WEBVTT

00:12.233 --> 00:14.525
‫«آنچه گذشت»

00:12.750 --> 00:16.230
‫- میشه اینو برام یه جایی قایم کنی؟
‫- این مشکل من نیست

00:16.230 --> 00:19.130
‫حتماً این پیغامت رو می‌رسونم

00:19.130 --> 00:21.300
‫اگه فکر می‌کنی ما فقط به،
‫درد چایی آوردن می‌خوریم

00:21.300 --> 00:23.140
‫پس شاید دارین شانس‌تون رو
‫برای بردن این جنگ از دست میدین

00:23.140 --> 00:24.240
‫بهتره اینو به رئیس بزرگه بگی

00:24.240 --> 00:26.450
‫که میشه جری آدامز

00:26.450 --> 00:28.790
‫یه چهره جدید تو
‫پادگان پالاس اومده

00:28.790 --> 00:30.220
‫سرتیپ فرانک کیتسون

00:30.220 --> 00:32.530
‫همه چی متوقف میشه تا
‫وقتی که «دارک» رو پیدا کنیم

00:35.630 --> 00:36.930
‫بیا بیرون، برندن!

00:36.940 --> 00:39.070
‫اونا قیافه‌م رو می‌شناختن!
‫اسمم رو می‌دونستن!

00:39.070 --> 00:41.040
‫یکی دهن لقی کرده!

00:43.850 --> 00:46.150
‫♪ حرف فردا رو می‌زنیم ♪

00:46.150 --> 00:51.230
‫♪ و پول، عشق و وقتی
‫که باید خرج می‌کردیم ♪

00:55.840 --> 00:58.310
‫♪ دوست داشتنش آسون‌تر بود ♪

00:58.310 --> 01:03.860
‫♪ از هر کاری که
‫تا حالا کرده بودم ♪

01:03.860 --> 01:06.660
‫- این آهنگ رو بلدی ها
‫- شرط می‌بندم اصلاً نمی‌شناسه از کیه

01:06.660 --> 01:08.800
‫- این کیه؟
‫- قبلاً گفتی، جو

01:08.800 --> 01:10.270
‫- گفتم؟
‫- آره گفتی

01:10.270 --> 01:12.370
‫نزدیک سه بار گفتی، جو، خنگ خدا

01:12.370 --> 01:14.680
‫- گوردون لایت‌فوت.
‫- نه!

01:14.680 --> 01:16.480
‫- گوردون لایت‌فوت نیست؟
‫- نه!

01:16.480 --> 01:19.250
‫- کریس کریستوفرسون‌ـه!
‫- آها!

01:19.250 --> 01:20.860
‫درسته. بیاین، کی یه
‫بیسکویت کوچولو می‌خواد؟

01:20.860 --> 01:24.237
‫نه، و بهتره دیگه خرده‌هاش
‫رو تو این ماشین نریزی، جو

01:28.740 --> 01:30.510
‫خب. داریم می‌رسیم

01:33.880 --> 01:35.420
‫یادمه جو همونی بود که

01:35.420 --> 01:37.590
‫منو برای اولین بار برد حمله مرزی

01:40.730 --> 01:42.730
‫ببین، نقشه ساده بود

01:42.730 --> 01:44.840
‫برو جنوب به سمت مناطق مرزی

01:44.840 --> 01:48.880
‫ماشین رو تا جایی که
‫می‌تونی پر از مواد منفجره کن

01:48.880 --> 01:51.150
‫بعد قاچاقی برش گردون بلفاست

01:51.150 --> 01:53.573
‫بدون اینکه گیر
‫بیاُفتی یا تیر بخوری

01:57.760 --> 02:02.470
‫حالا، وقتی سوییچ رو
‫می‌چرخونم، نمی‌خواد، اوم...

02:02.470 --> 02:05.410
‫گرمای موتور، مشکلی
‫پیش نمیاد، درسته؟

02:05.410 --> 02:06.750
‫نظرت چیه، پیدر؟

02:06.750 --> 02:08.690
‫دخترا زنده از این
‫قضیه در میان یا نه؟

02:09.890 --> 02:11.690
‫از تجربه‌ای که من دارم،

02:11.690 --> 02:13.725
‫مشکلی پیش نمیاد

02:14.460 --> 02:18.270
‫خب، اون روز چقدر مواد
‫منفجره با خودتون حمل می‌کردین؟

02:18.910 --> 02:21.710
‫زیاد نبود. حدود 90 کیلو

02:21.710 --> 02:23.680
‫در حد یه ماشین انفجاری

02:23.680 --> 02:25.920
‫رفته بودیم جنوب
‫تا برندان رو ببینیم

02:27.860 --> 02:29.690
‫داشتیم مسیر اونو تحویل می‌گرفتیم

02:29.700 --> 02:31.870
‫حالا که دیگه از کار خارج شده بود

02:34.910 --> 02:36.610
‫جری

02:38.580 --> 02:40.250
‫قراره این عوضی دهن‌لق رو

02:40.250 --> 02:41.520
‫که منو به انگلیس‌ها
‫لو داد، پیدا کنیم یا نه؟

02:41.520 --> 02:42.820
‫درز اطلاعات رو پیدا می‌کنیم

02:42.820 --> 02:45.590
‫راستش، الان این
‫اولویت اصلی من نیست

02:45.590 --> 02:47.400
‫چی داری بلغور می‌کنی؟

02:47.400 --> 02:49.470
‫سوالی که باید از
‫خودمون بپرسیم اینه که

02:49.470 --> 02:52.710
‫چطور یه ارتش رو اداره کنیم
‫وقتی به افراد خودمون اعتماد نداریم

02:55.350 --> 02:56.850
‫جری! ما آماده‌ایم

02:56.850 --> 02:59.490
‫فعلاً صداش رو در نیار. باشه؟

03:01.260 --> 03:02.490
‫باشه

03:02.490 --> 03:03.730
‫بیا تو، بچه

03:05.000 --> 03:07.640
‫- جری
‫- همه چی آماده‌ست؟

03:07.640 --> 03:10.310
‫- باید جا تو پای بزرگا بذارین (کفش بزرگی بپوشین)
‫- آره. سایز 41ـه

03:10.310 --> 03:12.880
‫- دختره پررو حاضر جواب!
‫- اوهوم

03:12.880 --> 03:15.390
‫موفق باشی، بچه
‫مواظب جاده‌ها باشین

03:22.370 --> 03:23.670
‫خب، داستان پوششی‌مون چیه؟

03:23.670 --> 03:27.380
‫اوم، خب... ما باید خواهر باشیم

03:27.380 --> 03:33.820
‫و جو می‌تونه دوست مجرد،
‫و همیشه قدرنادیده‌مون باشه

03:33.820 --> 03:36.430
‫که با وجود بدشانسی در عشق،

03:36.430 --> 03:39.630
‫همیشه خودش رو وسط
‫زن‌های خوشگل پیدا می‌کنه

03:39.640 --> 03:41.840
‫قرار بود داستان
‫ساختگی باشه، دولورس

03:41.840 --> 03:43.880
‫علاوه بر این، ببین، شما،
‫نمی‌تونین خواهر باشین

03:43.880 --> 03:45.880
‫چون امروز از این
‫شناسنامه‌ها استفاده می‌کنیم

03:50.820 --> 03:52.390
‫اینجاست، داریم می‌رسیم

03:53.830 --> 03:57.000
‫- فقط عجیب غریب رفتار نکن، دوتس
‫- می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

03:57.000 --> 04:00.580
‫لطفاً آروم باشین، باشه؟ همه
‫چی کاملاً خوب پیش میره

04:10.730 --> 04:12.030
‫حال و احوال؟

04:17.810 --> 04:18.850
‫موهات رو دوست دارم

04:19.880 --> 04:22.750
‫ها؟ نه، کثیفه

04:22.750 --> 04:24.290
‫نیاز به شستن داره

04:24.990 --> 04:26.460
‫به رنگ پوستت میاد

04:30.400 --> 04:31.440
‫منم مال تو رو دوست دارم

04:34.010 --> 04:35.510
‫به نظرت خیلی کوتاه نیستش؟

04:35.510 --> 04:36.850
‫موی کوتاه رو واسه دخترا دوست دارم

04:39.550 --> 04:40.990
‫کجا می‌رین؟

04:40.990 --> 04:43.730
‫اوم، داریم از پیک‌نیک برمی‌گردیم

04:46.430 --> 04:47.840
‫هوای خوبی برای پیک‌نیکه، خانم...

04:48.910 --> 04:49.940
‫رزی

04:52.380 --> 04:54.980
‫اگه یه وقت اومدی
‫بلفاست، منو پیدا کن

04:54.990 --> 04:57.760
‫می‌برمت یه نوشیدنی
‫تو پینک ایگوانا بخوریم

04:59.490 --> 05:01.600
‫نیاز داریم شما سه
‫نفر از ماشین پیاده شین

05:03.500 --> 05:05.540
‫می خواد وزن در رو حس کنه

05:06.740 --> 05:08.710
‫آره، یه لحظه صبر کن رفیق

05:08.857 --> 05:16.640
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

05:16.830 --> 05:18.460
‫به نظرم این سه تا مشکلی ندارن

05:33.730 --> 05:36.100
‫- امان از دستت، دوتس!
‫- چیه؟

05:36.100 --> 05:37.800
‫اونقدر پاهات رو باز کردی

05:37.800 --> 05:39.940
‫که یارو می‌تونست
‫بچه‌های آینده‌ت رو ببینه

05:39.940 --> 05:41.710
‫اِ، قابلت رو نداشتش ها!

05:41.710 --> 05:42.910
‫ببین، دفعه بعد،

05:42.910 --> 05:44.450
‫فقط مستقیم تو چشماشون نگاه کن

05:44.450 --> 05:45.720
‫- یا خدا!
‫- تو چشماشون نگاه کن

05:45.720 --> 05:47.120
‫و اونا راحت ردت می‌کنن بری

05:47.120 --> 05:48.390
‫آره

05:49.090 --> 05:51.360
‫- کیرتوش!
‫- مشکلی نیست

05:51.385 --> 05:54.407
‫«هیچی نگو»

05:54.574 --> 06:05.124
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

06:05.260 --> 06:09.800
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند 150
‫تا بمب تو سال 1970 کار گذاشت

06:10.670 --> 06:12.710
‫تا سال 1972،

06:12.710 --> 06:15.010
‫هزار تا بمب کار گذاشته بودن

06:15.010 --> 06:18.080
‫حالا، من هنوز کار گذاشتن
‫بمب رو شروع نکرده بودم

06:18.080 --> 06:20.520
‫کار من این بود که
‫تجهیزات رو از مرز رد کنم

06:20.520 --> 06:22.490
‫فکر می‌کنی قصدشون
‫زدن مغازه‌دار بود؟

06:22.490 --> 06:24.530
‫نه، فکر می‌کنم قصدشون
‫زدن پادگان بود

06:25.600 --> 06:26.640
‫خب، خطا زدن

06:27.740 --> 06:28.940
‫هدف این بود که

06:28.940 --> 06:32.410
‫تا جایی که ممکنه
‫سرباز و پلیس بکشن

06:38.020 --> 06:40.600
‫ممکنه بود سعی کنیم پلیس‌ها
‫رو موقع ناهارشون هدف بگیریم

06:40.600 --> 06:42.770
‫ولی در عوض خانم‌های
‫بینگو باز رو بزنیم

06:42.795 --> 06:45.645
‫[پسری به وسیله گلوله
‫پلاستکی پلیس انگلیسی کشته شد]

06:45.670 --> 06:47.640
‫سال 1972

06:47.640 --> 06:51.050
‫آره، اون خشونت‌آمیزترین سال بود

06:54.460 --> 06:55.860
‫جری همیشه بهمون می‌گفت

06:55.860 --> 06:58.930
‫هر مرگی ما رو به پیروزی
‫در جنگ نزدیک‌تر می‌کنه

06:59.600 --> 07:01.500
‫و من باورش می‌کردم

07:03.140 --> 07:06.580
‫حالا دیگه جری کل بلفاست
‫غربی رو اداره می‌کرد

07:06.580 --> 07:07.950
‫حالت خوبه، پسر؟

07:07.950 --> 07:10.890
‫یعنی تحت تعقیب‌ترین
‫مرد ایرلند بود

07:12.160 --> 07:14.500
‫سر هر گوشه و
‫کناری یه بپا داشت

07:14.500 --> 07:18.540
‫و هیچ‌وقت دو شب پشت
‫سر هم تو یه خونه نمی‌خوابید

07:18.540 --> 07:21.110
‫البته به جز وقتایی
‫که می‌رفت پیش زنش

07:36.110 --> 07:38.180
‫یواش‌تر

07:38.180 --> 07:40.150
‫این دفعه می‌تونم شب رو بمونم

07:40.150 --> 07:42.820
‫می‌خوام روی تخت باشی،

07:42.820 --> 07:44.160
‫رو به بالا

07:45.271 --> 07:51.287
‫

08:13.980 --> 08:15.550
‫جری! جری، یکی اینجاست

08:15.550 --> 08:16.920
‫یکی اومده!

08:16.920 --> 08:18.830
‫برو رو زمین لعنتی! بخواب!

08:18.830 --> 08:20.700
‫- حرکت کن!
‫- بخواب!

08:20.700 --> 08:22.230
‫- همونجا بمون!
‫- تکون نخور عوضی!

08:22.230 --> 08:24.700
‫نمی‌تونین با لباس
‫خواب ببرینش زندون!

08:26.183 --> 08:31.067
‫[ناحیه فالز پایین، آدامز، جری. دستگیر شده]

08:56.030 --> 08:57.570
‫سلام

08:59.710 --> 09:01.740
‫- آقای آدامز
‫- آقای آدامز

09:01.750 --> 09:03.180
‫قبل از اینکه شروع کنیم، متوجه شدیم که

09:03.180 --> 09:05.350
‫خانواده‌تون اوضاع
‫سختی داشتن، درسته؟

09:05.350 --> 09:08.220
‫مادرتون سال پیش موقع ‫بازداشت
جمعی خونه‌ش رو از دست داد

09:08.220 --> 09:09.960
‫- و چند تا بچه؟
‫- 13 تا

09:09.960 --> 09:12.170
‫نه. فکر کنم سه تاشون
‫مرده به دنیا اومدن

09:12.170 --> 09:14.840
‫آه، آره، درسته

09:20.080 --> 09:22.150
‫فکر کردیم شاید
‫علاقه‌مند باشین در مورد

09:22.150 --> 09:24.290
‫یه جور توافق برای
‫آینده صحبت کنیم

09:24.290 --> 09:27.700
‫آره، برای آینده خانواده‌تون

09:32.910 --> 09:34.710
‫من جری آدامز نیستم

09:40.820 --> 09:42.090
‫جانم؟

09:42.539 --> 09:44.749
‫اشتباهی شده. اسم
‫من جو مک‌گویگن‌ـه

09:45.000 --> 09:46.400
‫جو مک‌گویگن؟

09:46.400 --> 09:48.910
‫- جو مک‌گویگن دیگه کدوم خریه؟
‫- منم

09:49.670 --> 09:51.040
‫- جری...
‫- نه

09:53.720 --> 09:54.950
‫جو

09:55.920 --> 09:57.060
‫اسم من جوئه

10:00.830 --> 10:02.900
‫من جری آدامز نیستم

10:02.900 --> 10:05.040
‫ببینید، من جری...
‫من جری آدامز نیستم

10:08.880 --> 10:09.980
‫من جری آدامز نیستم

10:14.020 --> 10:15.760
‫من جری آدامز نیستم

10:23.910 --> 10:25.850
‫من جری آدامز نیستم

10:28.050 --> 10:29.696
‫من جری آدامز نیستم

10:33.900 --> 10:36.870
‫- بلندش کن!
‫- من جری آدامز نیستم

10:36.870 --> 10:38.640
‫و مطمئنیم که خودشه؟

10:40.940 --> 10:43.780
‫- من جری آدامز نیستم
‫- صد در صد خود لعنتی‌شه

10:47.890 --> 10:51.330
‫خب، آقای آدامز، می‌تونیم
‫با اسمتون شروع کنیم لطفاً؟

10:51.330 --> 10:53.300
‫بعد می‌ریم سراغ اعضای رهبری

10:56.470 --> 10:58.380
‫مک‌گویگن

10:58.380 --> 11:00.110
‫این یارو یه دیوونه‌ی
‫به تمام معناست

11:00.120 --> 11:01.980
‫هیچ‌وقت رهبری رو ول نمی‌کنه

11:01.990 --> 11:03.790
‫اصلاً براش مهم نیست
‫چقدر پول بهش بدیم

11:03.790 --> 11:05.760
‫میگی از هویج استفاده
‫کنیم، استفاده کردیم

11:05.760 --> 11:09.800
‫میگی چماق رو امتحان کنیم قربان،
‫چماق کیری رو هم امتحان کردیم!

11:13.810 --> 11:15.850
‫خب، امتحان کردین
‫بذارین برنده بشه؟

11:18.280 --> 11:20.220
‫آقای مک‌گویگن، حالتون چطوره؟

11:20.553 --> 11:21.753
‫میشه لطفاً کمکش کنی؟

11:33.380 --> 11:35.220
‫می‌خوام یه شکایت رسمی ثبت کنم

11:35.220 --> 11:37.990
‫بله، به اون هم
‫می‌رسیم، ولی اول...

11:37.990 --> 11:40.060
‫یه سوءتفاهم وحشتناک پیش اومده

11:40.060 --> 11:43.100
‫ما فکر می‌کردیم که،
‫شما، آقای مک‌گویگن

11:43.100 --> 11:45.170
‫همون تروریست
‫معروف جری آدامز هستین

11:45.170 --> 11:47.840
‫صمیمانه بابت این
‫موضوع عذرخواهی می‌کنم

11:49.210 --> 11:52.080
‫مطمئن میشم که شما رو

11:52.090 --> 11:54.490
‫با اسم درستتون، جوزف
‫مک‌گویگن، بازداشت کنن

11:54.490 --> 11:58.300
‫البته هر کدوم از اعضای خانواده
‫مک‌گویگن می‌تونن به ملاقاتتون بیان

11:58.300 --> 12:01.470
‫با این حال، افرادی که،
‫با جری آدامز در ارتباطن

12:01.470 --> 12:05.010
‫مثلاً همسرش، کولت مک‌آردل،

12:05.010 --> 12:06.910
‫هیچ ربطی به آقای مک‌گویگن ندارن

12:06.920 --> 12:08.790
‫و البته اجازه ندارن شما رو

12:08.790 --> 12:11.390
‫در طول مدت بازداشتتون، ببینن، که...

12:12.560 --> 12:15.100
‫میشه مطمئن بود
‫چندین سال طول می‌کشه

12:28.530 --> 12:31.360
‫آقایون، ببخشید مزاحم
‫شدم. یه لحظه صبر کنید

12:38.950 --> 12:40.310
‫این یه شوخی مسخره‌ست؟

12:40.320 --> 12:42.890
‫سه بار تلکس رو چک کردم

12:42.890 --> 12:44.260
‫دوباره پیام رو برام بخون

12:44.260 --> 12:46.960
‫«ساعت 11:43 صبح
‫وزارت کشور بریتانیا

12:46.960 --> 12:49.970
‫زندانی جری آدامز
‫برای مذاکرات آزاد شود»

13:28.140 --> 13:29.180
‫برو، برو، برو!

13:38.600 --> 13:40.370
‫خب، وایت‌لا با کارگر دیدار کرد
‫(حزب سوسیال دمکراتیک و کارگری)

13:40.370 --> 13:43.140
‫و اونا گفتن فکر می‌کنن ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند ممکنه پای میز مذاکره بیاد

13:43.140 --> 13:44.480
‫اگه تو رو آزاد کنن

13:44.480 --> 13:46.350
‫وایت‌لا؟

13:46.350 --> 13:48.020
‫یکم آب میوه بخور

13:48.020 --> 13:50.350
‫جری، مسئله اینه که
‫بریتانیایی‌ها به آخر خط رسیدن

13:50.360 --> 13:52.160
‫و آماده‌ن یه معامله انجام بدن

13:52.160 --> 13:53.530
‫چه جور معامله‌ای؟

13:53.530 --> 13:55.630
‫یه معامله واقعی. می‌خوان
‫با رهبری دیدار کنن

13:55.630 --> 13:58.070
‫و، مار، بهش بگو رهبری چی گفت

13:58.070 --> 13:59.510
‫مشت کوبیدن رو میز

13:59.510 --> 14:01.280
‫مشت کوبیدن رو میز و گفتن،

14:01.280 --> 14:03.480
‫«بدون جری آدامز هیچ
‫مذاکره‌ای در کار نیست»

14:03.480 --> 14:05.380
‫و بریتانیایی‌ها گفتن باشه، جری!

14:05.390 --> 14:08.360
‫فردا پرواز می‌کنی
‫لندن برای مذاکرات صلح

14:08.360 --> 14:11.430
‫اونا می‌خوان مذاکره کنن
‫قراره آتش‌بس اعلام بشه

14:11.430 --> 14:13.030
‫ این یعنی که داریم می‌بریم؟

14:31.507 --> 14:32.577
‫آتش‌بس!

14:32.970 --> 14:35.310
‫آتش‌بس!

14:36.210 --> 14:37.550
‫آتش‌بس!

14:37.550 --> 14:39.090
‫تیراندازی در شهر

14:39.090 --> 14:41.220
‫در طول روز به
‫تدریج کاهش پیدا کرده

14:41.220 --> 14:43.590
‫ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند قسم خورده به قولش

14:43.600 --> 14:45.300
‫برای حفظ آتش‌بس عمل کنه

14:45.300 --> 14:47.230
‫که قراره از ظهر
‫امروز شروع بشه...

14:47.240 --> 14:49.470
‫مامان، تیراندازی قطع شده

14:49.470 --> 14:51.640
‫مشخص نیست آتش‌بس،
‫قراره چقدر طول بکشه

14:51.650 --> 14:53.110
‫اما این خبر باید
‫باعث آسودگی خاطر

14:53.110 --> 14:54.350
‫نیروهای امنیتی بریتانیا بشه...

14:54.350 --> 14:56.590
‫یعنی الان می‌تونیم بریم بیرون؟

15:30.420 --> 15:33.130
‫خب، حالا که دوران صلحه
‫همه‌مون عاشق می‌شیم؟

15:33.130 --> 15:35.260
‫نه! مردم تو جنگ ازدواج می‌کنن

15:35.270 --> 15:36.530
‫تو صلح حسابی فکراشون رو می‌کنن

15:36.540 --> 15:38.400
‫یا طلاق می‌گیرن

15:38.400 --> 15:40.270
‫جو عاشق شده

15:40.280 --> 15:42.140
‫- دولورس!
‫- ببخشید، هیجان‌زده‌م

15:42.150 --> 15:43.380
‫- عاشق کی؟
‫- عاشق کی؟

15:43.380 --> 15:45.550
‫عاشق ریچل. اوه، خیلی زن نازیه

15:45.550 --> 15:48.420
‫واسه همدیگه شعر
‫حفظ می‌کنن و این چیزا

15:48.420 --> 15:50.430
‫آره، خیلی اهل ادبیاته، می‌دونی

15:50.430 --> 15:53.700
‫- هنوز باهاش لاس نزدی، جو؟
‫- نه، جو با هیچکی لاس نمی‌زنه

15:53.700 --> 15:55.440
‫فقط با قیافه‌شون جق می‌کنه

15:55.440 --> 15:56.710
‫آه، نه، وقتی من از،
‫یه دختر خوشم میاد

15:56.710 --> 15:58.640
‫می‌نشونمش رو رونم

15:58.650 --> 16:00.310
‫و یه نیشگون کوچولو
‫از کمرش می‌گیرم

16:00.320 --> 16:02.020
‫اینجوری یه سیلی محکم
‫می‌خوری تو صورتت

16:02.020 --> 16:03.390
‫حتی بهتر

16:03.390 --> 16:04.790
‫تو چجوری لاس می‌زنی، ماریان؟

16:04.790 --> 16:08.030
‫من لاس نمی‌زنم، و
‫هیچ‌کدومتون رو هم نمی‌بوسم

16:08.030 --> 16:09.400
‫پس امیدوار نباشین

16:09.400 --> 16:11.100
‫یه راهب کوچولوی
‫دیگه، درست مثل جو

16:12.570 --> 16:14.540
‫جو رو نباید از دست داد. آدم حساسیه

16:14.540 --> 16:16.510
‫- این جذابه؟
‫- و با تجربه‌ست

16:16.510 --> 16:19.190
‫و تو فقط حسودیت میشه
‫که جو عاشق شده و تو نه

16:19.190 --> 16:20.520
‫عاشق ریچل!

16:20.520 --> 16:23.590
‫ریچل مرموز که هیچ‌کس نمی‌شناسدش

16:23.600 --> 16:25.530
‫امشب تو پینک ایگوانا
‫باهاش قرار دارم

16:26.700 --> 16:29.140
‫- می‌خواستم ببرمش برقصیم.
‫- رقص!

16:29.140 --> 16:31.410
‫- ما هم می‌تونیم بیایم، جو؟
‫- آره، ما هم می‌تونیم بیایم، جو؟

16:31.410 --> 16:33.450
‫وقتی بزرگ شدین،
‫می‌تونین باهام بیاین برقصین

16:37.590 --> 16:39.490
‫فکر کنم ازش خوشت بیاد

16:39.490 --> 16:42.200
‫- استرس داری؟
‫- نه

16:42.200 --> 16:44.470
‫فقط تمرکز کن رو خندوندنش، جو

16:44.470 --> 16:46.610
‫لازم نیست تو یه شب
‫دلش رو به دست بیاری

16:46.610 --> 16:49.480
‫آره. مواظب باش کت و
‫شلوار خوبم رو روغنی نکنی

16:49.480 --> 16:51.480
‫واقعاً که!

16:55.220 --> 16:57.830
‫نمیاد

16:57.830 --> 17:02.070
‫اکثر زن‌های شیک‌پوش دیر
‫می‌کنن. ریچل داره وقت می‌گیره

17:02.070 --> 17:05.380
‫- یه ساعت دیگه اینجا می‌بنده
‫- باشه. خب، کون لق ریچل

17:05.380 --> 17:06.850
‫می‌دونی؟

17:06.850 --> 17:10.090
‫نگاه کن. یه خانم خوشگل اون طرفه

17:12.530 --> 17:13.630
‫- ببخشید، رفقا.
‫- گمشو!

17:14.700 --> 17:16.470
‫بریتانیایی‌ها برن گم بشن،
‫رفیق. باید بری بیرون

17:17.600 --> 17:20.040
‫رزی؟ هی، رزی!

17:21.140 --> 17:22.210
‫سلام عزیزم

17:23.520 --> 17:25.650
‫سلام!

17:25.650 --> 17:28.260
‫این همون دوستت از مرز نیست؟

17:28.260 --> 17:29.630
‫کیرتوش

17:37.440 --> 17:39.280
‫خب، چرا این جا رو پیشنهاد دادی؟

17:39.280 --> 17:40.750
‫نوشیدنی‌هاش

17:41.850 --> 17:43.220
‫آره، نوشیدنی‌هاش رو دوست داریم

17:47.200 --> 17:48.500
‫- به نظر دوستانه میاد
‫- آره

17:48.500 --> 17:51.500
‫شاید من، می‌دونی،
‫فکر نمی‌کردم...

17:51.500 --> 17:53.670
‫واقعاً فکر نمی‌کردم بیای

17:53.680 --> 17:56.510
‫- آه، اشکالی نداره
‫- یه شوخی کوچولو بود

17:57.320 --> 17:59.090
‫خوشم اومدش

18:02.290 --> 18:03.790
‫اوم، پس، فردا اعزام میشی، آره؟

18:03.800 --> 18:04.860
‫ببخشید

18:09.610 --> 18:12.510
‫- حالش خوبه؟
‫- آره. بهش توجه نکن

18:14.450 --> 18:15.790
‫صرفاً از امپریالیست‌ها متنفره

18:15.790 --> 18:17.860
‫هی، خب...

18:17.860 --> 18:20.290
‫من امپریالیست نیستم، صلح‌بانم

18:21.560 --> 18:23.630
‫این چیزیه که بهتون میگن، آره؟

18:23.640 --> 18:26.410
‫یکی باید از مردمی که
‫اینجا زندگی می‌کنن دفاع کنه

18:26.410 --> 18:27.630
‫مردم؟

18:28.380 --> 18:30.180
‫فکر می‌کنی نماینده مردمی؟

18:30.180 --> 18:32.690
‫اکثریتشون. آره، هستم

18:34.760 --> 18:35.830
‫آره، خب...

18:36.860 --> 18:38.583
‫هر کسی می‌تونه اکثریت باشه

18:39.430 --> 18:41.300
‫فقط بستگی داره خط رو کجا بکشی

18:46.250 --> 18:47.580
‫دارم معذبت می‌کنم؟

18:47.580 --> 18:48.820
‫نه

18:51.520 --> 18:53.760
‫راستش، فقط...

18:53.760 --> 18:56.700
‫خوبه که اینجا با یه دختر
‫باهوش و خوشگل نشستم

18:56.700 --> 18:58.810
‫و فقط گپ می‌زنیم

18:59.710 --> 19:01.580
‫داری چیکار می‌کنی؟

19:03.580 --> 19:04.580
‫می‌خوای برقصیم؟

19:05.920 --> 19:08.620
‫اوم... بیا بریم بیرون

19:08.630 --> 19:09.730
‫بیا

19:14.370 --> 19:16.640
‫- می‌خوای کتم رو بهت بدم؟
‫- نه

19:16.640 --> 19:18.740
‫این تنبیه منه برای اینکه
‫مثل یه دختر احمق رفتار کردم

19:18.750 --> 19:20.410
‫بگیرش دیگه. داری یخ می‌زنی

19:25.560 --> 19:28.330
‫خب، فکر می‌کنی
‫آتش‌بس چقدر طول بکشه؟

19:29.000 --> 19:31.640
‫هیچ ایده‌ای ندارم. چطور؟

19:31.640 --> 19:34.880
‫داشتم فکر می‌کردم، جنگ می‌تونه
‫تا کریسمس تموم بشه، نه؟

19:37.550 --> 19:38.620
‫ممکنه

19:42.560 --> 19:44.900
‫خوب میشد دوباره برگردم اینجا،

19:44.900 --> 19:47.230
‫تو رو ببرم یه نوشیدنی
‫درست و حسابی بخوریم

19:48.940 --> 19:50.780
‫به نظر ترسناک میاد

19:59.990 --> 20:02.470
‫چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

20:04.570 --> 20:06.470
‫بند کفشت باز شده

20:16.730 --> 20:18.800
‫برمی‌گردی بالا؟

20:18.800 --> 20:20.540
‫نمی‌دونم باید برگردم یا نه

20:23.977 --> 20:25.962
‫می‌تونیم یه جایی بریم

20:26.950 --> 20:29.679
‫البته اگه تو بخوای. هیچ
‫انتظاری نیست، فقط...

20:30.450 --> 20:31.690
‫من یه اتاق دارم

20:46.020 --> 20:47.250
‫باید برم تو

21:01.980 --> 21:03.090
‫هی

21:03.090 --> 21:05.390
‫ببخشید. حالت خوبه؟

21:07.600 --> 21:10.300
‫شما زن‌ها از اینکه مردها بهتون
‫احترام نمی‌ذارن غر می‌زنین

21:10.300 --> 21:13.870
‫در حالی که خودتون هیچ،
‫احترامی برای خودتون قائل نیستین

21:13.880 --> 21:16.850
‫خودتون رو میندازین رو
‫هر احمقی که جلوی چشمتونه

21:18.020 --> 21:19.350
‫باشه، جو

21:19.350 --> 21:22.560
‫اگه بابات امشب می‌دیدت،

21:23.800 --> 21:25.870
‫تف می‌نداخت تو صورتت

21:29.540 --> 21:32.710
‫- باشه. خب، من میرم
‫- ببخشید، منظوری نداشتم

21:32.710 --> 21:34.010
‫نمی‌تونم... براش نامه نوشتم!

21:34.020 --> 21:35.620
‫جو!

21:35.620 --> 21:39.360
‫دولورس، برای ریچل نامه،
‫نوشتم و همه چیز رو بهش گفتم

21:39.360 --> 21:40.760
‫همه احساساتم رو،

21:40.760 --> 21:42.730
‫- و برنامه‌هام،
‫- فکرهام درباره آینده

21:42.730 --> 21:44.870
‫باشه، خب، مشخصه که
‫اون همین احساس رو نداره

21:47.410 --> 21:48.440
‫عوضی!

21:53.420 --> 21:55.420
‫چرا، داره

22:04.710 --> 22:06.150
‫مذاکرات صلح

22:06.150 --> 22:08.750
‫یه راز سر به مهر بود،

22:08.750 --> 22:10.020
‫پس کسی متوجه نشد

22:10.020 --> 22:13.090
‫وقتی شش عضو ژولیده رهبری
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند

22:13.090 --> 22:16.730
‫از مخفیگاهشون بیرون اومدن
‫و تو مرکز لندن ظاهر شدن

22:26.920 --> 22:29.560
‫شورشیان ایرلندی از سال 1921

22:29.560 --> 22:31.430
‫فرصت نداشتن رو در رو

22:31.430 --> 22:34.400
‫با دشمن قسم خورده‌شون ملاقات کنن

22:35.570 --> 22:37.680
‫انگار اومدیم عروسی

22:37.680 --> 22:39.180
‫آدامز، جات رو با من عوض کن

22:39.180 --> 22:40.950
‫می‌خوام حواسم به در باشه

22:46.890 --> 22:49.800
‫رئیس ستاد ارتش موقت جمهوری‌خواه،
‫ایرلند، شان مک‌استیوفین

22:49.800 --> 22:52.070
‫کاملاً مطمئن بود که
‫کل این قضیه یه تله‌ست

22:52.070 --> 22:53.440
‫به هر حال،

22:53.440 --> 22:57.450
‫این یه فرصت تکرار
‫نشدنی برای جری بود

22:57.450 --> 22:59.720
‫شانسش برای پایان دادن به جنگ بود

22:59.720 --> 23:02.120
‫خیلی خوشحالیم که،
‫به لندن خوش اومدین

23:02.130 --> 23:05.570
‫و امیدوارم سفرتون
‫بدون مشکل بوده باشه

23:07.940 --> 23:10.540
‫و من خیلی خوش‌بینم که می‌تونیم

23:10.540 --> 23:12.550
‫امروز به یه جور توافق برسیم

23:12.550 --> 23:15.890
‫اوم، خب، با چی
‫شروع کنیم، اوم، چی؟

23:15.890 --> 23:18.960
‫وضعیت سیاسی زندانیان

23:18.960 --> 23:20.190
‫در واقع...

23:21.200 --> 23:22.530
‫من یه بیانیه دارم

23:27.840 --> 23:30.150
‫ممنون آقای وزیر کشور،

23:30.651 --> 23:32.150
‫برای خوشامدگوییتون

23:32.150 --> 23:34.120
‫اما می‌خوام واضح بگم

23:34.120 --> 23:36.730
‫ما امروز برای یک چیز اینجاییم:

23:36.730 --> 23:40.470
‫برای درخواست خروج
‫فوری نیروهای بریتانیایی

23:40.470 --> 23:42.640
‫از ایرلند اشغال شده

23:42.640 --> 23:44.580
‫و اصرار بر این

23:44.580 --> 23:47.720
‫که دولت بریتانیا به طور
‫عمومی عذرخواهی کنه

23:47.720 --> 23:52.530
‫تا دوشنبه، 10 ژوئیه 1972

23:52.530 --> 23:54.030
‫که سه روز دیگه‌ست

23:57.540 --> 23:58.870
‫و همین بود

23:58.870 --> 24:03.150
‫دوران جری به عنوان
‫مذاکره‌کننده قبل از شروع تموم شد

24:07.960 --> 24:10.490
‫و کشتار از روز بعد از سر گرفته شد

24:22.120 --> 24:24.050
‫...تعداد کشته‌ها رو
‫به هفت نفر رسونده

24:24.060 --> 24:27.930
‫از زمانی که ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند پایان آتش‌بس رو اعلام کرد

24:27.930 --> 24:29.570
‫نیروهای امنیتی بریتانیا...

24:31.740 --> 24:33.840
‫تاکر، لطفاً از پنجره فاصله بگیر

24:36.335 --> 24:39.650
‫تاکر، بیا پسرم

24:39.650 --> 24:42.930
‫باشه، تشک‌هاتون رو بیارین

24:44.060 --> 24:46.135
‫امشب رو زمین می‌خوابیم

24:49.610 --> 24:53.180
‫اون ملافه رو زیر بالش بذار

24:53.180 --> 24:55.790
‫مامان، می‌تونیم قلعه درست کنیم؟

24:57.290 --> 24:59.020
‫حتماً، ایده خوبیه میک

24:59.030 --> 25:01.700
‫تا وقتی که دور از پنجره‌ها باشه

25:05.610 --> 25:06.740
‫مامان؟

25:06.740 --> 25:08.710
‫اون صدا رو شنیدی؟

25:09.610 --> 25:11.650
‫یه... یه سگه

25:14.190 --> 25:15.639
‫نه

25:16.130 --> 25:19.670
‫- یا شاید یه گربه
‫- ما صداش رو شنیدیم، مامان

25:19.670 --> 25:23.270
‫لطفاً! لطفاً، کسی
‫اونجاست؟ کمکم کنید!

25:23.406 --> 25:25.006
‫آهای!

25:29.190 --> 25:31.260
‫همونجا بمونید

25:55.740 --> 25:57.710
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- یه سرباز زخمی اونجاست

25:57.710 --> 25:58.840
‫باهاش حرف نزن. نه!

25:58.850 --> 26:01.180
‫- لطفاً ولش کن، مامان!
‫- هلن!

26:01.180 --> 26:03.250
‫- فقط نادیده‌ش بگیر، خواهش می‌کنم.
‫- واقعاً که!

26:19.720 --> 26:21.517
‫اشکالی نداره

26:22.190 --> 26:24.600
‫- اشکالی نداره، اشکالی نداره
‫- تنهام نذار

26:26.030 --> 26:28.140
‫- لطفاً تنهام نذار
‫- میان

27:20.920 --> 27:25.402
‫[عاشق انگلیسی]

27:41.480 --> 27:43.190
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم،

27:43.190 --> 27:46.130
‫ولی فکر کنم قیافه‌ت حتی
‫از آخرین باری که دیدمت

27:46.130 --> 27:47.460
‫بدتر شده

27:49.770 --> 27:51.800
‫- یه نوشیدنی می‌خوای؟
‫- بریز

27:56.510 --> 27:58.980
‫خب، لندن چطور بود؟

27:59.903 --> 28:01.874
‫- موفقیت بزرگ؟
‫- ببین...

28:02.760 --> 28:06.130
‫راستش می‌خواستم درباره یه
‫چیز خاص باهات حرف بزنم

28:07.430 --> 28:09.100
‫دارم یه واحد جدید تشکیل میدم

28:09.110 --> 28:11.440
‫تازه نفس، آدم‌هایی
‫که بهشون اعتماد داریم

28:11.440 --> 28:13.210
‫اینقدر بد بود؟

28:13.210 --> 28:15.150
‫البته، شاید کار‌ها
‫باب میلت نباشه

28:16.490 --> 28:18.290
‫لباس مبدل در کار نیست

28:18.290 --> 28:20.090
‫کسی ازت عکس نمی‌گیره

28:20.090 --> 28:21.360
‫برام مهم نیست لباس مبدل داره یا نه

28:21.360 --> 28:23.400
‫واقعاً؟

28:23.400 --> 28:26.270
‫از لباس مبدل بدم نمیاد، ولی
‫می‌تونم بدون اونا هم سر کنم

28:26.270 --> 28:28.510
‫- از دستت، جری
‫- خب، خوبه

28:28.510 --> 28:30.350
‫کاملاً ناشناس خواهی بود

28:30.350 --> 28:33.790
‫حتی داخل سازمان. کار‌ها
‫همه غیررسمی خواهد بود

28:34.820 --> 28:36.990
‫پس، حتی بچه‌ها هم نمی‌دونن؟

28:36.990 --> 28:38.330
‫من می‌دونم

28:39.830 --> 28:43.110
‫خب، دقیقاً قراره چیکار کنیم؟

28:43.110 --> 28:45.280
‫آره، می‌تونیم به اون هم برسیم

28:45.280 --> 28:48.380
‫- به کی گزارش میدم؟
‫- خب، یه نفر به اسم پت هست

28:48.380 --> 28:50.820
‫اون فرمانده عملیاتیت میشه

28:50.820 --> 28:52.790
‫ولی تو به پت گزارش
‫میدی. پت به من گزارش میده

28:52.790 --> 28:55.200
‫- این گروه منه.
‫- جری! آقا رو باش!

28:55.200 --> 28:58.070
‫- واقعاً، این گروه منه!
‫- «این گروه منه»

28:58.070 --> 28:59.400
‫چه خبر، دولورس؟

28:59.410 --> 29:01.910
‫- سلام، دارک. خوش برگشتی!
‫- اینجا چه خبره؟

29:01.910 --> 29:05.150
‫رئیس بزرگ داره سعی می‌کنه
‫تو رو به گروه مخفیش دعوت کنه؟

29:06.290 --> 29:07.490
‫به چند نفر گفتی؟

29:07.490 --> 29:09.430
‫لعنتی، دارم خودمو
‫تو دردسر میندازم

29:11.160 --> 29:13.070
‫این گروه، این واحد،

29:13.070 --> 29:14.230
‫اسمی داشت؟

29:14.240 --> 29:15.300
‫آره

29:17.010 --> 29:19.810
‫بهمون می‌گفتن «ناشناس‌ها»

29:25.460 --> 29:27.800
‫- پایه‌ام
‫- خوبه

29:28.530 --> 29:30.430
‫یه شرط داره

29:30.430 --> 29:32.940
‫ماریان چی؟

29:32.940 --> 29:35.110
‫بدون خواهرم این کار رو نمی‌کنم

29:35.110 --> 29:37.010
‫دختر، همین الانشم ازش خواستم

30:01.400 --> 30:03.370
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

30:04.940 --> 30:06.270
‫برمی‌گرده و میگه،

30:06.270 --> 30:08.910
‫«چرا منو نگاه
‫می‌کنی؟ من پروتستانم»

30:14.050 --> 30:15.560
‫الان بهت نیاز دارم
‫همین الان بهت نیاز دارم

30:15.560 --> 30:16.930
‫همین الان آوردیمش

30:20.030 --> 30:21.270
‫لعنتی!

30:21.270 --> 30:23.240
‫مواظب باش. گلوله هنوز تو شکمشه

30:25.610 --> 30:27.620
‫مواظب باش، رفیق!
‫گلوله هنوز تو شکمشه

30:27.620 --> 30:29.520
‫باشه. حالت خوبه. خوبی

30:29.520 --> 30:31.360
‫تیرانداز جلوی در
‫خونه‌ش منتظر بود

30:31.360 --> 30:33.360
‫فقط در رو باز می‌کنه
‫فقط در رو باز می‌کنه

30:33.360 --> 30:36.030
‫- و بنگ!
‫- بچه‌م بغلم بود

30:36.030 --> 30:38.140
‫می‌دونیم کی بود؟
‫باز کار کیتسون بود؟

30:38.140 --> 30:40.010
‫میگه یکی از خودمون بود

30:56.640 --> 31:00.450
‫- ببخشید ترسوندمت
‫- اشکالی نداره

31:00.450 --> 31:03.350
‫- من پتم. جری منو فرستاده
‫- سلام، پت

31:07.630 --> 31:10.170
‫اولین مأموریتت رو دارم

31:10.170 --> 31:12.340
‫درباره اون یارویی که
‫کشیدنش تو میخونه شنیدی؟

31:12.340 --> 31:14.070
‫همونی که تیر خورد تو شکمش

31:14.080 --> 31:16.380
‫آره، اونجا بودم. چرا، چی شده؟

31:16.380 --> 31:18.620
‫برندن پیگیریش کرد

31:18.620 --> 31:20.650
‫معلوم شد یکی از افراد
‫خودمون بهش شلیک کرده

31:20.660 --> 31:22.320
‫ظاهراً با زن یارو رابطه داشته

31:22.320 --> 31:23.490
‫می‌خواسته شوهرش
‫رو از سر راه برداره

31:23.490 --> 31:25.230
‫پس به یکی از زیردست‌هاش
‫دستور داده بهش شلیک کنه

31:26.270 --> 31:27.670
‫خب، این رقت انگیزه

31:27.670 --> 31:29.610
‫آره، خب، باید ببرنش
‫جنوب و اعدامش کنن

31:30.540 --> 31:32.380
‫و جری می‌خواد من...؟

31:32.579 --> 31:33.679
‫نه

31:35.280 --> 31:36.450
‫تو فقط راننده‌ای

31:37.290 --> 31:38.390
‫عه

31:41.160 --> 31:42.700
‫ببین...

31:42.700 --> 31:44.600
‫وقتی جری از عملیات مخفی حرف زد،

31:44.600 --> 31:47.140
‫این دقیقاً چیزی نبود که، می‌دونی،
‫فکر می‌کردم منظورش باشه

31:47.140 --> 31:50.210
‫خب، کل این قضیه یه کم آبروریزیه

31:50.210 --> 31:51.950
‫جری میگه باید
‫خونه‌مون رو مرتب کنیم

31:56.290 --> 31:58.630
‫پس، این یارو رو سوار
‫می‌کنی، می‌بریش جنوب

31:58.630 --> 32:01.130
‫- میدونه داره کجا میره؟
‫- فقط سرش رو گرم کن

32:01.140 --> 32:02.670
‫یکم موسیقی، یکم گپ و گفت

32:03.570 --> 32:05.180
‫بهترین لبخندم رو هم بهش می‌ز‌نم

32:05.180 --> 32:06.250
‫آره

32:07.680 --> 32:08.980
‫دولورس...

32:10.220 --> 32:11.990
‫باید بهت هشدار بدم

32:12.730 --> 32:14.360
‫یارو رو می‌شناسی

32:31.300 --> 32:32.670
‫سلام، دولورس

32:34.340 --> 32:35.700
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت

32:39.080 --> 32:40.580
‫جو...

32:40.580 --> 32:43.481
‫- کیه؟
‫- دوستمه، مامان

32:44.090 --> 32:47.760
‫درباره قضیه جو لینسکی بهم بگو

32:47.760 --> 32:50.000
‫جو آدم ملایمی بود

32:51.200 --> 32:53.540
‫فکر می‌کردم آدم ملایمیه

32:56.310 --> 32:57.550
‫می‌دونی، اشتباه کرده بود

32:57.550 --> 33:00.420
‫و عاشق زن یکی دیگه
‫از داوطلب‌ها شده بود

33:00.420 --> 33:02.020
‫ریچل

33:03.760 --> 33:05.560
‫و بعد آدم اجیر کرده بود
‫که شوهرش رو بکشن

33:11.280 --> 33:14.950
‫وقتی معلوم شد چیکار کرده،

33:15.350 --> 33:18.720
‫خب، جو، محاکمه نظامی می‌شد و...

33:19.790 --> 33:22.060
‫حکمش مرگ می‌بود

33:23.630 --> 33:25.885
‫- نیاز به وقت داری؟
‫- نه، نه، من...

33:26.440 --> 33:28.310
‫نه، خوبم

33:28.310 --> 33:30.150
‫ادامه بده

33:33.390 --> 33:36.090
‫جو می‌دونست اون روز

33:36.090 --> 33:38.330
‫اون طرف مرز چی
‫انتظارش رو می‌کشه؟

33:47.110 --> 33:48.620
‫می‌خوای یه آهنگی بذارم؟

33:49.550 --> 33:51.490
‫آره، هر چی دوست داری

33:57.800 --> 33:59.070
‫- بی جیز؟
‫- هی!

33:59.070 --> 34:00.340
‫شناختی‌شون ها!

34:03.650 --> 34:05.250
‫آخ، این درست نیست، نه؟

34:05.250 --> 34:07.320
‫نه. نه

34:10.560 --> 34:12.160
‫- این پنجره خرابه
‫- چی؟

34:12.160 --> 34:13.770
‫میگم، این پنجره خرابه

34:13.770 --> 34:16.210
‫آه، آره، خرابه. باید یه
‫ضربه کوچولو بهش بزنی

34:16.810 --> 34:19.140
‫- اینجوری؟
‫- آره

34:19.150 --> 34:20.210
‫صحیح

34:28.160 --> 34:29.630
‫- حداقل الان می‌تونم صدات رو بشنوم
‫- اوهوم

34:32.810 --> 34:34.540
‫راستش می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

34:34.540 --> 34:35.710
‫- جو...،
‫- اون شب

34:35.710 --> 34:37.410
‫می‌دونی، وقتی دیدمت،

34:37.410 --> 34:39.520
‫نباید اونجوری باهات حرف می‌زدم

34:39.520 --> 34:41.260
‫اشکالی نداره، جو. لازم نیست

34:47.740 --> 34:50.240
‫تو آدم خوبی هستی، دولورس پرایس

34:55.720 --> 34:57.450
‫قلب مهربونی داری

35:13.890 --> 35:15.860
‫خب، ایناهش، داریم می‌رسیم

35:15.860 --> 35:17.190
‫فقط یادت باشه،

35:17.190 --> 35:19.430
‫مستقیم تو چشماشون نگاه کن

35:32.360 --> 35:33.860
‫دیدی؟

35:39.640 --> 35:41.210
‫حالا از مرز رد شدیم

35:53.670 --> 35:55.470
‫من میرم دستشویی

35:55.470 --> 35:56.610
‫باشه

36:10.530 --> 36:12.870
‫- الو؟
‫- مار، منم

36:13.840 --> 36:15.240
‫چرا به من زنگ زدی؟

36:15.240 --> 36:16.780
‫نمی‌دونم می‌تونم
‫این کار رو بکنم یا نه

36:16.780 --> 36:18.650
‫- دوتس، بس کن
‫- مار...

36:18.650 --> 36:20.350
‫الان کجایی؟

36:20.350 --> 36:22.360
‫تو یه کافه

36:22.360 --> 36:24.390
‫- و اون کجاست؟
‫- تو ماشینه

36:24.400 --> 36:26.700
‫- تنها ولش کردی؟
‫- آخه، می‌دونم، دارم خرابش می‌کنم

36:26.700 --> 36:28.270
‫دولورس، به خدا قسم...

36:28.270 --> 36:30.240
‫فقط رانندگی کن، باشه؟

36:31.580 --> 36:33.210
‫تنها کاری که باید بکنی رانندگیه

36:43.430 --> 36:44.740
‫آماده‌ای بریم؟

37:11.620 --> 37:12.830
‫دولورس...

37:18.870 --> 37:21.940
‫نباید اون کار رو می‌کردم،
‫ولی می‌خوام بدونی

37:21.940 --> 37:23.450
‫جو... نه!

37:23.450 --> 37:24.850
‫اونا میگن من یه،
‫پیرمرد احمق بودم

37:24.850 --> 37:25.980
‫ولی می‌خوام باور کنی

37:25.990 --> 37:27.420
‫لطفاً، نمی‌خوام بدونم

37:27.420 --> 37:28.920
‫توی ذهنم نبود

37:30.530 --> 37:34.330
‫چیزی که بین ما بود،
‫ریچل و من، واقعی بود

37:34.340 --> 37:38.640
‫و من اینو می‌دونستم
‫و... و اون هم می‌دونست

37:39.350 --> 37:42.420
‫می‌تونی خیلی چیزای بد
‫درباره من بگی، ولی این...

37:43.890 --> 37:45.690
‫من دیوونه نبودم که فکر کنم...

37:47.599 --> 37:49.229
‫توی ذهنم نبود

38:07.540 --> 38:09.340
‫خب، ممنون که منو رسوندی

38:11.810 --> 38:13.450
‫می‌بینمت، جو

38:20.460 --> 38:21.800
‫صحیح

38:21.943 --> 38:30.577
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

39:03.480 --> 39:06.390
‫حالتون چطوره امشب،
‫خانم؟ کجا میرین؟

39:15.255 --> 39:22.134
‫[جری آدامز همواره عضویت در ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند و دست
‫داشتن در هرگونه فعالیت و یا خشونت این ارتش را انکار کرده است]

39:22.159 --> 39:31.538
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
