WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.391 --> 00:12.645
‫[ سال گذشته ]

00:12.646 --> 00:15.501
‫قرار بود وقتی وارد شدیم
‫همه‌ی دستگاه‌ها رو تحویل بدیم

00:16.821 --> 00:19.381
‫بدترین اتفاقی که می‌تونه بیُفته چیه؟

00:19.461 --> 00:21.461
‫می‌اندازن‌مون بیرون تا بریم
‫خونه‌مون بخوابیم؟

00:27.861 --> 00:29.161
‫ممنون، اِلینا

00:31.181 --> 00:33.581
‫جالبه که اشاره نکردی
‫توی عروسی‌شون مشروب نمی‌دن

00:34.621 --> 00:37.341
‫گفتم هزینه‌ی مشروب رو میزبان می‌ده

00:37.421 --> 00:38.721
‫آها

00:40.661 --> 00:43.541
‫خب، اگه نمی‌ذاری سریالم رو نگاه کنم،

00:44.061 --> 00:46.221
‫بهتره یه‌کم بخوابم

00:46.301 --> 00:48.061
‫باید ۴ ساعت دیگه بیدار بشیم

00:48.701 --> 00:50.541
‫نمی‌خوام جستجوی گنج رو از دست بدم

00:51.141 --> 00:52.621
‫یه غافل‌گیری برات دارم

00:52.701 --> 00:54.221
‫- جداً؟
‫- آره

01:04.421 --> 01:06.581
‫آره!

01:12.341 --> 01:14.141
‫مطمئنم یه پیشاهنگ بودی

01:14.861 --> 01:18.941
‫می‌دونی، من به سبک کلاسیک زندگی می‌کنم

01:29.503 --> 01:31.516
‫[ رائول میرا: مسئول پذیرش ]

01:31.517 --> 01:33.426
‫[ آلیسون مِیفلاور: مدیر فروش ]

01:39.261 --> 01:40.561
‫یه مشکلی داریم

01:43.381 --> 01:45.381
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

01:45.382 --> 01:50.382
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:00.020 --> 02:03.292
‫« فـراری »

02:03.293 --> 02:08.293
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

02:15.661 --> 02:17.301
‫خیلی چیزها رو
‫در مورد اینگرید نمی‌دونی

02:17.647 --> 02:20.486
‫[ ساخته شده بر اساس رمان هارلن کوبن ]

02:20.487 --> 02:22.181
‫- بابا؟
‫- سم

02:22.261 --> 02:23.380
‫چیکار می‌کنی؟

02:23.381 --> 02:26.301
‫دنبال یه نوار قدیمی می‌گردم

02:26.381 --> 02:28.341
‫وقتی تازه با هم آشنا شده بودیم
‫اون رو به مامانت داده بودم

02:28.421 --> 02:30.861
‫گفتم شاید کمکش کنه…
‫از اون وضعیت خلاص بشه

02:30.941 --> 02:33.061
‫اگه دنبال یه آهنگ می‌گردی،
‫می‌تونی از گوشیت استفاده کنی

02:33.141 --> 02:35.581
‫اون‌طوری که خیلی راحته.
‫ولی باید برای یه نوار زحمت بکشی

02:35.661 --> 02:36.981
‫خون، عرق، اشک

02:37.061 --> 02:38.741
‫فکر کنم توی بیمارستان
‫اون موارد پیدا می‌شن

02:38.821 --> 02:40.621
‫از گوشیت استفاده کن، باشه؟

02:41.501 --> 02:43.341
‫ممکنه حق با تو باشه

02:43.421 --> 02:44.721
‫اوه!

02:44.861 --> 02:46.060
‫صبحونه

02:46.061 --> 02:51.301
‫♪ پنکیک کوچولوی طلایی،
‫مثل کرم برنزه نیم‌پز می‌شی ♪

02:51.381 --> 02:54.021
‫♪ پنکیک، معجزه‌ی سبک و پف‌دار ♪

02:54.101 --> 02:56.101
‫♪ سایمون گرین در خدمت شماست ♪

02:56.181 --> 02:58.901
‫♪ پنکیک، برو بالا بالاها ♪

02:58.981 --> 03:00.020
‫- هی!
‫- ♪ پنکیک ♪

03:00.021 --> 03:01.621
‫♪ باورم نمی‌شه اون‌جا فرود اومدی ♪

03:01.701 --> 03:02.820
‫♪ پنکیک ♪

03:02.821 --> 03:06.421
‫♪ امیدوارم مزه‌ی گوه ندی ♪

03:07.501 --> 03:09.821
‫خیلی‌خب. وای!
‫نه، نه، نه، فیلم‌برداری ممنوعه

03:09.901 --> 03:11.941
‫می‌خوام حق امتیازش
‫کامل مال خودم باشه

03:12.021 --> 03:13.381
‫از شغل ثابتت استعفا نده، بشه، بابا؟

03:13.461 --> 03:14.941
‫انتقادت واقعاً قلبم رو شکوند،

03:15.021 --> 03:17.421
‫اما وقتی مزه‌ش رو بچشی
‫قلب خودت بیشتر می‌شکنه

03:18.261 --> 03:20.101
‫دستور پخت مخصوص مامان چیه؟

03:20.941 --> 03:22.461
‫آب گازدار؟

03:22.541 --> 03:24.541
‫- فکر کنم بعد از تخم‌مرغ اون رو اضافه می‌کرد
‫- تخم‌مرغ!

03:24.621 --> 03:26.821
‫لعنتی، می‌دونستم یه چیزی رو جا انداختم

03:32.621 --> 03:35.101
‫حقیقت تابان گفت سلاح‌ها
‫خیلی زیر خاک نیستن

03:35.181 --> 03:36.621
‫آره، همین‌الانش هم خیلی…

03:36.701 --> 03:38.541
‫خاک درآوردم

03:48.821 --> 03:51.301
‫بالاخره یه روزی باید
‫در مورد این فرقه‌ت حرف بزنیم

03:51.381 --> 03:52.681
‫این‌قدر نگو فرقه، اَش

03:53.541 --> 03:55.101
‫پناهگاه تابان یه جای ویژه‌ست

03:55.181 --> 03:58.501
‫این‌که کورکورانه به اون مزخرفات
‫اعتقاد داشته باشی چه فایده‌ای داره؟

03:59.661 --> 04:01.581
‫اونا دیوونه‌ان، دی‌دی

04:01.661 --> 04:03.701
‫چرا ازمون می‌خوان اون آدم‌ها رو بُکُشیم؟

04:03.781 --> 04:05.081
‫نمی‌تونم بهت بگم

04:08.861 --> 04:12.661
‫اون‌جا اتفاق دیگه‌ای افتاد، اَش؟
‫کسی چیزی بهت گفته؟

04:12.662 --> 04:15.818
‫[ اونا رو نَکُش. به دی‌دی اعتماد نکن ]

04:18.541 --> 04:20.861
‫نه. هیچ‌کس چیزی نگفت

04:21.741 --> 04:25.061
‫راستش رو بهم می‌گی؟
‫ما همیشه با هم صادق بودیم

04:25.141 --> 04:26.941
‫واقعاً؟ تو هیچی بهم نگفتی

04:27.021 --> 04:29.061
‫در مورد این‌که چرا برگشتیم اون‌جا
‫تا وقتی که مجبور شدی

04:29.141 --> 04:31.701
‫نگفتی به‌خاطر اون مراسم عجیب بود

04:31.781 --> 04:33.621
‫به این می‌گن صادق بودن؟

04:44.221 --> 04:45.521
‫بله؟

04:46.421 --> 04:48.741
‫البته. متوجه شدم

04:48.821 --> 04:51.501
‫باشد که حقیقت تابان تا ابد پایدار بماند

04:51.581 --> 04:53.021
‫الان دیگه چی می‌خوان؟

04:53.621 --> 04:54.921
‫برنامه عوض شده

04:55.741 --> 04:57.041
‫یه کار جدید داریم

04:59.941 --> 05:02.181
‫نحوه‌ی به قتل رسیده آرون،
‫این‌که سه تا از انگشت‌هاش قطع شدن،

05:02.261 --> 05:03.981
‫برای فرستادن یه پیغام بوده

05:04.061 --> 05:06.021
‫یعنی باید بریم سراغ گروه‌های مواد

05:07.181 --> 05:10.141
‫پس الان موافقی که نباید
‫فقط روی سایمون گرین تمرکز کنیم؟

05:10.221 --> 05:12.661
‫آره. چون الان فهمیدم که اشتباه کردم

05:12.741 --> 05:14.041
‫حق با تو بود

05:16.701 --> 05:18.181
‫اشتباهه که به نظرم خیلی جذابه؟

05:19.421 --> 05:21.261
‫- تغییر نظر
‫- تغییر نظر؟

05:21.341 --> 05:23.261
‫چیزیه که خیلی از مردها رو سرخورده می‌کنه

05:23.341 --> 05:24.781
‫یه مسیری رو انتخاب می‌کنن

05:24.861 --> 05:27.621
‫حس می‌کنن اگه اعتراف کنن که ممکنه
‫مسیر درستی نباشه، نشونه‌ی ضعف‌شونه

05:27.701 --> 05:31.261
‫اما حقیقت اینه که دخترها
‫اون تغییر رو دوست دارن

05:31.341 --> 05:34.541
‫عالیه. همیشه باعث خوش‌حالیه
‫که دخترها دوستم داشته باشن

05:36.781 --> 05:40.861
‫تمرکز کنیم روی گروه‌هایی
‫که با راکو و لوتر مشکل دارن

05:40.941 --> 05:42.341
‫و سلاح قتل

05:42.421 --> 05:44.941
‫می‌دونی، ممکنه آرون
‫از راکو دزدی کرده باشه

05:45.021 --> 05:46.321
‫باید اون رو هم زیر نظر داشته باشیم

05:48.101 --> 05:51.581
‫از شبی که اینگرید گرین تیر خورده
‫راکو ناپدید شده

05:51.661 --> 05:54.821
‫دقیقاً. بذار خبر جدیدی
‫که بیمارستان بهم داده رو بهت بگم

05:56.421 --> 05:58.861
‫- الان می‌شه از لوتر بازجویی کردی
‫- عالیه

05:59.461 --> 06:01.155
‫بریم ببینیم چه چیزی رو پنهان می‌کنه

06:01.156 --> 06:02.276
‫[ کی به لوتر شلیک کرده؟ ]

06:09.101 --> 06:11.141
‫- سلام، رائول
‫- بهم دست نزن

06:11.621 --> 06:15.301
‫- ازت شکایت می‌کنم
‫- عجب. عالیه! منم همین‌طور

06:15.381 --> 06:16.500
‫تو به من حمله کردی

06:16.501 --> 06:18.421
‫به نظرم متوجه می‌شی
‫که از خودم دفاع می‌کردم

06:18.501 --> 06:20.901
‫تو اول به من دست زدی،
‫من قبلاً پلیس بودم

06:20.981 --> 06:23.061
‫وقتی اول کسی رو لمس بکنی…
‫همه‌چیز تمومه

06:23.141 --> 06:24.380
‫نمی‌تونی ثابت کنی

06:24.381 --> 06:30.461
‫خب، یکی از همکارهات
‫این رو گذاشته توی فضای مجازی

06:30.541 --> 06:32.181
‫تو اول من رو لمس کردی

06:32.261 --> 06:33.901
‫همه‌چیز هست، رائول

06:33.981 --> 06:36.541
‫- من که اصلاً…
‫- یه راه خروج وجود داره

06:37.141 --> 06:40.541
‫آلیسون امروز صبح نیومده سر کار.
‫کجا می‌تونم پیداش کنم؟

06:40.621 --> 06:42.261
‫نمی‌دونم کجا زندگی می‌کنه

06:42.341 --> 06:44.981
‫باشه. پلیس میاد سراغت

06:45.061 --> 06:46.361
‫یه دوست‌دختر داره

06:49.461 --> 06:50.761
‫اسمش چیه؟

06:51.901 --> 06:53.140
‫اِستفانی

06:53.141 --> 06:54.941
‫فکر کنم پیش اون زندگی می‌کنه

06:55.021 --> 06:56.501
‫بهتر شد

07:06.981 --> 07:10.221
‫جِی، نمی‌خوام دعوا راه بندازم. آم…

07:10.301 --> 07:13.581
‫شرمنده بابت رفتار دیروزم.
‫خسته و مضطرب بودم

07:13.661 --> 07:15.821
‫- چی می‌خوای، سایمون؟
‫- حقیقت رو

07:17.781 --> 07:22.221
‫به پلیس گفتی که شب به قتل رسیدن آرون
‫اینگرید پیش تو بوده

07:23.981 --> 07:27.421
‫اصلاً می‌دونی چه حالی به من دست می‌ده؟
‫شما دو نفر قبلاً با هم بودید

07:28.061 --> 07:29.361
‫آره، درسته

07:29.821 --> 07:32.101
‫چرا اون شب پیش تو بوده؟
‫لطفاً دروغ نگو

07:32.821 --> 07:35.141
‫- تا بتونیم حرف بزنیم، همین
‫- در مورد چی؟

07:38.421 --> 07:40.101
‫خب، بین من و اینگریده

07:41.981 --> 07:43.301
‫باشه. آم…

07:43.861 --> 07:45.741
‫چرا قبلاً نگفتی؟

07:46.341 --> 07:48.421
‫چون می‌دونستم بقیه چه فکری می‌کنن

07:48.501 --> 07:50.221
‫همون‌طور که خودت گفتی
‫قبلاً با هم بودیم

07:54.341 --> 07:58.061
‫بهم گفتی خیلی چیزها رو
‫در مورد اینگرید نمی‌دونم

08:00.461 --> 08:01.901
‫منظورت چی بود؟

08:02.501 --> 08:05.341
‫اگه اینگرید قبلاً افکارش رو باهات
‫در میون نذاشته، سایمون،

08:05.421 --> 08:08.131
‫به نظرم من توی جایگاهی نیستم
‫که بخوام اونا رو باهات در میون بذارم

08:09.261 --> 08:11.781
‫حالا هم دیگه باید بری.
‫چون کار دارم

08:11.861 --> 08:13.941
‫ببخشید، دکتر اِستنفیلد

08:18.261 --> 08:19.500
‫- سلام
‫- سلام

08:19.501 --> 08:21.381
‫بذارش اون‌جا. ممنون

08:25.575 --> 08:27.512
‫[ لو ]

08:32.221 --> 08:34.621
‫- اِلینا
‫- این کار در رابطه با کاره

08:34.701 --> 08:36.701
‫اگه چیز دیگه‌ای بگی قطع می‌کنم

08:37.301 --> 08:39.341
‫آلیسون مِیفلاور،

08:39.421 --> 08:42.621
‫بچه‌ها تحت نظر اون به سرپرستی گرفته شدن،
‫امروز صبح سر کار نرفت

08:42.701 --> 08:46.141
‫با همکارش حرف زدم،
‫و یه اسم بهم داد، اِستفانی

08:46.221 --> 08:48.141
‫مارکوس یا مارزدن؟

08:48.221 --> 08:51.701
‫دقیق یادش نبود.
‫بگذریم، دوست‌دختر آلیسونه

08:51.781 --> 08:53.261
‫آدرس خونه‌ش رو می‌خوام

08:53.341 --> 08:55.861
‫باشه. ببینم چیکار می‌تونم بکنم

08:55.941 --> 08:57.180
‫باشه

08:57.181 --> 08:59.061
‫لطفاً صبر کن، اِلینا

09:00.741 --> 09:02.221
‫باید در مورد جوئل حرف بزنیم

09:04.261 --> 09:05.561
‫چی گفتم؟

09:07.101 --> 09:08.501
‫- با دختره حرف زدم؟
‫- دختره؟

09:08.581 --> 09:11.021
‫ماریا، دختر جوئل. گفت…

09:16.301 --> 09:18.101
‫خیلی جرأت داری که زنگ زدی

09:18.701 --> 09:20.001
‫بد موقع زنگ زدم؟

09:20.501 --> 09:21.861
‫اوه…

09:21.941 --> 09:23.821
‫آره، تقریباً.
‫ببخشید، اَلکس

09:23.901 --> 09:24.980
‫نگران نباش

09:24.981 --> 09:27.701
‫در مورد کوین گانو بهت زنگ زدم

09:27.781 --> 09:30.181
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫اون منطقه تحت نظر من نیست

09:30.261 --> 09:33.141
‫اما یه همکار اون‌جا داشتم
‫و اجازه داد یه نگاهی بندازم

09:33.221 --> 09:36.061
‫از پرونده‌ها عکس گرفتم.
‫الان می‌فرستم‌شون برات

09:38.781 --> 09:42.261
‫کوین گانو، جسدش توی پارکینگ خونه‌ش
‫پیدا شده. گفتن خودکشی کرده

09:42.341 --> 09:45.621
‫برای افسردگی دارو مصرف می‌کرده،
‫شغلش رو از دست داده، و یه یادداشت هم گذاشته

09:45.701 --> 09:47.001
‫خب، در واقع یه پیام

09:48.101 --> 09:49.901
‫صبر کن. دو تا گلوله؟

09:49.981 --> 09:52.141
‫اولی خورده به دیوار.
‫دومی خورده به سرش

09:52.981 --> 09:54.621
‫مطمئنی به این ترتیب بوده؟

09:54.701 --> 09:57.541
‫وقتی یه تیر توی سرش خالی کرده
‫که نمی‌تونه یه تیر بزنه به دیوار

09:57.621 --> 09:58.921
‫دقیقاً

09:59.421 --> 10:01.781
‫پس شاید خودش شلیک نکرده

10:09.221 --> 10:11.501
‫خب، لوتر

10:12.301 --> 10:15.821
‫می‌گی الکی بهت اتهام زدن
‫و به دکتر اینگرید گرین شلیک نکردی

10:15.901 --> 10:18.981
‫و ادعا می‌کنی شوهرش
‫سایمون گرین بهت شلیک کرده

10:19.061 --> 10:21.341
‫اونم بدون هیچ دلیل خاصی

10:21.861 --> 10:23.161
‫نظری ندارم

10:24.021 --> 10:26.901
‫سوال انحرافی که نیست.
‫چیزیه که خودت بهمون گفتی

10:29.061 --> 10:31.781
‫باشه. آره، درست به نظر می‌رسه

10:33.821 --> 10:37.061
‫دوست دارم برگردم سراغ چیزی
‫که توی بیمارستان گفتی

10:37.141 --> 10:39.421
‫وقتی بار اول ازت پرسیدم
‫که چرا به اینگرید گرین

10:39.501 --> 10:41.581
‫شلیک کردی، یا…

10:42.101 --> 10:43.100
‫ظاهراً شلیک کردی

10:43.101 --> 10:44.421
‫- چرا از اون نمی‌پرسی؟
‫- من؟

10:48.061 --> 10:50.741
‫سایمون گرین گفت فقط به یه دلیل
‫توی اون زیرزمین بوده،

10:51.341 --> 10:53.661
‫تا بفهمه دخترش پِیج گرین کجاست

10:55.181 --> 10:57.461
‫فکر کرده ممکنه راکو
‫رئیست بدونه کجاست

10:58.301 --> 11:01.381
‫اما به لطف تو،
‫اصلاً فرصت نکرده ازش بپرسه

11:01.461 --> 11:03.261
‫نمی‌دونی راکو کجاست، لوتر؟

11:04.461 --> 11:06.301
‫نظری ندارم

11:06.381 --> 11:08.821
‫می‌دونستم جوابی ازت نمی‌گیرم

11:08.901 --> 11:11.421
‫آخه راکو خیلی بهت اعتماد داره

11:11.501 --> 11:12.580
‫صمیمی هستید

11:12.581 --> 11:13.881
‫درک می‌کنم

11:15.021 --> 11:17.101
‫و اگه آرون این‌جا بود،
‫حدس می‌زنم اونم چیزی نمی‌گفت

11:18.101 --> 11:21.261
‫- از آرون خوشم نمیاد
‫- نه؟ اون هم برای راکو کار می‌کرد

11:22.301 --> 11:24.661
‫- هیچ ارزشی برای راکو نداشت
‫- مطمئنی؟

11:24.741 --> 11:26.621
‫به نظرم راکو می‌خواسته
‫تو این‌طوری فکر کنی

11:26.701 --> 11:28.901
‫راکو با آشغالی مثل آرون معاشرت نمی‌کرد

11:28.981 --> 11:30.281
‫اون‌طوری که با پِیج رفتار می‌کرد؟

11:31.021 --> 11:32.321
‫کله‌کیری

11:33.301 --> 11:35.261
‫نمی‌دونی پِیج گرین کجاست، لوتر؟

11:37.301 --> 11:38.601
‫چی؟

11:38.901 --> 11:40.581
‫جوری که در مورد اون
‫و آرون حرف می‌زنی،

11:40.661 --> 11:42.261
‫انگار خیلی خوب می‌شناختی‌شون

11:42.861 --> 11:45.061
‫نه، من… نمی‌شناختم‌شون

11:49.781 --> 11:51.541
‫چی رو ازمون پنهان می‌کنی، لوتر؟

11:54.661 --> 11:56.821
‫همینه، بازم ترس وجودت رو گرفت

11:58.821 --> 12:01.901
‫از چی می‌ترسی، لوتر؟ هوم؟

12:03.181 --> 12:04.501
‫چطور می‌تونیم کمک کنیم؟

12:05.301 --> 12:07.061
‫به کمک‌تون نیازی ندارم

12:07.981 --> 12:11.461
‫اگه چیزی تهدیدم کنه، خودم حلش می‌کنم.
‫دیگه مشکلی نمی‌مونه

12:11.541 --> 12:12.841
‫یادت بمونه

12:18.301 --> 12:20.581
‫یه چیزی در مورد پِیج و آرون هست
‫که لوتر ازمون پنهانش می‌کنه

12:20.661 --> 12:21.961
‫آره، منم فهمیدم

12:22.621 --> 12:23.921
‫اما چی؟

12:25.541 --> 12:27.341
‫فقط یه نفر می‌مونه
‫که می‌تونه بهمون بگه

12:27.342 --> 12:31.228
‫[ پِیج گرین - گم‌شده ]

12:32.941 --> 12:34.241
‫سلام؟

12:34.301 --> 12:35.941
‫دارم یه چیزی برات می‌فرستم

12:38.461 --> 12:39.740
‫یا خدا!

12:39.741 --> 12:42.221
‫اِلینا! بار بعدی قبلش هشدار بده

12:42.301 --> 12:43.340
‫کوین گانوئه

12:43.341 --> 12:47.141
‫تیر به سرش خورده.
‫پلیس محلی گفته خودکشیه

12:47.221 --> 12:48.500
‫اما تو قبول نداری؟

12:48.501 --> 12:51.981
‫چند نفر رو دیدی که خودکشی کنن
‫اما قبلش یه تیر بزنن به دیوار؟

12:52.061 --> 12:54.861
‫باشه، شاید بار اولی بوده
‫که کوین تفنگ دستش می‌گرفته،

12:54.941 --> 12:57.821
‫یا شاید هم یه نفر دیگه بهش شلیک کرده

12:57.901 --> 13:02.701
‫بعدش تفنگ رو گذاشته توی دست کوین
‫و یه تیر به دیوار شلیک کرده

13:02.781 --> 13:05.261
‫راحت‌ترین راه برای اینه که
‫اثر شلیک گلوله روی جسد بمونه

13:05.341 --> 13:07.381
‫آره، اما چه ربطی به پِیج داره؟

13:07.461 --> 13:09.221
‫خب، قضیه اینه

13:09.301 --> 13:14.141
‫همسرش تأیید کرد که کوین به سرپرستی
‫گرفته شده و دنبال خانواده‌ی واقعیش می‌گشته

13:14.221 --> 13:16.501
‫- مثل هنری
‫- و دِیمین

13:16.581 --> 13:17.860
‫و دِیمین

13:17.861 --> 13:20.581
‫و شوهرش یه رمز عبور برام فرستاده

13:20.661 --> 13:23.541
‫که مال حساب دِیمین توی
‫وب‌سایت کشف کردن ریشه‌های خانوادگیه

13:23.621 --> 13:26.381
‫همون وب‌سایت دی‌اِن‌اِیه
‫که هنری توش عضو بوده

13:26.461 --> 13:27.761
‫الان دارم بهش نگاه می‌کنم

13:28.581 --> 13:31.581
‫همه‌ش رو خوب بررسی می‌کنم.
‫‏۵ دقیقه‌ی دیگه بهت زنگ می‌زنم

13:32.901 --> 13:36.421
‫دِیمین چند تا خواهر و برادر ناتنی داره

13:36.501 --> 13:37.580
‫هنری یکی‌شونه،

13:37.581 --> 13:40.501
‫و همچنین کوین گانو

13:41.141 --> 13:44.301
‫و کسی که حروف
‫اول اسمش «آ» و «ک» هستن

13:45.301 --> 13:46.741
‫آرون کوروال

13:46.821 --> 13:48.621
‫قطعاً آرون کورواله

13:48.701 --> 13:51.981
‫همه‌شون تحت نظر آلیسون مِیفلاور
‫به سرپرستی گرفته شدن

13:52.061 --> 13:54.781
‫آلیسون چیزی که بهش
‫مشکوک بودیم رو تأیید کرد

13:54.861 --> 13:57.901
‫وایلی کوروال از طریق اون
‫آرون رو به سرپرستی گرفته

13:57.981 --> 13:59.341
‫یعنی…

13:59.421 --> 14:02.021
‫همه‌شون برادر ناتنی‌ان

14:02.101 --> 14:03.701
‫و حالا همه‌شون مُردن

14:03.781 --> 14:06.341
‫خب، هنری رو مطمئن نیستیم

14:06.421 --> 14:07.741
‫کی می‌خواسته اونا بمیرن؟

14:07.821 --> 14:10.141
‫و پِیج چی؟

14:10.221 --> 14:13.421
‫اون توی یه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی دیگه بوده

14:13.501 --> 14:16.101
‫پِیج چه ربطی به این ماجراها داره؟

14:16.181 --> 14:19.461
‫هنوز نمی‌دونم.
‫آلیسون دیروز از دستم فرار کرد

14:19.541 --> 14:21.741
‫اما یه سرنخ دیگه
‫برای پیدا کردنش گیر آوردم

14:22.701 --> 14:26.301
‫اما قبلش باید به خونه‌ی
‫کوین گانو یه سری بزنم

14:27.781 --> 14:29.541
‫داریم به جواب نزدیک‌تر می‌شیم، سایمون

14:31.741 --> 14:33.141
‫بابا

14:33.221 --> 14:34.521
‫بله؟

14:35.061 --> 14:39.101
‫خیلی‌خب، اون «اوب»،
‫استاد منحرفی که پِیج داشت

14:39.181 --> 14:41.941
‫- خب؟
‫- توی اینستاگرام بهش پیام دادیم

14:42.021 --> 14:43.381
‫گفتم سعی کردم باهاش ارتباط بگیرم

14:43.461 --> 14:44.660
‫نه، جواب داد

14:44.661 --> 14:47.421
‫خب، جواب ما رو که نه،
‫جواب پِیج رو داده

14:47.501 --> 14:50.581
‫یه حساب به اسم پِیج ساختیم
‫و به استادش درخواست دادیم

14:50.661 --> 14:51.580
‫اونم گول خورد

14:51.581 --> 14:53.981
‫آره، الان موقعیت مکانیش رو
‫توی استوری به اشتراک گذاشت

14:54.061 --> 14:55.361
‫نشونم بده

14:57.221 --> 14:58.941
‫«دانشگاه بروک‌بریج»

14:59.621 --> 15:00.921
‫گندش بزنن

15:01.501 --> 15:04.981
‫بروک‌بریج خیلی از این‌جا دوره.
‫بهتره الان راه بیُفتم

15:05.061 --> 15:07.061
‫- شما بمونید پیش مامان
‫- نمی‌شه ما هم بیایم؟

15:07.141 --> 15:09.581
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫نمی‌خوام اصلاً نزدیکش بشید

15:09.661 --> 15:12.901
‫ببینید… خیلی باهوشید

15:12.981 --> 15:14.541
‫واقعاً کارتون فوق‌العاده بود

15:14.621 --> 15:17.621
‫اما دیگه باید بذارید من ادامه‌ش بدم.
‫بهتون زنگ می‌زنم

15:18.141 --> 15:19.441
‫بهتون افتخار می‌کنم

15:19.501 --> 15:20.801
‫خیلی بهتون افتخار می‌کنم

15:25.216 --> 15:27.496
‫[ گزارش اولیه‌ی شخص مفقود شده ]
‫[ خانم گرین ]

15:29.382 --> 15:31.625
‫[ پیام برای تمامی واحدها ارسال شد ]

15:41.181 --> 15:42.481
‫آیزاک

15:42.781 --> 15:44.081
‫چی شده؟

15:46.101 --> 15:47.461
‫برای لوتر وثیقه آوردن

15:47.541 --> 15:49.501
‫بعداً می‌ره دادگاه. آزاد شد

15:53.101 --> 15:55.421
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم هوایی بخورم

15:59.885 --> 16:02.370
‫[ پلیس ]

16:10.101 --> 16:12.741
‫اگه چیزی تهدیدم کنه، خودم حلش می‌کنم.
‫دیگه مشکلی نمی‌مونه

16:26.781 --> 16:28.701
‫هنوزم توی اون پاس‌های ۵ یاردی
‫حرفه‌ای هستی؟

16:28.781 --> 16:30.081
‫البته

16:30.341 --> 16:32.461
‫- با صبر و تحمل…
‫- پاداش می‌گیری

16:32.541 --> 16:34.821
‫آره. یادم نرفته

16:39.021 --> 16:40.220
‫اگه می‌خوای دستگیرم کنی،

16:40.221 --> 16:42.181
‫می‌شه جایی دستگیرم کنی
‫که بچه‌ها نبینن؟

16:42.261 --> 16:44.261
‫برای دستگیر کردنت نیومدم

16:48.261 --> 16:49.561
‫لوتر با وثیقه آزاد شد

16:54.901 --> 16:56.221
‫نگران نیستی؟

16:56.821 --> 16:58.121
‫فکر نمی‌کنم من رو دیده باشه

17:00.421 --> 17:01.500
‫مطمئن نیستی

17:01.501 --> 17:04.541
‫از چیزی که فکر می‌کنی می‌تونه خطرناک‌تر باشه.
‫ممکنه اون آرون رو کشته باشه

17:05.541 --> 17:06.841
‫چنین باوری داری؟

17:09.141 --> 17:10.441
‫نه، باورم نمی‌شه

17:11.741 --> 17:14.181
‫اما قطعاً راجع به اون شب
‫یه چیزی می‌دونه

17:15.861 --> 17:19.021
‫چرا حس می‌کنم لوتر تنها کسی نیست
‫که یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه؟

17:22.741 --> 17:25.781
‫ته و توی قضیه‌ی به قتل رسیدن
‫آرون کوروال رو درمیارم

17:26.661 --> 17:28.581
‫و تا وقتی اون کار رو نکنم
‫دست برنمی‌دارم

17:30.581 --> 17:32.301
‫پس اگه چیزی یادت اومد

17:32.381 --> 17:33.941
‫یا نظرت عوض شد…

17:39.061 --> 17:40.361
‫بهم زنگ بزن

17:50.488 --> 17:52.787
‫[ دانشگاه بروک‌بریج ]
‫[ استاد ون ده بیک ]

18:09.901 --> 18:13.901
‫و با در نظر گرفتن اون موضوع،
‫بیاید قانون سوم مندل رو بررسی کنیم

18:13.981 --> 18:16.261
‫چیرگی، تفکیک،

18:18.021 --> 18:20.141
‫و قانون استقلال

18:21.341 --> 18:22.540
‫چیرگی…

18:22.541 --> 18:24.901
‫یادتون باشه سه‌شنبه‌ی بعدی
‫مقاله‌هاتون رو بیارید. ممنون

18:24.981 --> 18:27.021
‫واقعاً خیلی خوب درس دادید، استاد.
‫خیلی چیزها یاد گرفتم

18:27.101 --> 18:29.581
‫- ممنون
‫- اگه کلاس خصوصی داشتید بهم بگید

18:29.661 --> 18:31.141
‫باشه، حتماً.
‫ممنون، بچه‌ها

18:31.221 --> 18:33.461
‫ممنون. یادتون باشه
‫هفته‌ی بعدی مقاله‌هاتون رو بیارید

18:36.701 --> 18:37.860
‫آقای گرین؟

18:37.861 --> 18:40.221
‫دخترم پِیج کجاست؟

18:40.741 --> 18:42.301
‫نمی‌دونم. چرا باید خبر داشته باشم؟

18:42.381 --> 18:44.061
‫چون باهاش توی رابطه بودی

18:54.101 --> 18:56.381
‫من هیچ‌وقت با هیچ‌کدوم از دانشجوهام

18:56.461 --> 18:58.301
‫رابطه‌ی نامناسبی نداشتم

18:58.381 --> 18:59.660
‫من این‌طور نشنیدم

18:59.661 --> 19:01.381
‫بذار حدس بزنم

19:02.301 --> 19:03.861
‫دوست پِیج، کِیتی راجرز؟

19:05.021 --> 19:06.180
‫چی؟

19:06.181 --> 19:09.341
‫به‌خاطر همین کِیتی
‫انتقال موقت گرفتم

19:10.101 --> 19:11.901
‫باید از لانفورد دور می‌شدم

19:12.661 --> 19:13.961
‫بگیر

19:14.839 --> 19:16.300
‫[ امیدوارم بمیری! ]
‫[ لطفاً من رو ببخش ]
‫[ سرنوشت ما به هم گره خورده! ]

19:16.301 --> 19:18.061
‫اینا ایمیل‌هایی‌ان که کِیتی برام فرستاده

19:18.981 --> 19:20.281
‫خدایا

19:20.301 --> 19:21.941
‫ون ده بیک قبلاً سعی کرده بود
‫با من وارد رابطه بشه

19:22.021 --> 19:24.941
‫باورم نمی‌شد که پِیج
‫حرف‌های اون منحرف رو باور کرده

19:25.541 --> 19:27.901
‫- یا خدا
‫- بهم پیشنهاد رابطه داد

19:27.981 --> 19:30.221
‫منم قبول نکردم و به دانشگاه گفتم

19:30.301 --> 19:31.941
‫بهش هشدار دادن

19:32.021 --> 19:35.621
‫متأسفانه، فکر کنم باعث شد بترسه و…

19:35.701 --> 19:37.981
‫توی اون شرایط ترسناک،
‫بیشتر از قبل پافشاری می‌کرد،

19:38.061 --> 19:40.621
‫و اون موقع بود که اوضاع… سخت شد

19:40.701 --> 19:42.501
‫الان که بهش فکر می‌کنم
‫می‌دونم که باید بهتر اوضاع رو مدیریت می‌کردم

19:42.581 --> 19:43.981
‫حد و مرز رو خوب مشخص نکردم

19:44.061 --> 19:47.821
‫الان درک می‌کنم که چطور ممکنه
‫اشتباه برداشت کرده باشه. تقصیر خودمه

19:47.901 --> 19:49.781
‫پس پِیج چرا اشتباه برداشت کرده؟

19:50.461 --> 19:53.301
‫دفترچه‌ی خاطراتش پره از قرارهایی
‫که با تو داشته

19:53.381 --> 19:55.941
‫یعنی همه‌شون فعالیت درسی بودن؟

19:56.021 --> 19:57.321
‫آره

19:59.221 --> 20:01.621
‫پِیج می‌خواست پزشکی بخونه

20:01.701 --> 20:03.621
‫می‌خواست مثل مادرش دکتر بشه

20:03.701 --> 20:05.661
‫داشتم کمکش می‌دادم
‫که پزشک بشه

20:05.741 --> 20:07.901
‫کار ساده‌ای نیست،
‫اما خیلی متعهد بود

20:07.981 --> 20:11.381
‫در واقع خودش رو غرق درس و کارش کرد،
‫به صورتی که باعث شد حس کنم…

20:13.221 --> 20:15.941
‫خب، تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید
‫این بود که از اون راه

20:16.021 --> 20:18.341
‫می‌خواسته از مشکلاتی که توی
‫زندگیش داشته فرار کنه

20:18.421 --> 20:20.021
‫بی‌صبرانه منتظرم از این خونه برم!

20:20.101 --> 20:22.901
‫فضولی نکردم.
‫معلوم بود خودش هم نمی‌خواد

20:22.981 --> 20:25.461
‫پس فضایی که حس می‌کردم
‫بهش نیاز داره رو بهش دادم

20:25.541 --> 20:27.541
‫دانشجوی بی‌نظیری بود

20:28.501 --> 20:30.901
‫تا این‌که دیگه نبود

20:31.701 --> 20:34.701
‫همه‌ی اون چیزهایی که در موردت می‌گن…

20:35.301 --> 20:36.741
‫همه‌شون دروغن؟

20:37.541 --> 20:39.661
‫نظرهایی که زیر ویدئوی تو نوشته بودن،

20:40.301 --> 20:41.601
‫همونی که توی پارک بودی،

20:41.941 --> 20:44.701
‫چقدر حقیقت دارن، آقای گرین؟

20:49.981 --> 20:51.281
‫آره

20:51.941 --> 20:53.241
‫باشه. آره

20:54.301 --> 20:55.601
‫باور می‌کنم

21:10.035 --> 21:11.475
‫[ خانم ب بِرِیدی ]

21:11.476 --> 21:12.761
‫خانم بریدی؟

21:13.061 --> 21:16.061
‫خیلی شرمنده که مزاحم‌تون می‌شم،
‫من یه کارآگاهم

21:16.141 --> 21:17.781
‫منم یه زمانی کارآگاه بودم

21:17.861 --> 21:19.701
‫- واقعاً؟
‫- «چراغ گاز»

21:20.221 --> 21:23.781
‫اوه! نمایش «چراغ گاز» رو می‌گید؟

21:23.861 --> 21:25.981
‫همه می‌گفتن می‌تونم
‫خیلی حرفه‌ای ادامه بدم

21:26.061 --> 21:27.340
‫به عنوان یه بازیگر؟

21:27.341 --> 21:29.101
‫به عنوان یه کارآگاه

21:29.181 --> 21:32.341
‫اوه! فکر کنم دارید
‫سربه‌سرم می‌ذارید، نه؟

21:32.421 --> 21:34.541
‫این‌طوری زمان زودتر می‌گذره

21:36.821 --> 21:38.121
‫کوین بیچاره

21:39.901 --> 21:42.901
‫- خدا رحمتش کنه
‫- می‌خواستم بدونم…

21:43.421 --> 21:46.981
‫اون روز چیز غیرمعمولی‌ای ندیدید؟

21:47.061 --> 21:51.061
‫کسی این اطراف نبود
‫که معمولاً این‌جا نیست؟

21:51.141 --> 21:52.941
‫کوین خودکشی کرده، نه؟

21:53.021 --> 21:55.141
‫آره، اما…

21:55.221 --> 21:57.341
‫باید همه‌چیز رو بررسی کنیم

21:57.421 --> 21:59.701
‫اون شب یه ماشین دیدم

22:00.541 --> 22:03.221
‫خیلی دور پارک کرده بود.
‫خیلی خوشم ازش نمی‌اومد

22:03.301 --> 22:04.861
‫یه مدتی اون‌جا بودن. من…

22:05.461 --> 22:09.101
‫نمی‌دونم کِی رفتن.
‫اما اون‌طرف جاده بودن، اون‌جا

22:09.621 --> 22:11.061
‫یه مرد و یه زن

22:11.141 --> 22:13.821
‫خیلی خوب چهره‌شون رو ندیدم،
‫اما مشخص بود جوون هستن

22:16.781 --> 22:19.901
‫نحوه‌ی نشستن‌شون،
‫و لباس‌هاشون، و…

22:19.981 --> 22:23.461
‫- اما چهره‌هاشون رو ندیدید؟
‫- نه

22:24.301 --> 22:26.501
‫ممکنه…

22:28.021 --> 22:29.140
‫این بوده باشه؟

22:29.141 --> 22:30.701
‫یا این؟

22:31.221 --> 22:35.661
‫دختره رو خیلی خوب ندیدم.
‫روی صندلی اون‌طرفی نشسته بود

22:35.741 --> 22:37.701
‫اما پسره؟

22:37.781 --> 22:41.741
‫نه. موهاش کوتاه‌تر بود
‫و ریش نداشت

22:42.341 --> 22:43.701
‫می‌شه گفت…

22:44.421 --> 22:45.721
‫خوشگل بود

22:46.541 --> 22:47.820
‫می‌شه گفت «خوشگل»؟

22:47.821 --> 22:50.541
‫خب، من که مشکلی ندارم

22:50.621 --> 22:51.921
‫باشه

22:52.381 --> 22:54.941
‫می‌شه ماشین رو برام توصیف کنید؟

22:55.461 --> 22:56.761
‫آره

23:01.396 --> 23:05.037
‫[ احتمالاً یه مرسدس بوده؟ آبی تیره.
‫مرد خوشگل با موهای کوتاه ]

23:05.038 --> 23:06.038
‫[ کیه؟؟؟ ]

23:07.175 --> 23:09.228
‫[ لو: این لینک آدرس خونه‌ی اِستفانیه ]

23:09.229 --> 23:09.894
‫[ چیزی که فکر می‌کنی نیست.
‫ماریا همه‌چیز رو توضیح داد ]

23:10.905 --> 23:13.438
‫[ اِلینا، لطفاً باهام حرف بزن.
‫جوئل رابطه‌ی مخفی نداشته! ]

23:23.547 --> 23:26.547
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:44.341 --> 23:45.380
‫آلیسون؟

23:45.381 --> 23:46.681
‫اِستفانی؟

23:46.682 --> 23:47.777
‫[ اِلینا ریونزکرافت - کارآگاه خصوصی ]

23:56.439 --> 23:58.580
‫[ لطفاً باهام تماس بگیر.
‫باید با آلیسون حرف بزنم ]

24:06.541 --> 24:10.101
‫پِیج عضو باشگاه
‫شجره‌نامه‌ی خانوادگیت بود

24:10.181 --> 24:12.821
‫- درسته؟
‫- آره، خب، می‌خواست پزشکی بخونه

24:12.901 --> 24:14.821
‫خیلی بهش علاقه داشت.
‫اما چه ربطی…

24:14.901 --> 24:18.061
‫وقتی توی باشگاه فعال بوده
‫یه چیزی باعث شده عوض بشه،

24:18.141 --> 24:22.821
‫چیزی که باعث شده بره
‫به سمت اون دوست‌پسر عوضی و مواد

24:22.901 --> 24:24.461
‫فکر می‌کردم تقصیر تو بوده

24:24.541 --> 24:27.341
‫اما نمی‌دونی ممکنه چی بوده باشه؟

24:27.421 --> 24:29.981
‫قبل از این‌که ترک تحصیل کنه
‫دیگه باهام حرف نمی‌زد

24:30.741 --> 24:32.041
‫چرا؟ اثر مواد بود؟

24:34.581 --> 24:37.861
‫استاد، اگه چیزی می‌دونی،
‫باید بهم بگی

24:38.701 --> 24:44.101
‫دانشگاه قانونی داره
‫که نباید بعضی اتفاقات رو…

24:45.221 --> 24:46.521
‫به والدین اطلاع داد

24:46.581 --> 24:47.700
‫مثلاً چی؟

24:47.701 --> 24:49.701
‫مصرف مواد؟ دزدی؟
‫خودم اونا رو می‌دونم

24:52.661 --> 24:53.961
‫بهم بگو

24:57.101 --> 24:59.341
‫این ماجرا قبل از معتاد شدنش بود

25:00.381 --> 25:01.681
‫پِیج اومد به دیدنم

25:01.741 --> 25:05.101
‫ناراحت بود.
‫گفت توی یه مهمونی شرکت کرده

25:07.581 --> 25:10.781
‫فکر می‌کرد یه نفر
‫یه چیزی توی نوشیدنیش ریخته

25:11.901 --> 25:14.381
‫خنده و مسخره‌بازی رو یادش بود، بعدش…

25:18.701 --> 25:20.001
‫توی تخت یه پسر…

25:20.181 --> 25:21.481
‫از خواب بیدار شده

25:22.061 --> 25:23.861
‫و خاطره‌ای از شب قبلش نداشته

25:29.101 --> 25:30.421
‫بهش تجاوز کردن؟

25:41.941 --> 25:43.501
‫چرا پلیس رو خبر نکردید؟

25:44.101 --> 25:46.221
‫پِیج نمی‌خواست چیزی به مسئولین بگه،

25:46.701 --> 25:50.381
‫اما من ملزم بودم
‫به دانشگاه اطلاع بدم

25:50.461 --> 25:52.421
‫بعد از اون ماجرا
‫دیگه باهام حرف نمی‌زد

25:53.181 --> 25:56.141
‫اگه تو بهشون اطلاع دادی، چرا کسی
‫به ما چیزی نگفت؟ ما والدینش هستیم

25:56.221 --> 26:01.261
‫وقتی پِیج رو احضار کردن،
‫کلاً اون قضیه رو انکار کرد

26:01.901 --> 26:06.181
‫دیگه کاری از دست ما برنمی‌اومد.
‫دست‌هامون بسته بودن

26:06.261 --> 26:08.221
‫همون‌طور که گفتم،
‫قوانین خاصی وجود داشت

26:08.301 --> 26:11.061
‫که ما برخلاف میل یه دانشجو
‫چیزی به کسی نگیم

26:11.141 --> 26:13.861
‫هدفش محافظت از دانشجوهاست،
‫اما توی این مورد…

26:14.701 --> 26:16.001
‫متأسفم

26:21.021 --> 26:22.741
‫- پسره کیه؟
‫- هیچ‌وقت اسمش رو نگفت

26:22.821 --> 26:25.701
‫اما مدتی بعدش
‫یه حادثه‌ی دیگه اتفاق افتاد

26:26.421 --> 26:28.501
‫- به یه نفر دیگه تجاوز کردن؟
‫- نه

26:29.501 --> 26:31.301
‫پسری که به نظرم بهش تجاوز کرده بود

26:31.381 --> 26:34.261
‫توی باشگاه خوابگاه
‫بدجور کتک خورده بود

26:35.261 --> 26:38.101
‫اسمش «داگ مولزر»ـه

26:45.940 --> 26:49.329
‫[ داگ مولزر ]

26:53.101 --> 26:55.181
‫یا خدا. فکر کنم قبلاً دیدمش

26:59.141 --> 27:00.441
‫اینه؟

27:00.661 --> 27:01.961
‫آره

27:04.261 --> 27:06.821
‫دیدمش. گولم زد

27:07.421 --> 27:09.021
‫- مطمئنی کار اون بوده؟
‫- نه

27:10.141 --> 27:12.301
‫ببین، تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم…

27:12.381 --> 27:14.981
‫اینه که فردای کتک خوردن داگ،
‫پِیج برگشت سر کلاس،

27:15.061 --> 27:17.541
‫و خیلی خوش‌حال و سرحال بود،

27:17.621 --> 27:20.501
‫و فکر کنم مشخصاً
‫یه چیزی مصرف کرده بود

27:22.341 --> 27:24.941
‫بعد از تموم شدن کلاس،
‫دیدم کنار یه نفره

27:25.021 --> 27:27.941
‫فکر کنم اون هر کسی بوده،

27:28.021 --> 27:31.021
‫به‌خاطر پِیج به داگ حمله کرده

27:35.981 --> 27:37.541
‫این همون پسریه که همراهش بود؟

27:37.621 --> 27:38.921
‫آره، خودشه

27:41.501 --> 27:42.801
‫آرون

27:54.941 --> 27:56.581
‫کارآگاه فگبنلی

27:56.661 --> 27:57.700
‫آقای گرین

27:57.701 --> 28:00.341
‫ازتون می‌خوام مردی به اسم
‫داگ مولزر رو دستگیر کنید

28:01.461 --> 28:04.141
‫اون به دخترم تجاوز کرده،
‫و ممکنه آرون رو به قتل رسونده باشه

28:05.341 --> 28:07.701
‫چطوره بریم داخل، آقای گرین؟

28:08.781 --> 28:10.661
‫پس دستگیرش می‌کنید، درسته؟

28:13.061 --> 28:14.461
‫به همین سادگی نیست

28:15.421 --> 28:17.141
‫یه روالی هست
‫که باید ازش پیروی کنیم

28:19.341 --> 28:20.540
‫نمی‌دونم چرا خودم رو توی زحمت انداختم

28:20.541 --> 28:24.221
‫آقای گرین، نمی‌خوام این مرد
‫بعد از کاری که انجام داده قسر در بره

28:25.141 --> 28:28.341
‫اما بدون این‌که پِیج بیاد مولزر رو گزارش بده،
‫نمی‌تونیم بریم دستگیرش کنیم

28:32.661 --> 28:36.781
‫حرفتون رو باور می‌کنیم، آقای گرین.
‫جستجومون برای پیدا کردن پِیج رو گسترده‌تر کردیم

28:36.861 --> 28:40.901
‫عکس و مشخصاتش رو
‫بیشتر از قبل پخش کردیم

28:42.501 --> 28:43.941
‫پیداش می‌کنیم

28:44.541 --> 28:47.461
‫و وقتی پیداش کنیم،
‫امیدواریم بتونه قاتل آرون رو بهمون نشون بده

28:47.541 --> 28:50.341
‫اما حتی اگه مولزر قاتل نباشه،
‫بهتون قول می‌دم

28:50.861 --> 28:52.741
‫که هر کاری ازمون بربیاد رو انجام می‌دیم

28:52.821 --> 28:55.421
‫تا به‌خاطر کاری که انجام داده
‫مجازات بشه

28:56.021 --> 28:57.321
‫بهم اعتماد کنید

28:57.741 --> 29:01.861
‫ما هم دقیقاً اندازه‌ی شما می‌خوایم
‫که پِیج رو صحیح و سالم پیدا کنیم

29:08.101 --> 29:09.401
‫ممنون

30:06.701 --> 30:09.181
‫یکی از دوست‌هام که دانشگاه لانفورد
‫تحت نظرشه این رو فرستاد

30:09.181 --> 30:10.021
‫[ به داگ کمک کنید
‫زندگی‌اش را از نو بسازد ]

30:10.021 --> 30:11.541
‫داگ مولزر

30:11.621 --> 30:14.501
‫خدایا. خوش‌شانسه که زنده‌ست

30:14.581 --> 30:17.221
‫اگه آرون اون کار رو کرده،
‫یعنی مولزر انگیزه‌ی زیادی داشته

30:17.301 --> 30:18.701
‫باید ببینیم مولزر اون شب کجا بوده

30:18.781 --> 30:21.661
‫هنوزم به نظرم بهترین شانس‌مون
‫پیدا کردن پِیج گرینه

30:23.981 --> 30:25.281
‫پِیج

30:26.461 --> 30:29.581
‫زنی که نه یه بار، بلکه دو بار
‫مورد آزار قرار گرفته

30:29.661 --> 30:30.860
‫منظورت چیه؟

30:30.861 --> 30:34.101
‫چون آرون حساب متجاوز اول رو رسیده بود
‫باهاش وارد رابطه شد

30:34.581 --> 30:37.581
‫چه بلایی سر آدم میاد
‫وقتی فرشته‌ی نجاتش

30:37.661 --> 30:39.541
‫تبدیل می‌شه به کسی
‫که می‌زنه سیاه و کبودش می‌کنه؟

30:39.621 --> 30:40.921
‫تو باشی چه حسی بهت دست می‌ده؟

30:41.341 --> 30:44.181
‫- خیلی خیلی عصبانی می‌شم
‫- آره

30:44.261 --> 30:48.861
‫پس همه‌ی دلایلی که داشتی
‫و معتقد بودی سایمون قاتل آرونه…

30:49.501 --> 30:51.461
‫به راحتی در مورد پِیج هم صدق می‌کنن؟

30:53.821 --> 30:54.900
‫اوه…

30:54.901 --> 30:56.201
‫به‌خاطر تغییر نظر

31:00.341 --> 31:01.641
‫همراهم بیا

31:07.781 --> 31:10.421
‫مدرک بی‌گناهی کورنیلیوس رو تأیید کردی

31:11.421 --> 31:13.621
‫با این‌که می‌دونی به لوتر شلیک کرده

31:13.701 --> 31:15.001
‫چرا؟

31:16.421 --> 31:19.141
‫چون جاش توی زندان نیست

31:19.221 --> 31:21.941
‫فقط می‌خواسته جلوی
‫کشته شدن سایمون و اینگرید رو بگیره

31:22.021 --> 31:25.501
‫- اوه، خودش بهت گفت؟
‫- دروغ نمی‌گفت. اون‌طور آدمی نیست

31:25.581 --> 31:28.181
‫محض رضای خدا تیر رو هم
‫زده به شونه‌ی لوتر

31:28.901 --> 31:31.821
‫چرا الان داری بهم می‌گی؟

31:31.901 --> 31:34.421
‫دوست ندارم چیزی رو ازت پنهان کنم

31:34.501 --> 31:38.181
‫حدس می‌زنم دوست ندارم
‫تو هم چیزی رو از من پنهان کنی

31:38.261 --> 31:40.181
‫و فقط…

31:41.061 --> 31:42.941
‫از لحاظ کاری این حرف رو نمی‌زنم

31:48.701 --> 31:52.821
‫فکر کنم درک نمی‌کنی
‫چقدر این کارت خطرناکه، آیزاک

31:54.061 --> 31:57.661
‫آخرش این نیست که کارت رو از دست بدی،
‫ممکنه بندازنت توی زندان

32:00.261 --> 32:02.181
‫هنوزم حس می‌کنم
‫کار درست رو انجام دادم

32:06.781 --> 32:08.941
‫- امیدوارم درست بوده باشه
‫- امیدواری؟

32:10.061 --> 32:11.701
‫آیزاک، اگه مچت رو بگیرن،

32:13.261 --> 32:14.861
‫همه‌چیز تموم می‌شه

32:16.421 --> 32:18.181
‫فقط شغلت نیست

32:18.941 --> 32:21.381
‫همه‌چیز. می‌فهمی؟

32:26.581 --> 32:27.881
‫آره

32:32.101 --> 32:33.821
‫تو چیزی بهشون می‌گی؟

32:41.101 --> 32:42.401
‫ممنون، روبی

32:45.341 --> 32:46.641
‫ببخشید

33:06.501 --> 33:09.501
‫می‌دونی کلید اضافه
‫زیر کدوم سنگه، لو

33:09.581 --> 33:11.301
‫نمی‌خواستم این صحنه رو
‫از دست بدی

33:11.821 --> 33:15.581
‫امیدوار بودم دلت برام بسوزه.
‫یه پیرزن توی این سرما

33:16.381 --> 33:18.541
‫ازت می‌خوام یه چیز دیگه رو بررسی کنی

33:19.061 --> 33:20.901
‫یه ماشین جلوی خونه‌ی
‫کوین گانو دیده شده

33:20.981 --> 33:24.341
‫مرسدس آبی، یه مرد و زن جوون،
‫بیست و اَندی ساله

33:25.181 --> 33:28.101
‫زنگ خونه‌ش دوربین نداره،
‫اما شاید بتونی دوربین‌های ترافیکی رو بررسی کنی

33:28.181 --> 33:29.481
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

33:30.381 --> 33:33.981
‫خبری از آلیسون نشد؟
‫رفتی خونه‌ی دوست‌دخترش؟

33:36.621 --> 33:37.921
‫کسی نبود

33:56.981 --> 33:59.341
‫- اِلینا
‫- شاید یه رابطه نبوده باشه

33:59.981 --> 34:02.861
‫اما با یه زن دیگه خوابیده
‫و یه بچه باهاش داشته، لو

34:02.941 --> 34:05.221
‫و تو مشکلی باهاش نداری
‫چون الان نوه‌دار شدی

34:05.301 --> 34:06.420
‫نتیجه‌دار هم شدی

34:06.421 --> 34:08.581
‫حتی یه عکس هم ازت دارن

34:08.661 --> 34:10.781
‫جوئل اون عکس رو به «رمی» داده

34:10.861 --> 34:15.501
‫شاید ماریا کنجکاو باشه
‫در مورد خانواده‌ی پدریش بدونه

34:15.581 --> 34:16.740
‫رمی؟

34:16.741 --> 34:19.221
‫اسم مادر ماریا بوده

34:19.901 --> 34:23.261
‫و اون و جوئل اصلاً با هم نبودن

34:23.341 --> 34:25.501
‫رمی یه آشنا بوده، دوستش نبوده

34:25.581 --> 34:28.181
‫اما اون‌قدری می‌شناخته‌ش
‫که بدونه یه مشکلی داره

34:28.781 --> 34:32.621
‫در نهایت رمی بهش می‌گه
‫که دلش می‌خواد بچه داشته باشه

34:32.701 --> 34:34.141
‫رمی کسی رو توی زندگیش نداشته،

34:34.221 --> 34:37.781
‫پس از جوئل می‌پرسه
‫که مایله اهداکننده باشه یا نه

34:38.941 --> 34:42.821
‫اما اصلاً رابطه نداشتن

34:43.341 --> 34:45.701
‫یه‌جوری می‌گی انگار
‫معنی دیگه‌ای می‌ده

34:45.781 --> 34:47.781
‫هیچ‌وقت رابطه‌ی فیزیکی نداشتن

34:47.861 --> 34:49.381
‫اصلاً رابطه‌ی جنسی نداشتن؟

34:49.461 --> 34:50.460
‫درسته

34:50.461 --> 34:51.861
‫فرقی می‌کنه؟

34:51.941 --> 34:53.301
‫آره. نه

34:53.381 --> 34:55.301
‫نمی‌دونم

34:59.781 --> 35:02.381
‫ولی بهم دروغ گفت، لو

35:04.141 --> 35:07.461
‫اگه بهم می‌گفت،
‫می‌تونستیم با هم کنار بیایم

35:09.021 --> 35:11.261
‫اون موقع باهاش کنار می‌اومدم

35:12.141 --> 35:13.441
‫واقعاً؟

35:14.381 --> 35:17.061
‫شاید اگه می‌تونستید خودتون
‫بچه‌دار بشید…

35:17.821 --> 35:19.121
‫اون‌وقت باهاش کنار می‌اومدی

35:20.501 --> 35:24.341
‫یادت نیست چطور بود وقتی فهمیدید
‫نمی‌تونید بچه‌دار بشید؟

35:24.421 --> 35:27.061
‫حتماً براش زجرآور بوده، اِلینا

35:27.901 --> 35:30.421
‫خیلی ناراحت بوده که نمی‌تونسته
‫باهات صادق باشه

35:31.621 --> 35:33.901
‫یادته چقدر لاغر شده بود؟

35:35.421 --> 35:36.721
‫اون موقع بود

35:37.621 --> 35:39.581
‫فکر می‌کردم به‌خاطر الگوی غذاییش بود

35:39.661 --> 35:41.021
‫اصلاً الگوی غذایی نداشت

35:43.821 --> 35:45.461
‫حتماً خیلی نگران بوده

35:46.621 --> 35:52.701
‫که اگه تو بفهمی وقتی بچه‌دار نمی‌شدی
‫اون یه بچه داشته، چه واکنشی نشون می‌دی

35:55.981 --> 35:57.821
‫فکر کنم سزاوار اون درد بود،

35:57.901 --> 35:59.581
‫درد پنهان کردنش از تو

36:00.101 --> 36:01.941
‫فقط به‌خاطر این‌که تو اذیت نشی

36:06.341 --> 36:07.701
‫جوئل همین‌طوری بود

36:08.221 --> 36:09.821
‫می‌خواست به همه کمک کرده باشه

36:12.501 --> 36:16.101
‫کاری که فکر می‌کرد درسته رو
‫انجام داد، با این‌که…

36:17.741 --> 36:19.181
‫تصمیم…

36:19.861 --> 36:22.141
‫احمقانه، دیوونه‌وار و مسخره‌ای بود

36:24.101 --> 36:27.661
‫اما اون کار رو به‌خاطر خودش انجام نداد
‫چون جوئل اون‌طور آدمی بود

36:30.461 --> 36:31.761
‫مگه نه؟

36:33.461 --> 36:34.941
‫پسرم بود

36:37.781 --> 36:39.701
‫مردی بود که تو دوستش داشتی

36:49.261 --> 36:50.901
‫می‌خواد تو رو ببینه

36:50.981 --> 36:52.281
‫درست و حسابی

36:53.381 --> 36:54.681
‫چی؟

36:55.461 --> 36:56.761
‫ماریا

36:58.141 --> 36:59.461
‫شکایتش رو پس گرفته

37:01.781 --> 37:04.621
‫حالا که حقیقت رو می‌دونه
‫می‌خواد باهات حرف بزنه

37:05.661 --> 37:07.421
‫می‌خواد تو، ما،

37:08.221 --> 37:09.521
‫شام بریم پیشش

37:16.341 --> 37:18.741
‫سلام. خوب خوابیدی؟

37:19.901 --> 37:22.181
‫آه… آره

37:25.461 --> 37:29.211
‫[ جسیکا: خرخون آزمایشگاه نتایج دی‌اِن‌اِی رو
‫به دست آورده. فقط پول نقد - ۱۰ هزار ]

37:32.501 --> 37:34.901
‫دی‌اِن‌اِی بچه‌ها رو دادم آزمایش بشن

37:34.981 --> 37:36.220
‫چی؟

37:36.221 --> 37:37.460
‫سایمون؟

37:37.461 --> 37:39.461
‫لطفاً اون کار رو نکن. دیوونگیه

37:39.541 --> 37:41.781
‫قبلاً انجامش دادم.
‫دارم می‌رم نتایج رو بگیرم

37:41.861 --> 37:44.181
‫برای این‌که بدونی بچه‌هات هستن
‫نیازی به نتایج دی‌اِن‌اِی نداری

37:44.261 --> 37:46.141
‫درسته. بچه‌های من هستن. یعنی…

37:46.221 --> 37:48.461
‫حتی اگه نتایج چیز دیگه‌ای رو نشون بدن،
‫باز هم بچه‌های من هستن

37:48.541 --> 37:50.701
‫بزرگ‌شون کردم.
‫عاشقشون هستم. اما…

37:50.781 --> 37:53.621
‫واقعاً معتقدی اینگرید اون همه سال
‫باهات زندگی کرده

37:53.701 --> 37:55.221
‫در حالی که یه رابطه‌ی دیگه داشته؟

37:55.301 --> 37:57.181
‫نمی‌دونم در مورد جِی چی رو باور کنم

37:57.701 --> 38:00.141
‫فقط می‌دونم پِیج
‫توی چنین مسیری بوده

38:00.221 --> 38:02.381
‫توی وب‌سایت‌های دی‌اِن‌اِی بوده

38:02.461 --> 38:05.941
‫نمی‌دونم به من و اینگرید ربط داشته
‫یا کَس دیگه‌ای،

38:06.021 --> 38:10.861
‫اما با انجام این کار،
‫جواب قطعی یه موضوع رو پیدا می‌کنم

38:10.941 --> 38:13.501
‫چیزی که حتی ممکنه کمکم کنه
‫پیداش کنم

38:14.141 --> 38:17.061
‫پِیج متوجه‌ی هر چیزی که شده،
‫باید بفهمم چی بوده

38:24.781 --> 38:27.381
‫- سایمون؟
‫- اِلینا، این‌جا چیکار می‌کنی؟

38:27.461 --> 38:28.941
‫اومدم سری بزنم

38:29.021 --> 38:30.861
‫ببینم اوضاع چطوره

38:31.621 --> 38:32.941
‫خوش‌حال‌تر به نظر می‌رسی

38:33.621 --> 38:35.021
‫خوش‌حال‌ترم

38:35.901 --> 38:37.581
‫و ناراحت‌ترم

38:38.261 --> 38:40.621
‫چند تا چیز جدید
‫راجع به جوئل فهمیدم

38:41.221 --> 38:42.901
‫الان باز دلم براش تنگ می‌شه،

38:42.981 --> 38:44.341
‫برای مردی که می‌شناختم

38:45.661 --> 38:46.961
‫اما تو…

38:47.581 --> 38:48.881
‫اینگرید هنوز زنده‌ست

38:49.381 --> 38:52.261
‫فرصتی وجود داره که
‫بتونید دو نفری در موردش حرف بزنید

39:00.301 --> 39:02.221
‫سلام؟ شما؟

39:04.621 --> 39:05.921
‫خداحافظ

39:06.901 --> 39:08.501
‫اِستفانی بهم زنگ زد

39:09.021 --> 39:12.181
‫قراره توی یه پارکینگ ببینمش،
‫و بعدش می‌ریم پیش آلیسون

39:12.261 --> 39:15.621
‫چطوره بیایی من رو هم ببری؟
‫داشتن یه همراه هیچ‌وقت بد نیست

39:15.701 --> 39:16.780
‫دیگه دارم می‌رسم

39:16.781 --> 39:20.341
‫باشه. به دعوت ماریا
‫برای شام فکر کردی؟

39:20.421 --> 39:22.061
‫آره، میام

39:22.141 --> 39:25.341
‫چطوره یه بطری شراب بخری؟
‫با شوق و ذوق بخر

39:25.421 --> 39:28.221
‫چشم

39:29.061 --> 39:30.361
‫خداحافظ، لو

39:59.294 --> 40:02.036
‫[ لو ]

40:08.421 --> 40:09.741
‫اِستفانی؟

40:14.541 --> 40:15.700
‫سلام، اِلینا

40:15.701 --> 40:17.001
‫آماده‌ی رفتنی؟

40:26.941 --> 40:28.421
‫گوشیت رو بذار اون‌جا لطفاً

40:29.661 --> 40:31.421
‫باید مطمئن باشم
‫که کسی تعقیبت نمی‌کنه

40:31.501 --> 40:33.501
‫نباید اونا به آلیسون برسن

40:33.581 --> 40:37.781
‫اِستفانی، منظورت از «اونا» چیه؟
‫اونا کی هستن؟

40:37.861 --> 40:39.461
‫هیچ سوالی رو جواب نمی‌دم

40:40.301 --> 40:44.181
‫اگه می‌خوای بری، اشکالی نداره.
‫در واقع ممکنه به صلاح همه باشه

40:46.301 --> 40:48.901
‫یا باید بهم اعتماد کنی، یا نکنی

40:52.221 --> 40:54.061
‫می‌دونی چیه؟
‫اصلاً به نظرم فکر خوبی نیست

40:54.141 --> 40:55.441
‫باشه

40:55.501 --> 40:56.801
‫باشه

41:03.181 --> 41:04.481
‫ممنون

41:05.141 --> 41:06.441
‫الان بهتر شد

41:19.893 --> 41:21.435
‫[ باز شد ]

41:35.261 --> 41:36.561
‫کورنیلیوس

41:37.661 --> 41:38.961
‫باید حرف بزنیم

42:05.381 --> 42:08.061
‫امیدوار بودم پلیس توی تحقیقاتش
‫به بن‌بست بخوره

42:09.021 --> 42:11.781
‫بدون این‌که سلاح قتل
‫یا شاهدی پیدا کنن

42:12.501 --> 42:13.981
‫اما کارآگاه اصلی پرونده،

42:14.061 --> 42:16.301
‫تا وقتی حقیقت رو نفهمه
‫بیخیال ماجرا نمی‌شه

42:16.901 --> 42:18.201
‫حقیقت؟

42:21.221 --> 42:22.521
‫پِیج رو دیدم

42:23.621 --> 42:24.921
‫شبی که آرون به قتل رسید

42:26.621 --> 42:29.741
‫جسد آرون رو توی آپارتمانش پیدا کردم

42:29.821 --> 42:33.221
‫چاقو رو برداشتم.
‫از روی غریزه‌م عمل کردم

42:33.301 --> 42:34.901
‫متأسفم، اما پِیج او رو کشته

42:36.981 --> 42:38.701
‫پِیج قاتل آرونه

42:42.821 --> 42:45.301
‫حتماً یه توضیح دیگه‌ای وجود داره

43:20.821 --> 43:22.121
‫رسیدیم

43:25.981 --> 43:28.541
‫خونه‌ی خاله‌مه.
‫قشنگه، نه؟

43:29.261 --> 43:30.180
‫هوم

43:30.181 --> 43:32.181
‫یالا. آلیسون داخله

43:36.261 --> 43:41.261
‫♪ Ghosteen Speaks - Nick Cave ♪

43:52.581 --> 43:54.581
‫آلیسون! بیا پیشمون!

44:08.541 --> 44:10.141
‫نه

44:50.925 --> 44:51.925
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

44:51.926 --> 44:56.926
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:56.927 --> 45:11.927
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
