WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:30.801 --> 01:30.821
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:30.821 --> 01:33.191
‫چهارصد و نود و چهار...
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:33.191 --> 01:33.281
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:33.281 --> 01:34.861
‫چهارصد و نود و پنج...
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:34.861 --> 01:35.861
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:35.861 --> 01:36.721
‫ چهارصد و نود و شش...
قسمت 12
آبی رنگ پریده

01:36.721 --> 01:38.161
‫ چهارصد و نود و شش...

01:38.241 --> 01:40.491
‫چهارصد و نود و هفت...

01:40.571 --> 01:42.161
‫اوشیبوی حرومزاده!
‫ چهارصد و نود و هشت...

01:42.621 --> 01:45.751
تو از یه بچه استفاده کردی تا منو بکشی؟

01:46.161 --> 01:49.631
‫اگه منو می‌خوای، مثل یه مرد همینجا باهام بجنگ!

01:49.711 --> 01:51.921
!من که از خدامه، پیریِ زشت

01:52.001 --> 01:52.841
‫بیا!

01:53.171 --> 01:54.001
‫بیا!

01:55.131 --> 01:57.511
‫ستارۀ نمایش باید با تاخیر شیک ‫وارد بشه!

01:59.341 --> 02:01.431
‫پالتوش با ظرافت تو هوا تکون می‌خوره...

02:01.511 --> 02:04.181
‫و نگاه دانش آموزا به هر حرکتش میخکوب ‫میشه!

02:04.391 --> 02:06.931
‫خب‌، بچه‌ها، تماشا کنین!

02:08.941 --> 02:11.691
...تـ ـ تو

02:12.061 --> 02:14.071
‫«تو قوی‌تر شدی؟»

02:14.151 --> 02:19.071
.‫من الان هیچ علاقه‌ای به این تعارفای عرقی و بوگندو ندارم، آقای S

02:19.151 --> 02:20.991
‫«تو دوباره جوون شدی!»

02:21.071 --> 02:22.621
‫«تو حتی زیباتر شدی!»

02:23.121 --> 02:27.291
!من بیشتر از این نوع تعریفات خوشم میاد

02:27.371 --> 02:30.331
...‫تحقیر اون شب رو هیچ وقت فراموش نمی‌کنم

02:30.671 --> 02:34.881
‫حتی اگه اونقدر جوون بشم که باز به سن جنینی برسم.

02:35.171 --> 02:37.881
‫تو تاوانش رو میدی، بابانوئل!

02:38.341 --> 02:43.351
‫تاوان سنگینی میدی! تو اونا رو دیدی،
!جای زخمای من رو دیدی! جای جراحی پلاستیکمو

02:43.971 --> 02:47.311
.اون شب به غیر از من 5 نفر دیگه هم بودن

02:47.391 --> 02:50.391
‫جای زخمای من برای اون پنج جفت چشم آشکار شد!

02:50.521 --> 02:54.731
!حس کردم 500 میلیون چشم بهم خیره شده

02:55.151 --> 02:59.611
‫حیثیتی که به خاطر ظاهر آدم بره رو فقط میشه با ظاهر به دست آورد!

02:59.701 --> 03:03.951
‫و این‌طوری شد که شروع کردم به تمرینی که برام بهتر جواب میده!

03:06.161 --> 03:08.161
‫اتاق خیره شدن...

03:09.201 --> 03:11.621
‫اسمیه که برای اتاقم گذاشتم!

03:11.921 --> 03:13.461
‫طوری طراحیش کردم...

03:13.541 --> 03:17.591
‫که بتونم تقریبا به ۵۰۰ تا از کپی‌های خودم با آینه‌های بی‌نهایت نگاه کنم!

03:17.671 --> 03:21.301
‫توی سکوت مدیتیشن می‌کنم، درحالی که
...حس می‌کنم کلی چشم از هر طرف نگام می‌کنن

03:21.381 --> 03:22.801
‫دقیقاً مثل الان!

03:22.891 --> 03:28.221
‫از نظر من، جلب نگاه بقیه بهترین تمرین تمام‌بدن‌ـه!

03:28.311 --> 03:29.641
...چه چرت‌وپرتایی برای

03:29.731 --> 03:34.191
!‫خودت بافتی، پیرمرد خودشیفتهٔ منحرف

03:35.521 --> 03:37.651
‫اوه آره! از اون زاویه خیلی جیگرم!

03:39.691 --> 03:41.531
!از این زاویه جیگرترم

03:43.201 --> 03:44.701
!اوف، این زاویه رو که نگم

03:44.991 --> 03:47.031
!هیچ‌جای گاردش باز نیست

03:47.121 --> 03:49.701
اون گندهه، پیرخدا نیست؟

03:49.791 --> 03:52.121
‫پس اون در واقع چیزی جز یه متجاوز ترسناک نبوده؟

03:52.211 --> 03:54.041
‫مدیر اوشیبو خیلی باحاله!

03:54.121 --> 03:56.421
‫تو می‌تونی انجامش بدی، مدیر!

03:56.501 --> 03:58.171
‫دانش آموزا رو از خطر حفظ کن!

03:58.251 --> 03:59.251
‫ها؟

03:59.341 --> 04:00.591
‫این بده.

04:00.671 --> 04:04.641
‫ساندا حتماً تا الان به خاطر مبارزه با ناماتامه
.جونش دیگه دراومده

04:07.511 --> 04:08.351
‫ساندا!

04:08.431 --> 04:10.351
‫مدیر! تو فوق‌العاده‌ای!

04:10.431 --> 04:11.391
‫لعنتی!

04:11.481 --> 04:14.401
‫تشویق‌ها اوشیبو رو قوی‌تر می‌کنه!

04:14.481 --> 04:15.941
‫باید یه جوری ورق رو برگردونم!

04:16.401 --> 04:18.321
‫ولی... چجوری؟

04:23.071 --> 04:24.361
‫آهان، فهمیدم!

04:24.451 --> 04:28.281
!اوشیبو به خاطر این قوی نیست که تمرین کرده

04:28.531 --> 04:32.501
‫اون فقط یه پیرمرده که می‌خواد جوون و خوشگل به نظر برسه،

04:32.581 --> 04:35.461
‫و سعی می‌کنه قوی باشه تا به این هدفش برسه!

04:36.081 --> 04:39.921
‫من چی؟ اصلاً یادم نمیاد، واسه چی می‌خواستم قوی باشم؟

04:40.251 --> 04:43.511
‫یادم رفته، چرا دارم می‌جنگم و اینجوری داغون میشم؟

04:43.591 --> 04:46.801
می‌خواستم به چی برسم؟

04:47.471 --> 04:49.811
‫می‌خوام مردم باور کنن که وجود دارم!

04:50.141 --> 04:52.271
‫حسابی بزنش، مدیر اوشیبو!

04:52.351 --> 04:54.441
‫کار این متجاوز رو تموم کن!

04:54.601 --> 04:55.641
‫ها؟

04:56.061 --> 04:57.191
‫اونجاهاش!

04:58.941 --> 05:02.111
‫می‌دونم خیلی وقتا شما بچه‌ها رو ترسوندم...

05:02.441 --> 05:05.901
‫ولی من اولاً خدا نیستم، دوماً متجاوز هم نیستم.

05:06.031 --> 05:07.321
...من

05:07.411 --> 05:08.911
‫بابانوئل‌ـم.

05:10.951 --> 05:13.541
‫شاید اسممو قبلاً شنیده باشین.

05:13.621 --> 05:15.791
‫اشکالی نداره اگه هنوز بهم باور ندارین.

05:18.041 --> 05:22.961
.دارم این کار رو می‌کنم تا حواس‌شون از اوشیبو پرت بشه

05:23.381 --> 05:26.341
‫ولی با گفتن این کلمات، خودمم دوباره فهمیدم!

05:26.431 --> 05:30.261
‫من وجود دارم تا بچه‌ها بهم ایمان بیارن!

05:32.391 --> 05:35.391
‫تشویق و تحسین من متوقف شده. چرا؟

05:35.481 --> 05:36.351
‫اوشیبو!

05:36.731 --> 05:38.981
!اون همه مدیتیشنی که کردی به درد عمه‌ت می‌خوره

05:39.061 --> 05:42.071
‫کسی که مهربونه؟ کسی که به بقیه کمک می‌کنه؟

05:42.401 --> 05:43.981
‫کسی که دروغ نمیگه؟

05:44.071 --> 05:46.401
...‫خیلی فکر کردم که چه جور آدمی باید باشی

05:46.491 --> 05:47.991
‫تا مردم بهت ایمان داشته باشن.

05:49.111 --> 05:50.821
‫اما هیچ‌کدوم درست به نظر نمی‌رسید!

05:50.911 --> 05:54.751
‫چیکار کنم که مردم وجود بابانوئل رو باور کنن؟

05:55.541 --> 05:56.831
‫نمی‌دونم!

05:56.911 --> 05:59.711
‫این برای منِ ۱۴ ساله خیلی زیاده!

06:00.001 --> 06:03.921
‫ولی... می‌دونم که بچه‌ها به یه آدم‌بزرگ ضعیف ایمان نمیارن!

06:14.061 --> 06:15.311
‫جا خالی داد، ها؟

06:15.391 --> 06:17.181
‫داری خیلی زیاده روی می‌کنی!

06:17.271 --> 06:19.271
‫اصلاً می‌دونی مدیر چند سالشه؟

06:19.351 --> 06:22.061
‫مدیر اوشیبو! حالتون خوبه؟

06:22.521 --> 06:24.321
‫مدیر، خوبین شما؟

06:24.401 --> 06:25.691
!لطفاً،‌ بفرمایین بشینین

06:25.781 --> 06:27.491
‫مدیر، من میرم دکتر خبر کنم!

06:27.571 --> 06:29.241
‫نباید خودتونو خسته کنین!

06:30.611 --> 06:33.701
‫احترام شما... به سالمندان رو رد می‌کنم.

06:33.991 --> 06:34.951
‫وای، بد شد!

06:35.041 --> 06:37.581
‫زخم‌های اوشیبو دارن ناجور میشن!

06:37.661 --> 06:40.121
‫احترام شما به سالمندان رو رد می‌کنم.

06:40.211 --> 06:42.881
‫من احترام شما به سالمندان رو رد می‌کنم.
‫همگی دور شید! اینجا امن نیست!

06:44.591 --> 06:47.461
.ممنونم که نگران سلامتیِ من شدین

06:47.551 --> 06:49.091
‫من کاملاً خوبم.

06:50.681 --> 06:55.261
‫شاید بهتر باشه این بحث رو یه جای دیگه
!‫مثل دوتا آدم‌بزرگ ادامه بدیم، آقای S

07:00.351 --> 07:02.811
‫اشهدتو خوندی، آقای S؟

07:02.901 --> 07:07.281
.به لطف تو، تا حالا دوبار مثل پیرمردای دوزاری باهام رفتار کردن

07:07.691 --> 07:13.241
‫اگه انقدر سخت تمرین نکرده بودم، جای زخم‌هام دوباره معلوم می‌شدن.

07:13.741 --> 07:17.661
‫باید یه جوری مجازاتت کنم که دیگه جای هیچ سوءبرداشتی باقی نمونه.

07:17.741 --> 07:19.201
‫و این بار...

07:19.831 --> 07:22.171
‫ جایی که کسی مزاحممون نشه.

07:22.961 --> 07:24.961
‫خب، چه جور مجازاتیه؟

07:26.171 --> 07:28.461
.قراره همینجا بمیری

07:28.881 --> 07:30.421
‫امیدوارم یادت نرفته باشه!

07:30.511 --> 07:33.891
‫قرارمون این بود که اگه من برنده شدم،
!اونو ایچی رو به عنوان دانش‌آموز برگردونی

07:34.221 --> 07:36.721
‫اونو ایچی؟ خیلی‌خب!

07:36.811 --> 07:39.351
‫البته اگه خودش بخواد.

07:52.741 --> 07:54.741
‫احترام شما به سالمندان رو رد می‌کنم.

07:57.281 --> 08:00.291
‫اون پیرمرده همین الان گفت بابانوئِله، درسته؟

08:00.371 --> 08:02.001
‫بابانوئل دیگه چیه؟

08:02.291 --> 08:04.371
...‫یه پیرمرده که قدیما بچه‌ها بهش اعتقاد داشتن

08:04.461 --> 08:06.541
.و مثلاً آرزوهاشونو برآورده می‌کرده

08:07.501 --> 08:12.591
‫شاید هیچکدومشون به بابانوئل اعتقاد نداشته باشن،
!ولی من بهش اعتقاد دارم

08:12.671 --> 08:13.841
‫به ساندا ایمان دارم!

08:14.261 --> 08:15.431
!باورش دارم

08:20.061 --> 08:22.731
‫من... اونو رو برمی‌گردونم!

08:36.701 --> 08:40.491
‫این همون قدرت افسانه‌ای بابانوئله؟ بهم توهین شد!

08:46.001 --> 08:47.461
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

08:47.541 --> 08:50.251
‫این کارا زشته پیرمرد!

08:53.591 --> 08:56.891
‫بدنم هیچوقت اینقدر سبک نشده بود!

08:56.971 --> 08:58.931
‫من چطوری این کارو کردم؟

09:04.021 --> 09:06.401
‫نکنه این تیغه‌های سورتمه باد رو گرفتن؟

09:07.811 --> 09:10.231
‫انگار اینجا فرزتر از روی زمینی!

09:10.321 --> 09:12.191
‫مثل یه جغدی که مست کرده!

09:16.071 --> 09:18.951
‫وقتی باد میاد، مثل پر سبک میشم.

09:19.031 --> 09:21.121
‫انگار دارم رو پشت‌بوم می‌چرخم...

09:21.451 --> 09:22.441
!بابانوئل-سان، بیا! برات یه سری اسناد باستانی آوردم

09:22.441 --> 09:24.581
بابانوئل تنبل
!بابانوئل-سان، بیا! برات یه سری اسناد باستانی آوردم

09:24.581 --> 09:24.661
بابانوئل تنبل

09:24.661 --> 09:25.501
‫ممنون!
بابانوئل تنبل

09:25.501 --> 09:26.501
بابانوئل تنبل

09:26.501 --> 09:27.321
‫این بابانوئل‌ـه؟
بابانوئل تنبل

09:27.321 --> 09:27.331
‫این بابانوئل‌ـه؟

09:27.921 --> 09:31.301
.گمونم تصویریه که قدیما ازش داشتن

09:31.751 --> 09:36.261
‫داره با سورتمه تو آسمون پرواز می‌کنه... اونم همراه یه حیوون؟

09:36.591 --> 09:39.181
.شاید یه‌جورایی داره از باد استفاده می‌کنه

09:39.261 --> 09:41.471
‫یا موتوریه؟ یا جادویی؟

09:42.061 --> 09:44.561
‫خب، من که اصلاً نمی‌تونم از جادو استفاده کنم.

09:44.641 --> 09:47.191
‫کل قضیه‌ش یه کم عجیب غریبه.

09:47.941 --> 09:50.401
‫من دارم به یه نبرد سخت واقعی نگاه می‌کنم...

09:51.321 --> 09:55.191
‫تا بچه‌های این دوره زمونه رو قانع کنم به یه همچین آدمی اعتقاد داشته باشن.

09:56.071 --> 09:58.821
‫در واقع من بودم که باور نداشتم!

09:58.911 --> 10:00.871
‫ آدم‌هایی که باعث میشن بقیه بهشون ایمان بیارن...

10:01.411 --> 10:02.701
‫همونایی‌ان که به خودشون ایمان دارن...

10:03.161 --> 10:04.541
اونم ‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای!

10:07.541 --> 10:08.421
‫و من...

10:10.211 --> 10:11.131
‫ایمان دارم!

10:18.011 --> 10:21.931
‫تو یه زخمی بهم دادی که جای عمل پلاستیک نیست.

10:22.261 --> 10:24.471
‫تو شجاعانه از خودت دفاع کردی...

10:24.811 --> 10:27.731
‫اما به نظر می‌رسه هنوز نتونستی درک کنی...

10:28.441 --> 10:29.811
‫چه وضعیت خطرناکی داری.

10:33.481 --> 10:34.361
‫لعنتی!

10:39.821 --> 10:41.411
!دفعهٔ بعد می‌برم

10:44.241 --> 10:46.041
‫قول میدم!

10:47.911 --> 10:48.751
‫پیداش کردم!

10:49.251 --> 10:50.081
‫ها؟

10:50.171 --> 10:51.961
‫ام... اونو...

10:52.041 --> 10:53.211
چش شده؟

10:58.721 --> 11:00.301
!منو سکته دادی

11:00.381 --> 11:01.591
‫بالاخره اومدی!

11:01.891 --> 11:04.301
‫ببخشید اونو. معطلت کردم.

11:04.391 --> 11:05.561
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

11:05.641 --> 11:08.181
‫منتظرت بودم و تو هپروت سیر می‌کردم.

11:08.891 --> 11:11.811
‫جدی؟ تو تاریکی کز کرده بودی؟

11:11.901 --> 11:14.521
یادت رفته یهو منو پیچوندی و در رفتی؟

11:14.611 --> 11:16.401
‫جشنواره تموم شد که!

11:16.481 --> 11:17.691
!واقعاً شرمنده‌ام

11:17.781 --> 11:19.861
‫ولی هنوز وقت داریم.

11:21.611 --> 11:25.161
‫آتیشی که کنار انبارها بود خاموش شده،
‫ولی بهتره فعلاً نزدیکشون نشین!

11:25.451 --> 11:28.251
‫میگن امسال می‌خوان جشنواره رو تا شب ادامه بدن!

11:28.331 --> 11:29.161
‫چه باحال!

11:29.251 --> 11:31.001
‫بریم یه چیزی بخوریم!

11:31.081 --> 11:32.831
!فکر خوبیه! بریم اونجا بخوریم

11:37.841 --> 11:41.221
به چه جرئت بدون اجازهٔ من جشنواره رو طولانی کردی؟

11:41.301 --> 11:44.591
‫اگه بچه‌ها با این همه خوشی خسته
‫بشن و خوابشون ببره چی؟

11:44.851 --> 11:49.061
.این چهرهٔ کسیه که قراره تا ابد بخوابه

11:49.141 --> 11:53.601
‫چرا امروز جای تخت توی تابوت دراز نمی‌کشی، اوشیبو؟

11:53.901 --> 11:57.021
.لطفاً برام کص‌شعر سرهم نکن، عجوزهٔ چروکیده

12:00.741 --> 12:04.991
. هر وقت خواستی بیا به کلاس‌های زیرزمین سر بزن، ساندا-کون

12:05.371 --> 12:07.581
.باشه، حتماً میام

12:12.791 --> 12:14.711
!‫هوی! ساندا

12:15.461 --> 12:17.461
!ساندا-کون، بالاخره پیدات کردیم

12:18.171 --> 12:19.751
‫اونو، من متاسفم.

12:20.261 --> 12:22.801
!‫من... قول میدم که حتماً دفعهٔ بعدی شکستش بدم

12:23.261 --> 12:26.681
.‫لازم نیست معذرت بخوای. تو هیچ کار اشتباهی نکردی، ساندا-کون

12:26.761 --> 12:29.011
‫ولی اون یکی قولت رو یادت نره، باشه؟

12:29.351 --> 12:31.731
‫هان؟ چه قولی؟

12:32.311 --> 12:34.941
!منم از بابانوئل یه چیزی خواستم

12:35.981 --> 12:37.811
!خسته نباشی پسر

12:38.361 --> 12:41.651
‫خبر رسیده که اوشیبو فردا برای یه سفر کاری
‫اضطراری داره از شهر میره.

12:41.741 --> 12:44.571
!‫حتماً خیلی احساساتشو جریحه‌دار کردی! آفرین

12:44.651 --> 12:49.831
انقدر درمونده‌ام که اصلاً حس نمی‌کنم
!هیچ کاری رو خوب انجام داده باشم

12:49.911 --> 12:51.581
!شکسته‌نفسی نکن

12:51.661 --> 12:54.581
می‌دونی آدم‌بزرگا تو این مواقع چیکار می‌کنن؟

12:54.661 --> 12:55.061
لیموناد

12:55.061 --> 12:56.961
!یه جشن مشتی برپا می‌کنن
لیموناد

12:56.961 --> 12:57.021
لیموناد

12:57.041 --> 12:59.001
‫به سلامتی!

12:59.751 --> 13:02.761
!جشن مشتی» واقعاً لغت بزرگسالانه‌ایه»

13:02.841 --> 13:05.011
‫چه اصطلاح مسخره‌ای.

13:06.471 --> 13:08.851
تو فقط دنبال یه بهانه برای نوشیدن بودی، نه؟

13:09.181 --> 13:11.931
!انقدر سخت نگیر، آمایا

13:12.021 --> 13:14.981
می‌دونی که مردونگیِ بابانوئل چقدر بالاست، مگه نه؟

13:15.061 --> 13:16.901
...می‌دونی سایز شومبول
!هی مراقب باش الان می‌ریزه

13:16.981 --> 13:18.401
پیرساندا چنده؟

13:18.861 --> 13:23.781
تو باید مثل مرد بهش خیره بشی تا بفهمی
.مال خودت چقدر کوچیکه

13:24.071 --> 13:27.321
!‫چند تا آبجو خوردی؟ جلوی دخترا خجالت بکش

13:27.411 --> 13:28.661
پیرساندا دیگه کیه؟

13:28.741 --> 13:29.741
...آم... خب

13:29.821 --> 13:32.081
‫صبر کن، منظورت کاچان‌ـه؟

13:32.161 --> 13:35.791
!نبینم به نامزد من لقب عجیب غریب بدی، مانکن 7-۳

13:35.871 --> 13:37.671
!منو مانکن صدا نکن

13:38.501 --> 13:40.751
!کاچان، بیا بریم یه سیب آب‌نباتی بگیریم

13:41.091 --> 13:42.091
‫ها؟

13:42.171 --> 13:43.631
.بـ‌ ـ باشه

13:44.261 --> 13:46.131
...‫قسم میخورم که همینجاها بود

13:46.591 --> 13:48.131
!‫اونجاست! اوناهاش، بدو

13:48.221 --> 13:49.141
‫تو این جور مواقع...

13:49.471 --> 13:51.971
‫همیشه بهم میگن که من ضدحالم...

13:52.261 --> 13:54.271
.‫و اونو همیشه سرخوش و خوشحاله

13:55.351 --> 13:56.731
‫اونو، چیزی می‌خوری؟

13:56.811 --> 13:58.901
‫اگه چیزی خواستی، بهمون بگو.

13:58.981 --> 14:00.231
.‫ممنون، حتماً

14:02.481 --> 14:03.981
‫من مثل اسب غذا می‌خورم.

14:04.651 --> 14:06.241
‫اونو مثل گنجشک غذا می‌خوره.

14:06.741 --> 14:08.201
‫من موهای فرفری دارم.

14:09.111 --> 14:11.491
.‫اونو موهای بلند و صاف‌ داره

14:11.991 --> 14:14.371
من ‫از خودم متنفرم.

14:15.001 --> 14:16.831
‫اونو منو دوست داره.

14:17.161 --> 14:18.421
‫من...

14:20.711 --> 14:22.041
‫التماست می‌کنم، ساندا!

14:22.131 --> 14:24.591
!بهم کمک کن که اونو رو پیدا کنم

14:26.551 --> 14:27.761
.که اینطور

14:27.841 --> 14:31.801
.‫من مثل بچه‌ای بودم که به خواسته‌ش نرسیده

14:31.891 --> 14:34.391
.واسه همین از بابانوئل خواستم اونو رو بهم برگردونه

14:35.681 --> 14:36.681
‫اونو...

14:36.771 --> 14:38.851
‫می‌خوای دوتایی بریم قدم بزنیم؟

14:40.521 --> 14:41.351
‫اگه اینطوریه...

14:41.651 --> 14:42.771
‫حتماً.

14:42.861 --> 14:45.111
...پس این دفعه مثل آدم‌بزرگا رفتار می‌کنم

14:45.191 --> 14:46.781
...و حرف دلم رو

14:46.861 --> 14:48.491
.بدون ترس بهش میگم...

14:48.571 --> 14:51.411
عه، تو هم به این موضوع فکر می‌کردی؟

14:51.491 --> 14:54.701
‫اینکه ما به خاطر تضادهایی که با هم داریم دوست شدیم؟

14:56.201 --> 14:58.751
.آره، ‫به‌گمونم درسته

14:59.661 --> 15:03.961
.‫من به خاطر اون برخورد اخموی اولت جذبت شدم

15:04.041 --> 15:05.211
‫اخمو؟

15:05.631 --> 15:09.921
.من از خیلی از ویژگی‌های خودم متنفر بودم، چون برعکس تو بودن

15:10.341 --> 15:13.851
...‫احتمالاً تو کل دنیا یه نوجوون ۱۴ ساله هم پیدا نمیشه که خودشو با تمام وجود

15:13.931 --> 15:15.011
.دوست داشته باشه...

15:16.181 --> 15:18.431
‫به خاطر همینه که عشق نوجوانی...

15:18.521 --> 15:20.191
.‫انقدر درخشان و پرشوره

15:21.691 --> 15:24.651
.‫درست مثل همهٔ خاطراتی که از خودمون دوتا دارم

15:27.731 --> 15:29.361
...اونو

15:31.401 --> 15:33.571
.‫اوه، دلیلش اینه

15:33.991 --> 15:35.531
‫عاشقتم!

15:37.491 --> 15:38.751
‫احساساتت رو ابراز می‌کنی...

15:39.621 --> 15:42.211
‫چون می‌خوای اون شخص بمونه.

15:42.621 --> 15:44.421
‫تا تمام خاطراتی که...

15:44.831 --> 15:48.001
‫تو این مدت با هم ساختین، از بین نره.

15:49.171 --> 15:51.931
‫تا تو هیچ جا نری!

15:53.551 --> 15:58.011
‫این کاریه که وقتی می‌فهمی هیچ چیز تا ابد دووم نمیاره، انجام میدی!

16:00.181 --> 16:01.391
‫اونو؟

16:09.281 --> 16:10.691
‫اونو؟

16:12.571 --> 16:14.451
!بابا کافیه، دیگه نمی‌تونم بخورم
!بجنب، یکی دیگه بخور

16:14.531 --> 16:16.491
...عجیبه
!نمیشه، زیر سن قانونی‌ام
!سر بکش لعنتی

16:16.491 --> 16:16.571
!نمیشه، زیر سن قانونی‌ام

16:16.571 --> 16:17.601
‫فویومورا و اونو خیلی وقته رفتن.
!نمیشه، زیر سن قانونی‌ام

16:17.601 --> 16:18.081
‫فویومورا و اونو خیلی وقته رفتن.

16:18.161 --> 16:19.951
.کلی حرف برای گفتن دارن

16:20.041 --> 16:22.501
‫چیزایی که نمی‌تونن جلوی این دائم‌الخمر بگن.

16:22.871 --> 16:24.291
.درسته

16:24.371 --> 16:26.461
.یکی از حرفای اونو اذیتم می‌کنه

16:27.591 --> 16:29.461
‫مراقب فویومورا-سان باش، باشه؟

16:29.631 --> 16:30.631
‫ها؟

16:30.711 --> 16:34.431
...‫من مطمئنم که دلیل رسیدن دوبارهٔ ما به‌هم این بود که

16:34.511 --> 16:36.891
.‫چون اون از بابانوئل خواسته بود که مارو به‌هم برسونه

16:37.551 --> 16:38.641
‫ولی...

16:39.061 --> 16:41.061
...‫هیچ تضمینی نیست که هدیه‌ای که بچه بگیره

16:41.141 --> 16:43.101
‫هیچ‌وقت خراب نشه.

16:43.311 --> 16:45.811
نکنه مریضی چیزی شدی، اونو؟

16:46.771 --> 16:50.111
.همینجوری به مراقبت ازش ادامه بده، بابانوئل-سان

16:50.191 --> 16:52.691
.‫مطمئن شو که اون تنها گریه نکنه

16:57.661 --> 16:59.081
‫اونو؟

17:00.871 --> 17:02.161
‫هی...

17:04.291 --> 17:05.581
‫اونو!

17:15.341 --> 17:17.641
‫یه هفته از اون شب گذشته.

17:21.971 --> 17:23.271
‫صبح بخیر.

17:23.681 --> 17:26.481
‫فویومورا از اون موقع هیچی نگفته.

17:27.021 --> 17:31.111
.‫نه، فویو همیشه همین‌جوری بوده. همیشه اخمو و ترشرو‌ئه

17:31.191 --> 17:33.281
!نمیشه فهمید چی تو سرشه

17:34.031 --> 17:37.491
.از دید بقیه، اون هیچ تغییری نکرده

17:40.031 --> 17:42.201
...‫اون فقط برگشته به همون

17:43.411 --> 17:45.911
.فویومورای قدیمی که فقط با اونو راحت بود

17:46.711 --> 17:49.331
.اون ‫از درد رشد کشنده مُرده

17:49.421 --> 17:53.171
‫این روزها، طبیعیه که بچه‌ها تا ۱۸ سالگی نخوابن...

17:53.251 --> 17:56.421
‫و بدنشون از اون موقع به بعد شروع می‌کنه به بالغ شدن...

17:56.511 --> 18:02.471
‫ولی اونو ایچی، قبل از اینکه آماده باشه تو ۱۴ سالگی یه شب کامل خوابید.

18:02.561 --> 18:04.851
‫سلول‌های بدنش زیادی فعال شدن.

18:04.931 --> 18:08.981
‫یکی دو قدم از بقیه جلوتر بالغ شد،

18:09.061 --> 18:11.111
‫و این براش خیلی سنگین بود.

18:11.941 --> 18:15.401
.این وضعیت به فکر هیچ‌کس نمی‌رسید

18:15.691 --> 18:18.661
!شاید فویومورا هیچ‌وقت خوب نشه

18:18.741 --> 18:19.571
‫فویومو...

18:21.621 --> 18:22.871
‫شاید...

18:22.951 --> 18:25.541
...اگه من یه مرد حسابی بودم که بیشتر می‌تونست بهش تکیه کنه

18:30.331 --> 18:33.461
‫اگه دوست نداری چیزی به ساندا کازوشیگه بگی،

18:33.551 --> 18:35.921
!تا وقتی که بخوای من برات تبدیل به بابانوئل میشم

18:38.171 --> 18:40.841
‫اگه یه چاقو بهم بزنی و مثل فواره خون ازم بپاشه بیرون،

18:40.931 --> 18:42.181
‫تبدیل میشم به بابانوئل!

18:42.261 --> 18:43.101
‫انجامش بده!

18:43.471 --> 18:47.061
‫هر احساسی که داریو روی من خالی کن، فویومورا!

18:47.641 --> 18:48.481
‫ها؟

19:01.781 --> 19:04.741
‫دیگه از بابانوئل هیچی نمی‌خوام.

19:04.831 --> 19:07.661
‫حتی اگه آرزوم برآورده بشه...

19:09.251 --> 19:11.711
‫وقتی بعدش از دستش بدم، قلبم می‌شکنه!

19:12.171 --> 19:14.921
‫نمی‌فهمی؟ اونو مرده!

19:15.171 --> 19:18.631
‫دیگه نمی‌خوام هیچ ربطی به بابانوئل داشته باشم! و اینکه...

19:18.921 --> 19:21.681
من ‫هیچ حرفی با تو ندارم، ساندا!

19:21.761 --> 19:23.511
‫فقط ولم کن!

19:26.011 --> 19:28.891
!ایـ ـ این زن، چه مرگشه؟

19:29.681 --> 19:33.771
یعنی من براش چیزی جز بابانوئل نبودم؟

19:34.271 --> 19:37.481
یعنی خود ساندا هیچ ویژگی و قدرتی نداره؟

19:40.951 --> 19:42.491
چه مرگت شده، ساندا؟

19:42.571 --> 19:44.071
.‫فقط یکم بهش فضا بدین

19:44.571 --> 19:46.661
...اگه الان بابانوئل بودم می‌تونستم

19:47.201 --> 19:49.791
!مثل آب خوردن این لباس مسخره رو جر بدم

19:50.581 --> 19:52.041
...از رنگ قرمز

19:52.121 --> 19:53.751
!متنفرم

19:58.211 --> 19:59.801
‫نمی‌تونم آروم بگیرم.

20:02.471 --> 20:04.261
‫هنوز زوده...

20:04.341 --> 20:06.601
‫ولی رفتن به کلاس...

20:06.681 --> 20:08.811
.‫خیلی بهتر از دراز کشیدن تو تخته

20:20.781 --> 20:22.321
‫فویومورا...

20:28.121 --> 20:32.001
‫صبح زود، رنگ کلاس یه‌جورایی آبیِ کم‌رنگه، نه؟

20:32.831 --> 20:37.211
‫انگار دنیاییه که توش رنگ قرمز اصلاً وجود نداشته.

20:37.921 --> 20:40.671
‫یه دنیای بی‌رنگ و ساکن، که توش نه بابانوئلی هست،

20:40.761 --> 20:42.671
‫نه هیشکی دیگه.

20:43.471 --> 20:44.881
‫من فقط...

20:45.431 --> 20:49.261
‫به عنوان یه همکلاسی معمولی اینو میگم.

20:49.681 --> 20:52.141
...مطمئنم اونو از آشنایی باهات

20:53.141 --> 20:55.101
.خوشحال بود

20:56.311 --> 20:58.061
...که اینطور

21:21.001 --> 21:22.011
‫فویومورا؟

21:37.311 --> 21:39.361
‫اونو، متاسفم.

21:40.651 --> 21:43.571
.همینجوری به مراقبت ازش ادامه بده، بابانوئل-سان

21:43.651 --> 21:46.401
.‫مطمئن شو که اون تنها گریه نکنه

21:47.071 --> 21:50.951
...‫امیدوارم ناراحت نشی اگه من به عنوان خودم... نه بابانوئل

21:51.031 --> 21:53.581
.این آرزو رو برآورده کنم

21:54.201 --> 21:57.871
‫من یه هیکل گنده ندارم که بغلش کنه،

21:58.211 --> 22:00.041
‫و قدرت خارق‌العاده‌ای هم ندارم...

22:01.291 --> 22:04.171
‫ولی این دنیای آبی‌رنگ رو دارم...

22:05.051 --> 22:06.921
‫که فقط ما دوتا نوجوون ۱۴ ساله توشیم.

22:07.021 --> 22:10.021
‫ترجمه شده توسط ساکا (Sokka)

22:10.051 --> 22:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:15.051 --> 22:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
