WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.021 --> 00:16.021
‫♪ The Only One I Know - The Charlatans ♪

00:23.996 --> 00:27.886
‫[ ‏۲۵ سال پیش ]

00:41.581 --> 00:43.141
‫صبر کنید. آماده باشید

01:11.981 --> 01:13.461
‫پلیس‌ها این‌جان!

01:13.541 --> 01:16.101
‫- ما مسلح هستیم! تفنگ‌هاتون رو بذارید روی زمین!
‫- پناه بگیرید! پناه بگیرید!

01:16.181 --> 01:17.861
‫بخوابید روی زمین! بخوابید روی زمین!

01:20.341 --> 01:21.781
‫یالا! بیاید جلو!

01:28.261 --> 01:29.561
‫برید! برید! برید!

01:39.981 --> 01:41.901
‫- خوبی؟
‫- خیلی نزدیک بود

01:48.901 --> 01:50.421
‫آخ!

01:52.861 --> 01:54.901
‫ما مسلح هستیم!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارید روی زمین!

01:56.261 --> 01:58.701
‫- تیر خورده به…
‫- کونم. آره، می‌دونم

01:58.781 --> 02:01.021
‫باید از این‌جا خارجت کنیم.
‫بیا عقب‌نشینی کنیم

02:13.661 --> 02:17.021
‫گروهبان جوئل رِیونزکرافت هستم.
‫فقط می‌خوام بابت نجات جونم ازش تشکر کنم

02:17.101 --> 02:18.861
‫باشه. خیلی طولش نده

02:19.581 --> 02:21.301
‫سلام، جوئل. من اِلینا هستم

02:21.381 --> 02:22.681
‫عـه!

02:23.341 --> 02:24.861
‫خب، من…

02:25.381 --> 02:28.381
‫فکر می‌کردم دیدار قبلی‌مون یه‌کم عجیب بود،
‫اما این یکی…

02:29.181 --> 02:30.701
‫چی می‌تونم بگم؟

02:30.781 --> 02:33.861
‫خیلی دوست دارم توی دیدار اول
‫طرف مقابل رو تحت تأثیر قرار بدم

02:34.450 --> 02:36.501
‫آخ!

02:53.134 --> 02:57.096
‫[ جوئل ریونزکرافت - ۱۹۶۸ تا ۲۰۲۵ ]

03:03.421 --> 03:05.421
‫♪ A Little Wicked - Valerie Broussard ♪

03:05.421 --> 03:10.421
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:20.130 --> 03:23.343
‫« فـراری »

03:23.421 --> 03:26.181
‫هر اتفاقی این‌جا افتاده
‫هیچ ربطی به من نداره

03:26.261 --> 03:27.561
‫فقط با پِیج کار دارم

03:27.581 --> 03:30.381
‫نمی‌دونم کجاست. گم شده

03:31.781 --> 03:34.621
‫- چرا دنبالش می‌گردی؟
‫- دنبال یکی از دوست‌هاش می‌گردم

03:35.621 --> 03:37.261
‫هنری ثورپ

03:37.341 --> 03:40.741
‫مرد جوونی که اونم
‫‏۸ روزی هست که گم شده

03:41.261 --> 03:42.581
‫اسمش آشنا نیست؟

03:43.101 --> 03:44.401
‫نه

03:45.341 --> 03:47.821
‫از بچه‌هام می‌پرسم ببینم
‫اونا اسمش رو شنیدن یا نه

03:51.621 --> 03:53.061
‫خب بگید ببینم

03:53.141 --> 03:54.861
‫این‌جا چه اتفاقی افتاده؟

03:56.021 --> 03:57.581
‫دوست‌پسر…

03:59.221 --> 04:00.521
‫پِیج،

04:01.181 --> 04:02.260
‫آرون

04:02.261 --> 04:07.101
‫چند روز پیش به قتل رسیده.
‫پِیج هم از همون موقع گم شده

04:07.621 --> 04:09.581
‫همون مرد بی‌خانمان توی ویدئو؟

04:10.421 --> 04:11.580
‫همونی که کتکش زدی؟

04:11.581 --> 04:13.501
‫- گوش کن…
‫- ببین، نیازی به توضیح دادن نیست

04:13.581 --> 04:14.660
‫اما چطور به قتل رسیده؟

04:14.661 --> 04:17.701
‫به طرز وحشیانه‌ای.
‫دیگه وارد جزئیات نشیم

04:19.221 --> 04:21.221
‫امکان نداره پِیج…

04:21.861 --> 04:23.541
‫اون بلا رو سر آرون آورده باشه

04:24.701 --> 04:26.941
‫- نه، امکان داره کار تو بوده باشه
‫- نه

04:28.461 --> 04:29.761
‫آره

04:31.101 --> 04:32.401
‫شاید

04:32.981 --> 04:34.301
‫اما کار من نبوده

04:36.541 --> 04:38.181
‫پرونده دست کیه؟

04:38.261 --> 04:41.781
‫کارآگاه آیزاک فگبنلی

04:41.861 --> 04:43.301
‫یه عوضی تمام‌عیاره

04:43.381 --> 04:44.681
‫گوش کن، من…

04:45.581 --> 04:47.221
‫ما جواب سوالات تو رو دادیم

04:47.701 --> 04:49.061
‫آدرس این آپارتمان رو از کجا پیدا کردی؟

04:50.741 --> 04:54.301
‫بعد از غیب شدن هنری، آخرین ایمیلی
‫که دریافت کرده از طرف پِیج بوده

04:54.901 --> 04:57.861
‫آدرس این‌جا رو براش فرستاده
‫ولی بعدش پشیمون شده،

04:57.941 --> 05:01.141
‫بهش گفته تحت
‫هیچ شرایطی به این‌جا نیاد

05:02.181 --> 05:05.181
‫دانشگاه «مِیبریج» معنی خاصی برات داره؟

05:05.941 --> 05:07.100
‫چرا؟

05:07.101 --> 05:10.621
‫نشانی آی‌پی ایمیل پِیج
‫مربوط به اون دانشگاهه

05:11.861 --> 05:15.181
‫نمی‌دونی چرا یه هفته
‫قبل از غیب شدنش اون‌جا بوده؟

05:15.261 --> 05:16.561
‫سم

05:16.581 --> 05:17.881
‫پسرم

05:18.981 --> 05:20.381
‫دانشجوی اون‌جاست

05:22.741 --> 05:26.141
‫با این حالی که همسرت داره
‫واقعاً توی شرایط سختی هستی

05:26.221 --> 05:27.521
‫خیلی متأسفم

05:29.741 --> 05:32.781
‫نمی‌دونی چرا پِیج
‫توی دانشگاه پسرت بوده؟

05:34.581 --> 05:36.181
‫فقط باید دخترم رو پیدا کنم

05:40.450 --> 05:41.480
‫[ نمایش مدرسه ۲ ساعت دیگر آغاز می‌شود ]

05:41.781 --> 05:43.081
‫اوه، بچه داری؟

05:43.981 --> 05:45.260
‫نه

05:45.261 --> 05:48.261
‫نه، اون…
‫مربوط به پرونده‌ایه که روش کار می‌کنم

05:49.341 --> 05:52.301
‫ولی ممنونم که فکر کردی
‫برای بچه‌هامه، نه نوه‌هام

05:52.381 --> 05:54.261
‫نوه هم ندارم

05:58.501 --> 06:01.061
‫ولی یه شوهر داشتم.
‫بعضی‌وقت‌ها خیلی بچه می‌شد

06:01.141 --> 06:03.061
‫داشتی؟ طلاق گرفتی؟

06:03.141 --> 06:04.441
‫نه، فوت کرد

06:04.461 --> 06:05.761
‫خدایا، متأسفم

06:05.781 --> 06:07.421
‫اوه، مشکلی نیست

06:07.941 --> 06:10.141
‫لباس‌های کمتری می‌شورم

06:10.901 --> 06:13.021
‫تو چی؟ خیلی وقته متأهلی؟

06:13.101 --> 06:15.021
‫‏۲۳ سال زندگی شاد

06:15.101 --> 06:16.741
‫اوه، شاد، ها؟

06:18.181 --> 06:19.481
‫زندگی تو شاد نبود؟

06:20.581 --> 06:21.981
‫نه، اون…

06:23.381 --> 06:25.301
‫به طرز مسخره‌ای شاد بود

06:27.581 --> 06:28.881
‫بعدش چی شد؟

06:31.661 --> 06:33.621
‫فکر کنم واقعاً خوب نمی‌شناختمش

06:35.141 --> 06:36.441
‫کامل نمی‌شناختمش

06:38.101 --> 06:43.101
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

06:46.461 --> 06:48.781
‫ببین یهویی کی یه کاری براش پیش اومده

06:48.861 --> 06:50.020
‫و عجله هم داره

06:50.021 --> 06:52.541
‫این ویدئو کل شهادت اینگرید در مورد
‫اتفاقات شب جنایت رو زیر سوال می‌بره

06:53.141 --> 06:56.581
‫تازه دکتر اِستنفیلد ادعا کرد
‫که اینگرید اصلاً از بخش بیمارستان خارج نشده

06:58.741 --> 07:00.041
‫می‌خواد ازش محافظت کنه؟

07:00.061 --> 07:01.501
‫یا از خودش محافظت کنه

07:01.981 --> 07:03.861
‫در هر صورت، اینگرید دروغ گفته

07:04.381 --> 07:07.581
‫دکتر اِستنفیلد قطعاً یه چیزی رو پنهان می‌کنه.
‫باید صبح باهاش حرف بزنیم

07:11.701 --> 07:14.181
‫خب، حداقل تو آماده‌ای
‫که صبح زود راه بیُفتی

07:14.901 --> 07:16.201
‫چیه؟

07:16.221 --> 07:17.941
‫بعضی‌هامون دوست داریم آماده باشیم

07:18.021 --> 07:20.461
‫نظم، کلید سلامت روانه و...

07:20.541 --> 07:22.621
‫ای وای. کثیف‌کاری کردم

07:23.141 --> 07:24.781
‫شرمنده

07:24.861 --> 07:26.161
‫داشتی می‌فرمودی

07:28.821 --> 07:31.381
‫وقت کافی برای رفتن به آپارتمان آرون
‫و کشتنش رو داشته یا نه؟

07:32.461 --> 07:33.700
‫کِی برگشته؟

07:33.701 --> 07:37.501
‫تصویری از برگشتنش به بیمارستان
‫پیدا نکردن. اما…

07:37.581 --> 07:39.581
‫برگشته و شیفتش رو تموم کرده؟

07:40.541 --> 07:41.841
‫این‌جا رو ببین…

07:49.781 --> 07:52.701
‫این قطعاً اینگریده که صبح
‫داره از بیمارستان خارج می‌شه

07:53.741 --> 07:56.381
‫باید بفهمیم ساعت چند برگشته

07:56.461 --> 07:58.101
‫و اصلاً کجا رفته

08:01.141 --> 08:02.461
‫اما الان نه

08:05.101 --> 08:06.401
‫برگرد بیا این‌جا

08:07.861 --> 08:09.301
‫بلند شو. پاشو

08:11.501 --> 08:12.740
‫چیکار می‌کنی؟

08:12.741 --> 08:14.741
‫بیشتر از ۸ ماهه که این‌جا می‌خوابم، آیزاک

08:14.821 --> 08:17.621
‫می‌‌دونم اگه همه‌چیز بی‌نقص و تمیز نباشه،
‫عملکرد خوبی نداری

08:19.101 --> 08:21.021
‫این گوشه رو یادت رفت

08:24.601 --> 08:27.517
‫[ آیزاک فگبنلی پلیس محلی
‫همانند یک قهرمان مورد ستایش قرار گرفت ]

08:39.021 --> 08:40.981
‫سم. بیا بغلم

08:43.541 --> 08:45.141
‫عـه، سلام. برگشتی

08:45.861 --> 08:47.261
‫ببخشید، شما کی هستید؟

08:48.301 --> 08:52.301
‫ایشون اِلیناست. یه کارآگاه خصوصیه.
‫می‌خواد کمک‌مون کنه پِیج رو پیدا کنیم

08:55.301 --> 08:56.661
‫سم، آم…

08:57.421 --> 08:58.721
‫می‌شه لطفاً یه لحظه حرف بزنیم؟

09:00.741 --> 09:02.041
‫تنها؟

09:02.421 --> 09:04.861
‫بابا. قضیه چیه؟

09:04.941 --> 09:07.061
‫هیچی. می‌شه با خاله‌ت بری؟

09:07.141 --> 09:08.861
‫فقط یه‌کوچولو،
‫بعدش با هم حرف می‌زنیم

09:08.941 --> 09:11.061
‫یالا. بیا بریم یه شکلات داغ برات بگیریم

09:26.261 --> 09:27.561
‫خب…

09:28.541 --> 09:30.021
‫چیزی نمی‌خوای بهم بگی؟

09:30.541 --> 09:31.841
‫منظورت چیه؟

09:34.021 --> 09:35.781
‫پِیج رو دیدی؟

09:40.661 --> 09:41.961
‫سم

09:46.061 --> 09:47.361
‫آره

09:48.261 --> 09:49.701
‫آره، دیدمش

09:52.661 --> 09:54.941
‫یه هفته پیش یهویی پیداش شد

09:55.021 --> 09:56.701
‫- توی سالن دانشگاهم
‫- سورپرایز!

09:58.941 --> 10:00.381
‫بعد از این‌که توی پارک دیدیش

10:02.981 --> 10:04.281
‫چی گفت؟

10:04.981 --> 10:08.141
‫به مامان و بابا چیزی نگو. باشه؟

10:09.341 --> 10:11.901
‫گفت می‌خواد یه مدت
‫از آرون دور بشه

10:11.981 --> 10:13.581
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم

10:13.661 --> 10:16.701
‫شاید به‌خاطر دعوای شما
‫توی پارک بوده. نمی‌دونم

10:16.781 --> 10:19.821
‫نگفت کجا می‌خواد بره؟

10:19.901 --> 10:22.101
‫به هیچ جایی اشاره نکرد؟

10:25.581 --> 10:27.581
‫آم…

10:27.661 --> 10:29.421
‫نه، فکر نکنم

10:29.501 --> 10:30.801
‫چقدر پیشت موند؟

10:32.061 --> 10:33.621
‫چقدر، سم؟

10:33.701 --> 10:35.661
‫- ‏۴ روز
‫- خدایا

10:35.741 --> 10:38.141
‫فکر می‌کردم اوضاعش خوبه.
‫فکر می‌کردم حالش خوبه

10:38.741 --> 10:40.501
‫خب، مشخصاً خوب نبوده

10:42.581 --> 10:43.881
‫چی شد؟

10:44.501 --> 10:49.221
‫نمی‌دونم. خیلی ناراحت بود،
‫و نمی‌خواست راجع بهش حرف بزنه

10:49.301 --> 10:51.341
‫و منم می‌خواستم خوش‌حالش کنم

10:51.941 --> 10:54.021
‫و یکی از سیم‌های گیتارش رو خراب کرد

10:54.701 --> 10:56.001
‫منم رفتم درستش کنم

10:56.061 --> 10:58.061
‫ولی وقتی برگشتم
‫غیبش زده بود،

10:58.141 --> 11:00.101
‫و نصف وسایلم رو برده بود

11:00.181 --> 11:03.181
‫کیف پول و لپ‌تاپ و سوییچ و…

11:03.261 --> 11:06.021
‫از چند تا اتاق دیگه
‫از توی اون راهرو هم دزدی کرده بود

11:06.101 --> 11:08.221
‫- چطور تونستی بهم چیزی نگی؟
‫- خب، به خاله ایوان گفتم

11:08.301 --> 11:09.580
‫- چی…؟
‫- قضیه‌ی پِیج رو نه

11:09.581 --> 11:11.941
‫گفتم از خوابگاه‌مون دزدی کردن
‫و تقصیر من بوده

11:12.021 --> 11:13.421
‫چون در رو قفل نکردم

11:13.501 --> 11:15.581
‫سعی کردم خودم حلش کنم،
‫اما نمی‌تونستم

11:15.661 --> 11:19.101
‫و… و… و اونم بهم کمک کرد
‫پول همه رو پس بدم. همین

11:19.181 --> 11:21.541
‫خب اگه به خودم می‌گفتی
‫دیگه نیازی نبود خاله‌ت کاری بکنه

11:21.621 --> 11:23.101
‫منم دوست داشتم اون کار رو بکنم

11:23.181 --> 11:25.301
‫اگه مشغول مشت زدن به یه معتاد
‫و ترکوندن اینترنت نمی‌بودی

11:25.381 --> 11:27.661
‫- بهونه‌ی خوبی نیست، سم
‫- ببین، خواهرمه

11:27.741 --> 11:29.101
‫بهش قول دادم بهتون چیزی نگم

11:29.181 --> 11:31.581
‫خب، می‌دونی،
‫وقتی خواهرت گم شده

11:31.661 --> 11:32.900
‫اون‌طور قو‌ل‌هایی دیگه به درد نمی‌خورن

11:32.901 --> 11:35.581
‫- سعی داشتم ازش محافظت کنم
‫- نکردی. باید بهم می‌گفتی

11:35.661 --> 11:38.341
‫پِیج اومد پیش من، نه تو.
‫شاید باید به دلیلش فکر کنی

11:38.421 --> 11:40.221
‫منظورت چیه؟

11:40.301 --> 11:41.601
‫ها؟

11:49.421 --> 11:52.821
‫پس الان می‌دونیم چرا
‫پِیج از لپ‌تاپ سم استفاده می‌کرده

11:54.501 --> 11:56.261
‫قبلاً هم ازتون دزدی کرده؟

11:58.861 --> 12:01.541
‫چند ماه پیش جواهرآلات دزدید

12:01.621 --> 12:03.461
‫فقط همون یه بار؟

12:04.221 --> 12:05.521
‫نه

12:05.581 --> 12:07.541
‫از سر راهم برو کنار لعنتی!

12:07.621 --> 12:09.741
‫اون نقطه‌ی فروپاشی اینگرید بود

12:11.021 --> 12:13.221
‫اینگرید، بیا.
‫بذار برم دنبالش

12:13.301 --> 12:16.101
‫نه، نمی‌تونیم. سایمون، لطفاً.
‫لطفاً. داره نابودمون می‌کنه!

12:16.181 --> 12:19.621
‫- نه، نمی‌تونم بذارم بره
‫- مجبوری. مجبوری

12:22.261 --> 12:24.981
‫این روش اینگرید برای انجام کاری بود
‫که فکر می‌کرد مجبوره انجام بده

12:25.061 --> 12:26.541
‫تا از بقیه‌ی بچه‌هامون محافظت کنه

12:26.621 --> 12:28.221
‫اما تو موافق نبودی

12:29.421 --> 12:30.660
‫من و اینگرید یه تیم هستیم

12:30.661 --> 12:33.501
‫هیچ‌کس نمی‌گه یه تیم نیستید.
‫فقط می‌خوام بفهمم چی به چیه

12:33.581 --> 12:35.941
‫چون به بچه‌هات قول دادی
‫که من خواهرشون رو پیدا می‌کنم

12:36.741 --> 12:38.621
‫آره. شرمنده

12:39.341 --> 12:40.641
‫نه، شرمنده نیستی

12:41.021 --> 12:42.541
‫درسته. شرمنده نیستم

12:43.221 --> 12:46.901
‫شانس آوردی جذابی،
‫چون خیلی اعصاب‌خردکنی

12:48.741 --> 12:50.261
‫این یه لحظه‌ی عاشقانه‌ست؟

12:52.741 --> 12:55.141
‫به نظرت پِیج به قصد دزدی
‫رفته پیش سم؟

12:55.221 --> 12:58.261
‫شاید. آم…

12:58.341 --> 13:03.461
‫اما شاید واقعاً می‌خواسته
‫از آرون حروم‌زاده دور بشه

13:03.541 --> 13:06.621
‫اوه، حرف آرون حروم‌زاده وسط اومد

13:07.381 --> 13:08.981
‫فردا مراسم یادبودش برگزار می‌شه

13:09.061 --> 13:11.901
‫عالیه. یه سطل گوه براشون می‌فرستم

13:12.701 --> 13:14.261
‫به نظرم بهتره شرکت کنی

13:15.781 --> 13:19.981
‫توی مزرعه‌ی خانوادگی‌شونه،
‫همه هم می‌تونن برن. این هم وب‌سایت اوناست

13:20.061 --> 13:22.981
‫جدی می‌گی؟ به نظرت باید
‫توی مراسم یادبود مردی شرکت کنم

13:23.061 --> 13:26.781
‫که کل دنیا و مادرش می‌دونن
‫من بهش حمله کردم؟

13:26.861 --> 13:29.581
‫تازه مظنون شماره‌ی یک
‫به قتل رسیدنش هم هستی

13:29.661 --> 13:30.961
‫دقیقاً

13:32.301 --> 13:33.621
‫پِیج ممکنه بره اون‌جا

13:36.892 --> 13:37.892
‫[ نمایش مدرسه اکنون آغاز می‌شود ]

13:40.101 --> 13:41.401
‫ببخشید. آه…

13:41.741 --> 13:44.181
‫- دیگه باید برم
‫- صبر کن. آم…

13:44.821 --> 13:48.501
‫فکر می‌کنی پِیج ممکنه
‫توی مراسم یادبود شرکت کنه؟

13:48.581 --> 13:49.580
‫آره

13:49.581 --> 13:52.941
‫و اگه هم شرکت نکرد،
‫فقط با خانواده‌ش حرف بزن

13:53.021 --> 13:58.221
‫ببین می‌تونی بفهمی هنری و آرون
‫و پِیج چه ارتباطی با هم داشتن

13:59.741 --> 14:01.541
‫- پس تو نمیایی؟
‫- نه

14:02.061 --> 14:04.981
‫من فردا می‌خوام برم سالن خال‌کوبی

14:05.061 --> 14:06.581
‫چه جذاب

14:06.661 --> 14:09.061
‫یه آگهی از اون سالن
‫توی وسایل هنری پیدا کردم

14:09.141 --> 14:12.341
‫ولی خودش هیچ خال‌کوبی‌ای نداره،
‫و تا اون‌جا هم سه ساعت راهه،

14:12.421 --> 14:13.861
‫پس چرا آگهیش رو داشته؟

14:13.941 --> 14:15.461
‫مخصوصاً توی این دوره زمونه

14:15.981 --> 14:19.301
‫به نظرم هنری با یه نفر
‫از اون سال در ارتباط بوده

14:19.381 --> 14:21.861
‫به نظرت به پِیج هم ربط دارن؟

14:21.941 --> 14:23.381
‫هنوز نمی‌دونم

14:26.101 --> 14:27.401
‫خنده‌داره، نه؟

14:28.141 --> 14:32.381
‫کل عمرمون به بچه‌هامون هشدار می‌دیم
‫که به غریبه‌ها اعتماد نکنن و…

14:34.141 --> 14:35.441
‫حالا ببین توی چه شرایطی هستیم

14:37.421 --> 14:39.261
‫کی گفت بهت اعتماد دارم؟

15:01.501 --> 15:03.501
‫ماریا، خونه‌ای؟

15:36.981 --> 15:38.901
‫- برونو!
‫- برونو!

16:39.621 --> 16:40.921
‫گندش بزنن

16:46.941 --> 16:48.301
‫اینم از این

16:52.341 --> 16:57.021
‫مامان، می‌تونم فردا شب
‫توی نمایش مدرسه شرکت کنم؟

16:59.661 --> 17:01.901
‫…تا یه مدتی، عشقم
‫[ سوئیچ یدکی ماشین ]

17:07.221 --> 17:08.901
‫یالا

17:12.301 --> 17:14.061
‫مامان؟

17:14.141 --> 17:15.901
‫چرا قفل نمی‌شه؟

17:19.501 --> 17:21.221
‫باشه. بریم

17:22.261 --> 17:23.561
‫یالا، عزیزم

17:23.781 --> 17:26.061
‫خوب و گرمه

17:31.981 --> 17:33.821
‫تلویزیون رو روشن کن،
‫منم یه دقیقه‌ی دیگه میام

18:04.981 --> 18:06.541
‫با کتاب‌ها بازی کردی، دِیزی؟

18:06.621 --> 18:08.701
‫نه، مامانی، باهاشون بازی نکردم

18:34.781 --> 18:36.381
‫نباید این‌قدر توقف کنیم

18:36.461 --> 18:37.901
‫ببخشید. خیلی تحت فشار بودم

18:38.621 --> 18:39.921
‫چرا؟ نگران شدی؟

18:39.941 --> 18:41.661
‫آره، واقعاً نگران شدم

18:41.741 --> 18:43.421
‫خیلی‌خب؟ باید به حرکت‌مون ادامه بدیم

18:44.941 --> 18:48.261
‫دوست داشتی اصلاً
‫باهات ارتباط برقرار نمی‌کردم؟

18:49.181 --> 18:50.741
‫معلومه که نه،
‫اما می‌دونم چطور آدمی هستی

18:50.821 --> 18:53.541
‫توی هر پرورشگاهی که کنار هم بودیم
‫من رو توی دردسر می‌انداختی

18:54.181 --> 18:55.481
‫برای همین از هم جدامون کردن

18:56.741 --> 18:58.261
‫حتماً خیلی خیالت راحت شده

18:59.701 --> 19:02.141
‫فکر نمی‌کردم یه روزی
‫برگردی توی زندگیم، «دی»

19:02.221 --> 19:03.661
‫اما الان این‌جایی، من فقط…

19:05.541 --> 19:07.821
‫فقط می‌خوام ازت محافظت کنم

19:09.541 --> 19:10.841
‫از همدیگه محافظت می‌کنیم

19:12.821 --> 19:14.701
‫ببین، توی هر دردسری بیُفتیم،

19:16.581 --> 19:17.881
‫همیشه تو رو انتخاب می‌کنم

19:25.901 --> 19:27.421
‫آماده‌ای بریم؟

19:28.221 --> 19:30.061
‫آره. ولی کجا می‌خوایم بریم؟

19:31.421 --> 19:33.261
‫یه جایی که برای هر دو تامون مهمه

19:34.261 --> 19:35.821
‫یه جای خیلی خاص

19:50.101 --> 19:53.221
‫سلام، داریم تحرکات سه‌شنبه شب
‫دکتر گرین رو بررسی می‌کنیم

19:53.301 --> 19:55.821
‫بهم گفتن شما می‌تونی اطلاعات ورود رو
‫از کارتش به دست بیاری

19:55.901 --> 19:57.981
‫آره. الان سیستم رو نگاه می‌کنم

19:58.061 --> 20:00.421
‫- جزئیات دیگه‌ای نیست؟
‫- بفرمایید

20:08.061 --> 20:09.581
‫ای وای. ببخشید

20:15.421 --> 20:16.721
‫دکتر اِستنفیلد

20:17.621 --> 20:20.741
‫کارآگاه فگبنلی

20:20.821 --> 20:22.541
‫چند تا سوال دیگه دارم

20:25.381 --> 20:26.821
‫برگردیم سراغ سه‌شنبه شب

20:27.781 --> 20:30.541
‫مطمئنی دکتر گرین در طول شیفتش
‫اصلاً از بیمارستان خارج نشده؟

20:30.621 --> 20:32.141
‫تا جایی که من یادمه نه، خارج نشد

20:32.221 --> 20:33.781
‫قبلاً هم گفتم

20:34.461 --> 20:35.420
‫چرا؟

20:35.421 --> 20:39.501
‫تصاویر دوربین مداربسته نشون می‌دن
‫که ساعت ۲۰:۰۳ از بیمارستان خارج می‌شه

20:42.501 --> 20:44.421
‫برای بار سوم می‌پرسم

20:44.501 --> 20:46.741
‫یه‌کم بی‌فایده به نظر می‌رسه، نه؟

20:51.421 --> 20:53.661
‫کاملاً درسته. آم…

20:55.541 --> 20:59.101
‫اینگرید همیشه وقتی سه‌شنبه‌ها
‫شیفت شب هست

20:59.181 --> 21:01.181
‫می‌ره برای کارکنان بیمارستان غذا می‌خره

21:02.221 --> 21:03.521
‫یه رستوران هست…

21:04.461 --> 21:06.901
‫که بهترین غذاهای خیابونی مکزیکی رو داره
‫و همین نزدیکیه

21:06.981 --> 21:09.021
‫چون سه‌شنبه‌ها…

21:09.101 --> 21:11.261
‫شب مخصوص «ناچو برای پرستاران»ـه

21:12.061 --> 21:13.661
‫عاشق اون مایونز چیلی‌ان

21:14.381 --> 21:17.101
‫می‌تونی از خودشون بپرسن.
‫حتماً تأیید می‌کنن

21:27.661 --> 21:28.961
‫ممنون

21:29.781 --> 21:31.581
‫که از سردرگمی نجات‌مون دادی

21:55.924 --> 22:00.924
‫[ مسافرخونه‌ی کوروال ]
‫[ مزرعه‌ی خانوادگی ]

22:09.405 --> 22:12.436
‫[ با مالکان آشنا شوید: ایند - وایلی ]

22:49.243 --> 22:51.683
‫[ آرون کوروال - ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۵ ]

23:02.341 --> 23:03.661
‫آقای کوروال؟

23:05.781 --> 23:09.181
‫اسم من سایمون گرینه.
‫پدر پِیج هستم

23:09.701 --> 23:11.001
‫چی می‌خوای؟

23:11.701 --> 23:14.221
‫- دنبال دخترم می‌گردم
‫- اون پسرم رو کشته؟

23:15.501 --> 23:16.420
‫نه

23:16.421 --> 23:17.340
‫و تو،

23:17.341 --> 23:19.781
‫مردی که پسرم رو به شدت کتک زدی،

23:20.461 --> 23:21.761
‫تو کشتیش؟

23:22.781 --> 23:24.081
‫این کیه؟

23:26.341 --> 23:29.061
‫یکی از مهمون‌هامونه
‫که مسیر رو اشتباه اومده

23:30.021 --> 23:32.341
‫این یه مراسم یادبود خانوادگی برای پسرمه

23:32.821 --> 23:35.741
‫از اون مسیر می‌تونی برگردی به مزرعه

23:43.972 --> 23:46.972
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:48.821 --> 23:49.740
‫حالش خوبه؟

23:49.741 --> 23:53.261
‫سایمون، سلام. متأسفانه
‫تغییری نکرده. تو موفق نشدی؟

23:53.341 --> 23:54.741
‫نه، هنوز نه

23:55.261 --> 23:58.141
‫باید صبر کنم تا مراسم یادبود تموم بشه

23:58.221 --> 24:00.701
‫پدرش خیلی خون‌گرم نیست،

24:00.781 --> 24:02.861
‫اما مادرش شاید مایل باشه گوش بده

24:03.501 --> 24:06.221
‫بذار حدس بزنم.
‫می‌خوای از جذابیت ایرلندیت استفاده کنی؟

24:06.301 --> 24:08.661
‫دارم کار درست رو انجام می‌دم، نه؟

24:09.261 --> 24:11.621
‫قطعاً دوست داره به جای گریه کردن
‫و کنار تختش نشستن

24:11.701 --> 24:13.341
‫برم دنبال پِیج بگردم، نه؟

24:16.021 --> 24:18.381
‫آره. همین‌طوره

24:18.461 --> 24:21.661
‫ما همه این‌جا پیشش هستیم.
‫تو کارت رو ادامه بده

24:22.181 --> 24:25.181
‫و نگران سم و آنیا نباش.
‫مراقب‌شون هستم

24:25.261 --> 24:27.501
‫راستی، سم بهم گفت چیکار کردی

24:27.581 --> 24:29.381
‫اون قضیه‌ی دزدی و پول

24:29.461 --> 24:32.301
‫می‌خواستم بهت بگم
‫وقتی اوضاع این‌طور…

24:32.381 --> 24:34.261
‫چیزی که نمی‌دونی
‫اینه که پِیج اون‌جا بوده

24:36.061 --> 24:37.361
‫خدایا

24:37.661 --> 24:39.781
‫چی؟ رفته دانشگاه دیدن سم؟

24:39.861 --> 24:41.981
‫آره. پِیج دزدی کرده

24:42.061 --> 24:43.361
‫لعنتی

24:43.541 --> 24:44.861
‫واقعاً فکر می‌کردم…

24:46.261 --> 24:47.420
‫شرمنده، سایمون

24:47.421 --> 24:50.341
‫فقط در آینده چیزی رو ازم پنهان نکن

24:50.421 --> 24:53.141
‫از الان به بعد باید
‫همه‌چیز رو بدونم، باشه؟

24:54.341 --> 24:55.500
‫درست می‌گی

24:55.501 --> 24:57.261
‫چقدر؟

24:58.621 --> 24:59.921
‫کِی؟

25:03.101 --> 25:05.341
‫باشه. صبر کن. الان میام

25:07.101 --> 25:09.021
‫فکر می‌کردم دارم
‫به سم کمک می‌کنم

25:09.101 --> 25:10.621
‫فکر کنم مادرش داره می‌ره

25:10.701 --> 25:12.001
‫باید برم

25:17.969 --> 25:20.220
‫[ کِی برگشته به بیمارستان؟ ]
‫[ چه بهونه‌ای برای اون شب داره؟ ]

25:20.221 --> 25:23.221
‫قطعاً یه بازه‌ی زمانی وجود داره
‫که اینگرید گرین غایب بوده؟

25:23.301 --> 25:25.781
‫آره. همه‌ی کارکنان باید
‫ساعت ورود و خروج‌شون رو ثبت کنن

25:25.861 --> 25:27.581
‫و اون هم ۶۰ دقیقه
‫خارج از بیمارستان بوده

25:27.661 --> 25:30.501
‫اما پرستارهایی که باهاشون حرف زدم
‫حرف جِی رو تأیید کردن

25:31.181 --> 25:33.781
‫اینگرید اون شب مثل همیشه
‫براشون غذا گرفته

25:33.861 --> 25:34.940
‫با این حال…

25:34.941 --> 25:38.621
‫بیا بریم به «بیزی بوریتو»،
‫زمان‌بندی و دوربین‌ها رو بررسی کنیم…

25:38.701 --> 25:43.341
‫می‌دونی، این حرف‌ها راجع به غذاهای مکزیکی
‫باعث شده امشب هوس چیمی‌چانگا بکنم

25:43.421 --> 25:44.941
‫و نه، یه کنایه‌ی جنسی نیست

25:46.621 --> 25:47.921
‫خیلی‌خب

25:48.741 --> 25:50.141
‫توی یه رستوران یه میز می‌گیرم

25:50.941 --> 25:52.060
‫همون غذای بیرون‌بر خوبه

25:52.061 --> 25:53.361
‫کسی نمی‌بینه‌مون

25:53.421 --> 25:55.501
‫و حتی اگه هم ببینه، خیلی بده؟

25:55.581 --> 25:58.621
‫اگه بفهمن رابطه داریم،
‫دیگه نمی‌تونیم توی یه تیم باشیم

25:58.701 --> 26:00.901
‫دوباره با هلنِ هم‌تیمی می‌شی
‫که مدام دست‌درازی می‌کنه

26:00.981 --> 26:03.021
‫و من با جف دیوانه‌ساز هم‌تیمی می‌شم

26:03.101 --> 26:05.061
‫و شایعاتی که پخش می‌شه! اوه!

26:05.141 --> 26:08.581
‫می‌گن من فقط به‌خاطر پیشرفت کردن
‫باهات می‌خوابیدم

26:08.661 --> 26:12.101
‫چون بیا حقیقت رو بپذیریم،
‫خیلی جذاب نیستی

26:13.821 --> 26:15.541
‫چرا حرف بقیه مهمه؟

26:17.901 --> 26:19.201
‫مهمه خب

26:25.849 --> 26:28.771
‫[ آرون کوروال ]

26:56.509 --> 27:00.149
‫[ لو ]

27:02.021 --> 27:04.381
‫پیدا کردن معتادها خیلی سخته

27:04.461 --> 27:07.541
‫هیچ‌جا دیده نمی‌شن،
‫روال و عادت ثابتی ندارن

27:07.621 --> 27:09.421
‫اصلاً ممکنه پِیج پیش هنری باشه

27:09.501 --> 27:12.061
‫شاید آرون رو کشتن
‫و با هم فرار کردن

27:12.141 --> 27:13.581
‫بیا حقیقت رو بپذیریم.
‫می‌تونه هر جایی باشه

27:13.661 --> 27:15.741
‫و فهمیدم صاحب اون شماره

27:15.821 --> 27:17.541
‫که روی آگهی سالن خال‌کوبی بود، کیه

27:17.621 --> 27:20.141
‫مردی به اسم دِیمین گورش

27:20.221 --> 27:21.821
‫راستی سلام

27:22.421 --> 27:23.721
‫سلام

27:23.741 --> 27:24.940
‫ممنون

27:24.941 --> 27:26.861
‫دارم می‌رم سمت سالن خال‌کوبی

27:26.941 --> 27:29.101
‫ببینم می‌تونم بفهمم
‫این سه نفر چه ربطی به هم داشتن یا نه

27:29.181 --> 27:33.141
‫و پِیج ممکنه کلید پیدا کردن هنری باشه،
‫پس همچنان دنبالش بگرد

27:33.221 --> 27:34.541
‫دریافت شد

27:34.621 --> 27:36.781
‫ولی حالا که داریم حرف می‌زنیم،

27:37.301 --> 27:41.821
‫دیشب توی خیابون
‫مارچند ۲۸ چیکار می‌کردی؟

27:46.141 --> 27:48.021
‫بازم من رو زیر نظر داری؟

27:48.581 --> 27:50.461
‫اسمش رو بذار کنجکاوی حرفه‌ای

27:50.981 --> 27:56.021
‫این مشتری مرموزت کیه،
‫و چرا همه‌چیز این‌قدر مخفیانه‌ست؟

27:56.701 --> 27:59.821
‫چیزی نیست.
‫فقط دارم به یه نفر لطف می‌کنم

27:59.901 --> 28:01.501
‫تو؟ لطف می‌کنی؟

28:01.581 --> 28:03.941
‫مهربون شدی

28:04.021 --> 28:07.701
‫آره، و تو هم کار داری.
‫پس دست بجنبون

28:18.322 --> 28:21.809
‫[ خال‌کوبی ]

28:28.781 --> 28:30.861
‫رئیس، رئیس، می‌شه این رو ببینید؟

28:30.941 --> 28:32.501
‫خیلی‌خب، ۵ دقیقه‌ی دیگه

28:33.781 --> 28:35.081
‫یه جفت چکمه‌ی جدید برام بیار

28:40.221 --> 28:41.581
‫متأسفانه باید برید

28:41.661 --> 28:43.781
‫- این‌جا صحنه‌ی جرمه
‫- تو گروهبان کارآگاه مسئولی؟

28:43.861 --> 28:46.261
‫- شرمنده، با مطبوعات حرف نمی‌زنم
‫- من خبرنگار نیستم

28:46.341 --> 28:47.620
‫یه کارآگاه خصوصی‌ام

28:47.621 --> 28:49.381
‫اِلینا ریونزکرافت

28:50.021 --> 28:53.661
‫و این‌که فکر می‌کنی می‌خواستن
‫ازش سرقت کنن و این‌طور شده کاملاً اشتباهه

28:53.741 --> 28:55.221
‫این موضوع خیلی گسترده‌تریه

28:55.741 --> 28:58.021
‫تو از کجا می‌دونی ما فکر می‌کنیم
‫می‌خواستن ازش دزدی کنن؟

28:58.101 --> 28:59.180
‫هنوز چیزی اعلام نکردیم

28:59.181 --> 29:01.301
‫چون کارم رو بلدم

29:01.821 --> 29:03.461
‫خب، شاید این‌طور باشه،

29:03.541 --> 29:06.221
‫اما اداره‌ی ما با هیچ
‫کارآگاه خصوصی‌ای همکاری نمی‌کنه

29:06.301 --> 29:08.861
‫- خودمون پرونده‌هامون رو حل می‌کنیم
‫- آره، فکر می‌کردم چنین جوابی بدی

29:08.941 --> 29:11.461
‫برای همین از قبل به رئیست زنگ زدم

29:12.021 --> 29:14.181
‫خیلی جالبه،
‫من و جنی با هم تمرین کردیم

29:14.261 --> 29:16.181
‫از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم

29:17.061 --> 29:18.361
‫پشت خطه

29:23.461 --> 29:24.761
‫کارآگاه تالبات هستم

29:26.621 --> 29:27.921
‫چشم، خانم

29:32.781 --> 29:35.381
‫دِیمین گورش به محض این‌که
‫به ماشینش رسیده، گلوله خورده

29:36.741 --> 29:39.941
‫و فکر می‌کنی اول دِیمین تیر خورده،
‫بعدش اون یکی؟

29:40.021 --> 29:42.101
‫هیچ فرضیه‌ای رو رد نمی‌کنم

29:42.581 --> 29:43.981
‫و شریک دِیمین؟

29:44.061 --> 29:46.421
‫شوهرش خارج از کشوره،
‫امروز برمی‌گرده

29:46.501 --> 29:49.941
‫و دومین قتل داخل اتفاق افتاده، درسته؟

29:50.021 --> 29:52.101
‫- دوربین امنیتی؟
‫- وجود نداره

29:52.181 --> 29:54.781
‫یه همسایه وقتی صدای شلیک‌ها رو شنیده
‫به پلیس خبر داده

29:54.861 --> 29:58.781
‫و حدس می‌زنم هر کسی که
‫به دِیمین شلیک کرده، کیف پولش رو هم برده؟

29:58.861 --> 30:01.021
‫درسته. ساعتش رو هم برده

30:01.101 --> 30:03.301
‫و باعث شده تو تصور کنی
‫که قضیه دزدی و سرقت بوده

30:03.381 --> 30:06.221
‫چرا حس می‌کنم داری زحمت‌هام رو
‫می‌شماری تا از ۱۰ نمره بدی؟

30:06.781 --> 30:09.021
‫- موضوع اینه، گروهبان تالبات…
‫- می‌تونی اَلکس صدام کنی

30:10.181 --> 30:15.061
‫موضوع اینه، الکس، وقتی
‫یه چیزی رو صحنه‌سازی می‌کنن،

30:15.141 --> 30:18.541
‫مثل دیدن یه نمایش بده

30:18.621 --> 30:20.461
‫متوجه‌ی ایرادات می‌شی

30:20.541 --> 30:25.141
‫جای لوازم اشتباهه.
‫بازیگرها زیاده‌روی می‌کنن

30:25.221 --> 30:26.701
‫مثل این

30:27.501 --> 30:30.021
‫این وسیله نباید این‌جا باشه

30:30.101 --> 30:32.981
‫حدس می‌زنم بعد از این‌که دیده
‫رئیسش تیر خورده، این از دستش افتاده

30:35.221 --> 30:36.621
‫قربانی دوم کیه؟

30:37.141 --> 30:38.661
‫رابی بِیلی

30:40.581 --> 30:41.881
‫یه قربانی فرعیه

30:49.261 --> 30:51.061
‫نمی‌خواسته شاهدی وجود داشته باشه

30:51.141 --> 30:52.441
‫دقیقاً

31:34.181 --> 31:36.941
‫سلام. می‌شه یه لیوان بزرگ
‫از مشروب باکیفیت‌تون بهم بدی، عشقم؟

31:37.021 --> 31:38.321
‫آره، عزیزم

31:40.141 --> 31:42.101
‫تو پدر پِیج هستی

31:44.061 --> 31:45.260
‫ممنون. بگیر

31:45.261 --> 31:46.821
‫- ممنون
‫- بقیه‌ش رو نگه دار برای خودت

31:47.581 --> 31:49.341
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

31:52.781 --> 31:54.221
‫دخترم گم شده

31:55.301 --> 31:56.661
‫از کِی؟

31:56.741 --> 31:59.101
‫همون شبی که آرون کشته شده

32:02.341 --> 32:05.501
‫خب، طبق چیزی که من می‌بینم،
‫دو تا احتمال وجود داره

32:05.581 --> 32:08.021
‫یا پِیج، آرون رو کشته و فرار کرده،

32:08.101 --> 32:11.301
‫یا هر کسی که آرون رو کشته،
‫دخترت رو برده یا کشته

32:13.421 --> 32:15.621
‫ولی هنوزم نمی‌دونم
‫این‌جا چیکار می‌کنی

32:17.981 --> 32:21.461
‫ببین، می‌دونم روز سختیه

32:21.541 --> 32:23.621
‫و آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینه که مزاحمت بشم

32:23.701 --> 32:24.620
‫اما؟

32:24.621 --> 32:28.461
‫اما سوالاتی در مورد آرون و پِیج دارم
‫که پاسخ‌شون رو می‌خوام

32:28.541 --> 32:30.981
‫چندین ماه بود آرون رو ندیده بودم

32:31.061 --> 32:35.741
‫باشه، اما سعی می‌کنم بفهمم
‫پِیج و این مرد چه ارتباطی با هم داشتن

32:36.261 --> 32:37.621
‫آرون اون رو می‌شناخت؟

32:37.701 --> 32:39.421
‫نمی‌دونم. چرا؟

32:39.501 --> 32:40.901
‫اون هم گم شده

32:41.421 --> 32:43.261
‫و با پِیج در ارتباط بوده

32:43.341 --> 32:48.621
‫ممکنه به اتفاقی که برای آرون افتاده
‫ربط داشته باشه

32:50.821 --> 32:54.301
‫- نمی‌خوای بدونی قضیه چی بوده؟
‫- بچه‌ی دیگه‌ای داری؟

32:55.301 --> 32:56.540
‫‏۲ تای دیگه دارم

32:56.541 --> 32:58.461
‫می‌شه یه پیشنهاد بدم؟

32:58.541 --> 33:01.541
‫به جای این‌که دنبال
‫یه معتاد فراری بگردی

33:01.621 --> 33:04.421
‫که یا مُرده، یا اصلاً تو رو نمی‌‌شناسه،

33:05.381 --> 33:08.101
‫چرا روی خانواده‌ای که برات
‫باقی مونده تمرکز نمی‌کنی؟

33:13.435 --> 33:17.032
‫[ بیزی بوریتو ]

33:17.381 --> 33:20.261
‫دکتر گرین مشتری همیشگی‌مونه.
‫برای کل کارکنان بیمارستان سفارش می‌ده

33:21.061 --> 33:24.541
‫همیشه سه تا ناچو رایگان بهش می‌دم.
‫آخه پرستارها خیلی زحمت می‌کشن

33:24.621 --> 33:27.461
‫سه‌شنبه‌ی قبلی هم اومد؟
‫همون زمان همیشگی؟

33:27.541 --> 33:29.461
‫همیشه سر وقت میاد، اما…

33:30.741 --> 33:32.041
‫صبر کنید

33:40.701 --> 33:42.301
‫آره

33:42.381 --> 33:44.981
‫آره، اومد، خودش سفارش داد

33:45.061 --> 33:48.101
‫اما نموند تا سفارش آماده بشه.
‫گفت خودمون ببریم تحویل‌شون بدیم

33:49.741 --> 33:51.421
‫و معمولاً اون کار رو نمی‌کنه؟

33:51.501 --> 33:53.101
‫احتمالاً اولین بارش بوده

33:56.621 --> 33:59.861
‫- متوجه‌ی تفاوت دیگه‌ای توی رفتارش نشدی؟
‫- اجازه گرفت از در پشتی خارج بشه

34:01.621 --> 34:03.101
‫می‌تونستی همون اول این رو بگی

34:13.461 --> 34:15.141
‫چرا از در پشتی خارج شده؟

34:15.781 --> 34:17.661
‫شاید نمی‌خواسته کسی اون رو ببینه

34:17.741 --> 34:19.041
‫مثلاً کی؟

34:30.781 --> 34:32.181
‫فقط دختر من نیست

34:33.341 --> 34:34.641
‫همسرم هم هست

34:35.061 --> 34:36.821
‫اون شب تیر خورد

34:36.901 --> 34:39.141
‫زنده‌ست. به سختی

34:40.461 --> 34:42.701
‫وقتی دنبال پِیج می‌گشتیم تیر خورد،

34:42.781 --> 34:44.821
‫وقتی رفتیم جایی که اون و آرون…

34:45.581 --> 34:46.881
‫جایی که آرون به قتل رسید

34:48.541 --> 34:51.341
‫شاید فکر کنی هیچ اطلاعات مفیدی برای گفتن نداری،
‫اما لطفاً هر چیزی که می‌دونی رو بگو

34:51.421 --> 34:53.061
‫یه اسم، یه مکان

34:53.141 --> 34:55.141
‫- نمی‌خوای بیخیال بشی، نه؟
‫- هرگز

34:55.221 --> 34:57.301
‫ببین، نمی‌دونم راجع به آرون
‫باید چی بهت بگم

34:57.381 --> 34:59.461
‫هر چیزی. همه‌چیز رو

35:00.061 --> 35:04.501
‫پِیج همیشه اون رو از ما دور نگه می‌داشت.
‫فقط می‌دونیم توی دانشگاه با هم آشنا شدن

35:04.581 --> 35:06.981
‫آرون ازش بزرگ‌تر بوده،
‫و پِیج رو یه آدم دیگه کرده

35:07.061 --> 35:08.501
‫درست به نظر می‌رسه

35:08.581 --> 35:10.901
‫از همون لحظه‌ای که به دنیا اومد
‫اونا باهاش مشکل داشتن

35:11.621 --> 35:14.261
‫چی… گفتی «اونا»، نه «ما»

35:14.341 --> 35:16.541
‫من و وایلی اون موقع هنوز
‫ازدواج نکرده بودیم

35:18.461 --> 35:20.181
‫تو مادرخونده‌ی آرونی؟

35:20.261 --> 35:22.061
‫از وقتی ۸ سالش بود

35:22.581 --> 35:25.141
‫راستش رو بخوای
‫خیلی مهر مادری ندارم

35:25.221 --> 35:27.021
‫تعجب برانگیزه. می‌دونم

35:28.301 --> 35:30.181
‫من و آرون هیچ‌وقت با هم صمیمی نشدیم

35:30.261 --> 35:32.861
‫مامان واقعی آرون چی؟
‫اون کجاست؟

35:32.941 --> 35:35.821
‫وایلی گفت وقتی توی ایتالیا
‫توی یه تاکستان کار می‌کرده با هم آشنا شدن

35:35.901 --> 35:37.020
‫اسمش برونا بود

35:37.021 --> 35:38.140
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

35:38.141 --> 35:39.501
‫برونا مُرد

35:40.101 --> 35:43.021
‫- چطور؟
‫- وایلی گفت توی یه سانحه‌ی رانندگی

35:44.021 --> 35:45.321
‫ولی تو متقاعد نشدی؟

35:46.341 --> 35:47.981
‫نمی‌دونم چرا دارم
‫این حرف‌ها رو بهت می‌گم

35:48.061 --> 35:49.381
‫چون مرد صادقی به نظر می‌رسم؟

35:49.461 --> 35:52.221
‫شبیه شوهر اولم هستی

35:52.301 --> 35:55.141
‫- مرد خوش‌تیپی بود، نه؟
‫- معلومه که نه!

35:55.661 --> 35:57.581
‫اما کارش توی تخت عالی بود

35:58.181 --> 35:59.781
‫پس یه وجه مشترک داریم

36:02.581 --> 36:04.861
‫ببین، ازت خوشم میاد، آقای گرین

36:05.341 --> 36:08.301
‫و چیزی که می‌خوام بهت بگم
‫ممکنه به دردت بخوره، شاید هم نخوره

36:08.381 --> 36:11.541
‫من و وایلی برای ماه‌عسل
‫به مدت ۳ هفته رفتیم به سانتورینی

36:11.621 --> 36:14.501
‫وقتی می‌خواستم بلیت بگیرم،
‫اصلاً نمی‌تونستم گذرنامه‌ی وایلی رو پیدا کنم

36:14.581 --> 36:18.301
‫فکر می‌کردم گمش کرده،
‫پس به اداره‌ی گذرنامه زنگ زدم

36:18.821 --> 36:22.821
‫اما فهمیدم وایلی اصلاً گذرنامه نداشته

36:22.901 --> 36:24.621
‫چی؟

36:24.701 --> 36:26.861
‫در مورد مامان آرون دروغ گفته بود

36:28.261 --> 36:30.501
‫اصلاً به ایتالیا نرفته بود

36:54.141 --> 36:56.901
‫اون عکس دِیمین گورش
‫و شوهرش نیل‌ـه

36:58.861 --> 37:01.621
‫انگار زوج خوش‌حالی بودن

37:02.421 --> 37:03.721
‫گروهبان؟

37:06.661 --> 37:08.541
‫- گروهبان کارآگاه تالبات؟
‫- بگو

37:08.621 --> 37:11.461
‫شوهر آقای گورش اومدن

37:12.901 --> 37:14.221
‫دریافت شد

37:17.981 --> 37:19.281
‫نیل

37:20.541 --> 37:22.181
‫اسم من اِلینا ریونزکرافته

37:22.261 --> 37:24.901
‫یه کارآگاه هستم
‫و با پلیس همکاری می‌کنم

37:25.701 --> 37:29.101
‫نمی‌خوام این‌جا بمونم و وانمود کنم
‫درک می‌کنم چه حسی داری،

37:29.181 --> 37:32.661
‫اما می‌دونم از دست دادن آدمی
‫که دوستش داری چقدر سخته، و…

37:34.501 --> 37:35.941
‫واقعاً خیلی مزخرف،

37:36.581 --> 37:37.901
‫و وحشتناکه

37:38.781 --> 37:40.181
‫و دردش از هر چیزی بیشتره

37:42.901 --> 37:45.261
‫اما باید سریع اقدام کنیم

37:45.341 --> 37:46.981
‫پس می‌شه ازت بپرسم…

37:49.061 --> 37:52.981
‫تو یا دِیمین مرد جوونی
‫به اسم هنری ثورپ رو نمی‌شناختید؟

37:54.381 --> 37:55.681
‫نه

37:58.421 --> 37:59.901
‫پِیج گرین چی؟

38:01.741 --> 38:04.661
‫دِیمین هیچ‌وقت اسم‌شون رو به زبون نیاورد.
‫کی هستن؟

38:05.501 --> 38:07.901
‫هر دو تاشون گم شدن
‫و من دارم دنبالشون می‌گردم

38:07.981 --> 38:11.621
‫بابای هنری این رو
‫توی وسایلش پیدا کرد

38:12.421 --> 38:14.141
‫و اون شماره‌ی همراه هم
‫روش نوشته شده

38:15.181 --> 38:16.981
‫دست‌خط دِیمینه

38:17.981 --> 38:19.341
‫و شماره‌ی همراه اونه

38:20.901 --> 38:23.301
‫این هنری ممکنه یه مشتری بوده باشه

38:24.341 --> 38:25.981
‫اگه بخواید می‌تونید
‫توی پایگاه داده‌ها جستجو کنید

38:26.061 --> 38:27.981
‫خیلی عالی می‌شه، نیل

38:31.141 --> 38:32.441
‫اسم…

38:33.061 --> 38:35.981
‫آرون کوروال آشنا نیست؟

38:36.501 --> 38:37.801
‫شاید

38:38.741 --> 38:40.041
‫به طور مبهم

38:40.261 --> 38:41.901
‫نمی‌دونم

38:41.981 --> 38:45.541
‫چرا؟ این آدم‌های گم شده
‫به اتفاقی که با دِیمین افتاد مرتبط هستن؟

38:45.621 --> 38:47.661
‫می‌شه لطفاً بفهمید چه اتفاقی
‫برای شوهرم افتاده؟

38:50.522 --> 38:55.969
‫[ لطفاً از سرعت خود بکاهید ]
‫[ کودکان و حیوانات در مسیر هستند ]

39:18.181 --> 39:19.340
‫چی می‌خوای؟

39:19.341 --> 39:21.941
‫می‌خوام در مورد مادر آرون برام بگی

39:22.021 --> 39:23.381
‫مادر واقعیش

39:24.661 --> 39:26.901
‫می‌بینم که با همسر دوست‌داشتنیم حرف زدی

39:26.981 --> 39:28.541
‫آرون با مادرش در ارتباط بود؟

39:29.061 --> 39:30.381
‫کجاست؟

39:31.061 --> 39:32.541
‫ممکنه پِیج پیش اون باشه؟

39:36.021 --> 39:38.461
‫بعد از بلایی که پسرت
‫سر دخترم آورد،

39:39.221 --> 39:40.500
‫یه توضیح بهم بدهکاری

39:40.501 --> 39:41.981
‫اصلاً بدهکار نیستم

39:43.981 --> 39:46.701
‫پس الان نقشه چیه؟ هوم؟

39:47.301 --> 39:48.701
‫من رو هم کتک بزنی،

39:49.541 --> 39:51.541
‫چون خیلی مرد خانواده‌دوستی هستی؟

39:52.181 --> 39:53.861
‫من هیچ‌وقت روی آرون دست بلند نمی‌کردم

39:53.941 --> 39:56.541
‫اگه مثل یه مار
‫وارد زندگی دخترم نمی‌شد

39:56.621 --> 39:58.181
‫دخترم رو توی دانشگاه نشون کرد،

39:58.261 --> 40:00.781
‫اون رو وارد دنیای خودش کرد،
‫و الان توی جهنمیه

40:00.861 --> 40:03.301
‫که فقط خود خدا جاش رو بلده،
‫و همه‌ش تقصیر پسرته

40:03.381 --> 40:05.781
‫فکر می‌کنی توی دانشگاه دخترت
‫با هم آشنا شدن؟

40:07.861 --> 40:09.261
‫کی بهت چنین چیزی گفته؟

40:11.741 --> 40:13.661
‫دوست ندارم حقیقت رو بهت بگم، اما…

40:14.541 --> 40:16.101
‫آرون هیچ‌کدوم از اینا رو شروع نکرد

40:17.061 --> 40:18.361
‫همه‌ش زیر سر پِیج بود

40:19.541 --> 40:21.141
‫اومد این‌جا، دنبال آرون می‌گشت

40:22.981 --> 40:27.501
‫و توی اون خراب‌شده‌ای که
‫اسمش رو خونه گذاشته بود، پیداش کرد

40:30.381 --> 40:33.061
‫می‌تونی هر جوری که دوست داری
‫داستان غم‌انگیزت رو تعریف کنی

40:33.141 --> 40:34.380
‫اما حقیقت چیه؟

40:34.381 --> 40:36.341
‫این‌که دخترت دست
‫از سر پسر من برنمی‌داشت

40:36.421 --> 40:38.141
‫برعکس نبود

40:42.861 --> 40:45.421
‫با اِلینا ریونزکرافت تماس گرفتی.
‫برام پیغام بذار

40:45.501 --> 40:47.781
‫اِلینا، از اول اشتباه فهمیده بودم

40:47.861 --> 40:49.581
‫آرون اصلاً دنبال پِیج نبوده

40:49.661 --> 40:52.501
‫پِیج بعد از قبولی توی دانشگاه لانفورد
‫رفته سراغ آرون

40:52.581 --> 40:53.580
‫دلیلش رو نمی‌دونم،

40:53.581 --> 40:57.781
‫اما توی اون دانشگاه یه چیزی
‫باعث عوض شدن پِیج شده. بهم زنگ بزن

41:54.589 --> 41:56.186
‫[ مشتری‌ها ]

42:11.141 --> 42:12.741
‫چی توی سرته، «دی»؟

42:27.821 --> 42:29.261
‫چرا اومدیم این‌جا؟

42:30.381 --> 42:32.461
‫سورپرایز، خانم اوهارا

42:33.421 --> 42:35.381
‫تو. یعنی چی؟

42:44.205 --> 42:47.038
‫[ تاریخچه‌ی مرور ]

42:51.359 --> 42:52.653
‫[ کشف کردن ریشه‌های خانوادگی ]

42:52.654 --> 42:55.887
‫[ خانواده‌تان را پیدا کنید ]
‫[ دنبال خواهر/برادر، اعضای خانواده می‌گردید؟ ]

42:55.888 --> 42:57.041
‫[ به سرپرستی گرفته شده‌اید؟ ]

43:00.901 --> 43:03.061
‫هنری رو به سرپرستی گرفتیم

43:04.661 --> 43:07.581
‫پلیس میدانی تصاویر دوربین‌های
‫"بیزی بوریتو" رو فرستاده

43:14.541 --> 43:15.861
‫اون اینگریده که داره می‌ره

43:22.781 --> 43:24.581
‫اونی که پشت سرشه کیه؟

43:46.581 --> 43:47.881
‫سلام؟

44:38.261 --> 44:39.821
‫پِیج!

44:39.822 --> 44:44.822
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:44.823 --> 44:49.823
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:49.824 --> 45:04.824
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
