WEBVTT

00:08.405 --> 00:09.969
‐ فصله بهار.

00:09.969 --> 00:12.400
پرنده‌ها آواز می‌خونند،
گل‌ها شکوفه می‌زنند

00:12.400 --> 00:14.998
خورشید زمین‌رو گرم می‌کنه.

00:14.998 --> 00:18.493
یه‌جای‌دیگه.
نه‌ اینجا.

00:18.493 --> 00:19.692
هوای بیرون 30 درجه زیر صفرـه

00:19.692 --> 00:21.823
زمستون‌ِ گذشته، 9 پا برف اومد،
«معادل دومتر و هفتادوچهار سانت»

00:21.823 --> 00:26.019
و چهارتا نوشابه یخ‌زده
یهو تو وانت‌ام ترکید.

00:26.019 --> 00:28.516
به «پیشِنس، کولدرادو» خوش اومدید.

00:49.292 --> 00:50.425
‐ پس این دکترِ دم‌ـه دریاچه‌ست

00:50.425 --> 00:51.757
که همه داشتن درموردش حرف می‌زدن؟

00:51.757 --> 00:54.854
‐ اون از سال 2004، صاحب‌ـه کلبه‌ست.

00:54.854 --> 00:56.951
هربار برای یک هفته میاد و می‌مونه.

00:56.951 --> 01:01.446
تا زمستون گذشته، اون ماه دسامبر اومد،
و ازون موقع موندگار شده.

01:01.446 --> 01:04.210
‐ هاه. بازنشسته‌ای، چیزی شده؟

01:04.210 --> 01:06.341
اون بیرون چکار می‌کنه؟

01:06.341 --> 01:07.905
‐ بگمونم ماهیگیری می‌کنه.

01:10.869 --> 01:13.033
‐ من وسطِ ناکجاآبادم.

01:13.033 --> 01:15.364
یه شهرکوچیک از نزدیکترین‌شهری

01:15.364 --> 01:19.027
که جاده‌هاش، نصف‌سال غیرقابل عبورن.

01:19.027 --> 01:20.725
‐

01:20.725 --> 01:22.689
‐ هیچ آدم عاقلی
تو همچین جای این شکلی‌ای

01:22.689 --> 01:24.188
زندگی نمی‌کنه،

01:24.188 --> 01:26.119
مگه اینکه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن.

01:30.796 --> 01:56.724
«مترجــم عرفآن یوجــی»
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

02:01.380 --> 02:04.343
‐ عذرمیخوام قربان.
شما دکتر هری وندرسپیگل هستید؟

02:09.238 --> 02:10.469
‐ بله خودمم.

02:10.469 --> 02:12.401
‐ آره،
من کلانتر تومپسون هستم.

02:12.401 --> 02:14.332
همه منو  «بیگ بلک» صدا می‌زنن.
«اشاره به شخصیت سیاه‌پوست تلوزیونیِ آمریکایی داره که شخصیت شوخی داشت»

02:16.130 --> 02:20.326
‐ بخاطر ماشین‌ات؟
‐ بخاطرـه... .

02:20.326 --> 02:22.590
اوه، فکر کردی بامزه‌ای‌؟
بامزه‌ای؟

02:22.590 --> 02:25.953
ایشون معاون‌ام هستن،
لیو بِیکر.

02:25.953 --> 02:28.384
‐ می‌تونید منو لیو صدا کنید.

02:29.649 --> 02:33.311
یا معاون...لیو.

02:33.311 --> 02:34.909
احمق.

02:34.909 --> 02:36.408
‐ چه کمکی می‌تونم بهتون بکنم؟

02:36.408 --> 02:40.936
‐ خب، دیشب تو شهرمون یه قتل اتفاق افتاد.

02:40.936 --> 02:42.501
شما یه دکتری.

02:42.501 --> 02:44.265
ازتون می‌خوایم که به شهر بیاید و یه نگاه به جسد بندازید.

02:44.265 --> 02:46.930
‐ شهرتون دکتر نداره که بتونه کمکتون کنه؟

02:46.930 --> 02:48.561
‐ آره، خب، ببین.
اصل موضوع همینه.

02:48.561 --> 02:53.255
قربانی‌، دکترشهرمون هستش...دکترعزیز.

02:55.553 --> 02:57.051
‐ مم.

03:04.277 --> 03:06.407
‐ وقتی نیل آرمسترانگ تبدیل به اولین کسی شد

03:06.407 --> 03:09.038
که روی ماه قدم گذاشت،
گفت

03:09.038 --> 03:11.902
برگذیده نشده که اولین نفر باشه.

03:11.902 --> 03:15.031
این صرفاً، سرنوشت و شرایط بوده.

03:15.031 --> 03:18.394
شرایط محیطی اون رو، روی صندلی خلبان به سمت اون مأموریت نشوند

03:18.394 --> 03:23.289
و همون شرایط من‌رو با خودش کشوند به اینجا.

03:28.716 --> 03:29.982
وقتی برای اولین بار به زمین اومدم،

03:29.982 --> 03:32.446
حتی انتظار نداشتم که روی سیاره قدم بزارم.

03:46.796 --> 03:49.327
شرایط‌محیطی.

03:49.327 --> 03:51.658
به گل نشستن تو یک سیّاره بیگانه.

03:51.658 --> 03:54.521
برای زنده موندن
و کامل‌کردن مأموریت‌ام

03:54.521 --> 03:57.418
باید به‌نحوی با شکلِ زندگی‌ـه انسان‌ها
وفق پیدا می‌کردم.

04:42.702 --> 04:45.198
کسی اینجاست؟

04:45.222 --> 05:38.111
تصحیح و هم زمانی نهایی:
K1MACLIN

06:31.081 --> 06:33.146
‐ برات خبرهایی دارم، کوزت.

06:33.146 --> 06:37.640
چیزی تحت عنوان‌ـه، رازداریِ موکل‌فاحشه وجود نداره.

06:42.302 --> 06:45.033
‐ برات خبرایی دارم، کوزت.

06:45.033 --> 06:48.495
خبرایی دارم کوز...

06:52.624 --> 06:55.022
‐ برات خبرایی دارم کوزت...

06:55.022 --> 06:58.218
‐ برات خبرایی دارم کوزت.

06:58.218 --> 07:00.682
‐ برات خبرایی دارم کوزت.

07:00.682 --> 07:03.612
‐ برات خبرایی دارم کوزت.

07:03.612 --> 07:05.776
‐ برات خبرایی دارم کوزت.

07:05.776 --> 07:08.140
‐ برات خبرایی دارم کوزت.

07:11.637 --> 07:14.766
وقتی سفینه‌م با زمین برخورد کرد،
محموله گرانباهایی رو گم کردم

07:14.766 --> 07:18.329
دستگاهی که نیاز دارم باهاش
مأموریت‌مو کامل کنم.

07:18.329 --> 07:21.825
باید تا قبل ذوب شدن برف‌ها پیداش کنم

07:21.825 --> 07:24.622
وگرنه کسی دیگه‌ای پیدا می‌کنه.

07:33.346 --> 07:34.911
‐ گذاشتمش تو وانتم.
برش‌می‌گردونم.

07:34.911 --> 07:36.542
‐ هیچوقت داخل شهر نبودم.

07:36.542 --> 07:38.773
ریسکش خیلی بالاست.

07:42.003 --> 07:44.034
بعدشم، اونا پیتزافروشی ندارن

07:44.034 --> 07:47.263
و به‌گفته‌ی اینترنت
پارکینگ‌هاش یه‌جور کابوسن.

07:48.795 --> 07:50.926
ولی اینم از من.

07:50.926 --> 07:54.422
اولّین آموزش واقعیم.

07:56.287 --> 07:58.984
اگه بخوایم بگیم که گونه‌ی من از انسان‌ها پیشرفته‌تره

07:58.984 --> 08:01.714
دست‌کم گرفتنِ بزرگی می‌شه.

08:03.246 --> 08:06.309
اگه دنیا، یک مقیاس برای اندازه‌گیری‌ـه هوش داشت

08:06.309 --> 08:10.704
انسان‌ها زیر مارمولکا قرار می‌گرفتن.

08:17.530 --> 08:19.861
‐ خب، ما منتظر می‌مونیم.

08:20.760 --> 08:23.557
‐ سلام دکتر.
من بِن‌ام.

08:23.557 --> 08:24.955
شهردار هستم.

08:26.953 --> 08:28.252
ممنون که آوردیش اینجا، مایک.

08:28.252 --> 08:30.250
‐ بهت گفتم که منو بیگ‌بلک صدا کن.

08:30.250 --> 08:33.812
‐ آره.
باهاش راحت نیستم.

08:33.812 --> 08:35.377
خیلی ممنون که اومدید.

08:35.377 --> 08:36.875
مشخصاً، مجبوریم کلینیک رو ببندیم

08:36.875 --> 08:38.040
که یه مشکل‌ محسوب میشه

08:38.040 --> 08:41.171
ازونجایی که نزدیک‌ترین بیمارستان
بیشتر از سه ساعت فاصله داره.

08:42.302 --> 08:45.333
جسد پایین اینجاست.

09:01.715 --> 09:03.246
از بوش، میشه گفت

09:03.246 --> 09:05.743
معلومه که حداقل شیش ساعت‌ـه که مرده.

09:08.440 --> 09:10.871
‐ چه کوفتی‌ شده‌؟

09:10.871 --> 09:13.102
‐ تو نمردی.
‐ آره، نه بابا.

09:13.102 --> 09:14.401
من خواب بودم.

09:14.401 --> 09:16.232
‐ اون نمرده دکتر.

09:16.232 --> 09:17.864
جسد اونطرف‌ـه.

09:20.061 --> 09:21.326
‐ اوه

09:21.326 --> 09:23.091
‐ آستا پرستارـه.

09:23.091 --> 09:24.622
اون کسی‌ـه که وقتی امروز صبح داشت می‌اومد سرکار

09:24.622 --> 09:25.788
پیداش کرد.
‐ اوهوم.

09:25.788 --> 09:28.252
‐ می‌دونم این برای هرکس سخته

09:28.252 --> 09:29.651
ولی یه مشاوِر اختلال سوگ داره میاد
«مشاوری که به افراد درمقابل غم و اندوهشون کمک می‌کنه»

09:29.651 --> 09:31.182
تا با تک‌تک‌مون صحبت کنه.

09:31.182 --> 09:32.847
‐ آره.
دمت گرم، نازک نارنجی.

09:32.847 --> 09:34.379
از بودجه‌ی شهر تأمین می‌شه

09:34.379 --> 09:36.676
یا اون برای بقل‌کردن کار می‌کنه؟

09:36.676 --> 09:39.705
‐ تو کی هستی؟
‐ هری وندرسپیگل‌ام.

09:39.705 --> 09:40.905
دکتر هستم.

09:40.905 --> 09:42.669
شهردار نازک‌نارنجی خبرم کرد

09:42.669 --> 09:44.134
که بیام و به جسد نگاه بندازم.

09:44.134 --> 09:47.098
‐ جون مادرت اینطور صدام نکن.
‐ این مگه اسمت نیست؟

09:47.098 --> 09:48.862
‐ تقریباً.
‐ خیلی‌خب، باشه.

09:48.862 --> 09:52.691
خب این سَم هاجدزـه

09:52.691 --> 09:54.889
اون دکتر شهر بود.

09:54.889 --> 09:57.620
اَبیگیل همسره دکتر بود.
اون بیرون شهر بوده.

09:57.620 --> 09:59.917
وقتی تماس گرفت، بهم خبر بده.
‐ خبردار می‌شی.

09:59.917 --> 10:03.247
شماره‌تو بهش دادم.
‐ چی؟

10:03.247 --> 10:04.944
‐ خب، تو شهرداری

10:04.944 --> 10:07.408
و من نمی‌دونم خبر مرگ همسر و چجور به طرف میگن.

10:07.408 --> 10:09.606
‐ آره، شماره‌مو بهش دادی.
بهش می‌گم که همسرش مرده.

10:09.606 --> 10:10.972
به تخمم‌ام نیست.

10:10.972 --> 10:13.302
‐ آخرین کسی که زنده دیدتش کی بوده؟

10:13.302 --> 10:14.667
‐ من.

10:14.667 --> 10:18.163
من حدودای ساعت9، اینجا تنهاش گذاشتم.

10:18.163 --> 10:20.328
وقتی امروز صبح اومدم،
اون...

10:21.459 --> 10:23.890
‐ با ملافه پوشوندمش.

10:27.587 --> 10:31.415
‐ این...

10:31.415 --> 10:33.746
بی‌نظیره.

10:33.746 --> 10:36.243
‐ چی؟ چی بی‌نظیره؟

10:37.708 --> 10:40.206
‐ یه معمای‌ـه خوب،
سردرآوردن از اتفاقی که افتاده،

10:40.206 --> 10:41.604
مثل سریال‌ـه "نظم و قانون".
«سریالی بیست فصلی، محصول سال 1990.»

10:41.604 --> 10:43.569
جیرینگ جیرینگ!
«وقتی داخل سریال‌ـه نظم و قانون، شخصی قرار بود اعتراف کنه، این به گوش می‌رسید»

10:46.631 --> 10:48.097
خنده‌دار بود.

10:49.096 --> 10:52.659
‐ خنده‌دار؟
‐ آره، من می‌دونم کی اونو کشته.

10:53.691 --> 10:56.654
‐ کی؟
‐ اون.

10:58.386 --> 11:00.383
زاویه‌ی زخم‌ها

11:00.383 --> 11:02.215
جوری که خون روی دستش ریخت‌ـه

11:03.346 --> 11:04.945
اون خودکشی کرده.

11:07.742 --> 11:09.440
‐ آخه چرا باید اینکارو بکنه؟

11:11.904 --> 11:13.768
‐ نمی‌دونم.
من اونجا نبودم.

11:23.891 --> 11:25.922
- خیلی‌خب، ببین، اون یه مادر‌به‌خطای‌ـه عجیب غریب‌ـه، نه؟

11:25.922 --> 11:27.387
فقط من نبودم، درسته؟
همتون اونو دیدید، درسته؟

11:27.387 --> 11:28.818
‐ آره، ولی برای مردم مشکلی نداره

11:28.818 --> 11:30.350
که بعضی‌وقتا یکم متفاوت باشن.

11:30.350 --> 11:32.914
‐ نگاه کن چکار کرده.
قضیه جیرینگ‌جیرینگ چی بود؟

11:32.914 --> 11:36.576
‐ می‌شه باهام حرف نزنی؟
‐ وایسا.

11:36.576 --> 11:39.273
لطفاً نگو که داری می‌ری.

11:39.273 --> 11:40.838
‐ خیلی‌خب، نمی‌رم.

11:41.971 --> 11:44.468
‐ آم...

11:44.468 --> 11:47.331
نه، ولی هنوز به کمکت نیاز داریم.

11:47.331 --> 11:49.329
- به من گفته شد که بیام به یه جسد نگاه بندازم.

11:49.329 --> 11:52.159
کارم و کردم.
حالا جسدای بیشتری دارید؟

11:53.557 --> 11:56.788
‐ نه.
‐ پس باید برم.

11:58.220 --> 12:03.047
‐ وایسا، تو دوثانیه بیشتر به جسد نگاه نکردی.

12:03.047 --> 12:05.212
ببین، شاید حق باتوئه.
شاید اون خودکشی کرده.

12:05.212 --> 12:10.406
ولی اگه اینطور نباشه، به این معنیه که یه قاتل اون بیرون‌ـه، خب؟

12:10.406 --> 12:12.437
باید کالبدشکافی کنیم.

12:12.437 --> 12:13.802
‐ منظورت ازون کالبدشکافی‌هاست

12:13.802 --> 12:16.166
که بدن‌رو می‌برّن و اندام‌هارو بیرون میارن؟

12:16.166 --> 12:18.197
‐ آره، آره همون نوع.
آره.

12:18.197 --> 12:19.695
مسیرها شب پیش، برفی شدن

12:19.695 --> 12:22.159
و پزشک قانونی تا وقتی‌که جاده‌ها صاف نشن، نمیاد.

12:22.159 --> 12:24.823
ولی از شانس ما،
مردی که آزمایشگاه‌ـه آسیب شناسی

12:24.823 --> 12:27.653
توی راتگرز رو اداره می‌کرد،
داخل شهر زندگی می‌کنه.

12:27.653 --> 12:31.582
‐ خب، اون یارو رو خبر نکن.
من کالبدشکافی رو انجام می‌دم.

12:33.181 --> 12:34.713
‐ اون شخص تویی، من...

12:34.713 --> 12:37.509
من دنبال تو می‌گشتم.
تو داخل‌ـه راتگرز، آزمایشگاه رو اداره می‌کردی.

12:37.509 --> 12:39.773
‐ البته که آزمایشگاه و اداره می‌کردم.
می‌دونستم.

12:39.773 --> 12:42.869
داشتم شوخی می‌کردم.
من یه آدم خیلی بامز‌ه‌ام.

12:44.867 --> 12:45.900
‐ خیلی‌خب، خوبه.

12:45.900 --> 12:48.964
خب، من باید برم.
ولی حواست به این باشه، خب؟

12:57.055 --> 13:01.150
‐ یکی می‌گیریم، باشه؟ مکس؟

13:06.710 --> 13:09.141
‐ مکس؟

13:09.141 --> 13:11.904
مکس! هی

13:12.870 --> 13:14.602
بزار وارد ماشین بشم.

13:20.229 --> 13:22.959
‐ این چطور ممکنه؟

13:23.159 --> 13:26.056
فقط یک نفر در یک میلیون نفر
جهش ژنتیکی‌ای رو دارن

13:26.222 --> 13:27.121
که قادر می‌سازتشون که هویّت واقعی مارو

13:27.288 --> 13:29.619
از طریق بازسازی مولکولی ببینن

13:29.818 --> 13:32.416
با اینحال، به‌نحوی تو یک شهر هزارنفره

13:32.616 --> 13:34.347
کسی که می‌تونه منو تو شکل واقعیم ببینه

13:34.546 --> 13:37.077
یه بچه‌دماغوی فسقلی‌ـه؟

13:37.277 --> 13:39.441
این یعنی افراد بیشتری داخل شهر هستن

13:39.641 --> 13:41.173
که بجای تیکه‌های پیتزا

13:41.372 --> 13:43.636
من‌ و می‌تونن به شکل بیگانه ببینن.

13:43.836 --> 13:45.901
انسان‌ها یه اصطلاح برای این مواقع دارن:

13:46.100 --> 13:48.398
"بد شانسی و بدبیاری"

13:48.598 --> 13:51.029
و "این کسشری بیش نمی‌باشد."
«این اصطلاح خودش بود البته.»

13:57.554 --> 13:59.352
‐ چرا اینجا وایسادی؟

13:59.352 --> 14:02.915
‐ چونکه می‌خوام توی کالبدشکافی بهت کمک کنم.

14:02.915 --> 14:04.946
‐ نه، نمی‌کنی.

14:06.611 --> 14:08.975
هنوزم که اینجایی.

14:08.975 --> 14:11.172
‐ سَم هاجز از وقتی من بچه بودم
دکترم بوده

14:11.172 --> 14:12.405
و من از جام تکون نمی‌خورم

14:12.405 --> 14:14.736
تاوقتی‌که بفهمم چه اتّفاقی برای اون افتاده.

14:14.736 --> 14:16.567
‐ خیلی‌خب.

14:16.567 --> 14:20.263
می‌تونی اونجا وایسی...

14:20.263 --> 14:22.027
و یادداشت برداری کنی.

14:24.025 --> 14:25.423
‐ قیافم شبیه یادداشت‌بردارهاست؟

14:25.423 --> 14:29.087
‐ پس چرا اینجایی؟
‐ چونکه بهت اعتماد ندارم

14:29.087 --> 14:32.083
تو گفتی که اون خودکشی کرده،
ولی اون هیچ‌وقت اینکارو نمی‌کرد.

14:32.083 --> 14:33.914
‐ چندتا بریدگی روی گردنش هست.

14:33.914 --> 14:36.045
زاویه‌ی همشون
ثابت می‌کنه که بریدگی ها

14:36.045 --> 14:37.977
از سمت دستای خودش میاد

14:37.977 --> 14:39.975
پشتش با خون پوشیده شده بود و کف دستش نه

14:39.975 --> 14:41.872
چونکه محکم چاقوی جراحی و گرفته بوده.

14:44.136 --> 14:45.834
‐ عالی بنظر می‌رسه

14:45.834 --> 14:47.699
اون خودکشی نکرده.

14:48.498 --> 14:50.063
‐ من از تو باهوش‌ترم.

14:50.063 --> 14:52.493
‐ چند سالته، 12؟
‐ ناراحت نشو.

14:52.493 --> 14:53.992
این حقیقت‌ـه.

14:53.992 --> 14:57.488
وقتی قبولش کنی،
دیگه باهام جروبحث نمی‌کنی.

14:57.488 --> 14:58.986
‐ میخوای حقیقت و بدونی؟

14:58.986 --> 15:02.316
خیلی‌خب، دوتا حقیقت و بهت می‌گم.

15:02.316 --> 15:03.715
تو خیلی عوضی هستی.

15:05.946 --> 15:08.276
‐ یکی‌شو گفتی فقط.

15:08.276 --> 15:10.740
‐ سَم عاشق همسرش بود

15:10.740 --> 15:12.405
و اون هیچوقت خودش‌رو نمی‌کشت

15:12.405 --> 15:14.103
و اگه برای دلایلی اینکارو کرده باشه

15:14.103 --> 15:16.367
مطمئناً نمی‌اومد پشت سرهم

15:16.367 --> 15:18.565
به جلوی گردن خودش چاقو بزنه.

15:18.565 --> 15:20.297
‐ خیلی‌خب، تو خیلی باهوشی

15:20.297 --> 15:21.794
کجاشو باید چاقو می‌زد؟

15:21.794 --> 15:23.992
‐ رگ کاروتیدیش‌رو.
«رگی که خون رو به سر می‌بره.»

15:29.120 --> 15:30.718
‐ هم.

15:30.718 --> 15:32.849
اون یه دکتر بود.
اگه می‌خواست خودکشی کنه

15:32.849 --> 15:35.079
کاروتید‌ش رو تیکه تیکه می‌کرد.

15:36.212 --> 15:38.210
چطور متوجه این نشدم؟
من از یه مارمولک باهوش‌ترم.

15:38.210 --> 15:40.873
‐ پس قبول می‌کنی که اون به قتل رسیده؟
‐ نه.

15:40.873 --> 15:43.703
‐ وایسا، الان منو مارمولک صدا کردی؟

15:43.703 --> 15:47.100
‐ نه.
تورو با یه مارمولک مقایسه کردم.

15:51.096 --> 15:54.892
‐ خیلی‌خب، مجبور نیستیم حین اینکار صحبت کنیم.

16:46.733 --> 16:49.398
‐ ببین، می‌دونم که تو جداً دوست نداشتی اینکارو بکنی.

16:49.398 --> 16:54.659
پس می‌خواستم بگم که
از کمکت بهمون قدردانی می‌کنم.

16:54.659 --> 16:57.155
تو... یه کار خوب انجام دادی.

16:58.455 --> 17:01.051
‐ همین الان ازم تعریف کردی.

17:03.016 --> 17:04.648
‐ واقعاً؟

17:07.677 --> 17:11.673
‐ می‌دونی، پانداها خیلی احمقن

17:11.673 --> 17:14.403
بعضی وقتا حتی متوجه نمی‌شن که باردارن

17:14.403 --> 17:17.666
و وقتی بدنیا میارنش،
میگن که، این چیه دیگه!؟

17:17.666 --> 17:20.496
و اونا بچه‌‌ی درحال‌ـه گریه‌شون رو می‌کشن.

17:22.261 --> 17:23.926
‐ چی؟

17:23.926 --> 17:25.724
‐ من قبلاً تورو با یه مارمولک مقایسه کردم.

17:25.724 --> 17:28.721
ولی این بدک نیست.
پانداها جداً کسخلن.

17:28.721 --> 17:31.418
‐ اگه این جواب‌ـه تعریفت بود

17:31.418 --> 17:34.814
باید بیشتر تلاش کنی.

17:35.514 --> 17:37.178
‐ از پوست قهوه‌ایت خوشم میاد.

17:39.375 --> 17:41.141
‐ بگمونم باید تا بدتر نشده برم.

17:41.141 --> 17:43.338
اگه میخوای بیا،
می‌خوام برم اونطرف‌ـه خیابونِ 59

17:43.338 --> 17:45.535
تا یه نوشیدنی بگیرم.

17:45.535 --> 17:48.565
‐ کار دارم.
‐ کالبدشکافی تموم شده.

17:48.565 --> 17:50.363
ساعت 8 شب چکار داری؟

17:50.363 --> 17:53.094
‐ من یه یارو رو چهار ماه پیش خفه کردم و انداختمش تو آب

17:53.094 --> 17:55.158
و باید قبل ازاینکه ماهیگیری پیداش کنه

17:55.158 --> 17:56.857
دریاچه‌رو برای جنازه پف کردش، بگردم.

17:58.588 --> 17:59.953
یه سری کار.

18:01.052 --> 18:02.550
‐ هرطور که میلته.

18:03.282 --> 18:06.779
اگه خواستی بیای تعارف نکن
البته اگه دست از خل و چل بودن برداشتی.

18:07.877 --> 18:11.140
‐ خل و چل؟
این خوب نیست.

18:11.140 --> 18:12.939
حالا باید برم اونجا و ببینمش

18:12.939 --> 18:14.603
و نشونش بدم که مثل خودشون

18:14.603 --> 18:17.799
یه آدم عادی‌ام.

18:17.799 --> 18:20.098
ولی اولش می‌رم مغز سَم هاجز رو

18:20.098 --> 18:22.328
از کلّش جدا کنم
و با دستام لهش کنم.

18:47.233 --> 18:49.066
این حرف نداره.

18:51.263 --> 18:54.060
حالا کی خل و چل‌ـه؟

18:54.060 --> 18:57.289
‐ سلام، من اَبیگیل هاجز هستم،
همسر سَم.

18:57.289 --> 18:59.553
اون خونه نیومده.
اینجاست؟

19:02.849 --> 19:05.247
‐ آره.

19:07.876 --> 19:09.076
‐ اون اومد داخل؟

19:09.076 --> 19:10.342
تو چکار کردی؟

19:10.342 --> 19:12.273
‐ مغزشو گذاشتم رو زمین تا با همسرش دست بدم.

19:12.273 --> 19:14.403
اون فرار کرد.

19:14.403 --> 19:16.468
صداش بعضی وقتا خیلی بلند می‌شد.

19:16.468 --> 19:19.464
‐ خدایا!

19:19.464 --> 19:22.861
اولین همسر سَم، روزی
چند سال پیش مرد.

19:22.861 --> 19:27.156
اون مثل مادر برای من بود.
خدا می‌دونه که چقدر دلم یکی می‌خواست.

19:30.452 --> 19:33.117
الان مثلاً باید از من درمورد بچگیم می‌پرسیدی.

19:34.248 --> 19:35.947
‐ چرا؟ برام مهم نی.

19:36.679 --> 19:39.442
‐ برای هیچکس مهم نی.

19:39.442 --> 19:43.538
نکته‌اش این نیست.

19:44.736 --> 19:46.967
من وقتی شونزده‌سالم بود
خونه رو ترک کردم

19:46.967 --> 19:48.932
بعدش با یه دوچرخه‌سوار
توی دِنور ازدواج کردم.

19:48.932 --> 19:51.696
جیمی و من چهارماه پیش جدا شدیم

19:51.696 --> 19:55.392
که این دلیلی‌ـه که می‌خوام برات شام می‌خرم.

19:55.392 --> 19:57.556
‐ چرا؟

19:57.556 --> 19:58.887
‐ چون تو یه وانت‌ـه دوکابین‌ـه داری

19:58.887 --> 20:00.553
و امیدوار بودم که فردا منو ببری

20:00.553 --> 20:02.018
که به بقیه‌ی کارهام برسم.

20:02.018 --> 20:04.048
‐ من برای دلایل کمتری‌ام براش شام می‌خریدم.

20:04.048 --> 20:08.078
‐ سلام دارسی.
ایشون هری‌ـه.

20:08.078 --> 20:10.275
اون یه دُکترـه،
و تو شهر تازه‌وارده

20:10.275 --> 20:11.706
به کمکون اومد.

20:11.706 --> 20:13.704
‐ اوه، دکتر.

20:13.704 --> 20:17.001
اوه، اوه، لعنتی، درسته،
بخاطر سَم.

20:17.001 --> 20:21.163
خیلی متأسفم استا.
هنوز نفهمیدن کار کی بوده؟

20:21.163 --> 20:22.728
‐ نه، نه هنوز.

20:22.728 --> 20:25.858
‐ چرا دیوارا با تجهیزات قدیمی‌ـه معدن پوشیده شده؟

20:25.858 --> 20:29.088
‐ تو تازه واردی، نه؟
«59!»

20:29.088 --> 20:30.919
همگی،
«59!»

20:30.919 --> 20:34.581
‐ برای نجات یک نفر، جونتم بده.
شعارشهرـه.

20:34.581 --> 20:38.178
وقتی یکم این اطراف باشی،
معنی‌شو می‌فهمی.

20:39.110 --> 20:41.540
‐ به‌سلامتی 59.

20:41.540 --> 20:44.338
و به سلامتی‌ـه پیداکردن حرومزاده‌ای که سم رو کشت.

20:44.338 --> 20:45.736
‐ موافقم!

20:52.396 --> 20:55.392
واو.
اون چیه؟

20:55.392 --> 20:57.789
‐ این ویسکی‌ـه محلیمونه.

20:57.789 --> 21:01.285
خیلی خوبه، نه؟
‐ نه، وحشتناک‌ـه.

21:03.349 --> 21:04.814
‐ چرا بیشتر می‌خوام؟

21:04.814 --> 21:08.144
‐ بخاطر اینک‌ـه بدی.
از بد بودن خوشت میاد

21:08.144 --> 21:11.741
که از قضا خبر خوبیه
چونکه من از پسرای بد خوشم میاد.

21:19.865 --> 21:21.063
‐ بیشتر هست؟

21:32.584 --> 21:34.315
‐ خیلی‌خب پسر، برو تو کارش.

22:25.159 --> 22:28.189
‐ آره!
دارسی، دارسی!

22:29.720 --> 22:32.285
هری، آره!
‐ هاها!

22:48.699 --> 22:49.999
بخور، بخور، بخور!

22:59.388 --> 23:02.651
‐ هری، هری.
نه، نه، نه.

23:27.790 --> 23:30.618
‐ می‌تونی تا خونه رانندگی کنی
یا تا خونه برقصی؟

23:31.918 --> 23:34.815
‐ این جالب می‌شد
ولی نشدنی‌ـه.

23:38.911 --> 23:41.907
‐ هی، ساعت ده میای دم کلینیک دنبالم؟

23:43.040 --> 23:44.605
‐ حتماً.

23:46.069 --> 23:49.465
‐ شب بخیر، هَری دکترـه.

23:51.064 --> 23:53.761
هری دکترـه

23:57.391 --> 23:59.721
‐ تموم شد

23:59.721 --> 24:02.085
یه روز کامل و باهاشون گذروندم

24:02.085 --> 24:05.348
و به خوبی باهاشون سازگار شدم.

24:07.712 --> 24:11.209
هیچکس نمی‌تونست بگه که من متفاوت بودم.

24:14.505 --> 24:16.736
تقریباً هیچکس.

24:23.195 --> 24:25.360
‐ جوابش ساده‌اس

24:25.360 --> 24:26.691
شب‌هنگام‌ـه

24:26.691 --> 24:28.422
میرم فقط تو خونه اون بچه

24:28.422 --> 24:29.888
و می‌کشمش.

24:29.888 --> 24:32.052
یه‌چیز درمورد ویسکی می‌گم

24:32.052 --> 24:36.846
باعث می‌شه باهوش شم، تصمیمات منطقی بگیرم.

26:08.944 --> 26:10.543
‐ صدا درنیار

26:10.543 --> 26:13.240
طوری نیست.
نگران نباش.

26:13.240 --> 26:15.238
من قصد آسیب رسوندن ندارم

26:15.238 --> 26:17.468
فقط می‌خوام بکشمت
«:/»

26:17.468 --> 26:22.097
‐ آه!

26:22.097 --> 26:24.594
‐ اوه!
‐ مکس؟

26:28.323 --> 26:30.421
هی، چی شده؟

26:30.920 --> 26:33.884
‐ یه هیولا زیر تختم‌ـه!

26:36.181 --> 26:37.747
بیا بریم عزیزم.

26:37.747 --> 26:39.378
‐ زودباش رفیق.
دیگه قصه بسّه، باشه؟

26:39.378 --> 26:40.676
‐ این قصّه نیست!

26:40.676 --> 26:42.707
‐ هی، مکس
نمی‌تونم اینکارو بکنم، باشه؟

26:42.707 --> 26:44.772
نمی‌تونم یه شب دیگه بدون خوابیدن بگذرونم، بیابریم.

26:44.772 --> 26:46.902
‐ نه!
‐ می‌تونی پیش ما بخوابی

26:46.902 --> 26:48.401
‐ تو که نمی‌خوای بمیری!
‐ ما قرار نیست بمیریم مکس.

26:48.401 --> 26:50.100
تا سه شماره می‌شمارم.
بیا پایین.

26:50.100 --> 26:51.531
‐ نه!

26:51.531 --> 26:53.595
‐ چیزی زیر تخت نیست،
یک، دو...

26:53.595 --> 26:55.426
همینه.

26:57.125 --> 26:59.422
بهت گفتم که نباید بزاریم اون فیلم‌هارو ببینه.

26:59.422 --> 27:02.919
‐ من وقتی هم‌سن اون بودم ای‌تی رو تماشا کردم.
«فیلمی علمی تخیلی محصول سال 1982»

27:05.848 --> 27:07.513
‐ همه‌چیز مرتبه
زودباش.

27:32.985 --> 27:37.113
‐ ویسکی، سردرد، حالت تهوع

27:37.113 --> 27:38.845
کم آبی شدید.

27:46.370 --> 27:48.968
الکل نباید اونجور که روی ما تأثیر می‌زاره
رو انسان‌هام تأثیر بزاره.

27:48.968 --> 27:53.629
اگه اینطور بود، مشخصاً هیچوقت نمی‌خوردنش.

28:05.917 --> 28:09.240
«پنجاه و نه نفر برای نجات یک نفر مردند»
«هفده ژانویه، 1884»

28:22.330 --> 28:25.261
‐ چه غلطی داری می‌کنی؟

28:25.261 --> 28:26.659
‐ فکرکردم که بتونیم

28:26.659 --> 28:27.791
به چندتا آهنگ گوش کنیم.

28:27.791 --> 28:29.257
‐ آهنگ؟

28:29.257 --> 28:31.521
دخترجون، من آهنگت‌رو اینجا دارم.

29:07.048 --> 29:09.612
‐ ساکت،ساکت

29:11.776 --> 29:13.274
‐ جذاب‌ـه لعنتی!

29:13.274 --> 29:14.706
فکرمی‌کردم بعد از کاری که دیشب کردی

29:14.706 --> 29:16.537
هیچوقت دوباره قیافتو نمی‌بینم.

29:16.537 --> 29:17.536
‐ تو درمورد دیشب خبر داری؟

29:17.536 --> 29:19.733
‐ آره، می‌دونستم یه چیزی درموردت وجود داره.

29:19.733 --> 29:22.530
‐ کلانتر فکر می‌کنه که تو جسد سم رو بردی.

29:22.530 --> 29:25.061
‐ آره، این حقیقت داره، دوست من.

29:25.061 --> 29:27.026
آره، حالت تهوع گرفتی، درست نمی‌گم؟

29:27.026 --> 29:29.423
تا ماتحتت سوخت،
می‌دونی چرا؟

29:29.423 --> 29:32.686
این راه‌ـه بدنته که بهت می‌گه تو گناهکار هستی.

29:32.562 --> 29:35.618
چرا ماتحت‌ات اعتراف نمی‌کنه که چی می‌دونه.

29:36.183 --> 29:39.412
تو جسد دکتر و بردی،
نه؟ نه؟

29:39.412 --> 29:42.475
‐ البته که بردم.
‐ چی؟

29:46.737 --> 29:48.335
‐ این درست نیست.

29:48.335 --> 29:50.599
‐ بعد از کالبدشکافی باید چی‌کار میکرد؟

29:50.599 --> 29:52.631
سم رو بزاره تو فریزر
کنارـه تیکه‌های یخ؟

29:52.631 --> 29:53.829
‐ تو فکرم بود.

29:53.829 --> 29:55.428
ولی باید از وسط نصفش می‌کردم.

29:55.428 --> 29:56.659
‐ فکر می‌کنی این خنده داره، ها؟

29:56.659 --> 29:57.992
فکر می‌کنی این خنده داره؟

29:57.992 --> 29:59.556
هیچ احترامی برا مرده ها قائل نیستی تو؟

29:59.556 --> 30:01.387
‐ معلوم‌ـه که قائلم.

30:03.685 --> 30:06.482
‐ خانوم توئلوتریز؟
کارم با شکلای اولیه تمومه.

30:06.482 --> 30:08.147
‐ جی، ایشون دکتر وندرسپیگل هستن.

30:08.147 --> 30:10.843
ایشون کمک دستمون میشن.
‐ سلام.

30:11.643 --> 30:13.341
یه حشره رو گردنته.

30:15.172 --> 30:17.503
‐ این خال‌ـه، احمق.

30:19.567 --> 30:22.498
‐ کیف....دوش.
«دوستان توجه کنید، کلمه دوش‌بگ، یعنی احمق، ولی اگه دوش، از بگ، جدا بشه معنی متفاوتی پیدا می‌کنه؛ معمولاً درزبان انگلیسی به شستشوی واژن با فشار قوی آب می‌گن دوش، و همونطور که می‌دونید بگ هم یعنی کیف»

30:25.294 --> 30:28.957
- عذرمی‌خوام، جی اوقات سختی رو با مرگ سم میگذرونه.

30:30.256 --> 30:32.286
اون توی کلینیک کمکمون می‌کنه

30:32.286 --> 30:35.649
برای بچه‌های سن اون
این اتفاقات زیاد نمی‌افته.

30:35.649 --> 30:39.579
کارکردنش داخل کلینیک
باعث می‌شه استرس ازش دور شه.

30:39.579 --> 30:41.443
‐ مشکل استرس چی‌ـه؟

30:43.141 --> 30:45.206
این شهر شبیه یه تیکه از آمریکاست

30:45.206 --> 30:47.237
ولی به من اعتماد کن،
یه نقطه ضعف داره.

30:49.235 --> 30:51.232
بهمین خاطرـه که به بچه‌هایی مثل جی کمک می‌کنم.

30:53.663 --> 30:55.461
خودش‌ـه.

31:09.745 --> 31:10.877
داری میای؟

31:10.877 --> 31:12.975
‐ آره، یه دقه دیگه

31:19.601 --> 31:23.730
‐ "کیف...دوش."

31:26.061 --> 31:29.557
"یه سرنگ کوچیک برای شستشوی واژن."

31:29.557 --> 31:31.388
تصاویر.

31:33.819 --> 31:35.151
چه کوفتی‌ـه؟

31:38.081 --> 31:39.745
تینت
«دوستان این کلمه به قسمتی از بدن که بین مقعد و آلت تناسلی قرار دارد، گفته می‌شه
ولی پلیسی که داشت ازش استفاده می‌کرد، اصطلاح‌وار بیانش کرد که ایشون متوجه نشد.»

31:49.435 --> 31:51.965
‐ هی، می‌تونی اون خرتوپرتارو بزاری تو جعبه.

32:06.349 --> 32:09.313
بعضی از مردم معتقد هستن
که گوزن، نمادـه محافظت

32:09.313 --> 32:11.111
و تجدید ـه حیاتِ.

32:11.111 --> 32:14.307
‐ محافظت از چی؟

32:14.307 --> 32:15.772
‐ همه‌چیز.

32:24.829 --> 32:28.092
از کمکت خیلی ممنونم.

32:28.092 --> 32:29.557
خوبی؟
از پسش برمیای؟

32:29.557 --> 32:31.355
خیلی‌خب، ممنون.

32:34.718 --> 32:36.916
تو خونه چکار می‌کنی؟

32:38.480 --> 32:41.044
‐ خب این مردـه جدیده؟
‐ هیچ مرد جدیدی وجود نداره.

32:41.044 --> 32:43.975
ما باهم داخل یک کلینیک کار می‌کنیم.
من به وانت‌اش نیاز داشتم.

32:43.975 --> 32:48.835
‐ خب چرا وانت‌ات رو برنمیداری بری خونه؟

32:48.835 --> 32:51.000
من و آستا چندتا حساب داریم که باید باهم صاف کنیم.

32:53.431 --> 32:55.661
‐ فکر نمی‌کنم این مدنظرش بود.

33:01.488 --> 33:02.853
‐ این مدنظر من بود.

33:02.853 --> 33:06.116
‐ هری، برو فقط.
طوری نیست.

33:06.116 --> 33:08.880
ما، درواقع، باید درمورد کلی چیزا صحبت کنیم، درسته؟ درسته؟

33:08.880 --> 33:12.709
و فردا برای پس‌گرفتن‌ـه چیزام میام.

33:12.709 --> 33:13.775
باشه؟

33:13.775 --> 33:16.172
‐ باشه.
‐ خیلی‌خب

33:20.767 --> 33:22.465
خدایا، جیمی.

33:22.465 --> 33:24.263
‐ این یارو کیه؟
‐ بزن بریم

33:34.352 --> 33:36.017
‐ به‌روندن ادامه بده.

33:36.017 --> 33:37.814
معلومه که تو خطرـه

33:37.814 --> 33:39.213
اون یارو یه اسکلت رو بازوش

33:39.213 --> 33:41.477
با یه مار داشت که داشت از کاسه چشمش می‌زد بیرون.

33:41.477 --> 33:43.375
ولی این مشکل تو نیست

33:43.375 --> 33:45.706
تنها مشکلت این‌ـه که
به کامل کردن مأموریتی

33:45.706 --> 33:48.203
که چهارماه پیش داشتی اصلا نزدیک نشدی

33:48.203 --> 33:49.735
پس حواستو جمع کن.

33:49.735 --> 33:52.964
دیگه کارای احمقانه نداریم.

33:52.964 --> 33:54.097
گندش بزنن!

34:16.372 --> 34:18.669
‐ یکی‌رو میارم خونه.
این چطوره؟

34:18.669 --> 34:20.268
فکرمی‌کنی قراره برام خنده‌دار باشه؟

34:20.268 --> 34:21.700
می‌خوای منو اینطوری خجالت‌زده کنی؟

34:23.331 --> 34:24.630
می‌دونی بخش جالب‌اش کجاست؟

34:24.630 --> 34:26.328
من واقعاً اومدم اینجا
تا ببخشمت.

34:26.328 --> 34:28.692
و به خونه برگردم.

34:28.692 --> 34:30.257
چهارماه،
می‌خوام به خونه برگردم.

34:30.257 --> 34:31.489
کجا می‌ری؟

34:31.489 --> 34:32.854
تو خیالت کجا قراره بری؟

34:32.854 --> 34:34.452
برگرد.
هی.

34:34.452 --> 34:37.382
‐ نمی‌خوام باهات حرف بزنم.

34:37.382 --> 34:40.146
‐ این آخرین بارـه که میگم،
می‌فهمی؟

34:40.146 --> 34:42.676
بهت گفتم اگه دوباره انجامش دادی،
این اتفاقی‌ـه که می‌افته.

34:42.676 --> 34:44.441
تو منو احمق جلوه می‌دی.

34:44.441 --> 34:46.772
‐ نه، به کمکم نیاز نداری.

34:48.237 --> 34:50.900
ولم کن!

35:04.652 --> 35:07.948
‐ هری!

35:07.948 --> 35:09.447
وایسا.
وایسا.

35:09.447 --> 35:11.744
داری می‌کشیش.

35:11.744 --> 35:14.375
هری، هری، هری.

35:14.375 --> 35:18.503
هی، ارزشش‌رو نداره، باشه؟
ارزششو نداره.

35:34.353 --> 35:36.916
‐ عوضی.

36:09.314 --> 36:12.044
‐ بهم‌ میگی چطور اینکارو کردی؟

36:12.044 --> 36:13.442
‐ چه کاری؟

36:15.873 --> 36:21.533
‐ تو یه مرد ـه 220 پوندی‌رو از دیوار کوبوندی رو زمین.

36:23.099 --> 36:25.262
‐ کار یوگاست.

36:27.327 --> 36:30.590
چرا می‌خواستی بیای اینجا؟

36:58.293 --> 37:01.623
‐ من همیشه یه خارجی بودم.
«به معنای‌ـه بیگانه‌ام هست»

37:01.623 --> 37:04.053
شاید به همین دلیل‌ـه که درکت می‌کنم.

37:08.548 --> 37:11.545
‐ چی باعث شده فکرکنی که من یه خارجی‌ام؟

37:11.545 --> 37:15.074
‐ چون هرجاکه یاد گرفتی اینکارارو بکنی

37:15.074 --> 37:16.639
برای این اطراف نبوده.

37:19.170 --> 37:21.700
تو متفاوتی.

37:24.963 --> 37:27.194
می‌دونم این چه حسی داره.

37:28.825 --> 37:32.122
بعضی‌وقتا انسان‌ها مثل بیگانه ها میمونن برام.

37:33.986 --> 37:35.451
‐ آره، منم‌همینطور.

37:40.014 --> 37:42.444
چرا آخه با اون یارو باید ازدواج کنی؟

37:44.508 --> 37:48.005
‐ خدا می‌دونه که این سوالو چندین ساله از خودم می‌پرسم.

37:49.736 --> 37:53.431
وقتی شونزده سالم بود، حامله شدم.

37:54.930 --> 37:57.261
جیمی متقاعدم کرد که مابرای بزرگ کردن یه بچه خیلی جوون هستیم

37:57.261 --> 38:01.589
پس من بچه‌رو دادم به فرزندخوندگی.

38:07.450 --> 38:09.281
وقتی دراین مورد ناراحت می‌شم
به روش خاص خودش

38:09.281 --> 38:13.043
بهم یادآوری می‌کنه
که من کار درست‌ و انجام دادم.

38:17.172 --> 38:19.703
حس کردم که

38:19.703 --> 38:23.233
اگه اونو ترک کنم...

38:23.233 --> 38:25.929
بچه‌مو بخاطر هیچی دادم رفت.

38:31.856 --> 38:35.086
یه روز، چهارماه پیش

38:35.086 --> 38:37.417
به اندازه کافی کشیدم ازش.

38:37.417 --> 38:40.746
داخل‌ـه ماشین‌ام شدم و هیچوقت برنگشتم.

38:54.065 --> 38:57.361
- "تا زمانی که توسط‌ـه خداوند راهنمائی می‌شوم، تمام چیزهایی را که نیاز داشته باشم‌، دراختیار خواهم داشت

38:57.361 --> 39:00.357
" او زمینی که روی آن دراز می‌کشم را با مراتع سرسبز زیبا می‌کند

39:00.357 --> 39:03.821
" او مرا به کنار رودهای ثابت هدایت می‌کند

39:03.821 --> 39:05.718
"او روح مرا احیا می‌کند.

39:05.718 --> 39:08.016
او مرا به سمت مسیرهای عدالت و نیکوکاری هدایت می‌کند."

39:08.016 --> 39:10.114
‐ چرا هرکی تو شهرـه
زنگ می‌زنه به‌من

39:10.114 --> 39:13.310
فکرمی‌کنه که من دکترـه جدیده شهرم؟

39:13.310 --> 39:18.172
‐ خب، می‌دونی، همه حق‌ـه مراقبت پزشکی دارن

39:18.172 --> 39:20.669
و بعنوان‌ شهردار،
وظیفه‌ی من‌ـه، کاری که به صلاح

39:20.669 --> 39:23.999
مردم این شهرهستش رو انجام بدم.
و بعدش این یعنی مناقشه کنم

39:23.999 --> 39:27.128
تا مطمئن شم که یه دکتر دارن.

39:27.128 --> 39:30.824
همچنین، من ساعت چهار روزای سه‌شنبه
با سَم

39:30.824 --> 39:33.821
قرارملاقات‌ درمانی دارم، پس...

39:33.821 --> 39:36.850
‐ حالا می‌خوای بجاش بامن صحبت کنی؟

39:36.850 --> 39:39.348
‐ آره خب، من کِیت و خیلی دوست دارم

39:39.348 --> 39:41.879
فقط... بعضی‌وقتا که دعوا می‌کنیم

39:41.879 --> 39:44.076
نمی‌خوام تو صورت‌اش نگاه کنم.

39:44.076 --> 39:45.674
‐ خیلی‌خب.
‐ آره.

39:45.674 --> 39:47.506
سه‌شنبه میبینمت.
خیلی‌خب.

39:47.506 --> 39:50.536
- "من از دره ای پر از مرگ راه می‌روم

39:52.200 --> 39:53.565
من از هیچ بدی‌ و شرارتی نمی‌ترسم."

39:57.861 --> 40:00.158
‐ خیلی خوشحال شدم که اومدی.

40:00.158 --> 40:02.156
تو اینجا یه چیز متفاوت و خوشایندی.

40:02.156 --> 40:05.319
‐ "عصا و ماهیتت
خیالم‌را راحت می‌کنند."

40:06.751 --> 40:08.117
‐ هوا

40:08.117 --> 40:11.079
"تو قبل ازمن بر حذر هستی ..."

40:11.079 --> 40:13.044
‐ کجا داری می‌ری؟

40:13.044 --> 40:14.808
‐ "در حظور دشمنانم."

40:14.808 --> 40:16.840
‐ هری.
ببخشید.

40:16.840 --> 40:18.138
‐ "تو سرم را با روغن مسح می‌کنی..."

40:18.138 --> 40:19.737
‐ خیلی عذر می‌خوام.
ببخشید.

40:19.737 --> 40:22.134
‐ "شکر بی‌کرانت خارج از حد من است."

40:22.134 --> 40:24.364
‐ اوه، آره.

40:24.364 --> 40:25.597
این اصلاً عجیب نیست.

40:25.597 --> 40:27.562
‐ خیلی ببخشید، خیلی ببخشید.
هی، هری.

40:27.562 --> 40:29.592
‐ اون چکار می‌کنه؟

40:29.592 --> 40:31.557
‐ اون جداً دلش برای دکتر تنگ شده.

40:31.557 --> 40:33.954
هری، الان وقت و جاش نیست.

40:35.053 --> 40:38.049
‐
وقتش مناسب‌ـه.

40:38.049 --> 40:39.947
یه ساعت دیگه، میره پیش کرم‌های زیرزمین.

40:41.280 --> 40:43.111
‐ هم! خیلی تنش‌انگیزه.
خوشم میاد.

40:43.111 --> 40:45.275
ولی برای هرکس نیست.

40:45.275 --> 40:49.004
‐ هری، خیلی عذر می‌خوام
دعاتونو ادامه بدید، خیلی ببخشید.

40:49.004 --> 40:52.101
‐ "پروردگارا، روحم را بسوی تو بلند می‌کنم."

40:52.101 --> 40:55.763
‐ می‌دونم اون چطور مرد.
‐ چی؟

40:55.763 --> 40:58.394
‐ نای‌اش... به هوا نیاز داشته.

41:01.024 --> 41:03.422
‐ این تنها چیزی‌ـه که می‌تونه این اتفاق و توضیح بده.

41:06.885 --> 41:11.546
اون سعی کرده که تراکئوتومی انجام بده.
« نای‌بری یا راهی برای رفع انسداد تنفس که در بخشی از گردن، شکاف ایجاد می‌شود»

41:13.544 --> 41:16.107
‐ نتونسته سرموقع انجامش بده.

41:17.273 --> 41:19.204
‐ آره.

41:19.204 --> 41:20.703
باعقل جور درمیاد،
ولی متوجه نمی‌شم.

41:20.703 --> 41:22.833
چرا گلوش مسدود شده؟

41:22.833 --> 41:24.997
‐ چون سَم هاجز، مسموم شده.

41:26.230 --> 41:30.092
و یکی از افراد اینجا قاتل‌ـه.

41:33.422 --> 41:35.419
جیرینگ جیرینگ!
«وقت اعتراف‌ـه!»

41:36.818 --> 41:38.483
انسان‌ها خطرناکن.

41:38.483 --> 41:40.880
مردمم همیشه اینو می‌دونستن.

41:45.842 --> 41:48.672
مأموریتم ساده بود:

41:48.672 --> 41:52.201
دستگاه‌مو بندازم داخل‌ـه سیاره‌شون،
و برگردم خونه.

42:03.122 --> 42:07.284
هیچ قصدی نداشتم که بهشون نزدیک شم.

42:07.683 --> 42:08.983
‐ جرئت نداری پاتو بزاری بیرون!

42:08.983 --> 42:11.013
‐ بهم نگو که چکار کنم!

42:46.042 --> 42:49.771
‐ بیخیال!
آستا، بیخیال!

42:49.771 --> 42:50.770
عذرمی‌خوام.

42:50.794 --> 43:15.741
تصحیح و هم زمانی نهایی:
K1MACLIN

43:15.765 --> 43:40.712
:کانال تلگرام
@PerSub

43:41.247 --> 43:43.144
‐ به من آموخته شده که بزرگترین مشکل‌ـه

43:43.144 --> 43:47.906
نژاد انسان‌ها
نیازشون به ارتباط‌ـه.

43:47.906 --> 43:51.735
ما همیشه این رو بعنوان یه نقطه‌ضعف می‌دیدیم.

43:53.500 --> 43:57.529
ولی الان متوجه‌ام که شاید این
بزرگترین قدرت‌شون باشه.

44:00.359 --> 44:04.920
درسال‌ـه 1884
معدن محلی فروریخت.

44:04.920 --> 44:06.385
وقتی معدنچی‌ها داشتن فرار می‌کردن

44:06.385 --> 44:09.282
فهمیدن هنوز یه نفر گیر افتاده.

44:10.747 --> 44:12.213
‐ هنوز یه نفر اونجاست.

44:12.213 --> 44:15.109
‐ پنجاهُ نه نفر برگشتن به اون معدن خطرناک

44:15.109 --> 44:18.106
سرنجات‌ـه اون،
زندگی‌هاشونو به خطر انداختن.

44:23.633 --> 44:27.030
پنجاه و نُه نفر مردن تا یه نفر و نجات بدن.

44:41.847 --> 44:44.243
شاید بعد از این‌حرفا
یه چیز اصلاح‌شدنی

44:44.243 --> 44:47.907
درمورد نژاد انسان‌ها وجود داشته باشه.

44:47.907 --> 44:51.303
متأسفانه برای اونا،
خیلی دیر شده.

44:51.303 --> 44:53.434
به زمان بستگی داره
قبل اینکه

44:53.434 --> 44:55.931
بقیه‌ی دستگاهمو پیدا کنم

44:55.931 --> 44:59.460
و وقتی پیدا کردم،
می‌تونم بالاخره ماموریتم رو کامل کنم

44:59.460 --> 45:01.957
و همشونو بکشم.

45:01.957 --> 45:05.620
تک تک‌شون رو.

45:05.620 --> 45:08.284
‐ آره، ممنون، خدافظ

45:08.284 --> 45:10.315
سلام هری.

45:10.315 --> 45:11.913
‐ سلام

45:17.473 --> 45:18.739
‐ حالت خوبه؟

45:24.899 --> 45:26.463
‐ آره.

45:29.860 --> 45:32.823
‐ یه مریض تو اتاق‌ـه رسیدگی داری.

45:52.935 --> 45:54.433
‐ آره.

45:54.993 --> 45:56.566
این خیلی مسخره‌ست!

45:57.488 --> 46:18.431
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
