WEBVTT

00:05.011 --> 00:06.921
‫آنچه گذشت...

00:08.511 --> 00:09.841
‫داستان تو چیه دخترِ مرده؟

00:09.851 --> 00:11.891
‫- حلقه؟
‫- حلقه‌ی تو

00:11.891 --> 00:13.771
‫به هوش اومدم و اینو بالا آوردم

00:13.771 --> 00:15.981
‫اون مال من نیست

00:15.981 --> 00:19.481
‫من مِی تائو هستم
‫و در پی اتفاقات عجیبی که

00:19.481 --> 00:22.521
‫دیشب شهروندان واسا را بهت‌زده کرد
‫گزارش تهیه می‌کنم

00:22.521 --> 00:24.901
‫- میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
‫- باشه

00:24.901 --> 00:27.111
‫شنیدی؟ یه موجودی اینجاست

00:27.111 --> 00:29.321
‫حالا راضی شدی وین؟

00:29.321 --> 00:31.621
‫قراره شهروندانی که کارت محافظت ازشونه
‫رو حبس کنی

00:31.991 --> 00:34.451
‫واسه چی داری درباره برادران چک تحقیق می‌کنی؟

00:34.451 --> 00:36.871
‫- معامله رو قبول می‌کنم
‫- بگو که به خانواده‌ام کاری نداری

00:36.871 --> 00:38.461
‫کی برای یه جنگ مقدس حاضره؟

00:39.881 --> 00:41.791
‫وقتی مردی همه خیلی ناراحت شدن

00:41.791 --> 00:44.171
‫- اینا معنی‌شون چیه؟
‫- نمی‌دونم

00:44.171 --> 00:46.511
‫می‌خوام بفهمم برات چه اتفاقی افتاده

00:47.421 --> 00:48.721
‫و می‌تونم

01:11.781 --> 01:13.871
‫آرون؟

01:13.871 --> 01:15.541
‫تویی؟

02:09.102 --> 02:11.942
‫[ همکلاسی‌های رز بلک‌دیر نمی‌توانند
‫مرگ غم‌انگیز او را هضم کنند ]

02:15.293 --> 02:17.293
‫[ اکسی‌کدون ]
‫[ روزی سه بار ]

02:46.570 --> 02:51.570
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:51.571 --> 02:56.571
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:59.572 --> 03:05.572
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫:::. H o s s e i n T L .:::

03:08.571 --> 03:11.611
‫می‌دونی، شاید بهتره بریم

03:12.111 --> 03:14.241
‫اگه اون داداش‌ها یا اون یارو
‫که رو پل دیدی

03:14.241 --> 03:16.821
‫دوباره بیان سراغت چی؟
‫کمک خواهرت رو نیاز داری

03:18.871 --> 03:20.291
‫این حلقه‌به‌لب کیه؟

03:21.661 --> 03:24.081
‫دینا، باید یه چیزی رو بهت بگم

03:25.291 --> 03:27.081
‫خیلی‌خب

03:27.081 --> 03:30.841
‫ام، چرا بهم نگفتی

03:30.841 --> 03:32.801
‫که با استادت می‌خوابیدی؟

03:34.171 --> 03:35.591
‫آره...

03:35.591 --> 03:37.341
‫چون نمی‌خوابیدم.
‫از کجا...

03:37.341 --> 03:38.891
‫ببین نلا چی پیدا کرده

03:44.601 --> 03:46.231
‫- گوشیم رو گشتی
‫- آره

03:46.981 --> 03:49.191
‫من کاراگاهم.
‫داشتم کاراگاهی می‌کردم

03:49.191 --> 03:50.981
‫من فکر کردم داری دنبال کسی
‫که من رو کشته می‌گردی

03:50.981 --> 03:52.981
‫نه اینکه سرت رو بکنی تو حریم شخصی من

03:52.991 --> 03:55.901
‫ام، می‌دونی که مظنون اصلی
‫همیشه پارتنر سابق مقتوله

03:55.901 --> 03:57.861
‫اون پارتنرم نبود!
‫یه رابطه سرسری بود

03:57.871 --> 03:59.951
‫به من ربطی نداره.
‫راحت باش بیبی

03:59.951 --> 04:02.911
‫از کی تا حالا رابطه سرسری داری؟
‫اینم سرسریه؟

04:02.911 --> 04:04.161
‫نه، من رودی‌ام

04:04.871 --> 04:06.751
‫رودی؟

04:09.211 --> 04:11.251
‫یه چیزی یادم اومده

04:11.251 --> 04:13.131
‫اون شب یه نفر رو پل بود

04:13.131 --> 04:15.301
‫با من حرف زد

04:15.301 --> 04:17.841
‫یادت میاد کی بود؟
‫می‌تونی توصیفش کنی؟

04:17.841 --> 04:19.301
‫همون یارو که تو اخبار بود

04:19.301 --> 04:21.101
‫همونی که آرلین رو آتیش زده

04:22.311 --> 04:23.721
‫بلین ایبل؟

04:26.061 --> 04:27.731
‫یعنی میگی شبی که تو مردی

04:28.771 --> 04:31.271
‫بلین ایبل هم روی پل بوده؟

04:35.241 --> 04:37.401
‫خیلی‌خب، پس میرم اونجا

04:37.401 --> 04:38.951
‫منم میام

04:38.951 --> 04:40.871
‫نه

04:40.871 --> 04:42.581
‫خطرناکه

04:42.581 --> 04:43.911
‫نمی‌تونم بشینم اینجا دست رو دست بذارم که

04:43.911 --> 04:46.951
‫ام، یکی از ما افسر پلیسه

04:46.961 --> 04:48.791
‫و یکی‌مون بیست سالشه، خب؟

04:49.211 --> 04:52.291
‫چند ساعت دیگه کوپر از مدرسه میاد خونه

04:52.291 --> 04:54.091
‫همینجا بمون فقط

04:54.091 --> 04:55.631
‫خیلی خوشحال میشه تو رو ببینه

04:55.631 --> 04:57.931
‫خواهرم رو سرسری نکن

04:59.721 --> 05:01.801
‫ایول. یعنی می‌تونم خواهرزاده‌ت رو ببینم؟

05:01.801 --> 05:04.061
‫نه

05:04.061 --> 05:05.721
‫دنبالش میریم

05:19.151 --> 05:21.111
‫عه... باید با آقای ایبل صحبت کنم

05:21.121 --> 05:22.821
‫اینجا ملک خصوصیه

05:22.831 --> 05:24.281
‫پس بهتره بری با حکم برگردی

05:26.411 --> 05:28.911
‫چه بامزه. واقعا پاسخ دندان‌شکنی بود

05:28.911 --> 05:31.251
‫پاسخ دندان‌شکن چیه؟

05:31.251 --> 05:33.671
‫جواب هوشمندانه یا خردمندانه،
‫برای همینم نمی‌دونی چیه

05:34.131 --> 05:35.291
‫چه غلطی می‌کنی اینجا؟

05:35.301 --> 05:36.961
‫گفتم بمون سرجات

05:36.961 --> 05:39.421
‫تو نمی‌تونی به من دستور بدی، بابا جون

05:46.141 --> 05:49.181
‫چیزی نیست آقایون.
‫تفنگ‌ها رو بیارین پایین

05:50.481 --> 05:54.361
‫قانون هیچ ترسی نداره

05:55.481 --> 05:59.281
‫خداوند مثل تمام بشریت،
‫اون رو هم قضاوت خواهد کرد

06:00.861 --> 06:04.701
‫اگر اون رو نالایق بپنداره،
‫نابودش خواهد کرد

06:05.741 --> 06:07.581
‫دردناک بنظر میاد

06:07.581 --> 06:09.831
‫شب 18ام دسامبر کجا بودی؟

06:10.291 --> 06:13.041
‫همه می‌دونیم شب 18 دسامبر کجا بودیم

06:13.041 --> 06:15.751
‫روی پل کنار بول فالز بودی،
‫خودم دیدمت

06:15.751 --> 06:19.301
‫برای بکسل کردن یه ماشین بهم زنگ زدن

06:19.301 --> 06:21.171
‫تو ملک لستر میجک

06:21.181 --> 06:24.221
‫یه ماشین رو ول کرده بودن
‫تو جنگل نزدیک آبشار

06:24.221 --> 06:27.061
‫- پس چرا روی پل بودی؟
‫- هی، خدایا. ساکت

06:27.851 --> 06:29.141
‫چرا روی پل بودی؟

06:29.141 --> 06:31.101
‫دنبال ماشینه می‌گشتم

06:31.101 --> 06:35.441
‫پس بهت زنگ زدن،
‫تو هم رفتی بول فالز

06:35.441 --> 06:37.191
‫از ماشینت پیاده شدی و...

06:38.111 --> 06:40.071
‫پیاده رفتی دنبال ماشین بگردی؟

06:40.991 --> 06:43.031
‫همین رو گفتم

06:43.241 --> 06:46.281
‫- چه بلایی سر من آوردی؟
‫- هی، هی، هی

06:52.121 --> 06:54.421
‫یادت میاد که اون شب روی پل دیده باشیش؟

06:54.421 --> 06:57.251
‫آره. نه، دیدمش

06:57.251 --> 07:01.051
‫خب، برات عجیب نبود که این فرد رو

07:01.051 --> 07:04.261
‫اون شب روی پل دیدی؟
‫تو اون تاریکی، تو اون سرما

07:04.261 --> 07:08.261
‫نه، نبود. چون نئشه بود

07:08.931 --> 07:11.101
‫تو چشماش می‌دیدم

07:12.431 --> 07:14.191
‫بعدش چی شد؟

07:15.231 --> 07:16.901
‫رفتم

07:16.901 --> 07:19.151
‫ماشینه رو بعد از پیچ پیدا کردم

07:19.571 --> 07:21.321
‫بکسلش کردم بردم گاراژ

07:21.321 --> 07:24.201
‫- کدوم بخش؟
‫- آلونزو، خیابون دوازدهم

07:24.201 --> 07:26.241
‫چه ساعتی ماشین رو بردی گاراژ آلونزو؟

07:26.821 --> 07:28.831
‫اوه

07:29.281 --> 07:31.331
‫بعدش بازم دیدیش یا باهاش حرف زدی؟

07:32.041 --> 07:35.421
‫نه. یه چیزی مثل انفجار اتفاق افتاد

07:37.211 --> 07:38.841
‫تو هم دیدی

07:38.841 --> 07:39.961
‫منظورت چیه؟

07:39.961 --> 07:41.751
‫اون نور رو میگم!

07:41.761 --> 07:44.261
‫وسط جنگل اتفاق افتاد

07:45.881 --> 07:48.261
‫یک آن آسمون رو روشن کرد

07:48.261 --> 07:51.931
‫تو همونجا بودی.
‫حتما دیدیش

07:51.931 --> 07:54.101
‫- خیلی‌خب
‫- فاصله رو رعایت کن رفیق

07:54.101 --> 07:57.231
‫خیلی‌خب. ممنون آقای ایبل.
‫دیگه کاری نداریم

08:07.201 --> 08:08.911
‫برو پی کارت بَره کوچولو

08:10.121 --> 08:11.951
‫پایان دنیا نزدیکه

08:15.331 --> 08:17.251
‫نه، نه، نه. الان نه

08:18.211 --> 08:19.921
‫به زودی

08:21.001 --> 08:22.461
‫ولی الان نه

08:26.431 --> 08:28.011
‫می‌دونی منظورش چی بود؟

08:28.011 --> 08:29.891
‫چه نوری؟

08:29.891 --> 08:31.391
‫نه، یادم نمیاد

08:31.391 --> 08:32.851
‫همچین چیزی یادم نمیاد

08:34.681 --> 08:36.521
‫قدم بعدی چیه؟
‫میریم حکم براش می‌گیریم؟

08:37.391 --> 08:40.021
‫شوخیت گرفته؟
‫نه! ما نمیریم

08:40.021 --> 08:41.811
‫اون یه چیزایی می‌دونه.
‫بیخیال، نگو که بهونه‌ی

08:41.821 --> 08:44.191
‫بکسل کردنش رو باور می‌کنی.
‫اون شب اونجا بود!

08:44.191 --> 08:47.951
‫ام، اگه بلین ربطی به اتفاقی که برات افتاده داشته

08:47.951 --> 08:50.031
‫ادامه کار یه مراحلی داره

08:50.031 --> 08:52.081
‫و نباید خرابش کنم

08:52.581 --> 08:54.741
‫می‌فهمی؟
‫باید درست انجامش بدم

08:54.751 --> 08:56.961
‫باید کاری کنم که برای همیشه بیفته پشت میله‌ها

08:58.291 --> 08:59.881
‫می‌فهمم

09:00.671 --> 09:03.631
‫و بهت اعتماد دارم.
‫می‌گیریش

09:04.251 --> 09:05.881
‫مطمئنم

09:07.931 --> 09:09.051
‫یارو ترسناکه

09:19.351 --> 09:21.311
‫...مراجعه کنند

09:21.651 --> 09:25.071
‫عدم ثبت، مجازات‌های سنگینی در پی خواهد داشت
‫[ احیاشدگان در این محل حضور دارند ]

09:25.071 --> 09:27.531
‫از جلمه مجازات حبس

09:27.531 --> 09:30.031
‫لطفا در جریان باشید که مأموران کلانتری
‫ممکن است

09:30.031 --> 09:32.201
‫به محل زندگی یا کارتان مراجعه کنند

09:32.201 --> 09:34.031
‫تا از همکاری شما اطمینان حاصل کنند

09:34.541 --> 09:37.201
‫اگر فکر می‌کنید کسی ممکن است احیاشده باشد

09:37.201 --> 09:39.961
‫لطفا بی‌درنگ به مقامات اطلاع دهید
‫[ ورود احیاشده‌ها ممنوع!!! ]

09:39.961 --> 09:42.541
‫باید بذارم دینا کارش رو انجام بده

09:42.541 --> 09:44.791
‫درست هم انجامش بده

09:44.801 --> 09:47.551
‫وقتی تازه پلیس شده بود،
‫روی پرونده بلک‌دیر کار می‌کرد

09:47.551 --> 09:49.131
‫اون یارو که دخترش رو کشته بود؟

09:50.301 --> 09:51.971
‫ای خدا! دینا!

09:56.011 --> 09:57.391
‫در زدنت دقیقا مثل...

09:59.731 --> 10:01.351
‫بابا؟

10:02.271 --> 10:04.401
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

10:04.401 --> 10:06.441
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟
‫پیش دوستمم. خودت...

10:06.441 --> 10:08.031
‫خودت اینجا چیکار می‌کنی؟

10:08.031 --> 10:10.361
‫دارم همه احیاشده‌های ثبت‌شده رو

10:10.361 --> 10:12.111
‫در جریان حکم جدید می‌ذارم

10:12.701 --> 10:14.371
‫با یکی‌شون وارد رابطه شدی؟

10:15.411 --> 10:16.951
‫اسمش رودی‌ـه

10:19.411 --> 10:21.211
‫باید کارت شناساییت رو ببینم

10:21.751 --> 10:24.461
‫- چی؟ چرا؟
‫- چون تمام احیاشده‌ها

10:24.461 --> 10:26.341
‫باید کارت شناسایی‌شون مهر بخوره

10:27.341 --> 10:29.051
‫دفعه بعد با زبون خوش بهت نمیگم

10:30.631 --> 10:32.221
‫عه...

10:42.561 --> 10:45.021
‫از کی تا حالا احیاشده‌ها
‫باید این همراهشون باشه؟

10:45.021 --> 10:46.811
‫دستور فرمانداره

10:46.821 --> 10:49.281
‫هوم

10:49.281 --> 10:51.191
‫فردا سر ویزیتت حاضر میشی؟

10:51.201 --> 10:53.281
‫کدوم ویزیت؟

10:53.781 --> 10:56.281
‫برای همینه که نباید تماس‌های من رو نادیده بگیری

10:56.281 --> 10:57.781
‫برات پیغام صوتی هم گذاشتم

10:57.791 --> 10:59.701
‫باشه، ببخشید بابا

10:59.701 --> 11:01.581
‫ولی چرا باید برم ویزیت؟

11:01.581 --> 11:04.751
‫چون دماغ اون زنه رو تو بار نلا شکستی مارتا

11:04.751 --> 11:07.711
‫خیلی شانس آوردی که آسیب جدی بهت نزده

11:07.711 --> 11:09.711
‫آره، خب نزد

11:09.711 --> 11:12.381
‫آره، ولی بهت اتهام تعرض زده

11:12.381 --> 11:13.881
‫شانس آوردی که پدرت کلانتره

11:13.881 --> 11:16.301
‫و یه مقدار نفوذ دارم

11:16.301 --> 11:18.391
‫مجازاتت رو سبک کردم و رسوندمش
‫به بیست ساعت مدیریت خشم

11:18.391 --> 11:21.271
‫و اولین جلسه‌ش فردا ساعت نه و نیمه

11:21.271 --> 11:23.021
‫پس دیر نکن

11:27.731 --> 11:29.361
‫حداقل یه شمع روشن کن پسر

11:30.861 --> 11:33.491
‫- داداش
‫- خانواده‌ت چه پرتنشه

11:35.571 --> 11:37.121
‫بنظرم خود باباکلانتر هم بد نیست

11:37.121 --> 11:38.741
‫یکم مدیریت خشم یاد بگیره

11:51.461 --> 11:53.091
‫مارشمالو میدی؟

11:59.601 --> 12:01.261
‫ورق بزن

12:15.821 --> 12:17.241
‫تو هم شنیدی؟

12:40.641 --> 12:42.351
‫اون چی بود؟

12:42.351 --> 12:44.431
‫نمی‌دونم

12:46.441 --> 12:48.391
‫مرسی که اجازه دادی یه سر بیام اینجا

12:48.401 --> 12:50.231
‫خواهش می‌کنم.
‫قهوه چطوره؟

12:51.231 --> 12:52.321
‫عه، خوبه

12:54.231 --> 12:55.781
‫مرسی

12:57.741 --> 13:00.281
‫خب، کارت چیه؟

13:01.411 --> 13:04.331
‫راستش، یکم دارم به مشکل می‌خورم

13:04.331 --> 13:07.661
‫انگار پدر کلانترت اصلا به حرفم گوش نمیده

13:07.661 --> 13:09.791
‫و دیگه نمی‌دونم چیکار کنم

13:09.791 --> 13:11.541
‫برای همین گفتم شاید تو بتونی...

13:11.541 --> 13:13.211
‫الان... الان اومدی پیش من

13:13.211 --> 13:15.551
‫که بهت یاد بدم با وین سایپرس کنار بیای؟

13:15.551 --> 13:17.671
‫- خب، تو دخترشی
‫- آخی

13:17.681 --> 13:20.221
‫- گفتم شاید بتونی...
‫- خب، موضوع هرچی هست

13:20.221 --> 13:22.351
‫با جی‌پی حرف بزنی بهتره.
‫اونه که منطق سرش میشه

13:22.351 --> 13:24.471
‫خب، متاسفانه فرماندار هریس

13:24.471 --> 13:27.181
‫به حرف کلانتر گوش میده، نه جی‌پی

13:27.181 --> 13:29.641
‫مرکز بیماری‌ها هم اختیارات خودش رو داره

13:29.651 --> 13:33.441
‫ولی یه جورایی حس می‌کنم
‫با تشریفات اداری خفه‌ام کردن

13:33.441 --> 13:36.441
‫خیلی‌خب، گوش کن.
‫بابام نسبتاً ساده‌ست

13:36.441 --> 13:37.941
‫سروکله زدن باهاش راحت نیست

13:37.951 --> 13:40.031
‫ولی آدم ساده‌ایه

13:40.361 --> 13:43.871
‫فقط می‌خواد حس کنه
‫که داره کمک می‌کنه

13:45.871 --> 13:47.411
‫آره

13:47.911 --> 13:49.711
‫کمک

13:50.461 --> 13:53.541
‫اینکه با احیاشده‌ها مثل
‫شهروند درجه دو رفتار کنه

13:53.541 --> 13:55.961
‫کمک می‌کنه؟
‫مهر زدن کارت شناسایی‌شون کمک می‌کنه؟

13:55.961 --> 13:59.261
‫با زندان تهدید کردنشون کمک می‌کنه؟

13:59.261 --> 14:01.511
‫ببخشید. می‌دونم پدرته

14:01.511 --> 14:03.641
‫ولی واقعا حس می‌کنم یکم مسخره‌ست

14:03.641 --> 14:06.601
‫نه، عذرخواهی نکن.
‫جذاب بود

14:08.811 --> 14:10.521
‫می‌فهمم

14:12.271 --> 14:16.441
‫ولی تو ذهن خودش
‫این کارها کمک می‌کنه

14:17.651 --> 14:19.821
‫نمی‌دونم با چی طرفی،
‫ولی من تا حالا نتونستم

14:19.821 --> 14:22.871
‫با موفقیت نظر وین سایپرس رو عوض کنم، پس...

14:24.411 --> 14:26.081
‫موفق باشی

14:26.991 --> 14:29.621
‫خدایا

14:29.791 --> 14:32.461
‫ببین، بذار بچه‌ها رو بخوابونم برگردم

14:32.461 --> 14:34.751
‫- باشه. باید کارت رو بکنی
‫- باشه

14:34.751 --> 14:37.631
‫اون یه دانشمنده که پرتو ضدماده رو اختراع کرده

14:38.341 --> 14:40.511
‫قطعا روی جونوری که تو جنگل بود جواب میده

14:40.511 --> 14:42.681
‫خیلی‌خب بچه‌ها.
‫گذاشتم تو چادر

14:42.681 --> 14:44.471
‫زیاد بیدار بمونین.
‫وقت خوابه

14:44.471 --> 14:46.051
‫مسواک زدی؟

14:46.061 --> 14:47.931
‫بله مامان

14:47.931 --> 14:50.431
‫بذار بو کنم

14:50.431 --> 14:52.061
‫خوبه

14:52.061 --> 14:53.851
‫جردن، اینجا راحتی؟

14:53.851 --> 14:56.651
‫- چیزی می‌خوای بیارم؟
‫- نیازی نیست

14:56.651 --> 14:58.401
‫من تقریبا دیگه نمی‌خوابم

14:58.401 --> 15:00.741
‫پدر و مادرم هم ترسیدن،
‫برای همین ادای خوابیدن درمیارم

15:01.071 --> 15:03.451
‫خب، اینجا نیازی نیست ادا دربیاری

15:04.531 --> 15:06.411
‫و متأسفم که کسی باعث شده حس کنی

15:06.411 --> 15:07.991
‫که نمی‌تونی خودت باشی

15:09.041 --> 15:11.331
‫خب، اگه حق با اونا باشه چی؟

15:11.331 --> 15:13.921
‫حس می‌کنم یه چیزی تو وجودم کمه

15:13.921 --> 15:15.541
‫نه

15:16.001 --> 15:17.881
‫تو هیچ مشکلی نداری

15:17.881 --> 15:20.841
‫خیلی خاص و شجاعی

15:21.721 --> 15:25.301
‫و اگه کسی فکر کرد تو بی‌نقص نیستی

15:25.301 --> 15:26.931
‫دیگه مشکل خودشه، نه تو

15:26.931 --> 15:28.391
‫مگه نه کوپ؟

15:28.391 --> 15:30.101
‫آره

15:32.691 --> 15:35.441
‫ولی شما باید بگیری بخوابی

15:36.651 --> 15:38.481
‫حواست باشه حتما بخوابه

15:38.481 --> 15:40.321
‫- باشه
‫- ممنون

15:45.451 --> 15:47.871
‫هی...

15:49.491 --> 15:53.081
‫می‌تونم... می‌تونم فردا شام مهمونت کنم؟

15:59.591 --> 16:01.051
‫باشه، یه دقیقه صبر کن

16:02.511 --> 16:03.841
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه

16:04.681 --> 16:07.391
‫چی... دایان

16:09.641 --> 16:11.061
‫کِن فرستادتت؟

16:11.061 --> 16:14.481
‫پس فقط شهردار می‌تونه

16:14.481 --> 16:16.311
‫با کلانتر توانای واسا صحبت کنه؟

16:18.521 --> 16:21.151
‫- کن خبر نداره اومدم اینجا
‫- موضوع چیه دای؟

16:21.151 --> 16:23.321
‫نمی‌دونم دیگه چجوری بگم، پس...

16:23.781 --> 16:25.571
‫من احیاشده‌ام وین

16:29.741 --> 16:31.451
‫واقعا متأسفم

16:31.451 --> 16:33.701
‫خبر نداشتم

16:34.751 --> 16:36.831
‫چطور اتفاق افتاد؟ کِی؟

16:40.041 --> 16:42.631
‫خدای من.
‫دایان، نگو که...

16:42.631 --> 16:44.051
‫حالا خبر داری، پس...

16:46.801 --> 16:48.801
‫پس میشه نذاری اسمم وارد لیست بشه؟

16:48.801 --> 16:51.511
‫عه...

16:52.471 --> 16:54.391
‫نمی‌تونم هر کی دلم می‌خواد رو...

16:54.391 --> 16:56.141
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

16:56.141 --> 16:57.641
‫ببین، من در قبال شهر وظیفه دارم

16:57.641 --> 16:59.021
‫باید همه رو در امان نگه دارم

16:59.021 --> 17:00.611
‫در برابر من؟

17:04.191 --> 17:06.531
‫من فقط می‌خوام برام رفاقت کنی

17:07.451 --> 17:09.781
‫همونطور که وقتی پتی رو از دست دادی
‫من برات رفاقت کردم

17:10.661 --> 17:12.121
‫انصاف نیست دایان

17:12.121 --> 17:14.451
‫ما هوات رو داشتیم وین

17:14.451 --> 17:17.661
‫از دخترهات و خونه‌ت مراقبت کردیم!

17:18.501 --> 17:20.961
‫خودت خوب می‌دونی تو اون دوره
‫کِن بخاطر تو خودش رو زد به اون راه

17:20.961 --> 17:24.051
‫با کمال میل هم این کارو کردیم،
‫چون نیاز به کمک داشتی

17:26.171 --> 17:27.801
‫الان کمک نیاز دارم وین

17:31.011 --> 17:32.891
‫لطفا

17:33.601 --> 17:35.061
‫متأسفم

17:48.531 --> 17:50.071
‫وای خدا

17:57.201 --> 18:00.211
‫سلام مارتا. بیا داخل

18:03.671 --> 18:07.891
‫خب، می‌خوای تو جلسات پیش رو،
‫به چه دستاوردی برسیم؟

18:10.051 --> 18:12.141
‫چیزی هست که بخوای
‫دربارش حرف بزنی؟

18:15.181 --> 18:18.181
‫مارتا، حقیقتش من هیچوقت
‫مکالمه رو تحمیل نمی‌کنم

18:18.981 --> 18:20.811
‫اگه می‌خوای بری،
‫فرم‌های دادگاه رو امضا می‌کنم

18:20.811 --> 18:22.061
‫و جلوتو نمی‌گیرم

18:26.941 --> 18:28.321
‫بنظرت احیاشده بودن

18:28.321 --> 18:29.821
‫چه تأثیری روی احساساتت داشته؟

18:33.821 --> 18:38.001
‫آرون... دکتر وایمر شوهرمه
‫و بهم گفت

18:39.161 --> 18:40.961
‫رازت پیش من می‌مونه

18:43.671 --> 18:45.131
‫فقط می‌خواست کمکت کنه

18:45.921 --> 18:47.801
‫عه...

18:49.091 --> 18:52.301
‫محرمانگی اطلاعات بیمار اینو هم...

18:54.141 --> 18:55.601
‫شامل میشه؟

18:55.601 --> 18:57.391
‫میشه

18:57.891 --> 19:00.641
‫بیمارهای دیگه‌ای هم دارم که احیاشده هستن

19:00.641 --> 19:03.941
‫ولی مارتا، بنظرم بهتره که کمک هم بگیری

19:03.941 --> 19:07.691
‫شاید فوران خشم اخیرت

19:08.691 --> 19:10.691
‫مربوطه به این نکته که تو...

19:10.991 --> 19:14.661
‫بزرگترین ترومایی رو گذروندی
‫که یه انسان می‌تونه تجربه کنه

19:15.071 --> 19:16.951
‫مُردی

19:16.951 --> 19:18.701
‫یادت میاد شبِ روز احیا

19:18.701 --> 19:20.951
‫چه اتفاقی افتاد؟

19:20.951 --> 19:25.881
‫جسته گریخته. نئشه بودم.
‫اون زمان خیلی نئشه می‌کردم

19:28.001 --> 19:29.841
‫افرادِ اسیر درد، خوددرمانی می‌کنن

19:31.671 --> 19:33.051
‫تو هم خوددرمانی می‌کردی؟

19:34.931 --> 19:36.641
‫گمونم میشه این اسم رو براش گذاشت

19:38.221 --> 19:39.891
‫مامانم رو از دست دادم

19:41.891 --> 19:45.651
‫تصادف وحشتناکی بود
‫و ممکنه...

19:46.811 --> 19:49.071
‫تقصیر من بوده باشه
‫و خودمم آسیب دیدم و...

19:51.941 --> 19:53.821
‫اون شب رفتم اونجا

19:55.161 --> 19:57.411
‫شب تولدش بود،
‫و باید مواد می‌زدم

19:57.411 --> 19:59.831
‫که طاقت بیارم

19:59.831 --> 20:01.701
‫چیکار می‌کردی که براش
‫مجبور بودی نئشه باشی؟

20:03.041 --> 20:04.671
‫نمی‌دونم

20:05.961 --> 20:07.671
‫خداحافظی؟

20:09.671 --> 20:11.671
‫در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری بودی

20:11.671 --> 20:15.261
‫مطمئنم تصمیمات زیادی در اون لحظه...

20:15.261 --> 20:17.011
‫منطقی بنظر می‌رسیدن

20:17.011 --> 20:18.761
‫آره، می‌دونم. خواهرم فکر می‌کنه که...

20:19.351 --> 20:23.231
‫خودم رو کشتم یا اوردوز کردم،
‫ولی من...

20:25.311 --> 20:27.021
‫نمی‌دونم. واقعا...

20:27.021 --> 20:28.941
‫کم کم دارم فکر می‌کنم
‫یه نفر بلایی سرم آورده

20:28.941 --> 20:31.361
‫پس خواهرت خبر داره که احیاشده‌ای؟

20:33.281 --> 20:35.071
‫دیگه کی خبر داره؟

20:35.071 --> 20:36.451
‫با این حکم جدید، باید...

20:36.451 --> 20:38.201
‫نه، می‌دونم

20:38.201 --> 20:40.031
‫کسی نمی‌دونه و...

20:40.031 --> 20:42.291
‫واقعا می‌خوام اینطور بمونه.
‫بابام هم خبر نداره

20:43.081 --> 20:44.961
‫خب، این چیز کوچیکی نیست

20:46.211 --> 20:47.791
‫چرا به بابات نگفتی؟

20:49.381 --> 20:50.961
‫فکر کنم...

20:51.501 --> 20:53.421
‫بعدِ از دست دادن مامانم...

20:53.421 --> 20:55.011
‫بعید می‌دونم بتونه باهاش کنار بیاد

20:55.011 --> 20:57.301
‫تازه، دیدی که به کل شهر چه واکنشی نشون داده

20:57.301 --> 20:59.221
‫همیشه هم من رو شکننده دونسته

20:59.221 --> 21:02.391
‫و نمی‌دونم اگه بفهمه مُردم

21:02.391 --> 21:04.481
‫وضعیت از اینم بدتر میشه یا نه

21:05.141 --> 21:08.941
‫ببخشید، فقط برام عجیبه

21:08.941 --> 21:11.321
‫که کسی تو رو شکننده بدونه

21:13.981 --> 21:15.441
‫حقیقتش

21:16.531 --> 21:18.741
‫یه بیماری دارم به اسم او.آی

21:19.871 --> 21:22.371
‫بیماری استخوان شکننده،
‫برای همین همیشه

21:22.371 --> 21:24.081
‫باید مراقبم می‌بودن

21:25.291 --> 21:27.411
‫برای محافظت از عزیزانمون
‫خیلی کارها می‌کنیم

21:28.921 --> 21:31.091
‫ولی بنظرم به اندازه کافی اعتراف نمی‌کنیم

21:31.751 --> 21:34.301
‫که دردناکه وقتی یه بیماری

21:34.301 --> 21:36.171
‫رابطه‌مون باهاشون رو عوض می‌کنه

21:37.341 --> 21:39.011
‫وقتی ما رو ضعیف می‌بینن

21:40.221 --> 21:42.261
‫حتی اگه از روی عشق باشه

21:49.231 --> 21:50.941
‫متأسفم

21:52.521 --> 21:54.151
‫مامان منم سرطان داشت

21:56.531 --> 21:58.741
‫اوه

21:58.991 --> 22:01.121
‫خب، پس حتما زن خیلی قوی‌ای بوده

22:11.381 --> 22:13.001
‫درسته، بلین حدود ساعت ده شب

22:13.001 --> 22:14.881
‫آوردش اینجا. هوندا آکورد 99

22:14.881 --> 22:16.301
‫خیلی‌خب، اون شب کی ماشین رو کرایه کرده بود؟

22:16.801 --> 22:19.131
‫یه نگاه بندازیم

22:20.971 --> 22:22.801
‫سوابقت رو تو کامپیوتر ثبت نمی‌کنی؟

22:24.141 --> 22:25.391
‫دخترم سعی کرد

22:25.391 --> 22:26.811
‫یکی از اون مکینتاش‌ها برام بگیره

22:26.811 --> 22:29.231
‫بهش گفتم همشون رو بندازه دور

22:29.231 --> 22:33.151
‫آی‌بی‌ام و دل هم نداره.
‫همه‌شون امواج رادیویی ساتع می‌کنن

22:34.021 --> 22:36.191
‫- می‌دونی چی هست؟
‫- خودت می‌دونی چیه؟

22:36.191 --> 22:38.441
‫- تومور درست می‌کنه
‫- حتما

22:38.441 --> 22:40.031
‫باید مراقب مغز باشیم.
‫برای همین هرروز

22:40.031 --> 22:41.661
‫جدول حل می‌کنم. آها!

22:42.281 --> 22:46.411
‫بفرما: جیمز اندرسون.
‫75 دلار نقد داد

22:47.041 --> 22:49.001
‫ودیعه رو نگه داشتم.
‫چون جای برگردوندن ماشین

22:49.001 --> 22:51.171
‫- ولش کرد
‫- گواهینامه‌ش کو؟

22:52.621 --> 22:54.081
‫نداره

22:56.301 --> 22:58.261
‫به کسی ماشین کرایه دادی
‫که گواهینامه رانندگی نداره؟

22:59.091 --> 23:00.591
‫نه کارت شناسایی می‌خوام،
‫نه سابقه اعتبار

23:00.591 --> 23:02.431
‫سوال نمی‌پرسم،
‫ماشین رو میدم بهت

23:02.431 --> 23:04.051
‫قسط وام دانشجویی دخترم رو هم راحت‌تر میدم

23:04.051 --> 23:06.431
‫از دست تو آلونزو.
‫می‌تونم ماشین رو ببینم؟

23:07.101 --> 23:08.431
‫آره. حتما

23:08.431 --> 23:10.101
‫بفرما

23:10.101 --> 23:12.021
‫خیلی مهربونی، ولی خیلی کودنی

23:12.021 --> 23:14.021
‫مرسی

23:43.500 --> 23:46.180
‫[ قبض پارکینگ بیمارستان ]
‫[ 18 دسامبر، ساعت 6:47 عصر ]

23:48.181 --> 23:51.931
‫تا حالا کسی من رو ماساژ نداده

23:57.311 --> 23:59.071
‫اینجوری؟ مطمئنی؟

23:59.071 --> 24:00.571
‫اوکیه؟

24:00.571 --> 24:02.321
‫آره

24:04.071 --> 24:06.161
‫می‌تونم یکم محکم‌ترم فشار بدم

24:06.161 --> 24:07.161
‫- باشه، امتحان کن
‫- باشه

24:15.921 --> 24:18.921
‫ام، مجبور نیستیم

24:18.921 --> 24:21.921
‫می‌تونیم چیل کنیم و اینا

24:30.601 --> 24:32.311
‫تو من رو نمی‌شکنی

25:19.151 --> 25:21.021
‫حالت خوبه؟
‫بهت صدمه زدم؟

25:21.021 --> 25:24.031
‫نه رودی...
‫یادم اومد روی پل

25:24.031 --> 25:28.991
‫یه نفر منو گرفت.
‫یه پارچه گذاشت رو صورتم

25:28.991 --> 25:31.991
‫منم منگ شدم و...
‫بی‌هوشم کرد

25:32.661 --> 25:34.741
‫- بلین؟
‫- نه

25:34.751 --> 25:38.371
‫نه، اون با ماشینش رفت.
‫دستای این یارو چیزی نداشت

25:38.371 --> 25:41.171
‫نه زخم داشت، نه تتو ولی...

25:46.721 --> 25:48.431
‫این...

25:53.561 --> 25:54.681
‫دستش بود

25:56.181 --> 25:57.731
‫می‌دونستم دیوونه نشدم

25:59.651 --> 26:03.071
‫صبح روزی که به هوش اومدم
‫اینو بالا آوردم

26:04.071 --> 26:05.691
‫این حلقه‌ی قاتلمه

26:12.451 --> 26:14.121
‫اما فریب نخورید

26:14.701 --> 26:17.541
‫بازگشت مردگان هزینه داره

26:18.581 --> 26:21.211
‫حضورشون یک امتحانه

26:21.211 --> 26:23.041
‫و اکثریت این امتحان رو افتادن

26:24.171 --> 26:26.711
‫من حقیقتِ زیر پوستشون رو دیده‌ام

26:27.631 --> 26:32.051
‫و به شما میگم درهاتون رو قفل کنید

26:32.551 --> 26:34.801
‫از روحتون محافظت کنید
‫چرا که فریب‌دهنده

26:34.811 --> 26:37.311
‫در واسا قدم می‌زنه

26:37.311 --> 26:39.561
‫خوبه! حالا پایین

26:40.271 --> 26:42.351
‫عالی واندا! عالی!

26:42.351 --> 26:46.231
‫واندا بهمون ثابت می‌کنه
‫که حتی مرگ هم

26:46.231 --> 26:48.281
‫دلیل نمیشه از ورزش هوازی فرار کنیم

26:48.821 --> 26:50.491
‫کلاس خوبی بود دوستان

26:51.741 --> 26:54.121
‫و یادتون باشه:
‫پیری وقتی شروع میشه

26:54.121 --> 26:56.661
‫که به جای آینده، به گذشته نگاه کنید

26:57.241 --> 26:58.570
‫هفته دیگه می‌بینمتون!

26:58.571 --> 27:00.571
‫[ توجه! احیاشدگان: پایانِ پایان‌ها ]

27:03.211 --> 27:04.631
‫از اوناست

27:13.391 --> 27:15.101
‫بذارید برم

27:15.551 --> 27:18.221
‫کجا؟ برگردی جهنم؟

27:22.441 --> 27:23.851
‫ممنون

27:26.771 --> 27:28.441
‫غضب در راهه!

27:35.871 --> 27:37.871
‫دنبال هر بیماری‌ام که بعد از 6:47

27:37.871 --> 27:40.121
‫روز 18ام پذیرش شده

27:45.331 --> 27:48.801
‫دیوید کروتز هست، ساعت 6:48.
‫6:50، اولیویا یازدن...

27:48.801 --> 27:51.551
‫جیمز اندرسون چی یا...

27:51.551 --> 27:54.221
‫وایمار؟

27:54.221 --> 27:56.341
‫آره. نیتیا وایمار ساعت 6:51

27:56.351 --> 27:58.221
‫شوهرش هم باهاش بود؟

27:58.221 --> 28:00.431
‫بله، شوهرش همیشه باهاشه

28:00.431 --> 28:03.271
‫خب می‌تونی ببینی اون شب کِی از اینجا رفتن؟

28:03.271 --> 28:05.401
‫عه، زمان دقیقی ندارم

28:05.401 --> 28:07.401
‫شیمی‌درمانیش معمولا پنج ساعت طول می‌کشه

28:07.401 --> 28:11.321
‫پس احتمالا طرفای دوازده اینا رفتن

28:11.321 --> 28:12.821
‫پس اگه نیتیا تا دوازده اینجا بوده

28:12.821 --> 28:15.411
‫ولی ماشین ساعت ده ول شده...

28:16.701 --> 28:18.411
‫رفته

28:18.831 --> 28:21.121
‫داره از جلسات شیمی‌درمانی
‫بعنوان مدرک بی‌گناهی استفاده می‌کنه

28:21.621 --> 28:23.411
‫ببخشید، بی‌گناهیِ چی؟

28:24.461 --> 28:25.921
‫اتفاقی برای خانواده وایمار افتاده؟

28:26.831 --> 28:28.591
‫هنوز نه

28:39.641 --> 28:42.391
‫پروفسور وایمار هستم، پیغام بذارید

28:42.391 --> 28:44.731
‫آقای وایمار، افسر دینا سایپرس هستم

28:45.391 --> 28:48.521
‫الان از دفترتون اومدم.
‫گفتن خونه‌این

28:48.861 --> 28:51.611
‫حالا بذار حدس بزنم،
‫باز برگشتین دفتر؟

28:52.321 --> 28:54.361
‫باید فوراً بهم زنگ بزنین

29:11.250 --> 29:13.250
‫[ ورود احیاشده‌ها ممنوع!!! ]

29:16.261 --> 29:17.261
‫داریم می‌بندیم

29:17.261 --> 29:19.641
‫می‌تونین برین مغازه دونالدسون تو خیابون هفتم

29:19.641 --> 29:21.641
‫رفتیم. شما دقیقا تنها
‫سمساری‌ای هستین که نرفتیم

29:25.981 --> 29:29.601
‫عه، ای بابا. می‌دونی...

29:29.611 --> 29:31.811
‫کارتم رو خونه جا گذاشتم

29:31.821 --> 29:33.571
‫بفرما

29:38.531 --> 29:40.661
‫- در خدمتم
‫- اینجا حلقه هم می‌فروشین؟

29:40.661 --> 29:42.491
‫حلقه می‌فروشم؟

29:44.331 --> 29:46.251
‫من همه‌چی می‌فروشم عزیزم

29:47.291 --> 29:48.581
‫اخیرا چیزی...

29:48.581 --> 29:50.291
‫شبیه این فروختی؟

29:53.671 --> 29:56.301
‫آره. تو حالت عادی نمی‌فهمیدی

29:56.301 --> 29:58.631
‫ولی بخاطر این قرنطینه،
‫فقط یه خریدار داشتم

29:58.631 --> 30:00.341
‫به کی فروختیش؟

30:01.051 --> 30:03.391
‫نگاه کنین، من تو اون سی روز

30:03.391 --> 30:05.561
‫قرنطینه مطلق، مغازه رو رسماً باز نکردم، متوجه‌این؟

30:05.561 --> 30:07.601
‫نمی‌خوام دیلیش صنف رو بندازه به جونم

30:07.601 --> 30:10.351
‫بیخیال رفیق، ما شبیه مأمورهاییم؟

30:12.821 --> 30:14.861
‫یه آقایی بهم ایمیل داد و گفت باید کپیِ

30:14.861 --> 30:16.901
‫حلقه ازدواج زنش رو بگیره

30:16.901 --> 30:18.861
‫بهش گفتم بخاطر قرنطینه نمی‌تونم سفارش بدم

30:18.861 --> 30:21.281
‫ولی کارش لنگ بود.
‫نمی‌خواست زنش بفهمه

30:21.281 --> 30:23.321
‫که گمش کرده.
‫گفت دوبرابر پولش رو میده

30:23.331 --> 30:25.081
‫نقد

30:25.081 --> 30:26.701
‫یه حلقه که موجود داشتم
‫رو تغییر دادم براش

30:28.621 --> 30:30.871
‫یادته چه شکلی بود یا اسمش چی بود؟

30:30.871 --> 30:32.711
‫اصلا ندیدمش

30:32.711 --> 30:34.591
‫یه پاکت پول گذاشت تو صندوق پست مغازه

30:34.591 --> 30:36.381
‫منم وقتی حلقه آماده شد گذاشتمش همونجا

30:36.921 --> 30:39.881
‫البته ایمیلش رو دارم.
‫یه لحظه

30:48.601 --> 30:50.981
‫James.anderson@uwmc.com
‫(جیمز اندرسون)

30:50.981 --> 30:53.481
‫جیمز اندرسون. جیمز اندرسون چه خریه؟

30:54.021 --> 30:55.691
‫وایسا ببینم...

30:56.481 --> 30:57.981
‫دستیار آموزشی آرون‌ـه

30:59.071 --> 31:00.741
‫لاشی بهم دروغ گفت

31:01.571 --> 31:03.491
‫باید برم باهاش حرف بزنم

31:03.491 --> 31:05.331
‫باشه. وایسا. می‌خوای چیکار کنی؟

31:05.331 --> 31:06.831
‫باید تنها گیرش بیارم

31:06.831 --> 31:08.501
‫- ام، چجوری؟
‫- تعقیبش می‌کنم

31:24.801 --> 31:26.561
‫لعنتی، لعنتی!

31:38.441 --> 31:39.901
‫دیگه بسمه

31:40.941 --> 31:43.031
‫می‌دونم کار تو بوده!

31:43.781 --> 31:45.701
‫آره، یا یکی که بهش پول دادی.
‫چه فرقی داره؟

31:45.701 --> 31:47.201
‫با زنم تو خونه بوده

31:47.201 --> 31:49.041
‫این دیگه از حد گذروندن هم اونورتره

31:51.001 --> 31:52.461
‫من که سر حرفم موندم!

31:52.461 --> 31:54.211
‫به کسی نگفتم

31:55.041 --> 31:57.541
‫معلومه که نه.
‫نیتیا به هیچی مشکوک نیست

32:01.471 --> 32:02.881
‫یادت نره

32:03.631 --> 32:05.091
‫می‌تونم تو رو با خودم بکشم پایین

32:19.981 --> 32:21.691
‫برو بخواب

32:21.691 --> 32:24.491
‫نه. بگو قضیه چیه

32:25.821 --> 32:27.991
‫اون افسره چرا اومده بود درِ خونه‌مون؟

32:27.991 --> 32:29.911
‫ببین، اوضاع خوب نیست،
‫ولی دارم حلش می‌کنم

32:29.911 --> 32:31.911
‫تنها چیزی که نمی‌خواستم
‫این بود که تو نگران بشی

32:31.911 --> 32:33.871
‫یعنی چی داری حلش می‌کنی آرون؟

32:33.871 --> 32:35.501
‫دارم حلش می‌کنم دیگه! فقط...

32:37.541 --> 32:38.751
‫برو بخواب

32:39.171 --> 32:40.591
‫لطفا!

33:05.781 --> 33:07.661
‫با نخستین زایش صبح

33:08.071 --> 33:10.621
‫هیچ سایه‌ای در شبِ روشنایی نیست

33:12.621 --> 33:16.161
‫و شکار شادمانی می‌کند
‫از عقب‌نشینی شکارچیان

33:17.791 --> 33:20.841
‫من به خفتگان غبطه می‌خورم

33:20.841 --> 33:22.381
‫به آنها که هرگز نبوده‌اند

33:22.381 --> 33:23.961
‫به آنها که مدتهاست مرده‌اند

33:23.961 --> 33:26.221
‫آنها که این لحظه را ندیدند

33:28.551 --> 33:30.801
‫هر سپیده‌دم پرسشی‌ست تکراری در نبود تو

33:39.981 --> 33:41.611
‫چرا شب پایان می‌یابد

33:42.691 --> 33:44.571
‫و سوگ (صبح) را با خود می‌آورد؟

34:01.381 --> 34:05.001
‫ام، فکر نکنم خیلی فکر خوبی باشه

34:05.011 --> 34:06.711
‫هه

34:06.721 --> 34:10.261
‫بهترین فکریه که تا حالا داشتم

34:10.931 --> 34:14.771
‫شاید بهتره بمونیم و یکم بیشتر بهش فکر کنیم

34:15.561 --> 34:17.431
‫نه

34:17.431 --> 34:19.271
‫دیگه بسه هرچی احتیاط کردم.
‫باهامی یا نه؟

34:20.941 --> 34:23.111
‫عه...

34:23.111 --> 34:24.771
‫بهت نیاز ندارم

34:28.281 --> 34:29.911
‫به هیچکس نیاز ندارم

34:40.331 --> 34:41.831
‫عه، سلام

34:43.191 --> 34:44.211
‫عه...

34:45.631 --> 34:46.881
‫مامانت حاضره؟

34:46.881 --> 34:48.721
‫هول کرده

34:48.721 --> 34:50.171
‫هول نکردم!
‫فقط نتونستم...

34:50.181 --> 34:51.801
‫اون یکی گوشواره‌ام رو پیدا کنم

34:54.641 --> 34:56.061
‫خیلی...

34:56.061 --> 34:57.851
‫خیلی زیبا شدی

34:59.811 --> 35:01.311
‫تو هم خوب شدی

35:01.981 --> 35:04.061
‫اَه

35:04.061 --> 35:07.151
‫هی. به پرستار هم گفتم،
‫از نُه به بعد بازی ویدیویی نداریم!

35:07.151 --> 35:08.821
‫می‌دونم مامان

35:11.031 --> 35:13.241
‫هنوز زل زدی.
‫از اون زل زدن‌های

35:13.241 --> 35:15.161
‫- خوبه یا بد؟
‫- اوه، نه، نه

35:15.161 --> 35:18.081
‫فقط... اشتباه برداشت نکن

35:18.081 --> 35:19.871
‫ولی یه بخش از وجودم فکر می‌کرد
‫وقتی میام

35:19.871 --> 35:21.831
‫بازم یونیفرم تنته

35:23.671 --> 35:26.211
‫خب، همیشه سعی می‌کنم
‫به خودم برسم

35:26.211 --> 35:28.091
‫وقتی کسی قراره لابستر مهمونم کنه

35:30.051 --> 35:31.721
‫لابستر؟

35:31.721 --> 35:33.721
‫کی از لابستر حرف زد؟

35:34.891 --> 35:36.261
‫من تو فکر ساندویچیِ

35:36.261 --> 35:37.891
‫پایین جاده بودم

35:41.391 --> 35:43.021
‫تونی‌ـه

35:46.981 --> 35:48.231
‫سلام داداش

35:49.441 --> 35:51.651
‫یه خبرایی دارم
‫[ نیویورک، هلز کیچن ]

35:51.651 --> 35:52.951
‫رئیس از فرصت کاری جدیدی که تو واسا

35:52.951 --> 35:55.321
‫ایجاد شده خوشحاله
‫و می‌خواد ما کمکش کنیم

35:55.321 --> 35:58.031
‫آره؟ نونمون تو روغنه پسر

35:58.041 --> 35:59.291
‫گاله رو ببند اندرو

36:00.161 --> 36:03.001
‫ولی یه مشکلی هست.
‫قشنگ ازتون تعریف کردم

36:03.001 --> 36:04.671
‫ولی عمراً بذارم شما
‫این عملیات رو مدیریت کنین

36:04.671 --> 36:06.961
‫پس باید من رو برگردونین تو مرز

36:06.961 --> 36:09.131
‫هنوز با اون پلیس ایرلندی آشغال
‫پوکر می‌زنی؟

36:09.131 --> 36:12.131
‫- آره، هست
‫- خوبه. جیبش رو پر کن

36:12.131 --> 36:14.181
‫برش گردون تو کار

36:14.181 --> 36:16.721
‫اینجوری منم می‌تونم برگردم.
‫خیلی هم مهمه

36:16.721 --> 36:19.891
‫می‌خواین مامان تو اون
‫گوهدونیِ موریانه‌زده بمیره؟

36:19.891 --> 36:21.891
‫من که دوست دارم تو یه خونه واقعی ببینمش

36:21.891 --> 36:23.731
‫خونه‌ای که کارگاه نقاشی داشته باشه

36:23.731 --> 36:25.151
‫ای بابا، بجنب دیگه!

36:25.981 --> 36:27.401
‫اجازه بده

36:28.821 --> 36:30.401
‫دیگه منتظر نمی‌مونم

36:30.941 --> 36:33.151
‫این رفتار خصومت‌آمیز یعنی چی برادر؟

36:33.151 --> 36:34.861
‫کارم اضطراریه

36:35.321 --> 36:37.241
‫اوه. اضطراریه؟

36:37.831 --> 36:40.241
‫گوشی دستت

36:51.801 --> 36:53.261
‫سلامم رو به مامان برسون

36:59.811 --> 37:01.261
‫باید کار زنم رو راه بندازی

37:01.271 --> 37:03.351
‫بعد بی‌حساب می‌شیم

37:04.891 --> 37:07.521
‫من رو دور بزنی
‫با خودم می‌کشمت پایین

37:10.981 --> 37:13.441
‫بپیچ به چپ. اونجا بپیچ چپ

37:13.441 --> 37:15.191
‫باشه، ولی جی‌پی‌اس میگه
‫اون جلو از راست برم

37:15.201 --> 37:16.451
‫جی‌پی‌اس چیزایی که من می‌دونم رو نمی‌دونه

37:16.451 --> 37:18.531
‫شدیداً بیشتر از تو می‌دونه

37:18.531 --> 37:20.451
‫نمی‌دونه.
‫یه امشب توهین‌هات رو بذار کنار

37:20.451 --> 37:22.121
‫عجب

37:24.671 --> 37:27.871
‫[ آرون وایمار: برو جنگل پشت خونه پیسر.
‫اونجا بهت میگم واقعا چی شده ]

37:28.091 --> 37:29.211
‫مستقیم برو. مستقیم

37:29.211 --> 37:31.421
‫- ولی جی‌پی‌اس میگه...
‫- این؟

37:31.421 --> 37:33.211
‫- اوه
‫- نمی‌دونیم چی میگه

37:33.211 --> 37:34.671
‫- باشه
‫- آره

37:34.671 --> 37:36.091
‫- این جالب‌تره
‫- باشه

37:36.931 --> 37:38.471
‫- کدوم گوری داریم میریم؟
‫- فقط...

38:10.671 --> 38:12.291
‫پیدات کردم

38:15.011 --> 38:16.961
‫این چه کاریه؟

38:16.971 --> 38:18.551
‫تعقیبم کردی؟
‫چیکار داری می‌کنی؟

38:18.551 --> 38:20.181
‫من؟

38:21.391 --> 38:23.551
‫مسئله کاریه که تو کردی!

38:23.561 --> 38:26.021
‫ببین، من که...

38:26.351 --> 38:28.431
‫می‌دونم چیکار کردی
‫و این سری دیگه با چرب‌زبونی

38:28.441 --> 38:29.601
‫نمی‌تونی ازش فرار کنی!

38:29.601 --> 38:31.481
‫الان اصلا وقتش نیست

38:31.481 --> 38:33.321
‫آره، هیچوقت وقتش نیست آرون

38:34.441 --> 38:37.901
‫من اینو تو حلقم پیدا کردم، پس بگو

38:37.901 --> 38:40.161
‫چه غلطی باهام کردی مرتیکه مریض

38:44.121 --> 38:45.951
‫ببین...

38:45.951 --> 38:49.081
‫ببین، متأسفم.
‫نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم

38:50.581 --> 38:52.251
‫تو؟

38:53.041 --> 38:54.421
‫تو منو کشتی

39:02.141 --> 39:03.301
‫اینجا؟

39:03.301 --> 39:05.261
‫- آره
‫- خیلی‌خب

39:07.681 --> 39:10.941
‫مطمئنی؟
‫همچین یه نمه ترسناکه دینا

39:14.061 --> 39:15.691
‫خیلی‌خب، پس دوست داری
‫تو ماشین بری رو کار؟

39:15.691 --> 39:17.321
‫منم می‌تونم پایه باشم

39:17.321 --> 39:19.111
‫اوه، پس اشتباه محاسباتی کردم

39:19.111 --> 39:20.611
‫چرا تفنگ آوردی سر قرار؟

39:21.161 --> 39:22.491
‫منتظرم باش

39:22.491 --> 39:24.121
‫زود برمی‌گردم

39:51.761 --> 39:53.651
‫متوجه نیستی

39:55.121 --> 39:57.111
‫من نکشتمت

39:59.031 --> 40:02.071
‫حق با توئه، من اونجا بودم.
‫من روی پل دزدیدمت

40:02.071 --> 40:03.451
‫ولی نکشتمت

40:05.531 --> 40:07.411
‫متأسفم

40:09.451 --> 40:12.251
‫تو خاص بودی و من...

40:12.671 --> 40:14.121
‫آرون؟

40:17.302 --> 40:18.302
‫آرون؟

40:23.051 --> 40:24.511
‫اوه، تف توش

40:27.391 --> 40:29.101
‫آرون؟

40:35.271 --> 40:36.441
‫ام

40:50.331 --> 40:51.741
‫چیکار کردی؟

40:53.291 --> 40:56.381
‫عه... دینا؟

41:08.721 --> 41:11.101
‫وای دینا!

41:11.101 --> 41:13.561
‫دینا. چیزی نیست

41:40.461 --> 41:43.261
‫هی. ببین، چیزی نیست

41:44.261 --> 41:46.511
‫چیزی نمیشه.
‫طوری نیست. من پیشتم

41:48.261 --> 41:50.391
‫دینا. دینا؟

41:51.391 --> 41:53.181
‫خواهش می‌کنم

41:54.182 --> 42:01.182
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫:::. H o s s e i n T L .:::

42:02.183 --> 42:07.183
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:07.184 --> 42:12.184
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
