WEBVTT

00:01.843 --> 00:03.949
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

00:03.974 --> 00:05.788
‫فکر میکنم این بیگانه
‫اینجاست که همه رو بکشه

00:05.813 --> 00:06.887
‫دستگاه من اونجاست

00:06.912 --> 00:08.870
‫اون داخلِ یخچال طبیعیه،
‫نمیتونی بری اونجا

00:08.895 --> 00:10.924
‫"هری"، نرو، خیلی خطرناکه

00:10.949 --> 00:13.231
‫این انسانها معتقدن که
‫بدون همدیگه هیچی نیستن

00:13.255 --> 00:16.165
‫میخوام انقدر با من راحت
‫باشی که بهم بگی اشتباه میکنم

00:16.190 --> 00:18.453
‫من یه شریک زندگی میخوام
‫که منو به چالش بکشه

00:18.478 --> 00:20.436
‫آدم از طریق اقدامات و کارهاش
‫احترام به دست میاره معاون

00:20.461 --> 00:21.978
‫خب ، برای اقدام کردن این چطوره؟

00:22.003 --> 00:23.307
‫من استعفا میدم

00:23.332 --> 00:24.832
‫میخواستم به المپیک برم ...

00:24.857 --> 00:26.026
‫و بعد این اتفاق افتاد

00:26.051 --> 00:27.363
‫این دومین مسابقه‌ی اسکیِ آزادم بود

00:27.388 --> 00:29.362
‫قبل از پرش بود و نمیتونستم خودم رو متوقف کنم

00:29.387 --> 00:32.162
‫فرود اومدم و صدای ترک خوردنِ
‫یه دسته استخوان رو شنیدم

00:32.187 --> 00:34.015
‫میگفتن ممکن بوده پام رو از دست بدم

00:34.040 --> 00:37.627
‫وقتی که بشریت رو ریشه‌کن کنم ،
‫یه قهرمان به سیاره‌ی خودم برمیگردم

00:37.652 --> 00:39.988
‫به تکمیل مأموریتم خیلی نزدیکم

00:41.090 --> 00:42.390
‫یه چیزی اینو راه انداخته

00:42.415 --> 00:44.705
‫سفینه از راه دور به چیزی متصّلِ‌ـه ، یا خدا

00:44.730 --> 00:47.612
‫- میدونم که آدم فضایی کجاست
‫- "هری" ؟

00:47.637 --> 00:49.574
‫تکون نخور

01:40.697 --> 02:01.278
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

02:02.333 --> 02:03.388
‫"دارسی"

02:03.413 --> 02:06.428
‫"هری" ؟

02:08.000 --> 02:10.433
‫اوه خدارو شکر ، همه‌ی ما خوبیم

02:10.458 --> 02:11.619
‫خوبیم ؟

02:11.644 --> 02:14.134
‫ما داخل یه شکافِ عمیق سقوط
‫کردیم ، اینجا یه تله‌ی مرگِه

02:14.159 --> 02:15.725
‫ببخشید که حرف زدم

02:18.518 --> 02:19.910
‫نمیتونم تکونش بدم

02:19.935 --> 02:21.296
‫خیلی ضعیفم

02:21.321 --> 02:22.723
‫"هری"... پات

02:24.063 --> 02:25.803
‫حرکت ناگهانی نکن

02:25.912 --> 02:27.568
‫من هیچ جا نمیرم

02:27.593 --> 02:28.800
‫پام گیر افتاده

02:28.825 --> 02:29.841
‫به کمک نیاز داریم

02:29.866 --> 02:31.941
‫این سطحِ یخ هر لحظه ممکنه فرو بریزه

02:31.966 --> 02:33.569
‫اصلاً این بالا چی کار میکردی ؟

02:33.594 --> 02:35.378
‫بهت گفتم که در یخچالِ طبیعی بالا نری

02:35.403 --> 02:37.037
‫تقصیر توئه

02:37.062 --> 02:39.887
‫یخ فرو ریخت چون تو بیش از حد سنگینی

02:39.912 --> 02:41.121
‫خیلی خب ، ما همین جا ولش میکنیم

02:41.146 --> 02:43.465
‫گمون کنم یخچال‌های طبیعی تحتِ
‫پوشش شبکه‌ی تلفن همراه نیستن بچه‌ها

02:43.490 --> 02:45.334
‫اون به هر حال میمُرد ، همینجوری ولش کن

02:45.359 --> 02:47.137
‫- پشت سرمون رهاش میکنیم
‫- دست بردار

02:47.162 --> 02:49.019
‫ما راهِ حلِ این مشکل رو پیدا میکنیم

02:49.082 --> 02:50.334
‫باید 10 متری سقوط کرده باشیم

02:50.359 --> 02:52.473
‫میتونم خودم رو تا ماشین برف پِیمام برسونم

02:52.498 --> 02:54.201
‫باید به بیسیمَم دسترسی پیدا کنم

02:55.006 --> 02:56.915
‫میتونی یه قلاب بگیری منو هُل بدی بالا

02:56.940 --> 02:58.045
‫آره

02:58.070 --> 03:00.796
‫یک تکه کوچیک لَبِه وجود داره که
‫میتونی پایِ چپِت رو رویِ اون بذاری

03:01.958 --> 03:03.133
‫باشه

03:03.158 --> 03:04.629
‫مراقب باش

03:05.271 --> 03:06.551
‫اونجا یه گودی هست

03:07.357 --> 03:09.058
‫اون موفق میشه "هری"

03:09.256 --> 03:10.677
‫آره

03:10.702 --> 03:12.192
‫قدم خوبی بود "دارس"

03:12.763 --> 03:15.490
‫خودشه ، همینه "دارس"

03:15.515 --> 03:16.935
‫یه کم به سمت چپِ خودت بیا

03:16.960 --> 03:18.136
‫چَپ

03:18.638 --> 03:21.310
‫این مشکل‌ساز خواهد بود

03:22.013 --> 03:23.653
‫ادامه بده

03:24.490 --> 03:26.498
‫ادامه بده ، تو میتونی

03:26.858 --> 03:29.252
‫- آره
‫- باشه

03:29.277 --> 03:30.576
‫قهرمان من

03:39.540 --> 03:40.889
‫میخو کوبیدم

03:47.015 --> 03:48.034
‫مراقب باش

03:48.059 --> 03:49.409
‫نه

04:00.459 --> 04:02.291
‫ما سیگنال رو از دست دادیم

04:02.316 --> 04:05.090
‫هر چیزی که سفینه بهش
‫متصل شده بود دیگه نیست

04:11.696 --> 04:13.024
‫باشه پس

04:13.049 --> 04:15.190
‫وقتشه که شما دو تا به "کالرادو" برید ...

04:15.215 --> 04:18.596
‫تا هر چیزی که با اون ماشین
‫پرواز میکرده رو برام پیدا کنید

04:31.471 --> 04:33.346
‫"دارسی" ؟

04:37.690 --> 04:39.478
‫"دارسی" ؟

04:39.503 --> 04:43.260
‫"دارسی" ؟
‫"دارسی" ؟

04:46.049 --> 04:47.799
‫"هری" ؟

04:49.948 --> 04:51.440
‫"هری" ؟

04:58.221 --> 04:59.889
‫"هری" ؟

05:02.092 --> 05:03.390
‫اون چیه ؟

05:05.047 --> 05:06.940
‫نزدیکتر نشو

05:06.965 --> 05:08.573
‫حالت خوبه ؟

05:16.600 --> 05:18.877
‫تو چه موجودی هستی ؟

05:22.841 --> 05:24.424
‫نترس

05:26.151 --> 05:29.276
‫- "دارسی"
‫- قرار نیست بهت صدمه بزنم

05:33.144 --> 05:34.493
‫تو کی هستی ؟

05:34.518 --> 05:35.696
‫"هری"

05:35.721 --> 05:39.427
‫نه ، نه ، نه ، نه ،
‫نصف چهره‌ات کلاً ایراد داره

05:39.567 --> 05:40.870
‫چه توهین آمیز

05:40.895 --> 05:42.708
‫چه اتفاقی داره برات میافته ؟

05:43.557 --> 05:44.558
‫نیش زنبور

05:44.583 --> 05:46.459
‫ما داخل یه یخچال طبیعی هستیم

05:46.484 --> 05:47.787
‫زنبورهای برفی

05:47.812 --> 05:53.578
‫من به نیش زنبورهای برفی و
‫زنبورهایِ سُرخِ یخی حساسیت دارم

05:54.138 --> 05:55.726
‫خیلی بده

05:56.376 --> 06:00.000
‫اگر بهم نگی چه اتفاقی داره میافته ،
‫من عقلم رو از دست میدم

06:01.406 --> 06:02.961
‫باشه

06:03.342 --> 06:05.734
‫من اهل این سیاره نیستم

06:06.598 --> 06:07.787
‫چی ؟

06:07.812 --> 06:11.717
‫من چیزیَم که مردم شما بهش فرازمینی میگن

06:12.663 --> 06:14.467
‫یه بیگانه

06:16.160 --> 06:19.641
‫اوه... اوه... احساس تهوع میکنم

06:20.110 --> 06:22.837
‫ممکنه به خاطر سقوط ضربه مغزی شده باشی
‫(تهوع یکی از نشانه‌های ضربه مغری میباشد)

06:22.862 --> 06:28.544
‫نه ، فکر میکنم به خاطر فرازمینی بودنِه
‫که داره جلوی من اتفاق میافته

06:29.845 --> 06:30.845
‫"دارسی"

06:30.870 --> 06:33.669
‫نمیتونی به اون بگی ، اون نباید بدونه

06:33.694 --> 06:36.575
‫خودش وقتی فَلس‌های رویِ
‫صورتِ تورو ببینه میفهمه

06:36.600 --> 06:39.487
‫نژادِ من فَلس ندارن

06:40.711 --> 06:42.044
‫این نژاد پرستانه‌ست

06:42.069 --> 06:44.059
‫تو داری به خزندگان فکر میکنی

06:44.084 --> 06:45.522
‫کی ؟

06:46.455 --> 06:47.848
‫خزندگان

06:47.873 --> 06:55.834
‫موجودات موذی‌ای که با استفاده از زمین به عنوان
‫آزمایشگاهِ پیوندِ ترکیبیِ نژادی ، سعی در تصرف جهان دارن

06:56.219 --> 06:57.611
‫"دارسی"

06:57.636 --> 06:59.878
‫نگران نباش ، هرگز این اتفاق نمیافته

06:59.903 --> 07:00.998
‫اونها چِندِشَن

07:01.023 --> 07:03.912
‫اونها اصلاً نکاتِ بهداشتی رو رعایت نمیکنن

07:03.947 --> 07:05.795
‫باشه

07:06.403 --> 07:08.911
‫خب ، اگر فَلس نیست پس ...

07:08.936 --> 07:10.997
‫چرا تو داری پوستِ عجیب درمیاری ؟

07:11.060 --> 07:17.611
‫ما توانایی تقلید از ساختارِ بدنِ موجوداتِ
‫دیگه رو داریم اما الان من خیلی ضعیفم

07:18.936 --> 07:20.964
‫دارم برمیگردم به خودِ واقعیم

07:20.989 --> 07:22.895
‫اووووه... نه

07:22.920 --> 07:24.770
‫- لطفاً ...
‫- نه

07:28.358 --> 07:30.397
‫اون چیزهای درخشان چیه ؟

07:30.887 --> 07:32.653
‫اوه ، خونریزی داری ، مگه نه ؟

07:33.088 --> 07:34.213
‫آره

07:34.238 --> 07:36.066
‫اوه

07:50.389 --> 07:53.967
‫دقیقاً فکر نمیکردم که
‫روزم رو اینجوری سپری میکنم

07:57.391 --> 07:59.281
‫میدونی ...

07:59.306 --> 08:01.592
‫اینکه تو یه آدم فضایی هستی ...

08:02.788 --> 08:05.713
‫یه جورایی خیلی چیزارو روشن میکنه

08:06.444 --> 08:08.272
‫چرا اینجایی ؟

08:08.472 --> 08:10.118
‫سفینه‌اَم سقوط کرد

08:10.233 --> 08:14.459
‫دنبال چیزی بودم که تو این کوه گم کردم

08:15.016 --> 08:17.764
‫منظورت چیه ؟ یه چیزی مثل
‫بیسیم برای تماس با سیاره‌ات ؟

08:18.518 --> 08:20.694
‫چطوری حدس زدی ؟

08:22.025 --> 08:23.591
‫اوه ...

08:23.845 --> 08:28.161
‫خب ، همه‌ی چیزی که ما از
‫بیگانه‌ها میدونیم از فیلمهاست ...

08:28.186 --> 08:33.955
‫بنابراین یا داستانِ یه بیسیم برای تماس
‫با سیاره‌ست یا اینجایی تا مارو بکشی ...

08:35.323 --> 08:36.933
‫و مارو بخوری

08:38.302 --> 08:41.428
‫ما انسان نمیخوریم

08:41.889 --> 08:44.233
‫باشه

08:44.886 --> 08:47.216
‫حالا میتونی منو درست کنی لطفاً ؟

08:47.241 --> 08:49.514
‫درستت کنم ؟ من حتّی نمیدونم
‫بدنت چجوری کاری میکنه

08:49.854 --> 08:52.639
‫مثل شماها ، من یه سیستمِ
‫گردش خون بسته دارم

08:52.664 --> 08:55.449
‫پس اگر جلوی اونو نگیری از خونریزی میمیرم

08:55.474 --> 08:57.971
‫باشه ، ام ...

08:59.358 --> 09:00.560
‫باشه

09:00.889 --> 09:02.151
‫بذار یه نگاهی بندازم

09:03.085 --> 09:04.268
‫ام ...

09:04.293 --> 09:06.220
‫اون قسمتِت هنوز انسانِه

09:06.245 --> 09:08.690
‫- من الان آلت تناسلی تورو لمس کردم
‫- من که مشکلی ندارم

09:08.715 --> 09:10.752
‫- حس خوبی داره ...
‫- حرف نزن

09:13.859 --> 09:16.149
‫فکر میکنم یه شاهرگ فضاییت بریده شده

09:16.174 --> 09:18.037
‫شماها اصلاً عروق خونی دارین ؟

09:18.318 --> 09:21.166
‫باید زخم رو بسوزونی ،
‫از اون استفاده کن

09:24.353 --> 09:26.729
‫- این ؟
‫- اوم

09:29.623 --> 09:32.010
‫اوه باشه

09:32.035 --> 09:33.260
‫آره

09:35.905 --> 09:37.338
‫در این مورد مطمئنی ؟

09:37.363 --> 09:38.930
‫برخلاف گونه‌ی ظریف شما ...

09:38.955 --> 09:43.623
‫نژاد من آستانه‌ی درد فوق العاده بالایی دارن

09:45.774 --> 09:47.401
‫باشه

09:50.374 --> 09:53.401
‫آااااااااه

10:19.716 --> 10:21.413
‫"آستا"

10:24.147 --> 10:25.974
‫"آستا"

10:26.272 --> 10:27.839
‫"دارسی"

10:31.440 --> 10:33.752
‫خدارو شکر که خوبی

10:34.306 --> 10:35.394
‫شما خوبید ؟

10:35.419 --> 10:37.416
‫ما خوبیم

10:37.564 --> 10:41.510
‫همه چیز... خوبه

10:43.544 --> 10:45.795
‫من میخوام سعی کنم به بالا برسم

10:46.318 --> 10:48.320
‫حرکت نکنین

10:49.607 --> 10:51.557
‫"دارسی" درخواست کمک میکنه ...

10:51.582 --> 10:54.759
‫و تا الان پدرِ من فهمیده که من گم شدم

10:55.109 --> 10:59.112
‫به زودی تمامِ کوه با کلّی آدم که
‫دنبال ما هستن پُر از جمعیت میشه ...

11:00.139 --> 11:02.868
‫موجود رو بکشید ! جانور رو بگیرید !

11:02.893 --> 11:05.405
‫بکشیدِش ! موجود رو بکشید !

11:05.430 --> 11:06.916
‫جانور رو بگیرید

11:06.941 --> 11:08.745
‫این بده

11:09.427 --> 11:11.807
‫هر چی ضعیف‌تر که میشم ...

11:12.288 --> 11:14.430
‫بیشتر تبدیل به بیگانه میشی ؟

11:17.565 --> 11:19.610
‫میفهمم که این موضوع چجوری
‫میتونه مشکل‌ساز باشه

11:21.688 --> 11:22.919
‫امیدوارم متوجه بشی ...

11:22.944 --> 11:25.733
‫که من امسال شش تا
‫مرغ رو به خاطر اون جوونها ...

11:25.758 --> 11:28.233
‫که با ماشینهای آلمانی‌شون در جاده‌ی
‫من مسابقه میدن ، از دست دادم

11:28.258 --> 11:29.908
‫من به سرعت‌گیر نیاز دارم

11:29.933 --> 11:31.671
‫تابلوهایِ هشدار نه ، به سرعت‌گیر نیاز دارم
‫(همچنین به معنی برآمدگی و باسن)

11:31.696 --> 11:33.804
‫من به سرعت‌گیرهای بزرگ نیاز دارم
‫(برآمدگی یا باسن‌های بزرگ)

11:33.829 --> 11:35.261
‫- سرعت‌گیرهای بزرگ ، بله
‫- سرعت‌گیرهای بزرگ

11:35.286 --> 11:37.533
‫من قطعاً این موضوع رو
‫بررسی میکنم خانم "فِلِهِرتی"

11:37.558 --> 11:39.038
‫قطع به یقین ، باشه ؟

11:39.063 --> 11:40.325
‫خوب باشید

11:44.836 --> 11:46.930
‫میدونی مشکلت چیه ؟

11:47.831 --> 11:49.006
‫لطفاً بهم بگو

11:49.188 --> 11:51.132
‫باید یاد بگیری که چجوری نه بگی

11:51.157 --> 11:53.603
‫من نمیتونم همینجوری فقط بگم نه ،
‫من شهردار این شهر هستم ...

11:53.628 --> 11:55.666
‫و من در قبال مردم اینجا مسئولیت دارم

11:55.691 --> 11:59.183
‫خب ، اما اوّل در قبال خودت مسئولیت داری

11:59.208 --> 12:01.635
‫دوست ندارم ببینم مردم
‫اینطوری بهت زور بگن

12:01.660 --> 12:04.029
‫من... کسی به من زور نمیگه

12:04.702 --> 12:06.369
‫شام سالگردِ ازدواجت امشبه ، درسته ؟

12:06.394 --> 12:07.902
‫رستوران رو کی انتخاب کرده ؟

12:08.808 --> 12:11.549
‫خب ، مطمئن نیستم که این
‫به تو ارتباطی داشته باشه

12:11.574 --> 12:13.455
‫میفهمم ، خانم میخواد انتخاب کنه

12:13.480 --> 12:15.035
‫امّا میدونی که واقعاً چی میخواد ؟

12:15.060 --> 12:16.801
‫میخواد که تو کنترل رو به دست بگیری

12:16.826 --> 12:18.414
‫خب ، تو باید رستوران رو انتخاب کنی

12:18.438 --> 12:20.657
‫میدونی ، صندلیش رو بکش
‫بیرون ، براش سفارش بده

12:20.742 --> 12:23.191
‫درسته ؟ عاشقانه‌ست

12:25.634 --> 12:26.983
‫خواهش میکنم

12:28.607 --> 12:33.222
‫آره ، صادقانه بگم ، مطمئن نیستم که تو بهترین قاضی
‫در مورد اینکه خانمها چی میخوان باشی ، میدونی ؟

12:33.964 --> 12:36.445
‫- اوه واقعاً ؟
‫- اوهوم

12:36.745 --> 12:38.399
‫و چرا اینطوره ؟

12:38.424 --> 12:40.208
‫نمیدونم ، بیا از معاون "لیو" بپرسیم

12:40.233 --> 12:42.988
‫اوه صبر کن ، نمیتونیم چون استعفا داد

12:43.013 --> 12:45.463
‫اوه باشه ، میبینم که داستان چیه

12:45.488 --> 12:48.273
‫میدونی که منم عضوِ یکی از بخشهای
‫دولتی برابر با شهرداری هستم ، درسته ؟

12:48.298 --> 12:50.494
‫فهمیدم منظورت چیه مرد ،
‫ضربه‌ی ناجوانمردانه‌ای بود

12:50.627 --> 12:52.424
‫برایِ من دَری رو نکوبیا

12:52.449 --> 12:54.479
‫- کوبیدم
‫- من درها رو میکوبم

12:54.504 --> 12:55.723
‫اینو بکوب

12:55.748 --> 12:57.881
‫چی... هی... منم میتونم اون کارو بکنم

12:57.906 --> 13:00.518
‫آهان ، حالا دیگه نمیتونی
‫منو ببینی ، میتونی ؟

13:00.543 --> 13:01.979
‫نه ، هنوزم میبینمت

13:02.004 --> 13:03.994
‫اوه ، میبینی... اوه ، اوه

13:04.019 --> 13:05.963
‫آره ، حالا دیگه فقط
‫داری از من تقلید میکنی

13:12.469 --> 13:14.463
‫خواهیم دید

13:20.050 --> 13:21.660
‫سلام ، برنامه عوض شد

13:21.685 --> 13:22.886
‫ما برای شام به رستوران "لورانت" میریم

13:22.910 --> 13:25.260
‫ساعت 8:00 ، بحث تمومه

13:25.882 --> 13:28.449
‫نه ، خیلی گرون نیست ، من شهردار هستم ...

13:28.474 --> 13:31.410
‫و برای کارمندان شهر 15٪ تخفیف داره

13:31.868 --> 13:33.503
‫اوهوم ، ساعت 8:00 میبینیمت

13:34.831 --> 13:36.613
‫بله ، حالا به این بگو زورگویی

13:44.096 --> 13:45.315
‫اوه ، تو هنوز اونجایی ؟

13:45.340 --> 13:47.011
‫منو نگاه نکن ، کرکره رو بکش

13:47.036 --> 13:48.951
‫اوه واو

13:51.600 --> 13:53.863
‫به نظر میرسه این خونریزی رو متوقف کرده

13:54.416 --> 13:56.418
‫اگر شرایطِت رو پایدار کنه ، تو ...

13:56.563 --> 13:58.527
‫میتونی به "هری" بودن برگردی ؟

14:01.594 --> 14:05.278
‫وقتی که قدرتم رو مجدد به دست بیارم ، آره

14:05.561 --> 14:09.565
‫پس اگر تو یه کپی هستی ...

14:09.772 --> 14:12.300
‫چه اتفاقی برای "هری وندراِسپیگلِ" واقعی افتاده ؟

14:12.492 --> 14:14.102
‫جسدش تو فریزر منه ...

14:14.127 --> 14:16.136
‫پاش در فریزرِ کلینیک شماست ...

14:16.161 --> 14:17.418
‫همسرِش در "نیویورک"ـه

14:17.443 --> 14:19.113
‫نمیدونم

14:20.667 --> 14:28.074
‫من در کلبه‌اش پناه گرفتم و از "دی ان ای"
‫اون برای برداشتنِ هویتِش استفاده کردم

14:28.815 --> 14:31.332
‫اگر اون اونجا نبود ،
‫"دی ان ای"ـش رو از کجا آوردی ؟

14:31.374 --> 14:34.246
‫سلولهای پوست ، اونها همه جا هستن

14:34.271 --> 14:38.275
‫انسانها هر دقیقه 40،000 سلول پوستی میریزن

14:38.300 --> 14:41.949
‫نژادِ من یه تیکه پوست میندازن

14:42.579 --> 14:45.365
‫اونجوری خوردنش آسون‌تره

14:45.390 --> 14:48.002
‫- چِندِش
‫- شماها چندشید

14:48.064 --> 14:50.785
‫صبر کن ، چطور همسرش نمیدونست
‫تو "هریِ" جعلی هستی ؟

14:50.810 --> 14:55.241
‫بعضی از افراد فقط چیزی رو
‫میبینن که میخوان ببینن

14:56.486 --> 15:00.746
‫اون تمام قسمتهای منو دید ،
‫اما هیچوقت نفهمید

15:00.771 --> 15:02.277
‫صبر کن

15:02.606 --> 15:04.589
‫باهاش ​​رابطه جنسی داشتی ؟

15:04.614 --> 15:07.269
‫دقیق‌تر بخوام بگم ، اون
‫با من رابطه جنسی داشت

15:07.294 --> 15:08.382
‫- روی من
‫- اوه

15:08.407 --> 15:10.035
‫با من ، جلوی چشمهای من

15:10.060 --> 15:12.347
‫- "هری"
‫- منو مجبور کرد که تماشا کنم

15:12.372 --> 15:13.394
‫عیسی

15:13.419 --> 15:16.722
‫اگر اون باردار بشه و یه بچه‌ی
‫"وی" شکلِ فضایی به دنیا بیاره چی ؟
‫(سریالی با نام "وی" که فضایی‌ها برای صلح وارد زمین میشوند)

15:16.747 --> 15:18.253
‫نه ، اون باردار نیست

15:18.278 --> 15:21.152
‫اون شروع به انتشار
‫رایحه‌ی "گوگِردی" میکرد ...

15:21.177 --> 15:23.949
‫و بعد با بیرون اومدن صدها
‫نوزاد ازش به دو نیم نصف میشد

15:24.270 --> 15:27.753
‫اون... کامل باقی موند
‫(نصف نشد)

15:31.843 --> 15:35.324
‫پس اون چیزی که در مورد مردن
‫همسرت گفتی درست بود ؟

15:35.349 --> 15:38.308
‫ما مثلِ انسانها جنسیت نداریم

15:38.333 --> 15:40.683
‫من یه جفت داشتم ...

15:40.708 --> 15:43.543
‫که هنگام دفنِ فرزندانِ‌مون فوت شد

15:45.063 --> 15:46.326
‫متاسفم

15:46.351 --> 15:48.832
‫چیزی برای تأسف وجود نداره

15:48.857 --> 15:51.202
‫مرگ زایمان اجتناب ناپذیره

15:51.489 --> 15:53.795
‫مردم من ...

15:53.820 --> 15:55.991
‫غم رو احساس نمیکنن

15:56.678 --> 15:58.568
‫از این بابت مطمئنی ؟

16:01.615 --> 16:06.093
‫هنگامی که این بدن رو تقلید کردم ،
‫شروع به احساس چیزهای مختلفی کردم ...

16:06.118 --> 16:08.093
‫که هرگز احساس نکرده بودم

16:08.118 --> 16:10.164
‫نمیخوام در موردش صحبت کنم

16:10.189 --> 16:12.827
‫باشه ، مشکلی نیست

16:15.324 --> 16:20.475
‫من 342 فرزند داشتم و هیچوقت
‫نگران هیچ کدوم‌شون نشدم

16:20.500 --> 16:26.585
‫امّا حالا من... نمیتونم از فکر
‫کردن به شماره 62 دست بردارم

16:27.626 --> 16:29.585
‫چشماش به من رفته بود

16:29.801 --> 16:31.542
‫خدایا

16:31.567 --> 16:33.358
‫تو 342 تا بچه داشتی ؟

16:33.383 --> 16:34.384
‫اوهوم

16:34.409 --> 16:36.194
‫فکر کردم داشتن یه بچه هم پیچیده‌ست

16:39.017 --> 16:42.499
‫تو باید از احساس گناه کردن برای دادن
‫"جی" به فرزندخوندگی دست برداری

16:42.524 --> 16:45.658
‫ما فرزندان‌مون رو در صحرای
‫عظیمِ بادهایِ یخیِ رها میکنیم ...

16:45.683 --> 16:50.713
‫جایی که گوشت از استخوان پاره میشه
‫تا مشخص بشه کی زنده میمونه

16:50.738 --> 16:51.988
‫چه دلرُبا

16:53.821 --> 16:57.412
‫"جی" از اون افرادیه که زنده میمونه

16:57.431 --> 16:59.389
‫مشکلی براش پیش نمیاد

17:01.837 --> 17:03.926
‫خوشحالم که تو در مورد من میدونی

17:07.141 --> 17:09.665
‫نگه داشتنِ راز سخته

17:14.401 --> 17:16.756
‫این طبیعت انسانِه "هری"

17:18.753 --> 17:21.190
‫هیچکس نمیخواد خودِ
‫واقعیش رو پنهان کنه

17:50.167 --> 17:51.585
‫خیلی خب ، گوش کن

17:51.610 --> 17:53.952
‫یه مُشت احمق وارد آزمایشگاه
‫علوم دبیرستان شدن ...

17:53.977 --> 17:56.227
‫پس ما میخوایم بریم اونجا و
‫بفهمیم که کسی چیزی دیده یا نه

17:56.251 --> 17:58.069
‫همچنین در جریان باش که ...

17:58.094 --> 17:59.661
‫گربه‌ی "ایدت پاین" گیر کرده بود ...

17:59.686 --> 18:02.907
‫و من مجبور شدم با تیرکمون دستی
‫از دکل مخابرات بیارمِش پایین

18:02.932 --> 18:04.433
‫گربه حالا لنگ میزنه
‫و "ایدت" شکایت کرده ...

18:04.457 --> 18:06.718
‫بنابراین ممکنه بخوای
‫در مورد وکیل گرفتن فکر کنی

18:06.743 --> 18:08.366
‫به من توجه نکنین

18:11.716 --> 18:12.960
‫چی کار میکنی ؟

18:12.985 --> 18:15.749
‫از من خواسته شده که بعضی
‫از وسایل معاون "لیو"رو جمع کنم

18:16.334 --> 18:18.857
‫من نمیدونم اون کیه ،
‫یه "لیوِ" غیرنظامی میشناسم ...

18:18.882 --> 18:20.272
‫اگر اون همون کسیه که
‫در موردش صحبت میکنی

18:20.297 --> 18:23.757
‫خب باشه ، من میخوام بعضی از
‫وسایل "لیو" غیرنظامی رو جمع کنم ...

18:23.782 --> 18:27.219
‫قبل از اینکه ساندویچ "پاسترامی"ـم سرد بشه
‫[ساندویچ گوشت دودی شده‌ی گاو]

18:28.226 --> 18:30.564
‫لطفاً میشه بهش بگی که میتونم ببینمش ؟

18:32.516 --> 18:33.876
‫میگه میتونه ببیندِت

18:40.575 --> 18:42.577
‫اون میگه که سرت به کار خودت باشه ...

18:42.602 --> 18:45.144
‫همونطور که اون مشغول
‫لذّت بردن از زندگی خودشه

18:45.169 --> 18:46.272
‫اوه خب ، میدونی چیه ؟

18:46.297 --> 18:47.928
‫بهش بگو من از زندگیم
‫خیلی بیشتر لذت میبرم

18:47.952 --> 18:51.796
‫من انقدر از زندگیم لذت میبرم که در اطراف سرم
‫پرنده‌های کارتونی کوچیکِ در حالِ پرواز کردن ، دارم

18:52.105 --> 18:53.718
‫احتمالاً دیگه خودت شنیدی

18:55.468 --> 18:56.833
‫آره

18:56.858 --> 19:00.513
‫میگه که پرنده‌های کارتونی معمولاً
‫معنیِ بیهوش بودن طرف رو میده

19:01.612 --> 19:03.522
‫پس من میرم غذامو بخورم

19:03.547 --> 19:05.093
‫- ممنونم
‫- خواهش

19:12.254 --> 19:14.272
‫چرا به من کمک میکنی ؟

19:15.924 --> 19:18.475
‫به من یاد داده شده که موجودات
‫زنده با هم ارتباط دارن ...

19:18.800 --> 19:21.716
‫و این که هر موجودی مهمه

19:24.626 --> 19:26.702
‫تو تب کردی

19:27.155 --> 19:29.030
‫داری ضعیف‌تر میشی

19:30.300 --> 19:33.366
‫صورتِت... داره بیشتر ...

19:33.391 --> 19:34.958
‫فضایی میشه ؟

19:37.047 --> 19:39.053
‫من از نظر تو زشتم ؟

19:42.468 --> 19:43.837
‫نه

19:55.994 --> 19:57.587
‫بیا

20:02.450 --> 20:03.754
‫خوبه

20:04.413 --> 20:07.757
‫"مکس" از من میترسید

20:08.646 --> 20:12.389
‫اون یه ویژگی ژنتیکی بسیار نادر داره ...

20:12.414 --> 20:15.983
‫که باعث میشه بتونه
‫منو به شکل واقعیم ببینه

20:16.084 --> 20:17.647
‫اوه

20:18.142 --> 20:19.796
‫حتماً ترسناک بوده

20:19.821 --> 20:21.007
‫آره

20:21.032 --> 20:23.460
‫میترسیدم که مردم
‫کم کم حرفهاش رو باور کنن

20:23.485 --> 20:25.905
‫"آه ، یه آدم فضایی تو شهر هست ...

20:25.930 --> 20:27.796
‫نگاه کنین ، یه آدم فضایی"

20:27.900 --> 20:30.155
‫منظورم این بود که حتماً
‫برای "مکس" ترسناک بوده

20:30.180 --> 20:31.834
‫اوه

20:31.859 --> 20:33.359
‫میدونی ، اگر انقدر
‫نگران گیر افتادن هستی ...

20:33.383 --> 20:35.690
‫پس چرا انتخاب کردی که دکتر شهر بشی ؟

20:35.715 --> 20:39.084
‫اونها درخواست کردن و... من مجبور شدم

20:39.109 --> 20:40.858
‫قبول نمیکردم شک میکردن

20:40.883 --> 20:42.668
‫فکر نمیکنم دلیلش این باشه

20:42.745 --> 20:47.708
‫من فکر میکنم بیشتر از اون چیزی که
‫حاضری اعتراف کنی ، جذب انسانها شده‌ای

20:48.147 --> 20:50.922
‫من حق دارم سکوت کنم

20:58.510 --> 20:59.749
‫چی شده ؟

21:02.078 --> 21:05.522
‫مجرای تنفسیم پر از خونِه

21:06.205 --> 21:09.557
‫تو باید داخلِش بشی و تخلیه‌اَش کنی

21:09.741 --> 21:11.858
‫اوه ، چطوری ؟

21:11.883 --> 21:13.905
‫من نمیدونم چجوری باید اون کارو بکنم

21:23.379 --> 21:25.330
‫ام... فلاسک "دارسی"

21:26.338 --> 21:28.315
‫خب ، من دستهام رو اِستریل میکنم

21:28.340 --> 21:31.471
‫باشه ، خب

21:33.838 --> 21:35.088
‫خب

21:41.090 --> 21:44.268
‫آروم پیش برو که از دندونها دوری کنی

21:44.293 --> 21:46.664
‫چی ؟ اونجا دندون داره ؟

21:46.689 --> 21:48.697
‫و چهار تا هم بازو هست ؟

21:49.283 --> 21:51.447
‫تو واقعاً بابت این مدیون من میشی

21:51.854 --> 21:53.812
‫واقعاً بدهکار منی

21:53.837 --> 21:56.221
‫باشه... آه ، دندونهارو حس میکنم

21:56.246 --> 21:57.776
‫اووووه

21:59.033 --> 22:00.634
‫اووووه

22:00.659 --> 22:02.088
‫نیاز به یه تصویر ذهنی دارم

22:02.113 --> 22:06.010
‫وقتی من پروستات آقای
‫"هرلی"رو معاینه کردم یادته ؟

22:06.035 --> 22:07.515
‫اوه

22:07.927 --> 22:09.581
‫چه دلپذیر

22:10.668 --> 22:12.862
‫اووووه... خدا

22:12.887 --> 22:15.268
‫ببخشید دندونها ، خب

22:20.112 --> 22:21.533
‫اوه

22:22.130 --> 22:24.463
‫همینه

22:25.238 --> 22:26.500
‫ممنونم

22:30.119 --> 22:31.761
‫کارت تموم شد

22:31.821 --> 22:33.979
‫مجبور نیستی دوباره بری داخل

22:34.784 --> 22:36.549
‫نمیرم

22:46.574 --> 22:48.533
‫اگر اینو میبینید ، من مرده‌ام ...

22:48.558 --> 22:51.221
‫یا حسابی مستم ...

22:51.246 --> 22:53.500
‫و همه‌مون داریم به این میخندیم
‫که من برای درست کردن یه فیلم ...

22:53.501 --> 22:56.277
‫در جایی که فکر میکردم قراره بمیرم ،
‫چقدر رقت اَنگیز بودم

22:58.310 --> 23:00.660
‫گمون کنم باید یه چند تا خداحافظی کنم

23:00.860 --> 23:04.457
‫از همه‌ی مردهایی که احتمالاً الان
‫واقعا غمگین هستن عذرخواهی میکنم

23:04.618 --> 23:06.899
‫دکتر "ایثِن" ...

23:07.875 --> 23:09.398
‫خیلی خب

23:10.865 --> 23:12.388
‫دلم برای "جودی" تنگ میشه

23:12.413 --> 23:15.100
‫من واقعاً خیلی متاسفم که نسبت
‫به گربه‌ات خیلی بدجنس بودم

23:15.125 --> 23:17.083
‫بیشتر دفاع از خود بود

23:17.241 --> 23:19.480
‫معاون "لیو" ، تو حرف نداری

23:19.505 --> 23:23.302
‫من همچنین از کلانتر "مایک" عذر میخوام
‫چون یه بار در یه ساختمان شهرداری ...

23:23.327 --> 23:27.012
‫یه یارو بهت یه چیز نژادپرستانه گفت
‫و من رفتم تا در ماشینِش مدفوع کنم ...

23:27.037 --> 23:29.840
‫و بعد فهمیدم که در
‫ماشین تو مدفوع کردم

23:29.865 --> 23:31.650
‫شاید شعار جدید شهر باید این باشه ...

23:31.675 --> 23:33.640
‫"یک نفر مُرد تا سه نفر را نجات ندهد"

23:35.747 --> 23:37.832
‫عذر میخوام که "آستا"رو نجات ندادم

23:38.326 --> 23:42.157
‫من به هر حال واقعاً نمیخواستم
‫بدون اون زندگی کنم ، پس ...

23:51.324 --> 23:54.150
‫تو باید سعی کنی از اینجا بالا بری

23:54.175 --> 23:55.955
‫من تورو رها نمیکنم

23:55.980 --> 23:59.689
‫اگر انتخابی بین مرگ یا زندگی داری ...

24:00.596 --> 24:02.619
‫منو رها خواهی کرد

24:03.211 --> 24:06.931
‫این چیزیه که شما انسانها
‫بهش میگید "بقای اَصلح‌ترین"

24:06.956 --> 24:09.219
‫تو ایمانِ زیادی به آدمها نداری

24:10.428 --> 24:12.338
‫تو هم نداری

24:17.159 --> 24:19.072
‫قبلاً داشتم

24:19.551 --> 24:22.939
‫اوضاع زندگی فقط اونجور
‫که میخواستم پیش نرفت

24:23.174 --> 24:25.853
‫و من در یه مسیری بودم
‫و بعد از مسیر خارج شدم ...

24:25.878 --> 24:27.299
‫و حالا من فقط ...

24:27.510 --> 24:29.469
‫سعی دارم دوباره راهم رو پیدا کنم

24:29.590 --> 24:32.830
‫مثل اون فیلمِ مِیمونی

24:33.096 --> 24:34.822
‫کدوم فیلم ؟

24:34.847 --> 24:36.413
‫"سیاره‌ی میمونها" ؟

24:36.438 --> 24:39.103
‫اون فیلم در مورد میمونهایی که پرواز میکردن

24:39.128 --> 24:41.775
‫اونها در درختها هستن ،
‫زندگیِ خودشون رو میکنن ...

24:41.800 --> 24:45.823
‫و بعد اون دختر و اون سگ شرور ...

24:45.848 --> 24:52.150
‫و اون یکی موجوداتی که راه خودشون رو
‫از اون جاده‌ی زَردِ آجری گم کرده بودن

24:52.175 --> 24:54.963
‫به قلمرویِ میمونها تجاوز کردن

24:54.988 --> 24:56.903
‫منظورت "جادوگر شهر آز"ـه ؟

24:56.928 --> 25:00.236
‫آره ، همینه

25:00.261 --> 25:03.408
‫خب باشه ، میمونها شخصیتهایِ بدِ فیلم هستن

25:03.729 --> 25:06.080
‫دو تا از میمونها نیستن

25:06.631 --> 25:07.978
‫ها

25:08.003 --> 25:11.303
‫حالا میتونی بری دنبال بیسیم من بگردی ؟

25:13.050 --> 25:15.002
‫من سعی میکنم بیسیمت رو پیدا کنم ...

25:15.234 --> 25:17.410
‫تا تو بتونی به جاده‌ی
‫زرد آجریِ خودِت برگردی

25:17.435 --> 25:18.610
‫آه

25:18.635 --> 25:20.289
‫میدونی ...

25:20.314 --> 25:22.681
‫من حتی اسم واقعی تورو نمیدونم

25:22.846 --> 25:24.572
‫اسمم ...

25:34.980 --> 25:37.736
‫دوستام صدام میزنن ...

25:38.234 --> 25:39.975
‫باشه

25:40.408 --> 25:42.769
‫شاید بهتره ما به همون "هری" بچسبیم

25:47.081 --> 25:49.041
‫"دارسی"

25:49.066 --> 25:51.291
‫استراحت کافیه ، همین الان بلند شو

25:57.183 --> 25:59.413
‫"دارسی" ، سقوط بدی داشتی

25:59.911 --> 26:02.233
‫"دارسی" ، بلاخره یه زمانی باید بلند بشی

26:02.258 --> 26:03.398
‫من یه ساعت دیگه برمیگردم

26:03.423 --> 26:05.921
‫سلام ، از رختخواب بیا بیرون هرزه

26:05.946 --> 26:07.053
‫"آستا" ؟

26:07.078 --> 26:08.678
‫من خیلی وقته تورو ندیدم

26:08.703 --> 26:11.706
‫نمیشه همینطوری یهوئی پیدات بشه ،
‫منظورم اینه که منو نگاه کن

26:11.973 --> 26:14.323
‫من شبیه فیلمهای شبکه "لایفتایم" میمونم
‫[فیلمهایی که معمولاً مخاطب خانم دارن
‫و از شرایط خاص اونها صحبت میکنن]

26:14.342 --> 26:16.639
‫باشه ، ببین

26:16.664 --> 26:19.350
‫من ده ساعت رانندگی
‫نکردم که ببینم تو جا میزنی

26:19.375 --> 26:21.046
‫پس بلند شو

26:22.124 --> 26:24.132
‫تو جا نمیزنی

26:24.539 --> 26:26.061
‫باشه ؟

26:26.413 --> 26:27.901
‫بیا بریم

26:31.891 --> 26:33.944
‫تو جا نمیزنی

26:35.066 --> 26:36.981
‫من جا نمیزنم

26:40.078 --> 26:42.413
‫من ؛ مارو از اینجا میبرم بیرون

26:44.820 --> 26:46.098
‫متوجه نمیشی ؟

26:46.123 --> 26:48.476
‫وقتمون داره تموم میشه ، خب ؟

26:48.501 --> 26:50.047
‫ما اینجا در وسط ناکجاییم ...

26:50.071 --> 26:52.804
‫- دنبال چی میگردیم ؟
‫- یه کم آروم بگیر

26:52.829 --> 26:56.421
‫من فقط میگم ، ما حتی هیچ
‫ایده‌ای نداریم این چیز چیه ...

26:56.446 --> 26:59.195
‫یا چه کارهایی میتونه بکنه ، تا جایی
‫که ما میدونیم حتّی میتونه انسان باشه

26:59.220 --> 27:00.438
‫میتونه هر کسی باشه

27:00.580 --> 27:03.757
‫- بازم قهوه میل دارین ؟
‫- مطمئناً

27:04.881 --> 27:07.754
‫شماها دارید از اینجا عبور میکنید ؟

27:07.779 --> 27:09.851
‫بله ، ما تازگی مخفیانه ازدواج کردیم

27:09.876 --> 27:11.791
‫داریم میریم به "براداک"
‫تا با پدرشوهرم ملاقات کنیم
‫[منطقه ای در حومه‌ی پیتزبرگ]

27:11.816 --> 27:14.468
‫اون نمیدونه که من سفیدپوستم ،
‫باید برام آرزوی موفقیت کرد ، درسته ؟

27:15.954 --> 27:18.473
‫خب ، مطمئنم که اون شمارو تا
‫سر حد مرگ دوست خواهد داشت

27:18.593 --> 27:20.460
‫اما نباید خیلی طولانی اینجا بمونید

27:20.485 --> 27:21.804
‫طوفان بزرگی تو راهه

27:21.829 --> 27:24.305
‫اینجور مواقع گذرگاه معمولاً بسته میشه

27:24.330 --> 27:27.015
‫پس با این وجود صورت حساب رو بیارین

27:27.040 --> 27:29.367
‫حتماً ، با احتیاط برونید

27:29.783 --> 27:30.859
‫من به زبون میارمِش

27:30.884 --> 27:32.820
‫ژنرال اشتباه میکرد ،
‫ما به پشتیبانی نیاز داریم

27:32.845 --> 27:34.694
‫- ما تنهایی نمیتونیم این چیز رو پیدا کنیم
‫- چرا میتونیم

27:34.718 --> 27:37.536
‫تو گفتی که به سفینه متصله ،
‫پس میدونیم که نزدیکه

27:37.561 --> 27:39.203
‫در شعاع 80 کیلومتری

27:39.228 --> 27:41.932
‫میدونی در شعاع 80 کیلومتری چند نفر قرار دارن ؟

27:41.957 --> 27:43.617
‫و این تنها در صورتیه که اصلاً
‫به شکل یه انسان مخفی شده باشه

27:43.642 --> 27:45.359
‫اگر به شکل یه درخت پنهان شده باشه چی ؟

27:45.384 --> 27:47.865
‫میخوای یکی یه گلوله در تمام
‫درختهای جنگل شلیک کنی ؟

27:48.170 --> 27:49.388
‫بیشتر روزها

27:49.413 --> 27:51.421
‫معلومه که اینو میگی ، ببین

27:51.446 --> 27:53.070
‫من به ارتش زنگ میزنم

27:54.351 --> 27:56.171
‫تا الان باید منو بهتر از این شناخته باشی

27:56.196 --> 27:57.675
‫این ماموریت محرمانه‌ست ...

27:57.700 --> 28:02.109
‫و هر کسی که نخواد محرمانه نگهش
‫داره ، مدت زیادی زنده نمیمونه

28:13.807 --> 28:16.171
‫و تو گفتی که ما هرگز پیداش نمیکنیم

28:39.717 --> 28:41.776
‫سلام ، "آستا" هستم ، الان پاسخگو نیستم ...

28:41.801 --> 28:44.425
‫خودتون بفهمید باید چی کار کنید
‫(پیغام بذارید)

28:50.171 --> 28:51.800
‫نمیتونم پیداش کنم

28:51.825 --> 28:54.401
‫همه جا رو گشتم ، فکر
‫میکنم بیسیمِت دفن شده

28:54.426 --> 28:58.276
‫قبل از رفتن باید پیداش کنم
‫وگرنه برای همیشه از دست میره

28:58.301 --> 29:00.260
‫متاسفم

29:00.526 --> 29:02.010
‫بیا

29:02.362 --> 29:05.551
‫نیازی بهش ندارم ، سیاره‌ی من یخ‌زده‌ست

29:05.576 --> 29:08.589
‫سرما در واقع به بهبود من کمک میکنه

29:08.614 --> 29:09.940
‫باشه

29:09.965 --> 29:14.050
‫ام... خب... بیا

29:16.305 --> 29:17.683
‫خوب شد

29:22.632 --> 29:25.034
‫از سیاره‌ات برام بگو

29:26.886 --> 29:28.714
‫چه جوریه ؟

29:28.739 --> 29:30.777
‫باشکوهِه ...

29:31.497 --> 29:34.738
‫و بیرحمانه مثل مردُمَم

29:35.150 --> 29:36.891
‫میدونی... بعضی از قبایل بومی ...

29:36.916 --> 29:41.527
‫در مورد ارتباطاتی با موجوداتی
‫از ستاره‌ها صحبت میکنن

29:42.043 --> 29:45.245
‫ما هزاران ساله که به اینجا میایم ...

29:45.641 --> 29:48.363
‫برای هدایت انسانها

29:48.388 --> 29:51.355
‫زمانِ "استون هنج" ، "اهرام" ...
‫[بنای تاریخی در دشت سالزبری ویلتشر در جنوب انگلیس ،
‫این اثر بازمانده‌ی دوران نوسنگی و عصر برنز است]

29:51.380 --> 29:53.363
‫و خیلی قبل از اون ...

29:53.388 --> 29:55.355
‫پس تو اینجایی که به ما کمک کنی

29:55.380 --> 29:57.784
‫ما همیشه سعی کرده‌ایم کمک کنیم

29:58.916 --> 30:02.034
‫مردم شما هزاران سال از ما استقبال کردن ...

30:02.059 --> 30:04.279
‫اما بعد چیزی تغییر کرد

30:04.304 --> 30:08.327
‫انسانها بیشتر از پیش از ما ترسیدن ...

30:08.352 --> 30:09.919
‫از همدیگه ترسیدن

30:10.229 --> 30:13.536
‫پس این دفعه چرا اومدی ؟

30:13.561 --> 30:16.659
‫ما تغییرات سیاره‌ی شمارو تحت نظر داشته‌ایم

30:17.416 --> 30:19.128
‫اوضاعِ‌مون چطوره ؟

30:19.776 --> 30:21.652
‫خوب نیست

30:22.029 --> 30:25.214
‫به همین دلیله که
‫باید بیسیمَم رو پیدا کنم ...

30:25.239 --> 30:27.699
‫تا درخواست کمک کنم

30:28.588 --> 30:30.546
‫وقتی میگی خوب نیست ...

30:30.762 --> 30:33.417
‫یعنی... چقدر خوب نیست ؟

30:33.442 --> 30:38.316
‫اگر مرغ برای مدت زمان
‫مناسب روی تخم بشینه ...

30:38.341 --> 30:41.822
‫یه جوجه کوچولویِ بی‌نقص درست میشه

30:41.847 --> 30:46.550
‫- اوهوم
‫- اما اگر به تخم مرغ اهمیت ندین ...

30:46.575 --> 30:51.339
‫و اونو در آفتاب رها کنین ،
‫میپوسه و گندیده میشه

30:52.638 --> 30:54.989
‫زمین گزینه‌ی دوّمه

31:05.570 --> 31:08.151
‫خب ، من میرم ...

31:08.176 --> 31:10.011
‫بدجوری دنبال اون بیسیم میگردم

31:18.425 --> 31:20.339
‫میدونین عصر امروز چه
‫چیزی دوست دارین ؟

31:20.364 --> 31:21.402
‫- بله ، من ...
‫- حتماً

31:21.427 --> 31:23.574
‫خانم "چیکن پایارد" میل میکنن ...
‫[سینه‌ی مرغ با روغن زیتون و لیمو]

31:23.599 --> 31:26.363
‫و من "اسکارگو" میل میکنم
‫[در حقیقت نام حلزون به زبان فرانسوی‌ است و توسط
‫انگلیسی‌زبانان برای اشاره به خوراک حلزون به کار میرود]

31:26.527 --> 31:29.050
‫واو ، این خیلی شیرینه ...

31:29.075 --> 31:31.089
‫که برای من سفارش میدی

31:31.314 --> 31:33.433
‫- من "گوشت بره" میل میکنم
‫- نه ، نمیکنی

31:33.458 --> 31:35.745
‫ایشون "چیکن پایار" میل میکنن

31:35.770 --> 31:37.409
‫تمومه ، بفرمایید

31:37.434 --> 31:39.980
‫من... مرغ رو نمیخوام

31:40.005 --> 31:41.736
‫من "گوشت بره"رو میخورم

31:41.761 --> 31:44.519
‫این با من

31:47.557 --> 31:49.429
‫"گوشت بره"رو میل میکنن

31:50.904 --> 31:52.316
‫چیزی شده ؟

31:52.341 --> 31:54.167
‫چرا "اسکارگو" سفارش میدی ؟

31:54.192 --> 31:55.581
‫تو از حلزون متنفری

31:55.606 --> 31:59.105
‫ام... ایشون "استیک فیریتز" ...
‫[همون استیک به همراه سیب زمینی
‫سرخ کرده به زبان فرانسه]

31:59.107 --> 32:00.105
‫با سیب زمینی سرخ شده‌ی خیلی ترد میل میکنن

32:00.108 --> 32:02.199
‫نه ، ازش خوشم نمیاد ، نمیخوامِش

32:02.224 --> 32:05.495
‫من "اسکارگو" میل میکنم که عاشقشم... پس ...

32:05.905 --> 32:07.516
‫باشه پس

32:07.541 --> 32:08.753
‫متشکرم

32:09.387 --> 32:10.624
‫این چه کاری بود ؟

32:10.649 --> 32:13.144
‫هیچی ، فقط... فقط سفارش دادنِ غذا

32:13.584 --> 32:14.846
‫باشه

32:16.289 --> 32:17.986
‫- مطمئناً ، ممنون
‫- بله لطفاً

32:18.029 --> 32:20.994
‫زندگی به رنگ صورتی
‫[ترانه‌ی معروف و محبوب هنرمند فرانسوی ادیت پیاف]

32:29.203 --> 32:30.727
‫چه کاری میتونم برات انجام بدم "دن" ؟

32:30.752 --> 32:33.078
‫"آستا" برای قرار شام هفتگیِ ما نیومد ...

32:33.103 --> 32:35.105
‫و به تماسهام هم جواب نمیده

32:35.130 --> 32:37.615
‫آره خب ، شاید اون تورو به خاطرِ
‫یه مردِ جوون‌تر قال گذاشته

32:41.532 --> 32:43.797
‫ما هر دو در ارتش بودیم "مایک"

32:43.993 --> 32:47.039
‫وقتی احساسی داریم ،
‫میدونیم باید بهش اعتماد کنیم

32:47.092 --> 32:48.852
‫یه چیزی شده

32:49.609 --> 32:51.109
‫باشه

32:51.467 --> 32:53.008
‫خیلی خب ، میفهمم چی میگی

32:53.033 --> 32:54.948
‫بریم ببینیم چه خبره

32:56.314 --> 32:58.594
‫- میخوای همراهم بیای ؟
‫- آره

32:58.619 --> 33:00.498
‫بیا به "59" سر بزنیم

33:01.333 --> 33:04.078
‫اگر یه نفر بدونه "آستا" کجاست ،
‫اون یه نفر "دارسی"ـه

33:16.440 --> 33:17.832
‫باشه

33:17.857 --> 33:20.555
‫سرعتِت رو زیاد کن "دارس" ، خیلی خب

33:37.051 --> 33:38.652
‫- هی
‫- ببخشید

33:38.785 --> 33:40.847
‫- تو خوبی ؟
‫- ها ؟

33:41.153 --> 33:43.024
‫یه کم عجیب رفتار میکنی

33:43.169 --> 33:46.675
‫فقط با همسر دوست داشتنیم
‫از سالگردِمون لذت میبرم

33:54.777 --> 33:57.378
‫هی ، چطوره... چطوره
‫که یه کم بری اون طرف‌تر ؟

33:57.403 --> 34:00.363
‫- آره ، جمع بشین
‫- اوه ، باشه

34:02.134 --> 34:03.440
‫آره

34:14.746 --> 34:16.488
‫آه... اوه

34:16.513 --> 34:17.565
‫چیه ؟

34:17.590 --> 34:19.886
‫لبِت رو با صدفِ حلزون بُریدی

34:23.257 --> 34:25.878
‫حالا دیگه خونِ منو نمیبوسی ، اشکال نداره

34:27.726 --> 34:29.772
‫- چه اتفاقی داره میافته ؟
‫- هیچی

34:29.797 --> 34:32.800
‫من فقط سعی دارم سالگردمون رو خاص کنم

34:33.183 --> 34:36.355
‫با انتخاب رستوران و
‫سفارش دادن برای من ...

34:36.380 --> 34:39.277
‫و خوردن "اسکارگو" که ازش متنفری ؟

34:40.017 --> 34:42.659
‫فکر... فکر کردم اگر من کنترل رو
‫به دست بگیرم تو خوشت میاد

34:42.684 --> 34:45.917
‫منظورم اینه که تو اونروز
‫گفتی که میخوای من ...

34:45.942 --> 34:47.582
‫میدونی... تورو به چالش بکشم

34:48.348 --> 34:49.784
‫اوه عزیزم

34:51.663 --> 34:53.404
‫من اونو گفتم ...

34:53.429 --> 34:55.214
‫اما این تو نیستی

34:55.501 --> 34:57.300
‫اگر میخوای رستوران رو انتخاب کنی ...

34:57.325 --> 34:59.027
‫مجبورم کن به یه "تاکو"ئی برم ...
‫[غذای سنتی مکزیکی که با نانی مخصوص سرو میشه]

34:59.052 --> 35:01.808
‫یا حداقل یه جایی که خودت دوست داری

35:01.833 --> 35:03.292
‫من عاشق "تاکو" هستم

35:03.317 --> 35:05.493
‫آره و من عاشق توئم

35:06.803 --> 35:08.674
‫ما قرار نیست همیشه در مورد
‫همه چیز توافق داشته باشیم

35:08.699 --> 35:11.988
‫این اشکالی نداره ،
‫ما آدمهای متفاوتی هستیم

35:13.317 --> 35:15.711
‫اما من میخوام ما یه تیم باشیم

35:19.946 --> 35:21.542
‫سلام "جان"

35:22.691 --> 35:24.324
‫معاون سابق "لیو"

35:24.349 --> 35:25.742
‫باید در مورد چیزی از شما سوال کنم

35:25.767 --> 35:28.809
‫- کلانتر اینجاست
‫- "آستا" و "دارسی" گم شده‌ان

35:28.835 --> 35:30.315
‫- چی ؟
‫- اوه نه

35:30.340 --> 35:33.933
‫بله ، کارمندهای "59" گفتن که "دارسی" تماس
‫گرفته و گفته که نمیتونه امروز بره سر کار

35:33.958 --> 35:35.293
‫به سمت یخچال طبیعی بالا میرفته

35:35.318 --> 35:37.856
‫- در این مورد چیزی میدونی ؟
‫- بذار با دفتر تماس بگیرم

35:41.155 --> 35:42.668
‫مشکلی هست ؟

35:42.693 --> 35:44.442
‫سلام ، "جان"ـم ، شما
‫"دارسی"رو در دفتر ندیدین ؟

35:44.466 --> 35:45.705
‫آره ، همه چیز تحت کنترله

35:45.729 --> 35:48.442
‫فقط "آستا" و "دارسی" گم شده‌ان

35:48.467 --> 35:50.731
‫- گم شدن ؟ چطور ؟
‫- چطور میتونیم کمک کنیم ؟

35:50.756 --> 35:52.889
‫از بعد ساعت 3:00 دو برف پیما خارج شدن ...

35:52.914 --> 35:54.090
‫هنوز برنگشتن

35:54.115 --> 35:55.840
‫باشه ، خب ، بیاید
‫یه جستجو راه بندازیم

35:55.865 --> 35:57.528
‫هر چیزی که از شهر لازم دارید در اختیارِتونه

35:57.552 --> 35:59.163
‫میتونم هلی کوپتر رو
‫برای جستجو آماده کنم ...

35:59.188 --> 36:01.411
‫اما این جبهه‌ی‌ طوفان
‫قرار نیست تا طلوع رَد بشه

36:01.435 --> 36:02.496
‫تا اون زمان منجمد میشن

36:02.521 --> 36:04.488
‫خیلی خب ، خیلی خب ،
‫خیلی خب ، هی ، هی

36:04.513 --> 36:06.138
‫یه نفس بکش ،
‫ما پیداشون میکنیم "دن"

36:06.162 --> 36:08.246
‫- من برای اون منتظر نمیمونم
‫- "دن"

36:08.432 --> 36:10.260
‫خودش رو به کشتن میده

36:10.537 --> 36:11.756
‫هی ، برام بیدار نمون

36:11.781 --> 36:13.270
‫باشه ، مراقب باش

36:13.295 --> 36:14.470
‫باشه

36:24.443 --> 36:26.895
‫- "ابیگیل"
‫- کلانتر

37:22.459 --> 37:25.379
‫دیدی ؟ بهت گفتم که اون موفق میشه

37:25.404 --> 37:27.014
‫حالا تو اوّل میری

37:27.039 --> 37:28.043
‫نه

37:28.068 --> 37:30.816
‫همین الان باید بریم

37:32.720 --> 37:34.722
‫وقتت تموم شده "هری"

37:35.059 --> 37:37.395
‫اون میبینه که من یه بیگانه هستم

37:39.854 --> 37:41.793
‫نه ، نمیبینه

38:17.031 --> 38:18.770
‫اه ، ببخشید

38:18.795 --> 38:20.566
‫میتونید مقداری دستمال توالت بهم بدین ؟

38:20.990 --> 38:22.637
‫اینجا کاملاً تموم شده

38:25.325 --> 38:27.301
‫اوه ممنون

38:29.649 --> 38:32.652
‫خیلی ممنونم ، نجاتم دادی

38:33.146 --> 38:35.237
‫ما خانمها باید کنار هم باشیم ، درسته ؟

38:35.262 --> 38:36.723
‫شما در شهر زندگی میکنید ؟

38:36.748 --> 38:38.863
‫بله ، درست پایین جاده

38:39.133 --> 38:41.356
‫شوهرم شهردارِه

38:41.381 --> 38:43.340
‫من تازه به اینجا نقل مکان کردم ،
‫هیچکس رو نمیشناسم

38:43.365 --> 38:46.270
‫اوه خب ، باید شماره‌ی منو داشته باشی

38:46.958 --> 38:50.387
‫هر وقت سوالی داشتی راحت
‫باش و باهام تماس بگیر ، بفرما

38:50.412 --> 38:51.935
‫من "کیت هاوتورن" هستم

38:52.121 --> 38:54.012
‫"کیت"... اسم خواهرم هم همینه

38:54.037 --> 38:56.257
‫"سارا هیوستِن" هستم ، ممنون بابت شماره

38:56.282 --> 38:58.458
‫- حتماً ازش استفاده میکنم
‫- هر وقت خواستی تماس بگیر

38:59.077 --> 39:01.309
‫خب ، باید برم و مراقب بچه رو مرخص کنم

39:01.334 --> 39:02.582
‫اوه ، شما بچه دارید ؟

39:02.607 --> 39:05.479
‫اوه ، فقط یکی ، ما یه پسر
‫کوچولو به نام "مکس" داریم

39:05.640 --> 39:08.599
‫"مکس" ، این فوق العاده‌ست

39:08.753 --> 39:10.102
‫از ملاقات شما خوشبخت شدم

39:29.355 --> 39:31.201
‫با من بمون "هری"

39:40.273 --> 39:41.753
‫"آستا"

39:41.778 --> 39:45.021
‫کدوم گوری هستی ؟
‫دارم میام تا نجاتت بدم

39:45.046 --> 39:46.439
‫من خوبم بابا

39:46.464 --> 39:49.076
‫سوال نکن ، به کمکِت نیاز دارم

39:53.609 --> 39:55.771
‫اوه خدا

40:07.198 --> 40:08.529
‫- حالش چطوره ؟
‫- خوب نیست

40:08.554 --> 40:10.505
‫برو کمک بیار ، برو کمک بیار

40:10.530 --> 40:11.530
‫باشه

40:29.119 --> 40:31.391
‫عجله کن ، اون اینجاست

40:34.019 --> 40:35.225
‫چی شد ؟

40:36.971 --> 40:38.790
‫"آستا"

40:39.033 --> 40:40.382
‫"آستا" ؟

40:43.084 --> 40:45.227
‫"آستا" ، اینجایی ؟

40:50.256 --> 40:52.516
‫"آستا" ، چه کوفتی در جریانه ؟

40:56.010 --> 40:58.727
‫- سلام بابا
‫- ابداً

41:02.295 --> 41:03.862
‫بابا

41:05.204 --> 41:07.424
‫با اون چیز چه غلطی داری میکنی ؟

41:07.734 --> 41:09.693
‫میدونی اون چیز چیه ؟

41:09.718 --> 41:12.415
‫خب ، کُلّی دستورالعمل‌های
‫بهداشتی رو نقض میکنه ...

41:12.440 --> 41:14.006
‫اینو قطعاً میدونم

41:14.031 --> 41:17.224
‫میشه فقط به زبون بیاریش ،
‫که هیچ اشتباهی در کار نباشه ؟

41:17.249 --> 41:19.759
‫چرا در فریزر من
‫یه بیگانه وجود داره ؟

41:19.784 --> 41:21.002
‫- آره ، باشه
‫- "آستا" ؟

41:22.227 --> 41:25.360
‫سرما خونریزیش رو کُند میکنه ...

41:25.385 --> 41:27.001
‫و اون فقط یه بیگانه‌ی تصادفی نیست ...

41:27.026 --> 41:29.105
‫و اون بیگانه یه کسیه که ما میشناسیمِش

41:29.130 --> 41:31.149
‫شهردارِه ، میدونستم

41:31.174 --> 41:33.759
‫نه ، بابا ، "هری"ـه

41:33.784 --> 41:35.656
‫دکتر "بیگانه"ست ؟

41:36.287 --> 41:39.321
‫و تو میخواستی که معاینه سالیانه‌ام رو
‫توسط اون موجود انجام بدم

41:43.512 --> 41:46.819
‫به خودم اجازه دادم بیش از حد انسان بشم

41:46.844 --> 41:50.399
‫به همین دلیل نتونستم
‫مأموریتم رو تموم کنم

41:51.050 --> 41:52.805
‫تقصیر منه

41:54.368 --> 41:57.454
‫اگر من کاری نکنم ، اون میمیره

41:57.479 --> 41:59.092
‫به کمکت نیاز دارم

41:59.117 --> 42:00.384
‫"دن" ، تو اون پُشتی ؟

42:00.409 --> 42:01.889
‫لعنت

42:01.914 --> 42:04.977
‫من ترتیبش رو میدم ، الان میام اونجا

42:05.002 --> 42:06.524
‫میتونیم به اون موجود اعتماد کنیم ؟

42:06.549 --> 42:09.313
‫اون تو دردسر افتاده
‫و ما میتونیم کمک کنیم

42:09.752 --> 42:12.548
‫من از این قضیه خوشم نمیاد ،
‫اما اگر تو باورِش داری ، باشه

42:12.573 --> 42:14.688
‫باشه ، ممنون

42:14.713 --> 42:18.020
‫فقط اونو(مذکر)... اون
‫چیز رو از ماهی دور کُن

42:18.045 --> 42:19.462
‫باشه

42:21.127 --> 42:22.663
‫چطوری کلانتر ؟

42:22.688 --> 42:24.751
‫من خوبم ، ماشینت رو جلوی در دیدم

42:24.776 --> 42:27.931
‫فقط میخواستم مطمئن بشم که
‫خودت دست به کار نشده باشی

42:28.102 --> 42:29.469
‫میدونی ، "آستا" یه زن قویه

42:29.494 --> 42:30.696
‫مشکلی براش پیش نمیاد

42:30.721 --> 42:33.196
‫بیا منتظر تموم شدن طوفان
‫باشیم و چند تا برگر کباب کنیم

42:33.221 --> 42:35.524
‫نشنیدی ؟ اونها برگشتن

42:35.549 --> 42:37.259
‫دکتر دچار یه حادثه شده ...

42:37.299 --> 42:40.594
‫آستا مجبور شد برای گرفتن
‫"MRI" به "براداک" ببردِش

42:41.252 --> 42:42.819
‫واقعاً ؟

42:42.844 --> 42:44.846
‫خب ، خوبه... این... خوبه

42:47.187 --> 42:48.251
‫تو خوبی "دن" ؟

42:48.276 --> 42:49.950
‫یه شکلی شدی که انگار
‫یه روحی چیزی دیدی

42:49.974 --> 42:53.108
‫من خوبم ، گمون کنم به خاطر نگرانیه

42:53.498 --> 42:55.040
‫درسته

42:55.956 --> 42:58.524
‫خیلی خب ، پس شب بخیر

42:59.900 --> 43:01.424
‫جستجو رو لغو کنید

43:01.449 --> 43:03.173
‫اونها تونستن از کوه بیان پایین

43:03.565 --> 43:05.811
‫دریافت شد کلانتر ، اطلاع میدیم

43:05.836 --> 43:07.509
‫"هری"... اوه خدا

43:07.534 --> 43:08.926
‫"هری" ، بیدار شو

43:08.951 --> 43:10.407
‫"هری" ، حالت داره بدتر میشه

43:10.432 --> 43:12.399
‫بهم بگو چجوری کمکت کنم

43:12.840 --> 43:15.690
‫بدون بیسیمَم کارم تمومه

43:17.166 --> 43:19.415
‫- بذار بمیرم
‫- نه

43:20.266 --> 43:21.746
‫"هری" ، صبر کن

43:21.771 --> 43:23.196
‫ببین

43:23.723 --> 43:25.507
‫حالا میتونی به ما کمک کنی

43:28.949 --> 43:30.646
‫پیداش کردی

43:31.140 --> 43:32.140
‫آره

43:32.174 --> 43:36.015
‫اگر میدونست که چه چیزی رو
‫داره بهم میده ، میذاشت بمیرم

43:36.040 --> 43:37.824
‫بهم بگو چجوری کمکت کنم

43:37.886 --> 43:39.148
‫پام

43:39.173 --> 43:41.235
‫داره منو مسموم میکنه

43:41.260 --> 43:44.423
‫اگر قطعش نکنی میمیرم

43:44.448 --> 43:46.266
‫ما باید چی کار کنیم ؟

43:46.291 --> 43:49.391
‫شنیدی چی گفت ، ساطورِ گوشت رو بیار

43:49.598 --> 43:51.423
‫آه

43:51.852 --> 43:54.704
‫اوه ، چیزی نیست ، درست میشه

43:54.729 --> 43:56.382
‫خیلی خب

43:57.095 --> 43:58.268
‫باشه

43:58.293 --> 43:59.477
‫"هری"

43:59.995 --> 44:01.798
‫درست میشه

44:03.048 --> 44:04.712
‫متاسفم

44:08.266 --> 44:09.938
‫خدایا ، من نمیتونم انجامش بدم

44:09.963 --> 44:11.138
‫من میتونم

44:11.163 --> 44:13.704
‫باشه ، باشه ، باشه ، متاسفم

44:13.729 --> 44:16.618
‫- آه ، من ...
‫- من ترسیده‌اَم

44:18.670 --> 44:20.193
‫باشه ، به من نگاه کن

44:20.483 --> 44:22.050
‫من درست همین جا هستم

44:22.075 --> 44:23.859
‫نمیذارم بمیری

44:26.319 --> 44:27.876
‫حرفش رو باور میکنم

44:27.901 --> 44:31.391
‫هیچکس امروز نمیمیره ،
‫اما حالا که دستگاهم رو دارم ...

44:31.416 --> 44:34.454
‫خب فردا چطور میشه ؟

44:34.816 --> 44:37.587
‫همه‌ی هشت میلیارد اونها

44:37.651 --> 44:44.713
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
