WEBVTT

00:05.679 --> 00:10.679
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.680 --> 00:11.680
‫آنچه گذشت...

00:11.681 --> 00:14.048
‫- دولورس، مشروب می‌خوری؟
‫- یا عیسی مسیح، ماریان

00:14.148 --> 00:16.116
‫می‌دونی که لیموناد ـه

00:16.216 --> 00:17.218
‫برخی از افراد نگرانن...

00:17.352 --> 00:18.852
‫که با میانه‌روها نشست و برخاست داری

00:18.953 --> 00:21.821
‫چیزی که بهش دست یافتیم
‫محدودیت‌های خودشو داشت

00:21.822 --> 00:25.392
‫چند تا بمب؟ و هیچکس گوش نمیده،
‫هیچی عوض نشده

00:25.526 --> 00:26.828
‫پس باید برای کاری که
‫با مادرم کردن...

00:26.928 --> 00:28.095
‫یه حکمی وجود داشته باشه؟

00:28.195 --> 00:29.997
‫فرمانده تیپ بلفاست..

00:30.098 --> 00:31.698
‫در دسامبر 1972 کی بود؟

00:38.339 --> 00:40.841
‫هیچوقت انگیزه‌های واقعی
‫جری رو نمی‌فهمم

00:44.311 --> 00:46.814
‫اقدامی از روی عذاب وجدان بود؟

00:48.783 --> 00:51.685
‫یا فقط سعی داشت خودشو نجات بده؟

00:51.785 --> 00:53.120
‫کسی دید بیای تو؟

00:53.121 --> 00:54.621
‫متوهم شدی، جری

00:54.622 --> 00:56.557
‫یک چیز قطعیه

00:56.690 --> 00:58.593
‫هیچکدوم از دوستان جدیدش
‫رو تایید نکردم

00:58.693 --> 01:00.194
‫چطوری، پدر؟

01:01.195 --> 01:03.697
‫خب، بهتر از اینم بودم

01:11.305 --> 01:15.475
‫به نظرت پدر، به خاطر این منو می‌کشن؟

01:15.476 --> 01:18.879
‫تونستی این همه مدت
‫زنده بمونی، فرزندم

01:19.013 --> 01:20.181
‫یه بازمونده‌ای

01:20.281 --> 01:24.085
‫می‌دونی، برخی از بچه‌ها فکر می‌کنن
‫تمایلم برای مذاکره...

01:24.185 --> 01:27.287
‫معادل با خیانته

01:27.288 --> 01:28.589
‫برندن

01:33.194 --> 01:35.596
‫برندن خیلی رنج کشیده

01:36.864 --> 01:38.565
‫آره

01:44.271 --> 01:45.840
‫جری، ارتش جمهوری‌خواه ایرلند...

01:45.973 --> 01:48.275
‫به اون چیزی که فکر می‌کنه نمی‌رسه

01:48.375 --> 01:50.644
‫تا یه حدی باید اینو بدونن

01:53.814 --> 01:57.151
‫باید جلوی کشته شدن
‫مردم خودمونو بگیریم، جری

01:58.686 --> 02:01.188
‫راستش، پدر، تنها چیزی
‫که در این مرحله بهش می‌رسن...

02:01.288 --> 02:03.191
‫کشتن رای دهنده‌های منه

02:03.324 --> 02:05.526
‫تا یه حدی می‌تونم عذرخواهی کنم

02:07.094 --> 02:09.162
‫این باعث میشه دوستی...

02:09.163 --> 02:10.498
‫چند تا آدم عزیز رو از دست بدم

02:10.598 --> 02:14.668
‫صلح بدون هزینه بدست نمیاد

02:22.876 --> 02:24.846
‫پس همینه؟

02:24.979 --> 02:26.547
‫همینه

02:27.181 --> 02:29.650
‫موفق باشی، الک

02:30.818 --> 02:31.819
‫خدا خیرت بده

02:33.687 --> 02:36.190
‫جری واقعا مجبور بود محتاط باشه

02:36.323 --> 02:40.194
‫در اون پاکت اولین بذر
‫شکننده صلح قرار داشت...

02:40.294 --> 02:42.730
‫که از طریق کلیسای کاتولیک...

02:42.830 --> 02:46.632
‫به دست رقبای سیاسی جری رسید

02:46.633 --> 02:49.636
‫هدف شما از اومدن به ایالات متحده چیه؟

02:51.239 --> 02:53.607
‫برای مذاکرات صلح اومدم

02:54.075 --> 02:55.843
‫یه مذاکره‌کننده هستم

02:58.844 --> 02:59.844
‫[آدامز، جری]

03:03.845 --> 03:05.845
‫[لیست انحصاری]

03:06.653 --> 03:08.222
‫ازتون می‌خوام باهام بیاین

03:08.322 --> 03:09.923
‫امکانش هست اشتباهی شده باشه؟

03:10.024 --> 03:12.693
‫فکر کنم دستور عفو دارم از طرف...

03:12.793 --> 03:14.561
‫خب، از طرف رییس‌جمهور

03:21.563 --> 03:23.563
‫[برای ورود مجاز است]

03:27.308 --> 03:28.676
‫فرآیند صلح...

03:28.776 --> 03:31.512
‫جری آدامز رو به قله‌های
‫غیرقابل تصوری...

03:31.612 --> 03:35.949
‫برای یه پسر ساده از بالی‌مورفی رسوند

03:35.950 --> 03:38.085
‫اونو به آمریکا برد

03:38.185 --> 03:40.088
‫به ایالات متحده خوش اومدین، آقای آدامز

03:40.188 --> 03:41.855
‫در مذاکرات صلح موفق باشید

03:43.856 --> 03:44.856
‫ممنونم

03:48.857 --> 03:50.857
‫«هیچی نگو»

03:50.858 --> 03:53.858
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

03:54.301 --> 03:58.138
‫و به شرکت‌کننده اچ برمی‌گردیم

04:02.010 --> 04:03.678
‫در چه سالی هستیم؟

04:03.778 --> 04:08.549
‫فکر کردم شاید بتونی ما رو
‫به آوریل 1994 برگردونی

04:09.017 --> 04:10.450
‫وای خدا

04:12.320 --> 04:13.687
‫اون موقع چه حسی داشتی؟

04:16.490 --> 04:18.792
‫مضطرب بودم

04:18.893 --> 04:21.662
‫به دوبلین اسباب‌کشی کرده بودم.
‫ازدواجم به آخر رسیده بود

04:21.762 --> 04:24.064
‫حس کردم دارم از پوستم میام بیرون

04:24.198 --> 04:25.066
‫خیلی ببخشید، خانم

04:25.266 --> 04:27.568
‫دو هفته پیش این نسخه رو تجدید کردیم

04:27.668 --> 04:31.806
‫می‌دونم. می‌دونم، ببخشید.
‫تقصیر منه

04:31.906 --> 04:34.675
‫خدایا، چقدر شرم‌آوره

04:34.809 --> 04:36.643
‫ببین، یه لیوان کوچیک
‫شراب خوردم، می‌دونی...

04:36.644 --> 04:40.214
‫تا عصر رو به آرومی بگذرونم و تصادفی...

04:40.314 --> 04:42.216
‫یه لحظه دست پاچه شدم

04:42.316 --> 04:44.552
‫دستم خورد و بطری افتاد
‫و ریخت توی ظرفشویی

04:44.652 --> 04:47.254
‫به هر حال، با دکتر حرف زدم.
‫واقعا یه فرشته‌س

04:47.354 --> 04:50.257
‫و خب، خیلی سریع حلش کرد، پس...

04:50.758 --> 04:52.860
‫متوجهم، خانم

04:52.960 --> 04:54.194
‫فقط اینکه...

04:54.294 --> 04:57.330
‫در نسخه جدید...

04:57.331 --> 04:59.033
‫امضای دکتر با قبلی تطابق نداره

04:59.166 --> 05:00.868
‫نداره؟

05:01.002 --> 05:02.670
‫می‌بینی، این امضای امروزه...

05:02.770 --> 05:04.604
‫و اون امضای دو هفته پیشه

05:04.605 --> 05:06.808
‫چقدر عجیب

05:06.908 --> 05:08.342
‫اگه چنین درخواستی وجود داره...

05:08.443 --> 05:10.478
‫ازمون خواسته میشه امضاها رو بررسی کنیم

05:10.578 --> 05:11.645
‫البته

05:11.745 --> 05:14.449
‫خب، مجبوری.
‫خوبه این کار رو می‌کنی

05:14.549 --> 05:17.351
‫آخه چون والیوم یه ماده کنترل شده‌س

05:17.451 --> 05:20.354
‫قطعا. فقط اینکه، می‌دونی...

05:20.454 --> 05:21.522
‫با چشم خودم دیدم دکتر امضاش کرد...

05:21.622 --> 05:23.357
‫پس به نظرت چه اتفاقی افتاده؟

05:23.458 --> 05:25.626
‫خانم، گفتم شاید شما
‫بتونین بهم بگید

05:25.726 --> 05:28.529
‫یه معتاد خیابونی که نیستم

05:28.663 --> 05:30.698
‫- بیماری دارم
‫- من...

05:30.832 --> 05:33.500
‫هرگز امضای یه دکتر رو جعل نمی‌کنم

05:33.501 --> 05:36.503
‫باشه، بسیار خب، ولی بازم نمی‌تونم...

05:36.637 --> 05:39.206
‫خیلی ظالمانه‌س.
‫واقعا بی‌معناست

05:39.340 --> 05:40.574
‫بذارین با داروساز حرف بزنم

05:40.674 --> 05:42.176
‫مشکلی نداره؟

05:42.276 --> 05:44.379
‫اگه می‌خواین مثل یه
‫مجرم کوفتی باهام رفتار کنین...

05:44.512 --> 05:47.181
‫خیلی راحت میرم یه داروساز
‫دیگه برای خودم پیدا کنم

06:07.601 --> 06:09.904
‫- چه خبر؟
‫- امروز چی کار می‌کنی؟

06:10.004 --> 06:12.006
‫- هیچی
‫- خب، دوست ندارم گریه‌تو دربیارم...

06:12.140 --> 06:14.342
‫ولی باید به بلفاست بیای

06:14.442 --> 06:16.177
‫یه جلسه توی کلوب فلون برگزار میشه

06:16.310 --> 06:17.578
‫انگار انجامش داده

06:17.678 --> 06:19.413
‫- کی؟
‫- جری

06:19.513 --> 06:21.248
‫قراره یه اعلامیه بزرگ منتشر بشه

06:21.348 --> 06:23.684
‫دارن سر پایان جنگ حرف می‌زنن

06:23.817 --> 06:25.686
‫دوتس، باید خودتو برسونی اینجا

06:27.188 --> 06:28.522
‫زندگی در شمال...

06:28.656 --> 06:31.692
‫یعنی همیشه در آستانه پایان جنگ بودی

06:31.792 --> 06:34.862
‫یه نوع برزخ خاص ما بود

06:34.962 --> 06:39.033
‫اگه بهم می‌گفتی قراره 20 سال
‫آزگار طول بکشه...

06:39.166 --> 06:41.035
‫نمی‌دونم اصلا از اون اول اسلحه...

06:41.135 --> 06:42.569
‫به دست می‌گرفتم یا نه

06:45.406 --> 06:46.975
‫چه کلاه قشنگی

06:47.075 --> 06:49.443
‫پس با بوریس یلتسین وارد رابطه شدی؟

06:49.543 --> 06:52.613
‫خب، نمی‌تونیم همه مثل
‫خاله برایدی لباس بپوشیم

06:52.614 --> 06:55.048
‫حداقل بهونه‌ش کوری بود

06:55.182 --> 06:56.350
‫از این لباس خوشم میاد

06:56.450 --> 06:57.584
‫توی حراج گرفتمش، آشغال پررو

06:57.684 --> 07:00.787
‫درسته، بیاین دعا کنیم و امیدوار
‫باشیم امشب خبر خوبی می‌شنویم

07:00.788 --> 07:03.858
‫خب، چی روی میزه؟
‫انگلیسی‌ها رفتن؟

07:03.958 --> 07:04.559
‫نمی‌دونیم

07:04.759 --> 07:06.527
‫فقط دو راه برای پایان یه جنگ وجود داره...

07:06.627 --> 07:09.328
‫یه طرف تسلیم یا
‫سر یه توافق مذاکره میشه

07:09.329 --> 07:11.199
‫جری رو می‌شناسم.
‫اهل تسلیم شدن نیست

07:11.332 --> 07:12.500
‫غرورش بهش اجازه نمیده

07:12.600 --> 07:14.669
‫نمی‌دونم.
‫توی لری کینگ دیدمش

07:14.769 --> 07:17.138
‫به ظاهر، الان یه جور
‫صلح‌طلب کوفتی شده

07:17.238 --> 07:18.938
‫باید از این حرفها بزنه، بابا

07:18.939 --> 07:20.807
‫فقط در این صورته که بهش ویزا میدن

07:20.808 --> 07:24.678
‫همیشه می‌دونست نسل شما
‫این کار رو به آخر می‌‌رسونه

07:24.778 --> 07:27.681
‫فقط فکر نمی‌کردم آدمی مثل
‫اون این کار رو بکنه

07:31.785 --> 07:32.820
‫خوبی؟

07:35.389 --> 07:37.358
‫خوبی، مکرز؟
‫بچه چطوره؟

07:37.458 --> 07:39.960
‫تا نصف شب بیداره، ماریان

07:39.961 --> 07:41.494
‫لعنتی

07:41.495 --> 07:44.198
‫امتحان کردی یه ذره ویسکی
‫روی لثه‌هام بمالی؟

07:44.298 --> 07:45.666
‫دولورس پرایس، مایه افتخاره

07:48.169 --> 07:49.504
‫سر به سرت میذارم

07:49.604 --> 07:51.138
‫واقعا که مجبور نیستی ببوسیش

07:51.238 --> 07:52.506
‫دوتس، ببین

07:55.943 --> 07:56.977
‫اون؟

07:57.077 --> 07:59.112
‫آره. برندن هیوز ـه

07:59.113 --> 08:00.180
‫لاغر شده

08:00.314 --> 08:02.349
‫الان توی آپارتمان‌های دیویس زندگی می‌کنه

08:02.450 --> 08:04.585
‫یک، دو

08:06.254 --> 08:07.688
‫توجه کنید

08:13.293 --> 08:16.630
‫یه بیانیه دارم که مستقیم از
‫مرکز فرماندهی میاد

08:19.934 --> 08:21.202
‫باور داریم...

08:21.302 --> 08:24.305
‫که فرصت برای یه صلح
‫عادلانه و پایدار...

08:24.405 --> 08:26.340
‫بوجود اومده...

08:26.474 --> 08:29.176
‫جری کجاست؟ نباید اینجا باشه؟

08:29.276 --> 08:31.079
‫رهبری ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند تصمیم گرفته...

08:31.179 --> 08:32.846
‫که از نیمه‌شب امشب...

08:32.946 --> 08:37.051
‫تمام عملیات نظامی به توقف کامل برسه

08:40.187 --> 08:42.657
‫در عوض...

08:42.757 --> 08:43.857
‫انگلیسی‌ها قول دادن...

08:43.858 --> 08:47.861
‫با شین فین مثل هر حزب
‫سیاسی دیگه رفتار کنن

08:51.265 --> 08:53.367
‫دولت بریتانیا با تمام
‫وجود تعهد داده...

08:53.500 --> 08:56.337
‫با شین فین گفتگو کنه...

08:56.437 --> 08:59.240
‫و به بقیه مسائل دیگه رسیدگی کنه...

08:59.340 --> 09:02.510
‫از جمله کاهش حضور نظامی بریتانیا

09:02.610 --> 09:04.846
‫کاهش؟
‫در حال کاهش بودن

09:04.946 --> 09:06.814
‫این دیگه یعنی چی؟

09:06.914 --> 09:08.249
‫انگلیسی‌ها میرن یا نه؟

09:08.349 --> 09:11.352
‫با ادامه یافتن مذاکرات صلح...

09:11.486 --> 09:15.789
‫قدم اول حیاتی فرآیند انحلال خواهد بود

09:15.790 --> 09:18.993
‫- انحلال؟
‫- انحلال چه کوفتیه!

09:19.093 --> 09:20.528
‫حق نداری اسلحه‌هامونو بگیری

09:20.628 --> 09:22.163
‫تا وقتی انگلیسی‌ها نرفتن از
‫معامله خبری نیست

09:22.263 --> 09:24.630
‫- موقعیت همینه
‫- موقعیت همیشه این بوده

09:24.631 --> 09:26.967
‫وقتشه با حقایق روبه‌رو بشیم، جیمی.
‫جنگ فایده نداره

09:26.968 --> 09:30.270
‫- باید یه امتیازهایی بدیم
‫- این با تسلیم شدن فرقی نداره

09:30.271 --> 09:32.173
‫جری دخلمونو اورد و خودتم می‌دونی

09:32.306 --> 09:33.606
‫جری کدوم گوریه؟

09:33.607 --> 09:35.843
‫30 سال جنگیدیم
‫و برگشتیم سر خونه اول

09:35.977 --> 09:38.813
‫درخواست داریم تا به عنوان
‫هم‌رزم متحد بمونیم

09:38.913 --> 09:40.147
‫لعنت بهش

09:40.881 --> 09:43.417
‫رفقا، آروم باشین

09:43.517 --> 09:46.553
‫این اولین قدم در یه فرآیند طولانیه

09:52.126 --> 09:54.027
‫دارک

09:54.128 --> 09:55.529
‫نظر تو چیه؟

09:55.630 --> 09:57.531
‫به نظرم تمومه

09:57.665 --> 09:59.166
‫ما رو فروخت

10:12.612 --> 10:14.147
‫می‌دونی، شش سالم بود...

10:14.247 --> 10:16.749
‫وقتی پدرم بهم گفت برای اولین
‫بار یه نفر رو کشته

10:19.286 --> 10:20.854
‫یه بمبگذاری توی کاونتری بود

10:20.987 --> 10:22.288
‫بابایی

10:26.994 --> 10:28.694
‫وحشت کرده بودم

10:30.096 --> 10:32.165
‫یادمه گفت...

10:32.265 --> 10:35.034
‫نه، نه، نه، نه

10:35.134 --> 10:36.268
‫همه چی درست میشه...

10:36.269 --> 10:38.504
‫چون در جنگیم و...

10:39.472 --> 10:42.441
‫خب، وقتی که یه ایرلند متحد داشته باشیم...

10:42.442 --> 10:46.279
‫وقتی که به اون نتیجه باشکوه برسیم...

10:48.381 --> 10:50.650
‫اونوقت همه اینا ارزشش رو داشته

10:50.750 --> 10:52.618
‫ولی به چی دست پیدا کردیم؟

10:52.619 --> 10:56.656
‫می‌دونی، در چیزی که
‫جری آدامز اورده بود...

10:57.990 --> 11:00.626
‫پدرم به چی دست پیدا کرده بود؟

11:02.061 --> 11:03.696
‫به غیر از مرگ

11:07.500 --> 11:09.502
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

11:20.080 --> 11:22.515
‫- خب، به هیچی نرسیدیم
‫- به هیچ کوفتی نرسیدیم

11:22.649 --> 11:25.317
‫باورم نمیشه که نوچه‌شو فرستاد
‫تا خبر رو اعلام کنه

11:25.318 --> 11:27.020
‫کی جری خودش یه کاری کرده؟

11:27.153 --> 11:29.356
‫خب، کی از بانک دزدی کرده
‫و یه گروه رو اداره کرده؟

11:29.456 --> 11:31.858
‫فکر نکنم تا حالا یه بارم با
‫اسلحه شلیک کرده باشه

11:31.991 --> 11:33.693
‫همیشه قرار بود اینطوری تموم بشه...

11:33.827 --> 11:35.996
‫اون بالای قله کوفتی باشه

11:36.096 --> 11:37.563
‫بزدل کثافت

11:38.031 --> 11:40.066
‫خب...

11:40.200 --> 11:41.801
‫حداقل الان می‌تونیم انگلیسی باشیم

11:43.103 --> 11:44.537
‫تو یکی دیگه خفه شو

11:48.775 --> 11:52.078
‫تا حالا این حس بهت دست داده
‫که همه‌ش برای هیچ و پوچ بود؟

12:00.654 --> 12:03.623
‫آره، خیلی عالیه.
‫زحمتی نیست، فرانکی

12:05.258 --> 12:07.160
‫چطوری هضمش کردن؟

12:07.260 --> 12:10.530
‫اکثریت مردم مثل کریسمس
‫ازش استقبال کردن

12:11.632 --> 12:13.633
‫توی خیابونها دارن مست می‌کنن

12:15.002 --> 12:16.502
‫می‌دونی...

12:17.738 --> 12:20.173
‫اگه بتونی به نتیجه برسونیش...

12:20.306 --> 12:22.542
‫حتما جایزه نوبل می‌گیری

12:22.676 --> 12:25.045
‫می‌تونی یه مجسمه کوچیک
‫نوبل رو بذاری بالای قفسه‌ت

12:25.145 --> 12:26.513
‫یه مداله

12:26.613 --> 12:29.115
‫جایزه نوبل، یه مداله که بهت میدن

12:29.482 --> 12:30.917
‫درسته

12:31.017 --> 12:33.987
‫خب، پس می‌تونی هر
‫جا دوست داری بذاریش

12:36.957 --> 12:39.826
‫و طرفدارهای دوآتیشه‌مون چی؟
‫چقدر باید نگران باشیم؟

12:41.094 --> 12:43.996
‫یه گروه کوچیک از افراد خاص هستن

12:43.997 --> 12:45.698
‫کوچیک ولی پر سر و صدا

12:46.700 --> 12:48.902
‫اونا کمتر خوشحال شدن

12:49.002 --> 12:50.870
‫داریم تیم امنیتی‌تو مجهزتر می‌کنیم

12:51.004 --> 12:52.171
‫محض احتیاط

12:53.840 --> 12:56.075
‫و برندن هیوز چی؟

12:57.977 --> 13:01.047
‫به ظاهر، از جلسه رفته بیرون...

13:01.148 --> 13:02.815
‫زیاد حرف نزده

13:05.519 --> 13:08.320
‫متاسفم. می‌دونم با هم صمیمی بودین

13:08.321 --> 13:10.490
‫خب، اینا آدم‌های کله‌شقی هستن

13:10.590 --> 13:13.960
‫کم و بیش همینو انتظار داشتم

13:16.463 --> 13:17.996
‫آقای آدامز؟

13:17.997 --> 13:19.299
‫خیلی متاسفم

13:19.399 --> 13:21.134
‫معاون رییس‌جمهور چند
‫دقیقه دیگه می‌رسن

13:21.234 --> 13:22.502
‫اصلا اشکالی نداره

13:22.602 --> 13:25.138
‫یویو ما در رزگاردن کنسرت داره

13:25.238 --> 13:27.040
‫یه ذره بیشتر طول کشیده

13:27.140 --> 13:29.175
‫خب، اگه...

13:29.275 --> 13:32.846
‫اگه یه موقع آقای ما رو دیدین
‫بگین از طرفداران دو آتیشه ایشونم

13:32.946 --> 13:34.547
‫البته

13:53.066 --> 13:55.668
‫به نظرت به خاطر این منو
‫میندازن توی یه سوراخی؟

13:57.136 --> 13:59.339
‫برای عقب کشیدن زیاد دیر نشده

13:59.439 --> 14:01.641
‫هر کاری بخوای بکنی ازت
‫حمایت می‌کنم

14:02.475 --> 14:04.544
‫لعنت بهشون. سر تا پا گناهکارن

14:10.316 --> 14:12.485
‫به برنامه رادیویی آلستر خوش اومدین

14:12.585 --> 14:14.954
‫با هلن مک‌کانویل روی آنتن هستیم

14:14.955 --> 14:19.058
‫ایشون دختر زنی هستن
‫که نزدیک به 25 سال پیش...

14:19.192 --> 14:21.227
‫بدون هیچ ردی ناپدید شد

14:21.327 --> 14:23.797
‫اسمش جین مک‌کانویل بود

14:24.898 --> 14:26.665
‫طوری یادمه که انگار همین دیروز بود

14:26.666 --> 14:29.569
‫ده تاشون به آپارتمان ما اومدن
‫و مادرمو بردن

14:29.669 --> 14:31.204
‫و می‌دونی کی بودن، هلن؟

14:31.337 --> 14:33.840
‫مردان و زنانی که مادرت رو بردن میگم

14:33.940 --> 14:38.311
‫می‌دونم. اونا اعضای ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند بودن

14:38.312 --> 14:39.546
‫و چرا تصمیم گرفتی...

14:39.680 --> 14:41.980
‫بالاخره سکوتت رو بشکنی، هلن...

14:41.981 --> 14:43.815
‫بعد از این همه سال؟

14:43.816 --> 14:47.319
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند می‌خواد
‫از یه صلح عادلانه و پایدار حرف بزنه

14:47.320 --> 14:49.722
‫نتونستم تحملش کنم

14:49.822 --> 14:52.359
‫کجای این عادلانه‌س؟

14:52.492 --> 14:54.627
‫عدالت برای مادرم کجاست؟

15:08.307 --> 15:10.043
‫امیدوارم اشتباه نبوده باشه

15:10.143 --> 15:13.646
‫نه، معرکه بودی، عشقم.
‫بهت افتخار می‌کنم

15:19.786 --> 15:20.654
‫الو؟

15:20.854 --> 15:22.288
‫جدی میگی، هلن؟ توی رادیو؟

15:22.389 --> 15:23.556
‫شاید خیلی راحت گلوله بخوری

15:23.690 --> 15:26.492
‫مایکل، نه، هیچکس
‫قرار نیست تیر بخوره

15:26.493 --> 15:29.062
‫هیچ غلطی نمی‌کنن.
‫آتش‌بس شده

15:29.162 --> 15:30.029
‫و اگه بهم بخوره چی؟

15:30.229 --> 15:31.329
‫این آدم‌ها درست بالای سرمونن

15:31.330 --> 15:33.734
‫یکی از آدم‌رباهای مادر
‫رو توی مکدونالد دیدم

15:33.834 --> 15:34.967
‫حرفی بهش زدی؟

15:34.968 --> 15:37.770
‫نه، نه، نه.
‫دهنمو بسته نگه داشتم

15:38.871 --> 15:40.740
‫هلن، کلی تلاش کردم تا تمام
‫اینا رو پشت‌سر بذارم...

15:40.840 --> 15:44.143
‫به جایی برسم که حس کنم عادیه

15:44.144 --> 15:46.612
‫راستش، میکی، باید بعدا
‫بهت زنگ بزنم

15:49.315 --> 15:51.551
‫هلن، برگرد داخل خونه

15:56.790 --> 15:57.857
‫تو هلن مک‌کانویل هستی؟

15:57.957 --> 15:59.192
‫آره

15:59.292 --> 16:01.061
‫شنیدم توی رادیو حرف زدی

16:01.161 --> 16:02.695
‫خوب حرف زدی

16:03.163 --> 16:04.531
‫مرسی

16:04.631 --> 16:08.467
‫پسرم، ایمون هم گم شده

16:08.468 --> 16:10.670
‫جولای 1975

16:11.772 --> 16:14.340
‫اسمش ایمو مالوی بود

16:14.440 --> 16:16.676
‫و فکر کنم تعدادمون بیشتر باشه

16:24.551 --> 16:25.952
‫یه چیزی داره توی تلویزیون
‫پخش میشه که باید ببینی

16:26.052 --> 16:28.688
‫ما خونواده افراد ناپدید شده هستیم

16:29.989 --> 16:31.257
‫نُه خونواده

16:31.357 --> 16:33.693
‫هر کدوم یه عزیزی داشتیم که
‫ربوده شده، به قتل رسیده...

16:33.793 --> 16:36.896
‫و مخفیانه توسط ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند دفن شده

16:36.996 --> 16:38.364
‫مادرم، جین مک‌کانویل...

16:38.464 --> 16:41.768
‫در هفتم دسامبر 1972 ربوده شد

16:43.670 --> 16:46.506
‫همه می‌دونن کی این دستورات
‫رو انجام داده

16:47.474 --> 16:50.343
‫ما می‌دونیم. شین فین هم می‌دونه

16:50.344 --> 16:52.978
‫سگهای توی خیابون هم می‌دونن

16:52.979 --> 16:56.148
‫پس یه سوال از رهبران شین فین دارم...

16:56.149 --> 16:58.217
‫و از آقای آدامز

16:59.252 --> 17:00.820
‫اجساد کجا دفن شدن؟

17:02.221 --> 17:04.056
‫مادرم کجاست؟

17:04.157 --> 17:05.558
‫برام یه جلسه بذار

17:20.040 --> 17:21.674
‫آقای آدامز

17:21.774 --> 17:23.944
‫آقای آدامز، معنای این اتفاق
‫برای مذاکرات صلح چیه؟

17:24.044 --> 17:25.645
‫لطفا عقب وایستین

17:25.746 --> 17:28.147
‫- مذاکرات ادامه داره؟
‫- داریم مرتب پیشرفت می‌کنیم

17:28.148 --> 17:29.815
‫به باور من معامله ممکنه

17:29.816 --> 17:32.953
‫الان، چیزی که مهمه اینه که
‫همگی تمام تلاش خودمونو بکنیم...

17:33.053 --> 17:34.720
‫تا این خونواده‌ها رو آروم کنیم

17:34.821 --> 17:37.557
‫- حالا اگه منو ببخشید...
‫- برای الان کافیه. ممنونم

17:43.463 --> 17:45.698
‫خونه خیلی قشنگی داری

17:51.771 --> 17:53.771
‫شیرینی می‌خوای؟

18:11.558 --> 18:13.226
‫مامان‌بزرگم همیشه با مویز...

18:13.359 --> 18:14.594
‫چنین شیرینی‌هایی درست می‌کرد

18:14.694 --> 18:17.030
‫بهشون می‌گفتیم پرواز
‫بر فراز گورستان‌ها

18:17.163 --> 18:18.831
‫باید مادرمو پیدا کنم

18:23.870 --> 18:25.870
‫بله

18:26.239 --> 18:28.408
‫بی‌عدالتی بزرگی شده

18:28.542 --> 18:30.910
‫هر کسی که اطلاعاتی داره
‫رو تشویق می‌کنم...

18:31.044 --> 18:32.678
‫تا همین پا پیش بذاره

18:33.980 --> 18:35.181
‫خب، باشه، ولی...

18:35.314 --> 18:37.650
‫با هم روش کار می‌کنیم

18:38.251 --> 18:39.685
‫اهل سیاست نیستم

18:40.219 --> 18:41.621
‫قابل درکه

18:45.225 --> 18:48.161
‫میشه بپرسم چرا به مادرم
‫می‌گفتین خود فروخته؟

18:52.532 --> 18:54.567
‫خب، هلن، من هیچوقت
‫چنین چیزی نگفتم

18:54.701 --> 18:55.868
‫ارتش جمهوری‌خواه اینو گفته

18:57.537 --> 19:00.173
‫و قبول دارم که شاید با
‫این حساب مخالف باشی...

19:00.306 --> 19:01.640
‫و این نتیجه رو رد کنی

19:01.641 --> 19:03.676
‫باید بهشون می‌گفتی اینقدر دروغ نگن

19:03.776 --> 19:05.545
‫می‌تونستی یه کاری بکنی

19:08.181 --> 19:11.718
‫مادرت ربوده شد در...

19:11.818 --> 19:14.387
‫دسامبر بود؟ سال 72

19:14.487 --> 19:16.623
‫هفتم دسامبر 1972. درسته

19:16.723 --> 19:20.059
‫هلن، دسامبر توی زندان بودم

19:20.160 --> 19:22.061
‫بازجویی شدم

19:22.195 --> 19:23.396
‫بهت قول میدم...

19:23.530 --> 19:26.699
‫هیچ ربطی به این ماجرا نداشتم

19:31.504 --> 19:34.540
‫آقای آدامز، به تازگی مادرتونو
‫از دست دادین، درسته؟

19:35.241 --> 19:37.343
‫درسته. خب، چند سال پیش بود

19:37.443 --> 19:39.478
‫سر قبرش رفتین...

19:39.479 --> 19:41.480
‫براش دعا خوندین؟

19:41.481 --> 19:43.550
‫درسته

19:43.684 --> 19:45.952
‫پس درک می‌کنین

19:46.052 --> 19:48.121
‫باید دفنش کنیم

19:48.221 --> 19:49.889
‫وگرنه هرگز تموم نمیشه

19:51.658 --> 19:53.292
‫ببین، می‌دونم چی کشیدی

19:53.293 --> 19:54.694
‫فکر نکنم بدونی

19:56.896 --> 20:00.233
‫خب، می‌دونی چرا هیچوقت
‫از بلفاست نرفتیم؟

20:00.333 --> 20:02.302
‫معلومه که می‌خواستیم.
‫شیموس هم می‌خواست

20:02.402 --> 20:04.537
‫ولی مدام پیش خودم فکر می‌کردم
‫اگه بشه چی؟

20:05.472 --> 20:07.607
‫اگه یه روزی مادرم برگرده چی؟

20:10.343 --> 20:12.211
‫می‌بینی، همین ندونستن عذاب‌آوره، آقای آدامز

20:12.345 --> 20:14.013
‫این ندونستن داغونت می‌کنه

20:14.113 --> 20:15.981
‫حتی وقتی...

20:15.982 --> 20:19.318
‫حتی وقتی یه پسربچه میاد
‫جلوی آپارتمان‌مون...

20:19.319 --> 20:23.089
‫حتی اون موقع با کیف مامانم
‫و حلقه ازدواجش...

20:24.191 --> 20:25.892
‫حتی اون موقع هم امیدوار بودم

20:26.994 --> 20:28.194
‫شما چنین کاری کردین

20:29.829 --> 20:31.829
‫هلن...

20:32.265 --> 20:34.200
‫می‌تونم بپذیرم که مادرم مُرده

20:34.968 --> 20:36.269
‫مُرده

20:38.638 --> 20:42.309
‫نمی‌تونم بپذیرم که جسدی نداشته باشم
‫که بر سرش سوگواری کنم

20:42.409 --> 20:44.610
‫باید ببینمش.
‫باید آخرش رو ببینم

20:49.182 --> 20:51.351
‫هلن، هر کاری در توانم باشه...

20:51.451 --> 20:54.053
‫برای پیدا کردن جسد مادرت انجام میدم

20:54.153 --> 20:57.623
‫چیزی که باید به یاد داشته باشیم
‫اینه که یه لحظه حساسه

20:57.624 --> 20:59.426
‫صلح یه چیز شکننده‌س

20:59.559 --> 21:01.561
‫همه‌مون باید خیلی مراقب حرف
‫زدن‌مون باشیم

21:01.661 --> 21:03.629
‫مراقب بودم. 20 سال
‫تمام مراقب بودم

21:03.730 --> 21:05.799
‫منظورم اینه که خیلی بد میشه...

21:05.899 --> 21:07.567
‫برای تو، برای من، برای همه...

21:07.667 --> 21:11.337
‫اگه چیزی روند صلح رو به خطر بندازه

21:11.437 --> 21:13.539
‫می‌خوای خفه بشم؟

21:14.040 --> 21:15.541
‫مادرمو پیدا کن

21:17.610 --> 21:20.513
‫الان تحقیقات در حال انجامه

21:21.181 --> 21:22.682
‫بهت قول میدم

21:37.864 --> 21:39.966
‫باید تحقیقات رو شروع کنیم

21:42.135 --> 21:44.037
‫تحقیقات واقعی؟

21:58.051 --> 21:59.685
‫لعنتی

22:09.195 --> 22:11.329
‫چطوری، فرانکی؟

22:11.330 --> 22:13.533
‫دولورس پرایس. تو چطوری؟

22:13.633 --> 22:17.437
‫- یه فنجون چای می‌خوای؟
‫- خب، خیلی خوشحال میشم

22:17.537 --> 22:19.539
‫عجب. نیمه دیگه چطوری زندگی می‌کنن

22:19.673 --> 22:22.409
‫خب...

22:22.542 --> 22:25.545
‫گمونم باید تبریک بگم

22:25.645 --> 22:28.214
‫شنیدم که خورد کردن زانو هم متوقف شده

22:28.314 --> 22:30.383
‫و شش گلوله هم همینطور

22:30.483 --> 22:32.285
‫و جری ما چطوره؟

22:32.385 --> 22:33.987
‫جری آدامز کوفتی

22:35.087 --> 22:37.389
‫حرف نداره

22:37.523 --> 22:41.493
‫جدی؟ شنیدم حتی قرارداد نوشتن
‫کتاب هم بسته

22:41.494 --> 22:43.695
‫و اون واقعا دیگه شورشو دراورده

22:45.030 --> 22:47.733
‫هنوزم بوی سمتکس رو
‫میشه ازت حس کرد، فرانک

22:47.833 --> 22:49.534
‫خب، هیچکس کامل نیست

22:50.836 --> 22:54.240
‫خب، ببین، کاشف به عمل اومد...

22:54.340 --> 22:57.542
‫جری، جری به کمکت نیاز داره

23:00.813 --> 23:01.846
‫کمک من

23:03.315 --> 23:06.118
‫چرا باید به کمک من باید نیاز داشته باشه؟

23:06.218 --> 23:08.620
‫تحقیقاتی رو در مورد...

23:08.720 --> 23:10.388
‫ناپدید شده‌ها شروع می‌کنیم

23:10.522 --> 23:12.958
‫می‌خوایم ازت در مورد جین مک‌کانویل بپرسیم

23:13.059 --> 23:15.193
‫جین مک‌کانویل کیه؟

23:15.194 --> 23:16.194
‫ساکت!

23:16.195 --> 23:18.830
‫برید طبقه بالا

23:18.831 --> 23:22.368
‫- جری از من می‌پرسه؟
‫- زیاد شلوغش نکن

23:22.501 --> 23:24.436
‫از تمام افراد می‌پرسیم

23:24.536 --> 23:26.538
‫از هر کسی که اون موقع بوده

23:27.273 --> 23:29.208
‫پس، نمی‌دونی؟

23:29.308 --> 23:30.876
‫در مورد اینکه این بیوه
‫ممکنه کجا باشه

23:31.010 --> 23:32.578
‫می‌دونی که نمی‌دونم

23:32.678 --> 23:34.947
‫کسی به فکرت نمی‌رسه که
‫شاید بتونه کمک کنه؟

23:35.047 --> 23:36.514
‫راستشو بخوای...

23:36.515 --> 23:38.116
‫می‌دونم با کی باید حرف بزنی

23:38.217 --> 23:39.684
‫باشه. کی؟

23:40.452 --> 23:43.856
‫- جری آدامز کوفتی
‫- دولورس

23:43.956 --> 23:46.591
‫همه‌مون باید هم‌نوا و هم صدا باشیم

23:46.691 --> 23:50.061
‫می‌دونی، چیزی که متوجه نمیشم...

23:50.162 --> 23:51.897
‫اینه که چطور رییست...

23:52.030 --> 23:53.499
‫دوست من...

23:53.599 --> 23:57.635
‫دست تنها این کشور رو
‫تقدیم انگلیسی‌ها کرد...

23:57.636 --> 24:02.140
‫و بعد آدم‌های باهوشی مثل تو رو
‫راضی کرد که برنده شدین

24:07.946 --> 24:09.281
‫باشه

24:14.653 --> 24:17.556
‫دولورس، خیلی وقته داری حرف می‌زنی

24:17.690 --> 24:20.459
‫بهتره بیشتر مراقب حرف زدنت باشی

24:20.559 --> 24:23.695
‫و منو باش فکر می‌کردیم
‫دست از اسلحه کشیدیم

24:24.196 --> 24:25.564
‫خب...

24:26.932 --> 24:29.133
‫دست از بیشترشون

24:29.134 --> 24:32.204
‫به هر حال، بازم می‌گردم

24:33.672 --> 24:36.074
‫دور از دردسر بمون، خانم جوان

24:42.447 --> 24:44.549
‫جری خیلی منظورشو واضح رسوند

24:45.184 --> 24:47.052
‫به رسانه‌ها گفته بود

24:47.152 --> 24:49.121
‫به رفقا گفته بود

24:49.221 --> 24:51.791
‫حتی به قربانی‌ها گفته بود

24:51.891 --> 24:55.327
‫می‌دونی، اگه ایرلند قراره به صلح برسه...

24:55.427 --> 24:58.096
‫باید بهایی براش پرداخت بشه، می‌دونی...

24:58.196 --> 24:59.898
‫چه بهایی؟

25:00.031 --> 25:01.566
‫سکوت ما

25:09.609 --> 25:11.243
‫یه جسد پیدا کردن

25:12.177 --> 25:14.113
‫ایمون مالوی

25:14.246 --> 25:17.082
‫یه خبرچین دیگه بوده

25:17.182 --> 25:21.219
‫میگن اون باعث بازداشت
‫تو در سال 73 شده

25:29.060 --> 25:30.695
‫همسرش، کیت...

25:30.696 --> 25:33.999
‫حتما الان شرایط خیلی سختی داره

25:34.099 --> 25:35.233
‫کسی بهش سر زده؟

25:37.703 --> 25:39.571
‫بعدا بهش سر می‌زنم

25:44.143 --> 25:45.411
‫جین مک‌کانویل چی؟

25:45.511 --> 25:47.845
‫شایعه شده که اون توی
‫داندالک کنار دریاست

25:47.846 --> 25:49.348
‫تمام اون منطقه عوض شده

25:49.448 --> 25:52.418
‫نمی‌تونم برگردم پیش اون خونواده
‫و بهشون بگم نتونستیم پیداش کنیم

25:52.552 --> 25:54.086
‫بازم بگردین

26:14.707 --> 26:17.542
‫ببین. از ما هم اسم برده

26:18.177 --> 26:20.779
‫جدی؟ چی گفته؟

26:20.880 --> 26:23.548
‫که یه بار ما رسوندیمش خونه

26:24.684 --> 26:27.552
‫ببین، یه لطفی بهم بکن

26:28.554 --> 26:30.088
‫ولش کن

26:43.502 --> 26:45.237
‫یه سوال دارم

26:47.005 --> 26:49.775
‫نخواستی از بمبگذاری حرف بزنی؟

26:49.875 --> 26:50.976
‫ببخشید؟

26:51.910 --> 26:53.910
‫کار لندن

26:54.346 --> 26:56.782
‫با هم برنامه‌ریزیش کردیم

26:56.882 --> 26:58.451
‫روی دسته صندلی تو نشسته بودم

26:58.584 --> 27:00.919
‫الان نه وقتشه و نه جاش

27:01.053 --> 27:05.223
‫توصیه کردی با هواپیما برم

27:05.557 --> 27:07.793
‫یادته؟

27:07.927 --> 27:10.095
‫می‌دونی، پشیمون شدم

27:10.195 --> 27:11.997
‫تا حالا بهت گفتم؟

27:12.098 --> 27:14.366
‫واقعا همه رو عصبانی کرد

27:14.467 --> 27:17.970
‫خب، تو و من مشخصه که خاطرات
‫بسیار متفاوتی داریم

27:18.070 --> 27:19.538
‫برات کارهایی کردم

27:21.040 --> 27:23.140
‫نه فقط بمبگذاری

27:23.141 --> 27:26.078
‫چون فکر می‌کردم یه معنایی داره

27:28.247 --> 27:30.449
‫در ازای چیزی که بهش دست پیدا کردی...

27:30.582 --> 27:32.251
‫حتی بیخیال یه صبحونه خوبم نمی‌شدم

27:32.385 --> 27:33.719
‫- باشه، دولورس
‫- خب...

27:33.819 --> 27:35.253
‫همه‌ش برای اینه؟

27:35.354 --> 27:38.124
‫چاپ یه کتاب و یه خونه بزرگ؟

27:38.224 --> 27:41.559
‫برای همین هشت سال افتادی زندان؟

27:41.560 --> 27:45.297
‫برای همین خاله‌م جفت
‫چشم‌هاشو از دست داد؟

27:45.397 --> 27:47.699
‫- امضاش کن.
‫- دولورس، کافیه دیگه

27:49.068 --> 27:50.569
‫می‌خوام امضاش کنی

27:52.871 --> 27:55.774
‫به یاد خاله برایدی‌م امضاش کن

28:04.850 --> 28:06.850
‫دولورس...

28:07.086 --> 28:08.087
‫همه چی مرتبه؟

28:12.091 --> 28:13.225
‫کتابم رو امضا نمی‌کنه

28:15.227 --> 28:18.997
‫برای خیلی‌ها دوران بسیار، بسیار سختیه

28:19.865 --> 28:23.001
‫تغییر می‌تونه خیلی دردآور باشه

28:23.101 --> 28:26.238
‫اگه شرایطت سخته، افرادی داریم
‫که می‌تونی باهاشون حرف بزنی

28:28.507 --> 28:30.042
‫گم شو

28:33.679 --> 28:35.680
‫تغییر می‌تونه دردآور باشه؟

28:35.681 --> 28:37.381
‫اون دستورات کوفتی رو داد!

28:37.382 --> 28:39.552
‫تو کثافت باعث درد و رنجم شدی

28:39.652 --> 28:42.554
‫باید همینو می‌گفتم. لعنت خدا بهت!

28:46.224 --> 28:48.026
‫خب، یا عیسی مسیح، دوتس

28:48.027 --> 28:49.527
‫امیدوار بودی به چی برسی؟

28:49.528 --> 28:51.930
‫اعصابمو خورد می‌کنه.
‫از صلح و عدالت حرف می‌زنه

28:52.030 --> 28:53.833
‫و حتی نمی‌تونه حقیقت کوفتی رو بگه

28:53.933 --> 28:55.751
‫می‌خوای اوقات تلخی کنی یا...

28:55.951 --> 28:57.770
‫می‌خوام حسابی اوقات تلخی کنم

28:57.903 --> 28:59.571
‫گندش بزنن

29:01.040 --> 29:02.408
‫خب...

29:02.542 --> 29:05.945
‫بعضی‌هامون دارن استراتژی می‌ریزن...

29:06.078 --> 29:07.713
‫و به قدم‌های بعدی فکر می‌کنن

29:08.781 --> 29:10.716
‫اگه می‌خوایم پیامی بفرستیم...

29:10.816 --> 29:14.186
‫باید صدامون بلندتر باشه

29:15.521 --> 29:18.190
‫بعضی از بچه‌ها دارن سازماندهی میشن

29:18.290 --> 29:20.159
‫امروز بعد از ظهر یه جلسه برگزار میشه

29:20.259 --> 29:21.560
‫باید بیای

29:22.628 --> 29:25.197
‫پس به عملیات برمی‌گردیم، آره؟

29:25.931 --> 29:27.633
‫خب...

29:27.766 --> 29:29.568
‫با حرف زدن به هیچ جا نمی‌رسیم

29:32.871 --> 29:34.806
‫دوستت دارم...

29:34.907 --> 29:38.176
‫ولی برای این کار زیادی پیر شدی

29:43.849 --> 29:45.217
‫تصمیمش با خودته

29:46.985 --> 29:48.220
‫موفق باشی

30:07.339 --> 30:09.574
‫همیشه آدم حساسی بودم

30:09.708 --> 30:14.513
‫می‌دونی، به گذشته که نگاه می‌کنم،
‫متوجه میشم که ازم خواسته شده...

30:14.613 --> 30:17.416
‫برخلاف ذاتم عمل کنم

30:17.516 --> 30:20.818
‫از دستوراتم پیروی کردم.
‫همیشه اطاعت کردم

30:20.819 --> 30:24.189
‫هر کاری که بهم دستور داده بودن رو کردم

30:30.462 --> 30:31.831
‫لعنتی

30:33.399 --> 30:34.566
‫ای کثافت

30:41.006 --> 30:43.174
‫و سالها بعد...

30:43.175 --> 30:47.212
‫فرصت داری تا بشینی
‫و بهش فکر کنی...

30:47.312 --> 30:50.115
‫که باید تمام سوالات مهم رو از خودت بپرسی...

30:50.249 --> 30:51.917
‫که هیچوقت اون موقع از خودت نپرسیدی

31:13.405 --> 31:15.340
‫الو؟

31:15.341 --> 31:17.142
‫آره، درسته

31:19.545 --> 31:21.179
‫یه لحظه وایستا

31:22.915 --> 31:25.083
‫فکر می‌کنن یه چیزی پیدا کردن

31:26.651 --> 31:28.920
‫ببخشید، بگو

31:29.355 --> 31:31.056
‫بله

31:34.893 --> 31:36.128
‫باشه

31:47.406 --> 31:49.007
‫سلام، مایکل

31:49.008 --> 31:50.208
‫هلن

31:54.647 --> 31:56.882
‫یا خدا، اون اگنس ـه؟

32:02.655 --> 32:04.890
‫- خوبی، آرچی؟
‫- خوبی؟

32:05.391 --> 32:07.391
‫شیموس

32:23.041 --> 32:25.144
‫هنوزم توی شرکتی، آرچی؟

32:25.244 --> 32:27.646
‫آره، هستم

32:27.746 --> 32:29.248
‫یه کوچولو هم ترفیع گرفتم

32:29.348 --> 32:31.049
‫خوبه

32:32.051 --> 32:34.420
‫روزی که مامان برنده بینگو شد چی؟

32:34.553 --> 32:36.588
‫- شما اونو یادتونه؟
‫- یادم نمیاد

32:36.688 --> 32:38.557
‫برنده شد. مگه نه، هلن؟

32:38.657 --> 32:39.690
‫مامان هیچی برنده نشد

32:39.691 --> 32:41.159
‫تو یادت نمیاد

32:43.495 --> 32:45.831
‫پالتوی پشمی‌ش...

32:45.931 --> 32:47.566
‫یادمه

32:48.534 --> 32:49.301
‫زیر سنجاقش

32:49.501 --> 32:52.304
‫- سنجاق کوچیکش رو یادمه
‫- آره

32:52.404 --> 32:53.805
‫روی یقه‌ش

32:55.407 --> 32:56.409
‫چه رنگی بود؟

32:56.509 --> 32:58.411
‫- آبی
‫- آره

32:58.544 --> 33:00.245
‫آبی کم‌رنگ

33:00.379 --> 33:03.081
‫حداقل اینو همه‌مون یادمونه

33:07.152 --> 33:08.987
‫مدام با خودم میگم...

33:10.556 --> 33:12.157
‫اگه خیلی بهش آسیب زده باشن چی

33:13.526 --> 33:14.926
‫قبل از اینکه اتفاق بیافته

33:15.060 --> 33:17.528
‫گفتن بازجویی شده

33:17.529 --> 33:19.030
‫در این حالت به هر چیزی اعتراف می‌کنی

33:19.031 --> 33:20.265
‫آره

33:20.399 --> 33:22.768
‫تمام این مزخرفات

33:22.902 --> 33:25.037
‫- مزخرف گفتن که خود فروخته‌س
‫- همه‌ش دروغه

33:25.137 --> 33:28.073
‫معلومه، هر ثانیه از روز کنارش بودم

33:28.207 --> 33:31.643
‫اصلا چی می‌تونست بهشون بگه؟
‫به انگلیسی‌ها

33:31.743 --> 33:32.977
‫هیچوقت از اون آپارتمان خوشش نمی‌اومد

33:32.978 --> 33:36.013
‫به شما یه چیزو بگم

33:36.014 --> 33:39.518
‫قبل از اینکه بمیره در چند لحظه
‫به همه‌مون فکر کرده

33:47.860 --> 33:50.429
‫قسم می‌خورم می‌تونم همینجا حسش کنم

34:57.028 --> 34:58.163
‫هلن

35:07.572 --> 35:10.575
‫- چیه؟
‫- جمجمه یه سگه

35:16.849 --> 35:18.850
‫پس همین؟ تموم شد؟

35:18.851 --> 35:20.886
‫نصف ساحل رو کندن، آرچی

35:21.019 --> 35:23.221
‫کل این ماجرای کوفتی...

35:24.990 --> 35:28.394
‫اون موقع ما رو مسخره و دست انداختن

35:28.494 --> 35:31.096
‫الانم دارن مسخره‌مون می‌کنن

35:34.066 --> 35:36.201
‫الان باید چه غلطی بکنیم؟

35:37.536 --> 35:39.037
‫گمون باید صبر کنیم

35:41.540 --> 35:44.576
‫به نظرت کی می‌تونی
‫دوباره مامانت رو ببینی؟

35:46.044 --> 35:48.179
‫فقط امیدوار می‌مونیم...

35:48.180 --> 35:52.718
‫و حسابی دعا می‌کنیم تا برگرده

35:52.851 --> 35:54.086
‫دولت ایرلند...

35:54.186 --> 35:55.220
‫الان قول مصونیت...

35:55.320 --> 35:57.089
‫به هر کسی که با اطلاعاتی...

35:57.222 --> 35:59.558
‫در مورد جسد گم شده
‫پا پیش بذاره میده...

36:07.433 --> 36:09.433
‫الو؟

36:14.673 --> 36:15.907
‫مامان؟

36:16.041 --> 36:17.976
‫میشه یه کم بستنی بخورم؟

36:17.977 --> 36:20.813
‫خدایا، دنی.
‫حسابی منو ترسوندی

36:20.913 --> 36:22.247
‫ببخشید

36:22.348 --> 36:25.150
‫اشکالی نداره. چیزی نشده. بیا بغلم

36:53.846 --> 36:55.847
‫خب؟ تو چی؟
‫بیا تو

36:55.981 --> 36:58.117
‫- مرسی که قبول کردی بیای دیدنم
‫- زحمتی نیست

36:58.217 --> 36:59.518
‫بفرما تو

37:04.023 --> 37:05.891
‫ببخشید که اینجا یه کم بهم‌ریخته‌س

37:05.992 --> 37:09.461
‫- دارم لباس می‌شورم
‫- مشکلی نیست

37:09.462 --> 37:10.529
‫آبجو می‌خوای؟

37:10.663 --> 37:12.631
‫آره. چرا نه؟

37:12.732 --> 37:14.433
‫لیوانی یا شیشه‌ای؟

37:14.534 --> 37:16.201
‫یه لیوان می‌خورم

37:16.335 --> 37:18.170
‫الان توی دوبلین زندگی می‌کنم

37:19.138 --> 37:22.541
‫- حال و روزت چطوره؟
‫- خوبم، آره

37:22.641 --> 37:27.179
‫می‌دونی، به خاطر این ماجراها
‫یه جوری بودم، می‌دونی؟

37:27.279 --> 37:28.947
‫صلح و این حرفها

37:29.448 --> 37:31.484
‫آره، خیلی سخته

37:31.584 --> 37:33.518
‫خیلی هم سخته

37:34.887 --> 37:37.690
‫می‌دونی، خوشحالم که کشتار تموم شد

37:37.790 --> 37:40.626
‫خب، عالیه...

37:40.726 --> 37:42.528
‫همه چی عالیه. فقط اینکه...

37:42.662 --> 37:44.696
‫خب، گندیده‌س

37:44.830 --> 37:47.199
‫از پایه و بن گندیده‌س، دارک

37:50.136 --> 37:52.136
‫می‌دونی...

37:52.204 --> 37:54.540
‫مدام به گذشته برمی‌گردم...

37:54.640 --> 37:56.307
‫به عملیات فکر می‌کنم

37:56.308 --> 37:57.509
‫خواب دیدی؟

37:58.543 --> 37:59.978
‫هر از گاهی

38:00.879 --> 38:03.149
‫بیشتر شبها...

38:03.249 --> 38:06.484
‫دراز می‌کشم و با خودم میگم
‫تموم اون کارها برای چی بود؟

38:06.485 --> 38:08.187
‫برای هیچی بود، دولورس

38:08.320 --> 38:11.123
‫هیچی نبود. حتی مرگ یه
‫نفر هم ارزشش رو نداشت

38:11.457 --> 38:12.992
‫ممنونم

38:13.092 --> 38:17.063
‫بالاخره یکی جرات داره اینو بگه

38:17.163 --> 38:19.064
‫می‌دونی، حتی اون مرتیکه
‫آب زیرکاه کثافت رو سرزنش نمی‌کنم...

38:19.164 --> 38:20.565
‫که جنگ رو تموم کرد، خب؟

38:20.666 --> 38:21.833
‫فقط از روش شیطانی...

38:21.934 --> 38:24.036
‫که این کار رو کرده متنفرم، همین

38:25.137 --> 38:26.505
‫خب...

38:27.739 --> 38:29.141
‫یه عملیاتی رو اجرا کردم، خب؟

38:29.241 --> 38:33.277
‫و یه فاجعه تمام عیار کوفتی بود، خب؟

38:33.278 --> 38:37.349
‫یه جورایی این فکر به ذهن‌مون رسید
‫که بیا 20 تا بمب توی شهر بذاریم

38:37.483 --> 38:39.017
‫جمعه خونین

38:39.117 --> 38:40.818
‫درسته، جمعه خونین

38:40.819 --> 38:43.555
‫خب، بمب‌ها کار گذاشته شد.
‫هشدار دادیم

38:43.655 --> 38:45.657
‫با بچه‌ها توی ماشین نشستم...

38:45.658 --> 38:47.893
‫و یواش یواش صدای
‫انفجارها رو شنیدیم، درسته؟

38:48.527 --> 38:52.731
‫بوم، بوم، بوم

38:52.831 --> 38:54.733
‫و همه خیلی خوشحال بودن

38:54.866 --> 38:57.103
‫ولی اونجا نشسته بودم
‫و پیش خودم می‌گفتم...

38:57.203 --> 39:00.072
‫زیادی بهم نزدیکن

39:00.172 --> 39:04.042
‫می‌دونی؟ انفجارها زیادی بهم نزدیکن

39:05.310 --> 39:06.945
‫و می‌دونستم...

39:08.013 --> 39:12.117
‫می‌دونستم اون روز کلی آدم می‌میرن

39:13.052 --> 39:14.453
‫هفت تا؟

39:14.553 --> 39:16.054
‫نُه تا بود

39:17.222 --> 39:19.258
‫نُه تا

39:19.358 --> 39:22.895
‫و جری، اون نقشه‌شو نکشیده بود
‫ولی فرمانده عملیاتی بود

39:23.028 --> 39:24.963
‫و می‌تونست جلوی شلیک شدن
‫هر گلوله رو بگیره

39:25.063 --> 39:26.898
‫و حالا رفته میگه هیچوقت در
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند نبوده

39:26.998 --> 39:31.103
‫- تهوع‌آوره
‫- خب، خودخواهانه‌س، دولورس

39:31.870 --> 39:33.505
‫خودخواهانه‌س

39:33.605 --> 39:38.877
‫چون یعنی تو، من،
‫باید همه‌شو به دوش بکشیم

39:39.845 --> 39:42.214
‫تنهایی تمام مسئولیت رو قبول کنیم

39:42.348 --> 39:43.182
‫دقیقا

39:43.382 --> 39:46.785
‫اونجا نبوده، کاری نکرده، پس تقصیر ما بوده

39:46.786 --> 39:50.889
‫تمام اون مرگ‌ها گردن ماست

39:51.023 --> 39:52.957
‫گمونم جری اونجا نشسته بوده...

39:52.958 --> 39:56.128
‫داشته گردگیری می‌کرده و
‫سعی داشته جلوی ما رو بگیره؟

40:01.700 --> 40:04.002
‫- تا حالا به این فکر کردی که...
‫- چی؟

40:06.938 --> 40:08.708
‫همه چیزو علنی کنی

40:08.808 --> 40:11.944
‫می‌دونی، به مردم بگی واقعا چه اتفاقی افتاد

40:12.044 --> 40:13.145
‫نه

40:14.547 --> 40:16.415
‫نه. نه، نمی‌تونم

40:16.515 --> 40:18.183
‫منم نمی‌تونم

40:33.699 --> 40:36.300
‫یکی رو می‌شناسم

40:36.301 --> 40:38.871
‫آدمی که باهاش حرف می‌زنم،
‫آدمی که باهاش توی یه زندان بودم

40:39.004 --> 40:42.807
‫راستش یه بار دیدیش،
‫مکرز، توی میخونه فلون

40:42.808 --> 40:45.544
‫داره روی یه پروژه تاریخ شفاهی کار می‌کنه

40:45.644 --> 40:48.614
‫محرمانه‌س. همه‌ش روی نواره

40:48.714 --> 40:50.015
‫و چی بهش میگی؟

40:55.654 --> 40:57.622
‫همه چیزو بهش میگم

40:57.623 --> 41:00.626
‫- همه چیز همه چیز؟
‫- آره

41:00.726 --> 41:02.127
‫شبیه یه اعترافه

41:02.227 --> 41:04.496
‫خب، فقط اینکه می‌تونی نوشیدنی بخوری

41:04.497 --> 41:05.698
‫لعنت بهش، برندن

41:05.831 --> 41:07.699
‫- امنه؟
‫- خیلی هم امنه

41:07.833 --> 41:10.202
‫هیچکس تا وقتی بمیری
‫نوارها رو نمی‌شنوه

41:10.335 --> 41:11.404
‫خوبیش همینه

41:15.374 --> 41:18.009
‫و در مورد جری ما حرف می‌زنی؟

41:18.810 --> 41:21.012
‫شاید از چیزهای عجیب
‫حرفی نزنم

41:22.548 --> 41:24.082
‫حتما حس خوبی داره

41:25.651 --> 41:28.120
‫خیلی حس معرکه‌ای داره

41:37.730 --> 41:39.664
‫و مطمئنی تعقیب نشدی؟

41:39.665 --> 41:42.067
‫نه، نه. خیلی مراقب بودم

41:47.839 --> 41:51.610
‫و به خاطر چیزی که بهت میگم
‫ممکنه بازداشت بشم؟

41:51.710 --> 41:53.145
‫می‌دونی، ترجیح میدم به زندان برنگردم

41:54.179 --> 41:55.848
‫محافظت کامل داری

41:55.948 --> 41:58.816
‫یه پروژه خصوصی در دانشگاه بوستون هستیم

41:58.817 --> 42:04.156
‫نوارها در یه گاوصندوق
‫در محوطه دانشگاه مخفی میشن

42:05.758 --> 42:08.294
‫هیچکس به جز من قرار نیست
‫اونا رو بشنوه

42:08.394 --> 42:10.429
‫منظورت تا وقتیه که من بمیرم؟

42:10.529 --> 42:12.865
‫درسته

42:12.965 --> 42:14.433
‫و هنوز خانم جوانی هستی

42:37.156 --> 42:40.859
‫داری کار بسیار شجاعانه‌ای می‌کنی، دولورس

42:40.959 --> 42:45.663
‫داری به مردم دسترسی به
‫تاریخ واقعی ما رو میدی

42:45.664 --> 42:49.467
‫نسل‌های آینده متوجه میشن
‫واقعا چی شده...

42:49.468 --> 42:50.869
‫فقط به خاطر تو

42:51.470 --> 42:53.372
‫خوبه

42:53.472 --> 42:55.006
‫خیلی قشنگه

43:13.693 --> 43:16.195
‫چیه؟ چی پیدا کردی؟

43:35.781 --> 43:37.015
‫یا خدا!

43:41.653 --> 43:44.890
‫بقایای یه زن شناسایی شده

43:59.838 --> 44:02.773
‫- اصلا ژاکت پشمی می‎پوشیده؟
‫- نه. نمی‌پوشید

44:02.774 --> 44:05.043
‫یه سنجاق داشته؟

44:06.011 --> 44:07.512
‫یه سنجاق داشته؟

44:07.646 --> 44:09.315
‫سنجاق؟

44:09.415 --> 44:11.216
‫مثل یه...

44:11.350 --> 44:12.751
‫شبیه یه سنجاق سینه

44:12.851 --> 44:14.986
‫زیر یقه‌ش باید باشه

44:44.549 --> 44:46.685
‫اشکالی نداره

44:46.785 --> 44:49.821
‫پیداش کردیم. پیداش کردیم

44:54.559 --> 44:56.795
‫می‌دونستم توی اون ساحله

45:03.536 --> 45:04.870
‫واقعا دوسته، مامان

45:04.970 --> 45:07.873
‫آره، واقعا خوش‌تیپه،
‫ولی اگه می‌خوای نگهش داری...

45:07.974 --> 45:10.042
‫می‌تونی بعضی‌ها رو آزاد کنی

45:44.342 --> 45:45.911
‫خوبین، بچه‌ها؟

45:46.011 --> 45:48.780
‫یه گلوله پیدا کردیم که توی
‫جمجمه گیر کرده بود

45:48.781 --> 45:51.783
‫و دو تا دیگه هم نزدیک به
‫جایی که افتاده بود

45:51.784 --> 45:54.285
‫خب، دوست داریم شکایت کنیم...

45:54.286 --> 45:57.456
‫ولی اونایی که انجامش دادن،
‫مصونیت می‌گیرن، نه؟

45:57.557 --> 45:58.741
‫معامله همین بوده

45:58.941 --> 46:00.125
‫خب، می‌گرفتن...

46:00.225 --> 46:03.228
‫اگه حرف می‌زدن و ما
‫رو به جسد می‌رسوندن

46:03.362 --> 46:05.697
‫مادرتون توسط یه شهروند پیدا شده

46:05.831 --> 46:08.700
‫الان یه پرونده قتل بازه

46:09.800 --> 46:10.969
‫نزدیک به 31 سال شده

46:11.069 --> 46:13.971
‫تحمل ندارم دوباره امید واهی به خودم بدم

46:14.071 --> 46:16.708
‫چقدر احتمال داره بتونین
‫کسی که اونو کشته پیدا کنین؟

46:16.808 --> 46:18.209
‫بستگی داره

46:18.310 --> 46:22.280
‫جرم‌شناسی در این پرونده‌های قدیمی
‫واقعا فایده چندانی نداره

46:22.380 --> 46:23.781
‫یکی باید حرف بزنه

46:34.291 --> 46:35.660
‫یه راننده بودم

46:35.760 --> 46:37.695
‫از مرز رد شدم

46:37.795 --> 46:40.064
‫ولی خودت می‌دونی

46:40.799 --> 46:43.701
‫مواد منفجره حمل می‌کردم

46:43.834 --> 46:45.036
‫سلاح

46:46.538 --> 46:48.139
‫آدم هم جابه‌جا می‌کردم

46:49.474 --> 46:51.975
‫سوارشون می‌کردم

46:51.976 --> 46:54.512
‫گاهی می‌دونستن دارن کجا میرن

46:56.881 --> 46:58.182
‫گاهی هم نه

47:00.851 --> 47:02.654
‫ولی کارم تحویل اونا...

47:02.754 --> 47:05.022
‫به افراد اونطرف بود

47:07.525 --> 47:09.026
‫جایی که اعدام می‌شدن

47:10.228 --> 47:12.263
‫و هرگز به خونواده‌ها گفته نمی‌شد

47:14.098 --> 47:16.200
‫از ناپدید شده‌ها حرف می‌زنی؟

47:16.768 --> 47:18.035
‫بله

47:18.369 --> 47:19.837
‫دولورس...

47:20.839 --> 47:22.239
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

47:22.874 --> 47:24.474
‫البته

47:24.475 --> 47:27.111
‫در مورد جین مک‌کانویل حرف می‌زنیم؟

47:37.112 --> 47:40.112
‫[جری آدامز همواره عضویت در ارتش موقت
‫جمهوری‌خواه ایرلند...]

47:40.113 --> 47:44.113
‫و دست داشتن در هرگونه فعالیت
‫و یا خشونت این ارتش را انکار کرده است]

47:44.114 --> 47:48.114
‫[همچنین هرگونه دخالت در قتل]
‫[جین مک‌کانویل را انکار می‌کند]

47:48.115 --> 47:58.115
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
