WEBVTT

00:06.443 --> 00:10.496
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫:.:Bamabin.com:.:

00:11.303 --> 00:12.471
‫خوبی؟‬

00:13.514 --> 00:14.723
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

00:15.974 --> 00:17.308
‫رودولف؟‬

00:17.309 --> 00:19.685
‫همشون دارن دماغش رو مسخره می‌کنن.‬

00:19.686 --> 00:21.187
‫خب مگه چشه که با بقیه فرق داره؟‬

00:21.188 --> 00:24.148
‫بابانوئل هم میگه نمی‌تونه عضو تیم باشه؟‬

00:24.149 --> 00:26.025
‫انگار خودش خیلی بی‌نقصه؟‬

00:26.026 --> 00:27.528
‫بابانوئل یه چاقِ عوضیه.‬

00:29.488 --> 00:31.198
‫هی. بیا اینجا.‬

00:34.159 --> 00:35.535
‫هی، عید شکرگزاریت چطور بود؟‬

00:35.536 --> 00:37.745
‫- خوب بود.‬
‫- خوب؟‬

00:37.746 --> 00:39.247
‫تو نونت تو نوشتنِ داستانه، گرگ.‬

00:39.248 --> 00:41.499
‫- بهتر تعریف کن.‬
‫- از دیدنت خوشحالم، والت.‬

00:41.500 --> 00:44.835
‫خب، بد نبود.‬
‫من و کیتی اینجا بودیم.‬

00:44.836 --> 00:47.046
‫تنها ضدحالش این بود که اون‬

00:47.047 --> 00:48.589
‫یه کم بابت یه چیزی ناراحت بود.‬

00:48.590 --> 00:50.424
‫اصلاً بهم نمی‌گفت قضیه چیه.‬

00:50.425 --> 00:52.218
‫و یه جورایی غمگین بود.‬

00:52.219 --> 00:54.679
‫وای، عاشقِ خامه‌ی فرم‌گرفته‌ی تهشم.‬

00:54.680 --> 00:56.305
‫تو هفته چند تا از اینا می‌خوری؟‬

00:56.306 --> 00:58.391
‫مشکلِ تو نیست، مشکلِ منه،‬

00:58.392 --> 01:00.268
‫و اصلاً هم نمی‌خوام حلش کنم.‬

01:00.269 --> 01:02.186
‫هی، فقط خواستم یه خبری بهت بدم، گرگ.‬

01:02.187 --> 01:04.855
‫کریستل برگشته،
‫اگه می‌خوای سلامی بدی یا حالش رو بپرسی.‬

01:04.856 --> 01:06.816
‫حالش چطوره؟‬

01:06.817 --> 01:09.026
‫می‌دونی چیه، بعداً باهاش حرف می‌زنم.‬

01:09.027 --> 01:11.028
‫- مرسی، والت.‬
‫- قربونت.‬

01:11.029 --> 01:12.863
‫- داری ازم فرار می‌کنی؟‬
‫- اوه!‬

01:12.864 --> 01:15.616
‫سلام. نه، راستش داشتم می‌اومدم پیشت.‬

01:15.617 --> 01:17.910
‫نه، لازم نیست از این کارا بکنی، گرگ.‬

01:17.911 --> 01:20.705
‫در واقع، یه لیست از قوانینِ پایه نوشتم‬

01:20.706 --> 01:23.624
‫تا بتونیم این هشت روزِ آخرِ
‫همکار بودنمون رو مدیریت کنیم.‬

01:23.625 --> 01:24.959
‫باشه.‬

01:24.960 --> 01:26.794
‫تو دفتر شلوارِ کتانِ تنگ نپوش‬

01:26.795 --> 01:28.629
‫یا شلوارهای راحتی که فاقشون خیلی معلومه.‬

01:28.630 --> 01:31.132
‫خیلی خب، فکر کنم این بیشتر
‫در موردِ من صدق می‌کنه تا تو.‬

01:31.133 --> 01:33.593
‫- منم رعایت می‌کنم.‬
‫- باشه. حله.‬

01:33.594 --> 01:35.636
‫از این کارای جنتلمن‌بازی هم
‫درنیار که دلم رو ببری.‬

01:35.637 --> 01:37.723
‫من باز هم باهات مهربون هستم.‬

01:39.433 --> 01:40.891
‫باشه.‬

01:40.892 --> 01:43.394
‫تو دفتر لبخند نزن و زبونتم بیرون نیار.‬

01:43.395 --> 01:45.896
‫- این یکی برام خیلی مهمه.‬
‫- حتماً. لبخند نمی‌زنم.‬

01:45.897 --> 01:47.898
‫نمی‌دونم تا حالا تو دفتر
‫زبونم رو بیرون آوردم یا نه.‬

01:47.899 --> 01:49.734
‫خب، هر وقت دهنت رو باز می‌کنی،
‫زبونت معلوم میشه.‬

01:49.735 --> 01:52.903
‫باشه، حتماً...‬
‫آره، حله.‬

01:52.904 --> 01:55.239
‫من دیگه میرم،
‫پس لطفاً با چشمات من رو لخت نکن.‬

01:55.240 --> 01:56.617
‫تمامِ تلاشم رو می‌کنم.‬

02:01.079 --> 02:03.247
‫- داری می‌کنی.
‫- یه جورایی آره.‬

02:04.113 --> 02:08.160
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

02:08.184 --> 02:11.884
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

02:29.441 --> 02:32.151
‫مطمئنم همتون یادتونه که اسم این کلاس

02:32.152 --> 02:34.445
‫هنرِ نوشتنِ داستان‌های پرکششه.‬

02:34.446 --> 02:36.781
‫برای همین، خیلی از یادداشت‌برداری‌هاتون

02:36.782 --> 02:38.699
‫مربوط به همون فصلِ اوله،‬

02:38.700 --> 02:40.034
‫یعنی جذب کردنِ مخاطب.‬

02:40.035 --> 02:42.620
‫من کتابی نوشتم به اسمِ شکوفه‌ی مرداب.‬

02:42.621 --> 02:45.665
‫تو اون کتاب، روستر نامه‌ای از
‫عشقِ قدیمیش دریافت می‌کنه‬

02:45.666 --> 02:48.959
‫که توش نوشته: رها کردنت‬

02:48.960 --> 02:51.420
‫بزرگ‌ترین اشتباهی بود که تا حالا کردم.‬

02:51.421 --> 02:53.964
‫اما اگه داری الان این رو می‌خونی،‬

02:53.965 --> 02:56.509
‫احتمالاً من مُردم.
‫نظرتون چیه؟‬

02:56.510 --> 02:58.886
‫پسر، کی دیگه نامه می‌نویسه؟‬

02:58.887 --> 03:01.723
‫آره، تازه چرا تمومش نکرده و
‫بیشتر توضیح نداده؟‬

03:02.349 --> 03:04.141
‫شاید جونش در خطر بوده.‬

03:04.142 --> 03:07.561
‫ولی باز وقت داشته بره تمبر بخره و پستش کنه؟‬

03:07.562 --> 03:08.771
‫- اوم...‬
‫- اوه، نه.‬

03:08.772 --> 03:10.731
‫خیلی از پیرمرد پیرزنا از قبل تمبر دارن.‬

03:10.732 --> 03:12.400
‫من... مگه تمبر چشه؟‬

03:12.401 --> 03:14.902
‫اگه بخونیدش منطقیه.
‫واقعاً کتابِ فوق‌العاده‌ایه.‬

03:14.903 --> 03:18.155
‫تامی، نمی‌دونی چقدر عالیه‬

03:18.156 --> 03:20.032
‫که دوباره تو این کلاس می‌بینمت
‫و مشارکت می‌کنی.‬

03:20.033 --> 03:22.159
‫وقتی من مشارکت می‌کنم‬

03:22.160 --> 03:24.078
‫- اصلا چیزی نمیگی.‬
‫- می‌دونم.‬

03:24.079 --> 03:25.663
‫بفرما.‬

03:25.664 --> 03:27.581
‫18.

03:27.582 --> 03:28.958
‫برای امروز کافیه.‬

03:28.959 --> 03:31.545
‫برید روی اون بازبینی‌ها کار کنید.
‫اینم مالِ تو.‬

03:33.588 --> 03:35.423
‫ببین.‬
‫آدرال و سلسیوس.‬

03:35.424 --> 03:37.341
‫- همیشه جوابه.‬
‫- همیشه.‬

03:37.342 --> 03:38.677
‫- فعلاً، گرگ.‬
‫- فعلاً.‬

03:42.055 --> 03:43.389
‫با هم اوکی‌ایم؟‬

03:43.390 --> 03:45.683
‫یه دانشجوی روان‌شناسی
‫داره بهم کمک می‌کنه تو رو‬

03:45.684 --> 03:48.018
‫بدونِ هیچ اندامِ جنسی‌ای تصور کنم.‬

03:48.019 --> 03:50.856
‫فقط یه سطحِ صاف و بی‌مو.‬

03:51.857 --> 03:53.524
‫باشه، من می‌خوام کمکت کنم‬

03:53.525 --> 03:55.609
‫تا دوباره تو بقیه‌ی کلاسات بیفتی رو غلتک.‬

03:55.610 --> 03:57.361
‫آره، واقعاً بهش نیاز دارم.‬

03:57.362 --> 03:58.571
‫دفترِ من؟‬

03:58.572 --> 03:59.697
‫راس ساعت سه؟

03:59.698 --> 04:01.615
‫- حله.‬
‫- حله.‬

04:01.616 --> 04:03.242
‫این مالِ توئه.‬

04:03.243 --> 04:04.744
‫کلی کار داری که باید انجام بدی.‬

04:07.478 --> 04:09.365
‫«بیشتر تحقیق کن»

04:16.298 --> 04:18.966
‫عاشقِ این جلیقه‌ام.‬
‫مرسی.‬

04:18.967 --> 04:21.802
‫جنسِ نئوپرنش دمایِ اصلیِ‬
‫بدنت رو ۱۲ درصد می‌بره بالا.‬

04:21.803 --> 04:23.721
‫تازه، باعث میشه
‫بازوهات هم جذاب به نظر بیان.‬

04:23.722 --> 04:25.556
‫حتی واسه شام هم می‌پوشمش.‬

04:25.557 --> 04:27.308
‫از قضایایِ بایوتکا‬
‫چه خبر؟‬

04:27.309 --> 04:29.477
‫به تصمیمِ نهایی نزدیک شدی؟‬

04:29.478 --> 04:31.228
‫اسباب‌کشی به نیویورک‬
‫پیچیده‌ست.‬

04:31.229 --> 04:33.230
‫و آرچی هم نشون داده‬

04:33.231 --> 04:35.316
‫که یکم بیشتر رویِ بچه‬
‫وقت می‌ذاره.‬

04:35.317 --> 04:38.068
‫حتی یه لیست از اسم‌هایِ‬
‫دهن‌پرکنِ بریتانیایی ردیف کرده.‬

04:38.069 --> 04:40.488
‫هرچند من شخصاً دلم نمی‌خواد اسمِ پسرم‬
‫یا دخترم رابین باشه.‬

04:40.489 --> 04:43.282
‫- کی دلش می‌خواد؟‬
‫- ولی اگه قرار نیست خیلی پیگیر باشه،‬

04:43.283 --> 04:44.993
‫باید کار رو قبول کنم‬
‫و برم، نه؟‬

04:46.411 --> 04:48.621
‫اشکالی نداره یه جمله از‬
‫تئودور روزولت نقل‌قول کنم؟‬

04:48.622 --> 04:49.915
‫ترجیح میدم این کار رو نکنی.‬

04:50.749 --> 04:52.249
‫باشه.‬

04:52.250 --> 04:54.835
‫ببین سانی، زندگیت قراره‬
‫پر از امتحان‌هایِ مختلف باشه.‬

04:54.836 --> 04:56.462
‫فقط باید‬
‫چشمات رو باز نگه داری‬

04:56.463 --> 04:58.757
‫و ببینی دنیا چی بهت میگه.‬
‫خودت می‌فهمی چی‌کار کنی.‬

04:59.800 --> 05:01.091
‫مرسی.‬

05:01.092 --> 05:02.802
‫«باور داشته باش که می‌تونی،‬
‫اونوقت نصفِ راه رو رفتی.»‬

05:02.803 --> 05:05.012
‫آخرش اون تئودور روزولت رو‬
‫چپوندی تو حرفات، نه؟‬

05:05.013 --> 05:06.431
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

05:08.517 --> 05:12.478
‫خب، چرا هممون
‫از این کلاه‌هایِ لبه‌دارِ یه شکل پوشیدیم؟‬

05:12.479 --> 05:14.021
‫مثلاً می‌تونه نمادِ گروهمون باشه.‬

05:14.022 --> 05:16.024
‫میشیم...‬
‫پسرایِ کلاهی.‬

05:16.858 --> 05:18.526
‫- بیخیال بابا.‬
‫- تلاشِ خوبی بود، سینه‌خوکی.‬

05:18.527 --> 05:19.985
‫- تو همیشه همون سینه‌خوکی می‌مونی.‬
‫- اه، لعنت.‬

05:19.986 --> 05:21.111
‫- سلام بچه‌ها.‬
‫- گرگ!‬

05:21.112 --> 05:22.613
‫- روستر!‬
‫- سلام!‬

05:22.614 --> 05:24.824
‫راستی، تامی رو جایی ندیدین؟‬

05:24.825 --> 05:26.200
‫قرار بود تویِ دفترم‬
‫همدیگه رو ببینیم،‬

05:26.201 --> 05:27.368
‫ولی اصلاً نیومد.‬

05:27.369 --> 05:29.119
‫- نه.‬
‫- سرِ کلاسِ اقتصاد هم نبود.‬

05:29.120 --> 05:31.372
‫شاید یه جا کز کرده و ناراحته چون این آقا‬

05:31.373 --> 05:33.374
‫ازش نخواسته‬
‫عضوِ پسرایِ کلاهی بشه.‬

05:33.375 --> 05:34.458
‫کون لقتون بابا!

05:34.459 --> 05:36.627
‫بزن قدش، پسر کلاهی!

05:36.628 --> 05:38.462
‫تو اصلاً نمی‌دونی‬
‫پسرِ کلاهی چیه، نه؟‬

05:38.463 --> 05:39.713
‫نه، نمی‌دونم.‬

05:39.714 --> 05:40.840
‫آقایون.‬

05:40.841 --> 05:42.132
‫سینه‌خوکی.‬

05:42.133 --> 05:44.218
‫والت، پیامت رسید.‬
‫نه، من نمیام

05:44.219 --> 05:46.720
‫یه گروهِ ضربت راه بندازم تا ببینم‬
‫کی نمادِ مدرسه رو دزدیده.‬

05:46.721 --> 05:48.681
‫تلاشِ خوبی بود.‬
‫دیگه زنگ نزن.‬

05:48.682 --> 05:49.723
‫دوباره زنگ می‌زنه.‬

05:49.724 --> 05:51.141
‫- ببخشید.‬
‫- نه، مشکلی نیست.‬

05:51.142 --> 05:52.852
‫از اینکه تو این حالتِ مدیریتی‬
‫می‌بینمت خوشم میاد.‬

05:52.853 --> 05:54.395
‫مرسی. اه، نادیده‌اش بگیر.‬

05:54.396 --> 05:57.898
‫می‌خواستم درباره‌یِ شعر‬
‫چری پاپت، باهات حرف بزنم.‬

05:57.899 --> 05:59.692
‫تو... تو که می‌فهمی‬
‫من اونیم که پرده رو می‌زنه‬

05:59.693 --> 06:01.360
‫و ایلای هم‬
‫همون باکره‌ست، درسته؟‬

06:01.361 --> 06:03.696
‫خیلی خب، لازم نیست همه بدونن من باکره بودم.‬

06:03.697 --> 06:06.074
‫از تو الهام گرفتم کینگ.
‫ولی باید بیرون منتظر بمونی.‬

06:07.534 --> 06:08.702
‫عاشقِ این شعرم.‬

06:09.369 --> 06:11.078
‫این اولین باره‬
‫چیزی نوشتی‬

06:11.079 --> 06:13.497
‫که شخصی به نظر میرسه.‬

06:13.498 --> 06:15.583
‫- دهنتو! مرسی.‬
‫- فکر کنم این قطعه‌ایه‬

06:15.584 --> 06:17.084
‫که می‌تونه تویِ مجله‌یِ ریویو چاپ بشه.‬

06:17.085 --> 06:19.628
‫واسه همین چند جا رو علامت زدم‬

06:19.629 --> 06:22.590
‫تا بهت نشون بدم کجاها می‌تونی‬
‫بیشتر به خودت فشار بیاری.‬

06:22.591 --> 06:25.176
‫بیشتر از درونیاتت بگو.‬
‫نظرت چیه؟‬

06:25.886 --> 06:28.679
‫میرم یه ذره مواد بزنم
‫و حسابی تلاشم رو می‌کنم.‬

06:28.680 --> 06:30.598
‫لازم نیست بدونم‬
‫چطوری به اون حس میرسی.‬

06:30.599 --> 06:32.349
‫فقط خوشحالم
‫که یه دانشجو دارم‬

06:32.350 --> 06:34.101
‫- که آینده‌داره.‬
‫- اوهوم.‬

06:34.102 --> 06:36.312
‫- اوا خیلی بااستعداده.‬
‫- همین‌طوره.‬

06:36.313 --> 06:39.440
‫زیاد تشویقش نکن. اون مالِ منه.‬

06:39.441 --> 06:41.942
‫دنیا به اندازه‌یِ کافی‬
‫نویسنده‌یِ داستانِ تخیلی داره.‬

06:41.943 --> 06:44.403
‫- آره.‬
‫- منظورم اینه که این دیگه چه کوفتیه؟‬

06:44.404 --> 06:46.447
‫فقط چون من تو شهرم‬
‫دارن این کار رو می‌کنن.‬

06:46.448 --> 06:48.574
‫می‌دونی وقتی شاعرا میان تو شهر‬
‫چیکار می‌کنن؟‬

06:48.575 --> 06:50.035
‫همه دیوونه میشن؟‬

06:51.411 --> 06:53.913
‫اصلاً بامزه نیستی.‬

06:53.914 --> 06:56.124
‫قیافه‌ش رو ببین،‬
‫خیلی عصبانی‌ای.‬

06:59.002 --> 07:01.086
‫- هی، گرگ؟‬
‫- اوه، سلام.‬

07:01.087 --> 07:02.880
‫میام تو ولی در رو باز می‌ذارم‬

07:02.881 --> 07:04.048
‫واسه امنیتِ جفتمون.‬

07:04.049 --> 07:06.967
‫می‌دونم این صحنه لابد
‫برات عجیب بوده

07:06.968 --> 07:08.969
‫ولی با نافم ور نمی‌رفتم.

07:08.970 --> 07:10.054
‫- اون...‬
‫- مشکلی نیست.‬

07:10.055 --> 07:11.221
‫چون واسم خوبه‬

07:11.222 --> 07:13.223
‫که ببینم چقدر‬
‫از درون داغونی.‬

07:13.224 --> 07:15.559
‫- هستم، مرسی.‬
‫- ولی به کمکت نیاز دارم.‬

07:15.560 --> 07:16.895
‫چی شده؟‬

07:18.063 --> 07:19.772
‫تامی میگه می‌خواد‬
‫از دانشگاه انصراف بده.‬

07:19.773 --> 07:21.565
‫- وای، نه. نه، نه، نه، نه.‬
‫- خیلی عصبانیم.‬

07:21.566 --> 07:23.901
‫این یه فرصتِ‬
‫خیلی بزرگ واسشه.‬

07:23.902 --> 07:25.611
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.‬

07:25.612 --> 07:28.405
‫- باشه.
‫- اجازه میدی منم دخالت کنم؟‬

07:28.406 --> 07:30.157
‫آره، اگه لازم شد‬
‫راحت باش، بزنش.‬

07:30.158 --> 07:31.575
‫نه، قرار نیست بزنمش.‬

07:31.576 --> 07:33.702
‫دوستش دارم،‬
‫ولی بعضی وقتا ازش متنفر میشم.‬

07:33.703 --> 07:34.912
‫آره.‬

07:34.913 --> 07:36.747
‫می‌دونستی موقع تولد‬
‫یه بچه‌ی ۶ کیلو و نیمی بود؟‬

07:36.748 --> 07:38.458
‫نه. اصلاً‬
‫فکرشم نمی‌کردم.‬

07:39.626 --> 07:41.794
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

07:41.795 --> 07:44.338
‫کریستل...‬

07:44.339 --> 07:46.256
‫ردیفش می‌کنم.

07:46.257 --> 07:48.259
‫این کار رو نکن.‬

07:49.010 --> 07:50.427
‫چی؟‬

07:50.428 --> 07:51.971
‫کاری نکن‬
‫دوباره عاشقت بشم.‬

07:51.972 --> 07:54.306
‫اوه، قصدم این نیست.‬
‫فقط می‌خوام به پسرت کمک کنم.‬

07:54.307 --> 07:57.351
‫فقط... فقط می‌خوام‬
‫به پسرت کمک کنم.‬

07:59.145 --> 08:01.105
‫- ممنون، گرگ.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

08:01.106 --> 08:04.525
‫درسته! یوگسلاوی‬
‫از شوروی جدا شد.‬

08:04.526 --> 08:06.860
‫توی این قسمت،‬
‫چندتا نامه‌ی جعلی داریم.‬

08:06.861 --> 08:08.737
‫حتی یه حضورِ کوتاه‬
‫از یونانی‌ها هم داریم.‬

08:08.738 --> 08:10.531
‫وای خدا!
‫عاشقِ اون عوضی‌های سبزه‌رو هستم.‬

08:11.099 --> 08:12.950
‫راستش،‬
‫این یکی رو یادداشت نکن.‬

08:12.951 --> 08:14.827
‫آره، این رو خودم برمی‌دارم.‬

08:14.828 --> 08:17.037
‫عالیه، خب.‬
‫بسیار خب، بیاین بترکونیم.‬

08:17.038 --> 08:18.789
‫چی باعثِ این‬
‫دعوایِ عشاق شد؟‬

08:18.790 --> 08:19.832
‫بله، لیو؟‬

08:19.833 --> 08:21.709
‫تیتو در برابرِ تلاش‌هایِ استالین‬

08:21.710 --> 08:23.627
‫برای کنترلِ سیاست‌هایِ یوگسلاوی‬
‫مقاومت کرد؟‬

08:23.628 --> 08:25.546
‫مثل همیشه عالی بود.‬
‫ممنون.‬

08:25.547 --> 08:27.131
‫خدا، دوباره برگشتیم تو اوج.‬

08:27.132 --> 08:29.174
‫آروم باش،‬
‫جوگیر نشو لباست رو درنیار.‬

08:29.175 --> 08:31.969
‫- حداقل اسمم رو می‌دونه.‬
‫- اسم منم می‌دونه.

08:31.970 --> 08:33.387
‫...حتی شاهدِ یه مقاومتِ رو به رشد‬

08:33.388 --> 08:35.014
‫توی بقیه‌یِ نقاطِ اتحادِ جماهیرِ شوروی بودیم.‬

08:35.015 --> 08:37.016
‫- اِم، بله لیو؟‬
‫- آره، هدر داشت می‌گفت‬

08:37.017 --> 08:39.393
‫که فشارِ اقتصادی از سمتِ غرب هم‬

08:39.394 --> 08:41.061
‫توی این جدایی نقش داشته.‬

08:41.062 --> 08:43.313
‫عالی بود هدر.‬
‫ممنون.‬

08:43.314 --> 08:44.648
‫عالی بود هدر.‬

08:44.649 --> 08:46.484
‫سلیطه‌یِ عوضی.‬

08:47.694 --> 08:49.028
‫آه، خانم‌ها.‬

08:49.029 --> 08:52.656
‫خونه‌یِ من، خونه‌یِ شماست.‬
‫هورا!‬

08:52.657 --> 08:55.325
‫واو، بیشتر از همیشه‬
‫از خودت راضی هستی.‬

08:55.326 --> 08:57.077
‫که واقعاً کارِ سختیه.‬

08:57.078 --> 08:59.246
‫باید بگم، این اواخر حس می‌کنم‬

08:59.247 --> 09:00.998
‫در سطحِ یه استادِ تمام‌عیار تدریس می‌کنم.‬

09:00.999 --> 09:04.418
‫اِم، «مامان‌هایِ خوب‬
‫فکرهایِ ترسناک می‌کنن».‬

09:04.419 --> 09:05.753
‫- اون چیه؟‬
‫- اوه، این‬

09:05.754 --> 09:07.046
‫این فقط یکی از‬
‫کتاب‌هایِ بچه‌داریمه.‬

09:07.047 --> 09:09.423
‫- اوه!‬
‫- می‌دونستی ۹۰ درصدِ مامان‌هایِ جدید

09:09.424 --> 09:11.383
‫- افکارِ مزاحم دارن؟‬
‫- شنیده بودم.‬

09:11.384 --> 09:13.343
‫- آره، مثلاً اگه بچه‌ام مریض بشه چی؟‬
‫- اوهوم.‬

09:13.344 --> 09:15.137
‫- اگه بچه‌م از دستم بیفته چی؟‬
‫- ممکنه پیش بیاد.‬

09:15.138 --> 09:16.847
‫اگه بچه‌م فکر کنه موهایِ من‬

09:16.848 --> 09:18.390
‫از موهایِ خودش قشنگ‌تره و نصف‌شبی‬
‫سرم رو بتراشه چی؟‬

09:18.391 --> 09:20.267
‫- کاملاً ممکنه.‬
‫- ای بابا.‬

09:20.268 --> 09:22.187
‫عزیزم، هورمون‌هایِ زیادی دارن‬
‫تویِ بدنت بالا و پایین میشن.‬

09:22.854 --> 09:25.064
‫فکر نکنم درک کنی

09:25.065 --> 09:27.024
‫به لحاظِ احساسی چه اتفاقی داره میفته.‬

09:27.025 --> 09:28.275
‫حق با اونه.‬

09:28.276 --> 09:29.443
‫ولی من کتابِ مونته‌سوری رو‬

09:29.444 --> 09:31.236
‫برات گرفتم که اگه خواستی‬
‫با هم بخونیمش.‬

09:31.237 --> 09:33.113
‫حشره کوچولو. آه.‬

09:33.114 --> 09:36.408
‫ببین، بچه‌داری یه جورایی‬
‫یه چیزِ غریزیه.‬

09:36.409 --> 09:37.868
‫می‌دونی؟ تو...‬

09:37.869 --> 09:39.870
‫واقعاً لازم نیست نگرانِ‬
‫پدر شدنِ من باشی.‬

09:39.871 --> 09:42.081
‫من کلِ روزم رو صرفِ‬
‫پرورش دادنِ ذهن‌هایِ جوون می‌کنم.‬

09:42.082 --> 09:44.041
‫اتفاقاً جالبه که این رو میگی.‬

09:44.042 --> 09:46.585
‫داشتم همین‌طوری نظراتِ دانشجوها رو تویِ‬

09:46.586 --> 09:48.545
‫سایتِ به استادم نمره بده چک می‌کردم.‬

09:48.546 --> 09:50.798
‫با این یکی خنده‌م گرفت.
‫پروفسور بیتس مغروره‬

09:50.799 --> 09:53.092
‫و کاملاً خودشیفته‌ست.‬

09:53.093 --> 09:55.219
‫خب، من مغرور بودن رو‬
‫نکته‌یِ منفی نمی‌بینم، پس...‬

09:55.220 --> 09:57.805
‫- آه.‬
‫- پروفسور بیتس اصلاً انتقادپذیر نیست،‬

09:57.806 --> 10:00.057
‫- بدقلق و جبهه‌گیره.‬
‫- خب، اینا همش مزخرفه.‬

10:00.058 --> 10:01.975
‫من اصلاً هم‬
‫جبهه‌گیر نیستم.‬

10:01.976 --> 10:04.603
‫کی وقت می‌ذاره این دروغا رو... نه، باشه،‬
‫الان فهمیدم صدام رو بردم بالا.

10:04.604 --> 10:07.731
‫خب، خوبه.‬
‫خوشحالم که این بازخوردها رو گرفتم.‬

10:07.732 --> 10:09.149
‫این یکی جالبه.‬
‫پروفسور بیتس‬

10:09.150 --> 10:11.276
‫بزرگ‌ترین عوضیِ لادلوئه.‬

10:11.277 --> 10:12.444
‫واقعاً همچین چیزی اونجا نیست، هست؟‬

10:12.445 --> 10:14.488
‫نه، فقط خودم دلم می‌خواست بگم.‬

10:14.489 --> 10:15.948
‫تامی، فقط یه لحظه‬
‫بشین.‬

10:15.949 --> 10:17.491
‫بذار تنها باشم، باید کار کنم.‬

10:17.492 --> 10:18.909
‫- هی، چه خبر گرگ؟‬
‫- چطوری روستر؟‬

10:18.910 --> 10:20.745
‫هی. بشین، لطفاً.‬

10:23.164 --> 10:24.748
‫داری چیکار می‌کنی مرد؟‬

10:24.749 --> 10:26.250
‫نمی‌تونی همین‌طوری‬
‫از دانشگاه انصراف بدی.‬

10:26.251 --> 10:28.252
‫- صبر کن، چی؟‬
‫- همچین کاری نکنی.

10:28.253 --> 10:29.628
‫- ما بهت نیاز داریم داداش.‬
‫- هی، چرا که نه؟‬

10:29.629 --> 10:31.463
‫ببین، من فقط چون مامانم مجبورم کرد‬
‫رفتم دانشگاه،‬

10:31.464 --> 10:33.298
‫و اینجوری هم نیست که‬
‫خیلی موفق باشم.‬

10:33.299 --> 10:34.466
‫- دقیقاً.‬
‫- بیخیال.‬

10:34.467 --> 10:36.760
‫کل دانشگاه همینه؟‬

10:36.761 --> 10:37.928
‫فکر کنم آره.‬

10:37.929 --> 10:39.763
‫آره، بابام نمیگه
‫نمره فقط مهمه.

10:39.764 --> 10:42.432
‫پسر، بابام با یه دختری ازدواج کرده‬
‫که فقط دو سال از من بزرگتره.‬

10:42.433 --> 10:44.434
‫خیلی جذابه.‬
‫گیج شدم.

10:44.435 --> 10:46.645
‫- ولی هنوزم باهاش می‌خوابی، نه؟‬
‫- توی پورن که این کار رو می‌کنن.‬

10:46.646 --> 10:48.689
‫بچه‌ها، اینا همش
‫بحث‌های خیلی مهمیه،‬

10:48.690 --> 10:50.983
‫ولی من می‌خوام بحثمون رو‬
‫این‌طرف ادامه بدم.‬

10:50.984 --> 10:52.776
‫راستی، به بابات‬
‫تبریک بگو.‬

10:52.777 --> 10:54.779
‫- مرسی، گرگ.‬
‫- بجنب، بیا پیشم.‬

10:55.947 --> 10:57.781
‫روستر، تو که اصلا
‫دانشگاه نرفتی پسر.‬

10:57.782 --> 11:00.117
‫نه، نرفتم،‬

11:00.118 --> 11:01.286
‫و پشیمونم.‬

11:02.954 --> 11:04.038
‫وقتی بچه بودم...‬

11:05.123 --> 11:07.124
‫واقعاً ناراحت بودم.‬

11:07.125 --> 11:09.961
‫یه جورایی تنها بودم.‬
‫هنوزم یه جورایی هستم.‬

11:12.005 --> 11:14.840
‫می‌بینم که دور‌وبر دانشگاه قدم می‌زنی،‬

11:14.841 --> 11:16.800
‫و دورت‬
‫همیشه شلوغه.‬

11:16.801 --> 11:19.470
‫کاش وقتی سن تو بودم‬
‫منم این رو داشتم.‬

11:20.638 --> 11:23.640
‫اینایی که پشت سرتن‬
‫واقعاً احمقن،‬

11:23.641 --> 11:25.475
‫ولی احمق‌های خودتن.‬

11:27.187 --> 11:28.813
‫تنهاشون نذار.‬

11:31.232 --> 11:33.358
‫خب، من اینجا زندگی می‌کنم.‬
‫بازم می‌بینمشون.‬

11:33.359 --> 11:34.484
‫هنوزم با هم می‌گردیم،‬
‫مگه نه بچه‌ها؟‬

11:34.485 --> 11:35.694
‫- آره، معلومه.‬
‫- تا آخر عمر داداشیم، پسر.‬

11:35.695 --> 11:36.737
‫- دوستت داریم.‬
‫- خودت که می‌دونی.‬

11:36.738 --> 11:37.988
‫- دیگه کمک نکنید.
‫- نگران نباش.‬

11:37.989 --> 11:39.031
‫قرار نیست تا آخر عمرم‬

11:39.032 --> 11:40.490
‫پیشخدمت بمونم.‬

11:40.491 --> 11:42.159
‫خیلی کارای دیگه هست که می‌تونم بکنم.‬

11:44.204 --> 11:46.163
‫راستش همیشه‬
‫دلم می‌خواست پلیس بشم.‬

11:46.164 --> 11:47.706
‫- خیلی خفنن.‬
‫- ببخشید.‬

11:47.707 --> 11:50.500
‫اگه میشه یه لحظه‬
‫همگی بهم توجه کنید.‬

11:50.501 --> 11:53.755
‫دارم مسیر دیروزم رو چک می‌کنم.‬
‫دیروز اینجا بودم.‬

11:54.839 --> 11:56.840
‫کسی اسلحه‌ی من رو ندیده؟‬

11:56.841 --> 11:59.760
‫زیر میزاتون رو نگاه کنید،‬
‫زیر صندلی‌هاتون رو ببینید.‬

11:59.761 --> 12:02.513
‫- بازنویسی چطور پیش میره؟‬
‫- اوه، خب...‬

12:03.514 --> 12:04.681
‫پیش نمیره.‬

12:04.682 --> 12:06.558
‫- وقت بیشتری لازم داری؟‬
‫- نه.‬

12:06.559 --> 12:09.354
‫فقط اینکه، رفتم سراغ‬
‫اون بحثِ آسیب‌پذیر بودن.‬

12:10.104 --> 12:12.481
‫ازش متنفر بودم.‬

12:12.482 --> 12:15.192
‫باعث شد احساس کنم بی‌دفاعم.‬

12:15.193 --> 12:17.027
‫ولی نه اونطوری که‬
‫دلم می‌خواد‬

12:17.028 --> 12:18.445
‫- بی‌دفاع باشم، می‌فهمی؟‬
‫- آره، آره.‬

12:18.446 --> 12:20.697
‫ترسناکه که خودت رو‬
‫توی کارت نشون بدی،‬

12:20.698 --> 12:23.158
‫ولی هنرمند کارش همینه.‬

12:23.159 --> 12:26.703
‫ببین، مسئله همینه.‬
‫من هنرمند نیستم.‬

12:26.704 --> 12:28.288
‫رشته‌ام بازرگانیه.‬

12:28.289 --> 12:30.123
‫باید به بابام قول می‌دادم‬

12:30.124 --> 12:32.251
‫یا میرم توی کار مالی‬
‫یا میشم یه احمقِ کریپتوباز.‬

12:32.252 --> 12:36.546
‫این شعر و شاعری باحاله،‬
‫ولی موقتیه.‬

12:36.547 --> 12:38.299
‫آره، این قرار نیست‬
‫زندگیِ من باشه.‬

12:43.221 --> 12:46.014
‫و حالا، تامی داره میره
‫گشت‌زنی‬

12:46.015 --> 12:47.933
‫تا ببینه می‌خواد‬
‫افسر پلیس بشه یا نه.‬

12:47.934 --> 12:49.518
‫چقدر عجیبه؟

12:49.519 --> 12:52.271
‫ببخشید، این همون بچه‌ایه که‬
‫بعضی وقتا توی خونه‌ته

12:52.272 --> 12:53.897
‫و ته دلت میگی کاش پسرت بود؟

12:53.898 --> 12:55.608
‫عزیزم، بیخیال،‬
‫این دیگه راز نیست.‬

12:57.610 --> 12:59.111
‫حالت خوبه؟‬

12:59.112 --> 13:01.739
‫این روزا یه جورایی‬
‫تو لکی.‬

13:03.574 --> 13:04.993
‫مگه نباید مربی‌گری کنی؟‬

13:05.952 --> 13:07.744
‫فکر کنم‬
‫همه‌چیز از‬

13:07.745 --> 13:10.080
‫صبحِ بعد از مهمونیِ والت شروع شد،‬

13:10.081 --> 13:12.208
‫وقتی با دو تا قهوه دیدمت.‬

13:12.917 --> 13:16.461
‫توی حرفه‌ی من، به این میگی
‫ردِ سرنخ.‬

13:16.462 --> 13:19.257
‫پس، فکر کنم می‌دونم‬
‫قضیه چیه.‬

13:19.924 --> 13:20.967
‫- واقعاً؟‬
‫- اوهوم.‬

13:22.427 --> 13:24.012
‫داری با یکی دیگه می‌پری.‬

13:24.887 --> 13:27.098
‫و بخاطر آرچی عذاب وجدان داری؟‬

13:28.933 --> 13:30.851
‫عجب! زدی تو خال.‬

13:30.852 --> 13:34.521
‫خب، من یه نویسنده‌ی حرفه‌ایِ‬
‫داستان‌های معمایی‌اکشنِ پردیالوگم، پس...‬

13:34.522 --> 13:35.647
‫درسته.‬

13:35.648 --> 13:38.108
‫طرف کیه؟ اینجاست؟‬

13:38.109 --> 13:40.610
‫- آ... آره.‬
‫- اوه. واقعاً؟‬

13:40.611 --> 13:42.154
‫- آره.‬
‫- کجاست؟‬

13:42.155 --> 13:43.156
‫

13:44.449 --> 13:45.490
‫اونجا.‬

13:45.491 --> 13:47.034
‫هانتره،‬
‫همون پسره توی بار.‬

13:47.035 --> 13:48.452
‫- اوه. عجب!‬
‫- آره.‬

13:48.453 --> 13:51.038
‫دوستش دارم.‬
‫توی ریختنِ آجیل خساست به خرج نمیده.‬

13:51.039 --> 13:53.290
‫همینش من رو جذب کرد.‬

13:53.291 --> 13:54.624
‫چرا نمیری پیشش بشینی؟‬

13:54.625 --> 13:56.668
‫من... نه، یه جای دیگه می‌شینم.‬

13:56.669 --> 13:58.962
‫عزیزم، نگرانِ‬
‫احساساتِ آرچی نباش.‬

13:58.963 --> 14:00.631
‫- آره.‬
‫- به فکر خودت باش.‬

14:01.507 --> 14:03.842
‫- باشه.‬
‫- ازش بپرس اگه...‬

14:03.843 --> 14:05.969
‫نه، می‌خواستم بگم‬
‫ازش بپرس آجیل داره یا نه.‬

14:05.970 --> 14:07.471
‫این کار رو نمی‌کنم.
‫ولی میرم پیشش می‌شینم‬

14:07.472 --> 14:08.805
‫- که فقط این بحث تموم بشه.
‫- باشه.‬

14:08.806 --> 14:10.307
‫- دوستت دارم.‬
‫- دوستت دارم.‬

14:10.308 --> 14:12.225
‫بریم تو کارش! یالا!‬

14:12.226 --> 14:13.895
‫یالا! سریع‌تر اسکیت بزن!‬

14:15.229 --> 14:16.688
‫می‌دونی که دارن فقط گرم می‌کنن، مگه نه؟‬

14:16.689 --> 14:18.148
‫آره، می‌دونم. منم همین‌طور.‬

14:18.149 --> 14:20.150
‫آه... بکشش!‬

14:20.151 --> 14:21.485
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

14:21.486 --> 14:23.737
‫تیکه‌تیکه‌اش کن! تیکه‌تیکه‌اش کن!‬

14:23.738 --> 14:25.405
‫بندازش زمین!‬

14:25.406 --> 14:27.324
‫بچه‌ها، خودتون رو جمع‌وجور کنین!‬

14:27.325 --> 14:29.659
‫ام، می‌خوام...
‫الان سرم رو بذارم رو شونت.‬

14:29.660 --> 14:31.161
‫اما من... من اینجا سرِ قرارم.‬

14:31.162 --> 14:32.871
‫چیزی نمیگه.

14:37.835 --> 14:39.169
‫آه، عالیه.‬

14:39.170 --> 14:40.670
‫عروسکِ شانس برگشت.‬

14:49.013 --> 14:50.764
‫اوه.‬

14:50.765 --> 14:52.224
‫این طرف ما رو نداره.

14:52.225 --> 14:54.560
‫یکی جلوش رو بگیره! هی!‬

14:55.728 --> 14:58.313
‫درسته، خیر سرم پلیسم.
‫بیا، آبجوی من رو نگه دار.‬

14:58.314 --> 15:01.233
‫برمی‌گردم سراغش. من پلیسم!‬

15:01.234 --> 15:04.195
‫می‌‌گیرمش! هی!‬

15:08.574 --> 15:10.033
‫

15:10.034 --> 15:11.410
‫- سلام عرض شد.‬
‫- سلام.‬

15:11.411 --> 15:14.454
‫- صبح بخیر.‬
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت.‬

15:14.455 --> 15:16.706
‫آره...‬

15:16.707 --> 15:19.377
‫- شکرگزاری توی ویسکانسین چطور بود؟‬
‫- جالب بود.‬

15:20.545 --> 15:22.587
‫آره، خانواده‌ی سانی خیلی توی نِخِ این‬

15:22.588 --> 15:24.714
‫بازی الکترونیکی به اسم سایمون‌اند.‬

15:24.715 --> 15:26.800
‫یه جورایی...
‫از این چراغ‌های چشمک‌زن داره...‬

15:26.801 --> 15:28.301
‫می‌دونم سایمون چیه. همه می‌دونن.‬

15:28.302 --> 15:29.719
‫باشه. خب، من نمی‌دونستم.‬

15:29.720 --> 15:32.055
‫اونقدر که همشون به نوبت‬

15:32.056 --> 15:33.723
‫سرم داد می‌زدن.‬

15:33.724 --> 15:35.600
‫اوه، خوبه. خوشحالم که
‫این موضوع می‌خندونتت.‬

15:35.601 --> 15:38.562
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم که
‫من رو معتادِ کروسان کردی.‬

15:38.563 --> 15:41.565
‫- آه، بله. آره.‬
‫- مثل یه ساقیِ هروئین.‬

15:41.566 --> 15:43.567
‫خب، می‌دونی که چی میگن.
‫اولیش همیشه مجانیه.‬

15:43.568 --> 15:45.944
‫- آره، مگه نه؟‬
‫- آره.‬

15:45.945 --> 15:47.280
‫و بعدش دیگه برام نیاوردی.‬

15:49.574 --> 15:52.242
‫- کیتی، راستش...‬
‫- نمی‌تونی به کسی ۱۰۰۰ روز قول بدی‬

15:52.243 --> 15:54.245
‫تا تصمیم بگیره
‫و بعد فقط دو روز بهش وقت بدی.‬

15:55.329 --> 15:56.580
‫مگه نه؟ منصفانه نیست.‬

15:56.581 --> 15:58.081
‫و حالا، دارم جلوی تو اشکم درمیاد،‬

15:58.082 --> 16:00.083
‫و فقط می‌خواستم بیام و
‫اون سه تا کروسانم رو بگیرم.‬

16:00.084 --> 16:02.169
‫آره، الان سه تا می‌خوام،
‫چون مثل وحشی‌ها شدم.‬

16:02.170 --> 16:04.504
‫- گریه نکن، عزی...‬
‫- بهم نگو عزیزم.‬

16:04.505 --> 16:06.965
‫و بهم نگو گریه نکن. هر چقدر
‫دلم بخواد می‌تونم گریه کنم.‬

16:06.966 --> 16:08.467
‫و الان نمی‌خوام گریه کنم،‬

16:08.468 --> 16:10.469
‫ولی یه خورده سختمه جلوش رو بگیرم.

16:10.470 --> 16:11.803
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

16:11.804 --> 16:13.764
‫امیدوارم با سانی بهتر رفتار کنی.‬

16:23.691 --> 16:25.109
‫سلام بچه‌ها. چیکار می‌کنین؟‬

16:26.152 --> 16:28.153
‫- کارهای پلیسی.‬
‫- تازه الان

16:28.154 --> 16:29.779
‫بند موسیقی جدید به اسم کرید رو معرفی کرد.

16:31.365 --> 16:33.742
‫می‌تونیم یه لحظه بیرون گپ بزنیم؟‬

16:38.122 --> 16:40.373
‫خب، اوضاع چطور پیش میره بچه‌ها؟‬

16:40.374 --> 16:41.958
‫کلی جریمه نوشتین؟‬

16:41.959 --> 16:44.753
‫نه والا.
‫آخه ماشین‌ها هنوز‬

16:44.754 --> 16:47.172
‫پشت اون چراغ قرمز وایمیستادن،
‫حتی بعد از اینکه خاموشش کردیم.‬

16:47.173 --> 16:49.299
‫حیف شد. صبر کن، چی؟‬

16:49.300 --> 16:51.676
‫فقط کاش می‌تونستم یه ذره
‫هیجان به این بچه نشون بدم،‬

16:51.677 --> 16:54.387
‫اما تنها جرمِ سنگینِ توی شهر‬

16:54.388 --> 16:56.139
‫همون لباسِ دزدیده شده‌ی عروسکِ شانسه.‬

16:56.140 --> 16:57.807
‫هی مرد، من که خیلی دارم حال می‌کنم.‬

16:57.808 --> 16:59.434
‫بهم یاد داد چطوری از تفنگِ رادار استفاده کنم.‬

16:59.435 --> 17:01.645
‫- درسته.‬
‫- می‌تونم ۱۳ کیلومتر در ساعت بدوم.‬

17:01.646 --> 17:02.979
‫- آره.‬
‫- باید می‌رفتم رشته‌ی دوومیدانی.‬

17:02.980 --> 17:04.814
‫- اوه، آره.‬
‫- فکر نمی‌کنم این سرعتِ زیادی باشه.‬

17:04.815 --> 17:06.191
‫همچنین، می‌دونم کلیشه‌ست،‬

17:06.192 --> 17:07.984
‫اما واقعاً بهت دوناتِ مجانی میدن.‬

17:07.985 --> 17:09.653
‫فکر می‌کنی باز هم بهم بدن؟‬

17:09.654 --> 17:12.156
‫- فقط یه راه برای فهمیدنش هست، قهرمان.‬
‫- آره؟‬

17:12.990 --> 17:14.492
‫تامی!‬

17:16.702 --> 17:20.163
‫سرکار تامیِ هر چی که فامیلشه.‬

17:20.164 --> 17:22.999
‫آره، مامانش واقعاً می‌خواد که دانشگاهش رو تموم کنه.‬

17:23.000 --> 17:24.793
‫باشه. مامانِ منم واقعاً می‌خواد‬

17:24.794 --> 17:26.503
‫که برم به خودش و دوست‌دخترش سر بزنم،‬

17:26.504 --> 17:27.879
‫اما نه، مرسی.‬

17:27.880 --> 17:29.839
‫گرگ، اگه این بچه به این کار علاقه داره،‬

17:29.840 --> 17:31.550
‫من و تو کی هستیم که
‫بخوایم جلوی راهش سبز بشیم؟‬

17:31.551 --> 17:33.552
‫این بچه... کشیش که نمی‌خواد بشه.

17:33.553 --> 17:36.888
‫ببین، باید بکشی کنار. باید بذاری درسش رو تموم کنه.‬

17:36.889 --> 17:38.390
‫تو هم باید به مامانت سر بزنی.‬

17:38.391 --> 17:40.892
‫فقط جهت اطلاع بگم، من بخاطر این‬

17:40.893 --> 17:42.561
‫- بهش سر نمی‌زنم که دوست‌دختر داره.‬
‫- من...‬

17:42.562 --> 17:44.354
‫بخاطر اینه که دوست‌دخترش شارونه...‬

17:44.355 --> 17:47.357
‫- اوه.‬
‫- ...که از قضا بدترین آدمِ روی زمینه.‬

17:47.358 --> 17:51.799
‫تامی یه مردِ بالغه که خودش می‌تونه تصمیم بگیره،‬

17:51.824 --> 17:55.411
‫منم همین‌طور... بابت شارون.‬

17:56.242 --> 17:57.742
‫داری مجبورم می‌کنی این کار رو بکنم.‬

17:57.743 --> 17:58.744
‫نه.‬

17:59.745 --> 18:02.622
‫جدی می‌خوای الان از کارتِ
‫آزادی از زندان استفاده کنی؟‬

18:02.623 --> 18:04.624
‫این موضوع اون‌قدر برام مهمه،‬

18:04.625 --> 18:07.253
‫که دارم اون چیزِ بی‌ارزش رو بهت میدم.‬

18:07.878 --> 18:09.379
‫- یه جین پیراشکیِ شکری!‬
‫- اوه، عالیه.‬

18:09.380 --> 18:11.298
‫ایول! توی مشما چیه؟‬

18:11.299 --> 18:12.716
‫- اوه، اسلحه‌ته.‬
‫- اوه.‬

18:12.717 --> 18:14.384
‫آره، گفتن دفعه‌ی قبل جا گذاشتیش اونجا.‬

18:14.385 --> 18:16.720
‫بله، جا گذاشتم،‬
‫و بله، مالِ منه.‬

18:16.721 --> 18:19.389
‫خب، سرکار دانی داشت بهم می‌گفت‬

18:19.390 --> 18:22.560
‫که پلیس بودن یه سری بدی‌ها هم داره.‬

18:24.895 --> 18:27.480
‫آره، آره، د...‬
‫در واقع داشتم می‌گفتم.‬

18:27.481 --> 18:30.442
‫تامی، افتضاحه.‬
‫پلیس بودن...‬

18:30.443 --> 18:32.110
‫...افتضاحه.‬

18:32.111 --> 18:34.321
‫صبر کن، ولی همین الان گفتی که خیلی باحاله.‬

18:34.322 --> 18:37.949
‫و بهت دروغ گفتم تامی،‬
‫چون من به بچه‌ها دروغ میگم.‬

18:37.950 --> 18:40.577
‫پلیس‌ها کارشون همینه.‬
‫بیا از اینجا بریم.‬

18:40.578 --> 18:42.245
‫- تو می‌تونی رانندگی کنی.‬
‫- نه نه نه!‬

18:42.246 --> 18:44.122
‫آره، نه، نه! تامی.‬

18:44.123 --> 18:45.749
‫- نه! بدش به من.‬
‫- چی؟‬

18:45.750 --> 18:48.084
‫من رانندگی می‌کنم، تو این رو بگیر.‬
‫پیراشکی‌ها هم مالِ خودت.‬

18:48.085 --> 18:50.420
‫نه، اسلحه باشه دست من!‬
‫اسلحه باشه دست من. خدایا.‬

18:55.926 --> 18:59.429
‫اِم، ایوا، میشه بریم‬
‫یه جا با هم حرف بزنیم؟‬

18:59.430 --> 19:01.806
‫- آره. آره، حتماً.‬
‫- نه.‬

19:01.807 --> 19:03.517
‫اول یه شلوار بپوش.‬

19:04.268 --> 19:05.644
‫اوه. ها!‬

19:05.645 --> 19:06.853
‫آره، ببخشید.‬

19:09.440 --> 19:10.691
‫اوف!‬

19:13.486 --> 19:15.946
‫من هنوز هیچ بدی‌ای‬
‫توی پلیس بودن نمی‌بینم.‬

19:18.658 --> 19:20.951
‫آخه... دوره‌ی آموزشیش کوتاهه.‬

19:21.702 --> 19:24.454
‫مزایای خوب.‬
‫ماشینِ مجانی.‬

19:24.455 --> 19:25.956
‫آره، اولش...‬

19:26.999 --> 19:28.668
‫خیلی هیجان داره.‬
‫اون قدرت.‬

19:29.794 --> 19:32.296
‫می‌فهمی که می‌تونی بزنی کنار و‬
‫و جلوی وینس مارتینلی رو بگیری...

19:33.172 --> 19:35.466
‫همون پسره که توی دبیرستان باهات بد بود،‬
‫هر وقت که دلت بخواد.‬

19:36.217 --> 19:38.134
‫بعد، می‌بینی که داری هفته‌ای‬

19:38.135 --> 19:39.845
‫دو، سه بار می‌کشیش کنار...‬

19:41.222 --> 19:43.181
‫فقط واسه اینکه یه حسی بهت دست بده.‬

19:43.182 --> 19:46.518
‫رئیست سرت داد می‌زنه.‬
‫همش بهت گیر میده.‬

19:46.519 --> 19:47.977
‫بهت میگه که می‌خواد وکیل بگیره،‬

19:47.978 --> 19:49.480
‫و احتمالاً حق هم با اونه.‬

19:50.690 --> 19:52.148
‫فکر می‌کنی بچه‌های‬

19:52.149 --> 19:54.109
‫توی اداره هوات رو دارن، ولی ندارن.‬

19:54.110 --> 19:56.237
‫همشون واسه سفر به فاکس‌وودز
‫برنامه‌ریزی می‌کنن.‬

19:57.488 --> 19:59.364
‫- بدونِ تو.‬
‫- نه.‬

19:59.365 --> 20:01.659
‫و همه هم رفتن.‬

20:03.703 --> 20:05.537
‫حتی اون شارونِ لامصب رو هم با خودشون بردن.‬

20:05.538 --> 20:08.373
‫آخه اونا اصلاً از کجا می‌شناسنش؟‬

20:08.374 --> 20:10.375
‫فکر کنم چیزی که دانی‬
‫سعی داره بگه‬

20:10.376 --> 20:12.502
‫اینه که باید درباره‌ی کلِ این قضیه یکم فکر کنی.‬

20:12.503 --> 20:13.712
‫آره.‬

20:13.713 --> 20:16.673
‫آخرِ سر فقط یه شغله.‬

20:16.674 --> 20:18.509
‫- آره. دقیقاً.‬
‫- اونقدرها هم هیجان‌انگیز نیست.‬

20:21.554 --> 20:23.180
‫صبر کن. چراغ رو روشن کن.‬

20:28.686 --> 20:30.187
‫هیس.‬

20:31.105 --> 20:32.523
‫کسی نترسونتش.‬

20:36.861 --> 20:38.195
‫پلیس!‬

20:39.363 --> 20:41.030
‫داری میری!‬
‫اون داره میره! بگیرش!‬

20:41.031 --> 20:42.532
‫فرار کن!‬

20:42.533 --> 20:43.784
‫سوییچ‌ها کجان؟ !‬

20:44.452 --> 20:46.953
‫هی! پلیس!‬

20:49.167 --> 20:51.841
‫«بــامـابــین مـرجـع فـیلـم و سـریـال»

20:54.795 --> 20:57.380
‫ایست!‬

20:57.381 --> 20:59.591
‫وایستا!‬

20:59.592 --> 21:01.551
‫فرار نکن!‬

21:01.552 --> 21:02.635
‫کـــ...‬

21:02.636 --> 21:03.804
‫تامی!‬

21:05.222 --> 21:06.932
‫- ممنون.‬
‫- ممنون.‬

21:09.560 --> 21:11.770
‫می‌دونی، واقعاً ناراحتم کرد‬

21:11.771 --> 21:13.980
‫وقتی گفتی که نمی‌خوای هنرمند بشی.‬

21:13.981 --> 21:16.901
‫- اوه. شرمنده، دیوا.‬
‫- می‌دونی چرا؟‬

21:17.943 --> 21:19.612
‫چون تو همین الانشم یه هنرمندی.‬

21:20.404 --> 21:21.946
‫و از حرفم بد برداشت نکن.

21:21.947 --> 21:23.615
‫نمی‌خوام به بابات زنگ بزنم و بگم،‬

21:23.616 --> 21:25.241
‫نباید توی گلدمن ساکس کار کنه.‬

21:25.242 --> 21:26.743
‫باید فقط یه شاعرِ خیابونی باشه.

21:26.744 --> 21:28.328
‫آره، آره،‬
‫اصلاً از این حرف خوشش نمیاد.‬

21:28.329 --> 21:30.580
‫هی!‬

21:30.581 --> 21:33.570
‫به نامِ قانون وایستا!‬

21:34.376 --> 21:37.504
‫اوکی، ببین، گفتی که‬
‫شعر خوشحالت می‌کنه.‬

21:37.505 --> 21:40.423
‫همین کافیه، چون می‌دونم اگه به مشکل بخورم،‬

21:40.424 --> 21:42.760
‫همیشه می‌تونم به هنرم تکیه کنم.‬

21:44.720 --> 21:48.015
‫در هر صورت، می‌خواستم‬
‫این طرحِ اولیه رو ببینی.‬

21:52.269 --> 21:54.020
‫تامی!‬

21:54.021 --> 21:56.023
‫برو صفحه‌ی ۲۰.‬

21:59.610 --> 22:02.780
‫اگه نخوای، واقعاً اونجا چاپش نمی‌کنم.‬

22:04.615 --> 22:06.200
‫وای نه، من...

22:07.993 --> 22:09.870
‫من... دلم می‌خواد این کار رو بکنی.‬

22:11.622 --> 22:14.123
‫دیوا.‬
‫خوشم اومد.‬

22:14.124 --> 22:15.834
‫میشه همیشه من رو‬
‫اینطوری صدا کنی؟‬

22:15.835 --> 22:17.460
‫اوه، تا ابد، دیوا.‬

22:17.461 --> 22:20.213
‫پتک داره میاد سراغت!‌ هی!

22:24.301 --> 22:25.385
‫بچشش.‬

22:25.386 --> 22:28.137
‫هان؟ هان؟ آره!‬

22:28.138 --> 22:29.514
‫۱۳ کیلومتر در ساعت، عوضی.‬

22:31.809 --> 22:33.309
‫- سینه خوکی؟‬
‫- وای خدا.

22:33.310 --> 22:35.061
‫چه مرگته؟‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

22:36.480 --> 22:39.524
‫چطوری با اون کله‌ی گنده‌ات‬
‫می‌تونی اینقدر تند بدوی؟‬

22:39.525 --> 22:41.234
‫من یا اون؟‬

22:41.235 --> 22:43.820
‫دیگه نمی‌تونم سینه خوکی باشم.‬

22:43.821 --> 22:45.822
‫فکر می‌کردم این کار‬
‫اوضاع رو برام عوض می‌کنه.‬

22:45.823 --> 22:46.906
‫پسر، مردم فقط میگن‬

22:46.907 --> 22:48.826
‫سینه خوکی لباسِ‬
‫عروسک رو دزدیده.‬

22:50.661 --> 22:51.995
‫اوه، لعنتی!‬

22:51.996 --> 22:54.914
‫ببین، دیگه بهت نمیگم
‫سینه خوکی، باشه؟‬

22:54.915 --> 22:57.083
‫- روستر؟‬
‫- آره، سعیم رو می‌کنم.‬

22:57.084 --> 23:00.086
‫اوه پسر، بدبخت شدم.‬

23:00.087 --> 23:01.588
‫هوات رو دارم.‬
‫از اینجا برو.‬

23:01.589 --> 23:02.672
‫- باشه.‬
‫- بدو!‬

23:04.550 --> 23:05.675
‫هی!‬

23:05.676 --> 23:07.343
‫هی. سوییچ‌‌هام رو پیدا کردم.‬

23:07.344 --> 23:09.929
‫روی استارت بود.‬
‫ماشین تمام مدت روشن بود.‬

23:09.930 --> 23:12.181
‫آره، کله رو گرفتم.‬
‫اوه، از اون طرف رفت.‬

23:12.182 --> 23:14.183
‫- آره!‬
‫- مطمئنی؟‬

23:14.184 --> 23:15.560
‫اونجاست.‬

23:15.561 --> 23:18.271
‫از دنده عقب رفتن متنفرم.‬

23:18.272 --> 23:19.731
‫پشتم چیزی نیست؟‬

23:19.732 --> 23:21.399
‫- صافه، برو، برو!‬
‫- می‌تونی ببینی؟‬

23:21.400 --> 23:23.527
‫آره، برو!‬

23:27.031 --> 23:29.073
‫اوه. واقعاً داری می‌خونیش.‬

23:29.074 --> 23:31.367
‫البته که می‌خونم.‬
‫می‌دونستم دلت می‌خواد بخونم.‬

23:31.368 --> 23:34.203
‫ببین باگ.‬
‫پسر، دختر، هر چی که بیاد،‬

23:34.204 --> 23:36.247
‫نمی‌تونه ما رو شکست بده.‬

23:36.248 --> 23:37.875
‫ما از پسِ این لعنتی برمیایم.‬

23:41.712 --> 23:43.255
‫توی شرکتِ بایوتکا بهم پیشنهاد کار دادن.‬

23:44.089 --> 23:45.882
‫چی؟‬

23:45.883 --> 23:48.134
‫- آره. حقوقش خوبه.‬
‫- فوق‌العاده‌ست.‬

23:48.135 --> 23:50.763
‫و اونا ازم می‌خوان‬
‫از ژانویه توی نیویورک شروع به کار کنم.‬

23:52.222 --> 23:53.891
‫ولی من که اونجا نیستم.‬

23:55.726 --> 23:56.936
‫قبولش نمی‌کنم.‬

23:59.563 --> 24:02.066
‫- فکر کنم خوندنت تموم شد.‬
‫- چرا؟ داشتم درباره‌ی...‬

24:03.233 --> 24:05.569
‫اوه، حالا فهمیدم چرا.‬
‫اینطوری خیلی بیشتر خوش می‌گذره.‬

24:06.779 --> 24:09.907
‫اشتباهِ بزرگیه!‬
‫کار رو قبول کن!‬

24:11.742 --> 24:13.327
‫می‌دونی، به نظرم پلیس گوهی میشدم.

24:14.662 --> 24:16.121
‫همه رو ول می‌کردم برن.‬

24:16.956 --> 24:18.666
‫تو فقط داری برای سینه خو...‬

24:19.833 --> 24:21.167
‫جی‌دی، دوستِ خوبی میشی. وای.‬

24:21.168 --> 24:23.086
‫ترک کردنِ این عادت‬
‫خیلی سخت میشه.‬

24:23.087 --> 24:25.129
‫مجبور نیستیم دیگه بهش‬
‫نگیم سینه خوکی.‬

24:25.130 --> 24:26.506
‫آره، فقط جلوی خودش نمیگیم.

24:26.507 --> 24:28.633
‫باشه، حرفم رو درباره‌ی‬
‫دوستِ خوب بودن پس می‌گیرم.‬

24:32.763 --> 24:34.681
‫نمی‌خوام مثل صفحه‌ی گرامافونِ‬
‫خش‌دار مدام بگم‬

24:34.682 --> 24:37.684
‫- درباره‌ی این قضایای دانشگاه.‬
‫- دانشگاه مالِ من نیست.‬

24:37.685 --> 24:39.268
‫- چطور...‬
‫- ببین، باشه؟‬

24:39.269 --> 24:41.938
‫می‌تونم با بدبختی،‬
‫می‌دونی،‬

24:41.939 --> 24:43.607
‫با چندتا نمره 10 سر و تهش رو به هم میارم.

24:44.817 --> 24:46.275
‫ولی که چی بشه؟‬

24:46.276 --> 24:48.111
‫- آخه...‬
‫- نوشتن تنها چیزیه که دوست دارم،‬

24:48.112 --> 24:50.113
‫و حتی توی اونم افتضاحم، پس...‬

24:50.114 --> 24:51.531
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

24:51.532 --> 24:52.616
‫فصلِ کتابم.‬

24:53.784 --> 24:55.493
‫- همه جاش پر از خطِ قرمزه.‬
‫- اوه.‬

24:55.494 --> 24:57.704
‫- شبیه صورتم قبل از مصرفِ آکوتان شده.‬
‫- اوه.‬

24:57.705 --> 24:59.455
‫و مالِ اسپونر بدونِ لک بود.‬

24:59.456 --> 25:01.290
‫- اوه.‬
‫- باشه؟ فقط یه مثبتِ گنده‌ی تپل.‬

25:01.291 --> 25:03.168
‫آره، خب، برگه ی اسپونر...‬

25:04.044 --> 25:05.712
‫بهش نگو که من بهت گفتم،‬
‫ولی اون...‬

25:05.713 --> 25:07.296
‫اسپونر قرار نیست نویسنده بشه.‬

25:07.297 --> 25:08.881
‫اوه، می‌دونم.‬

25:08.882 --> 25:10.967
‫قراره شرکتِ نفتِ‬
‫باباش رو اداره کنه.‬

25:10.968 --> 25:12.468
‫احتمالاً با نامادری‌اش هم‬
‫می‌ریزه روی هم.‬

25:12.469 --> 25:14.470
‫تامی، دلیلِ اینکه مالِ تو‬
‫اینقدر خط‌خطی شده بود‬

25:14.471 --> 25:16.849
‫این بود که فکر می‌کنم‬
‫تو استعداد داری.‬

25:18.892 --> 25:21.562
‫نه، داری چرت میگی
‫چون نمی‌خوای انصراف بدم.‬

25:25.649 --> 25:29.737
‫«برنیس به اون که روی زمین بود‬
‫خیره شد...»‬

25:31.697 --> 25:34.158
‫«خونش از سایه‌ش
‫زده بود بیرون.»‬

25:34.908 --> 25:36.326
‫«و اون خندید.»‬

25:37.327 --> 25:40.164
‫«یه هـــای بی‌نقص.»‬

25:42.583 --> 25:43.875
‫این داستانِ منه.‬

25:43.876 --> 25:45.501
‫آره، می‌دونم.‬
‫من توی بخاطر سپردنِ‬

25:45.502 --> 25:47.588
‫جمله‌های خیلی خوب‬
‫مهارت دارم.‬

25:48.672 --> 25:50.173
‫کاش من این رو نوشته بودم.‬

25:50.174 --> 25:51.382
‫واقعاً؟‬

25:51.383 --> 25:52.384
‫آره.‬

25:54.011 --> 25:55.344
‫پس، کارم خوبه؟‬

25:55.345 --> 25:57.013
‫اوم، هنوز نه.‬

25:57.014 --> 25:58.556
‫ولی با یکم تلاش،‬

25:58.557 --> 26:00.850
‫فکر کنم بتونی‬
‫خیلی خوب بشی، آره.‬

26:07.024 --> 26:08.067
‫شب بخیر.‬

26:09.610 --> 26:11.111
‫کاش کیرت رو ندیده بودم.‬

26:12.029 --> 26:13.696
‫منم همین‌طور، تامی.‬

26:13.697 --> 26:14.698
‫منم همین‌طور.‬

26:19.286 --> 26:20.578
‫ممنون.‬

26:42.059 --> 26:43.726
‫سلام.‬

26:43.727 --> 26:44.894
‫خوبی؟‬

26:44.895 --> 26:46.897
‫نه. مربام تموم شده.‬

26:48.065 --> 26:49.273
‫فکر کردم انصراف دادی.‬

26:49.274 --> 26:50.900
‫آره، نظرم عوض شد.‬

26:50.901 --> 26:52.069
‫انتخاب خوبیه.‬

26:52.986 --> 26:54.779
‫می‌دونی،‬
‫اگه چیزی اذیتت می‌کنه،‬

26:54.780 --> 26:56.405
‫بابات فوق‌العاده‌ست.‬

26:56.406 --> 26:58.908
‫خوبه. ولی هنوز بابای تو نیست.‬

26:58.909 --> 27:00.660
‫آره، نه، می‌دونم.‬

27:00.661 --> 27:02.246
‫کاش بود.‬

27:02.996 --> 27:04.790
‫بابای من اصلاً عین خیالش نیست.‬

27:06.458 --> 27:08.501
‫خیلی خوش‌شانسی.‬

27:08.502 --> 27:10.169
‫می‌تونی... دیگه می‌تونی بری.‬

27:10.170 --> 27:12.089
‫- آره، باشه.‬
‫- آره.‬

27:25.519 --> 27:26.811
‫- سلام عزیزم.‬
‫- سلام.‬

27:26.812 --> 27:28.146
‫سلام!‬

27:28.147 --> 27:31.108
‫خوشحالم اینجایی.‬
‫یه چیزی برات گرفتم.‬

27:35.779 --> 27:37.155
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

27:37.156 --> 27:38.823
‫وای خدا جون!

27:38.824 --> 27:40.408
‫بابا!‬

27:40.409 --> 27:42.660
‫برات یه کلاه ایمنی کوچیک گرفتم.‬

27:42.661 --> 27:44.328
‫- لطفاً کلاه رو سرت بذار.‬
‫- حتماً.‬

27:44.329 --> 27:46.665
‫این خیلی باحاله.‬

27:49.376 --> 27:50.627
‫چه خبر؟‬

27:54.339 --> 27:55.340
‫

27:58.719 --> 28:00.345
‫باید یه چیزی بهت بگم.‬

28:01.305 --> 28:02.306
‫باشه.‬

28:03.807 --> 28:04.808
‫خب...‬

28:06.476 --> 28:07.561
‫

28:08.345 --> 28:11.878
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
‫:.:Bamabin.com:.:.

28:11.902 --> 28:15.202
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

28:15.226 --> 28:18.726
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید
