده رو دارن

31:33.021 --> 31:34.581
‫خوشحالم که بهش گفتم

31:38.954 --> 31:41.628
‫[ راسموس هافمن ]

31:44.581 --> 31:45.941
‫یه تماس کاریه

31:50.781 --> 31:54.021
‫منظورش چی بود که تو گفتی
‫به نظرت روبی خوشگله؟

31:57.981 --> 32:01.181
‫- نمی‌دونم
‫- بس کن. حتماً یه چیزی گفتی

32:01.261 --> 32:02.181
‫نمی‌دونم

32:04.901 --> 32:05.781
‫روحمم خبر نداره

32:14.621 --> 32:16.861
‫میشه بری ببینی
‫ویگو توی اتاقشه یا نه؟

32:17.861 --> 32:21.781
‫فقط... به نظرم نباید همیشه
‫بره توی اتاق انجل

32:25.461 --> 32:27.141
‫چشم، زیبای خفته

32:30.621 --> 32:31.781
‫[ تماس بی‌پاسخ ]

32:35.141 --> 32:36.981
‫[ راسموس: امیدوارم توی دردسر ننداخته باشمت ]

32:48.737 --> 32:51.150
‫[ روبی: کِی از تعطیلات برمی‌گردی؟ ]

32:58.083 --> 33:00.339
‫[ روبی: ممنون که گذاشتی
‫بشینم پشت ماشینت ]

33:00.340 --> 33:02.840
‫[ مایک: خواهش می‌کنم. نمی‌دونم حاضرم
‫بذارم پارکش کنی یا نه ]

33:03.144 --> 33:05.109
‫[ مایک: یکشنبه می‌بینمت ]
‫[ روبی: بهترین روز هفته‌ست ]

33:21.781 --> 33:23.621
‫ویگو روی تخت خودش خوابیده

33:30.187 --> 33:34.187
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

33:34.188 --> 33:38.188
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

33:38.189 --> 33:53.189
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
