WEBVTT

00:00.221 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.051 --> 00:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:30.021 --> 01:30.801
دفتر رئیس

01:30.801 --> 01:32.401
قسمت 9
گلی مصنوعی، با ریشه‌های پوسیده
دفتر رئیس

01:32.401 --> 01:34.651
.اان یادم اومد که همیشه یه چیزی برام سوال بوده
قسمت 9
گلی مصنوعی، با ریشه‌های پوسیده
دفتر رئیس

01:34.651 --> 01:34.721
قسمت 9
گلی مصنوعی، با ریشه‌های پوسیده
دفتر رئیس

01:34.721 --> 01:34.741
قسمت 9
گلی مصنوعی، با ریشه‌های پوسیده

01:34.741 --> 01:36.721
‫بابانوئل فقط لباس قرمز می‌پوشه؟
قسمت 9
گلی مصنوعی، با ریشه‌های پوسیده

01:36.721 --> 01:38.701
‫بابانوئل فقط لباس قرمز می‌پوشه؟

01:39.161 --> 01:41.201
.چه سوال خوبی پرسیدین

01:41.991 --> 01:46.161
...‫یه بار از مادرم دربارهٔ یه چیزی به اسم «بابانوئل سیاه‌» شنیدم

01:47.001 --> 01:50.421
‫ولی شخصاً وقتی به بابانوئل
‫ فکر می‌کنم، یاد قرمز می‌افتم.

01:51.041 --> 01:53.251
.پس اینطوریاست

01:53.341 --> 01:56.591
‫میگن قرمز رنگ شور و عدالته.

01:56.671 --> 02:00.641
‫البته من از رنگ قرمز متنفرم. خیلی تو چشم و مبتذله.

02:01.891 --> 02:03.641
عه، جدی؟

02:04.351 --> 02:08.641
‫ اینجا تو دفتر رئیس، فقط شونه‌هاشو ماساژ میدم و گپ می‌زنیم.

02:09.021 --> 02:13.021
‫کِی قراره بالاخره بهم یاد بده چطوری بجنگم؟

02:13.111 --> 02:14.941
‫زود باش دیگه، محکم‌تر!

02:15.231 --> 02:17.441
ایـ ـ اینجوری بهتره؟

02:17.651 --> 02:18.651
‫محکم‌تر!

02:19.411 --> 02:20.451
‫اینجوری؟

02:20.531 --> 02:21.661
‫محکم‌تر!

02:22.241 --> 02:23.281
‫محکم‌تر!

02:24.581 --> 02:30.121
‫محکم‌تر، محکم‌تر، محکم‌تر، محکم‌تر، محکم‌تر،
‫محکم‌تر بزن، لعنتی!

02:30.541 --> 02:33.171
!دیـ ـ دیگه محکم‌تر از این نمی‌تونم

02:33.251 --> 02:36.841
‫رئیس تتسودومه، برای چه چیزی داری منو آزمایش می‌کنی؟

02:45.851 --> 02:49.391
‫اگه جلوی زن‌ها و بچه‌ها دست‌دست کنی،
‫بدجوری به دردسر میفتی،

02:49.481 --> 02:51.021
‫پس حواست رو جمع کن.

02:51.561 --> 02:55.821
.‫ ناماتامه فومی از کلاس ۱۰ می‌خواد تو رو بکشه

02:56.071 --> 02:59.281
می‌خوای برای اون آماده بشی، بابانوئل؟

02:59.781 --> 03:01.491
...‫همین که اجازه میدی درد روت اثر بذاره

03:01.571 --> 03:04.281
‫نشون میده که تو عرضۀ جنگیدن نداری.

03:05.281 --> 03:07.751
اون دانش‌آموز از کلاس ۱۰؟

03:07.951 --> 03:11.211
.خوب می‌دونم اوشیبو چه نقشه‌هایی می‌کشه

03:11.581 --> 03:13.881
،اگه به خاطر اینکه بچه‌ست، تردید کنی

03:13.961 --> 03:15.791
‫قبل از اینکه بفهمی چی شده، کشته میشی.

03:15.881 --> 03:18.091
‫قبل از اینکه بتونه تو رو بکشه، بکشش.

03:18.171 --> 03:19.171
‫باشه؟

03:19.471 --> 03:21.381
‫تو دیگه چه جور مدیری هستی؟

03:21.841 --> 03:23.011
‫آخ!

03:23.091 --> 03:26.761
‫با حس جنگندگی با اون بچه روبرو شو!

03:26.851 --> 03:29.021
‫اون حس جنگندگی چیزیه که بهش نیاز داری.

03:29.101 --> 03:33.691
حق نداری پاتو از این اتاق بذاری بیرون، تا وقتی
...که بتونی بدون این که جلوی خودتو بگیری

03:33.771 --> 03:35.061
.این پیرزن نحیف رو بزنی

03:35.521 --> 03:37.401
‫مـ ـ من نمی‌تونم این کارو انجام بدم!

03:41.361 --> 03:43.491
‫تو با سالمندا طوری رفتار می‌کنی که انگار پیر و فرتوت شدن...

03:43.571 --> 03:45.371
‫و با بچه‌ها طوری که انگار نوزادهای درمانده‌ان.

03:45.821 --> 03:48.791
...تا وقتی که روی سن آدما حساس باشی

03:48.871 --> 03:52.791
‫نمی‌تونی با هرچی که تو چنته داری
.باهاشون روبه‌رو بشی

03:53.001 --> 03:54.751
‫حمله کن بابانوئل.

03:55.001 --> 03:56.501
...اگه تو نزنی

03:56.961 --> 03:58.341
!پس خودم می‌زنم

03:59.251 --> 04:00.341
این چی بود؟

04:00.421 --> 04:02.591
‫این یه تصویر ذهنی از جوونیش بود؟

04:04.551 --> 04:07.351
‫مـ ـ من می‌خوام یه بابانوئل قوی باشم!

04:07.811 --> 04:10.141
‫نمی‌فهمم که مشت زدن من به تو...

04:11.101 --> 04:14.851
‫چطوری می‌تونه منو به این هدف نزدیک‌تر کنه!

04:16.811 --> 04:19.021
...‫یعنی می‌خوای یه آدم بالغ خوب و درست بشی

04:19.111 --> 04:22.491
‫بدون اینکه هیچ‌وقت به کسی آسیب بزنی یا دستاتو کثیف کنی؟

04:23.241 --> 04:24.701
‫ای جوون احمق!

04:30.041 --> 04:33.121
.این آدم... احتمالاً می‌دونست قراره چه اتفاقی بیفته

04:34.081 --> 04:37.581
...انگشتی که رئیس زد شکوندش
.سیاه و بی‌حس شده

04:38.381 --> 04:41.761
نه می‌تونم گونۀ چروکش رو حس کنم
.و نه دندون‌هاشو

04:41.841 --> 04:45.801
...توجه نکردن به درد خودم و دیگران

04:46.301 --> 04:50.311
....قسمت‌بندی کردن... و عمل کردن

04:50.971 --> 04:52.771
‫مثل یه آدم بزرگ!

04:54.141 --> 04:57.191
‫چه رنگ خوبی، بهت میاد.

04:57.271 --> 04:58.271
‫یه نگاه بنداز.

04:59.901 --> 05:01.731
!بابانوئل سیاه شدی

05:05.951 --> 05:08.531
‫نگران نباش. از اولم دندون نداشتم.

05:08.621 --> 05:10.581
.هیچ آسیبی بهم وارد نشد

05:11.661 --> 05:14.161
‫رئیس... رئیس، خیلی معذرت می‌خوام! من...

05:14.621 --> 05:18.461
‫چرا عذرخواهی می‌کنی؟ خودم گفتم منو بزنی.

05:19.041 --> 05:22.921
‫فکر کنم بتونیم اینو اولین قدمت
‫به سوی بزرگسالی حساب کنیم.

05:23.591 --> 05:25.421
‫آفرین بهت!

05:25.801 --> 05:28.841
‫این قلبمو بیشتر از هر توهینی که
‫می‌تونست بهم بکنه، به درد آورد.

05:28.931 --> 05:31.601
‫اون آدم بزرگ قوی‌ای که سعی دارم بشم...

05:31.681 --> 05:33.061
‫بابانوئل قوی...

05:34.931 --> 05:38.901
‫تنها راهش اینه که اونقدر سیاه بشم
‫که یه پیرزن رو بزنم؟

05:38.981 --> 05:42.821
‫حس می‌کنم دری رو باز کردم که بهتر بود
‫هیچ‌وقت باز نمیشد.

05:43.611 --> 05:47.781
اگه حینی که بابانوئل سیاه باشم
با بچه‌ها تعامل کنم چی میشه؟

05:47.861 --> 05:51.411
‫دفعۀ بعد که تبدیل میشم، امیدوارم
.دوباره مثل همیشه قرمز باشم

05:51.491 --> 05:53.331
‫ّبـ ـ ببخشید!

05:54.201 --> 05:55.751
‫فکر کنم همدیگه رو قبلاً دیدیم!

05:56.331 --> 05:57.541
‫می‌دونستم!

05:57.621 --> 05:59.211
‫سلام، من ناماتامه‌ام!

05:59.581 --> 06:00.671
‫منو یادت میاد؟

06:01.671 --> 06:04.841
‫من دوستای زیادی ندارم،
‫واسه همین زود شناختمت!

06:04.921 --> 06:05.761
‫سلام!

06:05.841 --> 06:07.591
‫خیلی وقته ندیدمت!

06:07.671 --> 06:09.091
‫آره، خیلی گذشته!

06:09.431 --> 06:11.391
‫داشتی ازم دوری می‌کردی؟

06:11.891 --> 06:13.061
!نه والا

06:16.141 --> 06:19.061
،بازم همون آش و همون کاسه
،همون احساس شدید! مهم نیست چقدر تمرین کنم

06:19.141 --> 06:21.481
!همیشه از رو در رویی با این دختره می‌ترسم

06:21.561 --> 06:22.981
!نذار روت تاثیر بذاره،‌ ساندا

06:23.521 --> 06:24.901
‫راستی،

06:24.981 --> 06:28.951
‫ناماتامه-سان، تو همیشه با خودت
گیاه‌های کمُرده رو این‌ور اون‌ور می‌بری؟

06:29.951 --> 06:31.371
‫یه جورایی خجالت‌آوره.

06:31.781 --> 06:35.331
.وقتی کنارمن، احساس امنیت می‌کنم

06:35.411 --> 06:36.371
.ازشون خوشم میاد

06:36.661 --> 06:38.501
‫وقتی تو محوطۀ مدرسه قدم می‌زنم،

06:38.581 --> 06:41.331
‫همیشه دنبال گیاه‌های نیمه‌جون می‌گردم.

06:41.921 --> 06:45.211
‫البته امروز زیاد خوش‌شانس نبودم.

06:45.301 --> 06:47.171
‫گیاهای نیمه‌جون؟

06:47.261 --> 06:48.551
‫چرا ازشون خوشت میاد؟

06:48.841 --> 06:52.091
.من توی کلاس ۱۰‌ـم، کلاسی که بچه‌هاش آدم‌بزرگا رو کشتن

06:52.181 --> 06:54.471
‫میگن همه‌مون یه جامون می‌لنگه.

06:55.101 --> 07:00.481
...به خودم اومدم و دیدم دارم دنبال این دختره میرم

07:00.941 --> 07:03.811
‫و اون از یه جای سایه‌دار، نمور و خلوت می‌رفت یه جای دیگه.

07:03.901 --> 07:08.281
.‫ ناماتامه فومی از کلاس ۱۰ می‌خواد تو رو بکشه

07:09.441 --> 07:11.661
‫اگه قرار باشه این کارو بکنم... الان بهترین موقع‌ست!

07:12.781 --> 07:15.121
‫حس می‌کنم دیگه راه برگشتی به آدم قبلی نیست،

07:15.201 --> 07:20.121
‫مثل یه قطره جوهر سیاه که پخش میشه و کل آب رو رنگی می‌کنه.

07:20.711 --> 07:23.831
‫بابانوئل سیاه کوتاه نمیاد، حتی جلوی یه بچه.

07:24.751 --> 07:27.551
‫این شخص یه آدم بزرگ رو کشته!

07:27.631 --> 07:30.341
‫بچه‌های بد باید تنبیه بشن.

07:30.591 --> 07:33.301
‫الان بهترین وقت و مکانه که تغییر شکل بدم و...

07:34.681 --> 07:37.261
‫اینجا رو! یه عالمه برگ پاییزی پیدا کردم!

07:37.351 --> 07:38.721
‫امروز شانسم گرفته!

07:39.601 --> 07:41.481
‫زود باش، لمسشون کن!

07:41.561 --> 07:42.941
‫ها؟ من؟

07:44.101 --> 07:47.151
‫چشماتو ببند و برگ‌ها رو حس کن.

07:47.481 --> 07:52.861
‫تا حالا زیاد به این فکر نکرده بودم که چرا این‌قدر از
.گل و گیاه‌های پژمرده خوشم میاد

07:53.161 --> 07:55.491
‫حسی که وقتی کل رطوبتشون رو از دست دادن دارن...

07:55.571 --> 07:58.081
‫وقتی رگ‌ها و ساقه‌های نحیفشون رو لمس می‌کنم...

07:58.951 --> 08:01.161
‫شاید منو یاد دستای مادرم می‌ندازن.

08:01.831 --> 08:07.541
‫جوان‌سازی دست‌ها یه چالش خیلی بزرگه که به این راحتی‌ها
.نمیشه حلش کرد، حتی تو این دور و زمونه

08:08.001 --> 08:11.421
،مامانم با جراحی پلاستیک، شبیه یه دختر 20 ساله شده بود

08:11.511 --> 08:14.301
‫ولی فقط دست‌هاش مال یه آدم چهل و چند ساله بود.

08:15.051 --> 08:17.431
‫حتی از همون موقعی که تو مدرسه ابتدایی بودم...

08:17.511 --> 08:21.311
‫هربار که به خونه برمی‌گشتم، چهره مادرم یه جوری دیگه شده بود.

08:21.391 --> 08:24.481
‫یه چیز خیلی معمولیه که همه انجامش میدن، فومی.

08:24.561 --> 08:26.311
‫دندونت خراب میشه، میری پیش دندون‌پزشک.

08:26.691 --> 08:29.021
‫چروک میشی، میری پیش جراح پلاستیک.

08:29.111 --> 08:30.731
‫زیبایی و جوونی...

08:31.071 --> 08:34.951
‫تو این دوره زمونه، مهمترین دارایی‌هات هستن. متوجهی چی میگم؟

08:35.701 --> 08:39.991
‫چشمام رو از مادرم به ارث بردم. فکر کنم.

08:40.081 --> 08:40.911
‫البته!

08:41.251 --> 08:44.121
...چون کپی مامانم بودم و نمی‌خواستم لبخندی که قبلاً

08:44.411 --> 08:47.041
.داشته رو فراموش کنه، باید همیشه می‌خندیدم

08:47.131 --> 08:50.591
.هر روز توی خندیدنای الکی ماهرتر می‌شدم

08:50.881 --> 08:54.551
‫پدر و برادرم ترکمون کردن چون از این آدم می‌ترسیدن.

08:54.931 --> 08:57.511
...‫تنها چیزهایی که خانپاده‌مونو سرپا نگه می‌داشت

08:57.801 --> 09:00.641
‫لبخند من و دستای مادرم بود.

09:00.721 --> 09:02.721
‫جوونی بزرگترین ثروت یه ملته!

09:02.811 --> 09:04.981
‫ من میرم حموم.
...هروز جوون‌تر و قوی‌تر شو

09:05.061 --> 09:06.601
...با‫ داروسازی ایتاگاکی
‫همینجا باش، باشه؟

09:06.691 --> 09:08.901
.باشه، باشه

09:09.651 --> 09:13.191
‫مامانم هی قرص بیشتری می‌خورد.

09:13.261 --> 09:13.281
قرص‌های جوان‌کننده

09:13.281 --> 09:15.741
‫اونقدر زیاد که فکر کردم دیگه نمی‌تونه اینجوری ادامه بده.
قرص‌های جوان‌کننده

09:15.741 --> 09:16.741
قرص‌های جوان‌کننده

09:16.741 --> 09:18.471
‫یه جوری باید جلوشو می‌گرفتم.
قرص‌های جوان‌کننده

09:18.471 --> 09:18.491
‫یه جوری باید جلوشو می‌گرفتم.

09:22.451 --> 09:24.581
‫مامان، گوش کن.

09:24.661 --> 09:27.421
‫مطمئنی این اواخر حالت بد نشده؟

09:27.791 --> 09:28.921
‫خوبی؟

09:29.001 --> 09:30.291
‫چی شده؟

09:30.381 --> 09:32.381
‫چرا یه همچین سوال احمقانه‌ای می‌پرسی؟

09:32.461 --> 09:34.011
...آ ـ آخه

09:34.091 --> 09:36.091
!‫خیلی دوستت دارم، مامان

09:36.171 --> 09:37.551
!نگرانتم

09:37.631 --> 09:39.091
‫تو دختر خیلی مهربونی هستی.

09:39.431 --> 09:41.101
.بهم حق بده که نگران بشم

09:41.181 --> 09:45.981
...آخه ببین بدنت چقدر سبک شده

09:46.811 --> 09:47.941
‫مامان؟

09:52.821 --> 09:54.781
.‫متاسفم، فومی-چان

09:54.861 --> 09:56.401
‫نمی‌خواستم بترسونمت.

09:56.741 --> 09:59.281
...‫ولی ببین، فومی-چان

09:59.361 --> 10:00.201
‫با انجام این کار...

10:00.281 --> 10:01.371
‫تمام بدنم...

10:01.621 --> 10:05.451
!الان دیگه جوونه

10:05.911 --> 10:08.621
‫دیگه نمی‌تونستم این دست‌ها رو تحمل کنم.

10:08.711 --> 10:11.541
...‫یه دختر جوان و سرزندهٔ ده ساله مثل تو

10:11.631 --> 10:15.421
.هیچ‌وقت نمی‌فهمه چه حسی داشتم

10:16.511 --> 10:20.511
...‫وقتی دستای مادرم و لبخندم از بین رفت

10:20.801 --> 10:21.801
‫انگار دیگه...

10:22.101 --> 10:24.721
.بودنم تو اون خونه هیچ فایده‌ای نداشت

10:28.641 --> 10:30.191
...‫عجیب اینه که

10:30.561 --> 10:36.361
وقتی مُرد، یه رگه‌هایی از خوشحالی قدیمش
.به صورتش برگشته بود

10:36.781 --> 10:38.991
‫به خاطر همینه از کاری که کردم پشیمون نیستم.

10:39.701 --> 10:43.451
‫اگه پیر شدن تو این کشور این قدر درد و رنج برای مردم میاره...

10:43.701 --> 10:45.911
‫پس بهتره زودتر به رنج‌شون پایان داد.

10:45.991 --> 10:48.831
‫وقتی این‌جوری به بزرگ‌ترها فکر کردم...

10:48.911 --> 10:51.381
...‫یهو به خودم اومدم و دیدم داخل کلاس ۱۰ـم. ولی

10:51.831 --> 10:55.341
‫کاش می‌تونستم یه بار دیگه دستای مادرم رو لمس کنم.

10:56.131 --> 10:57.261
‫اون...

10:57.341 --> 10:59.421
.‫دستای بزرگ و چروکش

10:59.761 --> 11:02.301
...‫دستش تمام این مدت داشت تکون می‌خورد

11:02.801 --> 11:04.511
.انگار دنبال یه چیزی می‌گرده

11:04.601 --> 11:06.771
.واقعاً سعی داره مادرشو به یاد بیاره

11:08.061 --> 11:09.271
...‫ناماتامه-سان

11:09.641 --> 11:11.231
‫ممنون که بهم گفتی.

11:16.941 --> 11:18.821
!باز دوباره گند زدم

11:18.901 --> 11:21.951
!بدنم زودتر از مغزم عکس‌العمل نشون داد

11:22.031 --> 11:25.831
‫جلوی دختری که دربه‌در می‌خواد بابانوئل
!رو بکشه، تبدیل به بابانوئل شدم

11:26.241 --> 11:29.121
!قراره اوضاع به فاک بره

11:32.791 --> 11:34.381
!بعداً توی کافه‌تریا همو می‌بینیم

11:34.461 --> 11:36.751
!‫باشه! بعداً می‌بینمت

11:37.251 --> 11:42.051
‫اون دست منو نگه داشته بود تا اینکه من کشیدمش.

11:42.131 --> 11:46.011
‫داره چیکار می‌کنه؟ داره وانمود می‌کنه که نفهمیده؟

11:48.891 --> 11:52.061
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اسمتو نپرسیدم.

11:53.191 --> 11:54.021
‫سا...

11:54.521 --> 11:57.231
!اگه اسممو بهش بگم، دیگه رسماً می‌فهمه

11:58.941 --> 12:00.191
‫ساندا.

12:04.361 --> 12:05.621
...‫ساندا-کون

12:06.451 --> 12:08.581
.مشتاق دیدنت توی مراسم اوج نوجوانی هستم

12:09.331 --> 12:10.911
.خیلی منتظرشم

12:11.831 --> 12:13.671
‫که تو رو بکشم.

12:14.831 --> 12:16.751
‫این رسماً اعلان جنگ بود.

12:17.501 --> 12:20.631
‫می‌خوای منو بکشی، ناماتامه؟

12:20.711 --> 12:22.221
...‫تو هی بزرگترا رو می‌کشی

12:22.301 --> 12:24.681
‫چون می‌خوای گذشته‌تو با مادرت فراموش کنی، نه؟

12:25.471 --> 12:28.601
‫من به خودم قول دادم آرزوی هر بچه‌ای رو با همهٔ توانم برآورده کنم!

12:29.181 --> 12:31.021
‫من با یه بچه نمی‌جنگم.

12:31.101 --> 12:35.101
!دیگه نمی‌خوام بابانوئل سیاه بشم

12:35.191 --> 12:36.191
‫در این صورت...

12:37.061 --> 12:39.821
‫فقط بايد تحمل كنم كه توسط يه بچه سلاخی بشم!

12:40.231 --> 12:41.651
!خلاصه که قضیه اینه

12:42.071 --> 12:43.781
‫به من شلیک کن...

12:44.151 --> 12:46.031
‫آمايا!

12:46.621 --> 12:48.241
!بهم ‫شلیک کن

12:48.331 --> 12:51.751
!زود باش، شلیک کن! بزن سوراخ سوراخم کن! این فقط تمرینه

12:52.291 --> 12:55.121
!حتی یاگیودا سنسی هم برای آموزش دادن بهت اومده

12:55.211 --> 12:57.961
.‫ببین، من هنوز از لحاظ فنی دشمنت حساب ميشم

12:58.041 --> 12:59.001
‫یه دقیقه صبر کن!

12:59.421 --> 13:01.171
!بیا یه نفس عمیق بکشیم

13:01.251 --> 13:02.881
‫می‌دونم مغرورانه رفتار می‌کنم...

13:03.171 --> 13:05.761
.‫ولی من هم به اندازهٔ یه بچه ترسیدم

13:05.841 --> 13:08.931
.‫شاید بهتر باشه بدی فویومورای فولادزره این کارو بکنه

13:09.011 --> 13:11.351
‫هی، بابانوئل که نمی‌میره، درسته؟

13:11.681 --> 13:14.731
‫آره، فکر کنم. مسئله اینه که منم مثل بقیه درد رو حس می‌کنم.

13:15.101 --> 13:17.351
‫خب... مراقب باش، انداختنش کار بدیه.

13:17.441 --> 13:18.581
.گلنگدن رو بکش و یه تیر بذار تو لوله

13:18.581 --> 13:20.651
!صبر کن، چی؟
.گلنگدن رو بکش و یه تیر بذار تو لوله

13:20.821 --> 13:23.571
،‫با دست چپت دور دست راستت بگیرش

13:23.651 --> 13:25.111
‫بازوهات رو صاف نگه دار...

13:25.701 --> 13:28.951
‫با دو چشم باز با دقت نشونه بگیر.

13:29.031 --> 13:32.081
!‫صبر کن... یه لحظه، نمی‌خوام! نمی‌خوام

13:35.751 --> 13:37.251
احتیاط: صدای بلند

13:40.421 --> 13:43.211
‫کافی نیست! باید اون حس نیت کشتن رو حس کنم!

13:43.671 --> 13:45.551
!به قصد کشت بهم شلیک کن، آمایا

13:45.721 --> 13:46.721
!نمی‌خوام بابا

13:46.801 --> 13:48.641
.‫به من اعتماد کن، غمت نباشه

13:48.721 --> 13:51.011
.‫من این یارو رو هزار بار زدم و هنوز زنده‌ست

13:51.101 --> 13:53.011
‫مشکل این نیست!

13:53.101 --> 13:56.351
‫اگه لگدش برات زیاده، یه کوچولو آرنج‌هات رو خم کن.

13:56.431 --> 13:57.601
‫من کلی گلوله آوردم.

13:57.691 --> 13:58.521
‫ولی...

13:59.021 --> 14:02.821
،من از اضافه‌کاریِ بدون حقوق خوشم نمیاد
!زود باش شروع کن به شلیک کردن

14:02.901 --> 14:05.571
‫این دفعه به سرم شلیک کن، آمایا! خوب نشونه بگیر!

14:06.151 --> 14:07.781
‫شلیک کن، آمایا!

14:08.151 --> 14:09.531
‫از پسش بر نمیام!

14:09.991 --> 14:14.241
!‫آمایا، به کمکت نیاز دارم! نمی‌تونم بذارم ناماتامه منو بکشه

14:14.621 --> 14:16.581
خب اگه کشته نمیشی، پس مشکلت چیه؟

14:16.661 --> 14:18.791
!معلوم نیست چه اتفاقی ممکنه بیفته

14:18.871 --> 14:20.331
!‫ناماتامه یه بچه‌ست

14:20.421 --> 14:21.751
!منم بچه‌ام لعنتی

14:22.171 --> 14:25.631
!‫دقیقا! تو یه بچه‌ای و بهترین دوستمی

14:27.421 --> 14:30.221
‫باید یه بابانوئل بشم که اینقدر قوی باشه...

14:30.301 --> 14:32.471
‫که حتی یه بچه مثل اون هم نتونه بکشتش!

14:32.851 --> 14:36.181
‫باید اوشیبو رو شکست بدم و اونارو برگردونم!

14:36.521 --> 14:40.151
!و روزهای معمولیِ فویومورا و اونو رو برگردونم

14:40.651 --> 14:41.981
.همیشه می‌دونستم

14:44.361 --> 14:46.071
!آدم‌بزرگا بدترینان

14:46.821 --> 14:48.701
!‫خیلی‌خب! روت حساب می‌کنم

14:49.281 --> 14:51.661
!حداقل قبلش یه «ببخشید» یا «ممنون» بگو

14:52.121 --> 14:55.081
...‫خودتو بذار جای من، فکر کن مجبوری برای کمک به دوستت

14:55.411 --> 14:56.791
!بهش شلیک کنی

15:04.211 --> 15:05.381
!درد داشت

15:05.801 --> 15:08.551
‫خیلی می‌سوزه! واقعاً حسش کردم!

15:08.631 --> 15:10.551
‫یه لحظه فکر کردم رفتم اون دنیا!

15:10.631 --> 15:12.591
!آفرین آمایا، دوباره انجامش بده

15:12.891 --> 15:14.011
هان؟

15:14.101 --> 15:16.351
!‫تمومش کن، لعنتی! من دیگه نیستم

15:30.701 --> 15:32.031
‫دیگه فشنگ نمونده.

15:35.411 --> 15:38.411
‫بچه‌ها ممکنه یه شبه بالغ و قوی بشن.

15:39.451 --> 15:41.371
‫بالاخره تموم شد.

15:41.871 --> 15:44.581
‫بچه‌ها خیلی سخت‌جونن.

15:44.961 --> 15:46.381
...ناماتامه فومی

15:46.461 --> 15:49.761
‫من باهات نمی‌جنگم، ولی نمی‌ذارم تو منو بکشی!

15:50.011 --> 15:51.051
‫آمایا...

15:53.341 --> 15:54.681
‫ممنونم.

16:05.231 --> 16:06.771
‫ممنون بابت غذا!

16:07.361 --> 16:12.701
‫شما فسقلی‌ها خیلی سریع یاد می‌گیرین!
!رامن به حساب منه، بخورین

16:13.321 --> 16:17.491
!تو ۱۴ سالگی بالای ۱۰۰ بار با اسلحه شلیک کردم
!حس می‌کنم از جنگ برگشتم

16:17.581 --> 16:19.661
.‫ها؟ انقدر نازنازی نباش

16:20.041 --> 16:21.161
.تو که ببند دهنتو

16:21.251 --> 16:23.751
!تو منو آدم‌کش کردی و رفیقمو سوراخ‌سوراخ کردی

16:23.831 --> 16:25.631
!کم‌کم دارم روانی میشم

16:26.001 --> 16:28.381
‫این آموزش تا کی قراره ادامه داشته باشه؟

16:28.711 --> 16:31.341
‫و تو چی، ساندا؟ اون همه سوراخی که تو تنت ایجاد کردم چی؟

16:31.421 --> 16:32.471
‫حالشون چطوره؟

16:32.881 --> 16:38.391
‫بیشترِ آسیب‌هایی که وقتی بابانوئلم می‌بینم،
.وقتی بچه میشم خوب میشن

16:38.471 --> 16:41.311
.‫البته آسیب‌های خیلی عمیق ردشون می‌مونه

16:41.601 --> 16:44.891
.پس منظورت اینه که آسیبات به راحتی خوب میشن

16:44.981 --> 16:47.981
‫ولی زخم‌های روحیِ من احتمالاً تا ابد موندگارن، نه؟

16:48.481 --> 16:51.941
.‫خب، به گمونم آره

16:52.571 --> 16:54.281
.واقعاً متاسفم، آمایا

16:54.571 --> 16:57.491
.آموزشِ بی‌رحمانه مثل این درست نیست

17:01.121 --> 17:04.501
‫از دیدِ من، تو نمی‌خوای یه بابانوئل قوی بشی،

17:04.581 --> 17:06.671
‫فقط می‌خوای یه مردِ قوی بشی.

17:07.751 --> 17:11.131
‫داری اشتباه می‌کنی، آمایا! من فقط دارم سعی می‌کنم این چیزا رو بفهمم!

17:11.591 --> 17:14.301
!چیکار می‌تونم بکنم تا یه بابانوئل عالی بشم

17:16.011 --> 17:19.471
‫این دوتا دارن منو گول می‌زنن که بهشون غذا بدم، مگه نه؟

17:23.021 --> 17:25.521
‫ببخشید. من واقعاً تو این کار افتضاحم.

17:26.191 --> 17:27.441
‫اشکالی نداره.

17:27.851 --> 17:31.021
‫تو همیشه از لاک زدن بدت میومد، مگه نه؟

17:31.111 --> 17:33.401
.‫می‌گفتی انگار سر انگشتات طلسم میشن

17:33.691 --> 17:34.941
.‫آره، خب

17:35.031 --> 17:37.201
.‫ولی فردا مراسم اوج جوانی‌ـه

17:37.281 --> 17:39.241
.‫فکر کنم یه روزو بتونم تحمل کنم

17:39.661 --> 17:42.201
.‫ممنونم که اینکارو به خاطر من می‌کنی

17:42.291 --> 17:44.201
.خیلی برام ارزش داره

17:47.371 --> 17:50.081
فردا... چه ساعتی باید بیام اینجا؟

17:50.171 --> 17:52.251
نظرت چیه که فردا بیرون همو ببینیم؟

17:52.631 --> 17:53.961
‫اوهوم، باشه.

17:54.301 --> 17:55.421
‫مشکلی نیست.

17:55.511 --> 17:57.471
.پس ساعت ۴ جلوی در ورودی منتظرتم

17:58.471 --> 17:59.931
‫فهمیدم.

18:04.521 --> 18:05.481
‫چرا؟

18:06.481 --> 18:11.821
چرا هروقت سکوت طولانی میشه اینطوری بهم زل می‌زنه؟

18:12.861 --> 18:14.441
.عیبی نداره اگه بهم بخندی

18:14.531 --> 18:15.941
.واقعاً تو این کار افتضاحم

18:16.781 --> 18:18.361
.هیچ‌وقت بهت نمی‌خندم

18:18.701 --> 18:23.791
وتو هر کاری رو که انجام میدی، با تمام وجودت انجام میدی
.دیگه نمی‌تونم مثل قدیم سربه‌سرت بذارم

18:24.451 --> 18:27.251
‫چرا نتونی؟ چون بزرگ شدی؟

18:27.831 --> 18:29.461
‫فقط این نیست.

18:31.541 --> 18:34.501
‫چون ازت خوشم میاد، فویومورا.

18:36.261 --> 18:37.841
‫منم ازت خوشم میاد.

18:37.921 --> 18:41.471
.اونقدر زیاد که وقتی گم شدی مثل یه دیوونه دنبالت می‌گشتم

18:42.301 --> 18:46.061
،می‌خواستم اینو روز مراسم اوج جوانی بهت بگم

18:46.811 --> 18:50.901
.ولی «ازت خوشم میاد» من با تو خیلی فرق داره

18:51.231 --> 18:52.111
.به گمونم

18:52.191 --> 18:54.941
فرق داره؟ چه فرقی؟

18:55.021 --> 18:57.571
‫بیا یه بار برای همیشه اینو بفهمیم.

18:57.651 --> 18:59.281
...‫فویومورا-سان

19:00.151 --> 19:03.241
‫وقتی منو لخت می‌بینی، چه حسی بهت دست میده؟

19:04.661 --> 19:09.461
.اگه تو رو لخت ببینم، شرط می‌بندم قلبم تند تند می‌زنه

19:09.541 --> 19:12.921
.‫خیلی خوشحال میشم و مغزم کاملاً هنگ می‌کنه

19:13.001 --> 19:13.841
...ولی

19:13.921 --> 19:16.211
‫برای تو اینطوری نیست، مگه نه؟

19:16.301 --> 19:19.381
!‫امکان نداره! تو همچین حسی نداری

19:19.471 --> 19:21.801
‫مطمئنم اگه منو لخت ببینی هیچ حسی بهت دست نمیده!

19:21.891 --> 19:23.341
‫این درست نیست!

19:23.641 --> 19:25.431
‫لباس‌هاتو دربیار تا بفهمیم.

19:25.511 --> 19:26.351
‫چی؟

19:29.351 --> 19:30.481
!خیلی‌خب

19:31.441 --> 19:33.561
،می‌ترسیدم سکوت سنگینی بشه

19:33.651 --> 19:35.361
.‫برای همین یه چیزی پروندم

19:35.441 --> 19:37.821
‫ما که خیلی وقتا جلوی همدیگه لخت شدیم...

19:38.231 --> 19:40.741
‫خیلی زیاد.

19:52.541 --> 19:54.921
.‫یه جورایی حس می‌کنم دارم یه کار اشتباهی می‌کنم

19:55.001 --> 19:59.131
‫انگار یه بچه رو مجبور کردم جلوی یه آدم بزرگ لخت بشه.
‫معذرت می‌خوام.

19:59.211 --> 20:01.381
‫اینجوری نیست.

20:01.471 --> 20:02.681
‫ولی مسئله اینه که...

20:03.051 --> 20:07.011
...‫با اینکه هر دومون ۱۴ ساله‌ ایم، تو دیگه بالغ شدی

20:07.101 --> 20:10.351
.‫ولی من فقط یه بچه‌ام که قد بلندی داره

20:10.431 --> 20:13.061
‫حس می‌کنم داری منو جا می‌ذاری.

20:13.391 --> 20:15.981
.‫تو خیلی زیبایی، فویومورا-سان

20:16.651 --> 20:19.111
.‫راستشو بگو که چه حسی داری

20:20.611 --> 20:22.281
...همونطور که حدس می‌زدم

20:22.361 --> 20:24.571
ساندا-کون کسیه که دوستش داری، مگه نه؟

20:26.781 --> 20:28.951
!این حرفا چیه که می‌زنی؟

20:30.661 --> 20:32.541
...همه‌ش بحث «عشق» و «نفرت» و این چیزا می‌کنی

20:33.161 --> 20:35.501
‫وقتی بزرگ میشی، همهٔ دغدغه‌ت این چیزا میشه؟

20:37.001 --> 20:41.591
‫وقتی من نبودم، دوستای زیادی پیدا کردی، درسته؟

20:41.671 --> 20:43.881
‫این خیلی عالیه.

20:43.971 --> 20:47.181
‫پس من قرار نیست از این بابت ازت دلخور باشم.

20:47.261 --> 20:49.641
!درسته! ما فقط دوستیم

20:49.721 --> 20:53.561
از این بحث بچه بودن و آدم‌بزرگ بودن
!و  مرد و زن بودن حالم بهم می‌خوره

20:56.311 --> 20:57.981
!‫حالم بهم می‌خوره

20:59.691 --> 21:00.861
‫فویومورا-سان؟

21:01.441 --> 21:04.901
!بیخیال آمایا، خواهش می‌کنم از دستم عصبانی نشو

21:04.991 --> 21:08.241
‫منو تنها بذار! نمی‌خوام یه مدت باهات حرف بزنم!

21:08.321 --> 21:09.281
ها؟

21:14.291 --> 21:17.581
‫داری چیکار می‌کنی، فویومو... هان؟ چرا لختی؟

21:19.341 --> 21:25.761
‫من یه بچه ننهٔ بدبختم که لخت فرار کردم، ساندا.

21:27.051 --> 21:29.181
‫اونو رو برگردون.

21:29.641 --> 21:31.221
‫خواهش می‌کنم.

21:32.101 --> 21:35.691
.‫اولین آرزویی که یکی به عنوان بابانوئل ازم کرد این بود

21:36.141 --> 21:37.851
‫اونو کجا رفته؟

21:37.941 --> 21:39.981
‫اصلاً دیگه برمی‌گرده؟

21:40.191 --> 21:43.571
اصلاً آدم‌بزرگا می‌تونن دوباره بچه بشن؟

21:43.651 --> 21:46.031
‫اگه بابانوئلی، برش گردون!

21:46.111 --> 21:48.531
‫تو به من قول دادی!

21:50.831 --> 21:52.331
‫فویومورا...

21:58.961 --> 22:02.001
...‫توانایی این که یه قیافهٔ عذاب‌کشیده رو باحال نشون بدی

22:02.091 --> 22:04.011
‫یه جورایی مزیت آدم‌بزرگ‌هاست، نه؟

22:04.761 --> 22:06.881
...‫میشه به عنوان دوتا آدم‌بزرگ ازت بپرسم که

22:06.971 --> 22:08.801
چی آزارت میده؟

22:10.031 --> 22:14.021
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

22:14.051 --> 22:19.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:19.051 --> 22:27.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
