WEBVTT

00:11.282 --> 00:13.825
‫<i>ولاد یه فرصت داره،‬
‫کاملا جلو میفته.</i>‬

00:13.826 --> 00:16.161
‫<i>استامکوس دنبالشه،‬
‫نتونست رودریگز رو کنترل کنه.</i>‬

00:16.162 --> 00:17.538
‫<i>اورایلی جلوی ضربه رو می‌گیره.</i>‬

00:17.539 --> 00:20.332
‫<i>راینهارت روی پاک رها شده.</i>‬

00:20.333 --> 00:23.418
‫<i>برمی‌گرده عقب برای رودریگز.‬
‫میارنش جلو.</i>‬

00:23.419 --> 00:25.504
‫<i>راینهارت دوباره جلوی ضربه رو گرفت.</i>‬

00:25.505 --> 00:27.673
‫<i>اوه، تیم پنترز اینجا‬
‫خیلی تیز و بز به نظر میسه.</i>‬

00:27.698 --> 00:28.756
‫«بیداری؟»

00:28.841 --> 00:30.300
‫<i>و این خطِ شماره یک</i>‬

00:30.301 --> 00:32.010
‫<i>دیشب واقعاً‬
‫با هم هماهنگ شدن...</i>‬

00:33.221 --> 00:35.681
‫<i>استامکوس با اورایلی رفت جلو.</i>‬

00:37.892 --> 00:39.518
‫<i>شوت می‌زنه و گل! </i>‬

00:41.729 --> 00:43.063
‫چه شبِ فوق‌العاده‌ای بود.‬

00:43.064 --> 00:45.357
‫می‌دونی بهترین بخشِ‬
‫دیشب چی بود؟‬

00:45.358 --> 00:47.694
‫- هوم؟‬
‫- اون بزن‌قدش.‬

00:48.661 --> 00:49.870
‫اوه!‬

00:49.970 --> 00:52.906
‫خیلی هیجان‌زده بودم‬
‫که همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت.‬

00:52.907 --> 00:54.783
‫من که خجالت می‌کشیدم‬
‫که روت بودم.

00:55.311 --> 00:56.896
‫اون حرکت کلاً باعث شد
‫از اون حال و هوا بیام بیرون.‬

00:58.746 --> 01:00.872
‫نباید بابتِ چیزی
‫خجالت بکشی.‬

01:00.873 --> 01:02.374
‫

01:02.375 --> 01:04.209
‫وای خدا!
‫امان از این هفته.

01:04.210 --> 01:05.335
‫وای!

01:05.336 --> 01:07.421
‫بعد از دیدنِ عشق سابقم
‫حالم خیلی داغون بود.‬

01:07.422 --> 01:09.507
‫واقعا این بهم کمک کرد!

01:10.425 --> 01:13.802
‫هیچی مثلِ یه رابطه‌ی جنسیِ
‫یهویی و بی‌قید و شرط‬

01:13.803 --> 01:16.180
‫به آدم اعتمادبه‌نفس‬
‫نمیده.‬

01:19.767 --> 01:21.977
‫خوشحالم که تونستم کمک کنم.‬

01:21.978 --> 01:25.564
‫چی بهتر از یه سکسِ باحال و‬
‫بی‌دردسره؟‬

01:27.308 --> 01:28.850
‫وای خدا!

01:31.613 --> 01:34.115
‫داریم چیکار می‌کنیم؟‬

01:34.824 --> 01:36.617
‫باید حداقل‬

01:36.618 --> 01:38.493
‫۳۰ ثانیه صبر کنی و بعد‬
‫شروع کنی به حرف زدن.‬

01:38.494 --> 01:41.456
‫همین الان باهات سکس کردم. جدی داری‬
‫بهم میگی ساکت باشم؟‬

01:42.457 --> 01:44.833
‫شرایط برام سخته چون‬
‫واقعاً دلم می‌خواد بگم آره.‬

01:48.921 --> 01:51.256
‫این قضیه بهت حسِ بدی نمیده؟‬

01:51.257 --> 01:53.342
‫حسِ بد؟ نه، حسِ بدی ندارم.‬

01:53.343 --> 01:55.427
‫بهم حسِ فوق‌العاده‌ای میده،‬
‫کیتی.‬

01:55.428 --> 01:57.597
‫و تو...‬

01:59.355 --> 02:00.689
‫تو خیلی زیبایی.‬

02:02.268 --> 02:03.644
‫دوستت دارم.‬

02:03.645 --> 02:05.687
‫آره، آره، ما قرار نیست...‬
‫قرار نیست این کار رو بکنیم.‬

02:05.688 --> 02:07.522
‫بیخیال، نگو که از این وضعیت‬

02:07.523 --> 02:09.524
‫- یکم لذت نمی‌بری. چرا.‬
‫- معلومه که می‌برم، معلومه.‬

02:09.525 --> 02:11.401
‫- این... این ممنوعه‌ست.‬
‫- آره.‬

02:11.402 --> 02:13.320
‫و خطرناکه، و دلم
‫می‌خواد بارها و بارها انجامش بدم،‬

02:13.321 --> 02:15.280
‫که باعث می‌شه دلم بخواد‬
‫بدجوری خفه‌ت کنم.‬

02:15.281 --> 02:16.490
‫خب، مطمئنم که‬
‫میشه یه کاریش کرد.‬

02:16.491 --> 02:18.450
‫اَه!

02:18.451 --> 02:20.494
‫هی وروجک! منم.‬

02:20.495 --> 02:21.995
‫لعنتی، بابامه.‬

02:21.996 --> 02:23.288
‫- یه کلمه هم حرف نزن.‬
‫- کیتی، باباست!‬

02:23.289 --> 02:24.623
‫این دقیقاً همون چیزیه که‬
‫داشتم می‌گفتم.‬

02:24.624 --> 02:26.209
‫- وای خدا!
‫- می‌دونم هستی.‬

02:27.293 --> 02:29.670
‫- بیا بیرون دیگه!‬
‫- بیا اینجا پسر.‬

02:29.671 --> 02:31.046
‫

02:31.047 --> 02:34.174
‫اوه، آره، عشقِ من.‬

02:34.175 --> 02:36.051
‫درباره‌ی یهویی اومدن چی گفته بودیم؟‬

02:36.052 --> 02:38.471
‫- باید بهم پیام بدی.‬
‫- بهت پیام دادم.‬

02:39.889 --> 02:41.306
‫«دمِ درم دارم در می‌زنم.»‬

02:41.307 --> 02:43.225
‫- منظورم این نبود.‬
‫- این رو ببین.‬

02:43.226 --> 02:44.559
‫ببین چقدر باحاله.‬

02:44.560 --> 02:46.687
‫وای خدا!
‫نصفِ یه موتور باحاله؟‬

02:46.688 --> 02:48.980
‫و دو برابر ایمن‌تر.‬

02:48.981 --> 02:51.191
‫این موتورِ اسپرتِ کوچولو‬

02:51.192 --> 02:53.902
‫قراره مسیرِ ۱۳ دقیقه‌ایِ من رو

02:53.903 --> 02:56.238
‫تبدیل به یه مسیرِ ۹ دقیقه‌ای کنه.‬

02:56.239 --> 02:58.407
‫- کلاً همه چیز رو عوض می‌کنه.‬
‫- بابا، اگه یه روز زنی رو پیدا کردی‬

02:58.408 --> 03:00.701
‫که مثلِ خودت بابتِ این ذوق داشت،‬
‫اصلاً از دستش نده.‬

03:00.702 --> 03:01.868
‫عمراً همچین اتفاقی بیفته.‬

03:01.869 --> 03:03.787
‫- باشه. مراقب باش.‬
‫- خداحافظ!‬

03:03.788 --> 03:06.581
‫آروم برو.‬

03:06.582 --> 03:07.666
‫اوه!‬

03:07.667 --> 03:10.001
‫

03:10.002 --> 03:11.712
‫با همچین چیزی مجازه توی خیابون
‫بچرخی، روسو؟

03:11.713 --> 03:13.673
‫نمی‌دونم.‬
‫تو نباید بدونی؟‬

03:14.674 --> 03:16.091
‫- به من تیکه می‌ندازی؟‬
‫- نه، نه.‬

03:16.092 --> 03:17.676
‫- نه.‬
‫- بذار یه چیزی بهت بگم.‬

03:17.677 --> 03:18.885
‫من یه دفتر دارم،‬

03:18.886 --> 03:20.387
‫و توی اون دفتر یه کامپیوتر هست.‬

03:20.388 --> 03:22.639
‫و تا وقتی که‬
‫کسِ دیگه‌ای باهاش کار نکنه،‬

03:22.640 --> 03:24.433
‫می‌تونم قانونی بودنِ هر چیزی رو چک کنم.‬

03:24.434 --> 03:25.976
‫- باشه؟‬
‫- باشه.‬

03:25.977 --> 03:28.186
‫حواسم بهت هست، روسو.‬
‫مثلِ شاهین.‬

03:28.187 --> 03:29.564
‫مثل یه شاهین پلیس.

03:30.189 --> 03:31.940
‫- یه چی؟‬
‫- شاهینِ پلیس.‬

03:31.941 --> 03:33.775
‫داری با لهجه‌ی بوستونی
‫میگی «پارکینگ ماشین»؟

03:33.776 --> 03:35.360
‫نه، دارم میگم
‫شاهین پلیس.

03:35.361 --> 03:37.279
‫- پارکینگ ماشین!‬
‫- نه، شاهـ...‬

03:37.280 --> 03:38.363
‫- حواست رو جمع کن.‬
‫- پلیس.‬

03:38.364 --> 03:39.614
‫ماشین رو تو پارکینگ پارک کن.‬

03:39.615 --> 03:40.866
‫دارم میگم «شاهین پلیس».‬

03:40.867 --> 03:43.535
‫- معرکه‌ست.‬
‫- گمشو.‬

03:43.536 --> 03:45.036
‫پارکینگ ماشین!

03:45.383 --> 03:49.443
‫بامایبن تقدیم می‌کند
‫:.:Bamabin.com:.:

03:49.467 --> 03:53.267
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

03:53.291 --> 03:57.291
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

04:10.813 --> 04:13.398
‫- یه کورتادو و یه بدون کافئین، نوش جان.‬
‫- ممنون. هی.‬

04:13.399 --> 04:14.733
‫راستی، از موهای سبزت خوشم اومد.‬

04:14.734 --> 04:16.485
‫خب، این رو به مامانم بگو.‬

04:16.486 --> 04:17.903
‫دیشب یه دعوای حسابی داشتیم.‬

04:17.904 --> 04:19.571
‫مجبورش کردم روی کاناپه بخوابه.‬

04:19.572 --> 04:21.281
‫- من دیگه...‬
‫- باشه، مراقب خودت باش.‬

04:21.282 --> 04:22.824
‫نفر بعدی بیاد، در خدمتم.‬

04:22.825 --> 04:25.160
‫خدایا، همیشه از
‫حرف زدن با بورلی پشیمون میشم.‬

04:25.161 --> 04:27.245
‫انگار برام مهمه،‬
‫ولی در عین حال برام مهم نیست.‬

04:27.246 --> 04:28.997
‫- می‌فهمی چی میگم؟‬
‫- البته که می‌فهمم.‬

04:28.998 --> 04:30.750
‫کلاً نسبت به همه‌چیزِ دنیا همین حس رو داری.‬

04:32.418 --> 04:35.921
‫- خوبی؟‬
‫- باز توی یه دوره‌ی کارآموزی دیگه‬ ردم کردن.‬

04:35.922 --> 04:37.757
‫- اوه.‬
‫- واقعاً فکر می‌کردم این یکی رو قبول میشم.‬

04:38.341 --> 04:40.383
‫سرِ اینکه هردومون
‫وسواسِ تمیزی داریم با هم جور شدیم،‬

04:40.384 --> 04:42.761
‫بعدش تظاهر کردم که می‌خوام روش عطسه کنم.‬

04:42.762 --> 04:44.262
‫خیلی خنده‌دار بود، لعنتی.‬

04:44.263 --> 04:47.599
‫نه، هی، این...‬
‫خیلی بامزه به نظر میاد.‬

04:47.600 --> 04:50.769
‫گوش کن، بالاخره یکی استخدامت می‌کنه
‫و وقتی این کار رو بکنن،‬

04:50.770 --> 04:52.604
‫عاقلانه‌ترین کاری میشه که به عمرشون کردن.

04:52.605 --> 04:54.272
‫از این حرفای انگیزشیت خوشم میاد.‬

04:54.273 --> 04:55.274
‫واقعا؟‬

04:56.651 --> 05:00.607
‫می‌دونی چیه؟‬
‫دیگه لازم نیست این فیلم رو تماشا کنی.‬

05:02.990 --> 05:05.200
‫قبل از اینکه واقعاً‬
‫شروع به نوشتن کنم،‬

05:05.201 --> 05:08.370
‫دوست دارم یه کاری انجام بدم‬
‫که شاید یکم پیش‌پاافتاده به نظر بیاد.‬

05:10.206 --> 05:14.000
‫خب، دوست دارم ویژگی‌های‬
‫شخصیت‌هام رو لیست کنم.‬

05:14.001 --> 05:15.836
‫پس بیاین، خب،‬
‫چندتا ویژگی بگین.‬

05:15.837 --> 05:17.295
‫- کسی نظری نداره؟‬
‫- وظیفه‌شناس.‬

05:17.296 --> 05:18.713
‫وظیفه‌شناس.‬

05:18.714 --> 05:21.175
‫عاشقِ شخصیت‌های‬
‫وظیفه‌شناسم.‬

05:22.218 --> 05:23.552
‫چطوره یکی رو بگین‬
‫که تلفظش راحت‌تر باشه؟‬

05:23.553 --> 05:25.011
‫- زودرنج؟‬
‫- نه.‬

05:25.012 --> 05:26.972
‫- هیکلی.‬
‫- خیلی خب، تمومه.‬

05:26.973 --> 05:29.224
‫چطوره روی بعضی از این ویژگی‌ها فکر کنیم،‬

05:29.225 --> 05:30.642
‫و فردا صبح با خودمون بیاریمشون؟‬

05:30.643 --> 05:32.561
‫سلام، سلام؟‬
‫خواب‌آلو؟‬

05:32.562 --> 05:34.688
‫

05:34.689 --> 05:37.649
‫درسِ امروز تنها چیزیه که توی امتحان نهایی میاد.‬

05:37.650 --> 05:38.984
‫- ببخشید.‬
‫- چی؟‬

05:38.985 --> 05:41.152
‫- شوخی می‌کنم.‬
‫- لعنتی، رفیق، من...‬

05:41.153 --> 05:43.281
‫- چی شده؟‬
‫- ببخشید، روستر.‬

05:43.990 --> 05:45.657
‫یکم از اجاره‌خونه‌م‬
‫عقب افتادم،‬

05:45.658 --> 05:47.742
‫و هم‌اتاقی‌هام من رو انداختن بیرون.‬

05:47.743 --> 05:49.911
‫این مدت روی زمینِ‬
‫خونه‌ی اسپونر می‌خوابیدم،‬

05:49.912 --> 05:51.538
‫و کمرم اصلاً اوضاعش خوب نیست.‬

05:51.539 --> 05:53.331
‫تامی، بی‌خانمانی؟‬

05:53.332 --> 05:55.750
‫- بی‌سرپناه.‬
‫- ممنون، رانی.‬

05:55.751 --> 05:57.210
‫بی‌سرپناهی؟‬

05:57.211 --> 05:59.004
‫نه.‬
‫نگران من نباش.‬

05:59.005 --> 06:01.006
‫باشه، من یه اتاق اضافه دارم.‬

06:01.007 --> 06:03.550
‫چطوره چند روزی بیای‬
‫پیش من بمونی؟‬

06:03.551 --> 06:05.386
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

06:06.512 --> 06:08.388
‫خیلی باحاله.‬
‫ممنون.‬

06:08.389 --> 06:09.890
‫- خواهش می‌کنم.‬
‫- خمیردندون داری؟‬

06:09.891 --> 06:11.850
‫می‌دونی چیه؟‬
‫ولش کن.‬

06:11.851 --> 06:13.768
‫- خودم می‌خرم.‬
‫- باشه.‬

06:13.769 --> 06:16.730
‫- بعد از اینکه از هاکی برگشتم یه سر بزن.
‫- باشه.‬

06:16.731 --> 06:18.773
‫هی، حالِ مربی جیک چطوره؟‬

06:18.774 --> 06:21.443
‫بهتره.‬
‫فکر کنم فقط به کسی نیاز داشت‬

06:21.444 --> 06:22.694
‫که باورش داشته باشه.‬

06:22.695 --> 06:24.905
‫عوضی!‬
‫یالا، دی‌جی!‬

06:24.906 --> 06:26.781
‫

06:26.782 --> 06:29.200
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها،‬
‫نه، نه، نه، صبر کنین.‬

06:29.201 --> 06:31.536
‫هی، مربی، مربی!‬
‫خوبی دی‌جی؟‬

06:31.537 --> 06:34.039
‫می‌خوای طرفِ اون رو بگیری؟‬
‫داره خیلی بد باهام رفتار می‌کنه.‬

06:34.040 --> 06:35.457
‫من فقط اجازه خواستم‬
‫برم دستشویی.‬

06:35.458 --> 06:37.792
‫- آخ...
‫- نه. نه، نه، نه. نه، مربی.‬

06:37.793 --> 06:40.086
‫شاید به یه دوش نیاز داری، هان؟‬
‫یه استراحت کوتاه.‬

06:40.087 --> 06:42.297
‫- آره؟‬
‫- فکر می‌کردم باورم داری.‬

06:42.298 --> 06:44.132
‫نه به اندازه‌ی قبل.‬

06:44.133 --> 06:45.134
‫ضایع!‬

06:50.389 --> 06:51.973
‫- باشه.‬
‫- بازنده‌های وامونده.‬

06:51.974 --> 06:53.934
‫- هی!‬
‫- اوه! مربی! مربی! مربی!‬

06:53.935 --> 06:55.268
‫- بیخیال دیگه.‬
‫- باشه، من رفتم.‬

06:55.269 --> 06:56.895
‫- من رفتم. خداحافظ.‬
‫- سه به سه. سه به سه.‬

06:56.896 --> 06:58.146
‫نه، نه، نه.‬
‫خیلی خب، شما...‬

06:59.732 --> 07:01.566
‫«خانم‌ها و آقایان،‬
‫همین الان به من شلیک شد.»‬

07:01.567 --> 07:03.234
‫این‌ها کلماتِ‬
‫تدی روزولت بود‬

07:03.235 --> 07:06.279
‫لحظاتی بعد از یک‬
‫ترورِ نافرجام.‬

07:06.280 --> 07:08.073
‫حالا، روزولت‬

07:08.074 --> 07:11.409
‫در کودکی با چه چالشی روبرو بود‬

07:11.410 --> 07:14.455
‫که در بزرگسالی‬
‫بهش چنین اراده‌ای داد؟‬

07:15.498 --> 07:17.540
‫ایلای، من... از اشتیاقت ممنونم پسرم،‬

07:17.541 --> 07:21.419
‫ولی من دوست دارم سوال بپرسم‬
‫و خودم جواب بدم.‬

07:21.420 --> 07:24.130
‫اینطوری کلاس رو مدیریت می‌کنم.‬
‫به کارت برس.‬

07:24.131 --> 07:27.008
‫جواب، آسمِ دورانِ کودکیه.‬

07:27.009 --> 07:29.302
‫- روزولت بعد از اون غرق در غم  میشه...
‫- هی.‬

07:29.303 --> 07:32.430
‫- دنبالت می‌گشتم.‬
‫- ...وقتی هم مادرش و همسرش فوت کردن.‬

07:32.431 --> 07:34.349
‫همیشه میای به سخنرانی‌های والت؟‬

07:34.350 --> 07:36.601
‫دوست داره وقتی حرفش تموم شد
‫من شروع کنم به دست زدن.‬

07:36.602 --> 07:38.729
‫کلمه‌‌ای که هماهنگ کردم
‫«به پیش» ـه.

07:39.563 --> 07:41.481
‫- حواسم به این موضوع هست.‬
‫- سؤال.‬

07:41.482 --> 07:45.987
‫کدوم یکی از سخنرانی‌های روزولت امروز بیشتر بازخورد داره؟‬

07:47.113 --> 07:49.614
‫ایلای، فکر کنم
‫همین الان در این مورد صحبت کردیم.

07:49.615 --> 07:51.825
‫- دستت رو بیار پایین.‬
‫- این یکی واقعاً سخت بود قربان.‬

07:51.826 --> 07:53.994
‫فقط هر وقت یه سؤال واقعی بود بهم بگو.‬

07:53.995 --> 07:55.453
‫سؤال واقعی‌ای در کار نیست.‬

07:55.454 --> 07:57.706
‫البته، بین تمام سخنرانی‌های روزولت،‬

07:57.707 --> 08:00.458
‫سخنرانیِ «مردی در میدان» بود.‬

08:00.459 --> 08:02.545
‫خب...‬

08:03.462 --> 08:04.963
‫بعداً چیکاره‌ای؟‬

08:04.964 --> 08:06.715
‫چی، مثلاً ساعت ۱۱؟‬

08:06.716 --> 08:08.633
‫یا، نمی‌دونم، ۹:۴۵؟‬

08:08.634 --> 08:10.468
‫- ۱۱ یکم دیره.‬
‫- باشه گرگ.‬

08:10.469 --> 08:13.013
‫من یه زنِ بالغم. یه مادرِ مجرد.‬

08:13.014 --> 08:15.641
‫یه خونه دارم که ۲۸ سالِ
‫دیگه کاملاً مالِ خودم میشه.‬

08:16.976 --> 08:19.644
‫اگه این رو می‌خوای، یا اینا رو،
‫بکنی توی این

08:19.645 --> 08:21.479
‫باید باهام با احترام رفتار بشه.‬

08:21.480 --> 08:24.190
‫من رو ببر یه قرارِ درست و حسابی.
‫من از اون دخترایِ ولگرد و ارزون نیستم.‬

08:24.191 --> 08:26.484
‫من هیچ‌وقت همچین حسی نداشتم. اصلاً.‬

08:26.485 --> 08:31.156
‫حتی وقتی از... اون...
‫ایناهات کپی گرفتی.‬

08:31.157 --> 08:32.407
‫ممنونم ازت،‬

08:32.408 --> 08:34.034
‫چون معمولاً این کار رو نمی‌کنم.‬

08:34.035 --> 08:35.326
‫باشه.‬

08:35.327 --> 08:37.038
‫قدم گذاشتن تو میدانِ زندگی...‬

08:37.663 --> 08:40.498
‫دوست داری امشب با من بیای بیرون شام بخوریم؟‬

08:40.499 --> 08:43.084
‫اوه، نمی‌دونم. باید در موردش فکر کنم.‬

08:43.085 --> 08:44.502
‫- باشه.‬
‫- آره.‬

08:44.503 --> 08:45.837
‫اوه، باشه.‬

08:45.838 --> 08:47.256
‫به پیش!‬

08:49.818 --> 08:51.527
‫- به پیش!‬
‫- وای خدا جون

08:51.552 --> 08:54.345
‫مگه میشه واسه این دست نزد؟

08:54.346 --> 08:56.557
‫ممنون.‬

08:57.391 --> 08:58.850
‫- سلام خوشگله.‬
‫- اوه.‬

08:58.851 --> 09:00.727
‫هی، امروز بعدازظهر یکم وقتم آزاده.‬

09:00.728 --> 09:01.895
‫پایه‌ای سکس کنیم؟‬

09:01.896 --> 09:03.271
‫چقدر رمانتیک.‬

09:03.272 --> 09:05.023
‫آه، نمی‌تونم.
‫اینجا با بابام قرار دارم.‬

09:05.024 --> 09:07.358
‫و داشتم به این فکر می‌کردم
‫که یکم عزت ‌نفسم رو پس بگیرم.‬

09:07.359 --> 09:08.860
‫اوه، نگرانِ اون نباش. نه، نه، نه.‬

09:08.861 --> 09:12.113
‫خب، قرار بود با ویراستارم جلسه داشته باشم‬

09:12.114 --> 09:14.449
‫که قرار بود در
‫مورد پنج فصلِ اولِ کتابم بهم نظر بده.‬

09:14.450 --> 09:17.202
‫اما، هشدار اسپویل... هیچ نظری نداشت.‬

09:17.203 --> 09:18.870
‫یعنی، هیچی.‬

09:18.871 --> 09:20.705
‫انگار که، ببخشید، مگه من لیونل مسیِ‬

09:20.706 --> 09:22.290
‫زبان‌های اسلاوی و مطالعاتِ روسیه هستم؟‬

09:22.291 --> 09:24.084
‫بیخیال، می‌خوام...
‫می‌خوام با تو جشن بگیرم.‬

09:24.085 --> 09:25.919
‫می‌خوام با بدنت جشن بگیرم.‬

09:27.880 --> 09:29.714
‫آره.‬

09:29.715 --> 09:30.882
‫- می‌خواستم یه چیزی بپرسم.‬
‫- جان؟‬

09:30.883 --> 09:32.384
‫هنوز داری با سانی سکس می‌کنی؟‬

09:33.052 --> 09:34.469
‫عجب! این...‬

09:34.470 --> 09:36.721
‫عجب! این سؤالِ فوق‌العاده شخصیه.‬

09:36.722 --> 09:38.056
‫- خدایی؟‬
‫- باشه.‬

09:38.057 --> 09:40.892
‫اگه حتماً باید بدونی، آره، می‌کنم.‬

09:40.893 --> 09:42.560
‫اما توی یه روز همراه با تو
‫این کار رو نمی‌کنم.

09:42.561 --> 09:45.396
‫هیچ‌وقت تو یه بازه‌ی ۲۲ ساعته
‫با تو انجامش نمیدم.‬

09:45.397 --> 09:47.942
‫فکر کنم تو بدترین آدمِ رویِ زمین باشی.‬

09:49.068 --> 09:51.277
‫چی؟ هی... گوش کن، من خیلی شفاف گفتم‬

09:51.278 --> 09:52.779
‫که چی می‌خوام.‬

09:52.780 --> 09:54.405
‫تو لب تر کن، منم هر کاری‬

09:54.406 --> 09:56.282
‫که لازم باشه انجام میدم
‫تا این ازدواج رو دوباره راه بندازیم.‬

09:56.283 --> 09:58.993
‫- نمی‌دونم همچین چیزی می‌خوام یا نه.‬
‫- زمان لازم داری.‬

09:58.994 --> 10:02.455
‫درکت می‌کنم، و دعا می‌کنم
‫که من رو دوباره بپذیری.‬

10:02.456 --> 10:03.998
‫اما اگه نپذیری، یه جورایی حس می‌کنم‬

10:03.999 --> 10:07.293
‫شاید وظیفمه که
‫هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم‬

10:07.294 --> 10:09.129
‫تا با مادرِ بچه‌یِ
‫به دنیا نیومده‌ام به نتیجه برسم.‬

10:09.130 --> 10:11.005
‫اگه این کار رو نکنم چه جور مردی میشم؟‬

10:11.006 --> 10:12.924
‫فکر نکنم اون مردی باشه
‫ که بتونی عاشقش باشی.‬

10:12.925 --> 10:14.592
‫- وای خدا!
‫- پس، نمی‌تونم کاری کنم‬

10:14.593 --> 10:16.344
‫که شک‌برانگیز باشه.‬

10:16.345 --> 10:19.264
‫داری سعی می‌کنی
‫خوابیدن با دو نفر به طور همزمان رو‬

10:19.265 --> 10:20.682
‫یه کارِ اخلاقی جلوه بدی؟‬

10:20.683 --> 10:23.101
‫امیدوارم ما رو انتخاب کنی، کیتی.‬

10:23.102 --> 10:24.103
‫نه.‬

10:25.354 --> 10:26.522
‫واقعاً امیدوارم.‬

10:29.003 --> 10:31.683
‫بـــامـــابین

10:32.945 --> 10:35.822
‫صدایِ جیغِ ترمز هیچ‌وقت تکراری نمیشه.‬

10:35.823 --> 10:38.199
‫این چه کوفتیه پوشیدی؟‬

10:38.200 --> 10:39.993
‫اوه!‌ قشنگ نیست؟

10:39.994 --> 10:42.620
‫اون، دخترِ هنرمنده که
‫پیرسینگِ بینی داره، زویی،‬

10:42.621 --> 10:43.872
‫داره اینا رو پخش می‌کنه.‬

10:43.873 --> 10:45.373
‫قضیه‌یِ این پیرسینگ‌هایِ بینی چیه؟‬

10:45.374 --> 10:46.666
‫- درد دارن؟‬
‫- موتور رو بده به من.‬

10:46.667 --> 10:48.293
‫- اوه، آره، می‌خوای امتحانش کنی؟‬
‫- موتور رو بده من.‬

10:48.294 --> 10:49.627
‫- می‌دونستم! باشه.‬
‫- پیاده شو.‬

10:49.628 --> 10:51.379
‫خب، این گازشه، اینا هم ترمـ... باشه.‬

10:51.380 --> 10:53.298
‫استایلت عالیه. برو بریم.‬

10:53.299 --> 10:54.966
‫اوه، باید کلاه ایمنی بذاری عزیزم.‬

10:56.886 --> 10:59.345
‫باشه، فقط دورش بپیچ!‬

10:59.346 --> 11:01.306
‫دورش بپیچ عزیزم.‬

11:01.307 --> 11:03.733
‫و دیگه برنمی‌گرده.‬

11:03.758 --> 11:05.327
‫خب، حالا که مجله د ریویو

11:05.352 --> 11:07.228
‫دوباره چاپ شده، باید سریع بجنبیم.‬

11:07.229 --> 11:09.981
‫داشتم فکر می‌کردم همه‌مون
‫امشب بتونیم یکم تا دیر وقت کار کنیم؟‬

11:09.982 --> 11:12.483
‫واسه من سخته. قرار دارم.‬

11:12.484 --> 11:14.694
‫اوه. پس، خب، منم همین‌طور.‬

11:14.695 --> 11:17.155
‫اوه، نه با تو.
‫پیام‌هات رو چک کن.‬

11:17.156 --> 11:19.824
‫با هم‌اتاقیم؟‬

11:19.825 --> 11:21.534
‫- ولی من شما رو با هم آشنا کردم.‬
‫- آره.‬

11:21.535 --> 11:22.536
‫ممنونم.‬

11:23.579 --> 11:25.413
‫هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم.‬

11:25.414 --> 11:27.498
‫- پروفسور شپرد، با من کار داشتید؟‬
‫- یه لحظه.‬

11:27.499 --> 11:30.877
‫این قراره بهترین شماره‌مون تا الان بشه.‬

11:30.878 --> 11:33.005
‫بریم تو کارش!‬

11:34.548 --> 11:36.174
‫مطمئنم می‌دونی که ما‬

11:36.175 --> 11:38.843
‫چندتا از استادای جوونمون رو بخاطر
‫موسسه‌های دیگه از دست دادیم.‬

11:38.844 --> 11:40.553
‫واسه همین فکر کردم من و تو بتونیم‬

11:40.554 --> 11:42.764
‫چندتا جلسه خصوصی داشته باشیم،
‫تا بهترین استعدادهای جدیدمون‬

11:42.765 --> 11:44.515
‫بدونن که راه سریعی برای
‫رسمی شدن وجود داره.‬

11:44.516 --> 11:47.185
‫واقعاً داری با نقش رئیس دانشکده حال می‌کنی.‬

11:47.186 --> 11:49.229
‫از این ابتکارت خوشم اومد. پایه‌ام.‬

11:49.230 --> 11:50.688
‫- خب، خوبه.‬
‫- ببخشید.‬

11:50.689 --> 11:52.357
‫دلیل دیگه‌ای نداشت که
‫می‌خواستی من رو ببینی؟‬

11:52.358 --> 11:54.067
‫شاید تحت تاثیر‬

11:54.068 --> 11:55.944
‫یه شعر ارسالیِ بدون نام قرار گرفتی؟‬

11:55.945 --> 11:57.862
‫یه غزل درباره قحطی سیب‌زمینی ایرلند؟‬

11:57.863 --> 12:00.532
‫آره، متاسفم، به دردم نمی‌خورد.‬

12:01.700 --> 12:02.701
‫اها!

12:11.377 --> 12:12.461
‫سلام، کیتی.‬

12:13.087 --> 12:14.212
‫موهات خیلی داغون شده.‬

12:14.213 --> 12:16.589
‫من، خب، سوار یه دوچرخه خیلی سریع بودم.‬

12:16.590 --> 12:18.801
‫بچه‌ها، می‌شه یه لحظه تنهامون بذارید؟‬

12:21.428 --> 12:23.304
‫من، خب، یه تی‌شرت برات دارم، اگه بخوای.‬

12:23.305 --> 12:24.890
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

12:26.141 --> 12:28.768
‫لازم نیست تو آرچی رو تنبیه کنی، باشه؟‬

12:28.769 --> 12:31.229
‫اون خودشیفته‌ست که یه بچه هم تو راه داره.‬

12:31.230 --> 12:32.438
‫باور کن، به سزای کارش میرسه.‬

12:32.439 --> 12:34.148
‫و نه اینکه موضوع این باشه،‬

12:34.149 --> 12:35.650
‫ولی عکسی که انتخاب کردی‬

12:35.651 --> 12:37.068
‫باعث شده شبیه نانسی پلوسی بشم.‬

12:37.069 --> 12:38.820
‫تو من رو نماد یه جنبش کردی‬

12:38.821 --> 12:40.114
‫بدون اینکه حتی ازم بپرسی؟‬

12:41.573 --> 12:43.241
‫این یه یادآوریِ رو اعصابه‬

12:43.242 --> 12:44.951
‫از تمام اشتباهاتی که مدام مرتکب میشم.‬

12:44.952 --> 12:46.160
‫کیتی، تو هیچ اشتباهی نکردی...‬

12:46.161 --> 12:47.288
‫پروفسور روسو هستم.‬

12:48.289 --> 12:50.456
‫تمومش کن، همش رو. فهمیدی؟‬

12:50.457 --> 12:52.412
‫- آره. ببخشید.‬
‫- ممنون.‬

12:56.755 --> 12:58.131
‫قرار دارم، تامی!‬

12:58.132 --> 12:59.632
‫با خمیردندون چیکار کردی؟‬

12:59.633 --> 13:01.259
‫مـ-من فقط یکم قرض گرفتم،‬

13:01.260 --> 13:03.261
‫ولی نمی‌خواستم از سینک تو استفاده کنم
‫واسه همین از مال خودم استفاده کردم.‬

13:03.262 --> 13:04.679
‫و نمی‌دونم پسر، نیستش.‬

13:04.680 --> 13:05.763
‫خب، طبقه بالا هم نیست.‬

13:05.764 --> 13:07.307
‫حتماً باید مسواک بزنی؟‬

13:07.308 --> 13:08.766
‫کورن ناتز با طعم رنچ.‬

13:08.767 --> 13:10.101
‫پاکت خالی. خودت حساب بکن.‬

13:10.102 --> 13:11.936
‫- آره، فقط فکر کن.‬
‫- اوه، نه.‬

13:11.937 --> 13:13.271
‫سعی کن یادت بیاد چیکار کردی، تامی.‬

13:13.272 --> 13:14.605
‫آخرین بار خمیردندون کجا دستت بود؟‬

13:14.606 --> 13:15.857
‫- اوه، آشپزخونه!‬
‫- عالیه.‬

13:15.858 --> 13:17.191
‫آره، سینک اتاق مهمون‬

13:17.192 --> 13:18.443
‫خیلی کوچیکه که بتونم صورتم رو ببرم توش.‬

13:18.444 --> 13:20.278
‫چرا صورتت رو می‌کنی تو سینک؟‬

13:20.279 --> 13:22.280
‫- اوه، تو نمی‌کنی؟‬
‫- نه بابا.‬

13:22.281 --> 13:24.782
‫هی، زبونتم بشور. زبون.‬

13:24.783 --> 13:26.326
‫آفرین.‬

13:26.327 --> 13:28.161
‫ببین، کل صورتت اینجا جا میشه.‬

13:28.162 --> 13:30.038
‫نمی‌خوام صورتم رو بکنم اون تو.‬

13:30.039 --> 13:33.041
‫خیلی خب. بهش زنگ می‌زنم‬

13:33.042 --> 13:35.668
‫و بهش میگم یکم دیر می‌رسم.‬

13:35.669 --> 13:38.379
‫و... وای خدا!

13:38.380 --> 13:39.464
‫چرا؟‬

13:39.465 --> 13:40.965
‫چرا این شارژ نداره؟‬

13:40.966 --> 13:42.717
‫اوه، اون شارژر منه پسر. اون خرابه.‬

13:42.718 --> 13:44.218
‫چرا نگهش داشتی؟‬

13:44.219 --> 13:46.471
‫- خب، از کجا معلوم شاید لازم شد.‬
‫- چرا، معلومه، خودت می‌دونی.

13:46.472 --> 13:48.056
‫شارژ نمی‌کنه... نکن... اوه.‬

13:48.057 --> 13:49.599
‫- من میرم. فقط باید برم. باید برم.‬
‫- آره، آره، آروم...‬

13:49.600 --> 13:50.975
‫آروم باش. همین الان دوش گرفتی‬

13:50.976 --> 13:52.143
‫و دوباره داری عرق می‌کنی.‬

13:52.144 --> 13:53.227
‫می‌دونی چیه؟ شرط می‌بندم‬

13:53.228 --> 13:54.645
‫مامِ منم پیدا نمیشه.
‫اونم تو برداشتی؟‬

13:54.646 --> 13:55.646
‫فقط یکم ازش استفاده کردم.‬

13:55.647 --> 13:57.815
‫لطفاً از مامِ من استفاده نکن!‬

13:57.816 --> 13:58.941
‫خیلی خب، من رفتم.‬

13:58.942 --> 14:01.027
‫- هی، بترکون، روستر!‬
‫- می‌ترکونم.‬

14:03.506 --> 14:06.606
‫بـــامـــابین

14:09.370 --> 14:11.747
‫<i>همون‌جا وایسا! خاموشش کن.</i>‬

14:13.248 --> 14:15.542
‫- سلام.‬
‫- دوباره همدیگه رو دیدیم.‬

14:16.377 --> 14:19.003
‫بالاخره فرصت شد‬
‫برم سراغِ کامپیوترِ کار.‬

14:19.004 --> 14:21.005
‫یه ذره تحقیق کردم و معلوم شد‬

14:21.006 --> 14:23.508
‫این فسقلی‌ها‬
‫اجازه‌ی تردد تو خیابون رو ندارن.‬

14:23.509 --> 14:25.718
‫کارِ بهتری نداری انجام بدی؟‬

14:25.719 --> 14:27.845
‫راننده، ازت می‌خوام‬
‫از وسیله بیای بیرون.‬

14:27.846 --> 14:30.390
‫- اِم...‬
‫- دستات رو ببر بالا، و بعدش،‬

14:30.391 --> 14:33.519
‫ازتون می‌خوام که بهم...‬

14:34.353 --> 14:36.020
‫یه بغل بدی.‬
‫بیا اینجا.‬

14:36.021 --> 14:37.772
‫- بیا اینجا، باریکلا.‬
‫- چه خبره؟‬

14:37.773 --> 14:40.066
‫- آره. خودشه.‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

14:40.067 --> 14:41.401
‫حسِ خوبی نداره؟‬

14:41.402 --> 14:43.027
‫نمی‌فهمم.‬

14:43.028 --> 14:45.196
‫امشب رو نادیده می‌گیرم.‬

14:45.197 --> 14:46.365
‫بپرس چرا.‬

14:47.366 --> 14:48.783
‫چرا؟‬

14:48.784 --> 14:50.369
‫بخاطر کاری که کردی...‬

14:51.578 --> 14:53.704
‫برای پسرم، دانی جونیور.‬

14:53.705 --> 14:56.290
‫مربی می‌خواست بزنتش،‬

14:56.291 --> 14:57.875
‫و بعدش تو خودت رو انداختی وسط.‬

14:57.876 --> 14:59.544
‫دی‌جی؟‬
‫اون بچه‌ی تو بود؟‬

14:59.545 --> 15:00.753
‫اون پسرمه.‬

15:00.754 --> 15:02.380
‫یکی از اینا حقت بود.‬

15:02.381 --> 15:04.882
‫کارتِ «آزادی از زندان».‬

15:04.883 --> 15:07.718
‫- مالِ مونوپولیه؟ آره.‬
‫- مونوپولی. آره، آره، آره.‬

15:07.719 --> 15:09.679
‫- یه بازیه.‬
‫- بازی کردم.‬

15:09.680 --> 15:12.056
‫خب، این تو رو از زندان میاره بیرون.‬
‫پشتش رو ببین.‬

15:12.057 --> 15:14.559
‫اسم و شماره تلفنم اونجاست.‬

15:14.560 --> 15:16.477
‫- باشه.‬
‫- پس معتبره.‬

15:16.478 --> 15:18.271
‫- باشه.‬
‫- تو هیچ شهرِ دیگه‌ای کار نمی‌کنه.‬

15:18.272 --> 15:20.440
‫برای قتل هم کار نمی‌کنه.‬

15:20.441 --> 15:22.900
‫- این یه کارت دیگه لازم داره.‬
‫- ممنونم.‬

15:22.901 --> 15:25.403
‫خب، واقعاً باید برم.‬
‫برای قرار دیرم شده.‬

15:25.404 --> 15:27.905
‫خب، پس بپر بالا.‬
‫می‌رسونمت اونجا.‬

15:27.906 --> 15:30.408
‫- اینطوری سریع‌تر میرسم؟‬
‫- راستش نمی‌دونم.‬

15:30.409 --> 15:32.618
‫نمی‌تونم از آژیر استفاده کنم.‬

15:32.619 --> 15:34.287
‫یه بار، برای یه قرار این کار رو کردم،‬

15:34.288 --> 15:36.247
‫و کلی دردسر برام درست شد.‬

15:36.248 --> 15:37.457
‫می‌خوری به ترافیک.‬

15:37.458 --> 15:39.000
‫چراغِ خیابونِ اصلی هست.‬

15:39.001 --> 15:41.085
‫باید همین‌طوری اونجا‬
‫منتظر بمونی و بمونی.‬

15:41.086 --> 15:43.004
‫اصلاً عوض نمیشه.
‫در موردش زنگ هم زدم،‬

15:43.005 --> 15:44.423
‫ولی کسی جواب نمیده.‬

15:45.424 --> 15:46.757
‫بازم ممنون!‬

16:03.275 --> 16:05.443
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم،‬
‫«بدفورد وای»‬

16:05.444 --> 16:07.111
‫یه سری قوانین برای سونا داشت.‬

16:07.112 --> 16:10.032
‫«نه شوخیِ خرکی، نه معاشقه.»‬

16:11.770 --> 16:13.813
‫- از دوستت خوشم اومد.‬
‫- تکیه‌گاهِ منه.‬

16:14.620 --> 16:15.995
‫یه خبرایی دارم.‬

16:15.996 --> 16:17.705
‫می‌دونی که از بایوتکا خبری بهت نرسیده،‬

16:17.706 --> 16:20.000
‫برای همین خودم زنگ زدم.‬

16:21.168 --> 16:23.503
‫قرار نیست کارآموز بشی.‬

16:26.965 --> 16:29.300
‫چون مستقیماً می‌خوان استخدامت کنن.‬

16:29.301 --> 16:30.968
‫نه بابا! می‌دونستم!‬

16:30.969 --> 16:33.054
‫زنگِ طلایی.‬
‫بلیطِ طلایی رو بردی!‬

16:33.055 --> 16:34.972
‫داری میری هالیوود!‬

16:34.973 --> 16:36.432
‫دایانا خیلی تحت‌تأثیرت قرار گرفته بود.‬

16:36.433 --> 16:38.809
‫داره بهت جایگاهِ تمام‌وقت تو
‫آزمایشگاهش رو پیشنهاد میده.‬

16:38.810 --> 16:41.020
‫با بارداریت هم مشکلی نداره و باهات راه میاد.‬

16:41.021 --> 16:43.272
‫حتی براش مهم نیست که مدرکت رو بگیری.‬

16:43.273 --> 16:44.815
‫- اصلاً براشون اهمیتی نداره!‬
‫- موفق شدی، بچه!‬

16:44.816 --> 16:45.983
‫خیلی‌خب.‬

16:45.984 --> 16:47.235
‫- خیلی‌خب!‬
‫- خیلی‌خب.‬

16:47.236 --> 16:48.320
‫خیلی‌خب؟‬

16:49.530 --> 16:52.323
‫باشه، اِم، من...‬
‫من نیاز به هوای آزاد دارم.‬

16:52.324 --> 16:53.992
‫دارم، اِم، دارم دیوونه میشم.‬

16:55.035 --> 16:56.495
‫- من میرم پیشش.‬
‫- نه، خودم میرم.‬

16:57.454 --> 16:59.664
‫و دیر کردی.‬
‫هنوز دو دقیقه بدهکاری.‬

17:01.041 --> 17:03.710
‫هی. خوبی؟‬

17:04.378 --> 17:07.171
‫معلومه که این یه فرصتِ فوق‌العاده‌ست.‬

17:07.172 --> 17:08.839
‫قبول کردنِ این شغل‬

17:08.840 --> 17:11.092
‫یعنی دور شدن از آرچی، و این...‬

17:11.093 --> 17:13.094
‫- پیچیده‌ست.‬
‫- می‌فهمم.‬

17:13.095 --> 17:16.180
‫ولی یکی از بهترین
‫شرکت‌های زیست‌فناوریِ کلِ کشور‬

17:16.181 --> 17:18.224
‫تو رو می‌خواد.‬

17:18.225 --> 17:19.850
‫و حالا، وقتِ جشن گرفتنه.‬

17:19.851 --> 17:21.395
‫پس می‌شه لطفاً یه «ایول» بشنوم؟‬

17:22.354 --> 17:24.397
‫- ایول!‬
‫- دوباره، بهتر بگو.‬

17:24.398 --> 17:25.690
‫ایول!‬

17:25.691 --> 17:27.692
‫- باریکلا دختر!‬
‫- وای خدا جون!

17:27.693 --> 17:29.110
‫چی رو داریم جشن می‌گیریم؟‬

17:29.111 --> 17:30.945
‫یه پیشنهادِ کاری از بایوتکا گرفتم.‬

17:30.946 --> 17:34.031
‫- اونا یه مرکزِ تحقیقاتِ اعصاب...‬
‫- اوه! آره، می‌دونم.‬

17:34.032 --> 17:35.283
‫با کی ملاقات کردی؟‬

17:35.284 --> 17:36.784
‫نه.‬

17:36.785 --> 17:38.120
‫دایانا جنینگز.‬

17:41.415 --> 17:42.707
‫واقعاً؟‬

17:42.708 --> 17:44.250
‫احتمالاً باید اول با تو در میون می‌ذاشتم.‬

17:44.251 --> 17:45.918
‫احتمالاً.‬

17:45.919 --> 17:47.546
‫- تبریک میگم.‬
‫- ممنون.‬

17:49.798 --> 17:51.716
‫این یکی رو دیگه عمرا یادش بره.

17:51.717 --> 17:53.134
‫می‌دونی دیگه چیکار کردم؟‬

17:53.135 --> 17:55.052
‫حقوقِ اساتیدِ حق‌التدریسی رو‬
‫زیاد کردم.‬

17:55.053 --> 17:56.596
‫آخه من شاعرم.‬

17:56.597 --> 17:59.140
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫یه پستِ مدیریتی داشته باشم، می‌دونی،‬

17:59.141 --> 18:01.225
‫ولی از اینکه قدرتِ بیان دارم خوشم میاد.‬

18:01.226 --> 18:04.061
‫وای خدای من،‬
‫قدرت مستت کرده.‬

18:04.062 --> 18:05.563
‫- تمومش کن.‬
‫- واقعاً همین‌طوره.‬

18:05.564 --> 18:08.649
‫- نه، نکرده.‬
‫- کرده.‬

18:08.650 --> 18:11.611
‫واقعاً حس می‌کنم می‌تونم...‬
‫یه کارِ مثبتی انجام بدم.‬

18:11.612 --> 18:14.322
‫با اینکه فقط سرپرستِ دانشکده‌ام.‬

18:14.323 --> 18:17.742
‫نباید دیگه طوری رفتار کنی‬
‫که انگار این یه پستِ موقتیه.‬

18:17.743 --> 18:19.661
‫باورش کن، مالِ خودت بکنش.‬

18:20.746 --> 18:22.663
‫باشه. چرا که نه؟‬

18:22.664 --> 18:25.583
‫- این رو ببین!‬
‫- این مالِ کیه؟‬

18:25.584 --> 18:26.917
‫مالِ منه.‬

18:26.918 --> 18:28.461
‫گرگ، این خفن‌ترین چیزیه که دیدم.‬

18:28.462 --> 18:30.171
‫- وای خدا!‬
‫- آره!‬

18:30.172 --> 18:31.589
‫- امتحانش کن.‬
‫- بدش به من!‬

18:31.590 --> 18:33.674
‫اول ایمنی، چون من‬
‫عشقِ سرعتم.‬

18:33.675 --> 18:35.343
‫- من رو نمی‌ترسونی.‬
‫- حاضری؟‬

18:37.429 --> 18:39.347
‫حالا می‌ترسونی.‬

18:39.348 --> 18:41.599
‫وای خدا!

18:43.101 --> 18:44.477
‫برو، برو!‬

18:46.271 --> 18:48.273
‫وای خدا جون!

18:49.441 --> 18:51.484
‫- امروز صبح کلاس داری؟‬
‫- نه.‬

18:51.485 --> 18:52.985
‫ولی یه کاری هست‬
‫که باید انجام بدم.‬

18:52.986 --> 18:54.195
‫فکر کنم همه چیز درست بشه.‬

18:54.196 --> 18:55.696
‫هیچی درست نیست، گرگ.‬

18:55.697 --> 18:58.491
‫بازم معذرت می‌خوام.‬

18:58.492 --> 18:59.992
‫وقتی رسیدم خونه،‬
‫گوشیم رو زدم به شارژ‬

18:59.993 --> 19:02.453
‫و یه عالمه بهت پیام دادم.

19:02.454 --> 19:04.288
‫- نمی‌دونم اصلاً دستت رسید یا نه.‬
‫- رسید.‬

19:04.289 --> 19:05.665
‫حالم رو بهتر کردن.‬

19:05.666 --> 19:07.708
‫نمی‌خوام یه مشت بهونه‌ی الکی برات بیارم.‬

19:07.709 --> 19:09.460
‫پلیس واقعاً‬
‫نگهم داشت.‬

19:09.461 --> 19:11.629
‫و اگه بخوام صادق باشم،‬

19:11.630 --> 19:13.422
‫اوضاع وقتی واقعاً‬
‫ریخت به هم‬

19:13.423 --> 19:15.633
‫- که خمیردندونم رو گم کردم.‬
‫- نمی‌خوام بشنوم.‬

19:15.634 --> 19:17.468
‫می‌دونی، می‌دونم که نمی‌خوای.‬

19:17.469 --> 19:19.304
‫از بین اون همه جا، توی آشپزخونه بود.‬

19:20.138 --> 19:22.973
‫آدما این‌طوری رفتار نمی‌کنن، گرگ،‬

19:22.974 --> 19:25.143
‫وقتی می‌خوان‬
‫یه رابطه‌ی جدی رو شروع کنن.‬

19:26.061 --> 19:27.062
‫آره.‬

19:28.355 --> 19:29.897
‫آره، حق با توئه.‬

19:29.898 --> 19:31.816
‫واقعاً خجالت‌آوره،‬
‫داشتم توی...‬

19:31.817 --> 19:33.567
‫کریستل، میشه چند شاخه گل بفرستی‬

19:33.568 --> 19:35.320
‫به هتلی که‬
‫زنم توش اقامت داره؟‬

19:36.029 --> 19:37.321
‫- اوه...‬
‫- آره.‬

19:37.322 --> 19:39.907
‫...و آمارش رو دربیار‬
‫که کدوم هتل می‌مونه.‬

19:39.908 --> 19:41.367
‫خوب میشه.‬
‫صبح بخیر، گرگ.‬

19:41.368 --> 19:42.743
‫صبح بخیر.‬

19:42.744 --> 19:44.204
‫چیز دیگه‌ای هم بود؟‬

19:45.163 --> 19:46.331
‫فعلاً نه.‬

19:49.209 --> 19:51.585
‫شوهرِ مارگارت کین‬
‫اولش اعتبارِ‬

19:51.586 --> 19:54.004
‫تمامِ کاراش رو به نام خودش زد،‬
‫تا اینکه... اینجا رو گوش بدید...‬

19:54.005 --> 19:56.841
‫قاضی مجبورشون کرد توی دادگاه‬
‫مسابقه‌ی نقاشی بدن.‬

19:56.842 --> 20:00.595
‫ولی شوهره هیچ‌وقت نیومد. عادیه، نه؟‬

20:03.181 --> 20:05.015
‫باید می‌دیدیش بابا.‬

20:05.016 --> 20:06.934
‫داغون شده بود.‬

20:06.935 --> 20:08.853
‫زویی تنها بچه‌ای بود‬
‫که من رو الگوی خودش قرار داده بود،‬

20:08.854 --> 20:10.563
‫و منم کاملاً ناامیدش کردم.‬

20:10.564 --> 20:11.565
‫

20:12.607 --> 20:14.066
‫خب، پس از این تیشرت‌ها خوشت نمیاد؟‬

20:14.067 --> 20:17.403
‫چون چهار تا ازشون بهم داده.‬
‫می‌تونم بندازمشون دور.‬

20:17.404 --> 20:19.280
‫یا می‌تونن پیرهنِ ساحلی باشن.‬
‫می‌تونم لبِ ساحل بپوشمشون.‬

20:19.281 --> 20:21.031
‫- بابا.
‫- فکر نکنم‬ اون‌قدر نرم باشن که بشه‬

20:21.032 --> 20:23.451
‫به عنوانِ لباسِ خواب پوشید،‬
‫ولی می‌تونن ساحلی...‬

20:23.452 --> 20:25.911
‫تیشرت ساحلی، نه لباسِ خواب.‬

20:25.912 --> 20:27.371
‫پنج بار تند پشتِ سر هم بگو.‬

20:27.372 --> 20:28.581
‫داشتی چی می‌گفتی عزیزم؟‬

20:28.582 --> 20:31.542
‫کاملاً تقصیرِ خودمه.‬

20:31.543 --> 20:34.587
‫درباره‌ی همه‌ی اتفاقایی که با آرچ افتاد،‬
‫با زویی خیلی راحت حرف زدم.‬

20:34.588 --> 20:37.131
‫معمولاً این کار رو نمی‌کنم.‬

20:37.132 --> 20:38.841
‫با دانشجو هات ارتباط نمی‌گیری؟‬

20:38.842 --> 20:40.551
‫- چرا نه؟‬
‫- آره، چرا نه؟‬

20:40.552 --> 20:41.886
‫این اینجا چیکار می‌کنه؟‬

20:41.887 --> 20:44.388
‫- اوه، من اینجا زندگی می‌کنم.‬
‫- فقط برای چند روز.‬

20:44.389 --> 20:45.723
‫در ضمن، گرگ گفت‬
‫که لازمه باهام حرف بزنه‬

20:45.724 --> 20:46.807
‫درباره‌ی یه سری مشکلاتِ زنونه.‬

20:46.808 --> 20:49.101
‫نه تامی، من همچین حرفی نزدم.‬

20:49.102 --> 20:50.936
‫گفتم که‬
‫یکم گیج شدم‬

20:50.937 --> 20:52.605
‫در موردِ زنی که باهاش در ارتباط بودم،‬

20:52.606 --> 20:54.399
‫و تو گفتی:‬
‫«حله داداش، هوات رو دارم.»‬

20:55.052 --> 20:56.303
‫و بعدش، کیتی اومد تو‬

20:56.485 --> 20:58.611
‫قبل از اینکه بتونم بگم:‬
‫«نه ممنون داداش.»‬

20:58.612 --> 20:59.945
‫وای خدا!
‫مال همون رابطه‌ی یه شبه‌ست؟

20:59.946 --> 21:01.405
‫فکر کنم خانمه یکم بیشتر از اینا می‌خواد.‬

21:01.406 --> 21:02.407
‫- نه. باشه.‬
‫- بابا!‬

21:02.741 --> 21:05.619
‫بیا فعلاً بچسبیم به مشکلِ کیتی.‬

21:06.411 --> 21:08.746
‫ببین، ارتباط گرفتن با دانش‌آموزها‬

21:08.747 --> 21:11.123
‫تا الان بهترین بخشِ تدریس برام بوده.‬

21:11.124 --> 21:12.458
‫برای منم خیلی ارزشمنده.‬

21:12.459 --> 21:14.586
‫- لازم نیست حرف بزنی.‬
‫- اوه، من مشکلی ندارم.‬

21:16.505 --> 21:19.423
‫نمی‌دونم اصلاً با روحیه‌م جور هست یا نه.‬
‫می‌دونی؟‬

21:19.424 --> 21:20.800
‫و فکر می‌کنم شاید بخاطر اینه که‬

21:20.801 --> 21:22.552
‫تفاوتِ سنیِ زیادی باهاشون ندارم.‬

21:23.303 --> 21:24.930
‫یه کلمه هم حرف نزن‬
‫وگرنه می‌زنم تو دهنت.‬

21:25.928 --> 21:27.765
‫نمی‌خوام بهت بگم چطوری کارت رو انجام بدی،‬

21:27.766 --> 21:29.510
‫ولی به نظرم
‫داری یه فرصت رو از دست میدی.‬

21:30.101 --> 21:31.644
‫تامی چند تا از رفیق‌هاش دارن میان اینجا،‬

21:31.645 --> 21:35.272
‫پس می‌خوام براشون یه سری‬
‫تنقلاتِ باحال بگیرم.‬

21:35.273 --> 21:37.525
‫آه، ولی سبزیجات نگیر روستر.‬
‫هیچ‌کس کرفس دوست نداره.‬

21:37.526 --> 21:38.943
‫با کره بادوم‌زمینی چطور؟‬

21:38.944 --> 21:40.444
‫آره، اون رو قبول می‌کنم.‬

21:40.445 --> 21:42.988
‫- اون بابای منه، نه بابای تو.‬
‫- اون بابای همه‌ست.‬

21:42.989 --> 21:44.615
‫بابای منه.‬

21:50.014 --> 21:51.681
‫اوه، اینجایید!‬

21:51.706 --> 21:53.999
‫اه! دلم برای سکوت تنگ شده بود.‬

21:54.000 --> 21:55.793
‫از اون کارآموزی‌ها خبری نشد، باگ؟‬

21:55.794 --> 21:58.337
‫از، اوم، بایوتکا خبری نشد، یا...‬

21:58.338 --> 21:59.797
‫نه، هنوز هیچی.‬

21:59.798 --> 22:01.966
‫خب، ناامید نشو باگ.‬

22:01.967 --> 22:03.300
‫همه‌چی طبقِ نقشه پیش میره.‬

22:03.301 --> 22:05.011
‫- خداحافظ.‬
‫- ممنون.‬

22:07.305 --> 22:08.889
‫داری ازش مخفی‌کاری می‌کنی؟‬

22:08.890 --> 22:11.225
‫- از این کارت خوشم اومد.‬
‫- ممنون.‬

22:11.226 --> 22:13.061
‫و این رو میگم چون خودت بهم یاد دادی.‬

22:14.813 --> 22:16.147
‫دوستت دارم.‬

22:17.315 --> 22:19.067
‫داری اشکم رو درمیاری.‬

22:19.985 --> 22:21.777
‫فکر کنم اون دنبالِ یه چیزیه‬

22:21.778 --> 22:24.572
‫که یکم واقعی‌تر و جدی‌تر باشه.‬

22:24.573 --> 22:27.325
‫و مطمئن نیستم که براش آماده باشم.‬

22:28.076 --> 22:32.079
‫این کرفس با کره بادوم‌زمینی معرکه‌ست.‬

22:32.080 --> 22:33.832
‫این رو چطوری درست کردی؟‬

22:34.749 --> 22:36.584
‫کرفس و کره بادوم‌زمینیه،‬

22:36.585 --> 22:38.669
‫با یکم نمکِ دریا و یکم پوستِ لیمو.‬

22:38.670 --> 22:40.588
‫- عالیه.‬
‫- واقعاً عالیه.‬

22:40.589 --> 22:42.673
‫اگه به جای این کره بادوم‌زمینیِ نرم،‬

22:42.674 --> 22:44.091
‫از اون مدلِ تیکه‌دارش
‫ استفاده می‌کردی خیلی بهتر میشد.‬

22:44.092 --> 22:46.343
‫رفیق، بهت گفتم، اگه چیزی می‌خوای،‬

22:46.344 --> 22:48.345
‫فقط بنویسش توی لیستِ روی یخچال.‬

22:48.346 --> 22:50.347
‫باورم نمیشه اینجا زندگی می‌کنی.‬

22:50.348 --> 22:52.433
‫با پدر مادرت به هیچ توافقی نرسیدی؟‬

22:52.434 --> 22:54.476
‫نگران نباش.‬
‫بیخیال، پیگ تیتس.‬

22:54.477 --> 22:56.228
‫داریم درباره‌ی روستر حرف می‌زنیم، مگه نه؟‬

22:56.229 --> 22:59.648
‫داداش، نصیحتِ من رو گوش کن. دل نبند.‬

22:59.649 --> 23:01.525
‫- نه بابا.‬
‫- اگه دل ببندی، کار به جایی می‌رسه که‬

23:01.526 --> 23:03.193
‫به یه دخترِ خوشگلِ تایوانی میگی

23:03.194 --> 23:04.570
‫که تو هم موسیقیِ کانتری دوست داری.‬

23:04.571 --> 23:05.905
‫و بعدش، همین آخرِ هفته،‬

23:05.906 --> 23:07.114
‫مجبوری سه ساعت رانندگی کنی‬

23:07.115 --> 23:08.574
‫تا بری کنسرتِ یکی به اسمِ لوک کومز.‬

23:08.575 --> 23:10.951
‫این داستان خیلی جزئیات داشت،‬

23:10.952 --> 23:12.453
‫و بیشتر انگار تجربه شخصیه.‬

23:12.454 --> 23:15.956
‫اگه بهت خوش می‌گذره،‬
‫زیاد سخت نگیر.‬

23:15.957 --> 23:17.792
‫فقط نمی‌خوام امیدوارش کنم.‬

23:19.294 --> 23:20.920
‫از طرفِ دیگه،‬

23:20.921 --> 23:22.838
‫خیلی دخترِ خوبیه، ازش خوشم میاد.‬

23:22.839 --> 23:25.300
‫واقعاً فقط یه سوال هست
‫که باید جواب داده بشه.‬

23:26.676 --> 23:27.927
‫

23:27.928 --> 23:29.888
‫سکسش چطوره؟

23:30.597 --> 23:32.723
‫خب...‬

23:32.724 --> 23:36.560
‫عمراً اگه بهتون بگم.‬

23:36.561 --> 23:38.062
‫فانتزی‌های جنسی دارین. حتماً همینطوره.‬

23:38.063 --> 23:39.772
‫- نه بابا بچه‌ها.‬
‫- اهلِ کارهای عجیبه.‬

23:39.773 --> 23:41.190
‫نیستم.‬

23:41.191 --> 23:42.775
‫داری چیکار می‌‌کنی، گرگ؟

23:42.776 --> 23:44.276
‫هیچی، فقط دارم می‌بینم...‬

23:44.277 --> 23:46.236
‫...که می‌خواد امشب بریم شام بیرون یا نه.‬

23:46.237 --> 23:48.073
‫چی؟ چی گفت؟‬

23:50.111 --> 23:51.361
‫ایموجیِ استیک فرستاد!‬

23:53.078 --> 23:54.912
‫روستر! روستر!‬

23:54.913 --> 23:59.235
‫روستر! روستر!‬
‫«بــــامـــابین»

24:01.962 --> 24:04.589
‫هی. می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟‬

24:06.174 --> 24:08.593
‫عینکم کجاست؟‬
‫آهان، اینجاست.‬

24:09.260 --> 24:10.594
‫اوه اوه، چه تیپی زده!‬

24:10.595 --> 24:12.596
‫نظرت چیه؟ خیلی زیاده‌روی کردم؟‬

24:12.597 --> 24:14.264
‫هی، خیلی سکسی شدی.‬

24:14.265 --> 24:16.809
‫ممنون. در ضمن، تو خواب ببینی.‬

24:16.810 --> 24:18.268
‫هی، کاندوم لازم داری؟‬

24:18.269 --> 24:20.437
‫این بحثی نیست که بخوایم دربارش حرف بزنیم.‬

24:20.438 --> 24:22.106
‫و متوجه شدم که کاندوم رو‬

24:22.107 --> 24:23.649
‫توی لیستِ روی یخچال نوشتی.‬

24:23.650 --> 24:25.025
‫اون لیست فقط برای موادِ غذاییه.‬

24:25.026 --> 24:26.610
‫پس یعنی پلی‌استیشن هم کنسله؟‬

24:26.611 --> 24:28.362
‫آره، پلی‌استیشن کنسله.‬

24:28.363 --> 24:32.032
‫در ضمن، منظور سینه‌خوکی چی بود‬

24:32.033 --> 24:34.451
‫وقتی گفت با پدر مادرت به توافق برسی؟‬

24:34.452 --> 24:36.161
‫خانواده‌ام و من یه قراری با هم داریم.‬

24:36.162 --> 24:38.998
‫اونا فقط وقتی اجاره‌خونه‌ام رو میدن
‫که معدلم رو بالای C نگه دارم،‬

24:38.999 --> 24:40.791
‫و من فقط یه ذره‬
‫از اون پایین‌ترم.‬

24:40.792 --> 24:42.459
‫یه ذره‌ی بزرگ یا یه ذره‌ی کوچیک؟‬

24:42.460 --> 24:44.253
‫آره، یه ذره‌ی نسبتاً بزرگیه.‬

24:44.254 --> 24:45.963
‫کلاسِ شما تنها کلاسیه‬
‫که توش وضعم خوبه.‬

24:45.964 --> 24:48.632
‫- این درس فقط قبولی یا ردیه.‬
‫- و من قراره قبول بشم؟‬

24:48.633 --> 24:50.342
‫- آره. امیدوار باشیم.‬
‫- آره.‬

24:50.343 --> 24:52.761
‫مامانم می‌خواد برگردم خونه‬
‫تا وقتی که بتونم نمره‌هام رو بکشم بالا،‬

24:52.762 --> 24:55.055
‫ولی من اینجا‬
‫حس خیلی خوبی دارم، می‌دونی؟‬

24:55.056 --> 24:56.473
‫تو یه قراری گذاشتی.‬

24:56.474 --> 24:57.975
‫باید همین امشب‬
‫برگردی خونه.‬

24:57.976 --> 24:59.935
‫- بیخیال روستر.‬
‫- وسایلت رو جمع کن.‬

24:59.936 --> 25:03.147
‫فردا همدیگه رو می‌بینیم،‬
‫یه برنامه‌ی درسی می‌ریزیم.‬

25:03.148 --> 25:04.816
‫دوباره میارمت روی غلتک.‬

25:05.734 --> 25:07.317
‫- پسر، واقعاً این کار رو می‌کنی؟‬
‫- معلومه.‬

25:07.318 --> 25:08.986
‫ما رفیقای پایه‌ی همدیگه‌ایم.‬

25:08.987 --> 25:11.697
‫- آره. باشه.‬
‫- اوه، پسر.‬

25:11.698 --> 25:14.074
‫نمی‌دونم چرا واسه این قرار‬
‫این‌قدر استرس دارم.‬

25:14.075 --> 25:15.492
‫اوه، آروم باش پسر، هوات رو دارم.‬

25:15.493 --> 25:16.744
‫این‌ رو یکم بازش کن، خب؟‬

25:16.745 --> 25:17.995
‫اوه جدی؟

25:17.996 --> 25:19.163
‫بذار موهای سینه‌ات خودنمایی کنه.‬

25:19.164 --> 25:21.331
‫- آره، خوب به نظر میرسه؟‬
‫- لعنتی.‬

25:21.332 --> 25:23.000
‫بی‌خود نیست این خانمه‬
‫می‌خواد بگیرتت.‬

25:23.001 --> 25:25.878
‫اوه، پسر. آره.‬
‫«بگیرتم.»‬

25:25.879 --> 25:28.339
‫هی، از پسش برمیای، باشه؟‬
‫اوه، آره.‬

25:29.007 --> 25:30.091
‫نگاه کن.‬

25:31.509 --> 25:34.053
‫از اون تی‌شرت‌ها خوشم نیومد.‬

25:34.054 --> 25:35.846
‫خودت چه حسی داشتی اگه هر جا راه می‌رفتی،‬

25:35.847 --> 25:37.765
‫صورتِ خودت رو می‌دیدی؟‬

25:37.766 --> 25:39.058
‫فکر کنم بدم نمی‌اومد.‬

25:39.059 --> 25:41.018
‫تو توی زندگی‬
‫خیلی موفق میشی.‬

25:41.019 --> 25:43.030
‫با این حال...‬

25:43.055 --> 25:44.978
‫نباید اینقدر
‫بهت سخت می‌گرفتم.‬

25:45.023 --> 25:46.690
‫- اشکالی نداره.‬
‫- نه، داره.‬

25:46.691 --> 25:48.233
‫من فقط...‬

25:48.234 --> 25:49.526
‫آه، زویی،‬

25:49.527 --> 25:51.195
‫می‌دونم فکر می‌کنی‬
‫من زنِ قوی‌ای هستم‬

25:51.196 --> 25:54.531
‫که داره این گندِ زندگیِ
‫شخصیش رو با وقار مدیریت می‌کنه.‬

25:54.532 --> 25:56.283
‫ولی اینطور نیست.‬

25:56.284 --> 26:00.537
‫دارم با حسی که به
‫پروفسور بیتس دارم کلنجار میرم.‬

26:00.538 --> 26:02.456
‫و این کلنجارها‬

26:02.457 --> 26:05.292
‫گاهی اوقات کمتر به خاطرِ کارهاییه که می‌کنه‬

26:05.293 --> 26:06.710
‫و بیشتر بخاطر

26:06.711 --> 26:08.295
‫بوی تنشه.‬

26:08.296 --> 26:09.922
‫از بوی تنش خوشت میاد؟‬

26:09.923 --> 26:11.925
‫متأسفانه، آره.‬

26:12.717 --> 26:15.010
‫می‌دونم که کامل نیستی.‬

26:15.011 --> 26:17.221
‫واسه همینه که استادِ
‫موردعلاقه‌ام بودی پروفسور روسو.‬

26:17.222 --> 26:19.389
‫من... حس می‌کردم تو کسی هستی‬

26:19.390 --> 26:21.225
‫که واقعاً می‌تونم باهاش ارتباط بگیرم.‬

26:21.226 --> 26:23.644
‫- می‌تونی کیتی صدام کنی.‬
‫- این رو فقط واسه این میگی

26:23.645 --> 26:25.395
‫چون می‌خوای دوباره استادِ موردعلاقه‌ام بشی؟‬

26:25.396 --> 26:27.564
‫قطعاً یه بخشیش همینه.‬

26:29.150 --> 26:31.443
‫ببین، آرچی یه آدمِ‬
‫معمولی و دم‌دستیِ‬

26:31.444 --> 26:33.445
‫خودشیفته‌ی عوضیه که گاهی‬

26:33.446 --> 26:35.240
‫<i>بوی گل‌های وحشی رو میده.</i>‬

26:37.062 --> 26:38.270
‫<i>آخه، بی‌خیال.</i>‬

26:38.451 --> 26:39.952
‫<i>کلی شرورِ واقعی</i>‬

26:39.953 --> 26:41.663
‫<i>اطرافِ این‌جا پرسه می‌زنن.</i>‬

26:43.081 --> 26:44.581
‫حسابی صاحب‌خونه شدی؟‬

26:44.582 --> 26:46.251
‫فکر کردم دیگه وقتشه.‬

26:47.252 --> 26:50.838
‫یه چیزی هست
‫که باید درباره‌اش باهات حرف بزنم.‬

26:50.839 --> 26:52.297
‫دلت برام تنگ شده بود؟‬

26:52.298 --> 26:53.465
‫

26:53.466 --> 26:55.593
‫عاشقِ این گیاه‌ام.‬
‫ممنون.‬

26:56.928 --> 26:59.097
‫آره.‬

26:59.764 --> 27:01.933
‫غیرممکنه‬
‫اون همه‌ی این شعرها رو نوشته باشه.‬

27:04.435 --> 27:07.813
‫این همون چیزی بود که می‌خواستم‬
‫درباره‌اش باهات حرف بزنم.‬

27:07.814 --> 27:08.939
‫باشه، ممنون.‬

27:08.940 --> 27:10.692
‫می‌خواستم درباره‌ی اسمت‬
‫ازت بپرسم.‬

27:11.776 --> 27:13.527
‫تا حالا کسی رو ندیده بودم‬
‫که اسمش کریستل باشه.‬

27:13.528 --> 27:15.613
‫- خیلی قشنگه.‬
‫- ممنون.‬

27:17.115 --> 27:18.616
‫در واقع کریستاله.‬

27:19.534 --> 27:21.952
‫- چی؟‬
‫- اولین روزی که واسه والت کار می‌کردم،‬

27:21.953 --> 27:25.748
‫تازه از پیشِ دندون‌پزشک اومده بودم،‬
‫و اون فکر کرد گفتم کریستل.‬

27:26.499 --> 27:28.834
‫- اوه، عجب!‬
‫- و منم تازه طلاق گرفته بودم‬

27:28.835 --> 27:33.630
‫و به یه تغییر نیاز داشتم،‬
‫واسه همین هیچ‌وقت حرفش رو اصلاح نکردم.‬

27:33.631 --> 27:36.466
‫و الان، یه جورایی ازش خوشم میاد.‬

27:36.467 --> 27:38.760
‫لطفاً بهش نگو.‬

27:38.761 --> 27:42.139
‫مطمئن نیستم اصلاً بلد باشم چطوری بگم.‬

27:42.140 --> 27:44.391
‫واقعا خوشم اومد.‬
‫از کریستل خوشم میاد.‬

27:44.392 --> 27:47.978
‫ممنون.‬
‫منم از اسمِ گرگ خوشم میاد.‬

27:47.979 --> 27:49.397
‫ممنون.‬

27:51.816 --> 27:54.485
‫میل داری یکم دسر بخوری؟‬

27:55.486 --> 27:57.321
‫- اینجا نه.‬
‫- اوه، آره.‬

27:57.322 --> 27:59.364
‫می‌تونیم بریم یه جایی‬
‫بستنی بخوریم یا یه چیزی.‬

27:59.365 --> 28:00.992
‫نه.‬

28:01.826 --> 28:03.161
‫حالت خوبه؟‬

28:05.038 --> 28:06.079
‫داری...‬

28:06.080 --> 28:07.998
‫اوه.‬

28:07.999 --> 28:09.499
‫- حسش می‌کنی؟‬
‫- خیلی‌خب.‬

28:09.500 --> 28:11.543
‫ ایناهاش. سلام.‬

28:11.544 --> 28:13.212
‫میشه صورت‌حساب رو بیارین، لطفاً؟‬

28:13.213 --> 28:15.422
‫

28:15.423 --> 28:18.009
‫- اوم، بریم خونه‌ی تو؟‬
‫- آره.‬

28:18.718 --> 28:20.010
‫اوف!‬

28:20.011 --> 28:21.846
‫اووه، قطعاً یه جام‬
‫رگ‌به‌رگ شد.‬

28:22.889 --> 28:24.598
‫باید آب بخوریم‬

28:24.599 --> 28:26.225
‫که عضله‌هامون نگیره.‬

28:26.226 --> 28:28.560
‫دو تا گیتورید الان میارم،‬
‫ملکه‌ی من.‬

28:28.561 --> 28:30.437
‫من طعم آبیش رو می‌خوام!‬

28:30.438 --> 28:31.606
‫روستر؟‬

28:36.110 --> 28:37.528
‫هی، تامی.‬

28:39.405 --> 28:40.782
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

28:42.200 --> 28:43.408
‫من اینجا زندگی می‌کنم.‬

28:43.409 --> 28:44.910
‫در ضمن، یه کم خامه‌ی قنادی هم بگیر‬

28:44.911 --> 28:46.704
‫تا بتونم از روی تخم‌هات بلیسَمِش!‬

28:49.207 --> 28:51.667
‫یا خود خـ...‬

28:51.692 --> 28:54.879
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
‫:.:Bamabin.com:.:.

28:54.903 --> 28:58.303
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

28:58.327 --> 29:02.327
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید
