WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.403 --> 00:16.972
‫[ سال گذشته ]

00:24.467 --> 00:25.893
‫[ روز خشم از ولفگانگ آمادئوس موتزارت ]

01:33.741 --> 01:35.741
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

01:35.742 --> 01:40.742
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:50.372 --> 01:53.633
‫« فـراری »

01:53.634 --> 01:58.634
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

02:01.181 --> 02:03.701
‫توی اون دانشگاه یه چیزی
‫باعث عوض شدن پِیج شده

02:14.261 --> 02:15.621
‫یا خدا

02:15.701 --> 02:18.341
‫اگه یه وقت گفتم می‌خوام اون‌طور کاری انجام بدم،
‫لطفاً سریع بیاید سراغم

02:18.421 --> 02:19.580
‫چون عقلم رو از دست دادم

02:19.581 --> 02:21.581
‫دختری این حرف رو می‌زنه
‫که می‌خواد عضو یه گروه آکاپلا بشه

02:21.661 --> 02:23.101
‫اون خیلی کار عزتمندانه‌تریه

02:23.181 --> 02:26.341
‫تو توی دانشگاه یه‌کم بداهه‌پردازی کردی،
‫مگه نه، سایمون؟

02:26.421 --> 02:29.421
‫درسته، اینگرید، آره. ممنون که پرسیدی.
‫و خیلی هم خنده‌دار بودم

02:29.501 --> 02:30.500
‫اَه، نه

02:30.501 --> 02:32.221
‫منظورت اینه که «اَه، آره، و…»

02:32.301 --> 02:35.781
‫بابا. می‌شه لطفاً وقتی بقیه‌ی بچه‌های
‫خوابگاه رو می‌بینم، یه نفر بابا رو کنترل کنه؟

02:39.221 --> 02:40.821
‫یا خدا!

02:40.901 --> 02:42.661
‫می‌شه الان این کار رو نکنید؟

02:42.741 --> 02:49.301
‫شرمنده، آنیا. اما متأسفانه مجبوریم.
‫یه میل فیزیکیه، عشقم

02:50.181 --> 02:52.541
‫چطور بچه‌های ما این‌طوری شدن؟

02:52.621 --> 02:53.540
‫سلام

02:53.541 --> 02:55.421
‫- وای، خدا. تو پِیج هستی؟
‫- آره

02:55.501 --> 02:58.461
‫- گروه سه نفره‌مون تکمیل شد!
‫- سلام، پِیج. من جودی‌ام

02:58.541 --> 03:01.581
‫- سلام
‫- درسته. من کِیتی‌ام. گیتار می‌زنی؟

03:01.661 --> 03:03.381
‫منم آواز می‌خونم

03:03.461 --> 03:07.061
‫والدین! سلام، والدین! باید بدونید
‫که من دوره‌ی کمک‌های اولیه رو گذروندم

03:07.141 --> 03:09.621
‫متولد برج سرطان هستم، مادر زودیاک

03:20.221 --> 03:21.901
‫- خودشه
‫- خوبید؟

03:21.981 --> 03:24.181
‫تو همونی هستی که به اون
‫مرد بی‌خانمان حمله کردی، مگه نه؟

03:24.261 --> 03:25.861
‫چون اگه خودش هستی
‫خیلی حال به هم زنی

03:25.941 --> 03:29.621
‫خیلی زشته که فکر می‌کنید
‫بی‌خانمان بوده. چرا چنین فکری می‌کنید؟

03:30.221 --> 03:32.181
‫- گم شو
‫- با خوش‌حالی

03:41.981 --> 03:45.501
‫♪ تویی، از اول هم تو بودی ♪

03:45.581 --> 03:50.581
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

03:50.661 --> 03:55.301
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

03:55.381 --> 04:00.261
‫♪ تویی، از اول هم تو نیمه‌ی گم‌شده‌م بودی ♪

04:00.341 --> 04:02.821
‫♪ تویی، از اول هم… ♪

04:02.901 --> 04:07.541
‫سلام، کِیتی. شاید من رو یادت نباشه.
‫من سایمون گرینم، بابای پِیج

04:07.621 --> 04:11.061
‫برات یه پیام فرستادم،
‫اما جوابم رو ندادی

04:11.141 --> 04:12.581
‫نمی‌دونستم کی پیام داده

04:12.661 --> 04:15.061
‫واقعاً؟ آخه اولش نوشتم
‫«بابای پِیج هستم»

04:15.141 --> 04:17.861
‫کلاه‌بردارها این روزها
‫خیلی خلاق شدن، خب؟

04:17.941 --> 04:19.241
‫اصلاً شماره‌م رو از کجا پیدا کردی؟

04:19.301 --> 04:22.541
‫همون روز اولی که همدیگه رو دیدیم
‫خودت شماره‌ت رو بهم دادی

04:22.621 --> 04:25.861
‫گفتی اگه چیزی می‌خواستم
‫حتماً بهت پیام بدم

04:25.941 --> 04:28.261
‫اوه. درسته

04:28.341 --> 04:30.421
‫به‌خاطر ویدئو این‌طور رفتار می‌کنی؟
‫چون اصلاً اون ویدئو…

04:30.501 --> 04:32.421
‫نه. عاشق اون ویدئو هستم

04:32.501 --> 04:33.981
‫می‌دونم آرون چقدر آدم بی‌شعوریه

04:35.381 --> 04:38.341
‫فقط می‌خوام در مورد پِیج
‫و دلیلش برای ترک کردن لانفورد باهات حرف بزنم

04:38.421 --> 04:39.721
‫واقعاً نمی‌دونم

04:40.581 --> 04:41.881
‫گم شده

04:42.141 --> 04:43.441
‫اوه

04:44.021 --> 04:48.621
‫رفتم به دیدن بابای آرون.
‫بهم گفت که پِیج رفته سراغ آرون

04:48.701 --> 04:50.981
‫ما همیشه فکر می‌کردیم قضیه برعکسه

04:51.061 --> 04:52.941
‫آره، وقتی پِیج رفت به دیدنش
‫اولین دیدارشون بود

04:53.021 --> 04:56.821
‫- زمانش رو یادته؟
‫- در واقع، آره، دقیق یادمه

04:56.901 --> 05:00.501
‫‏۱۳اُم ژانویه آخرهفته ازم خواست
‫ماشینم رو بهش قرض بدم

05:00.581 --> 05:02.901
‫- چون روز تولد مامانمه یادم مونده
‫- واقعاً؟

05:02.981 --> 05:04.100
‫آره، تولد ۶۲ سالگیش بود

05:04.101 --> 05:06.421
‫نه، نه، نه.
‫یعنی پِیج با ماشین رفت به دیدن آرون؟

05:06.501 --> 05:07.801
‫- اون که اصلاً رانندگی نمی‌کنه
‫- می‌دونم

05:07.821 --> 05:10.661
‫بهش گفتم انجام دادن اون کارها
‫برای یه آدم غریبه زیاده‌رویه

05:11.301 --> 05:12.601
‫چیزی در مورد آرون نگفت؟

05:12.621 --> 05:15.541
‫دیگه اون موقع خیلی چیزها رو
‫از منم پنهان می‌کرد

05:15.621 --> 05:16.921
‫متأسفم، کِیتی

05:16.981 --> 05:18.701
‫اون بهترین دوستم بود

05:19.221 --> 05:21.421
‫هیچ‌وقت دوستی مثل اون نداشتم

05:21.501 --> 05:25.741
‫ولی بدون هیچ دلیلی جوری رفتار می‌کرد
‫انگار ازم متنفر بود

05:26.341 --> 05:30.261
‫اعتیاد پِیج اون رو تبدیل به آدمی کرد
‫که هیچ‌کدوم‌مون نمی‌شناختیمش

05:30.341 --> 05:31.981
‫خیلی قبل‌تر از استفاده‌ی مواد
‫تبدیل به یه آدم دیگه شد

05:32.061 --> 05:33.381
‫چی؟

05:33.461 --> 05:35.501
‫بعداً با آرون رفت سراغ مواد

05:35.581 --> 05:39.621
‫مطمئنی؟ فکر می‌کردم چون آرون موادفروش بوده
‫پِیج رفته به دیدنش

05:39.701 --> 05:41.741
‫چرا باید ۴ ساعت رانندگی کنه
‫تا بره پیش یه موادفروش؟

05:41.821 --> 05:43.781
‫ما توی خوابگاه دانشگاه زندگی می‌کنیم

05:43.861 --> 05:46.341
‫می‌تونست از هر پسری
‫که پیرسینگ ابرو داره مواد بخره

05:46.941 --> 05:49.381
‫امکان نداره قبل از آشنایی با آرون
‫مواد مصرف کرده باشه

05:50.181 --> 05:52.141
‫قبل از اون قضیه‌ها آدم دیگه‌ای شد

05:53.901 --> 05:56.861
‫برای کلاسم دیرم شده.
‫ببخشید. کاش می‌تونستم بیشتر کمک کنم

05:56.941 --> 05:59.101
‫- آرون به قتل رسیده
‫- چی؟

05:59.621 --> 06:01.021
‫چرا؟ کی اون کار رو کرده؟

06:01.101 --> 06:03.901
‫نمی‌دونم، اما می‌ترسم دنبال پِیج باشن

06:03.981 --> 06:05.260
‫برای همین به کمکت نیاز دارم

06:05.261 --> 06:08.461
‫باید بدونم توی این خوابگاه
‫چه اتفاقی افتاده

06:08.541 --> 06:10.661
‫که باعث شده ماشینت رو قرض بگیره
‫و بره سراغ آرون

06:10.741 --> 06:12.581
‫یه لحظه خوب بهش فکر کن.
‫یه چیزی

06:12.661 --> 06:15.541
‫هر چیزی که ممکنه
‫باعث عوض شدنش شده باشه

06:17.741 --> 06:21.421
‫پِیج گفت توی خونه مشکلاتی داره

06:22.541 --> 06:24.941
‫- چه مشکلاتی؟
‫- ازش نپرسیدم

06:25.021 --> 06:26.821
‫یه موضوع خانوادگیه

06:26.901 --> 06:28.461
‫چرا این کار رو می‌کنی؟ چرا؟

06:29.061 --> 06:30.941
‫دیگه واقعاً باید برم. شرمنده

06:31.021 --> 06:33.301
‫عـه… اون یکی دوست‌تون چی؟ جودی؟

06:33.381 --> 06:35.261
‫- می‌شه بهم بگی چطور باهاش ارتباط برقرار کنم؟
‫- نمی‌تونم

06:35.341 --> 06:37.581
‫برای تعطیلات میان‌ترم زودتر رفت خونه

06:38.101 --> 06:39.861
‫شرمنده. خداحافظ

07:04.901 --> 07:07.341
‫قبل از این‌که بیدار بشید
‫سریع رفتم فروشگاه

07:08.181 --> 07:11.221
‫مگه می‌شه بیاید به دیدن خانم اوهارا
‫و براتون صبحونه‌ی انگلیسی درست نکنه، نه؟

07:11.301 --> 07:13.421
‫اوه، خیلی لطف کردی

07:14.301 --> 07:15.601
‫خوش‌مزه‌ست؟

07:16.461 --> 07:17.761
‫عالیه

07:18.421 --> 07:19.721
‫خوبه

07:20.621 --> 07:23.141
‫خیلی فوق‌العاده‌ست
‫که هنوز با هم در ارتباط هستید

07:24.181 --> 07:26.461
‫شما دو نفر همیشه بچه‌های
‫موردعلاقه‌م بودید

07:26.541 --> 07:29.181
‫آخی. به همه‌ی بچه‌های پرورشگاهی
‫همین رو می‌گی، مگه نه؟

07:30.101 --> 07:32.581
‫باورم نمی‌شه این‌قدر خوشگلی

07:35.461 --> 07:37.981
‫خیلی بچه‌‌ی وحشی‌ای بودی

07:41.501 --> 07:42.801
‫تو هم همین‌طور

07:44.541 --> 07:46.421
‫دقیقاً مثل بچگی‌هاتی

07:50.861 --> 07:53.501
‫- خیلی ممنون که اجازه دادی بمونیم
‫- اوه، خواهش می‌کنم

07:54.541 --> 07:56.301
‫می‌شه بپرسم چی
‫باعث شده بیاید این‌جا؟

07:57.141 --> 07:58.441
‫به‌خاطر کار

07:59.061 --> 08:03.141
‫شغل‌مون آزاده، و کارفرمامون
‫قرار بود این نزدیکی توی هتل برامون اتاق بگیره

08:03.661 --> 08:07.181
‫ولی خب یه اشتباهی رخ داد.
‫بگذریم، واقعاً نجات‌مون دادی

08:07.261 --> 08:08.701
‫پس با هم کار می‌کنید؟

08:09.221 --> 08:12.981
‫بچگی توی این خونه بودید،
‫و الان با هم کار می‌کنید. چقدر عالی!

08:13.981 --> 08:15.301
‫- عالی نیست؟
‫- هست

08:15.381 --> 08:16.380
‫وای!

08:16.381 --> 08:17.681
‫ببخشید

08:18.221 --> 08:20.021
‫نمی‌دونستم صدا هم ازت خارج می‌شه

08:20.101 --> 08:22.501
‫آره. همه‌جور صدایی

08:25.661 --> 08:28.221
‫خب، شما دو نفر کارتون چیه؟

08:28.301 --> 08:32.461
‫خیلی حوصله‌سربره. باور کن.
‫اصلاً ارزش گفتن نداره

08:34.941 --> 08:36.981
‫می‌شه زحمت بیُفتی
‫و یه‌کم چای دیگه برام بیاری؟

08:37.061 --> 08:40.061
‫- البته. البته
‫- ممنون

09:02.341 --> 09:03.701
‫من داشتم…

09:03.781 --> 09:05.501
‫نبضش رو می‌گرفتم. من…

09:05.581 --> 09:07.181
‫حتماً خوابم گرفته

09:08.301 --> 09:09.601
‫این یکی رو تا حالا نشنیده بودم

09:10.021 --> 09:12.661
‫رئیست می‌گه زمان زیادی رو
‫توی این اتاق می‌گذرونی

09:12.741 --> 09:14.861
‫نباید بری نبض بیمارهای خودت رو بگیری؟

09:14.941 --> 09:16.421
‫خب، شیفتم تموم شده

09:16.941 --> 09:20.381
‫و راستش رو بخوای،
‫یه نفر باید این‌جا کنارش باشه

09:23.261 --> 09:25.101
‫به نظرت اینگرید
‫دوست داره این‌جا باشی؟

09:27.021 --> 09:29.181
‫ببخشید، این دیگه چه‌جور سوالیه؟

09:32.021 --> 09:33.501
‫رفتیم توی اون رستوران،

09:34.421 --> 09:36.141
‫همون‌جایی که ازش غذا گرفته

09:37.341 --> 09:41.381
‫گفتن اینگرید مضطرب به نظر می‌رسیده،

09:41.461 --> 09:42.941
‫رفتارش عجیب بوده

09:43.541 --> 09:45.021
‫اجازه گرفته از در پشتی خارج بشه

09:45.541 --> 09:46.841
‫پس با در نظر گرفتن این موضوع،

09:46.901 --> 09:50.461
‫دیگه به شایعات بحث
‫بین شما دو نفر اشاره نکنم

09:50.541 --> 09:53.541
‫و تصاویر دوربین‌ها که نشون می‌ده
‫تا رستوران تعقیبش کردی…

09:56.101 --> 09:59.341
‫این‌که فکر کنم ازت می‌ترسه
‫خیلی فرضیه‌ی اشتباهیه؟

10:02.701 --> 10:04.341
‫اینگرید ازم نمی‌ترسه

10:06.221 --> 10:08.221
‫چرا ازم بترسه؟ من…

10:13.661 --> 10:17.381
‫دکتر اِستنفیلد، به نظرم بهتره
‫تا اداره‌ی پلیس همراهم بیایی

10:25.061 --> 10:26.361
‫مامانم فوت کرده

10:39.477 --> 10:41.944
‫[ گروهبان کارآگاه الکس تالبات ]

10:41.945 --> 10:44.370
‫[ رفتم دیدن شوهر دِیمین.
‫بعداً توی سالن خال‌کوبی می‌بینمت؟ ]

10:57.301 --> 10:58.861
‫اینگرید ازم نمی‌ترسید

10:59.461 --> 11:02.701
‫فکر کنم فقط نگران این بوده
‫که ممکنه کسی ما رو با هم ببینه

11:03.341 --> 11:04.981
‫چرا باید نگران چنین چیزی باشه؟

11:05.621 --> 11:06.921
‫خب…

11:08.341 --> 11:10.101
‫قبلاً با هم می‌رفتیم سر قرار

11:10.181 --> 11:12.261
‫سال‌ها پیش. قبل از این‌که
‫با سایمون آشنا بشه

11:12.341 --> 11:15.981
‫پس شاید فکر می‌کرده
‫مردم اشتباه برداشت می‌کنن

11:16.581 --> 11:17.901
‫برداشت اشتباهیه؟

11:20.381 --> 11:22.781
‫کجا رفت؟
‫بعد از خارج شدن از رستوران

11:23.461 --> 11:26.901
‫ببینید، جایی رفت که هیچ ارتباطی
‫به اتفاقی که برای دخترش

11:26.981 --> 11:29.621
‫و دوست‌پسر دخترش افتاده نداره، باشه؟

11:30.141 --> 11:32.021
‫متأسفانه اصلاً جواب خوبی نیست

11:32.101 --> 11:35.301
‫تمام مدتی که اون خارج از بیمارستان بوده
‫تو هم بیرون بودی

11:35.381 --> 11:38.421
‫ببینید، قسم می‌خورم،
‫اصلاً اینا ربطی به هم ندارن

11:38.501 --> 11:42.341
‫الان من توی موقعیت خیلی بدی‌ام.
‫می‌خوام به حریم خصوصی اینگرید احترام بذارم…

11:42.421 --> 11:44.981
‫اما اگه برای شب به قتل رسیدن آرون
‫مدرکی برای بی‌گناهیش نداشته باشه…

11:53.541 --> 11:54.841
‫مدرک داره

11:54.901 --> 11:56.381
‫مدرکش چیه؟

11:57.661 --> 11:58.961
‫منم

11:59.421 --> 12:03.101
‫بعد از این‌که از رستوران خارج شد،
‫رفت خونه‌ی من

12:04.141 --> 12:05.441
‫و منم رفتم پیشش

12:07.981 --> 12:09.821
‫پس نمی‌تونسته آرون رو بُکُشه

12:19.581 --> 12:21.541
‫درست می‌گفتم.
‫با هم رابطه دارن

12:23.541 --> 12:24.620
‫نمی‌دونم

12:24.621 --> 12:27.461
‫روبی، هم‌زمان از بیمارستان
‫خارج شدن و برگشتن

12:27.541 --> 12:29.381
‫همکارهاشون تأیید کردن

12:30.181 --> 12:32.981
‫خودش هم اعتراف کرد که قبلاً
‫با هم سر قرار می‌رفتن. رابطه دارن

12:33.061 --> 12:35.101
‫فکر کنم آرزوش اینه
‫که با هم توی رابطه بوده باشن

12:35.181 --> 12:36.981
‫اما به نظرم ممکن نیست

12:37.061 --> 12:40.261
‫پس چی؟ فکر می‌کنی
‫خیلی معصومانه وقت می‌گذروندن؟

12:40.341 --> 12:43.061
‫یه زن متأهل و دلداده‌ی قدیمیش
‫توی خونه‌ی مَرده؟

12:43.141 --> 12:45.581
‫و برای همین دکتر جِی خیلی مردد بود
‫و نمی‌خواست چیزی راجع بهش بگه؟

12:47.861 --> 12:49.161
‫یا اصلاً نرفته خونه‌ی اون

12:49.661 --> 12:52.941
‫مشغول کشتن آرون کوروال بوده،
‫و این آدم هول به‌خاطرش دروغ می‌گه

12:55.701 --> 12:57.001
‫با هم رابطه دارن

12:58.781 --> 13:00.381
‫به نظرت سایمون می‌دونه؟

13:02.941 --> 13:04.461
‫ارزش داره بریم بفهمیم

13:06.101 --> 13:09.941
‫زن خیانت‌کار و دختر معتاد؟
‫ممکنه عقلش رو از دست بده

13:12.781 --> 13:14.081
‫من می‌رم باهاش حرف می‌زنم

13:15.021 --> 13:16.321
‫ببینم چی می‌دونه

13:19.221 --> 13:21.981
‫- سلام، مامانت چطوره؟
‫- خوبه. تغییری نکرده بود

13:22.061 --> 13:23.180
‫- خونه‌ای؟
‫- آره

13:23.181 --> 13:27.661
‫بهم گفتن یه جفت لباس زیر
‫برای مامان ببرم

13:27.741 --> 13:29.781
‫و این تجربه آسیب‌زاتر از کماست

13:29.861 --> 13:32.141
‫باشه، سم، ببین،
‫ازت می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

13:32.221 --> 13:34.941
‫- اوهوم
‫- برو توی اتاق پِیج

13:35.021 --> 13:37.701
‫- وسایل قدیمیش رو بگرد
‫- باشه

13:37.781 --> 13:41.141
‫می‌خوام دنبال یه دفترچه خاطرات
‫یا دفترچه یادداشت بگردی

13:41.221 --> 13:43.101
‫بابا، نگاه کردن
‫به شورت‌های مامان کافی نیست؟

13:43.181 --> 13:45.581
‫نمی‌خوام توی دفترچه خاطرات
‫خواهرم سرک بکشم

13:45.661 --> 13:48.421
‫اگه در مورد مسائل حال به هم زن پسرها
‫چیزی نوشته باشه چی؟

13:48.501 --> 13:50.781
‫از پسش برمیایی.
‫خیلی مهمه، لطفاً

13:50.861 --> 13:52.161
‫باشه

13:55.741 --> 13:57.741
‫خودت هزار بار اتاقش رو نگشتی؟

13:57.821 --> 13:59.901
‫آره، خب، نمی‌دونستم دنبال چی بگردم

13:59.902 --> 14:01.284
‫[ بابا ]

14:03.501 --> 14:04.801
‫یه دفترچه یادداشت پیدا کردم

14:06.781 --> 14:10.621
‫باشه، برو آخرهفته‌ی ۱۳اُم ژانویه

14:11.221 --> 14:13.981
‫- می‌شه دلیلش رو بهم بگی؟
‫- اون موقع آرون رو دیده

14:21.941 --> 14:24.301
‫باشه، الان توی صفحه‌ی ۱۳اُم ژانویه‌ام

14:24.381 --> 14:27.381
‫یه «آ» بزرگ برای آرون عوضی نوشته

14:27.981 --> 14:29.220
‫دیگه دنبال چی بگردم؟

14:29.221 --> 14:33.301
‫واقعاً نمی‌دونم. هر چیزی
‫که توی هفته‌های قبلش عجیب به نظر برسه

14:33.381 --> 14:35.181
‫دنبال چیز «عجیب» می‌گردم

14:36.101 --> 14:37.401
‫آم…

14:37.581 --> 14:38.881
‫یه عالمه تکلیف

14:39.901 --> 14:42.501
‫- باشگاه «شجره‌نامه‌ی خانوادگی»
‫- اون چیه؟

14:42.581 --> 14:44.061
‫فکر کنم یه باشگاهه، بابا

14:44.661 --> 14:46.301
‫تمرین آکاپلا

14:49.821 --> 14:51.141
‫یه عالمه «اوب»

14:51.221 --> 14:52.861
‫«ا‌وب» چیه؟

14:53.541 --> 14:56.021
‫- نمی‌دونم
‫- آه…

14:56.101 --> 14:57.401
‫یه باشگاهه؟

14:57.402 --> 14:58.914
‫[ باشگاه‌های دانشگاه لانفورد ]

15:00.421 --> 15:02.101
‫فکر نکنم

15:03.491 --> 15:04.381
‫[ اوب ]

15:04.382 --> 15:07.221
‫«پلی‌وینیل بوتیرال یا ا‌وب،

15:07.301 --> 15:10.861
‫یک رزینی سفارشی برای کاربردهایی‌ست
‫که نیاز به اتصال قوی دارند»

15:11.461 --> 15:13.421
‫- باشه، نه
‫- چی می‌گی؟

15:13.501 --> 15:16.221
‫فراموشش کن. اون نیست.
‫شاید اسم دوست‌پسرش بوده

15:16.301 --> 15:17.500
‫دوست‌پسر؟

15:17.501 --> 15:19.381
‫آخرهفته که می‌خواسته
‫آرون رو ببینه، نوشته «آ»

15:19.461 --> 15:22.381
‫حتماً «اوب» یه پسر کاربلده.
‫چون اسمش سه حرف داره

15:22.461 --> 15:26.501
‫اولین بار کِی «اوب» رو نوشته؟

15:26.581 --> 15:27.981
‫آم…

15:30.341 --> 15:32.181
‫‏۹اُم اکتبر بار اول بوده

15:32.261 --> 15:34.021
‫دقیقاً وقتی رفته دانشگاه

15:34.101 --> 15:35.981
‫شاید «اوب» مربوط به مواد باشه

15:36.061 --> 15:39.541
‫نه، نه، نه. کِیتی خیلی مصمم بود
‫که بعد از آشنایی با آرون افتاده توی کار مواد

15:39.621 --> 15:41.941
‫دوست دانشگاه پِیج؟ مادر زودیاک؟

15:42.021 --> 15:44.621
‫آره. نمی‌دونی چرا پِیج بهش گفته

15:44.701 --> 15:46.701
‫توی خونه مشکلاتی داشته؟

15:46.781 --> 15:49.021
‫نه. چرا؟

15:49.621 --> 15:50.921
‫آقای گرین؟

15:54.541 --> 15:56.461
‫جودی. باید برم

15:56.541 --> 15:58.341
‫حال پِیج چطوره؟

16:17.381 --> 16:19.261
‫یالا، اَش

16:20.341 --> 16:23.701
‫بپر، «دی‌دی»! برو بالاتر!

16:27.461 --> 16:30.541
‫یالا، دی‌دی، با شدت بیشتری
‫برو عقب. بجنب

16:31.941 --> 16:34.461
‫بدن‌مون اندازه‌ی ۳ هفته سدیم گرفت

16:34.541 --> 16:36.621
‫تا چند روز ورم داریم

16:38.781 --> 16:40.341
‫برگشتن به این‌جا عجیبه، نه؟

16:40.421 --> 16:42.061
‫آره، خیلی عجیبه

16:42.141 --> 16:43.541
‫می‌شه دیگه بریم؟

16:43.621 --> 16:44.921
‫به زودی

16:46.421 --> 16:48.221
‫اسم‌های بیشتری توی فهرست هست

16:48.301 --> 16:50.181
‫- بیا از این‌جا بزنیم بیرون
‫- فعلاً نه

16:51.101 --> 16:53.301
‫یه جا دیدم هنوز دارن
‫دنبال شاهد می‌گردن

16:53.381 --> 16:54.941
‫برای قضیه‌ی سالن خال‌کوبی

16:57.461 --> 16:59.461
‫یادته کوچیک بودی چطور می‌پریدی؟

16:59.541 --> 17:01.261
‫معلومه که یادمه

17:01.781 --> 17:04.341
‫افسانه‌ای بودن. مخصوصاً اون چرخش‌ها

17:04.421 --> 17:05.721
‫بی‌نظیر بودن

17:10.381 --> 17:12.141
‫دیگه چی یادته؟

17:15.581 --> 17:18.421
‫چیز زیادی یادم نیست.
‫واقعاً فقط تو رو یادمه

17:21.141 --> 17:23.021
‫به جز من چی؟

17:31.781 --> 17:34.981
‫از قصد اون خاطرات رو سرکوب کردی؟
‫یا دوست نداری در موردشون حرف بزنی؟

17:40.901 --> 17:45.221
‫«حقیقت تابان» بهم یاد داد
‫که چطور با گذشته روبه‌رو بشم

17:45.981 --> 17:47.281
‫عالیه

17:49.741 --> 17:51.501
‫برای قایم شدن این‌جا نیستیم، می‌دونی؟

17:53.501 --> 17:56.421
‫- اومدیم تا تو با اتفاقی که افتاد روبه‌رو بشی
‫- نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

17:56.501 --> 17:58.421
‫- اَش
‫- لطفاً، دی

18:03.621 --> 18:06.461
‫از وقتی دانشگاه لانفورد رو ترک کرده
‫هیچ خبری ازش نشنیدم

18:07.941 --> 18:10.261
‫واقعاً متأسفم که زودتر سراغتون نیومدم

18:10.341 --> 18:12.021
‫- دوست داشتم، اما…
‫- نه، واقعاً…

18:12.101 --> 18:13.401
‫نه، جدی می‌گم

18:13.861 --> 18:17.341
‫واقعاً پِیج برام مهم بود،
‫و دیدن اتفاقاتی که براش افتاد…

18:18.181 --> 18:19.501
‫جودی، شاید بتونی کمک کنی

18:19.581 --> 18:23.821
‫به پسرم سم گفتم
‫بره دفترچه خاطرات پِیج رو ببینه

18:23.901 --> 18:28.581
‫و خیلی «اوب» توش نوشته

18:28.661 --> 18:32.621
‫نمی‌دونم یه باشگاه بوده
‫یا دوست‌پسرش بوده

18:33.781 --> 18:36.021
‫آره. «استاد ون ده بیک»

18:36.101 --> 18:39.181
‫یکی از استادهای زیست‌شناسیه،
‫و یه باشگاه «شجره‌نامه‌ی خانوادگی» داره

18:39.901 --> 18:41.901
‫اون و پِیج خیلی صمیمی بودن

18:41.981 --> 18:44.141
‫بهش کمک می‌کرد برای
‫انتقال به رشته‌ی پزشکی درخواست بده

18:45.381 --> 18:48.501
‫- پِیج می‌خواست پزشکی بخونه؟
‫- آره

18:49.541 --> 18:50.841
‫مثل مامانش؟

18:52.661 --> 18:54.061
‫هیچ‌وقت چیزی بهمون نگفت

18:56.101 --> 18:57.501
‫تعجب کردم وقتی دیدمت

18:57.581 --> 19:01.541
‫کِیتی گفت برای تعطیلات میان‌ترم
‫زودتر رفتی خونه

19:01.621 --> 19:03.301
‫با کِیتی حرف زدی؟

19:03.381 --> 19:05.861
‫آره، و یه‌کم عجیب بود

19:06.421 --> 19:07.380
‫آره

19:07.381 --> 19:10.421
‫از وقتی با هم دعوا کردن هر وقت حرف پِیج می‌شه
‫خیلی رفتارش عجیب می‌شه

19:11.021 --> 19:12.321
‫کدوم دعوا؟

19:13.541 --> 19:14.740
‫یه دعوای بزرگ بود

19:14.741 --> 19:18.021
‫هیچ‌وقت نفهمیدم سر چی دعوا کردن،
‫اما کِیتی بعدش پِیج رو انداخت بیرون

19:21.861 --> 19:23.941
‫بذار من اول باهاش حرف بزنم

19:26.381 --> 19:27.681
‫کِیتی؟

19:34.021 --> 19:36.101
‫خیلی‌خب. صبر کنید.
‫بذارید ببینم

19:36.181 --> 19:38.741
‫خیلی‌خب. یک، دو، سه

19:38.821 --> 19:41.981
‫خیلی بانمکه. صبر کنید.
‫حالا افقی. یک، دو، سه

19:42.061 --> 19:44.061
‫خیلی قشنگ شد

19:44.141 --> 19:45.441
‫وای، خیلی بانمک هستید

19:45.461 --> 19:47.381
‫باشه

19:51.861 --> 19:54.221
‫رفته. کِیتی جمع کرده و رفته

19:57.021 --> 19:58.321
‫گوشیش رو هم جواب نمی‌ده

19:58.781 --> 20:00.781
‫بهم زنگ بزن. کجایی؟

20:14.661 --> 20:17.701
‫داری ببر رو دید می‌زنی
‫یا کارت رو انجام می‌دی؟

20:17.781 --> 20:19.501
‫ببر رو دید نمی‌زنم

20:19.581 --> 20:21.981
‫بگذریم، با نیل حرف زدی

20:22.501 --> 20:23.801
‫سریع رفتم سر اصل مطلب

20:24.941 --> 20:28.581
‫خیلی تعجب نکرد که دِیمین
‫توی یه وب‌سایت دی‌اِن‌اِی بوده

20:28.661 --> 20:30.933
‫فکر کنم از وقتی که باباش مُرده

20:30.934 --> 20:32.861
‫می‌خواسته خانواده‌ی
‫بیولوژیکیش رو پیدا کنه

20:32.941 --> 20:34.541
‫خانواده‌ی بیولوژیکیش؟

20:35.381 --> 20:36.681
‫اون رو هم به سرپرستی گرفتن؟

20:37.701 --> 20:40.621
‫پس فکر می‌کنی یه نفر کسایی که
‫به سرپرستی گرفته شدن رو هدف قرار داده؟

20:40.701 --> 20:43.221
‫فعلاً نمی‌شه مطمئن بود

20:43.301 --> 20:45.021
‫همه با هم فرق دارن

20:45.101 --> 20:49.021
‫دِیمین که به قتل رسیده
‫به سرپرستی گرفته شده بود

20:49.101 --> 20:51.821
‫هنری که گم شده هم
‫به سرپرستی گرفته شده

20:51.901 --> 20:54.341
‫و آرون هم به قتل رسیده

20:54.421 --> 20:56.016
‫خب، هنوز نمی‌دونم اون
‫به سرپرستی گرفته شده یا نه

20:56.017 --> 20:57.861
‫اما قانع‌کننده‌ست، نه؟

20:58.021 --> 21:03.021
‫پس دنبال مظنونی می‌گردیم که مشکلات جدی
‫کمبود محبت از طرف پدر و مادر داره

21:03.101 --> 21:08.501
‫یا دنبال قربانی‌های بیشتری می‌گردیم
‫که با الگوی مورد نظر مطابقت دارن

21:15.101 --> 21:18.421
‫سلام. اومدم استاد ون دی بیک رو ببینم

21:19.181 --> 21:20.481
‫نه

21:20.821 --> 21:22.020
‫چی؟

21:22.021 --> 21:23.341
‫توی مرخصیه

21:23.421 --> 21:26.461
‫باید در مورد دخترم پِیج گرین
‫باهاش حرف بزنم

21:29.541 --> 21:30.460
‫سلام؟

21:30.461 --> 21:32.421
‫سلام به خودت

21:32.501 --> 21:34.221
‫می‌گم توی مرخصیه

21:36.061 --> 21:38.541
‫دخترم گم شده.
‫می‌شه یه‌کم هم‌دردی نشون بدی؟

21:38.621 --> 21:42.901
‫متأسفانه استاد ون ده بیک
‫یک سالی می‌شه که مرخصیه

21:42.981 --> 21:45.261
‫- از کِی؟
‫- از ترم بهار

21:46.141 --> 21:47.621
‫ترم بهار؟

21:47.701 --> 21:49.021
‫پِیج هم همون موقع ترک تحصیل کرد

21:49.101 --> 21:51.941
‫بعد از چند بار شرکت کردن
‫توی باشگاه شجره‌نامه‌ی خانوادگی اون

21:53.421 --> 21:54.901
‫گوش کن، آقای گرین

21:54.981 --> 21:56.661
‫دخترت رو می‌شناختم

21:57.261 --> 21:59.461
‫دیدم توی چه مسیری حرکت می‌کرد

21:59.541 --> 22:02.381
‫با کمال احترام، گم شدن پِیج

22:02.461 --> 22:05.901
‫هیچ ربطی به استاد زیست‌شناسیش نداره

22:05.981 --> 22:08.421
‫نمی‌تونم چیز بیشتری در این مورد بگم

22:09.781 --> 22:10.700
‫لطفاً

22:10.701 --> 22:12.141
‫خداحافظ

22:17.461 --> 22:20.341
‫سلام، دنبال سالن سخنرانی ۴۰۸ می‌گردم

22:20.421 --> 22:22.901
‫می‌تونید بهم بگید کجاست؟

22:22.981 --> 22:24.621
‫توی اون یکی ساختمونه

22:25.281 --> 22:27.315
‫[ استاد ون ده بیک ]

22:45.901 --> 22:47.701
‫از اون‌جور قفل‌ها نیست

22:49.381 --> 22:51.141
‫نگران نباش. برام مهم نیست

22:51.221 --> 22:52.581
‫فقط گفتم بهت بگم

22:52.661 --> 22:53.981
‫آره، ممنون. آم…

22:55.101 --> 22:56.421
‫- خداحافظ
‫- صبر کن

22:56.501 --> 22:58.101
‫از اون داخل چی می‌خوای؟

22:58.181 --> 22:59.420
‫نمی‌دونم. عـه…

22:59.421 --> 23:01.261
‫دخترم گم شده

23:01.341 --> 23:02.781
‫از کدوم مدل گم شدن‌ها؟

23:03.381 --> 23:04.660
‫گم شده

23:04.661 --> 23:07.181
‫اما چرا خودت این‌جایی، نه پلیس؟

23:07.261 --> 23:09.421
‫اگه واقعاً گم شده؟

23:10.141 --> 23:11.380
‫چون من این‌جام

23:11.381 --> 23:12.540
‫چرا مهمه؟

23:12.541 --> 23:13.841
‫چون ممکنه بتونم کمکت کنم

23:14.781 --> 23:16.081
‫دخترت کیه؟

23:16.421 --> 23:17.721
‫پِیج گرین

23:19.661 --> 23:21.621
‫آره، فکر کنم می‌شناسمش

23:21.701 --> 23:23.301
‫با کمال احترام،

23:23.381 --> 23:25.341
‫به مواد مخدر اعتیاد داره، درسته؟

23:25.421 --> 23:26.981
‫دیدیش یا نه؟

23:27.061 --> 23:29.301
‫خیلی وقته ندیدمش. شرمنده

23:31.501 --> 23:32.981
‫چیزی در مورد این مرد نمی‌دونی؟

23:33.061 --> 23:35.421
‫فکر می‌کنی دخترت
‫با ون ده بیک فرار کرده؟

23:36.021 --> 23:38.461
‫- چرا با این لحن گفتی؟
‫- چون اون مرد…

23:38.541 --> 23:39.941
‫از اون‌جور آدم‌هاست

23:41.141 --> 23:44.261
‫- منظورت اینه که اون…
‫- یه منحرف تمام‌عیاره؟

23:44.341 --> 23:45.641
‫آره

23:46.381 --> 23:48.301
‫ببخشید، حقیقت همینه

23:48.821 --> 23:53.621
‫خدایا. چی؟ منظورت اینه که اون
‫با دانشجوها رابطه داشته؟

23:53.701 --> 23:55.001
‫قطعاً

23:55.021 --> 23:57.701
‫آره، فقط شایعه‌ان،
‫اما قطعاً به قیافه‌ش می‌خورد

24:03.815 --> 24:06.054
‫[ استاد لیام ون ده بیک ]

24:08.392 --> 24:10.062
‫[ اِلینا ریونزکرافت ]

24:15.061 --> 24:16.361
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم

24:16.381 --> 24:18.701
‫باید استاد زیست‌شناسی پِیج رو پیدا کنیم

24:18.781 --> 24:20.981
‫- سایمون…
‫- اون…

24:21.581 --> 24:22.820
‫می‌خوام بُکُشمش

24:22.821 --> 24:25.581
‫وای، باشه.
‫ببین، اون کار رو نکن

24:25.661 --> 24:28.501
‫- توی دانشگاهی؟
‫- آره. ولی اون این‌جا نیست

24:28.581 --> 24:31.941
‫دیشب سویشرت دانشگاه پِیج رو
‫توی تریلر آرون پیدا کردم

24:32.021 --> 24:33.321
‫حتماً اخیراً رفته اون‌جا

24:33.341 --> 24:35.981
‫پس گفتم بیام این‌جا و سعی کنم…

24:36.061 --> 24:37.361
‫و این ماجراها

24:37.421 --> 24:39.581
‫باشه، ببین، بعداً می‌بینمت

24:39.661 --> 24:43.141
‫تا اون موقع، هیچ‌کس رو نکش

24:43.221 --> 24:44.521
‫باشه، حالا هر چی

24:49.021 --> 24:50.981
‫در مورد به سرپرستی گرفتن هنری برام بگو

24:51.621 --> 24:53.821
‫به نظرت ربطی به این ماجراها داره؟

24:55.021 --> 24:56.821
‫دِیمین گورش،

24:56.901 --> 25:00.741
‫مردی که قبل از گم شدن هنری
‫باهاش در ارتباط بوده،

25:00.821 --> 25:02.341
‫به قتل رسیده

25:02.342 --> 25:03.908
‫[ دِیمین گورش ]

25:03.909 --> 25:05.361
‫اوه

25:06.821 --> 25:08.581
‫با مادر دِیمین حرف زدم

25:08.661 --> 25:12.861
‫بهم گفت اون رو از پرورشگاهی
‫به اسم «امید و رشد» به سرپرستی گرفته

25:14.261 --> 25:15.561
‫همینه

25:17.021 --> 25:19.181
‫ما هم هنری رو از همون پرورشگاه
‫به سرپرستی گرفتیم

25:19.261 --> 25:20.981
‫یا خدا

25:24.541 --> 25:26.941
‫من همچنان دنبالش می‌گردم، سباستین

25:28.781 --> 25:30.821
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم

25:39.252 --> 25:42.252
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:32.379 --> 26:35.389
‫[ دی‌دی ]

26:43.741 --> 26:45.041
‫خدایا

26:45.061 --> 26:47.381
‫مردها خیلی نفرت‌انگیزن

26:47.461 --> 26:51.221
‫ظاهراً پِیج هر شب اون رو می‌دیده. آم…

26:51.301 --> 26:54.741
‫دقیقاً وقتی پِیج ترک تحصیل کرده
‫اون هم رفته مرخصی

26:55.261 --> 26:56.581
‫به انجام چنین کارهایی مشهوره

26:58.421 --> 27:00.261
‫باید پیداش کنم، باهاش حرف بزنم

27:00.341 --> 27:04.061
‫و اگه همه‌چیز زیر سر اون باشه،
‫قطعاً می‌کُشمش

27:05.061 --> 27:07.021
‫باشه. اولاً، نکشش

27:07.101 --> 27:08.581
‫و اگه کشتیش،
‫به من نگو که کار تو بوده

27:08.661 --> 27:10.661
‫و دوماً،

27:10.741 --> 27:13.581
‫یه مرد به قتل رسیده‌ی دیگه پیدا کردم

27:13.661 --> 27:15.661
‫دِیمین گورش

27:15.741 --> 27:18.021
‫صاحب اون سالن خال‌کوبیه

27:18.821 --> 27:20.941
‫هنری ثورپ باهاش در ارتباط بوده

27:22.901 --> 27:26.381
‫اون و هنری از یه پرورشگاه
‫به سرپرستی گرفته شدن

27:26.901 --> 27:31.861
‫پس ۲ تا مرد، یکیش به قتل رسیده، یکیش گم شده،
‫هر دو تا هم از یه جا به سرپرستی گرفته شدن

27:35.621 --> 27:37.181
‫مزه‌ش خوبه؟

27:38.141 --> 27:39.581
‫آره، خوبه. چرا؟

27:39.661 --> 27:42.221
‫خب، جوری به پیشخدمت نگاه می‌کنی
‫انگار شاشیده توش

27:42.301 --> 27:43.460
‫اوه

27:43.461 --> 27:45.381
‫شرمنده. خیلی زیرپوستی نگاه نمی‌کنم

27:46.381 --> 27:50.461
‫اون صاحب این‌جاست، پیشخدمت نیست.
‫دارم در موردش تحقیق می‌کنم

27:51.101 --> 27:53.341
‫- برای همین پرونده؟
‫- نه، همین پرونده نه

27:56.421 --> 27:59.501
‫- یادته گفتم مردها خیلی نفرت‌انگیزن؟
‫- آره

28:00.181 --> 28:02.061
‫خب، چون همسر یکی‌شون بود
‫این رو می‌دونم

28:04.501 --> 28:05.780
‫چی؟ منظورت اینه که اون…

28:05.781 --> 28:07.941
‫نه، نه، با اون زن نه

28:08.021 --> 28:09.321
‫با مادرش

28:09.741 --> 28:10.940
‫پس اون…

28:10.941 --> 28:14.221
‫دختر مخفی شوهر مرحوممه، آره

28:14.941 --> 28:16.941
‫- گندش بزنن
‫- خیلی گندش بزنن

28:17.021 --> 28:18.300
‫و حتی بیشتر گندش بزنن

28:18.301 --> 28:20.941
‫چون مادرشوهرم تمام این مدت می‌دونسته

28:21.021 --> 28:23.341
‫این همه سال چیزی نگفته

28:23.941 --> 28:26.421
‫فکر کنم نمی‌خواد
‫رابطه‌مون موقع کار ضایع باشه

28:27.261 --> 28:29.181
‫اون متخصص فناوریمه

28:29.261 --> 28:32.061
‫اوه! اِلینا

28:33.181 --> 28:36.581
‫خیلی سخت و سنگینه

28:36.661 --> 28:37.961
‫متأسفم

28:39.501 --> 28:42.061
‫برو. فردا می‌بینمت

28:42.581 --> 28:45.501
‫باید یه استاد رو پیدا کنی و نکشیش

28:45.581 --> 28:46.881
‫آره، آره

28:47.501 --> 28:48.801
‫ممنون

29:13.101 --> 29:15.101
‫- پِیج!
‫- توی دستشویی‌ام. برو بیرون

29:15.181 --> 29:17.981
‫خیلی‌خب. شام ۵ دقیقه‌ی دیگه حاضره

29:18.061 --> 29:20.141
‫باشه. فهمیدم. برو بیرون

29:21.303 --> 29:23.679
‫[ پِیج: مدل موت چطوره؟ ]
‫[ پسر ناشناس: می‌تونی خودت ببینی ]

29:25.959 --> 29:28.467
‫[ ازش خوشم میاد ]

29:33.821 --> 29:35.121
‫چیکار می‌کنی؟

29:35.781 --> 29:37.861
‫- داری پیام‌هام رو می‌خونی؟
‫- از قصد نبود

29:37.941 --> 29:40.861
‫داشتم رد می‌شدم، و یهویی دیدم
‫«پسر ناشناس» یه عکس لختی فرستاده

29:40.941 --> 29:42.461
‫یه دوست معمولیه، باشه؟

29:42.541 --> 29:44.781
‫ازم پرسید مدل موش رو دوست دارم یا نه

29:44.861 --> 29:46.421
‫و چرا پیام‌هام رو می‌خونی؟

29:46.501 --> 29:48.581
‫چرا نوک سینه‌هاش بیرون بودن؟
‫پِیج، این کارها در حد تو نیستن

29:48.661 --> 29:51.341
‫تو چه‌جور عکس‌هایی برای
‫این پسرها می‌فرستی، ها؟

29:51.941 --> 29:54.461
‫- بهم نگو باید چیکار بکنم
‫- فقط می‌خوام مراقبت باشم

29:54.541 --> 29:56.581
‫اوه، بی‌صبرانه منتظرم
‫از این خونه برم

30:01.167 --> 30:03.184
‫[ ایوان پریویدی ]

30:04.181 --> 30:05.781
‫- همه‌چیز مرتبه؟
‫- هنوز همون‌طوره

30:05.861 --> 30:07.181
‫- نمیایی بیمارستان؟
‫- به زودی میام

30:07.261 --> 30:09.981
‫فقط اول باید برم خونه. آم…

30:10.581 --> 30:12.981
‫رفتم دانشگاه پِیج

30:13.061 --> 30:16.861
‫قبل از معتاد شدن هیچی در مورد
‫مشکل داشتن توی خونه بهت نگفت؟

30:16.941 --> 30:17.860
‫نه

30:17.861 --> 30:20.421
‫نمی‌تونم به این فکر نکنم
‫که همه‌چیز تقصیر منه

30:20.501 --> 30:22.661
‫سایمون، می‌دونی که اون‌طور نیست

30:24.581 --> 30:27.781
‫قبل از این‌که بره به دانشگاه لانفورد
‫بدجور با هم بحث‌مون شد

30:27.861 --> 30:29.541
‫فکر کردم دیگه فراموش کردیم،

30:29.621 --> 30:33.301
‫اما مشخصاً فکر می‌کرده دیگه
‫نمی‌تونه به من هیچی بگه

30:33.381 --> 30:34.741
‫یه دختر نوجوونه

30:34.821 --> 30:37.421
‫- اگه بهت می‌گفت خیلی عجیب بود
‫- آره. نمی‌دونم

30:38.101 --> 30:40.941
‫نباید این‌قدر فکر کنی
‫همه‌چیز تقصیر توئه، سایمون

30:41.901 --> 30:43.341
‫آره، باشه. آم…

30:43.421 --> 30:45.341
‫باید برم، ایوان.
‫بعداً می‌بینمت

31:02.821 --> 31:04.121
‫آقای گرین

31:04.701 --> 31:07.061
‫- می‌شه صحبت کنیم؟
‫- حال پِیج خوبه؟

31:07.661 --> 31:09.301
‫در مورد دخترتون نیست

31:32.981 --> 31:34.861
‫این عکس جوونی‌های اینگریده؟

31:35.981 --> 31:38.581
‫آره. قبلاً مدل بود

31:39.621 --> 31:41.421
‫شانس آوردم بامزه‌م، نه؟

31:41.501 --> 31:42.801
‫واقعاً هستید؟

31:45.181 --> 31:47.541
‫حتماً بقیه‌ی مردها
‫خیلی بهش توجه می‌کنن

31:49.501 --> 31:51.141
‫حرف عجیبیه

31:51.821 --> 31:53.121
‫چرا اومدی این‌جا؟

31:55.381 --> 31:56.300
‫می‌خواستم بپرسم

31:56.301 --> 31:59.301
‫رابطه‌ی همسرتون با دکتر اِستنفیلد چطوره

32:00.221 --> 32:01.621
‫رفقای قدیمی هستن. چرا؟

32:02.421 --> 32:03.821
‫چیزی که همسرتون

32:03.901 --> 32:06.021
‫به عنوان مدرک برای شب به قتل رسیدن
‫آرون گفته بود، تغییر کرده

32:06.101 --> 32:08.901
‫اون‌طوری که بهمون گفته بود
‫توی بیمارستان نبوده

32:10.701 --> 32:12.001
‫باشه. کجا بوده؟

32:12.781 --> 32:15.381
‫اون و دکتر اِستنفیلد توی آپارتمانش بودن

32:16.381 --> 32:17.681
‫تنها

32:18.581 --> 32:19.540
‫چی؟

32:19.541 --> 32:24.261
‫با اکراه بهمون گفت،
‫می‌خواست به حریم خصوصی اینگرید احترام بذاره

32:26.021 --> 32:28.141
‫اینگرید اون کار رو نمی‌کنه

32:29.421 --> 32:34.781
‫منظورت چیه؟ اینگرید؟ و جِی؟

32:41.416 --> 32:42.963
‫[ باشگاه شجره‌نامه‌ی خانوادگی ]

32:43.861 --> 32:47.901
‫پِیج گفت توی خونه مشکلاتی داره

32:50.381 --> 32:52.021
‫متأسفم، آقای گرین

33:00.577 --> 33:03.150
‫[ آگهی‌های ترحیم اخیر
‫فرزندان به سرپرستی گرفته شده ]

33:03.151 --> 33:05.542
‫[ کوین گانو پدر ۲ کودک
‫در خانه‌ش به قتل رسید ]

33:05.543 --> 33:10.104
‫[ جسد کوین گانو در خانه‌ش پیدا شد ]

33:16.841 --> 33:19.696
‫[ احمقید که می‌گید خودکشی کرده!!
‫امکان نداره کوین خودکشی کرده باشه! ]

33:27.261 --> 33:28.561
‫می‌دونم چیکار کردی

33:30.101 --> 33:31.401
‫جانم؟

33:34.101 --> 33:36.941
‫- آه… اون چیه؟
‫- تویی

33:37.021 --> 33:38.981
‫که دزدکی وارد خونه‌م شدی، منحرف

33:39.061 --> 33:40.501
‫نمی‌دونم کی هستی

33:40.581 --> 33:42.381
‫نمی‌دونم از من و سگم چی می‌خوای

33:42.461 --> 33:44.741
‫اما این آخرین باریه که میایی این‌جا

33:44.821 --> 33:47.101
‫و دیگه هرگز نزدیک خانواده‌م نمی‌شی.
‫متوجه شدی؟

33:47.181 --> 33:48.821
‫چطوره بشینی تا برات توضیح بدم؟

33:48.901 --> 33:50.301
‫از صبح می‌تونستی توضیح بدی

33:50.381 --> 33:52.421
‫چندین روز فرصت داشتی توضیح بدی

33:52.501 --> 33:55.461
‫دیگه وقت توضیح دادن گذشته.
‫با پلیس تماس گرفتم

33:58.301 --> 34:01.461
‫اِلینا ریونزکرافت، شما رو
‫ظن سرقت دستگیر می‌کنم

34:11.461 --> 34:18.141
‫♪ و در چشمانش نور ابدی حقیقت را می‌بینم ♪

34:18.221 --> 34:23.781
‫♪ و در کف دست او، کمال خود را می‌یابم ♪

34:24.381 --> 34:28.061
‫♪ تا بتوانم در مسیر نور قدم بردارم ♪

34:28.701 --> 34:32.621
‫♪ ستایش او که هدایت‌مان می‌کند ♪

34:34.341 --> 34:39.181
‫♪ ستایش فانوس حقیقت تابان ♪

34:39.701 --> 34:45.061
‫♪ باشد که حقیقت تابان تا ابد پایدار بماند ♪

34:50.141 --> 34:52.981
‫خیلی‌خب. عوضی‌بازی درنیار

34:53.581 --> 34:54.941
‫به حریم خصوصیم تجاوز کردی

34:56.581 --> 34:58.821
‫باورم نمی‌شه به اون چیزها معتقدی

34:58.901 --> 35:01.781
‫اوه، اَش.
‫تو هم یه روزی حقیقت تابان رو انتخاب می‌کنی

35:03.261 --> 35:04.621
‫باشه، دی

35:09.141 --> 35:11.501
‫- «دی‌دی»؟
‫- نتونستم مقاومت کنم

35:11.581 --> 35:13.741
‫عاشقشم

35:14.781 --> 35:16.461
‫همه‌جا می‌برمشون

35:16.981 --> 35:20.381
‫ماشین رو هم ردیف کردیم.
‫عاشقش می‌شی. صندلی‌ها گرم‌کن دارن

35:20.461 --> 35:23.461
‫- باسنت که گرم باشه، قلبت هم گرمه
‫- قبلاً هم گفتی، آره

35:26.381 --> 35:27.821
‫اما فعلاً نمی‌تونیم بریم

35:29.181 --> 35:30.481
‫چرا؟

35:40.741 --> 35:42.541
‫به‌خاطر اتفاقی که این‌جا افتاد

35:44.661 --> 35:47.381
‫ببین، من خوبم، دی. باشه؟
‫می‌شه لطفاً بیخیال بشی؟

35:47.461 --> 35:50.501
‫- پس چطور می‌خوای فراموش کنی؟
‫- با رفتن از این خونه

35:52.621 --> 35:54.501
‫باشه. باشه

35:59.981 --> 36:01.281
‫خودم انجامش می‌دم

36:06.981 --> 36:08.541
‫نه. دی

36:22.941 --> 36:24.261
‫چیزی برات بیارم، عزیزم؟

36:24.341 --> 36:26.821
‫- نه، نه. می‌خوایم برم
‫- اوه، خب

36:26.901 --> 36:30.661
‫- اما می‌شه یه‌کم صحبت کنیم؟
‫- آره، آره، لطفاً. بشین

36:33.381 --> 36:34.681
‫من…

36:35.261 --> 36:36.741
‫می‌خواستم بدونم…

36:37.581 --> 36:40.981
‫از دورانی که ما این‌جا پیشت زندگی می‌کردیم
‫چه چیزی رو بیشتر یادته؟

36:41.501 --> 36:46.181
‫یادمه خیلی اجتماعی بودی

36:46.261 --> 36:47.781
‫یادمه…

36:48.781 --> 36:50.701
‫موهات بلند بودن

36:51.301 --> 36:52.601
‫آره

36:54.661 --> 36:55.961
‫دیگه چی؟

36:56.781 --> 36:58.781
‫قضیه چیه، عزیزم؟

37:02.021 --> 37:03.321
‫اَش چی؟

37:04.581 --> 37:06.581
‫- چه خاطره‌ای از اون داری؟
‫- دی‌دی

37:08.701 --> 37:11.261
‫اوه، لطفاً.
‫اون قضیه مربوط به سال‌ها پیشه

37:11.341 --> 37:14.741
‫وای، دی‌دی. خیلی باحال بود

37:22.701 --> 37:26.341
‫نابود شده. کامل نابود شده

37:26.941 --> 37:29.541
‫فکر می‌کنی دوست دارم
‫زمان بازی چنین کاری بکنم؟

37:31.741 --> 37:33.421
‫نه. نه

37:34.501 --> 37:37.421
‫- تکون نخور!
‫- نه!

37:44.981 --> 37:47.781
‫برای همین اومدید این‌جا؟
‫تا به‌خاطر اتفاقی که سال‌ها پیش افتاده

37:47.861 --> 37:49.661
‫به یه پیرزن عذاب وجدان بدید؟

37:50.261 --> 37:52.701
‫فقط همین رو می‌تونی بگی؟

37:52.781 --> 37:54.701
‫اون موقع زمونه فرق داشت

37:54.781 --> 37:56.901
‫بچه‌ی خبیثی بود

37:57.701 --> 38:00.021
‫و من چی؟

38:00.621 --> 38:01.921
‫منم خبیث بودم؟

38:04.421 --> 38:06.101
‫هیچ‌وقت دست روت بلند نکردم

38:14.181 --> 38:15.701
‫نه!

38:17.301 --> 38:18.601
‫نه. نه

38:22.861 --> 38:24.541
‫چطور چنین چیزی رو فراموش کردی؟

38:26.181 --> 38:27.981
‫من هنوزم می‌تونم بوش رو حس کنم

38:32.621 --> 38:33.921
‫این چی؟

38:35.021 --> 38:36.421
‫هنوزم از این بالاتر نمی‌ره

38:37.941 --> 38:39.241
‫یادته؟

38:41.221 --> 38:42.521
‫اون بار که مریض شده بودم

38:42.581 --> 38:44.541
‫و روی مبل بالا آوردم
‫دستم رو شکوندی

38:44.621 --> 38:46.541
‫اون موقع زمونه فرق داشت

38:53.621 --> 38:57.261
‫چی می‌خواید؟
‫دوست دارید معذرت‌خواهی کنم؟

38:58.701 --> 39:00.741
‫خیلی‌خب. معذرت می‌خوام

39:01.341 --> 39:03.941
‫باشه؟ می‌شه لطفاً دیگه تمومش کنید؟

39:07.941 --> 39:10.341
‫می‌خوای بدونی کارمون چیه؟

39:10.421 --> 39:12.181
‫در واقع خیلی هم حوصله‌سربر نیست

39:17.021 --> 39:18.321
‫آدم می‌کُشیم

39:31.821 --> 39:34.061
‫خیلی‌خب. دیگه کافیه.
‫پلیس رو خبر می‌کنم

39:37.461 --> 39:39.461
‫از اول می‌دونستم
‫چنین آدم‌هایی می‌شید

40:05.821 --> 40:07.421
‫حس نمی‌کنی حالت بهتر شده؟

40:21.581 --> 40:22.881
‫سلام

40:23.261 --> 40:25.781
‫بچه‌ها دارن می‌رن خونه.
‫اشکالی نداره منم برم؟

40:25.861 --> 40:27.741
‫آره. می‌تونم در مورد
‫یه چیزی باهات حرف بزنم؟

40:28.741 --> 40:30.581
‫حتماً. چی شده؟

40:32.421 --> 40:33.721
‫پِیج دختر منه؟

40:36.701 --> 40:38.181
‫معلومه که دخترته

40:38.261 --> 40:39.781
‫چی؟ چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

40:39.861 --> 40:41.501
‫اینگرید بهم خیانت می‌کرده

40:41.581 --> 40:42.500
‫چی؟

40:42.501 --> 40:45.061
‫کارآگاه فگبنلی اومد خونه‌مون

40:45.141 --> 40:47.381
‫شبی که آرون به قتل رسیده
‫اینگرید پیش جِی بوده

40:47.461 --> 40:49.221
‫توی آپارتمانش، تنها

40:49.301 --> 40:51.581
‫مطمئنم دلیل خیلی منطقی‌ای وجود داره

40:51.661 --> 40:54.741
‫امکان نداره اینگرید بهت خیانت کرده باشه.
‫چطور چنین نتیجه‌گیری‌ای کردی؟

40:54.821 --> 40:56.421
‫پس چرا باید به پلیس دروغ بگه؟

40:56.501 --> 40:59.021
‫حتماً دلیل خیلی خوبی برای
‫دروغ گفتن وجود داشته. موافق نیستی؟

40:59.101 --> 41:02.061
‫- سایمون، باید آروم باشی
‫- پِیج شجره‌نامه‌ی خانوادگیش رو بررسی می‌کرده

41:02.141 --> 41:04.021
‫به دوست‌هاش گفته
‫توی خونه مشکلاتی داشته

41:04.101 --> 41:06.421
‫فکر کنم متوجه شده
‫که من باباش نیستم

41:06.501 --> 41:09.141
‫خواهرم تو رو بیشتر
‫از هر چیزی دوست داره

41:09.221 --> 41:11.901
‫شاید بهتره اطلاعاتی که
‫راجع به پِیج داری رو به پلیس بگی

41:11.981 --> 41:13.661
‫به جای این‌که خودت تنهایی اقدام کنی

41:13.741 --> 41:17.061
‫به پلیس چیزی نمی‌گم. اونا فکر می‌کنن
‫من آرون رو کُشتم. چرا باید بهم کمک کنن؟

41:18.141 --> 41:20.661
‫سایمون، فکر کنم داری دیوونه می‌شی

41:21.141 --> 41:22.781
‫این‌که فکر می‌کنی اینگرید بهت خیانت کرده

41:22.861 --> 41:25.741
‫می‌دونی چیه، ایوان؟
‫تو برو خونه. من خوبم. مشکلی نیست

41:25.821 --> 41:27.121
‫برو خونه

42:28.860 --> 42:31.033
‫[ روبی: اون شلوار رو که می‌پوشی
‫کونت خیلی قشنگ می‌شه ]

42:56.541 --> 42:58.061
‫کارآگاه تاد؟

42:58.141 --> 42:59.861
‫کارآگاه فگبنلی؟

43:02.661 --> 43:03.961
‫با سایمون گرین حرف زدم

43:04.341 --> 43:07.421
‫در مورد قضیه‌ی احتمالی
‫خوابیدن همسرش با همکارش؟

43:08.021 --> 43:09.220
‫روحش هم خبر نداشت

43:09.221 --> 43:11.101
‫وای، چه بد

43:11.181 --> 43:15.621
‫بگذریم، در مورد تیراندازی ماریندوک
‫خبرهای جدیدی رسیده

43:15.701 --> 43:18.821
‫گزارش پرتابه‌شناسی سلاحی
‫که باهاش به لوتر شلیک شده رسیده

43:18.901 --> 43:21.821
‫نوشته: «به احتمال زیاد گلوله‌ها
‫از یک تپانچه‌ی ماکاروف شلیک شده‌اند،

43:21.901 --> 43:24.061
‫یک سلاح که توسط شوروی
‫و طالبان استفاده می‌شد»

43:24.141 --> 43:25.901
‫قطعاً تعداد زیادی ازشون وجود نداره

43:26.621 --> 43:29.461
‫ممکنه یه ارتشی باشه که
‫از میدون جنگ یه یادگاری نگه داشته

43:30.821 --> 43:33.701
‫فکر کنم اون همسایه‌ای که
‫کلید داشت توی ارتش بوده

43:34.301 --> 43:35.781
‫آره

43:59.061 --> 44:00.781
‫واقعاً خیلی بهت افتخار می‌کنم

44:04.221 --> 44:06.221
‫دختر منه، اینگرید؟

44:15.741 --> 44:17.141
‫دختر منه؟

44:20.341 --> 44:21.620
‫اینگرید

44:24.501 --> 44:26.901
‫هی! یه اتفاقی داره می‌افته.
‫یه اتفاقی داره می‌افته

44:26.981 --> 44:29.101
‫این‌جا خون هست.
‫ببینید. می‌بینید؟

44:35.501 --> 44:37.501
‫خون «اُ منفی» بیارید
‫و دستگاه تزریق خون رو آماده کنید

45:27.928 --> 45:28.928
‫[ پیام به استاد ون ده بیک ]

45:28.928 --> 45:31.597
‫[ موضوع: پدر پِیج باخبر شده.
‫مراقب باش. با عشق ]

45:34.153 --> 45:35.975
‫[ خطا: ایمیل شما ارسال نشد ]

45:38.905 --> 45:40.835
‫[ دوستت دارم ] [ تنها عشق من ]

45:58.110 --> 45:59.488
‫[ حذف ]

46:16.562 --> 46:21.562
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

46:21.563 --> 46:26.563
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:26.564 --> 46:41.564
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
