WEBVTT

00:01.798 --> 00:03.868
‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

00:03.893 --> 00:05.993
‫دوباره بگو موجود بیگانه
‫(آدم فضایی) رو کجا دیدی؟

00:06.018 --> 00:08.179
‫در اون مورد میتونید در کتابی
‫که دارم مینویسم بخونید

00:10.321 --> 00:12.789
‫کُشتیش؟ اینها دستورات ما نیستن

00:12.814 --> 00:15.121
‫به نظر میرسه تو و من
‫دستورات مختلفی داریم

00:15.146 --> 00:18.388
‫سلام ، پسرِ من چند روز
‫پیش از مطبِ شما فرار کرد

00:18.413 --> 00:19.786
‫اون بهم گفت که تو یه آدم فضایی هستی

00:19.811 --> 00:22.321
‫اون حتّی معاون کلانتر رو
‫قانع کرده که اینو بِکِشه

00:24.329 --> 00:25.895
‫تو هم میخوای منو مسخره کنی؟

00:25.920 --> 00:28.520
‫نه ، چون من حرفت رو باور میکنم

00:29.115 --> 00:30.594
‫- سلام، سلام
‫- سلام

00:30.619 --> 00:31.852
‫شماها یه مقدار از اینها میخواید؟

00:31.877 --> 00:33.052
‫اون قرص‌ها توسط "سم" تجویز شده

00:33.077 --> 00:35.091
‫نسخه‌ی این بعد از مرگِ اون نوشته شده

00:35.116 --> 00:36.645
‫"جِی" ؟

00:36.813 --> 00:39.083
‫وقتی 16 ساله بودم باردار شدم

00:39.108 --> 00:40.966
‫بچه رو دادم برای فرزندخوندگی

00:43.295 --> 00:44.601
‫یه جسد دیگه هم پیدا شده

00:44.626 --> 00:46.989
‫اون پا متعلق به کَسیه که من کُشتم

00:47.014 --> 00:48.537
‫چرا شما در ساحل من هستین ؟

00:48.562 --> 00:50.236
‫بقیه‌‎ی بدن باید یه جایی اون بیرون باشه

00:50.260 --> 00:52.002
‫ما کل این دریاچه رو میگردیم

00:57.507 --> 01:00.003
‫«آهنگ خاطره‌ انگیز سریال Cheers»

01:00.004 --> 01:02.484
‫♪ امروزِه در دنیا راهِت رو باز کردن ... ♪

01:02.485 --> 01:05.444
‫♪ هر چقدر که قدرت داری رو لازم داره ♪

01:05.477 --> 01:08.275
‫♪ فاصله گرفتن از تمام نگرانی‌هات ... ♪

01:08.276 --> 01:11.146
‫♪ مطمئناً خیلی کمک میکنه ♪

01:11.189 --> 01:14.453
‫♪ دوست نداری که دَر بِری ؟ ♪

01:17.412 --> 01:19.454
‫♪ بعضی وقتها دلت میخواد جایی بری که ... ♪

01:19.468 --> 01:21.012
‫♪ همه اِسمت رو میدونن ♪
‫"سلام"

01:21.037 --> 01:22.742
‫♪ همه اسمت رو میدونن ♪
‫"سلام"

01:25.116 --> 01:28.119
‫♪ و همیشه از اینکه تو اومدی خوشحال میشن ♪

01:29.555 --> 01:31.818
‫♪ دلت میخواد جایی باشی که ... ♪

01:31.857 --> 01:34.115
‫♪ دردسرهای همه‌ی ما مِثلِ هم هستن ♪

01:34.647 --> 01:36.036
‫♪ دلت میخواد جایی باشی که ... ♪

01:36.037 --> 01:37.888
‫♪ همه اِسمت رو میدونن ♪
‫یه بسته داری "هری"

01:37.889 --> 01:39.253
‫"بیل"

01:40.305 --> 01:42.307
‫♪ بعضی وقتها دلت میخواد
‫جایی بری که آدمها بدونن ...♪

01:42.311 --> 01:45.310
‫♪ همه‌ی آدمها مثل هم هستن ♪

01:45.353 --> 01:48.507
‫♪ میخوای جایی بری که همه اسمت رو میدونن ♪

01:52.858 --> 01:54.442
‫نه ...

02:13.225 --> 02:14.316
‫آه

02:21.728 --> 02:24.741
‫واضحه که حالا دیگه خواب هم میبینم

02:24.863 --> 02:38.297
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

02:38.413 --> 02:40.023
‫خیلی خب ، بالا و پایین اینجا

02:43.884 --> 02:45.701
‫این اختلال خشمگین کننده‌ست

02:45.726 --> 02:47.529
‫و خیلی هم بی احترامیِه

02:47.554 --> 02:49.033
‫چجوری قراره بخوابم ...

02:49.058 --> 02:50.929
‫یا جسدِ مَردِ مرده در فریزِرَم رو ...

02:50.954 --> 02:52.477
‫با وجود این همه آدم که اینجان دفن کنم ؟

02:52.502 --> 02:53.734
‫خیلی خب ، بیاید سرعت رو افزایش بدیم

02:53.758 --> 02:56.302
‫ما باید اینهارو قبل از اینکه
‫برف بیاد از اینجا ببریم

02:56.327 --> 03:00.331
‫این بدن برای عملکرد
‫به ده ساعت خواب نیاز داره ...

03:00.356 --> 03:04.240
‫و گرگهایِ اهلی شده‌یِ شما اونو قبل از
‫حتّی شش ساعت خواب بیدارش کردن

03:04.265 --> 03:07.466
‫خب ، باید خیلی افتضاح باشه که انقدر
‫زیاد بخوابی و بازم داغون به نظر بیای

03:07.793 --> 03:09.314
‫ببخشید دکتر "وی"

03:09.339 --> 03:11.036
‫جستجومون رو به ساحل منتقل کردیم

03:11.061 --> 03:13.455
‫ما شدیداً باور داریم که آب باید
‫جسد رو به ساحل آورده باشه

03:13.480 --> 03:15.099
‫از کجا اینو میدونین ؟

03:15.365 --> 03:17.685
‫چون من میتونم احساسش کنم ...

03:17.710 --> 03:19.146
‫در بیضه هام

03:19.171 --> 03:21.646
‫خب و همچنین من مسیرهایِ
‫جریان‌ آب رو بررسی کردم

03:21.671 --> 03:24.590
‫بنابراین جریان‌ها و بیضه های کلانتر

03:24.615 --> 03:27.904
‫مسیر جریان‌ها همیشه دقیق نیستن
‫و نباید به بیضه‌هاتون هم اعتماد کنین

03:27.929 --> 03:32.240
‫چون اونها خُل و چِلَن(بیضه‌اَن)
‫[استفاده از یک کلمه با دو معنی مختلفِ اون]

03:35.366 --> 03:37.342
‫من یه جوک ساختم

03:37.367 --> 03:39.076
‫من یه جوک ساختم

03:43.460 --> 03:45.138
‫این دیگه چه کوفتیه ؟

03:51.916 --> 03:53.744
‫چه موجوداتِ تنهایی

03:53.769 --> 03:56.561
‫نه تنها انسانها برای همراهی
‫سگ رو اختراع کردن ...

03:56.586 --> 04:00.030
‫بلکه اصرار دارن که در قالب گروههایی
‫برای خوردنِ غذا دور هم جمع بشن

04:00.041 --> 04:04.537
‫تنها چیزی که من نیاز دارم یه
‫اتاق خالی ، یه قاشق و یه "پایِ‌"ـه

04:04.935 --> 04:05.959
‫خبر خوب

04:05.984 --> 04:08.061
‫ما داریم به پیدا کردن یه دکتر
‫جدید برای شهر نزدیک‌تر میشیم

04:08.086 --> 04:09.382
‫منظورم اینه که هنوز هیچی
‫قطعی نیست ، من فقط ...

04:09.406 --> 04:11.408
‫نمیخواستم فکر کنی که فراموش کردم

04:13.373 --> 04:15.815
‫- شما هنوز پیش من نشستی
‫- بله

04:15.840 --> 04:19.583
‫خب من همچنین میخواستم
‫ازت بپرسم امشب چی کار میکنی ؟

04:19.733 --> 04:22.920
‫داشتم فکر میکردم که جسدِ
‫داخلِ فریزرم رو خُرد کنم

04:22.945 --> 04:24.214
‫نظافتِ بهارِه

04:24.239 --> 04:27.480
‫آه ، خب ، کیت و من واقعاً دوست
‫داریم برای شام پیشِ ما بیاید

04:27.504 --> 04:29.157
‫من در خونه‌ی خودم غذا دارم

04:29.350 --> 04:30.985
‫ببین ، ام ...

04:31.010 --> 04:33.273
‫همه‌مون میدونیم که "مکس" با
‫کُلِ این موضوع که مثلاً شما یه ...

04:33.298 --> 04:35.497
‫"آدم فضایی" هستی بهش سخت گذشته

04:35.522 --> 04:36.619
‫اوه ، عافیت باشه

04:36.643 --> 04:39.099
‫ام... ما فکر کردیم که شاید
‫اگر اون بتونه شمارو در یه ...

04:39.124 --> 04:42.389
‫محیط راحت‌تر مثلِ خونه‌ی ما
‫ببینه ، ممکنه که دیگه وحشت نکنه

04:43.209 --> 04:45.009
‫بنابراین ...

04:45.693 --> 04:47.937
‫شما امشب شام میاید خونه‌ی ما
‫و من جواب "نه" هم قبول نمیکنم

04:47.961 --> 04:49.327
‫- نظرت چیه ؟
‫- نه

04:49.352 --> 04:51.569
‫و... من هيچي نشنيدم

04:51.594 --> 04:53.770
‫و من سکوت شمارو "بله" در نظر میگیرم

04:53.795 --> 04:55.028
‫و ساعت 6:00 میبینیمِتون

05:00.755 --> 05:03.247
‫اوه ، فکر نمیکنی یه کمی زوده ؟

05:03.272 --> 05:04.466
‫صادقانه ، بیخیال

05:04.491 --> 05:05.883
‫اما اگر تو پایه‌ای منم پایه‌اَم

05:05.908 --> 05:07.562
‫اینها قرصهای اون مهمونی هستن

05:07.587 --> 05:09.067
‫تاریخِ‌شون برای بعد از فوتِ "سم"ـه

05:09.092 --> 05:12.982
‫این یعنی یه کسی که دیشب اونجا بوده با
‫سَرنُسخه‌یِ دزدیده شده‌یِ "سم" ارتباط داره

05:13.007 --> 05:15.832
‫هوم ، واضحه که "جی" بوده

05:15.857 --> 05:17.833
‫نه ، اون این کارو نمیکنه

05:17.858 --> 05:20.470
‫من فقط نظرم رو میگم ، اون
‫16 ساله‌ست ، بنابراین اون ...

05:20.532 --> 05:21.881
‫حداقل یه مقداری احمقِه

05:21.906 --> 05:24.299
‫منظورم اینه که وقتی ما خودمون 16 ساله
‫بودیم یه دنیا کار دیوونه‌وار انجام دادیم

05:24.324 --> 05:26.536
‫- اوهوم
‫- بیشتر تو

05:26.889 --> 05:28.216
‫- من ؟
‫- اِه ...

05:28.241 --> 05:32.805
‫اوه ، من کاملا مطمئنم تو بودی
‫که تراکتور "گِرِگ اِسمیت"رو دزدیدی

05:32.830 --> 05:36.088
‫تو ماهیِ "لِن پیزی"رو دزدیدی و یه یادادشت
‫درخواست پول در عوضِ گروگان فرستادی

05:36.113 --> 05:39.005
‫المپیکِ پنکه سقفی کارِ کی بود ؟

05:39.030 --> 05:40.544
‫- اوه
‫- غواصی در یخ در مَستی

05:40.569 --> 05:42.267
‫خالکوبیِ قطره‌یِ اشکِ نوک تیز

05:42.292 --> 05:43.591
‫"جیمی"

05:44.036 --> 05:45.513
‫تو بُردی

05:46.155 --> 05:50.039
‫شهردار از من خواست امشب
‫برای شام به خونه‌اش برم

05:50.064 --> 05:53.833
‫من نیاز دارم که تو بیای تا با اونها
‫صحبت کنی و من بتونم تنها بشینم

05:54.731 --> 05:58.004
‫این یه کمی عجیبه و من کار دارم

05:58.028 --> 06:02.022
‫باید به پدرم کمک کنم تا برای
‫تولد خواهرزاده‌ام کیک درست کنه

06:04.460 --> 06:06.950
‫شاید "دارسی" دوست داشته باشه بیاد

06:07.349 --> 06:09.929
‫منظورم اینه که میتونم ...

06:09.954 --> 06:12.279
‫نمیتونم من... من فقط... آزاد نیستم ...

06:12.304 --> 06:15.242
‫به جز از ساعت 5:00 تا نیمه شب ،
‫پس کی هست حالا ؟

06:15.267 --> 06:16.844
‫- 6:00 بعد از ظهر
‫- اوه

06:16.869 --> 06:18.420
‫خب ، بفرما ، درست تو همون زمانِه

06:18.444 --> 06:20.756
‫آره ، پس خوش شانسی که من آزادم

06:21.501 --> 06:22.726
‫من نمیخواستم بهت پول بدم

06:22.751 --> 06:24.937
‫اونجوری یعنی که تو یه فاحشه هستی

06:28.137 --> 06:29.843
‫آره ، من ازش خوشم میاد

06:37.495 --> 06:39.155
‫- صبح بخیر
‫- سلام

06:43.391 --> 06:44.914
‫فکر کردم کمک به دردت بخوره

06:44.939 --> 06:46.788
‫ممنون

06:47.242 --> 06:48.968
‫بابت دیشب متاسفم

06:48.993 --> 06:50.342
‫نمیدونم چِه چیزیم شده بود

06:50.367 --> 06:52.249
‫نه ، نیازی به توضیح نیست

06:52.274 --> 06:55.273
‫فکر نمیکنم خونه‌ای در "پِیشِنس" باشه
‫که من در اون مهمونی نرفته باشم

06:55.298 --> 06:56.298
‫واقعاً ؟

06:57.819 --> 07:00.820
‫میدونی ، من و "دارسی" قبلاً
‫خیلی کارهای احمقانه میکردیم

07:01.368 --> 07:02.934
‫واقعیت داره که ...

07:02.959 --> 07:06.059
‫اون با یه تراکتورِ دزدیده شده به خاطر
‫تجاوز از سرعت مجاز جریمه شده ؟

07:06.288 --> 07:07.952
‫آره

07:07.977 --> 07:12.296
‫همچنین من برای یه پسر از یه پمپ بنزین
‫که در اون کار میکردم آبجو دزدیدم

07:12.970 --> 07:14.780
‫تو همچین کارهایی میکنی ؟

07:15.628 --> 07:17.179
‫چی ؟

07:18.009 --> 07:20.652
‫هیچی ، من فقط ...

07:21.184 --> 07:24.258
‫یه قرصهایی دیشب تو مهمونی
‫بود که دست به دست میشُدَن ...

07:24.282 --> 07:28.075
‫و من فکر میکنم که شاید اونها از اون
‫سرنُسخه‌ی گمشده تجویز شده باشن

07:28.443 --> 07:30.257
‫الان جدّی داری میگی ؟

07:30.282 --> 07:31.326
‫چیه ؟

07:31.351 --> 07:32.657
‫فکر میکنی من اونهارو دزدیدم ؟

07:32.682 --> 07:34.274
‫نه ، اینجوری... اینجوری نه

07:34.299 --> 07:36.663
‫- پس چجوری ؟
‫- چه خبره ؟

07:37.255 --> 07:39.953
‫اون فکر میکنه من سرنُسخه‌ی گمشده رو دزدیدم

07:41.045 --> 07:42.570
‫چرا ازش اینو میپرسی ؟

07:42.595 --> 07:44.858
‫ببین ، حتی اونم فکر میکنه تو دیوونه‌ای

07:44.981 --> 07:47.187
‫البته که اون دزدیده

07:47.445 --> 07:50.873
‫از نظر آماری صحبت کنیم... کارِ تو بوده

07:52.391 --> 07:53.860
‫- من نگفتم
‫- این مسخره‌‌ست

07:53.884 --> 07:55.615
‫- ببین ، من نمیخواستم ...
‫- باور نکردنیه

07:55.640 --> 07:56.731
‫"هری"

07:59.865 --> 08:02.113
‫نه ، اون مال تو نیست

08:13.096 --> 08:16.491
‫"مکس" عزیزم ، میتونی بیای اینجا ؟

08:23.976 --> 08:26.413
‫کلوچه ، این باید بد باشه

08:26.438 --> 08:28.634
‫من و پدرت یه چیزی داریم که میخوایم
‫در موردش باهات صحبت کنیم

08:28.658 --> 08:30.805
‫من میدونستم که این روز میاد ...

08:30.830 --> 08:34.453
‫و من فقط میخوام شما بدونید
‫که من باهاش مشکلی ندارم

08:35.259 --> 08:36.782
‫مشکلی نداری ؟

08:36.902 --> 08:38.077
‫آره

08:38.102 --> 08:41.975
‫من دوشنبه تا چهارشنبه و یه
‫هفته در میون با بابا زندگی میکنم ...

08:42.019 --> 08:45.133
‫و در روز شکرگذاری با مامان هستم
‫چون اون میتونه بوقلمون بپزه

08:45.158 --> 08:48.030
‫صبر کن ، صبر کن ، فکر میکنی
‫ما داریم طلاق میگیریم ؟

08:48.055 --> 08:50.100
‫مشکلی نیست ، عشق زودگذرِه

08:50.332 --> 08:53.005
‫عزیزم ، ما طلاق نمیگیریم

08:53.030 --> 08:56.803
‫ما فقط میخوایم بهت بگیم که دکتر
‫"وَندِراِسپیگِل" امشب برای شام میاد اینجا

08:56.828 --> 08:58.953
‫چی ؟ نـه

08:58.978 --> 09:01.774
‫به جاش نمیشد فقط طلاق بگیرید ؟

09:10.982 --> 09:13.678
‫"مکس" به "سحر" ،
‫"سحر" جواب بده ، تمام

09:15.346 --> 09:16.826
‫"سحر" جواب میده ، تمام

09:17.097 --> 09:18.751
‫فقط میخواستم خداحافظی کنم

09:18.776 --> 09:20.778
‫زندگی من تمومِه ، تمام

09:21.607 --> 09:24.036
‫منظورت از "تمومه ، تمام" چیه ؟

09:24.061 --> 09:25.323
‫تمام

09:25.348 --> 09:27.641
‫پدر و مادرم آدم فضایی رو
‫برای شام دعوت کردن ...

09:27.666 --> 09:29.406
‫پس من به زودی میمیرم

09:29.472 --> 09:31.434
‫این خبر عالی‌ایه

09:31.459 --> 09:32.500
‫چی ؟

09:32.525 --> 09:36.642
‫ما در مورد اینکه میخوایم وارد کلبه‌ی اون بشیم
‫و اونجارو بگردیم حرف زده بودیم ، درسته ؟

09:36.682 --> 09:38.902
‫من یه نقشه دارم ، تمام

09:41.428 --> 09:42.844
‫برای شام چی پختن ؟

09:42.869 --> 09:45.100
‫راستش بهم نگو ،
‫میخوام غافلگیر بشم

09:45.144 --> 09:46.711
‫شاید هم گوشت باشه و هم غذایِ دریایی
‫(معمولاً شامل صدف و استیک میشود)

09:46.736 --> 09:48.147
‫اون هیچ خبری نداره

09:48.172 --> 09:53.852
‫اون هیچ تصوری نداره که این شام فقط یه بچه
‫خواهد بود که داد میزنه و به من غذا پرت میکنه

09:58.008 --> 09:59.941
‫دکتر "وَندِراِسپیگِل"

10:00.097 --> 10:01.726
‫چقدر خوبه که شمارو میبینم

10:03.502 --> 10:06.175
‫اوممم ، بوی "میت‌لوف" میاد
‫[گوشت‌چرخ کرده که با مواد دیگر
‫به صورت رولت پخته و سرو میشود]

10:06.209 --> 10:08.475
‫فقط گوشته اما من قبولِش میکنم

10:23.117 --> 10:25.478
‫- میتونی شراب رو روی میز بذاری ؟
‫- آره

10:25.503 --> 10:27.375
‫- "دارسی" ، من ...
‫- سلام

10:27.400 --> 10:29.359
‫من... خیلی خوشحالم که اومدی

10:29.384 --> 10:31.081
‫- اوه
‫- آره خوشحالی

10:31.106 --> 10:33.494
‫عزیزم ، تو به من نگفتی "هری"
‫با خودِش مهمون(قرار) میاره

10:33.519 --> 10:34.911
‫خب ، من اصلاً خبر نداشتم

10:34.936 --> 10:36.002
‫این یه قراره ؟

10:36.027 --> 10:37.846
‫اه ، ترمز کُن ، ما تازه با هم آشنا شدیم

10:37.871 --> 10:39.394
‫اما بله ، الان بین ما یه چیزایی هست

10:39.419 --> 10:41.471
‫اون قبل از من گفت این یه قراره ...

10:41.496 --> 10:42.894
‫و حالا تو ذهنش مونده
‫"بلاخره قراره یا نه ؟"

10:42.919 --> 10:44.896
‫که دیوونه‌واره چون اون ...

10:44.921 --> 10:46.182
‫خیلی به من علاقه داره

10:46.207 --> 10:48.683
‫خوش اومدی ، ما خیلی خوشحالیم
‫که تو هم به ما اضافه شدی

10:48.708 --> 10:51.501
‫آره... آه... تخم مرغِ شکم پُر میل دارین ؟

10:56.386 --> 10:59.417
‫جیب‌هاش خالیِه ،
‫کلید خونه نیست ، تمام

10:59.442 --> 11:02.136
‫اون احتمالاً از کنترل ذهن برای
‫باز کردنِ قفلِ درها استفاده میکنه

11:02.161 --> 11:04.642
‫یا میتونه انگشت‌هاش رو
‫به کلید تغییر شکل بده

11:04.667 --> 11:06.788
‫- تمام
‫- حالا چی کار میخوایم بکنیم ؟ تمام

11:06.813 --> 11:08.205
‫نمیدونم ، تمام

11:08.230 --> 11:11.264
‫- فکر کن ، تمام
‫- دارم فکر میکنم ، تمام

11:14.578 --> 11:16.686
‫ماشینِش رو چک کن ، تمام

11:35.883 --> 11:37.428
‫لعنت

11:38.638 --> 11:40.317
‫ببخشید خدا (که فحش دادم)

11:45.467 --> 11:47.419
‫"مکس" ، شام آماده‌ست

11:58.099 --> 11:59.496
‫خب ، این خوبه

12:00.107 --> 12:01.669
‫این خوب نیست "مکس" ؟

12:01.694 --> 12:03.934
‫بله ، داره بهم خیلی خوش میگذره

12:03.959 --> 12:06.910
‫این پَستِ کوچولو چی تو سَرِشِه ؟

12:07.136 --> 12:09.938
‫خب دکتر "وندراسپیگل"... ام ...

12:09.963 --> 12:12.504
‫راستش میدونید چیه ؟ من
‫فقط... من "هری" صدات میکنم

12:12.554 --> 12:14.379
‫منظورم اینه که همه‌ی
‫ما اینجا دوستیم ، درسته ؟

12:14.404 --> 12:15.981
‫- اوهوم
‫- هوم

12:16.006 --> 12:17.859
‫پس "هری" ، یه کم از خودت برامون بگو

12:17.884 --> 12:19.535
‫اهل کجایی ؟

12:22.501 --> 12:23.910
‫"نیویورک"

12:23.935 --> 12:25.388
‫اوه خدای من

12:25.413 --> 12:26.934
‫آره

12:26.959 --> 12:28.535
‫من همیشه دوست داشتم اونجا زندگی کنم

12:28.560 --> 12:29.746
‫چجوریه ؟

12:29.771 --> 12:32.778
‫"نیویورک"...

12:33.052 --> 12:34.706
‫قانون داره ...

12:34.991 --> 12:38.313
‫و نظم داره
‫(اشاره به سریال نظم و قانون)

12:38.490 --> 12:41.667
‫پلیس هایی هستند که
‫جرمهارو بررسی میکنن ...

12:41.692 --> 12:45.652
‫و دادستانهایِ ناحیه وجود دارن که ...

12:45.723 --> 12:48.199
‫مجرمان رو تحت پیگرد قانونی قرار میدن

12:48.224 --> 12:51.153
‫زنانی داره که در شهر رابطه جنسی برقرار میکنن
‫(اشاره به سریال سکس و شهر)

12:51.186 --> 12:52.215
‫چه جذّاب

12:52.240 --> 12:54.156
‫اه... خب... ام ...

12:54.181 --> 12:56.988
‫بعد از اینکه "مکس" به دانشگاه بره ...

12:57.013 --> 12:59.128
‫من و "بن" به اونجا نقل مکان میکنیم

12:59.153 --> 13:00.883
‫- واقعاً ؟
‫- من که اولین باره میشنوم

13:00.908 --> 13:03.650
‫اوه ، من فقط فکر کردم تو بخوای
‫چیز جدیدی رو امتحان کنی

13:03.675 --> 13:05.515
‫منظورم اینه که تو از
‫کودکی اینجا زندگی کردی

13:05.668 --> 13:07.214
‫ما هر دو اینجا زندگی کرده‌ایم

13:07.239 --> 13:09.432
‫از... تقریباً برای همیشه

13:09.526 --> 13:14.481
‫هی "مکس" ، من پدرت رو از وقتی که
‫ما هر دو از تو کوچکتر بودیم میشناسم

13:14.506 --> 13:16.005
‫باورت میشه ؟ تو چند سالته ،
‫13 سال این حدودا ؟

13:16.029 --> 13:18.335
‫- اون نُه سالشه
‫- اوه ، مهد کودک !

13:18.360 --> 13:19.823
‫- درسته ؟
‫- کلاس چهارم

13:19.848 --> 13:20.901
‫- حالا هر چی
‫- بله

13:20.926 --> 13:22.206
‫- تو بانمکی
‫- آره

13:22.231 --> 13:26.042
‫من و "دارسی" در کلاس خانمِ
‫"فیلوُرث" درست کنار هم مینشستیم

13:26.067 --> 13:28.761
‫اوه ، خانم "فیلورث"

13:29.321 --> 13:30.907
‫اون خیلی بادِ معده داشت

13:31.822 --> 13:34.158
‫یادت میاد ؟ انگار که ...

13:35.283 --> 13:36.728
‫وحشتناک بود

13:36.860 --> 13:39.620
‫"دارسی" ، من اصلاً نمیدونستم شما دو تا
‫زمان بزرگ شدن انقدر با هم نزدیک بودین

13:39.645 --> 13:41.548
‫اوه آره ، منظورم اینه که... در واقع ...

13:41.573 --> 13:45.526
‫"بن"... "بنی" اولین بوسه‌ی من بود

13:46.503 --> 13:48.331
‫"بنی" هیچوقت در موردش چیزی نگفته بود

13:48.356 --> 13:51.095
‫- مطمئنم که یه زمانی گفتم
‫- نه ، نگفتی

13:51.120 --> 13:52.301
‫آره

13:52.326 --> 13:54.056
‫آخرین سالِ کلاس پنجم بود

13:54.081 --> 13:55.565
‫خیلی رومانتیک بود

13:55.590 --> 13:59.289
‫تا جایی که من یادم میاد ، فکر
‫نمیکنم ما رسماً به هم زده باشیم

13:59.333 --> 14:03.229
‫اوه خدای من ، تمام این مدت من
‫داشتم به تو با "کیت" خیانت میکردم

14:03.254 --> 14:04.995
‫- چطور جرات میکنی ؟
‫- نمیدونم

14:05.621 --> 14:06.750
‫میرم بازم سالاد بیارم

14:06.775 --> 14:08.211
‫شراب هم بیار... اِی هرزه

14:08.236 --> 14:09.806
‫الان برمیگردم

14:10.913 --> 14:12.843
‫درست روی اون

14:16.227 --> 14:19.589
‫عالیه ، صفِ پیرمرد و پیرزنها و پلیس

14:24.967 --> 14:27.276
‫تو در صف اومدی جلوی اون دختر کوچولو

14:27.665 --> 14:28.947
‫در مورد چی صحبت میکنی ؟ من با توئم

14:28.971 --> 14:30.103
‫ما داریم کیسه‌ی مدارک میخریم

14:30.128 --> 14:31.869
‫این کارِ رسمیِه کلانتری محسوب میشه

14:31.894 --> 14:34.050
‫تو داری ماشین "هات وییِل" میخری
‫[مارک ماشین اسباب بازی]

14:34.339 --> 14:37.237
‫این فقط یه ماشین اسباب بازی نیست ،
‫این یه موستانگِه سالِ 1965‌ـه

14:37.262 --> 14:38.790
‫من باید چی کار کنم ، نخرمش ؟

14:38.815 --> 14:40.972
‫بعدش چی ، یه بچه اونو
‫میخره ، میبردِش خونه ...

14:40.997 --> 14:42.725
‫و جلوی درِ پارکینگِ‌شون باهاش بازی میکنه ...

14:42.730 --> 14:43.571
‫ماشین میره تو خیابون ...

14:43.595 --> 14:46.886
‫بچه دنبالِش میدوئه و بعدش یهو
‫میبینی یه اتوبوس محکم زد به بچه

14:47.052 --> 14:49.612
‫تحتِ نظارتِ من نمیذارم این اتفاق بیافته

14:50.689 --> 14:53.128
‫- اونهارو جمع میکنه
‫- با من صحبت نکن

14:54.407 --> 14:57.382
‫دارم نوار بهداشتی میخرم و
‫از این بابت خجالت میکشم

15:03.513 --> 15:05.862
‫خب ، شام موفقیت آمیز بود ، نه ؟

15:06.290 --> 15:09.100
‫عالی نیست که "مکس" و دکتر
‫چقدر خوب با هم کنار میان ؟

15:09.125 --> 15:13.768
‫فقط فکر میکنم یه کم عجیبه که هیچوقت
‫بهم نگفتی که "دارسی"رو بوسیدی

15:14.056 --> 15:16.842
‫منظورم اینه که فکر میکردی من
‫عصبانی میشم یا همچین چیزی ؟

15:17.019 --> 15:18.365
‫عصبانی ، تو ؟

15:18.390 --> 15:20.218
‫چی ؟ نه

15:20.308 --> 15:22.475
‫فقط... مسئله‌ی بزرگی نیست

15:22.500 --> 15:24.023
‫کلاس پنجم بود

15:24.048 --> 15:26.957
‫خیلی باحاله که شماها خونه‌ی
‫پدر و مادرِت رو خریدین

15:26.982 --> 15:28.291
‫اوه بله ، آره

15:28.316 --> 15:30.100
‫ما خیلی خوش شانسیم

15:30.125 --> 15:31.343
‫آره

15:31.368 --> 15:34.439
‫درست مثل... یادت میاد زمانی
‫که یه بار روی مبل نشسته بودیم ...

15:34.464 --> 15:37.206
‫رویاپردازی میکردیم که این
‫یه روز میتونه خونه‌ی ما باشه ؟

15:37.231 --> 15:39.320
‫اوه آره ، آره ، یه میلیون سال پیش بود

15:39.345 --> 15:42.292
‫واو ، برای یه کلاس پنجمی این
‫آینده بینیِ خیلی دوری حساب میشه

15:42.295 --> 15:44.108
‫آره ، این کلاس دهم بود

15:44.133 --> 15:46.081
‫ما در کلاس دهم هم رابطه داشتیم

15:46.593 --> 15:47.812
‫- واقعاً ؟
‫- آره

15:47.837 --> 15:50.811
‫اوه آره ، تمام چیزهایی رو
‫که میدونه من بهش یاد دادم

15:50.836 --> 15:52.098
‫خب ...

15:52.123 --> 15:54.021
‫نه... همه چیز نه

15:54.046 --> 15:57.084
‫آره ! قابلِ تورو نداره ، خب ؟

15:57.109 --> 15:59.076
‫- من اینو میبرم
‫- ممنون

16:00.759 --> 16:02.278
‫چی کار میکنی ؟

16:02.303 --> 16:04.520
‫چرا با من انقدر خوب رفتار میکنی ؟

16:04.545 --> 16:06.497
‫من دو بار سعی کردم تورو بکشم

16:06.522 --> 16:07.678
‫صبر کن

16:07.966 --> 16:09.568
‫با ارّه‌ی استخوان میخواستم سرت رو بِبُرم ...

16:09.593 --> 16:10.608
‫سعی کردم در خواب بکُشمِت ...

16:10.632 --> 16:12.224
‫سیم ترمزِت رو بریدم تا در ترافیک بمیری

16:12.248 --> 16:14.294
‫سه بار ، من سه بار
‫سعی کردم تورو بکشم

16:14.319 --> 16:16.357
‫- قصد بدی نداشتی
‫- چرا

16:16.382 --> 16:18.490
‫آره... نه ، داشتم ، من
‫مشتاقِ این اتفاق بودم

16:18.515 --> 16:22.233
‫من حتّی قصد داشتم یه مقدار از تورو
‫بخورم تا ببینم انسانها چه طعمی دارن

16:22.258 --> 16:23.303
‫میدونی چیه ؟

16:23.346 --> 16:26.673
‫فکر میکنم منم اگر آدم فضایی
‫بودم همین کارو میکردم

16:26.698 --> 16:28.520
‫شرط میبندم مزه‌ی گوشت آب‌پز شده میدیم

16:29.146 --> 16:30.755
‫بازم سیب زمینی میخوای ؟

16:41.959 --> 16:45.382
‫به اون ضربه زدن با دستهات ادامه بدی ،
‫دستهات رو از دست میدی‌ها

16:52.005 --> 16:55.039
‫"مکس" ، برگرد ، داریم دسر رو تموم میکنیم

16:55.064 --> 16:58.284
‫خب ، داشتن شما اینجا بسیار خوب بود

16:58.443 --> 17:00.848
‫باید یه مقدار از باقی مونده‌ی غذاها ببرین خونه

17:00.879 --> 17:04.380
‫من بقیه‌ی کلوچه‌ها و
‫این هفت تا موز رو میبرم

17:04.405 --> 17:06.364
‫صبر کنین ، اونها هنوز نمیتونن برن

17:06.389 --> 17:08.227
‫من میخوام منظومه شمسیم رو بهشون نشون بدم

17:08.252 --> 17:10.733
‫اوه ، نمیدونم عزیزم ،
‫دیگه... داره دیر میشه

17:10.758 --> 17:11.803
‫لطفاً ؟

17:11.828 --> 17:13.327
‫خب ، میدونی ، شاید...
‫شاید فقط خیلی سریع

17:13.351 --> 17:15.311
‫منظورم اینه که اونها دارن
‫خیلی خوب با هم کنار میان

17:15.443 --> 17:16.904
‫بیخیال دیگه ، آره

17:16.929 --> 17:18.408
‫کی از "نمایش و توضیح" خوشش نمیاد ؟
‫[تمرینی در کلاس که در آن کودکان موردی را
‫به نمایش میگذارند و درباره آن صحبت میکنند]

17:18.433 --> 17:20.673
‫امّا اگر بخوایم این کارو بکنیم به
‫یه مشروبِ قبلِ خواب نیاز داریم

17:21.087 --> 17:22.475
‫"کِیتــو" ، میریزی برام ؟

17:22.500 --> 17:23.584
‫زود باش

17:23.609 --> 17:25.154
‫زود باش ، عاشقتم دختر

17:25.179 --> 17:27.553
‫شهر "نیویورک" ، برو که بریم

17:27.820 --> 17:29.779
‫و من و پدرم با هم درستِش کردیم

17:29.804 --> 17:31.475
‫عالی نیست ؟

17:34.959 --> 17:36.779
‫در واقع بله

17:37.135 --> 17:38.353
‫تقریباً دقیقِه

17:38.378 --> 17:41.733
‫بله ، "مکس" حتّی از تیله‌هایِ ریز
‫برای دو قمرِ مریخ استفاده کرد

17:41.758 --> 17:43.558
‫اون یه قمر نیست ،
‫اون یه ایستگاه حمل و نقلِه

17:45.718 --> 17:47.101
‫آبیِه "اورانوسِ"ـه ...

17:47.126 --> 17:48.148
‫- در صورتی که نمیدونستی
‫- اوه آره

17:48.172 --> 17:49.712
‫من شنیدم که عوضی‌های(سوراخ باسن‌هایِ)
‫زیادی اونجا زندگی میکنن

17:49.713 --> 17:54.713
‫[تلفظ اورانوس شبیه به معقد نیز هست
‫که باعث میشه این جوک خنده دار باشه]

17:56.246 --> 17:58.765
‫من هم قبل‌تر یه جوک گفتم

17:58.790 --> 18:03.081
‫بیضه‌های کلانتر همچنین آجیل‌هاش هستن
‫[معنیِ دیگرِی از این کلمه]

18:05.422 --> 18:07.787
‫خب ، من... میدونی ، فکر
‫میکنم احتمالاً دیگه وقت اینه که ...

18:07.812 --> 18:10.124
‫- ما بریم بخوابیم ...
‫- نه ، نه ، نه ، اون هنوز نمیتونه بره

18:10.149 --> 18:12.170
‫من میخوام ...

18:12.195 --> 18:14.868
‫گزارش کتابم درباره‌ی "بخشنده"رو براش بخونم
‫[کتاب بخشنده اثر لوئیس لوری]

18:14.893 --> 18:16.131
‫- اوه
‫- اوه

18:16.156 --> 18:18.256
‫من پایه‌اَم ، من عاشق "بخشنده" هستم

18:18.281 --> 18:20.327
‫خودم هم یه کمی بخشنده هستم

18:32.649 --> 18:35.827
‫"و با استفاده از تواناییِ خود برای دیدنِ ماوَرا ...

18:35.852 --> 18:40.349
‫او یک سورتمه پیدا میکند و سوار
‫بَر آن به خانه‌ای کریسمسی میرود"

18:40.374 --> 18:42.199
‫پایان

18:44.773 --> 18:46.470
‫- داستانِ باور نکردنی
‫- خیلی خب

18:46.495 --> 18:48.770
‫فکر میکنم ساعت خوابِ یکی گذشته

18:48.795 --> 18:50.622
‫شایدم دو نفر

18:51.375 --> 18:54.294
‫"هری" ، اینجا داشتنِت خیلی دوست داشتنی بود

18:54.319 --> 18:57.917
‫و "دارسی"... تو هم اینجا بودی

18:57.942 --> 18:59.216
‫- بله
‫- آره

18:59.241 --> 19:00.747
‫بیاید این کارو به زودی دوباره انجام بدیم

19:00.772 --> 19:02.981
‫آره ، دقیقاً کِی ؟

19:08.381 --> 19:10.622
‫- میدونم ، همینطورم تو
‫- آره

19:11.835 --> 19:13.578
‫نرو

19:13.603 --> 19:15.685
‫بذار بره رفیق ، همین الان

19:15.710 --> 19:17.277
‫- خیلی خب
‫- "مکس" ، همین الان

19:17.505 --> 19:18.637
‫الان

19:18.662 --> 19:19.873
‫"بن" ، میتونی اونو ببری لطفاً ؟

19:19.897 --> 19:22.326
‫- بیا
‫- اوه باشه

19:22.351 --> 19:24.266
‫میبینمِت خواهر-همسر

19:24.329 --> 19:25.547
‫بیا دختر

19:29.228 --> 19:31.052
‫باشه

19:46.655 --> 19:49.298
‫کم کم دارم فکر میکنم بچه اَدا در نمیاره

19:49.323 --> 19:51.138
‫واقعاً از من خوشش میاد

19:51.163 --> 19:54.490
‫و چرا نباید خوشش بیاد ؟
‫من یه بیگانه‌ی دوست داشتنی هستم

20:14.055 --> 20:15.317
‫آره

20:27.955 --> 20:29.480
‫اینجا خونه‌ی توئه

20:32.251 --> 20:34.094
‫نمیخوای منو ببوسی ؟

20:35.573 --> 20:37.938
‫اینو در تلویزیون دیدم

20:38.514 --> 20:40.461
‫من میتونم این کارو انجام بدم

20:58.578 --> 21:02.399
‫این... این بدترین... بوسه‌ای
‫که تا حالا داشته‌اَم نیست

21:12.992 --> 21:17.104
‫این "جمود نعشی"ـه
‫[حالتی که پس از مرگ در ماهیچه‌های جانداران رخ
‫می‌دهد و بافت‌های ماهیچه‌ای سفت و سخت می‌شود]

21:17.107 --> 21:19.467
‫آلت تناسلی من داره میمیره

21:27.686 --> 21:29.143
‫سلام ، زود اومدی

21:29.168 --> 21:30.822
‫مادربزرگت زنگ زد

21:31.067 --> 21:32.808
‫کمرش دوباره درد میکنه

21:32.833 --> 21:36.260
‫فکر میکنی میتونیم یکی از اون آمپول‌هایِ استروئیدی
‫مثل اونهایی که قبلاً "سم" بهش میزد براش ببریم ؟

21:36.285 --> 21:40.706
‫آم... حتماً ، اگرچه برای
‫تجویز به پزشک نیاز داریم

21:41.157 --> 21:42.811
‫و "هری" امروز بعد از ظهر شیفتِه

21:42.836 --> 21:45.473
‫- پس اون میتونه باهامون بیاد
‫- نمیخوام اون بیاد

21:45.498 --> 21:46.978
‫من نمیخوام بیام

21:47.003 --> 21:49.484
‫خب ، من هم نمیخوام مردهای
‫گنده مثل بچه‌ها رفتار کنن

21:49.509 --> 21:52.502
‫بنابراین گمون کنم هیچ کدوم از
‫ما به چیزی که میخوایم نمیرسیم

21:54.046 --> 21:55.585
‫ببخشید

21:56.694 --> 21:58.148
‫یادداشت بردار

21:58.173 --> 21:59.792
‫ما هنوز جسدی نداریم ...

21:59.817 --> 22:01.819
‫اما این دریاچه قطعاً
‫سرنخ‌هایی در خودِش داره

22:01.844 --> 22:04.978
‫حالا ، همه این موارد اینجا... این اینجا ...

22:05.003 --> 22:06.875
‫همه‌ی اینها میتونه با مرگ مرتبط باشه

22:06.991 --> 22:08.991
‫و اینو فراموش نکن

22:09.568 --> 22:11.888
‫آره ، فکر نمیکنم معاون

22:11.913 --> 22:15.633
‫قربان ، یه دستگیره در دریاچه...
‫این کاملاً طبیعی حساب نمیشه

22:15.658 --> 22:17.624
‫طبیعی ؟ اوه باشه

22:17.649 --> 22:19.912
‫بذار ازت یه چیزی بپرسم ،
‫امتحان یهویی معاون

22:19.937 --> 22:21.591
‫یه قایق میتونه غرق بشه ؟

22:21.771 --> 22:24.110
‫- آره
‫- یه قایق چند اتاقه ، قایق حساب میشه ؟

22:24.135 --> 22:26.038
‫- بله
‫- قایق چند اتاقه دَر داره ؟

22:26.063 --> 22:28.429
‫- اوهوم
‫- درها دستگیره دارن ؟

22:28.454 --> 22:29.727
‫آره

22:29.752 --> 22:32.563
‫دیدی ؟ پیدا کردن دستگیره
‫در دریاچه کاملاً معمولِه

22:32.588 --> 22:34.182
‫اینو بنویس

22:34.264 --> 22:35.665
‫"کیلیتِس" هم اینو میدونه

22:36.109 --> 22:37.352
‫مگه نه پسر ؟

22:37.377 --> 22:39.309
‫تو اینو میدونی ، مگه نه ؟
‫بله که میدونی

22:39.334 --> 22:40.553
‫معاونِ مورد علاقه من کیه ؟

22:40.578 --> 22:42.749
‫بهترین معاون دنیا کیه ؟
‫«از "کیلیتس" متنفرم»

22:42.774 --> 22:44.863
‫توئی ، تو بانمک ترین معاون هستی

22:44.865 --> 22:46.540
‫با اون پنجه‌ها چی کار میکنی ؟

22:53.437 --> 22:57.066
‫هوم ، جالبه

22:57.091 --> 23:00.118
‫قبلاً هرگز چنین چیزی رو تجربه نکرده‌ام

23:00.380 --> 23:02.876
‫هیچکس صحبت نمیکنه

23:03.693 --> 23:07.719
‫ظاهراً میتونین در کنار انسانهای
‫دیگه باشین و همچنان تنها باشین

23:08.488 --> 23:10.446
‫ازش خوشم میاد

23:11.341 --> 23:15.313
‫میتونم احساس کنم خوشحالی درونم جاری شده

23:16.049 --> 23:17.695
‫من باید ادرار کنم

23:32.567 --> 23:34.451
‫اون گاوچرون نویسنده‌ی خیلی خوبیه

23:34.476 --> 23:35.913
‫نویسنده‌ی خیلی خوبی بود

23:35.938 --> 23:39.195
‫و بعد تو اونو کشتی ، یادته ؟

23:39.408 --> 23:40.961
‫به من نگاه نکن

23:40.986 --> 23:43.423
‫طبق نوشته‌ی روزنامه محلی
‫یه سرقت ساده بوده

23:43.448 --> 23:46.756
‫میشنوم که خشونت در مناطق
‫روستایی آمریکا افزایش یافته

23:48.923 --> 23:50.236
‫تو چه مشکلی داری ؟

23:50.261 --> 23:52.643
‫دستورات ما اینه که بیگانه‌ای رو
‫که سقوط کرده پیدا کنیم ...

23:52.668 --> 23:54.554
‫نه اینکه راه بیافتیم مردم رو به قتل برسونیم

23:54.558 --> 23:58.557
‫دستورات ما اینه که یه بیگانه رو بدون اینکه
‫کسی در موردِش بدونه تحویل ژنرال بدیم ...

23:58.582 --> 24:00.695
‫پس آره ، اوضاع به هم ریخته و کثیف میشه

24:00.720 --> 24:05.627
‫منظورم اینه تو طوری رفتار میکنی که ما انگار فقط
‫میتونیم اینجا بشینیم و بیگانه خودش میاد پیشِ ما

24:06.352 --> 24:07.930
‫بذار اینو برات جمع بندی کنم

24:07.955 --> 24:11.510
‫من هر چیزی رو که مانع این
‫ماموریت بشه از بین میبرم ...

24:12.435 --> 24:15.238
‫که اگر دست از غر زدن
‫نکشی ممکنه خودِ تو باشی

24:15.263 --> 24:18.321
‫پس خفه خون بگیر

24:40.778 --> 24:43.064
‫تو هم وقتی ادرار میکنی میلَرزی ؟

24:45.972 --> 24:47.674
‫بعضی وقتها

24:48.215 --> 24:49.825
‫خوبه

24:50.949 --> 24:52.752
‫اوه این ...

24:54.485 --> 24:55.793
‫این خوبه

25:19.360 --> 25:23.049
‫«به اراضیِ اختصاصیِ قبیله
‫سرخپوستیِ "یوته" وارد میشوید»

25:23.619 --> 25:25.392
‫هی ، اونها رسیدن

25:32.250 --> 25:34.470
‫- سلام
‫- خوش اومدین

25:34.857 --> 25:37.010
‫- سلام
‫- خاله "آستا"

25:38.426 --> 25:40.580
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

25:40.605 --> 25:42.449
‫- سلام عمو
‫- سلام بچه ها

25:42.474 --> 25:43.692
‫سلام عزیزم

25:45.003 --> 25:47.037
‫آه ، مرد کوچک ، داره خیلی بزرگ میشه

25:47.062 --> 25:48.205
‫میدونم

25:48.230 --> 25:50.276
‫"هری"رو از کلینیک که یادته

25:50.301 --> 25:52.024
‫اون از زمانِ فوت "سم" کمکِ‌مون کرده

25:52.049 --> 25:53.572
‫قراره در مورد کمرِ مادربزرگ بهمون کمک کنه

25:53.597 --> 25:55.941
‫- اوه ، بابتِ "سم" خیلی متاسفم
‫- آره

25:55.966 --> 25:57.358
‫خوشحالم که اینجا داریمِت "هری"

25:57.383 --> 26:00.386
‫چاره‌ای نداشتم ، اون مجبورم کرد که بیام

26:00.411 --> 26:02.109
‫از این یکی خوشم میاد

26:02.275 --> 26:03.323
‫اگر چیزی برای نوشیدن میخوای بهم بگو

26:03.347 --> 26:04.557
‫من نوشابه ، آب میوه دارم

26:04.582 --> 26:06.932
‫یه آب باکلاس هم داریم که مزه‌ی برفَک میده

26:06.957 --> 26:10.299
‫شیری دارین که از پستانِ یه گاو بیاد ؟

26:10.651 --> 26:12.044
‫واو

26:12.069 --> 26:13.673
‫عادت کردن بهش یه کم زمان لازم داره

26:13.698 --> 26:16.048
‫- از اینجا داشتنِت خوشحالیم "هری"
‫- این شوهرِ من ، "شِین"ـه

26:18.023 --> 26:20.243
‫خوش اومدی "هری"

26:21.661 --> 26:26.082
‫حالا میبینم این غذا نیست
‫که انسانهارو کنارِ هم میاره

26:26.474 --> 26:28.888
‫بلکه به خاطرِ همدیگه‌ست

26:28.890 --> 26:33.202
‫یه نیاز اصلیِ انسانی وجود داره که
‫آدم احساس کنه به جایی تعلق داره

26:33.218 --> 26:35.394
‫این احساسِ ...

26:35.945 --> 26:37.294
‫خوبی داره

26:40.951 --> 26:44.737
‫خدایا ، فکر کردم شماها در
‫مسیرِ قدم زدن به اینجا گُم شدین

26:44.762 --> 26:47.555
‫متاسفم مادر ، مجبور شدیم
‫برای دستشویی توقف کنیم

26:47.580 --> 26:50.024
‫مثانه‌ی کوچولویِ کی بود ؟

26:50.890 --> 26:52.793
‫مادربزرگ ، ایشون دکتر "وندراسپیگل" هستن

26:52.818 --> 26:54.559
‫ایشون قراره آمپولِت رو بزنه

26:54.584 --> 26:55.846
‫میدونم که از "سم" خوشت میومد ...

26:55.871 --> 26:57.477
‫اما با "هری" هم در دستانِ توانمندی هستی

26:57.502 --> 26:59.330
‫البته که هستم

26:59.494 --> 27:02.602
‫من تا حالا مرد سفیدپوستی رو
‫ندیده‌ام که نتونم بهش اعتماد کنم

27:04.407 --> 27:06.322
‫بذارین بهتون کمک کنم بلند بشین

27:21.861 --> 27:23.385
‫در حاشیه‌ی جاده توقف کنید

27:25.965 --> 27:27.444
‫این چه کوفتیه ؟

27:31.834 --> 27:33.435
‫هر کاری من میکنم توئم تایید کن

27:34.398 --> 27:36.893
‫دستهاتون رو روی دسته‌ها نگه
‫دارین ، جایی که بتونم اونهارو ببینم

27:41.688 --> 27:43.391
‫میدونین چرا شمارو متوقف کردم ؟

27:43.416 --> 27:46.080
‫- سرعت ؟
‫- سر رفتنِ حوصله ؟

27:46.752 --> 27:49.874
‫بدون استفاده از علامت دادنِ دستی ،
‫یه گردش به چپ انجام دادین

27:49.899 --> 27:52.666
‫به هر حال شما بچه ها انقدر خارج
‫از شهر چی کار میکنین ، ها ؟

27:52.691 --> 27:54.419
‫شنیدیم پاگُندِه فرار کرده

27:54.444 --> 27:55.644
‫پاگنده... در مورد چی حرف میزدی ؟

27:55.668 --> 27:58.065
‫همه میدونن که اون پاگنده‌ی لعنتی تو "سیاتل"ـه
‫[شهری در ایالت واشنگتن]

27:58.887 --> 28:00.454
‫این ...

28:00.582 --> 28:02.885
‫ببخشید که الان فحش دادم ...

28:03.314 --> 28:05.307
‫سعی دارم که از اون کثافت‌ها
‫دور و بَرِ بچه‌ها استفاده نکنم

28:05.332 --> 28:06.638
‫مشکلی نیست

28:06.663 --> 28:09.025
‫من اجازه‌ی گفتن کلمه‌ای که با "ل" و
‫یا کلمه‌ای که با "ک" شروع میشه رو ندارم ...

28:09.050 --> 28:10.864
‫اما میتونم اونها رو بدونِ
‫تو دردسر افتادن بشنوم

28:10.888 --> 28:11.888
‫این خوبه

28:11.913 --> 28:13.109
‫من از این موضوع خوشم میاد که شما بچه‌ها ...

28:13.133 --> 28:16.510
‫در فضای باز هستین و تو خونه نیستین و
‫صورت‌هاتون به یه صفحه نمایش نچسبیده

28:16.535 --> 28:18.102
‫این خوبه ، خیلی خب

28:18.135 --> 28:19.737
‫برین خوش بگذرونین ، مراقب باشین

28:19.762 --> 28:22.333
‫اون شبرنگِ چرخِت رو درست کن و برای خودتون
‫لاستیکهای مناسب همه نوع آب و هوا تهیه کنین ...

28:22.357 --> 28:24.080
‫و دفعه‌ی بعد ، از علامت‌ دادنِ
‫دستی استفاده کنین

28:24.105 --> 28:26.063
‫میدونین که اون ضرب المثل چی میگه ، درسته ؟

28:26.215 --> 28:30.361
‫اگر از دست‌هاتون برای علامت دهی استفاده
‫نکنین ، یه کامیون اونهارو از جا میکنه میبَره

28:31.437 --> 28:32.940
‫داستانِ واقعیِه

28:33.457 --> 28:35.361
‫خیلی خب ، امن باشین

28:36.206 --> 28:39.122
‫من میتونم کلمه‌ای که با "ل"
‫شروع میشه رو بگم... لعنت

28:39.582 --> 28:40.582
‫چه باحال

28:50.031 --> 28:51.954
‫من اینجا یه قانون دارم

28:52.458 --> 28:56.313
‫اینکه اگر میخوای بنوشی ، باید
‫مطمئن بشی که اسلحه‌ات پر نباشه

28:56.477 --> 28:58.196
‫آه ، من خوبم

28:58.315 --> 29:02.274
‫فقط یکی از اون روزهاست که از خودت
‫میپرسی لیاقت وجود داشتن داری یا نه

29:02.496 --> 29:04.967
‫و تو به چیزی قوی‌تر از لیموناد احتیاج داری

29:04.992 --> 29:07.785
‫وقتی تو در المپیک بودی ،
‫میدونی من کجا بودم ؟

29:08.135 --> 29:09.615
‫در "کلاسِ اقتصادِ خونه" خیاطی یاد میگرفتی ؟
‫[کلاسی که مهارتهای مفید در خانه را آموزش میدهد]

29:09.640 --> 29:13.496
‫روزی که برای گرفتن مدال طلا اسکی میکردی ،
‫من درست روی همین چهارپایه نشسته بودم

29:13.599 --> 29:15.108
‫اینجا پُرِ پُر بود

29:15.133 --> 29:19.901
‫همه... منظورم اینه که همه‌ی مردمِ
‫شهر اینجا بودن تورو تشویق میکردن

29:21.661 --> 29:23.446
‫خب ، ممنون "لیو"

29:23.489 --> 29:26.173
‫متاسفم تمام چیزی که با خودم
‫آوردم یه پای خرد شده بود

29:26.198 --> 29:27.618
‫شوخی میکنی ؟

29:27.643 --> 29:31.975
‫تو یکی از بهترین اسکی بازهایی هستی
‫که تا حالا از ایالت "کالورادو" بیرون اومده

29:33.097 --> 29:34.916
‫خیلی وقت پیش بود

29:35.178 --> 29:37.746
‫فراموش میکنم که من قبلاً
‫یه کاری کردم ، میدونی ؟

29:37.956 --> 29:39.915
‫تو کاری کردی "پِیشِنس" شناخته بشه

29:39.940 --> 29:41.846
‫چند نفر میتونن اینو بگن ؟

29:42.994 --> 29:46.032
‫من هیچوقت در هیچ کاری به اون خوبی نبودم

29:46.057 --> 29:48.049
‫دوباره قضیه‌ی کلانتر "مایک اسپیرال"ـه ؟

29:48.074 --> 29:50.404
‫کُلِ یه کشور تورو تشویق میکردن

29:50.429 --> 29:52.799
‫و من فقط به یه نفر نیاز دارم ، فقط یه نفر

29:53.449 --> 29:55.455
‫کلانتر باعث میشه احساس کنم خیلی احمقم

29:55.480 --> 29:59.432
‫گوش کن ، تو بهترین پلیسی
‫هستی که "پیشنس" تا حالا داشته

30:00.134 --> 30:03.729
‫تنها پلیسی که تو عمرم دیدم مردم
‫از دیدنِش هیجان زده میشن هستی

30:04.436 --> 30:06.159
‫تو با همه منصفانه رفتار میکنی

30:06.611 --> 30:08.317
‫و همیشه کار درست رو انجام میدی

30:08.565 --> 30:11.901
‫پس کارِ درست رو در حق خودت بکن
‫و جلویِ اون عشقِ قدرت بِایست

30:12.192 --> 30:14.643
‫به من اعتماد کن ، تو بهترین چیزی
‫هستی که تا حالا برای اون اتفاق افتاده

30:14.668 --> 30:17.018
‫اگر اون نمیتونه اینو ببینه ،
‫اونوقت این ضرر خودشه

30:18.084 --> 30:19.390
‫ممنون

30:19.415 --> 30:21.025
‫آره

30:25.680 --> 30:28.449
‫خدایا "دارس" ، من در
‫حال انجام وظیفه هستم

30:28.474 --> 30:29.704
‫آره ، منم همینطور

30:29.729 --> 30:31.838
‫از ساعت 11:00 شروع شده ، بنابراین ...

30:32.079 --> 30:34.473
‫بیا این نمایش رو شروع کنیم دکتر

30:34.498 --> 30:36.164
‫من یه پَرِ دُمِ پرنده دارم که باید تکونش بدم
‫[اشاره به آیین سرخپوستی]

30:36.189 --> 30:37.582
‫تو به معنای واقعی کلمه نمیتونی راه بری

30:37.607 --> 30:39.826
‫یکی میتونه اینو بفرسته استراحت(مرخصی) ؟

30:39.851 --> 30:41.983
‫اون منو اینجا زندانی نگه میداره

30:42.008 --> 30:43.444
‫شاید به خاطرِ خوبیِ خودت باشه

30:43.469 --> 30:47.460
‫هی "دن" ، اون کمربند رو بده به
‫من تا بتونم باهاش شلاقِت بزنم

30:47.771 --> 30:49.295
‫یا خدا مامان

30:50.915 --> 30:52.918
‫زود باش ، من سرسخت هستم

30:58.020 --> 30:59.496
‫کارمون تموم شد

31:01.587 --> 31:03.504
‫باید یه کم احساس بی حسی کنید ...

31:03.529 --> 31:07.858
‫اما در حدود 15 دقیقه ، باید به قدر کافی احساس
‫خوبی داشته باشید که بتونید "دن"رو شلاق بزنید

31:09.066 --> 31:11.254
‫خب ، میتونم بدون درد بخندم

31:11.279 --> 31:12.872
‫این نشونه‌ی خوبیه

31:14.101 --> 31:16.949
‫تو اینجا هستی تا کارهای
‫خوبی انجام بدی پسرم

31:17.211 --> 31:18.492
‫من میتونم تشخیص بدم

31:22.440 --> 31:24.363
‫اوه ، بیا اینجا

31:25.582 --> 31:27.308
‫- باشه
‫- میخوای بری

31:27.333 --> 31:30.223
‫وقتشه که دیگه تو خودت یه بچه بیاری عزیزم

31:30.457 --> 31:32.322
‫من در این مورد خیلی مطمئن نیستم مادربزرگ

31:32.347 --> 31:34.652
‫اون همین الان هم خودش یه بچه داره

31:34.896 --> 31:37.324
‫یه دخترِ 16 ساله به نام "جی"

31:38.815 --> 31:40.513
‫- چی ؟
‫- چی ؟

31:40.538 --> 31:42.540
‫"جی" در کلینیک

31:42.696 --> 31:44.741
‫اون دختر "آستا"ست

31:44.848 --> 31:47.503
‫کاملاً واضحه که شما ساختارهای
‫صورت یکسانی دارین ...

31:47.528 --> 31:50.176
‫و هر جفت‌تون جوری غذا میخورین
‫که انگار دارین از گرسنگی میمیرین

31:50.201 --> 31:51.512
‫من ...

31:51.898 --> 31:53.613
‫متاسفم

31:57.232 --> 32:00.365
‫و هر دو وقتی احساساتی میشن
‫از اتاق فرار میکنن بیرون

32:28.525 --> 32:32.258
‫پیدا کردنِت آسونه امّا رسیدن
‫بهت خیلی اذیت کننده‌ست

32:33.270 --> 32:35.232
‫این یکی رو چقدر بد گند زدم ؟

32:37.278 --> 32:38.419
‫خب ...

32:39.704 --> 32:44.036
‫بچه‌ات رو دادی فرزندخوندگی ، فقط برای اینکه تعقیبِش
‫کنی تا جایی که به اندازه کافی بزرگ بشه و برات کار کنه

32:44.199 --> 32:48.185
‫به پدرت نگفتی که داره برای
‫نوه‌اش پنکیک سرو میکنه

32:48.498 --> 32:51.662
‫و "جی" احتمالاً تمام زندگیش
‫تو این فکر بوده که کیه ...

32:51.687 --> 32:55.209
‫در حالیکه هر روز در محلِ کار
‫تو صورتِ تو نگاه میکرده

32:56.711 --> 32:58.452
‫این خیلی بده

32:58.477 --> 33:00.305
‫من دروغ نمیگم

33:00.662 --> 33:02.178
‫تو راز بزرگی رو مخفی کردی ...

33:02.203 --> 33:04.326
‫و وقتی آشکار بشه به آدمهای زیادی صدمه میزنه

33:08.596 --> 33:12.021
‫نمیتونستم ازش مراقبت کنم ،
‫من خودم تازه یه بچه بودم

33:13.442 --> 33:14.981
‫میدونم

33:17.319 --> 33:21.344
‫تو در یه سنِ خیلی کم یه
‫تصمیمِ خیلی سخت گرفتی

33:21.606 --> 33:23.728
‫و من در موردِت اینو تحسین میکنم

33:25.612 --> 33:27.353
‫- واقعاً ؟
‫- آره

33:36.419 --> 33:39.089
‫تو نیازهای "جی"رو به
‫نیازهای خودِت اَرجَحیت دادی

33:40.150 --> 33:42.456
‫و این دقیقاً همون کاریه
‫که یه مادر انجام میده

33:46.552 --> 33:48.554
‫باشه

33:55.142 --> 33:56.847
‫- اوه مرد
‫- اشکال نداره

33:57.447 --> 33:59.237
‫- اینجا
‫- نذار ریباند رو بگیره

34:02.881 --> 34:04.290
‫- گرفتم
‫- اوه

34:04.315 --> 34:05.969
‫- اینجا
‫- برو بریم

34:09.103 --> 34:10.349
‫اشتباهِ من بود داداش

34:10.374 --> 34:12.204
‫میتونی اون توپ رو برامون پرت کنی ؟

34:18.846 --> 34:20.109
‫اینجا

34:23.406 --> 34:25.035
‫- اوووه
‫- لعنت "هری"

34:25.060 --> 34:26.409
‫میتونی حلقه بندازی ؟
‫(بسکتبال بازی کنی)

34:26.906 --> 34:28.473
‫حلقه

34:40.310 --> 34:41.332
‫بیا دیگه

34:45.645 --> 34:48.513
‫- باید دریبل بزنی
‫- انجامش بده ، زود باش

34:48.930 --> 34:51.846
‫چی کار میکنی داداش ؟
‫پرتاب کن یا پاس بده

34:51.871 --> 34:53.916
‫من در تیم توئم ، کاملاً خالی‌اَم

34:53.941 --> 34:55.459
‫خوره‌‎یِ توپ

35:30.343 --> 35:31.556
‫هیس

35:36.131 --> 35:37.729
‫اینو بگیر

35:38.639 --> 35:40.050
‫اوه

35:52.495 --> 35:54.453
‫این یارو چی میخوره ؟

36:09.102 --> 36:13.541
‫چطور تونستی به من
‫نگی "جی" همون دختره ؟

36:17.302 --> 36:18.839
‫چرا باید میگفتم ؟

36:19.844 --> 36:21.026
‫تو درک نمیکردی

36:21.051 --> 36:23.532
‫به محضِ اینکه فهمیدی باردارم
‫میخواستی از خونه برم بیرون

36:23.557 --> 36:25.342
‫این چیزیه که به خودت میگی ؟

36:25.691 --> 36:27.487
‫تو رفتی "آستا"

36:27.913 --> 36:29.786
‫هیچکس هیچوقت بهت نگفت بری

36:29.811 --> 36:31.639
‫تو از "جیمی" متنفر بودی

36:31.664 --> 36:34.063
‫خب ، من از طوری که با
‫تو رفتار میکرد متنفر بودم

36:34.589 --> 36:37.198
‫و بعد تو یهو با اون فرار کردی

36:37.950 --> 36:41.495
‫میدونی ، همه‌ی ما انتظار داشتیم اون
‫روز یه نوزاد همراهِت به خونه بیاد

36:41.520 --> 36:43.913
‫اینکه با اون چی کار کردم
‫هیچ ربطی به شما نداشت

36:43.938 --> 36:45.636
‫تو 16 ساله بودی

36:45.940 --> 36:48.026
‫البته که به من ربط داشت

36:50.466 --> 36:52.683
‫باید چی کار میکردم ؟

36:53.851 --> 36:55.956
‫بچه‌ام رو به کلاس میبردم ؟

36:56.626 --> 37:00.003
‫در اتاق خوابِ "جیمی" در
‫خونه‌ی مادرش بزرگِش میکردم ؟

37:03.348 --> 37:04.805
‫میدونی ...

37:05.133 --> 37:06.672
‫به اطرافِت نگاه کن

37:06.697 --> 37:10.310
‫همه‌ی ما در کنارت میبودیم ، مخصوصاً من

37:12.357 --> 37:14.562
‫نمیتونستم با تو همچین کاری بکنم

37:17.033 --> 37:19.102
‫تو قبلِش هم یه بچه بزرگ
‫کرده بودی که بچه‌ی خودت نبود

37:19.127 --> 37:21.738
‫نمیخواستم بچه‌ی من
‫یه مشکل دیگه برات باشه

37:22.062 --> 37:24.021
‫کی کیک میخواد ؟

37:30.743 --> 37:32.759
‫ما با هم خوب خواهیم شد ؟

37:33.317 --> 37:37.401
‫ما حتّی وقتی هم که با هم خوب نیستیم ،
‫همیشه با هم خوب خواهیم بود

37:50.745 --> 37:52.269
‫وای

38:02.377 --> 38:04.816
‫شاید اینها قسمتهایی از سفینه‌اَش باشه

38:05.280 --> 38:07.066
‫اینو ببین

38:07.652 --> 38:09.871
‫باید یه چیزی در این فریزر باشه

38:09.896 --> 38:11.519
‫وگرنه برای چی باید قفل باشه ؟

38:20.011 --> 38:21.581
‫"سحر"

38:28.920 --> 38:30.226
‫نه

38:35.189 --> 38:37.474
‫- بیا دیگه
‫- اینجا ، اینجا

38:41.839 --> 38:43.739
‫حلقه ! حلقه !

38:44.265 --> 38:46.825
‫گل ! حلقه ! حلقه !

38:46.850 --> 38:49.161
‫تو الان برای تیمِ حریف امتیاز گرفتی

38:52.624 --> 38:54.713
‫چجوری اونها هنوز دارن میدوئن ؟

38:54.738 --> 38:56.721
‫اونها آدمِ مکانیکی هستن ؟

38:58.314 --> 39:00.283
‫من دیگه نیستم

39:00.859 --> 39:02.077
‫خسته‌اَم

39:02.102 --> 39:04.392
‫بیخیال مرد ، هنوز داریم بازی میکنیم

39:05.622 --> 39:07.237
‫اوه ، بیخیال

39:07.262 --> 39:09.046
‫کجا میری داداش ؟

39:09.071 --> 39:11.033
‫ما در دفاع بهت نیاز داریم

39:11.315 --> 39:12.577
‫"هری"

39:12.765 --> 39:14.463
‫من بیش از حد داغ شدم

39:14.488 --> 39:16.507
‫اینجوری به پایان میرسه ؟

39:28.340 --> 39:29.986
‫خونه

39:30.720 --> 39:33.706
‫خورشیدِ من از وقتی که روی
‫زمین بوده‌ام تغییر نکرده

39:34.308 --> 39:37.393
‫هنوز 46 سال نوری فاصله داره

39:38.112 --> 39:40.386
‫امّا احساسِ متفاوتی داره

39:41.362 --> 39:43.042
‫احساس نزدیکتر بودن داره ...

39:44.026 --> 39:48.520
‫انگار که یه نخ به تنهایی میتونه
‫منو از سینه‌اَم به آسمان بِکِشه

39:53.492 --> 39:56.102
‫پسرها گفتن نتونستی پا به پاشون بازی کنی

39:58.369 --> 40:01.102
‫اونها موجوداتِ باورنکردنی‌ای هستن

40:24.080 --> 40:27.637
‫پدرم میگه که ستاره های دُبِ اکبر ...

40:27.662 --> 40:32.410
‫هفت برادرن که مانند پیکان
‫به آسمان شلیک شده‌اَن

40:35.951 --> 40:38.561
‫من باید عذرخواهی کنم ؟

40:42.226 --> 40:43.929
‫میتونی بکنی

40:46.007 --> 40:49.671
‫متاسفم که رازت در مورد "جی"رو گفتم

40:53.808 --> 40:56.071
‫بهمون لطف کردی

40:58.186 --> 41:00.085
‫دلم برای خونه تنگ شده

41:01.991 --> 41:04.046
‫اونجا خانواده‌ای داری ؟

41:04.447 --> 41:06.008
‫یه ...

41:06.033 --> 41:07.765
‫همسر

41:08.557 --> 41:10.655
‫اون مُرد

41:11.397 --> 41:14.022
‫بنابراین من یه کاری رو
‫پذیرفتم که منو به اینجا آورد

41:15.951 --> 41:17.694
‫میخوام برم خونه

41:17.719 --> 41:19.677
‫من به اونجا تعلق دارم

41:20.038 --> 41:21.526
‫متاسفم

41:23.772 --> 41:25.640
‫خیلی غم انگیزه

41:26.357 --> 41:27.750
‫آره

41:29.664 --> 41:31.448
‫الان هست

41:40.216 --> 41:44.218
‫همه باید به چیزی بزرگتر
‫از خودشون تعلق داشته باشن

41:45.240 --> 41:50.108
‫بله ، قدرت در تعداده ،
‫امّا شاید ساده‌‌تر از این باشه

41:51.151 --> 41:56.475
‫شاید انسانها وقتی بفهمن که در این کُرِه
‫تنها نیستن احساس بهتری داشته باشن

42:04.490 --> 42:07.090
‫♪ ما بومی‌های باکلاس هستیم ♪
‫بومی‌های باکلاس

42:16.547 --> 42:17.773
‫چیه ؟

42:36.604 --> 42:38.665
‫کلانتر ...

43:10.733 --> 43:14.297
‫بچه‌ها ، از وقت خوابِ‌تون گذشته

43:32.480 --> 43:34.211
‫وای نه

43:34.913 --> 43:36.828
‫اونها هنوز زنده‌اَن

44:00.936 --> 44:02.789
‫چطوری تونستی وارد اینجا بشی ؟

44:03.036 --> 44:04.766
‫در قفل بود

44:05.299 --> 44:07.805
‫من کلید دارم

44:09.172 --> 44:11.859
‫من هنوز همسرِت هستم

44:11.871 --> 44:19.197
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
