WEBVTT

00:03.889 --> 00:05.682
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...‏

00:05.807 --> 00:08.385
‫خیلی بد شد.
‫مانتیدها خیلی خطرناکن.

00:08.410 --> 00:10.693
‫شاید خاکستری‌ها یه جور
‫بازدارنده توی بدنت کار گذاشتن...

00:10.718 --> 00:12.247
‫تا مانع دسترسی به قدرت‌هات بشن.

00:12.272 --> 00:14.349
‫نمی‌تونیم دست رو دست بذاریم.
‫نه تا وقتی که جوزف رو بگیریم.

00:14.374 --> 00:17.519
‫- بهتر نیست این کار رو به مایک و لیو بسپریم؟
‫- نه، اگه دست اونا به جوزف برسه،

00:17.544 --> 00:19.604
‫دیگه هرگز اطلاعاتی که
‫از بچه‌مون می‌خوایم رو بدست نمیاریم.

00:19.629 --> 00:22.000
‫- سلام، پیتر
‫- نمی‌دونستم قراره مهمون بیاری.

00:22.025 --> 00:26.194
‫- پیتر ثابت می‌کنه آدم‌فضایی‌ها واقعی هستن.
‫- لاکردار. به وجود بیگانه‌ها باور دارم.

00:26.219 --> 00:30.349
‫خاکستری‌ها ذرات اتمیِ بیگانۀ هری رو جدا،
‫و مابقیش رو رها کردن.

00:30.374 --> 00:33.185
‫بروس قبل از مرگش بهم گفت با چی
‫می‌تونم با خاکستری‌ها معامله کنم
‫[ ایالت مین، 52 سال پیش ]

00:33.210 --> 00:35.204
‫فناوری هم‌نوعان خودم.

00:35.229 --> 00:37.940
‫به قدری قدرتمنده که می‌تونن
‫باهاش سیارۀ من رو نابود کنن.

00:37.965 --> 00:40.129
‫ولی این باعث می‌شه
‫انرژی فضاییم رو پس بگیرم و

00:40.155 --> 00:42.429
‫می‌دونم کجا پیداش کنم.

00:48.014 --> 00:52.712
‫« سرزمین قوم یوت »

00:56.665 --> 00:59.826
‫مدت‌ها پیش اجداد ما...

00:59.852 --> 01:01.587
‫به‌دنبال شهاب‌سنگی رفتن که...

01:01.613 --> 01:03.574
‫روی همین کوه فرود اومد.

01:03.600 --> 01:05.591
‫وقتی مردم قوم یوت اون رو پیدا کردن،

01:05.617 --> 01:07.669
‫وقتی مردم قوم یوت اون رو پیدا کردن،

01:08.158 --> 01:10.882
‫با ستاره‌نشین‌هایی آشنا شدن
‫که از آسمون به زمین اومده بودن...

01:10.914 --> 01:12.852
‫تا دانش‌شون رو با ما مبادله کنن.

01:15.544 --> 01:19.172
‫مردمان قدیم معتقدن
‫روحی که به ما جان داده،

01:19.298 --> 01:22.759
‫توسط ستاه‌نشین‌ها بهمون داده شده.

01:23.844 --> 01:28.181
‫این نشان بهمون می‌گه که
‫چه زمانی ستاره‌نشین‌ها به دیدن‌مون میان.

01:30.309 --> 01:34.021
‫ما این داستان‌ها رو نقاشی می‌کنیم
‫تا ما رو یاد گذشته‌مون بندازه،

01:35.022 --> 01:36.523
‫و اینکه از کجا اومدیم

01:37.608 --> 01:41.612
‫داستان‌هایی که امروزه تعریف می‌کنیم
‫باهامون عجین شدن...

01:41.737 --> 01:43.822
‫و ما اونا رو نسل به نسل منتقل می‌کنیم.

01:44.818 --> 01:55.245
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

01:55.424 --> 02:02.723
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:05.302 --> 02:07.888
‫بابای بابام و بابابزرگ بابام...

02:08.013 --> 02:12.100
‫در واقع، کل خانواده‌مون نسل‌اندرنسل
‫تو کار پورتال‌های سفر در زمان هستن.

02:12.394 --> 02:13.937
‫به غیر از رکس، پسرخاله‌م.

02:13.962 --> 02:18.587
‫اون کارشناس بیمه‌ست
‫که می‌شه 97/3333...

02:18.612 --> 02:22.502
‫داستان‌سرایی راهیه برای
‫بردن کسی به جایی که هرگز نبوده.

02:22.666 --> 02:24.851
‫- 33333...
‫- راهی برای سفر در زمان.

02:24.876 --> 02:29.672
‫داستان‌های دِیل یه کاری می‌کنه که
‫می‌خوام برگردم به دوران قبل از تولدم.

02:29.697 --> 02:32.866
‫ولی داستان مامانم کلاً جداست.

02:34.153 --> 02:35.624
‫مامانم مُرد.

02:38.919 --> 02:42.049
‫خب... همین. داستانش همین بود.

02:42.275 --> 02:44.599
‫- واو، چه غم‌انگیز.
‫- ناراحت شدم.

02:44.624 --> 02:46.209
‫با این وضع،
‫من هم قبل از اینکه...

02:46.234 --> 02:49.130
‫بتونم دستگاه بیگانۀ خودم
‫از سال 1970 رو برگردونم و...

02:49.155 --> 02:52.466
‫با خاکستری‌ها معامله‌ش کنم
‫تا انرژی بیگانه‌م رو پس بگیرم، می‌میرم.

02:52.491 --> 02:56.078
‫و خاکستری‌ها احتمالاً ازش استفاده می‌کنن
‫تا سیارۀ زادگاهم رو نابود کنن،

02:56.109 --> 02:57.971
‫ولی کسی لازم نیست این رو بدونه.

02:57.996 --> 03:00.123
‫بعضی از داستان‌ها بهتره نقل نشن.

03:00.148 --> 03:01.948
‫بذار کارم رو بکنم.

03:01.973 --> 03:04.559
‫برگشتن به یه زمان بخصوص
‫هنر می‌خواد و...

03:04.611 --> 03:06.697
‫من هم هنرمندم.

03:06.822 --> 03:09.741
‫من هم یه دکترم که
‫درمانگاه رو زودتر تعطیل کردم،

03:09.866 --> 03:12.426
‫چون فکر می‌کردم
‫تا الان کار رو تموم کرده باشی.

03:12.452 --> 03:17.187
‫این دست‌دست‌کردن‌هات
‫سلامت یه شهر رو به خطر انداخته.

03:18.667 --> 03:21.811
‫- واقعاً؟
‫- منظورت چیه؟

03:21.837 --> 03:25.882
‫رفیق، بدون اون مغز گنده و فضاییت
‫تو فقط یه آدمی که به بچه‌ها آبنبات میده.

03:26.008 --> 03:29.636
‫آره، هفتۀ پیش توی یکی از نسخه‌ها
‫نوشتی: «مصرف روزانۀ یک عدد سیب.»

03:29.761 --> 03:32.113
‫از اون به بعد دختره مریض شد؟ نخیر.

03:32.139 --> 03:35.809
‫راستش سردرد هنوز ولم نمی‌کنه.

03:36.059 --> 03:37.827
‫حالا سفر در زمان چه شکلیه؟

03:37.853 --> 03:40.720
‫برمی‌گردی به گذشته،
‫روی یه پروانه پا می‌ذاری یا هر چی،

03:40.746 --> 03:42.999
‫بعدش برمی‌گردی می‌بینی
‫میمون‌ها زمین رو تسخیر کردن؟

03:43.025 --> 03:45.418
‫پورتال‌های زمان اینجوری نیستن.

03:45.444 --> 03:48.280
‫اگه 50 سال به عقب برم
‫و آستای 10 ساله رو ببینم و...

03:48.366 --> 03:52.594
‫انگشت پاش رو قطع کنم،
‫توی زمان حال انگشتش یهویی قطع نمی‌شه.

03:52.619 --> 03:54.513
‫- فکر کردی من 60 سالمه؟
‫- چی؟

03:54.538 --> 03:56.863
‫وقتی به گذشته می‌ری،
‫یه واقعیت جدید به وجود میاد و...

03:56.888 --> 03:59.273
‫باعث ایجاد جهان موازی می‌شه.

03:59.298 --> 04:02.017
‫وایسا، فکر کنم همین‌ورها یه بروشور دارم.

04:06.798 --> 04:08.800
‫«پس به دنبال سفر در زمانید.»

04:08.926 --> 04:12.836
‫«هشدار: عبور از پیوستار فضا و زمان
‫ممکن است باعث عوارض جانبی جدی شود.»

04:12.862 --> 04:16.949
‫«مِن‌جمله بی‌اختیاری خونریزی مقعدی
‫یا نعوض دردناک و طولانی.»

04:16.975 --> 04:18.977
‫خیلی‌خب، پس اونقدرها هم بد نیست.
‫بریم تو کارش.

04:21.271 --> 04:23.664
‫- تو قرار نیست بری.
‫- هی، به‌خاطر منه که موفق شدیم.

04:23.690 --> 04:25.750
‫دیل فقط واسه این جواب هری رو می‌ده
‫چون کشته‌مُردۀ منه.

04:25.776 --> 04:27.598
‫راست می‌گه.
‫اگه حس و جذابه‌ای...

04:27.624 --> 04:30.087
‫بین من و اون تهدید سرخ نبود،
‫الان اینجا نبودم.

04:30.113 --> 04:32.941
‫- هری، بگو که نمی‌تونه بره.
‫- می‌تونی بری.

04:32.966 --> 04:36.178
‫آره، تو هم شجاعی
‫و هم ترسی از مرگ نداری و...

04:36.203 --> 04:39.577
‫همچنین کمک بزرگیه
‫اگه یکی باشه که بتونم پشتش قایم شم،

04:39.602 --> 04:42.367
‫- محض احتیاط اگه بهم شلیک کردن.
‫- تو جایی نمی‌ری.

04:42.392 --> 04:44.686
‫تا کارِ اینو تموم نکردم،
‫کسی جایی نمی‌ره.

04:44.711 --> 04:49.174
‫حالا یکم بهم فضا بدید.
‫سه سوته شما رو می‌برم 1870.

04:49.299 --> 04:52.511
‫- 1970!
‫- اِی داد.

04:52.537 --> 04:54.462
‫پس یه روز دیگه وقت می‌خوام.

04:55.169 --> 04:56.368
‫[ اسپری مانتی‌کُش ]

04:56.682 --> 04:59.643
‫این عملیات مانتی‌کُشه.

04:59.768 --> 05:02.020
‫آخوندک چندین شکارچی طبیعی داره.

05:02.145 --> 05:04.314
‫خفاش‌ها، عنکبوت‌ها و پرنده‌ها.

05:04.443 --> 05:06.744
‫ما وقت نداریم تا
‫خفاش و عنکبوت جمع کنیم و...

05:06.769 --> 05:09.353
‫از اونجایی که یه پرونده اومد تو اتاقم،
‫من از پرنده‌ها می‌ترسم،

05:09.478 --> 05:15.484
‫پس، به جاش یه مانتی‌کش مرگبار
‫با روغن چریش ساختم که...

05:15.509 --> 05:19.012
‫یه آفتکش طبیعیه
‫و برای شورۀ سر هم خوبه.

05:19.037 --> 05:21.290
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- ساعت 3 شد.

05:21.315 --> 05:24.109
‫- جلسۀ باشگاه بیگانه‌ها رو شروع کردم.
‫- بدون من که نمی‌تونی شروع کنی.

05:24.193 --> 05:26.852
‫وقتی تو واسه مدرسه‌ت رفته بودی،
‫من بودم که این باشگاه رو تأسیس کردم.

05:26.878 --> 05:29.397
‫- رئیس باشگاه منم.
‫- پس بهتره که سر وقت بیای.

05:29.423 --> 05:33.234
‫مشغول پیدا کردن بیگانه بودم،
‫چون ناسلامتی بیگانه‌یابم.

05:33.260 --> 05:36.278
‫تازه، بیرون از پیچِ گریدی
‫کلی استخوان تازۀ حیوون پیدا کردم.

05:36.305 --> 05:38.281
‫فکر کردم مانتیده فقط آدم‌ها رو می‌کشه.

05:38.307 --> 05:41.284
‫- راجع‌به مانتید هم بهشون گفتی؟
‫- خب، تو نیومدی!

05:41.397 --> 05:43.983
‫شانس آوردی امتیازت
‫توی باشگاه رو لغو نکردم.

05:44.008 --> 05:46.693
‫شانس آوردی کاره‌ای نیستی،
‫چون من رئیس باشگاه‌م.

05:46.718 --> 05:48.471
‫تو منشی باشگاهی.

05:48.702 --> 05:51.037
‫سلام. من مکس‌ام، رئیس‌تون.

05:51.117 --> 05:55.372
‫من به شخصه این مانتیدِ بیگانه رو دیدم
‫و با شوکر زدمش که باعث نجات دنیا شد.

05:55.567 --> 05:57.871
‫باید دوباره حمله کنیم.
‫پس اگه می‌خواید قهرمان باشید،

05:57.896 --> 06:01.030
‫و نه یه مشت پخمه که
‫سس سالاد خونگی دست‌شونه،

06:01.055 --> 06:03.516
‫- بهم ملحق شید!
‫- من می‌خوام قهرمان باشم.

06:05.500 --> 06:08.879
‫گفته بودم مانتیدها سرِ آدم‌ها رو می‌خورن؟

06:10.839 --> 06:13.884
‫پس با مکس برو
‫و از سرِ نداشته‌ت لذت ببر.

06:14.176 --> 06:16.595
‫ببخشید، مکس.
‫من سرم رو دوست دارم.

06:16.929 --> 06:19.948
‫یه تار مو از سرمون کم نمی‌شه!
‫می‌تونیم کلاه‌های محافظ خفن سرمون کنیم!

06:19.974 --> 06:23.644
‫پس از کشف وحشتناکِ
‫یک جنازۀ بی‌سرِ ناشناخته،

06:23.769 --> 06:27.230
‫پلیس منطقۀ پیشنس
‫به مسافرخونۀ کاپر ریج فرا خوانده شد.

06:27.503 --> 06:29.722
‫اینجا هستیم در کنار
‫جودی کوپر، مدیر مسافرخونه.

06:29.747 --> 06:31.810
‫حتماً تجربۀ سختی براتون بوده.

06:31.835 --> 06:35.380
‫این دومین مرگ داخل مسافرخونه
‫توی یک سال اخیر بوده، درسته؟

06:35.507 --> 06:40.194
‫آره، نفر سومی هم بود که وقتی داشت
‫توی جکوزی شیرجه می‌زد گردنش شکست،

06:40.219 --> 06:41.903
‫ولی بگی‌نگی هنوز زنده‌ست.

06:41.928 --> 06:44.235
‫اونی که توی استخر پیدا شد باز بهتر بود.

06:44.260 --> 06:46.916
‫این یکی خیلی کثیف‌کاری داشت،

06:46.941 --> 06:50.728
‫ولی پرسنل درجه‌یک‌مون
‫به خوبی تمیزش کردن.

06:50.754 --> 06:53.140
‫اسمش کولته.
‫واقعاً توی نظافت کسی رو دستش نیست.

06:53.166 --> 06:56.085
‫از اوناییه که اختلال فکری‌مکری داره.

06:56.260 --> 07:02.041
‫پس به کاپر ریج بیاید.
‫جایی که از الان تمامی اتاق‌ها قفل دارن.

07:02.663 --> 07:06.860
‫من مارگو کین هستم،
‫از «لایو 16» شبکۀ کی‌وی‌کی‌سی.

07:06.886 --> 07:09.196
‫راستی، برای شب پرام هم
‫برنامۀ ویژه داریم!

07:09.222 --> 07:11.154
‫اینجا باکرگیت رو از دست بده
‫و پولت رو ذخیره کن.

07:13.777 --> 07:15.153
‫- سلام.
‫- فقط چندتا سکۀ...

07:15.279 --> 07:19.674
‫ساختِ قبل از دهۀ 70 پیدا کردم، ولی
‫به پول امروزی یه 10 هزار دلاری می‌شه.

07:19.700 --> 07:22.689
‫- اصلاً فکر خوبی نیست.
‫- آروم باش، یه سفر در زمان ساده‌ست.

07:22.715 --> 07:24.512
‫این جمله‌ت یه جوری نیست؟

07:24.538 --> 07:26.346
‫خیلی‌خب، پنج هزار دلار.

07:27.040 --> 07:29.341
‫- وایسا ببینم، کدوم جمله؟
‫- می‌شه تمومش کنی؟

07:29.551 --> 07:33.062
‫چرا این کار رو می‌کنی؟
‫همیشه میری سراغ سریع‌ترین راه.

07:33.088 --> 07:36.758
‫آره. واسه همین توی بچگی
‫با سرعت 160 کیلومتر از کوه پایین می‌اومدم.

07:36.883 --> 07:38.776
‫تمام رشته‌های عصبی بدنم جیغ می‌زدن.

07:38.802 --> 07:41.445
‫آره، جیغ می‌زدن:
‫«تا نکشتی‌مون تمومش کن.»

07:41.471 --> 07:44.031
‫- دیدی؟ می‌گیری چی می‌گم.
‫- اتفاقاً، نمی‌گیرم.

07:44.057 --> 07:47.936
‫خب، از جوزف که کم بهت نرسیده،
‫که جا داره بگم یه رگش فضاییه.

07:48.395 --> 07:51.455
‫منظورم اینه که شاید
‫فقط من نباشم که دنبال هیجانه.

07:51.481 --> 07:54.818
‫من می‌خواستم
‫به زندگیم یه رنگ و رویی بدم.

07:54.943 --> 07:57.821
‫آره، حالش رو ببر، دختر!

07:59.810 --> 08:02.409
‫خیلی‌خب، آره.
‫این هم یه‌جور رنگ و رو دادن به زندگیه،

08:02.435 --> 08:06.147
‫من فقط نمی‌خوام رابطه با بیگانۀ دورگه،

08:06.288 --> 08:08.764
‫دزدیدن بچۀ دوست‌مون
‫و سفر در زمان رو عادی جلوه بدم.

08:08.790 --> 08:12.561
‫چیزیم نمی‌شه. سال 1970ـه.
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

08:12.686 --> 08:15.604
‫یکی از پرآشوب‌ترین
‫و پراسترس‌ترین سال‌های تاریخ کشور بود.

08:15.631 --> 08:20.052
‫آره، ولی خوشتیپ می‌شم.

08:23.055 --> 08:25.682
‫ایول. چه تیپی.

08:25.971 --> 08:32.227
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

08:32.253 --> 08:33.963
‫باید چند دست لباس جدید بگیرم.

08:41.403 --> 08:44.886
‫خیلی‌خب، الان شمال فانوس دریایی هستیم.

08:44.935 --> 08:47.930
‫دستگاه دیشب ساعت 7:04

08:47.956 --> 08:51.033
‫از سفینۀ بیگانه‌های سیارۀ من

08:51.073 --> 08:54.079
‫یه جایی همین دور و ورها افتاد.

08:54.365 --> 08:57.915
‫واسه کسی که داره روی ساحل
‫پنجاه سالِ پیش قدم می‌زنه خیلی مطمئنی.

08:57.941 --> 09:03.405
‫تمام جمعیت سیارۀ من
‫جزئیات مأموریتی که توش...

09:03.431 --> 09:05.423
‫اون دستگاه توی ساحل افتاد رو می‌دونن.

09:05.449 --> 09:09.119
‫خلبانی که پرتاب اشتباهی داشت
‫شکنجه و کشته شد.

09:09.244 --> 09:11.955
‫- خدایا، یکم شلوغش نکردید؟
‫- خیلی ناراحت‌کننده بود.

09:11.980 --> 09:14.884
‫ولی هر سال توی این تاریخ
‫یه سرود یادبود...

09:14.909 --> 09:18.755
‫برای «تد جیغ‌جیغو» می‌خونیم.

09:33.088 --> 09:34.790
‫واقعاً... اشکم رو درآورد.

09:34.815 --> 09:37.602
‫تازه اگه زبونم رو می‌فهمیدی قشنگ‌تر بود.

09:37.627 --> 09:39.362
‫چون توی بخش هم‌خوانی...

09:39.387 --> 09:43.127
‫تاریخ عدم موفقیتش
‫با «کالبدشکافی زنده» قافیه‌ست.

09:43.293 --> 09:45.045
‫قافیۀ عجیبیه.

09:47.570 --> 09:48.947
‫حرومزاده.

09:49.225 --> 09:51.977
‫- صبح بخیر، جن.
‫- یـوهـو!

09:54.829 --> 09:56.998
‫حرومزاده.

09:57.714 --> 10:01.092
‫ببخشید، باید برم یه سلامی با دوست‌هام بکنم.

10:03.173 --> 10:06.426
‫- شما دوتا اینجا چه غلطی می‌کنید؟
‫- واسه اون اومدم.

10:06.451 --> 10:09.750
‫ممنون که ماسه‌ها رو از روش پاک کردی.
‫خودم دیگه می‌برمش خونه.

10:09.775 --> 10:12.064
‫نه. مال منه.

10:12.089 --> 10:16.676
‫تو و آستا می‌تونید برید
‫توی پورتال زمان و برگردید.

10:16.701 --> 10:19.036
‫راستش من... من دارسی‌ام.

10:19.290 --> 10:21.375
‫هیچوقت اسمی ازت نبرد.

10:21.400 --> 10:25.362
‫حالا اگه ببخشید،
‫توی رستوران دریایی شاه‌میگو شیفت دارم.

10:28.142 --> 10:31.791
‫- اسمی از من نبردی؟ حتی یه‌بار؟
‫- نه، دروغ می‌گه.

10:31.816 --> 10:36.070
‫همیشه صدات می‌کردم:
‫زائدۀ بی‌مصرفِ آستا.

10:52.296 --> 10:55.966
‫- سلام.
‫- سلام، اوضاع توی برداک چطور بود؟

10:55.991 --> 10:58.676
‫- عالی بود. تراشۀ بیگانه رو خارج کردن.
‫- واقعاً؟

10:58.701 --> 11:02.400
‫- عالی شد.
‫- مثل یه تیکه شیشه بود.

11:02.425 --> 11:05.797
‫به دکتر گفتم توی بچگی تصادف کرده بودم.

11:05.823 --> 11:07.420
‫- خوب پیچوندی.
‫- آره.

11:07.446 --> 11:10.991
‫حالا که می‌دونیم بچه‌مون روی زمینه
‫و یه جایی بیرون توی فضا نیست،

11:11.017 --> 11:13.226
‫نظرت چیه که به لیو بگیم؟

11:13.251 --> 11:16.171
‫عزیزم، هنوز نمی‌تونیم.
‫اونوقت باید گزارش بده.

11:17.134 --> 11:21.430
‫خب، پس به... معاون لیو نمی‌گم.

11:21.785 --> 11:25.122
‫- به عنوان دوستم بهش می‌گم.
‫- عزیزم. کارت هوشمندانه‌ست،

11:25.148 --> 11:26.847
‫ولی اونوقت باید به مایک بگه.

11:26.873 --> 11:30.180
‫آره، ولی لیو به بیگانه‌ها باور داره.
‫شاید واقعاً حرف‌مون رو باور کنه.

11:30.210 --> 11:32.936
‫مهم نیست لیو باورش بشه یا نه.

11:33.003 --> 11:35.670
‫- گرفتم.
‫- مایک هیچوقت حرفش رو جدی نمی‌گیره.

11:35.696 --> 11:38.109
‫اون آدم هیچ جوره به بیگانه‌ها باور نداره.

11:38.135 --> 11:40.319
‫فکر می‌کنم این قتل‌ها
‫کار یه بیگانه باشه.

11:40.345 --> 11:42.595
‫وایسا، داری می‌گی به بیگانه‌ها باور داری؟

11:42.620 --> 11:44.624
‫ببین، من به تمام مدارک نگاه کردم.

11:44.649 --> 11:47.830
‫شاید جوزف پشت قربانی‌های بدون سر باشه.

11:47.855 --> 11:50.435
‫اگه این حقیقت داشته باشه،
‫حق با تو بوده.

11:50.967 --> 11:53.108
‫پس می‌گی به بیگانه‌ها باور داری.
‫خودت این حرف رو زدی.

11:53.133 --> 11:54.310
‫چی از جون من می‌خوای؟
‫برات رژه برم؟

11:54.335 --> 11:57.319
‫الان که جوزف بیرون داره ول می‌چرخه و
‫اون سایبورگِ یه لنگه پا تو غار گیر افتاده،

11:57.344 --> 11:59.277
‫وقت واسه این حرف‌ها ندارم.

11:59.302 --> 12:01.054
‫نه. تو یکی‌شون رو دیدی.

12:01.079 --> 12:03.362
‫بهشون باور داری
‫و می‌خوام بلند به زبون بیاریش.

12:03.387 --> 12:05.056
‫چقدر دارم حال می‌کنم.

12:10.974 --> 12:12.247
‫[ به بیگانه‌ها باور دارم ]

12:13.361 --> 12:14.905
‫حالا برو پاکش کن، معاون.

12:14.930 --> 12:16.674
‫آره، شتر دیدم، ندیدم.

12:17.047 --> 12:18.423
‫پاکش می‌کنی‌ها!

12:22.566 --> 12:25.903
‫داری می‌رقصی؟
‫سایه‌ت از پشت در معلومه.

12:28.957 --> 12:30.333
‫عزیزم، امروز خیلی بداخلاقی.

12:34.213 --> 12:38.023
‫سلام، کیت‌ام. ببخشید گزارش‌های
‫محیط‌زیستی رو نفرستادم.

12:38.048 --> 12:40.275
‫کلی کار سرم ریخته.
‫ولی قول می‌دم یکی دو روزه...

12:40.300 --> 12:41.676
‫به دستت برسونم.

12:44.301 --> 12:48.110
‫سلام، کیت‌ام. ببخشید گزارش‌های
‫محیط‌زیستی رو نفرستادم.

12:48.135 --> 12:50.304
‫کلی کار سرم ریخته.
‫ولی قول می‌دم یکی دو روزه...

12:50.329 --> 12:51.706
‫به دستت برسونم.

13:24.702 --> 13:26.370
‫بچه رو از کجا آوردی؟

13:26.542 --> 13:29.712
‫تا جایی که یادمه،
‫قرار شد چیزی راجع‌بهش نپرسی.

13:30.806 --> 13:33.266
‫من وکیل و مأمور دادگاه‌ام،

13:33.291 --> 13:36.018
‫پس بهتره قبل از اینکه شهادت دروغ بدی،
‫یه دور به حرف‌هات فکر کنی.

13:36.044 --> 13:37.895
‫والدین بچه می‌دونن اون کجاست؟

13:37.921 --> 13:40.022
‫- اعتراض دارم.
‫- اینجا مگه دادگاه‌ست؟

13:40.048 --> 13:42.066
‫خودت از اصطلاحات حقوقی استفاده کردی.

13:42.092 --> 13:43.651
‫می‌دونی که نمی‌تونیم بهم دروغ بگی.

13:43.677 --> 13:46.028
‫کلاس اول رو یادته
‫وقتی مجبورت کردم حقیقت رو...

13:46.054 --> 13:47.738
‫راجع‌به گرفتن دست چارلی همیلتون بگی؟

13:47.764 --> 13:50.593
‫کارت انصاف نبود.
‫یه جوری تو چشمام زل زدی...

13:50.619 --> 13:52.152
‫انگار می‌تونستی حرف دلم رو بخونی.

13:52.178 --> 13:54.787
‫خب، به عنوان دخترعمویی که
‫می‌تونه حرف دلت رو بخونه،

13:54.813 --> 13:57.484
‫ازت می‌خوام یه آره یا نهِ ساده بهم بگی.

13:58.510 --> 14:00.432
‫اون بچۀ کیته؟

14:02.939 --> 14:04.998
‫آره، ولی فقط همین‌قدر می‌تونم بگم.

14:07.200 --> 14:10.626
‫تازه کیت نمی‌دونه بچه کجاست،
‫که اونقدرها چیز بدی نیست.

14:10.652 --> 14:15.116
‫ولی دیگه از این بیشتر چیزی نخواه.
‫خواهش می‌کنم اونجوری نگاه‌م نکن.

14:15.903 --> 14:17.279
‫تو رو خدا.

14:20.343 --> 14:22.398
‫خیلی‌خب، باشه!
‫آره، بچۀ کیته.

14:22.424 --> 14:24.676
‫ولی بیگانه‌ها کیت رو دزدیدن
‫و بعدش رفتیم توی سفینه...

14:24.801 --> 14:26.470
‫که در واقع توی ماهه و...

14:26.595 --> 14:28.472
‫معاون سابق، جوزف، هم یه آدم‌فضاییه...

14:28.498 --> 14:30.239
‫که دوست داره روی تخت دکتربازی کنه،

14:30.265 --> 14:32.199
‫با این تفاوت که من دکتر بودم و اون پرستار.

14:32.225 --> 14:34.561
‫- حالا راضی شدی؟
‫- ببخشید، چی؟

14:39.426 --> 14:42.623
‫خب، پس سه بار زمین رو نجات دادی؟

14:42.952 --> 14:47.555
‫شاید هم چهار بار.
‫از یه بار که بگذره، حسابش از دستت در میره.

14:47.581 --> 14:53.963
‫- انگار همه چی خواب و خیاله.
‫- آره، خواب و خیال.

14:55.256 --> 14:57.925
‫در ضمن، یه چیز دیگه هم هست.

14:59.010 --> 15:04.921
‫شاید باورش سخت باشه،
‫ولی یه بیگانه توی پیشنس هست.

15:04.947 --> 15:06.323
‫هری رو می‌گی؟

15:07.476 --> 15:08.805
‫- می‌دونستی؟
‫- راحت می‌شد حدس زد.

15:08.831 --> 15:10.708
‫اگه قرار بود کسی بیگانه باشه،
‫یا هریه،

15:10.734 --> 15:12.580
‫یا اون یارو کوکو توی کتاب‌فروشی.

15:12.607 --> 15:15.875
‫باید بهت می‌گفتم،
‫ولی... درکش سخت بود.

15:15.901 --> 15:17.836
‫هر چی ندونی جات امن‌تره و...

15:17.862 --> 15:20.110
‫- من هم نمی‌خواستم چیزیت شه.
‫- مشکلی نیست.

15:20.136 --> 15:21.929
‫الان داری حقیقت رو می‌گی،
‫همین مهمه.

15:22.033 --> 15:25.730
‫ما عموزاده‌ها یه پیوند ویژه‌ای داریم
‫و همه چی رو به همدیگه می‌گیم.

15:25.756 --> 15:27.608
‫نگران نباش.
‫من چیزی به کسی نمی‌گم.

15:27.634 --> 15:29.115
‫این راز بین‌مون می‌مونه.

15:29.915 --> 15:32.142
‫- خب، بابام می‌دونه.
‫- اوه، آره.

15:32.168 --> 15:34.185
‫- آره، آره، آره.
‫- معلومه. آره، این که خیلی خوبه.

15:34.211 --> 15:38.174
‫خوبه. سه‌تایی یه فکری به حالش می‌کنیم.

15:38.538 --> 15:40.775
‫- دارسی هم می‌دونه.
‫- دیگه؟

15:40.801 --> 15:43.737
‫مکس و سحر هم می‌دونن.
‫شاید بعضی از دوست‌هاشون هم بدونن.

15:43.763 --> 15:46.781
‫- فقط من غریبه بودم؟
‫- خدایا، ببخشید چیزی بهت نگفتم.

15:46.807 --> 15:49.936
‫خیلی خطرناک بود.
‫نمی‌دونم چی بگم.

15:49.962 --> 15:52.480
‫اینکه می‌دونی توی جهان تنها نیستی
‫به‌نظر آرامش‌بخشه،

15:52.506 --> 15:55.818
‫ولی همچنین باعث می‌شه فکر کنی
‫توی خونه‌ت هم تنها نیستی.

15:56.442 --> 15:58.551
‫- ترسناکه.
‫- یه کوچولو.

15:58.836 --> 16:03.132
‫اون کُمیکه، آسمان، رو یادته
‫بچه که بودیم همیشه می‌خوندیم؟

16:03.157 --> 16:06.410
‫آره. آره، من عاشقش بودم.

16:06.436 --> 16:08.540
‫دست‌هامون رو رنگی کردیم
‫و باهاش تیشرت درست کردیم.

16:08.639 --> 16:12.511
‫آره. قبیلۀ ما صدها ساله که داره...

16:12.536 --> 16:14.482
‫این داستان رو گوش‌به‌گوش تعریف می‌کنه.

16:14.507 --> 16:16.134
‫نسل‌اندرنسل.

16:16.159 --> 16:19.328
‫و یه روزی خودمون
‫اون رو واسه بچه‌هامون تعریف می‌کنیم.

16:19.353 --> 16:23.065
‫- آره.
‫- ما جزئی از یک کل‌ایم.

16:23.261 --> 16:28.097
‫و تو حاصل تمامی نیاکانتی.

16:28.123 --> 16:29.751
‫تو اعجاب‌انگیزی.

16:30.073 --> 16:31.677
‫تو ثمرۀ همه چیزی.

16:34.522 --> 16:37.400
‫- تو هم ثمرۀ همه چیزی.
‫- می‌دونم.

16:56.711 --> 17:00.965
‫- خواهش می‌کنم برید.
‫- عمراً، اینجا همه چی مفته.

17:01.340 --> 17:05.443
‫شاه‌میگوی شام فقط سه دلار؟
‫اگه تخفیف بدی قبوله.

17:05.469 --> 17:09.203
‫- دوتا می‌خوام.
‫- واسه من هم اون دستگاه بیگانه رو بیار.

17:09.229 --> 17:11.777
‫خانم، اینجا نمیای؟

17:12.768 --> 17:15.328
‫این یارو رو باش.
‫هی، مشتی، نظرت چیه آروم بگیری،

17:15.354 --> 17:18.832
‫و از این آبجوهای 50 سِنتی بزنی؟
‫شوخیه دیگه؟

17:18.858 --> 17:20.234
‫خدای من. باشه.

17:20.462 --> 17:22.994
‫همگی یه دور مهمون من.

17:23.890 --> 17:25.399
‫خواهش می‌کنم شلوغش نکن.

17:25.865 --> 17:29.535
‫- به این شغل نیاز دارم.
‫- تو مگه اسهال نداشتی؟

17:29.994 --> 17:31.803
‫آره، راست می‌گی.

17:31.829 --> 17:34.791
‫سفر در زمان بدجوری
‫دل و روده‌م رو به هم ریخته.

17:34.817 --> 17:37.251
‫باید برم از باسن بشاشم.

17:38.252 --> 17:39.629
‫حالم رو به هم زدی.

17:50.890 --> 17:54.977
‫- نمی‌تونم بهت بدمش. می‌خوامش.
‫- می‌خوای چیکار؟

17:56.187 --> 17:58.105
‫زندگی بابام رو نجات بدم.

17:58.522 --> 18:01.150
‫خودم می‌دونم چی دیدم.
‫یه نگاه به عکس‌ها بنداز!

18:01.275 --> 18:03.736
‫عکس‌ها رو دیدیم.
‫ممکنه بالون هواشناسی باشه.

18:05.029 --> 18:07.865
‫اون مأمورهایی که به زندگیش گند زدن
‫و باعث شدن بابا فکر کنه دیوونه‌ست،

18:07.990 --> 18:09.992
‫تا یه ساعت دیگه می‌رن خونه‌ش.

18:10.117 --> 18:12.703
‫اگه مشکل این افرادن،
‫پس اون دستگاه رو بده من...

18:12.828 --> 18:15.623
‫تا قبل از رفتن
‫مغزشون رو باهاش له کنم.

18:15.748 --> 18:18.491
‫این کارت هیچ کمکی نمی‌کنه.
‫اینجوری مأمورهای بیشتری می‌فرستن.

18:18.834 --> 18:22.479
‫بچه که بودم به چشم دیدم
‫اون دستگاهِ بیگانه از آسمون افتاد زمین،

18:22.505 --> 18:25.049
‫ولی می‌ترسیدم حرفی بزنم.

18:25.075 --> 18:27.798
‫این ثابت می‌کنه چیزی که دید واقعیه.

18:27.824 --> 18:29.326
‫مأمورها که برن،

18:29.352 --> 18:32.656
‫دستگاه رو نشونش می‌دم
‫و اون بالاخره حقیقت رو می‌فهمه.

18:32.682 --> 18:35.017
‫خب، من دستگاه رو می‌خوام.

18:35.601 --> 18:39.663
‫خاکستری‌ها چیزی که شما
‫بهش «نیروی حیات» می‌گید،

18:39.689 --> 18:41.962
‫همون انرژی بیگانه‌م رو ازم دزدیدن.

18:42.191 --> 18:45.653
‫و من واسه پس گرفتنش
‫باید دستگاه رو باهاشون معامله کنم.

18:46.195 --> 18:48.072
‫خاکستری‌ها می‌خوان باهاش چیکار کنن؟

18:48.098 --> 18:50.465
‫سیاره‌م رو نابود می‌کنن.

18:52.285 --> 18:54.112
‫اونقدر که فکر می‌کنی هم بد نیست.

18:56.455 --> 18:58.582
‫من دو سال اینجا زندگی کردم.

18:59.583 --> 19:01.476
‫اومدم با بابام وقت بگذرونم.

19:01.502 --> 19:03.976
‫فقط یه چند ماهی.

19:04.002 --> 19:07.017
‫اونقدری که یه خداحافظی
‫درست و درمون داشته باشم.

19:07.043 --> 19:10.381
‫اون فقط همین‌قدر می‌دونه که
‫من، جن، خانمِ تازه‌وارد شهرم.

19:10.803 --> 19:12.346
‫ولی حالا با هم دوستیم.

19:13.556 --> 19:16.783
‫واسه همین،
‫دیشب که سفینۀ مردم شما اومد،

19:16.809 --> 19:20.062
‫فهمیدم که می‌تونم درستش کنم.

19:20.819 --> 19:22.196
‫پیشخدمت!

19:31.157 --> 19:34.107
‫- بله، آقا؟ خیلی‌خب.
‫- اتاق پشتی رو نگاه کردم،

19:34.133 --> 19:36.469
‫تمام کیف‌ها رو گشتم
‫و تنها چیزی که پیدا کردم اسپری مو،

19:36.495 --> 19:40.598
‫سیگار، کلی سیگار و یه خروار سیگار بود.

19:40.625 --> 19:43.919
‫خدایا، چطور این همه آدم هست،
‫ولی خبری از دستگاه بیگانه نیست؟

19:43.981 --> 19:46.075
‫می‌رم یه نگاهی به ماشینش بندازم.

19:46.255 --> 19:50.817
‫تو همین‌جا بمون
‫و حواست به ژنرال دست‌ماهی باشه.

19:50.843 --> 19:53.429
‫- چرا تو بری؟
‫- چون نوبت منه!

19:53.679 --> 19:57.559
‫چون من به درد گپ‌وگفت نمی‌خورم.

19:57.585 --> 19:59.170
‫خیلی‌خب، باشه. می‌تونی بری.

19:59.195 --> 20:01.547
‫ولی قبلش می‌رم...

20:01.572 --> 20:06.744
‫از اون آبنبات سنگی‌های عهد بوقی که
‫کنار دره برات بیارم.

20:06.935 --> 20:08.903
‫وای به حالت اگه... سلیطه!

20:15.068 --> 20:16.593
‫سلام به کلانتر و معاونش.

20:16.619 --> 20:19.804
‫می‌خواستم شما رو با
‫مأمور اف‌بی‌آی، جولز گاردنر، آشنا کنم.

20:19.830 --> 20:22.541
‫- ایشون کلانتر مایکه...
‫- انفجار، جرقه،

20:22.667 --> 20:26.170
‫- مدرسۀ پیشنس می‌ترکونه مثل ترقه!
‫- خیلی‌خب.

20:26.295 --> 20:29.356
‫- لیو بیکر، پارسال دوست، امسال آشنا!
‫- دیگه این شعار رو ندادن.

20:29.382 --> 20:31.608
‫دیگه توی سالنِ مدرسه
‫نمی‌تونی از «انفجار» استفاده کنی.

20:31.634 --> 20:34.402
‫نمی‌دونستم توی دبیرستان پیشنس درس خوندی.

20:34.428 --> 20:37.989
‫- بهترین سال‌های عمرم بود.
‫- واو، جولز گاردنر.

20:38.015 --> 20:40.977
‫- بن هاثورن.
‫- می‌بینم شهردار شدی.

20:41.003 --> 20:44.142
‫می‌دونی، بعد از مراسم پرام ندیدمت.

20:44.286 --> 20:46.748
‫یادته؟ دوست‌دخترم رو بلند کردی.

20:46.774 --> 20:50.960
‫آره! خب، مست بودم
‫و دوست‌دخترت هم لزبین بود.

20:50.987 --> 20:55.290
‫- آره، خب... شاید همون یه شب.
‫- ما 6 سال تو رابطه بودیم.

20:55.316 --> 20:57.568
‫تو توی غرفۀ عکاسی بالا نیاورده بودی؟

20:57.594 --> 20:59.386
‫- روی میز خوراکی‌ها.
‫- میز خوراکی‌ها.

20:59.412 --> 21:01.831
‫به پیشنس خوش برگشتید.
‫- من کلانتر مایک تامسون‌ام.

21:01.857 --> 21:05.100
‫سلام. آره، از وقتی که اومدم،
‫لینا همه چی رو راجع‌بهت گفت.

21:05.126 --> 21:07.633
‫به مأمور گاردنر گفتم
‫بیاد توی تحقیقات کمک‌مون کنه.

21:07.670 --> 21:11.062
‫ایشون توی جساپ زندگی می‌کنه
‫و کلرادو تازه پرونده رو دست گرفته.

21:11.088 --> 21:12.964
‫اوه، چه خوب.

21:13.210 --> 21:16.403
‫البته فکر نکنم به کمک
‫بقیه نیازی باشه، ولی باشه.

21:16.429 --> 21:18.379
‫دستورالعمل توی اینجور موقعیت‌ها همینه.

21:18.405 --> 21:21.616
‫ایشون تحلیل‌گر رفتاره
‫و توی دفتر اسپرینگز کار می‌کنه.

21:21.642 --> 21:23.493
‫واو، چه خفن.

21:23.519 --> 21:27.982
‫یه مدال شجاعت هم گرفته،
‫پس فکر کنم خیال‌مون راحته.

21:28.774 --> 21:33.477
‫- انگری همین‌طوره.
‫- راجع‌به قتل‌ها، من یه پرونده تنظیم کردم.

21:33.503 --> 21:35.338
‫قاتل سریالی از سر و روش می‌باره.

21:35.364 --> 21:38.925
‫بهتره توی شهر ساعت منع عبور و مرور
‫تعیین کنید تا همه در امان باشن.

21:38.951 --> 21:40.593
‫خب، من قبلاً فکر این چیزها رو کردم.

21:40.620 --> 21:42.387
‫کلاس‌های دفاع شخصی برگزار می‌کنم.

21:42.413 --> 21:45.765
‫به مردم شهر یاد می‌دم
‫چطور از خودشون دفاع کنن.

21:45.791 --> 21:47.641
‫- واقعاً؟
‫- خب، فکر نکنم ما...

21:47.667 --> 21:50.045
‫- بودجۀ این کار رو داشته باشیم.
‫- بودجه نمی‌خواد،

21:50.071 --> 21:53.074
‫- توی همین ساختمون شهرداری برگزار می‌کنیم.
‫- کِی؟

21:53.257 --> 21:56.677
‫همون زمان‌های همیشگی.
‫تو هیچوقت نمیای.

21:56.703 --> 21:59.571
‫دلم می‌خواد، ولی
‫لباسِ خیالیِ مناسبی ندارم که بپوشم.

21:59.597 --> 22:03.726
‫حرف من اینه که می‌خوام
‫تمام شهروندهای این شهر رو...

22:03.752 --> 22:05.827
‫- به یه سلاح مرگبار تبدیل کنم.
‫- خب، به‌نظر...

22:05.853 --> 22:08.038
‫همه چی تحت کنترله.

22:08.064 --> 22:10.566
‫مطمئنم چشم به هم بزنید
‫قاتل رو گرفتیم.

22:11.150 --> 22:14.044
‫باید می‌فهمیدم
‫با خوردن کلۀ دوتا آدمیزاد...

22:14.076 --> 22:16.780
‫پلیس‌ها مثل مور و ملخ می‌ریزن
‫و هر پخمه‌ای توی شهر...

22:16.806 --> 22:18.967
‫پادکست جنایی می‌سازه.

22:18.993 --> 22:20.675
‫گمونم اونقدرها هم بد نیست.

22:20.701 --> 22:22.958
‫یه تنوعی می‌دم
‫و چندتا حیوون وحشی می‌خورم،

22:22.984 --> 22:24.865
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

22:25.081 --> 22:28.370
‫جوون‌تر که بودیم،
‫هر موجودی که نبض داشت رو می‌خوردیم.

22:28.396 --> 22:32.025
‫اون زمان‌ها کسی حرفی از
‫کربوهیدرات و پروتئین نمی‌زد.

22:32.310 --> 22:33.978
‫وقت شامه!

22:45.768 --> 22:47.412
‫این خوبه؟

22:47.438 --> 22:48.967
‫[ شبیه به مرگ شدی ]

22:48.993 --> 22:51.116
‫نه، ترسناک نیست.

22:52.791 --> 22:56.336
‫سلام، مکس. مانتید رو گرفتی؟

22:56.362 --> 22:58.836
‫منظورت اینه دوباره دنیا رو نجات دادم؟

22:59.976 --> 23:01.291
‫نه.

23:03.202 --> 23:07.873
‫حالا اگه می‌بخشی، ظاهراً بریجت
‫از خون‌آشام‌های کارتونی می‌ترسه.

23:25.829 --> 23:27.808
‫مشکل چیه، خانم کوچولو؟

23:28.873 --> 23:30.416
‫سلام.

23:31.731 --> 23:35.526
‫آره، خانم کوچولوئم دیگه،
‫یه کوچولو هم خنگم.

23:35.686 --> 23:39.664
‫امشب توی تجمعِ ضد جنگ
‫شبِ بدون سوتینه و...

23:39.877 --> 23:42.632
‫من هم سوییچ رو تو ماشین جا گذاشتم.

23:42.658 --> 23:45.453
‫خب، بذار ببینم چه کاری ازم ساخته‌ست.

23:45.578 --> 23:47.788
‫خیلی‌خب، چه شَوَد!

23:55.156 --> 23:56.926
‫- این هم از این.
‫- عالی شد.

23:56.952 --> 24:01.010
‫گفتی اسمت چی بود؟
‫باید توی گزارشم بیارم.

24:01.135 --> 24:04.430
‫آره، اسمم کارول بریدیه.

24:04.847 --> 24:08.517
‫همسرم، مایک، معماره.
‫ما و شیش‌تا بچه‌هامون با هم زندگی می‌کنیم.

24:08.643 --> 24:11.604
‫و فکر کنم خدمتکار هم
‫با ما زندگی می‌کنه؟

24:11.729 --> 24:15.775
‫- مثل همون سریال تلویزیونیه؟
‫- مگه اون الان رو آنتن رفته؟

24:16.150 --> 24:22.006
‫شوخی می‌کردم.
‫اسم واقعیم مردیت گریه.
‫(از سریال آناتومی گری)

24:22.032 --> 24:24.867
‫- من یه جراحم.
‫- فقط اسم‌تون کافیه.

24:25.484 --> 24:26.986
‫زحمت رو کم می‌کنم.

24:29.413 --> 24:31.248
‫عزت زیاد.

24:31.985 --> 24:34.128
‫به صلح یه شانس بده!
‫(اشاره به قطعه‌ای از جان لنون)

24:36.593 --> 24:38.971
‫- خدایا.
‫- پیداش کردم.

24:40.716 --> 24:42.176
‫برنده شدم!

24:46.249 --> 24:48.543
‫می‌دونی، مکس، اگه می‌خوای کمک کنی...

24:48.569 --> 24:49.987
‫مکس؟

24:51.385 --> 24:52.727
‫بریجت!

24:55.856 --> 24:57.441
‫اِی داد.

24:59.542 --> 25:04.464
‫آره. آره، ناکارش کن.
‫ناکارش کن. یکی دیگه اینجا.

25:04.672 --> 25:08.635
‫واو. کارت عالی بود، مری.
‫باریکلا. یه دست نداره؟

25:09.344 --> 25:14.228
‫کارت حرف نداشت. بعدی کیه؟
‫جودی؟ تو امتحان نمی‌کنی؟ بیا.

25:14.254 --> 25:16.700
‫- چشم، استاد مایک.
‫- لازم نیست اینجوری صدام کنی.

25:16.726 --> 25:18.952
‫- بله، ارباب من.
‫- اینجوری هم نمی‌خواد صدام کنی.

25:18.978 --> 25:21.940
‫فقط یادتون باشه،
‫اکثر مهاجم‌ها مرد هستن، خب؟

25:21.966 --> 25:24.390
‫پس بهتر محکم
‫به کشاله ضربه بزنید، خب؟

25:24.416 --> 25:26.126
‫- محکم به سمت کشاله.
‫- بهم اعتماد کن،

25:26.152 --> 25:28.212
‫دختر هم باشی
‫اون قسمت درد می‌گیره.

25:28.238 --> 25:32.659
‫هشت سالم که بود از درخت افتادم پایین،
‫یه شاخه درست خورد لای پام.

25:32.784 --> 25:36.746
‫خیلی‌خب. باشه، جودی. ممنون.
‫بیا یه امتحانی کنیم، خب؟

25:36.772 --> 25:39.466
‫- تماشا کنید و یاد بگیرید.
‫- برو بریم.

25:40.167 --> 25:42.520
‫واو، حالا فهمیدم چرا لباس رزمی پوشیدی.

25:43.304 --> 25:44.718
‫اوه، باریکلا.

25:44.743 --> 25:45.955
‫خیلی‌خب. عالی بود.

25:45.980 --> 25:50.193
‫- اسم این حرکت آسیاب‌بادیه! آره!
‫- اوه، خیلی‌خب.

25:50.318 --> 25:53.446
‫راستی، وضعیت عجیبِ جوزف به کجا رسید؟

25:53.471 --> 25:57.934
‫- گفته بودی برگشته؟
‫- من همچین حرفی نزدم.

25:58.032 --> 26:01.722
‫یه مردی که نقاب گذاشته بود
‫و دهنش بوی بدی می‌داد گفته بود.

26:02.031 --> 26:06.068
‫حتماً خیلی وقت بود چیزی نخورده بود.
‫می‌دونی، شکم‌خالی اینجوری می‌شی.

26:06.093 --> 26:08.468
‫حالا اون خل و چل...

26:08.528 --> 26:12.907
‫- داستانش چیه؟
‫- نمی‌تونی چیزی بهت بگم.

26:13.033 --> 26:16.552
‫- باید این رو به کاربلدها بسپاری.
‫- آره، ولی من خودم شهردارم، پس...

26:16.578 --> 26:18.303
‫مشخصاً کاربلدم.

26:18.329 --> 26:20.832
‫اگه بُریدن روبان
‫با یه قیچی قلابی گنده رو حساب کنی.

26:20.957 --> 26:24.781
‫اونا قلابی نیستن، می‌برن.
‫بپرس چه بلایی سر گوشِ چارلی جونز آورد.

26:25.114 --> 26:28.016
‫از اونجایی که اطلاعاتی نداری،
‫دلیلی نداره تو رو در جریان بذارم.

26:28.704 --> 26:31.199
‫- جدی می‌فرمایید؟
‫- سرپا و پرانرژی‌ای.

26:31.224 --> 26:37.230
‫در این حد بگم که تجربیاتی داشتم
‫که نمی‌تونم چیزی راجع‌بهشون بگم.

26:37.759 --> 26:39.135
‫- تجربه داشتی؟
‫- اوهوم.

26:39.267 --> 26:42.395
‫تجربۀ بیگانه؟ می‌دونستم!

26:42.653 --> 26:45.239
‫راستش رو بگو،
‫بیگانه‌ها کیت رو دزدیدن، نه؟

26:45.548 --> 26:47.362
‫واو، یه راست رفتی...

26:47.387 --> 26:49.724
‫نه. چی؟

26:50.009 --> 26:54.485
‫عمراً. این... دیوونگیه.
‫افتراست. آره. گم شو بابا.

26:54.510 --> 26:57.862
‫خیلی‌خب، باریکلا. عالی بود.
‫مشت‌های پولادی داره.

26:57.887 --> 27:00.222
‫دیگه کی می‌خواد امتحان کنه؟
‫کسی نبود؟

27:00.247 --> 27:02.624
‫- من میام!
‫- خیلی خب. بیا، کیت.

27:03.624 --> 27:05.198
‫- باریکلا، کیت!
‫- می‌دونی چیه؟

27:05.224 --> 27:08.426
‫بذار یکم شرایط رو عوض کنیم.
‫یه لطفی بکن، برگرد.

27:08.451 --> 27:09.926
‫- اوه.
‫- آره، خیلی‌خب.

27:09.951 --> 27:13.372
‫واسه خودت اومدی بیرون،
‫سرت تو کار خودته،

27:13.490 --> 27:16.743
‫نه صدایی میاد نه چیزی
‫و بعدش یهو... بـوم!

27:16.934 --> 27:18.231
‫یکی می‌گیرتت.

27:20.329 --> 27:24.000
‫خواهش می‌کنم، بچه‌م رو بدید!
‫نه.

27:24.431 --> 27:26.609
‫گردنت رو می‌گیره.
‫تو چیکار می‌کنی؟

27:26.634 --> 27:28.793
‫- گفتم نه!
‫- یاخدایا!

27:28.818 --> 27:30.820
‫- نه! نه! نه!
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب. قبوله!

27:30.845 --> 27:33.640
‫نه! نه! نه! نه!

27:33.665 --> 27:36.292
‫- نه! نه! نه!
‫- بسه، بسه، بسه. چیزی نیست.

27:36.317 --> 27:38.695
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

27:39.806 --> 27:41.683
‫حافظه‌م داره برمی‌گرده.

27:51.104 --> 27:55.316
‫- خانم توئلوترس، به کمک‌تون نیاز دارم.
‫- الان وسط یه کاری‌ام، سحر.

27:56.034 --> 27:57.577
‫داری آبنبات‌ها رو مرتب می‌کنی.

27:57.703 --> 27:59.830
‫آره، وقتی طعم محبوبت رو خواستی،
‫ازم تشکر می‌کنی.

27:59.955 --> 28:02.666
‫مکس بریجت رو برد.
‫فکر کنم می‌خواد مانتید رو بگیره!

28:02.791 --> 28:07.087
‫- خدایا. وایسا ببینم.
‫- خدایی؟

28:07.112 --> 28:10.342
‫خیلی‌خب، نمی‌شه که نصفه‌کاره ولش کنم.
‫مشکل از خودمه.

28:10.367 --> 28:11.496
‫خیلی‌خب.

28:13.321 --> 28:17.071
‫توی گسترۀ کیهان،
‫تصمیمات به ندرت ساده هستن.

28:17.097 --> 28:20.100
‫برای نجات خودم،
‫مجبورم گونۀ خودم رو از بین ببرم.

28:20.225 --> 28:22.269
‫آره، هم‌نوعان من نابود می‌شن،

28:22.394 --> 28:25.272
‫اما اهمیتی براشون نداره
‫چون اونا احساس و عواطفی ندارن.

28:25.298 --> 28:27.543
‫از این جهت شانس باهاشون یاره.

28:27.569 --> 28:32.378
‫وایسا. مطمئنی اگه با این دستگاه
‫از پورتال رد شیم مشکلی پیش نمیاد؟

28:32.404 --> 28:35.365
‫- مشکلی پیش نمیاد.
‫- ماجرای موز رو یادته؟

28:35.490 --> 28:38.452
‫اگه توی کار سیستم اختلالی ایجاد کنه چی؟

28:38.569 --> 28:41.020
‫نظرت چیه بهش یه طنابی ببندیم
‫و از پورتال رد شیم و بریم خونه،

28:41.053 --> 28:43.180
‫بعدش دستگاه رو بکشیم.

28:43.206 --> 28:45.909
‫اون مغز فندقیِ داخل کلۀ قرمزت
‫زیادی داره کار می‌کنه.

28:45.935 --> 28:47.977
‫این که موز نیست!

28:48.003 --> 28:50.547
‫این یه تیکه گامای پیلیادیه.

28:50.672 --> 28:54.968
‫می‌تونه جزر و مد، جریان‌ها،
‫دمای آب،

28:54.994 --> 28:59.273
‫شوری تریلیون‌ها گالن آب رو...

28:59.300 --> 29:03.352
‫همزمان اندازه‌گیری کنه.

29:03.378 --> 29:05.619
‫- این که یه سنگه.
‫- چی؟

29:05.645 --> 29:08.565
‫حروم‌لقمه! گول‌مون زد.

29:09.149 --> 29:10.609
‫بیشتر تو رو گول زد.

29:25.499 --> 29:28.543
‫خیلی‌خب، بابا. برو بریم.

29:38.104 --> 29:40.563
‫مطمئن بودم که دیدمش.

29:40.588 --> 29:43.133
‫همون چیزه رو.

29:43.543 --> 29:46.299
‫شیء ناشناس پرنده. درست دیدی.

29:46.529 --> 29:48.364
‫من هم دیدمش.

29:49.365 --> 29:51.466
‫اگه بگم می‌تونم ثابتش کنم چی؟

29:51.491 --> 29:58.039
‫دخترم کلی عکس ازش گرفت، ببین!

29:58.945 --> 30:02.156
‫یه بالون هواشناسی ساده بود.

30:03.165 --> 30:05.694
‫بیخیال، جن. داریم راجع‌به
‫دولت ایالات متحده حرف می‌زنیم.

30:05.720 --> 30:07.367
‫اونا بهتر می‌دونن چی به چیه.

30:07.393 --> 30:08.936
‫من...

30:14.145 --> 30:16.272
‫نمی‌دونم چه مرگم شده.

30:16.297 --> 30:19.091
‫تو چیزیت نیست.

30:19.691 --> 30:21.040
‫بیا.

30:21.901 --> 30:24.529
‫دیگه عکس نیست. واقعیه.

30:25.148 --> 30:28.068
‫از سفینه افتاد. خودم دیدم.

30:29.736 --> 30:31.655
‫از ماهواره افتاد.

30:31.954 --> 30:35.750
‫احتمالاً پروژۀ علمی یه بچه‌ست.
‫چمی‌دونم.

30:37.543 --> 30:39.211
‫خوب گوش بده چی می‌گم.

30:39.712 --> 30:41.339
‫اونا کارشون همینه.

30:41.365 --> 30:43.086
‫مغزت رو شست‌وشو می‌دن.

30:43.112 --> 30:44.870
‫کاری می‌کنن به چشم‌های خودت هم شک کنی.

30:44.896 --> 30:48.330
‫مردم همین‌جوری باورشون شده
‫که رفتن به ماه یه دروغ بوده.

30:48.763 --> 30:53.184
‫- واقعاً؟
‫- هنوز نه، ولی مهم نیست.

30:57.165 --> 30:59.265
‫می‌دونی از همه بدتر چیه؟

30:59.857 --> 31:02.568
‫ماجرا رو توی اِلکس
‫واسه هنری تعریف کردم.

31:03.963 --> 31:07.758
‫چه خری‌ام.
‫الان کل شهر می‌دونن.

31:08.950 --> 31:11.035
‫امروز صبح رفتم روزنامه بگیرم،

31:12.954 --> 31:18.334
‫- همسایه‌ها بهم خیره شده بودن.
‫- بقیه رو ول‌شون کن.

31:19.042 --> 31:21.833
‫باور داشته باش
‫چیزی که دیدی حقیقت داره.

31:21.859 --> 31:23.912
‫ولی نمی‌دونم چی حقیقت داره.

31:25.445 --> 31:26.988
‫دیگه نمی‌دونم.

31:30.054 --> 31:31.597
‫تو باید بری.

31:39.438 --> 31:41.649
‫مرسی پای پیتر رو درست کردی.

31:41.774 --> 31:44.360
‫نمی‌دونستم دارم برعکس جاشون می‌زنم.

31:44.386 --> 31:46.795
‫اونوقت عینهو شترمرغ راه می‌رفت.

31:46.821 --> 31:48.489
‫خیلی هم بد نیست.

31:48.739 --> 31:51.784
‫شترمرغ می‌تونه چیتا رو له و لورده کنه.

31:52.326 --> 31:54.161
‫وایسا، یه لحظه باید برم خرگوش بگیرم.

31:54.187 --> 31:55.549
‫حتماً.

32:02.586 --> 32:07.466
‫دارم با دهن ترومپت می‌زنم چون دارم
‫می‌شاشم و نمی‌خوام صداش رو بشنوی.

32:07.492 --> 32:10.094
‫پس یه آهنگ دیگه بزن.
‫چون این یکی تو سرم می‌مونه و...

32:10.120 --> 32:12.664
‫هر دفعه که بشنوم
‫یاد دستشویی کردن تو میفتم.

32:30.239 --> 32:32.241
‫می‌دونم منظورت از ترومپت زدن چیه.

32:32.366 --> 32:35.140
‫یه بار توی اجرای
‫«مرا در سنت لوئیس ملاقات کن»

32:35.166 --> 32:36.886
‫توی دبیرستان مریض شدم و...

32:36.912 --> 32:40.297
‫حالا هر بار که
‫صدای «کلنگ کلنگ کلنگ» می‌شنوم...

32:40.583 --> 32:44.462
‫- قربان؟
‫- یه... یه حشره‌ست.

32:45.588 --> 32:51.693
‫- حشره دیدی؟ چه حشره‌ای؟
‫- بزرگ! از اون بزرگ‌هاش. غول‌پیکر.

32:51.719 --> 32:53.971
‫دو سه متری می‌شد. مثل یه...

32:53.997 --> 32:56.392
‫مثل یه جیرجیرک گنده بود.

32:56.417 --> 32:58.085
‫جیرجیرک؟

32:58.559 --> 33:01.854
‫وایسا، بیشتر شبیه یه آخوندک نبود؟

33:01.880 --> 33:03.574
‫آره! همون شکلی!

33:04.022 --> 33:07.567
‫خدای من. یه مانتید بیگانه بود.

33:07.944 --> 33:12.033
‫یه بیگانۀ دیگه دیدی!
‫اون هم نه هر بیگانه‌ای،

33:12.059 --> 33:14.382
‫یکی از نایاب‌تری بیگانه‌های دنیا!

33:14.408 --> 33:18.412
‫خدایا! همه جز من بیگانه دیدن.

33:18.438 --> 33:20.845
‫دیگه منو بکشی هم دستشویی نمی‌رم.

33:25.467 --> 33:27.951
‫خب، منتظر می‌مونیم شیرفروش بیاد،

33:27.977 --> 33:31.399
‫بعدش تو غافلگیرش می‌کنی
‫و لباس‌هاش رو در میاری،

33:31.425 --> 33:34.819
‫خودت لباسش رو می‌پوشی،
‫در می‌زنی و بابائه رو از راه به در می‌کنی.

33:34.845 --> 33:37.578
‫بهش شیر و پنیر می‌دی.
‫شیطنت و لوندی می‌کنی.

33:37.604 --> 33:39.648
‫- ولی بعدش...
‫- کل این نقشه به این بستگی داره که...

33:39.725 --> 33:44.522
‫- باباش از شیرفروش خوشش بیاد.
‫- کیه که از شیرفروش خوشش نیاد؟

33:44.548 --> 33:47.593
‫هر نقشه‌ای که شما احمق‌ها دارید،
‫فراموشش کنید.

33:47.984 --> 33:51.779
‫موفق نشدم. پدرم می‌میره و...

33:52.405 --> 33:54.323
‫این هم پیشکش خودتون.

33:56.321 --> 34:00.329
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.
‫- وایسا. وایسا. چی شد؟

34:00.355 --> 34:02.413
‫فکر کردم می‌تونم نجاتش بدم.

34:03.075 --> 34:05.333
‫فکر کردم می‌تونم آینده رو تغییر بدم.

34:06.106 --> 34:12.132
‫کل زندگیم از خودم تو این سن متنفر بودم
‫چون فکر می‌کردم تمام تلاشش رو نکرده.

34:12.758 --> 34:14.677
‫شاید وقتشه که دیگه ببخشمش.

34:15.511 --> 34:17.179
‫چون خودم هم ناامیدش کردم.

34:17.881 --> 34:21.256
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.
‫- خیلی‌خب، وایسا ببینم! خدایا.

34:22.364 --> 34:24.074
‫ببین، می‌دونم حس بدیه.

34:25.277 --> 34:28.336
‫ولی شاید سرنوشتت این نبوده که
‫برگردی و گذشته رو عوض کنی.

34:28.524 --> 34:30.844
‫خب؟ چرا باهامون برنمی‌گردی؟

34:31.332 --> 34:33.446
‫نه. من همین‌جا می‌مونم.

34:33.535 --> 34:37.206
‫خب، من که نمی‌مونم.
‫جلوی پورتال منتظرت هستم.

34:41.249 --> 34:45.432
‫متوجه نمی‌شم. چرا می‌خوای بمونی؟
‫تو اینجا فقط یه پیشخدمتی.

34:45.458 --> 34:49.090
‫می‌تونی برگردی جایی که توش
‫فرماندۀ ارتشِ مقابله با بیگانه‌ها بودی.

34:49.587 --> 34:51.797
‫یا هر چی که بود.
‫واقعاً نمی‌دونم کارت چیه. شرمنده.

34:51.922 --> 34:53.841
‫بخاطر النور کوچولو می‌مونم.

34:55.301 --> 35:00.348
‫اون دختر به یکی نیاز داره.
‫پدرش به حرف هیچکس گوش نمی‌ده.

35:00.374 --> 35:02.751
‫حتی دختر خودش.

35:03.601 --> 35:05.811
‫آره، ولی تو اون نیستی.

35:06.777 --> 35:09.071
‫- چی نیستم؟
‫- دخترش.

35:09.690 --> 35:12.896
‫تو اینجا نیستی.
‫واسه پدرت وجود نداری.

35:13.172 --> 35:16.380
‫تو فقط همون جنی هستی که
‫توی رستوران شاه‌میگو کار می‌کنه.

35:17.329 --> 35:19.515
‫شاید بهتره بذاری خودش یه تلاشی کنه.

35:25.039 --> 35:28.584
‫ببین، من باید برم.
‫هری عمراً منتظر من وایسه.

35:30.670 --> 35:32.171
‫هی.

35:32.838 --> 35:37.385
‫هری بهت گفته
‫می‌خواد با اون دستگاه چیکار کنه؟

35:40.682 --> 35:42.985
‫[ چین خوردگی در زمان ]

35:43.791 --> 35:45.412
‫سلام، خانم مک‌لین.

35:45.559 --> 35:49.313
‫من هم وقتی همسن تو بودم،
‫عاشق این کتاب بودم.

35:50.779 --> 35:53.663
‫همه بهم کتاب‌های بچگونه می‌دادن،
‫ولی بابام...

35:53.689 --> 35:56.077
‫می‌دونست توانایی‌هام
‫بیشتر از این حرف‌هاست.

35:58.580 --> 36:01.708
‫تو هم اون شیء ناشناس پرنده رو دیدی، نه؟

36:01.993 --> 36:03.786
‫مطمئن نیستم.

36:10.167 --> 36:13.462
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫اگه چیزی که دیدی رو به بابات بگی،

36:13.488 --> 36:15.620
‫ممکنه حرفت رو باور نکنه.

36:15.826 --> 36:19.025
‫ممکنه شرایط بین شما دوتا تغییر کنه.

36:19.051 --> 36:20.928
‫شما از کجا می‌دونی؟

36:22.179 --> 36:24.463
‫من هم یه موقعی همسن و سال تو بودم.

36:26.656 --> 36:31.035
‫خیلی‌ها سعی می‌کنن بهت بها ندن،

36:31.660 --> 36:34.509
‫ولی تو همیشه باید حقیقت رو بگی.

36:35.109 --> 36:38.070
‫می‌دونم که تو دختر قوی‌ای هستی.

36:38.863 --> 36:43.034
‫و الان می‌تونی اون قدرت رو
‫با بابات به اشتراک بذاری...

36:43.159 --> 36:47.079
‫تا اون چیزی که دیده رو باور کنه.

36:51.417 --> 36:54.545
‫به‌نظرت می‌تونی
‫واسه جفت‌مون این کار رو بکنی؟

37:21.092 --> 37:23.611
‫بابا؟ من هم دیدمش.

37:23.699 --> 37:25.993
‫- واقعاً؟
‫- حرفت رو باور می‌کنم.

37:29.413 --> 37:33.376
‫مرسی، عزیزم.
‫مرسی که باورم می‌کنی.

37:38.005 --> 37:39.856
‫مطمئنی داریم درست می‌ریم؟

37:39.882 --> 37:43.729
‫آره، مکس گفت چندتا لاشۀ حیوون
‫نزدیک ملک گریدی پیدا کرده.

37:47.264 --> 37:50.267
‫آره. من اینجام. مکس.

37:50.393 --> 37:55.398
‫یه بچۀ عادی و بدون مراقب توی جنگل.

37:55.523 --> 37:59.277
‫تنها توی شب که
‫می‌تونه بیگانه‌ها رو ببینه.

37:59.345 --> 38:03.416
‫امیدوارم این‌ورها هیولایی نباشه.
‫واقعاً درمونده‌ام.

38:08.369 --> 38:11.622
‫هی، اسکل!
‫وقت تمیزکاریه چون مهمون داریم!

38:16.919 --> 38:19.880
‫تکیه‌کلام ضایع‌ای بود.
‫من یه بهترش رو دارم.

38:19.907 --> 38:21.511
‫ولم کن!

38:25.733 --> 38:28.395
‫آخ! وایسا!

38:38.190 --> 38:40.484
‫- این دیگه چیه؟
‫- حالم به هم خورد.

38:40.610 --> 38:42.945
‫هوم؟ اوه، سلام بچه‌ها!

38:43.362 --> 38:45.281
‫هری رو ندیدید؟

38:50.426 --> 38:52.946
‫چرا بهم نگفتی دارم کمک می‌کنم
‫هم‌نوعانت رو نابود کنی؟

38:52.972 --> 38:57.435
‫- اونجوری کمکی نمی‌کردی.
‫- نه! نمی‌کردم. دقیقاً.

38:57.461 --> 38:59.694
‫دارم این کار رو می‌کنم تا مانتید رو بکشم.

38:59.720 --> 39:02.023
‫تا سیارۀ شما، زمین، رو نجات بدم!

39:02.049 --> 39:06.569
‫آره، تا یه روز آدم شدی،
‫قلبت واسه مردم زمین تپید؟

39:06.595 --> 39:09.534
‫- آره!
‫- من خودم ذغال‌فروشم، منو سیاه نکن!

39:09.701 --> 39:14.702
‫- منو نگاه. هری.
‫- دست از سرم بردار. باید تمومش کنم.

39:14.728 --> 39:16.592
‫آره، ولی واسه پس گرفتن انرژی بیگانه‌ت!

39:16.618 --> 39:18.119
‫آره.

39:18.145 --> 39:19.748
‫خیلی‌خب، باشه.

39:20.755 --> 39:23.435
‫باید پس بگیرمش. انرژیم رو می‌خوام.

39:23.946 --> 39:26.699
‫توی این کالبد انسانی ضعیفم.

39:26.725 --> 39:29.112
‫آسیب‌پذیرم و می‌ترسم.

39:30.327 --> 39:31.996
‫بالاخره فهمیدی چی می‌کشیم.

39:32.747 --> 39:36.516
‫الان هیچی نیستم.
‫باید درک کنی.

39:36.542 --> 39:38.657
‫تو خودت ورزشکار المپیک بودی.

39:38.683 --> 39:43.516
‫اگه این فرصت رو داشتی
‫تا دوباره به اون روزها برگردی چی؟

39:43.646 --> 39:46.774
‫آره، آره. وسوسه می‌شدم.

39:47.137 --> 39:50.780
‫ولی نه به قیمت کشتن همۀ مردم زمین.

39:50.806 --> 39:54.392
‫و اگه توی همچین موقعیتی بودم، من...

39:55.213 --> 39:58.621
‫- دلم می‌خواست دوستم منصرفم کنه.
‫- من نمی‌خوام منصرفم کنی.

39:58.647 --> 40:02.470
‫از این حس خوشم نمیاد.
‫نمی‌خوام احساس پوچی کنم.

40:03.360 --> 40:07.630
‫فکر می‌کنم با این کارت
‫بیشتر احساس پوچی می‌کنی.

40:07.670 --> 40:10.128
‫اینا هم‌نوعان تو هستن.

40:10.284 --> 40:13.291
‫نمی‌شه که از صفحۀ روزگار محوشون کنی.

40:13.369 --> 40:15.993
‫ولی اونوقت دوباره خودم می‌شم!

40:16.938 --> 40:21.728
‫ولی فقط تو می‌مونی.
‫کسی توی نژادتون زنده نمی‌مونه.

40:21.754 --> 40:27.593
‫بدون هیچ ارتباطی،
‫معلق توی انتهای پوچی.

40:47.403 --> 40:51.289
‫بعضی وقت‌ها موجودات مجبور می‌شن
‫تا با گذشته‌شون روبه‌رو بشن،

41:01.085 --> 41:04.296
‫و می‌فهمن که ازش جدا نیستن،

41:04.422 --> 41:06.507
‫ولی اون گذشته
‫توشون ریشه کرده.

41:13.472 --> 41:16.851
‫- آره، دستت بد اومده.
‫- یه دوتا ورق خوب دارم.

41:16.877 --> 41:19.134
‫بعضی وقت‌ها مجبورن
‫گذشته‌شون رو بازنویسی کنن.

41:19.160 --> 41:23.206
‫اون مال خودت. نمی‌خوامش.
‫به کارم نمیاد. اونی که اینجاست رو می‌خوام.

41:23.232 --> 41:25.901
‫بعضی وقت‌ها هم به کل
‫اون رو نادیده می‌گیرن.

41:26.569 --> 41:32.199
‫کل زندگیم از خودم تو این سن متنفر بودم
‫چون فکر می‌کردم تمام تلاشش رو نکرده.

41:32.324 --> 41:34.285
‫شاید وقتشه که دیگه ببخشمش.

41:35.327 --> 41:37.204
‫همه چی رو خراب کردی.

41:48.841 --> 41:50.551
‫سلام، دارسی.

42:00.978 --> 42:03.898
‫خواهش می‌کنم بچۀ منو بده!

42:04.648 --> 42:06.817
‫عزیزم؟ خوبی؟

42:07.651 --> 42:11.072
‫- اون هم اونجا بود.
‫- چی؟

42:15.785 --> 42:19.288
‫من توی گذشتۀ خودم
‫یه بیگانۀ قدرتمند و مغرور بودم.

42:19.413 --> 42:21.832
‫و تصمیم گرفتم به همون پایبند باشم.

42:21.957 --> 42:27.880
‫حالا ولی یه انسانم
‫که به لاکتوز حساسیت داره.

42:27.906 --> 42:31.328
‫نمی‌دونم چرا این حرف رو می‌زنن،
‫ولی به قول انسان‌ها:

42:31.354 --> 42:34.434
‫باید بسوزی و بسازی.

42:34.461 --> 42:39.244
‫و مطمئنم اونقدرها هم بد نیست.
‫آخ، آخ، آخ. پام گرفت. پام گرفت!

42:41.894 --> 42:43.771
‫عزیزم، من برگشتم.

42:44.632 --> 42:46.110
‫هدر!

42:46.579 --> 42:48.856
‫بیا بچه‌هات رو ببین.

42:53.989 --> 42:57.952
‫و بعضی وقت‌ها گذشته‌مون
‫هر جا باشیم پیدامون می‌کنه.

42:58.110 --> 43:08.537
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

43:08.562 --> 43:18.989
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:20.265 --> 43:30.692
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
