WEBVTT

00:06.880 --> 00:09.116
‫پس اون زن مجهول‌‌‌الهویه که‬
‫روی ریل قطار بود‬

00:09.140 --> 00:13.656
‫در واقع مهندس زیست‌پزشکی بوده که‬
‫توی آزمایشگاه‌های ثور کار می‌کرد.‬

00:13.680 --> 00:16.156
‫همون شرکت تکنولوژی که خبرساز شد‬
«آنچه در اسکارپتا گذشت»

00:16.180 --> 00:17.866
بخاطر چاپ سه‌بعدی اندام‌های انسان؟‬

00:17.890 --> 00:19.956
حرف از دسترسی امنیتی زدن.

00:19.980 --> 00:22.626
‫مارینو میگه فکر می‌کنی مت پیترسن‬
‫ممکنه دست داشته باشه؟‬

00:22.650 --> 00:24.256
‫اگه واقعاً ربطی به این موضوع داشته باشه،‬

00:24.280 --> 00:26.376
‫اون‌وقت مرگ گوئن تقصیر منه.‬

00:26.400 --> 00:28.796
‫می‌دونی که نباید چیزی به زنت بگی، درسته؟‬

00:28.820 --> 00:29.926
‫منظورت زنم که

00:29.950 --> 00:32.636
پزشک ارشد کالبدشکافی این پرونده‌ست؟

00:32.660 --> 00:34.386
‫مگه قرار نیست این کار رو
توی اتاق‌خوابتون انجام بدید؟‬

00:34.410 --> 00:37.306
‫این خواهر‌زاده‌م لوسیه.‬
‫لوسی، ایشون بنتون هستن.‬

00:37.330 --> 00:41.146
‫چرا ابی تورنبول همیشه پاپیچ ما میشه؟‬

00:41.170 --> 00:44.726
‫وظیفه‌ی خدمتگزاران جامعه‌ست که‬
‫حقیقت رو به گوش مردم برسونن.‬

00:44.750 --> 00:47.856
‫یه قاتل سریالی اون بیرونه.‬

00:47.880 --> 00:50.606
‫تا جمعه وقت دارم قبل از اینکه‬
‫دوباره آدم بکشه، بگیرمش.‬

00:50.630 --> 00:54.486
‫می‌تونیم صابون رو ردیابی کنیم و‬
‫دایره‌ی مظنونین رو محدودتر کنیم.‬

00:54.510 --> 00:55.786
‫هنوز فکر می‌کنی کارِ مت پیترسنه؟‬

00:55.810 --> 00:57.536
‫هنوز چیزی ندیدم که خلافش رو ثابت کنه.‬

00:57.560 --> 00:58.786
‫چیزی که برات فرستادم رو دیدی؟‬

00:58.810 --> 01:00.036
لابد شوخیت گرفته دیگه.

01:00.060 --> 01:01.496
‫- پیتر.‬
‫- متأسفم، باید برم.‬

01:01.520 --> 01:04.024
‫فکر کنم اشتباه بزرگی کردم.‬

01:05.190 --> 01:07.336
‫مارینو، وایستا!‬

01:07.360 --> 01:08.796
‫گوئن هینی رو از کجا می‌شناختی؟‬

01:08.820 --> 01:12.090
‫می‌خواستم بفهمم اصلاً همچین چیزی‬
‫ممکنه یا نه.‬

01:12.115 --> 01:12.937
‫چی؟‬

01:12.962 --> 01:16.596
‫اندام‌های مصنوعیِ کاملاً سازگار و کارآمد.‬

01:16.620 --> 01:19.056
‫وقتی آدما می‌میرن، دیگه تمومه.‬

01:19.080 --> 01:22.000
‫اونا رفتن. لعنتی، اونا دیگه نیستن.‬

01:28.295 --> 01:32.884
بامابین تقدیم می‌کند
:.:Bamabin.com:.:

01:35.608 --> 01:39.155
برای دسترسی بهتر و راحت‌تر
اپ بامابین رو از سایت دانلود کنید

01:41.527 --> 01:47.065
کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
Instagram: Bamabin_com
Telegram: @Bamabin_com

03:08.352 --> 03:11.217
«اسکارپتا»

03:11.242 --> 03:13.452
«بر اساس رمان‌های پاتریشیا کورن‌ول»

03:13.477 --> 03:15.646
«سازنده لیز سارانوف»

03:15.671 --> 03:17.030
«نویسنده»
«متیو زاکر»

03:17.457 --> 03:19.210
«کارگردان»
«شارلوت برند‌استورم»
«دیوید گوردون گرین»

03:51.770 --> 03:53.690
‫- آزمایشگاه‌های ثور؟‬
‫- آره.‬

03:55.320 --> 03:57.586
‫گوئن هینی اینجا کار می‌کرد.‬

03:57.610 --> 03:59.640
‫- به مرگش ربط داره؟‬
‫- آزمایشگاه‌های ثور‬

03:59.665 --> 04:01.096
‫- با وزارت دفاع قرارداد دارن.‬
‫- این به مرگ اون...‬

04:01.120 --> 04:04.636
‫دکتر کی اسکارپتا، ایشون‬
‫همکارم سیرا پاترون هستن.‬

04:04.660 --> 04:07.476
‫از دیدنتون خوش‌وقتم،‬
‫دکتر اسکارپتا. ممنون که اومدید.‬

04:07.500 --> 04:09.606
‫خب، انگار چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم، داشتم؟‬

04:09.630 --> 04:11.146
‫خب، از من چی می‌خواید؟‬

04:11.170 --> 04:15.236
‫خب، ما به یه پزشک قانونی نیاز داریم تا‬
‫یه کالبدشکافیِ غیرمعمول انجام بده.‬

04:15.260 --> 04:17.196
‫شنیدیم که شما بهترین هستید.‬

04:17.220 --> 04:20.520
‫لازم نیست
هندونه زیر بغلم بذارید. من اینجام.‬

04:22.510 --> 04:25.786
‫خب، سه ماه پیش،
ثور یه آزمایشگاه زیست‌پزشکیِ‬

04:25.810 --> 04:29.876
‫آزمایشی راه انداخت تا توی مدار،‬
‫اندام‌های انسان رو به‌صورت سه‌بعدی چاپ کنه.‬

04:29.900 --> 04:32.876
‫ظاهراً شرایط توی فضا رشد رو بهینه می‌کنه.‬

04:32.900 --> 04:37.546
‫ریزگرانش. حتی ریزترین رگ‌های خونی‬
‫هم می‌تونن خودشون رو نگه دارن.‬

04:37.570 --> 04:41.006
‫خب، امروز صبح، مرکز کنترل زمینی‬
‫تمام تماس‌هاش رو با مدارگرد از دست داد،‬

04:41.030 --> 04:44.346
‫و حدود سه ساعت بعد از اون
یه شیء ناشناس رو‬

04:44.370 --> 04:46.976
‫شناسایی کردیم که داشت دوباره
وارد جو زمین می‌شد‬ ‫و کاملاً متلاشی شد‬

04:47.000 --> 04:48.998
‫- بر فراز حریم هوایی آمریکا.‬
‫- مدارگرد.‬

04:49.023 --> 04:51.146
‫خب، چه اتفاقی براش افتاد؟‬

04:51.170 --> 04:56.146
‫خب، شما اینجایید که همین رو به ما بگید.‬

04:58.840 --> 05:01.906
‫تا جایی که می‌دونیم، سرعت مدارگرد کم شد،‬

05:01.930 --> 05:05.616
‫که باعث شد سقوط آزاد کنه، بعدش هم‬
‫جو زمین کار رو تموم کرد.‬

05:05.640 --> 05:08.246
‫با سرعت تقریباً ۲۷ هزار کیلومتر در ساعت،‬

05:08.270 --> 05:11.286
‫اصطحکاک هوا باعث شده تقریباً بلافاصله‬
‫شروع به سوختن کنه.‬

05:11.310 --> 05:13.586
‫مدارگردِ ثور نُه تا ماژول داشت،‬

05:13.610 --> 05:17.626
‫اما آزمایشگاه تنها بخشی بود که محافظِ‬
‫تشعشعات خورشیدیِ اضافی داشت.‬

05:17.650 --> 05:20.256
‫سه نفر توی اون مدارگرد زندگی می‌کردن.‬

05:20.280 --> 05:24.506
‫دو تا فضانوردِ تجاری، یه آمریکایی و‬
‫یه روسی برای اداره‌ی ایستگاه.‬

05:24.530 --> 05:28.976
‫و یه مهندس زیست‌پزشکی از آزمایشگاه‌های ثور‬
‫برای انجام آزمایش‌ها، جرد هورتون.‬

05:29.000 --> 05:31.766
‫با استفاده از اشعه‌ی ایکسِ متالورژیک
متوجه شدیم‬ ‫که دو تا جسد‬

05:31.790 --> 05:33.710
‫داخل لاشه‌ی آزمایشگاه هست.‬

05:34.840 --> 05:37.530
‫توی کل تاریخِ برنامه‌ی فضایی‌مون،‬

05:37.555 --> 05:39.566
‫هرگز مرگی توی مدار نداشتیم.‬

05:39.590 --> 05:42.986
‫باید هرچه سریع‌تر بفهمیم چه اتفاقی‬
‫برای این مردان افتاده.‬

05:43.010 --> 05:44.486
‫چی باعث مرگشون شده،‬

05:44.510 --> 05:47.192
‫و به همین دلیل، از یه
متخصصِ مشهور دعوت کردیم،‬

05:47.252 --> 05:51.350
‫دکتر کی اسکارپتا، تا اولین کسی باشه که‬
‫بقایای اون‌ها رو معاینه می‌کنه.‬

05:53.690 --> 05:57.586
‫گوئن هینی، که اون هم مهندس زیست‌پزشکی توی ثور بود،‬

05:57.610 --> 06:02.160
‫هفته‌ی گذشته جسدش در حالی که
به قتل رسیده بود‬ ‫توی ویرجینیا پیدا شد.‬

06:03.320 --> 06:06.056
‫ما معتقدیم گوئن توی خونه‌اش کشته شده،‬

06:06.080 --> 06:07.966
‫بعد جسدش منتقل شده‬

06:07.990 --> 06:10.556
‫و توی جزیره‌ی دینجرفیلد رها شده.‬

06:10.580 --> 06:13.806
‫هینی تابستون گذشته تحت نظرِ اداره قرار گرفت‬

06:13.830 --> 06:15.516
‫وقتی اطلاعاتی به دستمون رسید‬

06:15.540 --> 06:18.186
‫مبنی بر اینکه اون داشت اسرار تجاریِ حساس رو‬

06:18.210 --> 06:20.170
‫به رقبای خارجی‌مون، یعنی روس‌ها، می‌فروخت.‬

06:21.420 --> 06:24.356
‫دو روز بعد از مرگ گوئن هینی،‬

06:24.380 --> 06:29.720
‫جرد هورتون یه تماس کوتاه از مدارگردِ ثور‬
‫با موبایل اون گرفت.‬

06:35.310 --> 06:38.190
‫«سلام از فضا عزیزم. حالت چطوره؟»‬

06:39.270 --> 06:40.626
‫این یعنی چی؟‬

06:40.650 --> 06:44.216
‫خب، ما فکر می‌کنیم معنیش اینه که‬
‫جرد هورتون و گوئن هینی‬

06:44.240 --> 06:48.426
‫با هم همدست بودن تا
بیوتکنولوژی رو به روس‌ها بفروشن،‬

06:48.450 --> 06:52.960
‫و قتل اون یه جورایی به اون دو تا مردِ مرده‌ی‬
‫داخل مدارگرد ربط داره.‬

06:57.330 --> 06:59.186
‫می‌خوام با سرپرستت صحبت کنم.‬

06:59.210 --> 07:00.606
‫چرا با بخش فروش نه؟‬

07:00.630 --> 07:05.066
‫چون قبلاً با اون یارو توی بخش فروش و‬
‫حسابداریِ بوراواش صحبت کردم،‬

07:05.090 --> 07:08.616
‫و دو بار هم با اون احمقِ توی روابط عمومی.‬

07:08.640 --> 07:09.986
‫اصلاً می‌دونی چیه؟‬

07:10.010 --> 07:13.906
‫دیگه وصل نکن این‌ور اون‌ور. شما،‬
‫جناب، قراره قهرمان من باشی‬

07:13.930 --> 07:16.246
‫چون دارم دنبال یه قاتل سریالی می‌گردم‬

07:16.270 --> 07:20.046
‫و ۱۰۰ هزار زن توی
این شهر هستن که وقتشون داره تموم میشه.‬

07:20.070 --> 07:22.626
بورواش سمی نیست، خانم.‬

07:22.650 --> 07:25.126
‫- چی؟‬
‫- نمی‌تونه بکشتت.‬

07:25.150 --> 07:28.046
‫خب، ازت می‌خوام که واقعاً گوش بدی.‬

07:28.070 --> 07:33.386
‫من دکتر کی اسکارپتا هستم.
پزشک کالبدشکافی ارشد ویرجینیا،‬

07:33.410 --> 07:35.686
‫و روی مرگ‌ومیرها تحقیق می‌کنم. متوجهی؟‬

07:35.710 --> 07:37.976
‫یعنی مثل بازپرس قتل؟‬

07:38.000 --> 07:41.896
‫نه. نه، نه. اصلاً شبیه بازپرس قتل نیست. ببین،‬

07:41.920 --> 07:47.816
‫همین الان لیست تمام مشتری‌های
بورواش توی الکساندریا رو می‌خوام.‬

07:47.840 --> 07:49.656
‫و اگه اون لیست رو بهم ندی،‬

07:49.680 --> 07:54.156
‫یه حکم دادگاه با اسم خودت روش،
میاد سر میزت.‬

07:54.180 --> 07:56.206
‫اسم منو می‌دونی؟‬

07:56.230 --> 08:00.836
‫چی؟ لعنتی...‬

08:00.860 --> 08:03.836
‫- آره. یادداشتش کردم.‬
‫- می‌تونم چند لحظه پشت خط نگهتون دارم؟‬

08:03.860 --> 08:06.926
‫نه. نه! نه! نه!‬

08:12.240 --> 08:15.266
‫این مقاله‌های اب تورنبول زیاد کمکی نمی‌کنن.‬

08:15.290 --> 08:18.686
‫حداقل از نظر ترسوندن مردم.‬

08:18.710 --> 08:20.976
‫فروش اسلحه سر به فلک کشیده.‬

08:21.000 --> 08:24.476
‫چشم به هم بزنی، می‌بینیم توی
شهری پر از ترسوهای لرزون هستیم‬

08:24.500 --> 08:26.196
‫که همشون تا دندون مسلح‌ان.‬

08:26.220 --> 08:30.066
‫یه عالمه حادثه پیش میاد.‬
‫همه به فنا میرن.‬

08:30.090 --> 08:34.656
‫رسانه‌ای شدن می‌تونه اعتمادبه‌نفس قاتل رو
ببره بالا. این یعنی جنازه‌های بیشتر.‬

08:34.680 --> 08:36.576
پس میگی امشب حمله می‌کنه؟‬

08:36.600 --> 08:38.496
‫بدبخت شدیم.‬

08:38.520 --> 08:42.996
بورواش توی ۷۳ تا ساختمون شهری و
دولتی توی الکساندریا و واشنگتن استفاده میشه.‬

08:43.020 --> 08:46.086
‫دادگاه‌ها، بیمارستان‌های بخش،
اداره‌ی راهنمایی رانندگی.‬

08:46.110 --> 08:48.176
‫هنوز حتی سراغ کسب‌وکارهای خصوصی نرفتم.‬

08:48.200 --> 08:51.966
‫پس حداقل ۱۰ هزار تا کارمند توی کل شهر؟‬

08:51.990 --> 08:53.676
‫- حداقل.‬
‫- یا خدا!‬

08:53.700 --> 08:57.250
‫بخش الف تا ج، چ تا ف، یا ق تا ی رو می‌خوای؟‬

08:58.370 --> 09:00.146
‫و بعدش چی، با ۱۰ هزار نفر مصاحبه کنیم؟‬

09:00.170 --> 09:01.856
‫آره، خب، معلومه که باید محدودش کنم،‬

09:01.880 --> 09:04.146
‫هنوز نمی‌دونم چطوری، ولی انجامش میدیم.‬

09:04.170 --> 09:07.066
‫می‌دونی که الان ساعت ۶ عصره، نه؟‬

09:07.090 --> 09:09.106
یعنی تا دوشنبه دستمون به هیچ‌کس نمی‌رسه.‬

09:09.130 --> 09:13.406
‫خب، چیکار کنیم؟ جمعه‌شبه. زن‌ها می‌ترسن برن خونه.‬

09:13.430 --> 09:17.746
‫تو هم باید بری خونه پیش خواهرزاده‌ت.‬
‫در و پنجره‌ها رو قفل کن.‬

09:17.770 --> 09:19.366
‫ببین، من قرار نیست همین‌طوری یه جا بشینم.‬

09:19.390 --> 09:23.586
‫من پلیسم. امشب شبیه که اون حمله می‌کنه.
توی اون خیابون‌های لعنتی گشت می‌زنم.‬

09:23.610 --> 09:27.706
‫ببین، خدا کنه این همه توجه نتیجه‌ی عکس بده،‬

09:27.730 --> 09:29.336
‫و باعث بشه آفتابی نشه.‬

09:29.360 --> 09:32.926
‫حداقل می‌تونیم توافق کنیم که با اولین
نشونه‌ی خطر، به هم خبر بدیم؟‬

09:32.950 --> 09:34.200
خب؟‬

09:36.290 --> 09:39.056
‫دکتر، می‌خوای برسونمت؟ خودم دارم‬
‫می‌رم اون سمتی.‬

09:39.080 --> 09:42.210
‫یا اگه این‌طوری راحت‌تری، می‌تونم پشت سرت بیام.‬

09:43.540 --> 09:44.580
‫خودم می‌تونم برم خونه.‬

10:05.860 --> 10:06.990
‫هی.‬

10:09.480 --> 10:11.070
‫داری چی تایپ می‌کنی؟‬

10:12.610 --> 10:13.740
‫لوسی؟‬

10:15.030 --> 10:16.740
‫نه؟ هیچی؟‬

10:26.880 --> 10:28.840
‫لوس؟ می‌خوایم بریم فیلم ببینیم.‬

10:29.920 --> 10:30.920
‫باشه؟‬

10:33.130 --> 10:36.656
‫اون همیشه یکم بدقلق بوده... پیت.‬

10:36.680 --> 10:38.786
‫همه‌مون می‌دونیم واقعاً اهل خانواده نیست،‬

10:38.810 --> 10:43.570
‫ولی پسر، تا حالا ندیده بودم این‌طوری
از کوره در بره، تو دیده بودی؟‬

10:44.980 --> 10:48.730
‫مثلاً اگه ما نرسیده بودیم،
می‌خواست اون یارو رو بکشه؟‬

10:55.990 --> 11:00.466
‫مطمئنم هیچ‌کدوم از اون حرف‌هایی که زد رو از ته دل نگفت.‬

11:00.490 --> 11:02.636
‫فقط... از کوره در رفت.‬

11:02.660 --> 11:05.266
‫- می‌دونی؟‬
‫- راستش فکر کنم جدی می‌گفت.‬

11:05.290 --> 11:09.960
‫و فکر کنم یه مدتی بود که
می‌خواست این‌ها رو بهم بگه.‬

11:14.510 --> 11:16.866
‫من...‬

11:16.890 --> 11:20.616
‫دیدم چی روی صفحه‌ت بود... یعنی، کی روی صفحه‌ت بود،‬

11:20.640 --> 11:24.230
‫وقتی اون روز اومدم پیشت.‬

11:26.310 --> 11:28.246
خوشگله، لوسی.‬

11:28.270 --> 11:33.756
‫و فقط می‌خوام بگم... اشکالی نداره.‬

11:33.780 --> 11:37.410
‫می‌دونی، هر کسی یه جوری با غمش کنار میاد.‬

11:38.490 --> 11:42.660
‫و راستش به هیچ‌کسی هم ربطی نداره جز خودت.‬

11:48.710 --> 11:54.646
‫هی، یه بطری از یه چیزی که اون‌قدرها
هم بد نیست اون‌جا روی قفسه دارم،‬

11:54.670 --> 11:58.390
‫اگه شاید بخوای...‬
‫یه چیزی بزنیم؟ با هم وقت بگذرونیم؟‬

12:00.430 --> 12:04.446
‫می‌دونی، فکر کنم بهتره برم خونه
و یه سری به پیت بزنم.‬

12:04.470 --> 12:06.746
‫آره. آره.‬

12:06.770 --> 12:09.876
‫نه، آره، البته، این...
فکر خوبیه. باید همین کار رو بکنی.‬

12:09.900 --> 12:12.400
‫ولی دفعه‌ی بعد روی من حساب کن.‬

12:13.480 --> 12:16.860
باشه.‬

12:22.080 --> 12:24.346
همینجوری بلند شد و رفت.

12:24.370 --> 12:27.596
‫خیلی خجالت کشیدم.
حتی به ماهیش دست هم نزد.‬

12:27.620 --> 12:31.936
‫ولی به گمونم به خاطر اون چشم‌ها بود.‬

12:31.960 --> 12:37.696
‫احتمالاً نباید اون کار رو می‌کردم،
ولی خب، معما چو حل شود آسان شود.‬

12:37.720 --> 12:39.986
‫- دنبال چی می‌گردی؟‬
‫- دنبال سیگار می‌گردم.‬

12:40.010 --> 12:43.326
‫یه سیگار می‌خوام چون یکم مستم و
دلم می‌خواب سیگار بکشم.‬

12:43.350 --> 12:46.706
‫خب، هیچ‌وقت توی خونه‌ی لوسی سیگار پیدا نمی‌کنی.‬

12:46.730 --> 12:49.876
‫واقعاً؟‬

12:49.900 --> 12:51.416
‫پس این چیه؟‬

12:51.440 --> 12:55.416
‫- این ماری‌جواناست.‬
‫- چه بهتر. چه بهتر.‬

12:55.447 --> 12:59.112
‫به نظرت این کار عاقلانه‌ست؟‬

13:00.860 --> 13:05.176
‫نه تنها عاقلانه‌ست، بلکه لازمه.‬

13:06.500 --> 13:11.766
‫جانت، ممنونم. ممنونم، ممنونم، ممنونم که بهم گفتی.‬

13:11.790 --> 13:15.396
‫معلومه که عاشقشه. وگرنه چرا باید این کارها رو بکنه؟‬

13:15.420 --> 13:17.146
‫نه، نه.‬

13:17.170 --> 13:19.396
‫اصلاً نباید اون حرف رو می‌زدم.‬

13:19.420 --> 13:23.696
‫مـ... منظورم این نبود که واقعیت داره،‬
‫یا یه حسِ واقعی باشه.‬

13:23.720 --> 13:26.786
‫بیشتر شبیه یکی از اون چیزمیزایِ‬
‫عشقِ یک‌طرفه‌ست‬

13:26.810 --> 13:28.072
‫که یکم بیشتر از اونی که آدم... طول می‌کشه.‬

13:28.145 --> 13:28.956
‫نه.‬

13:28.980 --> 13:30.786
‫نه.‬

13:30.810 --> 13:35.546
‫چون اون حتی برای دسرِ بیکد آلاسکا هم نموند
‫با اینکه عاشقِ مرنگه.‬

13:35.570 --> 13:39.086
‫باشه، حتی اگه حقیقت هم داشت...‬
‫که نمیگم داشت...‬

13:39.110 --> 13:44.410
‫کاملاً معلومه که مارینو الان عاشقِ کیه‬
‫و می‌خواد با کی باشه.‬

13:45.740 --> 13:46.806
‫من؟‬

13:46.830 --> 13:49.306
‫آره، معلومه که تو.‬

13:49.330 --> 13:53.154
‫آره، یه زمانی منم همین فکر رو می‌کردم.‬
‫همون اوایل.‬

13:53.179 --> 13:56.485
‫الان، فقط یه جایزه‌ی تسلی‌بخشِ لعنتی‌ام.‬

14:00.510 --> 14:01.946
‫دارم چه غلطی رو تماشا می‌کنم؟‬

14:01.970 --> 14:03.696
‫- سلام عزیزم.‬
‫- اینجا چیکار می‌کنی مامان؟‬

14:03.720 --> 14:05.486
‫داری چی می‌کشی؟‬

14:05.510 --> 14:10.286
‫راستش نمی‌دونم.‬
‫توی کشوت پیداش کردم.‬

14:10.310 --> 14:12.786
‫کسی نمی‌خواد بهم بگه اینجا چه خبره؟‬

14:12.810 --> 14:13.890
‫داشتیم حرف می‌زدیم.‬

14:15.480 --> 14:17.916
‫تو... نه.‬

14:17.940 --> 14:19.836
‫فقط تو اجازه داری باهاش حرف بزنی؟‬

14:19.860 --> 14:22.256
‫آره، آره. مخصوصاً وقتی طوری باهام‬
‫رفتار می‌کنی که انگار دیوونه‌ام...‬

14:22.280 --> 14:24.176
‫- چون اصلاً از اول این کار رو کردم.‬
‫- نه.‬

14:24.200 --> 14:27.154
‫من جنت رو دوست دارم. عاشقشم.‬

14:28.330 --> 14:30.250
‫جنت طوری باهام حرف می‌زنه که انگار آدمم.‬

14:31.710 --> 14:34.646
‫مثلِ آدمی که دلش می‌خواد باهاش هم‌صحبت بشه.‬

14:34.670 --> 14:38.186
‫نه فقط مثلِ یه...‬

14:38.210 --> 14:42.486
‫بارِ اضافی که باید تا ابد تحملش کرد.‬

14:42.510 --> 14:44.356
عجب! تو رو خدا بس کن.‬

14:44.380 --> 14:47.826
‫و من تنها بودم. شوهرم کجاست؟‬

14:47.850 --> 14:49.946
این شوهر لامصبم کجاست؟‬

14:49.970 --> 14:52.260
‫پیتر کجاست؟‬

14:59.876 --> 15:01.376
‫چیزی داری که خشک نشده باشه؟‬

15:02.940 --> 15:07.926
‫به نظرم گل‌های اینجا
کلاً با شرایط جور در میان.‬

15:07.950 --> 15:09.490
‫زنته یا دوست‌دخترت؟‬

15:11.240 --> 15:14.226
‫- به تو ربطی نداره.‬
‫- در هر صورت،‬

15:14.250 --> 15:16.396
‫این گل‌های داوودی کارِت رو راه می‌ندازه.‬

15:16.420 --> 15:18.919
‫اگه می‌خوای مظلوم‌نمایی کنی،‬
‫هرچی غمگین‌تر باشه بهتره.‬

15:23.260 --> 15:26.906
‫ولی اگه واقعاً می‌خوای دلش رو به دست بیاری...‬
‫داداش، برو سراغِ بلیت‌های بخت‌آزمایی.‬

15:26.930 --> 15:28.776
‫دخترا بیشتر از هر چیزی عاشقِ امیدن.‬

15:28.800 --> 15:31.680
‫زنم قطعاً به یه چیز نیاز نداره،‬
‫اونم پولِ بیشتره.‬

15:32.970 --> 15:35.246
‫با زنی ازدواج کردی که پولِ بیشتر نمی‌خواد؟‬

15:35.270 --> 15:37.576
‫عجب آدمِ خوش‌شانسی هستی تو.‬

15:43.900 --> 15:46.926
‫یه بسته سیگارِ پریمیوم هم بهم بده.‬

15:46.950 --> 15:49.846
‫تو فازِ اینم که همه چی رو به گند بکشم.‬

15:49.870 --> 15:54.580
‫آره، حالشو ببر. معلوم نیست‬
‫این پاکت به کجا ختم بشه.‬

15:56.330 --> 15:57.476
عاشقتم.

16:12.560 --> 16:17.940
‫هی دکتر، در موردِ قضیه‌ی پیترسن‬
‫یه خبرِ خوب دارم یه خبرِ بد.‬

16:19.270 --> 16:22.400
‫حق با تو بود. اون این کار رو نکرده.‬

16:25.190 --> 16:27.736
‫خب، گذشته‌ها گذشته.‬
‫می‌تونیم فراموشش کنیم.‬

16:30.200 --> 16:32.830
‫بخشِ بدش اینه که من...‬

16:34.830 --> 16:36.670
‫لعنتی. پاکش کن.‬

16:38.370 --> 16:40.856
‫پیام رو پاک کن.‬

16:40.880 --> 16:42.766
‫پیام رو پاکِ پاک کن.‬

16:42.790 --> 16:47.316
‫پیام رو پاک کن. پاک کن دیگه! آشغالِ عوضی.‬

16:56.930 --> 16:59.326
‫خیلی خب، پیت.‬

16:59.350 --> 17:00.730
‫خودت رو جمع‌وجور کن.‬

17:01.860 --> 17:07.046
این کسخل راست می‌گفت،
واقعاً آدمِ خوش‌شانسی هستی.‬

17:11.240 --> 17:13.716
‫ببین، می‌دونم ناراحتی.‬

17:13.740 --> 17:16.886
‫ولی من فقط چند روز بود
که در موردِ گوئن می‌دونستم.‬

17:16.910 --> 17:20.146
‫فقط چند روز؟ عالیه. باشه.‬

17:20.170 --> 17:23.266
‫خب، این حالم رو بهتر می‌کنه.‬
‫فقط یه خیانتِ کوتاه؟‬

17:23.290 --> 17:24.670
‫می‌دونم. عصبانی هستی.‬

17:25.750 --> 17:28.026
‫نه. عصبانی نیستم.‬

17:28.050 --> 17:29.946
‫دارم از خشمِ منفجر میشم.‬

17:29.970 --> 17:31.406
‫وقتی اینطوری میگی،‬

17:31.430 --> 17:34.236
‫خیلی ترسناک‌تر از اینه که سرم داد بزنی.‬

17:34.260 --> 17:38.140
‫آره خب، من حرفه‌ای‌ام.‬

17:45.320 --> 17:47.126
‫هی. اوه، آروم باش.‬

17:47.150 --> 17:49.876
‫داشتم به همه چی شک می‌کردم
به کلِ سابقه‌ی کاریم.‬

17:49.900 --> 17:52.136
‫همه چی، اولین پرونده‌ام، همه‌اش.‬

17:52.160 --> 17:54.796
‫و تو می‌تونستی تمامِ اون نگرانی و ترس رو‬
‫توی یه لحظه از بین ببری.‬

17:54.820 --> 17:56.056
‫- کِی.‬
‫- می‌تونستی جلویِ‬

17:56.080 --> 17:57.426
‫تمامِ اون رنج رو بگیری، ولی نگرفتی،‬

17:57.450 --> 17:59.726
‫در حالی که می‌دونستی.
می‌دونستی. کی این کار رو می‌کنه؟‬

17:59.750 --> 18:02.016
‫- کی با زنش اینطوری می‌کنه؟‬
‫- اون دوربینِ اون بالا...‬

18:02.040 --> 18:04.016
‫با زنی که قراره بیشتر از هر چیزی دوستش داشته باشی.‬

18:04.040 --> 18:06.316
‫داره مستقیم یه جایی پخش میشه و آدم‌ها‬
‫دارن با دقتِ زیادی تماشا می‌کنن،‬

18:06.340 --> 18:07.476
‫احتمالاً توی کاخِ سفید.‬

18:07.500 --> 18:09.396
‫باشه. خب، عالیه.‬

18:09.420 --> 18:11.960
‫مطمئنم قبلاً هم دعوایِ دو نفر رو دیدن.‬

18:34.996 --> 18:36.286
‫اول شما بفرمایید.‬

18:43.120 --> 18:45.080
‫حالا نوبتِ نمایشِ شماست، دکتر اسکارپتا.‬

19:07.690 --> 19:10.086
‫داریم به چی نگاه می‌کنیم؟‬

19:10.110 --> 19:11.756
‫اندام‌ها.‬

19:11.780 --> 19:16.426
‫کلی اندام‌هایِ مصنوعیِ زیستی.‬

19:25.870 --> 19:28.540
‫- این همون چیزیه که می‌خوای ببینی؟‬
‫- بله.‬

19:30.090 --> 19:33.186
‫- دکتر دولیتل چی؟‬
‫- نه.‬

19:33.210 --> 19:36.566
‫- می‌خوام اسکالی رو ببینم.‬
‫- اسکالی؟‬

19:36.590 --> 19:38.616
‫می‌دونی، همکارِ مالدر.‬

19:38.640 --> 19:41.826
‫اونم مثل تو دکتره، و مأمور اف‌بی‌آی،‬
‫همون چیزی که من می‌خوام بشم.‬

19:41.850 --> 19:44.866
‫از کی تا حالا؟ فکر می‌کردم‬
‫کلِ زندگیت کامپیوتره.‬

19:44.890 --> 19:49.350
‫شاید می‌خوام مثل تو آدم‌بدا رو بگیرم،‬
‫ولی با جنازه‌های کمتر.‬

19:51.480 --> 19:54.466
‫- دوتا واسه فیلمِ پرونده‌های ایکس، لطفاً.‬
‫- بله.‬

19:55.900 --> 19:57.796
‫- داری واسه من فیش‌فیش می‌کنی؟‬
‫- آره.‬

19:57.820 --> 19:59.346
‫چی می‌خوای؟‬
‫پیتزا؟ گشنته؟‬

19:59.370 --> 20:00.426
‫- اون... باشه.‬
‫- بله.‬

20:00.450 --> 20:01.506
‫- می‌شه دیگه واسم فیش‌فیش نکنی؟‬
‫- نه.‬

20:01.530 --> 20:02.676
‫باشه.‬

20:02.700 --> 20:07.846
‫هی لوس، می‌دونی، اون پسره رو یادته‬
‫که اون شب دیدی؟‬

20:07.870 --> 20:10.646
‫- بنتون؟‬
‫- آره، بنتون.‬

20:10.670 --> 20:12.526
‫پسرِ خوبی بود. با هم کار می‌کنید؟‬

20:12.550 --> 20:14.186
‫راستش، اون توی اف‌بی‌آی کار می‌کنه.‬

20:14.210 --> 20:15.696
عجب!‬

20:15.720 --> 20:19.486
‫فقط می‌خوام بدونی که...‬

20:19.510 --> 20:23.366
‫هر چی که دیدی...‬
‫دیگه تکرار نمی‌شه.‬

20:23.390 --> 20:26.496
‫واسم مهم نیست خاله کِی. مامانم‬
‫همیشه پسرا رو میاره خونه.‬

20:26.520 --> 20:31.416
‫اون شب اینجا نموند لوسی،‬
‫در آینده هم خبری نخواهد بود.‬

20:31.440 --> 20:33.796
‫ما هر کاری دلمون بخواد‬
‫می‌تونیم بکنیم، مگه نه خاله کِی؟‬

20:33.820 --> 20:37.756
‫و الانم، فکر کنم واقعاً‬
‫دلم بستنی می‌خواد.‬

20:37.780 --> 20:40.846
‫ابی. سلام.‬

20:40.870 --> 20:43.750
‫انگار هم‌فکر بودیم.‬
‫بیرون بهتر از خونه‌ست، مگه نه؟‬

20:44.740 --> 20:47.016
‫نمی‌دونستم دختر داری.‬

20:47.040 --> 20:48.596
‫نه، ندارم.‬

20:48.620 --> 20:50.556
‫لوسی، این... اون خواهرزاده‌مه.‬

20:50.580 --> 20:53.356
‫اون دخترِ خواهرمه،‬
‫و فقط پیشِ من می‌مونه‬

20:53.380 --> 20:56.276
‫- تا وقتی خواهرم...‬
‫- دیگه چیزی نگو.‬

20:56.300 --> 20:59.486
‫منم یکی از اینا دارم. الان‬
‫پیشِ من می‌مونه.‬

20:59.510 --> 21:03.526
‫- خب... - ابی، این کار رو نکن.‬
‫- چی؟‬

21:03.550 --> 21:05.156
‫می‌دونی که نمی‌تونم باهات حرف بزنم.‬

21:05.180 --> 21:09.576
‫ببین، اوضاع اصلاً خوب به نظر نمی‌رسه، و‬
‫خودتم می‌دونی که دهنِ دفترِ منو بستن.‬

21:09.600 --> 21:11.246
‫دهنِ دفترت رو بستن؟‬

21:11.270 --> 21:13.206
‫لعنتی.‬

21:13.230 --> 21:16.796
‫ببین، فقط این رو بهم بگو،‬

21:16.820 --> 21:18.466
‫واقعاً فکر می‌کنی کارِ شوهری بوده؟‬

21:18.490 --> 21:20.716
‫ابی، نمی‌تونم باهات حرف بزنم.‬

21:20.740 --> 21:24.660
‫باشه. باشه. مراقبِ خودتون باشید.‬

21:27.450 --> 21:29.556
‫کدوم شوهری چیکار کرده؟‬

22:56.830 --> 22:58.686
‫هی، هی.‬

22:58.710 --> 23:01.776
‫اینجا شکر داری؟‬
‫چیزی که توش شکر باشه داری؟‬

23:01.800 --> 23:03.486
‫- شکلات داری؟‬
‫- همه‌اش رو خوردی.‬

23:03.510 --> 23:04.696
‫- چی؟‬
‫- لوسی دوست نداره‬

23:04.720 --> 23:05.816
‫خرت‌وپرتِ زیادی توی خونه نگه داره.‬

23:05.840 --> 23:08.616
‫می‌دونم. حتی غلاتِ‬
‫صبحانه‌ی منم نگه نمی‌داره.‬

23:08.640 --> 23:11.536
‫- قطعاً نه اون غلات‌ها رو.‬
‫- چون وقتی استرس داره همه‌چی می‌خوره.‬

23:11.560 --> 23:12.996
لازم نکرده این رو بدونه.‬

23:13.020 --> 23:15.326
‫خیلی وقته می‌دونم.‬

23:15.350 --> 23:18.850
‫چرا توی خونه‌ی من نشستی و‬
‫داری علف می‌کشی، مادر؟‬

23:20.020 --> 23:21.956
‫فقط فکر کردم شاید این‌طوری،‬

23:21.980 --> 23:24.400
‫می‌دونی، مستیم
‫یکم بپره.‬

23:27.070 --> 23:31.096
‫این اواخر یکی دو بار با هم گپ زدیم،‬
‫معمولاً حالش خوبه.‬

23:31.120 --> 23:33.516
‫- داری با مادرِ من گپ می‌زنی؟‬
‫- آره لوس.‬

23:33.540 --> 23:35.686
‫یکم با هم وقت گذروندیم.‬

23:35.710 --> 23:38.766
‫بقیه یهو همش
‫غیبشون می‌زنه.‬

23:38.790 --> 23:41.726
‫و واقعاً هم خیلی خوب بوده.‬

23:41.750 --> 23:45.526
‫لطف داری که اینو می‌گی.‬

23:45.550 --> 23:48.776
‫خیلی لطف داری.
تو هم همین‌طور، جِی‌داگ.‬

23:48.800 --> 23:51.786
‫لوس، لوس، معمولاً حالش خوبه.‬

23:51.810 --> 23:55.156
درباره‌ی کتاب‌هاش حرف زدیم و...‬

23:55.180 --> 23:59.140
‫و بعدش شاید تصادفی‬
‫این حس رو بهش دادم که...‬

24:00.650 --> 24:01.996
‫آره، مهم نیست.‬

24:02.020 --> 24:04.586
‫نه، چی؟‬

24:04.610 --> 24:06.086
‫چی؟‬

24:06.110 --> 24:10.676
‫خب، اینکه پیت ممکنه یه جورایی،‬

24:10.700 --> 24:12.926
‫همیشه عاشقِ‬
‫خاله کِی بوده باشه.‬

24:12.950 --> 24:15.266
‫- چی؟‬
‫- که البته توضیح دادم‬

24:15.290 --> 24:17.766
‫که کاملاً غلطه،‬

24:17.790 --> 24:21.106
‫ولی حالا انگار نمی‌تونم‬
‫این کلاف رو باز کنم.‬

24:21.130 --> 24:23.726
‫پس همه‌ی اینا سرِ مارینوئه؟‬

24:23.750 --> 24:25.026
‫آره.‬

24:25.050 --> 24:27.026
‫باشه، باشه.‬

24:27.050 --> 24:30.656
‫مادر، بیدار شو. هی.‬

24:30.680 --> 24:33.470
‫به چشمام نگاه کن و جوابم رو بده.‬

24:35.270 --> 24:37.190
‫مارینو رو دوست داری؟‬

24:39.100 --> 24:40.190
‫داری؟‬

24:42.400 --> 24:46.450
‫همه‌ی ازدواج‌هام واسم‬
‫معنی داشتن عزیزم.‬

24:47.530 --> 24:49.070
‫خدای من، واقعاً دوستش داری.‬

24:50.530 --> 24:51.700
‫دارم.‬

24:52.990 --> 25:00.990
‫تو عاشقِ مارینوئی. اونم از نوعِ واقعی‌اش.‬

25:03.590 --> 25:06.396
‫شماها اینجا مهمونیِ پیژامه‌ای‬
‫گرفتید یا چی؟‬

25:06.420 --> 25:08.776
‫سلام. سلام. چی؟‬

25:08.800 --> 25:10.356
‫اینا... اینا واسه منه؟‬

25:10.380 --> 25:12.576
‫یعنی، آره، ولی فقط اگه‬
‫خوشحالت می‌کنه،‬

25:12.600 --> 25:14.866
‫- که البته... خیلی زشت و مزخرفن.‬
‫- نه.‬

25:14.890 --> 25:16.446
‫بهترین کاری بود که‬
‫ساعت ۱ صبح از دستم برمی‌اومد.‬

25:16.470 --> 25:18.116
‫- خیلی قشنگن.‬
‫- نیستن... ولی باشه.‬

25:18.140 --> 25:21.746
‫اینا قشنگ‌ترین گل‌هایی‌ان که‬
‫توی کلِ عمرم دیدم.‬

25:21.770 --> 25:23.876
‫- این بوی علفه که میاد؟‬
‫- آره.‬

25:23.900 --> 25:26.046
‫- می‌خوای دستگیرم کنی؟‬
‫- نه، نه.‬

25:26.070 --> 25:27.716
‫قصد ندارم بازداشتت‬
‫کنم، ولی چطوره که،‬

25:27.740 --> 25:30.506
‫چطوره بریم ببینیم از اون لازانیای‬
‫خوشمزه‌ی خانم دکتر چیزی هست‬

25:30.530 --> 25:32.926
‫- توی یخچال؟‬
‫- لعنت بهش. لعنت بهش. نه، نه، نه.‬

25:32.950 --> 25:34.006
‫- بیا.‬
‫- خیلی خب.‬

25:34.030 --> 25:35.386
‫کجا بودی؟ کجا بودی؟‬

25:35.410 --> 25:37.016
‫- من... داشتم...‬
‫- خیلی دیر شده بود.‬

25:37.040 --> 25:38.426
‫- می‌دونم، می‌دونم.‬
‫- نه، ولی کجا بودی؟‬

25:38.450 --> 25:40.266
‫یه پاکت کامل سیگار کشیدم...‬

25:45.920 --> 25:48.686
‫چیزی که می‌بینی رو برامون توضیح بده.‬

25:48.710 --> 25:53.366
‫آسیب شدیدی به‬
‫داخلِ اتاقک وارد شده.‬

25:53.390 --> 25:55.616
‫دیواره‌های کابین‬

25:55.640 --> 25:57.246
‫انگار پوشیده شده‬
‫با چیزی که به نظر می‌رسه...‬

25:57.270 --> 25:59.746
‫خونه. این خونه.‬

25:59.770 --> 26:01.786
‫توی بعضی قسمت‌ها مثل ذرات معلقِ هواست.‬

26:01.810 --> 26:05.036
‫وقتی مایعی توی‬
‫جاذبه‌ی صفر رها می‌شه،‬

26:05.060 --> 26:08.836
‫معلق می‌مونه، مثل یه توپ کوچیک.‬

26:08.860 --> 26:11.546
‫این توپ‌های بی‌وزن بعدش‬
‫توی کابین شناور می‌شن،‬

26:11.570 --> 26:14.596
‫تا وقتی که مکیده بشن‬
‫توی سیستم تهویه...‬

26:14.620 --> 26:16.346
‫- درسته.‬
‫- اونجا هم با فشار به بیرون پاشیده می‌شن،‬

26:16.370 --> 26:18.386
‫و باعث می‌شه همه جا پخش بشن.‬

26:18.410 --> 26:20.056
‫نشونه‌ای از نفر سومِ خدمه هست؟‬

26:20.080 --> 26:23.516
‫نه، فقط اندام‌های فیک، همه جا هست.‬

26:23.540 --> 26:26.516
‫- زیست‌سازه است. فیک نیست.‬
‫- غیرانسانیه.‬

26:26.540 --> 26:28.726
‫تا حدی انسانیه. دماسنج رو بده.‬

26:28.750 --> 26:30.290
‫آره.‬

26:31.380 --> 26:33.856
‫آدم فکر می‌کنه اگه،‬

26:33.880 --> 26:36.906
‫بخوای یه چیز غیرانسانی رو، انسانی کنی،‬

26:36.930 --> 26:41.036
‫- چیزی فراتر از علم لازم داره.‬
‫- جادو. جادو لازم داره.‬

26:41.060 --> 26:43.666
‫خب، می‌خواستم بگم خدا،‬
‫ولی جادو هم همین کار رو می‌کنه.‬

26:45.020 --> 26:47.296
‫یه عددی ثبت کردم.‬

26:47.320 --> 26:49.876
‫خب...‬

26:49.900 --> 26:54.636
‫بر اساس مقایسه‌ی دما و جمودِ نعشی،‬
به نظرم حدوداً‬

26:54.660 --> 26:58.056
‫۱۰ تا ۱۲ ساعته که مُردن.‬

26:58.080 --> 27:01.636
‫یعنی قبل از سقوط؟‬
‫توی مدار کشته شدن.‬

27:01.660 --> 27:02.936
‫- درسته.‬
‫- آره.‬

27:02.960 --> 27:04.726
‫سوال اینجاست که، چطوری؟‬

27:08.630 --> 27:09.896
‫ببخشید.‬

27:09.920 --> 27:11.300
‫ممنون.‬

27:12.470 --> 27:16.566
‫پس اون زنه، اَبی،‬
‫فکر می‌کنه اون مَردی که‬

27:16.590 --> 27:18.720
‫با خانم دکتر ازدواج کرده بود،‬
‫همونیه که کشتش؟‬

27:20.100 --> 27:24.496
‫خب اَبی خبرنگاره،‬

27:24.520 --> 27:29.086
‫و وظیفه‌اش اینه که درباره‌ی جنایت‌ها‬
‫بنویسه و اونا رو هیجان‌انگیز کنه،‬

27:29.110 --> 27:32.046
‫و فقط داشت سعی می‌کرد‬
‫از من اطلاعات بگیره.‬

27:32.070 --> 27:33.916
‫با هم دوستین؟ ازش خوشت میاد؟‬

27:33.940 --> 27:38.950
‫راستش... والا نمی‌شناسمش.‬

27:42.120 --> 27:43.846
‫می‌خوام یکم پاپ‌کورن بگیرم.‬

27:43.870 --> 27:47.976
‫تازه نشستیم، برای شام هم که‬
‫پیتزا و بستنی خوردی.‬

27:48.000 --> 27:49.590
‫خب، فیلم بدون پاپ‌کورن که نمیشه.‬

27:50.750 --> 27:53.066
‫- باشه، خیلی‌خب.‬
‫- پول دارم،‬

27:53.090 --> 27:55.566
‫و خودم می‌تونم سه متر برم‬
‫توی صفِ پاپ‌کورن بایستم.‬

27:55.590 --> 27:59.116
‫- باشه لوسی.‬
‫- هیس.‬

27:59.140 --> 28:01.430
‫هنوز شروع هم نشده.‬

28:17.070 --> 28:18.836
‫واو.‬

28:22.240 --> 28:24.676
‫چوب‌شور؟ نمی‌تونی چوب‌شور بخوری.‬

28:32.590 --> 28:34.470
‫خیلی خب، هردوتون می‌تونین بخورین.‬

28:36.027 --> 28:39.414
بــامــابــین
مرجع فیلم و سریال

28:45.020 --> 28:48.070
‫ممنون که سینمای‬
استارلایت رو انتخاب کردید.‬

28:49.060 --> 28:52.666
‫جایی که ستاره‌ها رو براتون میاریم.‬

28:56.490 --> 28:59.336
‫- پاپ‌کورن چی شد؟ چی شد؟‬
‫- هیچی.‬

28:59.360 --> 29:01.046
‫لوسی.‬

29:01.070 --> 29:02.780
‫صف خیلی طولانی بود.‬

29:08.790 --> 29:10.436
‫چرا همش اونو چک می‌کنی؟‬

29:10.460 --> 29:12.630
‫ببخشید.‬

29:25.680 --> 29:27.640
‫ما با زن‌کُش‌ها مشروب نمی‌خوریم.‬

29:41.820 --> 29:42.926
مرتیکه‌ی آشغال.

29:52.250 --> 29:54.880
‫یکم بد خوردی زمین.‬

29:57.000 --> 29:58.130
‫کلاهِ قشنگیه.‬

30:00.170 --> 30:02.656
‫- داری تعقیبم می‌کنی؟‬
‫- معلومه که تعقیبت می‌کنم.‬

30:02.680 --> 30:07.786
‫تو مظنونِ شماره یکی،‬
‫و امشب هم که، می‌دونی...‬

30:07.810 --> 30:09.866
‫جمعه شبه.‬

30:09.890 --> 30:12.286
‫حتی نمی‌تونم با خیال راحت‬
‫برای غمم مشروب بخورم.‬

30:12.310 --> 30:13.996
‫از کجا بدونم که این یه جور‬

30:14.020 --> 30:17.206
‫جرات پیدا کردن با الکل نیست، قبل از‬
‫اینکه بری و آدم‌های بیشتری رو بکشی؟‬

30:17.230 --> 30:21.006
‫تمومش کن، خب؟‬
میشه دیگه تمومش کنی؟‬

30:21.030 --> 30:26.410
‫دست از سرم بردار و برو اون‬
‫حروم‌زاده‌ای که زنم رو کشت پیدا کن.‬

30:33.580 --> 30:37.646
‫همین الان بهت بگم، به پنیر خامه‌ایِ‬
‫بیشتری احتیاج داری.‬

30:37.670 --> 30:39.950
‫خیلی بیشتر از اون چیزی که‬
‫فکرش رو می‌کنی لازم داری.‬

30:40.630 --> 30:41.630
‫باشه.‬

30:42.970 --> 30:47.736
‫این مجردی‌ترین املتِ‬
‫تاریخِ املت‌هاست.‬

30:47.760 --> 30:51.156
‫- می‌دونی، باید همین اسم رو روش بذاری.‬
‫- نه، خودش اسم داره.‬

30:51.180 --> 30:56.376
‫نیوجرسیِ سبکِ جنوبی. یه جور ادای احترام‬
‫به زندگیِ قدیمم‬

30:56.400 --> 30:58.246
‫و زندگیِ جدیدمه.‬

30:58.270 --> 31:00.876
‫خب امروز توی اون مزرعه،‬
‫ادای احترام به کدوم زندگی بود‬

31:00.900 --> 31:03.176
‫وقتی که داشتی اون یارو،‬
مت رو تا حدِ مرگ می‌زدی؟‬

31:03.200 --> 31:05.926
‫از خانم دکتر خبری داری؟‬

31:05.950 --> 31:08.096
‫ماشینِ خودش و بنتون هر دو نیستن.‬

31:08.120 --> 31:10.096
‫به نظرت یکم غیرعادی نیست؟‬

31:10.120 --> 31:14.346
‫خب، یه پیشنهادی دارم، چطوره یکم‬
‫کمتر نگرانِ اونا باشیم‬

31:14.370 --> 31:16.516
‫- و شاید یکم بیشتر نگرانِ تو؟‬
‫- من؟‬

31:18.040 --> 31:21.106
‫- نگرانِ من؟ من که خوبم.‬
‫- واقعاً؟‬

31:21.130 --> 31:24.906
‫توی اون مشت‌هایی که امروز می‌زدی،‬
‫کلی خشمِ نهفته وجود داشت.‬

31:24.930 --> 31:26.236
‫واسه یه آدمی که حالش خوبه.‬

31:26.260 --> 31:30.446
‫گوش کن، خب؟ واقعاً خیلی متأسفم‬ که
مجبور شدی اونجا باشی و اون صحنه رو ببینی.‬

31:30.470 --> 31:32.706
‫واقعاً متأسفم، خب؟‬

31:32.730 --> 31:35.166
‫اینکه بقیه فکر کنن احمقم،‬
‫نقطه ضعفمه.‬

31:35.190 --> 31:38.536
‫و اون مرتیکه‌ی عوضی هم قشنگ‬
‫دست می‌ذاره روی همین نقطه ضعفم‬

31:38.560 --> 31:39.916
‫هر دفعه که اون فلان‌فلان‌شده رو می‌بینم.‬

31:39.940 --> 31:43.086
‫پیت، هر کی تو رو بشناسه‬
‫فکر نمی‌کنه احمقی.‬

31:43.110 --> 31:45.796
‫- مادرم اینطوری فکر می‌کرد.‬
‫- نه، نمی‌کرد.‬

31:45.820 --> 31:47.780
‫چرا می‌کرد،
دیگه هم نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.‬

31:51.790 --> 31:55.306
‫منظورم اینه که، حرفایی که اونجا زدم رو‬
‫زیاد جدی نگیر، باشه؟‬

31:55.330 --> 32:01.630
‫ببین، تو حق داری هر چی می‌خوای بگی‬
‫و بهش باور هم داشته باشی.‬

32:02.960 --> 32:06.196
‫می‌دونی، آدما گاهی وقتی عصبانی‌ان‬
‫یه حرفایی می‌زنن‬

32:06.220 --> 32:08.866
‫که واقعاً منظوری ندارن، می‌دونی؟‬

32:08.890 --> 32:11.656
‫یا حتی اصلاً بهش فکر هم نکردن،‬

32:11.680 --> 32:15.730
‫در موردِ... عزیزانِ بقیه.‬

32:21.230 --> 32:23.020
‫اشکالی نداره، پیت.‬

32:24.150 --> 32:26.176
‫که حست رو در موردِ جنت بگی.‬

32:29.200 --> 32:31.330
‫فقط از اینکه رفته ناراحتم.‬

32:37.000 --> 32:40.210
‫می‌دونی چیه؟ فکر کنم حاضرم واسه...‬

32:51.550 --> 32:52.890
‫یه بشقابِ دیگه بهم بده، باشه؟‬

32:55.100 --> 32:57.116
‫راستی، قضیه‌ی مادرت چیه؟‬

32:57.140 --> 33:00.126
‫اون... اون فیلماش واسه چی بود؟‬

33:00.150 --> 33:03.376
‫راستش رو بخوای...

33:03.400 --> 33:06.126
‫- فکر کنم بخاطر تو بود.‬
‫- من؟‬

33:07.610 --> 33:09.756
باز چیکار کردم؟

33:09.780 --> 33:14.870
‫خب، بد برداشت نکن ولی‬
‫فکر کنم واقعاً دوستت داره.‬

33:19.229 --> 33:20.219
‫به‌به.‬

33:22.840 --> 33:27.026
‫دو تا سوراخ به اندازه‌ی یه سکه‬
‫روی قسمتِ بالای تنه هست.‬

33:27.050 --> 33:28.776
‫کاملاً گرد.‬

33:28.800 --> 33:34.076
‫آره، خب، چیزی نیست که از ترکش‬
‫یا زباله‌های فضایی انتظار داشته باشی.‬

33:34.100 --> 33:37.036
‫- یا هر چیزِ طبیعیِ دیگه‌ای.‬
‫- آره.‬

33:37.060 --> 33:39.520
به همون چیزی که من فکر می‌کنم
فکر میکنی؟

33:42.730 --> 33:45.166
میریم سراغِ جسدِ دوم.‬

33:45.190 --> 33:48.690
‫یه زخمِ سوراخ‌مانند، بالای تنه.‬

33:50.490 --> 33:51.910
‫یکی هم روی پا.‬

33:53.030 --> 33:56.466
‫کاملاً گرد، به اندازه‌ی یه سکه.‬

33:56.490 --> 33:59.346
‫خب نظرت چیه، دکتر اسکارپتا؟‬

33:59.370 --> 34:02.266
‫جای گلوله‌ست.
فکر کنم جای گلوله‌ست.‬

34:02.290 --> 34:05.186
‫باید سونوگرافی انجام بدم.‬
‫تجهیزاتش رو اینجا دارید؟‬

34:05.210 --> 34:07.170
‫ترون؟‬

34:08.300 --> 34:11.196
‫ترون؟‬

34:12.340 --> 34:17.446
‫داریم تصاویرِ فرودِ یه فضاپیمای روسی‬
‫توی قزاقستان رو می‌بینیم.‬

34:20.480 --> 34:23.820
‫روس‌ها دارن فضانوردِ مفقودشده‌ی
ما رو نجات میدن.‬

34:25.150 --> 34:27.150
‫جرد هورتون زنده‌ست.‬

34:29.150 --> 34:31.176
‫جسدِ اون دو تا فضانورد منتقل میشه

34:31.200 --> 34:33.336
‫به دفاترِ پزشکیِ قانونی توی ویرجینیا،‬

34:33.360 --> 34:35.506
‫اونجا کالبدشکافی رو انجام میدم،‬

34:35.530 --> 34:39.016
‫پس فعلاً نمی‌تونم با قطعیت بگم‬
‫چی باعثِ مرگشون شده.‬

34:39.040 --> 34:41.320
بیخیال دکتر اسکارپتا، حتماً‬
‫خودتون یه حدسایی می‌زنید.‬

34:43.040 --> 34:47.356
‫چیزی که می‌تونم بگم اینه که‬
‫بررسیِ اولیه‌ی سونوگرافی‬

34:47.380 --> 34:50.276
‫نشون میده که یه پرتابه‌ی پرسرعت‬

34:50.300 --> 34:52.776
‫واردِ بدنِ هر کدوم از قربانی‌ها شده،‬

34:52.800 --> 34:54.316
‫و اونجا به ساچمه‌های ریز تبدیل شده.‬

34:54.340 --> 34:58.986
‫این الگو نشون‌دهنده‌ی
گلوله‌های امنیتیِ گلیزر هست،‬

34:59.010 --> 35:01.036
‫یه نوع مهمات که وقتی‬

35:01.060 --> 35:05.770
‫واردِ بدن میشه، بدونِ اینکه خارج بشه،‬
‫اون تو کمانه می‌کنه.‬

35:08.110 --> 35:11.796
‫این مسلماً بهترین مهمات واسه‬
‫کشتنِ یه نفر توی فضاست.‬

35:11.820 --> 35:15.966
معتقدیم که این گلوله‌های گلیزر‬
‫با هدفِ مشخصِ قتل واردِ مدارگرد شده بودن،‬

35:15.990 --> 35:21.176
‫و اگه جرد هورتون واقعاً‬
‫توی روسیه زنده و سالم باشه،‬

35:21.200 --> 35:25.806
‫اون‌وقت من مایل به این فکرم که جرد هورتون‬
‫هم‌تیمی‌هاش رو کشته،‬

35:25.830 --> 35:29.356
‫توی مدارگرد خرابکاری کرده و بعد با سایوز فرار کرده.‬

35:29.380 --> 35:30.776
‫و کی با اطمینان متوجه می‌شیم؟‬

35:30.800 --> 35:33.856
‫کالبدشکافی‌ها جای هیچ شکی باقی نمی‌ذارن.‬

35:33.880 --> 35:37.566
‫ما قطعات رو خارج می‌کنیم، آنالیزشون می‌کنیم‬
‫و اگه واقعاً‬

35:37.590 --> 35:43.076
‫گلوله‌های گلیزر باشن، اون‌وقت با مأمور وسلی‬
‫هم‌عقیده می‌شم که این یه قتله.‬

35:43.100 --> 35:45.996
‫و این برای پرونده‌ی
قتلِ گوئن هینی چه معنایی داره؟‬

35:46.020 --> 35:50.706
‫یعنی الان دیگه می‌دونیم
چرا گوئن هینی کشته شد.‬

35:50.730 --> 35:55.586
‫جرد هورتون و گوئن هینی
داشتن با هم همکاری می‌کردن‬

35:55.610 --> 36:00.910
‫تا تکنولوژی و اطلاعات رو
به دستِ روس‌ها برسونن.‬

36:01.910 --> 36:03.556
‫ممنونم.‬

36:03.580 --> 36:05.136
‫- ممنون.‬
‫- ممنونم قربان.‬

36:14.050 --> 36:16.486
‫جواب می‌خوای، حقته که جواب بگیری.‬

36:16.510 --> 36:18.026
‫هر چی که بخوای بدونی...‬

36:18.050 --> 36:20.576
‫الان دیگه همه چی رو شده.‬

36:20.600 --> 36:23.076
‫تو می‌دونستی مت پیترسن هیچ ربطی‬
‫به مرگِ گوئن هینی نداشته‬

36:23.100 --> 36:24.496
‫و هیچی به من نگفتی.‬

36:24.520 --> 36:26.326
‫ازت پرسیدم و بهم دروغ گفتی.‬

36:26.350 --> 36:27.746
‫این انتخابِ خودت بود، بنتون.‬

36:27.770 --> 36:31.036
‫تنها چیزی که می‌دونستم این بود که‬
‫گوئن احتمالاً جاسوسه. فقط همین.‬

36:31.060 --> 36:33.336
‫پس می‌دونستی مظنون‌های خیلی بیشتری‬
‫وجود دارن که احتمالشون‬

36:33.360 --> 36:35.126
‫- از مت پیترسن بیشتره.‬
‫- آره، ولی نمی‌تونستم بگم.‬

36:35.150 --> 36:37.836
مثلا زندگیمون مشترکه.

36:37.860 --> 36:39.336
‫- این یه زندگیِ مشترکه.‬
‫- به خدا بابت کاره

36:39.360 --> 36:41.306
‫- من قسم خورده بودم، کی.‬
‫- موضوع سیاه و سفید نیست.‬

36:41.330 --> 36:42.556
‫من رازهای دولتی رو درک می‌کنم،‬

36:42.580 --> 36:44.386
‫- ولی می‌تونستی یه اشاره‌ای بکنی.‬
‫- آره، درک می‌کنی.‬

36:44.410 --> 36:45.766
‫دقیقاً می‌دونی منظورم چیه.‬

36:45.790 --> 36:47.436
‫می‌تونستی یه اشاره‌ای بکنی.‬

36:47.460 --> 36:50.436
‫اصلاً چرا اینقدر روی این یارو کلید کردی؟‬

36:50.460 --> 36:53.726
‫این پرونده؟ پرونده‌ی پیترسن‬
‫سال‌ها پیش حل شد.‬

36:53.750 --> 36:55.986
‫- اولین پرونده‌ی بزرگم بود.‬
‫- اون زنش رو نکشته بود.‬

36:56.010 --> 36:57.446
‫این رو می‌دونیم.‬

36:57.470 --> 36:59.906
‫پس چی داره این‌طوری دیوونه‌ت می‌کنه؟‬

36:59.930 --> 37:01.616
‫بحث رو عوض نکن.‬

37:01.640 --> 37:03.236
‫می‌دونستی.‬

37:03.260 --> 37:06.576
‫می‌دونستی که باید‬
‫یه چیزی بهم می‌گفتی.‬

37:06.600 --> 37:08.416
‫اون‌وقت تو پیش خودت نگهش می‌داشتی؟‬

37:08.440 --> 37:10.416
‫- با پیت در میونش نمی‌ذاشتی؟‬
‫- خدای من.‬

37:10.440 --> 37:11.996
‫یعنی اصلاً چیزی هست‬
‫که با پیت در میون نذاری؟‬

37:12.020 --> 37:14.626
‫پس قضیه اینه؟‬
‫به پیت حسودیت می‌شه؟‬

37:14.650 --> 37:15.836
‫- مسخره‌ست.‬
‫- آره، فکر کنم همین‌طوره.‬

37:15.860 --> 37:17.490
‫باید به پیت حسودی کنم؟‬

37:24.990 --> 37:26.926
‫باهاش می‌خوابی؟‬

37:26.950 --> 37:29.056
عجب! عجب!

37:29.080 --> 37:30.146
‫با اون دختره می‌خوابی؟‬

37:30.170 --> 37:31.556
‫- وای خدا!‬
‫- زود باش.

37:31.580 --> 37:33.606
‫- کی، من تو رو تو حالت‌های زیادی دیدم.‬
‫- فقط بگو.‬

37:33.630 --> 37:35.856
‫- بگو.‬
‫- ولی هیچ‌وقت این روی تو رو ندیده بودم.‬

37:35.880 --> 37:36.936
‫قبلاً هم اتفاق افتاده،‬

37:36.960 --> 37:38.106
‫- چرا نباید دوباره اتفاق بیفته؟‬
‫- بیخیال.‬

37:38.130 --> 37:40.696
‫- این فرق داره.‬
‫- نه. تو متاهل بودی، منم جوون بودم.‬

37:40.720 --> 37:42.946
‫- چه فرقی داره؟‬
‫- کل زندگیم فرق داشت.‬

37:42.970 --> 37:45.350
‫همه... همه‌چیز فرق داشت.‬

37:46.430 --> 37:48.076
‫پشیمونی؟‬

37:48.100 --> 37:50.416
‫- بحث این نیست.‬
‫- یالا. جواب سوالم رو بده.‬

37:50.440 --> 37:52.286
‫- پشیمونی که...‬
‫- نه، من...‬

37:52.310 --> 37:53.786
‫پشیمونی که بخاطر من‬
‫زن و بچه‌ت رو ول کردی؟‬

37:53.810 --> 37:55.626
‫کی، داری چیکار می‌کنی؟‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

37:55.650 --> 37:57.756
‫خب، حالا بعد از این همه سال،‬
‫فهمیدی واقعیت چیه؟‬

37:57.780 --> 37:59.716
‫- خواهش می‌کنم تمومش کن. بسه.‬
‫- خب، منطقیه دیگه.‬

37:59.740 --> 38:02.296
داری اینجا‬
‫با خانواده‌ی دیوونه‌ی من زندگی می‌کنی،‬

38:02.320 --> 38:05.846
‫و یه جورایی... فقط بگو.‬

38:05.870 --> 38:08.306
‫چیزی که واقعاً حس می‌کنی رو بگو. طاقتش رو دارم.‬

38:08.330 --> 38:09.976
‫فقط بگو، بنتون.‬

38:10.000 --> 38:13.856
‫واسه یه بارم که شده بگو چه مرگته. بگو.‬

38:13.880 --> 38:15.726
‫فقط بگو. حقیقت رو بهم بگو‬

38:15.750 --> 38:17.186
‫- واسه یه بارم که شده لعنتی.‬
‫- باشه، گوش کن!‬

38:17.210 --> 38:18.736
‫من با خواهرت موافقم.‬

38:18.760 --> 38:22.026
‫فکر کنم حق با اونه، فکر کنم تو یه‬
‫وابستگی متقابل به برادرزاده‌ت داری.‬

38:22.050 --> 38:24.116
‫وقتی ۱۱ سالش بود این رو دیدم و هنوزم می‌بینم،‬

38:24.140 --> 38:26.576
‫و فکر کنم لوسی اگه ازت دور باشه حالش بهتره.‬

38:26.600 --> 38:29.156
‫دور از همه‌ی ما، آزادِ آزاد.‬

38:29.180 --> 38:30.616
‫آزاد باشه تا خودش انتخاب کنه.‬

38:30.640 --> 38:34.036
‫آزاد باشه که شکست بخوره، خودش، و آزاد باشه که یاد بگیره‬

38:34.060 --> 38:35.996
‫- چطوری دوباره روی پای خودش وایسته.‬
‫- فهمیدم...‬

38:36.020 --> 38:37.086
‫این چیزیه که می‌خوای؟‬

38:37.110 --> 38:38.506
کون لقت، کی.‬

38:38.530 --> 38:39.796
کون لقت، خودت خواستی منم گفتم.

38:39.820 --> 38:41.086
‫نمی‌خوام امشب توی این خونه بخوابی.‬

38:41.110 --> 38:42.426
‫نمی‌خوام بخوابی‬

38:42.450 --> 38:45.050
‫- امشب توی این خونه.‬
‫- خب، اصلاً برام مهم نیست تو چی می‌خوای!‬

38:49.240 --> 38:51.306
‫اینجا خونه‌ی منه، کی،‬

38:51.330 --> 38:53.976
‫- و هیچ‌جا نمی‌رم.‬
‫- فکر کنم یه مشکل‬

38:54.000 --> 38:56.266
‫عمیقِ عاطفی داری.‬

38:56.290 --> 38:57.500
‫چی گفتی؟‬

38:59.210 --> 39:01.646
‫خودت می‌دونی چی گفتم.‬

39:01.670 --> 39:03.800
‫و خودتم می‌دونی که حقیقته.‬

39:14.060 --> 39:15.310
‫پیتر؟‬

39:16.610 --> 39:19.456
‫این خوشمزه‌ترین چیزیه که توی کل عمرم خوردم.‬

39:19.480 --> 39:22.166
‫نه جدی، واقعاً... بیا اینجا.‬

39:22.190 --> 39:25.046
‫خیلی بهتر از هر چیزیه که اون خواهرِ آشغالم برام درست کرده.‬

39:25.070 --> 39:29.056
‫گوش کن، عزیزم متاسفم که ناهار دیروز رو خراب کردم.‬

39:29.080 --> 39:32.670
‫نه، کارت قشنگ بود و من گند زدم.

39:33.660 --> 39:36.710
‫ولی جبران می‌کنم. ده برابر‬
‫برات جبرانش می‌کنم.‬

39:39.800 --> 39:41.436
خب؟‬

39:41.460 --> 39:43.646
خیلی خوبه. ممنون.‬

39:52.961 --> 39:54.968
«بلیز فروگ: مارینو سالم رسید خونه؟»

40:07.950 --> 40:11.176
‫خب، واسه فیس‌تایم خیلی زود نیست؟‬

40:11.200 --> 40:15.846
‫خب، خوشگل شدی...
در ضمن خودت بهم پیام دادی.‬

40:15.870 --> 40:19.686
‫باشه، نکته‌ی خوبی بود.‬

40:19.710 --> 40:23.236
‫راستش، فقط یه کم نگرانت بودم.‬

40:23.260 --> 40:25.066
‫و پیت.‬

40:25.090 --> 40:26.776
‫خب، حالِ پیت خوبه.‬

40:26.800 --> 40:30.486
املت درست کرد.‬

40:30.510 --> 40:35.576
‫و منم فقط... دارم با مامان سر و کله می‌زنم.‬

40:35.600 --> 40:37.140
‫تو چطوری؟‬

40:38.600 --> 40:42.690
‫می‌دونی، تازه بیدار شدم که با روز روبرو بشم.‬

40:43.650 --> 40:46.190
‫و اولین چیزی که به ذهنت رسید من بودم؟‬

40:49.110 --> 40:50.320
‫مچم رو گرفتی.‬

40:52.780 --> 40:54.846
‫خب، چطوری بود؟‬

40:54.870 --> 40:57.436
‫منظورم حرف زدن با جنت با اون وسیله‌ست؟‬

40:57.460 --> 40:59.590
‫همیشه فکر می‌کردم به نظرت ترسناکه.‬

41:00.670 --> 41:04.026
‫نه، بود، بود... یه کم عجیب بود، اما...‬

41:04.050 --> 41:06.696
‫می‌دونی، یه کم تنهام،‬

41:06.720 --> 41:09.566
‫و حوصله‌م سر رفته بود، واسه همین رفتم سراغش...‬

41:09.590 --> 41:11.236
‫می‌دونی چیه؟ خوب بود، ما...‬

41:11.260 --> 41:14.656
‫فقط شروع کردیم به حرف زدن و...‬

41:14.680 --> 41:18.416
‫و درباره‌ی کتاب‌هام
ازم پرسید، که خیلی لطف داشت.‬

41:18.440 --> 41:22.706
‫و... و فهمیدم که دلم براش تنگ شده.‬

41:22.730 --> 41:24.246
‫آره.‬

41:24.270 --> 41:28.256
‫و ناراحت بودم که‬
‫فرصت نشد بشناسمش...‬

41:28.280 --> 41:29.796
‫- آره.‬
‫- واقعاً بهتر، و بعدش‬

41:29.820 --> 41:30.966
‫- فقط به فکر لوسی بودم.‬
‫- ای جانم، عزیزم.‬

41:30.990 --> 41:33.966
‫- نه، آخه...‬
‫- هی، بیخیال. هی، به من گوش کن.‬

41:33.990 --> 41:35.426
‫به من گوش کن.‬

41:35.450 --> 41:37.639
‫واسه همینه، واسه همین عاشقتم.‬

41:39.160 --> 41:41.646
‫و واسه همینم من عاشقتم.‬

41:41.670 --> 41:43.266
‫مردِ مهربونِ من.‬

41:43.290 --> 41:45.936
‫- سلام عزیزم.‬
‫- سلام.‬

41:45.960 --> 41:47.526
می‌خوام بغلت کنم.

41:47.550 --> 41:48.896
‫- واقعا؟‬
‫- آره، بریم که داشته باشیم.‬

41:48.920 --> 41:50.066
‫باشه.‬

41:50.090 --> 41:51.316
‫- نه.‬
‫- نه.‬

41:51.340 --> 41:54.526
‫نرفتیم... نزدیک بودیم، ولی نشد.‬

41:55.680 --> 41:58.536
‫خدایا. امیدوارم این املتِ عجیب‌غریب‬

41:58.560 --> 42:00.366
‫- مزه‌اش بهتر از قیافه‌اش باشه.‬
‫- خوشمزه‌ست.‬

42:00.390 --> 42:02.036
‫بچه‌ها، فقط یه املته.‬

42:02.060 --> 42:03.746
‫فقط یه املت نیست.‬

42:03.770 --> 42:05.609
‫توش پنیر خامه‌ای و‬
‫بیکن می‌ریزه....‬

42:06.030 --> 42:07.310
بیدارید که.

42:07.480 --> 42:11.586
‫- چرا؟‬
‫- سلام. نه، ما... هنوز نخوابیدیم.‬

42:11.610 --> 42:13.006
‫این چه بوییه؟‬

42:13.030 --> 42:14.796
‫املته. پیت درستش کرده.‬

42:14.820 --> 42:15.966
‫کجا بودی دکتر؟‬

42:15.990 --> 42:20.886
‫من فقط دو ساعت وقت لازم دارم،‬
‫بعداً در جریان می‌ذارمتون.‬

42:20.910 --> 42:22.476
‫- صبرم لبریز شده.‬
‫- نه، منظورم تو نبودی.‬

42:22.500 --> 42:23.686
‫می‌دونی چیه؟ الان برمی‌گردم.‬

42:23.710 --> 42:25.186
‫هی دکتر؟ یه لحظه صبر کن.‬

42:25.210 --> 42:26.606
‫گوش کن.‬

42:28.550 --> 42:29.856
‫ببین، من ته و توی... ته و توی‬

42:29.880 --> 42:32.406
‫قضیه‌ی پیترسن رو درآوردم و...‬

42:32.430 --> 42:34.616
‫معلوم شد که گوئن رو می‌شناخته،‬

42:34.640 --> 42:37.286
‫ولی خب، به روشِ... روشِ دیوانه‌وارِ خودش،‬

42:37.310 --> 42:38.946
‫زنده بودنش براش سودِ بیشتری داشت تا مرده‌اش.‬

42:38.970 --> 42:42.100
‫نکته اینجاست که اون این کار رو نکرده.‬

42:43.230 --> 42:47.860
‫پس خیالمون از اون بابت راحته، نه؟‬

42:50.110 --> 42:52.336
‫- آره.‬
‫- باشه.‬

42:52.360 --> 42:53.966
‫آره. ممنون پیت.‬

42:53.990 --> 42:55.346
‫آره. برو اون دو ساعت رو استراحت کن.‬

42:57.990 --> 42:59.490
‫شب بخیر دکتر.‬

43:00.500 --> 43:02.250
‫شب بخیر.‬

46:34.960 --> 46:38.173
‫- امشب بهت خوش گذشت؟‬
‫- آره. واقعاً خوش گذشت.‬

46:39.630 --> 46:41.760
‫خیلی خوب بود که باهات وقت گذروندم.‬

46:45.071 --> 46:47.350
‫- شب بخیر لوسی.‬
‫- شب بخیر خاله کی.‬

46:48.520 --> 46:50.206
‫دوستت رو دیدم.‬

46:50.230 --> 46:52.866
‫همون یارو اف‌بی‌آییه.‬

46:52.890 --> 46:55.020
‫- توی سینما.‬
‫- دیدیش؟‬

46:57.230 --> 46:59.006
‫چیزی بهش نگفتی؟‬

46:59.030 --> 47:02.376
‫نمی‌دونستم متأهله.‬

47:02.400 --> 47:04.240
‫تو می‌دونستی؟‬

47:06.870 --> 47:08.676
‫آره.‬

47:08.700 --> 47:10.290
‫آره، می‌دونستم.‬

47:15.830 --> 47:18.170
‫ولی ممنون که بهم گفتی.‬

47:33.096 --> 47:35.516
‫زندگی پیچیده‌ست.‬

47:36.480 --> 47:38.706
‫ولی خودت این رو از قبل می‌دونستی، نه؟‬

47:38.730 --> 47:40.336
‫بله.‬

47:40.360 --> 47:42.586
‫همه‌چیزِ زندگیِ من پیچیده بوده.‬

47:42.610 --> 47:44.216
‫بهش عادت دارم.‬

47:49.370 --> 47:50.710
‫باشه.‬

47:52.660 --> 47:56.016
‫شب بخیر. خوب بخوابی عزیزم.‬

47:56.040 --> 47:57.250
‫شب بخیر.‬

48:15.320 --> 48:19.920
سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
:.:Bamabin.com:.:.

48:19.944 --> 48:23.544
برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
از سایت دانلود کنید

48:23.568 --> 48:27.968
کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
Instagram: Bamabin_com
Telegram: @Bamabin_com

49:16.620 --> 49:18.040
‫حنا؟‬

49:24.960 --> 49:26.750
‫حنا.‬

49:41.650 --> 49:43.070
‫حنا؟‬

49:54.660 --> 49:56.080
‫اینجایی؟‬

50:05.090 --> 50:06.720
‫حنا؟‬

50:12.760 --> 50:16.286
وای خدا جون!
وای خدا جون!
