WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.701 --> 00:26.981
‫می‌تونی به کارآگاه فگبنلی
‫یه پیام برسونی؟

00:28.021 --> 00:29.581
‫فهمیدم پِیج کجاست

00:31.741 --> 00:34.701
‫یه پیام از افسر پلیس باروز اومده.
‫توی مجتمع ماریندوکه

00:35.301 --> 00:39.701
‫سایمون گرین می‌گه راکو بهش گفته
‫یه هفته پیش دخترش دیده شده

00:39.781 --> 00:42.461
‫توی «وینپورت» سوار اتوبوس شده
‫و به «براکمیر» رفته

00:42.541 --> 00:45.541
‫پناهگاه تابان فقط چند کیلومتر
‫با ایستگاه اتوبوس اون مسیر فاصله داره

00:47.421 --> 00:49.941
‫اون مجتمع به عنوان
‫پناهگاه امن شناخته می‌شه

00:50.021 --> 00:52.381
‫اسم مذهب‌شون فانوس حقیقت تابان

00:52.461 --> 00:54.221
‫یا حقیقت تابانه

00:54.301 --> 00:57.581
‫پلیس مسلح صحبت می‌کنه! دست‌ها بالا!
‫همین‌الان دراز بکشید!

01:03.061 --> 01:06.941
‫یادتون باشه، همه‌ی اعضاش
‫تصمیم گرفتن به دور از جامعه زندگی کنن

01:07.021 --> 01:10.341
‫غیرقابل پیش‌بینی‌ان. ممکنه
‫سلاح‌هایی داشته باشن که ازشون خبر نداریم

01:14.141 --> 01:17.261
‫زانو بزنید! دست‌هاتون رو روی هم بذارید!
‫دست‌هاتون رو نشون بدید!

01:22.981 --> 01:26.861
‫این زن، پِیج گرین،
‫یه فرد گم‌شده‌ی بی‌پناهه

01:27.461 --> 01:29.821
‫اما همچنین معتقدیم اطلاعاتی حیاتی

01:29.901 --> 01:31.941
‫در رابطه با به قتل رسیدن
‫آرون کوروال داره

01:32.861 --> 01:34.161
‫حواستون رو جمع کنید

01:34.741 --> 01:36.781
‫ممکنه ظاهرش متفاوت باشه

01:36.861 --> 01:39.621
‫و احتمالاً فرقه بهش یه اسم جدید داده

01:42.421 --> 01:46.101
‫فرد تحت نظر کسپر وارتجه

01:47.021 --> 01:48.321
‫در رو بشکونید!

01:49.901 --> 01:53.701
‫در اتهامات سوءاستفاده‌ی
‫ادامه‌دار در پناهگاه امن،

01:53.781 --> 01:55.981
‫و ناپدید شدن چندین شخص،

01:56.061 --> 02:00.661
‫و همچنین به قتل رسیدن کوین گانو،
‫دِیمین گورش، و آرون کوروال نقش داشته

02:00.741 --> 02:02.041
‫اومدیم بهتون کمک کنیم

02:04.101 --> 02:05.401
‫نترسید

02:05.402 --> 02:06.629
‫[ فانوس حقیقت تابان ]
‫[ حقیقت خود را پیدا کنید ]

02:15.421 --> 02:18.661
‫کسی فرار نکرده.
‫توی خروجی‌ها هیچ فعالیتی دیده نمی‌شه

02:23.981 --> 02:25.281
‫پلیس مسلح!

02:25.581 --> 02:26.881
‫سلاح‌هاتون رو بندازید!

02:27.221 --> 02:29.621
‫سلاح‌هاتون رو بندازید! دراز بکشید!
‫دراز بکشید!

02:29.701 --> 02:31.001
‫کسی نیست

02:42.941 --> 02:44.241
‫کسی نیست!

02:51.541 --> 02:53.101
‫نشونه‌ای از مظنون نیست

03:00.981 --> 03:03.501
‫وارتج نیستش. همه‌ی اتاق‌ها خالی‌ان

03:03.581 --> 03:05.781
‫حتماً قبل از اومدن خودمون
‫فرار کرده، رئیس

03:06.821 --> 03:08.701
‫دریافت شد

03:56.421 --> 03:58.421
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

03:58.422 --> 04:03.422
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:13.056 --> 04:16.399
‫« فـراری »

04:16.400 --> 04:21.400
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

04:50.541 --> 04:55.261
‫کسپر وارتج، شما رو به اتهام
‫به قتل رسوندن کوین گانو،

04:55.781 --> 04:58.501
‫دِیمین گورش و آرون کوروال دستگیر می‌کنم

04:59.021 --> 05:01.501
‫- مجبور نیستید چیزی بگید…
‫- این حرف‌های تکراری رو نمی‌خواد بزنی

05:02.421 --> 05:05.021
‫و منم زحمت دستگیر کردنم رو کم می‌کنم

05:11.141 --> 05:13.501
‫اصلاً دلت نمی‌خواد توی زحمت بیُفتی
‫و من رو از این دادگاه به اون دادگاه ببری

05:13.581 --> 05:17.901
‫و منم قطعاً نمی‌خوام حتی یه لحظه
‫توی اون زندان‌های وحشتناک‌تون باشم

05:22.221 --> 05:23.981
‫به هر حال عمرم به سر اومده

05:25.341 --> 05:27.021
‫سرطان توی استخون‌هامه

05:27.101 --> 05:30.861
‫- پس بگو پیدام نکردی
‫- می‌دونی که نمی‌تونم اون کار رو بکنم

05:30.941 --> 05:35.581
‫دستگیر کردن من هیچ فایده‌ای نداره،
‫مخصوصاً بعد از این ماجراها

05:35.661 --> 05:39.821
‫من به مدت بیشتر از ۳۰ سال
‫برای این مردم، خدا بودم

05:39.901 --> 05:43.581
‫و مردهای بزرگ می‌دونن
‫کِی زمان‌شون فرا می‌رسه

05:43.661 --> 05:44.961
‫بمون سر جات

05:46.261 --> 05:48.501
‫- اسمت چیه؟
‫- گروهبان کارآگاه…

05:48.581 --> 05:50.581
‫اسم کوفتیت چیه؟

05:52.301 --> 05:54.781
‫گروهبان کارآگاه فگبنلی

05:59.501 --> 06:00.821
‫زندگی بی‌نظیری داشتم

06:02.941 --> 06:04.941
‫مثل یه پادشاه زندگی کردم

06:07.821 --> 06:09.421
‫باشه. باشه

06:09.501 --> 06:13.061
‫پادشاه‌ها مثل فقرا نمی‌میرن،

06:13.141 --> 06:15.981
‫کارآگاه فگبنلی

06:17.421 --> 06:19.781
‫توی سلول‌های زندان نمی‌میرن

06:19.861 --> 06:21.821
‫باشه! سلاحم رو می‌ذارم روی زمین

06:30.221 --> 06:31.140
‫کمک!

06:31.141 --> 06:32.461
‫بیاید این پایین!

06:32.541 --> 06:34.901
‫مجبور نیستید چیزی بگید،
‫اما ممکنه برای دفاعیه‌تون بد باشه

06:34.981 --> 06:38.101
‫اگه بعداً توی دادگاه از چیزی استفاده کنید
‫که الان بهش اشاره نکردید

06:38.181 --> 06:40.061
‫هر حرفی که بزنید می‌تونه
‫به عنوان مدرک استفاده بشه

06:40.661 --> 06:43.421
‫- بهم کمک نمی‌کنید
‫- دارید ما رو کجا می‌برید؟

06:43.501 --> 06:46.741
‫چی می‌خواید؟
‫از جون‌مون چی می‌خواید؟

06:48.301 --> 06:50.181
‫من این حق رو دارم که این‌جا باشم

06:50.261 --> 06:53.381
‫- همه رو جمع کردیم. خبری از پِیج نیست
‫- دریافت شد

06:56.581 --> 06:59.621
‫کسی این دختر رو ندیده؟

06:59.701 --> 07:01.621
‫ممکنه این‌جا باشه؟

07:01.701 --> 07:05.341
‫هر اطلاعاتی که داشته باشید
‫می‌تونه جون چندین نفر رو نجات بده

07:07.181 --> 07:08.901
‫هفته‌ی قبل یه دختر جدید اومد

07:11.541 --> 07:14.101
‫اما توی کانتینره

07:15.181 --> 07:17.781
‫- کانتینر؟
‫- مثل یه انباره

07:18.381 --> 07:20.621
‫به عنوان سلول انفرادی
‫ازش استفاده می‌کنن

07:24.341 --> 07:26.101
‫آهای؟ پلیس صحبت می‌کنه!

07:26.621 --> 07:28.061
‫کسی داخله؟

07:29.701 --> 07:31.001
‫پِیج؟

07:44.461 --> 07:45.821
‫اومدم کمکت کنیم

07:47.261 --> 07:48.561
‫دارم میام داخل

07:49.381 --> 07:52.661
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

07:53.221 --> 07:54.521
‫چیزی نیست

07:57.101 --> 07:58.981
‫- می‌شه اسمت رو بهم بگی؟
‫- ایو

07:59.581 --> 08:00.881
‫باشه

08:01.101 --> 08:02.501
‫اسم واقعیت چیه؟

08:02.581 --> 08:03.881
‫اسم شناسنامه‌ایت؟

08:04.781 --> 08:06.081
‫زارا

08:07.461 --> 08:10.541
‫چیزی نیست، زارا.
‫دیگه در امانی

08:22.301 --> 08:24.061
‫شرمنده که پِیج رو پیدا نکردیم

08:26.341 --> 08:27.641
‫آره، آره

08:38.301 --> 08:39.981
‫آرون توی فرقه به دنیا اومده

08:41.141 --> 08:44.781
‫و همراه با پسرهای دیگه، به صورت غیرقانونی
‫به خانواده‌های دیگه داده شده

08:44.861 --> 08:46.741
‫پدر همه‌شون یه نفره،

08:47.741 --> 08:49.041
‫کسپر وارتج

08:51.901 --> 08:54.461
‫اخیراً برادرهای ناتنی همدیگه رو پیدا کردن

08:54.541 --> 08:57.141
‫قسم خوردن که رابطه‌شون رو
‫مخفی نگه دارن

08:57.221 --> 08:58.701
‫تا زمانی که پدر واقعی‌شون رو پیدا کنن

08:59.341 --> 09:02.381
‫پس فرقه…

09:03.261 --> 09:04.561
‫اونا…

09:05.421 --> 09:08.341
‫می‌دونستن پسرها همدیگه رو پیدا کردن؟

09:08.421 --> 09:11.541
‫وارتج یه آدم‌کُش استخدام کرد
‫تا پسرهای غیرمقدسش رو بُکُشه

09:11.621 --> 09:13.541
‫تا نتونن لوش بدن

09:13.621 --> 09:16.741
‫اَشلی دِیویس و شریک جرمش
‫دی‌دی لاهوی،

09:17.661 --> 09:19.661
‫همون دو نفری که می‌خواستن
‫تو و کورنیلیوس رو بُکُشن

09:19.741 --> 09:20.780
‫هوم

09:20.781 --> 09:22.461
‫- هر دو تاشون مُردن
‫- باشه

09:23.061 --> 09:27.541
‫وارتج و دو تا پسرش رو دستگیر کردیم،
‫فکر می‌کنیم اونا قتل‌ها رو ترتیب دادن

09:27.621 --> 09:30.101
‫همه‌شون ادعا می‌کنن کاملاً بی‌گناهن

09:30.181 --> 09:32.381
‫وکلای حرفه‌ای و گرونی دارن،
‫اما نگران نباش

09:32.461 --> 09:34.381
‫نمی‌تونن قسر در برن

09:35.501 --> 09:37.501
‫زنی که اون موقع دیدیش…

09:37.581 --> 09:38.881
‫- دیگه ندیدیش؟
‫- نه

09:42.381 --> 09:46.181
‫هنوز پیداش نکردیم.
‫اگه بیاد به دیدنت بهم می‌گی؟

09:46.261 --> 09:47.561
‫البته

09:49.061 --> 09:53.261
‫اِلینا ریونزکرافت چی؟

09:53.341 --> 09:54.380
‫خبری ازش نشد؟

09:54.381 --> 09:58.501
‫نه، اما طبق تصاویر دوربین‌های مداربسته،
‫قاتل‌ها توی ماشینش دیده شدن

09:59.261 --> 10:00.621
‫پس فرض رو بر این گذاشتیم

10:00.701 --> 10:03.221
‫که در مورد غیرقانونی بودن به سرپرستی
‫گرفته شدن پسرها باهاشون حرف زده،

10:03.301 --> 10:06.261
‫- و اونا هم به قتل رسوندنش
‫- وای، خدا

10:08.141 --> 10:09.441
‫اِلینا

10:12.221 --> 10:13.941
‫پس…

10:14.661 --> 10:16.701
‫اون دو نفر آرون رو کشتن؟

10:16.781 --> 10:18.181
‫همه‌ی شواهد چنین چیزی رو نشون می‌دن

10:21.341 --> 10:22.460
‫شرمنده که تو رو تحت نظر داشتم

10:22.461 --> 10:23.981
‫اشتباه می‌کردم

10:24.061 --> 10:26.781
‫نه، مشکلی نیست

10:28.141 --> 10:29.461
‫پِیج رو پیدا کن

10:29.541 --> 10:32.741
‫از اول هم تنها خواسته‌م همین بود

10:32.821 --> 10:33.980
‫تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم

10:33.981 --> 10:35.281
‫ممنون

10:45.301 --> 10:48.061
‫من به حقیقت تابان اعتقاد دارم، آقای گرین

10:49.101 --> 10:52.181
‫و بیشتر دوران بزرگسالیم
‫بهش خدمت کردم

10:53.381 --> 10:57.341
‫وقتی یه پسر به دنیا آوردم،
‫بهم گفتن رهبر بعدی می‌شه

10:58.221 --> 11:01.581
‫اما وقتی یه پسر دیگه به دنیا آوردم،
‫کسپر بهم گفت باید ازش دست بکشم

11:01.661 --> 11:03.861
‫به این معنی که دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش

11:04.461 --> 11:09.461
‫پارسال از یه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی استفاده کردم
‫تا بفهمم چه بلایی سرش اومده

11:09.541 --> 11:11.381
‫- نِیتن؟
‫- اسم من رو از کجا می‌دونی؟

11:11.461 --> 11:14.461
‫اسم پسرم «نِیتن بردریک»‌ـه

11:14.541 --> 11:17.981
‫دو تا معلم توی «آلدپورت» بزرگش کردن

11:18.061 --> 11:20.741
‫با بهترین نمرات فارغ‌التحصیل شده،
‫ازدواج کرده، سه تا بچه داره،

11:20.821 --> 11:24.301
‫و این‌طور که پیداست،
‫مرد خیلی خوبیه

11:24.381 --> 11:25.861
‫و همین کافی بود

11:25.941 --> 11:29.261
‫والدین خوب و زندگی خوبی داشت

11:30.501 --> 11:33.141
‫اما بعدش نقشه‌شون رو فهمیدم

11:34.421 --> 11:38.101
‫پول دادن تا همه‌ی
‫برادرهای ناتنی به قتل برسن

11:39.461 --> 11:43.621
‫نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم.
‫اما چاره‌ای نداشتم

11:43.701 --> 11:45.581
‫نمی‌تونستم اجازه بدم پسرم رو بُکُشن

11:46.101 --> 11:47.541
‫ممنون که…

11:48.181 --> 11:49.701
‫جونم رو نجات دادی

11:50.301 --> 11:51.601
‫ممنون از شما

11:52.221 --> 11:53.821
‫که بهشون گفتید دختره خودش افتاده

11:57.421 --> 11:58.721
‫دیگه باید برگردم

11:58.741 --> 12:00.461
‫برگردی کجا؟

12:01.021 --> 12:04.581
‫پلیس داره به پناهگاه امن یورش می‌بره

12:04.661 --> 12:06.581
‫تمومه

12:06.661 --> 12:07.961
‫نه

12:08.381 --> 12:12.261
‫از اول شروع می‌کنیم، یه پناهگاه دیگه می‌سازیم.
‫ولی این بار فرق می‌کنه

12:13.341 --> 12:14.941
‫آم…

12:15.021 --> 12:16.901
‫دخترم پِیج…

12:18.421 --> 12:21.661
‫با یکی از اون پسرها توی رابطه بود

12:24.061 --> 12:25.100
‫گم شده

12:25.101 --> 12:26.541
‫شنیدم

12:29.581 --> 12:31.381
‫توی پناهگاه امن نیست؟

12:33.661 --> 12:34.961
‫نمی‌دونم

12:35.861 --> 12:37.501
‫دخترهای زیادی اون‌جا هستن

13:00.061 --> 13:05.061
‫♪ Anchor - Novo Amor ♪

13:06.541 --> 13:07.861
‫بهش فکر کن

13:07.941 --> 13:09.541
‫لوتر به تو شلیک نکرد

13:09.621 --> 13:11.421
‫به زنت شلیک کرد

13:15.621 --> 13:16.921
‫اینگرید؟

13:16.941 --> 13:18.241
‫اینگرید!

13:18.461 --> 13:20.381
‫یالا، از پسش برمیایی.
‫من این‌جام

13:20.461 --> 13:21.821
‫پیشتم

13:32.941 --> 13:35.381
‫- ببخشید، آقا. این دختر رو ندیدید؟
‫- نه، نه، نه

13:37.701 --> 13:39.821
‫ببخشید، رفیق.
‫این دختر رو جایی ندیدی؟

13:39.901 --> 13:41.201
‫نه. شرمنده

13:41.541 --> 13:44.621
‫ببخشید، رفیق.
‫این دختر رو جایی ندیدی؟

13:44.701 --> 13:46.061
‫نه، ندیدمش. شرمنده

13:50.461 --> 13:51.981
‫سلام. ببخشید

13:52.501 --> 13:54.341
‫این دختر رو جایی ندیدید؟

13:54.861 --> 13:56.161
‫نه

14:45.701 --> 14:47.001
‫خودشه

14:48.021 --> 14:49.781
‫اِلینا ریونزکرافت

15:13.541 --> 15:14.841
‫سلام؟

15:22.021 --> 15:23.381
‫ممنون که خبر دادی

15:38.501 --> 15:39.801
‫سلام

15:40.261 --> 15:42.061
‫- سلام، سایمون
‫- سلام

16:19.221 --> 16:20.521
‫پِیج؟

16:21.861 --> 16:23.161
‫بابا!

16:35.821 --> 16:39.181
‫- بابا، خیلی متأسفم
‫- نه. نه، نه، نه، نه. نه

16:42.821 --> 16:44.741
‫کجا بودی؟ بیا

16:44.821 --> 16:46.301
‫نه، بابا

16:46.861 --> 16:48.100
‫نمی‌تونم بمونم

16:48.101 --> 16:49.401
‫چی؟

16:50.661 --> 16:52.501
‫تقریباً یه ماهی می‌شه

16:53.461 --> 16:54.761
‫یه ماه؟

16:56.101 --> 16:57.701
‫- یه ماهه که پاکم
‫- اوه، پِیج

16:57.781 --> 16:59.661
‫- هنوز کامل پاک نیستم
‫- باشه

17:00.261 --> 17:01.741
‫ممکنه هیچ‌وقت به اون حد نرسم

17:02.901 --> 17:04.621
‫اما قول می‌دم که از قبل بهترم

17:07.581 --> 17:10.541
‫پس این همه مدت، تو…

17:11.261 --> 17:14.221
‫از هیچی خبر نداشتم.
‫مشاورم توی بازپروری بهم گفت

17:14.301 --> 17:16.861
‫یه مقاله در مورد مامان خونده بود و بهم گفت.
‫منم سریع اومد این‌جا

17:16.941 --> 17:18.341
‫آره، البته

17:18.941 --> 17:21.141
‫من… نمی‌تونم بمونم

17:22.421 --> 17:23.941
‫باید برگردم، بابا

17:24.021 --> 17:25.821
‫- باید ۶ هفته رو تموم کنم
‫- آره

17:25.901 --> 17:27.861
‫حتی الانم که این‌جام حس می‌کنم
‫من رو به سمت خودش می‌کِشه

17:27.941 --> 17:28.940
‫داره قوی‌تر می‌شه

17:28.941 --> 17:32.181
‫ببین، تو برگرد. خودم می‌برمت

17:37.061 --> 17:39.701
‫- همه‌ش تقصیر منه
‫- نه، نه، نه، نه

17:39.781 --> 17:42.141
‫نه، پِیج.
‫نه، چنین فکری نکن

17:42.821 --> 17:45.221
‫عذاب وجدان نداشته باش.
‫تقصیر تو نیست

17:45.301 --> 17:49.101
‫- هست! هست!
‫- تقصیر تو نیست. تقصیر تو نیست

17:50.101 --> 17:51.981
‫می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

17:55.381 --> 17:58.221
‫وقتی جسد آرون رو دیدم،

17:58.741 --> 18:00.261
‫نمی‌دونستم باید چیکار کنم

18:01.581 --> 18:03.981
‫فکر می‌کردم پلیس تصور می‌کنه
‫که من اون رو کشتم

18:07.781 --> 18:11.341
‫وقتی دیدمش… خیلی وحشتناک بود،
‫این‌که اون بلا رو سرش آورده بودن

18:11.421 --> 18:14.301
‫اما مُرده بود.
‫بالاخره مُرده بود

18:14.381 --> 18:16.861
‫و بخشی از وجودم احساس
‫آزادی می‌کرد، می‌دونی؟

18:19.661 --> 18:21.221
‫منم رفتم و قایم شدم

18:23.701 --> 18:25.861
‫و بعدش رفتم به بازپروری

18:25.941 --> 18:29.421
‫کار فوق‌العاده‌ای کردی،
‫اما از کجا خبر داشتی؟

18:30.181 --> 18:31.661
‫قبلاً اون‌جا بودم

18:33.461 --> 18:34.761
‫کِی؟

18:35.701 --> 18:37.221
‫صبر کن. پس…

18:37.301 --> 18:39.021
‫وقتی توی پارک من رو دیدی، یادته؟

18:39.101 --> 18:40.981
‫- ولم کن!
‫- پِیج، منم بابا!

18:41.701 --> 18:45.541
‫- قبلاً هم توی بازپروری بودم
‫- واقعاً؟ کِی؟ چون…

18:46.061 --> 18:47.361
‫شبیه یه آدم پاک نبودی

18:47.381 --> 18:49.901
‫شروع کردم.
‫می‌خواستم ترک کنم

18:50.861 --> 18:52.161
‫اما…

18:52.621 --> 18:55.101
‫آرون موفق شده بود پیدام کنه

18:56.901 --> 18:58.501
‫وارد ساختمون شد

18:59.301 --> 19:01.501
‫وقتی خواب بودم
‫بهم مواد تزریق کرد

19:05.581 --> 19:07.141
‫روز بعد باهاش فرار کردم

19:09.341 --> 19:11.141
‫نمی‌فهمم

19:12.181 --> 19:14.501
‫از همون اول چطور از اون
‫مرکز بازپروری باخبر شدی؟

19:17.221 --> 19:18.521
‫مامان بردم اون‌جا

19:19.421 --> 19:21.461
‫در مورد مرکز بازپروری‌ای بهم گفت که…

19:21.541 --> 19:24.101
‫وقتی جوون‌تر بوده خودش اون‌جا رفته،
‫و من رو هم برد اون‌جا

19:24.181 --> 19:26.061
‫مامانت توی بازپروری بوده؟

19:26.141 --> 19:27.861
‫خیلی بهش کمک کرده، بابا

19:30.781 --> 19:32.081
‫اما…

19:32.541 --> 19:35.261
‫چرا به من نگفته بود
‫که بهت کمک می‌کرده؟

19:41.501 --> 19:42.660
‫من ازش خواستم بهت نگه

19:42.661 --> 19:45.021
‫چرا؟ چرا نمی‌خواستی من بدونم؟

19:46.501 --> 19:49.461
‫وقتی ناامیدت کردم،
‫وقتی ازم ناامید شده بودی،

19:49.541 --> 19:52.581
‫حالت چهره‌ت، نحوه‌ی نگاه کردنت بهم

19:57.741 --> 20:00.741
‫من… نمی‌خواستم دوباره اون اتفاق بیُفته

20:00.821 --> 20:02.181
‫نمی‌خواستم ناامیدت کنم

20:02.261 --> 20:04.901
‫فکر می‌کردم اگه دوباره
‫اون حالت چهره‌ت رو ببینم…

20:04.981 --> 20:06.621
‫ممکنه کار احمقانه‌ای بکنم

20:10.181 --> 20:11.481
‫عزیزدلم

20:14.621 --> 20:16.061
‫- متأسفم
‫- نه

20:17.061 --> 20:19.181
‫من متأسفم که باعث شدم
‫چنین فکری بکنی

20:25.341 --> 20:26.701
‫بابا…

20:27.701 --> 20:29.381
‫- می‌خوای برگردی؟
‫- آره، لطفاً

20:29.461 --> 20:30.761
‫باشه

20:52.581 --> 20:54.141
‫می‌شه لطفاً بزنی کنار؟

20:54.861 --> 20:56.161
‫البته

20:59.701 --> 21:01.001
‫خوبی؟

21:03.021 --> 21:05.861
‫می‌دونی، داری کار درست رو انجام می‌دی

21:08.061 --> 21:10.741
‫- می‌دونم
‫- می‌خوای یه دقیقه بمونیم؟

21:30.061 --> 21:31.361
‫می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

21:33.381 --> 21:34.941
‫آرون خیلی کتکت می‌زد؟

21:38.261 --> 21:39.561
‫فقط همون یه بار کتکم زده بود

21:42.221 --> 21:44.821
‫آرون قضیه‌ی برادرهای ناتنیش رو
‫فهمیده بود

21:45.341 --> 21:48.461
‫با هنری ارتباط برقرار کردیم،
‫و برنامه داشتیم ببینیمش، اما…

21:50.381 --> 21:53.421
‫آرون حسودیش می‌شد

21:53.941 --> 21:55.241
‫نظرش عوض شد

21:55.941 --> 21:58.981
‫با هم بحث‌مون شد،
‫و منم رفتم دانشگاه سم

21:59.061 --> 22:01.381
‫- خوبی؟
‫- آره

22:01.461 --> 22:03.381
‫پس فرار کردی

22:04.021 --> 22:08.061
‫و طبق گفته‌ی پلیس، اون آدم‌کُش
‫و دوست‌دخترش آرون رو کُشتن

22:09.141 --> 22:10.441
‫فکر کنم

22:13.061 --> 22:14.541
‫تنها مشکل اینه که…

22:15.581 --> 22:17.901
‫اون روزی که به من
‫و کورنیلیوس شلیک کردن،

22:17.981 --> 22:19.501
‫ما رو تا اون‌جا تعقیب نکرده بودن

22:20.781 --> 22:22.981
‫خودشون از قبل توی مجتمع بودن

22:23.901 --> 22:24.820
‫درسته

22:24.821 --> 22:28.141
‫پلیس می‌گه دلیلش این بوده
‫که می‌خواستن دوباره از صحنه‌ی جرم دیدن کنن

22:29.261 --> 22:30.561
‫درسته

22:30.621 --> 22:33.221
‫اما فکر می‌کنم بار اولشون بوده
‫که رفتن اون‌جا

22:36.021 --> 22:37.321
‫پِیج،

22:38.221 --> 22:40.781
‫بعد از این‌که آرون کتکت زد
‫چه اتفاقی افتاد؟

22:40.861 --> 22:42.161
‫بهت گفتم، فرار کردم

22:44.301 --> 22:45.300
‫چه اتفاقی افتاد؟

22:45.301 --> 22:48.021
‫بابا، لطفاً بیخیال شو

22:48.101 --> 22:49.941
‫اول باید حقیقت رو به هم بگیم

22:50.021 --> 22:53.181
‫و پِیج، حقیقت بین خودمون می‌مونه

22:57.381 --> 22:58.981
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

23:01.261 --> 23:05.021
‫می‌دونستم اگه مواد مصرف نکنم
‫آزاد می‌شم. البته اگه آرون…

23:08.261 --> 23:09.561
‫بمیره

23:15.661 --> 23:17.981
‫شبی که آرون کشته شد
‫کورنیلیوس تو رو دیده

23:22.381 --> 23:23.681
‫چاقو رو پیدا کرده

23:36.821 --> 23:38.121
‫من آرون رو کُشتم…

23:50.381 --> 23:51.681
‫و فرار کردم

23:59.301 --> 24:00.621
‫تو دخترمی

24:03.181 --> 24:05.621
‫همیشه از محافظت می‌کنم،
‫تحت هر شرایطی

24:11.501 --> 24:13.221
‫اما تو آرون رو نکشتی

24:17.381 --> 24:20.261
‫دوباره رفتی از مامانت کمک گرفتی

24:20.981 --> 24:21.940
‫بعد از این‌که کتک زد؟

24:21.941 --> 24:23.301
‫بابا، لطفاً بیخیال شو

24:23.381 --> 24:25.061
‫رفتی سراغ مامانت؟

24:29.541 --> 24:30.841
‫پِیج؟

24:40.741 --> 24:42.041
‫آره

24:44.581 --> 24:47.101
‫بهم گفت برگردم به بازپروری، و…

24:47.181 --> 24:48.861
‫برنامه‌م رفتن بود

24:53.101 --> 24:55.781
‫روز بعدش برگشتم به آپارتمان و…

24:58.821 --> 25:00.121
‫آرون رو دیدم

25:02.261 --> 25:03.561
‫جسدش رو

25:07.741 --> 25:09.041
‫و فرار کردم

25:11.541 --> 25:12.841
‫کجا رفتی؟

25:13.981 --> 25:16.501
‫می‌گن قبل از این‌که بهتر بشی
‫باید به ته خط برسی

25:17.501 --> 25:19.021
‫رفتم توی تریلر آرون

25:20.141 --> 25:21.441
‫نشئه کردم

25:22.261 --> 25:23.561
‫چندین روز خوابیدم

25:26.621 --> 25:28.141
‫وقتی بیدار شدم، من…

25:28.781 --> 25:30.081
‫حقیقت رو فهمیدم

25:30.541 --> 25:31.841
‫کدوم حقیقت؟

25:45.421 --> 25:47.101
‫مامان آرون رو کُشته

25:54.941 --> 25:57.221
‫مامان آرون رو کُشته

26:02.021 --> 26:03.321
‫بابا،

26:03.901 --> 26:05.581
‫نمی‌تونی به مامان بگی
‫که خودمون می‌دونیم

26:10.141 --> 26:12.461
‫برای محافظت از من اون کار رو کرده

26:13.621 --> 26:15.301
‫و من باید تا آخر عمرم
‫با این موضوع کنار بیام

26:23.101 --> 26:24.421
‫بین خودمون می‌مونه

26:35.061 --> 26:36.361
‫چیزی نیست

26:37.821 --> 26:39.121
‫بیا بریم

26:42.888 --> 26:45.888
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:58.141 --> 27:03.541
‫♪ Into Dust - Mazzy Star ♪

27:20.541 --> 27:23.381
‫«همانند امواج که به سوی
‫ساحل پر از سنگ‌ریزه می‌روند،

27:24.381 --> 27:28.101
‫دقایق زندگی ما نیز رو به تمامی می‌روند»

27:59.226 --> 28:00.779
‫[ جوئل ریونزکرافت - ۱۹۶۸ تا ۲۰۲۵ ]

28:00.821 --> 28:05.141
‫«سایه‌های کسوف با شکوه او
‫به نبرد برمی‌خیزند،

28:06.581 --> 28:07.881
‫و زمان…

28:08.781 --> 28:10.181
‫که روزگاری بخشنده بود…

28:12.301 --> 28:14.621
‫اکنون هدیه‌ی خود را تباه می‌کند»

29:41.061 --> 29:42.981
‫آخرین باری که این‌جا بودی،

29:43.661 --> 29:45.901
‫تبدیل به یه آدم معروف توی اینترنت شدی

29:47.421 --> 29:50.061
‫سعی می‌کنم امروز کسی رو نزنم

29:54.261 --> 29:55.981
‫- خوبی؟
‫- آره، من…

29:56.621 --> 29:58.821
‫هنوزم بعضی‌وقت‌ها
‫یهویی خیلی خسته می‌شم

29:59.501 --> 30:00.801
‫بیا بریم بشینیم

30:15.021 --> 30:17.661
‫کی می‌تونه پدر و مادر بودن رو
‫تحمل کنه، نه؟

30:18.581 --> 30:20.421
‫خدایا، خیلی آسیپ‌پذیرمون می‌کنن

30:24.021 --> 30:25.461
‫حاضریم براشون آدم بُکُشیم

30:31.741 --> 30:33.041
‫می‌دونی، مگه نه؟

30:34.821 --> 30:37.541
‫پس بدون اطلاع من
‫همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کردی

30:40.381 --> 30:43.741
‫همین‌طوری یهویی آدم نمی‌کشی، اینگرید

30:45.341 --> 30:47.261
‫برای انجام اون‌طور کاری
‫باید خیلی بهش فکر کرده باشی

30:49.581 --> 30:50.881
‫چقدر بهش فکر کردی؟

30:50.941 --> 30:53.821
‫از همون لحظه‌ای که بهم گفت
‫آرون کتکش زده

30:56.101 --> 30:57.981
‫پِیج داشت غرق می‌شد، سایمون

30:58.741 --> 31:00.901
‫هر وقت می‌اومد روی سطح آب،

31:00.981 --> 31:03.701
‫اون حروم‌زاده پیداش می‌شد
‫تا دوباره اون رو بکشه زیر آب

31:06.501 --> 31:08.021
‫چرا این‌قدر خشونت‌آمیز؟

31:08.101 --> 31:11.221
‫توی روزنامه یه داستانی
‫در مورد کشتار گروه‌ها خوندم،

31:11.301 --> 31:13.501
‫و سه انگشت قطع می‌کردن،
‫پس منم تکرارش کردم

31:14.101 --> 31:17.021
‫داریم در مورد قتل حرف می‌زنیم، اینگرید

31:17.101 --> 31:20.381
‫متوجهی؟
‫آخرش فقط یه نتیجه داشت

31:20.861 --> 31:24.141
‫نمی‌خواستم دست روی دست بذارم
‫تا آرون دخترمون رو بُکُشه

31:24.221 --> 31:25.901
‫خیلی درمونده بود

31:28.461 --> 31:31.421
‫و چه حسی بهت دست داد؟
‫بعد از این‌که کُشتیش؟

31:31.501 --> 31:32.801
‫خیالم راحت شد

31:38.421 --> 31:40.141
‫چرا بهم نگفتی
‫بردیش مرکز بازپروری؟

31:40.221 --> 31:42.221
‫التماسم کرد که بهت نگم

31:42.301 --> 31:45.421
‫فقط به همین دلیل موافقت کرد.
‫دوست داشتم بهت بگم

31:45.501 --> 31:47.621
‫پس اون همه وقت که من بیرون بودم،

31:47.701 --> 31:50.941
‫خیابون‌ها و مکان‌های معتادها رو می‌گشتم
‫اون توی مرکز بازپروری بوده

31:52.741 --> 31:54.421
‫باید حقیقت رو بهم می‌گفتی، اینگرید

31:56.741 --> 31:59.021
‫- من هیچ‌وقت چنین کاری با تو نمی‌کردم
‫- در مورد تو نیست

31:59.101 --> 32:01.461
‫و در مورد من هم نیست.
‫در مورد اون بود

32:01.981 --> 32:03.020
‫دخترمون

32:03.021 --> 32:07.381
‫می‌دونستم تا وقتی آرون زنده باشه
‫مدام می‌ره سراغ دخترمون

32:07.461 --> 32:09.061
‫یه انگل بود

32:16.701 --> 32:18.221
‫چه اتفاقی افتاد؟

32:20.021 --> 32:22.101
‫بهش گفتم برگرده به بازپروری

32:23.341 --> 32:24.981
‫و نزدیک آپارتمانش نشه

32:27.341 --> 32:28.641
‫و بعدش…

32:29.261 --> 32:31.981
‫یه بهونه برای خودم جور کردم.
‫این‌که جِی شاهدمه

32:32.581 --> 32:34.901
‫می‌دونی که یه بهونه بوده، نه؟

32:35.701 --> 32:37.001
‫آره

32:37.061 --> 32:40.421
‫گفت اگه کسی در مورد اون شب
‫سوالی بپرسه، هوام رو داره

32:41.141 --> 32:45.101
‫و منم رفتم به اون رستوران غذای مکزیکی.
‫مثل همیشه سفارش دادم

32:45.821 --> 32:47.941
‫جِی نگران بود و تعقیبم کرد

32:49.021 --> 32:50.621
‫از در پشتی خارج شدم،

32:50.701 --> 32:54.061
‫و بعد از این‌که از دستش فرار کردم،
‫رفتم آپارتمان آرون

33:23.701 --> 33:25.541
‫پس لوتر همین رو می‌خواست بهم بگه

33:26.381 --> 33:28.581
‫تو رو موقع خروج از مجتمع دیده بود،

33:28.661 --> 33:31.581
‫و بعدش که تو رو توی زیرزمین راکو دید

33:31.661 --> 33:35.341
‫فکر می‌کرده می‌خوای بقیه رو بُکُشی

33:37.261 --> 33:38.701
‫ازت می‌ترسیده

33:42.101 --> 33:43.180
‫- چی می‌خوان؟
‫- صبر کن

33:43.181 --> 33:44.460
‫- این‌جا چیکار می‌کنن؟
‫- لوتر!

33:44.461 --> 33:45.981
‫- هی! نه
‫- دیوونه نباش!

33:48.701 --> 33:51.221
‫برای همین می‌گفت
‫می‌خواسته از خودش دفاع کنه

33:54.821 --> 33:56.821
‫چرا ازم نخواستی کمکت کنم؟

33:57.421 --> 33:59.381
‫چون می‌دونستم پیشمونم می‌کنی

34:00.821 --> 34:02.221
‫چون دوستت دارم

34:03.261 --> 34:04.981
‫و می‌خواستم ازت محافظت کنم

34:06.661 --> 34:10.421
‫و اگه من رو می‌گرفتن،
‫یکی‌مون می‌تونست از بچه‌ها محافظت کنه

34:10.501 --> 34:12.365
‫مثل همیشه حواست به همه‌چیز بوده

34:15.621 --> 34:17.301
‫نزدیک بود از دستت بدم

34:21.061 --> 34:23.141
‫و فکر می‌کردم پِیج رو هم از دست دادم

34:27.461 --> 34:29.261
‫و نمی‌تونم دوباره
‫چنین چیزی رو تجربه کنم

34:30.941 --> 34:32.381
‫عاشق خانواده‌مون هستم

34:34.421 --> 34:36.421
‫تنها کاری که می‌خواستم بکنم
‫این بود که از خانواده محافظت کنم

34:42.341 --> 34:43.641
‫منم همین‌طور

34:48.061 --> 34:49.361
‫دیگه رازی بین‌مون نباشه

35:12.781 --> 35:14.020
‫ایوان

35:14.021 --> 35:16.701
‫اون عکس‌های بچگی خودت و اینگرید
‫که چند سال پیش کریسمس

35:16.781 --> 35:18.821
‫- بهمون نشون دادی رو یادته؟
‫- آره، چطور؟

35:18.901 --> 35:20.644
‫چند تا عکس از اینگرید
‫خارج از کشور بود، درسته؟

35:20.645 --> 35:21.946
‫وقتی توی کار مد بوده

35:22.701 --> 35:24.941
‫وقتی اونا رو دید خیلی عصبانی شد

35:25.021 --> 35:27.861
‫- طبقه‌ی پایین توی زیرزمینن
‫- باید ببینم‌شون

35:50.421 --> 35:52.941
‫می‌دونی اونا تربچه‌ان،
‫نه گوجه، درسته؟

35:53.021 --> 35:54.321
‫تربچه

35:54.341 --> 35:56.221
‫تربچه. قرمز…

35:56.301 --> 35:58.021
‫امیدوارم مزه‌ش از پاستایی
‫که درست کردی بهتر باشه

35:58.101 --> 35:59.401
‫هی، خیلی هم خوش‌مزه بود

35:59.461 --> 36:00.861
‫باباتون در مورد پاستا بهم گفت

36:00.941 --> 36:02.581
‫آره، اگه پنیر رو بیشتر
‫از پاستا دوست داشته باشی

36:02.661 --> 36:05.621
‫گوجه‌ها رو خرد کن
‫تا بتونی سس رو درست کنی

36:05.701 --> 36:07.001
‫سلام، عشقم

36:37.581 --> 36:38.881
‫می‌دونی،

36:39.381 --> 36:42.381
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چه چیزی
‫توی آرون دیدی

36:44.781 --> 36:47.461
‫چطور می‌تونی جذب آدمی
‫به اون وحشتناکی بشی؟

36:49.421 --> 36:51.221
‫می‌دونی چی برام عجیب بود؟

36:52.621 --> 36:54.501
‫توی آپارتمان‌تون توی مجتمع،

36:55.181 --> 36:57.861
‫دو تا تشک یه نفره
‫دو طرف اتاق بود

37:01.981 --> 37:04.141
‫کدوم زوج جوونی
‫روی یه تخت نمی‌خوابن؟

37:04.221 --> 37:05.521
‫- بابا، ما…
‫- صبر کن

37:06.301 --> 37:07.601
‫صبر کن

37:12.421 --> 37:14.941
‫امروز رفتم دیدن داگ مولزر

37:15.861 --> 37:17.181
‫عزیزدلم،

37:17.701 --> 37:20.541
‫خیلی متأسفم بابت کاری
‫که اون باهات کرد

37:21.101 --> 37:22.861
‫اگه نخوای راجع بهش
‫حرف بزنی درک می‌کنم،

37:22.941 --> 37:25.461
‫اما اگه می‌خواستی راجع بهش حرف بزنی،
‫هر وقت آماده بودی من گوش می‌دم

37:25.541 --> 37:27.421
‫متأسفم

37:29.301 --> 37:31.581
‫بهم گفت مورد حمله قرار گرفته…

37:33.621 --> 37:34.700
‫به طرز وحشیانه‌ای

37:34.701 --> 37:37.701
‫گفت مردی با کلاه بالاکلاوا بهش حمله کرده

37:38.861 --> 37:40.341
‫آرون بوده، درسته؟

37:50.501 --> 37:53.541
‫مولزر بهم گفت

37:53.621 --> 37:55.661
‫که وقتی آرون کتکش می‌زده،

37:56.421 --> 37:58.861
‫مدام سرش داد می‌زده

38:03.461 --> 38:06.101
‫«هیچ‌کس حق نداره
‫به خواهرم صدمه بزنه»

38:12.101 --> 38:14.141
‫تو هم توی یه وب‌سایت
‫شجره‌نامه‌شناسی بودی

38:15.181 --> 38:18.541
‫متوجه شدی که آرون برادر ناتنیته…

38:27.821 --> 38:29.461
‫و مادرتون یکیه

38:44.061 --> 38:45.060
‫مامانه

38:45.061 --> 38:47.141
‫پشت سرش رو ببین

38:48.221 --> 38:51.021
‫نماد حقیقت تابانه

38:56.341 --> 38:59.501
‫مامان بهم گفت که اصلاً
‫به‌خاطر مدل بودن خارج نرفته

39:00.021 --> 39:02.421
‫بخشی از یه…
‫نمی‌دونم چی صداش کنم

39:02.501 --> 39:03.861
‫فرقه

39:03.941 --> 39:05.501
‫حامله شده،

39:06.021 --> 39:08.501
‫بچه رو به دنیا آورده،
‫فکر می‌کرد مُرده به دنیا اومده

39:09.101 --> 39:11.581
‫در نهایت فرار کرده
‫و به مرکز بازپروری رفته

39:12.421 --> 39:15.221
‫همون مرکز بازپروری‌ای
‫که تو رو برد اون‌جا

39:21.541 --> 39:22.841
‫ببین، بابا

39:23.821 --> 39:26.181
‫آرون خیلی داغون بود

39:27.061 --> 39:30.381
‫وقتی جوون بوده
‫باباش بهش تعرض کرده و…

39:32.021 --> 39:34.021
‫و باید شرایط من رو هم یادت باشه

39:34.781 --> 39:36.781
‫اتفاقاتی که با داگ افتاده بود،
‫ضرب و شتم،

39:36.861 --> 39:40.781
‫و بعدش آزمایش دی‌اِن‌اِی دادم،
‫و حس می‌کردم کل زندگیم دروغه

39:41.901 --> 39:44.741
‫و یهویی یه برادر بزرگ‌تر داشتم و…

39:45.261 --> 39:46.941
‫چندین ساعت صحبت کردیم

39:47.461 --> 39:48.901
‫قضیه‌ی داگ رو بهش گفتم

39:50.581 --> 39:51.881
‫و اون…

39:52.621 --> 39:55.381
‫ازش انتقام گرفت،
‫و خیلی وحشتناک بود

39:56.101 --> 39:57.401
‫اما حس کردم…

39:59.221 --> 40:01.861
‫نمی‌دونم، یه نفر مراقبمه، شاید؟

40:04.301 --> 40:05.601
‫و بعدش،

40:06.101 --> 40:07.541
‫آرون نشئه‌ام کرد

40:08.821 --> 40:10.581
‫کمکم کرد از واقعیت فرار کنم

40:14.501 --> 40:16.661
‫فکر کنم می‌دونست
‫داره چیکار می‌کنه

40:18.301 --> 40:19.601
‫منظورت چیه؟

40:20.221 --> 40:22.301
‫فکر کنم خواهر داشتن رو دوست داشت

40:23.181 --> 40:24.541
‫نمی‌خواست من رو از دست بده

40:26.461 --> 40:29.941
‫باید من رو معتاد نگه می‌داشت
‫تا ترکش نکنم و…

40:30.661 --> 40:31.961
‫شاید اون…

40:33.301 --> 40:36.101
‫می‌خواست از مامان واقعیش انتقام بگیره

40:39.861 --> 40:42.541
‫فکر می‌کرد بچه‌ایه
‫که مامان دورش انداخته،

40:42.621 --> 40:46.621
‫پس شاید می‌خواست بچه‌ای که
‫نگه داشته رو نابود کنه

40:47.221 --> 40:50.221
‫و اصلاً به مادرت نگفتی
‫که می‌دونی یه پسر داشته؟

40:50.301 --> 40:53.421
‫گفتم. اومدم خونه و ازش پرسیدم
‫که قبل من بچه داشته یا نه،

40:53.501 --> 40:54.620
‫و گفت نه

40:54.621 --> 40:56.861
‫فرقه بهش گفته بود
‫که بچه مُرده به دنیا اومده

40:58.021 --> 40:59.821
‫به حرفش گوش نمی‌دادم

41:01.021 --> 41:03.661
‫من… معتاد بودم،

41:03.741 --> 41:06.061
‫و فقط به فکر مواد بودم

41:07.901 --> 41:10.221
‫جواهراتش رو دزدیدم
‫و برگشتم پیش آرون

41:13.181 --> 41:14.781
‫همون‌طوره که خودت گفتی،

41:15.421 --> 41:17.221
‫وقتی برگردوندمت به بازپروری

41:19.141 --> 41:20.441
‫ته خط

41:22.261 --> 41:24.661
‫باعث شدم مامانم یه نفر رو بکشه

41:29.901 --> 41:32.781
‫اما یه آدم غریبه رو نکشت، نه؟

41:36.141 --> 41:37.661
‫پسر خودش رو کشت

41:38.781 --> 41:40.261
‫بابا، نمی‌تونیم بهش بگیم

41:40.341 --> 41:42.661
‫- نباید هیچ‌وقت بفهمه
‫- دیگه نمی‌خوام رازی وجود داشته باشه، پِیج

41:42.741 --> 41:45.621
‫- بابا
‫- حتی به منم گفت که آرون رو کشته

41:45.701 --> 41:47.381
‫این راز مثل بقیه‌ی رازها نیست

41:47.861 --> 41:49.821
‫این راز مامان رو نابود می‌کنه

41:51.181 --> 41:52.481
‫نباید بهش بگیم

41:53.141 --> 41:54.441
‫هرگز!

41:59.301 --> 42:00.601
‫شام تقریباً آماده‌ست

42:04.221 --> 42:05.521
‫بابا

42:16.901 --> 42:18.861
‫- اون‌قدر خوش‌مزه‌ست؟
‫- خیلی خوش‌مزه‌ست

42:20.621 --> 42:22.421
‫- زنده باشی
‫- نیم‌پزه

43:12.533 --> 43:17.533
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

43:17.534 --> 43:22.534
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:22.535 --> 43:37.535
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
