WEBVTT

00:20.253 --> 00:25.253
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:26.252 --> 00:28.289
‫دفعه بعد، من لباس‌ها
‫رو انتخاب می‌کنم

00:28.290 --> 00:29.826
‫نسبت به تو ده برابر
‫عزب‌تر به نظر میام

00:29.827 --> 00:31.362
‫ده برابر نسبت به من عزب‌تری...

00:31.363 --> 00:32.497
‫خفه شو!

00:41.115 --> 00:42.652
‫حتما. شما بیا برو جلو، خواهر

00:44.221 --> 00:45.658
‫ممنونم

01:01.189 --> 01:03.192
‫و امروز می‌تونم چه کمکی
‫بهتون بکنم، خواهر؟

01:03.794 --> 01:05.531
‫من...

01:08.370 --> 01:09.572
‫می‌خواستم یه چک رو به حساب بذارم

01:17.689 --> 01:19.257
‫زود باش دیگه، جینی

01:19.258 --> 01:21.763
‫صد باری این کار رو کردیم

01:24.636 --> 01:27.407
‫نه، مال خودت نیست.
‫اونا رو زنها رو راه نمیدن

01:27.408 --> 01:28.877
‫خب، ما اولین هستیم، خانم، باشه؟

01:28.878 --> 01:30.547
‫پس پول رو بذار توی کیف

01:30.548 --> 01:34.254
‫- یا خدایا، اسلحه!
‫- باشه، مردم، گوش کنین!

01:34.255 --> 01:38.563
‫ما برای ارتش جمهوری‌خواه ایرلند
‫داریم پول جمع می‌کنیم

01:38.564 --> 01:40.768
‫مادر ارشد!

01:40.769 --> 01:43.573
‫همه بخوابین روی زمین! الان!

01:43.574 --> 01:45.410
‫همه، دستها روی سرشون باشه!

01:46.880 --> 01:48.216
‫بخواب روی زمین!

01:49.285 --> 01:50.854
‫زود باش، خانم

01:50.855 --> 01:52.792
‫- بخواب روی زمین، لطفا
‫- نه!

01:52.793 --> 01:54.294
‫این کار توهین به مقدساته

01:54.295 --> 01:55.698
‫حاضر نیستم نقشی درش داشته باشم

01:55.699 --> 01:58.436
‫نه، یه کار کوچیکه، عزیزم

01:58.437 --> 01:59.672
‫حالا زود باش، لطفا بخواب

01:59.673 --> 02:01.576
‫نه!

02:01.577 --> 02:03.379
‫باید از خودتون خجالت بکشین

02:10.595 --> 02:12.598
‫دراز نمی‌کشه.
‫چه خاکی به سرم بریزم؟

02:14.603 --> 02:17.407
‫فکر کنم باید ازش درس عبرتی بسازیم

02:17.408 --> 02:21.348
‫- صد سالشه
‫- آره، کتاب راهنماتو بخون

02:21.349 --> 02:23.252
‫هر کسی که مقاومت کنه
‫به جنبش خیانت کرده

02:23.253 --> 02:25.356
‫- یه کاتولیک کوفتیه
‫- راستی منم کاتولیکم!

02:26.459 --> 02:27.762
‫به پاش شلیک کن!

02:27.763 --> 02:29.566
‫هی، چطور اون اجازه داره وایسته؟

02:31.469 --> 02:33.272
‫- بخواب!
‫- باشه!

02:33.273 --> 02:35.209
‫باشه، باشه، باشه، باشه.
‫پول رو بریز توی کیف

02:35.210 --> 02:36.513
‫بدو، بدو، بدو!

02:36.514 --> 02:39.484
‫باشه، جینی.
‫جینی هستی، نه؟

02:39.485 --> 02:41.255
‫باشه، آروم باش، جینی.
‫چیزی نیست

02:41.256 --> 02:44.762
‫همونقدر که به فکر خونواده خودمم
‫به فکر خونواده تو هم هستم، خب؟

02:44.763 --> 02:47.768
‫می‌خوام بچه‌هامون توی
‫یه ایرلند آزاد بزرگ بشن

02:47.769 --> 02:49.605
‫- باشه، عزیزم؟
‫- باشه

02:49.606 --> 02:50.908
‫چیزی نیست

02:50.909 --> 02:52.344
‫دختر خوب

02:54.616 --> 02:56.285
‫دست رد به سینه‌م نزن، عزیزم

03:05.705 --> 03:08.409
‫مادر ارشد، داریم میریم!

03:31.412 --> 03:33.412
‫[مظنونین زن هستند]

03:33.413 --> 03:35.413
‫[آخرین بار به شکل راهبه]
‫[لباس پوشیده بودند]

03:36.414 --> 03:38.414
‫«هیچی نگو»

03:58.878 --> 04:02.885
‫خوشحال باش، پنه‌لوپه.
‫شنیدم زمین تنیس هم دارن

04:05.691 --> 04:08.496
‫به پادگان پالاس خوش اومدین، قربان.
‫سفرتون چطور بود؟

04:09.766 --> 04:11.302
‫45 دقیقه

04:12.672 --> 04:14.474
‫درسته. خب...

04:19.553 --> 04:21.556
‫برای همین به بابات نیاز داریم، عزیزم

04:21.557 --> 04:22.992
‫اومده کمک کنه جنگ رو ببریم

04:22.993 --> 04:25.396
‫جنگ نیست، یه شورشه

04:26.567 --> 04:27.935
‫گُل گفتی، پنه‌لوپه

04:27.936 --> 04:30.574
‫یادته چرا اصرار داریم
‫بهش بگیم شورش؟

04:30.575 --> 04:34.314
‫چون اگه بگیم جنگ به
‫تروریست‌ها مشروعیت دادیم؟

04:34.315 --> 04:35.618
‫آفرین

04:44.903 --> 04:46.806
‫خب، این اتاق جنگه...

04:46.807 --> 04:48.610
‫که مشخصه باید اسمش رو عوض کنیم

04:48.611 --> 04:50.012
‫بلافاصله دست به کار میشیم

04:50.013 --> 04:52.017
‫برای اینکه موقعیت شما
‫مشخص بشه، قربان...

04:55.457 --> 04:57.460
‫پروتستان‌ها رو در شرق داریم

04:57.461 --> 04:59.464
‫این نواحی دوستانه هستن

04:59.465 --> 05:02.905
‫و کاتولیک‌ها در غرب
‫اینجا هستن

05:02.906 --> 05:05.042
‫هر دو طرف فرقه‌ها شبه‌نظامی
‫خودشونو دارن

05:05.043 --> 05:06.880
‫هر دو روزانه بمب کار میذارن

05:06.881 --> 05:08.617
‫کمتر نگران پروتستان‌هام

05:08.618 --> 05:10.019
‫در اصل طرف مان

05:10.020 --> 05:13.492
‫درسته. خدا رو شکر بیشتر
‫اسلحه‌ها رو هم اونا دارن

05:13.493 --> 05:16.064
‫و ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند،
‫شورشیان کاتولیک چی؟

05:16.065 --> 05:17.701
‫چند نفر از افراد ما رو کشتن؟

05:17.702 --> 05:19.672
‫تا حالا 40 نفر رو از دست دادیم...

05:19.673 --> 05:21.643
‫بیشتر به خاطر بمبگذاری‌ها و تیراندازی‌ها

05:21.644 --> 05:23.680
‫ادعا می‌کنن که افراد غیرنظامی
‫رو هدف نمی‌گیرن...

05:23.681 --> 05:25.517
‫ولی هر روز تلفات داره بیشتر میشه

05:25.518 --> 05:27.755
‫تعجب نمی‌کنم.
‫بمب یه ابزار کُند...

05:27.756 --> 05:30.159
‫در دستان کسیه که هیچ
‫آموزش یا تحصیلی نکرده

05:30.160 --> 05:32.430
‫بله، قربان

05:32.431 --> 05:36.773
‫و اینا بازیکنان اصلی هستن، ها؟

05:36.774 --> 05:38.977
‫باید بگم برخی از افراد جوانتر...

05:38.978 --> 05:41.583
‫نشون دادن به این راحتی
‫آفتابی نمیشن

05:43.152 --> 05:46.058
‫ولی دیشب یه ذره شانس اوردیم

05:47.895 --> 05:49.832
‫سگ جری آدامزه، قربان

05:52.204 --> 05:54.107
‫اون داستان حقیقت داره

05:54.108 --> 05:56.579
‫انگلیسی‌ها سگ جری
‫رو دزدیده بودن

05:56.580 --> 05:58.115
‫- سگش؟
‫- آره

05:58.116 --> 06:00.654
‫ولی چیزی که باید به یاد داشته باشی...

06:00.655 --> 06:04.629
‫اینه که اون موقع، اطلاعات انگلیس...

06:04.630 --> 06:06.633
‫یه ذره عقب‌مونده بودن

06:06.634 --> 06:07.735
‫از برندن بپرس

06:07.736 --> 06:09.872
‫آره. خیلی هم کندذهن بودن

06:09.873 --> 06:11.610
‫واقعا انگلیسی‌ها وضع‌شون افتضاح بود

06:13.112 --> 06:14.815
‫انگلیسی‌ها به یه خونه
‫در لاور فالز حمله کرده بودن...

06:14.816 --> 06:16.151
‫دنبال من و جری می‌گشتن، خب؟

06:16.152 --> 06:18.055
‫جری آ؟

06:18.056 --> 06:20.594
‫دنبال جری آدامز هستیم!

06:29.244 --> 06:31.616
‫شنیدی، جری؟

06:31.617 --> 06:33.520
‫مشهور شدی

06:36.927 --> 06:38.830
‫لعنت بهش، شین رو گرفتن

06:38.831 --> 06:43.172
‫چیزی که به جاش پیدا کردن یه آدم
‫سیاهپوست خیلی گیج بود

06:43.173 --> 06:45.076
‫می‌دونی، اگه مشخص بشه
‫سگت خبرچین بوده...

06:45.077 --> 06:46.612
‫خودم یه گلوله توی سرش خالی می‌کنم

06:46.613 --> 06:48.215
‫شین هرگز این کار رو نمی‌کنه. وفاداره

06:48.216 --> 06:50.954
‫فقط چون بهش غذا میدی
‫وفاداره، کودن

06:50.955 --> 06:54.428
‫نگاش کن. از همین الان
‫فراموشت کرده

07:11.930 --> 07:14.568
‫من و جری در حال فرار بودیم، خب...

07:14.569 --> 07:16.038
‫این یعنی توی خونه نمی‌خوابیدیم

07:16.039 --> 07:18.109
‫هر جا که می‌رسیدیم می‌خوابیدیم

07:19.879 --> 07:21.482
‫تو همونجا وایستا!

07:25.524 --> 07:26.725
‫هر بار که یه انگلیسی می‌دیدیم...

07:26.726 --> 07:29.097
‫تنها کاری که باید می‌کردیم
‫زدن نزدیکترین در بود

07:37.314 --> 07:38.817
‫لعنت به من

07:40.253 --> 07:43.225
‫چطوری، جرالدین، عشقم؟ خوبی؟

07:43.226 --> 07:45.229
‫بیا، بیا بهمون یه کوچولو کمک کن

07:45.230 --> 07:47.735
‫بیا. این تفنگ رو بگیر، خب؟

07:47.736 --> 07:49.605
‫من و جری تمام بلفاست غربی رو داشتیم...

07:49.606 --> 07:51.843
‫که مطیع و رام ما بودن

07:51.844 --> 07:54.014
‫و انگلیسی‌ها تنها چیزی که
‫داشتن اون سگ کوفتی بود

07:56.586 --> 07:58.656
‫وقتی جری حواسش نبود
‫به اون سگ لگد می‌زدیم

07:58.657 --> 08:01.796
‫یه سگ پروتستان بود.
‫آبجو می‌خوای؟

08:01.797 --> 08:04.635
‫گفتیم شاید این حیوون بتونه
‫ما رو به خود این فرد برسونه

08:04.636 --> 08:06.037
‫و هنوز چیزی بهتون نگفته؟

08:10.146 --> 08:12.551
‫نمی‌دونین جری آدامز چه شکلیه، درسته؟

08:12.552 --> 08:15.089
‫فعلا همینطوره، قربان

08:15.090 --> 08:17.528
‫خب، از کجا می‌فهمین وقتی
‫سگ اونو شناسایی کنه؟

08:21.703 --> 08:24.909
‫شاید اون فرد جری آدامز باشه.
‫تبریک میگم

08:27.047 --> 08:28.683
‫انگلیسی‌ها یه مشکلی داشتن

08:28.684 --> 08:30.754
‫نمی‌دونستن کی عضو ارتش موقت
‫جمهوری‌خواه ایرلنده

08:30.755 --> 08:32.791
‫تنها عضو گروهان دی که دستگیر شده بود...

08:32.792 --> 08:34.929
‫شریکم، جیمی بود

08:34.930 --> 08:36.966
‫و جیمی حرف نمی‌زد

08:36.967 --> 08:39.137
‫اسمش جیمی دولی ـه

08:39.138 --> 08:43.178
‫متوجه شدیم عضو گروهان دی ـه.
‫از نزدیک با دارک ارتباط داره

08:43.179 --> 08:45.617
‫از این یارو که بهش میگن دارک
‫چی می‌دونیم؟

08:45.618 --> 08:47.186
‫زیاد نمی‌دونیم

08:47.187 --> 08:48.890
‫می‌دونیم بی‌رحمه

08:48.891 --> 08:51.896
‫واحدش بیشتر از هر کسی
‫در شمال بمب گذاشته

08:51.897 --> 08:54.602
‫و می‌دونیم طرفدار داره.
‫بیشتر این آدم‌ها، قربان...

08:54.603 --> 08:56.773
‫میگن دارن به خاطر مردم می‌جنگن

09:01.282 --> 09:04.020
‫می‌دونی، توی کنیا...

09:04.021 --> 09:06.692
‫یه واحد تروریستی بود...

09:06.693 --> 09:08.830
‫که قبیله‌های محلی عاشقش بودن

09:08.831 --> 09:12.270
‫باور داشتن که نمیشه
‫رهبرشونو کشت

09:12.271 --> 09:14.307
‫بعد از اینکه کشتیمش...

09:14.308 --> 09:17.781
‫شورش مثل یه دستمال کاغذی
‫خیس از هم پاشید

09:17.782 --> 09:20.720
‫همه چی متوقف میشه تا
‫وقتی که دارک رو پیدا کنیم

09:20.721 --> 09:22.256
‫قربان

09:22.257 --> 09:25.129
‫و یه دکتر برای اون بدبخت بیارین.
‫اگه بمیره نمی‌تونه حرف بزنه

09:30.240 --> 09:33.913
‫می‌تونن ما رو کتک بزنن،
‫بهمون شلیک کنن...

09:33.914 --> 09:36.686
‫می‌تونن با تانک‌هاشونو از
‫رومون رد بشن...

09:36.687 --> 09:40.125
‫ولی یه کار که هرگز نتونستن
‫ما رو بهش وادار کنن حرف زدن بود

09:40.126 --> 09:43.800
‫خب؟ سکوت قدرت ما بود

09:52.384 --> 09:56.091
‫زنان جمهوری‌خواه ایرلند معمولا
‫عادت ندارن از بانکها دزدی کنن

09:56.092 --> 09:58.696
‫اینو گوش کن. آرتی‌ایی و رادیو 4

09:58.697 --> 10:01.101
‫و در مورد عادت داشتن درست گفتم

10:01.102 --> 10:03.773
‫می‌دونی که برندن اجازه
‫این کار رو نداده بود، نه؟

10:03.774 --> 10:05.810
‫حق نداره با گلوله زانوهامونو
‫داغون کنه؟

10:05.811 --> 10:07.681
‫فقط اگه پول رو نگه داریم

10:07.682 --> 10:08.950
‫تازه باید ازمون خیلی هم راضی باشه

10:08.951 --> 10:10.186
‫دوتس، 38 پوند دزدیدیم

10:10.187 --> 10:11.822
‫الان همه دارن ازمون حرف می‌زنن

10:11.823 --> 10:13.091
‫و همین یه دنیا ارزش داره

10:18.135 --> 10:19.639
‫توی مرده‌شور خونه کارت دارن

10:22.143 --> 10:23.345
‫کی مُرده؟

10:28.422 --> 10:29.692
‫اتاق تو انتهای راهروست

10:31.295 --> 10:33.165
‫همونی که در مشکی داره

10:45.423 --> 10:46.759
‫بیاین بشینین

11:01.055 --> 11:03.860
‫در مورد پیروی از دستورات باید
‫با هم حرف بزنیم

11:03.861 --> 11:05.897
‫بله

11:05.898 --> 11:08.135
‫ببین، عذر می‌خوایم

11:08.136 --> 11:10.373
‫مسئولیت کاملش رو قبول می‌کنیم

11:11.876 --> 11:14.748
‫و آماده ماموریت بعدی‌مون هستیم

11:14.749 --> 11:16.719
‫می‌دونی اگه از افراد من بودین
‫باهاتون چی کار می‌کردم؟

11:16.720 --> 11:19.892
‫آره، خب، شانس اوردیم که...

11:19.893 --> 11:21.194
‫خیلی متاسفیم

11:23.900 --> 11:25.369
‫حداقل دیدین که به آرتی‌ایی رسیدیم؟

11:25.370 --> 11:26.973
‫راهبه‌ها حرکت قشنگی بود

11:26.974 --> 11:29.912
‫محض رضای خدا، جری،
‫حدود 38 پوند دزدیدن

11:29.913 --> 11:31.414
‫بهت که گفتم

11:31.415 --> 11:35.122
‫خب، همین امروز یه فکری به سرم زد

11:35.123 --> 11:36.960
‫یه چیزی که حتما به رسانه‌های
‫انگلیسی برسه

11:38.429 --> 11:40.299
‫بگو ببینم

11:40.300 --> 11:43.138
‫آدمت، جیمی رو انگلیسی‌ها
‫دستگیر کردن، نه؟

11:43.139 --> 11:45.844
‫بله. چرا؟

11:45.845 --> 11:50.854
‫فکر کردیم شاید بتونیم
‫آزادش کنیم

11:50.855 --> 11:53.025
‫- فرار از زندان؟
‫- به خودت بیا

11:53.026 --> 11:54.862
‫نمی‌تونی به پادگان پالاس حمله کنی

11:54.863 --> 11:56.799
‫قبل از اینکه به زمین رژه برسی مُردی

11:56.800 --> 11:58.435
‫آره، ولی جیمی توی پادگان نیست، مگه نه؟

11:58.436 --> 12:00.005
‫توی بیمارستانه

12:00.006 --> 12:01.241
‫مار، بهش بگو

12:02.444 --> 12:05.215
‫جیمی به جراحی شکم نیاز داره

12:05.216 --> 12:07.086
‫اینقدر بد کتکش زدن که
‫آپاندیسش پاره شده

12:07.087 --> 12:09.057
‫صبح می‌فرستنش بیمارستان

12:09.058 --> 12:10.794
‫مار داوطلب بخش کودکانه

12:10.795 --> 12:13.031
‫- با بچه‌های فلج کار می‌کنم
‫- چقدر مهربون

12:13.032 --> 12:16.004
‫گوش کن، اتاق جیمی رو دیده

12:16.005 --> 12:17.874
‫یه نگهبان و یه جفت دستبند داره

12:17.875 --> 12:19.143
‫از سرقت از بانک آسونتره

12:19.144 --> 12:21.081
‫و فکر کن چقدر ارزش تبلیغاتی داره

12:21.082 --> 12:22.951
‫خب، بین بمبها و بچه‌های مُرده...

12:22.952 --> 12:25.824
‫این جنگ بدجور افسرده‌کننده شده
‫ولی چنین چیزی...

12:25.825 --> 12:27.193
‫اگه موفقیت‌آمیز باشه...

12:27.194 --> 12:28.963
‫اما و اگه بزرگیه، دولورس

12:28.964 --> 12:31.769
‫خب، نمی‌دونم

12:33.072 --> 12:35.042
‫مردم بدشون نمیاد یه کم شاد بشن

12:35.043 --> 12:37.179
‫دقیقا! فکر کنم بتونی بیای، جری

12:37.180 --> 12:38.482
‫چون از قبل لباسها رو گیر اوردم

12:38.483 --> 12:41.956
‫مسخره نشو.
‫جری مشغول اداره جنگه

12:41.957 --> 12:43.960
‫وقت نداره مراقب شما دو تا باشه

12:43.961 --> 12:45.229
‫- البته که نه
‫- به هر حال...

12:47.233 --> 12:49.303
‫گروهان توئه، برندن. تصمیمش با توست

12:49.304 --> 12:51.374
‫اگه بتونن انجامش بدن...

12:51.375 --> 12:53.245
‫وفادارترین واحد شما رو خواهی داشت

12:53.246 --> 12:56.117
‫الانم وفادارترین واحد شمال رو دارم

12:56.118 --> 12:58.155
‫به نظرتون افرادتون چی می‌خوان، قربان؟

13:09.846 --> 13:11.982
‫بندازش، چاقولوی کثافت

13:11.983 --> 13:14.120
‫این مرد اسیر جنگی ـه.
‫می‌بریمش خونه

13:16.158 --> 13:18.863
‫- کلیدها رو بده من.
‫- دست من نیست

13:18.864 --> 13:20.633
‫دوباره ازت نمی‌پرسم، بچه زرنگ

13:20.634 --> 13:21.903
‫بهت گفتم...

13:26.011 --> 13:27.113
‫جیب‌هاشو بگردین

13:40.173 --> 13:41.241
‫نگران نباش، رفیق

13:41.242 --> 13:42.644
‫حواسم بهت هست

13:42.645 --> 13:44.214
‫- اینجا نیستن
‫- لعنتی...

13:47.487 --> 13:49.658
‫- لعنتی...
‫- دست منه

13:53.065 --> 13:54.100
‫متاسفم

13:57.942 --> 13:59.578
‫خب، در کوفتی رو باز کن. بدو بریم

13:59.579 --> 14:00.947
‫بریم!
‫بدو، بدو، بدو!

14:02.484 --> 14:04.420
‫آروم باش! آروم باش!
‫داریم آزادت می‌کنیم

14:04.421 --> 14:07.059
‫نمی‌تونستی صبر کنی تا
‫آپاندیسمو دربیارن؟

14:07.060 --> 14:09.264
‫شکمم بدجور درد می‌کنه، برندن

14:10.500 --> 14:11.969
‫برگرد!

14:12.505 --> 14:13.540
‫نگهبان‌ها، نگهبان‌ها!

14:17.982 --> 14:19.284
‫ما رو دیدن؟

14:20.052 --> 14:21.221
‫نمی‌دونم

14:21.222 --> 14:24.027
‫میریم سمت آسانسور.
‫هوای ما رو داشته باش

14:32.343 --> 14:34.280
‫- خوبی؟
‫- لعنتی

14:45.069 --> 14:46.071
‫بندازش!

14:47.675 --> 14:51.014
‫اسلحه رو بنداز!

14:56.091 --> 14:58.195
‫بریم!

15:03.339 --> 15:05.142
‫بذارینش پشت ماشین! پشت ماشین!

15:08.550 --> 15:10.019
‫بدو، بدو!

15:12.123 --> 15:13.492
‫بدو، بدو، بدو!

15:14.294 --> 15:15.730
‫ای لعنتی!

15:15.731 --> 15:17.099
‫تکون نخورین!

15:21.643 --> 15:23.111
‫لعنتی!

15:25.112 --> 15:27.112
‫خوش برگشتی، رفیق

15:48.329 --> 15:49.364
‫خب، دخترها

15:50.701 --> 15:52.470
‫به جری میگم مامورهای خوبی هستین

16:05.229 --> 16:07.166
‫جریان چیه؟ بچه‌هات چطورن؟

16:07.167 --> 16:08.235
‫همه چی خوبه، دارک

16:10.206 --> 16:13.411
‫هر وقت کاری رو تموم می‌کردی
‫می‌رفتی سمت دیویس، خب...

16:13.412 --> 16:15.783
‫وامونده مثل یه دژ بود

16:15.784 --> 16:17.721
‫می‌دونستی تمام اون مردم
‫هواتو دارن

16:17.722 --> 16:20.025
‫زنها، بچه‌ها...

16:20.026 --> 16:23.700
‫خب، هر کسی رو
‫همسایه خوبی می‌کردن، متوجهی؟

16:25.202 --> 16:26.572
‫یه زنی بود

16:28.442 --> 16:29.712
‫مادر ده تا بچه

16:32.383 --> 16:33.720
‫می‌دونی منظورم کیه؟

16:35.456 --> 16:38.361
‫آره، تو...

16:38.362 --> 16:40.332
‫از جین مک‌کانویل حرف می‌زنی

16:44.307 --> 16:47.013
‫اون روزها اتفاقات بد زیادی افتاد

16:48.349 --> 16:50.319
‫آره، خب...

16:52.591 --> 16:54.093
‫اون یکی...

16:54.094 --> 16:56.064
‫اون یکی خیلی ناجور بود

16:59.672 --> 17:02.343
‫میشه به دیوید بگی اینو ازم دور کنه؟

17:02.344 --> 17:05.248
‫اینجا دیوید نداریم

17:05.249 --> 17:09.490
‫- نیستش؟
‫- نه، این آپارتمان ماست

17:09.491 --> 17:12.597
‫پس میشه یه کاری بکنی، عزیزم؟
‫یه لطف کوچولو بهمون بکنی

17:12.598 --> 17:14.635
‫- چرا؟
‫- چون بخشی از دیویس هستی

17:14.636 --> 17:16.104
‫اینجا مراقب همدیگه‌ایم

17:16.105 --> 17:19.444
‫- بذارش توی آپارتمان خودت
‫- آپارتمان منو می‌گردن

17:21.148 --> 17:22.216
‫مشکل من نیست

17:23.653 --> 17:25.088
‫ببخشید

17:25.089 --> 17:27.092
‫درسته

17:27.093 --> 17:29.632
‫مطمئن میشم که این پیام
‫رو به همه برسونم

17:32.370 --> 17:34.508
‫درگیر نمیشیم

17:34.509 --> 17:36.244
‫اینجا زندگی می‌کنیم

17:37.146 --> 17:38.516
‫درگیر هستیم

17:40.687 --> 17:41.889
‫میشه بهمون بگی...

17:41.890 --> 17:43.660
‫چرا اون بیوه ربوده شد؟

17:45.731 --> 17:48.234
‫گمونم...

17:48.235 --> 17:51.742
‫گمونم همه چی به یه چیز
‫ختم شد

17:51.743 --> 17:52.778
‫وفاداری

17:55.584 --> 17:56.786
‫وفاداری

18:11.716 --> 18:13.853
‫در پادگان پالاس...

18:13.854 --> 18:18.294
‫ماموریت بیمارستان یه انگشت
‫توی چشم‌شون بود

18:18.295 --> 18:20.666
‫مشکل این بود که نمی‌تونستی
‫همچین کاری بکنی...

18:20.667 --> 18:22.804
‫و تا ابد ناشناس بمونی

18:25.577 --> 18:28.181
‫آقایون، فکر کنم برخی زا این
‫زنهای جوون اینجا...

18:28.182 --> 18:30.920
‫طرف اشتباه تخته هستن

18:30.921 --> 18:33.826
‫حداقل جاسوس‌هامون
‫اینو بهمون می‌گفتن

18:33.827 --> 18:36.197
‫یه آدم جدید به پادگان پالاس اومده

18:36.198 --> 18:37.867
‫سرتیپ فرانک کیتسون

18:37.868 --> 18:41.374
‫انگلیسی‌ها بعد از اخراج سرهنگ
‫میچل اونو اوردن

18:41.375 --> 18:43.311
‫خیلی بد شد

18:43.312 --> 18:46.652
‫اون سرهنگ پیر نمی‌تونست
‫هر رو از بر تشخیص بده

18:46.653 --> 18:49.457
‫آره، خب، این آدم جدید
‫داستان کاملا فرق داره، دارک

18:49.458 --> 18:51.194
‫به همه بازجوهای اونجا گفته...

18:51.195 --> 18:52.664
‫برن سراغ گروهان دی

18:52.665 --> 18:54.200
‫گمونم یه خبرچین می‌خواد

18:54.201 --> 18:55.603
‫از افراد من؟

18:58.743 --> 19:01.381
‫نه، افرادم زودتر حاضر میشن
‫مامان خودشونو بفروشن تا خبرچین بشن

19:01.382 --> 19:03.451
‫اگه ما می‌تونیم جاسوس داشته باشیم،
‫اونا هم می‌تونن

19:03.452 --> 19:05.590
‫محض رضای خدا، جری،
‫کاری می‌کنی قهوه زهر مار آدم بشه

19:05.591 --> 19:07.393
‫- دیگه چی؟
‫- چیز زیادی نیست

19:07.394 --> 19:10.198
‫آخرین اعزامش به یه جایی
‫مثل کنیا بوده

19:10.199 --> 19:11.902
‫همیشه داره اصلاحات نژادی رو می‌خونه

19:11.903 --> 19:13.338
‫چه سالی در کنیا خدمت کرده؟

19:13.339 --> 19:14.608
‫مشکل چیه؟

19:14.609 --> 19:16.344
‫فکر کنم دهه 50 یه انقلاب شده

19:16.345 --> 19:17.480
‫انگلیسی‌ها سرکوبش کردن

19:18.550 --> 19:19.785
‫چی شد؟

19:19.786 --> 19:21.555
‫هیچکس نمی‌دونه.
‫تمام سوابق رو سوزوندن

19:23.292 --> 19:25.830
‫می‌خوای یه ذره بیشتر
‫برامون سرک بکشی...

19:25.831 --> 19:27.634
‫ببینی چی می‌تونی پیدا کنی؟

19:28.402 --> 19:29.638
‫آفرین، رفیق

19:33.446 --> 19:35.248
‫برای چی خودتو خراب کردی؟

19:35.249 --> 19:36.451
‫خودمو خراب کردم...

19:36.452 --> 19:38.254
‫چون این یارو کیتسون
‫تانک و بمب داره...

19:38.255 --> 19:39.991
‫و یه بودجه دفاعی 7 میلیون پوندی

19:39.992 --> 19:42.229
‫- ما چی داریم؟
‫- آدمی که حاضره عمل کنه، جری

19:42.230 --> 19:44.300
‫- آدم که عمل می‌کنه؟
‫- آدم عملگرا

19:44.301 --> 19:46.003
‫- تو خودت عملگرایی؟
‫- معلومه که هستم

19:46.004 --> 19:47.774
‫حتی یه روز توی زندگیت کار نکردی

19:47.775 --> 19:49.410
‫خفه شو!

20:12.858 --> 20:14.694
‫قربان؟

20:14.695 --> 20:17.934
‫گفتم بهتره این لامپ
‫خراب رو درست کنم، قربان...

20:17.935 --> 20:19.938
‫قبل از اینکه باعث سر درد شما باشه

20:35.837 --> 20:36.872
‫قربان

20:38.375 --> 20:40.680
‫رونوشتی از حرف‌های
‫دولی در بازجویی

20:47.426 --> 20:48.929
‫به نظرم شانس بیشتری داریم...

20:48.930 --> 20:50.967
‫اون سگ رو به حرف بیاریم
‫تا اون آدمها رو

20:57.480 --> 20:58.949
‫محلی هستی، سرجوخه؟

20:58.950 --> 21:02.657
‫اهل لندن‌دری هستم، قربان.
‫در واترساید به دنیا اومدم و بزرگ شدم

21:02.658 --> 21:04.026
‫منطقه پروتستان ـه، نه؟

21:05.730 --> 21:07.734
‫خیلی دوست دارم بدونم دیدگاه تو...

21:07.735 --> 21:09.504
‫در مورد این بازجویی‌ها چیه

21:09.505 --> 21:10.907
‫قربان، بهتر نیست...

21:10.908 --> 21:12.877
‫در یه فضای خصوصی در این
‫مورد حرف بزنیم؟

21:12.878 --> 21:14.013
‫چرا؟

21:15.717 --> 21:17.453
‫به این مرد اعتماد نداری؟

21:19.925 --> 21:21.027
‫من...

21:24.133 --> 21:26.638
‫واقعا ترجیح میدم به طور
‫خصوصی نظرمو اعلام کنم، قربان

21:26.639 --> 21:28.876
‫نه، می‌خوام جلوی اون نظرتو بگی

21:30.814 --> 21:32.383
‫بسیار خب

21:37.594 --> 21:39.931
‫وقتی یه برقکار می‌بینم که
‫یه انگشت نداره...

21:39.932 --> 21:42.604
‫به فکر یه بمبساز ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند می‌افتم

21:42.605 --> 21:44.775
‫- من... اینکه...
‫- هیس!

21:47.146 --> 21:49.818
‫برقکاری یکی از معدود
‫کارهای شرافتمندانه‌س...

21:49.819 --> 21:51.755
‫که کاتولیک‌ها گیر میارن

21:51.756 --> 21:54.026
‫اغلب توسط دولت آموزش دیدن و...

21:54.027 --> 21:57.466
‫با پیوستن به شورش لطف
‫کارفرماشونو جبران می‌کنن

21:58.068 --> 21:59.103
‫چقدر جالب

22:00.740 --> 22:02.376
‫سابقه من هیچ مشکلی نداره

22:02.377 --> 22:04.548
‫و مردی که چیزی برای
‫قایم کردن نداره نمی‌ترسه

22:05.115 --> 22:07.085
‫- گروهبان!
‫- قربان

22:07.086 --> 22:09.023
‫این آقای محترم رو به بخش بی راهنمایی کن

22:10.159 --> 22:11.695
‫کثافت عوضی

22:14.000 --> 22:15.537
‫باشه، پس...

22:18.475 --> 22:20.546
‫دارم واحد خودمو تشکیل میدم

22:20.547 --> 22:22.850
‫به آدم‌های محلی و هوشیار نیاز دارم

22:22.851 --> 22:25.623
‫پس اگه علاقه وافری به...

22:25.624 --> 22:27.092
‫دروغ‌سنجی نداری...

22:27.093 --> 22:29.564
‫نه، قربان

22:29.565 --> 22:33.404
‫و اگه امکانش هست
‫میشه بپرسم ماموریت دقیقا چیه؟

22:33.405 --> 22:34.541
‫گروهان دی

22:42.123 --> 22:46.163
‫بعد از کار بیمارستان
‫چشم روی هم نذاشتم

22:46.164 --> 22:50.873
‫پلیس‌ها منو دیده بودن.
‫می‌دونستم شناخته شدم

22:50.874 --> 22:52.844
‫پس، تنها کاری رو کردم که
‫به ذهنم می‌رسید

22:55.049 --> 22:58.187
‫می‌دونی، نمی‌خوام پز بدم...

22:58.188 --> 23:00.960
‫ولی بهترین تصمیم کوفتی بود که گرفتم

23:07.874 --> 23:10.445
‫می‌دونی، اون روز به طرف
‫یه مراسم یادبود می‌رفتیم

23:10.446 --> 23:12.717
‫با آدم‌هایی از گروهان دی ملاقات داشتیم

23:12.718 --> 23:16.457
‫و خب، زیاد اونا رو بین مردم نمی‌دیدی

23:17.226 --> 23:18.896
‫نه تا وقتی که یکی می‌مرد

23:20.767 --> 23:22.002
‫یادبودها و خاکسپاری‌ها

23:22.003 --> 23:25.442
‫فقط در اون مواقع دور هم جمع می‌شدیم

23:25.443 --> 23:28.983
‫واقعیتی که اطلاعات انگلیس
‫خیلی خوب اینو می‌دونست

23:35.663 --> 23:37.099
‫اینو دیدی؟

23:38.903 --> 23:41.074
‫شاید خوشگلترین عضو گروهان دی باشه

23:42.009 --> 23:44.581
‫خوشگله

23:44.582 --> 23:48.087
‫افسر پلیسی که باهاش حرف زدم
‫گفت پاهای دراز...

23:48.088 --> 23:49.557
‫و موی قرمزی داشته

23:49.558 --> 23:51.928
‫پس گمونم بتونیم خواهران
‫برونته رو خط بزنیم

23:51.929 --> 23:53.932
‫اصلا نباید اون کلاه‌گیس
‫مسخره رو درمی‌اوردم!

23:53.933 --> 23:55.168
‫آروم باش

23:55.169 --> 23:56.872
‫خوشگل شدی

23:56.873 --> 23:57.974
‫خوبی، شیموس؟

24:12.136 --> 24:14.106
‫بذار برم از نزدیکتر ببینم

24:14.107 --> 24:15.710
‫شاید بتونم چند تا اثرانگشت بردارم

24:15.711 --> 24:17.212
‫لهجه بلفاست غربی‌ت چطوره؟

24:17.213 --> 24:19.918
‫به زودی می‌فهمیم

24:19.919 --> 24:22.089
‫فقط زیاد حرف نزن

24:24.093 --> 24:25.563
‫خدای من!

24:25.564 --> 24:28.669
‫فرانسیس سعی داره
‫باهام حرف بزنه، نه؟

24:28.670 --> 24:30.071
‫اگه نمی‌خوای با فرانسیس حرف بزنی...

24:30.072 --> 24:32.142
‫نباید همون یه بار
‫مادربزرگهاتو بهش نشون می‌دادی

24:32.143 --> 24:35.717
‫اول از همه یه
‫مادربزرگ بود، و 12 سالمون بود، پس...

24:38.288 --> 24:40.726
‫می‌خوای بری طبقه بالا و
‫با برندن حرف بزنی؟

24:40.727 --> 24:42.195
‫آره، ولی صبر می‌کنیم

24:42.196 --> 24:45.201
‫خونسرد باش، صبر کن تا برندن خودش بخواد

24:45.202 --> 24:47.005
‫از کجا مطمئنی اینو می‌خواد؟

24:48.074 --> 24:49.110
‫می‌خواد

24:50.647 --> 24:52.182
‫زود باش

25:15.830 --> 25:18.702
‫خدای من. عاشق اون مدل مو هستم

25:18.703 --> 25:19.938
‫خیلی شیکه

25:19.939 --> 25:21.575
‫مرسی

25:21.576 --> 25:23.679
‫سالها تهدید کردم کوتاهش کنم

25:26.084 --> 25:27.753
‫خب، آیفی ما رو از کجا می‌شناسی؟

25:27.754 --> 25:29.858
‫راستش نمی‌شناسم

25:29.859 --> 25:31.695
‫ولی با دخترعموش، شیبون رفتم راهپیمایی

25:34.066 --> 25:35.201
‫از اون رژ لب خوشم اومد

25:35.202 --> 25:38.007
‫بیا. اگه دوست داری یه کم بزن

25:39.343 --> 25:40.613
‫می‌دونی چیه؟

25:40.614 --> 25:43.084
‫فکر نکنم به من بیاد

25:43.085 --> 25:44.921
‫ولی به تو خیلی میاد

25:44.922 --> 25:46.558
‫- مرسی
‫- زود باش، مار

25:49.865 --> 25:50.900
‫لعنتی

25:52.102 --> 25:54.039
‫در آخرین راهپیمایی با شیبون بودم...

25:54.040 --> 25:56.010
‫و اونجا ندیدمش

25:56.011 --> 25:59.651
‫و شریک شدن در رژ لب؟ اه

25:59.652 --> 26:01.955
‫شما دو تا اینجایین پس

26:01.956 --> 26:04.393
‫بیاین، زود باشین برگردین.
‫پسرها خیلی دوست دارن شما رو ببینن

26:04.394 --> 26:05.830
‫زود باشین، با هر دوتونم

26:05.831 --> 26:09.303
‫میشه بهمون بگی کی
‫توی مراسم یادبود بود؟

26:09.304 --> 26:10.906
‫برندن بود

26:10.907 --> 26:12.308
‫با دوستش، شیموس رایت

26:12.309 --> 26:15.315
‫من و شیموس خیلی صمیمی بودیم

26:15.316 --> 26:17.052
‫تابستون‌های قبل از جنگ رو...

26:17.053 --> 26:18.354
‫با هم توی جاده‌ها می‌گذروندیم

26:18.355 --> 26:20.693
‫یه افسر اطلاعاتی اونجا بود...

26:20.694 --> 26:22.262
‫جو لینسکی

26:22.263 --> 26:25.001
‫جو یه آدم عجیب و غریب بود،
‫ولی خیلی زبر و زرنگ بود

26:25.002 --> 26:26.905
‫فکر کنم یه زمانی می‌خواست راهب بشه

26:26.906 --> 26:30.345
‫می‌دونی، یادمه برندن اون
‫شب یه جوک تعریف کرد

26:30.346 --> 26:31.915
‫فقط جوک رو یادمه

26:31.916 --> 26:34.419
‫برای چی به من نگاه می‌کنین؟
‫من پروتستانم!

26:34.420 --> 26:36.323
‫- خفه شو!
‫- به خدا قسم!

26:36.324 --> 26:39.797
‫چیزی که باید یادت باشه اینه که
‫هنوز در حال فرار بودم

26:39.798 --> 26:42.402
‫می‌دونی، یعنی توی خونه نمی‌خوابیدم

26:42.403 --> 26:44.774
‫هیچوقت پدرمو ندیدم،
‫هیچوقت برادرهامو ندیدم...

26:44.775 --> 26:45.976
‫خواهرهامو

26:45.977 --> 26:47.379
‫راه سختی برای زندگی کردنه

26:48.048 --> 26:49.984
‫آره، ولی...

26:49.985 --> 26:51.988
‫به جاش رفقا رو داشتم، می‌دونی؟

26:51.989 --> 26:54.293
‫- به خدا قسم
‫- اینطور نیست!

26:54.294 --> 26:56.096
‫آقایون...

26:56.097 --> 26:58.702
‫- ایناهاش!
‫- بزن بریم!

26:58.703 --> 27:01.006
‫رفقا، می‌خوام همه‌تون اسم...

27:01.007 --> 27:02.677
‫دولورس پرایس رو به یاد داشته باشین

27:02.678 --> 27:04.781
‫جیمبوی ما رو از بیمارستان فراری داده، خب؟

27:04.782 --> 27:06.083
‫به محض اینکه پلیس‌ها پیداشون میشه...

27:06.084 --> 27:07.987
‫از زیر بارونی مسلسل آرمالیت
‫رو بیرون می‌کشه...

27:07.988 --> 27:09.991
‫اونا رو زیر رگبار می‌گیره!

27:10.793 --> 27:12.028
‫به افتخار پرایس‌های دیوونه!

27:12.029 --> 27:14.299
‫پرایس‌های دیوونه!
‫بزن بریم!

27:14.300 --> 27:16.170
‫آره، کار من نبود

27:16.171 --> 27:18.007
‫خواهرم این کار رو کرد

27:18.008 --> 27:19.276
‫تو؟ شوخی می‌کنی!

27:19.277 --> 27:20.411
‫همیشه اونیه که صدا ازش درنمیاد

27:20.412 --> 27:21.514
‫همیشه همینه، فرانسی

27:21.515 --> 27:24.921
‫بیا اینجا و بگیر بشین.
‫یه نوشیدنی برات داریم

27:24.922 --> 27:26.123
‫تا ته بخور

27:26.124 --> 27:28.127
‫- نی می‌خوای؟
‫- خفه شو، جو!

27:28.128 --> 27:30.398
‫چیه؟ می‌پرسم نی می‌خواد یا نه

27:30.399 --> 27:32.870
‫- نوشیدنی بزرگیه براش
‫- راحتش بذار، جو

27:32.871 --> 27:34.273
‫فقط دارم میگم این نوشیدنی...

27:34.274 --> 27:35.776
‫برای یه دختر کوچولو زیاده

27:35.777 --> 27:37.379
‫سعی دارم کمک کنم

27:47.466 --> 27:49.003
‫ممنونم

28:00.025 --> 28:01.861
‫خفه شدنم رو دیدی، نه؟

28:01.862 --> 28:04.333
‫به اونایی که تردید می‌کنن اعتماد دارم

28:05.770 --> 28:07.941
‫می‌دونی، باید روش کار کنی

28:09.410 --> 28:12.215
‫ولی اگه از اول تردید نداشته باشی...

28:12.216 --> 28:14.253
‫اونوقت نگران میشم

28:20.098 --> 28:21.901
‫تا حالا تردید کردی؟

28:21.902 --> 28:23.906
‫چه دختر پررویی هستی

28:25.943 --> 28:28.047
‫البته که کردم. معلومه که تردید کردم

28:30.285 --> 28:33.391
‫یه بار به یه سرباز شلیک کردم،
‫به پاش تیر زدم

28:33.392 --> 28:34.994
‫بالای سرش وایستادم...

28:34.995 --> 28:37.299
‫اسلحه کوفتی رو گذاشتم پشت سرش

28:37.300 --> 28:40.105
‫کثافت برگشت و
‫درست مثل برادرم نگاه‌م کرد

28:41.508 --> 28:44.814
‫دستهام شروع کرد به لرزیدن
‫و نتونستم انجامش بدم

28:47.987 --> 28:50.458
‫گمونم همه‌شون پسر یه مادری هستن

28:58.174 --> 28:59.911
‫اون نگهبان چی؟

28:59.912 --> 29:01.548
‫فقط داشت کارشو انجام می‌داد

29:01.549 --> 29:04.086
‫گاهی آدم‌ها میان سر راه آدم

29:05.923 --> 29:08.094
‫نمیشه جلوشو گرفت

29:08.095 --> 29:10.332
‫از دولورس پرایس چی داری بهمون بگی؟

29:12.604 --> 29:14.339
‫خب...

29:14.340 --> 29:16.811
‫مسئله دولورس...

29:16.812 --> 29:20.151
‫اینه که دولورس می‌تونست هر
‫چیزی می‌خواست بشه

29:20.152 --> 29:24.192
‫می‌تونست بره نیویورک، می‌تونست
‫بره پاریس...

29:24.193 --> 29:27.198
‫ولی به جاش، توی سنگرها پیش ما بود

29:27.199 --> 29:30.405
‫و یه معنایی داشت

29:30.406 --> 29:33.210
‫تازه فکر کنم نصف گردان عاشقش بودن

29:33.211 --> 29:34.914
‫یعنی نمی‌شد باهاش لاس نزد

29:34.915 --> 29:37.218
‫هیچوقت لاس نزدم.
‫قوانین علیه این کار وجود داشت

29:37.219 --> 29:40.124
‫راه و رسم ارتش جمهوری‌خواه ایرلند این نبود

29:40.125 --> 29:42.229
‫یه دختر ممکن بود به خاطر
‫لاس زدن زانوهاش خورد بشه

29:55.188 --> 29:56.925
‫میشه فردا ماشین رو
‫قرض بگیرم، شیمی؟

29:56.926 --> 29:58.628
‫می‌خوام آیلین رو ببرم سینما

29:58.629 --> 30:01.267
‫ببخشید، عزیزم.
‫باید دارک رو برسونم

30:07.379 --> 30:08.982
‫می‌بینمت، جو. مراقب خودت باش

30:14.493 --> 30:17.099
‫آره. باشه

30:20.005 --> 30:23.110
‫ای حرومزاده کثافت!

30:23.111 --> 30:26.483
‫- چی کار کردی؟
‫- پامو روی گه گذاشتم!

30:26.484 --> 30:28.387
‫ای لعنتی، شیموس!
‫بهت هشدار میدم...

30:28.388 --> 30:30.559
‫اون گه رو با خودت توی این ماشین نیار

30:30.560 --> 30:32.396
‫باشه، یا عیسی مسیح!

30:35.335 --> 30:37.874
‫بچه‌های کثافت آشغال!

30:45.021 --> 30:46.390
‫شیمی؟

30:56.077 --> 30:58.447
‫خب، مراسم یادبود چطور بود؟

30:58.448 --> 31:00.251
‫آره، خوب چیزی بود

31:02.524 --> 31:04.627
‫مار رفته طبقه بالا بخوابه

31:09.470 --> 31:12.943
‫می‌دونی امروز چند تا از
‫دوستانت سر از روزنامه دراوردن؟

31:12.944 --> 31:14.981
‫واقعا؟

31:22.029 --> 31:24.466
‫به برندن گفتی سیبیلش رو بتراشه؟

31:27.072 --> 31:29.143
‫آره، مامان. بهش گفتم

31:31.080 --> 31:32.282
‫خوبه

31:42.604 --> 31:44.540
‫می‌تونی تمومش کنی...

31:44.541 --> 31:46.978
‫هر وقت که بخوای

31:49.551 --> 31:51.555
‫برندن کجاست، شیموس؟

31:52.557 --> 31:54.159
‫زود باش دیگه

32:06.585 --> 32:08.655
‫اون یکی خیلی حرف زد

32:08.656 --> 32:10.091
‫می‌خوای از یه زاویه دیگه امتحان کنی؟

32:12.229 --> 32:13.999
‫توی خونه زن و بچه داره

32:14.000 --> 32:16.003
‫یه تابستون، مدتها پیش...

32:16.004 --> 32:18.274
‫از یه اسب پرت شدم پایین

32:18.275 --> 32:21.246
‫یه اسب عربی، یه حیوون خیلی
‫خوشگل بود

32:21.247 --> 32:24.252
‫بهار اون سال وحشی شده بود.
‫خیلی شوکه شدم

32:24.253 --> 32:26.257
‫فکر کردم بدشانسی اوردم

32:27.259 --> 32:28.728
‫کاشف به عمل اومد...

32:28.729 --> 32:31.601
‫مربی اون اسب رو از اول
‫به شکل اشتباهی رام کرده

32:33.304 --> 32:36.177
‫هر بار که حیوون لجبازی می‌کرده،
‫شلاق می‌خورده

32:37.246 --> 32:40.051
‫در نهایت وفادار بود، ولی...

32:40.052 --> 32:41.688
‫فقط از روی ترس

32:44.661 --> 32:46.665
‫نکته اسبها همینه

32:48.736 --> 32:51.173
‫بهتره حیوون بهت اعتماد کنه...

32:52.276 --> 32:54.046
‫قبل از اینکه افسار رو بذاری دهنش

33:04.668 --> 33:06.103
‫صبح‌بخیر، شیموس

33:07.607 --> 33:09.443
‫اسم من فرانکه

33:27.614 --> 33:31.120
‫می‌خوام باهات در مورد یه یارویی
‫به اسم دارک حرف بزنم

33:54.133 --> 33:56.203
‫میشه اونو زیاد کنی، رفیق؟

33:56.204 --> 33:58.341
‫چند پوندی روی لاکی لد شرط بستم

34:04.253 --> 34:06.624
‫همه به دور آخرشون رسیدن...

34:06.625 --> 34:08.562
‫زود باش، لاکی، آره کثافت

34:19.316 --> 34:20.853
‫برو جلو، لاکی

34:25.830 --> 34:28.234
‫سر دیوی چی اومد؟

34:29.571 --> 34:32.342
‫حتما یه آدم جدید رو استخدام کردن

34:32.343 --> 34:34.412
‫حتی نمی‌دونم دارن چی کار می‌کنن

34:34.413 --> 34:36.149
‫امروز هوا خیلی مثل شمال شده

34:36.150 --> 34:38.254
‫آره، خیلی سرد شده

34:50.478 --> 34:51.548
‫هی، بچه

34:54.486 --> 34:55.823
‫یه تفنگ برامون بیار

35:30.225 --> 35:31.728
‫زود باش! زود باش!

35:37.607 --> 35:38.675
‫پدر الان اوردش

35:38.676 --> 35:41.781
‫یکی از آدم‌های پولدار

36:16.551 --> 36:17.853
‫بیا بیرون، برندن!

36:17.854 --> 36:19.757
‫می‌دونیم کی هستی، حرومزاده!

36:23.431 --> 36:24.734
‫کثافت...

36:27.707 --> 36:28.775
‫کثافت...

36:38.929 --> 36:40.398
‫لعنتی!

36:43.972 --> 36:46.376
‫سوار ون شو، بدو!

36:46.377 --> 36:47.513
‫برو، برو، برو!

36:50.719 --> 36:51.921
‫برو، برو، برو!

37:10.960 --> 37:12.530
‫لعنتی

37:25.455 --> 37:27.526
‫به مرده شورخونه زنگ بزن

37:27.527 --> 37:28.995
‫اینقدر بدبین نباش

37:35.341 --> 37:37.713
‫- الو؟
‫- منم

37:40.018 --> 37:43.357
‫اینجا یه کم توی دردسر افتادم

37:43.358 --> 37:44.960
‫- خب؟
‫- بهم شبیخون زدن

37:44.961 --> 37:47.031
‫توی خونه تماسم،
‫ولی مچم رو موقع...

37:47.032 --> 37:48.133
‫پریدن توی پنجره بریدم

37:48.134 --> 37:50.705
‫درسته. چقدر خون از دست دادی؟

37:50.706 --> 37:52.743
‫خیلی زیاد

37:52.744 --> 37:55.549
‫پس، به دکتر نیاز داریم؟

37:55.550 --> 37:56.651
‫برو پیش جیمی

37:58.387 --> 38:01.359
‫بهش بگو به دیویس بره
‫و دکتر جک رو بیاره

38:01.360 --> 38:05.367
‫مطمئنی نمی‌خوای بیام اونجا؟

38:05.368 --> 38:08.473
‫تمام اینجا خیلی...
‫خیلی خطرناکه، رفیق

38:08.474 --> 38:10.846
‫- پر از انگلیسی شده
‫- درسته

38:11.815 --> 38:13.518
‫ببین، برندن...

38:13.519 --> 38:15.889
‫نمی‌تونم با بچه‌ها تماس بگیرم...

38:15.890 --> 38:17.726
‫مطمئنی می‌تونی امشب رو سر کنی؟

38:18.394 --> 38:19.930
‫آره!

38:19.931 --> 38:22.502
‫اصلا نگران من نباش، رفیق.
‫خیلی خوبم

38:28.047 --> 38:29.082
‫لعنتی

39:02.182 --> 39:03.885
‫اومدی

39:03.886 --> 39:05.087
‫درست از در جلویی اومدم

39:05.088 --> 39:07.760
‫- باید دفعه بعد امتحانش کنی
‫- گم شو

39:08.862 --> 39:11.500
‫- لعنتی!
‫- آروم! آروم، پسر

39:13.605 --> 39:15.040
‫- لعنتی.
‫- ببین، رفیق

39:15.041 --> 39:16.978
‫- این خوبه
‫- شاهرگ اصلی پاره شده

39:16.979 --> 39:19.115
‫باید با انبر بگیرمش
‫و یه کم بخیه‌ش بزنم

39:19.116 --> 39:20.686
‫ازت می‌خوام ساکت نگهش داری

39:23.224 --> 39:24.927
‫این پسرها توی ون بستنی‌فروشی بودن...

39:24.928 --> 39:27.833
‫- نگران اونا نباش
‫- اینا پروتستان نبودن

39:27.834 --> 39:30.772
‫گفتی کفش بیسبال پوشیده بودن؟
‫لباس ورزشی تنشون بود؟

39:30.773 --> 39:32.776
‫داره خون از دست میده. زود باش

39:32.777 --> 39:36.951
‫با یه لندرور رفتن.
‫عضو ارتش بریتانیا بودن

39:37.753 --> 39:39.857
‫کیتسون...

39:39.858 --> 39:42.562
‫بچه‌ها، باید دست به کار بشیم!
‫با شماره سه

39:42.563 --> 39:44.566
‫- قیافه‌مو می‌شناختن
‫- یک...

39:44.567 --> 39:46.871
‫اسمم رو می‌دونستن

39:46.872 --> 39:48.941
‫- دو...
‫- چطوری دیگه توضیحش میدی؟

39:48.942 --> 39:50.646
‫- یکی دهن لقی کرده!
‫- سه!

39:57.647 --> 40:00.647
‫[جری آدامز همیشه عضویت در ارتش]
‫[جمهوری‌خواه ایرلند یا...]

40:00.648 --> 40:04.648
‫[در هر گونه خشونت مربوط به این]
‫[ارتش را انکار کرده]

40:07.647 --> 40:17.647
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

40:17.648 --> 40:22.648
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
