WEBVTT

00:12.188 --> 00:14.241
‫مامانمون داره برمی‌گرده
‫برامون نامه نوشته

00:12.262 --> 00:13.262
‫«آنچه گذشت»

00:14.328 --> 00:16.331
‫ما که کسی رو تو
‫بلکپول نمی‌شناسیم

00:16.332 --> 00:17.900
‫این یه نشونه‌ست

00:19.905 --> 00:21.106
‫لطفاً به رئیس زندان بگید

00:21.107 --> 00:22.977
‫که ما رسماً اعتصاب غذا کردیم

00:23.913 --> 00:25.181
‫ما اسرای جنگی هستیم

00:25.182 --> 00:26.584
‫و باید دوران محکومیتمون رو

00:26.585 --> 00:29.022
‫تو یه زندان زنان
‫تو ایرلند بگذرونیم

00:29.023 --> 00:30.158
‫دولت کوتاه اومده

00:30.159 --> 00:31.461
‫دارن شما رو به
‫ایرلند برمی‌گردونن

00:31.462 --> 00:34.199
‫خبر خوب، عزیزم
‫داریم می‌ریم خونه

00:41.080 --> 00:44.520
‫می‌دونی، مسخره‌ش
‫اینه که ما بردیم

00:44.521 --> 00:46.324
‫ولی بازم مجبور
‫شدیم برگردیم زندان

00:47.427 --> 00:49.597
‫من تولد سی سالگیم رو

00:49.598 --> 00:54.172
‫تو زندان زنان آرما تو
‫شمال ایرلند گذروندم

00:54.173 --> 00:56.110
‫هنوز اونقدر حالم بد بود

00:56.111 --> 00:59.451
‫که چهار سال بود پریود نشده بودم

01:01.187 --> 01:04.092
‫ببین، چیز جالب درباره
‫اعتصاب غذا اینه که

01:04.093 --> 01:07.366
‫باید مدام به خودت بگی

01:07.367 --> 01:10.171
‫که غذا چیز بدیه

01:12.343 --> 01:14.447
‫و بعدش واقعاً همین‌طور میشه

01:14.448 --> 01:16.116
‫همونطور که حتماً می‌دونید، دخترا،

01:16.117 --> 01:19.289
‫ممکنه شرایط آزادی
‫پزشکی رو داشته باشید

01:19.290 --> 01:21.126
‫می‌دونید این یعنی چی؟

01:21.127 --> 01:22.463
‫آره

01:22.464 --> 01:24.333
‫یعنی ما آسیب روحی دیدیم

01:24.334 --> 01:27.105
‫یعنی دکترا فکر
‫نمی‌کنن شما بتونید کاملاً

01:27.106 --> 01:29.248
‫تو محیط زندان بهبود پیدا کنید

01:30.012 --> 01:32.148
‫خب، شاید حق با اونا باشه

01:32.149 --> 01:34.219
‫فکر کنم سؤال اینه، خانم پرایس،

01:34.220 --> 01:36.424
‫اگه زودتر آزاد بشید،

01:36.425 --> 01:38.528
‫چطور وقتتون رو سپری می کنید؟

01:38.529 --> 01:40.566
‫چیکار می‌کنید؟

01:40.567 --> 01:43.672
‫زندگیم رو وقف عدم خشونت می‌کنم

01:43.673 --> 01:46.645
‫و این اصول رو به
‫جوونای کاتولیک یاد میدم

01:50.252 --> 01:53.224
‫من فقط می‌خوام
‫از بابام مراقبت کنم

01:53.225 --> 01:55.596
‫- پیش بابام زندگی می‌کنم
‫- و همدستاتون چی؟

01:55.597 --> 01:57.500
‫مردا و زنایی که باهاشون
‫همکاری می‌کردید؟

01:57.501 --> 01:59.403
‫خیلی راحت میشه
‫دوباره کشیده شد تو کار

01:59.404 --> 02:01.240
‫سرمون به کار خودمون
‫گرمه. مشکلی نیست

02:01.241 --> 02:03.177
‫ولی شما پیش پدرتون خواهید بود،

02:03.178 --> 02:05.483
‫- که سابقه...
‫- همه‌مون بازنشسته شدیم

02:08.589 --> 02:12.563
‫ببینید... اگه بخوام
‫رک باشم، خانم،

02:14.467 --> 02:17.072
‫من هشت سال از عمرم
‫رو اینجا از دست دادم

02:17.674 --> 02:19.343
‫می‌خوام مادر بشم

02:19.344 --> 02:21.714
‫می‌خوام خانواده خودم
‫رو تشکیل بدم و...

02:21.715 --> 02:24.880
‫نمی‌دونم دیگه برام
‫ممکنه یا نه، ولی...

02:25.456 --> 02:27.760
‫اگه می‌پرسید که می‌خوام
‫دوباره یه دادگاه رو منفجر کنم،

02:27.761 --> 02:29.363
‫جوابم نه‌ست

02:30.232 --> 02:32.703
‫ماریان، تو هم همین حس رو داری؟

02:33.772 --> 02:35.082
‫آره

02:35.543 --> 02:37.446
‫داشتن یه بچه کوچولو
‫عالی به نظر می‌رسه

02:59.290 --> 03:00.459
‫جالبه،

03:00.460 --> 03:02.429
‫سن و سال آدم رو از اشتیاق

03:02.430 --> 03:04.533
‫به انقلاب در خط مقدم می‌ندازه

03:04.534 --> 03:07.205
‫بعد از هشت سال تو زندان

03:07.206 --> 03:09.209
‫از خودم خسته شده بودم

03:09.210 --> 03:11.280
‫حتی یه کم از خواهرم هم خسته شدم

03:15.121 --> 03:16.424
‫بابا برامون یه مرقد
‫کوچیک درست کرده

03:16.425 --> 03:18.093
‫خیلی تأثیرگذاره، بابا

03:18.094 --> 03:20.399
‫آره، خب، فقط یادت باشه

03:20.400 --> 03:21.768
‫من قبل از شما بمب‌گذاری می‌کردم

03:22.637 --> 03:23.739
‫فقط گیر نیاُفتادم

03:25.241 --> 03:27.580
‫ولی بازم بهتون افتخار می‌کنم

03:27.581 --> 03:29.115
‫ممنون

03:29.116 --> 03:31.126
‫حتی اگه فداکاری نهایی رو نکردید

03:31.588 --> 03:33.124
‫بابا، بس کن

03:35.095 --> 03:37.359
‫بابا، دولورس میگه
‫همه‌مون بازنشسته شدیم

03:38.201 --> 03:40.639
‫- بازنشستگی چه شکلیه؟
‫- من بازنشسته نشدم

03:40.640 --> 03:42.778
‫- شدی، بابا
‫- آره، شدی

03:43.713 --> 03:45.382
‫آره، دوتس قراره
‫سفالگری یاد بگیره

03:45.383 --> 03:47.252
‫و برای بچه‌های کوچولو شال ببافه

03:48.154 --> 03:49.289
‫من همچین چیزی نگفتم

03:50.793 --> 03:53.097
‫گفتم می‌خوام آروم پیش برم

03:54.401 --> 03:56.136
‫فکر کنم حق دارم یه کم تنبلی کنم

03:57.373 --> 03:59.410
‫مادرتون موافقت می‌کرد

04:01.515 --> 04:04.453
‫همیشه نگران بود شما دخترا
‫زیادی به خودتون فشار میارید

04:04.454 --> 04:06.130
‫آه، بابا

04:07.192 --> 04:09.430
‫ولی اون به بازنشستگی
‫اعتقاد نداشت، پس...

04:13.137 --> 04:14.841
‫پس منم بازنشسته نشدم

04:20.218 --> 04:21.554
‫واقعاً فکر می‌کنی خیلی اشتباهه

04:21.555 --> 04:23.583
‫که گفتم ما دیگه کشیدیم کنار؟

04:24.361 --> 04:26.296
‫ما سهم خودمون رو ادا کردیم،
‫مار. حتی بیشتر از سهممون

04:26.297 --> 04:28.267
‫- ما تو تالار مشاهیریم لعنتی
‫- ما تو تالار مشاهیر نیستیم

04:28.268 --> 04:30.237
‫اونایی که تو تالار مشاهیرن مُردن

04:30.238 --> 04:31.441
‫آره، خب، همینه دیگه

04:31.442 --> 04:32.776
‫آره، یا مُردی یا
‫در حال مبارزه‌ای

04:32.777 --> 04:34.883
‫فقط دو تا گزینه هست

04:35.115 --> 04:38.688
‫- و ما نمردیم، پس...
‫- آره، خب،

04:38.689 --> 04:40.426
‫گمون نکنم دیگه بتونم
‫اینجوری فکر کنم

04:45.336 --> 04:46.738
‫باشه، برو سفالگریت رو بکن

05:02.804 --> 05:06.644
‫ببین، همه چیزی که میگم
‫اینه که ما یه وظیفه داشتیم

05:06.645 --> 05:09.149
‫مگه اینکه چیزی رو
‫از دست داده باشم

05:09.150 --> 05:11.186
‫و ما الان تو یه کشور
‫آزاد زندگی می‌کنیم

05:13.392 --> 05:14.761
‫آره

05:15.195 --> 05:18.595
‫وقتی یه کشور آزاد داشته
‫باشیم می‌دونی چیکار می‌کنن؟

05:18.869 --> 05:20.338
‫به گذشته نگاه می‌کنن و میگن،

05:20.661 --> 05:23.210
‫«اون دخترای کوچولو حسابی
‫زنگ خطر رو به صدا درآوردن»

05:23.211 --> 05:25.382
‫- آره، همین رو میگن
‫- آره، میگن

05:25.383 --> 05:26.978
‫پس، آروم باش

05:27.252 --> 05:28.795
‫از زندگیت لذت ببر

05:29.391 --> 05:31.627
‫تو کار خودت رو
‫کردی. تو یه قهرمانی

05:31.628 --> 05:33.264
‫قصه به سر رسید

05:38.231 --> 05:42.014
‫«هیچی نگو»

05:42.039 --> 05:53.013
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

06:07.834 --> 06:09.637
‫مسئله‌ای که درباره دهه
‫سی زندگی هست اینه که،

06:09.638 --> 06:11.273
‫همه رفتن پی زندگیشون

06:11.274 --> 06:13.411
‫کار پیدا می‌کنن، سر
‫و سامون می‌گیرن

06:13.412 --> 06:15.682
‫آدما محترم میشن

06:15.713 --> 06:18.838
‫[به شین فین رای بدید]
‫[جری آدامز]

06:18.863 --> 06:21.503
‫[قاتل آشغال ارتش جمهوری‌خواه]

06:21.528 --> 06:23.798
‫راستش، هیچ‌وقت فکر
‫نمی‌کردم اونقدر عمر کنم

06:23.799 --> 06:25.869
‫که مجبور بشم باهاش سر و کله بزنم

06:26.380 --> 06:36.046
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

06:41.802 --> 06:44.840
‫اوم... یه ویسکی
‫می‌خوام. خالص، لطفاً

06:44.841 --> 06:47.780
‫- چه نوعی دوست دارید؟
‫- هر نوعی

06:55.796 --> 06:58.535
‫راستش، میشه دوبلش کنید، لطفاً؟

07:04.948 --> 07:06.851
‫دولورس پرایس؟

07:09.557 --> 07:11.059
‫چطوری؟

07:11.060 --> 07:13.297
‫هیچ‌وقت نتونستم وادارت
‫کنم باهام حرف بزنی

07:13.732 --> 07:15.402
‫ببخشید؟

07:15.403 --> 07:18.408
‫چند بار با هم راهپیمایی
‫کردیم. انتظار ندارم یادت بیاد

07:19.878 --> 07:21.714
‫صبر کن

07:21.715 --> 07:24.987
‫فکر کنم می‌شناسمت
‫اسمت چی بود دوباره؟

07:24.988 --> 07:26.357
‫ممنون، بری

07:26.358 --> 07:28.895
‫اوم، این استیون ری‌ـه

07:33.572 --> 07:34.607
‫تو بازیگری

07:36.344 --> 07:38.915
‫معمولاً، خانم‌ها از شنیدن
‫این خوشحال نمیشن

07:38.916 --> 07:40.853
‫آه، نگو که امشب تو نمایش هستی؟

07:42.790 --> 07:44.527
‫خوشحالم که اینقدر هیجان‌زده‌ای

07:44.528 --> 07:46.029
‫نه

07:46.030 --> 07:48.267
‫نه، نه، نه. من فقط، اوم...

07:49.036 --> 07:51.072
‫من فقط یه طرفدارم

07:51.073 --> 07:52.943
‫من اونجا وایسادم

07:52.944 --> 07:54.813
‫و اون یکی مرده میاد تو اتاق

07:54.814 --> 07:56.684
‫و یهو همه چی یادم میاد

07:56.685 --> 07:58.621
‫من قبلاً تو این آشپزخونه بودم

07:58.622 --> 08:00.759
‫و با هر دوتاشون خوابیده بودم

08:01.861 --> 08:03.030
‫هم‌خونه‌ بودن دیگه

08:03.031 --> 08:04.767
‫آره، ولی باید می‌فهمیدم

08:04.768 --> 08:06.637
‫حس می‌کنم استیون درک می‌کنه

08:06.638 --> 08:09.376
‫- چرا باید درک کنم؟
‫- خب، چون حس می‌کنم

08:09.377 --> 08:10.845
‫تو هم قبلاً خانم‌هات
‫رو قاطی کردی

08:10.846 --> 08:12.750
‫- این درست نیست
‫- عه؟

08:15.956 --> 08:17.492
‫- یه بار
‫- هوم

08:17.493 --> 08:20.999
‫و اونم چون هر دوتاشون
‫اسمشون جورجیا بود

08:21.000 --> 08:22.736
‫و هر دوتاشون از من بلندتر بودن

08:24.774 --> 08:26.611
‫نگران نباش، دولورس
‫ما ازت محافظت می‌کنیم

08:26.612 --> 08:28.682
‫معلومه که بهش نیاز دارم

08:30.986 --> 08:33.056
‫خب، اوم، نظرت
‫درباره نمایش چی بود؟

08:33.057 --> 08:34.693
‫آره

08:34.694 --> 08:37.466
‫آره، یه سلبریتی واقعی
‫نظرت درباره نمایش ما چی بود؟

08:37.467 --> 08:39.603
‫خب، ببین، معمولاً
‫خیلی انتقادی‌ام،

08:39.604 --> 08:41.474
‫ولی، می‌دونی...

08:41.475 --> 08:42.910
‫ولی فکر کردم همه‌تون
‫فوق‌العاده بودید

08:42.911 --> 08:45.582
‫یعنی، واقعاً، تو به خصوص...

08:45.583 --> 08:48.655
‫استیون همیشه
‫عالیه. آزاردهنده‌ست

08:48.656 --> 08:49.990
‫آره، ولی همه...

08:49.991 --> 08:52.696
‫یعنی، واقعاً، همه، همه، همه

08:52.697 --> 08:54.533
‫جدی

08:54.534 --> 08:56.337
‫هر لحظه‌ش رو دوست داشتم

09:03.885 --> 09:05.540
‫استیون

09:06.057 --> 09:08.060
‫باید یه چیزی بهت بگم

09:09.797 --> 09:11.588
‫من قبلاً تو رو دیدم

09:11.868 --> 09:14.540
‫نه فقط تو راهپیمایی‌ها،
‫بلکه، اوم...

09:15.709 --> 09:17.479
‫...تو لندن

09:17.480 --> 09:19.638
‫شب قبل از بمب‌گذاری

09:19.884 --> 09:21.388
‫بمب‌گذاری من

09:21.655 --> 09:22.789
‫اوم...

09:22.790 --> 09:24.955
‫رفتم تئاتر

09:25.195 --> 09:26.688
‫آره؟

09:26.965 --> 09:28.702
‫نمایشت رو دیدم

09:29.937 --> 09:31.708
‫فوق‌العاده بودی

09:33.210 --> 09:34.914
‫منو به گریه انداختی

09:38.455 --> 09:40.024
‫لطفاً به خاطر گفتن
‫این قضاوتم نکن

09:40.025 --> 09:44.165
‫فقط... فکر کردم
‫خیلی عجیبه که نگم

09:47.038 --> 09:49.009
‫چیزی برای قضاوت نیست

10:01.266 --> 10:03.003
‫ماریان؟

10:03.004 --> 10:05.676
‫- همین الان یه تجربه فوق‌العاده...
‫- کدوم گوری بودی؟

10:06.945 --> 10:09.617
‫متأسفم. نمی‌خواستم مزاحم بشم

10:11.086 --> 10:13.090
‫اون می‌خواد با تو هم حرف بزنه

10:16.598 --> 10:18.133
‫صبح بخیر، بچه

10:22.075 --> 10:24.546
‫ناراحت شدم درباره مامانت شنیدم

10:24.547 --> 10:27.619
‫واقعاً حیفه که نذاشتن تو
‫مراسم تشییع شرکت کنی

10:27.620 --> 10:29.122
‫همین‌طوره

10:30.759 --> 10:32.729
‫برندن چطوره؟

10:32.730 --> 10:34.600
‫شنیدم شش سال دیگه حکم گرفته

10:34.601 --> 10:37.105
‫ما در واقع یه سلول رو
‫شریک بودیم، خودمون دو تا

10:37.540 --> 10:40.210
‫ولی چیزی نداشتن که
‫به من بچسبونن، پس...

10:40.211 --> 10:42.483
‫تو همیشه از اون محتاط‌تر بودی

10:43.819 --> 10:46.222
‫حدس می‌زنم این یه
‫دیدار دوستانه نیست

10:46.223 --> 10:48.728
‫دولورس، می‌خواستم
‫شخصاً باهات حرف بزنم

10:50.164 --> 10:51.968
‫تصمیم گرفتم برای
‫پارلمان کاندید بشم

10:52.670 --> 10:54.057
‫می‌دونم

10:54.574 --> 10:56.644
‫پوسترها رو دیدم

10:56.645 --> 10:58.147
‫موهات فوق‌العاده شده

11:01.253 --> 11:04.593
‫ببین، مردم از جنگ خسته شدن

11:04.594 --> 11:06.964
‫یه کاتولیک معمولی شاید از
‫کمپین بمب‌گذاری حمایت نکنه

11:06.965 --> 11:09.035
‫ولی به کاندیدایی رأی میده

11:09.036 --> 11:10.626
‫که بهش اعتقاد داره

11:11.073 --> 11:13.644
‫و فکر می‌کنی اون تویی؟

11:13.645 --> 11:15.593
‫نظری داری؟

11:16.050 --> 11:18.186
‫نمی‌خوام بی‌ادب به نظر برسم

11:18.187 --> 11:19.857
‫نمی‌دونستم می‌تونی
‫جور دیگه‌ای حرف بزنی

11:19.858 --> 11:22.829
‫ببین، سیاست همش
‫درباره محبوبیته، جر،

11:22.830 --> 11:24.566
‫و تو، عزیزم...

11:24.567 --> 11:26.804
‫یعنی، می‌خوای تو
‫رزومه‌ت چی بنویسی؟

11:26.805 --> 11:29.041
‫«به من رأی بدید، من کمپین
‫بمب‌گذاری رو برنامه‌ریزی کردم؟»

11:29.042 --> 11:31.012
‫خب، ظاهر قضیه یه کم مشکل‌سازه

11:31.013 --> 11:32.361
‫هوم

11:32.917 --> 11:34.553
‫مطمئنم عالی میشی،

11:34.554 --> 11:36.824
‫وقتی از همه اون
‫تروریسم ادعایی بگذرن

11:37.091 --> 11:38.828
‫در واقع، به همین
‫خاطر اومدم اینجا

11:40.899 --> 11:43.614
‫امیدوار بودم بتونی بیای
‫و تو کمپین کمک کنی

11:44.006 --> 11:46.977
‫- اولین مصاحبه‌م هفته بعده
‫- که اینطور

11:46.978 --> 11:49.783
‫این یه مسیر کاملاً
‫جدید برای ماست

11:49.784 --> 11:54.292
‫سیاست و مبارزه مسلحانه در کنار هم

11:54.293 --> 11:56.731
‫اسلحه و صندوق رأی

11:58.602 --> 12:00.266
‫خوبه

12:00.706 --> 12:03.210
‫- شعار خوبیه
‫- می‌تونم رأی بیارم، دولورس

12:03.879 --> 12:05.634
‫می‌تونم برنده بشم

12:05.950 --> 12:08.555
‫تا وقتی که پیام‌رسانی
‫درست انجام بشه

12:09.222 --> 12:11.026
‫مطمئنم می‌تونی، جر

12:11.961 --> 12:13.950
‫سیاست، فقط...

12:14.266 --> 12:15.902
‫راست کار من نیستش

12:18.073 --> 12:19.275
‫قابل درکه

12:19.567 --> 12:21.957
‫ولی خوشحال میشم تراکت پخش کنم

12:21.982 --> 12:24.085
‫- حرفت یادم میمونه
‫- هوم

12:27.125 --> 12:29.128
‫بابات اینجاست؟

12:29.129 --> 12:31.834
‫شاید برم یه لحظه
‫بهش ادای احترام کنم

12:38.748 --> 12:40.117
‫خب...

12:42.923 --> 12:45.762
‫یه سری محموله تازه تو بندر رسیده

12:45.763 --> 12:47.031
‫و بچه‌ها می‌خواستن بدونن نظرت

12:47.032 --> 12:49.068
‫درباره قاچاق کردن یه کم سمتکس چیه؟

12:54.636 --> 12:56.874
‫می‌دونم دیوونگیه، ولی دارم
‫برمی‌گردم برای اجرای بعدازظهر

12:57.921 --> 13:00.301
‫به نظرم نمایش تئاتری
‫همیشه پرباد و فیس بوده

13:00.326 --> 13:02.061
‫خب، می‌خواستم بپرسم
‫می‌خوای بیای، ولی...

13:02.062 --> 13:03.297
‫نه، ممنون

13:05.302 --> 13:07.071
‫امروز دارم به بابا کمک می‌کنم

13:07.072 --> 13:09.643
‫می‌خوایم برای بچه‌ها
‫تو زندان شکلات ببریم

13:12.181 --> 13:13.785
‫خب، به جری چی گفتی؟

13:15.254 --> 13:17.091
‫خودت به گری چی گفتی؟

13:17.092 --> 13:19.963
‫نمی‌دونم. سیاست؟

13:19.964 --> 13:22.903
‫مگه از اول همینجوری این
‫کشور رو از دست ندادیم؟

13:24.974 --> 13:27.312
‫ازت خواستن مواد
‫منفجره قاچاق کنی؟

13:29.049 --> 13:31.186
‫بهش گفتم یه هفته
‫نیاز دارم فکر کنم

13:32.456 --> 13:33.958
‫تو چی؟

13:36.731 --> 13:38.935
‫نمی‌خوام بدون تو انجامش بدم

13:40.071 --> 13:41.374
‫خب...

13:43.345 --> 13:45.247
‫بهش گفتم بره گمشه

13:46.083 --> 13:47.419
‫هوم؟

13:47.420 --> 13:50.758
‫بهش گفتم بره گمشه
‫و پشت سرشم نگاه نکنه

13:54.199 --> 13:56.236
‫- آفرین
‫- ممنون

13:59.343 --> 14:01.246
‫فنجون چاییم کو؟

14:01.247 --> 14:03.685
‫تف. توش ودکا ریختم

14:07.426 --> 14:08.995
‫خیلی متأسفم. بفرما

14:08.996 --> 14:10.164
‫- ببخشید
‫- باشه

14:12.770 --> 14:15.875
‫صبر کن، قرار بود
‫ازت بپرسم، اوم...

14:15.876 --> 14:17.746
‫ظاهراً لیرا تو یه
‫نمایش نقش گرفته

14:17.747 --> 14:19.349
‫فکر کنم شخصیتش بر اساس توئه

14:19.350 --> 14:21.286
‫اشکالی نداره اگه باهات حرف بزنه؟

14:21.287 --> 14:23.891
‫فکر کنم دوست داره
‫از نظرت استفاده کنه

14:23.892 --> 14:25.762
‫نه، نه، حتماً. حتماً، آره

14:25.763 --> 14:27.265
‫عزیزی تو. ممنون

14:29.737 --> 14:31.740
‫خب، می‌خواستم چند
‫تا سؤال ازت بپرسم،

14:31.741 --> 14:34.278
‫فقط برای اینکه، شخصیت
‫رو بهتر بفهمم، می‌دونی؟

14:34.279 --> 14:37.017
‫مثل، روانشناسیش و اینا

14:37.018 --> 14:39.221
‫هر چی می‌خوای بپرس. آماده‌ام

14:39.222 --> 14:44.065
‫اوم، خب... تا حالا مجبور
‫شدی به کسی خیانت کنی؟

14:44.066 --> 14:45.301
‫مثلاً، کاری کنی

14:45.302 --> 14:47.939
‫که یکی احساس کنه بهش خیانت شده

14:47.940 --> 14:49.050
‫اوم...

14:50.044 --> 14:53.049
‫فکر کنم همه‌مون همش
‫به آدما خیانت می‌کنیم، نه؟

14:53.050 --> 14:55.922
‫یه جورایی فقط،
‫اوم... اجتناب‌ناپذیره

14:55.923 --> 14:58.327
‫ولی تو یه مأموریت، تا
‫حالا، مثلاً، دستوری داشتی

14:58.328 --> 15:00.398
‫و مجبور شدی کاری کنی
‫که نمی‌خواستی انجام بدی؟

15:00.399 --> 15:02.369
‫می‌دونی که واقعاً نمی‌تونم درباره

15:02.370 --> 15:05.040
‫نه، البته، البته. من فقط، اوم

15:05.041 --> 15:06.977
‫بذار بهت بگم. چرا داستان
‫نمایش رو برام نمیگی؟

15:06.978 --> 15:09.449
‫- و بعد من می‌تونم نظرم رو...
‫- درسته، آره، باشه

15:09.450 --> 15:13.123
‫اوم... خب، داوطلبای
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند

15:13.124 --> 15:15.928
‫یه سرباز رو دزدیدن

15:15.929 --> 15:18.801
‫یا بهتره بگم، عضو زن
‫گروه اون رو به اونجا کشونده

15:18.802 --> 15:21.239
‫- که اون تویی
‫- با... با حیله سکس

15:21.240 --> 15:23.377
‫- من هیچ‌وقت این کار رو نکردم
‫- نمیگم تو بودی

15:23.378 --> 15:25.213
‫بیشتر شبیه شخصیت اونه

15:25.214 --> 15:27.217
‫- و مدل موی تو رو کپی کردن
‫- بس کن، رایان

15:27.218 --> 15:28.954
‫دقیقاً تو متن نمایشنامه هست

15:28.955 --> 15:30.792
‫خدایا، رایان، خفه شو

15:33.531 --> 15:35.535
‫به هر حال، اوم...

15:35.536 --> 15:38.975
‫اون یه شخصیت اصلی غیرمنتظره‌ست

15:38.976 --> 15:40.077
‫پس من شخصیت منفی‌ام؟

15:40.078 --> 15:42.382
‫از نظر خود من، یعنی، تقریباً منفی

15:44.520 --> 15:46.222
‫فکر نمی‌کنم همه اعضای ارتش
‫جمهوری‌خواه آدمای بدی باشن

15:46.223 --> 15:48.828
‫نه آدمای بد، فقط بمب‌سازای بد

15:48.829 --> 15:50.163
‫راستش یه سری بمب‌سازای
‫خیلی خوبی هم بودن،

15:50.164 --> 15:51.265
‫اگه بخوای حقیقت رو بدونی

15:51.266 --> 15:53.003
‫خب، پس کجا نگهشون می‌دارید؟

15:53.004 --> 15:56.009
‫ببین، من نمی‌شینم با تو بحث کنم

15:56.010 --> 15:58.213
‫که آیا ما اشتباهاتی
‫کردیم یا نه، باشه؟

15:58.548 --> 16:00.109
‫باشه

16:00.853 --> 16:02.589
‫مهم اینه که،

16:02.590 --> 16:05.561
‫همه چیز با یه اصول اخلاق
‫شدید اداره می‌شد،

16:05.562 --> 16:08.434
‫و اگه کسی پاشو کج می‌ذاشت
‫یا غیراخلاقی رفتار می‌کرد،

16:08.435 --> 16:10.103
‫حتی اگه اون آدم یه دوست بود...

16:10.104 --> 16:11.807
‫می‌کشتیدش

16:12.876 --> 16:15.448
‫هیچ‌وقت احساس گناه کردی؟

16:15.449 --> 16:17.352
‫کسی بود که خوب می‌شناختیش؟

16:18.455 --> 16:21.125
‫ببخشید. دارم
‫فضولی می‌کنم. فقط...

16:21.126 --> 16:23.196
‫یه وضعیت کابوس‌واره،
‫می‌دونی، تو...

16:23.197 --> 16:26.169
‫همه این کارای دیوونه‌وار
‫رو کردی و همین‌طور، یعنی...

16:26.170 --> 16:28.240
‫همدیگه رو می‌کشتید

16:31.113 --> 16:32.983
‫- این...
‫- اوم...

16:34.920 --> 16:36.155
‫من راستش... متأسفم

16:36.156 --> 16:38.528
‫راستش فکر نمی‌کنم بتونم کمکت کنم

16:39.597 --> 16:40.932
‫ولی به یه ویسکی دیگه نیاز دارم

16:40.933 --> 16:42.435
‫استیون، میشه لطفاً
‫برام یه ویسکی بگیری؟

16:42.436 --> 16:44.004
‫دوست‌دخترت مسته، مرد، اون قطعاً...

16:44.005 --> 16:45.174
‫کون لقت!

16:46.444 --> 16:48.012
‫نگو من مستم. یه بار دیگه بگو،

16:48.013 --> 16:49.449
‫می‌زنم تو صورت کیریت!

16:49.450 --> 16:51.286
‫- دولورس
‫- نه، نه

16:52.188 --> 16:53.891
‫من مست نیستم

17:08.521 --> 17:09.623
‫لعنتی

17:12.429 --> 17:14.599
‫نه

17:14.600 --> 17:17.104
‫- خیلی خجالت‌زده‌ام
‫- اشکالی نداره

17:17.105 --> 17:20.378
‫نه. داره

17:20.379 --> 17:22.982
‫این اتفاقی که میاُفته
‫وقتی ودکا می‌خورم

17:22.983 --> 17:25.220
‫و بعدش شراب روی ودکا،

17:25.221 --> 17:27.959
‫مخصوصاً اگه چیزی
‫نخورده باشم، عصبی میشم

17:29.229 --> 17:31.634
‫استیون، من معمولاً اینجوری نیستم

17:34.105 --> 17:35.375
‫لیرا ناراحتت کرد؟

17:37.245 --> 17:39.048
‫نمی‌تونم بگم

17:41.420 --> 17:43.123
‫حس می‌کنم...

17:43.124 --> 17:44.393
‫من...

17:45.395 --> 17:47.332
‫مطمئن نیستم چه اتفاقی اُفتاد

17:47.733 --> 17:49.303
‫سر تو؟

17:50.305 --> 17:52.041
‫آره، سر من، و...

17:53.043 --> 17:55.315
‫کار‌هایی که... انجام دادم

17:58.287 --> 17:59.489
‫من کار‌هایی کردم، استیون،

17:59.490 --> 18:01.460
‫و حتی نمی‌دونم
‫درباره‌شون چه فکری می‌کنم

18:02.329 --> 18:04.966
‫و حس می‌کنم دارم...

18:04.967 --> 18:06.637
‫تو ذهنم چیزایی رو می‌سازم

18:06.638 --> 18:09.409
‫چه مرگم شده آحه؟

18:09.410 --> 18:12.081
‫هیچیت نشده، دولورس

18:13.451 --> 18:17.157
‫تو کسی هستی که می‌تونه
‫خیلی چیزا رو تحمل کنه

18:17.158 --> 18:18.494
‫خب...

18:20.231 --> 18:22.268
‫شاید بهتر بود اگه نمی‌تونستم

18:24.673 --> 18:27.144
‫- همه ازم متنفرن؟
‫- آه، نه

18:29.182 --> 18:30.518
‫نه

18:30.519 --> 18:32.422
‫اگه ازم متنفر باشن احمقن

18:41.206 --> 18:44.679
‫همه مجذوب تو شدن، دولورس

18:44.680 --> 18:47.050
‫- و تو؟
‫- که من مجذوب شدم؟

18:47.051 --> 18:48.454
‫نه

18:50.224 --> 18:52.161
‫از من متنفری؟

18:52.763 --> 18:54.298
‫نه

18:55.602 --> 18:57.305
‫دولورس...

19:03.384 --> 19:05.020
‫من ازت خوشم میاد

19:06.791 --> 19:08.528
‫خیلی زیاد

19:23.223 --> 19:25.160
‫- پنج دقیقه دیگه شروع می‌کنیم
‫- عالیه

19:29.001 --> 19:32.548
‫[زندان میز]
‫[ایرلند شمالی]

19:30.472 --> 19:32.508
‫امشب به بلفاست سفر می‌کنیم

19:32.509 --> 19:36.148
‫جایی که کاندیدای جنجالی
‫جری آدامز اعلام کرده

19:36.149 --> 19:38.052
‫بچه‌ها... بچه‌ها،
‫همه‌تون خفه شید

19:38.053 --> 19:39.789
‫خب، ساکت

19:39.790 --> 19:43.163
‫ساکت لعنتی، بچه‌ها
‫بشینید و خفه شید

19:46.337 --> 19:48.206
‫خب، این واقعاً چیز عجیبیه

19:48.207 --> 19:49.809
‫که رأی‌دهنده‌ها باید درکش کنن

19:49.810 --> 19:52.348
‫- چطور؟
‫- هر روز که نیست

19:52.349 --> 19:53.751
‫یه کاندیدای پارلمان داشته باشیم

19:53.752 --> 19:56.456
‫که از قتل سربازای
‫بریتانیایی هم حمایت می‌کنه

19:56.457 --> 19:58.293
‫من از قتل سربازای
‫بریتانیایی حمایت نمی‌کنم

19:58.294 --> 19:59.462
‫نمی‌کنی؟

19:59.463 --> 20:00.697
‫من از قتل هیچ‌کس حمایت نمی‌کنم

20:00.698 --> 20:01.966
‫شما از مبارزه مسلحانه ار...

20:01.967 --> 20:04.439
‫من از حق مردم برای دفاع
‫از خودشون حمایت می‌کنم

20:04.440 --> 20:06.610
‫ولی آیا بعضی از
‫اتفاقاتی که اُفتاده

20:06.611 --> 20:08.614
‫روی وجدانتون سنگینی نمی‌کنه؟

20:08.615 --> 20:11.052
‫قربانیان بی‌گناه ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند؟

20:11.053 --> 20:13.424
‫خب، من متأسفم، مثل هر کس
‫دیگه‌ای، از کشته شدن هر کسی

20:13.425 --> 20:15.226
‫حتی، شاید تعجب کنید،

20:15.227 --> 20:16.697
‫از کشته شدن سربازای
‫بریتانیایی هم متأسفم

20:16.698 --> 20:18.634
‫ولی این اتفاقات روی
‫وجدان من سنگینی نمی‌کنه

20:18.635 --> 20:21.773
‫دقیقاً همینه، جری
‫دقیقاً همینه، مرد بزرگ

20:21.774 --> 20:24.446
‫آروم، آروم

20:24.447 --> 20:25.648
‫من به اندازه کافی خوشحالم

20:25.649 --> 20:27.785
‫که سعی کردم طبق
‫معیارهای خودم زندگی کنم

20:27.786 --> 20:29.656
‫ولی چطور رأی‌دهنده‌ها
‫می‌تونن به حرفاتون اعتماد کنن؟

20:29.657 --> 20:31.192
‫خب، وضعیت...

20:31.193 --> 20:33.530
‫منظورم اینه که، شما کل
‫زندگی بزرگسالیتون رو

20:33.531 --> 20:35.435
‫صرف اداره یه سازمان
‫تروریستی کردید

20:36.637 --> 20:38.474
‫آقای آدامز، ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند

20:44.285 --> 20:46.932
‫من هیچ‌وقت عضو ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند نبودم

20:50.799 --> 20:52.469
‫الان چه زری زد؟

21:52.188 --> 21:54.291
‫پوست خیلی قشنگی داری

21:54.292 --> 21:56.295
‫ممنون

21:57.499 --> 22:00.571
‫دنی، کفشات رو بپوش

22:00.572 --> 22:01.707
‫هان؟

22:03.377 --> 22:06.550
‫می‌خوام برای
‫نمایش بابا آماده باشی

22:06.551 --> 22:11.225
‫دنی اینجا میمونه، دولورس
‫یادته؟ با پرستار بچه

22:11.226 --> 22:14.699
‫- و به بالا نگاه کن
‫- هان؟ آه

22:14.700 --> 22:16.268
‫و تو می‌خوای چیکار کنی،

22:16.269 --> 22:18.340
‫تمام شب تو این
‫اتاق هتل گیر اُفتادی

22:18.341 --> 22:21.446
‫در حالی که من و خاله
‫ماریانت کلی خوش می‌گذرونیم؟

22:21.447 --> 22:23.584
‫شاید برای شما خوش بگذره

22:23.585 --> 22:26.288
‫من از این آدمای پف کرده،

22:26.289 --> 22:28.360
‫که از خودشون تعریف
‫می‌کنن خوشم نمیاد،

22:28.361 --> 22:30.364
‫و مخصوصاً از
‫مهمونی‌ها هم خوشم نمیاد

22:30.365 --> 22:33.236
‫این مهمونی نیست، یه فرش قرمزه

22:33.237 --> 22:34.906
‫آره

22:34.907 --> 22:36.777
‫برای یه فیلم کسل‌کننده

22:36.778 --> 22:38.614
‫خب، به استیون اینو نگو

22:40.250 --> 22:41.987
‫اون خیلی حساسه

22:41.988 --> 22:45.260
‫این اولین باره که لندن اومدی؟

22:45.261 --> 22:46.303
‫نه

22:47.231 --> 22:48.901
‫ولی چند سالی میشه که نیومدم

22:54.546 --> 22:56.939
‫یه کم هیجان‌انگیزه، نه؟

22:57.218 --> 22:58.921
‫برگشتن به اینجا

22:58.922 --> 23:01.258
‫- یه حس خاصی داره
‫- آره

23:01.259 --> 23:02.862
‫یه همچین چیزی

23:02.863 --> 23:06.503
‫می‌دونی، دادگاه فقط
‫چند تا خیابون اون‌ورتره

23:06.504 --> 23:09.676
‫چی تو دادگاهه؟

23:09.677 --> 23:14.786
‫فساد در قلب کل این هلوی کپک‌زده

23:14.787 --> 23:17.892
‫مرکز سیستم قضایی
‫فاسد بریتانیاییشونه

23:19.997 --> 23:21.767
‫و مامان منفجرش کرد

23:24.973 --> 23:26.476
‫ما، اوم...

23:26.477 --> 23:28.581
‫تقریباً آماده‌ایم

23:30.451 --> 23:32.287
‫دولورس، داری می‌خوری؟

23:32.288 --> 23:34.559
‫- منظورت چیه؟ امشب؟
‫- منظورم الانه

23:34.560 --> 23:37.231
‫یا خدا، ماریان
‫می‌دونی که لیموناده‌ست

23:41.473 --> 23:43.443
‫برو تو آینه دستشویی نگاه کن

23:43.444 --> 23:45.348
‫- نورش بهتره
‫- باشه

23:48.721 --> 23:49.823
‫لعنتی

24:20.718 --> 24:22.321
‫خب، دوتس

24:22.322 --> 24:24.593
‫فکر کنم من دیگه برم
‫فردا باید درس بدم

24:26.664 --> 24:29.736
‫هیچ‌وقت فکر می‌کنی کارایی
‫بوده که نباید می‌کردیم؟

24:29.737 --> 24:31.606
‫چه جور کارایی؟

24:31.607 --> 24:35.481
‫خب، می‌دونی، مثل هر
‫هنرمندی تو دوران کاریش

24:35.482 --> 24:37.818
‫اگه خوش‌شانس باشی،
‫موفقیت‌هایی داری،

24:37.819 --> 24:41.326
‫و بعد چیزای دیگه‌ای که ترجیح
‫میدی درباره‌شون حرف نزنی

24:42.796 --> 24:45.758
‫و گاهی فکر می‌کنم که...

24:46.370 --> 24:49.041
‫آیا اونا، صراحتاً، همه‌ش درست بودن؟‌

24:49.042 --> 24:51.580
‫بهش فکر نمی‌کنم

24:51.581 --> 24:53.450
‫به قضاوت خودم اطمینان دارم

24:53.451 --> 24:56.590
‫به قضاوت تو هم اطمینان
‫دارم، یا معمولاً دارم

24:57.559 --> 24:59.796
‫- داری؟
‫- آره

24:59.797 --> 25:02.435
‫چرا؟ دوتس، امشب
‫نمی‌تونم این بحث رو ادامه بدم

25:04.071 --> 25:06.376
‫تو جنگ اتفاقایی میاُفته

25:06.377 --> 25:09.883
‫فکر نمی‌کنم وسواس
‫داشتن به کسی کمکی بکنه

25:11.387 --> 25:12.755
‫راستش، عزیزم،

25:12.756 --> 25:15.394
‫اگه مادرمون الان تو رو میدید،

25:15.395 --> 25:17.632
‫با این لباس مخمل قرمز، ودکا
‫خوردن مخفیانه تو دستشویی،

25:17.633 --> 25:20.738
‫با همه این فرصت‌ها برای
‫جمع و جور کردن خودت

25:20.739 --> 25:22.541
‫و شکست خوردن،

25:22.542 --> 25:25.046
‫خب، فکر کنم یه کم
‫خجالت‌زده میشد

25:26.049 --> 25:27.117
‫باشه

25:28.119 --> 25:29.656
‫این بی‌رحمانه بود

25:46.957 --> 25:48.794
‫چرا برای کلیسا رژ لب زدی

25:48.795 --> 25:50.864
‫وقتی عیسی اهمیتی
‫به ظاهرت نمیده؟

25:50.865 --> 25:53.737
‫چون مراسم فقط درباره
‫عیسی نیست، عزیزم

25:53.738 --> 25:56.108
‫من برای دعا کردن رژ لب نمی‌زنم

25:56.109 --> 25:58.647
‫پس هدفش چیه؟

25:58.648 --> 26:01.419
‫هدفش اینه که برای همه
‫مادربزرگای پیر خوشگل به نظر بیام

26:01.420 --> 26:03.089
‫یالا، کفشات رو بپوش

26:08.033 --> 26:09.969
‫خداوند با شما باشد

26:09.970 --> 26:11.606
‫و همچنین با شما

26:11.607 --> 26:14.812
‫ما از خداوند خدای
‫خود سپاسگزاری می‌کنیم

26:14.813 --> 26:18.954
‫سپاس و ستایش به جاست

26:18.955 --> 26:24.732
‫♪ من در این قلب
‫اسیر زندگی می‌کنم ♪

26:24.733 --> 26:26.670
‫♪ مشتعل با... ♪

26:26.671 --> 26:28.741
‫این‌ها برای
‫بازدیدکننده‌هاست. نکن

26:30.678 --> 26:36.690
‫♪ اینجا من تنها در
‫صلح زندگی می‌کنم ♪

26:36.691 --> 26:41.800
‫♪ و شادی دائمی مال من است ♪

26:41.801 --> 26:44.505
‫♪ این قلب ♪

26:44.506 --> 26:47.177
‫♪ پسر خداوند ♪

26:47.178 --> 26:51.085
‫♪ در بشریت او... ♪

26:53.156 --> 26:54.693
‫گور بابای همه‌تون

27:04.011 --> 27:09.622
‫♪ اینجا مثل کبوتر
‫درون کشتی نوح ♪

27:09.623 --> 27:14.466
‫♪ با خیال راحت آرام می‌گیرم... ♪

27:19.876 --> 27:22.915
‫پدر... یه لحظه وقت دارید؟

27:22.916 --> 27:24.886
‫هلن

27:24.887 --> 27:26.088
‫اوه، بفرمایید

27:31.099 --> 27:32.902
‫خانواده چطورن؟

27:32.903 --> 27:34.539
‫برادرت، میکی، چطوره؟

27:34.540 --> 27:35.974
‫مدتیه این اطراف ندیدمش

27:35.975 --> 27:38.714
‫راستش، ما زیاد
‫همدیگه رو نمی‌بینیم

27:38.715 --> 27:40.651
‫پدر

27:40.652 --> 27:42.655
‫مطمئنم حالش خوبه. اوم...

27:44.626 --> 27:47.732
‫می‌دونید که گاهی تو
‫کلیسا کسایی رو می‌بینم

27:47.733 --> 27:48.934
‫که مادرم رو بردن

27:48.935 --> 27:51.271
‫اونا عضو این کلیسا هستن

27:51.272 --> 27:53.677
‫قبلاً هم درباره‌ش حرف زدیم

27:53.678 --> 27:55.614
‫یحتمل خیلی زیاد

27:55.615 --> 27:57.651
‫می‌دونم چی یادت میاد، هلن

27:57.652 --> 28:00.858
‫بله، خب... خواننده تکی
‫امروز، یکی از اونا بود

28:00.859 --> 28:03.162
‫- هلن
‫- فکر نمی‌کنم درست باشه

28:03.163 --> 28:05.233
‫که بهش تو کلیسا
‫نقش رهبری داده بشه

28:05.234 --> 28:06.870
‫این نقش رهبری نیست

28:06.871 --> 28:08.573
‫اینکه جلوی همه وایسته

28:08.574 --> 28:09.942
‫وقتی کارایی که کرده رو کرده

28:09.943 --> 28:11.278
‫اون صدای خوبی داره، هلن

28:11.279 --> 28:13.249
‫و این مال سال‌ها پیشه

28:13.250 --> 28:14.986
‫اگه قراره تو گروه کُرتون بخونه،

28:14.987 --> 28:16.255
‫فکر می‌کنم حداقل
‫کاری که می‌تونید بکنید

28:16.256 --> 28:18.960
‫اینه که بهم بگید اگه
‫تا حالا چیزی گفته یا نه

28:18.961 --> 28:20.598
‫- چیزی گفته؟
‫- درباره مادرم

28:22.100 --> 28:24.137
‫فکر می‌کنم حداقل حقمه که بدونم

28:24.138 --> 28:26.175
‫چیزی که اعضای
‫کلیسا به من میگن، هلن،

28:26.176 --> 28:28.012
‫محرمانه‌ست

28:28.013 --> 28:30.617
‫نه تو تمرین گروه کُر

28:30.618 --> 28:32.822
‫- هلن
‫- اون تو خونه مادرم بود

28:32.823 --> 28:34.659
‫پدر، برادرم قسم
‫می‌خوره که دیدتش،

28:34.660 --> 28:36.195
‫و ببخشید که اینجوری حرف می‌زنم،

28:36.196 --> 28:40.002
‫- ولی اون میدونه
‫- این وسواسه، هلن

28:40.003 --> 28:42.274
‫یه رگه وسواسی تو مغزته

28:43.344 --> 28:45.914
‫کلیسا بخشش رو یاد میده

28:45.915 --> 28:48.687
‫و تو داری می‌پوسی، عفونت می‌کنی

28:48.688 --> 28:51.793
‫باید این وسواس رو رها کنی

28:51.794 --> 28:55.299
‫هیچ‌کس چیزی رو ازت پنهون نمی‌کنه

28:55.300 --> 28:57.739
‫هیچ‌کس جواب‌ها رو نمی‌دونه

28:59.008 --> 29:01.278
‫شما می‌دونید، پدر؟

29:01.279 --> 29:04.352
‫من به فکر امنیت تو هستم

29:04.353 --> 29:07.257
‫اینا آدمایی نیستن که
‫بشه باهاشون شوخی کرد

29:22.309 --> 29:27.659
‫[آدامز را دوباره انتخاب کنید]

29:33.978 --> 29:35.681
‫بله؟

29:44.098 --> 29:45.901
‫برندن

29:45.902 --> 29:47.805
‫خوش اومدی رفیق

29:50.778 --> 29:53.149
‫این کت و شلوار رو ببین،
‫جری، کسکش متظاهر فسقلی

30:02.435 --> 30:04.372
‫ببخشید، نمی‌خوام
‫زیاد وقتت رو بگیرم

30:04.373 --> 30:06.309
‫فقط می‌خواستم تشکر کنم

30:06.310 --> 30:08.313
‫می‌دونی، برای پیشنهاد کار

30:08.314 --> 30:12.388
‫می‌دونم یه مقام
‫سیاسی یه چیز متفاوته

30:12.389 --> 30:14.792
‫می‌دونی کی رو واقعاً باید
‫استخدام کنی؟ عمه‌م رو

30:14.793 --> 30:16.396
‫اون 36 بار بهت رأی داد

30:17.766 --> 30:19.902
‫وانمود می‌کنم نشنیدم

30:19.903 --> 30:22.532
‫- آقای آدامز؟
‫- هوم؟

30:22.809 --> 30:25.380
‫باید تا پنج دقیقه دیگه
‫برای مصاحبه بریم

30:25.381 --> 30:27.685
‫فقط دو دقیقه بهم وقت بده، باشه؟

30:33.096 --> 30:37.237
‫من، اوم... بعضی از
‫برنامه‌های تلویزیونی رو دیدم

30:37.238 --> 30:39.467
‫فقط، می‌دونی...

30:39.710 --> 30:41.746
‫کلی نقش بازی کردنه دیگه

30:41.747 --> 30:45.321
‫خب، تشخیص اینکه چی
‫واقعیه و چی نه سخته، می‌دونی

30:47.190 --> 30:49.094
‫می‌دونی، برندن...

30:51.500 --> 30:54.037
‫نمی‌تونم کاملاً صادق باشم

30:54.038 --> 30:56.074
‫دوباره می‌ندازنم زندان

30:56.075 --> 30:57.811
‫آره، ولی بعضی از مردا مشکوکن

30:57.812 --> 31:01.986
‫اونا... نگرانن که داری با
‫میانه‌روها دست به یکی می‌کنی

31:01.987 --> 31:04.893
‫خب، از طرف من خیالشون
‫رو راحت می‌کنی، مگه نه؟

31:06.997 --> 31:09.769
‫مردا همیشه تو رو بیشتر
‫از من دوست داشتن

31:12.240 --> 31:14.378
‫می‌دونی، اوم... یه بار بهم گفتی

31:14.379 --> 31:17.985
‫که ممکنه زیادی نرم باشم

31:17.986 --> 31:21.224
‫خب، نگرانم، جری...
‫نگرانم که در واقع این تو باشی

31:21.225 --> 31:25.334
‫برندن، هر کاری می‌کنم، برای بردن جنگه

31:25.335 --> 31:27.304
‫هر مصاحبه،

31:27.305 --> 31:29.475
‫هر بار که با کسایی
‫که ازم متنفرن می‌شینم...

31:29.476 --> 31:31.211
‫آره، ولی صندلی‌ای که روش نشستی

31:31.212 --> 31:32.815
‫- بذار حرفم تموم شه
‫- صندلی‌ای که روش نشستی،

31:32.816 --> 31:34.217
‫به خاطر آدمایی مثل
‫ماست که روش نشستی

31:34.218 --> 31:36.254
‫منظورم همینه، درسته؟

31:36.255 --> 31:37.324
‫اون آدمایی که هنوز تو زندانن،

31:37.325 --> 31:39.060
‫کسایی که مردن

31:39.061 --> 31:40.464
‫تو یه سیاستمدار معمولی نیستی

31:40.465 --> 31:42.868
‫تو خونه‌ت رو رو پشت اونا ساختی،

31:42.869 --> 31:44.004
‫رو چیزی که اونا به دست آوردن

31:44.005 --> 31:46.776
‫چی به دست آوردن، دارک؟

31:46.777 --> 31:49.420
‫چیزی که ما به دست
‫آوردیم محدود بود

31:49.750 --> 31:53.122
‫چند تا بمب؟ و هیچ‌کس گوش
‫نمیده، هیچی عوض نشده

31:53.123 --> 31:55.827
‫می‌دونی چرا الان دارن به
‫حرفت گوش میدن، جری؟

31:55.828 --> 31:57.297
‫الان بهت گوش میدن
‫چون ازت می‌ترسن

31:57.298 --> 31:59.200
‫و می‌دونی چرا ازت می‌ترسن؟

31:59.201 --> 32:01.839
‫ازت می‌ترسن چون
‫آدمایی مثل من پشتتن

32:01.840 --> 32:04.478
‫و این تو سیاست عادی نیست

32:04.479 --> 32:07.250
‫مطمئن باش، برندن، من بسیار خوب

32:07.251 --> 32:09.889
‫ماهیت اعتبار سیاسی
‫خودم رو می‌دونم

32:09.890 --> 32:11.326
‫خوبه

32:11.327 --> 32:13.029
‫پس می‌دونی که به ما نیاز داری

32:14.098 --> 32:15.133
‫برندن،

32:16.102 --> 32:17.822
‫می‌خوام بهم اعتماد کنی

32:18.206 --> 32:20.143
‫من دارم این کار
‫رو برای تو می‌کنم

32:34.716 --> 32:40.384
‫خدایا به من آرامش بده تا چیزهایی
‫رو که نمی‌تونم تغییر بدم بپذیرم،

32:40.385 --> 32:43.990
‫شجاعت تغییر چیزهایی که می‌تونم،

32:43.991 --> 32:46.896
‫و خرد تشخیص تفاوت بین این دو رو

32:48.867 --> 32:51.138
‫خب. صبح بخیر

32:53.009 --> 32:56.883
‫موضوع امروز ما پشیمونیه

32:58.019 --> 32:59.555
‫کسی می‌خواد چیزی بگه؟

33:01.493 --> 33:04.432
‫بله، دولورس

33:07.405 --> 33:09.875
‫خب، این... این...

33:09.876 --> 33:12.954
‫خب، برام عجیبه که تو این گروهم

33:13.216 --> 33:17.424
‫چون چیزایی که ازشون پشیمونم،

33:17.425 --> 33:20.129
‫وقتی هوشیار بودم انجامشون دادم

33:21.566 --> 33:25.407
‫پس این دلیلی نیست
‫که می‌خوام بخورم

33:25.408 --> 33:28.346
‫می‌خوام بخورم چون
‫کشورمون تحت اشغاله

33:28.347 --> 33:30.484
‫اوه، ما... می‌دونم،
‫می‌دونم. ببخشید

33:31.185 --> 33:32.521
‫منو ببخشید

33:32.522 --> 33:34.773
‫بحث سیاسی نکنیم

33:35.628 --> 33:39.134
‫این هفته به خصوص
‫می‌خوام بخورم...

33:41.205 --> 33:43.075
‫به خاطر دوستم جو

33:44.211 --> 33:45.881
‫می‌دونید، خیلی متأسفم

33:45.882 --> 33:48.358
‫که همه‌تون طلاق گرفتید، و...

33:48.654 --> 33:51.158
‫می‌دونید، حتماً براتون
‫سخت بوده، و...

33:51.159 --> 33:52.428
‫می‌دونید، واقعاً متأسفم،

33:52.429 --> 33:54.675
‫ولی کارایی که من کردم،

33:55.401 --> 33:57.872
‫بیشترتون حتی نمی‌تونید
‫تصورش رو بکنید

33:59.909 --> 34:02.982
‫دوستم... دوستم جو،
‫اون مُرد. من نکشتمش

34:04.686 --> 34:06.589
‫ولی شاید مرگش رو تسهیل کرده باشم

34:06.590 --> 34:08.192
‫- اوه...
‫- آه، باشه

34:08.193 --> 34:09.562
‫آره

34:11.065 --> 34:12.468
‫ببخشید، شما...
‫نیازی نیست بدونید

34:12.469 --> 34:14.070
‫بله

34:14.071 --> 34:16.342
‫فقط خانواده‌ش...

34:16.343 --> 34:18.413
‫خب، اونا هیچ ایده‌ای
‫ندارن چه اتفاقی براش اُفتاده

34:18.414 --> 34:21.118
‫تا جایی که می‌دونن،
‫اون فقط ناپدید شده

34:22.522 --> 34:24.992
‫و این روی دوشم سنگینی می‌کنه

34:25.995 --> 34:28.032
‫و باعث میشه بخوام بخورم

34:29.936 --> 34:32.374
‫و این هفته خیلی بهش فکر کردم

34:34.612 --> 34:36.983
‫می‌تونستم کارا رو
‫جور دیگه‌ای انجام بدم؟

34:39.254 --> 34:42.160
‫و قبلاً فکر می‌کردم قطعاً نه

34:44.131 --> 34:45.467
‫ولی حالا...

34:54.017 --> 34:55.587
‫به هر حال، ببخشید

34:56.656 --> 34:58.360
‫من حرفم تموم شد

35:07.077 --> 35:10.115
‫هی، دولورس، یه لحظه وقت داری؟

35:10.116 --> 35:11.486
‫اوهوم

35:16.429 --> 35:19.000
‫فقط می‌خواستم یه
‫چیزی بگم. اوم...

35:19.001 --> 35:21.104
‫می‌دونی، ما اینجاییم
‫تا ازت حمایت کنیم،

35:21.105 --> 35:26.649
‫ولی باید بهت بگم که هر
‫اطلاعاتی که به اشتراک می‌ذاری،

35:26.650 --> 35:29.421
‫اگه شبیه یه جرم باشه،

35:29.422 --> 35:32.427
‫حمایت قانونی نداری

35:32.428 --> 35:33.997
‫- اگه کسی...
‫- ولی فکر می‌کردم

35:33.998 --> 35:35.367
‫همه چی اینجا ناشناسه

35:35.368 --> 35:38.606
‫آره، ولی از نظر
‫قانونی پیچیده‌ست

35:38.607 --> 35:40.610
‫- ولی من...
‫- نمی‌خوام توضیح بدی

35:40.611 --> 35:41.946
‫فقط...

35:43.450 --> 35:45.420
‫هر کسی اینجا نظر خودش رو داره

35:45.421 --> 35:46.989
‫اینو یادت باشه

35:46.990 --> 35:49.562
‫و ما مسئول امنیت همه هستیم،

35:49.563 --> 35:51.198
‫از جمله تو

35:52.067 --> 35:53.168
‫باشه؟

35:53.169 --> 35:55.440
‫البته، آره

35:55.441 --> 35:58.379
‫پس... اگه به این
‫جور کمک نیاز داری،

35:58.380 --> 36:02.153
‫پیشنهاد می‌کنم یه
‫راه دیگه پیدا کنی

36:04.726 --> 36:06.362
‫متأسفم

36:12.675 --> 36:14.244
‫بچه‌ها، بچه‌ها

36:14.245 --> 36:16.315
‫یه کم توجه کنید لطفاً

36:16.316 --> 36:19.588
‫امروز صبح یه برنامه
‫ویژه براتون دارم

36:19.589 --> 36:24.197
‫یه سخنران مهمون که لطف
‫کرده و اومده با ما صحبت کنه

36:24.198 --> 36:26.862
‫همتون با کار‌هاش آشنا هستین

36:27.170 --> 36:31.345
‫حالا، اومدن درباره نحوه
‫دفع امن نیتروبنزن بهتون بگن،

36:31.346 --> 36:34.184
‫بچه‌ها، ماریان پرایس

36:51.353 --> 36:52.821
‫اون اینجاست؟

36:52.822 --> 36:55.727
‫آره، همونه اون گوشه

37:02.675 --> 37:05.079
‫چه خبر کولمن؟ اوضاع چطوره؟

37:10.524 --> 37:13.261
‫مرسی که... حاضر
‫شدی با ما حرف بزنی

37:13.262 --> 37:16.769
‫آدم‌های معقول پیدا
‫کردن کار راحتی نیست

37:16.770 --> 37:19.375
‫آره، خب، من خیلی
‫وقته کاری نکردم،

37:19.376 --> 37:21.813
‫پس نمی‌دونم چقدر
‫می‌تونم کمک کنم...

37:23.517 --> 37:25.219
‫من بودم اونو می نداختمش کنار

37:25.220 --> 37:27.324
‫عکس مادرم رو جایی نمی‌ندازم

37:28.292 --> 37:29.528
‫هر جور راحتی

37:29.529 --> 37:32.801
‫فقط می‌خوام بدونم
‫باهاش چیکار کردن

37:32.802 --> 37:36.108
‫عذاب کشید؟ زود کشتنش؟

37:36.910 --> 37:40.179
‫یعنی، یه کارت پستال گرفتیم،

37:40.418 --> 37:42.821
‫سال‌ها پیش وقتی بچه بودیم

37:42.822 --> 37:44.692
‫خواهرم فکر می‌کنه
‫شاید فرستادنش انگلیس،

37:44.693 --> 37:46.796
‫شاید هنوز اونجا زندگی کنه

37:48.834 --> 37:50.670
‫احتمالاً نه

37:50.671 --> 37:53.175
‫چرا باید با یه مشت بچه
‫همچین کاری می‌کردن؟

37:54.379 --> 37:56.716
‫برامون کارت پستال
‫فرستادن که انگار زنده‌ست

37:57.418 --> 37:58.486
‫ببین،

37:58.487 --> 38:03.429
‫من چیزی بیشتر از اونچه
‫که می‌دونی نمی‌تونم بگم

38:03.430 --> 38:06.569
‫همه اینا یه زنجیره دستورات داشت

38:06.570 --> 38:08.138
‫من جوون بودم،

38:08.139 --> 38:12.314
‫پایین‌ترین سطح تو اون سیستم

38:12.315 --> 38:14.284
‫ببخشید وقتتون رو گرفتم

38:17.825 --> 38:20.563
‫دیگه از این وضع خیلی خسته شدم

38:20.564 --> 38:21.799
‫خیلی پافشاری کردی

38:21.800 --> 38:23.670
‫- پافشاری نکردم
‫- صدات رو بیار پایین

38:23.671 --> 38:26.308
‫فقط می‌خواستم یه چیزی
‫بگم که بتونه واکنش نشون بده

38:26.309 --> 38:29.280
‫- اون چیزی نمی‌دونست
‫- یه چیزی می‌دونست

38:29.281 --> 38:30.684
‫همه یه چیزی می‌دونن

38:33.222 --> 38:35.427
‫همه‌شون همدستن

38:38.366 --> 38:41.439
‫- می‌خوای بریم بیرون؟
‫- نه، یه نوشیدنی می‌خوام

38:44.713 --> 38:47.751
‫مهمون بعدی ما
‫نیازی به معرفی نداره

38:47.752 --> 38:49.822
‫رئیس شین فین،

38:49.823 --> 38:52.594
‫دو بار عضو پارلمان
‫بریتانیا انتخاب شده

38:52.595 --> 38:54.898
‫ببخشید، یه دابل و یه
‫سینگل ویسکی لطفاً

38:54.899 --> 38:56.774
‫ایشون الان تو تلاش برای پیدا کردن

38:56.798 --> 38:58.673
‫صلح در ایرلند شمالی هستن

38:58.674 --> 39:01.479
‫خانم‌ها و آقایان، جری آدامز

39:03.684 --> 39:06.322
‫آقای آدامز، واکنش
‫شما به این موضوع چیه

39:06.323 --> 39:10.497
‫که تعداد زیادی از
‫مردم یه حس نفرت شدید

39:10.498 --> 39:15.571
‫نسبت به شما شخصاً به خاطر
‫نقش شما در ۲۵ سال اخیر دارن؟

39:15.603 --> 39:17.740
‫خب، متاسفم که اینو می‌شنوم

39:18.173 --> 39:21.044
‫خودم که فکر می‌کنم آدم خوبی‌ام

39:22.428 --> 39:24.299
‫کاری که باید انجام بدیم اینه که

39:24.324 --> 39:27.329
‫شرایطی فراهم کنیم که بتونیم
‫همه اینا رو پشت سر بذاریم

39:27.729 --> 39:29.524
‫من حاضرم با هرکسی بشینم

39:29.549 --> 39:31.160
‫با دولت بریتانیاچطور؟

39:31.185 --> 39:32.786
‫حاضرم

39:33.087 --> 39:35.163
‫این دولت بریتانیا بود
‫که منو شکنجه کرد،

39:35.196 --> 39:36.901
‫سعی کرد منو بکشه

39:36.926 --> 39:39.196
‫خب اگه من حاضر
‫به این کار باشم، پس...

39:39.221 --> 39:40.590
‫یه دابل برات آوردم

39:40.591 --> 39:43.663
‫...می‌تونم از کسایی که از من
‫متنفرن بخوام که، می‌دونی، بشینن...

39:43.664 --> 39:44.731
‫حالت چطوره؟

39:44.732 --> 39:47.471
‫...و دست دوستی دراز کنن

39:49.408 --> 39:53.549
‫فکر کنم هممون موافقیم
‫که صحبت کردن، نه کشتن،

39:53.550 --> 39:56.989
‫تنها راهیه که می‌تونیم به
‫صلح تو این کشور برسیم

39:58.326 --> 40:00.964
‫گفت یه زنجیره دستورات وجود داشت

40:00.965 --> 40:03.703
‫آره، درسته. مثل یه ارتش بود

40:03.704 --> 40:04.938
‫پس حتماً یه دستوری بوده، درسته،

40:04.939 --> 40:07.167
‫برای کاری که با مادرم کردن؟

40:07.411 --> 40:10.917
‫یعنی، اون یه غیرنظامی بود

40:10.918 --> 40:14.424
‫باید یه چیزی شبیه دادگاه
‫نظامی بوده باشه، ولی...

40:14.425 --> 40:16.829
‫فکر می‌کنی ممکنه
‫چقدر بالا رفته باشه؟

40:16.830 --> 40:18.384
‫احتمالاً خیلی بالا

40:19.034 --> 40:23.309
‫شاید نه تا ستاد کل
‫دوبلین، ولی تیپ بلفاست

40:23.310 --> 40:25.446
‫و فرمانده تیپ بلفاست

40:25.447 --> 40:27.651
‫در دسامبر 1972 کی بود؟

40:27.880 --> 40:40.314
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

40:41.011 --> 40:52.153
‫جری آدامز همواره عضویت در
ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند

40:41.011 --> 40:52.153
‫و دست ‫داشتن در هرگونه فعالیت و یا
خشونت این ارتش را انکار کرده است

40:44.619 --> 40:52.161
‫او همچنین هرگونه دخالت در آدم
‫ربایی جین مک‌کانویل را نیز انکار نمود

40:52.269 --> 41:02.119
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
