WEBVTT

00:00.234 --> 00:05.147
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.171 --> 00:07.258
‫آنچه گذشت...

00:07.282 --> 00:08.317
ام من رو شفا داد

00:08.341 --> 00:09.801
‫- منظورت چیه که شفات داد؟
‫- اون ام‌ـه

00:09.801 --> 00:12.301
‫- اون خاصه، بابا
‫- من دارم به یه مشکلاتی کلنجار میرم

00:12.301 --> 00:14.421
‫و دوستم گفت ایده‌ی خیلی خوبیه
‫که بتونم بهشون فیصله بدم

00:14.421 --> 00:15.681
‫پاتریشا سایپرس

00:15.681 --> 00:18.261
‫تو هم اون رو می‌بینی؟
‫همش تقصیرِ من بود

00:18.261 --> 00:21.061
‫اگه کسی تکون بخوره، دکتر می‌میره

00:21.061 --> 00:22.690
‫اون راهی برای کشتن
‫احیاشده‌ها پیدا کرده

00:22.721 --> 00:24.141
‫این مالِ من نیست!

00:24.521 --> 00:27.061
‫- می‌خوای بریم لب ساحل
‫- باهم می‌ریم ماجراجویی

00:27.061 --> 00:28.861
‫- اونا یه دختر دارن!
‫- کجایی؟

00:28.861 --> 00:31.361
‫من توی جاده ۱۳ هستم،
‫کنارِ کلیسای قدیمی.

00:34.031 --> 00:35.781
‫در این هفته‌های تاریک

00:35.901 --> 00:39.741
‫ما بارها و بارها این کلمه رو شنیدیم: احیا

00:40.249 --> 00:43.701
‫کلمه‌ای مقدس که قرار بود
‫نماد بازسازی معنوی باشه

00:44.371 --> 00:48.631
‫این کلمه دزدیده و بی‌حرمت شده
‫توسط بلای افراد از مرگ برگشته

00:48.751 --> 00:51.501
‫و احیا‌شده‌هایی که حالا بین ما قدم می‌زنن

00:53.011 --> 00:55.131
‫در مکاشفات،

00:55.131 --> 00:58.551
‫یوحنا از مارِ باستانی سخن میگه،

00:58.551 --> 01:03.561
‫که وقتی که طرد میشه،
‫شیاطین هم باهاش طرد میشن.

01:04.181 --> 01:08.068
‫و حالا می‌خوام همه‌ی شما شاهد باشید

01:08.092 --> 01:11.280
‫وقتی این روح خبیث رو طرد می‌کنم

01:11.304 --> 01:15.492
‫و به حکومتِ شیطان
‫در واسا خاتمه میدم

01:16.111 --> 01:18.201
‫بار اول نتونستی مُرده نگهم داری

01:19.321 --> 01:21.451
‫این بار هم نمی‌تونی مُرده نگهم داری

01:22.081 --> 01:24.081
‫من هیچوقت روت دست بلند نکردم

01:28.711 --> 01:30.381
‫ولی حالا فرشته‌ام این کارو می‌کنه

01:35.961 --> 01:42.141
‫♪ و در این دنیای پر از مارها ♪

01:42.261 --> 01:48.851
‫♪ اگر تهدید به نابودی ما کنند ♪

01:51.231 --> 01:54.821
‫♪ نخواهیم ترسید ♪

01:55.821 --> 02:03.031
‫♪ چون خدا حقیقتِ ما را اراده کرده ♪

02:03.911 --> 02:09.213
‫♪ تا از طریق ما پیروز شود ♪

02:09.237 --> 02:14.361
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:14.385 --> 02:25.729
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

02:29.900 --> 02:31.311
‫تو می‌دونی

02:31.311 --> 02:33.811
‫که پدرم این رو پیشگویی کرده بود، درسته؟

02:33.811 --> 02:37.401
‫یکی از فرشتگان خدا بر من نازل میشه

02:37.531 --> 02:40.951
‫و فردای روز احیا توی جنگل این اتفاق افتاد

02:41.201 --> 02:42.701
‫و اون...

02:43.071 --> 02:44.701
‫اوه!

02:46.991 --> 02:48.621
‫زیبا بود

02:51.501 --> 02:54.711
‫هیچوقت چیزی شبیه بهش ندیده بودم

02:57.881 --> 02:59.721
‫و بعدش فرشته...

03:01.301 --> 03:02.971
‫با من حرف زد

03:04.301 --> 03:05.721
‫با درد و ناله

03:09.271 --> 03:11.641
‫اسمِ رُز رو به زبون آورد

03:16.571 --> 03:18.231
‫اون فرشته نیست، بلین

03:18.821 --> 03:20.861
‫این سوگیریِ تأییده

03:20.991 --> 03:23.161
‫می‌تونی این رو توی برنامه‌ی رادیویی‌ات بذاری

03:24.991 --> 03:27.241
‫این رو می‌بینی؟

03:28.831 --> 03:31.791
‫گوشتِ انسان نمی‌تونه
‫موجود آسمانی رو لمس کنه

03:31.791 --> 03:35.131
‫من دیدم چطور یه احیاشده رو نابود کرد

03:35.711 --> 03:37.676
‫و برش گردوند به اعماق جهنم

03:37.700 --> 03:41.987
‫آره. آره، منم یکی رو دیدم

03:42.011 --> 03:44.081
‫ولی من ارتباط برقرار کردنش
‫با یه احیاشده رو دیدم

03:44.105 --> 03:47.931
‫نه برای نفرین کردنش
‫بلکه برای تجدید دیدار باهاش

03:48.851 --> 03:50.811
‫تو انقدر می‌خوای پیشگویی پدرت درست باشه

03:50.811 --> 03:52.981
‫که حاضری برای ثابت کردنش آدم بکشی

03:53.441 --> 03:56.271
‫نمی‌دونم این حرکت از ایمانه یا ترس، بلین

03:57.481 --> 03:59.111
‫داگ

04:00.821 --> 04:02.611
‫کلاریس؟ جواب بدید

04:03.571 --> 04:05.911
‫کسی نیست؟ وضعیت چطوره؟

04:06.371 --> 04:09.121
‫اونجا چه خبره؟

04:09.911 --> 04:11.541
‫داگ، جواب بده

04:13.461 --> 04:15.671
‫فرشته باید تا الان می‌اومد اینجا

04:16.461 --> 04:19.171
‫برید کنارِ نهر و ببینید چه خبره!

04:19.171 --> 04:20.421
‫بله، قربان

04:23.131 --> 04:25.591
‫اون زنِ احیاشده. همون که شکنجه‌اش کردی

04:26.011 --> 04:27.891
‫منظورت همونه که نابود کردم

04:27.891 --> 04:29.761
‫همون که شکنجه‌اش کردی.
‫اسمش چی بود؟

04:31.971 --> 04:34.311
‫اسمش، دکتر،

04:35.561 --> 04:37.271
‫همراه با خودش مُرد

04:37.271 --> 04:41.071
‫چیزی که از اون گور بیرون اومد،
‫واسطه‌ی شیطان بود.

04:42.031 --> 04:45.321
‫من فیلم رو دیدم، بلین.
‫واندا چی گفت؟

04:46.361 --> 04:49.741
‫قبل از این که بکشیش چی گفت؟ هان؟

04:49.741 --> 04:51.241
‫مالِ من نیست

04:51.491 --> 04:55.001
‫بارها و بارها می‌گفت: «مالِ من نیست»

04:56.121 --> 04:57.751
‫این یعنی چی؟

04:58.501 --> 05:01.171
‫ما توی اسلام باور داریم
‫که وقتی یه نفر می‌میره

05:01.301 --> 05:03.461
‫روحش از بدنش جدا میشه

05:04.261 --> 05:05.971
‫و وارد یک حالتِ میانی میشه

05:05.971 --> 05:09.431
‫یه مانع انتقالی بین این دنیا و دنیای بعدی

05:10.431 --> 05:13.681
‫اون نوری که شب احیا دیدی،
‫اون ام بود.

05:14.731 --> 05:17.981
‫اگه مرگش به نحوی اون مانع رو شکسته باشه چی؟

05:20.021 --> 05:22.321
‫یعنی، این یه...

05:23.151 --> 05:29.491
‫یه نظریه‌ی جسورانه و معنوی
‫برای یه مرد اهل علمه

05:30.321 --> 05:35.951
‫خب، علم یعنی وقتی شواهد جدیدی
‫ارائه میشه، پذیرای تغییر باشیم

05:36.461 --> 05:39.961
‫می‌دونی، تو شاهد چیزی بودی
‫که نمی‌تونی توضیح بدی، بلین،

05:40.461 --> 05:44.551
‫و بر اساس حدسیات بهش یه متغییر اختصاص دادی

05:44.961 --> 05:48.381
‫حالا، می‌دونی، من میگم

05:48.841 --> 05:51.181
‫که من مردی با یقینم

05:51.801 --> 05:54.931
‫که دست روی دست نمیذارم

05:55.061 --> 05:58.561
‫وقتی دروازه‌های جهنم
‫دمِ در خونه‌ام هستن

06:12.821 --> 06:14.281
‫این طرف! چقدر دیر کردید

06:14.411 --> 06:16.201
‫هی! تکون نخورید!

06:18.291 --> 06:20.171
‫سلاح‌هاتون رو بندازید!

06:20.581 --> 06:22.251
‫شرمنده

06:29.721 --> 06:32.051
‫خدای من. مارتا!

06:32.051 --> 06:33.891
‫- بابا!
‫- خوبی، عزیزم؟

06:33.891 --> 06:36.431
‫یواش، یواش، هی! همونجا خوبه.

06:37.561 --> 06:41.271
‫اگه یه مو از سرش کم شه، حروم‌زاده،

06:41.271 --> 06:43.651
‫ریه‌هات رو بیرون می‌کشم، قسم به...

06:44.401 --> 06:46.941
‫خدا؟ می‌خواستی این رو بگی؟

06:46.941 --> 06:48.691
‫قسم به خدا؟ چقدر شاعرانه

06:50.611 --> 06:53.951
‫مردی این رو میگه که پدرم رو از شهر بیرون کرد،

06:53.951 --> 06:55.621
‫کلیسامون رو نابود کرد

06:55.621 --> 06:58.541
‫حالا قراره اینجا از نزدیک ببینی

06:58.541 --> 07:02.581
‫که فرشته‌ام چطوری این اهریمن رو
‫به جهنم برمی‌گردونه

07:04.961 --> 07:06.801
‫صبر کن!

07:06.921 --> 07:08.551
‫اون من رو شفا داد

07:10.971 --> 07:13.591
‫یعنی، اون تو رو شفا داد؟

07:14.801 --> 07:16.431
‫آره

07:17.181 --> 07:21.311
‫درست مثل عیسی مسیح
‫با اون مردی که...

07:22.901 --> 07:26.521
‫مشکل راه رفتن داشت

07:26.521 --> 07:28.691
‫- کسی که بیماری پوستی داشت
‫- جُذامی

07:28.821 --> 07:30.491
‫جُذامی

07:31.861 --> 07:33.611
‫من گلوله و چاقو خورده بودم

07:34.111 --> 07:38.241
‫و اون دست‌هاش رو روم گذاشت و شفام داد

07:42.831 --> 07:44.501
‫اوه

07:45.671 --> 07:47.291
‫پس...

07:49.051 --> 07:51.511
‫یعنی، گمونم این باعث میشه اون...

07:52.881 --> 07:55.511
‫استثنایی باشه، درسته؟

08:04.021 --> 08:05.601
‫آره

08:08.191 --> 08:09.231
‫نه!

08:09.231 --> 08:11.821
‫لعنتی. ای وای!

08:11.941 --> 08:13.901
‫بابا. بابا

08:13.901 --> 08:15.661
‫- حالا می‌تونه ثابتش کنه
‫- بابا

08:22.331 --> 08:24.921
‫بابا

08:25.041 --> 08:26.291
‫لعنتی

08:34.971 --> 08:36.511
‫چیه؟

08:36.511 --> 08:38.181
‫- نه
‫- سرم رو بهش تزریق کردی؟

08:38.181 --> 08:39.681
‫آره! حتماً دوز بیشتری لازم داره

08:39.681 --> 08:43.431
‫اوه! خوب میشه

08:43.431 --> 08:45.021
‫فقط آروم باش

08:45.141 --> 08:46.811
‫خواهش می‌کنم، فقط آروم باش.
‫خواهش می‌کنم.

08:47.441 --> 08:49.021
‫آره

08:52.571 --> 08:55.571
‫خیلی خب. تو می‌تونی انجامش بدی

08:56.151 --> 08:58.071
‫فقط نفس بکش، باشه؟
‫باید تمرکز کنی.

08:58.201 --> 09:00.201
‫باید نفس بکشی، ام. نفس بکش

09:00.331 --> 09:02.741
‫نمی‌دونم چرا کار نمی‌کنه!

09:03.501 --> 09:06.331
‫- حالا کی شیّاده، هان؟
‫- خفه شو، بلین

09:07.881 --> 09:09.251
‫خواهرت رو بردار و برو

09:09.251 --> 09:11.801
‫بابا، خواهش می‌کنم بس کن!
‫فکر کنم...

09:13.631 --> 09:15.381
‫فکر کنم فقط باید تمرکز کنم، خب؟

09:15.381 --> 09:17.381
‫خب، تو چی هستی، هان؟ شفابخشی؟

09:17.381 --> 09:19.721
‫ظالمی؟ اصلاً خودت می‌دونی؟

09:23.101 --> 09:24.521
‫هردوتون رو دوست دارم

09:25.141 --> 09:27.771
‫متأسفم. بابتِ همه چی

09:34.031 --> 09:36.071
‫بُزدل!

09:37.991 --> 09:40.491
‫هردوتون رو خیلی دوست دارم

09:53.671 --> 09:54.921
‫ام!

09:58.181 --> 10:00.841
‫ام. ام، نگاه کن

10:17.781 --> 10:18.951
‫تو انجامش دادی

10:25.371 --> 10:26.581
‫ام! یکی کمک کنه. ام!

10:26.701 --> 10:28.041
‫گوش کن: بلین، می‌تونم نجاتش بدم

10:28.161 --> 10:30.961
‫هی. من یه شیشه توی جیبم دارم
‫که می‌تونه کمکش کنه

10:30.961 --> 10:34.001
‫- اون چشه؟
‫- داره می‌میره؟

10:34.251 --> 10:35.671
‫تو میگی آدمکش نیستی

10:35.801 --> 10:39.051
‫این فرصتته که ثابتش کنی.
‫آزادم کن و بذار نجاتش بدم.

10:43.141 --> 10:45.601
‫شرمنده. نمی‌تونم این ریسک رو بکنم

10:47.981 --> 10:49.181
‫بندازش!

10:49.181 --> 10:50.851
‫هی، هی! بیا بریم! بیا بریم!

10:50.851 --> 10:53.191
‫فوراً احیاشده رو آزاد کنید!

10:53.191 --> 10:54.821
‫سلاح‌هاتون رو بندازید!

10:56.531 --> 10:58.571
‫بذاریدشون زمین!

10:58.571 --> 11:00.451
‫تو هیچ جا برای رفتن نداری، بلین

11:00.571 --> 11:01.991
‫پیروانت مُردن

11:02.781 --> 11:03.991
‫می‌تونی این دستبند رو باز کنی؟

11:03.991 --> 11:06.241
‫تیم دوم، آماده‌ی ورود شید

11:06.241 --> 11:07.951
‫خیلی خب، گوش کن:
‫این کمک می‌کنه.

11:07.951 --> 11:10.331
‫این کمکش می‌کنه
‫ولی باید برسونیدش مور کریک

11:10.331 --> 11:12.121
‫و باید ببریدش توی آب، خب؟

11:12.121 --> 11:14.541
‫- از زیرزمین یواشکی می‌ریم بیرون
‫- بخورش

11:14.671 --> 11:16.501
‫وقتِ تسلیم شدنه، بلین

11:16.631 --> 11:18.461
‫همه چی تمومه

11:19.341 --> 11:20.761
‫این نبرد ماست

11:20.881 --> 11:22.931
‫تسلیم نشید!

11:23.051 --> 11:25.801
‫اونا فرشته‌مون رو گرفتن!

11:31.481 --> 11:32.567
‫اون رو با من بفرستید

11:32.591 --> 11:34.361
‫من همین نزدیکی یه جایی دارم

11:34.385 --> 11:37.611
‫آسیاب غلاتِ پایین نهره

11:37.731 --> 11:40.071
‫- اون آب می‌تونه کمکش کنه؟
‫- آره، آره، شاید

11:40.071 --> 11:42.451
‫می‌برمش خونه‌ی لستر.
‫ببینم می‌تونه قدرتش رو پس بگیره.

11:42.571 --> 11:44.321
‫باید ببریمش پیش نلا و جی‌پی توی تونل‌ها

11:44.451 --> 11:46.281
‫برو، برو!

11:46.281 --> 11:48.041
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

11:48.701 --> 11:51.411
‫من حساب ژنرال رو می‌رسم.
‫اون مشکلِ منه.

11:51.541 --> 11:53.371
‫تو کوپر رو بردار،
‫خواهرت رو خوب کن،

11:53.371 --> 11:54.831
‫- و بعدش از واسا برید بیرون
‫- باشه

11:54.831 --> 11:56.961
‫- بابا، باید مواظب باشی
‫- من میرم پیش جی‌پی و نلا

11:56.961 --> 11:59.171
‫- برید! فقط برید
‫- بیا بریم! بریم!

11:59.171 --> 12:00.421
‫یالا

12:00.551 --> 12:02.171
‫هیچکس از اینجا بیرون نمیره

12:05.091 --> 12:06.721
‫اون کجاست؟!

12:08.511 --> 12:10.391
‫چقدر دیگه مونده؟

12:10.391 --> 12:12.521
‫آسیاب این طرفه

12:14.941 --> 12:16.361
‫برای بلند کردنش کمک لازم داری؟

12:16.481 --> 12:17.441
‫نه

12:17.561 --> 12:18.731
‫مثل یه گاوِ نر قوی‌ام

12:20.571 --> 12:23.781
‫بیا. سوئیچ وانتم

12:23.901 --> 12:25.531
‫ممنون. هی

12:26.071 --> 12:28.411
‫تو قدرتت رو به دست بیار، باشه؟
‫من میرم کوپر رو برمی‌دارم

12:28.411 --> 12:31.201
‫و بعدش از اینجا می‌ریم

12:32.041 --> 12:33.331
‫باهم

12:33.461 --> 12:35.041
‫می‌تونیم سرِ راه نگه داریم

12:35.041 --> 12:37.631
‫- و یه دونات از فریدمن بگیریم نصف کنیم؟
‫- خودت می‌دونی

12:40.461 --> 12:42.511
‫برید

12:42.511 --> 12:45.051
‫نه، خانم. بذارید توضیح بدم...

12:46.181 --> 12:50.061
‫بله، خانم. می‌فهمم. من...

12:51.311 --> 12:53.431
‫بله. الساعه

12:58.651 --> 13:02.071
‫هنوز می‌تونیم بگیریمشون، خانم.
‫مأموریتِ ما تموم نشده.

13:02.731 --> 13:05.951
‫به تعویق افتاده. تموم نشده. حالا برو

13:06.861 --> 13:10.621
‫پس، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه:
‫تمام احیاشده‌ها رو از دست میدی

13:10.621 --> 13:12.661
‫و در تلاشی برای پس گرفتنشون،

13:12.661 --> 13:15.371
‫توی یه کلیسا ۱۲ تا غیرنظامی رو
قتل عام می‌کنی

13:15.791 --> 13:18.131
‫و تو کسی هستی که
‫گندکاری‌ها رو تمیز می‌کنه، هان؟

13:19.671 --> 13:21.591
‫فرماندهی، براوو هستم

13:22.801 --> 13:24.511
‫یه چیزی هست که باید ببینید

13:24.511 --> 13:26.131
‫چیه؟

13:26.131 --> 13:27.801
‫فکر کنم یکی پیدا کردیم

13:44.321 --> 13:46.571
‫بیا، این رو بنوش

13:51.951 --> 13:53.621
‫خوبه

13:54.751 --> 13:58.121
‫حالا، فقط استراحت کن

14:07.801 --> 14:10.761
‫من میرم چک کنم مطمئن شم
‫هیچکس تعقیبمون نکرده

14:11.471 --> 14:13.101
‫خیلی خب

14:22.691 --> 14:24.531
‫از وقتی که برش داشتم اینجوری بوده

14:24.531 --> 14:26.571
‫اصلاً حرف نمی‌زنه، انگار،

14:26.691 --> 14:29.111
‫انگار شادی از وجودش رفته، می‌دونی؟

14:29.531 --> 14:32.372
‫اون شرایط سختی رو پشت سر گذاشته.
‫نمی‌تونم تصور کنم توی ذهنش چی می‌گذره.

14:32.396 --> 14:34.031
‫می‌دونم، می‌دونم

14:34.701 --> 14:36.371
‫خیلی ممنون که ازش مراقبت کردی

14:36.371 --> 14:38.001
‫اوه، شوخی می‌کنی؟ حرفشم نزن

14:38.121 --> 14:40.001
‫اون خیلی جیگره

14:40.001 --> 14:42.501
‫- مرسی. یه لحظه صبر کن
‫- آره

14:43.091 --> 14:45.841
‫- لستر، ام چطوره؟
‫- حالش خوبه

14:45.841 --> 14:48.721
‫خیلی داغونه، ولی فکر کنم
‫آب یکم کمکش کرد

14:48.721 --> 14:51.391
‫شاید به اندازه‌ی چیزی
‫که دکتر داره قوی نباشه

14:51.391 --> 14:52.721
‫ولی براش خوب بوده

14:52.721 --> 14:55.261
‫خیلی خب. من کوپر رو برمی‌دارم
‫و زود میام اونجا

14:55.261 --> 14:57.561
‫خب، شاید بهتر باشه اونجا بمونی

14:57.681 --> 14:59.481
‫هنوزم به نظر میاد چندتا سرباز

14:59.601 --> 15:02.401
‫کنارِ نهر هستن. ولی، نگران نباش

15:02.401 --> 15:03.861
‫ام اینجا جاش امنه

15:03.861 --> 15:06.401
‫باشه، خب، به محض این که
‫شرایط امن شد بهم زنگ بزن

15:06.401 --> 15:08.901
‫چشم، معاون سایپرس. چشم

15:19.751 --> 15:21.671
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- اینجوری پیداش کردیم

15:24.501 --> 15:26.421
‫فکر می‌کنیم مالِ واندا پیترسونه

15:27.091 --> 15:28.461
‫به آلفا هشدار بدید

15:28.591 --> 15:30.591
‫زمانِ خروجمون جلو افتاد

15:30.721 --> 15:32.381
‫و کلانتر چی؟

15:33.591 --> 15:36.181
‫بذارید بره

15:36.311 --> 15:37.721
‫دیگه بهش نیاز نداریم

15:38.431 --> 15:41.351
‫بالأخره دستِ خالی خونه نمی‌ریم

15:43.351 --> 15:47.861
‫من و کوپ خیلی خوش گذروندیم، دینا

15:47.861 --> 15:52.821
‫کارتون دیدیم
‫و اون نقاشی‌های کمیکش رو نشونم داد

15:52.821 --> 15:54.871
‫خدای من!

15:54.991 --> 15:58.161
‫اونا خیلی خوبن. اون می‌تونه یه روزی
‫یه هنرمند حرفه‌ای بشه

15:58.291 --> 16:00.331
‫آخ! خدایا

16:00.911 --> 16:03.291
‫حتی بازی باکس رو تماشا کردیم

16:03.791 --> 16:07.291
‫ولی اونا دوباره به پیسرز باختن

16:07.291 --> 16:09.381
‫ولی گوش کن:

16:09.381 --> 16:12.261
‫هر وقت که بخوای ازش مراقبت می‌کنم

16:17.051 --> 16:20.181
‫خب، خیلی خب

16:20.181 --> 16:21.931
‫فکر کنم همه چی رو برات آماده کردم

16:21.931 --> 16:23.981
‫این رو از کجا آوردی؟

16:23.981 --> 16:27.561
‫چی؟ اون کتاب قدیمی؟

16:27.561 --> 16:30.821
‫فکر می‌کردم قراره
‫یه رمانِ عاشقانه‌ی آتشین باشه،

16:30.941 --> 16:32.191
‫ولی همچین شانسی نداشتم

16:32.321 --> 16:36.201
‫فقط یه کتابِ قدیمی خسته‌کننده در مورد آبه

16:36.781 --> 16:38.498
‫ولی بین مردم محبوب شده،

16:38.522 --> 16:42.451
‫و اون حتی یه سخنرانیِ کسل‌کننده
‫در موردش کرده

16:42.451 --> 16:45.671
‫صبر کن ببینم.
‫تو سخنرانیِ آرون وایمر رو دیدی؟

16:45.671 --> 16:47.171
‫آره

16:47.291 --> 16:50.751
‫خب، راستش روی یه نواره که این دور و بره

16:50.751 --> 16:52.921
‫می‌تونم ببینمش؟

17:01.931 --> 17:04.891
‫خیلی از پیروان رود رو به عنوان

17:05.561 --> 17:08.231
‫مظهرِ زمینی الهه‌ی گانگا در نظر می‌گیرن

17:08.231 --> 17:12.657
‫اونا معمولاً قدرت‌های شفابخش
‫و دگرگون‌کننده به جریانش نسبت میدن

17:12.681 --> 17:14.031
‫و چرا این رو داری؟

17:14.031 --> 17:16.821
‫- اینا همه وسایل لستره
‫- صبر کن، چی؟

17:16.951 --> 17:19.741
‫...میلیون‌ها نفر مراسمی اجرا می‌کنن...

17:19.741 --> 17:21.541
‫اوه، لستر

17:21.541 --> 17:23.451
‫- اون داره چیکار می‌کنه؟
‫- هیچی!

17:23.451 --> 17:24.621
‫نمی‌خوای این رو ببینی

17:24.621 --> 17:26.291
‫- خیلی متأسفم
‫- می‌تونی قطعش کنی؟

17:26.421 --> 17:27.921
‫آره، آره. وای، اون دکمه‌ی پاوزه

17:28.041 --> 17:29.791
‫- خدایا، جینی! اون رو بده به من!
‫- میاد بیرون؟

17:29.921 --> 17:31.921
‫چی؟ چی؟ چی؟

17:32.301 --> 17:33.711
‫چیکار می‌کنی؟

17:36.881 --> 17:38.261
‫چی، چی؟ اون؟

17:38.391 --> 17:40.801
‫خدای من. از اون متنفرم. اون...

17:40.801 --> 17:43.271
‫اون ایرلندیه. سلتیک یا همچین چیزیه

17:43.271 --> 17:44.731
‫من رو می‌ترسونه

18:14.841 --> 18:16.511
‫سلام، مارتا

18:24.721 --> 18:26.351
‫کارِ تو بود؟

18:27.851 --> 18:29.481
‫تو من رو کشتی؟

18:30.021 --> 18:31.981
تند نرو، عزیزم، یکم صبر کن

18:31.981 --> 18:34.981
‫کارِ من نبود. کارِ استادت بود

18:35.781 --> 18:37.531
‫گرچه یه ذره جنبه‌ی فنی داره

18:37.651 --> 18:39.361
‫نه، نه، نه. من...

18:40.991 --> 18:43.371
‫من نقاب رو دیدم. تو آرون رو بی‌هوش کردی

18:43.491 --> 18:45.161
‫و سعی کردی من رو بکشی

18:45.161 --> 18:47.751
‫باید تلافی‌اش رو سرت در بیارم، لعنتی!

18:47.751 --> 18:49.461
‫صبر کن!

18:49.461 --> 18:51.461
‫ببین...

18:51.461 --> 18:52.881
‫تو می‌تونی من رو بکشی،

18:55.131 --> 18:56.881
‫ولی اون وقت هرگز حقیقت رو نمی‌فهمی

18:59.381 --> 19:00.971
‫تو ضعیفی، مارتا

19:01.341 --> 19:03.601
‫ولی آبِ نهر کمکت می‌کنه، نه؟

19:04.681 --> 19:06.391
‫با عقل جور در میاد

19:06.811 --> 19:08.351
‫اونجا یکی از معدود جاهای روی زمینه

19:08.481 --> 19:12.481
‫که مرزِ بین فراموشی و آگاهی باریک‌ترینه

19:12.601 --> 19:15.901
‫و اون داخل این آسیاب جریان داره

19:18.651 --> 19:20.321
‫خواهش می‌کنم،

19:20.821 --> 19:22.451
‫بذار کمکت کنم

19:23.621 --> 19:27.081
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

19:27.621 --> 19:29.251
‫چون من بهت نیاز دارم

19:29.911 --> 19:31.751
‫دنیا بهت نیاز داره

19:34.251 --> 19:36.091
‫چرا باید می‌مُردم؟

19:36.591 --> 19:39.921
‫تو هیچوقت بخشی از نقشه‌ی من نبودی.
‫همش کارِ آرون بود.

19:41.171 --> 19:43.391
‫خیانتش و سرطانِ زنش

19:43.511 --> 19:46.101
‫هردو می‌تونستن با مرگت حل بشن

19:46.101 --> 19:47.891
‫برای همین اون تو رو انتخاب کرد

19:47.891 --> 19:50.231
‫سعی کرد خودکشی جلوه‌اش بده

19:50.231 --> 19:53.101
‫اعتراف می‌کنم اون اولش شریکم بود،

19:53.101 --> 19:56.231
‫ولی مرد خیلی بی‌دقتی بود

19:56.231 --> 19:58.361
‫و یه ماشین توی ملکم پارک کرد

19:58.361 --> 20:00.441
‫و وقتی بلین رو خبر کردم که یدکش بکشه،

20:00.571 --> 20:02.531
‫متوجه شدم سعی داشته من رو دور بزنه

20:02.651 --> 20:05.281
‫و کشفمون رو برای خودش و زنش بدزده

20:05.281 --> 20:09.751
‫ولی انتخاب‌های اشتباهش یه گند بالا آوردن

20:09.751 --> 20:11.501
‫می‌تونم تو رو با خودم پایین بکشم

20:12.161 --> 20:13.791
‫هر طور راحتی

20:14.421 --> 20:18.171
‫من تمام تلاشم رو کردم گند آرون رو جمع کنم
‫و سرنخ‌ها رو از بین ببرم

20:18.171 --> 20:19.801
‫شرط می‌بندم می‌تونم حلش کنم

20:23.761 --> 20:27.471
‫متأسفانه یکم خسارتِ جانبی داشت

20:28.311 --> 20:30.471
‫که خیلی ازش پشیمونم

20:31.141 --> 20:33.231
‫ولی باید تا تهش پیش می‌رفتم

20:33.231 --> 20:36.021
‫نه به خاطر خودم،
‫بلکه به خاطر دنیا، مارتا!

20:38.611 --> 20:40.731
‫و سعی کنی چیکار کنی؟

20:41.401 --> 20:44.111
‫کاری که همه سعی داریم بکنیم.
‫زنده موندن.

20:44.241 --> 20:46.321
‫تا هر وقت که می‌تونیم

20:47.411 --> 20:51.793
‫پس همه‌ی این کارها برای اون بود؟

20:51.817 --> 20:54.921
‫تا توی پیرِ سگ مجبور نباشی بمیری؟

20:54.921 --> 20:56.631
‫فقط من نه

20:57.251 --> 20:59.171
‫می‌تونی تصور کنی چطور میشه

20:59.171 --> 21:01.841
‫که زندگیِ جاودان به مردم هدیه بدی؟

21:01.841 --> 21:04.171
‫تو زندگی ندادی. گرفتیش!

21:04.171 --> 21:06.261
‫و نه تنها از من، بلکه جونِ رُز هم گرفتی

21:06.261 --> 21:08.931
‫کسی که یه عمر زندگی پیش رو داشت

21:09.051 --> 21:11.471
‫مردم دوستش داشتن
‫و تو این رو ازش دزدیدی!

21:11.471 --> 21:15.191
‫تو دو زنِ بی‌گناه رو کشتی.
‫تو من رو کشتی!

21:15.641 --> 21:18.981
‫همه به خاطر عطش قدرت،
‫که با توجه به اتفاقی که افتاد...

21:18.981 --> 21:21.071
‫به وضوح...

21:24.701 --> 21:27.571
‫آروم باش. انرژیت رو هدر نده

21:29.201 --> 21:30.951
‫ما نمی‌دونستیم چی جواب میده

21:31.701 --> 21:34.501
‫ولی ما یه واسطه لازم داشتیم

21:34.621 --> 21:38.211
‫یه زنِ جوان قادر به خلق زندگی

21:38.751 --> 21:40.211
‫رُز اولی بود

21:40.211 --> 21:41.881
‫و از طریق مرگش...

21:42.001 --> 21:44.591
‫- پیداش کردم
‫- بهمون اجازه می‌داد در رو باز کنیم

21:46.591 --> 21:49.391
‫ولی بعدش نوری رو دیدیم که
‫از درونش بیرون می‌اومد

21:49.391 --> 21:51.851
‫داشت کار می‌کرد!

21:52.431 --> 21:54.141
‫و در یک لحظه تموم شد

21:54.141 --> 21:56.271
‫ولی برای این که بفهمیم
‫حق با ما بوده کافی بود

21:56.271 --> 21:58.651
‫اون همه سال، اون همه جستجو

21:59.061 --> 22:00.771
‫تحقیقات!

22:00.771 --> 22:03.321
‫بالأخره همه چی در دسترسم بود

22:03.441 --> 22:07.571
‫و برای همین آسیاب رو خریدم
‫و همه‌ی اینا رو ساختم

22:08.201 --> 22:09.821
‫تا درست انجامش بدم!

22:10.911 --> 22:12.581
‫حالا دیگه هیچکس بهم نمی‌خندید

22:14.161 --> 22:17.001
‫بعدش معشوقِ سابق گستاخت

22:17.251 --> 22:20.251
‫تصمیم گرفت سعی کنه
‫اون رو برای خودش بدزده

22:27.381 --> 22:30.181
‫این قرار بود یه آیینِ مقدس باشه

22:30.181 --> 22:33.601
‫که نیاز به احترام و صبر ما داشت!

22:35.221 --> 22:37.231
‫ولی اون خیلی مغرور بود و

22:37.351 --> 22:38.981
‫فکر کرد می‌تونه راحت اون رو بقاپه

22:39.101 --> 22:40.901
‫و ببره خونه پیش زنش

22:43.771 --> 22:45.111
‫نمی‌تونستم چنین اجازه‌ای بدم

22:45.111 --> 22:51.321
‫نمیذاشتم همچین گداصفتِ بُزدلی من رو دور بزنه

22:59.161 --> 23:01.121
‫من رو ببخش

23:01.121 --> 23:03.341
‫من معمولاً از کوره در نمیرم

23:04.801 --> 23:08.761
‫طنزِ زندگی اینه که رو به جلو زیسته میشه،

23:08.881 --> 23:10.631
‫ولی وارونه درک میشه

23:11.301 --> 23:13.181
‫به من گوش کن، مارتا.
‫دور و برت رو نگاه کن.

23:13.641 --> 23:17.391
‫مرگِ رُز و مرگِ تو منجر به زندگی شد

23:17.771 --> 23:19.641
‫ما خانواده‌ها رو دوباره بهم رسوندیم

23:19.771 --> 23:21.401
‫تو این کارو کردی

23:22.151 --> 23:24.821
‫چون تو خیلی استثنایی هستی

23:30.781 --> 23:32.821
‫من استثنایی نیستم

23:34.121 --> 23:38.371
‫تو درست عینِ آرون و بلین ازم استفاده کردی

23:38.871 --> 23:40.871
‫نه، تو واقعاً استثنایی هستی

23:41.291 --> 23:44.081
‫می‌دونی، برای گشودنِ درب جاودانگی،

23:44.081 --> 23:47.251
‫یه کلید لازمه و اون کلید تو بودی

23:47.381 --> 23:51.261
‫مارتا سایپرس، یه چیزی درونت
‫باعث تمام این اتفاقات شد

23:51.261 --> 23:53.551
‫تو فقط یه کلید نبودی،
‫تو یه بمب بودی

23:53.681 --> 23:55.601
‫که درو منفجر کردی!

24:07.861 --> 24:10.281
‫تو روزِ احیا رو شروع کردی!

24:10.281 --> 24:13.369
‫من از این مسخره بازی
‫و سر و کله زدن با تو خسته شدم

24:13.393 --> 24:16.411
‫- مطمئن میشم توی زندان بپوسی
‫- نمی‌خوای ببینیش؟

24:19.871 --> 24:22.331
‫بخشی از وجودت پشتِ اون درها قرار داره

24:22.461 --> 24:24.505
‫نمی‌تونستم بذارم بلین این یکی رو بگیره

24:24.529 --> 24:26.001
‫اون هدفش رو اشتباه گرفته بود

24:26.131 --> 24:28.051
‫اون مالِ بلین نیست

24:28.051 --> 24:29.551
‫مالِ توئه

24:29.551 --> 24:32.171
‫و اگه آغوشت رو به سمتش باز کنی، میاد

24:32.931 --> 24:36.511
‫از وقتی که بیدار شدی احساس می‌کردی
‫که یه چیزی کمه، مگه نه؟

24:36.511 --> 24:39.221
‫خب، این کاملت می‌کنه

24:40.931 --> 24:43.771
‫ولی باید متمایل باشی

24:43.891 --> 24:45.231
‫تصمیم با خودته

24:48.151 --> 24:49.321
‫اون چیه؟

24:52.491 --> 24:55.321
‫اون روحته، مارتا

25:11.171 --> 25:13.261
‫تا آب دنبالش کن، مارتا

25:13.841 --> 25:16.761
‫بذار خلاء درونت رو پر کنه

25:36.951 --> 25:39.531
‫می‌دونم هضم کردنش خیلی سخته، مارتا

25:41.291 --> 25:43.581
‫ولی تو استثنایی هستی

25:45.371 --> 25:47.121
‫و اگه به داخل آب بری،

25:47.251 --> 25:48.881
‫من ثابتش می‌کنم

25:55.971 --> 25:57.551
‫مامان؟

26:00.051 --> 26:01.721
‫مارتا، بیا اینجا

26:04.221 --> 26:06.731
‫چیزی نیست. من الان اینجام

26:08.691 --> 26:12.481
‫می‌بخشمت. مارتای من اینجاست.
‫می‌تونیم باهم باشیم.

26:12.771 --> 26:15.821
‫تقصیرِ تو نیست. مارتای من اینجاست

26:16.741 --> 26:19.321
‫- همه چی درست میشه. من می‌بخشمت
‫- خیلی متأسفم

26:19.321 --> 26:22.081
‫همه چی درست میشه

26:22.871 --> 26:26.661
‫مارتای من اینجاست.
‫همه‌ی اینا رو پشت سر بذار.

26:27.581 --> 26:32.251
‫با من بیا و شفا پیدا کن.
‫همه‌ی اینا رو پشت سر بذار.

26:33.421 --> 26:34.961
‫تقصیرِ تو نیست

26:35.511 --> 26:39.801
‫من می‌بخشمت. می‌بخشمت.
‫می‌تونیم باهم باشیم.

26:40.301 --> 26:42.221
‫من می‌بخشمت، عزیزم

26:42.351 --> 26:45.771
‫دختر کوچولوی معجزه‌آسای بی‌نقصم

26:47.891 --> 26:49.521
‫آفرین

27:01.241 --> 27:02.701
‫لستر!

27:30.811 --> 27:33.361
‫یه مشکلی پیش اومده

27:36.531 --> 27:38.111
‫چی شده؟! ام!

27:38.111 --> 27:40.031
‫چی شده؟! ام؟

27:40.031 --> 27:42.161
‫من...

27:42.161 --> 27:46.581
‫نمی... دونم!

27:46.581 --> 27:50.121
‫نمی‌دونم چیکار کنم. نمی‌دونم چیکار کنم

27:50.251 --> 27:51.711
‫چیزی نیست

27:51.711 --> 27:53.711
‫چیزی نیست

27:57.881 --> 27:59.591
‫ما بالأخره

28:00.421 --> 28:02.631
‫تونستیم اون ماجراجویی رو باهم داشته باشیم

28:05.641 --> 28:07.431
‫ام. ام، ام

28:07.431 --> 28:09.681
‫ام، ام، نه

28:10.311 --> 28:12.061
‫ام، خواهش می‌کنم. نه

28:12.191 --> 28:14.611
‫بگو. بگو که چیزی نیست

28:14.611 --> 28:17.071
‫چیزی نیست، چیزی نیست. چیزی نیست

28:28.411 --> 28:30.251
‫نه

28:32.621 --> 28:34.291
‫ام! ام!

28:34.291 --> 28:36.041
‫ام!

28:44.721 --> 28:47.141
‫اوه، نه. خدایا

28:47.681 --> 28:49.641
‫اون اینجاست!

28:49.641 --> 28:52.101
‫خدایا

28:52.231 --> 28:53.641
‫خاموشش کن

28:53.771 --> 28:55.311
‫دینا. دینا

28:55.441 --> 28:57.111
‫کلانتر، اینجا اثری از مارتا نیست

28:57.111 --> 28:59.321
‫خوبی؟ مارتا کجاست؟

29:01.071 --> 29:02.821
‫مارتا کجاست؟

29:03.459 --> 29:07.347
‫[۳۵ روز بعد]

29:07.571 --> 29:09.741
‫در حالی که احیاشده‌ها هنوز بین ما هستن،

29:09.741 --> 29:13.581
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم
‫که تاریخ تکرار نمیشه؟

29:13.871 --> 29:17.001
‫جیمی، من این بحث رو توی نطفه خفه می‌کنم

29:17.881 --> 29:19.671
‫احیاشده‌ها اون موقع مشکل نبودن

29:19.671 --> 29:21.961
‫و قطعاً الان هم اونا مشکل نیستن

29:23.471 --> 29:25.761
‫همونطور که شاید بدونی،
‫همسرِ من یه احیاشده‌ست.

29:25.761 --> 29:28.641
‫این حقیقتیه که مجبور بودیم
‫به خاطر امنیتِ خانواده‌مون

29:29.101 --> 29:31.061
‫مخفی نگه داریم

29:31.641 --> 29:38.311
‫ولی هیچکس نباید به خاطر هویتش
‫احساس ناامنی یا ناخوشایندی کنه

29:38.771 --> 29:43.611
‫برای همین فرماندار تلاش‌هایی رو آغاز کرده برای...

29:43.741 --> 29:48.991
‫تصویبِ قانون جدیدی که
‫حقوق تمام شهروندان احیاشده رو تضمین می‌کنه

29:48.991 --> 29:51.831
‫به نظرم هنوز اضطراب...

29:51.951 --> 29:53.081
‫کوپ، یالا رفیق!

29:53.081 --> 29:58.211
‫و سردرگمیِ زیادی حول حضور ارتش
‫و ناپدید شدن ناگهانی‌شون وجود داره

29:58.211 --> 30:02.001
‫خب، خانم فرماندار شخصاً بهم اطمینان دادن

30:02.131 --> 30:06.091
‫که عملیاتِ ژنرال کیل بدون مجوز بوده

30:06.091 --> 30:10.971
‫و کمیته‌ی خاصی برای بررسی کامل مسئله تشکیل شده

30:10.971 --> 30:14.681
‫اما من اینجام که واضح و روشن اعلام کنم،
‫واسا امنه.

30:14.681 --> 30:17.561
‫- باشه، خیلی خب
‫- خوش برگشتی

30:17.691 --> 30:19.311
‫کوپر، باید بریم!

30:19.651 --> 30:21.941
‫- داد نزن، مامان
‫- خدایا!

30:22.901 --> 30:25.071
‫تو واقعاً خوب بلدی یواشکی غافلگیرم کنی

30:25.611 --> 30:27.241
‫مطمئنی برای مدرسه آماده‌ای؟

30:27.821 --> 30:29.871
‫خیلی دلم برای ام تنگ شده

30:29.991 --> 30:32.281
‫آره، می‌دونم. می‌دونم

30:33.241 --> 30:35.834
‫ببین، بعد از مدرسه دوباره می‌ریم
‫با دکتر پارک حرف می‌زنیم، باشه؟

30:35.858 --> 30:38.671
‫از دکتر پارک خوشت میاد؟
‫اون مهربونه، درسته؟

30:39.751 --> 30:43.751
‫بعدش، امشب بعد از مدرسه،

30:45.301 --> 30:48.011
‫بالأخره باز کردنِ وسایل اتاقت رو تموم می‌کنیم

30:48.511 --> 30:50.057
‫من قبلاً یه بار بسته‌بندیش کردم

30:50.081 --> 30:53.181
‫الان که اینجا می‌مونیم
‫تو نباید بازشون کنی؟

30:56.391 --> 30:58.521
‫گاهی زندگی عادلانه نیست، کوپ

30:59.601 --> 31:02.691
‫خیلی خب. برو به اتوبوس برس

31:03.361 --> 31:04.691
‫آفرین برو

31:19.161 --> 31:20.331
‫اوضاع و احوالت چطوره؟

31:20.331 --> 31:21.831
‫آره

31:22.381 --> 31:24.461
‫گمونم به همون خوبی که انتظار میره

31:24.881 --> 31:26.511
‫خب، ببین، شاید یکم مرخصی

31:26.511 --> 31:27.841
‫برات خوب باشه

31:29.091 --> 31:30.721
‫هر روز صبح برو ماهیگیری

31:32.051 --> 31:34.301
‫فقط خوشحالم که می‌بینم
‫داری کارها رو دست می‌گیری

31:34.891 --> 31:37.021
‫تو دقیقاً همون چیزی هستی
‫که الان شهر بهش نیاز داره

31:37.681 --> 31:41.811
‫موقتاً. باید ببینیم نتیجه‌ی
‫انتخاباتِ نهایی چی میشه. یعنی...

31:41.941 --> 31:45.271
‫من توی سیاست و جلب نظر مردم خوب نیستم

31:45.401 --> 31:46.611
‫و من خوب بودم؟

31:48.651 --> 31:50.321
‫حالا داستانِ اون نردبونه چیه؟

31:50.321 --> 31:52.951
‫اوه، اون اولین دستور کارمه

31:53.071 --> 31:57.331
‫اون نشتی که دینا این همه وقت
‫ازش شکایت می‌کرد رو یادته؟

31:57.791 --> 32:01.541
‫- آره
‫- خب از قرار معلوم از دفترِ تو شروع میشه

32:07.001 --> 32:09.211
‫خب، جان پائول،

32:11.011 --> 32:12.681
‫این الان مالِ توئه

32:15.471 --> 32:17.181
‫تو مردِ مناسب این کاری، برادر

32:18.601 --> 32:20.271
‫در آینده می‌بینمت، هان؟

32:21.141 --> 32:22.441
‫خیلی خب، داداش

32:33.361 --> 32:34.781
‫سلام

32:38.871 --> 32:41.961
‫هی، من هدیه به دست اومدم

32:43.671 --> 32:45.291
‫باید می‌اومدی

32:45.291 --> 32:47.041
‫قبول می‌کنم

32:47.791 --> 32:50.802
‫خب، چه شکلی شدم؟
‫بدون کُت بزرگ.

32:50.826 --> 32:51.845
منِ جدید

32:53.761 --> 32:54.891
خوش‌تیپ شدی

32:55.011 --> 32:56.851
‫برای روز اولت حاضری، پروفسور؟

32:56.851 --> 33:00.641
‫آره، پروفسور نیستم.
‫فقط یه دوره‌ی تدریس کوتاه مدته.

33:00.641 --> 33:02.021
‫آره

33:02.141 --> 33:06.231
‫خیالم راحت شد. آخرین رابطه‌ی یه سایپرس
‫با یه پروفسور عاقبتِ خوبی نداشت

33:06.231 --> 33:08.691
‫آره. بابتش متأسفم

33:08.691 --> 33:10.691
‫ولی باعث میشه به مور کریک نزدیک‌تر باشم

33:10.691 --> 33:13.741
‫تا بتونم به تحقیقاتم ادامه بدم. پس...

33:14.911 --> 33:17.281
‫اون تنها چیزیه که می‌خوای نزدیکش باشی؟

33:18.621 --> 33:20.241
‫جلبک؟

33:24.411 --> 33:26.041
‫عه...

33:26.041 --> 33:29.049
‫دیگه بهتره برم. نمی‌خوام
‫توی روزِ اولم دیر کنم

33:29.073 --> 33:30.841
‫- خوب نیست
‫- نه

33:35.511 --> 33:37.551
‫- ابراهیم!
‫- بله؟ بله؟

33:41.971 --> 33:43.851
‫باید یه وقتی دوباره انجامش بدیم

33:45.481 --> 33:47.021
‫دقیقاً چه کاری انجام بدیم؟

33:48.771 --> 33:51.321
‫بزنیم به یه ماشین
‫و یادداشت نذاریم

33:51.321 --> 33:53.781
‫آره، باید این کارو بکنیم

33:54.781 --> 33:57.201
‫یه وقتی. بعداً می‌بینمت

34:32.529 --> 34:35.140
‫[ساحل مارتیل]

34:45.581 --> 34:47.001
‫ما روی دوپایمان ایستاده بودیم

34:47.001 --> 34:50.001
‫و سرهایمان را بالای علفزار طلایی بلند کرده بودیم

34:50.631 --> 34:52.251
‫او آنجا بود

34:54.301 --> 34:58.631
‫ما سنگ و فولاد تیز کردیم
‫و با ابزارها علف درو کردیم

34:58.631 --> 35:00.341
‫حیوان و برادر

35:01.721 --> 35:03.391
‫او آنجا بود

35:05.681 --> 35:08.561
‫ما دور هم جمع شدیم.
‫در خِشت و گل،

35:08.691 --> 35:10.851
‫که پر از موش و آفت بود

35:12.401 --> 35:14.071
‫او آنجا بود

35:15.531 --> 35:17.691
‫ما ملت‌ها و بی‌اعتمادی ساختیم

35:17.691 --> 35:20.201
‫انگشتانمان روی دکمه‌ی قرمز بود

35:23.701 --> 35:25.371
‫او لبخند زد

35:29.461 --> 35:31.711
‫اما با این حال می‌سازیم

35:31.711 --> 35:34.131
‫تا به بالای علفزار برسیم

35:34.131 --> 35:37.211
‫دور از دسترس داس

35:41.261 --> 35:42.891
‫برای یک روز

35:43.971 --> 35:47.141
‫وقتی که او دیگر درو نخواهد کرد

35:52.267 --> 35:54.267
‫[پتی سایپرس]

36:03.121 --> 36:05.701
‫بقیه‌ی چیزها رو تحویل گرفته بودی.
‫فقط اون یه قوطی مونده بود.

36:08.371 --> 36:10.331
‫دیدنِ وسایلش واقعاً تحت تأثیر قرارم داد

36:10.461 --> 36:12.621
‫یعنی...

36:15.041 --> 36:16.711
‫دلم براش تنگ شده

36:21.841 --> 36:23.551
‫منم دلم براش تنگ میشه

36:25.301 --> 36:27.721
‫ای کاش اون شب بهش نمی‌گفتی
‫بره روی پل

36:29.681 --> 36:32.021
‫ببخشید؟

36:32.021 --> 36:34.061
برای این که مشکلش رو
حل و فصل کنه یا هرچی

36:34.061 --> 36:35.401
‫در نتیجه ربوده نمی‌شد

36:35.521 --> 36:37.361
‫و روز احیا اتفاق نمی‌افتاد

36:39.111 --> 36:40.991
‫از چی حرف می‌زنی؟

36:41.901 --> 36:44.071
‫ام گفت دوستش بهش گفته بره روی پل

36:44.071 --> 36:45.621
‫تو تنها دوستشی. خودم حساب کردم

36:45.741 --> 36:46.911
‫و همه چی به تو ختم میشه

36:47.031 --> 36:50.911
‫باشه، نه. نه، ببین،
‫ما بعداً صمیمی شدیم.

36:51.291 --> 36:54.371
‫ما بعداً صمیمی شدیم، ولی اون موقع
‫فقط هم‌اتاقی بودیم

36:55.381 --> 36:58.001
‫احتمالاً یکی از اون دوست‌های آنلاینش

36:58.001 --> 37:03.761
‫از لایو ژورنال یا اون انجمنِ اینترنتی او‌آی بوده

37:03.761 --> 37:05.591
‫همیشه با اونا چت می‌کرد

37:07.601 --> 37:09.601
‫[مارتا]

37:36.755 --> 37:37.795
‫[انجمن او‌آی]

37:38.999 --> 37:42.302
‫[واقعاً فکر می‌کنم باید امشب بری روی پل]
‫[روز تولدش برو و امشب تمومش کن]

37:43.762 --> 37:45.242
‫[- مرگِ مادرت مرگِ تو نیست]
‫[- گاهی اینطور به نظر میاد]

37:47.766 --> 37:54.606
‫[واقعاً فکر می‌کنم باید امشب بری روی پل]
‫[روز تولدش برو و امشب تمومش کن]

38:08.991 --> 38:12.081
‫سلام، مِی. یه لطفی ازت می‌خوام

38:13.291 --> 38:15.661
‫کوپ! وقتِ خوابه!
‫دندون‌هات رو مسواک بزن!

38:15.791 --> 38:17.871
‫می‌دونم!

38:27.341 --> 38:29.091
‫- سلام، بابا
‫- سلام!

38:29.091 --> 38:32.511
‫عه، می‌خواستم بدونم

38:32.511 --> 38:34.681
‫شاید بتونم به زودی
‫از کوپر مراقبت کنم؟

38:34.681 --> 38:39.151
‫بابا، فکر نکنم این ایده‌ی خوبی باشه

38:39.651 --> 38:41.021
‫اون هنوز...

38:41.521 --> 38:44.441
‫بابتِ از دست دادن ام ناراحته
‫و تو رو به خاطرش مقصر می‌دونه

38:45.611 --> 38:47.031
‫متأسفم

38:48.531 --> 38:51.871
‫داریم همه چی رو با یه روانشناس
‫در میون میذاریم

38:51.991 --> 38:54.201
‫و الان فشار زیادی روشه

38:54.331 --> 38:56.411
‫و فکر می‌کنم همه‌مون یکم وقت لازم داریم

38:56.411 --> 38:59.831
‫آره، آره، آره. می‌فهمم

38:59.831 --> 39:03.131
‫حتماً. باشه

39:04.171 --> 39:05.761
‫باید بخوابونمش

39:05.881 --> 39:07.841
‫خیلی خب. باشه

39:10.721 --> 39:12.141
‫بابا

39:12.141 --> 39:14.061
‫اگه می‌خوای پدر و دختری باهم صحبت کنیم،

39:14.061 --> 39:16.771
‫می‌تونیم حرف بزنیم

39:16.891 --> 39:18.481
‫عه...

39:20.601 --> 39:21.861
‫می‌دونی، عه...

39:24.151 --> 39:26.861
‫باشه. پس بعداً حرف می‌زنیم

39:27.321 --> 39:30.031
‫آره. باشه. گمونم

39:48.091 --> 39:49.801
‫مِی، تونستی سرنخی گیر بیاری؟

39:49.801 --> 39:52.221
‫- نشستی؟
‫- نُچ

39:52.221 --> 39:54.811
‫خب، اون پیام‌هایی که دادی بررسی کنم؟

39:54.931 --> 39:57.641
‫هیچوقت حدس نمی‌زنی
‫آدرسِ آی‌پی مالِ کجا بود

39:58.101 --> 39:59.981
‫- خونه‌ی وایمر
‫- آره، این جور در میاد

39:59.981 --> 40:02.691
‫آرون برای صحنه‌سازیِ خودکشی
‫نیاز داشته اون روی پل باشه

40:02.691 --> 40:04.441
‫برای همین اون رو کشونده اونجا

40:04.441 --> 40:06.321
‫خب،

40:06.441 --> 40:08.151
‫در مورد زنش چی می‌دونی؟

40:08.281 --> 40:10.531
نیثیا؟ چرا؟

40:10.901 --> 40:13.951
‫اون روانشناسی بود که دادگاه
‫برای ام تعیین کرده بود، درسته؟

40:14.371 --> 40:17.411
‫خب، انگار پرونده‌ی ام
‫بهش محول نشده بوده

40:17.411 --> 40:20.751
‫خودش اون رو خواسته.
‫در واقع اون به هر دری زده

40:20.751 --> 40:23.421
‫که مطمئن شه ام رو
‫به عنوان مُراجع بگیره

40:33.641 --> 40:35.261
‫خانم وایمر!

41:30.360 --> 41:40.360
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

41:40.384 --> 41:50.384
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:50.408 --> 42:00.408
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
