WEBVTT

00:01.959 --> 00:03.819
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

00:03.904 --> 00:05.944
‫فکر میکنم این بیگانه
‫اینجاست که همه رو بکشه

00:06.037 --> 00:09.312
‫تو بهم کمک میکنی
‫تا دستگاهم رو پیدا کنم

00:09.397 --> 00:11.329
‫اون رویِ یخچال طبیعیه،
‫نمیتونی بری اونجا

00:11.413 --> 00:13.695
‫"هری"، نرو، خیلی خطرناکه

00:13.780 --> 00:15.960
‫- برای من نه
‫- "هری"

00:16.045 --> 00:17.076
‫شما بچه دارید؟

00:17.161 --> 00:18.426
‫ما یه پسر کوچولو به اسم "مکس" داریم

00:18.511 --> 00:19.511
‫"مکس"

00:19.568 --> 00:21.225
‫باید شماره‌ی منو داشته باشی ،
‫هر زمانی خواستی تماس بگیر

00:21.310 --> 00:24.353
‫وقتی دستگاهم رو پیدا کنم ،
‫بلاخره میتونم همه‌ی اونهارو بکشم

00:24.438 --> 00:27.180
‫- "هری"
‫- تکون نخور

00:29.908 --> 00:32.871
‫من چیزیَم که مردم شما بهش فرازمینی میگن

00:32.956 --> 00:34.047
‫اوه

00:34.131 --> 00:36.296
‫- یه بیگانه
‫- اوه ، احساس تهوع میکنم

00:36.381 --> 00:38.593
‫آدم با رفتار و اقداماتِش
‫احترام به دست میاره معاون

00:38.678 --> 00:40.038
‫تو تابلویِ قتلِ جداگانه‌ی
‫خودت رو درست کردی ؟

00:40.100 --> 00:42.031
‫نتایج سم شناسی ، "سم" مسموم شده

00:42.116 --> 00:44.165
‫تو به من احترام نمیذاری
‫و هیچوقت هم نذاشتی

00:44.249 --> 00:45.772
‫من استعفا میدم

00:45.955 --> 00:48.558
‫من جا نمیزنم ،
‫من ؛ مارو از اینجا میبرم بیرون

00:50.167 --> 00:51.868
‫- بهم بگو چجوری کمکت کنم
‫- پام

00:51.952 --> 00:55.263
‫اگر قطعِش نکنی میمیرم

00:55.347 --> 00:57.787
‫خب ، به من نگاه کن ،
‫نمیذارم بمیری

00:59.133 --> 01:00.746
‫آاااه

01:02.354 --> 01:04.054
‫پاهام شبیه هندوانه شدن ؟

01:04.138 --> 01:05.447
‫چون مثل هندوانه احساس سنگینی دارن

01:05.531 --> 01:08.580
‫سکسی‌ترین هندوانه‌هایی که تا حالا دیدم
‫« سی سال پیش ، نیویورک »

01:08.664 --> 01:12.323
‫هنوز کارهای زیادی قبل از به دنیا
‫اومدنِ "جک" یا "جوانی" داریم

01:12.407 --> 01:15.283
‫ما به ملافه‌‌ی مخصوص گهواره
‫و پارچه‌ی آروغِ بچه نیاز داریم

01:15.367 --> 01:17.198
‫ماساژِ مخصوصِ زوجها

01:17.282 --> 01:22.333
‫پس در مورد غذای بچه
‫به چه نتیجه‌ای رسیدیم ؟

01:22.417 --> 01:25.423
‫قوطی‌ای یا خونگی ؟

01:25.507 --> 01:29.494
‫نمیدونم ، یه جایی خوندم خونگی موندگاریِ
‫کمتری داره و یه کم بیش از حد گوله گوله‌ست

01:29.511 --> 01:31.516
‫به غیر از اون ، من سُسِ سیب بچه رو قبلاً خوردم ...
‫[تقریباً همان پوره است]

01:31.600 --> 01:33.649
‫و خیلی خفن خوشمزه‌ست

01:37.476 --> 01:39.481
‫چه اتفاقی داره میافته ؟

01:44.352 --> 01:46.528
‫نمیدونم

01:53.013 --> 01:55.407
‫اوه خدای من

02:00.194 --> 02:02.675
‫عزیزم

02:07.375 --> 02:11.379
‫اوه عزیزم ، بچه

02:18.734 --> 02:19.996
‫باشه

02:34.886 --> 02:36.932
‫تو هم اونو دیدی ، درسته ؟

02:41.090 --> 02:58.839
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

02:59.240 --> 03:00.679
‫من مرده‌ام

03:00.862 --> 03:04.360
‫اما اگر مرده‌ام ، چرا انقدر
‫احساس گرم و نرم بودن ...

03:04.445 --> 03:06.319
‫انگار که یه اَبر بغلم کرده ، دارم ؟

03:06.434 --> 03:07.743
‫وای نه

03:07.827 --> 03:09.701
‫این باید زندگی پس از مرگ باشه

03:09.785 --> 03:12.487
‫من در بهشت ​​انسان هستم

03:12.571 --> 03:14.522
‫این باعث میشه که بخوام خودم رو بکشم

03:14.607 --> 03:17.439
‫میبینم که "مورفین" هنوز کار میکنه

03:17.524 --> 03:19.398
‫تو اینجا چی کار میکنی ؟

03:19.483 --> 03:24.797
‫چرا زندگی پس از مرگ شبیهِ
‫یه کلبه‌ی آشغالی به نظر میرسه ؟

03:24.882 --> 03:26.191
‫تو هم مُردی ؟

03:26.690 --> 03:30.631
‫بعد از اتفاقاتی که پشت سر
‫گذاشتی نمیخواستم تنهات بذارم

03:30.716 --> 03:33.334
‫بیا ، باید یه چیزی بخوری تا
‫قُوات رو دوباره به دست بیاری

03:41.304 --> 03:45.047
‫حالا میدونم چرا 65 لیتر
‫شیر در یخچالِت داری

03:46.815 --> 03:49.208
‫خب ، باید پانسمانِت رو عوض کنم

03:50.275 --> 03:53.744
‫آم ، من فکر میکنم ما باید... میدونی ...

03:53.829 --> 03:55.225
‫سعی کنیم از شَک کردنِ کَسی بهمون ، دوری کنیم

03:55.309 --> 03:57.663
‫بنابراین شروع کردم به گشتن برای
‫پیدا کردنِ پایِ مصنوعی برات

03:57.748 --> 04:01.274
‫میدونم... اون دیگه چه کـوفـتیه ؟

04:01.358 --> 04:03.494
‫این پای منِه

04:03.578 --> 04:05.450
‫در حال بازسازیه

04:06.494 --> 04:07.542
‫اصلاً این چطوری ممکنه ؟

04:07.626 --> 04:11.763
‫مردمِ من از نوادِگانِ هشت‌پاها هستن

04:11.847 --> 04:13.809
‫به زودی درازتَر میشه ...

04:13.893 --> 04:17.552
‫و بعد من مولکولهاش رو
‫به شکل انسان درمیارم

04:17.636 --> 04:22.174
‫پس داری به من میگی در نهایت
‫اون چیز ، شبیهِ اون یکی میشه ؟

04:22.177 --> 04:23.819
‫آره

04:23.903 --> 04:26.909
‫به جز اون خال و پوست آویزونِ اون ناخن

04:26.993 --> 04:31.608
‫من ناخن پام رو خیلی زیادی جَویدم
‫(یعنی اونها که ناخن‌گیر استفاده نمیکنن ،
‫ناخن‌هاشون رو با جویدن کوتاه میکنن)

04:32.389 --> 04:34.479
‫حالا دیگه میتونی بری

04:35.610 --> 04:37.569
‫ببخشید ؟

04:38.744 --> 04:40.923
‫من تمامِ شب بیدار موندم

04:41.007 --> 04:42.838
‫لوازم تهیه کردم ، زخمهات رو پانسمان کردم

04:42.922 --> 04:44.639
‫تمیزت کردم ، و اینجوری ازم تشکر میکنی ؟

04:44.663 --> 04:46.407
‫من که ازت نخواستم بمونی

04:46.491 --> 04:48.539
‫خب ، موندم ...

04:48.623 --> 04:50.628
‫چون این کاریه که انسانها انجام میدن

04:50.712 --> 04:52.761
‫از همدیگه مراقبت میکنن

04:52.845 --> 04:55.111
‫میدونی ، وقتی یه نفر... متاسفم ...

04:55.195 --> 04:56.738
‫با اون چیز نمیتونم جِدّیت بگیرم

04:56.762 --> 04:58.938
‫مگه چِشِه ؟
‫کاملاً طبیعیه

04:59.365 --> 05:00.891
‫خدایا ، میشه فقط ...

05:01.076 --> 05:03.255
‫یه جوراب بکشی روش ؟

05:03.340 --> 05:04.902
‫هوای تازه رو دوست داره

05:04.987 --> 05:07.645
‫همچنین ، این یه "چیز" نیست ، یه پاست

05:07.729 --> 05:10.428
‫داری به خاطرِ پام منو شرم‌زده میکنی

05:13.393 --> 05:15.221
‫مراقب اون باش

05:15.694 --> 05:17.786
‫نه ، لطفاً مراقب باش

05:17.870 --> 05:20.484
‫دکمه‌ی سیاه رو فشار نده

05:20.568 --> 05:24.053
‫من هنوز برای ارتباط با نژادَم آماده نیستم

05:24.137 --> 05:25.968
‫این دکمه‌ی سیاه ؟

05:26.052 --> 05:28.750
‫"آستا"

05:29.891 --> 05:31.824
‫- بگو ممنونم
‫- ممنونم

05:34.756 --> 05:38.543
‫اوووه... ممنونم

05:45.680 --> 05:47.160
‫خواهش میکنم

05:49.728 --> 05:51.559
‫لطفاً تکون نخور

05:51.643 --> 05:53.648
‫من میرم سر کار و بعداً برمیگردم

05:53.732 --> 05:58.522
‫اگر همه چیز طبق برنامه پیش بره ،
‫دیگه "بعداً" وجود نخواهد داشت

05:58.606 --> 06:01.699
‫آره... بعداً

06:16.925 --> 06:18.176
‫لعنت

06:27.113 --> 06:28.639
‫میدونستم

06:28.918 --> 06:30.790
‫چرا تماسهای منو نادیده میگیری ؟

06:31.944 --> 06:34.471
‫آم... ببخشید

06:34.555 --> 06:37.387
‫فقط سرم خیلی شلوغ بوده

06:37.471 --> 06:40.216
‫چون دیشب ، تو برای
‫کمک منو فرستادی داخل ...

06:40.300 --> 06:42.610
‫و وقتی برگشتم ، تو و
‫"هری" رفته بودین ، پس ...

06:42.694 --> 06:44.612
‫آره ، اوه ، ببخشید ،
‫هری وضعِ بدی داشت ...

06:44.696 --> 06:46.614
‫و یادم افتاد که ما دستگاهِ "MRI" نداریم

06:46.698 --> 06:48.656
‫بنابراین اونو به بیمارستان "براداک" بردم

06:50.223 --> 06:51.659
‫چیه ؟

06:53.226 --> 06:56.406
‫من تورو خیلی خوب میشناسم ،
‫داری دروغ میگی

06:56.490 --> 06:59.017
‫دروغ نمیگم

06:59.101 --> 07:01.585
‫چرا داری میگی ، یه "نشونه" داری
‫(که نشون میده داره دروغ میگی)

07:01.669 --> 07:03.065
‫اوه واقعاً ؟ "نشونه"ی من چیه ؟

07:03.149 --> 07:04.949
‫خب ، نمیتونم بهم بگم چون اونوقت میفهمی ...

07:05.020 --> 07:06.781
‫"نشونه"ات چیه و میتونی
‫از من مخفیش کنی ...

07:06.805 --> 07:08.723
‫و اونجوری نمیتونم بفهمم
‫که دروغ میگی ، مثل اینه که ...

07:08.807 --> 07:10.393
‫واو ، تا حالا به این فکر کردی
‫که بری برای "CIA" کار کنی ؟
‫[سازمان اطلاعات برون مرزی غیرنظامی دولت آمریکا]

07:10.417 --> 07:12.422
‫آره ، راستش فرم استخدامِ‌شون رو
‫پُر کردم ، منتظرم خبر بدن

07:12.506 --> 07:14.424
‫هی "آستا"

07:14.508 --> 07:17.427
‫دکتر بهم گفت که برای پیگیری "MRI"
‫"هری" با "براداک" تماس بگیرم

07:17.511 --> 07:19.647
‫اما اونجا هیچ سابقه‌ای ازش ثبت نشده

07:20.993 --> 07:23.259
‫این حتماً یه اشتباهه ، بنابراین
‫من خودم بهش رسیدگی میکنم

07:23.343 --> 07:24.739
‫ممنونم

07:26.781 --> 07:28.435
‫چرا اینطوری به تو خیره شده ؟

07:30.393 --> 07:31.528
‫چی کار کردی ؟

07:31.612 --> 07:33.068
‫کارهای بهتری برای
‫انجام دادن نداری "اِلِن" ؟

07:33.092 --> 07:35.880
‫شاید باز کردن بسته‌ی محموله‌ی
‫"سوند"هایی که امروز صبح اومد ؟

07:35.964 --> 07:37.923
‫اوه درسته ، کارهای باحال

07:42.579 --> 07:44.451
‫حواسم بهت هست "توئِلوتیریز"

07:55.984 --> 07:57.728
‫منبع تغذیه آسیب دیده

07:57.812 --> 08:00.339
‫ساخته شده که برای 5000
‫سال انرژی تأمین کنه ...

08:00.423 --> 08:04.514
‫اما ظاهراً برای مقاومت در برابر یه سقوطِ
‫بدون محافظت در یه شکاف ساخته نشده

08:05.167 --> 08:10.132
‫بعضی از نژادهای بیگانه‌ها فرستنده‌های ریزی رو در
‫انسانها میکارَن تا فعالیت اونهارو تحت نظر بگیرن ...

08:10.216 --> 08:15.266
‫اگر بتونم یکی از اونهارو پیدا کنم ، میتونم مهندسی
‫معکوسِش کنم تا دستگاهم رو مجدداً راه اندازی کنم

08:26.580 --> 08:27.671
‫آره

08:29.757 --> 08:31.719
‫شنیدم که از یه شکاف افتادی

08:31.803 --> 08:33.677
‫بیسیمت رو پیدا کردی ؟

08:33.761 --> 08:36.637
‫بیسیمم خراب شده

08:36.721 --> 08:37.812
‫سعی دارم درستش کنم

08:37.896 --> 08:39.901
‫خب ، شاید من بتونم کمک کنم

08:39.985 --> 08:42.512
‫اینه ؟

08:42.596 --> 08:44.819
‫به اون دست نزن

08:44.903 --> 08:47.648
‫تو باید ...

08:47.732 --> 08:49.475
‫بری

08:49.559 --> 08:51.910
‫حداقل حالت خوبه

08:53.476 --> 08:55.394
‫اگر "آستا" اونجا نبود ...

08:55.478 --> 08:57.048
‫من مرده بودم

08:57.132 --> 08:59.790
‫به جز اینکه حالا حقیقت رو
‫راجع به من میدونه

08:59.874 --> 09:01.313
‫بهش گفتی ؟

09:01.397 --> 09:04.055
‫فکر میکردم کل این داستان
‫بیگانه بودن فقط راز بین ماست

09:04.139 --> 09:11.019
‫وقتی که به دوست کوچیکِ خودت که سرَپوش سَرِشه
‫و الان اونجاست گفتی دیگه از راز بودن خارج شد

09:11.103 --> 09:12.847
‫حتماً تعقیبم کرده ، نگران نباش

09:12.931 --> 09:15.545
‫اون به کسی چیزی نمیگه

09:15.629 --> 09:17.721
‫او به "الله" قسم خورد

09:17.805 --> 09:19.549
‫"الله" میدونه ؟!

09:19.633 --> 09:21.461
‫به چند نفر گفتی ؟

09:25.726 --> 09:27.557
‫قصد داری که منو از داستان بیرون نگه داری ؟

09:27.641 --> 09:29.864
‫چون اگر من نبودم ،
‫تو الان در "جورجیا" بودی

09:29.948 --> 09:32.736
‫من باعثِ این آتش بس شدم ،
‫میخوام جزئی از ماجرا باشم

09:32.820 --> 09:34.085
‫تو خیلی زورگویی
‫(تحمیل کننده‌ای)

09:34.169 --> 09:39.392
‫اوه ، به نظر میرسه بیگانه‌ها هم از وجودِ
‫زنانِ قدرتمند احساسِ تهدید میکن
‫(دُچارِ اضطراب میشن)

09:40.175 --> 09:42.569
‫بهش عادت کن ، ما هیچ جا نمیریم

09:45.137 --> 09:46.489
‫چه چیزی رو اون زیر مخفی میکنی ؟

09:46.573 --> 09:48.534
‫به یه دلیلی پوشوندمِش

09:48.618 --> 09:50.841
‫بیسیمِشِه که بتونه با مردمش تماس بگیره ...

09:50.925 --> 09:52.713
‫اما خراب شده ، پس داره
‫سعی میکنه درستش کنه

09:54.146 --> 09:56.272
‫چرا نمیتونی با سفینه‌ی فضاییت به خونه‌ات برگردی ؟

09:59.847 --> 10:01.809
‫اونها بُردَنِش ، مگه نه ؟

10:01.893 --> 10:03.593
‫اینو از کجا میدونی ؟

10:03.677 --> 10:06.727
‫باید کارِ دولت باشه ، این
‫یعنی اینکه دنبالت هستن

10:06.811 --> 10:08.641
‫میتونه کارِ هر سازمانی باشه

10:08.725 --> 10:11.079
‫اما احتمالاً کارِ "مردان سیاه پوش"ـه

10:11.163 --> 10:15.953
‫یه سازمانِ فوق سِریِه که فعالیت
‫بیگانه‌هارو در زمین بررسی میکنه

10:16.037 --> 10:20.049
‫اما همیشه مشکی نمیپوشن
‫و فقط هم مرد نیستن

10:20.999 --> 10:24.222
‫پس چرا بهشون میگن "مردان سیاه پوش" ؟

10:24.306 --> 10:27.878
‫چون جالب‌تر از اینه که اونهارو
‫"افرادی در لباس" خطاب کنن

10:27.962 --> 10:30.446
‫کاملاً واضحه

10:30.530 --> 10:32.622
‫من نگران نیستم

10:32.706 --> 10:39.107
‫وقتی بیسیمم رو درست کنم ،
‫اونها مشکلی نخواهند بود

10:39.191 --> 10:40.369
‫فقط یه قَطعِه کم دارم

10:40.453 --> 10:41.936
‫به ابزار فروشی سر زدی ؟

10:42.020 --> 10:43.372
‫اونها همه چی دارن

10:43.456 --> 10:46.241
‫بابام حتی یه پیژامه از اونجا خریده

10:47.112 --> 10:51.179
‫مگه اینکه کسی رو بشناسید که با بیگانه‌های
‫دیگه در ارتباط بوده باشه ، اونوقت من ...

10:51.203 --> 10:54.122
‫اصطلاحِش چیه ؟

10:54.206 --> 10:57.473
‫"به شانسم تِر زده شده"
‫(دیگه هیچ شانسی ندارم)

10:57.557 --> 10:59.954
‫اگر در اطراف ما دست از
‫این نوع حرف زدن برنداری ...

11:00.038 --> 11:01.998
‫مجبور میشیم دَهَنِت رو با صابون بشوریم

11:02.040 --> 11:03.261
‫بفرما ، من صابون دوست دارم

11:03.345 --> 11:05.089
‫همیشه صابون میخورم

11:05.173 --> 11:07.831
‫گه ، باسن ، شاش ، آلت

11:07.915 --> 11:10.004
‫صابون کجاست ؟
‫من خیلی گرسنه‌ام

11:12.267 --> 11:16.575
‫صبر کن ، من میدونم که برای پیدا کردن
‫چیزهایِ بیگانه‌ها کجا میتونی بری

11:27.195 --> 11:29.026
‫هی ، کجا میری ؟

11:29.110 --> 11:33.596
‫باید برم یه قطعه‌ی گمشده
‫برای بیسیمم رو پیدا کنم

11:33.680 --> 11:34.858
‫نه

11:34.942 --> 11:37.905
‫تو با یه پا رانندگی نمیکنی

11:37.989 --> 11:39.950
‫واااو

11:40.034 --> 11:41.691
‫پات رُشد کرد

11:41.775 --> 11:43.646
‫دقیقاً همونطور که گفته بودم میکنه

11:45.083 --> 11:48.306
‫حالا باید برم

11:48.390 --> 11:49.481
‫باشه

11:49.565 --> 11:51.962
‫حتی به عنوان یه پزشک
‫اَلَکی هم باید بدونی که ...

11:52.046 --> 11:53.886
‫که دارو هنوز در سیستم بدنت باقی مونده

11:53.961 --> 11:56.921
‫همین الان دوباره دارو
‫خوردم ، چیزیم نمیشه

12:01.621 --> 12:03.713
‫کدوم یکی وانتِ منه ؟

12:03.797 --> 12:05.410
‫خیلی خب

12:05.494 --> 12:07.586
‫اینهارو بده من

12:07.670 --> 12:09.719
‫من میبرمت

12:09.803 --> 12:11.936
‫کجا میریم ؟

12:11.871 --> 12:13.789
‫ما واقعاً قراره این کارو بکنیم

12:19.313 --> 12:20.836
‫مثلاً قراره اونها من باشن ؟

12:22.490 --> 12:24.840
‫مردمِ من که یه لباس نیستن

12:25.841 --> 12:29.425
‫به زندگی من خوش اومدی
‫(تو که خودت از بدن انسان
‫به عنوان لباس استفاده میکنی)

12:31.107 --> 12:33.893
‫اوه ، این سرگرم کننده خواهد بود

12:43.589 --> 12:46.741
‫یه جورایی باحاله که با یه
‫بیگانه‌ی واقعی اینجا هستم

12:46.826 --> 12:48.091
‫احساس خاص بودن میکنم

12:48.176 --> 12:51.008
‫تو خاص نیستی ، تو معمولی هستی

12:51.423 --> 12:54.603
‫حالا که میدونم از فضا هستی ،
‫به طرزِ عجیبی کمتر توهین آمیزه

12:56.036 --> 12:57.476
‫بفرمایید

12:57.560 --> 12:58.694
‫ممنونم

12:58.778 --> 13:03.090
‫خیلی خب ، حالا چی ؟

13:06.917 --> 13:09.096
‫اجداد ما معلّمینی داشتن

13:09.180 --> 13:13.361
‫اصلِ دانش مهندسی از
‫موجودات فرازمینی اومده

13:13.445 --> 13:15.145
‫بلاخره ، یه کم اعتبار

13:15.229 --> 13:17.234
‫من از این آقایِ مو دِراز خوشم میاد

13:25.239 --> 13:27.418
‫فرود رویِ ماه ساختگی بود

13:27.502 --> 13:30.334
‫همه‌ی اون در یه "صحنه‌ی صدا" توسط "استنلی
‫کوبریک" (کارگردانِ آمریکایی) فیلمبرداری شده
‫[بخشی از استودیویِ فیلمبرداری با ویژگی صوتی مناسبِ ضبط صدا]

13:30.418 --> 13:32.989
‫فضانوردان روی ماه فرود اومدن

13:33.073 --> 13:34.469
‫خوبه

13:34.553 --> 13:37.428
‫و بدنهاشون قبل از برگشت تصاحب شد
‫(آدم فضایی‌ها با بدنهایِ اونها به زمین برگشتن)

13:37.512 --> 13:38.952
‫چی ؟

13:39.036 --> 13:41.520
‫و ما شواهدی از این موضوع رو
‫در سراسر جهان پیدا میکنیم

13:41.604 --> 13:44.523
‫"مایا"ها ، همه در مورد تقویم اونها صحبت میکنن ...
‫[مردم مایا ، گروهی از مردمان سرخ‌پوست
‫هستند که در آمریکای میانه زندگی میکنند]

13:44.607 --> 13:47.482
‫اما هیچوقت برای برنامه‌ریزِ روزانه‌شون تحسین نشدن
‫[دفترچه ، برنامه‌ی کامپیوتری و یا هر چیزی که میشه
‫با اون بخشهای مختلف روز خود رو برنامه‌ریزی کرد]

13:47.566 --> 13:50.398
‫- ما "خاکستری"ها رو داریم
‫- عوضی‌های موذی

13:50.482 --> 13:53.621
‫- "آرکتورین"ها
‫- عوضی ، خیلی بی کلاسَن
‫[مردمِ ستاره‌ی آرکتوروس ؛ درخشان ترین ستاره در منظومه بوتس]

13:53.703 --> 13:55.055
‫مردان سبز کوچک

13:55.139 --> 13:58.362
‫اونها بانمک هستن ، امّا بیشتر
‫از حد میدونن که بانمک هستن

13:58.446 --> 14:00.626
‫- "آخوندک"
‫- یکی از اونها بهم پول بدهکاره
‫[یک حشره و یک شخصیت خیالیِ ابرقهرمان در کتاب‌های کامیک]

14:00.710 --> 14:04.847
‫و پرندگان آبی

14:04.931 --> 14:06.876
‫اونها در واقع خیلی مهربون هستن

14:18.902 --> 14:20.994
‫خب ، شما دو تا چقدر گرم و راحتید

14:21.078 --> 14:24.084
‫سلام... کلانتر

14:24.168 --> 14:26.518
‫چیزی داری که میخوای به من بگی ؟

14:27.954 --> 14:29.393
‫خب ، نمیدونم

14:29.477 --> 14:31.175
‫تو چیزی داری که بخوای به من بگی ؟

14:32.742 --> 14:35.225
‫در این صورت بله

14:35.309 --> 14:36.789
‫روز خوبی داشته باشی

14:37.485 --> 14:39.085
‫خداحافظ "لوئیس" ، پنجشنبه میبینمت

14:43.709 --> 14:45.540
‫پنجشنبه

14:45.624 --> 14:47.063
‫پنجشنبه چه خبره ؟

14:47.147 --> 14:48.674
‫ناهار میخوریم

14:48.758 --> 14:50.806
‫اون اینجا نشسته و احتمالاً داشته
‫پشتِ سرِ من بدگویی میکرده ...

14:50.890 --> 14:54.418
‫و تو ناهار مهمونش میکنی ؟
‫میبینم که داستان چیه

14:54.502 --> 14:55.898
‫اون هیچی نگفت

14:55.982 --> 15:00.517
‫در واقع اون بیشتر گوش داد ،
‫تو هم گوش کردن به دردت میخوره

15:00.813 --> 15:02.383
‫اونوقت این یعنی چی ؟

15:02.467 --> 15:07.851
‫رابطه‌ی تو با "لیو" ، منو یاد رابطه‌ی من و مادرت
‫قبل از اینکه بلند بشه بره و منو ترک کنه ، میندازه

15:08.081 --> 15:09.259
‫منظورت وقتیه که مُرد ؟

15:09.343 --> 15:11.348
‫هیچوقت به خاطرِ اون نمیبخشمِش

15:11.432 --> 15:14.613
‫مادرت باهوش بود ،
‫همیشه منو به چالش میکشید

15:14.697 --> 15:16.092
‫وقتی خرابکاری میکردم ...

15:16.176 --> 15:19.614
‫تا وقتی که برای درست کردَنِش
‫قدم برنمیداشتم وِلَم نمیکرد

15:20.703 --> 15:23.270
‫شاید تو هم بخوای به این موضوع فکر کنی

15:24.228 --> 15:25.885
‫برام یه همبرگر سفارش بده ، الآن برمیگردم

15:25.969 --> 15:27.103
‫اوه

15:27.187 --> 15:29.236
‫هی ، هی ، هی ، بابا ، بابا

15:29.320 --> 15:32.108
‫هی ، هی ، کمک خواستن اشکالی نداره

15:32.192 --> 15:33.806
‫ببین کی داره این حرف رو میزنه

16:07.271 --> 16:09.145
‫نتایج سم شناسی "سم" اومده

16:09.229 --> 16:12.018
‫سطح سم "بوتولینوم" خیلی بالاست

16:12.102 --> 16:14.411
‫"سم" مسموم شده

16:14.495 --> 16:17.110
‫شاید با استفاده از "اَنسولین"
‫به عنوان رَوِشِ رسوندنِ سَم ...

16:17.194 --> 16:23.464
‫تنها کاری که اون زن یا مرد باید میکرده
‫تزریق سَم در یه شیشه‌یِ "انسولین" بوده ...

16:23.548 --> 16:26.551
‫و اینکه منتظر بشه تا "سم" ازش استفاده کنه

16:32.470 --> 16:35.737
‫حـرومـزاده

16:48.573 --> 16:50.360
‫سلام کلانتر ، بشین

16:50.444 --> 16:52.711
‫حدود ده دقیقه دیگه با شما خواهم بود

16:52.795 --> 16:54.595
‫آره خب ، من برای کوتاه کردن مو نیومدم

16:54.666 --> 16:57.237
‫من برای کار رسمیِ کلانتری اینجام

16:57.321 --> 16:58.804
‫میبینم که شما تزریق "بوتاکس" انجام میدید

16:58.888 --> 17:00.544
‫آره

17:00.628 --> 17:03.591
‫شما برای اون پیشونیِ پُر از
‫خَط حدودِ 20 واحد نیاز داری
‫(همچنین به معنی شخم زدن و شیار)

17:03.675 --> 17:04.853
‫خب ، برات خبرهایی دارم

17:04.937 --> 17:07.682
‫من از شُخم زدن خوشم میاد ،
‫و خطوط رو هم دوست دارم

17:07.766 --> 17:11.338
‫"ابیگیل هاجز" ، شما به خاطر قتل
‫"سم هاجز" تحت بازداشت هستید

17:11.422 --> 17:12.818
‫چی ؟! در مورد چی صحبت میکنی ؟

17:12.902 --> 17:14.183
‫بهت میگم در مورد چی صحبت میکنم

17:14.207 --> 17:15.908
‫میبینی ، من سوابق تلفن
‫شمارو بررسی کردم ...

17:15.992 --> 17:17.741
‫و تماسهای متعددی به یه شماره پیدا کردم ...

17:17.742 --> 17:19.346
‫و منظورم از متعدد خیلی خیلی زیاده

17:19.430 --> 17:22.302
‫میدونی شماره‌ی کی بود ؟
‫"تامِس هافمِن"

17:23.390 --> 17:24.525
‫باشه ، خب

17:24.609 --> 17:26.005
‫ما به طور عادی(غیر رسمی) با هم رابطه داریم

17:26.089 --> 17:27.936
‫امّا میخوای منو به خاطر داشتن
‫زندگی اجتماعی دستگیر کنی ؟

17:27.960 --> 17:29.008
‫یه خانمِ بیوه نمیتونه به زندگیش ادامه بده ؟

17:29.092 --> 17:30.504
‫خب ، البته که یه خانمِ بیوه
‫میتونه به زندگیش ادامه بده

17:30.528 --> 17:32.533
‫تنها مشکل اینه که اون تماسها ...

17:32.617 --> 17:35.536
‫اونها خیلی قبل‌تر از مرگ "سم" شروع شدن

17:35.620 --> 17:37.380
‫میبینی ، فکر میکنم میخواستی
‫از شَرِ "سم" خلاص بشی ...

17:37.404 --> 17:38.425
‫چون یه رابطه‌ی نامشروع داشتی

17:38.449 --> 17:39.540
‫این انگیزه‌ست

17:39.624 --> 17:41.324
‫آه ، یه لحظه صبر کن ...

17:41.408 --> 17:42.908
‫تنها چیزی که نیاز داشتی
‫مقادیرِ زیادی از "بوتولیسم" بود ...

17:42.932 --> 17:44.763
‫که واضحه بهش دسترسی داشتی

17:44.847 --> 17:46.634
‫بعد اون سم رو برداشتی و تزریقِش کردی ...

17:46.718 --> 17:48.087
‫داخلِ بطریِ انسولینِ "سم"
‫و از اونجا به بعدش ...

17:48.111 --> 17:49.697
‫دیگه یه بمب ساعتی بود که
‫فقط منتظر منفجر شدن بود

17:49.721 --> 17:51.081
‫- نه ، فقط ...
‫- و بالاخره هم شد

17:51.157 --> 17:52.526
‫برگرد و دستهات رو پشتِت قرار بده

17:52.550 --> 17:53.597
‫- کلانتر
‫- بچرخ

17:53.681 --> 17:55.121
‫شما حق دارید سکوت کنید

17:55.205 --> 17:57.885
‫هر چیزی که بگید میتونه در دادگاه
‫علیه شما استفاده بشه و خواهد شد

17:57.947 --> 17:59.603
‫شما حق داشتن وکیل دارید

17:59.687 --> 18:01.083
‫اگر توانایی پرداخت دستمزد
‫وکیل رو نداشته باشی ...

18:01.167 --> 18:03.433
‫تعجب میکنم چون این سالن خیلی خفنه

18:11.585 --> 18:15.201
‫در جمع کسایی که تجاربِ مربوط
‫به بیگانه‌ها داشتن دنبال چی هستی ؟

18:15.285 --> 18:17.116
‫وقتی ببینمِش میفهمم

18:26.339 --> 18:30.172
‫متشکرم ، سلام ، من "پیتر باک" هستم

18:30.256 --> 18:32.087
‫بیشتر شما منو از "پادکست"ـم میشناسید ...
‫[صدا یا ویدیویی ضبط شده که معمولاَ
‫از طریق اینترنت در دسترس است]

18:32.171 --> 18:34.220
‫به عنوان "ردیاب بیگانه"

18:34.304 --> 18:36.265
‫من 15 سال رو صرف کار کردن در ...

18:36.349 --> 18:39.573
‫مرکز "کارل ساگان" در موردِ "جستجوی هوش فرازمینی" کردم
‫[سازمانی که مأموریت آن کشف ، درک و توضیح
‫منشأ و ماهیت زندگی در جهان است]

18:39.657 --> 18:41.357
‫من یه مشاور دولت هم بوده‌ام

18:41.441 --> 18:43.925
‫و اگر کتابهای منو خونده باشید ،
‫میدونید که من مجموعه ای از ...

18:44.009 --> 18:46.797
‫مهارت‌هایِ ویژه دارم که باعث
‫میشه بیگانه‌ها ازم بترسن

18:46.881 --> 18:49.974
‫و البته... من رویاروییِ خودم رو هم داشتم ...

18:50.058 --> 18:52.977
‫که... خب ...

18:53.061 --> 18:55.415
‫حداقلِش رو بخوایم بگیم وحشتناک بود

18:55.499 --> 19:00.159
‫بنابراین این اعتقاد صادقانه منه که
‫بیگانه‌ها در بین ما زندگی میکنن

19:00.243 --> 19:02.944
‫و ماموریت من پیدا کردنِ بیگانه‌ها شده ...

19:03.028 --> 19:04.989
‫به دام انداختنِ اونها ...

19:05.073 --> 19:07.293
‫و خب ...

19:09.861 --> 19:14.260
‫یه تماس با این ...

19:14.344 --> 19:17.521
‫10000 ولت ، میتونم یه فیل رو هم بیهوش کنم

19:19.566 --> 19:20.788
‫تو خوبی ؟

19:20.872 --> 19:22.833
‫آره

19:22.917 --> 19:24.531
‫من فیل نیستم

19:24.615 --> 19:30.276
‫من همچنین فهمیدم که صحبت در مورد رویاروییم
‫بهم کمک میکنه تا احساس کنترل داشته باشم

19:30.360 --> 19:35.106
‫و دوست دارم شما هم به این ، به عنوان یه انجمنِ
‫امن فکر کنید که میتونید در اون همین کارو بکنید

19:35.190 --> 19:40.982
‫پس لطفاً بیاید بالا و بدون تحتِ قضاوت
‫قرار گرفتن با جمع به اشتراک بذارید ...

19:41.066 --> 19:42.981
‫تا همه‌ی ما بتونیم در موردِ تجربیات شما بشنویم

19:45.375 --> 19:51.210
‫من یه شب دیر وقت داشتم به سمت خونه
‫رانندگی میکردم که یه نورِ آبی رنگ ...

19:51.294 --> 19:53.473
‫از سقف ماشینم به داخل تابیده شد

19:53.557 --> 19:55.779
‫من با یه بُرِشهایِ مثلثی شکل بیدار شدم ...

19:55.863 --> 19:57.172
‫فلج شده بودم

19:57.256 --> 19:59.827
‫و جراحاتی روی شکمَم و سراسرِ پشت سرم

19:59.911 --> 20:01.524
‫وحشتناک بود

20:01.608 --> 20:02.612
‫آم ...

20:02.696 --> 20:04.745
‫برای همیشه روی مغز من حک شده

20:04.829 --> 20:10.490
‫اونها منو به یه سطح سرد و سخت فلزی بستن

20:10.574 --> 20:12.143
‫- اونها هیولا هستن
‫- و ...

20:12.227 --> 20:13.493
‫و اونها اینجان تا مارو بکشن

20:13.577 --> 20:17.279
‫یه میله‌ی لوله‌ای بلند رو برداشتَن ...

20:17.363 --> 20:20.978
‫و فُرو کردنِش در ...

20:21.062 --> 20:23.329
‫در ...

20:26.590 --> 20:29.291
‫میخواست بگه در باسَنِش

20:29.375 --> 20:31.380
‫یه شب ، چند ماه پیش ...

20:31.464 --> 20:34.775
‫شوهر سابقم و من دعوا میکردیم ...

20:34.859 --> 20:37.604
‫که یه جورایی برای ما یه چیز عادیه

20:37.688 --> 20:39.519
‫آم ...

20:39.603 --> 20:41.738
‫من بلاخره تصمیم گرفتم که
‫به اندازه کافی زجر کشیدم ...

20:41.822 --> 20:43.349
‫پس فرار کردم ...

20:43.433 --> 20:47.785
‫اما مطمئن نبودم که دارم
‫کار درست رو انجام میدم

20:49.308 --> 20:51.444
‫و بعد اون رو دیدم

20:51.528 --> 20:55.578
‫یه آتیش در آسمان بود ...

20:55.662 --> 20:57.493
‫مثل یه نورِ راهنما ...

20:59.449 --> 21:02.368
‫به من قدرت داد ...

21:02.452 --> 21:04.949
‫قدرت برای ادامه دادن و
‫اینکه هرگز به پشت سر نگاه نکنم ...

21:06.586 --> 21:08.461
‫ماه‌ها بعد ، با کسی که حالا ...

21:08.545 --> 21:11.855
‫میدونم سرنشینِ اون
‫بشقاب پرنده بوده ، آشنا شدم

21:13.245 --> 21:17.905
‫چیزی در مورد اون باعث
‫شد که احساس امنیت کنم ...

21:17.989 --> 21:20.426
‫و احساس تنهایی نکنم

21:21.296 --> 21:24.215
‫و من میدونم که این چیزی نیست
‫که همه‌ی شما تجربه کردین

21:24.299 --> 21:26.392
‫اما بهم اعتماد کنین ...

21:26.476 --> 21:29.264
‫بر اساس برخورد من ...

21:29.348 --> 21:31.394
‫فکر نمیکنم اونها هیولا باشن

21:33.483 --> 21:36.007
‫فکر میکنم بعضی از اونها
‫اینجان تا خوبی کنن

21:42.056 --> 21:43.841
‫نــه

21:44.798 --> 21:46.934
‫واو

21:47.018 --> 21:48.370
‫"ابیگیل هاجز"

21:48.454 --> 21:50.372
‫کی فکرش رو میکرد ؟

21:50.456 --> 21:53.244
‫خب ، حل پرونده رو تبریک میگم

21:53.328 --> 21:54.420
‫باید خوشحال باشی

21:54.504 --> 21:56.247
‫بله ، خب ، میدونی... یه مردی مرده

21:56.331 --> 21:58.222
‫پس در واقع چیز زیادی
‫برای خوشحالی وجود نداره

21:58.246 --> 22:01.383
‫البته ، فقط منظورم ...

22:01.467 --> 22:05.169
‫خب ، شما با گشتنِ دریاچه
‫منابع زیادی استفاده کردین

22:05.253 --> 22:06.954
‫یعنی... در واقع منابعِ خیلی زیادی ...

22:07.038 --> 22:09.826
‫که من هنوز سعی دارم
‫در شورای شهر توجیه کنم

22:09.910 --> 22:13.830
‫احتمالاً توانایی مالیِ برگزاریِ روز خانواده‌ی
‫"پیشنس" در شهر سبز رو نخواهیم داشت

22:13.914 --> 22:16.311
‫اما... شما تَهِ داستان رو درآوردید

22:16.395 --> 22:18.661
‫- آها
‫- این چیزیه که مهمه

22:18.745 --> 22:20.157
‫آره درسته ، این چیزیه که مهمه

22:20.181 --> 22:23.144
‫ممنون

22:23.228 --> 22:25.578
‫- باشه
‫- آره

22:35.153 --> 22:38.768
‫سلام به تو "جی" ،
‫چی میتونم برات بیارم ؟

22:38.852 --> 22:41.949
‫ما یه بازه‌ی زمانی مخصوص تخفیفِ
‫آبجوهای با قدمتِ هندی داریم
‫(همچنین مارکِ آبجوهایی کمرنگ‌تر و دارایِ رازَک)

22:41.986 --> 22:45.558
‫داری به من نوشیدنی پیشنهاد میکنی ؟
‫من هنوز حتّی 18 سالم هم نشده
‫(سنِ قانونیِ مصرف الکل 21 سال میباشد)

22:45.642 --> 22:51.346
‫قصد داشتم بهت یه آب میوه در
‫یه لیوانِ غیرِشفاف پیشنهاد کنم
‫(چون آبجو در لیوان شفاف سرو میشود)

22:51.430 --> 22:55.045
‫خب راستش ، من فقط برای این اومدم که بپرسم
‫میتونم برای مقاله‌ی مدرسه باهات مصاحبه کنم

22:55.129 --> 22:58.061
‫همه‌ی در شهر در مورد نجات صحبت میکنن

22:59.917 --> 23:02.705
‫ازینکه مردم داستان رو
‫انقدر بزرگ میکنن خسته شدم

23:02.789 --> 23:04.881
‫لازم نیست منو انقدر تحسین کنید

23:04.965 --> 23:06.448
‫زیاد طول نمیکشه ...

23:06.532 --> 23:08.162
‫و من فقط برای "اعتبار اضافه"‌ دارم انجامِش میدم
‫(اعتباری که علاوه بر نمرات درسی برای راهیابی
‫به دانشگاه‌های خوب در نظر گرفته میشود)

23:08.186 --> 23:11.061
‫اوه ، خب ، اگر اینجوریه باشه

23:13.104 --> 23:14.369
‫ممنون

23:14.453 --> 23:17.154
‫فقط چند تا سواله

23:17.238 --> 23:18.329
‫بپرس

23:18.413 --> 23:20.549
‫خیلی خب

23:20.633 --> 23:23.636
‫خب تو یه اسکی بازِ "اُلمپیک" بودی ...

23:24.768 --> 23:29.253
‫اینکه در مقابل دیدِگان کل دنیا
‫سقوط کنی و ببازی ، چجوری بود ؟

23:32.036 --> 23:33.257
‫عالی نبود

23:33.341 --> 23:36.870
‫خودت رو یه قهرمان سقوط کرده میدونی ؟
‫(شکست خورده)

23:36.954 --> 23:39.046
‫چون یه قهرمان بودی و بعد سقوط کردی ؟

23:42.612 --> 23:49.578
‫نمیدونم ، فکر کردم این مصاحبه
‫قراره در مورد موضوعِ نجات باشه

23:49.662 --> 23:51.624
‫- دارم پیش زمینه ایجاد میکنم
‫- خوبه

23:51.708 --> 23:53.539
‫خب دستِت چی شده ؟

23:53.623 --> 23:54.714
‫شکسته

23:54.798 --> 23:57.630
‫اولین بار که از شکاف افتادم شکست

23:57.714 --> 23:58.979
‫شما تو یه شکاف افتادین ؟

23:59.063 --> 24:02.417
‫آره... پس فکر کردی چه اتفاقی افتاده ؟

24:02.501 --> 24:03.853
‫نمیدونم

24:03.937 --> 24:06.203
‫فکر کردم بالای کوه گیر کرده بودین

24:06.287 --> 24:08.249
‫با همین شرایطِ دستِت از
‫شکاف به بالا صُعود کردی ؟

24:08.333 --> 24:10.686
‫خب آره ، یه جورایی مجبور بودم

24:10.770 --> 24:12.601
‫10 متر سقوط کرده بودم

24:12.685 --> 24:14.385
‫"آستا" و "هری" حتی پایین‌تر از من بودن

24:14.469 --> 24:17.388
‫میدونستم که برای تلاش کردن به
‫نجات ما باید تا رد شدن طوفان صبر کنن ...

24:17.472 --> 24:20.435
‫که تا اون زمان دیگه خیلی دیر میشد ...

24:20.519 --> 24:25.484
‫چون ما همه دچار سرمازدگی میشدیم و میمردیم

24:25.568 --> 24:26.917
‫"آستا" ممکن بود بمیره ؟

24:29.354 --> 24:31.533
‫آره ، ممکن بود بمیره

24:31.617 --> 24:35.319
‫منظورم اینه که همه‌مون ممکن بود بمیریم

24:35.403 --> 24:36.582
‫ما خیلی خوش شانسیم

24:39.320 --> 24:41.630
‫میدونی چیه ، من... ام ...

24:41.714 --> 24:44.949
‫فکر میکنم الان اون آب میوه
‫در لیوانِ غیر شفاف رو میخورم

24:46.763 --> 24:49.290
‫اِی هرزه ، تقریباً از دستِت دادم

24:53.030 --> 24:55.815
‫اوه ، من خوبم

24:57.077 --> 24:58.429
‫فقط احساس میکنم ...

24:58.513 --> 25:00.823
‫تو احتمالاً باید مثلاً یه
‫نوشیدنی‌ای چیزی مهمونم کنی ...

25:00.907 --> 25:04.694
‫چون من الان... رشته‌هایِ عصبیم
‫مثلِ تخم مرغِ نیمرو شده‌ست

25:05.695 --> 25:07.308
‫ما دو تا نوشابه میخوایم

25:07.392 --> 25:09.310
‫یکیش "وُدکا" داشته باشه

25:09.394 --> 25:13.140
‫وقتی بیدار شدم ، اصلاً نمیدونستم کجام

25:13.224 --> 25:15.795
‫منظورم اینه که یه لحظه
‫من در تختخواب بودم ...

25:15.879 --> 25:20.321
‫و لحظه‌ی بعد ، در یه گودال
‫کنار جاده دراز کشیده بودم

25:20.405 --> 25:22.541
‫و اونها یه چیزی در من قرار دادن

25:22.625 --> 25:24.717
‫نگاه کنین ...

25:24.801 --> 25:28.242
‫نمیدونم چرا ، اما اونها منو دنبال میکنن

25:28.326 --> 25:30.418
‫گوش میکنن

25:30.502 --> 25:32.246
‫نگاه کنین ، میتونین اونو ببینین

25:36.073 --> 25:39.166
‫فناوری بیگانه ، خودشه

25:46.866 --> 25:49.260
‫- سلام عزیزم
‫- عزیزم

25:50.870 --> 25:52.962
‫چرا بوی ماهی حس میکنم ؟

25:53.046 --> 25:55.727
‫چون من "برانزینو" درست کردم
‫[نوعی ماهی سفید]

25:59.531 --> 26:01.446
‫امشب قراره شب "تاکو" باشه

26:02.012 --> 26:03.772
‫این یعنی که "تاکو"
‫میشه برای فردا شب ؟

26:03.796 --> 26:05.366
‫چون اون... فردا شبِ "اسپاگتی"ـه

26:05.450 --> 26:07.977
‫آروم باش ، فقط سعی کن از حاشیه‌ی
‫اَمن و راحتتِ بیای بیرون ، باشه ؟

26:08.061 --> 26:09.065
‫آره امّا ...

26:09.149 --> 26:10.676
‫"مکس" با "سحر" رفته سینما

26:10.760 --> 26:13.200
‫بنابراین من یه دوست رو
‫با شوهرش دعوت کردم

26:14.720 --> 26:17.073
‫میخوام باهاشون آشنا بشی ،
‫عاشقِ‌شون میشی

26:17.157 --> 26:18.335
‫آره

26:18.419 --> 26:20.073
‫شاید بتونیم "تاکو"ـیِ ماهی بخوریم

26:22.859 --> 26:24.515
‫ایشون شوهر منِه ؛ "بن"

26:24.599 --> 26:26.648
‫"بن" ؛ این دوستان ؛ "سارا
‫و "ریچارد هیوستِن" هستن

26:26.732 --> 26:28.389
‫اوه بیخیال ، همه‌ با هم دوستیم

26:28.473 --> 26:30.772
‫میتونین "دیک" صداش کنین
‫[کوتاه شده برای ریچارد و به معنی آلت تناسلی مردانه]

26:30.780 --> 26:32.436
‫خب ، ما ماهی داریم

26:35.959 --> 26:38.704
‫میخوام از همه‌تون برای اومدن
‫و اشتراک گذاری تشکر کنم

26:38.788 --> 26:39.879
‫بیاید و به من سر بزنید

26:39.963 --> 26:41.794
‫ما در سالنِ گردهمایی یه غرفه داریم

26:41.878 --> 26:44.579
‫کلی کالاهای باحال داریم ، متشکرم

26:48.449 --> 26:50.106
‫ببخشید

26:50.190 --> 26:51.934
‫صبر کن ، "هری" ، کجا میری ؟

26:55.805 --> 26:57.374
‫ردیاب بیگانه ، صبر کن

26:57.458 --> 26:58.854
‫ردیاب بیگانه

26:58.938 --> 27:00.464
‫میتونم یه امضا بگیرم ؟

27:02.681 --> 27:03.772
‫ببخشید ، عذر میخوام

27:03.856 --> 27:05.858
‫متاسفم ، ببخشید

27:11.615 --> 27:13.751
‫آره ، خواهش میکنم

27:32.244 --> 27:33.593
‫متاسفم ، نوبت منه

27:36.335 --> 27:37.862
‫میشه بری بیرون ؟

27:37.946 --> 27:41.909
‫من میخوام اون فناوری بیگانه رو
‫از بازوت بیارم بیرون و بعد میرم

27:43.952 --> 27:47.697
‫- چه خبره ؟
‫- ساکت

27:47.781 --> 27:49.743
‫بیگانه نیست ، یه ساچمه‌ست

27:49.827 --> 27:51.005
‫چی ؟

27:51.089 --> 27:52.414
‫وقتی بچه بودم یه ساچمه رفت تو بازوم

27:52.438 --> 27:54.530
‫- باشه ؟ دروغ گفتم
‫- تو چه مرگته ؟

27:54.614 --> 27:56.228
‫توئی که چاقو دستِته ...

27:56.312 --> 27:58.360
‫دیوونه‌ی روانی

28:03.536 --> 28:05.106
‫چه کوفتی در جریانه ؟

28:05.190 --> 28:06.760
‫دنبال چی میگردی ؟

28:06.844 --> 28:08.153
‫و دروغ نگو

28:08.237 --> 28:09.891
‫فکر میکنم حداقل لیاقت اینو دارم

28:13.372 --> 28:16.074
‫وقتی "خاکستری"ها یه انسان رو میدزدن ...

28:16.158 --> 28:19.422
‫یه فناوری بیگانه تویِ بدن اونها میکارن

28:20.423 --> 28:22.254
‫یه فرستنده‌ست

28:22.338 --> 28:24.909
‫این راه ردیابیِ قربانی توسطِ اونهاست

28:24.993 --> 28:27.038
‫باید یکی از اونها پیدا کنم

28:28.039 --> 28:29.914
‫به همین دلیل اینجاییم ؟

28:29.998 --> 28:33.221
‫که تو بتونی یه کاشت رو از بازویِ
‫یه آدم بیچاره بکشی بیرون ؟

28:33.305 --> 28:34.701
‫برای بیسیمم میخوام

28:34.785 --> 28:38.400
‫کاشت از یه فلز بیگانه ساخته شده

28:38.484 --> 28:39.921
‫بهش نیاز دارم

28:51.497 --> 28:53.981
‫ردیاب بیگانه دنبال منه

28:54.065 --> 28:57.071
‫- اونم مثل "مکس" میتونه منو ببینه
‫- متوجه نمیشم

28:57.155 --> 28:58.681
‫خودش بقیه‌اش رو توضیح میده

28:58.765 --> 29:01.597
‫اِسمِش "ردیاب بیگانه"ست

29:01.681 --> 29:05.079
‫- پس شاید باید بریم
‫- آره

29:06.338 --> 29:07.603
‫یعنی ...

29:07.687 --> 29:09.056
‫منظورم اینه که اون همه
‫چیز رو خودش طراحی کرده ...

29:09.080 --> 29:11.129
‫همه‌اَش رو ، کُلِش رو خودش ساخت

29:11.213 --> 29:12.608
‫اوه ، خیلی ناراحتم

29:12.692 --> 29:14.018
‫فکر کردم "مکس" امشب اینجا خواهد بود

29:14.042 --> 29:16.003
‫ما خیلی مشتاقِ دیدنِ اون هستیم

29:16.087 --> 29:17.613
‫درسته عزیزم ؟

29:17.697 --> 29:19.964
‫اوه آره ، بله ، من عاشقِ بچه‌هام

29:20.048 --> 29:24.272
‫ما خودمون بچه میخوایم ، اما دکتر گفت که
‫سارا احتمالاً برای بچه‎دار شدن خیلی پیرِه

29:24.356 --> 29:25.621
‫متاسفم

29:25.705 --> 29:28.189
‫مطمئنم که این برای شما دو تا اتفاق میافته

29:29.666 --> 29:31.932
‫تا اون زمان ، از آزادی لذت ببرید
‫چون بچه‌ها خیلی زحمت دارن

29:33.583 --> 29:34.995
‫به همین دلیله که داشتن یه کم زمانِ
‫مخصوصِ بزرگسالان خیلی خوبه

29:35.019 --> 29:36.328
‫درسته عزیزم ؟

29:36.412 --> 29:40.049
‫یه واقعیت جالب ، سالیانه نسبت
‫به بیماری قلبی تعداد بیشتری ...

29:40.051 --> 29:42.839
‫انسان جونِ خودشون رو به خاطر خفگی
‫با استخوان‌هایِ "برانزینو" از دست میدن

29:43.071 --> 29:45.377
‫عزیزم ، میتونی در سروِ دسر کمکم کنی ؟

29:48.815 --> 29:51.079
‫عزیزم ، تو کُلِ شب
‫دو کلمه هم حرف نزدی

29:52.558 --> 29:54.433
‫من تنهایی تمام بار رو دارم به دوش میکشم

29:54.517 --> 29:56.000
‫خب ، متاسفم

29:56.084 --> 29:58.404
‫فکر میکنم نخوردن "تاکو" یه
‫جورایی کلاً حواسم رو پرت کرده

29:58.477 --> 29:59.873
‫ببین ، دارم سعیم رو میکنم

29:59.957 --> 30:03.094
‫نیم ساعت گذشته رو صرفِ بازیِ معاینه‌ی
‫پزشکیِ استخوان‌هایِ ماهیت کردی

30:03.178 --> 30:04.459
‫خب ، اگر باعث میشه
‫احساس بهتری داشته باشی ...

30:04.483 --> 30:06.227
‫بیشترشون رو قورت دادم

30:06.311 --> 30:07.707
‫اه ، باعث نمیشه احساس بهتری داشته باشم

30:07.791 --> 30:09.395
‫باشه ، احساس خیلی بدی دارم

30:11.229 --> 30:13.060
‫من واقعاً از "سارا" و "دیک" خوشم میاد

30:13.144 --> 30:17.674
‫و خوبه که دوست‌هایِ زوج داشته باشیم که
‫بتونیم برای شام دعوتِ‌شون کنیم خونه‌مون

30:17.675 --> 30:18.757
‫میتونی سعی کنی ؟

30:18.758 --> 30:21.851
‫باشه ، ببین ، خوش مشرب‌تر میشم

30:21.935 --> 30:24.942
‫در مورد ساخت شمع با "دیک" صحبت میکنم

30:25.026 --> 30:27.335
‫آره... حتماً

30:27.419 --> 30:30.556
‫یا یه چیز دیگه

30:30.640 --> 30:33.646
‫چی ، تو... چی... تو از
‫شمع‌های من خوشت نمیاد ؟

30:33.730 --> 30:35.474
‫نه ، منظورم اینه که البته

30:35.558 --> 30:39.043
‫من... عاشقِ اونهام

30:39.127 --> 30:40.870
‫فقط ...

30:40.954 --> 30:43.609
‫راستش یه مکالمه هیجان انگیز برای شام نیست

30:45.524 --> 30:49.009
‫مطمئن نیستم که بخوام در
‫همچین دنیایی زندگی کنم اما باشه

30:49.093 --> 30:51.098
‫فقط صحبت‌هایِ در موردِ
‫بچه رو بسپار به من ، خب ؟

30:51.182 --> 30:52.404
‫من مادر آینده هستم

30:52.488 --> 30:53.769
‫خب ، این چیزی نیست که دکتر گفت

30:53.793 --> 30:55.973
‫هی ، گوش کن ، عوضی ،
‫فقط کارت رو انجام بده

30:56.057 --> 30:58.948
‫سرشون رو گرم کن تا من بتونم به
‫یه مأموریت کوچیک شناسایی برم

30:58.972 --> 31:01.152
‫من یه جستجویِ عمیق تو اینترنت
‫کردم و تصاویری از "بن" پیدا کردم ...

31:01.236 --> 31:03.981
‫که داره یه سری شمع مزخرف میسازه ،
‫در مورد شمع‌ها ازش سوال کن

31:04.065 --> 31:05.433
‫امیدوارم همه حال و هوایِ "پای" داشته باشن

31:05.457 --> 31:07.462
‫نمیتونم صبر کنم

31:07.546 --> 31:09.160
‫قبلش میتونم از سرویس استفاده کنم ؟

31:09.244 --> 31:10.984
‫البته

31:12.943 --> 31:16.384
‫باید بگم که اینها شمع‌های واقعاً خوبی هستن

31:16.468 --> 31:18.560
‫از چه چیزی درست شدن ؟ مومِ سویا ؟

31:18.644 --> 31:20.084
‫خب ، راستش ، چندین... آره ...

31:20.168 --> 31:23.087
‫چندین نوع مختلف شمع... ام ...

31:23.171 --> 31:24.563
‫مطمئن نیستم

31:25.347 --> 31:27.439
‫نمیدونم

31:27.523 --> 31:30.003
‫فقط یه شمع معمولیِه خریده شده از مغازه‌ست

31:44.322 --> 31:46.023
‫خیلی خب... به حرکت ادامه بده

31:46.107 --> 31:48.674
‫من درستش میکنم

31:49.240 --> 31:52.159
‫اوه خدای من ، شما ردیاب بیگانه هستید

31:52.243 --> 31:55.858
‫من به تمامِ قسمت‌هایِ
‫پادکست شما گوش داده‌ام

31:55.942 --> 31:58.861
‫تو فکر این بودم که میتونم
‫با شما یه "سِلفی" بگیرم ؟

31:58.945 --> 32:04.340
‫و یه آدمِ دیوونه وارد شد و سعی کرد
‫با چاقوی جراحی منو سوراخ کنه

32:04.342 --> 32:07.435
‫چرا فقط بهم خیره شدی ؟
‫نمیخوای کمکم کنی ؟

32:07.519 --> 32:08.868
‫میشه بریم دنبالش بگردیم ؟

32:11.219 --> 32:12.832
‫من دیوونه نیستم

32:15.550 --> 32:16.923
‫هی ، میتونم کمکت کنم ؟

32:17.007 --> 32:19.360
‫باید مخفی بشم ، میشه بری ؟

32:19.444 --> 32:21.054
‫از چی مخفی میشی ؟

32:22.708 --> 32:24.928
‫ردیاب بیگانه ، داره منو تعقیب میکنه

32:28.627 --> 32:31.807
‫فکر میکنه من یه بیگانه هستم

32:31.891 --> 32:35.550
‫آم... اون یه مردِ دیوونه‌ست

32:35.634 --> 32:38.898
‫خب ، من هیچ مشکلی برای
‫مخفی کردن بیگانه‌ها ندارم

32:40.030 --> 32:41.643
‫یه لحظه صبر کن

32:41.727 --> 32:44.298
‫تو اون مردِ مویی هستی ...

32:44.382 --> 32:46.605
‫همونی که همه چیز رو در
‫مورد بناهای باستانی میدونه

32:46.689 --> 32:49.561
‫آره ، خودمم ، یه نسخه‌ی
‫امضا شده از کتابم میخوای ؟

32:51.607 --> 32:55.741
‫ترجیح میدم میوه‌های گُل-شِکل رو داشته باشم

33:52.624 --> 33:55.543
‫هی ، این بالا چی کار میکنی ؟

33:55.627 --> 33:57.632
‫میدونم ، من خیلی فضولَم ، نه ؟

33:57.716 --> 33:59.417
‫فقط عاشقِ سبکِ دکوراسیونِت هستم

33:59.501 --> 34:01.593
‫باید میدیدم بقیه‌ی خونه چه شکلیه

34:01.677 --> 34:04.204
‫میتونستی بخوای همه جارو نشونت بدیم

34:09.293 --> 34:12.691
‫باهات صادق میشم

34:12.775 --> 34:15.041
‫کُلِ این ...

34:15.125 --> 34:17.870
‫"قادر به بچه دار شدن نبودن" ...

34:17.954 --> 34:20.525
‫واقعاً سخته

34:20.609 --> 34:22.831
‫و من فقط میخواستم
‫اتاق پسرت رو ببینم

34:22.915 --> 34:25.051
‫اوه

34:25.135 --> 34:26.748
‫متاسفم

34:26.832 --> 34:28.272
‫آره

34:28.356 --> 34:30.361
‫فقط تسلیم نشو

34:30.445 --> 34:32.189
‫زن‌ها الان در سن‌هایِ بالا
‫و بالاتر دارن بچه‌دار میشن

34:32.273 --> 34:33.277
‫هیچوقت نمیشه مطمئن بود

34:33.361 --> 34:35.931
‫در واقع مشکل من نیستم

34:36.015 --> 34:38.847
‫"دیک" فقط اینو گفت چون
‫خیلی خجالت میکشه

34:38.931 --> 34:42.199
‫اما اِسپِرمِش تحرّکِ خیلی کمی داره

34:42.283 --> 34:44.157
‫ببین ، اگر میخوای طعمِ بچه‌داری رو بِچِشی ...

34:44.241 --> 34:45.985
‫هر زمان که بخوای میتونی
‫از "مکس" نگهداری کنی

34:46.069 --> 34:48.332
‫آه ، عاشق این کارم

34:49.551 --> 34:51.466
‫خیلی خوب ازش مراقبت خواهم کرد

34:54.295 --> 34:59.520
‫جالب اینجاست که سبک سنگ تراشی "دلفی" ، "کوزکو" ...
‫[بنایی تاریخی در یونان]
‫[منطقه‌ای در کشورِ پِرو]

34:59.604 --> 35:03.220
‫یا "ساکسِی هوامان" ، عملاً یکسان هستن ...
‫[قلعه‌ای تاریخی در حومه‌ی شمالیِ کوزکو]

35:03.304 --> 35:06.005
‫و اونها "مراکزِ جهان" در نظر گرفته میشن ...

35:06.089 --> 35:08.399
‫جایی که خدایان از آسمان فرود میان ...

35:08.483 --> 35:11.706
‫و مردم محلی رو از دانش بهره‌مند میکنن

35:11.790 --> 35:15.797
‫پس این مکانها در دو انتهای
‫مخالفِ کره‌یِ زمین قرار دارن ...

35:15.881 --> 35:18.104
‫و داستانهای یکسانی دارن

35:18.188 --> 35:23.849
‫بنابراین شما باید به این فکر کنید که یه نوع
‫موجود هر جفتِ این انسانها رو ملاقات کردن ؟

35:23.933 --> 35:27.331
‫و اگر اینطوره ، اونوقت باید
‫این سوال رو بپرسید که ...

35:27.415 --> 35:30.331
‫" اونها چه کسانی بودن ؟
‫و از کجا اومده بودن ؟ "

35:31.506 --> 35:34.947
‫- تو باید بری تو تلویزیون
‫- باشه

35:35.031 --> 35:38.255
‫- باید برم
‫- امیدوارم حوصله‌ات رو سر نبرده باشم

35:38.339 --> 35:39.952
‫نه

35:40.036 --> 35:42.041
‫دیگه میوه‌هایِ گل-شکلِ‌تون تموم شد

35:42.125 --> 35:43.782
‫من خربزه عسلی رو برات گذاشتم بمونه

35:43.866 --> 35:46.263
‫اونها مزه‌ی عطرِ زنهای پیر رو میدن

36:00.491 --> 36:03.628
‫"کیت" کلاً از این موضوعِ شمع خوشش نمیاد ؟

36:03.712 --> 36:05.804
‫من یه بار تصادفی یه کم
‫موم روی سرش ریختم

36:05.888 --> 36:06.805
‫یه مقداری از موهاش رو از دست داد

36:06.889 --> 36:08.127
‫- آره
‫- خب چه میشه کرد ؟

36:08.151 --> 36:09.677
‫آره ، میفهمم ، میدونی ...

36:09.761 --> 36:12.854
‫"سارا" هم گاهی در مورد کارهایی که
‫من انجام میدم خیلی سختگیر میشه

36:12.938 --> 36:14.160
‫پس آره

36:14.244 --> 36:15.901
‫خیلی پُرشور ، خانم‌های خیلی پرشوری هستن

36:15.985 --> 36:17.511
‫اوه ، این... از این کلمه هم میشه استفاده کرد

36:21.556 --> 36:24.301
‫میخوای آتیش رو راه بندازیم ؟
‫نشونت بدم چجوری انجام میشه

36:24.385 --> 36:26.477
‫- آره ، آره
‫- مطمئنی ؟

36:26.561 --> 36:28.043
‫لطفاً ، بله ، بله

36:29.433 --> 36:31.133
‫باشه

36:37.354 --> 36:39.838
‫برام خیلی آرامش بخشه

36:39.922 --> 36:41.230
‫آره

36:41.314 --> 36:45.496
‫بهم کمک میکنه تا با فشارهای
‫شهردار بودن کنار بیام ...

36:45.580 --> 36:48.278
‫به خصوص بعد ازینکه دکتر شهر به قتل رسید

36:50.454 --> 36:52.024
‫این وحشتناکه

36:52.108 --> 36:54.156
‫آره ، آره

36:54.240 --> 36:55.680
‫هر چند ما تازگی یکی رو دستگیر کردیم

36:55.764 --> 37:00.902
‫و این اولین قتل در "پیشنس"
‫از حدود سال 1800 بود

37:00.986 --> 37:04.341
‫همیشه میخواستم بگم... میدونی ...

37:04.425 --> 37:07.169
‫"تا زمانی که من هستم نه رفیق"
‫(نمیذارم از این اتفاقات بیافته)

37:07.253 --> 37:09.998
‫امّا... آره ، این ...

37:10.082 --> 37:11.435
‫تو زمان من اتفاق افتاد

37:14.609 --> 37:18.350
‫فکر میکنم ممکنه وقتی این اتفاق
‫افتاده ، اون طرفِ خیابان بودم

37:20.092 --> 37:21.790
‫اه ...

37:23.313 --> 37:25.231
‫ادویه‌ی کدو تنبل دوست داری ؟

37:30.146 --> 37:32.847
‫نزدیک بود

37:32.931 --> 37:36.242
‫انگار همه جوری در مورد من صحبت
‫میکنن که من یه قهرمان بزرگ هستم ...

37:38.676 --> 37:41.203
‫به جز دو نفری که در واقع
‫جونِ‌شون رو نجات دادم ...

37:41.287 --> 37:44.769
‫که اتفاقاً هر دو منو کاملاً نادیده میگیرن

37:48.294 --> 37:50.490
‫میدونی ، من الان باید
‫با دوستم وقت میگذروندم

37:50.514 --> 37:52.258
‫هرزه ، من دوستِت هستم

37:52.342 --> 37:55.000
‫من و تو ، از تو و "آستا" نزدیکتریم

37:55.084 --> 37:57.132
‫ما در دبیرستان یه دوست پسر رو شریک شدیم

37:57.216 --> 37:59.744
‫منظورت اون پسره‌ست که
‫پشت سر من باهاش خوابیدی ؟

37:59.828 --> 38:01.702
‫من آلَتِش رو گرفتم و اونم دوست داشت ...

38:01.786 --> 38:03.661
‫خب پس من چی کار باید میکردم ، میگفتم نه ؟

38:03.745 --> 38:05.053
‫اوه آره ، نکته‌ی منصفانه‌ایه

38:06.574 --> 38:09.536
‫فقط انگار... آزارم میده که نمیتونم پیداشون کنم

38:09.620 --> 38:11.364
‫تمام روز داشتم اس ام اس میزدم

38:11.448 --> 38:13.584
‫نمیدونم ، شاید اتفاقی براش افتاده

38:13.668 --> 38:15.324
‫شاید حالِ‌شون خوب نیست

38:15.408 --> 38:17.082
‫نمیدونم ، یه جورایی داره
‫وحشت زده‌ام میکنه

38:17.106 --> 38:19.720
‫آره ، احتمالاً اتفاق بدی برای "آستا" افتاده

38:19.804 --> 38:21.592
‫نمیدونم ، احتمالاً دزدیده شده ...

38:21.676 --> 38:23.262
‫یا همچین چیزی یا مثلاً افرادی دنبالِش هستن ...

38:23.286 --> 38:26.335
‫و مثلاً اون در عقب یه ماشین ،
‫مثلاً در یه صندوق عقب ...

38:26.419 --> 38:28.599
‫جیغ میزنه و مشت میکوبه ...

38:28.683 --> 38:30.775
‫و مثلاً... یا میتونه مرده باشه

38:30.859 --> 38:34.082
‫ممکنه یه جایی تو گودالی مرده
‫باشه... مثلاً سراسر خونی باشه ...

38:34.166 --> 38:37.521
‫و مثلاً دل و روده‌اش زده بیرون ...

38:37.605 --> 38:39.165
‫این قراره به من کمک کنه
‫تا احساس بهتری داشته باشم ؟

38:39.215 --> 38:40.524
‫باشه

38:40.608 --> 38:42.281
‫خب ما میخوایم بریم تو کارِ "کارائوکه"

38:42.305 --> 38:45.833
‫نفرِ اوّل ، ما "لیو بیکر" خودمون رو
‫داریم که برای ما آهنگ میخونه

38:45.917 --> 38:49.533
‫تشویق کنید

38:55.187 --> 39:00.413
‫♪ اوه ، اووووه ... ♪

39:00.497 --> 39:05.458
‫♪ در سایه‌ی من بودن باید سرد بوده باشه ... ♪

39:08.331 --> 39:13.902
‫♪ اینکه هیچوقت نور آفتاب روی صورتِت نیافته ... ♪

39:16.513 --> 39:21.129
‫♪ تو راضی بودی که بذاری من بدرخشم ... ♪

39:21.213 --> 39:24.393
‫♪ این روشِ توئه ... ♪

39:24.477 --> 39:28.743
‫♪ تو همیشه یه قدم به پشتِ من میرفتی ... ♪

39:31.659 --> 39:35.839
‫♪ بنابراین من کسی بودم که ♪
‫♪ تمامِ نور و شکوه نصیبم میشد ... ♪

39:36.228 --> 39:38.407
‫چه کوفتی داره اتفاق میافته ؟

39:38.491 --> 39:44.628
‫♪ در حالی که تو کسی بودی ♪
‫♪ که تمام قدرت رو داشت ... ♪

39:47.152 --> 39:53.637
‫♪ چهره‌ای زیبا بدون نام ، برای مدت طولانی ... ♪

39:54.943 --> 39:58.599
‫♪ لبخندی زیبا که درد رو پنهان میکنه ♪

40:01.732 --> 40:08.129
‫♪ تا حالا میدونستی که تو قهرمان من ... ♪

40:09.827 --> 40:14.875
‫♪ و تمام چیزی هستی که دوست دارم باشم ؟ ♪

40:17.443 --> 40:24.711
‫♪ من میتونم بالاتر از یه عقاب پرواز کنم ... ♪

40:25.321 --> 40:30.238
‫♪ تو بادِ زیر بالهای من هستی ♪

40:34.635 --> 40:36.161
‫خیلی خب

40:42.338 --> 40:45.039
‫گمون کنم که دوباره معاون هستم

40:56.004 --> 40:57.614
‫اوه لعنت

41:00.051 --> 41:02.274
‫من ابتدا مفهوم یکی بخر دو تا ببر رو ...
‫(همچنین با یه تیر دو نشون زدن)

41:02.358 --> 41:06.578
‫وقتی فهمیدم که نون باگت‌های
‫یه روز مونده در بازار فروخته میشد

41:11.497 --> 41:13.894
‫اما گرفتن این "ردیاب بیگانه" در چنگم ...

41:13.978 --> 41:16.288
‫و فهمیدنِ اینکه همون
‫تراشه‌ای که من لازم دارم ...

41:16.372 --> 41:18.943
‫درونِش کاشته شده حتّی هیجان انگیزتَر از ...

41:19.027 --> 41:22.494
‫گرفتن یه نونِ "کروتان" اضافیِ 60 سانتی بود

41:22.987 --> 41:24.252
‫حرکت نکن

41:24.336 --> 41:27.560
‫من اون فناوریِ بیگانه رو
‫از گردنت بیرون میارم

41:27.644 --> 41:31.956
‫نه ، صبر کن... بچه‌ی من کجاست ؟

41:32.040 --> 41:33.044
‫کدوم بچه ؟

41:33.128 --> 41:36.700
‫اونی که 30 سال پیش از
‫همسرم در اتوبوس بیرون آوردین

41:36.784 --> 41:39.311
‫ما این کارو نمیکنیم ،
‫اون کارِ "خاکستری"هاست

41:39.395 --> 41:40.704
‫تو خاکستری‌ای

41:40.788 --> 41:43.794
‫- چطور جرات میکنی به من بگی خاکستری
‫- لطفاً ازم بیرون نیارِش

41:43.878 --> 41:46.710
‫این تنها راهیه که اگر
‫برگردن میتونن پیدام کنن

41:46.794 --> 41:49.100
‫این تنها راهیه که ممکنه
‫پسرم رو ملاقات کنم

41:50.885 --> 41:52.669
‫اونها برای شما برنخواهند گشت

41:53.670 --> 41:55.977
‫اونها قبلاً چیزی که میخواستن رو به دست آوردن

42:05.899 --> 42:07.294
‫من تورو میشناسم

42:07.378 --> 42:09.383
‫شما در اون جمعِ تجربه کرده‌ها بودی

42:09.467 --> 42:10.602
‫اوم آره

42:10.686 --> 42:12.343
‫چیزی که اونجا گفتی رو شنیدم

42:12.427 --> 42:15.473
‫تاثیرگذار بود اما باید مراقب باشی

42:17.084 --> 42:18.784
‫- منظورت چیه ؟
‫- تا جایی که تو میدونی ...

42:18.868 --> 42:24.092
‫بیگانه‌ی شما یه "کریستف کلمب" آسمونِه
‫(یعنی اینکه ممکنه اون هم مثل کریستف
‫کلمب قصدِ دیگه‌ای از سفر داشته)

42:45.776 --> 42:49.093
‫«میخواید این فایل رو ببینید ؟»

43:12.443 --> 43:15.232
‫بیا بریم ، چیزی که لازم
‫داشتم رو به دست آوردم

43:15.316 --> 43:17.103
‫خب ، این باعث اضطرابَم میشه

43:17.187 --> 43:19.102
‫نگران نباش ، بهش صدمه‌ای نزدم

43:20.234 --> 43:22.587
‫زانو زده بود ازم تشکر میکرد

43:22.671 --> 43:26.414
‫- تو یه هیولایی
‫- قابل نداشت

43:29.243 --> 43:31.114
‫هیچ هیولایی وجود نداره

43:31.854 --> 43:35.814
‫فقط موجوداتی که کاری رو که برای
‫زنده موندن باید انجام بدن ، انجام میدن

43:49.132 --> 43:50.484
‫"آستا"

43:55.312 --> 43:57.753
‫تو اونجایی ؟!

44:15.593 --> 44:17.682
‫اوه لعنت

45:04.134 --> 45:17.723
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
