WEBVTT

00:23.180 --> 00:27.307
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:27.331 --> 00:31.931
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:50.202 --> 00:53.488
‫«اسکارپتا»

01:05.871 --> 01:07.187
‫اسکارپتا.‬

01:07.211 --> 01:08.357
‫ببخشید بیدارت کردم، دکتر.‬

01:08.381 --> 01:10.147
‫پرونده‌ی قتل داریم.

01:10.171 --> 01:12.317
‫توی دینجرفیلد. روی ریل قطار.‬

01:12.341 --> 01:14.067
‫لعنتی. باشه.‬

01:14.091 --> 01:15.907
‫باشه. فهمیدم.‬

01:15.931 --> 01:16.987
‫گفتی زنگ بزنم.‬

01:17.011 --> 01:18.487
‫آره، گفتم. گفتم.‬

01:18.511 --> 01:20.601
‫مطمئنم گفتم.
‫الان خودم رو می‌رسونم.‬

01:28.296 --> 01:31.889
‫«صبح بخیر، نمی‌خواستم بیدارت کنم.
‫زمان جلسه معارفه جلو افتادم، می‌بینمت، دوستت دارم»

03:07.541 --> 03:08.791
‫خوشحالم که برگشتی، دکتر.‬

03:10.251 --> 03:13.397
‫خاطرت جمع؛ از وقتی رفتی،
‫هیچ کاری درست انجام نشده.‬

03:13.421 --> 03:15.317
‫از این طرف.‬

03:15.341 --> 03:17.227
‫ایشون افسر فروژ هستن.‬

03:17.251 --> 03:19.247
‫اولین... کسی بود که رسید سر صحنه.‬

03:19.272 --> 03:21.175
‫دکتر کِی اسکارپتا.‬

03:21.200 --> 03:22.617
‫می‌دونم کی هستید، رئیس.‬

03:22.641 --> 03:24.817
‫و من یکی که واقعاً خوشحالم برگشتید.‬

03:24.841 --> 03:27.537
‫نه که بگم بقیه خوشحال نیستن.

03:27.561 --> 03:30.037
‫هرچند مطمئنم خودتون می‌دونید که هستن.‬

03:30.061 --> 03:31.367
‫چه آدم راستگوییه.

03:31.391 --> 03:33.407
‫خیلی خب، حواست باشه کجا پات رو می‌ذاری.

03:35.764 --> 03:37.950
‫مقتولِ ناشناس.‬

03:37.981 --> 03:39.611
‫مثل آشغال اینجا رها شده.‬

03:41.781 --> 03:44.547
‫راستش اگر شوهرم بود
‫میگفت یه عالمه به خودش زحمت داده

03:44.571 --> 03:46.057
‫تا به تماشاچی‌هاش خودش رو نشون بده.

03:46.081 --> 03:49.267
‫به نظرت اگر بود راجع به...

03:49.291 --> 03:52.121
‫دست‌هایی که قطع شدن چی‌ میگفت؟

03:53.671 --> 03:56.131
‫قاتل نخواسته همون اول هویتش رو
‫شناسایی کنیم، نه؟

03:58.211 --> 03:59.461
‫احتمالاً.‬

04:01.301 --> 04:02.471
‫تجاوز جنسی؟‬

04:07.101 --> 04:11.561
‫صحنه‌سازی و لباس‌ها...‬
‫قطعاً انگیزه‌های جنسی در میونه.‬

04:13.771 --> 04:15.191
‫می‌شه همون‌جا منتظر بمونید؟‬

04:15.981 --> 04:20.337
‫شرمنده رئیس. بالاسری‌ها گفتن هیچ‌کس‬
‫بدون دلیلِ رسمی نباید سر صحنه باشه.‬

04:20.361 --> 04:22.991
‫پیت مارینو، ساعت ۱۲.‬

04:24.071 --> 04:25.797
‫لعنتی.‬

04:25.821 --> 04:26.887
‫- نه.‬
‫- دکتر.‬

04:26.911 --> 04:28.257
‫من هنوز حتی سوگند هم یاد نکردم.‬

04:28.281 --> 04:30.807
‫نمی‌تونی همینطور سرت رو بندازی
‫بیای اینجا انگار جزو نیروهای پلیسی.

04:30.831 --> 04:31.927
‫هی گوش کن، لوسی ازت می‌خواد‬

04:31.951 --> 04:33.137
‫- ببریش به وِل‌وود.‬
‫- نه، نمیشه...‬

04:33.161 --> 04:34.767
‫- چی؟‬
‫- لوسی می‌خواد ببریش‬

04:34.791 --> 04:35.847
‫- فردا به وِل‌وود.‬
‫- این همه راه اومدی...‬

04:35.871 --> 04:37.267
‫- خب، فردا تولدشه.‬
‫- می‌دونم‬

04:37.291 --> 04:39.397
‫تولدشه. این همه راه اومدی‬
‫که این رو بهم بگی؟‬

04:39.421 --> 04:40.527
‫نه، نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬

04:40.551 --> 04:42.397
‫- نه. باید بری خونه.‬
‫- باشه، خب، شاید یه چیزایی شنیده باشم‬

04:42.421 --> 04:44.567
‫- پشتِ بی‌سیم درباره‌ی یه...‬
‫- برو خونه.‬

04:44.591 --> 04:46.567
‫- جسد روی ریل قطار.‬
‫- باید شر اون چیزه رو کم کنی.‬

04:46.591 --> 04:48.141
‫این بده.‬

04:50.471 --> 04:52.907
‫این... این واقعاً افتضاحه.‬

04:52.932 --> 04:55.732
‫- می‌خوای بمونم؟‬
‫- نه.‬ ازت می‌‌خوام بری.

04:58.521 --> 05:00.047
‫برو. همین الان.‬

05:53.663 --> 05:56.489
‫«28 سال پیش»

06:01.711 --> 06:02.937
‫اسکارپتا.‬

06:02.961 --> 06:04.317
‫پیت مارینوام.‬

06:04.341 --> 06:05.737
‫یه موردِ دیگه پیدا کردیم.‬

06:05.761 --> 06:08.317
‫باشه. الان... راه میفتم.‬

06:08.341 --> 06:10.117
‫خیابان برکلی، پلاک ۵۶۰۲.‬

06:10.141 --> 06:11.197
‫برکلی هایتس.‬

06:11.221 --> 06:12.617
‫خیلی خب. فهمیدم.‬

06:12.641 --> 06:14.891
‫- عجله کن.‬
‫- باشه، فهمیدم. فهمیدم.‬

06:33.871 --> 06:35.927
‫ببخشید عزیزم.‬

06:47.591 --> 06:50.197
‫یایا. ممنونم.‬

06:50.221 --> 06:51.737
‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم.‬

06:51.761 --> 06:54.027
‫از سال 65 تا حالا
‫یه چشم‌به‌هم‌زدن هم نخوابیدم.‬

06:54.051 --> 06:56.447
‫نمی‌دونم منظورت سنته یا سال.‬

06:56.471 --> 06:58.867
‫و یکم می‌ترسم بپرسم.‬

06:58.891 --> 07:00.827
‫قتلِ چهارم اتفاق افتاده؟‬

07:02.481 --> 07:04.627
‫آره. آره.‬

07:04.651 --> 07:06.797
‫- همون در رو میشه قفل کنی؟‬
‫- البته.‬

07:06.821 --> 07:09.681
‫نگران نباش، دخترِ گلم.‬

07:09.706 --> 07:12.546
‫حتی نازی‌ها هم نتونستن منو بگیرن.‬

07:12.571 --> 07:14.910
‫- اگه مامانش زنگ زد...‬
‫- مامانش زنگ نمی‌زنه.‬

07:15.991 --> 07:18.057
‫شانس آورده که خاله کِی رو داره.

07:18.081 --> 07:19.411
‫ممنونم.‬

07:41.311 --> 07:42.901
‫اون بیرون...‬

07:44.521 --> 07:46.231
‫یه جایی...‬

07:47.731 --> 07:49.861
‫یه مردی هست.‬

07:56.331 --> 07:57.871
‫خودت رو جمع‌وجور کن.‬

08:23.981 --> 08:25.247
‫ببخشید.‬

08:25.271 --> 08:27.537
‫دکتر کِی اسکارپتا،‬
‫پزشک قانونیِ ارشد.‬

08:27.561 --> 08:28.627
‫شما؟‬

08:28.651 --> 08:31.127
‫افسر آگوست رایان، دکتر...‬

08:31.151 --> 08:32.757
‫- رئیس.‬
‫- صحیح. اینجا باید دستکش باشه،‬

08:32.781 --> 08:34.377
‫افسر رایان. یه جور تجهیزاتِ حفاظتی.‬

08:34.401 --> 08:36.467
‫نباید صحنه‌ی جرم رو آلوده کنی.‬

08:36.492 --> 08:39.332
‫من قبلاً هیچ‌وقت اولین نفری نبودم‬
‫که می‌رسه سرِ صحنه‌ی یه...‬

08:40.331 --> 08:42.831
‫قتلِ فجیع، و...‬

08:43.831 --> 08:46.421
‫اولین باری که سرِ یه صحنه‌ی خشن بودم...‬

08:47.421 --> 08:50.277
‫مسلما یه گوشه دور از چشمِ بقیه بالا آوردم.‬

08:50.301 --> 08:52.647
‫حالا، نری این رو به بقیه بگی.‬

08:52.671 --> 08:54.934
‫دفعه‌ی بعدی حتما بهتر کارم رو انجام میدم.

09:28.211 --> 09:29.307
‫هی، دکتر.‬

09:29.331 --> 09:31.397
‫ایشون همسر مقتول هستن.‬

09:31.421 --> 09:33.357
‫مت پیترسن. آقای پیترسن،‬

09:33.381 --> 09:36.341
‫پزشک قانونیِ ارشدمون، دکتر اسکارپتا.‬

09:40.971 --> 09:42.431
‫کارآگاه مارینو.‬

09:43.601 --> 09:47.247
‫بابت غم‌تون تسلیت می‌گم، آقای پیترسن.‬

09:47.271 --> 09:49.877
‫همسرتون پزشک بودن؟‬

09:49.901 --> 09:53.837
‫رزیدنت جراحی توی‬
‫مرکز پزشکی ویرجینیا.‬

09:53.861 --> 09:55.297
‫توی اورژانس کار می‌کرد.‬

09:55.321 --> 09:57.927
‫معمولاً تا ساعت ۱۲:۳۰ برمی‌گشت.‬

09:57.951 --> 09:59.587
‫و... و شما بیرون بودید‬

09:59.611 --> 10:00.677
‫- یا...؟‬
‫- مت داشت بهم می‌گفت‬

10:00.701 --> 10:02.307
‫که تمرین تئاتر داشته.‬

10:02.331 --> 10:03.517
‫بازیگره.‬

10:03.541 --> 10:05.057
‫دیر اومدم خونه.‬

10:05.081 --> 10:06.557
‫بعد از ساعت ۲ بود.‬

10:06.581 --> 10:07.637
‫تاریک بود،‬

10:07.661 --> 10:10.631
‫واسه همین فکر کردم‬
‫خوابیده و...‬

10:12.091 --> 10:15.381
‫وقتی رفتم بالا توی‬
‫اتاق خوابمون، یه...‬

10:16.381 --> 10:17.447
‫بویی می‌اومد.‬

10:17.484 --> 10:19.802
‫چه جور بویی؟‬

10:19.827 --> 10:21.576
‫نمی‌دونم.‬

10:21.601 --> 10:22.737
‫مثل شیره‌ی افرا؟‬

10:22.761 --> 10:25.721
‫اما... ترش بود.‬

10:26.731 --> 10:27.891
‫متعفن.‬

10:28.981 --> 10:30.941
‫وحشتناک.‬

10:55.001 --> 10:56.067
‫دست‌وپابسته.‬

10:56.091 --> 10:57.567
‫مثل بقیه.‬

10:57.591 --> 11:00.111
‫پاش رو که صاف می‌کنه،‬
‫طناب مثل دار دور گردنش سفت می‌شه.‬

11:02.681 --> 11:04.891
‫آشغالِ روانی. کاری می‌کنه‬
‫خودشون خودشون رو خفه کنن.‬

11:12.521 --> 11:14.667
‫توی وان آبه.‬

11:14.691 --> 11:16.731
‫حتماً همون‌جا گرفتتش.‬

11:31.501 --> 11:34.581
‫لباس خواب رو تنش کرده...‬

11:35.711 --> 11:37.801
‫فقط برای اینکه پاره‌اش کنه.‬

11:42.591 --> 11:45.867
‫توریِ پنجره‌ی حموم‬
‫در اومده.‬

11:45.891 --> 11:47.931
‫شاید از اونجا اومده تو؟‬

11:50.051 --> 11:52.341
‫بقیه‌ی قربانی‌ها مجرد بودن.‬

11:53.901 --> 11:56.547
‫دی‌ان‌ایِ شوهرش می‌تونه کمک‌کننده باشه.‬

11:56.571 --> 11:59.481
‫قاتلمون ترشح‌کننده نیست،‬
‫پس اینطوری احتمالش رد می‌شه.‬

12:02.067 --> 12:03.067
‫دکتر.‬

12:06.531 --> 12:08.347
‫این مالِ شوهره‌ست؟‬

12:08.371 --> 12:10.581
‫حتماً می‌پرسم.‬

12:24.301 --> 12:26.867
‫دکتر اسکارپتا! دکتر اسکارپتا!‬

12:26.891 --> 12:29.037
‫شما اجازه‌ی ورود ندارید.‬

12:29.061 --> 12:31.617
‫رئیس!‬

12:31.641 --> 12:34.247
‫- دکتر اسکارپتا!‬
‫- دکتر اسکارپتا!‬

12:34.271 --> 12:36.667
‫دکتر اسکارپتا، کی می‌خواید‬
‫گزارش کالبدشکافیِ‬

12:36.691 --> 12:37.877
‫سه تا قربانیِ اول رو منتشر کنید؟‬

12:37.901 --> 12:40.007
‫و چرا این بار بین قتل‌ها‬
‫فقط یه هفته فاصله انداخت؟‬

12:40.031 --> 12:42.877
‫اگه دیروز بهت نگفتم،‬
‫ابی، وقتی با قانون آزادیِ اطلاعات‬

12:42.901 --> 12:44.837
‫داشتی کارکنانم رو اذیت می‌کردی،‬

12:44.861 --> 12:47.137
‫مطمئن باش الانم بهت نمی‌گم.‬

12:47.161 --> 12:48.927
‫به دادستانِ ایالتی زنگ زدی؟‬

12:48.951 --> 12:50.137
‫دکتر اسکارپتا!‬

12:50.161 --> 12:51.217
‫آها آره.‬

12:51.241 --> 12:53.017
‫به رئیسم هم زنگ زدم.‬

12:53.041 --> 12:56.307
‫عاشق اینم که همزمان تا جایی که می‌شه‬
‫آدم‌های مختلف بهم گیر بدن.‬

12:56.331 --> 13:00.131
‫این کنایه‌هاتون منو به آینده‬
‫خیلی امیدوار می‌کنه، دکتر.‬

13:02.301 --> 13:03.447
‫دکتر اسکارپتا.‬

13:03.471 --> 13:04.931
‫آقای بولتز.‬

13:08.971 --> 13:10.737
‫می‌خوای قضیه رو برام‬
‫توضیح بدی، پیت؟‬

13:10.761 --> 13:14.407
‫وظیفه‌ی خدمتگزارانِ مردم اینه که‬
‫حقیقت رو به گوششون برسونن!‬

13:14.431 --> 13:16.537
‫این مدل طفره رفتن همون چیزیه که‬

13:16.561 --> 13:19.037
‫برای دوره‌ی جدیدِ اسکارپتا تصور می‌کردید؟‬

13:19.061 --> 13:20.901
‫دکتر!‬

13:25.531 --> 13:27.257
‫خبر ناگواری که امروز صبح رسید،‬

13:27.281 --> 13:30.427
‫پیدا شدن جسد زنیه که‬
‫توی خونه‌اش وحشیانه به قتل رسیده.‬

13:30.451 --> 13:32.517
‫پلیس هنوز هویتِ قربانی رو‬
‫اعلام نکرده،‬

13:32.541 --> 13:35.437
‫اما گمانه‌زنی‌ها حاکی از اینه که‬
‫این چهارمین قتل در یک...‬

13:40.501 --> 13:43.107
‫من رسماً سوگند یاد می‌کنم...‬
‫من رسماً سوگند یاد می‌کنم...‬

13:43.131 --> 13:45.237
‫که از قانون اساسیِ ایالت‬

13:45.261 --> 13:46.357
‫ویرجینیا حمایت کنم.‬

13:46.381 --> 13:49.067
‫که از قانون اساسیِ ایالت‬

13:49.091 --> 13:51.407
‫- ویرجینیا حمایت کنم.‬
‫- من با وفاداری و بی‌طرفی...‬

13:51.431 --> 13:53.247
‫من با وفاداری و بی‌طرفی...‬

13:53.271 --> 13:58.577
‫تمام وظایفی که بر عهده‌ام هست رو...‬

13:58.601 --> 14:01.747
‫- به عنوان پزشک قانونیِ ارشد...‬
‫- به عنوان پزشک قانونیِ ارشد...‬

14:01.771 --> 14:04.377
‫- به بهترین نحو انجام بدم.‬
‫- به بهترین نحو انجام بدم.‬

14:04.401 --> 14:07.467
‫- خداوندا مرا یاری کن.‬
‫- خداوندا مرا یاری کن.‬

14:09.201 --> 14:11.847
‫عالیه. بار دوم دیگه حله.‬

14:11.871 --> 14:13.491
‫موفق باشید، دکتر اسکارپتا.‬

14:16.711 --> 14:18.347
‫از دستش دادیم؟‬

14:18.371 --> 14:19.937
‫لعنتی.‬

14:19.961 --> 14:23.107
‫- تبریک می‌گم، دکتر اسکارپتا.‬
‫- و یه خوش‌آمدگوییِ‬

14:23.131 --> 14:25.187
‫- گرم برای بازگشتتون.‬
‫- واو.‬

14:25.211 --> 14:27.067
‫انتظار نداشتم هر دوتون رو اینجا ببینم.‬

14:27.091 --> 14:29.737
‫- دکتر ردی، مگی.‬
‫- خب،‬

14:29.761 --> 14:31.697
‫دیدن دوباره‌تون واقعاً عالیه.‬

14:31.721 --> 14:35.327
‫تبریک می‌گم دکتر ردی، بابت انتصابتون‬
‫به عنوان سرپرست سلامت.‬

14:35.351 --> 14:38.617
‫راستش رو بخواید...‬
‫خودمم فکرش رو نمی‌کردم.‬

14:38.641 --> 14:40.747
‫فکر نکنم هیچ‌کس فکرش رو می‌کرد.‬

14:40.771 --> 14:43.667
‫آخه وقتی با هم حرف زدیم، خیلی‬
‫برای بازنشستگی ذوق داشتید.‬

14:43.691 --> 14:45.797
‫چی بود؟ اون خانه‌ی ساحلی،‬
‫قایق پارویی،‬

14:45.821 --> 14:47.297
‫گره‌ی کینگ اسلینگ؟‬

14:47.321 --> 14:48.587
‫و حالا اینجایید.‬

14:48.611 --> 14:52.677
‫خب، این‌طوری بگم که استاندار پیشنهادی‬
‫بهم داد که نمی‌تونستم رد کنم.‬

14:52.701 --> 14:54.621
‫واسه همین یه چیزی برات آوردم.‬

14:56.621 --> 14:58.057
‫یه آدم برام آوردی؟‬

14:58.081 --> 15:00.581
‫دکتر اسکارپتا، می‌خوام برای شما کار کنم.‬

15:01.581 --> 15:02.687
‫چی؟‬

15:02.711 --> 15:05.477
‫برای اینکه این جابه‌جایی راحت‌تر انجام بشه.‬

15:05.501 --> 15:08.027
‫هیچ‌کس توی این ایالت، دفترِ من رو...‬

15:08.051 --> 15:10.027
‫که الان مال شماست... بهتر از مگی نمی‌شناسه.‬

15:10.051 --> 15:11.237
‫اون می‌تونه چشم و گوشِ شما باشه.‬

15:11.261 --> 15:12.317
‫حمایتِ کامل.‬

15:12.341 --> 15:14.657
‫و یه خطِ مستقیم به خودِ‬
‫سرپرست سلامت.‬

15:14.681 --> 15:16.287
‫نمی‌تونم تورو از دکتر ردی بگیرم.‬

15:16.311 --> 15:18.747
‫یعنی... خودتون... بهش نیاز ندارید؟‬

15:18.771 --> 15:19.907
‫چیزیش نمیشه.

15:19.931 --> 15:23.077
‫آخه شما... الان یه ماهه که اینجایید، درسته؟‬

15:23.101 --> 15:25.667
‫از آخرین باری که اینجا بودید،‬
‫خیلی چیزا عوض شده.‬

15:25.691 --> 15:27.417
‫من رو یه جور هدیه‌ی خوش‌آمدگویی در نظر بگیرید.‬

15:27.441 --> 15:29.627
‫درست مثل قدیما.‬

15:29.651 --> 15:32.281
‫بیخیال مگی، واقعاً می‌خوای‬
‫دوباره برای من کار کنی؟‬

15:33.281 --> 15:36.847
‫دکتر اسکارپتا، من زندگیم رو پای این دفتر گذاشتم.‬

15:36.871 --> 15:39.001
‫اونم به من زندگی بخشید.‬

15:42.751 --> 15:44.017
‫عالیه.‬

15:44.041 --> 15:45.607
‫- باشه.‬
‫- پس حله.‬

15:45.631 --> 15:48.187
‫فابیان زنگ زد. یه جسدِ مجهول‌الهویه‬
‫توی بخش کالبدشکافی منتظرتونه.‬

15:48.211 --> 15:49.737
‫- به تو زنگ زد؟‬
‫- به من.‬

15:49.761 --> 15:50.947
‫- آره.‬
‫- طبق معمول.‬

15:50.971 --> 15:52.357
‫که خبر بده.‬

15:52.381 --> 15:53.367
‫چشم و گوش.‬

15:53.391 --> 15:54.317
‫چی بهت گفتم؟‬

15:54.341 --> 15:55.867
‫عالیه. چشم و گوش.‬

16:43.481 --> 16:45.997
‫خب، رفیق، چرا از زنت برامون نمیگی؟‬

16:46.021 --> 16:48.497
‫توی هاروارد با هم آشنا شدیم.‬

16:48.521 --> 16:49.521
‫اون...‬

16:50.781 --> 16:52.007
‫یه جذبه‌ی خاصی داشت.‬

16:52.031 --> 16:53.757
‫انگار کلی فکر و خیال توی سرش بود.‬

16:53.781 --> 16:58.347
‫توی کلاس با هم آشنا شدید یا‬
‫توی یه کلوبِ فوق‌برنامه؟‬

16:58.371 --> 17:00.863
‫می‌خوای در مورد غسلِ تعمیدش هم بپرسی؟‬

17:02.041 --> 17:03.847
‫آخه باید یارو رو می‌دیدی دکتر.‬

17:03.871 --> 17:07.397
‫آخه رفتارش کاملاً عوض شد،‬
‫انگار یهو شنگول شد،‬

17:07.421 --> 17:09.671
‫نه اون آدمِ دل‌شکسته و دل‌رحمی که دیدی.‬

17:10.841 --> 17:12.107
‫توی یه مهمونی آشنا شدیم.‬

17:12.131 --> 17:14.737
‫لوری همیشه یه جورایی گوشه‌گیر بود‬

17:14.761 --> 17:17.657
‫ولی یه هدفِ خیلی جدی... توی سرش داشت.‬

17:17.681 --> 17:19.737
‫چه جور مهمونی‌ای بود؟‬

17:19.761 --> 17:21.947
‫معمولی. دانشجویی.‬

17:21.971 --> 17:23.811
‫من داشتم می‌رفتم که اون داشت می‌اومد تو.‬

17:24.811 --> 17:26.167
‫صداش.‬

17:27.271 --> 17:31.021
‫صداش... میخکوبم کرد.‬

17:32.031 --> 17:33.361
‫کُنترآلتو.‬

17:34.361 --> 17:35.651
‫زیبا بود.‬

17:36.991 --> 17:39.494
‫تو به همچین چیزی توجه کردی؟‬

17:39.519 --> 17:41.519
‫تُنِ صداش واقعاً بی‌نقص بود.‬

17:42.741 --> 17:46.687
‫و لوری عادت داشت که...‬

17:46.711 --> 17:48.647
‫با غریبه‌ها گرم بگیره؟‬

17:48.671 --> 17:50.477
‫اگه کسی می‌اومد دمِ درِ خونه،‬

17:50.501 --> 17:53.997
‫مثلاً یه پیک،
‫ازش می‌خواست بیاد توی خونه؟‬

17:54.021 --> 17:55.021
‫نه.‬

17:55.421 --> 17:58.447
‫لوری خطراتِ زندگی توی شهر رو می‌فهمید.‬

17:58.471 --> 17:59.737
‫توی اورژانس کار می‌کرد.‬

17:59.761 --> 18:02.117
‫با این حساب، فکر کنم باید حواسش می‌بود که،‬

18:02.141 --> 18:03.577
‫پنجره‌ها رو قفل نگه داره.‬

18:03.601 --> 18:05.867
‫لابد فکر می‌کرده قفله.‬

18:05.891 --> 18:09.287
‫درسته. چون تو آخر هفته‌ی قبل اتفاقی‬
‫پنجره رو باز گذاشتی‬

18:09.311 --> 18:11.061
‫وقتی اومدی توری رو عوض کنی.‬

18:12.321 --> 18:13.821
‫متنفر بود از اینکه من برم.‬

18:16.901 --> 18:20.387
‫چیزی باعث شد بخوای بازیگر بشی، مَت؟‬

18:20.411 --> 18:23.371
‫من تئاتر خوندم تا با احساساتِ‬
‫انسانی در ارتباط باشم.‬

18:24.371 --> 18:26.371
‫نیازها، انگیزه‌های آنی.‬

18:27.371 --> 18:29.397
‫خوب و بد.‬

18:29.421 --> 18:31.961
‫واسه این کار باید حتماً تئاتر می‌خوندی؟‬

18:34.501 --> 18:37.817
‫«شما دوتا چیزی داشتید که باید توی یخ نگه داشته می‌شد،‬

18:37.841 --> 18:41.681
‫آره، فسادناپذیر، آره...»‬

18:43.221 --> 18:46.851
‫«و مرگ تنها یخچال‌خونه‌ای بود که می‌شد توش نگهش داشت.»‬

18:49.141 --> 18:51.247
‫گربه‌ی روی شیروانیِ داغ.‬

18:51.271 --> 18:53.861
‫اثرِ تنسی ویلیامز.‬

18:55.191 --> 18:56.611
‫مگه اون همجنس‌باز نبود؟‬

18:57.151 --> 18:58.507
‫یارو یه تختش کمه.‬

18:58.531 --> 19:02.007
‫آدم بعد از اینکه تیکه‌تیکه شدنِ زنش رو می‌بینه،‬
‫شروع نمی‌کنه دیالوگ‌های نمایشنامه رو بگه،‬

19:02.031 --> 19:03.507
‫مگه اینکه یه جامعه‌ستیز باشه.‬

19:03.531 --> 19:06.137
‫آمارش رو هم درآوردم...‬
‫تنسی ویلیامز همجنس‌باز بوده.‬

19:06.161 --> 19:08.307
‫لطفاً دیگه هیچ‌وقت جلوی من‬
‫از اون کلمه استفاده نکن.‬

19:08.331 --> 19:10.227
‫- مگه همجنس‌باز چشه؟‬
‫- جدی می‌گم.‬

19:10.251 --> 19:11.557
‫اجازه نمی‌دم این‌طوری حرف بزنی.‬

19:13.591 --> 19:15.687
‫مجبورش کرده خودش رو خفه کنه.‬

19:15.711 --> 19:16.937
‫بارها و بارها.‬

19:16.961 --> 19:20.487
‫چطور می‌تونی قتلِ یه زن به دستِ شوهرش رو
‫به اون سه تا قتلِ اول ربط بدی؟‬

19:20.511 --> 19:21.567
‫کی می‌دونه؟‬

19:21.591 --> 19:23.784
‫شاید اصلاً از همون اول هدفِ اصلی اون لعنتی بوده.‬

19:23.809 --> 19:26.287
‫و اون قتل‌ها هم چی، فقط برای این بوده که ما رو گمراه کنن؟‬

19:26.311 --> 19:29.407
‫ببین، پیترسن حالم رو بد می‌کنه، خب؟‬

19:29.431 --> 19:30.617
‫بازداشتش کردم.‬

19:30.641 --> 19:32.787
‫- یه کیتِ کامل از مظنون دارم...‬
‫- ببین، ما دنبالِ یه قاتلیم‬

19:32.811 --> 19:36.207
‫که از کشتن لذت می‌بره، نه مردی که
‫ می‌خواد از شرِ زنش خلاص بشه.‬

19:36.231 --> 19:38.377
‫پس فکر کنم خودم اثرِ انگشت‌ها رو ببرم‬

19:38.401 --> 19:40.406
‫دفترِ نلی چو.‬

19:40.431 --> 19:41.511
‫آره، همین کار رو بکن.‬

19:56.381 --> 19:57.727
‫نوعِ مرگ، قتلِ عمد.‬

19:57.751 --> 20:01.761
‫مکانیسمِ مرگ، خون‌ریزیِ شدید، تمام.‬

20:03.091 --> 20:06.447
‫علتِ مرگ، جراحت با جسمِ تیز به گردن،‬

20:06.471 --> 20:07.891
‫تمام.‬

20:10.221 --> 20:13.811
‫زخمِ سر، با اینکه عمیق بوده
‫ولی علتِ مرگ نیست.‬

20:14.811 --> 20:18.151
‫شاید برای از پا درآوردنش بوده، تمام.‬

20:19.401 --> 20:22.127
‫ناحیه‌ی کوفتگی و پارگیِ پوستِ سرش‬

20:22.151 --> 20:25.781
‫تقریباً ده سانتی‌متر قطر داره، تمام.‬

20:26.781 --> 20:30.517
‫آلتِ قتل حتما سخت و صاف بوده،‬

20:30.541 --> 20:34.251
‫با کفِ تخت و سطحِ گردِ پهن، تمام.‬

20:35.751 --> 20:37.541
‫دکتر اسکارپتا؟‬

20:40.131 --> 20:41.357
‫بله؟‬

20:41.381 --> 20:45.317
‫حیرت‌آوره که چطور
‫توی این همه سال هیکلت رو حفظ کردی.‬

20:45.341 --> 20:47.077
‫چی می‌خوای، مگی؟‬

20:47.101 --> 20:49.117
‫افسر رایان زنگ زد.‬

20:49.141 --> 20:51.747
‫یه وضعیتی پیش اومده که به کمکت نیاز دارن.‬

20:51.771 --> 20:53.997
‫در موردِ اون جسدِ مجهول‌الهویه
‫توی مسیرِ راه‌آهنه؟‬

20:54.021 --> 20:56.417
‫آدرس رو همون‌جا گذاشتم.‬

20:56.441 --> 20:59.207
‫در موردِ جسد مجهول‌الهویه‌ست؟‬

20:59.231 --> 21:02.757
‫چقدر وحشتناکه که به آدم بگن «مجهول‌الهویه».‬

21:02.781 --> 21:07.427
‫توی تمامِ این سال‌هایی که اینجا بودم،
‫همیشه به نظرم این‌ها غم‌انگیزترین بودن.‬

21:07.451 --> 21:11.387
‫مگی، در موردِ اون جسدِ مجهول‌الهویه است؟‬

21:11.411 --> 21:12.831
‫بله.‬

21:15.831 --> 21:17.501
‫عالیه.‬

21:23.841 --> 21:27.867
‫عجیبه که اینجا دارم باهات حرف می‌زنم.‬

21:31.221 --> 21:33.497
‫جایی که جوابم رو نمی‌دی.‬

21:33.521 --> 21:36.167
‫این فکر تو بود، کی.‬

21:36.191 --> 21:38.627
‫اون ازم خواست ببرمش. نخواست که اونجا بشینم‬

21:38.651 --> 21:40.287
‫و دستشو بگیرم.‬

21:40.311 --> 21:43.207
‫هرچند انگار صدات رو می‌شنوم که میگی...‬

21:43.231 --> 21:45.337
‫«عجیبه یا خوبه؟»‬

21:45.361 --> 21:48.217
‫خب، چرا؟ چرا که نه؟‬

21:48.241 --> 21:49.967
‫کی، اینجا قبرستونه.‬

21:49.991 --> 21:51.557
‫همه جا عزادار نشسته، نگاه کن.‬

21:51.581 --> 21:53.177
‫- اوناهاش، اونجان.‬
‫- دوروتی، بهم نگاه کن.‬

21:53.201 --> 21:54.977
‫اونا... ببین چقدر اون آدم‌ها ناراحت‌اند.‬

21:55.001 --> 21:58.807
‫کسی که بتونه
‫مرزهای عاطفی و اجتماعیِ درست رو درک کنه.‬

21:58.831 --> 22:01.017
‫آره، ولی لوسی این‌طوری نیست.‬

22:01.041 --> 22:03.187
‫- تو. منظورم تویی.‬
‫- درسته.‬

22:03.211 --> 22:07.697
‫چون لوسی دقیقاً مثلِ منه، چون دخترمه.‬

22:07.721 --> 22:08.817
‫مگه نه؟‬

22:11.851 --> 22:15.157
‫- هیس! وحشی...؟‬
‫- چیه؟‬

22:15.181 --> 22:16.537
‫- «بچه‌ی وحشی» بود.‬
‫- داری...؟‬

22:16.561 --> 22:18.077
‫نه، کلماتش اینا نیست.‬

22:18.101 --> 22:20.377
‫- کلماتش همینه. باشه.‬
‫- «دوید و صدا زد آتیشِ وحشی.»‬

22:21.981 --> 22:24.297
‫- نه، «بچه‌ی وحشی» نیست.‬
‫-»بچه‌ی وحشی.»‬

22:24.321 --> 22:26.757
‫«کوهِ زرد، شبِ سردِ نبراسکا و یه...»‬

22:26.787 --> 22:29.433
‫- «و یه اسب کوچیک به اسمِ آتیشِ وحشی.»‬
‫-«بچه‌ی وحشی.»‬

22:30.701 --> 22:34.267
‫خدایا، باورم نمی‌شه که ما...
‫واقعاً سرِ هر چیزی با هم بحث می‌کنیم.‬

22:34.291 --> 22:35.927
‫هر چیزی.‬

22:35.951 --> 22:37.807
‫- سرِ یه آهنگِ دورانِ بچگی؟‬
‫- درسته.‬

22:37.831 --> 22:42.711
‫چون دعوا کردن زبانِ مشترکِ... زبانِ... خواهر و برادرهاست.‬

22:43.881 --> 22:46.687
‫می‌تونیم سعی کنیم این‌قدر از همدیگه نترسیم.‬

22:46.711 --> 22:52.657
‫من ازت نمی‌ترسم.‬

22:52.681 --> 22:54.237
‫- بیخیال.‬
‫- نه، گوش کن.‬

22:54.261 --> 22:57.157
‫من حتی یه روز هم نمی‌تونم جای تو باشم.‬

22:57.181 --> 22:58.457
‫حتی یه روز.‬

22:58.481 --> 22:59.747
‫نه، نه، نه، تو بردی.‬

22:59.771 --> 23:03.127
‫فقط فکرِ نزدیک بودن به یه جسد،‬

23:03.151 --> 23:05.247
‫واقعاً مغزم رو از ترس و وحشت پر می‌کنه.‬

23:05.271 --> 23:08.217
‫شاید اگه توی اون سنِ کم با مرگ روبرو نشده بودم،‬

23:08.241 --> 23:10.257
‫گزینه‌های شغلیِ بیشتری داشتم.‬

23:10.281 --> 23:11.321
‫شاید.‬

23:12.491 --> 23:14.387
‫اون پدرِ منم بود، کی.‬

23:14.411 --> 23:15.967
‫برو بابا.‬

23:15.991 --> 23:17.807
‫تو فقط دوست داری عجیب‌غریب باشی.‬

23:17.831 --> 23:19.187
‫- من عجیب‌غریب نیستم.‬
‫- تو عجیب‌غریبی.‬

23:19.211 --> 23:21.647
‫نه، نیستم. تو هم آدمِ نرمالی نیستی.‬

23:21.671 --> 23:23.517
‫- خب، بینِ ما دوتا...‬
‫- فقط چون کلی پول داری...‬

23:23.541 --> 23:25.187
‫- من آدمِ نرمالیم.‬
‫- دلیل نمی‌شه نرمال باشی.‬

23:25.211 --> 23:27.987
‫راستش، اول از همه، آره، همین‌طوره.‬

23:28.011 --> 23:29.737
‫- و دوم اینکه...‬
‫- چی گفتی؟‬

23:29.761 --> 23:32.277
‫واقعاً زورت میاد که من پولدارم.‬

23:32.301 --> 23:34.590
‫واقعاً رو اعصابته. به‌خاطرش ازم کینه داری.‬

23:34.615 --> 23:36.657
‫- ندارم.‬
‫- چرا داری!‬

23:36.681 --> 23:38.367
‫- چه مرگته؟ ندارم.‬
‫- داری! همیشه هم داشتی!‬

23:38.391 --> 23:39.707
‫خفه شین!‬

23:39.731 --> 23:43.667
‫فقط خفه شین، باشه؟‬

23:43.691 --> 23:44.997
‫حالا ببین چه کار کردی.‬

23:45.021 --> 23:47.231
‫این تقصیر توئه.‬

23:48.861 --> 23:51.757
‫یه لحظه بهش وقت بده. برو اون‌ور.‬

23:51.781 --> 23:53.297
‫گمشو بابا!‬

23:53.321 --> 23:54.741
‫سوار ماشین شو.‬

24:01.371 --> 24:07.227
‫ببخشید، شما... شما دکتر اسکارپتا هستید؟‬

24:07.251 --> 24:09.777
‫آره، خودم‌ام. دکتر کی اسکارپتا.‬

24:09.801 --> 24:11.857
‫مامور بنتون وسلی هستم، از دیدنتون خوش‌بختم.‬

24:11.881 --> 24:16.197
‫اوه! بله، مامور بزنت وسلی.‬

24:16.221 --> 24:19.037
‫- بنتون. بنتون وسلی. آره.‬
‫- بنتون. وسلی.‬

24:19.061 --> 24:22.417
‫از اف‌بی‌آی.کارآگاه مارینو
‫بهتون نگفته بود که دارم میام؟‬

24:22.441 --> 24:25.537
‫گفتن که... بهم گفت. بله، شما مامور وسلی هستید، سلام.‬

24:25.561 --> 24:29.457
‫توی دفترم می‌بینمتون، درست همون‌جاست.‬

24:29.481 --> 24:31.167
‫- بسیار خب، اون‌جا می‌بینمتون.‬
‫- منم فقط برم یه فکری به حال خودم بکنم‬

24:31.191 --> 24:33.173
‫احتمالاً برم زیر کارواشی چیزی.‬

24:33.198 --> 24:36.137
‫من... من می‌رم پیت رو پیدا کنم.‬

24:36.161 --> 24:37.507
‫باشه. عالیه. اونجا می‌بینمتون.‬

24:37.531 --> 24:40.331
‫آره. باشه. فعلاً.‬

24:54.261 --> 24:58.487
‫شوهره یه تختش کمه، احتمالاً
‫چیزی نمونده که کارش به دروغ‌سنج بکشه.‬

24:58.511 --> 25:00.787
‫می‌دونم مردم ترسیدن.‬

25:00.811 --> 25:03.497
‫وقت طلاست... بله قربان.‬

25:03.521 --> 25:06.207
‫آره، حرف قلمبه‌سلمبه‌ی دیگه‌ای هم
‫هست که بخوای بگی؟‬

25:07.361 --> 25:10.707
‫دادستان شهر، بولتز،
‫انگار اصلاً از پیشرفتمون راضی نیست؟‬

25:10.731 --> 25:14.677
‫هیچ‌وقت به مردهای خوش‌تیپ اعتماد نکن.
‫این شامل پیترسن و بولتز هم می‌شه.‬

25:14.701 --> 25:17.047
‫به هر حال، همون‌طور که داشتم می‌گفتم،
‫غیرممکنه طرف سیاه‌پوست باشه.‬

25:17.071 --> 25:19.887
‫موافقم. انتخاب قربانی از نژادهای مختلف غیرمعموله.‬

25:19.911 --> 25:21.217
‫اصلاً اتفاق نمی‌افته، تمام.‬

25:21.241 --> 25:22.557
‫مگر اینکه قاتل داره به سرعت کنترلش رو از دست می‌ده.‬

25:22.581 --> 25:26.171
‫- هر کوفتی که معنیش می‌شه.‬
‫- یعنی داره عقلش رو از دست می‌ده.‬

25:33.551 --> 25:36.407
‫شماها همیشه این‌طوری با هم دعوا می‌کنید؟‬

25:36.431 --> 25:38.367
‫- نه.‬
‫- آره.‬

25:38.391 --> 25:42.447
‫برنامه‌ی وای‌کپ، یه تحلیل‌گر اداره رو با
‫یه کارآگاه جنایی همکار می‌کنه.‬

25:42.471 --> 25:46.247
‫آره، تا ما بتونیم درباره‌ی
‫قاتل‌های سریالی و اراجیف روان‌شناسی یاد بگیریم‬

25:46.271 --> 25:48.537
‫و اونا هم بتونن سرسخت‌تر، بامزه‌تر
‫و خوش‌تیپ‌تر بشن.‬

25:48.561 --> 25:51.297
‫لوری پیترسن چه تاثیری روی تحلیل‌ت می‌ذاره؟‬

25:51.321 --> 25:55.087
‫این یارو... از اون آدماییه که
‫شاید اصلاً بهش نگاه دوم هم نکنی.‬

25:55.111 --> 25:58.547
‫آدمِ به‌ظاهر سالمیه، احتمالاً یه شغل سطح پایین داره.‬

25:58.571 --> 25:59.797
‫یه کارگر ساختمونی...‬

25:59.821 --> 26:02.927
‫- مثل یه آدم کاملاً معمولی و تیپیکال آمریکایی؟‬
‫- یه شغل یدی،‬

26:02.951 --> 26:05.137
‫فکر کنم. ولی هوشش بالاتر از حد معموله.‬

26:05.161 --> 26:07.137
‫- چقدر شوکه‌کننده.‬
‫- نه، جذاب‌ترین بخشش‬

26:07.161 --> 26:09.267
‫براش، مرحله‌ی مقدماتیه،‬

26:09.291 --> 26:12.527
‫نقشه‌ی فانتزی... درست بعد از اینکه متوجه حضور اون زن می‌شه.‬

26:12.551 --> 26:14.987
‫وقتی که وسواس فکری بهش انگیزه می‌ده.‬

26:15.011 --> 26:16.761
‫آره، حس من اینه که سادیستیه.‬

26:17.841 --> 26:20.157
‫انگشت‌های یه جراح رو اتفاقی نمی‌شکونن.‬

26:20.181 --> 26:21.617
‫یا انگشت‌های یه ویولن‌زن رو.‬

26:21.641 --> 26:23.787
‫مطمئنم خیلی قبل از
‫اینکه فانتزی‌های جنسی خشنش رو‬

26:23.811 --> 26:25.867
‫عملی کنه، اونا رو توی ذهنش می‌پرورونده.‬

26:25.891 --> 26:27.917
‫اولش با نگاه کردن از پنجره‌ها شروع شده...‬

26:27.941 --> 26:29.707
‫دیدن زن‌ها. زیر نظر گرفتنشون.‬

26:29.731 --> 26:31.587
‫اینکه بخواد صدمه دیدنشون رو ببینه.‬

26:31.611 --> 26:34.257
‫بعدش تجاوز می‌کنه.
‫هر تجاوز هم خشن‌تر از قبلی میشه.‬

26:34.281 --> 26:37.047
‫شاید هر بار به خشونت بیشتری نیاز داره تا فقط ارضا بشه.‬

26:37.071 --> 26:40.007
‫یا اینکه دیگه انگیزه‌اش تجاوز نیست. انگیزه‌اش قتله.‬

26:40.031 --> 26:42.177
‫و وقتی قتل دیگه راضیش نمی‌کنه چی؟‬

26:42.201 --> 26:44.057
‫سادیستی‌تر می‌شه.‬

26:44.081 --> 26:46.307
‫- میل به شکنجه پیدا می‌کنه.‬
‫- چطوری پیداشون می‌کنه؟‬

26:46.331 --> 26:47.871
‫چرا اونا؟‬

26:50.671 --> 26:53.767
‫بی‌دلیل نیست، ولی مت پیترسن،
‫همون دانشجوی دکتری‌مون‬

26:53.791 --> 26:55.961
‫که باهوش‌تر از این حرفاست که قاتل ما باشه؟‬

26:57.051 --> 27:00.607
‫اون یه «غیرترشح‌کننده» است... آره،
‫توی منی‌ش هم هیچ گروه خونی‌ای نیست.‬

27:00.644 --> 27:03.121
‫این شوهرِ آخرین قربانیه؟‬

27:05.011 --> 27:07.867
‫نمی‌تونی اطلاعات رو مخفی کنی پیت، این رسمش نیست.‬

27:07.891 --> 27:10.117
‫خب، چون لوله‌کش نبود، نخواستم زیاد بهش فشار بیارم.‬

27:10.141 --> 27:12.713
‫خب، تد باندی هم دست‌برقضا حقوق می‌خوند.‬

27:12.738 --> 27:18.297
‫کی میگه قاتل ما یه دانشجو
‫یا حتی یه بازیگر تحصیل‌کرده نیست...‬

27:18.321 --> 27:22.111
‫وای خدا! اگه این تناقض نیست،
‫پس دیگه نمی‌دونم چه کوفتیه.‬

27:24.951 --> 27:26.767
‫کم‌کم درکش می‌کنی.‬

27:26.791 --> 27:29.437
‫آره، خب، بعضی وقت‌ها
‫واقعاً خسته‌کننده میشه.‬

27:29.461 --> 27:31.171
‫درک کردن مردها.‬

27:36.461 --> 27:39.947
‫آره، منظورم اینه که ببین، اگه این‌جا گند بزنیم،‬

27:39.971 --> 27:42.107
‫جمعه‌ی دیگه ممکنه یه زن دیگه کشته بشه.‬

27:42.131 --> 27:44.641
‫و نمی‌تونم اجازه بدم اون زود قضاوت کنه.‬

27:46.471 --> 27:49.931
‫راستش رو بخوای...
‫مت پیترسن نگرانم می‌کنه، دکتر اسکارپتا.‬

27:53.061 --> 27:54.311
‫باشه.‬

27:57.651 --> 27:59.241
‫می‌تونی «کی» صدام کنی.‬

28:01.321 --> 28:05.507
‫باشه. باشه، کی.‬

28:05.531 --> 28:07.661
‫باشه.‬

28:09.201 --> 28:12.057
‫می‌خوام بدونم اون برای چیه؟‬

28:12.081 --> 28:15.581
‫نه. نه، نمی‌خوای بدونی.‬

28:17.881 --> 28:21.147
‫چو روی جسدِ همسرش،
‫آثاری پیدا کرده که با پیترسن مطابقت داره.‬

28:21.171 --> 28:23.947
‫همون لجنِ اکلیلی که
‫روی بقیه‌ی قربانی‌ها بود، روی اونم هست.‬

28:23.971 --> 28:28.077
‫انگار تد باندیِ خودمون،
‫بالاخره کارش به دروغ‌سنج کشیده شد.‬

28:57.791 --> 29:00.687
‫حتی یه بار هم از پای اون کامپیوتر بلند نشده.‬

29:00.711 --> 29:02.817
‫- کلی هم داد و بیداد می‌کنه.‬
‫- تو...‬

29:02.841 --> 29:04.567
‫- روزنامه رو قایم کردی؟ آره.‬
‫- آره.‬

29:04.591 --> 29:07.447
‫کاش خودمم نگاه نمی‌کردم. خدای من.‬

29:07.471 --> 29:13.117
‫آره، خب، فقط می‌دونی،
‫مثل همیشه مراقب باش و هوشمندانه عمل کن.‬

29:13.141 --> 29:16.377
‫این خوبیِ سن و ساله، نه؟‬

29:16.401 --> 29:18.667
‫واسه خودت، دیگه اون‌قدر نگران نیستی.‬

29:18.691 --> 29:20.747
‫- شب بخیر، دکتر کِی.‬
‫- شب بخیر.‬

29:20.771 --> 29:22.757
‫هی، یایا. ممنون.‬

29:22.781 --> 29:24.377
‫خواهش می‌کنم.‬

29:24.401 --> 29:26.177
‫شب بخیر، لوسی.‬

29:39.341 --> 29:41.317
‫چی شده داری زاغ سیاه من رو چوب می‌زنی؟

29:41.341 --> 29:44.421
‫- کشیک نمی‌دم.‬
‫- می‌دونم، دارم می‌بینمت.‬

29:46.681 --> 29:49.011
‫واسه اینه که دخترِ خیلی باهوشی هستی.‬

29:50.641 --> 29:54.327
‫متأسفم که مجبور شدیم
‫برنامه‌ی «مانتی‌چلو» رو لغو کنیم.‬

29:54.351 --> 29:57.537
‫اشکالی نداره.
‫به هر حال کامپیوتر رو بیشتر دوست دارم.‬

29:57.561 --> 29:58.917
‫آخ.‬

29:58.941 --> 30:01.957
‫وقتی این‌طوری حرف می‌زنی،
‫منظورت اینه که دلم رو بشکنی؟‬

30:01.981 --> 30:05.257
‫بیشتر از تو دوستش ندارم،
‫فقط کلی کار واسه انجام دادن بود.‬

30:05.281 --> 30:08.177
‫- چی، توی کامپیوتر؟‬
‫- آره.‬

30:08.201 --> 30:10.097
‫دیتابیست خیلی نیاز به پاک‌سازی داشت.‬

30:10.121 --> 30:13.241
‫بیشتر از یک ساله که راه‌اندازیش نکردی.‬

30:15.251 --> 30:16.887
‫نکرده بودم؟ یعنی چی؟‬

30:16.911 --> 30:19.541
‫نگران نباش. همه‌اش رو درست کردم.‬

30:21.631 --> 30:24.437
‫تو... تو درستش کردی؟ لوسی، چه گُهی...‬

30:24.461 --> 30:25.607
‫سرِ اون... ببخشید.‬

30:25.631 --> 30:28.447
‫دقیقاً همون‌طوری که کتاب گفته بود انجامش دادم...‬
‫هر کله کیری‌ای می‌تونست بفهمه.‬

30:28.471 --> 30:30.657
‫- نگو «کله‌ کیری».‬
‫- تو هم می‌گی«گُه».‬

30:30.681 --> 30:33.947
‫لوسی، اینم مثل اون دفعه‌ست که
‫فلاپی‌های مامانت رو فرمت کردی‬

30:33.971 --> 30:37.407
‫- و بعد کلِ کتابش پاک شد؟‬
‫- نه، نگران نباش خاله کِی.‬

30:37.431 --> 30:40.167
‫اول همه‌ی اطلاعاتت رو در آوردم.

30:40.191 --> 30:41.707
‫- منظورت «استخراج» بود؟‬
‫- منم که همین رو گفتم!‬

30:41.731 --> 30:44.257
‫- کجا؟ کجا استخراجشون کردی؟‬
‫- توی فلاپی!‬

30:44.281 --> 30:45.917
‫توی این فلاپی‌ها؟‬

30:45.941 --> 30:49.821
‫لوسی، با کامپیوتر چیکـ...؟

30:56.001 --> 30:58.307
‫اون خانمی که توی روزنامه بود و مُرد؟‬

30:58.331 --> 31:02.081
‫اونم دکتر بود. مثلِ تو.‬

31:05.367 --> 31:08.707
‫- لوسی، عزیزم...‬
‫- نمی‌خوام تو بمیری، خاله کِی.‬

31:10.931 --> 31:13.907
‫آره، من...‬

31:15.850 --> 31:18.366
‫می‌دونم، می‌دونم. من... من قرار نیست بمیرم.‬

31:18.391 --> 31:19.941
‫بابام مُرد.‬

31:21.561 --> 31:24.321
‫هی، بیا اینجا.‬

31:26.941 --> 31:30.031
‫تو نباید بمیری، خاله کِی. نباید.‬

31:31.741 --> 31:32.911
‫می‌دونم.‬

31:36.741 --> 31:38.581
‫من جایی نمی‌رم.‬

31:40.501 --> 31:42.421
‫هیچ اتفاقی واسم نمیفته.‬

31:45.251 --> 31:46.881
‫قول می‌دم.‬

32:06.111 --> 32:07.377
‫کسی خونه هست؟‬

32:07.401 --> 32:09.207
‫هی! اینجاییم.‬

32:11.491 --> 32:15.031
‫

32:16.741 --> 32:18.517
‫باحال نیست؟‬

32:18.541 --> 32:20.267
‫خب، تو خودِ خودِ مهمونی هستی، مگه نه؟‬

32:20.291 --> 32:21.687
‫هی، توی کل خبر‌ها پخش شده.‬

32:21.711 --> 32:25.147
‫«بانویِ ریل‌های قطار»، این‌طوری صداش می‌کنن.‬

32:25.171 --> 32:27.817
‫اونجا بودی؟‬

32:27.841 --> 32:29.527
‫لوسی کجاست؟‬

32:29.551 --> 32:32.197
‫واسه جشنِ تولد این‌طوری لباس پوشیدی،‬

32:32.221 --> 32:35.017
‫یا داری یه بحرانِ روحی
‫نه‌چندان نامحسوس رو می‌گذرونی؟‬

32:35.042 --> 32:38.617
‫- راستش، توی سنِ من، می‌دونی...‬
‫- این قشنگه.‬

32:38.641 --> 32:40.747
‫لباس‌های تم‌دار و آرایش، فازِ جدیدمه.‬

32:40.771 --> 32:43.207
‫همه‌اش به ارتباط گرفتن و روراست بودن مربوط می‌شه،‬

32:43.231 --> 32:48.111
‫و اینکه به دنیا بگی: «هی، سلام، من داتی‌ام.»‬

32:49.191 --> 32:51.757
‫وای!
‫این بوت‌های لامصبی رو ببین.‬

32:51.781 --> 32:53.507
‫- باحال نیستن؟‬
‫- پس چیزی که داری می‌گی‬

32:53.531 --> 32:56.637
‫اینه که برون‌گرا بودنت توی
‫تمامِ این سال‌ها فقط یه پوشش بوده؟‬

32:56.661 --> 32:58.427
‫واسه خجالتی بودنِ درونت؟‬

32:58.451 --> 32:59.807
‫آره، می‌دونم.‬

32:59.831 --> 33:01.927
‫سلام. اوه.‬

33:01.951 --> 33:04.767
‫- چی شده؟‬
‫- بویِ گندی می‌دی.‬

33:04.791 --> 33:06.557
‫اونم نه بویِ سردخونه‌ایِ همیشگیت.‬

33:06.581 --> 33:07.607
‫- مگه چه بوییه؟ بذار بو کنم.‬
‫- باشه.‬

33:07.631 --> 33:08.607
‫- بس کن.‬
‫- نه، بذار بو کنم.‬

33:08.631 --> 33:10.397
‫بس کن دیگه.‬

33:12.171 --> 33:14.527
‫سیگار. دخترِ بد.‬

33:14.551 --> 33:16.027
‫شراب می‌خوای؟‬

33:16.051 --> 33:17.947
‫نه، هیچ شرابی نمی‌خوام.‬

33:17.971 --> 33:19.697
‫به لوسی سر زدی؟‬

33:19.721 --> 33:22.037
‫- اون دیگه پنج سالش نیست.‬
‫- تولدشه.‬

33:22.061 --> 33:24.417
‫بدترین سالِ ممکن رو داشته.‬

33:24.441 --> 33:25.997
‫این‌قدر پیازداغش رو زیاد نکن، کِی.‬

33:26.021 --> 33:27.997
‫پیازداغ؟ زنش رو از دست داده.‬

33:28.021 --> 33:30.297
‫- می‌دونم. خیلی غم‌انگیزه.‬
‫- دیدیش؟‬

33:32.191 --> 33:34.427
‫کجاست؟‬

33:34.451 --> 33:36.887
‫داره با زنِ مرده‌اش حرف می‌زنه.‬

33:36.911 --> 33:38.531
‫کجا می‌خوای باشه؟‬

33:43.001 --> 33:44.847
‫اوه! پس می‌خوای مست کنی.

33:44.871 --> 33:46.397
‫باشه. به سلامتی.‬

33:50.421 --> 33:52.737
‫- هورا!‬
‫- هورا.‬

33:52.761 --> 33:54.277
‫تولدت مبارک عزیزم.‬

33:54.301 --> 33:57.907
‫- ممنون.‬
‫- آرزو کردی؟‬

34:00.141 --> 34:01.761
‫نه، نکردم.‬

34:04.021 --> 34:05.561
‫باشه.‬

34:06.641 --> 34:09.417
‫احتمالاً دیگه باید بری سراغِ جشنِ خودت.‬

34:09.441 --> 34:13.257
‫آره، خب، کِی دیر کرده.‬

34:13.281 --> 34:16.837
‫اگه فقط مامانم اونجا باشه، من نمی‌رم.‬

34:16.861 --> 34:21.757
‫خب دیگه، وقتِ... کادوهاست!‬

34:24.241 --> 34:25.887
‫تولدت مبارک.‬

34:25.911 --> 34:27.661
‫خداحافظ عشقم.‬

34:29.881 --> 34:31.961
‫زاغ سیاه من رو چوب میزنی کِی؟

34:33.211 --> 34:34.567
‫حالِ جنت چطوره؟‬

34:35.671 --> 34:38.777
‫جوری رفتار نکن انگار دارم کارِ عجیبی می‌کنم، باشه؟‬

34:38.801 --> 34:41.851
‫نه، فقط دارم می‌پرسم.‬
‫ببخشید که دیر کردم.‬

34:43.431 --> 34:46.457
‫ببین، من از تولدم متنفرم.
‫همیشه متنفر بودم.‬

34:46.481 --> 34:50.417
‫و ترجیح می‌دم کلاً بی‌خیالش بشم.‬

34:50.441 --> 34:53.247
‫آره، می‌دونم لوسی.‬

34:53.271 --> 34:55.707
‫- می‌دونم.‬
‫- خوبم.‬

34:55.731 --> 34:57.901
‫خب، یه چیزی برات گرفتم.‬

35:00.559 --> 35:04.479
‫با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ما‌‌‌‌‌‌‌ب.ین
‫مرجع فیلم و سریال

35:09.871 --> 35:13.937
‫این استخونِ دایناسوره و‬
‫توش بقایای شهاب‌سنگ داره،‬

35:13.961 --> 35:16.921
‫به شکلِ نمادِ بی‌نهایته.‬

35:18.381 --> 35:20.721
‫چون طرفِ حسابم رو می‌شناسم.‬

35:24.181 --> 35:27.351
‫«چیزی که هستیم تا ابد باقی می‌مونه.»‬

35:30.481 --> 35:33.831
‫واقعاً به این باور داری؟‬
‫بعد از اون همه چیزی که دیدی؟‬

35:39.191 --> 35:40.571
‫آره.‬

35:42.321 --> 35:44.831
‫وجودِ خودت این رو ثابت می‌کنه.‬

35:51.921 --> 35:54.461
‫بریم یکم کیک بخوریم؟‬

35:56.881 --> 35:59.357
‫باید ببینی مامانت چی پوشیده.‬

35:59.381 --> 36:01.527
‫- نه.‬
‫- آره.‬

36:01.551 --> 36:02.681
‫آره.‬

36:04.721 --> 36:06.867
‫مرلین هم می‌تونه یکم کیک بخوره.‬

36:06.891 --> 36:08.497
‫- آره؟‬
‫- آره.‬

36:08.521 --> 36:10.457
‫چه جور کیکیه؟‬

36:10.481 --> 36:12.167
‫بیا اینجا.‬

36:12.191 --> 36:13.901
‫آره.‬

36:23.821 --> 36:26.217
‫خب، اینم از ایشون.‬

36:26.241 --> 36:28.467
‫- سلام.‬
‫- ایول!‬

36:28.491 --> 36:31.637
‫- تولدت مبارک، لولو.‬
‫- مرسی. ممنون.‬

36:31.661 --> 36:33.307
‫اصلاً فکر نمی‌کردم بتونیم‬
‫از اون کلبه بکشیمت بیرون.‬

36:33.331 --> 36:35.484
‫- خب، نکشیدین.‬
‫- خب، بیاید یه پیک بزنیم، موافقین؟‬

36:35.509 --> 36:36.727
‫بله، ولی... ولی صبر کنین.‬

36:36.751 --> 36:38.817
‫شوهرهامون کجا غیبشون زد؟‬

36:51.771 --> 36:53.287
‫بنتون درست به موقع رسید.‬

36:59.021 --> 37:00.490
‫تولدت مبارک!‬

37:00.515 --> 37:02.321
‫- تولدت مبارک.‬
‫- یه آرزو کن.‬

37:05.701 --> 37:07.047
‫- اینم از این.‬
‫- آره.‬

37:07.071 --> 37:09.677
‫- تولدت مبارک.‬
‫- تولدت مبارک.‬

37:09.701 --> 37:11.977
‫مرسی. ممنون بچه‌ها.‬
‫واقعاً لطف کردین.‬

37:12.001 --> 37:14.437
‫- ممنون.‬
‫- تولدت مبارک، لولو.‬

37:14.461 --> 37:15.847
‫بیا اینجا.‬

37:15.871 --> 37:18.477
‫- مامانیت رو بغل کن.‬
‫- عالی به نظر می‌رسه.‬

37:18.501 --> 37:20.817
‫روزت چطور بود؟‬

37:20.841 --> 37:23.381
‫خوش‌بو شدی.‬

37:24.381 --> 37:27.641
‫نه بابا. دوروتی گفت بو گند می‌دم.‬

37:28.761 --> 37:29.907
‫جلسه چطور بود؟‬

37:29.931 --> 37:33.407
‫خب، یه جورایی مثلِ یه «خوش‌آمدگوییِ‬
‫غافلگیرکننده به اف‌بی‌آی...»‬

37:34.521 --> 37:36.627
‫«با نونِ بیگلِ بیات و ظرفِ میوه» بود.‬

37:36.651 --> 37:38.247
‫چه حسی داشت؟‬

37:38.271 --> 37:39.797
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، فکر کنم.‬

37:39.821 --> 37:41.797
‫یادت موند کیفم رو بیاری طبقه پایین؟‬

37:41.821 --> 37:42.877
‫آره، گذاشتمش همون‌جا.‬

37:42.901 --> 37:46.507
‫ولی یادت موند برقِ لبِ‬
‫شنلم رو بذاری توش؟‬

37:46.531 --> 37:49.387
‫نمی‌دونم چی چیه.‬

37:49.411 --> 37:51.217
‫این همونه.‬

37:51.241 --> 37:53.137
‫باشه. باشه عزیزم.‬

37:53.161 --> 37:56.847
‫باشه. باشه. باشه. باشه.‬

37:56.871 --> 37:58.107
‫از ابرازِ علاقه تو جمع خوشش نمیاد.‬

37:58.131 --> 37:59.977
‫خدای من، مامان، می‌شه تمومش کنی؟‬

38:00.001 --> 38:01.107
‫- وای خدا!‬
‫- چی رو تموم کنم؟‬

38:01.131 --> 38:04.567
‫لوسی، چرا این‌قدر اُملی؟‬

38:04.591 --> 38:05.817
‫مثلا تو همجنس‌گرایی.

38:07.051 --> 38:09.157
‫بچه‌ها، من همجنس‌گرام.
‫من همجنس‌گرام.‬

38:09.181 --> 38:11.027
‫می‌دونی چیه؟ اگه حواست نباشه،‬

38:11.051 --> 38:12.827
‫- آخرش می‌شی مثلِ یکی از اون...‬
‫- ممنون.‬

38:12.851 --> 38:16.157
‫گوشه‌نشین‌های «گری گاردنز»
‫که اینجا زندگی می‌کنن...‬

38:16.181 --> 38:17.577
‫با خاله‌ت توی این خونه‌ی بزرگ‬

38:17.601 --> 38:19.207
‫تا آخرِ عمرت.‬

38:19.231 --> 38:22.247
‫واقعاً باید یه فکری به حالِ خودت بکنی.‬

38:22.271 --> 38:24.967
‫چطوری یه فکری به حال خودم بکنم؟

38:24.991 --> 38:27.309
‫- از اینجا برو، لوسی.‬
‫- خدایا.‬

38:27.334 --> 38:30.597
‫- برم؟ چی؟‬
‫- دوروتی، بی‌خیال.‬

38:30.621 --> 38:32.347
‫و یه جای مستقل برای خودت بگیر.‬

38:32.371 --> 38:36.533
‫قبلاً گفته بودی می‌خوای با پیترِ من‬
‫یه دفترِ کارآگاهِ خصوصی راه بندازی.‬

38:36.558 --> 38:37.066
‫ایول.‬

38:37.091 --> 38:38.937
‫- آره، درباره‌ش حرف زدیم.‬
‫- مگه نه؟‬

38:38.961 --> 38:40.687
‫یا، منظورم اینه که، همیشه‬
‫می‌تونی برگردی به اف‌بی‌آی.‬

38:40.711 --> 38:43.317
‫- انگار همیشه دارن نیرو استخدام می‌کنن.‬
‫- باشه.‬

38:43.341 --> 38:45.027
‫خب، لوسی، ما خوشحال
‫می‌شیم که پیشِ ما باشی.‬

38:45.051 --> 38:47.947
‫مرسی «بی». ببین، اینجا زندگی کردنِ من هیچ مشکلی نداره.‬

38:47.971 --> 38:49.567
‫- من...‬
‫- در ضمن، من تا ۱۳ سالگی اون‌قدر پول درآوردم‬

38:49.591 --> 38:52.197
‫که دیگه هیچ‌وقت نیاز نباشه کار کنم.‬

38:52.221 --> 38:54.407
‫پس اگه اینجا زندگی می‌کنم، چون خودم می‌خوام.‬

38:54.431 --> 38:56.787
‫نمی‌گم مشکلی داره،‬

38:56.811 --> 39:00.627
‫فقط فکر می‌کنم ممکنه برات یادآورِ‬

39:00.651 --> 39:02.957
‫همون چیزی باشه که باید ازش بگذری.‬

39:02.981 --> 39:05.507
‫- منظورت جنته؟ زنم؟‬
‫- نه.‬

39:05.531 --> 39:06.917
‫- غم و غصه، عزیزم.‬
‫- باشه دوروتی...‬

39:06.941 --> 39:08.427
‫- همینه که باید باهاش کنار بیای.‬
‫- خب، پس برام آرزوی موفقیت کن‬

39:08.451 --> 39:11.427
‫که اولین نفری باشم
‫که ازش جون سالم به در می‌بره.‬

39:11.451 --> 39:12.547
‫دوروتی، میشه بیای توی آشپزخونه، لطفاً؟‬

39:12.571 --> 39:13.637
‫- باشه؟‬
‫- عزیزم، بدبینی‬

39:13.661 --> 39:14.717
‫فقط تا یه جایی جواب می‌ده.‬

39:14.741 --> 39:16.477
‫- می‌شه ببینمت؟‬
‫- آره، خب، منم همین رو‬

39:16.501 --> 39:20.437
‫درباره‌ی اراجیف می‌گم، ولی تو قشنگ مدرک
‫زنده‌ای هستی که نشون می‌ده این‌طوری نیست.‬

39:20.461 --> 39:23.767
‫- زبون‌درازی می‌کنی، دخترم.‬
‫- دوروتی. باید باهات حرف بزنم‬

39:23.791 --> 39:25.527
‫- توی آشپزخونه.‬
‫- الان میام.‬

39:25.551 --> 39:26.921
‫مواظب باش.‬

39:28.301 --> 39:30.357
‫- همین الان!‬
‫- دارم میام.‬

39:30.381 --> 39:31.447
‫دارم میام.‬

39:31.471 --> 39:34.367
‫- خدایا. چیه؟‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

39:34.391 --> 39:36.617
‫- چیه؟‬
‫- چه غلطی داری می‌کنی...‬

39:36.641 --> 39:38.617
‫اون گوشواره‌ها رو خاموش کن.‬

39:38.641 --> 39:40.577
‫- چیه؟‬
‫- چرا بهش پیله می‌کنی؟‬

39:40.601 --> 39:44.457
‫چرا؟ آخه اگه اینجا خوشه،‬

39:44.481 --> 39:47.007
‫- چرا می‌خوای ازش...‬
‫- به نظرت خوشحاله؟‬

39:47.031 --> 39:50.127
‫هر کسی که زنش رو توی سال گذشته
‫از دست داده باشه، خوشحال نیست.‬

39:50.151 --> 39:54.217
‫باشه، ولی چند نفرشون
‫هنوز دارن با همسرِ مرده‌شون‬

39:54.241 --> 39:56.347
‫- تمام روز طوری حرف می‌زنن که انگار زنده‌ست؟‬
‫- درسته، و این تقصیر منه؟‬

39:56.371 --> 39:59.227
‫این چیزیه که می‌گی؟
‫باشه، پس داری من رو بابتش سرزنش می‌کنی، نه؟‬

39:59.251 --> 40:01.937
‫- آره! آره!‬
‫- نه.‬

40:01.961 --> 40:04.607
‫- خیلی باهاش راه میای.‬
‫- تمومش کن.‬

40:04.631 --> 40:07.777
‫- خیلی بهش رو می‌دی.‬
‫- من بهش رو نمی‌دم.‬

40:07.801 --> 40:09.237
‫- چرا می‌دی!‬
‫- نه، نمی‌دم.‬

40:09.261 --> 40:10.697
‫تو... تو نمی‌تونی بهش «نه» بگی.‬

40:10.722 --> 40:13.138
‫پس این چیز بدیه، حرفت اینه؟‬

40:13.204 --> 40:15.947
‫- آره.‬
‫- چرا؟‬

40:15.971 --> 40:18.327
‫- اگه بخوایم صادقانه حرف بزنیم...‬
‫- صادقانه؟‬

40:18.351 --> 40:21.407
‫- آره. فکر کنم حالش بهتر بود...‬
‫- صا... باشه، چی؟ چی؟‬

40:21.431 --> 40:24.537
‫- نه.‬
‫- چی؟ چی؟‬

40:24.561 --> 40:27.747
‫چی؟ چی؟‬

40:27.771 --> 40:30.717
‫چی؟ بگو. بگو. چی؟‬

40:30.741 --> 40:32.587
‫- چی؟‬
‫- فکر کنم حالش بهتر بود‬

40:32.611 --> 40:34.241
‫قبل از اینکه تو برگردی.‬

40:35.531 --> 40:37.927
‫- چطور روت میشه فلان‌فلان‌شده. چطور جرئت می‌کنی.‬
‫- چطور روم میشه چی؟‬

40:37.951 --> 40:39.887
‫- که نگران دخترم باشم؟‬
‫- چطور روت میشه. دخترِ تو؟‬

40:39.911 --> 40:42.187
‫- آره، اون دخترِ منه، کی. نه مالِ تو.‬
‫- آره. تو بزرگش نکردی.‬

40:42.211 --> 40:43.847
‫- تو بهش توجه نکردی.‬
‫- می‌دونم. باشه.‬

40:43.871 --> 40:45.517
‫تو فقط وقتی به خودت زحمت دادی که به نفعت بود.‬

40:45.541 --> 40:46.767
‫گوش کن، من الان اینجا هستم، توی سخت‌ترین لحظات زندگیش.‬

40:46.791 --> 40:50.277
‫تو اینجایی. و به محض اینکه
‫دیگه حسش نباشه اینجا باشی،‬

40:50.301 --> 40:52.447
‫غیبت می‌زنه. غیبت می‌زنه.‬

40:52.471 --> 40:53.697
‫و واسه همینه که من اینجام.‬

40:53.721 --> 40:54.987
‫چون من باید گندکاری‌ها رو جمع کنم...‬

40:55.011 --> 40:57.077
‫- درسته، چون تو یه قدیسی.‬
‫- مثل همیشه که انجام دادم.‬

40:57.101 --> 40:59.447
‫- تو «کیِ مقدس» هستی. تو یه قهرمان فلان‌فلان‌شده‌ای!‬
‫- چون این کاریه که باید انجام بدم.‬

40:59.471 --> 41:03.207
‫- من این بحث رو ادامه نمی‌دم. ادامه نمی‌دم.‬
‫- می‌دونم که کارت رو فدا کردی‬

41:03.231 --> 41:06.997
‫و زندگیت رو برای
‫تنها بچه‌ی خواهرت گذاشتی.‬

41:07.021 --> 41:10.297
‫و تو یه نارسیسیستِ مغرور، سطحی و معتاد به مردی‬

41:10.321 --> 41:13.321
‫که تا حالا هیچ آلت یا آینه‌ای ندیدی که ازش خوشت نیاد.‬

41:15.531 --> 41:17.507
‫گندش بزنن.‬

41:17.531 --> 41:19.217
‫- گندش بزنن. لعنتی.‬
‫- خب،‬

41:19.241 --> 41:23.687
‫- من ترجیح می‌دم خودم باشم، با همه‌ی اون آلت‌ها و چیزا...‬
‫- لعنتی.‬

41:23.711 --> 41:30.107
‫تا اینکه یه جنده‌ی علمیِ بی‌احساس
‫و ضدحال مثل تو باشم!‬

41:30.131 --> 41:33.487
‫- می‌زنم فکت رو میارم پایین!‬
‫- بس کنید!‬

41:33.511 --> 41:36.277
‫- داری از کوره در می‌ری.‬
‫- بیخیال، بیخیال.‬

41:36.301 --> 41:38.527
‫کی.‬

41:38.551 --> 41:40.867
‫- باشه.‬
‫- درسته.‬

41:46.771 --> 41:49.337
‫باشه. خیلی خب.‬

41:49.361 --> 41:50.691
‫بیا.‬

41:51.861 --> 41:54.087
‫به لوسی بگو، به لوسی بگو متأسفم.‬

41:54.111 --> 41:56.887
‫- البته. حتماً.‬
‫- نمی‌خواستم امروز باهاش این کار رو بکنم.‬

41:56.911 --> 41:59.547
‫- اشکالی نداره.‬
‫- من فقط...‬

41:59.571 --> 42:01.597
‫خیلی خب. اوضاع خیلی خیته.‬

42:01.621 --> 42:03.597
‫- آره.‬
‫- اوضاع خیلی خیته.‬

42:03.621 --> 42:05.767
‫بهت بگم، اوضاع خیلی خیته...‬

42:05.791 --> 42:07.477
‫- باشه...‬
‫- داره بدتر هم می‌شه.‬

42:07.501 --> 42:09.227
‫من می‌رسونمت.‬

42:09.251 --> 42:12.857
‫چی؟ نمی‌خوای اینجا پیش
‫زنِ دوست‌داشتنیت بمونی؟‬

42:12.881 --> 42:15.647
‫هیس، هیس، هیس. ببین، هواشناسی بارون زده،‬

42:15.671 --> 42:17.817
‫لاستیک‌هات صافه، ماشینت هم قدیمیه.
‫فقط... من می‌رسونمت.‬

42:17.841 --> 42:19.117
‫من می‌رسونمت.‬

42:19.141 --> 42:21.697
‫پس من اینجا با زنِ دوست‌داشتنیش گیر افتادم؟‬

42:21.721 --> 42:23.197
‫خیلی معذرت می‌خوام.‬

42:23.221 --> 42:24.811
‫خیلی معذرت می‌خوام.‬

42:26.271 --> 42:28.707
‫هی. هی!‬

42:28.731 --> 42:30.457
‫- هیس!‬
‫- نه، تو هیس!‬

42:48.711 --> 42:51.477
‫خیلی خب. مجتمع‌های مسکونی کلونیال لندینگ.‬

42:51.501 --> 42:53.501
‫آره، بهم گفتی.‬

42:55.801 --> 42:57.897
‫من برای لوسی بدم؟‬

42:57.921 --> 43:00.117
‫- نه، منظورم اینه که...‬
‫- نه، صادقانه بهم بگو.‬

43:00.141 --> 43:01.697
‫فکر می‌کنی من براش بدم؟‬

43:01.721 --> 43:04.907
‫فکر می‌کنم لوسی هر چی که هست، به خاطر توئه.‬

43:04.931 --> 43:06.197
‫نه، این کمکی بهم نمی‌کنه.‬

43:06.221 --> 43:09.367
‫فکر می‌کنی، فکر می‌کنی نباید با من زندگی کنه؟‬

43:09.391 --> 43:11.327
‫بیخیال، فکر نمی‌کنم اصلاً اهمیتی
‫داشته باشه کدوم گوری زندگی می‌کنه‬

43:11.351 --> 43:14.247
‫تا وقتی که تمام روز داره با اون
‫«جنتِ هوش مصنوعی» حرف می‌زنه.‬

43:14.271 --> 43:18.677
‫آره، ولی اگه بهش بگی این کار رو نکنه،
‫بیشتر لج می‌کنه که انجام بده.

43:18.701 --> 43:20.547
‫از وقتی بچه بود همین‌طوری بود.‬

43:20.571 --> 43:24.531
‫آره، ولی تو هم هیچ‌وقت نتونستی بهش نه بگی.‬

43:28.001 --> 43:30.397
‫- این حرفت رو نشنیده می‌گیرم.‬
‫- می‌خوای چیکار کنم؟ اینجا بشینم و...‬

43:30.421 --> 43:33.267
‫- حقیقت رو بهت نگم؟‬
‫- باشه. باشه، باشه. من فقط...‬

43:33.291 --> 43:34.727
‫بدجور بگا رفتم.

43:34.751 --> 43:38.027
‫دارم بهت می‌گم. ردی امروز مگی رو
‫توی دفتر مستقر کرد.

43:38.051 --> 43:39.607
‫- و این یعنی...‬
‫- چی؟ یعنی چی؟!‬

43:39.631 --> 43:43.327
‫مگی رو مستقر کرد؟
‫یعنی، تو... چرا باید اون...‬

43:43.351 --> 43:44.447
‫فکر می‌کنی دنبال زیرآب زدنت‌ـه؟‬

43:44.471 --> 43:45.577
‫ببین، آخه‬

43:45.601 --> 43:47.907
‫تو ده سال تمام،
‫هر روز اون بنده خدا رو تحقیر کردی.‬

43:47.931 --> 43:50.827
‫اگه می‌دونستم بعد از اینکه بیرونم کرد، قراره...‬

43:50.851 --> 43:55.047
‫عمراً برنمی‌گشتم.
‫اگه می‌دونستم قراره رئیسم بشه، اصلاً.‬

43:55.071 --> 43:58.297
‫آره خب، ولی برمی‌گشتی
‫ چون بخاطر اون برگشتی.‬

43:58.321 --> 44:01.467
‫مگه نه؟ برگشتی تا برای «لوسی» یه خانواده بسازی.‬

44:01.491 --> 44:03.547
‫برای همه‌مون، و این حس خوبی بود، پس...‬

44:03.571 --> 44:07.291
‫و شاید هم از شکلی که دفعه‌ی قبل
‫همه‌چیز رو ول کردم و رفتم، خوشم نمی‌اومد.‬

44:12.041 --> 44:13.857
‫بهت نیاز دارم.‬

44:13.881 --> 44:15.857
‫خب، من که همین‌جام.‬

44:15.881 --> 44:18.131
‫به کسی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم.‬

44:20.971 --> 44:22.777
‫من پایه‌ام، دکتر.‬

44:22.801 --> 44:25.077
‫نه. باید رسمی باشه. دستت رو بذار روی قلبت.‬

44:25.101 --> 44:26.447
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

44:26.471 --> 44:28.447
‫تو به یه سمت واقعی نیاز داری، به یه شغل.‬

44:28.471 --> 44:31.407
‫راستش، برای اولین بار تو زندگیم، به شغل نیاز ندارم.‬

44:31.431 --> 44:34.457
‫- اگه نمی‌دونستی بدون، خرجم رو یکی دیگه می‌ده.‬
‫- باید رسمی باشه‬

44:34.481 --> 44:37.497
‫تا بتونم ازت محافظت کنم، تا از صحنه‌های جرم...‬

44:37.521 --> 44:41.797
‫و سردخونه پرتت نکنن بیرون و...
‫در هر صورت، باید قانونی باشه.‬

44:41.821 --> 44:44.547
‫«متخصص عملیات پزشکی قانونی» چطوره؟‬

44:44.571 --> 44:46.717
‫- متخصص عملیات پزشکی قانونی؟‬
‫- خوشت اومد، نه؟‬

44:46.741 --> 44:48.427
‫آره، باکلاس به نظر می‌رسه.‬

44:48.451 --> 44:49.967
‫باید بعد از من تکرار کنی.‬

44:49.991 --> 44:52.727
‫- من، «پیت مارینو»...‬
‫- من،»پیت مارینو»...‬

44:52.751 --> 44:55.357
‫رسماً به عنوان متخصص عملیات پزشکی قانونی منصوب می‌شم.‬

44:55.381 --> 44:59.397
‫رسماً به عنوان متخصص عملیات پزشکی قانونی منصوب می‌شم.‬

44:59.421 --> 45:02.857
‫و «کی اسکارپتا» قراره برای کارهام تصمیم بگیره.‬

45:02.881 --> 45:05.117
‫و قراره برای کارهام تصمیم بگیره. این دیگه چیه؟‬

45:05.141 --> 45:08.237
‫و اون قراره حقوقم رو...‬

45:08.261 --> 45:10.407
‫- تا جای ممکن کم تعیین کنه.‬
‫- تا جای ممکن کم تعیین کنه.‬

45:10.431 --> 45:12.747
‫- قبول می‌کنی؟‬
‫- صد در صد.‬

45:16.651 --> 45:17.707
‫- سلام دکتر.‬
‫- سلام.‬

45:17.731 --> 45:20.837
‫ببخشید این‌قدر زنگ زدم. دکتر؟‬

45:20.861 --> 45:25.217
‫من همین الان رسماً اون رو به عنوان
‫مسئول عملیات پزشکی قانونیم منصوب کردم.‬

45:25.241 --> 45:27.427
‫حقوق‌بگیر شد، همه‌چیز ردیفه.‬

45:27.451 --> 45:29.677
‫همین الان توی ماشین این کار رو کردی؟‬

45:29.701 --> 45:31.541
‫- آره.‬
‫- مسئول عملیات وارد می‌شود.‬

45:33.244 --> 45:37.020
‫- کی اینجا زندگی می‌کنه؟‬
‫- «گوئن هینی»، ۳۳ ساله.‬

45:37.045 --> 45:42.151
‫مهندس زیست‌پزشکی توی آزمایشگاه‌های «ثور»،
‫همون شرکت تکنولوژی نزدیک بزرگراه آی-۹۵‬

45:42.261 --> 45:45.237
‫که به‌خاطر چاپ سه‌بعدی اعضای بدن انسان خبرساز شد؟‬

45:45.261 --> 45:48.221
‫وقتی سر کار نرفت، رئیسش خبر داد.‬

45:50.431 --> 45:52.656
‫سرکار فروژه،
‫باز هم اولین نفر سر صحنه اومدی.‬

45:53.601 --> 45:55.287
‫- همین‌طوره.‬
‫- دوست داره هم‌زمان همه‌جا باشه،‬

45:55.311 --> 45:57.207
‫این یکی... این اخلاقش به من رفته.‬

45:57.231 --> 46:00.417
‫نمی‌دونستم این‌قدر صمیمی هستید.
‫اصلاً نمی‌دونستم همدیگه رو می‌شناسید.‬

46:00.441 --> 46:03.667
‫آره خب، فکر کنم بهش می‌گن رابطه‌ی استاد و شاگردی.‬

46:03.691 --> 46:06.587
‫کسی فیلم‌های امنیتی
‫اون دوتا دوربین روی دروازه رو چک کرده؟‬

46:06.611 --> 46:07.757
‫شاید بهتر باشه چکشون کنید، کار می‌کنن.‬

46:07.781 --> 46:09.217
‫- آره، ردیفش می‌کنم.‬
‫- باشه.‬

46:09.241 --> 46:12.255
‫چرا فکر می‌کنی این «گوئن هینیِ» مفقود شده،
‫همون مقتول مجهول‌الهویه‌ست؟‬

46:13.501 --> 46:15.581
‫چون فکر کنم آلت قتل رو پیدا کردیم.‬

46:19.001 --> 46:21.357
‫به محض رسیدن، انگشت‌نگاری کردیم.‬

46:21.381 --> 46:23.937
‫- کجا پیداش کردید؟‬
‫- لای درِ پذیرایی گذاشته بودنش تا باز بمونه‬

46:23.961 --> 46:25.341
‫توی اتاق پذیرایی.‬

46:27.011 --> 46:30.277
‫اندازه و شکلش همخونی داره.‬

46:30.301 --> 46:34.197
‫روی وزنه خونی نیست
‫ ولی فقط یک ضربه زده شده.‬

46:36.811 --> 46:38.441
‫از آزمایشگاه زنگ می‌زنن.‬

46:39.731 --> 46:41.061
‫سرکار رایان.‬

46:42.691 --> 46:44.707
‫ضربه چقدر شدید بود؟‬

46:44.731 --> 46:48.031
‫استخون رو خرد کرده. آسیب مغزیِ شدید.‬

46:48.911 --> 46:50.427
‫فکر می‌کنی همین باعث مرگش شده؟‬

46:50.451 --> 46:52.557
‫در نهایت می‌کشتش، ولی اون بردش‬

46:52.581 --> 46:56.331
‫به جزیره‌ی دینجرفیلد
‫گلوش رو بریده و اونم بر اثر خونریزی مرده.‬

46:58.553 --> 47:00.393
‫این وزنه می‌تونسته
‫باعث آسیب مغزی بشه، نه؟‬

47:01.961 --> 47:03.801
‫بله.‬

47:07.221 --> 47:09.857
‫اثر انگشت‌های روی دمبل کتل‌بل
‫با یه اسم مطابقت داشت.‬

47:09.881 --> 47:11.971
‫- خب؟‬
‫- کیه؟‬

47:13.351 --> 47:14.947
‫رایان؟

47:14.971 --> 47:16.447
‫کیه؟‬

47:16.471 --> 47:18.707
‫مت پیترسن.

47:18.731 --> 47:21.877
‫مت... مت پیترسن...

47:21.901 --> 47:24.047
‫شوهر لوری پیترسن مقتول؟

47:24.071 --> 47:25.627
‫نه، غیرممکنه.‬

47:25.651 --> 47:27.321
‫اثر انگشت‌های خودشه.‬

47:30.111 --> 47:32.991
‫اگه این درست باشه، پس ۲۰ سال پیش...‬

47:36.291 --> 47:37.951
‫آدم اشتباهی رو گرفتیم.‬

48:58.911 --> 49:01.291
‫این پرونده.‬

49:03.251 --> 49:05.357
‫همونیه که کل سابقه‌ی کاریم رو روش ساختم.‬

49:05.381 --> 49:07.251
‫اعتبارم، همه‌چیزم.‬

49:09.679 --> 49:11.341
‫امکان نداره اشتباه کرده باشم.

49:11.366 --> 49:12.812
‫«آنچه در این فصل اسکارپتا خواهید دید...»

49:13.003 --> 49:16.002
‫یه مظنون به قتل داریم که غیبش زده.‬

49:16.301 --> 49:17.527
‫مت پیترسن.‬

49:17.551 --> 49:19.617
‫با تجهیزات درست، می‌تونی‬
‫هر کسی رو پیدا کنی.‬

49:19.642 --> 49:22.448
‫می‌تونم روی دوربین‌های عمومی‬
‫تشخیص چهره بزنم.‬

49:23.181 --> 49:25.917
‫اون موقع فکر می‌کردم کار خودشه.‬

49:25.941 --> 49:27.707
‫ولی تو بهم ثابت کردی که اشتباه می‌کنم.‬

49:27.731 --> 49:30.017
‫- درسته؟‬
‫- اگه اون توی این کار دست داشته باشه،‬

49:30.042 --> 49:32.047
‫اونوقت مرگ گوئن گردن منه.‬

49:32.071 --> 49:36.411
‫یه لکه‌ی ننگ روی اعتبارِ‬
‫مثلاً بی‌عیب و نقصت.‬

49:37.621 --> 49:38.637
‫نگاهِ خیره‌ی مرگبار.‬

49:39.741 --> 49:41.717
‫چرا اینقدر گیر دادی‬

49:41.742 --> 49:44.005
‫به این پرونده؟ اصلاً شبیه خودت نیستی.‬

49:45.581 --> 49:46.807
‫نمی‌دونی، نه؟‬

49:46.831 --> 49:48.147
‫اینقدر سربسته حرف نزن.‬

49:48.171 --> 49:49.937
‫مـ... من زنم رو می‌شناسم.‬

49:49.961 --> 49:53.686
‫فکر کنم فقط اون بخش‌هایی ازش رو می‌شناسی‬
‫که خودش دلش می‌خواسته بدونی.‬

49:55.171 --> 49:56.761
‫چهارمین قربانیِ قاتل.‬

49:57.466 --> 49:59.527
‫زخم‌های سرش دقیقاً مثل گوئن هینیه؟‬

49:59.551 --> 50:01.407
‫دکتر، چیزی که ما اینجا دنبالشیم‬
‫یه قاتل سریالیه.‬

50:01.431 --> 50:03.521
‫فکر کنم ما تنها کسایی هستیم‬
‫که داریم دنبالش می‌گردیم.‬

50:04.431 --> 50:05.667
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن.‬

50:05.691 --> 50:07.131
‫حتی آدم‌هایی که فکر می‌کنی می‌شناسی‌شون.‬

50:08.651 --> 50:11.417
‫هیچ رازی بین‌مون نیست.‬

50:11.441 --> 50:12.441
‫هیچی.‬

50:13.531 --> 50:15.167
‫می‌خوام بدونم به شوهرم چی گفتی.‬

50:15.191 --> 50:16.797
‫خودت رو انداختی‬

50:16.821 --> 50:18.871
‫وسطِ زندگیِ مشترکِ من، دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی.‬

50:19.951 --> 50:22.467
‫از ۱۱ سالگی به تنها چیزی که‬
‫فکر کردم مرگه.‬

50:22.491 --> 50:23.927
‫نه!‬

50:23.951 --> 50:25.137
‫وقتی تجربه‌اش کنی...‬

50:28.749 --> 50:29.976
‫«نیکول کیدمن»

50:30.001 --> 50:32.607
‫دیگه واقعاً اون آدمِ سابق نمی‌شی.‬

50:32.721 --> 50:34.353
‫«اسکارپتا»

50:34.469 --> 50:36.642
‫«بر اساس رمان پرفروش از
‫پاتریشیا کورن‌ول»

50:37.033 --> 50:41.420
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:41.444 --> 50:44.944
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:44.968 --> 50:48.768
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
