WEBVTT

00:00.531 --> 00:05.551
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:00.531 --> 00:05.561
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.971 --> 00:12.761
‫[ سـانـدا ]

01:28.531 --> 01:30.001
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

01:30.021 --> 01:30.841
‫[ پاستیل ]

01:30.861 --> 01:36.311
‫[ قسمت دوم: «شیرینی، عصا، بوسه و تیغه» ]

01:31.941 --> 01:34.781
‫پس خوابگاه پسرها این‌شکلیـه.

01:34.861 --> 01:36.651
‫تا حالا توش نیومده بودم.

01:37.151 --> 01:38.991
‫شرمنده، یه‌کم به‌هم‌ریخته‌ست.

01:39.201 --> 01:40.571
‫فویوموراست که.

01:40.661 --> 01:42.621
‫یه دختر با لباسِ راحتی...

01:42.701 --> 01:44.371
‫اومده اتاق ما.

01:44.791 --> 01:47.211
‫ساندا برامون هدیه آورده.

01:47.621 --> 01:49.251
‫برات تنقلات آوردم.

01:49.331 --> 01:50.581
‫یه‌عالمه‌ست.

01:50.671 --> 01:51.791
‫برای محکم‌کاری.

01:51.881 --> 01:54.051
‫به‌به!
‫ممنون.

01:54.131 --> 01:56.131
‫همین دیگه.
‫خدافظ.

01:58.341 --> 01:59.591
‫اینجا...

01:59.891 --> 02:01.681
‫دقیقاً چه خبره؟

02:01.761 --> 02:04.221
‫چرا فویومورا اومده دیدنت؟

02:04.311 --> 02:05.561
‫منظورتون چیـه؟

02:05.981 --> 02:08.391
‫اومد بهم پاستیل بده.
‫همین.

02:08.421 --> 02:09.401
‫خب چرا؟

02:09.481 --> 02:12.231
‫چون پاستیل دوست دارم.

02:12.311 --> 02:16.291
‫خب چرا باید خوراکی
‫موردعلاقه‌ت رو بیاره؟

02:15.781 --> 02:16.301
‫(داره مانگای Beastars رو می‌خونه که اثری دیگه
‫از خانم ایتاگاکی پارو هست؛ خالق مجموعه‌ی «ساندا».)

02:16.611 --> 02:17.821
‫یعنی چی «چرا»؟

02:20.781 --> 02:23.161
‫عع، دیگه وقت شامـه!

02:23.241 --> 02:24.661
‫راست می‌گه.

02:24.741 --> 02:27.121
‫تا سلف با هم مسابقه بدیم، بچه‌ها.

02:27.201 --> 02:28.541
‫آماده؟
‫حرکـ

02:28.621 --> 02:31.131
‫ساندا جان!

02:31.421 --> 02:33.131
‫حسابش رو برس، اوتاگاوا.

02:33.211 --> 02:35.671
‫داستان شما و اون دختر چیست؟

02:35.751 --> 02:39.131
‫شرمنده، باید اول با مدیر برنامه‌م
‫هماهنگ کنم تا جواب‌تون رو بدم.

02:39.221 --> 02:40.801
‫شما مدل هستین؟

02:40.891 --> 02:44.181
‫من و هم‌اتاقی‌هام
‫همیشه دلقک‌بازی درمی‌آریم

02:45.011 --> 02:48.641
‫ولی بقیه همیشه با ماها
‫مثل گنجینه‌ی ملی رفتار می‌کنن.

02:49.341 --> 02:53.591
‫[ سال ۲۰۸۰ میلادی ]

02:49.351 --> 02:53.581
‫امسال، یعنی پنجمین سال فرشته،
‫کلاً ۵۰هزار شهروند زیر ۱۵ سال هست.

02:53.941 --> 02:57.611
‫یعنی یک‌دهم درصد از جمعیت ژاپن.

02:57.691 --> 03:00.321
‫دانش‌آموزها توی مؤسسه‌ی رفاهی دایکوکو

03:00.401 --> 03:04.371
‫همیشه تحت نظر هستن و محافظت می‌شن

03:04.451 --> 03:05.581
‫و به تحصیل ادامه می‌دن.

03:05.951 --> 03:07.201
‫بعدش بهش گفتم...

03:07.291 --> 03:08.621
‫روز به‌خیر.

03:08.701 --> 03:12.711
‫اوتاگاواکون، فقط تو تکالیف
‫ریاضی ۲ رو تحویل ندادی‌ها.

03:12.791 --> 03:14.711
‫آخ! یادم رفت.

03:14.791 --> 03:16.091
‫شرمنده، آقا!

03:16.711 --> 03:20.421
‫احترام بزرگ‌ترها به بچه‌ها
‫دیگه مرسوم شده.

03:20.511 --> 03:25.761
‫فکر کنم قبلاً برعکس بوده
‫و بچه‌ها خیلی احترام می‌ذاشتن.

03:25.851 --> 03:28.771
‫برای همین به نظرم
‫نسل ما خیلی لوس بار اومده.

03:28.851 --> 03:30.351
‫این چه وضعشـه؟

03:30.431 --> 03:33.021
‫وعده‌های غذایی‌مون
‫هر سال مزخرف‌تر می‌شن.

03:33.101 --> 03:35.941
‫آخه کشور داره هر سال فقیرتر می‌شه.

03:36.021 --> 03:37.321
‫باید باهاش کنار بیایم.

03:37.841 --> 03:40.431
‫خدات رو شکر کن هنوز گوشت می‌دن.

03:40.571 --> 03:42.531
‫بَد می‌گم، ساندا؟
‫عع؟

03:42.821 --> 03:45.121
‫بچه‌ها واقعاً شیرینیِ زندگی‌ان.

03:45.201 --> 03:46.911
‫چت شده، ساندا؟

03:46.991 --> 03:50.791
‫ای بابا!
‫غذاتون سرد شدها!

03:51.411 --> 03:54.581
‫تازگی احساس می‌کنم
‫بچه‌ها گوگولی‌تر شدن.

03:55.131 --> 03:57.251
‫تازگی ساندا عجیب شده...

03:57.341 --> 03:58.251
‫آره!

03:58.341 --> 04:00.171
‫آره، یه‌جوری شده!

04:00.511 --> 04:04.801
‫دُنبه‌های گوشت رو براتون
‫جدا می‌کنم که راحت بخورین.

04:04.891 --> 04:06.141
‫دست نزن!

04:06.221 --> 04:08.891
‫فویومورا هم امروز
‫با لباس راحتیِ سکسی اومد

04:08.921 --> 04:10.271
‫و هیچ واکنشی نشون ندادی!

04:10.351 --> 04:13.271
‫چت شده تازگی مثل
‫آدم‌بزرگ‌ها رفتار می‌کنی؟

04:13.351 --> 04:16.151
‫پس اون ساندای رومخ و ابله کجاست؟

04:16.561 --> 04:18.901
‫فویومورا لباس راحتی پوشیده بود؟

04:19.191 --> 04:20.941
‫آره، راست می‌گی.

04:22.491 --> 04:24.451
‫چجور لباسی بود؟

04:24.741 --> 04:26.661
‫نه، موضوع مهم‌تر اینـه که

04:26.741 --> 04:28.331
‫حتی متوجه نشدم

04:28.411 --> 04:30.241
‫که لباس‌فرم تنش نیست.

04:30.331 --> 04:33.251
‫انگار دیگه برام مثل جنس مخالف نیست.

04:33.331 --> 04:34.621
‫به‌عنوان یه بچه می‌بینمش.

04:35.371 --> 04:37.841
‫صبر کن بینم، این یعنی...

04:38.131 --> 04:42.051
‫دارم از درون مثل سانتا می‌شم؟

04:43.011 --> 04:44.881
‫حالت خوبـه، ساندا؟

04:44.971 --> 04:45.781
‫چی؟

04:45.801 --> 04:47.391
‫آمایا!

04:47.801 --> 04:50.641
‫شرمنده، یه‌کم پیش
‫فازتون رو به هم زدم.

04:50.721 --> 04:51.891
‫بچه‌ها چطورن؟

04:51.971 --> 04:54.771
‫نگرانشون نباش.
‫رفتن دست‌شویی.

04:55.521 --> 04:57.481
‫فقط یه‌کم تعجب کردن. همین.

04:57.561 --> 04:59.861
‫وقتی می‌بینن دوست‌شون
‫مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار می‌کنه

04:59.941 --> 05:02.691
‫می‌ترسن که
‫خودشون هم یه‌روز بزرگ بشن.

05:03.331 --> 05:06.051
‫این‌روزها همه می‌خوان بچه بمونن.

05:06.701 --> 05:08.071
‫به نظر من رفتار تو عجیب نیست.

05:08.161 --> 05:09.531
‫قربونت.

05:09.621 --> 05:12.751
‫کاش بچه‌ها هم مثل تو درکم می‌کردن.

05:13.291 --> 05:14.871
‫آخه...

05:15.411 --> 05:18.581
‫از هویت مخفی‌ت خبر دارم.

05:18.791 --> 05:20.041
‫ها؟

05:26.301 --> 05:27.551
‫آهای!

05:27.971 --> 05:29.891
‫بریم حموم، دوستان!
‫عع!

05:29.971 --> 05:32.061
‫هوی، خوابت نبره‌ها!

05:32.141 --> 05:33.391
‫چت شده؟

05:33.471 --> 05:35.851
‫نگران نباشین.
‫خودم بیدارش می‌کنم.

05:35.931 --> 05:37.391
‫بعدش می‌آیم.

05:37.481 --> 05:38.481
‫مطمئنـی؟

05:38.561 --> 05:40.731
‫پس می‌سپرمش به تو، خوشگل‌پسر.

05:41.071 --> 05:42.751
‫تنبلی نکن، ساندا!

05:55.451 --> 05:56.541
‫من کجائـم؟

05:56.621 --> 05:59.121
‫آزمایشگاه؟
‫کسی اینجا نیست؟

05:59.631 --> 06:02.341
‫- کمک!
‫- می‌شه داد نزنی؟

06:02.881 --> 06:05.211
‫اگه یکی این‌ریختی ببینت،
‫فاجعه می‌شه.

06:05.301 --> 06:06.631
‫فویومورا؟

06:06.721 --> 06:08.051
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

06:08.131 --> 06:09.841
‫خودم که نیومدم.

06:09.931 --> 06:11.511
‫این یارو که اینجا وایستاده...

06:12.051 --> 06:14.471
‫یه‌هو بی‌هوشم کرد.

06:14.971 --> 06:18.941
‫کسی که آزمایشگاه رو می‌ترکونه،
‫حق حرف‌زدن نداره.

06:21.771 --> 06:24.901
‫با گوزن‌هاش از راه می‌رسه
‫و آرزوی بچه‌ها رو برآورده می‌کنه...

06:25.151 --> 06:29.201
‫پیرمردی ریش‌سفید با لباس قرمز...

06:29.451 --> 06:31.621
‫سانتا کلاز افسانه‌ای.

06:32.201 --> 06:34.031
‫پس واقعیـه.

06:34.281 --> 06:35.991
‫آمایا!

06:36.231 --> 06:38.231
‫شرمنده که خشونت به خرج دادم.

06:38.501 --> 06:39.921
‫چاره‌ای نداشتم.

06:40.001 --> 06:42.381
‫از کجا هویتم رو فهمیدی؟

06:42.461 --> 06:45.921
‫بعداز این‌که قشقرق به پا کردین،
‫همه فرار کردن.

06:46.671 --> 06:48.921
‫ولی من موندم و همه‌چی رو دیدم.

06:49.841 --> 06:51.761
‫آخه خیلی کنجکاو بودم.

06:52.181 --> 06:53.891
‫چه گندی زدم!

06:55.221 --> 06:57.311
‫حقیقتاً غافل‌گیر شدم.

06:57.391 --> 07:02.101
‫دلقک کلاس‌مون یه هویت مخفی داره.

07:02.401 --> 07:05.571
‫حالا چرا دست‌وپامون رو بستی؟
‫هدفت چیـه؟

07:05.981 --> 07:09.031
‫می‌خواد رازم رو به همه لو بده؟
‫یا می‌خواد من رو بفروشه؟

07:11.071 --> 07:12.991
‫هدف که...

07:13.281 --> 07:14.531
‫هدفی ندارم.

07:14.871 --> 07:15.871
‫چی؟

07:16.581 --> 07:19.911
‫فکر کردی همه‌ی بچه‌ها
‫از سانتا کلاز چیزی می‌خوان؟

07:20.461 --> 07:25.381
‫یه‌کم تحقیق کنی، می‌فهمی که بچه‌های
‫امروزی خیلی فرق می‌کنن، سانتای عزیز.

07:26.041 --> 07:29.881
‫همین‌که همیشه بقیه رو
‫روی انگشت‌هام بچرخونم، برام کافیـه.

07:30.051 --> 07:33.891
‫البته دوست ندارم برم توی
‫فهرست بچه‌های شیطون سانتا کلاز.

07:33.391 --> 07:33.901
‫(طبق افسانه‌ها، سانتا کلاز هر سال یه فهرست از اسامی بچه‌های خوب و بَد داره
‫و فقط به خوب‌ها هدیه می‌ده.)

07:34.551 --> 07:35.891
‫ولی باز هم...

07:36.431 --> 07:39.391
‫چون هنوز ۱۴ سالمـه،
‫هر کار بخوام، می‌تونم بکنم.

07:40.021 --> 07:41.851
‫قانون حمایت از کودکان می‌گه

07:41.941 --> 07:43.691
‫اگه یه بچه کسی رو بُکشه

07:43.771 --> 07:46.111
‫و مقتول بزرگسال باشه،
‫جُرم محسوب نمی‌شه.

07:46.571 --> 07:49.031
‫حتی مورد داشتیم یه بچه
‫یکی رو وحشیانه به قتل رسونده

07:49.061 --> 07:51.411
‫و فرداش خیلی طبیعی برگشته مدرسه.

07:52.491 --> 07:54.621
‫من هم باید زود تصمیم بگیرم.

07:54.821 --> 07:57.451
‫مگه نه، بابابزرگ؟

07:57.741 --> 08:01.121
‫هرطور صلاحـه، ولی
‫من هنوز از درون ۱۴ سالمـه.

08:01.211 --> 08:03.501
‫اگه من رو می‌خوای،
‫پس بذار فویومورا بره!

08:03.531 --> 08:04.461
‫عمراً!

08:04.711 --> 08:07.171
‫دست روی ساندا بلند کنی،
‫خونت پای خودتـه!

08:07.251 --> 08:08.631
‫جالب شد!

08:09.341 --> 08:12.371
‫این‌روزها کم پیش می‌آد

08:12.401 --> 08:14.821
‫یه بچه و یه آدم‌بزرگ این‌قدر
‫به هم علاقه داشته باشن.

08:18.061 --> 08:19.351
‫پس یه کار دیگه می‌کنیم.

08:19.771 --> 08:21.271
‫ساندا و فویومورا...

08:22.001 --> 08:25.631
‫اگه همین‌الان همدیگه رو ببوسین،
‫آزادتون می‌کنم...

08:25.651 --> 08:26.611
‫ها؟

08:27.691 --> 08:29.071
‫چیز پیچیده‌ای نگفتم.

08:29.441 --> 08:30.731
‫ها...؟
‫ها؟

08:30.821 --> 08:32.821
‫ببوسیم؟
‫فقط همین؟

08:33.241 --> 08:35.571
‫یه بوسه‌ی معمولی نه.

08:35.661 --> 08:37.071
‫قشنگ خم بشین

08:37.531 --> 08:41.701
‫و یه ممماچ آبدار بزنین.

08:41.791 --> 08:44.001
‫اُسگل‌مون کردی، عوضی؟

08:44.081 --> 08:46.921
‫ساندا! زود باش یه ماچ آبدار بزن!
‫زبونت هم فرو کن!

08:47.001 --> 08:48.251
‫سریع تمومش کن بره!

08:48.461 --> 08:49.711
‫آمایا!

08:50.001 --> 08:53.051
‫نمی‌دونستم هم‌اتاقی‌م

08:53.131 --> 08:55.341
‫همچین افکار کثیفی داره!

08:55.431 --> 08:58.851
‫می‌خوای مجبورم کنی
‫قانون خودم رو زیر پا بذارم؟

08:59.011 --> 09:01.221
‫چی؟ کدوم قانون؟

09:01.311 --> 09:03.311
‫بنده اطلاعی ندارم.

09:03.641 --> 09:06.731
‫فویومورا یه بچه‌ست!
‫سانتا هیچ‌وقت بچه‌ها رو اذیت نمی‌کنه!

09:06.811 --> 09:07.561
‫چی‌چی؟

09:07.651 --> 09:09.771
‫والا خودت هم الان گفتی ۱۴ سالتـه!

09:09.861 --> 09:11.651
‫ولی من سانتا کلازم!

09:11.731 --> 09:15.361
‫ژن سانتایی من اجازه نمی‌ده
‫همچین کاری بکنم.

09:15.451 --> 09:18.031
‫من هم نمی‌ذارم بیُفتی زندان!

09:18.321 --> 09:20.951
‫هنوز به قولت عمل نکردی!

09:21.031 --> 09:22.041
‫حالا من رو ببوس!

09:22.121 --> 09:23.621
‫هرگز!

09:27.081 --> 09:28.501
‫تصمیم چیـه؟

09:28.581 --> 09:30.591
‫الان‌هاست که یکی پیداش بشه‌ها!

09:30.671 --> 09:31.751
‫ببوس من رو!

09:31.961 --> 09:32.961
‫لامصب!

09:33.381 --> 09:35.171
‫حرفم رو پس می‌گیرم!

09:35.551 --> 09:38.261
‫همچین بچه‌های ظالم...

09:38.471 --> 09:41.351
‫و خودخواهی...

09:38.471 --> 09:41.361
‫ببوس! ببوس!

09:41.971 --> 09:44.561
‫اصلاً هم گوگولی نیستن!

09:44.811 --> 09:48.901
‫پس من هم
‫سانتا کلاز همیشگی نمی‌مونم.

09:57.241 --> 09:58.911
‫تیغه‌ی سورتمه؟

10:00.571 --> 10:02.411
‫وقت تنبیه رسیده...

10:02.871 --> 10:04.411
‫بُزمجه.

10:06.751 --> 10:08.751
‫پشت‌سرهم آدم رو غافل‌گیر می‌کنی

10:08.831 --> 10:10.581
‫سانتای عزیز.

10:22.471 --> 10:24.891
‫همین مونده بود که
‫یه شمشیر ازم دربیاد

10:24.921 --> 10:27.301
‫و بزنم یکی رو بُکشم.

10:27.431 --> 10:31.441
‫مگه نگفتی سانتا هیچ‌وقت
‫بچه‌ها رو اذیت نمی‌کنه؟

10:31.691 --> 10:34.571
‫اگه بخوای با این تیغه‌ها تنبیهم کنی

10:34.651 --> 10:36.151
‫یه‌کم ناجوره.

10:36.531 --> 10:39.401
‫این مورد رو باهاش موافقـم.

10:39.491 --> 10:41.991
‫سانتا به بچه‌ها کاری نداره.

10:42.071 --> 10:43.371
‫ولی اگه این‌طوره...

10:43.781 --> 10:47.331
‫پس چرا همچین تیغه‌های تیزی درآوردم؟

10:47.541 --> 10:52.251
‫نمی‌دونستم قدرت‌های
‫سانتا کلاز این‌قدر وحشیانه‌ست.

10:52.331 --> 10:55.211
‫این‌جوری من می‌شم ماشین آدم‌کُشی که!

10:56.171 --> 10:57.511
‫ساندا...

11:00.471 --> 11:01.551
‫اینجا چه خبره؟

11:04.011 --> 11:08.061
‫یه دانش‌آموز نباید
‫این‌موقع اینجا باشه.

11:08.521 --> 11:10.441
‫آقای مدیر...

11:10.941 --> 11:14.821
‫مگه ورود به این
‫آزمایشگاه ممنوع نبود؟

11:14.901 --> 11:16.981
‫تنهایی داشتی چی‌کار می‌کردی؟

11:17.071 --> 11:17.901
‫تنهایی؟

11:19.401 --> 11:20.861
‫چیزی شده؟

11:21.241 --> 11:24.621
‫نه، آقا. هیچی.

11:28.501 --> 11:32.751
‫پوستت چقدر لطیفـه؛
‫درست عین تخم‌مرغ آب‌پز پوست‌کنده.

11:33.291 --> 11:36.631
‫واقعاً جَوونی
‫باارزش‌ترین چیز این دنیاست.

11:37.001 --> 11:38.461
‫سن واقعی من...

11:38.551 --> 11:41.091
‫هنوز بین دانش‌آموزها معماست، مگه نه؟

11:41.171 --> 11:43.141
‫البته از کسی مخفی نکردم.

11:43.221 --> 11:44.511
‫امسال...

11:44.591 --> 11:46.851
‫۹۲ سالم می‌شه.

11:47.141 --> 11:52.231
‫مقدار کُشنده‌ای از اسید هیالورونیک
‫و کُلاژن به صورتم تزریق کردم

11:52.311 --> 11:56.901
‫و تونستم جَوونی‌م رو حفظ کنم
‫و الگوی بقیه باشم

11:56.981 --> 12:00.071
‫تا قدر جَوونی‌شون رو بدونن.

12:00.401 --> 12:01.861
‫ولی باز هم یکی مثل تو پیدا می‌شه

12:01.951 --> 12:05.531
‫که عمرش رو توی همچین جایی هدر بده.

12:05.821 --> 12:07.661
‫چه دانش‌آموز بی‌انضباطی!

12:07.741 --> 12:10.431
‫اگه مدیر من رو این‌طوری ببینه...

12:10.451 --> 12:11.911
‫فکر نکنم اوضاع خوب پیش بره.

12:12.661 --> 12:17.961
‫همه از تنفرش از آدم‌بزرگ‌ها
‫و علاقه‌ی شدیدش به بچه‌ها خبر دارن.

12:18.631 --> 12:20.381
‫اوشیبو هیفومی.

12:20.461 --> 12:23.091
‫مدیر مؤسسه‌ی رفاهی دایکوکو.

12:23.181 --> 12:25.341
‫از دست‌هاش معلومـه
‫که یه انسان ۹۲ساله‌ست.

12:25.431 --> 12:27.471
‫رئیس مطلق اینجاست

12:27.551 --> 12:30.521
‫و قلباً باور داره که دانش‌آموزهاش

12:30.601 --> 12:32.431
‫یه‌روز باعث رونق ژاپن می‌شن.

12:32.771 --> 12:34.981
‫«دوره‌ی آموزشی روان‌درمانی»
‫شعار این مدرسه‌ست.

12:35.061 --> 12:38.571
‫می‌گه آسیب‌های روانی‌ای که
‫توی بچگی تجربه می‌کنیم

12:38.651 --> 12:42.691
‫برای ذهن ما ضرر داره.
‫واسه همین دائماً مراقب ماست

12:42.781 --> 12:44.911
‫تا یه‌وقت آسیب روحی نبینیم.

12:45.161 --> 12:48.121
‫تنهایی اومدی همچین جایی.

12:49.031 --> 12:53.371
‫پس یعنی دچار آسیب روحی شدی

12:53.461 --> 12:57.131
‫و نمی‌تونی با دوست‌هات وقت بگذرونی.

12:57.211 --> 13:01.001
‫نه بابا!
‫هیچ آسیب روحی‌ای ندارم!

13:01.091 --> 13:04.051
‫نه، از قیافه‌ت معلومـه.

13:04.131 --> 13:06.591
‫از یه‌چیزی ناراحتـی.

13:06.681 --> 13:08.141
‫من هیچی‌م نیست!

13:08.221 --> 13:09.891
‫خیلی هم خوش‌بختـم!

13:09.971 --> 13:14.641
‫اگه حالت خوب باشه،
‫این‌قدر پافشاری نمی‌کنی.

13:14.731 --> 13:16.521
‫پافشاری کجا بود؟

13:16.601 --> 13:19.191
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫چرا اینجا منفجر شده.

13:22.531 --> 13:24.111
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه.

13:24.191 --> 13:26.281
‫الان خیلی آزرده‌خاطر شدم.

13:26.361 --> 13:30.161
‫اون‌قدر جراحی پلاستیک کردم
‫که ماهیچه‌های صورتم از کار افتادن

13:30.241 --> 13:33.161
‫و فقط این طوری می‌تونم
‫احساساتم رو منتقل کنم.

13:33.871 --> 13:38.831
‫بچه‌های دروغ‌گو به‌اندازه‌ی اون‌هایی که
‫آسیب روحی دیدن، نفرت‌انگیزن.

13:38.921 --> 13:43.001
‫چاره‌ای نیست جز این‌که
‫ببرمت و حالت رو خوب کنم.

13:44.011 --> 13:45.381
‫بریم به نیم‌طبقه.

13:45.761 --> 13:47.341
‫صبر کنین!

13:48.641 --> 13:49.841
‫آقای مدیر!

13:50.051 --> 13:52.061
‫ولم کنین!
‫من کاری نکردم!

13:52.391 --> 13:55.771
‫فکر می‌کردم نیم‌طبقه یه شایعه‌ست...

13:56.101 --> 14:00.111
‫پس واقعاً کلاسی هست که
‫بچه‌های مشکل‌ساز رو می‌فرستن توش.

14:01.231 --> 14:02.611
‫ساندا؟

14:02.691 --> 14:04.731
‫مقاومت فایده نداره.

14:04.821 --> 14:07.741
‫گول ظاهرم رو نخور.
‫من ۹۲ سالمـه.

14:07.821 --> 14:10.571
‫نمی‌خوام برم نیم‌طبقه!

14:10.661 --> 14:12.161
‫ازتون خواهش می‌کنم!

14:24.881 --> 14:26.381
‫پسره رو ول کن!

14:26.461 --> 14:31.391
‫قدرت‌های سانتایی من یه فایده داشتن.

14:31.471 --> 14:33.811
‫یاعث شدن از یه‌چیز مطمئن بشم.

14:34.561 --> 14:37.101
‫این‌که این مدرسه
‫یه جای کارش می‌لنگه.

14:38.441 --> 14:41.271
‫ای بابا!
‫این چه کاری بود؟

14:41.561 --> 14:43.151
‫دردم گرفت...

14:43.231 --> 14:44.731
‫احتمالاً.

14:45.111 --> 14:50.701
‫اون‌قدر جراحی کردم که
‫پوست صورتم دیگه خون‌ریزی نمی‌کنه.

14:51.111 --> 14:55.951
‫ولی مهم‌تر از اون
‫اینـه که تو رو پیدا کردم.

14:56.241 --> 14:58.251
‫باید پشتیبانی رو خبر کنم.

15:02.171 --> 15:08.091
‫انتظار نداشتم پیدات بشه،
‫ولی حقیقتاً ازت نمی‌ترسم.

15:08.471 --> 15:12.301
‫وظیفه‌ی من محافظت از بچه‌هاست.

15:12.511 --> 15:15.181
‫چه جالب.
‫کار من هم همینـه.

15:15.261 --> 15:18.271
‫حالا می‌فهمم چرا
‫قدرت‌هام این‌قدر خطرناکـه.

15:18.351 --> 15:20.271
‫جوابش جلوی چشم‌هامـه.

15:26.571 --> 15:29.901
‫حرف اول اسمت رو روی زمین حک کردی؟

15:33.911 --> 15:36.281
‫این کار رو کردم تا از بچه‌ها

15:36.741 --> 15:39.541
‫جلوی آشغال‌هایی مثل تو محافظت کنم!

15:42.291 --> 15:44.921
‫موی سفید نامرتب...

15:45.001 --> 15:47.301
‫چروک‌های روی صورت...

15:47.381 --> 15:50.551
‫لب‌های سفید و گونه‌های فرورفته...

15:50.761 --> 15:54.761
‫و چشم‌های سیاهی که
‫خیلی وقتـه کم‌سو شدن...

15:55.141 --> 15:59.721
‫تجاوز به حریم خصوصی اکیداً ممنوعـه،
‫حتی اگه کار پیرمردی مثل تو باشه...

16:00.021 --> 16:02.771
‫والا بدن تو هم همین‌قدر پیر و زشتـه.

16:02.851 --> 16:07.941
‫اشتباه نکن. ماهیچه‌های من
‫پُر از مواد جوان‌کننده‌ست.

16:08.361 --> 16:11.361
‫فکر کردی یه پیرمرد فرتوت رو می‌ذارن

16:11.441 --> 16:13.661
‫که مدیر این مؤسسه بشه؟

16:14.611 --> 16:18.371
‫اگه خیلی کارِت درستـه،
‫بگو ببینم پریروز شام چی خوردی؟

16:19.621 --> 16:21.961
‫اگه توی پنج ثانیه به جواب نرسی...

16:22.041 --> 16:26.671
‫نشون می‌دی که جوان‌سازی
‫هیچ تأثیری روی مغزت نذاشته.

16:26.751 --> 16:27.751
‫پنج!

16:28.381 --> 16:29.381
‫چهار!

16:29.461 --> 16:31.091
‫- پریروز؟
‫- سه!

16:31.511 --> 16:32.761
‫صبر کن.

16:32.841 --> 16:33.631
‫دو!

16:33.721 --> 16:37.221
‫- ماهی خوردم؟ یا اون دیروز بود؟
‫- یک!

16:37.301 --> 16:38.141
‫صبر کن.

16:38.431 --> 16:39.431
‫صفر!

16:39.851 --> 16:41.061
‫وقت تمومـه!

16:42.351 --> 16:44.601
‫- توفو خوردم!
‫- غذای پیرمردهاست.

16:49.691 --> 16:52.491
‫سریع نقطه‌ضعفم رو فهمید.

16:52.941 --> 16:57.661
‫البته از پیرمرد قدرتمندی
‫مثل سانتا کلاز بعید نبود.

16:58.871 --> 17:00.541
‫چقدر سنگینـی!

17:00.621 --> 17:03.201
‫مسخره‌ست که نمی‌تونی
‫مثل آدم راه بری!

17:03.291 --> 17:04.621
‫برو بابا!

17:04.831 --> 17:06.581
‫دفعه‌ی اولـه که از پام تیغه دراومده

17:06.671 --> 17:09.341
‫هنوز بهشون عادت نکردم!

17:09.591 --> 17:12.171
‫تا پشت‌بوم دنبالمون نمی‌آد، نه؟

17:12.261 --> 17:13.551
‫نزدیک بودها!

17:16.051 --> 17:17.091
‫فویومورا!

17:20.101 --> 17:23.141
‫من و ساندا رو تهدید کردی...

17:23.221 --> 17:26.561
‫بی‌هوش‌مون کردی،
‫دست‌وپامون رو بستی، اخاذی کردی...

17:27.061 --> 17:29.401
‫و از هویت ساندا هم خبر داری.

17:29.481 --> 17:31.151
‫مجبورم بُکشمت.

17:31.781 --> 17:35.241
‫اگه دهنت رو می‌بستی،
‫الان وضعیت این نبود.

17:35.321 --> 17:37.361
‫آروم باش، فویومورا!

17:37.451 --> 17:38.621
‫من که...

17:39.121 --> 17:41.371
‫من که عمداً اذیت‌تون نکردم!

17:41.831 --> 17:44.331
‫یه هدفی دارم و مجبور شدم.

17:47.751 --> 17:50.921
‫آمایا، یه نصیحت دوستانه برات دارم.

17:51.591 --> 17:56.631
‫اون نگاه گوگولی‌ت که باعث می‌شه
‫دل مردم برات بسوزه

17:56.721 --> 17:58.641
‫روی فویومورا تأثیری نداره.

17:59.391 --> 18:01.181
‫- برو به درک!
‫- صبر کن!

18:01.261 --> 18:02.101
‫دروغ نمی‌گم.

18:02.431 --> 18:06.851
‫می‌خوام ساندا...
‫سانتا کلاز دوباره برگرده توی کار!

18:06.941 --> 18:07.851
‫چی؟

18:07.941 --> 18:10.731
‫ما خونوادگی یه قنادی قدیمی داریم.

18:10.811 --> 18:12.611
‫چیزی به ورشکستگی‌مون نمونده.

18:13.231 --> 18:15.281
‫البته توی همچین دوره‌ای عجیب نیست.

18:15.691 --> 18:17.701
‫تعداد بچه‌ها هرروز کمتر می‌شه

18:17.731 --> 18:20.271
‫و کشور هم فقیرتر.

18:20.351 --> 18:21.431
‫منظورم رو می‌فهمی؟

18:22.921 --> 18:27.971
‫ساختمون مؤسسه
‫قبلاً یه پاساژ بزرگ بود.

18:28.411 --> 18:32.251
‫همه‌چی توی این کشور
‫داره از بین می‌ره.

18:32.711 --> 18:36.211
‫ولی اگه مردم بفهمن
‫سانتا کلاز واقعیـه...

18:36.591 --> 18:38.721
‫اگه بفهمن افسانه‌ها واقعی بوده...

18:38.801 --> 18:41.931
‫اون‌وقت مراسم کریسمس
‫دوباره توی کشور جون می‌گیره!

18:42.601 --> 18:45.311
‫و وضع خونواده‌م هم خوب می‌شه.

18:45.391 --> 18:47.731
‫می‌تونیم یه‌عالمه کیک بپزیم

18:47.811 --> 18:50.191
‫و مثل قبلاً به مردم بفروشیم.

18:50.271 --> 18:53.151
‫اون‌وقت ماه دسامبر برامون
‫شلوغ‌ترین ماه سال می‌شه!

18:53.481 --> 18:55.231
‫چه حس عجیبیـه.

18:55.321 --> 18:59.361
‫توی این دوره‌زمونه که هیشکی
‫به سانتا کلاز فکر نمی‌کنه

18:59.901 --> 19:03.581
‫فقط این دوتا بچه بهم باور دارن.

19:04.111 --> 19:07.201
‫قدرت دوتا بچه که خالصانه باور دارن!

19:08.451 --> 19:12.251
‫فقط با اعتماد همین دونفر
‫نیروی عجیبی توی بدنم حس می‌کنم!

19:12.541 --> 19:15.501
‫از کجا معلوم راست می‌گی؟

19:15.591 --> 19:17.261
‫نمی‌تونیم بهت اعتماد کنیم!

19:17.711 --> 19:21.181
‫حداقل از آدم‌بزرگ‌ها
‫بیشتر بهم اعتماد دارین.

19:21.261 --> 19:23.801
‫دیدی که مدیر چجور آدمی بود.

19:23.891 --> 19:26.561
‫با هم از دستش فرار کردیم.

19:26.851 --> 19:29.391
‫بچه‌ها هم یه‌روز بزرگ می‌شن.

19:29.481 --> 19:31.981
‫پس هیشکی قابل‌اعتماد نیست.

19:32.061 --> 19:33.771
‫همه توی این کشور

19:33.861 --> 19:37.031
‫بالاخره به یه آدم پیر و روانی
‫مثل مدیر مدرسه‌مون تبدیل می‌شن!

19:37.441 --> 19:39.281
‫من به هیشکی اعتماد ندارم!

19:39.361 --> 19:40.611
‫فویومورا!

19:41.491 --> 19:43.701
‫آمایا دروغ نمی‌گه.

19:44.241 --> 19:45.491
‫دارم می‌بینمش.

19:45.831 --> 19:47.241
‫برام مثل روز روشنـه.

19:47.831 --> 19:50.791
‫چی؟ این هم از قدرت‌های سانتایی‌تـه؟

19:51.461 --> 19:52.751
‫وقتی نزدیک‌بین نباشی...

19:53.331 --> 19:56.291
‫چیزهای دور رو واضح‌تر می‌بینی!

19:57.591 --> 19:59.921
‫یه تابلو اونجا هست.

20:00.591 --> 20:02.681
‫روش نوشته «جشن آمایا».

20:02.761 --> 20:04.221
‫در واقع «قنادی آمایا»ست.

20:04.301 --> 20:06.721
‫پس قدرتت نیست؟
‫فقط چشم‌هاتـه؟

20:06.801 --> 20:09.271
‫هنوز قدرت‌هام رو نمی‌شناسم خب.

20:09.601 --> 20:12.731
‫ولی شاید همین جزو قدرت‌هام باشه.

20:13.561 --> 20:17.111
‫پیرشدن اون‌قدرها هم
‫ترسناک نیست، فویومورا.

20:17.941 --> 20:19.691
‫بهت قول می‌دم.

20:21.571 --> 20:24.911
‫ممنون که حرفم رو باور کردی، ساندا!

20:24.991 --> 20:26.821
‫قبل‌از این‌که ازم چیزی بخوای

20:26.911 --> 20:28.661
‫اول باید یه‌چیزی رو امتحان کنم.

20:28.741 --> 20:32.371
‫فویومورا، پاستیل داری؟

20:39.421 --> 20:40.591
‫حالا شد.

20:41.341 --> 20:44.551
‫ماجرای امروز بین ما سه‌نفر می‌مونه.

20:44.761 --> 20:48.141
‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای
‫از هویتم باخبر بشه.

20:48.221 --> 20:52.141
‫احتمالاً آقای مدیر از این به بعد
‫حواسش بهمون هست.

20:52.481 --> 20:54.271
‫اگه روی حرف‌تون باشین

20:54.351 --> 20:57.361
‫من هم قول می‌دم مراقب‌تون باشم.

20:57.651 --> 20:59.111
‫به کسی نمی‌گم.

20:59.191 --> 21:00.441
‫خوبـه.

21:00.691 --> 21:01.941
‫نوبت توئـه، فویومورا.

21:07.031 --> 21:08.491
‫دیگه قول دادیم!

21:11.191 --> 21:14.691
‫فویومورا ازم می‌خواد
‫هم‌کلاسی‌ش رو پیدا کنم...

21:14.871 --> 21:15.831
‫و آمایا...

21:15.921 --> 21:19.341
‫می‌خواد دوباره سانتا کلاز بشم
‫تا به خونواده‌ش کمک کنم...

21:19.421 --> 21:23.421
‫تا وقتی بهم احتیاج دارن،
‫رازم رو نگه می‌دارن.

21:23.801 --> 21:25.761
‫ولی هنوز نمی‌دونم...

21:26.631 --> 21:30.721
‫فویومورا چجوری هویتم رو فهمید.

21:26.641 --> 21:30.711
‫ببین! روی پیشونی‌م زخم شده!

21:31.181 --> 21:32.431
‫ای بابا!

21:32.521 --> 21:36.691
‫ساندا، به نظرت قراره
‫این قسمت از سرم بی‌مو بشه؟

21:37.151 --> 21:39.611
‫این‌قدر جو نده، آمایا!

21:39.941 --> 21:41.651
‫آخه خیلی می‌سوزه.

21:42.031 --> 21:44.151
‫بله، مطمئنـم.

21:44.241 --> 21:48.411
‫حتی قبل‌از رفتنش، حرف اول
‫اسمش رو روی زمین حک کرد.

21:48.491 --> 21:49.821
‫حرف S گذاشت.

21:49.911 --> 21:53.331
‫یه پیرمرد درشت با ریش سفید
‫و تیغه‌های سورتمه روی پاش...

21:53.411 --> 21:55.371
‫و البته تیزبینی‌ش...

21:55.461 --> 21:57.621
‫شک ندارم خودشـه.

21:58.331 --> 22:02.591
‫همون مَردیـه که گروهت
‫دربه‌در دنبالش می‌گرده.

22:02.671 --> 22:04.591
‫سانتا کلاز.

22:05.261 --> 22:09.431
‫وقتشـه «واحد تعقیب
‫سَنت نیک» وارد عمل بشه.

22:11.311 --> 22:16.321
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

22:16.561 --> 22:21.071
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:21.311 --> 22:25.811
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:35.821 --> 23:38.391
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞
