WEBVTT

00:05.161 --> 00:07.061
‫آنچه گذشت...

00:07.061 --> 00:09.901
‫من مامانم رو از دست دادم
‫و حادثه‌ی وحشتناکی بود

00:09.901 --> 00:11.601
‫- دستت رو ازش بکش!
‫- نه! کن!

00:11.601 --> 00:15.111
‫حیرت‌انگیزه که وقتی به آدم‌ها قولِ امنیت بدی
‫چه اطلاعاتی بهت میدن

00:15.871 --> 00:17.241
‫رُز برای من خاصه

00:17.241 --> 00:18.894
‫بهش زهرِ مار تزریق می‌کنی؟

00:18.918 --> 00:21.151
‫سرعتِ بهبود احیاشده‌ها رو
‫به طور چشمگیری کاهش میده

00:21.151 --> 00:22.981
‫- مور کریک
‫- خواهش می‌کنم

00:22.981 --> 00:24.281
‫من هیچوقت به کسی صدمه نزدم

00:24.281 --> 00:25.776
‫اون چی بود، آقای ایبل؟

00:25.800 --> 00:29.291
‫ما قراره از اون طریق واسا رو پاکسازی کنیم

00:30.771 --> 00:32.711
‫اون کجاست؟ ابراهیم کجاست؟

00:32.711 --> 00:34.381
‫- توی مور کریکه
‫- نتونستم با خودم بیارمش

00:34.381 --> 00:35.881
‫خیلی متأسفم، ام

00:36.171 --> 00:44.171
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:44.195 --> 00:51.195
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:18.591 --> 01:20.221
‫کمک!

01:34.901 --> 01:36.541
‫به هوش اومدی

01:38.671 --> 01:40.311
‫عالیه

01:43.379 --> 01:54.531
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

02:02.331 --> 02:04.301
‫بیا. بیا، بیا

02:08.041 --> 02:09.971
‫بفرما

02:10.301 --> 02:12.811
‫شانس آوردی که افرادم
‫اون ناحیه رو می‌گشتن

02:13.841 --> 02:15.781
‫من همه چی رو در موردت شنیدم، واعظ

02:15.781 --> 02:18.051
‫باید فقط...

02:18.111 --> 02:20.381
‫باید من رو کنارِ نهر که
‫پیدام کردی ول می‌کردی

02:20.381 --> 02:22.251
‫تا سربازها پیدات کنن؟

02:23.321 --> 02:27.351
‫با این وضعیتی که داری؟ نه، نه، نه.
‫بالأخره تو دکترِ حاذقی هستی.

02:28.821 --> 02:31.361
‫کسی که روی احیاشده‌ها مطالعه می‌کنه

02:31.891 --> 02:34.861
‫یادداشت‌هات رو خوندم و...

02:36.031 --> 02:39.001
‫تو یه چیزی رو مخفی می‌کنی، دکتر

02:40.371 --> 02:44.811
‫چرا بهم نمیگی چی باعث وقوع روزِ احیا شد؟

02:44.811 --> 02:46.811
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

02:47.941 --> 02:49.881
‫مگه خودت تمام جواب‌ها رو نداری؟

02:52.451 --> 02:55.721
‫یا فقط برای تمام پیروانت تظاهر می‌کنی؟

02:57.021 --> 02:59.221
‫یه سری اطلاعات دارم

03:00.351 --> 03:07.831
‫ولی می‌خوام اصل و منشاء شر رو بشناسم

03:08.501 --> 03:10.131
‫تا بتونم بهتر باهاش مبارزه کنم

03:10.131 --> 03:12.401
‫می‌دونی، مطمئن شم
‫دیگه هرگز اتفاق نمی‌افته

03:12.401 --> 03:13.831
‫تو کارت نفرت‌پراکنیه

03:15.571 --> 03:17.041
‫من بهت کمک نمی‌کنم

03:19.371 --> 03:22.411
‫می‌دونی، توی شبِ احیا

03:23.641 --> 03:25.451
‫برای یدک کشیدن یه ماشین خبرم کرده بودن

03:27.511 --> 03:30.681
‫و بعدش یه انفجارِ انرژی احساس کردم

03:31.551 --> 03:35.361
‫که از جنگل اومد و نوری دیدم

03:35.361 --> 03:38.661
‫که به آسمون تابید
‫و به سمتِ اون نور دویدم

03:38.661 --> 03:40.731
‫تا منشاء رو پیدا کنم،
‫ولی دیر شده بود.

03:40.731 --> 03:42.431
‫می‌دونی چرا؟

03:42.431 --> 03:43.861
‫دروازه‌های جهنم باز شده بودن

03:45.401 --> 03:46.831
‫شیاطین آزاد شده بودن

03:49.541 --> 03:51.241
‫ولی تو زمانِ زیادی منتظر بودی

03:51.241 --> 03:53.141
‫که همچین اتفاقی رخ بده، هان؟

03:53.141 --> 03:56.981
‫هان؟ تا بتونی به اجرای
‫برنامه‌ی رادیویی‌ات ادامه بدی،

03:56.981 --> 03:58.881
‫و به ترس و نفرت دامن بزنی

03:59.581 --> 04:01.051
‫وانمود کنی توسط خدا برگزیده شدی

04:01.051 --> 04:03.251
‫شرم بهت

04:03.921 --> 04:08.461
‫نه، مردم شاید فکرهای خیلی مختلفی
‫در مورد من بکنن،

04:08.461 --> 04:12.391
‫ولی تنها چیزی که نیستم کلاهبرداره

04:13.591 --> 04:15.901
‫و ثابتش می‌کنم

04:15.901 --> 04:19.560
‫تو واقعاً... تو واقعاً به حرف‌هایی
‫که می‌زنی ایمان داری، هان؟

04:23.941 --> 04:25.611
‫شاید تو هم باید ایمان بیاری

04:29.611 --> 04:33.081
‫آخرین چیزی که می‌خوای اینه که
‫بلین رو تبدیل به شهید آرمانش کنی

04:33.081 --> 04:34.775
‫اون دوست دخترت و خواهرم رو کشته

04:34.799 --> 04:36.621
‫و حالا خواهرم گُم شده
‫و می‌دونم که پیش اونه

04:36.621 --> 04:38.721
‫شهید هم مُرده محسوب میشه

04:38.721 --> 04:40.021
‫و این برای من کافیه

04:40.021 --> 04:42.061
‫ما عنصرِ غافلگیری رو داریم،
‫پس بیا ازش استفاده کنیم.

04:42.061 --> 04:44.091
‫- و ژنرال؟
‫- از سمتِ جنگل بهش نزدیک می‌شیم

04:44.091 --> 04:45.931
‫- به ما اهمیتی نمیده
‫- نگهبان‌ها رو می‌کشیم

04:45.931 --> 04:47.861
‫- بی سر و صدا و جداگانه
‫- اون فقط ام رو می‌خواد

04:47.861 --> 04:49.301
‫بعدش می‌ریم سراغ بلین

04:49.301 --> 04:51.001
‫خوبه

04:51.001 --> 04:53.971
‫حق با جی‌پی‌ـه. پس گوش کنید:

04:53.971 --> 04:57.041
‫باید هوشمندانه و تاکتیکی عمل کنیم

04:57.671 --> 05:00.841
‫منم به اندازه‌ی هرکسی
‫این مادرسگ رو می‌خوام، ولی...

05:00.841 --> 05:03.181
‫ولی نمی‌خوایم یه جنگِ تمام عیار
‫با شبه‌نظامی‌هاش شروع کنیم

05:05.081 --> 05:06.681
‫بریم تو کارش

05:08.581 --> 05:12.151
‫خب کِی ایمانت رو از دست دادی، دکتر رامین؟

05:13.091 --> 05:14.721
‫ایمانم رو از دست ندادم

05:15.521 --> 05:17.061
‫فقط نمیذارم منطقم رو کور کنه

05:21.831 --> 05:23.901
‫فرشته‌ام قلبت رو باز می‌کرد

05:25.071 --> 05:27.031
‫فرشته‌ات؟

05:27.031 --> 05:30.571
‫از دستش دادم، ولی برمی‌گرده پیشم

05:31.971 --> 05:34.541
‫مثل دفعه‌ی پیش از جنگل میاد،

05:34.541 --> 05:36.781
‫مثل یه پرتوی نوره

05:38.011 --> 05:39.811
‫یه نورِ زرد؟

05:40.511 --> 05:45.421
‫فرشته‌ی تو هم با صدای ناله‌ی دردناک
‫فریاد می‌زد؟

05:50.091 --> 05:52.631
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی حرف زدم

05:54.501 --> 05:56.031
‫نوبتِ توئه که تعریف کنی

05:58.731 --> 06:00.401
‫من کمکت نمی‌کنم بهشون صدمه بزنی، بلین

06:02.801 --> 06:07.611
‫می‌دونی که ما دنبال یه چیزیم، دکتر

06:09.441 --> 06:11.455
‫توی چشم‌هات می‌بینمش

06:11.896 --> 06:14.917
‫همون درخششی که توی چشم‌هام دارم

06:16.051 --> 06:19.221
‫برای دونستن. برای فهمیدن

06:21.091 --> 06:22.721
‫ما به یه دلیلی به اینجا اومدیم

06:30.361 --> 06:33.101
‫«کلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ»
‫(آیه ۵۷ سوره عنکبوت)

06:35.201 --> 06:37.741
‫هر شخصی مرگ را خواهد چشید

06:41.011 --> 06:42.911
‫پلیس!

06:42.911 --> 06:44.851
‫دست‌هات رو بذار جایی که بتونم ببینم، بلین

06:44.851 --> 06:46.611
‫- آره
‫- آروم بلند شو

06:46.611 --> 06:48.451
‫چیزی نیست

06:48.451 --> 06:50.121
‫- تو چرا اینجایی؟
‫- برو اون طرف

06:50.121 --> 06:51.891
‫- آره، آره. گرفتمش
‫- فیتزی! بهش دستبند بزن

06:51.891 --> 06:53.921
‫- ام کجاست؟
‫- بخوابونش

06:53.921 --> 06:55.891
‫نمی‌دونم

06:55.891 --> 06:57.991
‫چیزی همراهش نیست

07:01.091 --> 07:03.131
‫چرا به چنین تدابیرِ شدیدی نیاز داره؟

07:03.131 --> 07:04.901
‫اون به سه برابر دوز نیاز داره

07:04.901 --> 07:06.401
‫بدنش سریع‌تر بهبود پیدا می‌کنه

07:06.401 --> 07:09.041
‫برخلافِ دیگران مقاومت می‌کنه

07:09.041 --> 07:12.641
‫و آستانه‌ی بی‌نظیری برای خشونت نشون داده

07:12.665 --> 07:14.626
‫دکتر، زمان داره می‌گذره،

07:14.650 --> 07:19.057
‫و من باید برای کنترل و حذف
‫تمام احیاشده‌ها پاسخگو باشم

07:19.081 --> 07:20.981
‫من احیاشده‌ها رو پیدا می‌کنم،

07:20.981 --> 07:23.121
‫ولی برای کنترل کردنشون به شما نیاز دارم

07:24.321 --> 07:28.091
‫اون دچارِ نوعی از روان‌پریشیِ هیستریک شده

07:28.091 --> 07:30.961
‫شرایط جابجایی رو نداره

07:33.161 --> 07:35.031
‫پس درستش کن

07:39.371 --> 07:41.671
‫مارتا. مارتا

07:42.201 --> 07:44.001
‫مارتا

07:46.941 --> 07:48.581
‫اتفاقی برات نمی‌افته

07:53.181 --> 07:54.921
‫مامان؟

08:04.261 --> 08:06.731
‫لستر میجک ازم خواست
‫یه ماشین رو یدک بکشم

08:06.731 --> 08:10.837
‫ماشینی که آرون وایمر کرایه‌اش کرده بود
‫و تو بعدش دستور قتلش رو دادی

08:10.861 --> 08:12.701
‫باشه، خب، فرض کنیم،

08:12.701 --> 08:14.801
‫بذار به این تئوری پر و بال بدم

08:14.801 --> 08:18.941
‫خب، من باید به معاون برنت
‫چقدر پول می‌دادم

08:18.941 --> 08:21.511
‫که پروفسور رو بکشه؟

08:21.511 --> 08:23.881
‫تو بهش ۱۰ هزار دلار دادی

08:23.881 --> 08:27.281
‫ده هزار دلار؟! واقعاً؟

08:27.281 --> 08:30.181
‫و به نظر میاد من ۱۰ هزار دلار داشته باشم؟

08:30.181 --> 08:34.791
‫یعنی، من یه راننده‌ی یدک‌کشم که
‫توی مرکز اسقاط زندگی می‌کنم، پس...

08:34.791 --> 08:36.600
‫تو پول کافی داشتی

08:36.624 --> 08:38.391
‫که سعی کنی زمینِ پدرت رو از بلک‌دیر بخری

08:38.391 --> 08:41.861
اون پول رو قبل از کشته شدنِ خواهرت اهدا کردم

08:41.861 --> 08:43.501
‫وای! به کی اهداش کردی؟

08:45.101 --> 08:46.818
‫این به خودم مربوطه

08:46.842 --> 08:48.653
‫و فقط خدا می‌تونه قضاوتم کنه

08:48.677 --> 08:51.171
‫دیگه از این مزخرفات در مورد فرد برگزیده
‫حالم بهم می‌خوره

08:51.941 --> 08:53.366
‫می‌دونی،

08:53.390 --> 08:56.453
‫وقتی اون شب خواهرت رو روی پل دیدم

08:56.477 --> 08:59.414
‫که سرد، تنها

08:59.981 --> 09:01.621
‫و داغون بود

09:02.721 --> 09:05.021
‫ناخودآگاه از خودم پرسیدم

09:05.021 --> 09:09.261
‫کی توی خانواده‌اش انقدر ناامیدش کرده

09:09.261 --> 09:12.261
که معتادی شده که به قتل رسیده

09:13.861 --> 09:15.831
‫تو؟ تو؟

09:15.831 --> 09:19.031
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه احساسی داشتی

09:19.031 --> 09:24.541
‫وقتی همه چی رو اونقدر علنی
‫و شرم‌آور از دست دادی

09:25.671 --> 09:28.811
‫و بلافاصله بعدش مادرت ولت کرد و رفت

09:29.811 --> 09:31.751
‫و بعدش پدرت کشته شد

09:33.081 --> 09:36.781
‫پس بعدش دوتا زن جَوون بی‌گناه رو پیدا کردی،

09:36.781 --> 09:39.551
‫که یه عمر زندگی پیشِ روشون بود و...

09:40.091 --> 09:42.621
‫فقط عصبانی بودی
‫و فقط می‌خواستی مجازاتشون کنی

09:43.161 --> 09:45.161
‫پس به آرون وایمار سپردی پیداشون کنه

09:45.161 --> 09:47.691
‫باهاشون دوست شه،
‫اونا رو بکشونه توی جنگل

09:47.691 --> 09:50.831
‫تا تو شبی که به قتل رسیدن
‫باهاشون دیده نشی

09:50.831 --> 09:52.634
‫و تصمیم گرفتی نقش خدا رو بازی کنی

09:52.658 --> 09:56.701
‫و ازشون برای محقق کردنِ فانتزی بیمارگونه‌ی
برگزیده شدنت استفاده کردی

09:56.701 --> 09:59.541
‫- نه. نه
‫- و برای همین رُز و خواهرم رو کشتی!

09:59.541 --> 10:03.711
‫من خواهرت رو نکشتم. باشه؟

10:03.711 --> 10:06.311
‫و رُز رو هم نکشتم!

10:07.351 --> 10:09.081
‫اون دوستم بود

10:10.081 --> 10:12.151
‫می‌دونی، ما بالأخره جسدش رو پیدا کردیم

10:13.951 --> 10:16.575
‫توی صندوق یکی از ماشین‌های تصادفی توی زمینت

10:16.891 --> 10:19.931
‫این کُس‌شعره! کُس‌شعره!

10:21.161 --> 10:24.831
‫شما عشقِ احیاشده‌ها،
‫دارید برام پاپوش می‌دوزید!

10:25.671 --> 10:28.101
‫می‌خواید منم مثلِ پدرم نابود کنید

10:28.101 --> 10:30.871
‫من کاری به کار پدرت نداشتم، بلین،

10:30.871 --> 10:35.041
‫ولی اون داشت پس‌اندازِ ملت رو
‫با کلاهبرداری از چنگشون در می‌آورد،

10:35.041 --> 10:39.881
‫با فرو کردن میخ توی دست‌هات فریبشون می‌داد
‫که باور کنن تو «استیگماتا» داری

10:35.041 --> 10:39.857
‫(استیگماتا: زخم‌هایی مثل زخم‌های عیسی مسیح روی صلیب)

10:40.390 --> 10:45.021
‫پدرم با اون کار من رو برای روزِ برگزیده شدنم
‫آماده می‌کرد

10:45.021 --> 10:48.121
‫می‌دونی چیه؟ ما نیازی به اعترافت نداریم

10:48.121 --> 10:50.821
‫می‌دونیم چیکار کردی
‫و برای چی انجامش دادی

10:51.961 --> 10:54.801
‫فقط امیدوارم شبه‌نظامی‌های دهاتیت

10:54.801 --> 10:56.931
‫بتونن با خبرِ کلاهبردار بودنت کنار بیان

10:56.931 --> 10:59.601
‫چون پیروانِ پدرت به هیچ وجه نتونستن

11:00.701 --> 11:02.171
‫بیخیال

11:03.901 --> 11:06.791
‫اون واقعاً باور داره
‫توسط خدا برگزیده شده،

11:06.815 --> 11:09.741
‫پس کشتنِ رُز و ام
‫چه کمکی به رسالتش می‌کنه؟

11:09.741 --> 11:11.713
‫احتمالاً اونا رو قربانی می‌کرده

11:11.737 --> 11:14.211
‫تا ثابت کنه چقدر لایقِ برگزیده شدنه

11:14.211 --> 11:17.344
‫آره، ولی چرا باید برای انجام دادنش
‫با یه پروفسور انسان‌شناسی همکاری می‌کرد؟

11:17.368 --> 11:18.845
‫اگه می‌خواست دست‌هاش رو آلوده نکنه،

11:18.869 --> 11:20.421
‫چرا باید رُز رو انتخاب می‌کرد،

11:20.421 --> 11:22.191
‫کسی که باهاش ارتباط مستقیم داشت؟

11:22.191 --> 11:24.309
‫قصد داری وکالتش رو قبول کنی؟

11:24.333 --> 11:27.604
‫نه، نه. نه، اون دیوونه‌ست. شک ندارم

11:27.628 --> 11:29.261
‫ولی کنجکاوه

11:29.261 --> 11:31.441
‫تهدیداتش فقط متوجه احیاشده‌هاست،

11:31.465 --> 11:32.651
‫نه زن‌های جوان،

11:32.675 --> 11:35.101
‫پس نمی‌تونم انگیزه‌ی مناسبی براش پیدا کنم

11:35.101 --> 11:36.741
یارو اون توئه؟

11:37.341 --> 11:39.141
آره، آره. چیزی نیست. گرفتیمش

11:39.141 --> 11:40.911
‫گوش کن،

11:40.911 --> 11:43.081
‫به کمکت نیاز دارم

11:43.081 --> 11:45.681
‫تو در مقایسه با بیشتر معاون‌هامون
‫کارآگاه بهتری هستی

11:47.811 --> 11:49.281
‫بیشترشون؟

11:51.181 --> 11:52.963
‫تحقیق کن ببین پولِ بلین کجا رفته

12:04.771 --> 12:06.701
‫عجله کن

12:14.981 --> 12:16.444
‫سلام ام

12:16.861 --> 12:19.406
‫منم، رودی

12:20.251 --> 12:21.981
‫گفت مریضی و

12:22.821 --> 12:24.451
‫می‌خواستم ببینمت و مطمئن شم خوبی

12:24.451 --> 12:26.751
‫پس این پسریه که باهاش بودی؟

12:27.221 --> 12:28.861
‫چجور پسریه؟

12:29.291 --> 12:30.921
‫ام، من...

12:34.191 --> 12:35.861
‫هیچوقت قصد نداشتم این اتفاق بیفته

12:39.231 --> 12:40.871
‫اونا خانواده‌ام رو تهدید کردن

12:42.441 --> 12:44.071
‫شکنجه‌ام کردن

12:45.911 --> 12:47.341
‫و...

12:50.211 --> 12:51.851
‫من به اندازه‌ی کافی قوی نبودم

12:54.851 --> 12:56.609
‫یه چیزی هست که توی عمرم یاد گرفتم:

12:56.633 --> 12:59.521
‫مردها هرچی میگن که راضی‌ات کنن
‫دوباره قبولشون کنی،

12:59.521 --> 13:03.991
‫ولی به محض این که قبولشون کنی
‫دوباره قلبت رو می‌شکنن

13:05.091 --> 13:07.791
‫باید بپرسم، مارتا،

13:07.791 --> 13:09.431
‫چی باعث شد پسری رو انتخاب کنی

13:09.431 --> 13:11.801
‫که می‌تونست همچین کاری باهات بکنه؟

13:12.301 --> 13:14.401
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو ببخشی؟

13:15.541 --> 13:17.271
‫نیازی بهش نداری، عزیزکم

13:17.971 --> 13:19.411
‫الان من رو داری

14:11.121 --> 14:13.161
‫بذارید بیام بیرون!

14:13.931 --> 14:15.901
‫خواهش می‌کنم!
‫اون حالش خوش نیست!

14:22.871 --> 14:24.801
‫لطفاً دوباره ترکم نکن

14:25.641 --> 14:27.311
‫نمی‌دونم دیگه چی بهت بگم

14:27.311 --> 14:29.311
‫فقط کنترلش کن

14:29.311 --> 14:31.041
‫یه مشکل امنیتی پیش اومده

14:32.330 --> 14:35.381
‫یکی از اهالی هوادارِ احیاشده‌ها
‫دردسر درست می‌کنه

14:35.381 --> 14:37.351
‫بهش رسیدگی کنید!
‫و ازش درس عبرت بسازید.

14:37.351 --> 14:39.021
‫هر چقدر زودتر ببریمشون امبر پوینت بهتره

14:39.021 --> 14:40.491
‫امبر پوینت؟

14:40.491 --> 14:42.421
‫بالاتر از سطح دسترسی شماست، دکتر

14:43.961 --> 14:46.431
‫کن، باید من رو از اینجا ببری بیرون

14:47.091 --> 14:49.101
‫اینجا افتضاحه

14:49.101 --> 14:51.601
‫دارن یه بلایی سر احیاشده‌های دیگه میارن

14:51.601 --> 14:54.331
‫تمام روز صدای جیغ میاد

14:54.331 --> 14:55.641
‫با تو هم کاری کردن؟

14:55.641 --> 14:57.841
‫نه، بهم دست نزدن

14:58.101 --> 15:00.441
‫ولی خیلی می‌ترسم که هر لحظه این کارو بکنن

15:00.441 --> 15:02.041
‫نمی‌تونم تحملش کنم

15:02.041 --> 15:04.081
‫این کارو نمی‌کنن، قول میدم

15:05.081 --> 15:06.311
‫ما باهاشون معامله کردیم

15:06.311 --> 15:08.051
‫معامله؟

15:10.621 --> 15:12.191
‫پیچیده‌ست

15:14.021 --> 15:15.461
‫یادته،

15:16.061 --> 15:17.591
‫ما یه قولی به هم دادیم

15:18.961 --> 15:20.761
‫هیچ رازی از هم پنهان نکنیم

15:22.631 --> 15:27.331
‫ژنرال ازم خواست یه احیاشده رو
‫توی فیلم دوربین مداربسته شناسایی کنم

15:29.071 --> 15:31.071
‫اون مارتا سایپرس بود

15:32.371 --> 15:34.311
‫تو باعث شدی مارتا رو بگیرن؟

15:37.241 --> 15:38.711
‫اوه، کن

15:38.711 --> 15:40.581
اون بچه‌ست

15:40.581 --> 15:42.981
‫می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم

15:42.981 --> 15:45.351
‫گوش کن، گوش کن...

15:47.151 --> 15:50.621
‫شنیدم ژنرال با یه سرباز حرف می‌زد

15:50.621 --> 15:52.431
‫فکر کنم می‌خوان ما رو جابجا کنن

15:52.431 --> 15:54.061
‫جابجاتون کنن؟

15:55.461 --> 15:57.101
‫صبر کن ببینم

15:57.561 --> 16:02.341
‫من کلی کامیون و کانتینتر اون بیرون دیدم
‫که قبلاً اونجا نبودن

16:02.341 --> 16:05.111
‫اون داره آماده میشه یه کاری بکنه.
‫و به زودی آماده میشه.

16:06.271 --> 16:08.271
‫قول میدم از اینجا خلاصت می‌کنم، باشه؟

16:09.081 --> 16:12.751
‫هی، نگران نباش

16:15.681 --> 16:19.051
‫خب، اگه حق با ابراهیم باشه،
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.

16:19.051 --> 16:20.751
‫یعنی هرکسی توی واسا

16:20.751 --> 16:22.591
‫ممکنه رُز و خواهرت رو کشته باشه

16:22.591 --> 16:24.361
‫باور کن، می‌دونم

16:24.361 --> 16:26.161
‫ویسکی داریم بریزم توی این قهوه؟

16:29.731 --> 16:32.031
‫ببین، الان یکی رو بازداشت کردیم

16:32.031 --> 16:36.041
‫که ابزار، فرصت و مرضش رو داشته
‫که قتل‌ها رو مرتکب بشه

16:36.041 --> 16:37.671
‫نمیگم باید بلین رو آزاد کنیم

16:37.671 --> 16:39.441
‫فقط میگم باید مطمئن بشیم

16:39.441 --> 16:42.711
‫وگرنه ام و هر دختر دیگه‌ای
‫توی واسا در امان نیستن

16:44.341 --> 16:46.251
‫خیلی خب

16:46.251 --> 16:48.551
‫تا وقتی که می‌تونیم نگهش می‌داریم

16:48.551 --> 16:51.081
‫به تحقیق ادامه می‌دیم
‫تا مدارکی پیدا کنیم که

16:51.081 --> 16:53.513
‫یکی از دو حالت رو ثابت کنه،
‫ولی شرط می‌بندم کارِ بلینـه.

16:53.537 --> 16:55.361
‫وین! حروم‌زاده

16:56.861 --> 16:58.891
‫این به خاطر لو دادنِ خواهرم بود!

16:58.891 --> 17:01.062
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫- مرسی، فیتزی. عیب نداره

17:01.086 --> 17:03.161
‫چی می‌خوای؟

17:03.161 --> 17:05.101
‫حقم بود

17:05.101 --> 17:06.631
‫ولی باید به حرفم گوش بدید

17:06.631 --> 17:08.101
‫ژنرال مارتا رو پیدا کرده

17:08.101 --> 17:09.541
‫- چی؟ چطوری؟
‫- کجا؟

17:09.541 --> 17:11.101
‫ما مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

17:11.101 --> 17:12.911
‫دایان حرف‌های ژنرال رو شنیده

17:12.911 --> 17:15.081
‫اونا تمام احیاشده‌ها رو جابجا می‌کنن،
‫از جمله مارتا.

17:15.081 --> 17:19.151
‫باید اونا رو فراری بدیم،
‫وگرنه دیگه هرگز نمی‌بینیمشون.

17:19.872 --> 17:22.208
‫من ریورساید رو برای نگهداری
‫احیاشده‌ها انتخاب کردم

17:22.232 --> 17:26.551
‫چون بهترین امنیتِ تاکتیکی رو
‫بین تمام مراکز خالی در واسا داره

17:26.551 --> 17:28.591
‫فقط یه ورودی داره

17:28.591 --> 17:30.383
‫که به یه راه پله به زیر زمین ختم میشه

17:30.407 --> 17:31.721
‫یه گلوگاهه

17:31.721 --> 17:33.469
‫این تنها راه نجات دادن امـه

17:33.493 --> 17:35.531
‫تیکه تیکه شدنِ ما چه کمکی به خواهرت می‌کنه؟

17:35.531 --> 17:37.631
دست رو دست گذاشتن
چطوری نجاتش میده؟

17:37.631 --> 17:39.571
‫لطفاً تمرکز کنید!

17:41.731 --> 17:45.481
‫خیلی خب، اگه ژنرال قصد جابجایی
‫دسته‌جمعیِ احیاشده‌ها رو داره

17:45.505 --> 17:46.971
‫هیچ ریسکی نمی‌کنه

17:46.971 --> 17:50.441
‫پس جی‌پی، به پائول بلیک
‫توی سازمان حمل و نقل زنگ بزن

17:50.441 --> 17:51.779
‫بهش بگو می‌خوام بدونم

17:51.803 --> 17:55.451
‫اونا بزرگراه، راه‌آهن یا مسیرِ پروازی
‫برای خروج از واسا خالی کردن یا نه

17:55.451 --> 17:57.221
‫- خیلی خب. حله، رئیس
‫- بریم

17:57.221 --> 17:59.591
‫- هی، کلانتر!
‫- اینجا کمک لازم دارم!

18:00.491 --> 18:02.591
‫اونا فقط یه مشت بُزدل!

18:02.591 --> 18:05.691
‫فقط قلدرهایی هستن که
‫پشتِ لباس نظامی قایم شدن

18:05.691 --> 18:07.131
‫صد بار دیدمش

18:07.131 --> 18:08.731
‫- چی شده؟
‫- جریان چیه؟

18:08.731 --> 18:10.931
‫اون رفته ریورساید دوستش رو پیدا کنه

18:10.931 --> 18:13.601
‫و اونا با تفنگ زدن توی سرش
‫و انداختنش نزدیک مِیخونه‌ام!

18:13.601 --> 18:16.804
‫بعد از اون همه مرگ و ویرانی
‫چی نصیبمون شده؟

18:16.828 --> 18:19.691
‫به خاطر همین از ارتش خارج شدم
‫تا به جای مرگ روی زندگی تمرکز کنم

18:19.715 --> 18:21.711
‫لستر، آروم باش. سکته می‌کنی‌ها!

18:22.411 --> 18:24.103
‫واندا نخواست از مرگ برگرده

18:24.127 --> 18:25.851
‫ولی داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

18:26.611 --> 18:29.021
‫حتی بعد از دست دادن
‫بیمه‌ی تأمین اجتماعیش

18:29.021 --> 18:30.681
‫من هر کاری می‌تونستم
‫برای کمک بهش کردم

18:30.681 --> 18:32.691
‫ولی برای تو مهم نبود، کلانتر!

18:33.091 --> 18:35.821
‫همه‌تون به خاطرِ سنمون
‫ما رو نادیده گرفتید

18:38.691 --> 18:40.891
‫ما هنوز سال‌های خوبی پیش رو داریم!

18:43.001 --> 18:46.371
‫عه، بذار برای چشمت یکم یخ بیارم

18:46.371 --> 18:48.801
‫خودت رو اذیت نکن. نشان افتخاره

18:49.871 --> 18:51.971
‫ببین می‌تونی قانعش کنی بره بیمارستان

18:51.971 --> 18:53.841
‫زخمش بد به نظر میاد.
‫باید بره معاینه شه.

18:53.841 --> 18:58.811
‫نه، نه، نه. اون بهای دفاع کردن
‫از مردمِ این شهره

18:58.811 --> 19:00.951
‫کاری که تو به خودت زحمت نمی‌دادی انجام بدی

19:00.951 --> 19:04.151
‫تا این که فهمیدی مارتا یکی از اونا بوده

19:05.121 --> 19:08.991
‫این رهبری نیست. این بُزدلیه

19:10.161 --> 19:12.661
‫درست مثل مردی که اون کارو با لستر کرد

19:17.561 --> 19:20.701
‫هر احیاشده‌ای که آزاد شد،
‫بفرستش پیش من.

19:21.531 --> 19:23.496
‫می‌تونم از واسا خارجشون کنم

19:23.520 --> 19:25.441
‫از طریق تونل‌های قاچاق قدیمی زیر مِیخونه

19:29.511 --> 19:31.641
‫خیلی خب، پس بلین راست می‌گفته

19:31.641 --> 19:33.511
‫اون پولش رو اهدا کرده

19:33.511 --> 19:35.251
‫- به کی؟
‫- به شما

19:35.251 --> 19:39.091
‫خب، در اصل به اداره‌ی پلیس
‫به عنوان پاداشی برای پیدا کردن قاتل رُز

19:39.821 --> 19:42.991
‫صبر کن ببینم، بلین اون پاداش ناشناس رو
‫برای رُز داده بود؟

19:42.991 --> 19:45.791
‫- اون...
‫- پنجاه هزار دلار بود. آره

19:48.231 --> 19:50.731
‫خب، اون پول هیچوقت به دستمون نرسید.
‫وقتی جسی فرار کرد پسش گرفتن

19:50.731 --> 19:54.031
‫بعدش به صندوق زنانِ بومی گُمشده
‫و کشته شده منتقل شد

19:56.641 --> 19:59.611
‫گمونم ممکنه از روی عذاب وجدان
‫اهداش کرده باشه

20:00.111 --> 20:01.511
‫فکر نکنم اینطور بوده باشه

20:01.511 --> 20:03.202
‫دینا، اون نمی‌تونه آزاد شه

20:03.226 --> 20:04.911
‫باید یه مدرکی علیه‌اش پیدا کنی

20:06.681 --> 20:08.111
‫کاری رو که شروع کردی تموم کن

20:25.301 --> 20:27.201
‫من دارم میرم

20:33.211 --> 20:36.181
‫هی، من یه خبرنگارم

20:36.181 --> 20:38.781
‫اطلاعاتم رو از هر منبع موثقی می‌گیرم

20:39.281 --> 20:41.032
‫آره، خب من یه دانشمندم

20:41.056 --> 20:43.981
‫نباید توی کتاب‌های مذهبی دنبال جواب بگردم

20:45.081 --> 20:47.321
‫کی گفته؟

20:47.321 --> 20:50.121
‫مُرده‌ها زنده شدن، دکتر.
‫مطمئنم دیگه هیچ قانونی نیست.

20:52.261 --> 20:54.891
‫می‌دونی، من و رُز همیشه می‌گفتیم

20:54.891 --> 20:58.701
‫که روح هرکی که اول بمیره برمی‌گرده
‫و اون یکی رو اذیت می‌کنه

20:58.701 --> 21:00.571
‫فقط برای این که ثابت کنیم
‫زندگیِ پس از مرگ هست

21:02.071 --> 21:04.801
‫مثل هری هودینی و مادرش

21:05.971 --> 21:07.741
‫دقیقاً

21:09.641 --> 21:11.641
‫ازش خبری نداری؟

21:15.281 --> 21:17.281
‫هنوز نه

21:18.621 --> 21:20.251
‫ولی دعا می‌کنم ازش خبری بشه

21:24.691 --> 21:26.161
‫توی تفکر و تعمقت موفق باشی

21:43.941 --> 21:46.351
‫دینا، من اصلاً نمی‌دونم
‫اینجا دنبال چی می‌گردم

21:46.351 --> 21:49.351
‫همش فقط نقشه‌هاش برای حمله
‫به دروازه‌های ریورسایده

21:49.351 --> 21:52.051
‫ولی اگه از من بپرسی
‫نقشه‌ی چندان جالبی هم نیست

21:52.051 --> 21:54.851
‫باید اینجا یه چیزی در مورد رُز یا خواهرم باشه

22:18.041 --> 22:22.221
‫اوه. اون اولین قاتلی نمیشه
‫که از جرائمش فیلم می‌گیره

22:28.891 --> 22:30.761
‫ازم دورش کن

22:35.231 --> 22:36.731
‫این مالِ من نیست

22:40.201 --> 22:41.831
‫این مالِ من نیست

22:55.981 --> 22:57.921
‫خدایا

22:57.921 --> 22:59.751
‫پس واندا پیترسون اینجوری مُرده

23:00.921 --> 23:03.091
‫اون راهی برای کشتنِ احیاشده‌ها پیدا کرده

23:03.091 --> 23:05.791
‫به نظر میاد اون نور چیزیه که کشتش

23:05.791 --> 23:08.091
‫نه. نه، اون...

23:08.091 --> 23:11.431
‫من منبع نور رو دیدم.
‫اون یه مخلوق یا موجوده.

23:11.431 --> 23:13.401
‫بلند و لاغر مثل...

23:13.401 --> 23:14.931
‫مثل یه شبح، ولی اون نمی‌کشت

23:15.401 --> 23:17.301
‫منظورت چیه؟ یه جور موجود فضایی؟

23:17.301 --> 23:19.071
‫نمی‌دونم کلانتر، نمی‌دونم

23:19.071 --> 23:21.441
‫ولی دیدم که دوستِ کوپر، جردن رو لمس کرد،

23:21.441 --> 23:24.570
‫و همچین اتفاقی نیفتاد.
‫اون در آرامش به سمتش رفت

23:24.594 --> 23:26.751
‫و بعدش یهو ناپدید شد

23:26.751 --> 23:29.721
‫آره، کوپر هم همین رو گفت،
‫ولی با عقل جور در نمیاد

23:29.721 --> 23:32.791
‫چون اگه اتفاقی که برای واندا افتاد
‫برای جردن هم افتاده باشه...

23:32.791 --> 23:34.791
‫اینطور نیست، دینا. باور کن

23:34.791 --> 23:36.891
‫آدم‌ها همینجوری ناپدید نمیشن

23:36.891 --> 23:38.761
‫توی اون فیلم همچین اتفاقی نیفتاد

23:38.761 --> 23:40.831
‫خب، شاید موجودی که تو دیدی

23:40.831 --> 23:43.131
‫با موجود توی فیلم فرق می‌کنه

23:44.801 --> 23:47.331
‫شاید. قطعاً یه حالتِ ماورایی داشت

23:47.331 --> 23:49.841
‫چیزی که نمیشه با کلمات وصفش کرد. من...

23:51.271 --> 23:52.771
‫تو باید بهمون جواب بدی،

23:52.771 --> 23:54.411
‫نه این که موجودات فضایی رو اضافه کنی

23:54.411 --> 23:56.227
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

23:56.251 --> 23:58.688
‫و فکر می‌کنید هر روز احساس نمی‌کنم
‫همه‌تون رو ناامید کردم؟

23:58.712 --> 24:02.775
‫که شاید ام و دایان و واندا همه در امان بودن

24:02.799 --> 24:05.021
‫اگه من می‌فهمیدم
‫توی روز احیا چه اتفاقی افتاده؟

24:05.021 --> 24:06.988
‫که شاید همه‌تون اوضاع بهتری داشتید

24:07.012 --> 24:09.791
‫اگه من اصرار نکرده بودم مأمور
‫مرکز مبارزه با بیماری‌ها توی واسا باشم؟

24:10.221 --> 24:12.061
‫خب، با این وجود،

24:12.061 --> 24:14.991
‫زمان داره می‌گذره و حالا دوتا مشکل داریم

24:14.991 --> 24:17.001
‫بلین قصد داره وارد ریورساید بشه

24:17.231 --> 24:19.901
‫می‌خواد از اون موجود برای کشتن
‫تمام احیاشده‌ها استفاده کنه

24:19.901 --> 24:23.171
‫اون رو فرشته‌ی خودش می‌دونست،
‫ولی بهم گفت از دستش داده.

24:23.171 --> 24:25.071
‫خب، این چیز خوبی به نظر میاد، مگه نه؟

24:25.071 --> 24:26.471
‫می‌دونم ژنرال چه برنامه‌ای داره

24:31.011 --> 24:33.081
‫فردا ساعت ۱۷

24:33.081 --> 24:38.351
‫سازمان حمل و نقل یه لاین از بزرگراه ۵۱ شمالی رو
‫به سمتِ راه‌آهن فاکس ولی مسدود می‌کنه

24:38.351 --> 24:40.391
‫یه خط متروکه هست

24:40.391 --> 24:42.891
‫که به اسکله‌ی دریاچه سوپریور می‌رسه

24:42.891 --> 24:46.291
‫پس اون قراره احیاشده‌ها رو
‫با کامیون تا خط آهن ببره

24:46.291 --> 24:49.161
‫و بعدش اونا رو سوار یه کشتی
‫به مقصد نامعلوم بکنه

24:49.161 --> 24:51.501
‫دایان بهم گفته بود که حدس می‌زنه

24:51.501 --> 24:53.771
‫قصد دارن به زودی احیاشده‌ها رو جابجا کنن

24:54.331 --> 24:56.241
‫و حالا که می‌دونیم چه نقشه‌ای داره،

24:56.241 --> 24:57.901
‫فقط کافیه جلوش رو بگیریم

24:57.901 --> 24:59.371
‫نه

24:59.371 --> 25:01.011
‫مجبورش می‌کنیم یه نقشه‌ی جدید بکشه

25:01.541 --> 25:03.181
‫نقشه‌ای که برای ما مناسب باشه

25:23.101 --> 25:25.231
‫سلام، مارتا

25:26.601 --> 25:29.441
‫درک می‌کنم که الان شرایط سختی داری

25:29.941 --> 25:31.571
‫حالا ببین کی اینجاست

25:33.811 --> 25:35.441
‫فقط اومدم حرف بزنیم

25:36.681 --> 25:39.451
‫بهت دست نمی‌زنم و اذیتت نمی‌کنم

25:40.151 --> 25:42.875
‫با یه مرد متأهل رابطه داشتی

25:42.899 --> 25:44.951
‫وقتی که زنش تحت درمان سرطان بود

25:44.951 --> 25:46.621
‫مارتا، من تو رو بهتر از این بزرگ کردم

25:46.621 --> 25:50.021
‫متأسفم. خیلی...

25:50.021 --> 25:52.561
‫خیلی متأسفم

25:52.561 --> 25:54.637
‫می‌تونی بهم بگی دور و برت چه خبره؟

25:54.661 --> 25:56.001
‫شاید برای همین کشته شدی

25:56.001 --> 25:57.848
‫به عنوان مجازات برای خراب کردن

25:57.872 --> 26:00.768
‫- زندگیِ مشترک یه زن مریض و علیل
‫- اینجوری نگو

26:00.792 --> 26:03.001
‫خوب شد من توی اون تصادف مُردم

26:03.001 --> 26:05.231
‫اگه انقدر زنده می‌موندم
‫که ببینم خونه‌خراب‌کن شدی،

26:05.255 --> 26:07.041
‫- شاید خودکشی می‌کردم
‫- مامان!

26:07.041 --> 26:08.671
‫پاتریشا سایپرس

26:10.081 --> 26:12.011
‫ولی همه پتی صداش می‌کردن، درسته؟

26:14.011 --> 26:15.651
‫تو هم می‌بینیش؟

26:17.821 --> 26:19.591
‫مارتا، مادرت توی اتاقه؟

26:21.751 --> 26:23.561
‫آره

26:24.021 --> 26:26.561
‫تو داری گُسست از واقعیت رو تجربه می‌کنی

26:27.831 --> 26:30.131
‫احتمالاً در اثر استرسه

26:31.061 --> 26:32.831
‫ولی ببین،

26:32.831 --> 26:34.471
‫من اینجام که کمکت کنم، باشه؟

26:34.871 --> 26:36.971
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاد؟

26:38.071 --> 26:39.741
‫نه

26:39.741 --> 26:41.441
‫دوست داری بهم بگی؟

26:47.881 --> 26:51.621
‫دینا توی مِیخونه‌ی نلا دعوا کرد

26:51.621 --> 26:54.591
‫چون یکی از اهالیِ شهر به خاطر
‫پرونده‌ی بلک‌دیر اذیتش می‌کرد

26:54.591 --> 26:57.191
‫- بس کن، مارتا!
‫- اون داستان برای خانواده‌ی ماست

26:57.191 --> 26:58.291
‫- بعدش...
‫- فقط خانواده‌ی ما

26:58.291 --> 26:59.952
‫و مامانم به بابام زنگ زد

26:59.976 --> 27:01.791
‫چون دوست نداشت توی
‫زمستون رانندگی کنه،

27:01.791 --> 27:03.361
‫- ولی بابام نرفت دنبالش
‫- بس کن!

27:03.361 --> 27:04.701
‫مارتا، به من نگاه کن
‫با من حرف بزن، باشه؟

27:04.701 --> 27:06.101
‫- واسه همین من رانندگی کردم
‫- مارتا، بس کن

27:06.101 --> 27:07.971
‫- و وقتی داشتم رانندگی می‌کردم...
‫- نه!

27:07.971 --> 27:09.801
‫- یه گوزن...

27:09.801 --> 27:11.671
‫- یهویی جلوم در اومد
‫- نــه!

27:11.671 --> 27:14.171
‫همش تقصیرِ من بود!

27:14.171 --> 27:16.581
‫و همش تقصیرِ من بود!

27:18.241 --> 27:20.081
‫همش تقصیرِ من بود!

27:20.081 --> 27:22.781
‫- خیلی متأسفم، مامان
‫- وقت تمومه

27:22.781 --> 27:24.621
‫یعنی چی؟ اون خیلی پریشون احواله

27:24.621 --> 27:26.521
‫انقدر حالش خوشه که بتونه
‫به دستورات عمل کنه

27:26.521 --> 27:28.689
‫- اون هنوز خیلی آسیب‌پذیره...
‫- این تنها چیزیه که لازم دارم

27:28.713 --> 27:30.021
‫مارتا، نه!

27:30.021 --> 27:32.191
‫نه! مارتا! تو اینجوری نیستی

27:33.831 --> 27:36.131
‫مارتا...

27:36.131 --> 27:39.171
‫می‌دونم که توی زندگیت
‫خیلی داغ از دست دادن دیدی،

27:40.101 --> 27:42.741
‫ولی این فقط اون احساساتت رو بدتر می‌کنه

27:45.141 --> 27:46.771
‫خواهش می‌کنم

27:48.041 --> 27:49.841
‫ولش کن

28:10.331 --> 28:11.961
‫دیدی، مامان؟

28:13.171 --> 28:15.071
‫من مارتایی هستم که بزرگ کردی

28:16.341 --> 28:17.971
‫کارِ درست رو انجام دادم

28:31.381 --> 28:33.021
‫مامان؟

28:34.321 --> 28:36.121
‫ژنرال کیل!

28:36.621 --> 28:38.891
‫یه پیام فوری برای ژنرال کیل دارم

28:38.891 --> 28:40.031
‫یواش، یواش!

28:40.031 --> 28:41.891
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست...

28:42.191 --> 28:44.861
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست
‫که قراره فردا

28:44.861 --> 28:46.631
‫- به ریورساید حمله کنن
‫- خودمون ردیفش می‌کنیم

28:46.631 --> 28:48.602
‫و یه راهی برای کشتن احیاشده‌ها پیدا کردن

28:48.626 --> 28:50.241
‫- برو بیرون. برو!
‫- به حرفم گوش بدید!

28:50.241 --> 28:52.041
‫اونا می‌خوان احیاشده‌ها رو بکشن

29:05.221 --> 29:07.151
‫کارلا

29:07.151 --> 29:09.421
‫ابراهیم. کجا بودی؟

29:09.421 --> 29:13.491
‫می‌خوام بهم بگی ژنرال قصد داره
‫کِی احیاشده‌ها رو جابجا کنه؟

29:13.491 --> 29:15.431
‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشم

29:15.431 --> 29:17.101
‫قبلاً درگیر شدی

29:17.731 --> 29:19.601
‫ما برای این کار به اینجا نیومدیم

29:21.771 --> 29:23.971
‫می‌دونم. برای همین سعی دارم درستش کنم

29:23.971 --> 29:26.671
‫و برای همین بهت فرصتی میدم
‫که درستش کنی

29:32.881 --> 29:34.981
‫اون ماجرای نقشه‌ی بلین رو شنیده

29:35.751 --> 29:38.781
‫سپیده‌دم جابجاشون می‌کنه.
‫و ابراهیم،

29:40.421 --> 29:42.761
‫اونا رو به یه مرکزِ سرّی می‌برن

29:45.691 --> 29:47.261
‫نه، همچین کاری نمی‌کنن

29:50.501 --> 29:52.101
‫می‌خوام اینا رو به احیاشده‌ها بدی

29:53.201 --> 29:55.401
‫توی این شیشه‌ها چی هست؟

29:57.001 --> 29:59.141
‫فقط آبه

30:06.311 --> 30:07.556
‫اگه بتونیم انجامش بدیم،
‫جی‌پی و نلا

30:07.580 --> 30:10.281
‫جی‌پی و نلا برای عبور از مرز
‫به هر کمکی نیاز پیدا می‌کنن،

30:10.281 --> 30:11.981
‫پس، این رو بگیر

30:14.321 --> 30:16.521
‫همیشه مرکزِ بدن رو هدف بگیر

30:17.061 --> 30:19.231
‫می‌دونی، وقتی دکتر شدم
‫هرگز تصور نمی‌کردم

30:19.231 --> 30:22.031
‫پرونده‌های قتل حل کنم
‫و نقشه‌ی نجات بکشم

30:24.431 --> 30:26.071
‫گوش کن،

30:27.401 --> 30:29.901
‫تو جونِ خواهرم رو نجات دادی، پس،

30:29.901 --> 30:31.971
‫شاید برای این نیومده باشی اینجا، ولی

30:33.141 --> 30:34.771
‫برای من چیزیه که بیشتر از هر چیزی مهمه

30:37.241 --> 30:39.851
‫مرسی. عه...

30:39.851 --> 30:41.411
‫- باشه، خب...
‫- میرم مغازه‌ی نلا

30:41.411 --> 30:43.481
‫آره

30:44.521 --> 30:47.921
‫اینا تمام مواد منفجره‌ایه
‫که توی اداره داریم، خب؟

30:49.391 --> 30:51.991
‫پس از جنگل و پوشش شب استفاده می‌کنیم

30:51.991 --> 30:53.991
‫تا بیرون مستقر بشیم

30:53.991 --> 30:57.461
‫جی‌پی و راجرز توی محوطه‌ی شمالی مستقر میشن

30:57.461 --> 30:59.771
‫همه‌ی اینا رو همزمان منفجر می‌کنن

30:59.771 --> 31:02.801
‫تا ژنرال فکر کنه شبه‌نظامیان بلین حمله کردن

31:02.801 --> 31:05.501
‫دینا، من و تو و کن
‫قراره اون طرف باشیم

31:05.501 --> 31:07.511
‫از قطعه‌ی پشتی وارد می‌شیم،

31:07.511 --> 31:10.141
‫ترتیبِ کارها رو می‌دیم

31:11.281 --> 31:14.781
‫ببین، می‌دونم توی محافظت از این شهر گند زدم

31:14.781 --> 31:16.321
‫و این رو قبول می‌کنم

31:16.321 --> 31:18.021
‫این فرصتِ من برای درست کردنشه

31:20.091 --> 31:21.721
‫پس، بیا انجامش بدیم، خب؟

31:22.221 --> 31:24.091
‫بیا بریم عزیزهامون رو نجات بدیم

31:28.331 --> 31:30.461
‫خیلی خب، ردیفش می‌کنم

31:36.171 --> 31:38.801
‫فرشته! نگاه کنید!

31:38.801 --> 31:41.311
‫- آره، آره
‫- دیدید، آقای ایبل راست می‌گفت

31:41.311 --> 31:43.041
‫یکی دیگه داره میاد

31:43.511 --> 31:45.141
‫سرِ جاهاتون مستقر شید!

31:47.911 --> 31:49.111
‫خیلی خوشگله

31:56.061 --> 31:57.661
وای!

32:04.465 --> 32:05.837
‫بالأخره تشریف آوردی!

32:05.861 --> 32:08.471
‫این رو برات آوردم

32:09.741 --> 32:11.471
‫یه ساندویچ

32:12.001 --> 32:13.932
‫ممنون...

32:13.956 --> 32:17.611
‫لطف کردی. یه جورایی فکر می‌کردم
‫همه من رو اینجا ول کردن

32:18.911 --> 32:21.851
‫آره، خب، من سؤالاتِ بیشتری ازت دارم، بلین

32:21.851 --> 32:23.881
‫- عه...
‫- باشه

32:23.881 --> 32:26.551
‫تو گفتی که توی شب احیا،

32:26.551 --> 32:29.321
‫لستر میجک خبرت کرد
‫که یه ماشین رو یدک بکشی

32:29.321 --> 32:32.159
‫همون شب اون نور زرد رو دیدی
‫که به آسمون تابید

32:32.183 --> 32:36.601
‫و همون شب ام سایپرس رو روی پل دیدی

32:38.801 --> 32:41.871
‫من قبلش ام رو روی پل دیدم

32:41.871 --> 32:43.701
‫درسته؟ رفتم ماشینه رو یدک بکشم،

32:43.701 --> 32:45.741
‫- نور رو دیدم...
‫- آره

32:45.741 --> 32:47.771
‫و بعدش وقتی برگشتم،
‫نور از بین رفته بود،

32:47.771 --> 32:50.441
‫ولی ام دیگه روی پل نبود.
‫فقط وسایلش اونجا بود.

32:51.381 --> 32:52.641
‫ام روی پل نبود

32:53.281 --> 32:57.081
‫وقتی که نور زرد به آسمون تابید
‫ام سایپرس اونجا نبود

32:57.081 --> 32:59.391
‫می‌دونی، من آب مور کریک رو مطالعه می‌کردم

32:59.391 --> 33:04.149
‫اون ویژگی‌های خاصی داره که مخصوصاً
‫برای شفا دادن احیاشده‌ها طراحی شده

33:04.173 --> 33:06.652
‫به احیاشده‌ها کمک می‌کنه،
‫مخصوصاً به ام سایپرس.

33:06.676 --> 33:09.931
‫من رسماً دیدم که اون رو به زندگی برگردونده
‫و اگه اینطور باشه،

33:09.931 --> 33:12.901
‫اگه ام سایپرس به آب ربط داره،

33:12.901 --> 33:15.701
‫این یعنی اون به قتل رسیده

33:17.841 --> 33:19.471
‫که یعنی این که...

33:20.541 --> 33:23.043
‫مرگِ ام باعث وقوع روز احیا شده

33:23.811 --> 33:25.311
‫اون چی؟

33:25.311 --> 33:26.797
‫- متأسفم برادر، باشه؟
‫- هی، هی!

33:26.821 --> 33:28.481
‫- این کار به نفع همه‌ست
‫- هی، هی، هی!

33:28.481 --> 33:30.321
‫- باشه؟
‫- آره

33:30.321 --> 33:31.921
‫- خیلی خب، هی!
‫- من از اینجا میرم بیرون!

33:31.921 --> 33:35.021
‫نه! برو عقب!
‫هرکی جُم بخوره، دکتر می‌میره.

33:35.921 --> 33:37.921
‫وقتِ بیدار شدنه

33:43.061 --> 33:44.601
‫امروز داروت رو زودتر مصرف می‌کنی

33:44.601 --> 33:46.101
‫چون داریم می‌ریم یه اردوی کوچیک

33:46.101 --> 33:49.027
‫من هیچ جا نمیرم و هیچی مصرف نمی‌کنم

33:49.051 --> 33:51.601
‫تا بتونم ام سایپرس رو ببینم
‫و مطمئن شم حالش خوبه

33:51.601 --> 33:53.741
‫پس حالا تو رئیسی؟

33:54.841 --> 33:56.611
‫هی، هی! بیا عقب

33:56.611 --> 33:58.541
‫بذار من باهاش حرف بزنم

33:58.541 --> 34:01.051
‫گفتم خودم ردیفش می‌کنم.
‫بهمون یکم فضا بده.

34:08.422 --> 34:10.561
‫این قراره حس دیگه‌ای بده
‫ولی باید عینِ قبل رفتار کنی

34:10.561 --> 34:12.091
‫باشه؟

34:12.091 --> 34:13.791
‫تنها راه نجات دادن امـه

34:13.791 --> 34:15.431
‫عجله کن!

34:16.661 --> 34:19.061
‫حالا، درست رفتار می‌کنی، درسته؟

34:22.131 --> 34:24.841
‫کمک توی راهه. به بقیه خبر بده

34:39.491 --> 34:41.651
‫خیلی خب، می‌دونید باید چیکار کنید! بریم!

34:41.651 --> 34:44.491
‫توی یه ردیف، بدون حرف زدن،
‫همونطور که بهتون گفته شد.

34:44.991 --> 34:47.261
‫- ما رو کجا می‌برن؟
‫- می‌خوان چیکار کنن؟

34:47.861 --> 34:50.213
‫با علامتِ من نگهبان‌ها رو می‌کشیم.
‫به بقیه خبر بده.

34:51.461 --> 34:53.501
‫دخلشون رو میاریم.
‫منتظرِ علامتم باش.

34:53.501 --> 34:55.071
‫از شیب‌راهه بالا برید. بچرخید

34:55.071 --> 34:57.041
‫از شیب‌راهه برید توی کامیون. بجنبید

34:57.901 --> 34:59.771
‫توی یه ردیف

34:59.841 --> 35:01.771
‫یالا، یالا

35:01.771 --> 35:03.641
‫چی بود؟

35:05.011 --> 35:08.111
‫همه برن توی کامیون!
‫ببریدشون توی کامیون!

35:08.111 --> 35:11.234
‫هی! شما دوتا! برید یه جا
‫برای دیده‌بانی پیدا کنید. یالا!

35:11.981 --> 35:14.091
‫فرماندهی، آلفا ۲ صحبت می‌کنه.
‫وضعیتِ قرمز.

35:14.091 --> 35:16.161
‫تکرار می‌کنم وضعیت قرمزه

35:16.161 --> 35:18.721
‫نیروهای دشمن دارن بهمون نزدیک میشن

35:19.421 --> 35:22.491
‫یه ارتش شبه‌نظامی کوچیک
‫از شمال شرقی نزدیک میشه. تمام

35:22.491 --> 35:24.261
‫بریم! یالا!

35:29.701 --> 35:31.801
‫حالا! بجنگید!

35:31.801 --> 35:33.611
‫یالا! یالا! دخلشون رو بیارید! آره

35:40.481 --> 35:43.151
‫اگه جُم بخوری جمجمه‌ات رو سوراخ می‌کنم

36:01.871 --> 36:03.601
‫تو کی هستی؟

36:03.601 --> 36:04.788
‫خواهرت من رو فرستاد

36:04.812 --> 36:07.241
‫باید همین الان بریم.
‫نگهبان‌ها دارن میان.

36:15.511 --> 36:16.951
‫زود باش

36:25.791 --> 36:27.291
‫ام کجاست؟

36:27.291 --> 36:28.731
‫اینجا نیست. هنوز داخله

36:28.731 --> 36:30.522
‫باید برگردیم داخل و بیاریمش!

36:30.546 --> 36:32.649
‫وقت نداریم! هر لحظه
‫ممکنه از در بیان بیرون!

36:32.673 --> 36:34.131
‫نمی‌تونیم اون رو اینجا ول کنیم!

36:34.131 --> 36:36.771
‫باید یه راهی برای بیرون آوردنش
‫از اونجا پیدا کنیم

36:36.771 --> 36:38.601
‫اوه، نه، نه، نه

36:38.601 --> 36:39.771
‫ما که فلنگ رو می‌بندیم. بریم

36:39.771 --> 36:42.071
‫دیلیش! داری کدوم گوری میری؟

36:42.071 --> 36:44.911
‫اون فقط به خاطرِ تو اون توئه!

36:46.781 --> 36:48.540
‫تو بودی که فرماندار رو خبر کردی

36:48.564 --> 36:50.221
‫کن

36:50.221 --> 36:51.621
‫تو بودی که زنم رو زندانی کردی

36:52.051 --> 36:55.651
‫تو تمام این گندکاری‌ها رو شروع کردی، وین،
‫نه من!

36:55.651 --> 36:56.715
‫نه، بابا!

36:56.739 --> 37:00.135
‫خدایا! شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید

37:00.159 --> 37:01.553
‫و حالا به جونِ هم افتادید

37:01.577 --> 37:03.901
‫وقتی که بیشتر از همیشه بهم نیاز داریم.
‫چه اتفاقی افتاد؟!

37:03.901 --> 37:05.901
‫اتفاقی که افتاد

37:05.901 --> 37:07.831
‫اینه که وین سایپرس خونه‌خراب‌کنه

37:07.831 --> 37:09.231
‫کن، خواهش می‌کنم

37:09.231 --> 37:11.541
‫وقتی پتی مُرد،

37:11.541 --> 37:14.271
‫ازش بپرس چرا به تماس نلا
‫از مِیخونه جواب نداد

37:14.271 --> 37:16.141
‫چرا نیومد دنبالت

37:18.941 --> 37:20.581
‫ازش بپرس کجا بود!

37:27.691 --> 37:29.121
‫خیلی متأسفم، دینا

37:32.121 --> 37:33.261
‫دینا

37:33.261 --> 37:35.131
‫نگهش دار برای دفتر خاطراتت

37:35.661 --> 37:37.964
‫بچه‌ها، باید همین الان بریم

37:37.988 --> 37:39.177
‫باید بریم

37:39.201 --> 37:42.001
‫احیاشده‌ها رو ببرید مِیخونه‌ی نلا

37:42.001 --> 37:44.041
ام چی؟ نمی‌تونم بدونِ اون برم

37:44.846 --> 37:46.097
‫من ام رو پیدا می‌کنم

37:46.121 --> 37:47.971
‫ولی اونا الان بهت نیاز دارن.
‫به کمکت نیاز دارن. برو.

37:48.871 --> 37:50.511
‫برو!

37:51.781 --> 37:53.051
‫- دینا
‫- نه!

37:54.681 --> 37:56.581
‫- الان نه
‫- امنه!

37:56.581 --> 37:58.021
‫باید بریم! باید بریم!

38:30.321 --> 38:32.561
‫ببین، دینا، من و مادرت جدا شده بودیم

38:32.585 --> 38:34.351
‫نمی‌خوام... اصلاً حرفشم نزن...

38:47.231 --> 38:48.871
‫چطور تونستی بهم نگی؟

38:54.341 --> 38:58.081
‫خب، آخه گفتن بهت چه فایده‌ای داشت؟

39:04.421 --> 39:06.851
‫من دو ساله که...

39:07.321 --> 39:09.321
‫خودم رو به خاطر مرگِ مامان سرزنش می‌کنم

39:10.621 --> 39:14.311
‫ام توی دو سال گذشته خودش رو
‫به خاطر تصادف مقصر می‌دونست

39:14.335 --> 39:16.104
‫و تو میگی چه فایده‌ای داشت؟!

39:23.201 --> 39:25.401
‫عزیزم، این که من با دایان بودم

39:25.401 --> 39:27.557
‫باعث نشد یه گوزن جلوتون در بیاد

39:27.581 --> 39:28.911
‫باید تو می‌بودی

39:47.991 --> 39:49.691
‫این کیه هی زنگ می‌زنه؟

39:49.691 --> 39:51.331
‫لستره

39:52.101 --> 39:53.601
‫باید روی پیدا کردن ام تمرکز کنیم

39:55.701 --> 39:58.641
‫یه نقشه لازم داریم

39:58.641 --> 40:03.611
‫جی‌پی و نلا توی مرز هستن
‫و احیاشده‌ها رو خارج می‌کنن و...

40:05.181 --> 40:09.011
‫کیل ارتباطات رو شنود می‌کنه، پس حتی
‫اگه می‌دونستم به کی می‌تونم اعتماد کنم

40:09.011 --> 40:11.081
‫نمی‌تونیم باهاش تماس بگیریم.
‫پس چیکار کنیم؟

40:12.681 --> 40:14.955
‫خب، فقط جوابش رو بده. جواب بده

40:14.979 --> 40:17.021
‫الان گفتی ژنرال ارتباطاتِ ما رو شنود می‌کنه

40:17.021 --> 40:19.461
‫اگه لستره، فقط زنگ زده
‫در مورد یه چیزی غر بزنه

40:19.461 --> 40:20.691
‫مگه مهمه؟

40:22.631 --> 40:24.061
‫چی می‌خوای، لستر؟

40:24.501 --> 40:26.101
‫خب، حتماً

40:26.431 --> 40:29.201
من الان توی این هوای خنک و عالی

40:29.201 --> 40:32.601
‫توی ملکِ خودم سرم به کارِ خودمه،

40:32.601 --> 40:37.111
‫و یهویی چندتا متجاوز پیداشون شد
‫که باید بهشون رسیدگی شه

40:37.111 --> 40:39.481
‫متجاوز؟ واقعاً؟ من برای این چیزها وقت ندارم

40:39.481 --> 40:40.814
‫نه. نه، نه، آقا

40:40.838 --> 40:42.816
‫اینا فقط یه عده نیستن که
‫دارن اینجا پرسه می‌زنن

40:44.351 --> 40:46.121
‫اونا اسلحه دارن!

40:46.121 --> 40:48.154
‫فکر کنم شاید تروریست‌های داخلی باشن

40:48.491 --> 40:50.091
‫پس به اداره زنگ بزن

40:50.091 --> 40:52.121
‫قبلاً بهشون زنگ زدم

40:52.121 --> 40:53.952
‫خب، پس مطمئنم روش کار می‌کنن، باشه؟
‫خدافظ.

40:53.976 --> 40:55.191
‫نه، نه، نه! قطع نکن!

40:55.191 --> 40:56.901
‫اونا یه دختر دارن!

40:56.901 --> 40:58.631
‫منظورت از دختر چیه؟

40:58.631 --> 41:02.669
‫نمی‌دونم، فقط مدام از یه دختر حرف می‌زنن

41:02.693 --> 41:04.901
‫و این که باید با دختره چیکار کنن و...

41:04.925 --> 41:06.371
‫کجایی؟

41:07.041 --> 41:09.341
‫من توی جاده ۱۳ هستم،
‫کنارِ کلیسای قدیمی.

41:09.341 --> 41:10.911
‫همونجا بمون. ما داریم میایم

41:10.911 --> 41:12.281
‫کجا می‌ریم؟

41:12.681 --> 41:15.111
‫- کلیسای قدیمی ایبل
‫- بلین ام رو گرفته؟

41:15.111 --> 41:17.684
‫نمی‌دونم، ولی بهتره قبل از ژنرال برسیم اونجا

41:17.708 --> 41:22.727
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:22.751 --> 41:24.391
‫ما کجاییم؟

41:27.661 --> 41:31.731
‫ابراهیم؟ اینجا چه خبره؟

41:33.231 --> 41:34.731
‫بنگر!

41:39.201 --> 41:40.641
‫مارتا سایپرس،

41:41.811 --> 41:44.741
‫تو فاحشه‌ی بابل هستی،

41:46.141 --> 41:49.811
‫شیطانی که دروازه‌های جهنم رو باز کرد

41:52.381 --> 41:54.021
‫و من...

41:54.821 --> 41:57.724
‫قصد دارم به جهنم برت گردونم

41:57.748 --> 42:03.748
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

42:03.772 --> 42:11.772
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
