WEBVTT

00:01.022 --> 00:02.690
‫آنچه گذشت...

00:02.774 --> 00:03.858
‫راه رو نشون بده.

00:03.942 --> 00:07.278
‫راستش، می‌شه اول ببوسمت؟
‫فقط برای اینکه خیالم از بابتش راحت شه.

00:07.362 --> 00:09.656
‫خیالت راحت شه.
‫آره، چون خیلی رمانتیکه.

00:10.657 --> 00:13.534
‫گابریل همین الانش هم ده سال از حبس ابد
‫بدون عفو مشروطش رو گذرونده.

00:13.618 --> 00:16.788
‫داری درباره‌ی موکلی حرف می‌زنی
‫که به قتل یه افسر پلیس اعتراف کرده.

00:16.871 --> 00:20.250
‫اگه مطمئن نبودم گابریل
‫این کار رو نکرده، سراغت نمیومدم.

00:20.333 --> 00:22.293
‫وقتی به افسر ورنر شلیک شد، کجا بودی؟

00:22.377 --> 00:24.379
‫یه جایی توی یه کوچه، سرنگ تو دستم بود.

00:24.462 --> 00:26.339
‫مدام بهم می‌گفتن من این کار رو کردم.

00:26.422 --> 00:27.590
‫من نکردم.

00:27.674 --> 00:30.009
‫چیزی که می‌خوام اینـه که استخدامت کنم
‫تا قاتل واقعی رو پیدا کنی.

00:30.093 --> 00:31.773
‫اگه بفهمم این یارو واقعاً
‫این کار رو کرده چی؟

00:31.803 --> 00:33.555
‫حسم بهم میگه اون بی‌گناهـه.

00:33.638 --> 00:36.933
‫کمک کردن به گابریل رومرو اشتباهـه،

00:37.016 --> 00:39.686
‫و من اینجام تا مطمئن شم می‌فهمی چرا.

00:41.000 --> 00:52.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:57.370 --> 00:59.664
‫می‌دونی، حتی موقع استراحت هم،

00:59.747 --> 01:01.916
‫باید شبیه یه پلیس به نظر بیای.

01:02.000 --> 01:03.001
‫آخه...

01:03.084 --> 01:06.462
‫الان سه روزه که توی مرحله‌ی ۸۷ گیر کردم.

01:06.546 --> 01:07.714
‫آب یا نوشابه؟

01:08.214 --> 01:09.215
‫هر چی که خنک باشه.

01:13.000 --> 01:20.000
آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

01:25.523 --> 01:26.524
‫هوم.

01:27.150 --> 01:28.151
‫می‌دونم.

01:28.818 --> 01:29.819
‫دسر فلان.

01:29.902 --> 01:34.282
‫باربیکیو شنبه‌ست، جسیکا روی من
‫حساب کرده و از اینجور حرف‌ها.

01:35.199 --> 01:38.202
‫- می‌دونی، من اصلاً از دسر فلان خوشم نمیاد.
‫- مشکل من نیست.

01:38.286 --> 01:41.497
‫این مشکل خودتـه چون به جسیکا گفتی
‫که می‌تونی درستش کنی.

01:41.581 --> 01:43.124
‫می‌دونی که اون حاملـه‌ست.

01:43.207 --> 01:45.168
‫آره خب، بابت اون نمی‌تونی من رو مقصر بدونی.

01:45.251 --> 01:46.961
‫خب، زن‌های حامله ویار می‌کنن.

01:47.045 --> 01:50.089
‫این وظیفه‌ی شهروندیته
‫که اون فلان لعنتی رو درست کنی.

01:50.173 --> 01:51.174
‫حالا که حرف از وظیفه شد،

01:51.257 --> 01:55.511
‫همین سه ساعت گذشته رو داشتم نوار صحنه‌ی جرم رو
‫برای یه سرقت کارتن میوه نگه می‌داشتم،

01:55.595 --> 01:59.307
‫اونوقت اون نوابغ داشتن با شاهدهایی که من
‫قبلاً ازشون بازجویی کرده بودم، مصاحبه می‌کردن.

01:59.390 --> 02:01.059
‫یه روزی نوبت ما هم می‌رسه.

02:01.559 --> 02:03.603
‫که پلیس‌های گشت حسود مسخره‌مون کنن.

02:03.686 --> 02:07.523
‫فکر می‌کنی هیچوقت اون لباس‌های آبی و تمام اون حال‌وحول‌های
‫خارج از خدمتی که برام ردیف می‌کنن رو ول می‌کنم؟

02:07.607 --> 02:08.816
‫نه.

02:08.900 --> 02:12.028
‫- سلام، می‌شه یه کیسه بهم بدید لطفاً؟
‫- توی سوپرمارکتی؟

02:12.111 --> 02:14.822
‫چون الان بدجوری یه یخ‌در‌بهشت نارگیلی می‌چسبه.

02:19.577 --> 02:20.870
‫بابی.

02:20.953 --> 02:22.955
‫نه! نه، بابی!

02:24.290 --> 02:25.917
‫حالت خوبه؟

02:26.941 --> 02:28.941
‫« آرجی دکر »

02:41.849 --> 02:43.643
‫هی، می‌تونی این رو باز کنی.

02:47.397 --> 02:49.774
‫طوری نیست. بعضی وقت‌ها این کار رو می‌کنن.

02:49.857 --> 02:51.401
‫گذاشتنم تحت مراقبت شدید.

02:53.695 --> 02:56.155
‫- گابریل رومرو.
‫- آر‌جی دکر.

02:56.239 --> 02:58.783
‫ندامتگاه آپالاچی، ورودی سال ۲۴.

02:58.866 --> 03:00.576
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه، شوخی ندارم.

03:01.994 --> 03:05.665
‫من مراقبت شدید رو فقط برای جابجایی
‫یا تنبیه موقت دیده بودم.

03:05.748 --> 03:07.375
‫به نگهبانش بستگی داره.

03:07.458 --> 03:11.295
‫هیچ دلیل و منطقی نداره، جز اینکه
‫فکر می‌کنن یه پلیس رو کشتم.

03:12.755 --> 03:14.006
‫و نکشتی، درسته؟

03:15.174 --> 03:16.592
‫یه پلیس رو بکشی؟

03:16.676 --> 03:17.677
‫نه.

03:18.886 --> 03:21.389
‫- فکر کردم این رو می‌دونی.
‫- تنها چیزی که می‌دونم اینـه که

03:21.472 --> 03:24.642
‫ده سال پیش توی پرونده‌ای که علیهت بود،
‫حفره‌های خیلی بزرگی وجود داشت.

03:24.726 --> 03:27.520
‫حفره‌هایی که اگه اعتراف نکرده بودی،

03:27.603 --> 03:28.729
‫شانس خوبی برای تبرئه شدن بهت می‌داد.

03:28.813 --> 03:30.773
‫اومدم اینجا تا درباره‌ی چندتاشون
‫باهات گپ بزنم.

03:31.649 --> 03:34.110
‫می‌خوام از همون جایی شروع کنم
‫که اون موقع‌ها توش تلپ شده بودی.

03:34.193 --> 03:37.655
‫همون خونه‌ی متروکه
‫توی جاده‌ی پاور لاین. خب؟

03:38.865 --> 03:42.076
‫اون هودی. همونی که قاتل
‫موقع کشتن افسر ورنر تنش بود.

03:42.160 --> 03:45.872
‫پلیس‌ها دو روز بعد از دستگیری تو،
‫اون رو داخل خونه پیدا کردن.

03:45.955 --> 03:49.250
‫اگه همه‌ی اون مدارک رو خونده باشی،
‫می‌دونی که بهشون گفتم مال من نیست.

03:49.333 --> 03:52.503
‫وکیلت کِلی، میگه تو فکر می‌کنی
‫اون هودی رو اونجا جاسازی کردن.

03:52.587 --> 03:55.631
‫اون ۲۰ و چند ساعت اولی
‫که با پلیس‌ها توی اون اتاق بودم،

03:55.715 --> 03:58.092
‫بارها و بارها بهشون گفتم
‫که آدم اشتباهی رو گرفتن.

03:58.843 --> 04:01.554
‫اون‌ها به چیزی نیاز داشتن که باعث شه
‫دست از مقاومت بردارم،

04:01.637 --> 04:04.640
‫واسه همین یه هودی دقیقاً شبیه اون
‫پیدا کردن و گذاشتنش توی خونه.

04:04.724 --> 04:06.726
‫آره، این یه احتمالشـه.

04:08.060 --> 04:11.272
‫یکی دیگه‌ش هم اینـه که مال یکی از اون آدم‌هایی بوده
‫که اون موقع باهاشون زندگی می‌کردی.

04:11.355 --> 04:12.607
‫دوکی یا کرم خاکستری.

04:12.690 --> 04:14.525
‫هیچوقت اسم واقعی‌شون رو فهمیدی؟

04:15.359 --> 04:19.238
‫دیگه اسم مستعارشون به گوشت نخورده؟
‫مثلاً از یه زندانی در اینجا؟

04:19.322 --> 04:21.157
‫هر چیزی که الان بتونـه
‫برای پیدا کردنشون بهم کمک کنـه.

04:21.240 --> 04:22.241
‫نه.

04:22.325 --> 04:24.911
‫و اگه بخوام حدس بزنم،
‫اون بیرون نیستن که بتونی پیداشون کنی.

04:25.495 --> 04:28.206
‫اون‌ها هم مثل من معتاد بودن.

04:28.289 --> 04:30.583
‫آدم‌هایی که اونجوری زندگی می‌کردن،

04:31.167 --> 04:33.711
‫احتمالش بیشتره که هر دوتاشون
‫خیلی وقت پیش مُرده باشن.

04:34.295 --> 04:37.423
‫باشه. بیا درباره‌ی چیزی حرف بزنیم
‫که پلیس اون موقع پیدا نکرد.

04:37.507 --> 04:38.508
‫آلت قتل.

04:38.591 --> 04:41.093
‫فرضیه‌ی سال ۲۰۱۶ این بود
‫که تو یه جوری سربه نیستش کردی.

04:41.177 --> 04:43.346
‫انداختیش توی اقیانوس، توی فاضلاب یا هر چی.

04:44.263 --> 04:47.517
‫ولی کلی بهم میگه که چند ماه پیش
‫دوباره سر و کله‌ش پیدا شده.

04:47.600 --> 04:50.978
‫یکی شش‌تا گلولـه به یه بیلبورد
‫کنار جاده‌ی ۴۴۱ شلیک کرده.

04:51.062 --> 04:52.980
‫بخش بالستیک یا هر چی که هست،

04:53.064 --> 04:56.150
‫پوکه‌ها رو با اسلحه‌ای که افسر ورنر رو
‫کشته بود تطبیق دادن.

04:56.234 --> 04:58.402
‫پلیس به اندازه‌ی ما
‫این موضوع براش جالب نیست.

04:58.486 --> 05:00.696
‫آره، فکر می‌کنن یکی فقط
‫اسلحه‌ی تو رو پیدا کرده،

05:00.780 --> 05:02.698
‫و شلیک به بیلبورد ربطی به ماجرا نداشته.

05:02.782 --> 05:04.075
‫من چی؟

05:04.158 --> 05:05.368
‫این باعث می‌شه از خودم بپرسم

05:05.451 --> 05:08.913
‫که نکنه کسی که واقعاً بابی ورنر رو کشته،
‫هیچوقت سر به نیستش نکرده.

05:08.996 --> 05:12.250
‫فقط تا همین چند ماه پیش ازش برای
‫ارتکاب جرم دیگه‌ای استفاده نکرده بودن.

05:12.333 --> 05:13.876
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

05:14.627 --> 05:15.628
‫امیدوار بودم.

05:16.462 --> 05:18.631
‫ولی اگه واقعاً حبس کشیده باشی، پس می‌دونی.

05:19.298 --> 05:20.424
‫جایی مثل اینجا؟

05:23.135 --> 05:24.470
‫امید داشتن می‌تونـه دردناک باشه.

05:31.644 --> 05:32.645
‫سلام.

05:33.437 --> 05:35.147
‫با گابریل چطور پیش رفت؟

05:35.231 --> 05:37.900
‫چیز زیادی فراتر از همون‌هایی
‫که توی پرونده‌ها بود دستگیرم نشد.

05:37.984 --> 05:39.861
‫خب، نظرت درباره‌ی خودش چیه؟

05:40.528 --> 05:43.739
‫راستش فکر می‌کنم نمی‌شه از این واقعیت
‫که اون اعتراف کرده به سادگی گذشت. واقعاً سخته.

05:43.823 --> 05:47.159
‫ولی همونطور که گفتی... یعنی خودت هم
‫توی پرونده‌ی پدرت نزدیک بود توافق رو بپذیری.

05:47.243 --> 05:50.872
‫آره، ولی من مثل گابریل
‫دچار بی‌خوابی یا خماری نبودم.

05:51.706 --> 05:54.709
‫حسم میگه ممکنه حق با تو باشه.
‫ممکنه بی‌گناه باشه.

05:54.792 --> 05:57.086
‫کاش فقط حس‌های درونی
‫توی دادگاه قابل استناد بودن.

05:57.169 --> 06:00.047
‫اگه بخوایم از اونجا بیاریمش بیرون،
‫به مدارک خیلی بیشتری نیاز داریم.

06:00.131 --> 06:03.634
‫با این حال، یه جورایی خیالم راحته
‫که فکر نمی‌کنی دیوونه‌ام

06:03.718 --> 06:05.011
‫که می‌خوام بهش کمک کنم.

06:05.094 --> 06:06.137
‫اصلاً هم دیوونه نیستی.

06:07.054 --> 06:09.515
‫یه چیز دیگه هم هست
‫که باید در مورد همه‌ی این‌ها بدونی.

06:09.599 --> 06:11.183
‫چیزی که نمی‌خواستم بهت بگم

06:11.267 --> 06:13.269
‫تا وقتی که خودت برداشتت رو
‫از گابریل داشته باشی.

06:13.853 --> 06:14.896
‫باشه.

06:15.730 --> 06:16.981
‫در مورد ملـه.

06:20.651 --> 06:22.528
‫مِل، یه لحظه وقت داری؟

06:22.612 --> 06:24.780
‫برای تو؟ مگه می‌شه نداشته باشم؟

06:30.995 --> 06:33.473
‫حدس می‌زنم اِمی درباره‌ی ملاقات کوتاهـمون
‫توی اون شب بهت گفته باشه.

06:33.497 --> 06:35.851
‫ملاقات کلمه‌ی خنده‌داریه
‫برای توصیف شبیخون زدن توی پارکینگ.

06:35.875 --> 06:38.312
‫اون گفت بهش هشدار دادی
‫که از پرونده‌ی گابریل رومرو دوری کنـه؟

06:38.336 --> 06:41.064
‫به کسی هشدار ندادم. فقط می‌خواستم
‫مطمئن بشم که همه‌ی واقعیت‌ها رو می‌دونه.

06:41.088 --> 06:42.858
‫اگه می‌خواستی بدونه
‫که بابی ورنر رفیقت بوده،

06:42.882 --> 06:44.318
‫تنها کاری که باید می‌کردی
‫این بود که گوشی رو برداری.

06:44.342 --> 06:46.987
‫- در عوض سعی کردی بترسونیش.
‫- ببخشید، مگه آداب‌ معاشرت خاصی لازمه

06:47.011 --> 06:49.811
‫واسه اینکه به یکی بگی به کسی که یه پلیس رو
‫با خونسردی کشته، کمک نکنه؟

06:49.889 --> 06:52.600
‫- می‌فهمم که این موضوع برات شخصیه.
‫- شخصی؟

06:52.683 --> 06:54.727
‫وقتی بابی مُرد،
‫من پشت تلفن باهاش بودم.

06:54.810 --> 06:58.064
‫صدای شلیک‌ها رو شنیدم و هیچ غلطی
‫نمی‌تونستم بکنم تا بهش کمک کنم.

06:58.147 --> 06:59.398
‫هیچکس نمی‌تونست.

06:59.482 --> 07:02.169
‫چون درست بعد از اینکه گابریل رومرو
‫از پشت سر به بابی شلیک کرد،

07:02.193 --> 07:03.986
‫دوتا تیر دیگه هم درست زد اینجا.

07:04.070 --> 07:07.073
‫چرا؟ همه‌اش چون بابی جرات کرده بود
‫چند بار بازداشتش کنه.

07:07.156 --> 07:09.876
‫این همون آدمیه که دوست‌دخترت
‫داره سعی می‌کنه از زندان بیارتش بیرون.

07:12.078 --> 07:13.287
‫تو که در هر صورت قراره بهش کمک کنی.

07:13.371 --> 07:15.790
‫منظورم اینه که اگه در مورد این یارو
‫حق با اِمی باشه...

07:15.873 --> 07:19.335
‫منم شرایط اون رو داشتم،
‫ولی اون با ۱۸ ماه حبس روبرو نیست.

07:19.418 --> 07:21.504
‫اون با حبس ابد روبروئه.

07:21.587 --> 07:23.297
‫هوم.

07:23.381 --> 07:26.926
‫خب، اگه آزاد بشه،
‫شاید اونم بتونه یه کارآگاه خصوصی بشه،

07:27.009 --> 07:28.427
‫اونوقت می‌تونی براش توضیح بدی

07:28.511 --> 07:31.764
‫که چقدر از این کار به این بستگی داره
‫که رفیقای پلیس داشته باشی.

07:31.847 --> 07:34.100
‫اینکه چند وقت یه بار لازمه
‫بهت اطلاعات بدن

07:34.183 --> 07:36.185
‫یا اجازه بدن بری سر صحنه‌ی جرم.

07:36.268 --> 07:40.481
‫و می‌تونی براش توضیح بدی که اونا عمراً
‫همچین کارهایی رو واسه کسی بکنن

07:40.564 --> 07:43.109
‫که سعی کرده به قاتل
‫یکی از خودشون کمک کنه.

07:45.736 --> 07:46.737
‫فهمیدم.

07:48.030 --> 07:51.742
‫و محض احتیاط اگه نفهمیدی،
‫دور و بر اینجا آفتابی نشو.

07:52.368 --> 07:53.828
‫دور و بر منم نپلک.

08:08.467 --> 08:10.177
‫قبلاً عصبانیت مل رو دیده بودم.

08:11.011 --> 08:12.179
‫ولی این یکی فرق داشت.

08:14.140 --> 08:16.308
‫- متاسفم.
‫- کاریش نمی‌شه کرد.

08:16.392 --> 08:20.271
‫اگه مدرکی پیدا کنم که گابریل،
‫بابی ورنر رو نکشته، اونم مجبوره قبول کنه.

08:20.771 --> 08:24.483
‫ولی می‌فهمی دیگه، اگه چیزی پیدا کنم
‫که بگه واقعاً اون کشتتش...

08:24.567 --> 08:26.986
‫نه، اونوقت باید ببریش پیش پلیس.

08:27.069 --> 08:30.406
‫باشه. طبق چیزی که من می‌بینم،
‫دوتا مسیر پیش رومون داریم.

08:30.489 --> 08:33.249
‫اول، اسم‌های مستعار
‫هم‌اتاقی‌های سابق گابریل رو داریم.

08:33.325 --> 08:34.744
‫دوکی و کرم خاکستری.

08:34.827 --> 08:37.389
‫پلیس هیچوقت به خودش زحمت نداد هویتـشون رو بفهمه،
‫چون گابریل اعتراف کرده بود.

08:37.413 --> 08:38.706
‫دلیلی نداشت.

08:38.789 --> 08:41.500
‫اما اگه یکیشون تیرانداز
‫اون سال ۲۰۱۶ بوده باشه...

08:41.584 --> 08:43.627
‫- باید پیداشون کنیم.
‫- آره.

08:43.711 --> 08:46.338
‫ویش، اون توی یه گروه فیسبوکی
‫واسه سابقه‌دارهاست.

08:46.422 --> 08:49.133
‫داره اونجا سرک می‌کشه و می‌پرسه
‫کسی اینا رو می‌شناسه یا نه.

08:49.216 --> 08:51.343
‫منم شاید بتونم در مورد اسم‌ها کمک کنم.

08:51.427 --> 08:55.222
‫شرکت عمرانی اوچوآ مدت زیادیه
‫که داره زاغه‌نشین‌ها رو بیرون می‌کنه.

08:55.306 --> 08:58.392
‫ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی نگه داشتن‌شون خطرناکه.

08:58.476 --> 09:00.102
‫با مامورهای امنیتی صحبت می‌کنم،

09:00.186 --> 09:04.065
‫می‌پرسم کسی تا حالا با یه دوکی
‫یا کرم خاکستری به مشکل خورده یا نه.

09:04.648 --> 09:06.025
‫خدایا، چقدر این اسم‌ها ضایع‌ست.

09:06.108 --> 09:08.319
‫منم میرم سراغ مسیر دوم.
‫مسیر اسلحه.

09:08.402 --> 09:11.173
‫سعی می‌کنم اونی که چند ماه پیش
‫به اون بیلبورد شلیک کرده بود رو پیدا کنم.

09:11.197 --> 09:12.615
‫همون بیلبورد وکیل حوادث.

09:12.698 --> 09:15.242
‫نیک نولان. عصبانی نشو، پولت رو بگیر.

09:15.326 --> 09:18.954
‫اگه به همون اندازه‌ای که به نظر میاد کثیف باشه،
‫قطعاً دشمنای خودش رو داره.

09:19.038 --> 09:22.708
‫سوال اینجاست که ممکنه یکیشون همون کسی باشه
‫که ده سال پیش به یه پلیس شلیک کرده؟

09:34.678 --> 09:36.055
‫خوبه. آره.

09:37.640 --> 09:38.766
‫ببخشید.

09:38.849 --> 09:42.686
‫منظورتون این بود که وقتی لپش رو گرفتین،
‫پرونده‌اش رو شروع می‌کنین؟

09:44.897 --> 09:47.817
‫لیزا، با خانم ملندز تماس بگیر.

09:47.900 --> 09:50.986
‫بهش بگو منظورم چکش بود، نه لپش.

09:52.863 --> 09:54.740
‫لعنت به این مترجم هوش مصنوعی.

09:54.824 --> 09:57.409
‫- ممنون...
‫- آر‌جی دکر هستم.

09:57.493 --> 09:58.702
‫کارآگاه خصوصیم.

09:58.786 --> 10:01.497
‫خب، دفعه‌ی بعد که لازم بود
‫کسی رو تعقیب کنم، اول لیستی.

10:01.580 --> 10:03.791
‫- رزومه‌ات رو بده به لیزا.
‫- دنبال کار نمی‌گردم.

10:03.874 --> 10:05.167
‫دنبال یه اسلحه می‌گردم.

10:05.251 --> 10:06.710
‫دقیقاً همون اسلحه‌ای که باهاش

10:06.794 --> 10:08.730
‫چند ماه پیش به یکی از بیلبوردهاتون
‫شلیک شده.

10:08.754 --> 10:09.964
‫- اون؟
‫- آره.

10:10.047 --> 10:12.633
‫کسی به ذهن‌تون می‌رسه که دلش بخواد
‫از صورت شما

10:12.716 --> 10:13.843
‫به عنوان سیبل تمرینی استفاده کنه؟

10:13.926 --> 10:14.927
‫یه کشو رو انتخاب کن.

10:15.594 --> 10:17.030
‫بعد از سه دهه شکایت کردن از مردم،

10:17.054 --> 10:19.390
‫شکست دادنشون تو دادگاه و
‫کلاً رو مخ مردم راه رفتن،

10:19.473 --> 10:21.892
‫لیست مظنون‌های احتمالی خیلی طولانیـه.

10:21.976 --> 10:23.936
‫فهمیدم.

10:29.733 --> 10:31.193
‫- آقای دکر؟
‫- بله؟

10:31.819 --> 10:35.865
‫شاید آقای نولان نگران کسی
‫که به بیلبوردش شلیک کرده نباشه،

10:36.532 --> 10:37.950
‫ولی بعضی از ما هستیم.

10:39.076 --> 10:41.537
‫من کارآگاه نیستم،
‫ولی یکم سرک کشیدم.

10:41.620 --> 10:44.665
‫یه لیست از آدم‌هایی که واقعاً
‫از نیک عصبانی بودن آماده کردم،

10:44.748 --> 10:46.167
‫تقریباً همون موقع‌هایی که اون...

10:47.334 --> 10:49.170
‫اتفاق افتاد.

10:49.253 --> 10:50.671
‫باشه. خب...

10:51.672 --> 10:53.799
‫خیلی ممنون. این فوق‌العاده‌ست.

10:53.883 --> 10:55.301
‫اه...

10:55.384 --> 10:58.679
‫مطمئنی نمی‌خوای رزومه‌ات رو
‫پیش من بذاری؟

11:01.974 --> 11:03.142
‫شاید یه وقت دیگه.

11:17.823 --> 11:18.824
‫مل.

11:19.658 --> 11:20.784
‫وای خدای من.

11:21.619 --> 11:23.245
‫غافلگیر شدم.

11:23.329 --> 11:24.997
‫- سلام جس.
‫- سلام.

11:28.334 --> 11:29.501
‫چی شده؟

11:31.378 --> 11:33.339
‫قراره دوباره همه‌چی از اول شروع بشه.

11:33.422 --> 11:35.507
‫وکیل‌ها، خبرنگارها،

11:35.591 --> 11:38.761
‫هر کسی که در مورد گابریل رومرو
‫نظری واسه خودش داشته...

11:38.844 --> 11:40.930
‫فقط میان و هر چی دلشون می‌خواد میگن.

11:42.014 --> 11:44.475
‫نمی‌دونم به پدر و مادر بابی چی بگم.

11:44.558 --> 11:46.894
‫ببین، اگه بخوای، منم باهاشون حرف می‌زنم.

11:49.980 --> 11:54.318
‫آخرین باری که گابریل سعی کرد درخواست فرجام بده،
‫دنیل خیلی کوچک بود.

11:54.985 --> 11:56.153
‫ولی الان دیگه اونقدر بزرگ شده

11:56.237 --> 12:00.491
‫که بشنوه بچه‌های مدرسه دارن میگن
‫چطور ممکنه قاتل پدرش آزاد بشه.

12:01.075 --> 12:02.910
‫- آخه اون خودش اعتراف کرد.
‫- می‌دونم.

12:02.993 --> 12:05.204
‫چرا نمی‌تونیم به آرامش برسیم؟ حق‌مون نیست؟

12:11.669 --> 12:12.836
‫وقتی بابی مُرد،

12:13.712 --> 12:15.881
‫تو واسه‌مون غذا آوردی،

12:15.965 --> 12:17.591
‫کمد بابی رو خالی کردی...

12:18.384 --> 12:20.177
‫تو کنارمون بودی.

12:20.970 --> 12:23.097
‫حتی بعد از اینکه بقیه رفتن دنبال زندگی خودشون.

12:23.973 --> 12:24.974
‫هنوزم هستم.

12:25.516 --> 12:28.686
‫و ببین، این قضیه‌ی گابریل ممکنه
‫به جایی نرسه.

12:28.769 --> 12:31.188
‫فقط نمی‌خواستم دوباره یهو غافلگیر بشی.

12:31.272 --> 12:33.190
‫می‌خواستم آمادگی داشته باشی.

12:34.650 --> 12:35.859
‫ممنون.

12:36.568 --> 12:37.736
‫واسه همه‌چی.

13:01.385 --> 13:02.845
‫لباس قشنگیه.

13:02.928 --> 13:04.305
‫هیگینز و تی‌سی رو هم آوردی؟

13:06.181 --> 13:08.309
‫گریف ساندرز امشب شیفته؟

13:08.392 --> 13:10.894
‫آره. شنل سبز پوشیده، داره شات می‌فروشه.

13:10.978 --> 13:12.229
‫حله. دمت گرم.

13:19.862 --> 13:20.863
‫شات پلاسما می‌خوای؟

13:20.946 --> 13:24.616
‫آره، منم دنبال شاتم، ولی با یه کالیبر دیگه.

13:25.492 --> 13:27.077
‫نیک نولان، وکیل حوادث.

13:27.161 --> 13:30.456
‫چند ماه پیش یه نفر شش‌تا تیر
‫به یکی از بیلبورداش زد.

13:31.415 --> 13:33.000
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی مرد؟

13:33.500 --> 13:35.044
‫نیک سه بار ازت شهادت گرفت

13:35.127 --> 13:37.355
‫به عنوان شاهد علیه رستورانی
‫که قبلاً توش کار می‌کردی.

13:37.379 --> 13:38.922
‫سه بار برای یه پرونده‌ی سُر خوردن و افتادن.

13:39.006 --> 13:42.342
‫برای ساعت‌های کاری نیک عالی بود، اما برای تو نه.
‫رستوران اخراجت کرد.

13:42.426 --> 13:45.596
‫چند روز بعد، یکی عکس صورت نیک رو
‫روی تابلوی تبلیغاتیش سوراخ‌سوراخ کرد.

13:46.096 --> 13:47.723
‫تصادف عجیبیـه، فکر نمی‌کنی؟

13:47.806 --> 13:50.851
‫گریف، می‌تونی با من حرف بزنی،
‫یا اینکه با پلیس‌ها حرف بزنی.

13:50.934 --> 13:52.269
‫من گریف نیستم.

13:53.062 --> 13:55.564
‫من ماروَم. اون گریفـه.

14:08.000 --> 14:15.000
آوا‌مــووی

14:27.054 --> 14:28.347
‫ای بابا.

14:29.556 --> 14:32.267
‫آره. فکر می‌کردم کل اعضای اونجرز لازم باشن

14:32.351 --> 14:34.394
‫تا بتونن دکتر دوم رو شکست بدن، اما نه.

14:35.270 --> 14:37.731
‫فقط یه شنل لازم بود
‫که باید قدش رو کوتاه می‌کرد.

14:39.149 --> 14:40.150
‫باشه.

14:45.656 --> 14:47.616
‫- چند سالته؟
‫- نوزده.

14:47.699 --> 14:49.451
‫نوزده سالته؟ ثابت کن.

14:55.290 --> 14:57.209
‫چرا اینقدر ناامید به نظر می‌رسی؟

14:57.292 --> 15:00.003
‫چون گریف، مگه اینکه نسبت به سنت
‫خیلی جلوتر بوده باشی،

15:00.087 --> 15:03.048
‫وگرنه فکر نمی‌کنم وقتی نُه سالت بود
‫یه پلیس رو کشته باشی.

15:08.303 --> 15:11.765
‫باورم نمی‌شه. یه پلیس.
‫با اسلحه‌ی من یه پلیس رو کشتن.

15:11.849 --> 15:16.186
‫آره و ببین گریف، باید بدونم از کجا آوردیش، خب؟

15:16.270 --> 15:19.398
‫- از کسی... خریدیش؟
‫- نه نه، پیداش کردم.

15:19.481 --> 15:20.482
‫کجا؟

15:21.191 --> 15:24.111
‫توی سطل آشغال. باشه، بچه بودم.
‫مال حدوداً ده سال پیشـه.

15:24.194 --> 15:27.156
‫داشتم دنبال بطری برای بازیافت می‌گشتم،
‫پول پس‌انداز می‌کردم برای ماینکرفت جدید.

15:27.239 --> 15:28.949
‫فکر کردم چیز باحالیـه، برای همین برداشتمش.

15:29.032 --> 15:33.036
‫- احمقانه بود، می‌دونم، ولی...
‫- آره، نُه سالت بود. مشکلی نیست.

15:34.621 --> 15:37.416
‫من و مامانم اون موقع‌ها
‫توی یه محله‌ی داغون زندگی می‌کردیم.

15:37.499 --> 15:41.128
‫فکر می‌کردم می‌شه با اسلحه از خودمون محافظت کنیم،
‫می‌دونی، اگه یه آدم‌بد بیاد تو،

15:41.211 --> 15:43.005
‫که خوشبختانه هیچوقت این اتفاق نیفتاد،

15:43.088 --> 15:45.257
‫و آخرش هم به یه محله‌ی خیلی خوب
‫اسباب‌کشی کردیم.

15:45.340 --> 15:48.218
‫فقط نگهش داشتم چون راستش

15:48.302 --> 15:50.179
‫نمی‌دونستم چجوری از شرش خلاص شم.

15:50.262 --> 15:52.014
‫و جالبیش اینجاست که حتی یک‌بار هم
‫باهاش شلیک نکردم.

15:53.182 --> 15:55.809
‫باشه ببین، تا وقتی که اون نیک چرب‌زبون
‫باعث شد کارم رو از دست بدم.

15:55.893 --> 15:58.854
‫عصبانی شدم. مست کردم
‫و زدم تابلوی تبلیغاتیش رو سوراخ‌سوراخ کردم.

15:59.563 --> 16:02.274
‫- هنوز اسلحه رو داری، درسته؟
‫- آره، توی آپارتمانمه.

16:02.900 --> 16:05.527
‫فقط دنبالم بیا تا خونه
‫و اون ماسماسک کوفتی رو بهت میدم.

16:08.113 --> 16:10.866
‫توی کار من، با اسلحه‌های قتل زیادی
‫سر و کار داشتم،

16:10.949 --> 16:12.367
‫اما این...

16:12.993 --> 16:16.288
‫این اولین اسلحه‌ایـه که می‌بینم
‫جون یه پلیس رو گرفته.

16:16.788 --> 16:18.123
‫آره.

16:18.207 --> 16:19.750
‫یه جورایی متفاوته.

16:20.417 --> 16:22.628
‫و می‌خواستی من ببینمش چون...

16:23.295 --> 16:25.214
‫به کمکت نیاز دارم.

16:25.297 --> 16:27.799
‫من تکنسین صحنه‌ی جرم نیستم،
‫اما سعی می‌کنم اطلاعاتم رو بروز نگه دارم.

16:27.883 --> 16:29.509
‫می‌دونم یه نوع اسکنر وجود داره

16:29.593 --> 16:31.553
‫که می‌تونه رد حک‌شده‌ی عمیق رو
‫توی فلز اسلحه پیدا کنه،

16:31.637 --> 16:34.056
‫حتی اگه اون فلز تراشیده شده باشه...

16:35.015 --> 16:37.142
‫مثلاً روح یه شماره سریال رو.

16:37.226 --> 16:39.686
‫آره، داری در مورد اسکنر
‫مگنتو-اُپتیکال حرف می‌زنی.

16:39.770 --> 16:41.688
‫- بله.
‫- پس می‌خوای من این رو بردارم ببرم

16:41.772 --> 16:45.734
‫آزمایشگاه تشخیص هویت و از اسکنرمون استفاده کنم
‫تا بفهمم از کجا اومده؟

16:45.817 --> 16:49.112
‫آره، منظورم اینه که اگه این واقعاً همون
‫اسلحه‌ای باشه که بابی ورنر رو کشته،

16:49.196 --> 16:52.324
‫شماره سریال می‌تونه ما رو
‫به کسی برسونه که واقعاً این کار رو کرده.

16:52.407 --> 16:55.911
‫چون اون آدم قطعاً نمی‌تونه
‫گابریل رومرو باشه؟

16:55.994 --> 16:57.246
‫نه، من همچین حرفی نزدم.

16:57.329 --> 17:00.049
‫اگه شماره سریال ما رو به گابریل رسوند،
‫باشه، اون موقع دیگه مطمئن می‌شیم.

17:00.082 --> 17:03.418
‫نه، خوب نیست، چون اونوقت من
‫یه مشت قانون رو الکی زیر پا گذاشتم.

17:03.502 --> 17:05.939
‫تنها کاری که دارم می‌کنم اینه که حقیقت رو
‫درباره‌ی اتفاق اون شب پیدا کنم.

17:05.963 --> 17:08.840
‫پس اگه کمکت نکنم، یعنی آدمی هستم
‫که براش حقیقت اهمیتی نداره؟

17:08.924 --> 17:10.050
‫نه نه.

17:10.676 --> 17:12.761
‫نه، معذرت می‌خوام.
‫نه، منظورم این نبود.

17:12.844 --> 17:14.888
‫من ممکنه پلیس نباشم،

17:15.597 --> 17:17.516
‫اما باهاشون کار می‌کنم.

17:17.599 --> 17:19.977
‫اون‌ها جوری با من رفتار می‌کنن
‫انگار یکی از خودشونم.

17:20.602 --> 17:23.897
‫کمک کردن به کسی مثل گابریل رومرو،
‫فقط باز کردن یه زخم قدیمی نیست،

17:23.981 --> 17:27.025
‫بلکه انگار دارم با هر دو دستم
‫اون زخم رو باز می‌کنم و پاره‌اش می‌کنم.

17:27.109 --> 17:28.819
‫باشه، می‌فهمم. واقعاً می‌فهمم.

17:29.486 --> 17:31.863
‫اما فقط برای یه لحظه فرض کن،
‫فرض کن گابریل این کار رو نکرده.

17:31.947 --> 17:33.991
‫فرض کن شماره سریال
‫من رو به یه جای دیگه برسونه.

17:34.074 --> 17:37.494
‫اون‌ها از اینکه قاتل واقعی یه پلیس
‫به سزای عملش برسه استقبال نمی‌کنن؟

17:38.412 --> 17:39.413
‫نمی‌تونم.

17:40.664 --> 17:41.873
‫نمی‌تونم بهت کمک کنم.

17:41.957 --> 17:43.292
‫متاسفم.

17:47.337 --> 17:48.338
‫اما...

17:50.007 --> 17:51.592
‫آزمایشگاه هاربر فورنزیک شاید بتونه.

17:51.675 --> 17:53.176
‫اون‌ها یه آزمایشگاه مستقل هستن.

17:53.260 --> 17:57.723
‫بعضی وقت‌ها که سرمون خیلی شلوغـه،
‫بخشی از کارهامون رو به اون‌ها می‌سپریم.

17:57.806 --> 18:00.034
‫اگه پولش رو داشته باشی،
‫هر تستی که بخوای برات انجام میدن.

18:00.058 --> 18:02.686
‫اما این رو از من نشنیدی آرجی، باشه؟

18:03.520 --> 18:04.521
‫ممنون.

18:10.736 --> 18:12.070
‫ببینم چی داریم...

18:12.571 --> 18:13.572
‫ایناهاشی.

18:14.489 --> 18:16.199
‫عزیزم...

18:16.283 --> 18:18.910
‫این دومین صبح پیاپیـه
‫که ساعت ۵ صبح بیدار می‌شم

18:18.994 --> 18:21.330
‫و می‌بینم جای تو توی تخت خالیـه.

18:21.413 --> 18:23.693
‫عجیبه، با توجه به اینکه شیفتت
‫قراره ساعت ۹ شروع بشه.

18:23.749 --> 18:28.253
‫کلی کار دارم، برای همین فکر کردم
‫زودتر شروع کنم، ولی این بهم کمک می‌کنه.

18:28.337 --> 18:29.421
‫ممنون.

18:30.172 --> 18:33.091
‫این کارها، دلیل همون اتفاق اون شب هم هست
‫که یهو جوری از خواب پریدی

18:33.175 --> 18:34.551
‫انگار بهت برق وصل کردن؟

18:37.262 --> 18:38.263
‫یه خبری هست.

18:38.930 --> 18:40.432
‫نمی‌خوای در موردش بهم بگی؟

18:43.393 --> 18:47.439
‫تا الان خوب بود که تو و آرجی
‫اینقدر شریک‌های کاری خوبی بودید،

18:47.522 --> 18:51.193
‫اما تو پلیسی و برای مردم کار می‌کنی.

18:51.276 --> 18:54.780
‫اون یه کارآگاه خصوصیه که برای
‫آدم‌هایی کار می‌کنه که بهش پول میدن.

18:54.863 --> 18:57.884
‫یه چیزی مثل این، که شما دوتا خودتون رو
‫در دو طرف مقابل یه پرونده می‌بینید،

18:57.908 --> 18:59.701
‫- یه جورایی اجتناب‌ناپذیر بود، نه؟
‫- نه.

18:59.785 --> 19:03.747
‫من انتخاب نکردم که اون شب قتل،
‫پشت تلفن با بابی باشم.

19:03.830 --> 19:06.458
‫آرجی انتخاب کرد که سعی کنه
‫به کسی که این کار رو کرده کمک کنه،

19:06.541 --> 19:07.751
‫و می‌تونست بگه نه.

19:07.834 --> 19:11.421
‫می‌تونست به اِمی بگه بره سراغ یه کارآگاه خصوصی دیگه
‫و این فقط عصبانیم نمی‌کنه.

19:11.505 --> 19:12.506
‫این...

19:13.423 --> 19:14.424
‫درد داره.

19:15.842 --> 19:19.221
‫متاسفم. نمی‌خواستم این‌ها رو بهت بگم.
‫نمی‌خواستم تو رو بندازم وسط ماجرا.

19:19.721 --> 19:21.014
‫وسط؟

19:21.515 --> 19:22.683
‫وسطی وجود نداره.

19:23.600 --> 19:25.519
‫فقط ما هستیم، من و تو.

19:26.103 --> 19:28.146
‫بقیه‌ی چیزها همه‌اش سر و صدای الکیـه.

19:28.814 --> 19:30.065
‫می‌دونم چی پیدا کردم.

19:34.903 --> 19:37.197
‫دوکی رو پیدا کردم.

19:39.074 --> 19:41.201
‫ببخشید، اینجا نه.

19:41.284 --> 19:42.619
‫اسم یه نفره.

19:42.703 --> 19:44.287
‫اینجا خیلی تمیزه.

19:47.999 --> 19:50.252
‫یه مامور نگهبان سابق اون رو یادش بود.

19:50.335 --> 19:52.796
‫توی سال‌های قبل و بعد از قتل،

19:52.879 --> 19:56.216
‫حداقل دوازده بار از ساختمون‌های اوچوآ
‫انداخته بودنش بیرون.

19:56.299 --> 19:58.677
‫اسم واقعیش مارکو دوکین بود.

19:58.760 --> 20:00.053
‫بود.

20:00.137 --> 20:01.680
‫چهار سال پیش مُرد. اوردوز کرد.

20:01.763 --> 20:04.599
‫باشه. اگه اون همون کسی بوده
‫که بابی رو کشته،

20:04.683 --> 20:06.601
‫ثابت کردنش الان دیگه
‫خیلی سخت‌تر شد.

20:06.685 --> 20:07.686
‫آره.

20:07.769 --> 20:09.896
‫- ترودی کیه؟
‫- چی؟

20:09.980 --> 20:13.608
‫از ویش پرسیدم جستجو برای اون یکی ولگرد
‫چطور پیش میره، کرم خاکستری.

20:13.692 --> 20:15.527
‫- ببخشید.
‫- گفت تعریفی نداره،

20:15.610 --> 20:18.572
‫اما به آزمایشگاهی اشاره کرد که ترودی
‫بهت گفته بود اسلحه رو ببری اونجا.

20:18.655 --> 20:20.824
‫اون توی بخش بررسی صحنه‌ی جرمه
‫یا یه همچین چیزی؟

20:20.907 --> 20:23.285
‫آره، یه جورایی.

20:24.536 --> 20:26.747
‫اوه.

20:26.830 --> 20:27.998
‫اوه!

20:29.624 --> 20:31.543
‫ترودی یه دوسته.

20:32.127 --> 20:33.795
‫- تقریباً آره.
‫- هوم.

20:34.379 --> 20:35.881
‫باشه، مشکلی نیست.

20:36.506 --> 20:40.552
‫جدی میگم، یعنی...
‫...ما اجازه داریم دوست داشته باشیم.

20:41.052 --> 20:42.763
‫- منم دوست دارم.
‫- داری؟

20:43.388 --> 20:47.726
‫دوست‌های معمولی دارم،
‫نه اینکه می‌دونی، دوست.

20:48.935 --> 20:50.103
‫حداقل الان نه.

20:50.604 --> 20:52.272
‫- داشتن دوست خوبه.
‫- آره.

20:52.939 --> 20:54.399
‫آره.

20:54.483 --> 20:56.777
‫آره، آزمایشگاه هاربر فورنزیک.

20:56.860 --> 20:59.529
‫این همون آزمایشگاهیه که اسلحه رو بردم.

20:59.613 --> 21:02.908
‫اون‌ها با موفقیت شماره سریال رو بازیابی کردن.

21:02.991 --> 21:05.869
‫آخرین مالک ثبت‌شده،
‫شخصی به اسم آرتور لنگفورد بود.

21:06.703 --> 21:07.704
‫هوم.

21:07.788 --> 21:10.457
‫- چیه؟
‫- اون سال ۱۹۹۷ مُرده.

21:10.540 --> 21:13.335
‫نمی‌تونسته بابی ورنر رو
‫توی سال ۲۰۱۶ کشته باشه.

21:14.503 --> 21:17.255
‫طبق این مدرک،
‫بیوه‌اش هنوز توی بوکا زندگی می‌کنه.

21:17.339 --> 21:21.551
‫شاید اون بتونه توضیح بده که اسلحه‌ی شوهرش
‫چجوری سر از دست قاتل یه پلیس درآورده.

21:22.594 --> 21:28.558
‫می‌خواستید از من درباره‌ی
‫اسلحه‌ای که آرتور داشت بپرسید؟

21:28.642 --> 21:29.810
‫بله، همینطوره.

21:29.893 --> 21:31.561
‫این همون اسلحه‌ست، یه برتا ۹۲.

21:32.270 --> 21:34.689
‫متاسفانه از این اسلحه
‫توی یه جرم استفاده شده.

21:34.773 --> 21:38.777
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چجوری از آرتور
‫رسیده به دست کسی که باهاش بوده.

21:38.860 --> 21:43.031
‫خب، اگه این همون اسلحه‌ای باشه که فکر می‌کنم،
‫حدود ده سال پیش گم شد.

21:43.532 --> 21:46.618
‫داشتم خونه رو تغییر می‌دادم
‫تا جابجا شدن توش راحت‌تر بشه.

21:47.410 --> 21:51.581
‫مجبور شدم کلی چیز میز رو جابجا کنم،
‫از جمله کمد اسلحه‌ی آرتور رو.

21:52.207 --> 21:53.875
‫اون موقع بود که فهمیدم نیست.

21:54.459 --> 21:55.794
‫و گزارش گم شدنش رو دادید؟

21:55.877 --> 21:57.337
‫البته که دادم.

21:58.588 --> 22:01.633
‫همون موقع به نوه‌ی برادرم، فلین،
‫قضیه رو گفتم.

22:01.716 --> 22:03.301
‫اون موقع پلیس بود.

22:04.970 --> 22:05.971
‫ببخشید.

22:06.054 --> 22:09.140
‫الان گفتید که...
‫نوه‌ی برادرتون پلیس بود؟

22:09.891 --> 22:11.268
‫سلام.

22:11.351 --> 22:14.688
‫سلام، اسم فلین مگنسن
‫برات آشنا نیست؟

22:14.771 --> 22:17.983
‫البته.
‫اون سال ۲۰۱۶ همکار بابی ورنر بود.

22:18.650 --> 22:21.111
‫آره خب، ممکنه خیلی فراتر از این‌ها باشه.

22:21.194 --> 22:23.822
‫ممکنه همون کسی باشه
‫که نقشه‌ی قتل بابی رو کشیده.

22:34.416 --> 22:36.310
‫سلام، می‌شه اسمـتون رو بگید
‫و اینکه برای دیدن کی اومدید؟

22:36.334 --> 22:38.753
‫آره، اسمم آرجی دکره و اتفاقاً فلین،

22:39.588 --> 22:40.755
‫اومدم که تو رو ببینم.

22:42.549 --> 22:45.051
‫مطمئنی اسلحه‌ی عموم بود
‫که بابی رو کشت؟

22:46.011 --> 22:47.679
‫فکر کنم منظورت اسلحه‌ی خودت بود، نه؟

22:47.762 --> 22:50.974
‫حداقل بعد از اینکه از خونه‌ی عمه‌ات دزدیدیش،
‫شد اسلحه‌ی تو.

22:51.057 --> 22:54.436
‫می‌دونم دیگه پلیس نیستی،
‫اما هنوزم مالکیت نُه‌دهمِ قانونه.

22:54.519 --> 22:55.812
‫درست میگم؟

22:56.438 --> 22:57.856
‫آره، در موردت تحقیق کردم.

22:57.939 --> 22:59.190
‫شش ماه بعد از مرگ بابی،

22:59.274 --> 23:01.735
‫متهم شدی به استفاده‌ی بیش از حد از زور
‫علیه یه سارق فروشگاه.

23:01.818 --> 23:05.113
‫تو و اداره‌ی پلیس، راهـتون از هم جدا شد.

23:05.196 --> 23:06.632
‫این چه ربطی به موضوع داره؟

23:06.656 --> 23:09.534
‫خب، باعث شد فکر کنم که نکنه
‫این فقط یه اتفاق یک‌باره نبوده.

23:09.618 --> 23:11.286
‫بخشی از یه الگو بوده.

23:11.369 --> 23:12.913
‫شاید الگویی که بابی دوست نداشته.

23:14.164 --> 23:16.458
‫شاید می‌خواسته گزارشت رو بده، تو فهمیدی،

23:17.167 --> 23:18.436
‫و براش تله گذاشتی تا کشته بشه.

23:18.460 --> 23:19.628
‫چی؟

23:19.711 --> 23:21.314
‫وگرنه چرا باید اسلحه‌ی عموت رو می‌دزدیدی؟

23:21.338 --> 23:23.256
‫چرا باید شماره سریال‌ها رو می‌تراشیدی؟

23:23.340 --> 23:24.591
‫قرار بود که...

23:26.259 --> 23:27.761
‫قرار بود یه اسلحه‌ی جاساز باشه.

23:28.428 --> 23:31.765
‫چیزی که اگه من یا بابی مجبور شدیم به کسی شلیک کنیم،
‫بذارم اونجا تا شلیک رو توجیه کنم.

23:31.848 --> 23:33.808
‫وقتی شروع کردم اسلحه رو با خودم
‫بیارم سر گشت‌زنی،

23:34.309 --> 23:36.069
‫فکر نمی‌کردم فقط دارم از خودم
‫محافظت می‌کنم.

23:36.102 --> 23:37.604
‫فکر می‌کردم دارم از بابی هم محافظت می‌کنم.

23:38.229 --> 23:40.023
‫اما وقتی بهش گفتم، قاطی کرد.

23:40.106 --> 23:41.858
‫گفت یا اسلحه باید بره یا اون.

23:45.779 --> 23:47.197
‫پسر، بعد از اینکه بابی مُرد، من فقط...

23:49.532 --> 23:50.825
‫کنترلم رو از دست دادم.

23:50.909 --> 23:52.953
‫آخرش تشخیص دادن که پی‌تی‌اِس‌دی دارم،

23:53.036 --> 23:55.372
‫اما اون مال بعد از وقتی بود
‫که به اون سارق صدمه زدم.

23:57.540 --> 24:00.502
‫اما می‌فهمی که هیچکدوم از این‌ها توضیح نمیده
‫چجوری اسلحه‌ی تو سر از

24:00.585 --> 24:02.295
‫دست یه قاتل درآورده، درسته؟

24:03.254 --> 24:05.715
‫بعد از اینکه با بابی حرف زدم،
‫اسلحه رو آوردم خونه.

24:05.799 --> 24:09.552
‫قبل از اینکه بفهمم باید باهاش چی کار کنم،
‫یه شب یکی اومد دزدی.

24:09.636 --> 24:13.431
‫لپ‌تاپم، چندتا ساعت، اسلحه، همه‌اش رفت.

24:13.515 --> 24:15.433
‫لپ‌تاپ و ساعت‌ها برام مهم نبودن،

24:15.517 --> 24:18.937
‫اما اسلحه، اینکه می‌دونستم دست یه مجرمه،

24:19.020 --> 24:21.773
‫کسی که ممکنه ازش استفاده کنه،
‫وحشت‌زده‌ام می‌کرد.

24:22.941 --> 24:24.919
‫انگار حقم بود بترسم،
‫چون الان داری بهم میگی

24:24.943 --> 24:26.319
‫که رسیده به دست گابریل رومرو.

24:27.028 --> 24:30.031
‫رسیده به دست یه نفر.
‫مطمئن نیستم اون آدم گابریل بوده باشه.

24:30.699 --> 24:31.741
‫یه چیز رو مطمئنم.

24:31.825 --> 24:33.719
‫رومرو اون کسی نبود
‫که اومد توی آپارتمانم دزدی.

24:33.743 --> 24:35.370
‫چی؟ منظورت چیه؟

24:35.453 --> 24:36.913
‫نمی‌تونستم گزارش بدم چه اتفاقی افتاده

24:36.997 --> 24:39.374
‫چون اگه کسی غیر از خودم
‫اون آدم رو پیدا می‌کرد...

24:39.457 --> 24:41.584
‫آره، می‌تونستن در مورد
‫اسلحه‌ی جاساز بهشون بگن.

24:41.668 --> 24:43.461
‫برای همین خودم تحقیق کردم.

24:43.545 --> 24:45.314
‫چندتا اثر انگشت پیدا کردم،
‫از آزمایشگاه خواستم بررسیشون کنن،

24:45.338 --> 24:47.674
‫گفتم مربوط به یه قضیه‌ی دیگه‌ست
‫که دارم روش کمک می‌کنم،

24:47.757 --> 24:50.802
‫یه فروشگاه توی بلوار سانرایز
‫که روش گرافیتی می‌کشیدن.

24:50.885 --> 24:53.013
‫- باشه. و چی شد؟
‫- هیچی پیدا نشد.

24:54.222 --> 24:56.725
‫گابریل اون موقع توی سیستم بود.

24:56.808 --> 24:59.352
‫اسمش باید بالا میومد، ولی نیومد.

25:00.520 --> 25:03.148
‫اون فروشگاهی که روش گرافیتی می‌کشیدن،
‫اسمش یادت هست؟

25:10.530 --> 25:13.575
‫حدس می‌زنم ازم خواستی اینجا ببینمت
‫تا مل تو رو نبینه؟

25:14.200 --> 25:17.245
‫یا چی، به جای اسلحه،
‫این بار یه جسد آوردی که ببینم؟

25:17.328 --> 25:19.330
‫نه نه، نه اسلحه، نه جسد.

25:20.081 --> 25:21.249
‫باشه.

25:22.125 --> 25:23.126
‫اما به کمکت نیاز دارم.

25:23.752 --> 25:24.753
‫اوهوم.

25:24.836 --> 25:27.380
‫سال ۲۰۱۶، یه هفته قبل از اینکه
‫بابی ورنر کشته بشه،

25:27.464 --> 25:29.632
‫همکارش از آزمایشگاه تشخیص هویت خواست
‫که چندتا اثر انگشت رو بررسی کنن.

25:30.300 --> 25:32.403
‫گفت اون‌ها مال کسی هستن که به یه فروشگاه
‫آسیب زده به اسم

25:32.427 --> 25:34.071
‫سند دالر بیچ‌ور، اما نبودن.

25:34.095 --> 25:35.855
‫اون‌ها توی صحنه‌ی یه جرم دیگه
‫به جا مونده بودن.

25:35.889 --> 25:38.641
‫سرقت همون اسلحه‌ای
‫که بابی ورنر باهاش کشته شد.

25:38.725 --> 25:39.976
‫- چی؟
‫- آره.

25:40.560 --> 25:42.580
‫ده سال پیش، هیچ موردی
‫مشابه اون اثر انگشت‌ها پیدا نشد،

25:42.604 --> 25:45.884
‫اما ممکنه کسی که واقعاً این کار رو کرده،
‫از اون موقع تا حالا جرم‌های دیگه‌ای مرتکب شده باشه.

25:45.940 --> 25:47.776
‫اگه حتی برای یکی از اون‌ها
‫بازداشت شده باشه...

25:47.859 --> 25:50.278
‫آره، الان دیگه توی سیستم هست.

25:50.361 --> 25:51.613
‫بله.

25:52.530 --> 25:54.240
‫- باشه.
‫- چی؟

25:54.324 --> 25:57.660
‫فقط... فکر کردم دیروز
‫منظورم رو واضح رسوندم

25:57.744 --> 26:00.288
‫که اصلاً با کمک کردن بهت توی این مورد راحت نیستم.

26:00.789 --> 26:01.790
‫همینطوره.

26:01.873 --> 26:04.000
‫آرجی، یادت میاد چجوری باهم آشنا شدیم؟

26:04.084 --> 26:06.669
‫اون موقع هم ازم خواستی انگشت‌نگاری کنم.

26:06.753 --> 26:08.922
‫مگه نه؟ داشتی سعی می‌کردی
‫به اِکست اِمی، کمک کنی.

26:09.506 --> 26:11.841
‫باعث می‌شه به تمایلت شک کنم،

26:11.925 --> 26:15.720
‫که برگردی و دوباره ازم کمک بخوای، اونم برعلیه مل،
‫حتی بعد از اینکه بهت گفتم این کار رو نکن.

26:16.429 --> 26:19.307
‫منظورم اینه که، چقدر از این قضایا واقعاً
‫بخاطر کمک به گابریل رومروئه

26:19.891 --> 26:21.851
‫و چقدرش بخاطر کمک کردن به اِمیـه؟

26:24.437 --> 26:27.649
‫کاری که من دارم سعی می‌کنم اینجا انجام بدم،
‫آزاد کردن یه آدمیه که ممکنه بی‌گناه باشه،

26:27.732 --> 26:30.985
‫و گرفتن کسیه که ممکنه یه پلیس رو
‫کشته باشه این هیچ ربطی به ما نداره.

26:31.069 --> 26:32.946
‫هیچی. این مسئله بزرگتر از ماست.

26:33.029 --> 26:36.825
‫موافقم. سوال اینجاست که
‫آیا بزرگتر از تو و اِمی هم هست؟

26:42.247 --> 26:43.248
‫درسته.

26:44.332 --> 26:48.044
‫باشه، می‌گردم تا گزارش سند دالر بیچ‌ور
‫مال سال ۲۰۱۶ رو پیدا کنم.

26:48.128 --> 26:51.381
‫دوباره انگشت‌نگاری‌ها رو چک می‌کنم.
‫اگه چیزی ازش دربیاد، بهت زنگ می‌زنم.

26:53.341 --> 26:54.801
‫اگه درنیاد، زنگ نمی‌زنم.

27:03.017 --> 27:06.521
‫- سلام رفیق.
‫- مانولو رو توی آپالاچی یادت هست؟

27:06.604 --> 27:09.149
‫آره، یه تریلر اسب دزدیده بود،

27:09.232 --> 27:11.943
‫تهش هم به اتهام آدم‌ربایی ختم شد،
‫چون یه چابک‌سوار داخلش بود.

27:12.026 --> 27:13.820
‫خب، مانولو الان آزاد شده.

27:13.903 --> 27:18.199
‫یه آمار از اون یکی پسره بهم داد
‫که گابریل باهاش هم‌خونه بود، کرم خاکستری.

27:18.700 --> 27:20.580
‫بدبختانه، آدرس جدیدی ازش نداشت،

27:20.618 --> 27:25.081
‫اما مانولو می‌دونست که کرم خاکستری
‫امروز ساعت ۵ کجا می‌خواد باشه.

27:26.457 --> 27:28.376
‫از وقتی پاک شدم دیگه کسی بهم نگفته کرم خاکستری.

27:29.878 --> 27:31.129
‫شش ساله.

27:31.963 --> 27:35.008
‫مردم قبلاً فکر می‌کردن شبیه اون شخصیت
‫گیم آو ترونز هستم.

27:36.009 --> 27:39.053
‫لاغر، ساکت، خطرناک.

27:40.305 --> 27:41.848
‫مواد توی هر سه‌تاش نقش داشت.

27:42.473 --> 27:45.310
‫اون موقع‌ها زیاد با پلیس‌ها درگیری داشتی؟

27:45.393 --> 27:47.437
‫زیاد یعنی چقدر؟

27:52.483 --> 27:55.695
‫ببینید، اگه اومدید اینجا ازم بپرسید
‫که به گابریل کمک کردم اون پلیس رو بکشه، پس...

27:55.778 --> 27:58.323
‫راستش، ما فکر نمی‌کنیم
‫کسی به گابریل کمک کرده باشه.

27:58.406 --> 28:00.408
‫حتی فکر نمی‌کنیم اون اصلاً
‫ربطی به این موضوع داشته باشه.

28:00.491 --> 28:01.969
‫اسلحه‌ای که باهاش ورنر رو کشتن،

28:01.993 --> 28:04.078
‫در واقع از آپارتمان یه نفر دزدیده شده بود.

28:04.162 --> 28:05.663
‫هر کسی که این کار رو کرده،
‫اثر انگشتش رو به جا گذاشته.

28:05.747 --> 28:08.875
‫اون اثر انگشت‌ها همین الان دارن
‫توی سیستم چک می‌شن.

28:08.958 --> 28:12.045
‫مال من نیستن.
‫ببینید، من هیچوقت با اسلحه سر و کار نداشتم.

28:12.921 --> 28:15.882
‫پس اگه سوال بعدی‌تون اینه که
‫خب، شب تیراندازی به اون پلیس کجا بودی؟،

28:15.965 --> 28:19.260
‫جوابم اینه، مرکز پزشکی سایپرس بی.

28:21.137 --> 28:24.557
‫اوردوز کرده بودم. نزدیک بود بمیرم.

28:25.308 --> 28:28.144
‫مدارکش رو ندارم، اما اون‌ها دارن،
‫پس می‌تونید ازشون بپرسید.

28:28.853 --> 28:32.774
‫یا اینکه می‌تونید به حرفم اعتماد کنید وقتی میگم
‫گابریل همون کاری رو کرده که میگن.

28:34.859 --> 28:36.903
‫متاسفم، چجوری می‌تونی
‫اینقدر در این مورد مطمئن باشی؟

28:38.154 --> 28:41.574
‫می‌دونید من و اون اون‌موقع‌ها کجا زندگی می‌کردیم؟
‫توی اون خونه‌ی حوالی جاده‌ی پاورلاین.

28:41.658 --> 28:44.577
‫شب بعد از اینکه از بیمارستان
‫مرخص شدم، برگشتم اونجا.

28:44.661 --> 28:47.872
‫شنیده بودم گابریل بازداشت شده،
‫فکر کردم برگردم و وسایلم رو بردارم،

28:47.956 --> 28:50.100
‫قبل از اینکه پلیس‌ها اونجا رو پیدا کنن
‫و همه‌چیز رو زیر و رو کنن.

28:50.124 --> 28:54.128
‫اما یهو چشمم به یه نفر خورد،
‫یکی از اعضای لوس کوئـرپوس دِ سانگره.

28:54.212 --> 28:56.506
‫- می‌شناسی‌شون؟
‫- آره می‌شناسم. دار و دسته‌ی خیابونین.

28:56.589 --> 28:59.175
‫تا به خودم بیام، چسبونده بودتم به دیوار
‫و یه اسلحه گذاشته بود روی سرم.

28:59.258 --> 29:01.219
‫بهم گفت گابریل رومرو اینجا می‌پلکه؟

29:01.302 --> 29:03.471
‫کدوم اتاق مال اونه؟
‫وسایلش رو کجا نگه می‌داره؟

29:03.554 --> 29:06.140
‫- مرده چرا به گابریل علاقه داشت؟
‫- زن بود.

29:06.724 --> 29:07.850
‫واضح نیست؟

29:08.476 --> 29:11.312
‫لوس کوئـرپوس گابریل رو اجیر کرده بودن
‫تا به اون پلیس شلیک کنه.

29:11.938 --> 29:13.815
‫یه قتل قراردادی بود.

29:14.399 --> 29:15.900
‫تنها دلیلی که اون زن
‫می‌تونست اونجا باشه همینه.

29:15.984 --> 29:18.861
‫شنیده بودن که گابریل رو گرفتن،
‫یه نفر رو فرستادن به اون خونه تا مطمئن بشن

29:18.945 --> 29:21.906
‫که هیچی اونجا نیست
‫که اون‌ها رو به گابریل وصل کنه.

29:22.949 --> 29:25.868
‫آره، اما اگه اونجا نبوده باشه
‫تا چیزی رو پاک کنه چی؟

29:25.952 --> 29:27.805
‫اگه اونجا بوده تا چیزی رو جاسازی کنه چی؟

29:27.829 --> 29:30.957
‫اون هودی. همونی که طرح
‫دست‌های اسکلتی پشتش بود.

29:31.040 --> 29:32.542
‫لوس کوئـرپوس ورنر رو می‌کشن.

29:32.625 --> 29:35.378
‫پلیس‌ها شروع می‌کنن به تمرکز روی گابریل،

29:35.461 --> 29:37.630
‫پس اون دار و دسته هم شروع می‌کنن
‫به جور کردن مدارکی که بهش بخوره.

29:38.381 --> 29:40.883
‫اون زنی که دیدی رو می‌تونی توصیف کنی؟

29:41.509 --> 29:42.677
‫بیست و چند ساله بود.

29:43.302 --> 29:44.762
‫ریزجثه. لاتین‌تبار.

29:44.846 --> 29:48.641
‫قبل از اینکه با یه موتور دوکاتی قرمز جیم بشه،
‫کلی به اسپانیایی بهم فحش داد.

29:51.144 --> 29:53.980
‫- در مورد موتور مطمئنی؟
‫- صد در صد.

29:59.986 --> 30:01.195
‫خودشه؟

30:02.488 --> 30:04.907
‫آره. آره مرد، قطعاً خودشه.

30:04.991 --> 30:06.576
‫حدس بزن کی قبلاً یه دوکاتی قرمز داشت.

30:13.000 --> 30:20.000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

30:27.346 --> 30:30.600
‫وارد شدن به خونه‌ی یه پلیس،
‫راه خوبیه واسه اینکه بهت شلیک بشه.

30:31.476 --> 30:33.102
‫من کلید اینجا رو دارم، یادت رفته؟

30:34.771 --> 30:40.526
‫من هیچ‌جا سرزده وارد نشدم،
‫برخلاف تو، ده سال پیش.

30:41.277 --> 30:44.030
‫اون خونه‌ی متروکه‌ای که گابریل رومرو
‫توش اقامت داشت.

30:44.697 --> 30:47.700
‫اون پسره رو پیدا کردم که اون شب
‫زهره‌ترکش کرده بودی.

30:48.618 --> 30:51.621
‫تو رو یادش بود. موتور قدیمیت هم یادش بود.

30:54.791 --> 30:58.294
‫گابریل درست یک روز بعد از اینکه
‫به بابی شلیک کرد، دستگیر شد.

30:58.920 --> 31:01.440
‫کارآگاه‌هایی که بازجویی‌ها رو
‫انجام می‌دادن، رفیق بودن.

31:01.464 --> 31:05.760
‫بهم گفتن می‌دونن کار خودشه،
‫اما یه مشکلی وجود داشت.

31:05.843 --> 31:07.112
‫آلت قتاله نداشتن،

31:07.136 --> 31:09.806
‫نه اثر انگشتی، نه دی‌اِن‌اِی،
‫نه هیچ مدرک فیزیکی‌ای، تمام.

31:11.099 --> 31:12.475
‫پس من رفتم دنبال مدرک بگردم.

31:13.559 --> 31:15.103
‫یه روز مرخصی گرفتم.

31:15.186 --> 31:19.899
‫رفتم توی خیابون، از این و اون پرس‌وجو کردم،
‫یه نفر رو پیدا کردم که یه نفر دیگه رو می‌شناخت،

31:19.982 --> 31:23.528
‫که یه شایعه شنیده بود که گابریل توی یه خونه‌ی متروکه
‫به صورت غیرقانونی ساکن شده.

31:23.611 --> 31:26.489
‫پس رفتم به اون خونه،
‫و هنوز ۶۰ ثانیه نگذشته بود

31:26.572 --> 31:28.074
‫که یه معتاد دیگه اومد تو.

31:28.157 --> 31:31.369
‫سریع فکرم رو به کار انداختم، بهش گفتم
‫عضو لوس کوئـرپوس هستم،

31:31.452 --> 31:33.663
‫هر چیزی که باعث بشه
‫فکر نکنه من پلیسم،

31:33.746 --> 31:35.748
‫بعدش اون حرفم رو تایید کرد.

31:35.832 --> 31:37.416
‫جای درستی اومده بودم.

31:37.500 --> 31:39.460
‫گابریل همونجا زندگی می‌کرد.

31:40.169 --> 31:43.005
‫در همین حین، گابریل حدوداً ۳۰ ساعتی می‌شد
‫که داشت بازجویی می‌شد، نه؟

31:43.089 --> 31:46.134
‫حداقل. و هنوز داشت گریه می‌کرد،
‫هنوز نقش قربانی رو بازی می‌کرد.

31:46.217 --> 31:48.553
‫و درست همون موقع،
‫یه گزارش ناشناس رسید.

31:48.636 --> 31:52.014
‫در مورد اون خونه بود. پلیس‌ها رفتن اونجا،
‫و هودی قاتل رو پیدا کردن.

31:52.098 --> 31:53.200
‫نه، اون‌ها هودی گابریل رو پیدا کردن.

31:53.224 --> 31:54.904
‫و همون مدرک کارش رو ساخت.

31:55.977 --> 31:58.020
‫- اعتراف کرد.
‫- می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

31:58.104 --> 32:00.499
‫فکر می‌کنی من اون گزارش رو دادم،
‫اما می‌دونی بخش جالبش چیه؟

32:00.523 --> 32:04.110
‫اون همه تلاش کشک بود
‫گزارش رو یه نفر دیگه داده بود.

32:04.193 --> 32:07.947
‫واسه من فرقی نمی‌کرد، چون تنها چیزی
‫که برام اهمیت داشت، عدالت واسه بابی بود.

32:08.531 --> 32:10.992
‫جالبه اینکه تو درست شب قبل از اینکه پلیس‌ها

32:11.075 --> 32:13.395
‫هودی قاتل رو پیدا کنن، توی اون خونه بودی.

32:13.452 --> 32:14.704
‫ببخشید، چی گفتی؟

32:14.787 --> 32:17.387
‫شاید وقتی شنیدی که هیچ مدرکی
‫برعلیه گابریل وجود نداره،

32:17.456 --> 32:20.042
‫فقط نرفتی دنبال مدرک بگردی،
‫بلکه خودت مدرک ساختی.

32:20.126 --> 32:22.962
‫یه هودی دقیقاً شبیه هودی قاتل
‫پیدا کردی و اونجا جاسازیش کردی.

32:24.589 --> 32:27.008
‫- تو رسماً عقلت رو از دست دادی.
‫- من فقط از روی احترام اومدم اینجا.

32:27.925 --> 32:30.636
‫آلت قتاله‌ای که اون موقع کسی نتونست
‫پیدا کنه رو یادت میاد؟ من پیداش کردم.

32:30.720 --> 32:32.555
‫ردش رو تا کسی که ازش دزدیده شده بود، زدم.

32:32.638 --> 32:35.892
‫همین الان منتظر مدارکی هستم
‫که بهم بگه دقیقاً کی بابی رو کشته.

32:36.434 --> 32:38.936
‫اگه بگه، همه چیز لو میره.

32:39.770 --> 32:40.813
‫همه چیز.

32:42.315 --> 32:44.525
‫پس تو می‌تونی باور کنی
‫که من مدرک‌سازی کردم،

32:44.609 --> 32:45.651
‫اما نمی‌تونی باور کنی

32:45.735 --> 32:49.780
‫که گابریل رومرو گناهکار قتلیـه
‫که خودش بهش اعتراف کرده؟

32:50.823 --> 32:52.241
‫تو من رو می‌شناسی.

32:53.659 --> 32:55.077
‫نه این اواخر.

33:07.340 --> 33:08.382
‫سلام.

33:09.717 --> 33:10.885
‫سلام.

33:10.968 --> 33:12.428
‫- سلام.
‫- بیا تو.

33:15.056 --> 33:17.350
‫- دیشب نگرانت بودم.
‫- واقعاً؟

33:17.433 --> 33:20.686
‫اون چیزهایی که در مورد
‫حرف‌هات با مل بهم گفتی...

33:20.770 --> 33:23.189
‫خب، باید انجام می‌شد.

33:25.691 --> 33:27.151
‫- بگیر.
‫- مرسی.

33:30.071 --> 33:35.368
‫هنوز خبری از اثر انگشت‌ها
‫توسط اون دوستت نشده؟

33:35.993 --> 33:39.121
‫بخوایم منصف باشیم، اونم...
‫مکالمه‌ی سختی بود.

33:40.623 --> 33:41.832
‫اگه گزارشی که همکار قدیمی بابی

33:41.916 --> 33:43.996
‫میگه اون موقع ثبت کرده رو پیدا نکنه،

33:44.043 --> 33:47.630
‫یا اگه پیدا کنه، اما اثر انگشت‌ها
‫هنوز توی سیستم نباشن،

33:49.257 --> 33:53.302
‫ممکنه اصلاً بهم زنگ نزنه، واسه همین...

33:57.265 --> 34:00.434
‫خب، می‌خواستم دوباره ازت تشکر کنم
‫بخاطر... انجام این کار.

34:01.185 --> 34:02.687
‫می‌دونم، کار راحتی نیست.

34:03.312 --> 34:08.234
‫آره، منظورم اینه که اگه کمک به آدم‌هایی
‫مثل گابریل راحت بود، همه انجامش می‌دادن.

34:08.317 --> 34:10.820
‫نه، فکر نمی‌کنم اینطور باشه.

34:13.239 --> 34:15.616
‫تو مرد خوبی هستی، آرجی دکر.

34:17.868 --> 34:18.869
‫خوشحالم که...

34:20.496 --> 34:21.747
‫خوشحالم که دوستمی.

34:29.630 --> 34:30.798
‫ببخشید.

34:33.634 --> 34:34.969
‫آه.

34:40.391 --> 34:43.227
‫- سلام.
‫- سلام. می‌تونیم هم رو ببینیم؟

34:52.028 --> 34:53.029
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست؟

34:53.529 --> 34:54.864
‫نه.

34:55.448 --> 34:57.867
‫اگه برات سوال شده،
‫من کلید اینجا رو هم دارم.

34:58.618 --> 34:59.952
‫چرا اینجاییم، مل؟

35:01.787 --> 35:04.582
‫قراره به یه عالمه آدم عذرخواهی بدهکار بشم.

35:05.207 --> 35:06.709
‫فکر کردم باید از تو شروع کنم.

35:08.169 --> 35:12.715
‫اول، می‌خوام بدونی هر چیزی
‫که دیشب بهت گفتم حقیقت داشت.

35:13.299 --> 35:17.053
‫من اون هودی رو جاسازی نکردم،
‫و برام مهمه که این رو بدونی.

35:20.014 --> 35:21.223
‫باورت می‌کنم.

35:23.559 --> 35:25.895
‫من الان همه چیز رو می‌دونم،
‫یا حداقل خیلی چیزها رو می‌دونم.

35:26.562 --> 35:30.149
‫اون اسلحه‌ای که پیدا کردی، همونی که باهاش
‫بابی رو کشتن، طرف گفته بود یکی دزدیدتش.

35:30.775 --> 35:32.210
‫کسی که دزدیده بودش،
‫اثر انگشتش رو به جا گذاشته بود،

35:32.234 --> 35:34.236
‫اثر انگشت‌هایی که تو فکر می‌کردی
‫متعلق به قاتله.

35:35.905 --> 35:37.740
‫پس با ترودی حرف زدی؟

35:40.493 --> 35:42.286
‫هی مل، چیه؟ چی شده؟

35:43.788 --> 35:46.999
‫اون یه چیزی پیدا کرد، چیزی که الان باید
‫از طریق سلسله‌مراتب قانونی طی بشه.

35:48.084 --> 35:52.213
‫و هنوز یه چیزهایی هست که می‌خوام
‫در موردشون ازت بپرسم چون می‌خوام درک کنم.

35:53.631 --> 35:56.676
‫اگه قرار باشه معنیش این باشه که من
‫اشتباه می‌کردم، پس یعنی حق با تو بوده.

35:57.885 --> 36:02.348
‫یعنی گابریل رومرو ده سال آخر زندگیش رو
‫واسه هیچی توی زندان گذرونده.

36:10.940 --> 36:12.024
‫من... فقط...

36:12.858 --> 36:15.277
‫اصلاً نمی‌فهمم.

36:15.903 --> 36:19.407
‫این همه سال بهم می‌گفتن کار گابریل بوده،
‫که فقط می‌تونسته کار گابریل باشه.

36:19.490 --> 36:21.200
‫می‌دونم خیلی سنگینه.

36:22.493 --> 36:25.830
‫اسلحه رو گفتی متعلق به فلین مگنسن بوده.

36:26.706 --> 36:29.291
‫فکر نمی‌کنی اون ربطی
‫به کشته شدن بابی داشته باشه؟

36:29.375 --> 36:31.015
‫نه، اون گفت دزدیده شده. باورش می‌کنم.

36:31.085 --> 36:33.462
‫با تمام احترام، من تو رو نمی‌شناسم،
‫پس نمی‌دونم چرا

36:33.546 --> 36:35.023
‫باید به هر چیزی که تو باورش داری گوش بدم.

36:35.047 --> 36:39.135
‫می‌دونم سخته، اما تمام مدارک نشون میده
‫که واسه گابریل پاپوش درست شده.

36:39.802 --> 36:44.974
‫کسی که این کار رو کرده،
‫خیلی دقیق و خبیث بوده.

36:46.392 --> 36:49.145
‫گیج شدم.
‫داری میگی می‌دونی کی کشتتش؟

36:50.271 --> 36:51.272
‫تو نمی‌دونی؟

36:52.815 --> 36:54.692
‫حدس می‌زنم بابی در مورد
‫اون اسلحه‌ی صحنه‌سازی بهت گفته بود.

36:55.317 --> 36:57.611
‫از دست فلین شاکی بود،
‫احتمالاً با تو در موردش حرف زده بود،

36:57.695 --> 36:58.904
‫و با شناختی که ازش دارم، مردد بود.

36:58.988 --> 37:00.590
‫نمی‌خواست هیچ ربطی به اون اسلحه داشته باشه،

37:00.614 --> 37:02.408
‫اما نمی‌خواست فلین رو هم توی دردسر بندازه.

37:02.491 --> 37:04.952
‫آره، بابی در مورد گابریل هم
‫بهت گفته بود، مگه نه؟

37:05.453 --> 37:07.496
‫اینکه گابریل چند باری تهدیدش کرده بود.

37:07.580 --> 37:10.750
‫تو هم رفتی و خودت یه ذره کارآگاه‌بازی درآوردی،
‫در مورد گابریل تحقیق کردی،

37:10.833 --> 37:14.879
‫فهمیدی شب‌هاش رو کجا می‌گذرونه،
‫یه خونه‌ی متروکه حوالی جاده‌ی پاورلاین.

37:15.588 --> 37:18.883
‫گابریل اون موقع خیلی ریزه‌میزه‌تر بود،
‫به زور بیست سالش می‌شد.

37:19.508 --> 37:21.010
‫جثه‌ی تو، جثه‌ی اون؟

37:21.093 --> 37:24.638
‫توی یه هودی گشاد و بزرگ،
‫تشخیص‌شون از هم سخت بود.

37:24.722 --> 37:27.516
‫فلین مگنسن، پلیس خوبی نبود،
‫خودش هم این رو بهت میگه،

37:27.600 --> 37:30.478
‫اما بعد از اینکه یکی اسلحه‌ی صحنه‌سازیش رو دزدید،
‫یه کار هوشمندانه انجام داد.

37:31.061 --> 37:32.229
‫دنبال اثر انگشت گشت.

37:32.313 --> 37:34.148
‫ده سال پیش، وقتی سعی کرد چک‌شون کنه،

37:34.231 --> 37:36.025
‫تو توی سیستم نبودی، اما الان هستی.

37:36.734 --> 37:38.486
‫اونم بخاطر اینکه داوطلب شدی

37:38.569 --> 37:40.696
‫تا توی اردوهای مدرسه‌ی دخترت
‫همراهی‌شون کنی.

37:40.780 --> 37:42.239
‫مل، این حرف‌ها دیوانه‌واریـه.

37:42.323 --> 37:44.116
‫آخه چرا باید بابی رو بکشم؟

37:44.200 --> 37:46.511
‫معمولاً سر مسائل جنسی یا پولـه.
‫توی این مورد، فکر می‌کنیم بخاطر پول بوده.

37:46.535 --> 37:49.413
‫مرگ بابی با یه مبلغ قابل‌توجه
‫بابت فوت در حین خدمت همراه بود،

37:49.497 --> 37:52.541
‫مزایای مادام‌العمر،
‫و معافیت شهریه واسه بچه‌ات.

37:52.625 --> 37:55.169
‫و این حقیقت هم هست
‫که بابی اولین شوهرت نبود که

37:55.252 --> 37:56.712
‫تحت شرایط تراژیک می‌مُرد.

37:57.296 --> 38:00.299
‫جسیکا در واقع اسم اولت نیست، اسم وسطته،

38:00.382 --> 38:04.011
‫و فقط از وقتی از میشیگان اومدی اینجا،
‫با این اسم خودت رو معرفی کردی.

38:04.094 --> 38:08.265
‫گلدوین، اگه بخوایم دقیق بگیم، همونجایی که
‫با عشق دوران دبیرستانت کایل، ازدواج کردی.

38:08.349 --> 38:10.559
‫اون وقتی هر دوتون ۱۹
‫سالـتون بود، توی تصادف مُرد.

38:10.643 --> 38:14.563
‫فقط سه ماه بعد از اینکه متقاعدش کردی
‫یه بیمه‌ی عمر سنگین بگیره.

38:15.481 --> 38:18.210
‫خیلی‌ها توی گلدوین فکر می‌کنن
‫تو عمداً زدی به اون درخت.

38:18.234 --> 38:21.028
‫مل، ما باهم دوستیم.

38:22.822 --> 38:26.575
‫تنها، و تاکید می‌کنم تنها چیزی در مورد تو

38:26.659 --> 38:29.829
‫که فکر نمی‌کنم دروغ باشه، عشقت به دنیلـه،

38:29.912 --> 38:35.042
‫و اگه همین الان اعتراف کنی، می‌تونی اون رو
‫از یه سری دردها و سردرگمی‌ها نجات بدی.

38:40.256 --> 38:41.674
‫نه، فکر نمی‌کنم.

38:44.426 --> 38:45.594
‫یه تیم بیرون منتظره.

38:47.596 --> 38:50.474
‫حکم تفتیش خونه‌ات،
‫حساب‌های مالیت و کامپیوترت رو دارن.

38:50.975 --> 38:54.144
‫بیا ببینیم مرگ بابی دقیقاً
‫چندتا از مشکلاتت رو حل کرده.

38:59.108 --> 39:01.110
‫با درخواست جلسه‌ی استماع مدارک
‫موافقت شده.

39:04.321 --> 39:05.364
‫به این زودی؟

39:05.447 --> 39:06.699
‫یکم پارتی‌بازی کردم.

39:06.782 --> 39:09.285
‫از یه سری رابطه‌های قدیمی پدرم استفاده کردم

39:09.368 --> 39:12.454
‫تا یه ملاقات فوری حضوری
‫با قاضی پرونده واسه کـلی بگیرم.

39:14.081 --> 39:15.165
‫یعنی دارم آزاد می‌شم؟

39:15.249 --> 39:19.211
‫هنوز کارهای زیادی مونده،
‫اما اگه دفتر دادستانی ایالتی

39:19.295 --> 39:23.465
‫با یه لایحه‌ی بدون اعتراض موافقت کنه،
‫ممکنه ظرف ۹۰ روز آزاد بشی.

39:27.720 --> 39:28.846
‫مامانت رو دیدیم.

39:29.638 --> 39:31.223
‫خبرهای خوب رو بهش دادیم.

39:32.016 --> 39:34.226
‫حالش خوبه و برای دیدنت بی‌تابی می‌کنه.

39:37.813 --> 39:38.814
‫ممنونم.

39:43.694 --> 39:47.281
‫ده سال، ده سال لعنتی دست اون زن رو گرفتم،

39:47.364 --> 39:49.074
‫و فکر می‌کردم اون دوستمه.

39:49.617 --> 39:51.577
‫می‌دونی، احمقانه‌ترین حالتی
‫که تا حالا داشتی رو تصور کن و

39:51.660 --> 39:55.289
‫هزار برابرش کن،
‫این دقیقاً همون حسیـه که من دارم.

39:56.040 --> 39:58.334
‫نمی‌خوام این رو تبدیل به یه مسابقه کنم،

39:58.417 --> 40:02.296
‫اما منم چند باری حسابی احساس حماقت کردم.

40:04.840 --> 40:06.175
‫و اون هر کوفتی که هست،

40:06.258 --> 40:08.886
‫جامعه‌ستیز، روانی، یا یه نارسیسیست بدخیم،

40:08.969 --> 40:12.181
‫یا همه‌ی این‌ها با هم،
‫بازیگر خیلی خوبی بود.

40:14.433 --> 40:17.728
‫شماها بعد از اینکه من امروز رفتم،
‫مدرک محکمی پیدا نکردید، نه؟

40:17.811 --> 40:20.522
‫نه، امیدوارم فقط مسئله‌ی زمان باشه.

40:21.523 --> 40:22.733
‫به سلامتی بابی.

40:24.109 --> 40:25.277
‫آره والا.

40:30.783 --> 40:32.469
‫مثل اینکه حسابی با ترودی شکرآب شدی.

40:32.493 --> 40:33.494
‫عمراً.

40:33.577 --> 40:37.164
‫آره، اثر انگشت‌های جسیکا تنها چیزی نبود
‫که در موردش حرف زدیم.

40:37.748 --> 40:41.460
‫نگران نباش، بسپارش به رفیقت،
‫من حلش می‌کنم.

40:41.543 --> 40:42.544
‫خودم ردیفش می‌کنم.

40:42.628 --> 40:43.879
‫حله.

40:53.597 --> 40:55.099
‫نظرت در مورد اعتراف کردن عوض نشد؟

40:55.182 --> 40:56.392
‫نه.

40:57.226 --> 40:59.979
‫نگران چیزایی که امروز از خونه‌ام بردی نیستم.

41:00.604 --> 41:03.565
‫اونـا قرار نیست بهت کمک کنن
‫این تئوری احمقانه‌ات رو ثابت کنی.

41:05.901 --> 41:08.028
‫ولی یه مسئله‌ای هست که نمی‌تونم ازش بگذرم.

41:10.864 --> 41:17.246
‫امروز حضانت موقت و اضطراری دنیل رو
‫دادن به پدر و مادر بابی.

41:19.164 --> 41:20.666
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.

41:22.710 --> 41:28.424
‫انگار یکی می‌دونسته که من چقدر درگیر می‌شم.

41:29.591 --> 41:32.636
‫می‌دونی، اکثر دیوونه‌هایی که دیدم،
‫خودشون نمی‌دونن خلن،

41:33.220 --> 41:34.906
‫ولی حتی تو هم باید بفهمی
‫اون آدمی نیستی که...

41:34.930 --> 41:36.932
‫اون الان باید پیشش باشه، مگه نه؟

41:40.144 --> 41:42.396
‫بدون اون نمی‌دونم کی هستم، مل.

41:48.777 --> 41:53.574
‫برام سواله تو بدون خانواده‌ات قراره کی باشی.

41:54.825 --> 41:55.909
‫چی؟

41:58.829 --> 42:01.457
‫جسیکا، بهم بگو کجایی.

42:03.042 --> 42:04.084
‫جسیکا.

42:05.878 --> 42:06.962
‫جسیکا؟

42:09.423 --> 42:11.550
‫جسیکا؟ جسیکا، خواهش می‌کنم.

42:13.802 --> 42:14.803
‫جسیکا؟

42:16.722 --> 42:17.848
‫جسیکا؟

42:19.975 --> 42:23.395
‫جسیکا، لطفاً بهم بگو
‫الان دقیقاً کجایی، جسیکا.

42:24.855 --> 42:25.981
‫جسیکا!

42:26.500 --> 42:46.500
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
