WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.023 --> 00:15.023
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

00:15.850 --> 00:18.780
‫[ سه هفته پیش ]

00:21.421 --> 00:23.741
‫برو و حقیقت رو پخش کن

00:24.341 --> 00:26.381
‫باشد که حقیقت تابان تا ابد پایدار بماند

00:45.781 --> 00:47.341
‫خداحافظ، عشقم

00:52.181 --> 00:54.501
‫- نِیتن؟
‫- بله؟

00:59.581 --> 01:00.620
‫نِیتن

01:00.621 --> 01:02.101
‫اسم من رو از کجا می‌دونی؟

01:03.021 --> 01:07.781
‫باید از این‌جا بری. به مدت چند هفته.
‫اما باید همین‌الان بری

01:07.861 --> 01:09.581
‫- تو کی هستی؟
‫- جایی هست که بتونی بری؟

01:09.661 --> 01:10.961
‫چی می‌گی برای خودت؟

01:11.021 --> 01:12.341
‫جونت در خطره

01:12.421 --> 01:16.101
‫نمی‌تونم بهت بگم چطور این رو می‌دونم،
‫اما ۲ نفر رو برای کُشتنت فرستادن

01:16.181 --> 01:17.821
‫این ۲ نفرن.
‫چهره‌شون رو نگاه کن

01:17.901 --> 01:20.541
‫فقط اسم‌های کوچیک‌شون رو بلدم.
‫اَش و هالی

01:20.621 --> 01:24.021
‫- دختره با اسم دی‌دی هم شناخته می‌شه
‫- دیوونه شدی؟

01:24.101 --> 01:25.861
‫- الان پلیس رو خبر می‌کنم
‫- لطفاً به پلیس نگو

01:27.541 --> 01:29.581
‫از سر راهم برو کنار

01:29.661 --> 01:32.501
‫- فقط از این‌جا برو. تا وقتی خطر برطرف بشه
‫- باید برم سر کار

01:33.421 --> 01:34.941
‫نه. باید بهم اعتماد کنی

01:35.021 --> 01:37.341
‫باید حرفم رو باور کنی.
‫لطفاً به حرفم گوش بده

01:37.861 --> 01:41.861
‫باید حرفم رو باور کنی.
‫پیدات می‌کنن. باید از این‌جا بری

01:41.941 --> 01:43.661
‫با خانواده‌ت از این‌جا برو

01:44.381 --> 01:45.681
‫نِیتن!

01:46.181 --> 01:47.481
‫نِیتن!

01:48.981 --> 01:50.281
‫نِیتن!

01:52.501 --> 01:53.801
‫نِیتن!

01:56.101 --> 01:58.101
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

01:58.102 --> 02:03.102
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:12.723 --> 02:16.060
‫« فـراری »

02:20.781 --> 02:22.081
‫این گوشیشه

02:43.301 --> 02:44.981
‫اون صدای چی بود؟

02:45.061 --> 02:46.701
‫جسد رو بپوشون

02:46.781 --> 02:48.501
‫- چی؟ چطور؟
‫- بشین روش

02:48.581 --> 02:49.881
‫جدی می‌گی؟

02:56.581 --> 02:57.881
‫صبح بخیر

03:02.261 --> 03:04.581
‫«صبح بخیر»؟ واقعاً؟

03:04.661 --> 03:05.961
‫چیه؟

03:07.421 --> 03:09.581
‫بهتره بریم یه جای دیگه

03:30.621 --> 03:32.381
‫صدای گوشی اونه؟

03:36.701 --> 03:39.021
‫سایمون گرین براش پیام فرستاده

03:41.221 --> 03:44.421
‫«هنوز آلیسون رو ندیدی؟
‫لطفاً هر وقت تونستی بهم خبر بده»

03:44.941 --> 03:46.621
‫سایمون گرین کیه؟

03:47.799 --> 03:49.234
‫[ سایمون گرین ]

03:50.101 --> 03:51.781
‫اَش، این رو ببین

03:53.581 --> 03:55.094
‫[ مشاور مالی مرد بی‌خانمان را کتک می‌زند ]

03:55.141 --> 03:57.061
‫اون آرون کورواله
‫که اسمش توی فهرسته

04:01.621 --> 04:04.421
‫آره، آرونه.
‫و اون هم سایمون گرینه

04:05.261 --> 04:06.561
‫چرا کنار همدیگه‌ان؟

04:08.461 --> 04:10.061
‫این «خانم مارپل» بهش چی گفته؟
‫(یک شخصیت داستانی)

04:43.562 --> 04:46.114
‫[ اونا رو نَکُش. به دی‌دی اعتماد نکن ]

05:05.621 --> 05:06.981
‫- رندی تویی؟
‫- آره

05:07.061 --> 05:09.541
‫جسیکا گفت این‌جا منتظرم هستی

05:10.301 --> 05:12.181
‫تا حالا کسی به اسم رندی ندیده بودم

05:12.261 --> 05:13.561
‫الان دیدی

05:13.581 --> 05:14.881
‫پول رو آوردی؟

05:15.421 --> 05:16.721
‫آره

05:17.341 --> 05:18.941
‫کیف دخترمه

05:27.661 --> 05:28.961
‫نتایج رو آوردی؟

05:28.981 --> 05:30.281
‫البته

05:34.181 --> 05:36.541
‫- بهم بگو
‫- همه‌چیز اون‌جا نوشته شده

05:36.621 --> 05:38.621
‫بهم بگو

05:39.741 --> 05:42.021
‫- اونی که گفتی اولویت داره…
‫- پِیج

05:43.661 --> 05:44.961
‫مثبته

05:46.861 --> 05:48.261
‫مثبت باشه خوبه؟

05:48.341 --> 05:49.901
‫دختر خونی خودته

05:51.061 --> 05:54.341
‫پدر هر سه تاشون هستی.
‫نتایج اون‌جا نوشته شدن

05:54.421 --> 05:55.721
‫ممنون

06:03.581 --> 06:07.801
‫[ احتمال پدر سه فرزند بودن:
‫‏۹۹.۹۹۹۹ درصد ]

06:11.328 --> 06:12.328
‫[ سباستین ثورپ: لطفاً بهم زنگ بزن.
‫راجع به هنریه ]

06:12.329 --> 06:13.329
‫[ لو: اِلینا، لطفاً بهم زنگ بزن. ممنون ]

06:13.330 --> 06:16.409
‫[ سایمون گرین: نتایج دی‌اِن‌اِی نشون می‌دن
‫که من پدر پِیج هستم. هنوزم… ]

06:19.341 --> 06:20.641
‫این یکی عجیبه

06:21.461 --> 06:23.581
‫«نتایج دی‌اِن‌اِی نشون می‌دن
‫که من پدر پِیج هستم

06:23.661 --> 06:25.901
‫هنوزم نمی‌دونم چطور
‫با آرون وارد رابطه شده،

06:25.981 --> 06:28.461
‫اما فکر کنم با به سرپرستی
‫گرفته شدنش در ارتباط باشه

06:28.941 --> 06:31.861
‫دارم می‌رم بیمارستان. وقتی آلیسون
‫مِیفلاور رو دیدی بهم پیام بده»

06:31.941 --> 06:35.301
‫پس پِیج دوست‌دختر آرونه.
‫باباش این وسط چیکار می‌کنه؟

06:36.621 --> 06:38.301
‫بهش پیام بدم؟
‫بپرسم کدوم بیمارستان؟

06:38.381 --> 06:39.981
‫نه، نه، نه. خیلی مشکوکه

06:40.061 --> 06:42.261
‫چون اِلینا اون‌جا بوده، حتماً می‌دونه

06:42.341 --> 06:43.641
‫هوم

06:45.221 --> 06:46.621
‫باشه، این چطوره:

06:47.581 --> 06:51.061
‫«ممنون که خبر دادی.
‫اگه خبر جدیدی شد بهم بگو

06:51.141 --> 06:53.661
‫خیلی ضروریه که بهم خبر بدی،

06:54.581 --> 06:56.341
‫حتی اگه جواب ندم»

06:56.421 --> 06:58.981
‫آره، به اندازه‌ی کافی مغرورانه
‫و احمقانه هست. بفرستش

07:05.981 --> 07:08.061
‫باید حساب سایمون گرین رو هم برسیم

07:08.141 --> 07:10.581
‫نمی‌دونم. نمی‌شه طبق نقشه پیش بریم؟

07:10.661 --> 07:14.421
‫اگه اِلینا ریونزکرافت داشته به فهمیدن
‫ماجرای حقیقت تابان نزدیک می‌شده،

07:14.501 --> 07:15.941
‫شاید سایمون گرین هم نزدیک شده باشه

07:17.381 --> 07:18.781
‫ممکنه رازمون رو فهمیده باشه

07:20.581 --> 07:22.541
‫از مقامات درخواست می‌کنم
‫اسم گرین رو به فهرست اضافه کنن

07:38.934 --> 07:41.575
‫[ ممنون که خبر دادی.
‫اگه خبر جدیدی شد بهم بگو

07:41.576 --> 07:44.371
‫خیلی ضروریه که بهم خبر بدی،
‫حتی اگه جواب ندم ]

07:54.541 --> 07:55.820
‫- سلام
‫- سلام

07:55.821 --> 07:58.541
‫سایمون گرین، دوست اِلینا هستم

07:58.621 --> 08:00.141
‫شماره‌ت رو توی اینترنت پیدا کردم

08:00.221 --> 08:03.221
‫شرمنده که مزاحم شدم،
‫اما نمی‌دونی اِلینا کجاست؟

08:03.301 --> 08:05.701
‫- یه‌کم نگرانشم
‫- منم همین‌طور

08:07.381 --> 08:08.681
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

08:09.141 --> 08:13.541
‫اِلینا رفت دیدن اِستفانی،
‫دوست‌دختر آلیسون مِیفلاور

08:13.621 --> 08:16.501
‫گفت قراره با اِستفانی بره دیدن آلیسون

08:16.581 --> 08:21.421
‫عکس پلاک ماشین رو برام فرستاد،
‫اما الان جواب تماس‌هام رو نمی‌ده

08:21.501 --> 08:26.661
‫پیام داد و نوشته بود «خوبم»،
‫اما هیچ‌وقت این‌طوری پیام نمی‌ده

08:26.741 --> 08:27.860
‫دقیقاً

08:27.861 --> 08:30.061
‫مشخصاً به اندازه‌ی تو نمی‌شناسمش،

08:30.141 --> 08:35.021
‫اما پیامی که برام فرستاده
‫اصلاً درست به نظر نمی‌رسه

08:39.301 --> 08:43.101
‫موضوع اینه که با هم بحث‌مون شد

08:43.821 --> 08:46.621
‫فکر کردم آشتی کردیم، اما…

08:48.581 --> 08:51.501
‫می‌دونی وقتی حرف‌هایی زده می‌شه
‫آدم‌ها رفتارشون چطور می‌شه

08:51.581 --> 08:52.881
‫هوم

08:53.381 --> 08:55.901
‫چرا رد گوشیش رو نمی‌زنی؟
‫متخصص فناوری هستی

08:55.981 --> 08:59.541
‫برنامه‌ی ردیابی رو حذف کرد

08:59.621 --> 09:02.621
‫از یکی از دوست‌هام خواستم
‫رد گوشی اِلینا

09:02.701 --> 09:05.861
‫و ماشینی که پلاکش رو
‫برام فرستاده بود رو بزنه

09:05.941 --> 09:08.141
‫اما هنوز جواب نداده، پس…

09:09.781 --> 09:12.901
‫می‌خوام در مورد اون دوست‌دخترش
‫که اِستفانی بود تحقیق کنم

09:16.620 --> 09:18.238
‫[ آنیا: سلام، بابا. چقدر دیگه می‌رسی بیمارستان؟ ]

09:18.341 --> 09:20.821
‫بچه‌هام پیام دادن. باید برم. آم…

09:21.741 --> 09:23.901
‫- اگه خبری شد بهم بگو
‫- حتماً

09:35.021 --> 09:37.141
‫بابا؟ بابا؟

09:37.821 --> 09:39.121
‫سلام

09:40.821 --> 09:42.100
‫بیا بغلم

09:42.101 --> 09:44.461
‫بیا بغلم. بیا بغلم. بیا

09:44.981 --> 09:47.061
‫- خوبید؟
‫- آره. آره. تو خوبی؟

09:47.141 --> 09:49.181
‫آره، تحمل می‌کنم

09:49.261 --> 09:51.821
‫پیداش کردی؟
‫استاد پِیج رو پیدا کردی؟

09:53.181 --> 09:54.741
‫آره، پیداش کردم

09:56.701 --> 09:58.001
‫چی شد؟

09:58.981 --> 10:00.781
‫اصلاً توی رابطه نبودن

10:00.861 --> 10:02.861
‫استاد ون ده بیک…

10:02.941 --> 10:05.901
‫به پِیج کمک می‌کرده
‫تا سال دوم بتونه پزشکی بخونه

10:05.981 --> 10:07.901
‫- چی؟ مثل مامان؟
‫- سایمون

10:08.501 --> 10:10.181
‫اوه. سلام

10:11.701 --> 10:14.221
‫شرمنده که بدون خبر اومدم.
‫حال اینگرید چطوره؟

10:14.301 --> 10:15.260
‫نمی‌شه با قطعیت گفت

10:15.261 --> 10:19.021
‫کورنیلیوس، این دخترم آنیاست،
‫اینم پسرم سمه

10:19.101 --> 10:20.401
‫- سلام
‫- آره

10:20.461 --> 10:22.301
‫- از آشنایی باهاتون خوش‌حالم
‫- همچنین. آره

10:22.381 --> 10:25.261
‫باید با پدرتون تنها صحبت کنم

10:25.341 --> 10:29.541
‫آره، ببینید، شما برید پیش مامان،
‫بعداً بیشتر حرف می‌زنیم، باشه؟

10:30.261 --> 10:31.561
‫آره

10:41.701 --> 10:43.141
‫راکو تماس گرفت

10:43.741 --> 10:46.461
‫قراره بیاد به مجتمع، با لوتر

10:46.541 --> 10:47.861
‫- لوتر آزاد شده؟
‫- با وثیقه

10:47.941 --> 10:50.581
‫راکو می‌گه اون و لوتر
‫می‌خوان باهات حرف بزنن

10:50.661 --> 10:52.381
‫اما پولی که وعده دادی رو باید ببری

10:52.461 --> 10:53.781
‫این می‌تونه دردسر بشه

10:53.861 --> 10:55.701
‫لوتر هم ۱۰ هزار می‌خواد

10:56.301 --> 10:57.741
‫- چی؟ چرا؟
‫- مطمئن نیستم

10:57.821 --> 11:00.021
‫اما راکو می‌گه یه چیزی می‌دونن
‫که حتماً می‌خوای بشنویش

11:04.341 --> 11:05.781
‫هی، ببین چی پیدا کردم

11:08.821 --> 11:11.901
‫«سایمون گرین، مشاور و مدیر مالی»

11:12.661 --> 11:15.861
‫در کنار خواهرزنش ایوان پریویدی
‫یه شرکت رو مدیریت می‌کنه

11:16.381 --> 11:18.141
‫عوضی‌ها ثروتمند رو ثروتمندتر می‌کنه

11:18.941 --> 11:20.241
‫مرگ حقشه

11:21.941 --> 11:23.241
‫چیه؟

11:23.301 --> 11:24.741
‫«مرگ حقشه»؟

11:26.101 --> 11:27.581
‫تقریباً شوخی می‌کردم

11:28.461 --> 11:30.581
‫ببین، انجام دادن این کار ساده‌ست، خب؟

11:30.661 --> 11:32.301
‫از دستورات پیروی می‌کنیم،

11:32.821 --> 11:34.781
‫و قوانین خودمون رو زیر پا نمی‌ذاریم

11:35.381 --> 11:36.300
‫یعنی چی؟

11:36.301 --> 11:38.301
‫یعنی جلوی سالن خال‌کوبی
‫ماسک به صورتت نزده بودی،

11:38.381 --> 11:40.501
‫پس من مجبور شدم کسی رو بکشم
‫که نمی‌خواستم بکشمش

11:41.021 --> 11:44.821
‫بعدش بردی‌مون خونه‌ی خانم اوهارا،
‫و بعدش هم به فرقه‌ت

11:45.421 --> 11:47.821
‫هیچ‌کدوم اونا بخشی از دستورات نبودن

11:47.901 --> 11:51.261
‫حالا مجبور شدیم یه کارآگاه خصوصی رو بکشیم،
‫و سایمون گرین عوضی هم دنبالمونه

11:52.861 --> 11:54.060
‫شرایط تغییر می‌کنه

11:54.061 --> 11:57.101
‫نه، نمی‌کنه، باشه؟
‫اون‌طوری می‌تونیم زنده بمونیم

11:57.181 --> 12:00.901
‫کارمون رو انجام می‌دیم، پول رو می‌گیریم،
‫و توی غروب آفتاب ناپدید می‌شیم

12:00.981 --> 12:02.421
‫طبق نقشه پیش می‌ریم

12:02.501 --> 12:04.301
‫خیلی به تموم شدن مأموریت نزدیکیم

12:04.381 --> 12:08.181
‫تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که مأموریت رو انجام بدیم و بعدش آزادیم

12:08.821 --> 12:09.860
‫آزاد؟

12:09.861 --> 12:11.301
‫بچگی‌مون رو یادته؟

12:11.381 --> 12:13.381
‫گفتیم توی ساحل یه بار باز می‌کنیم

12:13.461 --> 12:15.221
‫مثل اون سریالی که تماشا می‌کردیم

12:15.301 --> 12:16.781
‫تا حتی احساس نکنیم
‫که داریم کار می‌کنیم

12:16.861 --> 12:18.981
‫با کی قراره اون بار رو باز کنم؟

12:19.061 --> 12:20.361
‫دی‌دی یا هالی؟

12:24.541 --> 12:27.301
‫دانشجویی که متهمه
‫به تجاوز کردن یه پِیج، داگ مولزر،

12:27.381 --> 12:29.381
‫مدرکش برای قاتل آرون نبودن تأیید شده

12:29.901 --> 12:33.141
‫شبی که آرون به قتل رسیده
‫چند صد کیلومتر دورتر توی جلسه‌ی فیزیوتراپی بوده

12:33.221 --> 12:34.621
‫صفحه‌ی گلریزونش رو دیدی

12:34.701 --> 12:37.501
‫- ممکنه یه نفر رو برای کشتنش استخدام کرده باشه
‫- حساب‌های بانکیش رو هم بررسی کردم

12:38.021 --> 12:39.341
‫کارآگاه فگبنلی؟

12:40.941 --> 12:43.101
‫می‌خوام یه شخص
‫مفقود شده رو گزارش بدم

12:45.701 --> 12:49.741
‫اِلینا یه فهرست از برادرهای ناتنی
‫هنری ثورپ آماده کرد

12:49.742 --> 12:52.920
‫[ هنری ثورپ: ۲۱ ساله ]
‫[ کوین گانو: ۳۵ ساله ]

12:54.703 --> 12:58.235
‫[ آرون کوروال: ۳۲ ساله ]
‫[ دِیمین گورش: ۲۹ ساله ]

12:58.261 --> 13:00.341
‫کی اِلینا رو استخدام کرد
‫که دنبال هنری بگرده؟

13:00.421 --> 13:01.861
‫پدرش، سباستین

13:01.941 --> 13:07.301
‫اِلینا بهم گفت امروز قراره زنی
‫به اسم آلیسون مِیفلاور رو ببینه

13:07.381 --> 13:10.061
‫آلیسون مِیفلاور چه ربطی
‫به این ماجرا داره؟

13:10.141 --> 13:13.581
‫همه‌ی این برادرهای ناتنی تحت نظر اون
‫به سرپرستی گرفته شدن

13:15.861 --> 13:19.541
‫اِلینا گفت همراه دوست‌دختر آلیسون،
‫اِستفانی قراره بره،

13:19.621 --> 13:22.861
‫اما خودم رد اِستفانی رو زدم و…

13:24.781 --> 13:30.381
‫سفر کرده به برزیل،
‫پس اِلینا به دیدن اون نرفته

13:32.621 --> 13:34.261
‫فکر کنم وارد یه تله شده

13:36.981 --> 13:41.661
‫پِیج گرین و هنری ثورپ
‫قبل از گم شدن هنری در ارتباط بودن

13:41.741 --> 13:45.621
‫و الان هر دو تاشون ناپدید شدن،
‫و اِلینا هم ناپدید شده

13:48.381 --> 13:51.021
‫خیلی نگرانشم

13:53.621 --> 13:55.901
‫باید با سباستین ثورپ صحبت کنیم

13:59.581 --> 14:02.021
‫آخرین بار کِی
‫با اِلینا ریونزکرافت صحبت کردید؟

14:02.101 --> 14:04.581
‫‏۲ روز پیش

14:05.101 --> 14:06.701
‫امروز صبح جواب تماس‌هام رو نداد،

14:06.781 --> 14:09.941
‫و خیلی هم براش پیام فرستادم، چون…

14:10.021 --> 14:12.181
‫یه خبر جدیدی رو می‌خواستم بهش بگم

14:12.261 --> 14:13.340
‫«خبر جدید»؟

14:13.341 --> 14:14.620
‫یه نامه برام فرستادن

14:14.621 --> 14:18.061
‫خب، یعنی برای هنری فرستادن.
‫بازش کردم

14:18.141 --> 14:20.421
‫- می‌دونم نباید بازش می‌کردم، اما…
‫- مشکلی نیست

14:21.141 --> 14:25.181
‫- نامه چیه؟
‫- از طرف یه زن به اسم ویکتوریاست

14:25.741 --> 14:26.900
‫فامیلیش رو ننوشته

14:26.901 --> 14:29.981
‫پیشنهاد کرده که دوباره همدیگه رو ببینن.
‫یه زمان و مکان مشخص کرده

14:30.061 --> 14:33.661
‫و منم خیلی عجله داشتم،
‫چون قرارشون امروزه

14:36.501 --> 14:37.801
‫کجا؟

14:38.781 --> 14:41.381
‫خب، مشکل همینه.
‫نمی‌دونم کجاست

14:41.461 --> 14:44.781
‫«همون جایی که آخرین بار همدیگه رو دیدیم،
‫لوک‌آوت. چهارشنبه ساعت ۱۵»

14:48.141 --> 14:49.380
‫چه مبهم

14:49.381 --> 14:51.501
‫کی برای قرار گذاشتن
‫نامه می‌فرسته؟

14:51.581 --> 14:52.881
‫هوم

14:54.621 --> 14:56.501
‫صبر کن. لوک‌آوت؟

14:58.461 --> 15:00.661
‫- ممکنه هر جایی باشه
‫- نه، من بلدمش

15:02.581 --> 15:06.421
‫فکر کنم اسم کافه‌ایه
‫که توی پارک دیدمش

15:08.902 --> 15:10.708
‫[ کافه‌ی پارک گرین لوک‌آوت، راسگِیت ]

15:10.781 --> 15:13.501
‫درسته. اما دو تا شعبه داره

15:13.581 --> 15:15.261
‫هر دو تا توی پارک راسگِیت هستن

15:15.341 --> 15:17.941
‫یکیش کنار ورودی غربیه،
‫اون یکی هم اون‌طرف پارک

15:18.021 --> 15:21.501
‫ما می‌ریم اون‌جا. اما هیچ تصوری ندارید
‫که اون زن کی می‌تونه باشه؟

15:22.981 --> 15:24.381
‫اصلاً

15:32.141 --> 15:34.861
‫سلام. مشکلی برای گرفتن پول نقد هست؟

15:34.941 --> 15:37.341
‫نه. اما قضیه چیه؟

15:38.501 --> 15:40.421
‫- ایشون کی هستن؟
‫- کورنیلیوس

15:41.021 --> 15:44.381
‫- این پول رو برای چی می‌خواید؟
‫- نه، برای اون نیست. به من کمک می‌کنه

15:44.901 --> 15:47.261
‫- توی چه کاری؟
‫- پیدا کردن اطلاعات در مورد پِیج

15:47.341 --> 15:49.701
‫- و ۶۰ هزار پوند هزینه داره؟
‫- اون‌جور آدم‌هایی

15:49.781 --> 15:52.341
‫که ازشون اطلاعات می‌گیریم
‫این‌قدر پول می‌خوان. ایوان…

15:56.261 --> 15:57.540
‫باشه

15:57.541 --> 15:59.701
‫- می‌رم دست به کار می‌شم
‫- ممنون

16:02.341 --> 16:04.221
‫- آره. آدم مهربونی به نظر می‌رسه
‫- خواهر اینگریده

16:04.301 --> 16:06.301
‫خیلی مراقبمه

16:07.981 --> 16:09.621
‫راکوئه

16:10.141 --> 16:11.821
‫- لوتر پیداش نیست
‫- چی؟

16:12.421 --> 16:13.741
‫می‌گه ۲ ساعت بهش وقت بدیم

16:24.901 --> 16:27.661
‫این‌جا چند تا زوج
‫و رفیق دارن حرف می‌زنن

16:28.181 --> 16:29.861
‫اون‌جا خبری از ویکتوریا نیست؟

16:31.541 --> 16:33.221
‫فعلاً که نه. تو چی؟

16:33.301 --> 16:35.861
‫آره، آره، این‌جاست.
‫ولی یادم رفت بهت بگم

16:37.541 --> 16:40.221
‫یه مامان تنها با بچه‌ش،
‫یه دونده،

16:40.301 --> 16:42.901
‫سه تا زوج،
‫دو تا پیرمرد که در مورد سیاست غر می‌زنن،

16:42.981 --> 16:45.541
‫و یه مرد که تنها نشسته
‫و با خودش حرف می‌زنه

16:45.621 --> 16:46.981
‫آخری منم

16:49.381 --> 16:50.821
‫یه زن داره میاد

16:50.901 --> 16:52.461
‫سی و اَندی ساله‌ست

16:53.821 --> 16:55.461
‫خوش‌تیپه. در واقع خوشگله

16:55.541 --> 16:58.141
‫موهای بلوند فوق‌العاده‌ای داره.
‫می‌خوای شماره‌ش رو برات بگیرم؟

16:59.821 --> 17:01.421
‫نه. ببین اون اطراف مو قرمز پیدا نمی‌شه

17:04.421 --> 17:05.821
‫صبر کن. داره می‌نشینه

17:05.901 --> 17:07.201
‫ممکنه خودش باشه

17:10.861 --> 17:13.381
‫صبر کن. داره گوشیش رو درمیاره

17:23.181 --> 17:25.101
‫نه، داره از خودش عکس می‌گیره

17:25.701 --> 17:29.341
‫محض رضای خدا، مردم هر کاری که می‌کنن
‫باید توی فضای مجازی پخشش کنن

17:29.421 --> 17:32.541
‫می‌دونی این روزها دزدها برای دزدی از خونه‌ها
‫از فضای مجازی استفاده می‌کنن؟

17:32.621 --> 17:35.341
‫تا بفهمن کِی خونه نیستی،
‫چه زمانی کجا می‌ری

17:35.421 --> 17:36.580
‫مردم متوجه نیستن

17:36.581 --> 17:39.461
‫دنیای مدرن این‌طوره.
‫سعی کن به روز باشی، بابابزرگ

17:40.941 --> 17:42.821
‫به نظر نمی‌رسه این‌جا
‫کسی منتظر یه آدم دیگه باشه،

17:42.901 --> 17:45.861
‫اما مراقب همه‌جا هستم.
‫شاید ویکتوریا دیر میاد

17:45.941 --> 17:47.821
‫پیشخدمت الان نشست

17:49.341 --> 17:52.141
‫صبر کن ببینم.
‫فکر کنم منتظر یه نفره

17:54.021 --> 17:55.321
‫آیزاک؟

17:55.821 --> 17:57.421
‫آیزاک، می‌تونی ببینیش؟

17:59.221 --> 18:01.341
‫آیزاک؟ باهام حرف بزن

18:03.541 --> 18:04.780
‫ببخشید

18:04.781 --> 18:07.461
‫دیگه کار نمی‌کنم، عشقم.
‫شیفتم تموم شده

18:07.541 --> 18:09.861
‫اوه، ببخشید، ویکتوریا

18:09.941 --> 18:13.421
‫اما اگه منتظر هنری هستی،
‫فکر نکنم پیداش بشه

18:16.701 --> 18:18.061
‫تو کی هستی؟ چطور…

18:18.141 --> 18:19.861
‫گروهبان کارآگاه فگبنلی هستم

18:26.381 --> 18:29.861
‫- مجبورت کردن اسمت رو عوض کنی
‫- هالی حقیقت منه

18:29.941 --> 18:32.421
‫و تو همیشه هالی رو می‌دیدی.
‫تو تنها کسی هستی که اون رو می‌دیدی

18:35.781 --> 18:37.081
‫مشکل چیه؟

18:48.501 --> 18:51.021
‫این رو مادر آدیونا بهم داد

18:52.162 --> 18:55.032
‫[ اونا رو نَکُش. به دی‌دی اعتماد نکن ]

18:56.901 --> 18:58.201
‫صحیح

19:01.501 --> 19:02.861
‫پس بهم اعتماد نداری

19:04.421 --> 19:07.461
‫- چرا این رو زودتر نشونم ندادی؟
‫- چرا چنین چیزی گفته؟

19:10.421 --> 19:12.781
‫فکر کنم یکی از مردهایی که
‫اسمش توی فهرسته، پسرشه

19:14.061 --> 19:15.941
‫چرا می‌خوان پسرش رو بکشن؟

19:18.421 --> 19:20.901
‫- چرا گفته به تو اعتماد نکنم؟
‫- هیچ‌وقت بهت دروغ نگفتم

19:20.981 --> 19:22.901
‫درسته، پس صادق باش.
‫چرا این کار رو می‌کنن؟

19:30.621 --> 19:33.181
‫یکتا داره می‌میره

19:40.181 --> 19:43.901
‫توی پناهگاه امن،
‫خون مردها از همه خالص‌تره

19:43.981 --> 19:48.781
‫دخترها، که اتفاقاً یه عالمه ازشون داره،
‫برای رهبری حساب نمی‌شن

19:49.301 --> 19:53.981
‫پس بازدیدکننده و داوطلب بعد از فوت کردن یکتا،
‫رهبری رو به دست می‌گیرن

19:54.941 --> 19:56.241
‫چقدر ارزش داره؟

19:57.701 --> 19:59.001
‫میلیون‌ها پوند

20:00.341 --> 20:02.701
‫کسپر پول به ارث برد
‫و توی پناهگاه سرمایه‌گذاری کرد،

20:02.781 --> 20:05.781
‫اما دنبال‌کننده‌هاشون
‫سرمایه و ملک تقدیم کردن

20:06.381 --> 20:07.681
‫باشه

20:10.221 --> 20:14.621
‫پس دو تا پسرش بعد از آخرین نفس یکتا
‫اونا رو به ارث می‌برن

20:14.701 --> 20:19.141
‫آره. اما یکتا، کسپر،

20:19.661 --> 20:22.061
‫دوست داشت با زن‌های اون‌جا
‫رابطه‌ی جنسی داشته باشه

20:22.141 --> 20:24.701
‫و یه عالمه بچه به دنیا اومد

20:24.781 --> 20:27.741
‫اما بعد از به دنیا اومد پسرهای مقدسش،
‫پسر دیگه‌ای نیاز نداشت

20:27.821 --> 20:30.021
‫- پس بیشتر از دو تا پسر داره
‫- آره

20:30.581 --> 20:33.821
‫- چه اتفاقی برای بقیه‌ی پسرها افتاد؟
‫- اونا رو به سرپرستی دادن

20:33.901 --> 20:34.980
‫در واقع فروخته شدن

20:34.981 --> 20:36.461
‫پس فهرست همون پسرها هستن

20:38.821 --> 20:41.261
‫اسناد و مدارکی وجود داره
‫که پناهگاه تابان

20:41.341 --> 20:43.901
‫و تمامی دارایی‌های یکتا
‫به صورت یکسان

20:43.981 --> 20:46.341
‫بین تمام وارث‌های مذکرش تقسیم می‌شه

20:46.421 --> 20:50.221
‫- بقیه‌ی پسرهاش هم ارث گیرشون میاد
‫- و حقیقت تابان رو نابود می‌کنن

20:51.141 --> 20:53.021
‫و به همین دلیل
‫از شرشون خلاص شدن

20:54.621 --> 20:55.981
‫ما از شرشون خلاص شدیم

21:00.101 --> 21:03.101
‫در مورد هنری اطلاعاتی می‌خوایم.
‫گم شده

21:05.741 --> 21:08.341
‫چطور ممکنه گم شده باشه؟

21:08.421 --> 21:10.701
‫نگران نباش.
‫داریم دنبالش می‌گردیم

21:10.781 --> 21:12.941
‫می‌شه بهمون بگی
‫چرا امروز این‌جا با هنری قرار داشتی؟

21:13.021 --> 21:14.821
‫آم…

21:15.421 --> 21:17.061
‫ما فقط…

21:17.701 --> 21:20.301
‫مشکلی نیست، ویکتوریا،
‫می‌تونی به ما بگی

21:20.381 --> 21:21.741
‫چه ارتباطی با هم دارید؟

21:21.821 --> 21:23.701
‫همه‌ش تقصیر منه

21:25.341 --> 21:29.461
‫ویکتوریا، چرا قرار بوده هنری رو ببینی؟
‫خیلی مهمه که حقیقت رو بهمون بگی

21:35.221 --> 21:36.581
‫من مادرشم

21:42.181 --> 21:44.341
‫این همه سال کسپر
‫دلیلی برای ترسیدن نداشت

21:44.421 --> 21:47.421
‫بچه‌هاش در سراسر کشور پخش شده بودن،
‫و گزارش‌هاشون از بین رفته بودن

21:47.501 --> 21:50.061
‫آلیسون مِیفلاور کمکش کرده
‫اون کارها رو بکنه

21:50.141 --> 21:53.101
‫اما با این همه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی
‫دیگه همه به زودی می‌فهمن

21:53.181 --> 21:55.661
‫باشه، پس پسرهاش می‌تونن
‫از اون طریق بفهمن پدرشون کیه؟

21:55.741 --> 21:59.461
‫اگه ۱۴ تا پسرش متوجه بشن،
‫حقیقت تابان نابود می‌شه

21:59.541 --> 22:01.501
‫نمی‌تونیم چنین خطری رو بپذیریم.
‫اون‌طوری همه‌چیز لو می‌ره

22:01.581 --> 22:04.381
‫حقیقت تابان. دی، بیخیال…

22:04.461 --> 22:06.661
‫درک نمی‌کنم چطور می‌تونی
‫این مزخرفات رو باور کنی

22:07.301 --> 22:09.061
‫چیزی که نیاز دارم رو ازش می‌گیرم

22:09.141 --> 22:10.441
‫عادی نیست

22:11.221 --> 22:12.861
‫مذهبه، اَش

22:13.461 --> 22:15.781
‫هر داستانی که بخوایم رو شکل می‌دیم

22:15.861 --> 22:19.701
‫خدای مهربون، خدای کینه‌توز،
‫خدای بیخیال

22:21.461 --> 22:23.061
‫می‌دونم عادی نیست

22:24.861 --> 22:26.701
‫ولی کدوم بخش زندگی‌مون عادی بوده؟

22:26.781 --> 22:31.901
‫حقیقت تابان بهم کمک کرد
‫با گذشته‌مون کنار بیام

22:33.701 --> 22:35.181
‫کنار اونا در امانم

22:36.781 --> 22:38.701
‫و کِی احساس امنیت کردیم؟

22:45.221 --> 22:47.541
‫این‌که پسرهات رو به سرپرستی بدی…

22:47.621 --> 22:49.181
‫چیه؟ بخشی از داستانشه؟

22:50.861 --> 22:52.661
‫اون سرپرستی‌ها قانونی نبودن

22:52.741 --> 22:54.501
‫اما کاری که با مادرهاشون کردن…

22:56.341 --> 22:59.581
‫بهم دروغ گفتن.
‫گفتن هنری مُرده

23:00.101 --> 23:02.301
‫اونا گفتن پسرم مُرده

23:05.301 --> 23:07.101
‫اونا کی بودن؟

23:14.421 --> 23:17.421
‫فانوس حقیقت تابان

23:20.181 --> 23:23.981
‫وقتی دانشجو بودم
‫فریب‌شون رو خوردم

23:24.861 --> 23:27.101
‫و رهبرشون،

23:27.181 --> 23:28.781
‫کسپر وارتج،

23:30.501 --> 23:31.780
‫مرد ستودنی‌ای بود

23:31.781 --> 23:36.741
‫و وقتی من رو انتخاب کرد
‫و بهم علاقه نشون داد…

23:36.821 --> 23:38.121
‫باهاش خوابیدی

23:38.861 --> 23:40.181
‫حامله شدم

23:42.821 --> 23:44.341
‫و خوش‌حال بودم

23:45.181 --> 23:48.021
‫وقتی زایمان کردم، گفتن پسر بوده

23:48.101 --> 23:49.401
‫اما…

23:51.341 --> 23:53.221
‫گفتن مُرده به دنیا اومده

23:54.021 --> 23:56.701
‫کسپر بعد از اون ماجرا
‫نمی‌خواست باهام حرف بزنه، و…

23:56.781 --> 24:00.381
‫منم بعد از یک سال یا بیشتر
‫پناهگاه رو ترک کردم

24:00.461 --> 24:02.501
‫خب، من می‌گم ترکش کردم

24:05.941 --> 24:07.241
‫در اصل فرار کردم

24:08.461 --> 24:10.061
‫پس می‌تونید تصور کنید،

24:10.581 --> 24:13.821
‫این‌که هنری اومد سراغم
‫و می‌گفت پسرمه…

24:13.901 --> 24:17.021
‫اولش فکر می‌کردم یه‌جور کلاه‌برداریه

24:18.301 --> 24:20.421
‫آره، توی یه وب‌سایت شجره‌نامه‌شناسی
‫پیدام کرده بود

24:21.221 --> 24:24.301
‫بهش گفتی که عضو یه فرقه بودی؟

24:25.421 --> 24:28.461
‫من و هنری به این نتیجه رسیدیم
‫که بهتره همه‌چیز رو مخفی نگه داریم

24:28.541 --> 24:32.741
‫پیام و تماس در کار نباشه.
‫فقط همدیگه رو ببینیم، آروم‌آروم،

24:33.461 --> 24:35.301
‫سعی کنیم با هم صمیمی بشیم

24:35.381 --> 24:36.861
‫پس برای هم نامه می‌نوشتید؟

24:36.941 --> 24:39.221
‫اصلاً سمت اینترنت نرفتیم

24:42.181 --> 24:44.101
‫نمی‌خواستیم کسی متوجه بشه

24:45.101 --> 24:47.461
‫ویکتوریا. ویکتوریا

24:47.541 --> 24:50.341
‫من… باید دهنم رو بسته نگه می‌داشتم

24:50.941 --> 24:54.381
‫- منظورت چیه؟
‫- بهشون گفتم که… بهشون گفتم می‌دونم

24:54.461 --> 24:56.101
‫به کی گفتی؟

24:57.941 --> 25:00.741
‫رهبرهای پناهگاه تابان

25:01.341 --> 25:03.221
‫ویکتوریا، بهشون چی گفتی؟

25:03.821 --> 25:06.461
‫به زنه گفتم می‌دونم
‫که هنری هنوز زنده‌ست

25:11.141 --> 25:13.421
‫هر کاری از دست‌مون بربیاد
‫برای پیدا کردنش انجام می‌دیم

25:13.501 --> 25:15.261
‫ممنون

25:16.581 --> 25:19.221
‫اما باید بهمون بگی کجاست،

25:20.461 --> 25:23.661
‫همین پناهگاه تابان

25:25.781 --> 25:28.741
‫وقتی متوجه بشن که همه‌ی
‫این برادرها مُردن چی می‌شه؟

25:28.821 --> 25:30.621
‫به نظرت یه‌کم تصادفی نیست

25:30.701 --> 25:32.421
‫که همه‌شون توی
‫یه بازه‌ی زمانی کوتاه مُردن؟

25:32.501 --> 25:33.861
‫برای همین احتیاط کردیم

25:34.381 --> 25:37.541
‫یه خودکشی، یه سرقت،
‫یه ضربه با چاقو، یه فراری

25:37.621 --> 25:40.781
‫دی، باهام صادق باش.
‫چه چیزی گیرت میاد؟

25:42.701 --> 25:45.421
‫هر کشیشی که از مذهب پول درمیاره،

25:45.501 --> 25:49.181
‫چه به موعظه‌ش معتقد باشه، چه نباشه،
‫یه چیزی اون وسط گیرش میاد

25:49.741 --> 25:51.041
‫زندگی همینه

25:53.381 --> 25:55.541
‫باورم نمی‌شه.
‫تو این‌طور آدمی نیستی

25:56.221 --> 25:57.781
‫اگه بهم اعتماد کنی،

25:57.861 --> 26:00.221
‫هر دو تامون می‌تونیم بهره ببریم

26:00.301 --> 26:03.061
‫رهبرها فکر می‌کنن می‌تونن
‫از ما استفاده کنن، اما نمی‌تونن

26:03.141 --> 26:05.261
‫ما از اونا استفاده می‌کنیم،
‫و چیزی که طلب داریم رو می‌گیریم

26:06.221 --> 26:08.581
‫بعد از اون همه سختی که کشیدیم…

26:13.101 --> 26:14.861
‫به نظرت سزاوارش نیستیم؟

26:19.101 --> 26:20.421
‫به نظرم تو سزاوار زندگی بهتری هستی

26:22.221 --> 26:25.501
‫هیچ وقت در کنار اونا امن نخواهی بود.
‫اما در کنار من در امانی

26:34.941 --> 26:37.621
‫درخواستم برای کشتن
‫سایمون گرین رو تأیید کردن

26:37.701 --> 26:39.181
‫اندازه‌ی بقیه پول می‌دن

26:40.021 --> 26:41.741
‫اما بهتره اول آرون کوروال رو حذف کنیم

26:45.806 --> 26:48.806
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:52.288 --> 26:55.020
‫[ این فانوس حقیقت تابان قانونیه؟ ]

26:56.781 --> 26:59.461
‫به نظرت ممکنه پِیج گرین
‫با این ماجرا ارتباطی داشته باشه؟

26:59.541 --> 27:01.581
‫سایمون گفت مشکلاتش
‫از دانشگاه شروع شدن

27:01.661 --> 27:04.061
‫شاید توی دانشگاه فریبش دادن
‫و عضو فرقه شده،

27:04.141 --> 27:05.060
‫مثل ویکتوریا

27:05.061 --> 27:07.021
‫اگه اون‌جا باشه، پیداش می‌کنیم

27:13.461 --> 27:15.621
‫پس آرون کوروال می‌تونه
‫پول زیادی رو به ارث ببره

27:15.701 --> 27:17.861
‫اما توی مجتمع ماریندوک زندگی می‌کنه

27:19.101 --> 27:20.821
‫زندگی این‌طوره، نه؟
‫درهای کشویی

27:22.221 --> 27:23.521
‫درهای کشویی؟

27:23.661 --> 27:25.581
‫همون فیلم. دهه‌ی ۱۹۹۰

27:25.661 --> 27:28.621
‫بازیگر زن رو می‌شناسی.
‫اسم بچه‌ش رو از روی یه میوه گذاشت

27:28.701 --> 27:32.261
‫روحمم خبر نداره
‫در مورد چی حرف می‌زنی

27:39.021 --> 27:40.341
‫می‌دونم چی در موردش فکر می‌کنی

27:41.541 --> 27:42.841
‫در مورد حقیقت تابان

27:45.581 --> 27:47.221
‫مجبور نیستم برگردم پیش‌شون

27:48.221 --> 27:49.521
‫بعد از این

27:58.981 --> 28:00.421
‫و اگه برنگردی، چیکار می‌کنی؟

28:05.181 --> 28:06.481
‫بستگی داره

28:25.781 --> 28:27.081
‫دل میتنز برات تنگ شده

28:27.501 --> 28:29.741
‫بابا اندازه‌ی تو بهش خوراکی نمی‌ده

28:31.101 --> 28:32.401
‫ولی سم بهش می‌ده

28:32.781 --> 28:33.940
‫سلام

28:33.941 --> 28:35.241
‫سلام، بابا

28:36.501 --> 28:38.901
‫حالش چطوره؟

28:38.981 --> 28:40.281
‫مثل قبله

28:40.381 --> 28:42.501
‫ولی من دوست دارم باهاش حرف بزنم

28:43.221 --> 28:45.741
‫خب، ما دیگه اومدیم،
‫پس شما دو نفر می‌تونید برید خونه

28:45.821 --> 28:47.301
‫عالیه. باید درس بخونم

28:47.381 --> 28:48.681
‫تو هم همین‌طور، خانم

28:50.061 --> 28:53.821
‫اوه، من ممکنه یه‌کم دیر بیام خونه.
‫می‌تونید یه چیزی برای خوردن آماده کنید؟

28:53.901 --> 28:56.061
‫آره، آره. پاستا درست می‌کنم.
‫تخصص دارم

28:56.141 --> 28:57.461
‫وای، غذای دانشجویی

28:57.541 --> 28:58.841
‫عالیه

29:01.581 --> 29:02.881
‫بچه‌های خوبی‌ان

29:02.941 --> 29:04.241
‫خوب تربیت‌شون کردید

29:06.461 --> 29:07.821
‫در مقایسه با پِیج می‌گی؟

29:09.381 --> 29:11.261
‫- چنین چیزی نگفتم
‫- نه، می‌دونم

29:11.341 --> 29:13.581
‫اما همه چنین فکری می‌کنن، نه؟

29:13.661 --> 29:17.061
‫می‌دونی، دختر معتاد.
‫حتماً والدینش یه اشتباهی کردن

29:17.141 --> 29:18.821
‫سایمون، فکر نکنم
‫کسی چنین فکری بکنه

29:18.901 --> 29:20.201
‫به پِیج تجاوز کردن

29:24.661 --> 29:25.961
‫وقتی…

29:26.261 --> 29:29.141
‫توی دانشگاه بوده

29:32.981 --> 29:34.281
‫اصلاً خبر نداشتم

29:37.861 --> 29:39.161
‫دختر کوچولوم

29:59.181 --> 30:00.481
‫تو می‌دونستی؟

30:02.781 --> 30:03.780
‫- می‌دونستی؟
‫- سایمون

30:03.781 --> 30:05.981
‫سایمون سایمون نکن، ایوان.
‫چطور تونستی؟

30:06.061 --> 30:07.941
‫من خاله‌شم.
‫قبلاً با من درد و دل می‌کرد

30:08.021 --> 30:09.741
‫من پدرشم!
‫فکر نکردی باید بهم بگی؟

30:09.821 --> 30:12.981
‫- ازم قول گرفت که بهت نگم
‫- اوه، بزرگ شو! مگه ۱۰ سالته؟

30:14.341 --> 30:17.581
‫اگه فین بیاد پیش من
‫و یه موضوع سرنوشت‌ساز رو بهم بگه،

30:17.661 --> 30:19.301
‫خوش‌حال می‌شی چیزی بهت نگم؟

30:19.381 --> 30:22.101
‫آره. آره، اگه خودش این‌طور بخواد،
‫به خواسته‌ش احترام می‌ذارم

30:22.181 --> 30:23.481
‫اوه، مزخرف نگو!

30:29.221 --> 30:30.541
‫قضیه چی بوده؟

30:32.021 --> 30:34.221
‫به پِیج کمک کردم
‫مشاوره‌ی خصوصی بگیره

30:34.301 --> 30:35.601
‫اون رو نمی‌گم

30:36.221 --> 30:37.901
‫چه اتفاقی برای…

30:39.141 --> 30:40.501
‫متجاوز افتاد؟

30:42.621 --> 30:44.781
‫- پِیج ازش شکایت نکرد؟
‫- داستانش طولانیه

30:44.861 --> 30:46.581
‫شوخی می‌کنی؟

30:58.221 --> 31:00.181
‫پِیج نمی‌تونست جزئیات رو
‫کامل به خاطر بیاره

31:00.261 --> 31:02.021
‫فکر می‌کرد پسره چیزخورش کرده

31:02.541 --> 31:04.861
‫خیلی داغون بود، سایمون

31:09.901 --> 31:12.821
‫- باید بهم می‌گفتی
‫- به پِیج التماس کردم که بهت بگه

31:13.861 --> 31:17.341
‫اما بعد از مدتی دیگه…
‫من رو پس می‌زد

31:19.821 --> 31:22.221
‫و بعدش با آرون وارد رابطه شد

31:25.781 --> 31:27.141
‫این همه وقت…

31:28.181 --> 31:30.461
‫این‌جا کنارم نشستی،

31:33.181 --> 31:34.481
‫کنار همسرم،

31:36.301 --> 31:38.541
‫اون اطلاعات رو داشتی،

31:41.741 --> 31:43.141
‫ولی از ما پنهان کردی

31:47.741 --> 31:49.221
‫«ما» نه، سایمون

31:51.101 --> 31:52.421
‫فقط تو

32:00.941 --> 32:02.241
‫به اینگرید گفتی؟

32:15.198 --> 32:16.781
‫[ کورنیلیوس: راکو منتظره ]

32:33.981 --> 32:35.281
‫آره

32:50.621 --> 32:52.021
‫آرون

32:52.861 --> 32:54.341
‫لعنتی. کسی خونه نیست؟

33:09.981 --> 33:12.021
‫ببین چه وضعی داره

33:12.022 --> 33:13.557
‫[ پلیس ]

33:13.621 --> 33:14.921
‫صبر کن

33:18.141 --> 33:19.461
‫این‌جا صحنه‌ی جرم بوده

33:20.421 --> 33:21.721
‫گندش بزنن

33:22.061 --> 33:24.621
‫و با توجه به وضعیتش،
‫یه نفر قبل از ما حسایش رو رسیده

33:30.981 --> 33:32.461
‫بزن بریم

33:38.061 --> 33:40.021
‫- اَش، صبر کن
‫- چیه؟

33:40.541 --> 33:41.780
‫اون یارو

33:41.781 --> 33:43.261
‫سایمون گرینه

33:44.661 --> 33:46.661
‫راکو توی زیرزمین منتظره

33:47.821 --> 33:50.701
‫- جایی که به همسرم شلیک کردن؟
‫- الان اون‌جاست

33:51.461 --> 33:52.761
‫آره

33:55.581 --> 33:56.700
‫خودشه

33:56.701 --> 33:59.261
‫یه مدیر سرمایه توی
‫چنین خراب‌شده‌ای چیکار می‌کنه؟

34:00.101 --> 34:02.701
‫دخترش با آرون توی رابطه‌ست،
‫و آرون هم این‌جا زندگی می‌کنه

34:02.781 --> 34:04.181
‫بیا بریم سراغش

34:42.181 --> 34:43.481
‫‏۶۰ هزار رو آوردی؟

34:44.061 --> 34:45.361
‫دخترم رو پیدا کردی؟

34:46.381 --> 34:49.021
‫- نه
‫- پس ۶۰ هزار گیرت نمیاد

34:49.101 --> 34:50.401
‫لوتر کجاست؟

34:50.661 --> 34:53.861
‫همین نزدیکی‌هاست. اگه پول رو نیاوردی،
‫پس این‌جا چیکار می‌کنی؟

34:53.941 --> 34:55.381
‫این‌جا اومدنت فایده‌ای نداره

35:01.541 --> 35:03.421
‫اول باید اطلاعات رو بهم بدی

35:15.541 --> 35:17.821
‫خیلی‌خب. باشه

35:17.901 --> 35:20.181
‫- یه نفر پِیج رو دیده
‫- کجا؟

35:20.261 --> 35:22.861
‫به نظر می‌رسه دخترت فردای به قتل رسیدن آرون
‫با اتوبوس از شهر خارج شده

35:22.941 --> 35:24.501
‫- رفته کجا؟
‫- پول رو نشونم بده

35:24.581 --> 35:25.941
‫کجا رفته؟

35:28.301 --> 35:30.301
‫پول. کجا رفته؟

35:30.381 --> 35:32.901
‫- اول باید مطمئن بشم ۶۰ هزاره
‫- صد تا کمتره

35:32.981 --> 35:35.501
‫اگه عدد رند باشه، توی سیستم
‫علامت‌گذاری می‌شه. کجا رفته؟

35:35.581 --> 35:37.701
‫- منظورت چیه که صد تاش کمه؟
‫- بیخیال!

35:40.381 --> 35:42.381
‫پول آماده‌ست. بگو!

35:43.821 --> 35:45.621
‫پِیج با اتوبوس به «براکمیر» رفته

35:46.821 --> 35:48.421
‫معنی خاصی برات داره؟

35:49.021 --> 35:49.980
‫نه. هیچی

35:49.981 --> 35:52.101
‫- شاید اون‌جا یه دوستی داره
‫- نه

36:01.061 --> 36:02.501
‫کار تو بود، نه؟

36:03.221 --> 36:04.541
‫تو به لوتر شلیک کردی

36:05.501 --> 36:06.801
‫نگران نباش، پیرمرد

36:08.581 --> 36:10.181
‫من زیرآب نمی‌زنم

36:11.941 --> 36:13.241
‫و بهش فکر کن

36:14.981 --> 36:16.661
‫لوتر به تو شلیک نکرد

36:18.821 --> 36:20.121
‫به زنت شلیک کرد

36:28.701 --> 36:30.061
‫تکون نخورید

36:34.741 --> 36:36.041
‫راکو، مراقب باش

36:36.501 --> 36:37.801
‫لوتر!

36:41.741 --> 36:43.141
‫سرت رو بالا نبر، سایمون!

37:08.861 --> 37:10.501
‫اَش!

37:14.621 --> 37:15.921
‫اَش!

37:18.501 --> 37:21.301
‫اَش! اَش! پیشم بمون، اَش. اَش!

37:22.461 --> 37:24.221
‫اَش!

37:24.301 --> 37:26.741
‫هی! هی! اَش. اَش

37:26.821 --> 37:28.381
‫ترکم نکن. پیشم بمون

37:30.861 --> 37:32.161
‫اَش

38:25.701 --> 38:27.101
‫یا خدا!

38:31.781 --> 38:33.081
‫برو داخل. این‌جا

38:34.461 --> 38:37.421
‫من حواسش رو پرت می‌کنم.
‫بمون همین‌جا. پلیس رو خبر کن

38:37.501 --> 38:42.501
‫♪ Electioneering - Radiohead ♪

39:50.421 --> 39:51.721
‫تو کی هستی؟

40:09.415 --> 40:14.415
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

40:14.416 --> 40:19.416
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:19.417 --> 40:34.417
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
