WEBVTT

00:01.808 --> 00:03.505
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

00:05.115 --> 00:06.528
‫پس چه اتفاقی برای "هری
‫واندراسپیگل" واقعی افتاده؟

00:06.552 --> 00:08.205
‫نمیدونم

00:08.249 --> 00:09.966
‫"دکتر وندراسپیگل"، یه دکتر جدید رسیده

00:09.990 --> 00:12.688
‫- لطفاً منو دکتر "ایثِن" صدا کنید
‫- خوشحالم که در مورد من میدونی

00:12.732 --> 00:14.777
‫هیچکس نمیخواد خودِ واقعیش رو پنهان کنه

00:15.321 --> 00:18.019
‫تو باید احساس گناه کردن برای دادن
‫"جی" به فرزندخوندگی رو تموم کنی

00:18.063 --> 00:21.153
‫مشکلی براش پیش نمیاد

00:21.196 --> 00:23.198
‫اون میمیره

00:23.242 --> 00:25.548
‫پام... قطعش کن

00:26.810 --> 00:28.595
‫اگر "آستا" اونجا نبود من مرده بودم

00:28.638 --> 00:31.076
‫اونها سفینه‌ی فضاییت رو بردن ، مگه نه ؟

00:31.119 --> 00:32.468
‫این یعنی اینکه دنبالت هستن

00:32.512 --> 00:36.124
‫احتمالاً "MIB" باشه... "مردان سیاه پوش"

00:36.168 --> 00:37.580
‫من یه دوست و شوهرش رو دعوت کردم

00:37.604 --> 00:39.519
‫ایشون "سارا" و "ریچارد هیوستن" هستن

00:39.562 --> 00:41.042
‫هر وقت بخوای میتونی از "مکس" مراقبت کنی

00:41.086 --> 00:42.870
‫اوه ، دوست دارم این کارو بکنم

00:42.914 --> 00:44.154
‫نباید اونو برمیداشتی

00:45.351 --> 00:46.850
‫حالا اون بچه متوجه میشه
‫که ما تو اتاقِش بودیم

00:46.874 --> 00:48.397
‫خوبه

00:48.441 --> 00:50.114
‫بعد وقتی که میره به اون هشدار بده ،
‫ما درست در تعقیبِش خواهیم بود

00:50.138 --> 00:52.488
‫"آستا"... اون تو هستی ؟

01:03.860 --> 01:06.124
‫همه باید بمیرن

01:06.167 --> 01:10.824
‫این چرخه‌ی طبیعی زندگی برای
‫موجودات در سراسرِ جهانه

01:10.867 --> 01:12.521
‫بعضی‌ها ممکنه بیشتر از دیگران عمر کنن ...

01:12.565 --> 01:17.135
‫اما هر موجودِ زنده‌ای به
‫وجود میاد و بعد از بین میره

01:23.358 --> 01:25.404
‫حیوانات اینو میدونن

01:25.447 --> 01:29.538
‫اونها همونطور که مُقدّر بوده
‫در تَوازُن با زمین زندگی میکنن

01:29.582 --> 01:33.629
‫هر کسی رو که من با دستگاهم
‫میکشم به هر حال یه روزی میمیره

01:33.673 --> 01:36.893
‫حداقل من اونهارو به دلیلِ خوبی میکشم

01:38.547 --> 01:40.593
‫امّا این برای انسانها متفاوته

01:40.636 --> 01:45.467
‫انسانها میکشن چون میدونن
‫کوچیک ، ناچیز و ضعیف هستن ...

01:45.511 --> 01:48.731
‫و کشتن باعث میشه
‫احساس قدرت کنن ...

01:48.775 --> 01:51.125
‫حتی اگر فقط برای یه لحظه باشه

02:07.367 --> 02:09.126
‫«پنج ماه قبل»

02:13.467 --> 02:17.411
‫«اَنسولین برای دکتر سَم هاجز»
‫«برای استفاده‌ی بیمار نیست»

02:26.546 --> 02:29.128
‫«سَمِ بوتولینوم»

02:37.519 --> 02:40.392
‫و وقتی انسانها باهوش باشن ...

02:40.435 --> 02:43.743
‫حتی ممکنه از قتل هم قِسِر در برن

02:58.758 --> 03:03.756
‫البته که هیچ موجودی نمیتونه واقعاً
‫از عواقبِ هیچ چیزی قسر در بره

03:10.117 --> 03:12.902
‫جهان میدونه که شما چی کار کردین ...

03:12.946 --> 03:15.905
‫حتی اگر هیچکس دیگه ندونه

03:29.832 --> 03:34.067
‫و جهان از هر طریقی که شده
‫تعادل رو برقرار خواهد کرد

03:37.013 --> 03:39.015
‫انسانها برای این موضوع کلمه‌ی مخصوصی دارن

03:40.495 --> 03:42.323
‫بهش میگن "کارما"
‫(حاصلِ کِردارِ انسان)

03:42.425 --> 03:58.846
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

03:59.005 --> 04:01.094
‫فکر کردم گفتی ماشین "آستا" اینجا بود

04:01.137 --> 04:02.574
‫اوه ، داری بهم میگی دروغگو ؟

04:02.617 --> 04:04.271
‫خب ، اگر واقعیت همینه پس قبولِش کن "دارس"

04:04.315 --> 04:05.751
‫لطفا دعوا نکنید

04:05.794 --> 04:07.381
‫ببین "دارس" ، همه‌مون
‫داریم یه کم وحشت میکنیم ...

04:07.405 --> 04:08.623
‫چون این ماجرا خیلی ناجوره

04:08.667 --> 04:11.666
‫اونجوری که وقتِ طلوع آفتاب درِ منو میکوبیدی ،
‫چیزی نمونده بود باعث بشی سکته‌ی قلبی کنم

04:11.670 --> 04:13.976
‫اوه ، خیلی متاسفم که پیدا کردن جنازه‌ی ...

04:14.020 --> 04:17.806
‫مردی که دوستش دارم که در یه فریزر
‫حَبس شده برای تو خیلی ناخوشاینده

04:17.850 --> 04:20.548
‫خیلی خب ؟ زندگیِ یه انسانه عوضی

04:20.592 --> 04:22.245
‫خب ؟ "هری" مرده

04:25.423 --> 04:27.599
‫این بیرون چه خبره ؟

04:27.642 --> 04:29.664
‫من اینجا ایستادم تو این فکرم که
‫چرا تو تختخواب در خونه‌ام نیستم

04:29.688 --> 04:31.167
‫خدارو شکر که زنده‌ای

04:31.211 --> 04:33.387
‫این... نه ، این غیرممکنه

04:33.431 --> 04:36.303
‫اون از سگِ شما هم بدتره

04:36.347 --> 04:39.350
‫آره خب ، دلم نمیومد كه
‫"كیلیتِس"رو از خواب بيدار كنم

04:39.393 --> 04:41.352
‫اون تو خوابِ "REM" در حالِ تعقیب بُز بود
‫[حالتی از خواب که بدن در خواب عمیق به سر میبرد امّا واکنش
‫مغز در حالت بیداریست و معمولاً چشمها تکان میخورند]

04:41.395 --> 04:43.136
‫من میارمِش

04:43.179 --> 04:44.529
‫از این بابت عذر میخوام دکتر "وی" ...

04:44.572 --> 04:47.009
‫امّا... دیشب "دارسی" دزدکی
‫وارد سردابِ شما شده ...

04:47.053 --> 04:49.055
‫و فکر میکنه که یه مُرده‌ی شمارو در فریزر دیده

04:49.098 --> 04:51.866
‫بهش گفتم که احتمالاً فقط یه گوشتِ
‫یخ زده اون داخل بوده ، که شبیه شما بوده ...

04:51.884 --> 04:53.035
‫مثلاً یه خوک یخ زده یا همچین چیزی

04:53.059 --> 04:54.843
‫من از خوک خوش چهره‌ترم

04:54.887 --> 04:58.237
‫اوه ، منم همینطور ، آره مرد ، احتمالاً من
‫یه جایی بین خوک و دلفین به حساب میام

04:58.238 --> 05:00.968
‫میدونی ، اون دلفین‌ها ،
‫اونها حیواناتِ خیلی جذّابیَن

05:05.419 --> 05:06.855
‫چیزی جز گوشت نیست

05:06.899 --> 05:09.945
‫- تو جسد رو جا به جا کردی
‫- خب مطمئناً ...

05:09.989 --> 05:11.077
‫و ایناهاش

05:11.120 --> 05:12.489
‫نه ، منظورم اون مَردِ مرده‌ست ، کودَن

05:12.513 --> 05:13.775
‫واضحه که اون نیست ...

05:13.819 --> 05:15.255
‫اما من اون پایین یه جنازه دیدم

05:16.648 --> 05:18.476
‫چرا ماشین "آستا" بیرون بود ؟

05:18.519 --> 05:20.478
‫با هم به یه کنفرانسِ پزشکی رفتیم

05:20.521 --> 05:22.088
‫تو بوی الکل میدی

05:22.131 --> 05:23.872
‫خیلی خب ، بیا "دارس"
‫حالا دیگه باید بری

05:23.916 --> 05:26.048
‫- من برات صبحانه میخرم
‫- نه

05:26.092 --> 05:27.179
‫نه

05:27.182 --> 05:30.396
‫من میدونم چی دیدم ، از تلاش برای
‫اینکه به عقلم شک کنم ، دست بردارید

05:30.401 --> 05:31.576
‫من میدونم که دیوونه نیستم

05:31.619 --> 05:34.230
‫معاون گفت ...

05:34.274 --> 05:35.231
‫وقت رفتنه

05:35.275 --> 05:36.276
‫چی ؟ نه

05:36.319 --> 05:37.582
‫- نه
‫- بیا ...

05:37.625 --> 05:39.540
‫دستهایِ لعنتیت رو ازم بکش

05:39.584 --> 05:40.672
‫اوه خدایا

05:40.715 --> 05:42.108
‫کمکم کن معاون

05:42.151 --> 05:45.111
‫- مثل یه عنکبوت بهم چسبیده
‫- غُر بزن ...

05:45.154 --> 05:48.680
‫مایه‌ی تأسفه که باید همه‌رو
‫بکشم و اینجارو ترک کنم

05:48.723 --> 05:51.378
‫گرمای بهار تازه داره میرسه

05:54.816 --> 05:56.427
‫اوه

05:56.470 --> 05:58.211
‫موهای لعنتی منو ول کن ! آه !

05:58.254 --> 06:00.474
‫- موهاش رو ول کن
‫- آه ، دستهایِ لعنتیت رو ...

06:00.518 --> 06:02.737
‫"دارسی" ، صندلی رو ول کن

06:02.781 --> 06:03.912
‫- بله
‫- اینو بگیر

06:03.956 --> 06:06.437
‫- تُف میکنی ...
‫- اینجا واقعاً خوبه

06:06.480 --> 06:07.588
‫دستبند ، برای همین کاره دیگه

06:07.612 --> 06:08.987
‫دَستبَند برای دست بَند زدنِه

06:09.004 --> 06:11.267
‫بیا ، بیا

06:11.311 --> 06:12.486
‫- به این اعتراف میکنم ...
‫- باشه

06:12.530 --> 06:13.681
‫که مثل یه گَلّه سگِ "پیت‌بول" مبارزه میکنی

06:13.705 --> 06:14.967
‫زود باش ، منو بزن !

06:15.010 --> 06:17.491
‫میدونی که دلت میخواد منو بزنی کلانتر

06:17.535 --> 06:19.232
‫- بزن !
‫- لطفاً از تقلّا دست بردار

06:19.275 --> 06:21.277
‫همه چی درست میشه ،
‫من ماشینت رو برمیگردونم

06:21.321 --> 06:22.496
‫برو تو ماشین

06:22.540 --> 06:24.193
‫بابت این موضوع متاسفم دکتر

06:24.237 --> 06:27.936
‫بله ، من از این ورودِ سرزَده بسیار ناراحتم

06:29.155 --> 06:30.437
‫"من حقوقِ قانونیِ خودت رو برات میخونم"

06:30.461 --> 06:31.766
‫چی باید بگم ؟

06:31.810 --> 06:33.594
‫بهم بگو چی باید بگم !

06:33.638 --> 06:34.769
‫مشکل همینجاست

06:34.813 --> 06:37.293
‫آخ ، آخ ، آخ ، آخ ، آخ ، آخ !

06:37.337 --> 06:39.818
‫باشه ، خیلی خب ، خیلی خب ، خیلی خب

06:59.881 --> 07:01.883
‫بیارِش ، باید اینو ببینم

07:01.927 --> 07:03.276
‫چشم

07:13.547 --> 07:15.636
‫اوناهاش ، داره میدزدش

07:15.680 --> 07:16.985
‫میدونستم

07:17.029 --> 07:21.207
‫او زنی با دامن بنفشه ، مردِ سیاه پوش

07:21.250 --> 07:23.252
‫باید به "هری" هشدار بدیم

07:42.271 --> 07:44.709
‫بهت گفتم که اون مارو به بیگانه میرسونه

07:57.856 --> 07:59.181
‫میخوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد ؟

07:59.205 --> 08:01.425
‫- من نگرانت هستم
‫- داری بیش از حد واکنش نشون میدی

08:01.468 --> 08:03.446
‫اینجوری نیست که قبلاً هیچوقت ضمانت منو
‫برای بیرون اومدن از بازداشتگاه نکرده باشی

08:03.470 --> 08:05.298
‫"بیش از حد واکنش نشون میدم" ؟ چه باحال

08:05.342 --> 08:06.995
‫امروز صبح که از خواب بیدار
‫شدم با صد تا اس ام اس ...

08:07.039 --> 08:10.042
‫و یه پیام صوتی از تو که داد میزدی
‫"اون مرده ، اون مرده" رو به رو شدم

08:10.085 --> 08:12.131
‫خیلی خب ، ببین ، من
‫میدونم چه اتفاقی افتاده

08:12.174 --> 08:14.873
‫خب ؟ تو و "هری" یکی رو به قتل رسوندید

08:14.916 --> 08:16.196
‫پیش میاد ، اما من پُشتِت هستم

08:16.222 --> 08:17.571
‫با ماشین من به "کانادا" میریم

08:17.615 --> 08:19.245
‫از اونجا ، من یه دوستِ
‫قدیمیِ اسکی در "جینو" دارم ...
‫[شهری در ایالت آلاسکا]

08:19.269 --> 08:22.054
‫اونجا یه صندوق امانات هست ،
‫1000 دلار برای ادامه‌ی راهِ‌مون

08:22.097 --> 08:25.187
‫سه تا پاسپورت ، پس ...

08:25.231 --> 08:27.668
‫این... کلّی اطلاعات برای پردازشه

08:27.712 --> 08:30.497
‫اه... امّا نه ، من هیچ کسی رو نکشتم

08:30.541 --> 08:31.977
‫مطمئنی ؟

08:32.020 --> 08:34.980
‫اگر کشته بودم یادم میومد

08:35.023 --> 08:37.635
‫درسته ، درسته

08:37.678 --> 08:39.898
‫چه خوب ، پس کلانتر حق داشت ،
‫من چیزهای غیر واقعی میبینم

08:39.941 --> 08:43.031
‫- یه کمترین حَدِ جدیده برام
‫- "دارسی" ، چی کار کردی ؟

08:43.075 --> 08:45.382
‫من دیشب تقریباً دزدکی
‫وارد خونه‌ی "هری" شدم ...

08:45.425 --> 08:47.862
‫و من یه فریزر پُر از... گوشت دیدم ...

08:47.906 --> 08:50.343
‫و فکر کردم یه جنازه‌ست

08:50.387 --> 08:52.693
‫"دارس" ، چقدر مشروب خورده بودی ؟

08:52.737 --> 08:54.304
‫خیلی کم مشروب خورده بودم

08:54.347 --> 08:58.389
‫یکی دو تا "خوراکی" خوردم
‫و یه قرص که تو مبلم پیدا کردم
‫(خوراکی‌هایی که معمولاً با ماری‌جوانا پخته یا تهیه میشوند)

08:58.395 --> 09:00.353
‫- بیخیال
‫- ببین ...

09:00.397 --> 09:03.574
‫واضحه که تو راز بزرگی رو از من مخفی میکنی

09:03.617 --> 09:04.792
‫تو بهترین دوست منی

09:04.836 --> 09:07.882
‫من هیچوقت هیچ رازی رو ازت مخفی نمیکنم

09:07.926 --> 09:09.710
‫- داری دروغ میگی
‫- نه نمیگم

09:09.754 --> 09:11.495
‫- چرا ، داری میگی
‫- نه

09:11.538 --> 09:12.974
‫تو یه "نشونه" داری ، یادته ؟

09:13.018 --> 09:16.587
‫وقتی دروغ میگی ، بیش از حد اهلِ
‫بغل کردن و لمس کردن میشی

09:16.630 --> 09:18.284
‫اینجوری نیست

09:19.720 --> 09:21.243
‫"دارس" ، بیخیال

09:21.287 --> 09:22.786
‫ممنون که ضامنم شدی ، من باید برم

09:22.810 --> 09:24.725
‫"دارسـی"

09:28.599 --> 09:31.036
‫خدایا

09:38.783 --> 09:41.046
‫آروم‌تر برو ، خیلی نزدیکی

09:41.089 --> 09:43.111
‫یا عیسی مسیح ، انگار دارم
‫کنارِ مادربزرگم رانندگی میکنم

09:43.135 --> 09:46.747
‫چطوره بری عقب بشینی ننه جون
‫و یه ژاکت برای من ببافی ؟

09:54.799 --> 09:57.279
‫عالی شد ، تو حواسم رو پرت کردی ، حالا
‫داریم اون کثافتِ کوچولو رو گُم میکنیم

09:57.323 --> 10:00.761
‫اوه خدای من ، تو... تو خوبی ؟

10:00.805 --> 10:03.764
‫مراقبِ حرف زدنت باش لطفاً

10:03.808 --> 10:06.811
‫و شما 100 دلار بابت دوچرخه به من بدهکاری

10:06.854 --> 10:08.639
‫ام ...

10:08.682 --> 10:09.901
‫به نظرِ من که چیزیش نشده

10:09.944 --> 10:12.469
‫خوشحال میشم منتظر پلیس بمونم

10:12.512 --> 10:13.687
‫به دختره پول رو بده

10:13.731 --> 10:15.733
‫تو بودی که باعث شدی من زیرش کنم

10:15.776 --> 10:17.125
‫بیا بریم

10:17.169 --> 10:18.605
‫حالا دیگه گمش کردیم

10:20.738 --> 10:23.218
‫خوشحال شدم

10:23.262 --> 10:26.439
‫- خیلی طول میدی
‫- 100 دلاره‌ها

10:29.442 --> 10:31.792
‫دستگاهم کاملاً شارژ شده
‫(به بالاترین سطح نیرو رسیده)

10:31.836 --> 10:34.491
‫با یه فشارِ دکمه ، شمارشِ
‫معکوس شروع میشه ...

10:34.534 --> 10:36.841
‫و تقریباً تا 90 دقیقه‌یِ زمینیِ دیگه ...

10:36.884 --> 10:40.018
‫8 میلیارد انسان زیستِ خودشون رو از دست میدن

10:40.061 --> 10:41.802
‫این لحظه‌ایه که ماموریت رو
‫به اتمام میرسونم ...

10:41.846 --> 10:44.588
‫که این کار روند و سرنوشتِ جهان رو
‫برای همیشه تغییر خواهد داد

10:44.631 --> 10:46.764
‫رویایِ پیتزا رو میبینید ؟

10:46.807 --> 10:51.014
‫پیتزای "مامان ساپ" هم اکنون
‫در قلب مرکز "پیشنس" باز است

10:57.470 --> 11:00.821
‫با شکمِ خالی که نمیتونم
‫همه‌ی آدمهایِ زمین رو بکشم

11:32.157 --> 11:33.985
‫"جی" اینجا کار میکنه ؟

11:34.028 --> 11:36.509
‫من بهش یه کار نیمه وقت دادم

11:36.553 --> 11:39.207
‫بابا ، فکر نمیکنم این ایده‌ی خوبی باشه

11:39.251 --> 11:42.646
‫تو با یه بیگانه دوستی
‫و اونوقت "جی" ایده‌ی بدیه ؟

11:44.038 --> 11:46.432
‫اوه ، داره میاد اینجا ،
‫از اینجا دور شو

11:49.566 --> 11:51.219
‫سلام

11:51.363 --> 11:52.612
‫سلام

11:52.656 --> 11:55.049
‫ام... میبینم که کار جدید پیدا کردی

11:55.093 --> 11:56.573
‫آره ، اولین روزَمِه

11:56.616 --> 11:58.575
‫خوبه

11:58.618 --> 12:01.578
‫ببین ، "دارسی" بهم گفت
‫که در کوه چه اتفاقی افتاده

12:01.621 --> 12:05.930
‫فقط میخواستم مطمئن بشم که انگشت
‫دست و پا یا چیزی از دست نداده باشی

12:05.973 --> 12:07.888
‫اه... نه ، ام ...

12:07.932 --> 12:10.630
‫دارمِ‌شون

12:10.674 --> 12:14.895
‫ببین ، من میخواستم بهت
‫بگم که اگه خواستی در موردِ ...

12:14.939 --> 12:18.420
‫همه چیز یا هر چیزی
‫صحبت کنی ، من هستم

12:18.464 --> 12:21.554
‫میخوای در مورد تو با خودت صحبت کنم ؟

12:24.035 --> 12:25.471
‫خب ...

12:25.515 --> 12:27.038
‫- فکر میکردم که بتونیم ...
‫- نه

12:27.081 --> 12:28.387
‫مطمئناً ، آره

12:28.430 --> 12:29.997
‫میدونی ، من باید برگردم سر کارم

12:30.041 --> 12:32.870
‫البته ، از دیدنت خوشحال شدم

12:36.134 --> 12:37.657
‫- سلام
‫- سلام

12:37.701 --> 12:40.007
‫سلام ، خانم "توئِلوتیریز"

12:42.096 --> 12:44.098
‫راحت باش

12:44.142 --> 12:46.361
‫میدونم که میدونی

12:50.278 --> 12:52.890
‫من میدونم که تو میدونی

12:52.933 --> 12:55.109
‫اون میدونه ؟

12:55.153 --> 12:57.024
‫"اون" اسم داره

12:57.068 --> 12:58.591
‫و اون میدونه

12:58.635 --> 13:01.638
‫اون خیلی چیزها میدونه

13:04.118 --> 13:06.033
‫ما یه مشکلِ جدّی داریم

13:06.077 --> 13:07.948
‫دولت دنبالِشِه

13:07.992 --> 13:09.994
‫اونها میدونن که من میدونم اون کیه

13:10.037 --> 13:11.952
‫چی ؟ چطوری ؟

13:11.996 --> 13:13.606
‫چون اونها دولت هستن

13:13.650 --> 13:15.695
‫انقدر ساده لوح نباش

13:15.739 --> 13:16.957
‫ببخشید ؟

13:17.001 --> 13:18.480
‫ببخشید

13:18.524 --> 13:22.833
‫من بعضی وقتها با بزرگترها جوری حرف میزنم که انگار
‫با من برابرِ هستن چون من بالغ‌تر از سن خودم هستم

13:22.876 --> 13:24.661
‫دارم رویِ اصلاحِش کار میکنم

13:24.704 --> 13:27.702
‫من یه دوربین در اتاقم مخفی کردم
‫و دیدم که اونها خونه‌ی مارو گشتن

13:27.703 --> 13:28.098
‫چی ؟

13:28.099 --> 13:31.527
‫و اونها به پایگاهِ‌شون برگشتن و الان دارن این
‫طرف و اون طرف میچرخن و دنبالِش میگردن

13:31.537 --> 13:34.758
‫از کجا میدونید پایگاه اونها کجاست ؟

13:34.801 --> 13:37.108
‫ما راههای خودمون رو داریم

13:44.115 --> 13:47.074
‫گوشیِ من کجاست ؟

13:58.311 --> 14:01.314
‫من از سنجاب‌ها یاد گرفتم
‫که وقتی شکمت رو پُر کردی ...

14:01.358 --> 14:04.535
‫باید تا اونجایی که میتونی
‫غذا برداری که بعداً بخوری

14:04.578 --> 14:10.062
‫با این همه پیتزا ، میتونم همه رو بکشم و هنوز
‫هم تا روزها پیتزا برای خوردن داشته باشم

14:10.106 --> 14:14.023
‫و حالا ، با شکمی که مثل یه
‫کیسه‌ زباله‌ی پر شده داره میترکه ...

14:14.066 --> 14:18.166
‫هیچ چیزی مانعِ من برای به
‫اتمام رسوندنِ ماموریتم نیست

14:23.641 --> 14:25.556
‫اوّل باید امتحانِش کنم

14:28.428 --> 14:29.951
‫خب ، شما دو تا

14:29.995 --> 14:32.824
‫اگر به چیزی نیاز داشتید من
‫طبقه‌ی بالا روی تردمیل هستم

14:32.867 --> 14:34.932
‫"سحر" ، بازم ممنون که به "مکس"
‫در انجام تَکالیفِش کمک میکنی

14:34.956 --> 14:36.262
‫برام مسئله‌ای نیست

14:36.306 --> 14:38.743
‫میخوام مثل شما ، وقتی پیر شدم معلم بشم

14:38.786 --> 14:40.353
‫واو

14:40.397 --> 14:42.834
‫من پیر نیستم ، من جوونم ، خب ؟

14:42.877 --> 14:45.141
‫عمرم به سرعت در حال گذر نیست

14:45.184 --> 14:48.709
‫من فقط... فقط دارم زندگیش میکنم
‫اما این... این فوق العاده‌ست

14:48.753 --> 14:51.625
‫واقعاً فوق العاده‌ست

15:00.330 --> 15:03.028
‫این... اصلاً منطقی نیست

15:03.072 --> 15:05.204
‫میگه تلفن اینجاست

15:05.248 --> 15:06.771
‫یه گوشیِ دیگه رو داری ردیابی میکنی

15:06.814 --> 15:08.686
‫گوشی مادرت رو ردیابی کن

15:08.729 --> 15:10.818
‫گوشی مامانمِه

15:10.862 --> 15:12.342
‫نمیشه که

15:12.385 --> 15:15.780
‫من گوشی مادرت رو درست
‫زیر ماشین "کاروان" گذاشتم

15:26.660 --> 15:28.488
‫دَرِ ورودی رو قفل کن ،
‫من در پشتی رو قفل میکنم

15:35.408 --> 15:37.628
‫نترسید

15:37.671 --> 15:39.630
‫ما فقط به کمک شما نیاز داریم

15:39.673 --> 15:42.111
‫من 100 دلارت رو پس نمیدم

15:58.388 --> 16:00.303
‫دستگاه من از انرژی
‫خودِ زمین استفاده میکنه ...

16:00.346 --> 16:04.611
‫تا یه موج به سراسر جهان ارسال
‫کنه که تمامیِ انسانهارو میکشه

16:04.655 --> 16:10.182
‫همچنین میتونم اونو فقط به یه نقطه‌
‫هدایت کنم و از شر این جسد خلاص بشم

16:14.578 --> 16:17.494
‫درد داره ؟

16:19.060 --> 16:21.672
‫باز تو ؟

16:21.715 --> 16:24.544
‫خودت میدونی که فقط داری وقت‌کُشی میکنی

16:24.588 --> 16:26.677
‫تو میترسی که همه رو بکشی

16:26.720 --> 16:29.027
‫نه ، نمیترسم

16:29.070 --> 16:31.334
‫نژادِ من ترس رو احساس نمیکنن

16:31.377 --> 16:34.250
‫بله ، امّا تو دیگه از نژادِ
‫خودِت نیستی ، مگه نه ؟

16:34.293 --> 16:37.905
‫تو به انسانیت آلوده شدی

16:37.949 --> 16:40.647
‫من نیازی به گوش دادن به این ندارم

16:40.691 --> 16:44.521
‫من قرار بود از پیری بمیرم... با "ایزابل"

16:44.564 --> 16:50.570
‫من حتی یه قَبر در شمالِ "نیویورک"
‫زیر زیباترین درختِ افرا خریده بودم

16:50.614 --> 16:53.225
‫قرار بود برای همیشه کنار هم باشیم

16:55.662 --> 16:57.229
‫دلت براش تنگ شده ؟

16:57.273 --> 17:00.885
‫دلم برای خیلی چیزها تنگ شده ...

17:00.928 --> 17:04.410
‫حواس پنج گانه ...

17:04.454 --> 17:07.979
‫رانندگی کردن بدون اینکه بخوام جایی برم ...

17:08.022 --> 17:10.851
‫"تاکو"

17:10.895 --> 17:13.550
‫- اما "ایزابل"رو دوست داشتم
‫- از کجا میدونی ؟

17:13.593 --> 17:16.335
‫از کجا میدونم همسرم رو دوست داشتم ؟

17:16.379 --> 17:18.816
‫چه... حسی داشت ؟

17:20.644 --> 17:23.168
‫احساسِ ...

17:23.212 --> 17:26.040
‫زندگی داره

17:26.084 --> 17:28.217
‫مثل تمام چیزهایی که تا حالا احساس کردی

17:28.260 --> 17:32.221
‫شادی و خشمی که در قلبت وجود داره ...

17:32.264 --> 17:35.441
‫و در ...

17:35.485 --> 17:37.574
‫امید پیچیده شده

17:37.617 --> 17:41.447
‫امید به اینکه همه چیز درست میشه

17:41.491 --> 17:44.494
‫عشق باعث میشه آدم حس کنه
‫به همه چیز مرتبط و وَصلِه

17:44.537 --> 17:46.974
‫احساس گیجی به آدم میده ،
‫احساس میکنی که شناوَری

17:47.018 --> 17:48.846
‫من هم "ایزابل"رو دوست دارم

17:48.889 --> 17:51.762
‫تو یه عوضی‌ای ، تو حتی اونو نمیشناسی

17:51.805 --> 17:54.199
‫میشناسم

17:54.243 --> 17:57.202
‫وقتی اون رفت ...

17:57.246 --> 17:59.117
‫قلبم احساس سقوط کردن داشت

17:59.160 --> 18:00.597
‫این پَس زَدِه شدنِه

18:00.640 --> 18:02.076
‫این عشق نیست

18:02.120 --> 18:05.558
‫پس چرا چیزهای دیگه رو حس میکنم ؟

18:05.602 --> 18:08.213
‫امید رو حس میکنم

18:08.257 --> 18:10.781
‫احساس میکنم با همه‌ی آدمها مُرتبطَم ...

18:10.824 --> 18:12.261
‫به همه چیز مرتبطم

18:12.304 --> 18:15.438
‫من قبلاً اون چیزهارو احساس میکردم

18:15.481 --> 18:17.266
‫تو همه‌اش رو ازم گرفتی

18:21.052 --> 18:22.749
‫متاسفم

18:22.793 --> 18:25.361
‫تو فقط "ایزابل"رو از من نگرفتی ...

18:25.404 --> 18:28.668
‫وقتی منو کشتی ، منو هم از "ایزابل" گرفتی

18:28.712 --> 18:31.105
‫اون به من نیاز داره

18:31.149 --> 18:32.193
‫دست بردار

18:32.237 --> 18:34.631
‫از انجام اون کار با چشمهات دست بردار

18:34.674 --> 18:38.374
‫وقتی منو کشتی ، "ایزابل"رو هم کشتی

18:38.417 --> 18:39.984
‫- نه
‫- بله

18:40.027 --> 18:41.420
‫اون هر روز گریه میکنه

18:41.464 --> 18:43.335
‫نه ، نه ، نمیکنه

18:43.379 --> 18:44.641
‫تو قلبش رو شکستی

18:44.684 --> 18:45.685
‫بس کن

18:55.391 --> 18:57.828
‫"هری"... اه... کجایی ؟

18:57.871 --> 18:59.308
‫لطفاً وقتی این پیام رو گرفتی باهام تماس بگیر

18:59.351 --> 19:00.483
‫باید باهات صحبت کنم

19:00.526 --> 19:02.006
‫هی "آستا" ، چطوری ؟

19:02.049 --> 19:03.703
‫اوه هی ، ام ...

19:03.747 --> 19:06.576
‫من باید زودتر برم ، اشکالی نداره ؟

19:06.619 --> 19:08.360
‫مشکلی نیست ، خلوته

19:08.404 --> 19:10.101
‫خودم اینجارو میگردونم

19:10.144 --> 19:12.886
‫باشه ، ممنونم

19:15.672 --> 19:18.152
‫هی "آستا" ، میتونی کمکم کنی ؟

19:18.196 --> 19:20.111
‫به اون پایِ مُرده نیاز دارم

19:20.154 --> 19:21.504
‫- واقعاً ؟
‫- آره

19:21.547 --> 19:25.594
‫یه پوتین پیدا کردم ، باید
‫ببینم که به این پا میخوره یا نه

19:28.424 --> 19:31.035
‫ممکنه یه قتل دیگه هم در شهر داشته باشیم

19:35.431 --> 19:40.218
‫پس داری بهم میگی در نهایت
‫اون چیز شبیه اون یکی میشه ؟

19:40.261 --> 19:42.133
‫پوتین رو از کجا آوردی ؟

19:42.176 --> 19:45.441
‫در ساحل کنارِ خونه‌ی دکتر "وندراسپیگل"

19:47.138 --> 19:50.750
‫پس چه اتفاقی برای "هری
‫وندراسپیگل" واقعی افتاده ؟

19:52.143 --> 19:53.884
‫نمیدونم

19:53.927 --> 19:55.557
‫من دیشب تقریباً دزدکی
‫وارد خونه‌ی "هری" شدم ...

19:55.581 --> 19:57.061
‫و من یه فریزر پر از گوشت دیدم ...

19:57.104 --> 19:58.715
‫و فکر کردم یه جنازه‌ست

19:58.758 --> 20:00.456
‫یه قتل دیگه وحشتناکه ...

20:00.499 --> 20:02.632
‫امّا ما هر کسی که این کارو کرده رو میگیریم

20:02.675 --> 20:04.198
‫قول میدم

20:04.242 --> 20:06.418
‫باشه ؟

20:31.795 --> 20:33.275
‫هندزفری تو گوشِشِه

20:33.318 --> 20:34.798
‫نمیتونه چیزی بشنوه

20:34.841 --> 20:37.148
‫من میتونم بلندتر از آهنگهای تمرینِش جیغ بزنم

20:37.192 --> 20:39.107
‫میتونم تا دو ثانیه دیگه بکشونمِش این پایین

20:39.150 --> 20:41.935
‫خب ، وقتی این کارو بکنی از اتفاقی
‫که براش میافته خوشت نخواهد اومد

20:41.979 --> 20:44.378
‫شما باید به ما بگید که این بیگانه
‫کجاست کثافت‌های کوچولو

20:44.379 --> 20:46.462
‫چرا باید بگیم ؟

20:46.505 --> 20:49.291
‫چون اینجاست که همه‌مون رو بکشه

20:55.906 --> 21:00.606
‫اگر فکر میکنی من از کشتن
‫همه میترسم ، تو خنگی

21:00.650 --> 21:03.870
‫هر وقت بخوام میتونم این دکمه رو فشار بدم

21:05.524 --> 21:08.832
‫اگر با من موافقی و من درست
‫میگم و تو اشتباه میکنی ...

21:08.875 --> 21:13.445
‫پس فقط اونجا مثل مرده‌ها بشین و هیچی نگو

21:13.489 --> 21:16.056
‫حالا شد

21:16.100 --> 21:17.536
‫ما به توافق رسیدیم

21:17.580 --> 21:21.149
‫خداحافظ تنها انسانِ در این اتاق

21:35.859 --> 21:38.644
‫این غیرممکنه

21:38.688 --> 21:41.473
‫این انرژی رویِ نژادِ من تأثیر نمیذاره

21:41.517 --> 21:42.779
‫حق با اون بود ؟

21:42.822 --> 21:46.304
‫من دیگه از نژادِ خودم نیستم ؟

21:46.348 --> 21:51.701
‫اما این یعنی اینکه اگر دستگاهم رو راه
‫بندازم ، اون من رو هم خواهد کُشت

21:57.141 --> 21:59.230
‫سلام

21:59.274 --> 22:02.364
‫اینجا چیکار میکنی ؟

22:02.407 --> 22:03.843
‫هیچی

22:03.887 --> 22:06.672
‫برای هرکسی که رد میشه
‫لقب از خودم درمیارم

22:06.716 --> 22:10.198
‫میخوای بشینی ، آقای شلوار کوتاه ؟

22:10.241 --> 22:14.332
‫باحال بود ، گمون کنم وقتی برسم
‫خونه این شلوارو میندازم دور

22:18.597 --> 22:21.078
‫این همون نیمکتیِه که روش نشستیم ...

22:21.121 --> 22:24.690
‫اون روزی که کلاسِ علوم
‫خانم "هندرسون"رو پیچوندیم

22:24.734 --> 22:27.519
‫خدایا ، راست میگی

22:27.563 --> 22:30.087
‫خیلی وقت پیشه

22:32.829 --> 22:34.657
‫حالت خوبه ؟

22:34.700 --> 22:37.094
‫من ...

22:37.137 --> 22:40.358
‫یادم میاد اون روز خیلی خوشحال بودم

22:40.402 --> 22:43.709
‫این درست قبل از این
‫بود که به "اِستِرَتِن" بدم

22:43.753 --> 22:46.364
‫یادم میاد احساس میکردم ...

22:46.408 --> 22:48.366
‫زندگیم تازه داشت شروع میشد

22:52.457 --> 22:55.330
‫آره ، تو همیشه اینجوری خوشحال بودی

22:55.373 --> 22:57.070
‫این چیزیه که من در مورد تو دوست دارم

22:57.114 --> 22:59.247
‫میدونی ، این چیزیه که همه دوست دارن

23:01.161 --> 23:02.728
‫من خوشحال نیستم

23:04.121 --> 23:07.080
‫- نیستی ؟
‫- تو هستی ؟

23:07.124 --> 23:08.734
‫خب... نه

23:08.778 --> 23:11.346
‫امّا من از اوّل هم هیچوقت واقعاً خوشحال نبودم

23:11.389 --> 23:13.304
‫پس ...

23:13.348 --> 23:18.353
‫آره ، خب ، من یه فرصت
‫برای خوشبختی داشتم امّا ...

23:18.396 --> 23:20.746
‫فقط ناگهان از دست رفت ، میدونی ؟

23:20.790 --> 23:24.228
‫پام آسیب دید و همه چی تموم شد

23:24.272 --> 23:26.535
‫هی ...

23:26.578 --> 23:28.406
‫تو میتونی خوشحال باشی

23:30.408 --> 23:32.715
‫ببین ، من بازیِ لقب
‫گذاشتن رو باهات انجام میدم ...

23:32.758 --> 23:36.762
‫و لقب تو خانمِ ...

23:36.806 --> 23:38.634
‫"تو شگفت اَنگیزی" هست

23:38.677 --> 23:40.113
‫خیلی خب

23:40.157 --> 23:42.594
‫خب ، تو... تو این بازی وارد نیستی

23:43.638 --> 23:45.293
‫امّا حقیقت داره

23:45.336 --> 23:48.774
‫منظورم اینه که تو در زندگیت
‫کارهای زیادی انجام دادی

23:48.818 --> 23:50.341
‫خفه شو

23:50.385 --> 23:52.865
‫من...من شگفت انگیز... نیستم

23:52.909 --> 23:56.042
‫من... احساس میکنم هیچ
‫کارِ خاصّی با زندگیم نکردم

23:56.086 --> 23:57.609
‫من فقط ...

23:57.653 --> 24:00.351
‫میخواستم ...

24:00.395 --> 24:02.048
‫فقط میخواستم مهم باشم ...

24:02.092 --> 24:06.488
‫برای کسی تفاوت ایجاد کنم ، من ...

24:06.531 --> 24:08.185
‫شاید همه‌ی اینها فقط مزخرفه

24:08.228 --> 24:10.318
‫نه ، تو مُهمّی

24:10.361 --> 24:13.233
‫تو باهوش و بامزه‌ای

24:15.323 --> 24:16.802
‫من... ای کاش من مثل تو بودم

24:16.846 --> 24:19.805
‫من تقریباً از همه چیز وحشت دارم

24:19.849 --> 24:23.635
‫اما بعضی وقتها تورو میبینم و ...

24:23.679 --> 24:26.159
‫تو خیلی نترسی

24:26.203 --> 24:30.381
‫این باعث میشه احساس کنم ،
‫نمیدونم... احساسِ ترسِ کمتری کنم

24:30.425 --> 24:33.689
‫میدونی ، تو منو خوشحال میکنی

24:33.732 --> 24:35.908
‫ام ...

24:35.952 --> 24:37.257
‫- چی کار می کنی ؟
‫- متاسفم

24:37.301 --> 24:38.844
‫- من متأهلم "دارسی"
‫- به خاطر این کار عذر میخوام

24:38.868 --> 24:40.478
‫- آره
‫- اوه خدای من

24:40.522 --> 24:41.740
‫خیلی متاسفم

24:41.784 --> 24:43.263
‫- من فکر کردم که ...
‫- اوه نه ، اشکالی نداره

24:43.307 --> 24:45.657
‫- من باید برم
‫- درسته ، درسته

24:45.701 --> 24:47.746
‫باید... باید بری

24:47.790 --> 24:49.313
‫لعنت

24:54.797 --> 24:56.973
‫لطفاً "مکس" ، باید به من اعتماد کنی

24:57.016 --> 24:59.497
‫اون قراره همه رو بکشه

24:59.541 --> 25:00.672
‫به ما بگو اون کیه

25:00.716 --> 25:02.587
‫اون قرار نیست همه رو بکشه

25:02.631 --> 25:05.762
‫سفینه‌اَش یه طلسمِ "کیمبایا"ست
‫[قبیله‌ای سرخپوستی در کلمبیا که تمامیِ مصنوعاتِ کشف شده
‫از آنجا طلا بوده و بسیاری از آنها به شکل هواپیما بوده‌اَند]

25:05.764 --> 25:07.766
‫"مکس" ، اون قراره همه رو بکشه

25:07.810 --> 25:10.421
‫نمیکشه ، به حرف من گوش میده !

25:12.467 --> 25:15.034
‫چرا شما تو خونه‌ی من هستید ؟

25:15.078 --> 25:17.428
‫"سارا" ، چه خبره ؟

25:19.038 --> 25:20.866
‫"سلام عزیزم"

25:20.910 --> 25:22.955
‫"عصر بخیر عزیزم"

25:22.999 --> 25:24.914
‫"اوه آره ، روزم خوب بود ،
‫شام چی داریم ؟

25:24.957 --> 25:26.872
‫طلاق ؟ عالیه"

25:32.661 --> 25:34.924
‫درو قفل کرده ؟ عجیبه

25:34.967 --> 25:36.404
‫- خیلی خب ، بیا بریم
‫- هر چی میخواید بردارید

25:36.447 --> 25:37.970
‫- لطفاً
‫- مجبورم نکن از این اسلحه استفاده کنم

25:38.014 --> 25:39.894
‫- اوه خدای من ، اوه خدای من
‫- به بچه‌ها صدمه نزنید

25:41.060 --> 25:43.367
‫"مایک" ، به کمکت نیاز دارم ،
‫افرادی تو خونه‌ی من هستن

25:43.411 --> 25:45.238
‫خانواده‌ام اون تو هستن ،
‫اونها اسلحه دارن

25:45.282 --> 25:46.979
‫چی ؟ خب ، باشه ، ببین

25:47.023 --> 25:48.328
‫تکون نخور ، داخل نرو

25:48.372 --> 25:49.915
‫پنج دقیقه دیگه اونجاییم ، خب ؟

25:49.939 --> 25:51.351
‫نه ، نه ، نه ، ما پنج دقیقه وقت نداریم

25:51.375 --> 25:54.552
‫ببین ، نرو داخل ، ما تو راهیم

25:54.596 --> 25:55.858
‫معاون

25:55.901 --> 25:56.946
‫لعنت

25:58.600 --> 26:00.297
‫لعنت

26:00.340 --> 26:01.907
‫اوه خدای من ، اوه خدای من

26:01.951 --> 26:03.039
‫کمک

26:03.082 --> 26:04.475
‫بذارید از اینجا بیام بیرون

26:04.519 --> 26:07.565
‫اگر به بچه‌ام دست بزنی ، میکُشمِت

26:07.609 --> 26:09.741
‫"مکس" ، اون کیه ؟

26:09.785 --> 26:12.744
‫چرا اون روپوشِ سفید پوشیده ، هوم ؟

26:12.788 --> 26:14.442
‫باشه ، بهتون میگم

26:14.485 --> 26:15.617
‫به خدا قسم

26:17.967 --> 26:20.752
‫از بچه‌ی من دور شو

26:20.796 --> 26:22.319
‫خب ، اون بهمون گفت که کیه

26:22.362 --> 26:23.973
‫به چیزی که نیاز داریم رسیدیم ، بیا بریم

26:24.016 --> 26:26.802
‫- طاقت بیار "مکس"
‫- هی ، ما این کارو نمیکنیم

26:26.845 --> 26:28.499
‫ما هر کاری که من میگم رو انجام میدیم

26:35.288 --> 26:36.464
‫بخوابید زمین

26:56.465 --> 27:00.465
‫♪ سهیم شدنِ شب با همدیگه ... ♪

27:00.466 --> 27:02.466
‫♪ اوووه... آره آره ♪

27:03.467 --> 27:05.579
‫♪ سهیم شدن شب با همدیگه ... ♪

27:06.580 --> 27:07.866
‫♪ اوووه... آره آره ♪

27:21.552 --> 27:24.163
‫♪ سهیم شدن شب با همدیگه ... ♪

27:24.207 --> 27:26.688
‫♪ اوووه... آره آره ♪

27:26.731 --> 27:31.854
‫شماها مثل "دِردِویل" و "بِلَک ویدو" هستید
‫[شخصیتهای اَبر قهرمانیِ کتابهای کامیک]

27:36.384 --> 27:38.429
‫ممنون که جونم رو نجات دادید

27:38.473 --> 27:40.170
‫وقت رفتنه

27:46.220 --> 27:48.309
‫این چیزها معمولاً پایان خوشی ندارن

27:48.352 --> 27:49.788
‫میتونست خیلی بدتر باشه

27:49.832 --> 27:51.964
‫بله ، من به شهروندان
‫توصیه نمیکنم که قانون رو ...

27:52.008 --> 27:53.966
‫به دست خودشون اجرا کنن امّا این ...

27:54.010 --> 27:57.100
‫این یه قهرمان بازیِ واقعی بود
‫که شما دو تا انجام دادید

27:57.144 --> 27:59.320
‫خب ، ما تیم خیلی خوبی هستیم

27:59.363 --> 28:02.149
‫بله هستیم

28:04.673 --> 28:09.199
‫هر جفتِ‌تون تقریباً... همه
‫جای کفشهاتون خون ریخته

28:09.243 --> 28:11.767
‫من هیچوقت کفشهام رو نمیشورم

28:11.810 --> 28:13.595
‫من هم همینطور

28:20.515 --> 28:21.733
‫وای نه

28:26.869 --> 28:28.131
‫خیلی زبون استفاده میکنن

28:28.175 --> 28:30.002
‫شما سعی دارید به تَهِ دهانِ هم برسید ؟

28:30.046 --> 28:31.134
‫- خیلی زننده‌اید
‫- واقعاً ؟

28:31.178 --> 28:32.614
‫شما درست بالای پله‌ها یه اتاق دارید

28:32.657 --> 28:35.094
‫اوه پسر

28:42.754 --> 28:44.626
‫اون مقاله چطور پیش میره ؟

28:44.669 --> 28:46.454
‫به یه نقل قولِ دیگه نیاز داری ؟

28:47.933 --> 28:49.544
‫"آستا" مادر منه

28:49.587 --> 28:51.807
‫آره ، کلانتر "مایک" هم پدر منه

28:56.420 --> 28:58.466
‫تو ...

28:58.509 --> 29:01.556
‫یا خدا

29:01.599 --> 29:03.210
‫تو اون بچه‌ای

29:04.689 --> 29:06.189
‫غافلگیر نشدم که به تو هم نگفته

29:06.213 --> 29:08.824
‫این موضوع رو راز نگه میداشته

29:08.867 --> 29:11.087
‫آره

29:11.130 --> 29:13.045
‫آره ، نگه داشته

29:13.089 --> 29:14.786
‫نمیدونم چی کار کنم

29:14.830 --> 29:16.266
‫اون مادرمه ...

29:16.310 --> 29:18.355
‫و من حتّی نمیدونم جلوش چجوری رفتار کنم

29:18.399 --> 29:20.923
‫اصلاً نیاز نیست که به پدرم اشاره کنم

29:20.966 --> 29:22.533
‫اوه

29:22.577 --> 29:23.795
‫درسته

29:23.839 --> 29:24.883
‫"جیمی"

29:24.927 --> 29:26.320
‫خیلی بهم ریخته‌ست

29:26.363 --> 29:28.713
‫من به همچین شخصی اصلاً چی باید بگم ؟

29:28.757 --> 29:30.759
‫منظورم اینه که بلاخره باهاش برخورد میکنم

29:30.802 --> 29:33.283
‫و نمیتونم با "آستا" صحبت کنم ،
‫نمیتونم با والدینِ خودم هم صحبت کنم

29:33.327 --> 29:35.087
‫احتمالاً الان نباید حتّی
‫با تو صحبت میکردم ...

29:35.111 --> 29:38.201
‫اما احساس میکنم که
‫دارم عقلم رو از دست میدم

29:38.245 --> 29:40.290
‫و به کسی در این شهر نیاز
‫دارم که باهاش صحبت کنم ...

29:40.334 --> 29:42.945
‫هی ، هی ، هی
‫هی ، هی ، هی

29:42.988 --> 29:44.990
‫تو قطعاً میتونی با من صحبت کنی

29:45.034 --> 29:46.818
‫من نمیتونم اینجا اینطوری زندگی کنم ، خب ؟

29:46.862 --> 29:49.081
‫من نمیتونم ...

29:49.125 --> 29:52.084
‫تو از این ماجرا فرار نمیکنی

29:52.128 --> 29:55.697
‫و تو تنها نیستی

29:55.740 --> 29:57.264
‫میتونم کمکت کنم

30:00.049 --> 30:01.485
‫هی

30:03.008 --> 30:05.359
‫میتونی پیاز حلقه‌ایِ مجّانی بگیری ؟

30:05.402 --> 30:07.143
‫پیاز بخشی از برنامه‌ست

30:12.670 --> 30:14.150
‫آره ، باشه

30:19.460 --> 30:22.245
‫تو "هری وندراسپیگل"رو کشتی

30:22.289 --> 30:24.334
‫نـه... نکشتم

30:24.378 --> 30:27.294
‫به من دروغ نگو

30:27.337 --> 30:29.644
‫باشه ، من اونو کشتم ،
‫اما اوّل اون شروع کرد

30:29.687 --> 30:32.690
‫اصلاً متوجهی که چی کار کردی ؟

30:32.734 --> 30:35.389
‫نمیتونی همینجوری یکی رو بکشی ،
‫اینجا شرایط اینجوری نیست

30:35.432 --> 30:37.652
‫انسانها دائما آدم میکشن

30:37.695 --> 30:40.219
‫یکی "سم هاجز"رو کشت پس ...

30:40.263 --> 30:43.179
‫آره... و تو دیدی که اون
‫موضوع با من چی کار کرد ...

30:43.222 --> 30:46.225
‫با همه‌مون چی کار کرد ،
‫و تو هم همون کارو کردی

30:46.269 --> 30:47.357
‫نه

30:47.401 --> 30:49.272
‫خداحافظ ، این تمومه

30:49.316 --> 30:51.883
‫- دیگه ما با هم کاری نداریم
‫- اینو نگو

30:51.927 --> 30:53.145
‫- صبر کن ، صبر کن
‫- چیه ؟

30:53.189 --> 30:55.017
‫چیه ؟

30:55.060 --> 30:58.455
‫درست میشه ، مثل اون آهنگِه

30:58.499 --> 31:02.285
‫"اوه فرزندم ، زندگی آسون‌تر خواهد شد"

31:02.329 --> 31:04.418
‫"اوه ، فرزندم..." ، وایسا

31:04.461 --> 31:06.420
‫- به من دست نزن
‫- متاسفم

31:06.463 --> 31:08.726
‫تو نمیتونی منو ول کنی

31:08.770 --> 31:11.599
‫به من نگو چی کار میتونم
‫بکنم و چی کار نمیتونم بکنم

31:11.642 --> 31:15.864
‫وای ، تو واقعاً داری تو مزخرفاتِ
‫انسانِ مذکّر بودن راه میافتی

31:15.907 --> 31:17.822
‫نرو ، درد داره

31:20.564 --> 31:22.218
‫این ...

31:22.261 --> 31:25.221
‫دلیلِش توئی

31:25.264 --> 31:26.590
‫تو دلیلِش هستی که من احساس میکنم ...

31:26.614 --> 31:29.312
‫شادی و خشمی که به هم پیچیده شدن

31:29.356 --> 31:32.446
‫خشم میخوای ؟

31:32.489 --> 31:34.796
‫به سیّاره‌ات برگرد "هری"

31:34.839 --> 31:36.580
‫هر کی هستی ...

31:36.624 --> 31:39.191
‫هر چیزی که هستی ، دیگه
‫هیچوقت نمیخوام ببینمِت

31:39.235 --> 31:40.367
‫امّا ما دوستیم

31:40.410 --> 31:42.891
‫من با آدمهایِ قاتل دوست نیستم ...

31:42.934 --> 31:44.545
‫منظورم... آدم نیست

31:44.588 --> 31:45.981
‫من نمیدونم تو چی هستی

31:46.024 --> 31:48.723
‫امّا میدونم که چی نیستی ،
‫تو دوستِ من نیستی

31:55.033 --> 31:57.346
‫فکر میکردم تو دوست منی

32:16.925 --> 32:18.666
‫من از این خوشم نمیاد

32:21.320 --> 32:24.759
‫دیگه از اینجا خوشم نمیاد

32:25.468 --> 32:28.760
‫« انفجار تا 90 دقیقه دیگر ... »

32:41.362 --> 32:43.712
‫سلام

32:53.548 --> 32:56.333
‫سلام

32:56.377 --> 32:58.161
‫پس... من ...

32:58.205 --> 33:00.337
‫گمون کنم تو پدر منی

33:00.381 --> 33:03.601
‫آره

33:03.645 --> 33:07.257
‫اگر یه بار دیگه به "آستا" دست
‫بزنی ، من ناجور میکُشمِت

33:09.303 --> 33:11.392
‫حالا احساس بهتری داری ؟

33:11.435 --> 33:13.046
‫اوه "دارسی" ، چی کار ...

33:13.089 --> 33:15.265
‫"دارسی" نکن... اوه

33:15.309 --> 33:17.876
‫حرومزا...

33:17.920 --> 33:19.139
‫"دارسی"

33:19.182 --> 33:22.272
‫اوه ، اوه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه

33:24.057 --> 33:26.015
‫وای نه

33:28.365 --> 33:31.107
‫مراقب باشید ، از سر راه برید کنار

33:33.283 --> 33:34.545
‫اوه

33:36.199 --> 33:39.072
‫آره ، آره ، حالا حس بهتری دارم

33:39.115 --> 33:41.596
‫آره ، منم همینطور

33:41.639 --> 33:43.772
‫ما... الان دیگه باید بریم

34:01.485 --> 34:02.965
‫خانم "توئِلوتیریز" ؟

34:03.009 --> 34:05.054
‫سلام... "مکس هاتورن" هستم

34:05.098 --> 34:06.316
‫به کمک شما نیاز دارم

34:06.360 --> 34:10.190
‫"هری" اینجاست که همه رو بکشه ،
‫و فکر میکنم میدونم کجا داره میره

34:24.117 --> 34:25.596
‫ببخشید

34:25.640 --> 34:27.772
‫شما دکتر شهر هستید ؟

34:27.816 --> 34:29.165
‫بله ، خودم هستم

34:29.209 --> 34:30.949
‫آه ، اون پارِگیِ ناجوریه ...

34:41.482 --> 34:43.484
‫دکتر شهر

34:43.527 --> 34:44.789
‫اون بچه حق داشت

34:44.833 --> 34:46.966
‫اون خوشگل‌ترین بیگانه‌ایه که من تا حالا دیدم

34:47.749 --> 34:49.055
‫آره ، فقط مراقب باش ، خب ؟

34:49.098 --> 34:50.249
‫ما نمیدونیم که این هیولا چه توانایی‌هایی داره

34:50.273 --> 34:51.492
‫آره

35:09.510 --> 35:12.252
‫حرکت کنید ، حرکت کنید ، بیاید بریم

35:14.471 --> 35:16.386
‫چی... این دیگه چه کوفتیه ؟

35:18.432 --> 35:20.347
‫بیا

35:20.390 --> 35:22.566
‫- میدونستم که واقعی هستی
‫- باشه

35:22.610 --> 35:24.612
‫من... بیگانه‌تون رو پیدا کردم

35:24.655 --> 35:27.745
‫بنابراین حالا من رسماً کارم با اون تمومه

35:27.789 --> 35:30.139
‫- اوه
‫- ببخشید ...

35:30.183 --> 35:31.967
‫این زن ...

35:32.010 --> 35:33.751
‫یه بیمارِ روانیِ از کنترل خارج شده‌ست

35:33.795 --> 35:36.058
‫من کاملاً موافقم

35:36.102 --> 35:37.494
‫ببندش

35:39.496 --> 35:41.039
‫صبر کن ، شما... شما
‫مردان سیاه پوش هستید ؟

35:41.063 --> 35:42.823
‫اوه ، بس کن ، اسم اونها
‫مردان سیاه پوش نیست

35:42.847 --> 35:44.327
‫تو خیلی فیلم تماشا کردی

35:44.371 --> 35:49.158
‫و اگر میخواستم اونها درگیر این ماجرا
‫بشن ، به مافوق‌هایِ خودم میگفتم

35:49.202 --> 35:52.335
‫و بعد اونجوری ما یه
‫بیگانه نداشتیم ، مگه نه ؟

35:52.379 --> 35:53.771
‫"ما" یعنی کی ؟

35:53.815 --> 35:56.687
‫این ماجرا بزرگتر از هر
‫چیزیه که بتونی تصور کنی

35:56.731 --> 36:00.343
‫حیفه که اینجا نباشی تا ببینی که چه
‫اتفاقاتی میافته و به کجا ختم میشه

36:00.387 --> 36:02.606
‫از شرش خلاص شو

36:02.650 --> 36:04.826
‫بهت که گفتم

36:04.869 --> 36:07.655
‫- من دستورات متفاوتی دارم
‫- باشه ، ام ...

36:13.661 --> 36:15.358
‫بعداً میکُشمت

36:29.111 --> 36:31.548
‫میبینی ، من نمیفهمم

36:31.592 --> 36:35.900
‫منظورم اینه که اوّل ماجرای "سم" ، بعد هم
‫این زوجِ در گردش که مردم رو وحشت‌زده میکنن

36:35.944 --> 36:38.207
‫اشتباه برداشت نکنی ، من
‫از هرج و مرج خوشم میاد

36:38.251 --> 36:40.731
‫خیلی ازش خوشم میاد

36:40.775 --> 36:42.796
‫اگر ممکن باشه یه کمی
‫بیش از حد ازش خوشم میاد

36:42.820 --> 36:43.821
‫ممکنه

36:43.865 --> 36:46.955
‫در واقع کاملاً ترسناکه

36:46.998 --> 36:50.828
‫پایِ هم اندازه‌ی پوتین رو یادت نره

36:50.872 --> 36:52.656
‫امّا ...

36:52.700 --> 36:55.442
‫واقعاً همه‌ی اینها میتونه صرفاً تصادفی باشه ؟

36:55.485 --> 36:56.680
‫من اعتقادی به تصادف ندارم

36:56.704 --> 36:58.923
‫اوه ، منم ندارم

36:58.967 --> 37:03.363
‫بنابراین هم پوتین و هم پا
‫در یه منطقه پیدا شدن ...

37:03.406 --> 37:05.103
‫درست نزدیکِ خونه‌ی "دکتر وندراسپیگل"

37:05.147 --> 37:07.410
‫آره ، منظورت پوتین ، پا و دستگیره‌ی دَرِه

37:07.454 --> 37:10.152
‫اون قطعاً از یه قایق چند اتاقه نیومده ...

37:10.196 --> 37:11.806
‫این قطعیه

37:11.849 --> 37:14.374
‫به نظر میرسه که ممکنه یه مظنون
‫اصلی جدید داشته باشیم

37:14.417 --> 37:19.117
‫بیا فردا صبح به دیدن "دکتر وندراسپیگل" بریم ،
‫ببینیم چیزی برای اضافه کردن داره یا نه

37:21.294 --> 37:23.252
‫اون چیه ؟

37:26.081 --> 37:30.738
‫اوه... خدای... من

37:30.781 --> 37:32.435
‫این یه "نِسپِرسو"ئه ؟

37:32.479 --> 37:33.654
‫چیز خاصی نیست مرد

37:33.697 --> 37:34.805
‫من اونو برای دفتر خریدم

37:34.829 --> 37:36.352
‫- تخفیف خورده بود
‫- آره ، آره

37:36.396 --> 37:38.354
‫اوه خدای من ، اوه خدای من

37:38.398 --> 37:39.790
‫تو برای من یه قهوه ساز خریدی

37:39.834 --> 37:40.878
‫اوه ، چی کار میکنی ؟

37:40.922 --> 37:41.986
‫من اونو برای کُلِ دفتر گرفتم

37:42.010 --> 37:43.751
‫- چی کار میکنی ؟
‫- نه

37:43.794 --> 37:45.753
‫تو برای من خریدیش ...

37:45.796 --> 37:48.973
‫و با غرایز دستگیره‌ایه من موافقی

37:49.017 --> 37:50.975
‫تو غریزه‌هایِ دستگیره‌ایه خوبی داری ، خب ؟

37:51.019 --> 37:52.388
‫اما کُلِ این چیز برای همه‌ست

37:52.412 --> 37:53.519
‫- فقط برای تو نیست
‫- نه

37:53.543 --> 37:54.457
‫- چی کار میکنی ؟
‫- نه

37:54.501 --> 37:56.154
‫تو برای من خریدیش

38:16.871 --> 38:18.829
‫شما که در وسیله‌ی نقلیه هستی ...

38:18.873 --> 38:21.005
‫دستهات رو نشون بده

38:22.075 --> 38:24.846
‫« انفجار تا 17 دقیقه دیگر ... »

38:37.370 --> 38:42.157
‫حالا که دستگاهِ من ، خودم رو هم
‫نابود میکنه راهِ دیگه‌ای ندارم

38:42.200 --> 38:44.507
‫من پرواز میکنم و از اینجا دور
‫میشم و دستگاه رو به این ...

38:44.551 --> 38:48.511
‫سیاره‌ی زیبا میندازم تا
‫کاری رو که شروع کردم تموم کنم

39:31.772 --> 39:33.295
‫برید ، برید ، برید

39:36.567 --> 39:39.367
‫« انفجار تا 12 دقیقه دیگر ... »

39:39.780 --> 39:42.609
‫دوتا دوتا برید ، دوتایی

39:42.652 --> 39:43.784
‫"هری"

39:48.745 --> 39:50.530
‫بازم هست

39:50.573 --> 39:52.358
‫بی حرکت

39:52.401 --> 39:53.837
‫تکون نخورید

39:59.452 --> 40:00.975
‫وای نه

40:02.411 --> 40:04.239
‫پیتزاها رو یادم رفت

40:09.375 --> 40:11.464
‫شاید بتونم برگردم و اونهارو بردارم

40:11.507 --> 40:16.730
‫میتونم با سفینه برم و تو
‫مسیرَم به فضا اونهارو بردارم

40:16.773 --> 40:20.037
‫به خاطر این ماموریت احمقانه نمیتونم

40:22.518 --> 40:24.825
‫خیلی گرسنه‌اَم

40:26.043 --> 40:28.568
‫شبیه مورچه‌های سیاه هستن

40:35.662 --> 40:37.881
‫ملکه‌تون کجاست ؟

40:44.758 --> 40:46.194
‫بیاید

40:54.550 --> 40:57.466
‫بخوابید زمین

40:57.510 --> 40:58.815
‫"هری"

41:32.632 --> 41:35.025
‫بدو "مکس" ، مخفی شو

41:42.859 --> 41:44.818
‫"هری" ...

41:44.861 --> 41:46.950
‫میدونم چرا اینجایی

41:46.994 --> 41:48.778
‫انجامش نده ، لطفاً این کارو نکن

41:48.822 --> 41:50.084
‫باید بکنم

41:50.127 --> 41:53.479
‫- برای همین اومدم اینجا
‫- برای من مهم نیست

41:53.522 --> 41:55.132
‫تو همون موجود سابق نیستی

41:55.176 --> 41:57.700
‫از وقتی اومدی اینجا عوض شدی ...

41:57.744 --> 41:59.223
‫از وقتی که اون مرد رو کشتی

41:59.267 --> 42:01.878
‫من دیدَمِش ، همین الان هم دیدمش

42:01.922 --> 42:04.577
‫میتونستی بری ، امّا
‫موندی تا به ما کمک کنی

42:04.620 --> 42:07.014
‫- تو تغییر کردی
‫- نه

42:07.057 --> 42:10.278
‫ماموریت من کشتن همه‌ست

42:12.193 --> 42:14.195
‫اگر همه رو بکشی ...

42:14.238 --> 42:15.718
‫منو هم میکشی

42:20.941 --> 42:24.510
‫حق با توئه ، من تغییر کرده‌ام امّا ...

42:24.553 --> 42:26.729
‫دوستِ من همینه

42:26.773 --> 42:29.558
‫ما دوستیم ؟

42:29.602 --> 42:31.604
‫آره

42:31.647 --> 42:33.997
‫ما دوستیم

42:36.130 --> 42:40.003
‫پس این یعنی اینکه که تو
‫باهام به سیاره‌ی من میای ...

42:40.047 --> 42:43.616
‫و ما همه‌ی‌ مردمِ زمین رو
‫با هم خواهیم کشت

42:43.659 --> 42:45.792
‫چی ؟ نه

42:45.835 --> 42:48.838
‫من... من همینجا میمونم

42:53.800 --> 42:57.325
‫پس من همه رو نمیکشم

42:58.935 --> 43:00.720
‫باشه ، خوبه

43:03.244 --> 43:06.290
‫دلم برات تنگ میشه دوست

43:06.334 --> 43:07.857
‫منم دلم برات تنگ میشه دوست

43:10.077 --> 43:12.209
‫من باید از شر دستگاهم خلاص بشم

43:12.253 --> 43:18.346
‫وقتی 80 ثانیه دیگه منفجر بشه ، همه‌ی
‫افرادِ روی کره‌ی زمین رو از بین خواهد برد

43:18.389 --> 43:19.434
‫اوه خدای من

43:19.477 --> 43:21.610
‫آره ، برو

43:21.654 --> 43:23.264
‫برو

43:26.833 --> 43:29.444
‫خیلی سریع ...

43:29.487 --> 43:34.841
‫چند تا پیتزا در فریزرم گذاشتم

43:34.884 --> 43:37.408
‫اگر میخوای میتونی اونهارو بخوری

43:37.452 --> 43:38.845
‫ممنون

43:38.888 --> 43:41.630
‫برو

44:12.574 --> 44:15.708
‫همه باید سرانجام بمیرن ...

44:15.751 --> 44:20.364
‫امّا مهم انتخاب‌هایی هستن که
‫در طول زنده بودنِ‌تون میکنید

44:20.408 --> 44:23.367
‫کشتن ممکنه باعث بشه انسانها
‫در اون لحظه احساس قدرت بکنن ...

44:23.411 --> 44:25.631
‫اما چیزی که من به تازگی
‫شروع به درک اون کردم اینه که ...

44:25.674 --> 44:29.112
‫قدرت واقعی از انتخاب به نکشتن میاد

44:29.156 --> 44:34.726
‫شاید واقعاً انسان بودن ، به جایِ
‫کُشتَن ، انتخاب به دوست داشتن باشه

44:37.294 --> 44:41.037
‫اما با اون عشق دردی میاد
‫که درونم احساس میکنم

44:41.081 --> 44:43.170
‫من باید به خونه برم

44:43.213 --> 44:45.041
‫امیدوارم هر چی بیشتر که از اونها دور بشم ...

44:45.085 --> 44:47.391
‫کمتر برام اهمیت داشته باشه

44:47.435 --> 44:49.959
‫بلاخره ، من دوباره در آرامش خواهم بود

44:52.788 --> 44:54.877
‫سلام

44:54.921 --> 44:57.880
‫داری منو میبری خونه ، درسته ؟

44:57.924 --> 45:00.467
‫این دیگه خیلی مزخرفه

45:00.468 --> 45:11.469
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
