WEBVTT

00:00.221 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.051 --> 00:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:30.731 --> 01:32.821
.یه متجاوز بزرگسال پیدا کردم

01:32.901 --> 01:35.531
.باید شخصاً مجازاتش کنم

01:33.881 --> 01:39.801
قسمت 6
سایبورگ علیه بابانوئل

01:36.531 --> 01:39.201
.‫نمی‌ذارم دستت به اونو بخوره، مدیر اوشیبو

01:39.571 --> 01:42.331
‫اون فقط بدنش بالغ شده، همین!

01:42.411 --> 01:44.371
!اون متجاوز نیست، دانش‌آموزه

01:44.451 --> 01:47.541
دلیل خاصی داره که از بالغ شدن دانش‌آموزها متنفرین؟

01:48.251 --> 01:49.791
...‫فویومورا-سان

01:50.381 --> 01:52.251
!‫همین! دقیقاً خودشه

01:52.341 --> 01:54.091
‫اینا اشک هستن.

01:54.171 --> 01:57.801
‫بین تمام ترشحات بدن انسان، اشک‌ها از همه حال‌به‌هم‌زن‌ترن.

01:58.841 --> 02:02.681
‫فکر می‌کنی چرا انسان‌ها وقتی بالغ میشن انقدر زود می‌زنن زیر گریه؟

02:02.761 --> 02:05.181
...‫چون توانایی همدردی کردنشون رشد می‌کنه

02:05.271 --> 02:08.891
‫و تجربه‌های غم‌انگیز و دردناک بیشتری به دست میارن.

02:09.901 --> 02:13.191
.خلاصه بگم، چون یه جورایی دچار ترومای روحی میشن

02:14.111 --> 02:15.821
‫بزرگسالایی که ترومای روحی دارن...

02:15.901 --> 02:18.611
‫اونقدر ضعیف میشن که دیگه نمی‌تونن ادامه بدن.

02:18.951 --> 02:22.831
.مدرسهٔ رفاهی دایکوکو به همچین شاگردایی احتیاجی نداره

02:23.741 --> 02:25.291
‫اتفاقی صداتونو شنیدم.

02:25.371 --> 02:30.461
.مثل اینکه اونو ایچی، تو یه شب وحشتناک‌ترین تروما رو تجربه کرده

02:30.831 --> 02:34.381
‫جای تعجب نداره که به این حال و روز افتادی.

02:34.671 --> 02:36.841
.جوونیِ عزیزتو هدر دادی

02:41.011 --> 02:43.721
‫اونا تو دردسرن! باید کمکشون کنم!

02:43.801 --> 02:44.931
‫آروم باش!

02:45.011 --> 02:48.481
‫اگه نتونی تبدیل به بابانوئل بشی، چطوری می‌خوای کمکشون کنی؟

02:48.851 --> 02:50.481
.خودت می‌دونی که درست میگم

02:50.561 --> 02:52.191
‫باید از مغزت استفاده کنی.

02:52.271 --> 02:54.611
‫ساندا، الان تو بابانوئل نیستی.

02:54.691 --> 02:57.071
.تو دیگه یه آدم‌بزرگ قوی نیستی

02:57.401 --> 03:02.411
‫آمايا، منم اولش آدم‌بزرگی نبودم که بشه روم حساب کرد.

03:03.071 --> 03:06.661
.‫یاد گرفتم که آدم‌بزرگ حسابی شدن واقعاً سخته

03:06.951 --> 03:09.001
!‫لطفاً برو کنار، فویومورا-سان

03:09.081 --> 03:10.791
‫اون خانومی که پیشته...

03:10.871 --> 03:12.751
‫یه متجاوز غیرقانونیه!

03:12.831 --> 03:15.171
‫باید مجازاتش کنم!

03:15.251 --> 03:17.801
!‫به خاطر همینه که می‌خوام خودم نجاتش بدم

03:18.261 --> 03:22.011
‫نمی‌تونی متجاوزارو تحمل کنی؟ پس بهتره اول منو مجازات کنی!

03:22.931 --> 03:24.681
!‫چون من بابانوئل‌ام

03:24.761 --> 03:26.181
‫چی...

03:39.531 --> 03:41.611
‫من خیلی از بلوغ فراتر رفتم.

03:41.701 --> 03:44.621
‫من اون پیرمردِ مو سفیدم!

03:44.701 --> 03:48.161
...‫اعتراف می‌کنم، هنوز قلق بدنم دستم نیومده

03:52.041 --> 03:55.001
!‫امکان نداره! ها؟ چه خبره؟ چی شدن الان؟

03:55.461 --> 03:56.541
چشماش افتادن؟

03:56.631 --> 04:02.091
‫آه! ای بابا! چشم‌های مصنوعیم پریدن بیرون!

04:02.171 --> 04:04.051
.‫جراحی پلاستیک کل بدن هم دردسریه‌ها

04:05.431 --> 04:06.391
،بهتون هشدار میدم

04:06.471 --> 04:09.391
.هیچ تاثیری روی عکس‌العمل‌هام نداره، چون سال‌ها تمرین کردم

04:09.971 --> 04:14.101
.دوباره سعی کن فرار کنی، با همین عصام می‌کشمت

04:14.601 --> 04:16.021
‫واقعاً که!

04:16.111 --> 04:21.281
‫فقط یکی از اینا ۱۰۰ میلیون ین قیمتشه! چطوری اینقدر راحت می‌پرن بیرون؟

04:22.191 --> 04:25.241
‫بدون چشماش، نمی‌دونه سانداست.

04:25.571 --> 04:27.991
!‫باید قایمش کنم، قبل از اینکه دوباره بذارتشون

04:32.751 --> 04:35.501
.خیلی‌خب، دوباره صحیح و سالم نصب شدن

04:35.581 --> 04:38.501
.ببخشید، ای به اصطلاح بابانوئلِ خوب

04:38.841 --> 04:41.551
.‫حالا بیا بیرون و صورتتو نشون بده

04:41.631 --> 04:43.761
‫زیر یه کوه لباس چرک قایم شدی؟

04:43.841 --> 04:45.841
‫بعد از همچین ورودی جسورانه‌ای، ترسیدی؟

04:46.261 --> 04:47.801
‫داری چیکار می‌کنی، آمایا؟

04:47.891 --> 04:49.811
!می‌خواستم عادلانه و رودررو با اوشیبو بجنگم

04:50.431 --> 04:54.021
‫شاید بابانوئل باشی، ولی ذهن و جسمت دارن بالغ میشن.

04:54.311 --> 04:55.691
.‫اون راست میگه

04:55.771 --> 04:57.311
‫من یه بچه‌ام.

04:57.401 --> 05:00.021
...‫من یه بچه دماغوام که داره ضعیف‌تر میشه

05:00.111 --> 05:03.281
.هم جسمی و هم روحی، و بقیه رو نگران می‌کنه

05:03.361 --> 05:05.031
‫نمی‌خوام اینجوری بمونم!

05:05.651 --> 05:06.611
‫می‌خوام...

05:06.991 --> 05:08.571
!‫بزرگ بشم

05:09.161 --> 05:11.911
‫آره! می‌خوام یه آدم‌بزرگ بشم!

05:11.991 --> 05:13.451
‫نمی‌خوام بچه بمونم!

05:13.541 --> 05:14.501
‫من...

05:17.171 --> 05:18.541
‫قراره یه آدم‌بزرگ بشم!

05:27.681 --> 05:31.261
.‫بالاخره پیداش شد. بابانوئل جدی و اصلی

05:31.351 --> 05:32.311
‫بابانوئل!

05:34.641 --> 05:36.351
‫این دستای بزرگ!

05:36.641 --> 05:38.311
‫این لباس‌هایی که توش خیلی راحت میشه حرکت کرد!

05:38.601 --> 05:41.691
!این پیرچشمیِ دوست‌داشتنی

05:42.191 --> 05:44.281
!‫دوباره بابانوئل شدم

05:44.571 --> 05:49.031
‫به نظر میاد خیلی با بابانوئل‌های قبلی فرق داری.

05:49.111 --> 05:51.201
مایلی یه‌کم باهم تمرینی مبارزه کنیم؟

05:52.451 --> 05:56.291
.اگه من ببرم، تحویلت میدم به واحد تعقیب لباس‌قرمزها

05:56.371 --> 06:00.171
.اگه تو ببری، اونو ایچی رو دوباره به عنوان دانش‌آموز برمی‌گردونم اینجا

06:01.001 --> 06:02.131
‫نظرت چیه؟

06:02.961 --> 06:04.341
‫همینجا مبارزه کنیم؟

06:04.631 --> 06:06.551
‫من در مقابل مدیر مدرسه؟

06:07.761 --> 06:10.681
.نـ ـ نه، ترجیح میدم این کارو نکنم

06:11.141 --> 06:16.231
...ببخشید که یه‌کم قبل‌تر به نقطه ضعفت ضربه زدم
!واقعاً بد بو... معذرت می‌خوام

06:16.521 --> 06:19.481
‫نیازی نیست دو تا مرد مسن با هم بجنگن.

06:19.561 --> 06:23.941
آخه تو یه مرد ۹۲ سالهٔ پیری که بدون عصا نمی‌تونه راه بره، درسته؟

06:24.021 --> 06:26.191
بهتر نیست که یه‌جا بشینی؟

06:27.191 --> 06:28.901
.‫من هنوز ترجیح میدم با حرف حلش کنم

06:29.861 --> 06:33.831
بهتر نیست یه‌جا بشینی»؟ این عوضی راجع‌به چی حرف می‌زنه؟»

06:33.911 --> 06:35.541
‫اون داره در مورد من حرف می‌زنه؟

06:36.201 --> 06:39.711
‫اون می‌دونه و عمداً داره این کصشعرا رو به من میگه؟

06:42.001 --> 06:44.751
سن: ۹۲

06:44.841 --> 06:48.881
‫اون می‌دونه من برای مبارزه با ویرانی‌های پیری چیا کشیدم؟

06:50.301 --> 06:53.761
.احتمالاً اونقدر درد داری که نمی‌تونی انگشتت رو تکون بدی، اوشیبو-سان

06:53.851 --> 06:58.541
هیفومی اوشیبو
‫گروه خونی: A
سن: ۹۲ سال

06:53.871 --> 06:58.561
.که خب طبیعیه، این ۷۲اُمین جراحی پلاستیک شماست

06:58.931 --> 07:02.771
‫تنها قسمت‌هایی که باهاش به دنیا اومدی دست‌هاته.

07:03.191 --> 07:07.861
‫وقتی اون بانداژها یه ماه دیگه باز بشن، باید جوون‌تر از همیشه به نظر برسی.

07:08.191 --> 07:12.201
‫در مورد زخم‌هات، ممکنه با چیزی مواجه شی که باعث بشه تیر بکشن.

07:12.281 --> 07:13.321
‫پس مراقب باش.

07:13.701 --> 07:16.541
‫حالا بذار یه چیزی برای کم شدن درد... ها؟

07:16.911 --> 07:18.411
اوشیبو-سان؟

07:18.501 --> 07:21.501
‫نه! نباید تو دورهٔ نقاهتت تکون بخوری!

07:23.171 --> 07:24.291
‫یکی جلوشو بگیره!

07:24.591 --> 07:26.251
‫من به مسکن احتیاجی ندارم.

07:26.421 --> 07:29.761
.راه رفتن در خلاف جهت نظم طبیعت همیشه درد داره

07:30.051 --> 07:32.051
...‫این درد بهم یاد میده که

07:32.131 --> 07:36.891
!چقدر تنبلیه که آدم خودشو تسلیم ویرانی‌های زمان کنه

07:36.971 --> 07:38.851
!‫فایده نداره! سرعتشم کم نمیشه

07:38.931 --> 07:40.731
!اوشیبو-سان، نباید حرکت کنی

07:41.061 --> 07:43.351
‫برگردوندن زمان ممکنه. من می‌تونم تحملش کنم!

07:43.441 --> 07:44.811
‫اون نباید بتونه راه بره!

07:44.901 --> 07:48.321
‫من می‌تونم راه برم! با نیروی خودم!

07:48.401 --> 07:49.821
!با پاهای خودم

07:51.321 --> 07:53.781
‫هی! آقا حالت خوبه؟

07:53.861 --> 07:56.991
‫دارین بازوتون رو میدین... که بهش تکیه کنم؟

07:57.911 --> 08:00.201
!‫ازش دور شو، بابانوئل! رفتارش عجیب شده

08:00.291 --> 08:04.671
‫در مورد زخم‌هات، ممکنه با چیزی مواجه شی که باعث بشه تیر بکشن.

08:04.751 --> 08:06.251
‫پس، مراقب باش.

08:07.001 --> 08:10.801
‫ظاهراً موجودات زنده وقتی یه زخم قدیمی بخاره و تیر بکشه، خشن میشن.

08:10.881 --> 08:16.891
!هوا، زمان، دلایلش خیلی متفاوته، اما این یکی بدجوری داره زخمامو تحریک می‌کنه

08:16.971 --> 08:18.931
!اونم احترام تو به سالمندانه

08:20.771 --> 08:23.101
‫دکمه‌ای رو فشار دادی که نباید فشار می‌دادی.

08:27.981 --> 08:29.111
‫سا...

08:29.941 --> 08:32.651
...اجازه بدین یه چیزی نشونتون بدم

08:32.741 --> 08:37.621
!قدرتی که با مبارزه در برابر پیری به دست میارین

08:38.121 --> 08:39.491
‫از نظر فیزیکی!

08:39.581 --> 08:41.501
!‫و همینطور ذهنی

08:43.751 --> 08:46.291
...ور، ور، ور، ور

08:48.671 --> 08:51.381
سایبورگ پرحرفی هستیا، می‌دونستی؟

08:54.341 --> 08:59.101
‫امیدوارم بچه‌ها زیاد هم به بابانوئل باور نداشته باشن.

08:59.601 --> 09:00.681
‫چی؟

09:01.141 --> 09:06.311
‫بزرگترین منبع قدرت بابانوئل، باور بچه‌ها بهشه.

09:06.691 --> 09:10.941
‫نمی‌خوام بیشتر از اینی که هستم،
.در معرض توانایی‌های بابانوئل قرار بگیرم

09:11.021 --> 09:16.321
.حتی آرزو می‌کنم که شما دوتا هم یادتون بره من بابانوئل‌ام

09:16.411 --> 09:17.741
این مزخرفات چیه که میگی؟

09:17.821 --> 09:19.281
.جدی میگم

09:20.161 --> 09:24.081
‫قدرت زیاد، دردسر زیادی هم به همراه داره!

09:24.161 --> 09:27.211
‫پس، لطفاً یکم از باورتون به بابانوئل کم کنین، باشه؟

09:27.291 --> 09:29.001
!به بابانوئل باور داشته باش

09:34.261 --> 09:38.511
!نخورد به هدف، نگو که برای ترحم به پیرمردی مثل من این کارو کردی، بابانوئل

09:39.301 --> 09:40.301
!سریعه

09:42.011 --> 09:46.181
!پس خبرهایی که میگن هنوز قِلِق اون بدن دستت نیومده، درست بوده

09:48.401 --> 09:52.941
‫دیگه وقت‌کشی بسه. نه من، نه تو، هیچ‌کدوم دیگه زیاد وقت نداریم.

09:53.031 --> 09:54.821
!‫زود باش دیگه، تیغهٔ سورتمه

09:54.901 --> 09:57.611
الان چه وقت لفت دادنه؟

10:00.621 --> 10:03.121
!‫فویومورا، آمایا! و اونو

10:03.201 --> 10:04.951
!‫حرفمو پس می‌گیرم

10:05.291 --> 10:07.791
،لطفاً به بابانوئل... یعنی من

10:07.871 --> 10:09.211
!باور داشته باشین

10:11.251 --> 10:14.051
!بهم قدرت بدین، لطفاً

10:16.511 --> 10:19.431
‫آهان، فهمیدم. قدرت بچه‌هایی که باور دارن.

10:19.801 --> 10:22.511
!در زمینهٔ بابانوئل، این یه‌جور دوپینگ حسابیه

10:22.601 --> 10:23.511
‫ها؟

10:23.601 --> 10:28.141
‫جدی میگم! باید با تمام قلبمون به بابانوئل ایمان داشته باشیم!

10:28.231 --> 10:30.351
!‫این تنها راهیه که می‌تونیم بهش کمک کنیم

10:30.441 --> 10:32.811
‫ولی... دقیقاً چطوری؟

10:32.901 --> 10:35.441
.باید نشون بدیم که چقدر به بابانوئل باور داریم

10:35.531 --> 10:37.071
!دیوونه‌بازیه ولی باید امتحانش کنیم

10:38.361 --> 10:41.371
‫بیاین یه دوپینگ اساسی بهش برسونیم!

10:42.451 --> 10:44.491
...عالیه! بدنم کم‌کم داره

10:44.581 --> 10:46.041
‫آتیش می‌گیره!

10:49.621 --> 10:52.501
‫بابانوئل، وقتی بچه‌ها می‌خوابن...

10:53.091 --> 10:55.381
.‫این نشونهٔ ایمان مطلقشون به توئه

10:57.261 --> 10:58.221
‫خیلی وقت پیش...

10:58.301 --> 11:02.471
.اگه بچه‌ها خواب نبودن، بابانوئل نمی‌تونست کارشو تو کریسمس انجام بده

11:03.301 --> 11:07.471
‫بنابراین، بچه‌ها می‌خوابیدن، با این باور که بابانوئل میاد.

11:08.021 --> 11:10.521
...‫این پیوند اعتماد بین بابانوئل و بچه‌ها

11:10.601 --> 11:12.691
‫با خوابیدن گره خورده بود.

11:16.611 --> 11:19.361
با خیال ‫راحت بخوابید بچه‌ها!

11:24.571 --> 11:26.121
!نـ ـ نمی‌تونم بکشمش بیرون

11:27.871 --> 11:30.501
.‫یادمه مادرم یه بار بهم یه حرفی زد

11:30.581 --> 11:33.171
...‫دلیل اینکه بابانوئل مجبور شد از کار بیکار بشه

11:33.251 --> 11:36.041
‫اینه که بچه‌ها دیگه نخوابیدن!

11:36.381 --> 11:39.711
‫آره، چون بچه‌های این دوره زمونه دیگه نیازی به خواب ندارن!

11:39.801 --> 11:44.761
‫فقط یه شب خوابیدن باعث میشه
!بدن‌های جوون و باارزششون زودتر پیر بشن

11:46.221 --> 11:48.681
کجای این قضیه بده؟

11:52.231 --> 11:56.651
‫بچه‌ها باید بخوابن، بخورن و بخندن تا بزرگ شن!

11:56.731 --> 11:58.691
!اجازه نمیدم جور دیگه‌ای پیش بره

12:24.511 --> 12:26.641
.خیالتون تخت، بچه‌ها

12:29.181 --> 12:31.431
!بابانوئل اومده به محله‌تون

12:32.681 --> 12:34.391
‫ایـ... این...

12:34.481 --> 12:36.351
!‫قدرت بابانوئل‌ـه

12:36.441 --> 12:38.401
!‫فویومورا! بابانوئل برنده شد

12:38.821 --> 12:43.361
یعنی اگه بچه‌های بیشتری بهم باور داشته باشن
قدرتم تا کجا پیش میره؟

12:43.451 --> 12:48.871
شاید دوباره بتونم به عنوان بابانوئل قدرتمند
!برای خودم بگردم و کارامو بکنم

12:54.001 --> 12:55.251
شوخیت گرفته؟

12:56.421 --> 12:58.751
.فکر کنم باید لباسامو بدم خشک‌شویی

12:59.131 --> 13:01.001
فقط همین؟ دیگه تموم شد؟

13:01.091 --> 13:01.921
‫ها؟

13:02.011 --> 13:06.301
‫معذرت می‌خوام، ولی در مقایسه با درد و رنج جراحی پلاستیک کل بدن...

13:08.601 --> 13:10.261
‫یه مشت ساده هیچی نیست!

13:10.811 --> 13:13.641
‫بین این همه عمل جراحی که تحمل کردم...

13:14.561 --> 13:18.361
‫دردناک‌تر از همه، تعویض تمام اعضای داخلی بدنم بود.

13:18.441 --> 13:22.401
‫وقتی سیستم گوارشم رو عوض کردن، هر روز استفراغ می‌کردم.

13:24.651 --> 13:26.571
...و دردناک‌ترین بخش بعد از اون

13:27.111 --> 13:30.161
‫اون فقط آسیب می‌بینه، خونریزی نداره!

13:31.031 --> 13:32.331
‫...اینجا بود.

13:33.081 --> 13:35.581
‫تزریق هورمون به ستون فقرات!

13:36.331 --> 13:40.501
‫و بعدش... قطع کردن پاها و وصل کردن پاهای مصنوعی!

13:41.751 --> 13:44.211
!بعدشم کشیدن پوست گردنم با نخ

13:45.971 --> 13:48.801
‫من انواع و اقسام عذاب‌ها رو تحمل کردم،

13:48.891 --> 13:51.141
.همه رو انجام دادم تا دوباره جوون بشم

13:51.221 --> 13:55.311
تو با این ارادۀ موزی‌ـت می‌خوای با من بجنگی؟

13:55.391 --> 13:57.311
،حتی اگه نشه بابانوئل رو کشت

13:57.391 --> 14:00.771
!میشه تا سرحد مرگ بهش درد تزریق کرد

14:02.481 --> 14:04.481
...بابانوئلی که نمی‌تونه بمیره

14:08.111 --> 14:10.321
‫فلزیه، درسته؟ یه کم توخالی؟

14:10.411 --> 14:12.581
‫شرمنده، ولی اونا مصنوعین.

14:12.911 --> 14:15.331
.هرچیزی که منو انسان نگه‌می‌داشت رو خیلی وقت پیش دور انداختم

14:15.411 --> 14:17.791
‫و سایبورگی که فراموش کرده درد چیه.

14:18.081 --> 14:23.301
:برای این مبارزۀ کابوس‌وار فقط یک پایان وجود داره
!تسلیم شدنِ تو

14:23.381 --> 14:25.881
‫خب، مرحلۀ بعدی تو اینه کـ...

14:33.721 --> 14:35.471
‫اون... اون کیه؟

14:37.391 --> 14:38.311
!داغ

14:38.391 --> 14:42.061
‫از کِی اونجاست؟ اصلاً حسش نکردم! چطور...

14:42.401 --> 14:44.521
.منو نادیده بگیرین. به کارتون برسین

14:45.981 --> 14:47.031
.نگاشون کن

14:47.111 --> 14:50.951
مثل سگ دلت می‌خواد جوون به نظر بیای ولی
.بازم با اون عصای شیک این‌ور اون‌ور میری

14:51.451 --> 14:54.661
‫می‌بینم که هنوزم مثل همیشه یه آدم رقت‌انگیزی، اوشیبو.

14:57.081 --> 14:59.041
‫صبر کن، فکر کنم اون خانم...

15:05.051 --> 15:06.841
‫اگه اینقدر دوست داری جوون بمونی،

15:06.921 --> 15:11.431
‫اون عصا رو بذار زمین و سعی کن مثل من روی پای خودت راه بری!

15:11.511 --> 15:13.931
.یه کلوم از رئیس مدرسه

15:15.261 --> 15:19.311
‫«رئیس»؟ ممکنه این خانم واقعاً...
...من فقط تعریفشو شنیدم! نگو که اون

15:19.391 --> 15:20.731
‫می‌دونستم، خودشه!

15:21.141 --> 15:23.811
!اون ‫رئیس کل مدرسۀ رفاهی دایکوکوئه

15:24.061 --> 15:25.861
‫ تتسودومه تویو!

15:26.361 --> 15:28.281
‫اوف، خدایا!

15:29.071 --> 15:32.361
!باز الکل زد به سرم

15:32.451 --> 15:33.911
‫اون تو ساکی بود؟

15:34.121 --> 15:36.081
.‫این دعوا رو تموم کنین

15:36.411 --> 15:40.791
!به حق چیزای ندیده و نشنیده
ملت تو پیری انقدر چروک مروک میشن؟

15:41.251 --> 15:43.251
‫تو سال ۲۰۸۰،

15:43.331 --> 15:48.251
.معمولاً قیافۀ آدما بیشتر از ۵۰ یا ۶۰ سال دیگه پیر نمیشه

15:48.341 --> 15:53.181
‫ فقط قلب و دست‌ها هستن که به‌طور طبیعی
.تا لحظۀ مرگ پیر میشن

15:53.261 --> 15:55.681
خودش خواسته انقدر پیر بشه؟

15:55.761 --> 15:58.471
چطور با این حجم از پیرپاتالی تونست همچین ضربه‌ای بزنه؟

15:58.971 --> 16:03.021
.‫این مزاحمت اصلاً خوشایند نبود، رئیس تدسودومه

16:03.521 --> 16:07.941
.حقیقتاً خیلی شگفت‌زده شدم که انقدر راحت اجازه میدی پیر بشی

16:08.271 --> 16:11.151
مخصوصاً ‫تو این دوره، که جوونا حکمرانی می‌کنن.

16:11.441 --> 16:14.611
...اگه یه تیکه کاغذ رو مچاله کنیم بعد بازش کنیم

16:14.701 --> 16:16.621
.بازم از پوست شما صاف‌تر میشه

16:17.031 --> 16:20.791
‫من و شما هر دو تو دهۀ ۹۰ زندگیمون هستیم
.ولی مثل شب و روز می‌مونیم

16:20.871 --> 16:23.081
.به‌نظرم همینجا دیگه دهنتو ببند

16:26.251 --> 16:27.211
!رفت سراغ زانو

16:30.961 --> 16:33.631
.جفت‌مون تو یه سنی هستیم که مفصل برامون نمونده

16:33.721 --> 16:38.141
.باز تو که بدتری، پر بخیه مخیه‌ای، به‌خاطر جراحی‌هات

16:38.221 --> 16:41.561
.بهتره مثل یه خرس تدی سرجات بشینی

16:41.641 --> 16:43.311
...هی، دراز قد

16:43.391 --> 16:45.771
می‌خوای مثل دیوار واستی سرجات
یا منو تا دفترم همراهی می‌کنی؟

16:45.851 --> 16:47.481
!عه، چشم

16:47.561 --> 16:49.151
‫ببخشید، رئیس!

16:49.231 --> 16:50.071
‫ها؟

16:50.441 --> 16:51.531
‫در موردِ...

16:51.611 --> 16:54.531
‫تو توی درمانگاه بشین و استراحت کن.

16:54.901 --> 16:58.661
‫خوشحالم که می‌بینم سالمی، اونو ایچی.

17:06.211 --> 17:08.211
‫نجات پیدا کردم!

17:08.461 --> 17:12.961
‫اگه این خانم سر وقت نرسیده بود، می‌باختم، مطمئنم.

17:14.421 --> 17:16.301
‫نتونستم تنهایی کسی رو...

17:16.381 --> 17:17.841
!نجات بدم

17:18.181 --> 17:20.891
‫درست مثل چیزیه که اوشیبو گفت!

17:20.971 --> 17:24.101
‫اگه آدما با بالا رفتن سن، زود به گریه بیفتن...

17:26.851 --> 17:29.401
‫ من از اتفاقات امشب آسیب روحی می‌بینم...

17:29.481 --> 17:31.731
‫ و نمی‌تونم فراموشش کنم؟

17:31.821 --> 17:34.691
‫ اگه بزرگ شدن اینجوریه...

17:34.781 --> 17:36.031
.هوی

17:34.781 --> 17:36.031
.ها

17:36.111 --> 17:39.241
می‌خوای بذاری یه بانوی پیر از پله‌ها بالا بره؟

17:39.321 --> 17:40.371
.یه‌کم شعور داشته باش

17:44.411 --> 17:45.711
.انقدر تابم نده

17:46.001 --> 17:47.171
!چـ ـ چشم

17:47.541 --> 17:49.421
.خوب ساکته

17:49.501 --> 17:52.051
‫حتماً طوفان تموم شده.

17:52.131 --> 17:53.251
.فکر کنم

17:53.341 --> 17:54.961
چـ ـ ‫چقدر سَبُکه!

17:55.051 --> 17:58.181
...بدنی که بیشتر از 90 سال عمر کرده

17:58.261 --> 18:01.641
.حس می‌کنم یه نوزاد رو بغل کردم

18:01.971 --> 18:05.601
این چه حسیه؟
.هم آرومه هم مضطربم می‌کنه

18:06.731 --> 18:08.901
!خاک تو سر بی‌عرضه‌ت

18:08.981 --> 18:10.481
!خودم برم سریع‌تر می‌رسم

18:10.561 --> 18:11.611
‫ها؟ چی؟

18:12.861 --> 18:14.441
این پیری چشه؟

18:14.531 --> 18:16.321
‫اسمت چیه؟

18:16.401 --> 18:18.111
‫بـ ـ بابانوئل هستم.

18:18.361 --> 18:21.031
‫چه اسم جالبی!

18:21.321 --> 18:22.701
‫متاسفم.

18:22.781 --> 18:25.911
...ببخشید که انقدر گریه می‌کنم

18:26.001 --> 18:27.711
.رفتارم مثل بچه‌ها شده

18:28.411 --> 18:30.121
...بهترین آدما بین بزرگسالی

18:30.211 --> 18:32.711
.و خردسالی مدام می‌چرخن

18:33.921 --> 18:36.591
.دلم می‌خواد بیشتر حرفاشو بشنوم

18:36.671 --> 18:39.431
چرا انقدر جذبم می‌کنه؟

18:39.681 --> 18:40.551
‫خیلی کوچیکه...

18:40.641 --> 18:41.851
...یه‌کم هم بدجنسه

18:42.801 --> 18:45.521
‫و وقتی هم حرف می‌زنه، فقط حقیقتو میگه!

18:45.931 --> 18:49.601
...اوه، فهمیدم! آدمی که جلوی من ایستاده

18:50.351 --> 18:53.061
!مثل یک بچه، خالصه

18:54.361 --> 18:56.151
‫من می‌خوام قوی بشم!

18:56.691 --> 18:59.491
‫اگه یه کاری نکنم، همش از اوشیبو کتک می‌خورم!

18:59.571 --> 19:02.621
!متنفرم بابانوئلی باشم که نتونه یه بچه رو نجات بده

19:02.701 --> 19:04.951
‫من می‌خوام یه بابانوئل قدرتمند باشم!

19:05.031 --> 19:07.581
!می‌خوام همه بهم باور داشته باشن

19:07.661 --> 19:10.541
‫لطفاً بهم یاد بده چطوری بجنگم!

19:12.251 --> 19:14.631
...‫ اون جای زخم‌های جراحی اوشیبو

19:14.921 --> 19:18.671
...یادم نمیاد چند دهۀ پیش دیدمشون

19:18.761 --> 19:22.841
.تا وقتی خیلی عصبانی نشه، دیده نمیشن

19:23.341 --> 19:27.771
.تبریک میگم که تونستی اونقدر عصبانیش کنی

19:27.851 --> 19:32.101
.خیلی وقت بود این انرژی رو حس نکرده بودم

19:33.311 --> 19:34.651
‫بهم بگو.

19:34.731 --> 19:37.321
می‌تونی این مدرسه رو تغییر بدی؟

19:38.651 --> 19:41.111
‫مدرسۀ رفاه دایکوکو، برنامه آموزشی بدون آسیب روحی

19:44.911 --> 19:46.031
‫باشه.

19:46.331 --> 19:47.161
...پس من برم

19:47.241 --> 19:51.371
.پول خسارت‌هایی که زدی رو حساب کنم بهت بگم

19:51.461 --> 19:52.291
جان؟

19:52.371 --> 19:53.751
!خودم همه‌چیزو دیدم

19:54.041 --> 19:59.511
‫اگه واقعاً می‌خوای این مدرسه رو تغییر بدی، اولین قدم اینه که...

20:03.591 --> 20:05.351
‫بابانوئل...

20:05.431 --> 20:07.811
!من می‌دونم تو توی این مدرسه‌ای

20:08.221 --> 20:12.981
،مطمئن باش که پیدات می‌کنم
!و می‌کشمت

20:13.041 --> 20:17.021
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

20:17.051 --> 20:22.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

20:22.051 --> 20:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:44.241 --> 21:46.151
‫پس اون بابانوئل‌ـه.

21:46.321 --> 21:49.121
‫-ها؟
.ساندا-کون... غافلگیر شدم -

21:49.371 --> 21:52.121
‫وقتی یه چیز قرمز می‌پوشه تبدیل به یه پیری میشه.

21:52.201 --> 21:55.331
‫آمايا بهش میگه «پیرساندا».

21:55.541 --> 21:56.661
...آه

21:57.291 --> 21:58.421
‫چرا؟

22:00.381 --> 22:03.591
می‌دونی بابانوئل چطوری دوباره ساندا میشه؟

22:04.051 --> 22:05.051
.نه والا

22:05.261 --> 22:09.011
‫چرا؟ من خیلی دلم می‌خواست دوباره با اونو باشم ولی...

22:09.221 --> 22:10.971
.نمدونم دیگه

22:11.051 --> 22:12.221
.آبنبات ژله‌ای

22:12.311 --> 22:13.391
آبنبات ژله‌ای؟

22:14.681 --> 22:19.771
منم نمی‌دونم چطور کار می‌کنه
.ولی وقتی اونا رو می‌خوره دوباره بچه میشه

22:20.271 --> 22:23.021
‫چرا دارم در این مورد با اون حرف می‌زنم؟

22:27.241 --> 22:30.451
‫اوه، انگار طوفان تموم شده.

22:30.821 --> 22:32.411
‫هی، نگاه کن!

22:32.621 --> 22:33.531
‫هوم؟

22:33.621 --> 22:36.041
‫یکم بلندتر شدم!

22:36.121 --> 22:40.631
‫هی، راست میگی. بالغ شدن خیلی عجیبه.

22:42.131 --> 22:43.881
.چون همیشه به سرت دست می‌زدم، می‌تونم تشخیص بدم

22:45.051 --> 22:48.881
.ولی... غیر از قدم یه چیزای دیگه هم رشد کردن

22:49.551 --> 22:50.801
می‌خوای دست بزنی؟

22:55.061 --> 22:56.521
!هوی، پیداتون کردم

22:56.771 --> 22:57.981
‫اونو، بیا!

22:58.431 --> 22:59.481
‫این چیه؟

22:59.561 --> 23:01.981
‫رئیس گفت اینو بهت بدم.

23:02.061 --> 23:04.441
.گفت یه دست لباس توشه

23:04.521 --> 23:05.861
‫ ممنون.

23:08.781 --> 23:11.821
.خیلی گشنمه. مطمئنم تو هم گشنه‌ای‌، اونو

23:11.911 --> 23:13.451
‫ها؟ نه، زیـ...

23:13.531 --> 23:15.831
‫من میرم کافه تریا و یه چیزی میارم بخوریم.

23:15.911 --> 23:16.871
.همینجا بمون

23:16.951 --> 23:18.411
‫اوه، منم میام!

23:18.501 --> 23:20.541
‫به نظرت رامن دارن؟

23:20.621 --> 23:21.501
‫رامن؟

23:21.581 --> 23:26.001
‫یاگیودا دیروز تو کافه تریا یکم برای من و آمایا خرید.

23:26.251 --> 23:30.011
‫یاگیودا این کارو کرد؟ ها؟ چرا فقط شما دو تا؟ نامردا!

23:30.091 --> 23:32.761
!به من غر نزن! خودت نبودی خب

23:32.841 --> 23:34.181
!خب باید دعوتم می‌کردین

23:34.261 --> 23:35.351
‫چی؟ امـ... آخه چطـ...

23:35.431 --> 23:38.061
!‫زدی تو ذوقم، خوشم نیومد
